SevenHells
606 subscribers
3.74K photos
81 videos
6 files
37 links
زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.
Download Telegram
SevenHells
فرشتهٔ نگهبانم امروز هوام رو داشت :)
اینجا دیده نمی‌شه. اون زیر پاش رو گذاشته رو پام که تماسمون برقرار باشه و من قانع بشم که وقت خوبی برای خودکشی نیست.
🍓7
دلش رو ندارم برم جای سوپ رو تمیز کنم. 😞
امروز هرچی سعی کردم خودم رو قانع کنم نتونستم. امیدوارم فردا جرئتش رو پیدا کنم. 😞😞
💔1
سیگارم رو برداشتم رفتم پشت‌بوم. همین‌جوری از پشت نرده‌ها به پایین زل زده بودم. انگار منتظر بودم روحم خودش از بدنم جدا بشه. کاش حوادث غیرطبیعی رخ می‌داد و من یه‌جوری خوب می‌شدم.
سوپ،
طفل کوچک رنج‌دیدهٔ مهربانم
دیگه بدنت گرم نیست، ولی گرمای محبتت توی قلب من می‌مونه. ❤️‍🩹
💔4
می‌رم به زور بخوابم. وقت خوبی برای بیداری نیست.
خوابم نمی‌بره. سرم مثل اولین حملهٔ ام‌اسم درد گرفته و دیگه نمی‌دونم چیکار کنم. برام دعا کنید حالم خوب شه. واقعا بدنم طاقت این‌همه غصه رو نداره. شما رو هم می‌آم هی ناراحت می‌کنم. ولی اینجا می‌نویسم چون اصلا حوصلهٔ گفت‌وگو ندارم. چیزی ازم دوا نمی‌کنه. اصلا واسه دل خودتون هم شده دعا کنید که خوب شم و دیگه غصهٔ من رو نخورید. :(
🍓4
۱۰ ساعت خوابیدم و بهترم. شاید شب برم برای تمیزکاری. فعلا دارم خونه رو مرتب می‌کنم تا فکرم مشغول باشه و وقت نکنم ناراحت باشم. 🥲
رفتم جای سوپ رو جمع و تمیز کردم. به‌طور فیزیکی، دیگه هیچ اثری ازش تو زندگی‌م نیست. ولی خودم دیگه آدم قبلی نمی‌شم. الان دیگه عاشق‌تر از قبلم، چون یک موجود دیگه وارد قلبم شده و هرگز قرار نیست فراموشش کنم.

دوستت دارم سوپ عزیزم. امیدوارم من رو ببخشی که بیشتر از این نتونستم کمکت کنم. امیدوارم جای خوبی باشی و با بدن سالمت درحال بازی باشی. تو لیاقتت خیلی بیشتر از من بود. ❤️
🍓5💔1😭1
فرشتهٔ نگهبانم
🍓4❤‍🔥2
لوبیاشاه دقیقا بابت طبع سلطنتی‌ش شده لوبیاشاه.
از وقتی این روکش ساتن رو کشیدم رو این بالش، از روش تکون نمی‌خوره. رخت‌خواب ساتن باید بخرم برا خانومی.
🍓2😭2
🍓4
لوبیاشاه دچار اضافه‌وزن شده. غذاشو که کم می‌ریزیم، می‌ره با دیوار دعوا می‌کنه و سعی می‌کنه بره از تو سقف غذا شکار کنه. :)))
امشب رفته بود روی کابینت‌های بالایی، و داشت محاسبه می‌کرد چجوری بپره تو سقف. آیا اونجای سقف سوراخی وجود داشت؟ خیر. فقط چون صدای میز و صندلی همسایه بالایی از اونجا می‌آد، فکر می‌کرد می‌شه یه راهی بهش پیدا کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نان و بیسکوییت خواستید در خدمتیم. 🙏
از روزی که سوپ رفت، یک روز کاملا آفتابی نداشته خونه‌مون. بارون هم نمی‌آد. قشنگ مشخصه آسمون هم دلش تنگه. :(
💔1
قوری‌م شکست. از دنیایی که شیشه توش می‌شکنه خسته‌م. این شکنجه تا کجا ادامه داره خدای بزرگ؟ توان مقابله با کوچک‌ترین مشکل رو هم ندارم دیگه.
دیدین وقتی عصبانی و ناراحت هستید و خودتون رو به‌زور نگه داشتید که گریه نکنید، و یهو پاتون می‌خوره به گوشهٔ میز و همون رو یک ساعت می‌شینید گریه می‌کنید؟
من در چند روز اخیر همه‌ش در این حالت بودم. مثل تلاش برای نگه‌داشتن پشم شیشه با چسب کاغذی، تلاش می‌کنم خودم رو نگه دارم. ولی پرز به پرز، وجودم مدام از هم می‌پاشه.
به‌سوی تک‌تک پست‌های ai و «آرتسست‌های» ai و «مهندس پرامپت»های ai
بی‌مایه‌اند و ناراحت‌کننده. با نفرت و احترام. 🙏