SevenHells
606 subscribers
3.74K photos
81 videos
6 files
37 links
زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.
Download Telegram
در باب عن‌وگه بودن ai همین بس که توی اپ هنری، آپشن گذاشتن که از هوش مصنوعی عن‌وگه بخوای یک نقاشی رو در یک منظرهٔ کامل‌تر نشون بده. تولیداتش اینقدر آشغاله که حتی احتیاج به اون کادر مسخره نداری. در اولین نگاه می‌فهمی از فلان خط به‌بعد، هنری خرج اون رنگ‌ها نشده و هر کودن بی‌احساس و عاطفه و هنری هم قابلیت بیشتری ازش داره.
🗿2👀1
سوپ تلف شد...
💔11
موقع رفتنش پیشش نبودم. طفلکم تنها بوده...
خدا منو بکشه. این زندگی بسه. طاقت ندارم.
💔3
حداقل آروم شد. از درد راحت شد. چند روزی غذا خورد و گرم بود و بغل گرفت.
Rest in peace Soup. I will forever love you. :(
💔2🍓2
امیدوارم اگه کسی بهش لگد زده، زجرکش بشه. این انحنای ستون فقرات بدون ضربه پیش نمی‌آد اصلا و احتمال اینکه لگد خورده باشه خیلی زیاده. تیکه‌تیکه بشی الهی. :(((((((((
💔4
سوپ رو در یکی از جنگل‌های اطراف، با تدابیر محیط‌زیستی و بهداشتی دفن کردیم. الان یک ویوی عالی از تهران داره تا ابد. روحت در آرامش عزیز رنج‌دیدهٔ من. :(❤️
🍓6
از هرکسی گیرم می‌آد دارم قول می‌گیرم که سوپ حالش خوبه الان. کاشکی من جای تو می‌مردم سوپ قشنگم. کاشکی می‌موندی و خوب می‌شدی و من می‌مردم. تو خیلی بهتر از من بودی مامان کوچولوی قشنگ مهربانم. :(
سوپ تنها گربه‌ای بود در عمرم که تا چشمش بهم می‌خورد خرخر می‌کرد. بااینکه ماساژش درد داشت، باز هم برای منی که مایهٔ دردش می‌شدم خرخر می‌کرد. قلبش خیلی مهربون بود. دلم براش تنگ می‌شه.
😭4
حالا الان افتادم رو دور گریه برای لوبیا که چقدر دوستش دارم و برای دردهای نداشته‌ش گریه می‌کنم. تو دورهٔ پی‌ام‌اس هم نیستم. باز یه چیزی توی مغزم تغییر کرد امروز و دیگه طبیعی نیستم. امیدوارم خوب بشم.
😭1
حالا مردی هم امشب می‌گف سوپ کوچولو ازت می‌خواد درساتو بخونی و اینقدر گریه نکنی. این رو که گفت چنان زدم زیر گریه، نمی‌تونستم نفس بکشم. به غلط کردم افتاده بود. :)))
در کنار سلامت روانم، حلقه و یه لنگهٔ هندزفری‌م هم گم شد. از اون روزا که فقط باید خودت رو هیپنوتیزم کنی تا یادت بره در طول چند ساعت چقد بدبخت بودی.
گل گلدون من
شکسته در باد :(
حس تنهایی در غم داره خفه‌م می‌کنه. همین چند شب پیش، از فرط حس عزلت و بیچارگی دست‌به‌دامن دعا شدم. بعد از سال‌ها واقعا دعا کردم این طفل معصوم خوب بشه. اگر خدایی هست و اون التماس‌های من رو شنید و تصمیم گرفت این اتفاق بیفته، قطعا من رو دوست نداره. خدایا، اگه وجود داری، بسه. یکم کمتر امتحانم کن. یکم دل من رو سبک کن. یا بذار منم یکم خوشحال زندگی کنم یا هم من رو از روی این زمین بردار. نمی‌دونم دیگه به چی و کی و کجا التماس مرگ کنم. خسته شدم. از غصه خسته شدم. از خودم خسته شدم. از همه‌چیز خسته شدم. سینه‌م سنگینه. از این‌همه غصه بدنم درد می‌کنه. هر روز باید مسکن بخورم تا بتونم روی پام بایستم. فقط غصهٔ سوپ نیست که. رفتن سوپ تکهٔ آخر جنون منه. دیگه کشش ندارم. خسته شدم. خسته شدم. خسته شدم. هر روز به نخ می‌رسم و پاره می‌شم و دوباره خودم رو گره می‌زنم. مگه وجود من چقدر نخ داره دیگه؟ یکپارچه شدم گره کور. التماس می‌کنم، به هرکی که هست و نیست. من رو تموم کن. زجر من رو تموم کن. تن و روان رنجور من رو راحت کن.
💔4
فرشتهٔ نگهبانم امروز هوام رو داشت :)
🍓5