لوبیاشاه دچار اضافهوزن شده. غذاشو که کم میریزیم، میره با دیوار دعوا میکنه و سعی میکنه بره از تو سقف غذا شکار کنه. :)))
امشب رفته بود روی کابینتهای بالایی، و داشت محاسبه میکرد چجوری بپره تو سقف. آیا اونجای سقف سوراخی وجود داشت؟ خیر. فقط چون صدای میز و صندلی همسایه بالایی از اونجا میآد، فکر میکرد میشه یه راهی بهش پیدا کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نان و بیسکوییت خواستید در خدمتیم. 🙏
از روزی که سوپ رفت، یک روز کاملا آفتابی نداشته خونهمون. بارون هم نمیآد. قشنگ مشخصه آسمون هم دلش تنگه. :(
💔1
قوریم شکست. از دنیایی که شیشه توش میشکنه خستهم. این شکنجه تا کجا ادامه داره خدای بزرگ؟ توان مقابله با کوچکترین مشکل رو هم ندارم دیگه.
دیدین وقتی عصبانی و ناراحت هستید و خودتون رو بهزور نگه داشتید که گریه نکنید، و یهو پاتون میخوره به گوشهٔ میز و همون رو یک ساعت میشینید گریه میکنید؟
من در چند روز اخیر همهش در این حالت بودم. مثل تلاش برای نگهداشتن پشم شیشه با چسب کاغذی، تلاش میکنم خودم رو نگه دارم. ولی پرز به پرز، وجودم مدام از هم میپاشه.
من در چند روز اخیر همهش در این حالت بودم. مثل تلاش برای نگهداشتن پشم شیشه با چسب کاغذی، تلاش میکنم خودم رو نگه دارم. ولی پرز به پرز، وجودم مدام از هم میپاشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و وقتی که دو متر زیر [خاک] باشم و کرمها قلبم را بخورند، مزهٔ عشقی که به تو دارم را خواهند چشید و تا ابد دنبال [چشیدن دوبارهٔ] شیرینیاش خواهند گشت.
وای چقدر بدم میآد وقتی یه حرفی میزنم جدی گرفته نمیشه و بعد چند روز بعد یکی دیگه میآد همون حرف من رو به خودم میزنه و دنبال اینه که بگم آفرین، تو کشفش کردی. من نفهم هستم و تو بسیار فهیم هستی و حالااااا که تو این حرف رو زدی، متوجه درستی حرفت میشم.
مثلا من دانش فنی که ندارم، ولی به آقای صابخونه میگم اینجوری که من سرچ کردم، مشکل از فلانجای پکیج به نظر میآد. باید بگیم تعمیرکار بیاد. میخنده میگه نه چیزی نیست. دو سه بار دیگه که بهش میگم پکیج اینجوری شده و تعمیر میخواد، برگشته به من میگه من سرچ کردم مشکل از فلانجای پکیجه باید بگیم تعمیرکار بیاد.
ای من ریدم به این زندگی که چند روز ما باید سرما و بیخوابی بکشیم که تو یه گوگل باز کنی.
ای من ریدم به این زندگی که چند روز ما باید سرما و بیخوابی بکشیم که تو یه گوگل باز کنی.
البته فقطم این نیستا. کلا یکی از علائم من بودن اینه انگار. از کودکی تا همین سن پیرخر، از دوست و آشنای دور تا خانواده، هیچکس حاضر نیست به حرفم گوش کنه.
نشون به اون نشون که ۱۲ سالگی التماس میکردم من رو ببرن پیش مشاور یا دکتر چون حالم خوب نیست و اصرار داشتن که ریشهٔ مشکل من با قطعکردن اینترنت خونه حل میشه و وقتی در ۲۴ سالگیم فهمیدن اختلال خلقی دارم گریه میکردن که چرا زودتر نگفتی یه کاری برات بکنیم. حرص و فشار.
نشون به اون نشون که ۱۲ سالگی التماس میکردم من رو ببرن پیش مشاور یا دکتر چون حالم خوب نیست و اصرار داشتن که ریشهٔ مشکل من با قطعکردن اینترنت خونه حل میشه و وقتی در ۲۴ سالگیم فهمیدن اختلال خلقی دارم گریه میکردن که چرا زودتر نگفتی یه کاری برات بکنیم. حرص و فشار.
چنل پرایویت زدم چرتوپرت بگم. اینجا خیلی تعداد بالاست روم نمیشه. 🙏
موقتی لینکش رو تو کامنتای همین پست میذارم بعدا برمیدارم. اگر مایل به کسشر هستید در خدمتم. 🙏
موقتی لینکش رو تو کامنتای همین پست میذارم بعدا برمیدارم. اگر مایل به کسشر هستید در خدمتم. 🙏
Forwarded from Crocodile rock
دیلی سارا و فقط سارا
بلک فرایدی داره بهم استرس میده همهش fomo دارم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگیم از وقتی قبول کردم پول ندارم پس دیگه فرق نمیکنه بلک فرایدی باشه یا یه روز عادی
از یه روز قبل اینکه سوپ بیاد پیشم، داشتم برگری باب رو دوباره میدیدم. بیشتر پلاتها رو یادمه ولی باورنکردنیه که چقدر با هر بار تماشا، یک چیز جدید میبینم و یک چیز جدید میشنوم و یک چیز جدید راجعبه زندگی یاد میگیرم و یک بخشی از وجودم آرامش میگیره. دست تمام سازندههاش رو میبوسم.
اینقدر این برنامه با لطافت و زیبایی ساخته شده و اینقدر عشق و محبت بین کاراکترهاش در جریانه که بخشی از زندهموندنم رو مدیونشم.
خیلی وقت بود میخواستم راجعبهش بنویسم هی یادم میرفت تا اینکه این ویدئو رو الان دیدم:
اینقدر این برنامه با لطافت و زیبایی ساخته شده و اینقدر عشق و محبت بین کاراکترهاش در جریانه که بخشی از زندهموندنم رو مدیونشم.
خیلی وقت بود میخواستم راجعبهش بنویسم هی یادم میرفت تا اینکه این ویدئو رو الان دیدم:
حس میکنم دیگه کمکم باید اسم رمز بذاریم توی خانوادهها. حساب بانکی نسلهای قبل قراره بترکه. 🙏