SevenHells
606 subscribers
3.74K photos
81 videos
6 files
37 links
زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.
Download Telegram
SevenHells
Photo
بچه‌ها تو رو خدا اگه می‌تونین حتی شده چند روز موقت نگهش دارین بگین. کلا دو سه تا قرص در طول روز باید بخوره. حتی براش پد می‌خریم بذاریدش توی یه کارتن روی پدش باشه ولی حداقل گرم باشه جاش. :((((((((
الان داره تو یه بالکن زندگی می‌کنه و شبا واقعا سردش می‌شه. :((((
وای قلبم داره مچاله می‌شه. 😭😭😭
Forwarded from درخت؛ (Mahin)
سلام✨️
پروفایل کاری من داخل سایت کلینیک فعال شده می‌تونید به اطلاعات و رزومه‌‌‌م دسترسی داشته باشید.
اگر سوالی راجب درمان آنلاین، سوپرویژن، نحوه‌ی ثبت نوبت و هر چیز دیگه‌ای بود اینجا بپرسید🌱 :

http://t.me/BluChtBot?start=60a2ac09badaaa818c
مهین خانومی نازم، دوست مهربان و خوبم، دیگه تبدیل به روان‌درمانگر شده (به من هم شیرینی بدهکاره).
هم ببینید دوستام چقد خوبن که حداقل با پز دست دوم عشق و صفا کنم.
هم برید درمانتون کنه. 😔🙏
خیلی انسان خوش‌قلب، مهربان، خوش‌مزه و جالبیه. قول می‌دم خوب باشه. روان‌درمانی که کلا خوش نمی‌گذره، ولی خب با این خانومی قابل و شایسته قابل‌تحمل‌تره حتما. 🙇
❤‍🔥2
با این تغییر قانون مهریه، زیاد می‌بینم که بحث می‌کنن که «زنم اموالم رو بالا کشید» یا «من یکی رو می‌شناسم کلا از مهریه کاسبی می‌کنه و زندگی‌ش توپ شده» و باز یاد عمهٔ پدرم افتادم.

عمهٔ بابای من تقریبا ۹۰ سالشه. حدودا ۸۰ سالگی ازدواج کرد. شوهرش قبل ازدواج همهٔ اموالش رو وقف کرده بود. چون اموال موقوفه رو نه می‌شه فروخت، نه می‌شه مهریه کرد، حدودا یک سال داشت با ادارهٔ اوقاف دعوا می‌کرد که یه قراردادی چیزی باهام ببندین که اگر من مردم، زنم بتونه تا مرگش تو خونه‌م زندگی کنه. نمی‌دونم آخرش تکلیف ارث و مهریه‌ش چی شد، ولی می‌دونم الان توی همون خونهٔ وقفی زندگی می‌کنه و گاهی‌اوقات برای داروهاش از بقیه مجبوره کمک بگیره.

می‌خوام بگم قانون مهریه و ارث و این بحثا فقط مال دختر جوان اغواگری که دنبال مردهای احمق می‌افته نیست. مهریه مال زن ۸۰-۹۰ ساله‌ای که روزهای خوشی نداره هم هست.

هرچند این قانون بیشتر مربوط به پرداخت مهریه بعد از طلاق و ایناست و به ارث کسی که فوت شده کاری نداره (تا جایی که می‌دونم)، ولی این صحبت‌های همیشگی از «یک کسی می‌شناسم که کاسب مهریه‌ست» واقعا آزارم می‌دن. قوانین مربوط به ازدواج روی همه تاثیر می‌ذاره. روی اون زنی که به اصرار شوهرش نشسته خونه و بچه بزرگ کرده و الان دیگه مهارت پول‌سازی نداره هم تاثیر می‌ذاره. روی زن بیوهٔ ۹۰ ساله هم تاثیر می‌ذاره. روی زن تحت خشونت خانگی هم تاثیر می‌ذاره. و تاثیر می‌ذاره روی هزاران مورد دیگه، که مطمئنم تعدادشون خیلی بیشتر از اون کساییه که «کاسب مهریه‌»ن.
👍4
نشستم ریاضی گسسته خوندم مغزم تازه شد. خوش گذشت. یادگیری رو کلا توصیه می‌کنم. 🙏
SevenHells
Photo
خانومی رو با اصرار و بدبختی آوردیم دو سه روز تو بالکن فامیل نگهش داریم 😭 دعا کنید براش پرستار پیدا بشه حداقل تا حالش خوب شه :(((
❤‍🔥2
اسمش رو هم گذاشتن فتانه 😭❤️
ولی من بهش می‌گم سوپ 🥲❤️
یادم اومد یه بار که خانوادگی رفته بودیم مشهد و با مردی قرار بود برم بیرون، بابام به‌صورت رندوم کارتش رو بهم داد و گفت برای خودت یه کادو بخر.
نه تولدم بود، نه سالگردمون بود، نه هیچ. همین‌جوری عشق کرده بود برم یه چیزی بخرم (این محبت‌های این‌شکلی کلا تو خانوادهٔ ما به‌ندرت پیش می‌آد اصلا).
بهترین ریمل عمرم رو اونجا خریدم و الان باز از فکرش خوشحال شدم. ممنون بابا 🫶
🍓4
سوپ رو ماساژ دادم و بالاخره جای آویزون نشستن، پنج-ده دقیقه روی پاش نشست. :(
الانم رفت تو آفتاب دراز کشید خوابید. ❤️🥲
🍓4
امروز هم درگیر خاطرات چرت‌و‌پرت هستم.
کلاس پنجم که رسیدم، قدم حدودا ۱۰ سانت رشد کرد یهو (مثلا در طول یکی دو ماه). یادم افتاد یه روزی از همین روزایی که داشتم قد می‌کشیدم، با چنان استخون‌دردی از خواب بیدار شدم که فکر می‌کردم تو خوابم زدم پام رو شکستم.
کودکی زمان جالبیه. مخصوصا اگر آدم مثل من کودک احمق و نگرانی باشه.
SevenHells
سوپ رو ماساژ دادم و بالاخره جای آویزون نشستن، پنج-ده دقیقه روی پاش نشست. :( الانم رفت تو آفتاب دراز کشید خوابید. ❤️🥲
از ترس لوبیا لباسایی که باهاشون می‌رم پیش سوپ، کاملا فرق دارن. قبل اینکه بیام خونه، صورتم، دستام و پاهام رو پنج بار با صابون می‌سابم، درحدی که دستم ترک خورده. الان اومدم خونه و هی اصرار داره دستم رو بو کنه و من مجبورم دستامو قایم کنم، درحالی‌که در حالت عادی محل سگ بهم نمی‌ذاره. لوبیا تو به کجا وصلی؟ 😭
😭1
وای بچه‌ها این طفل معصوم اینقد مظلومه هر لحظه که یادش می‌افتم گریه می‌کنم. امشب داشتم ماساژش می‌دادم و از درد داشت زمین رو گاز می‌گرفت. منم همین‌جوری زده بودم زیر گریه، می‌گفتم بخدا مجبورم. تموم که شد بغلش کردم. تا بغلش کردم و گرم شد مثل تراکتور داشت خرخر می‌کرد. الهی بمیرم من براش. گریه‌م بند نمیاد جدی. حالم دگرگونه اصلا. تا قیامت ناراحتم براش. :((((
💔6
SevenHells
Photo
حالم امشب اینجوریه قشنگ.
خدایا بذار من بخوابم. حداقل صوری بمیرم. 😭
سوپ امروز از زانوی یکی از پاهاش استفاده کرد. بال‌هایم دوباره سبز شدند اصلا. 😭
🍓3❤‍🔥2
SevenHells
Photo
من همیشه اون بالایی‌ام، به‌جز وقتی که لوبیا و سوپ:
گاهی اوقات به کسایی که از ته دلشون به خدا ایمان دارن حسودی‌م می‌شه. فکر کن تو ذهنت یکی هست که هرچی دلت می‌شکنه می‌ری سراغش و مطمئنی حالت رو خوب می‌کنه. حدسم اینه که تلقینش هم حالشون رو خوب می‌کنه. کاشکی به یه چیزی همینقد محکم ایمان داشتم. هر چیزی. فکر خودم نجاتم نمی‌ده. مریضم. دیگه نمی‌کشم.
👍4