کسی داریم که خودش یا پدرش یا آشنای نزدیکش توی دایره جنایی نیروی انتظامی ای جایی کار کنه؟ یه سوال کوچیک دارم. برا مریض میخوام. 🤧
هر کسی روحشو یک جا میذاره و بعدش به جبر جغرافیایی تن میده. روح من توی پراگ جا مونده، در حالی که تا به حال اونجا نبودم، بعدش به جبر خاورمیانه تن دادم و بعید میدونم بدون فروختن روحم بتونم پاشم برم اونجا.
بنظرم رابطهای که دو طرفش هی سعی کنن حسودی اون یکی رو زیاد کنن تا صمیمیت طرف مقابلشون بیشتر بشه و با ترس از دست دادن و حسودی کنار خودشون نگهش دارن، رابطه نیست. فقط یه تپه تاپاله تازه س.
گربهی سیاه عزیزم، آدمی موجودی است که از دردهای بزرگ نمیشکند. نوع بشر را دردهای کوچک، ذره ذره ذره، آرام و بیصدا، خرد میکند، مثل جریان رودخانه که دل کوهها را. آدم که هستی احتمالا هر روز خودت را توی خطر میاندازی، هر روز میزنی بیرون، از شعاع محفوظ مهربان خانه، لابلای یک مشت گرگ و شغال، نفس میکشی، زندگی میکنی، جان میکنی تا نمیری، میدوی تا دریده نشوی، زخم میخوری ولی جایش را میبندی، عاشق میشوی، شکست میخوری، بیشتر از تمام خندههات گریه میکنی، کم کم کرگدن میشوی، از همه چیز جان سالم به در میبری، همه چیز را شکست میدهی، میشوی غول مرحله آخر، ولی آخرش باز هم صدای گریه یک بچه دماغوی تنها، در شعاع بیست متریات که برای بستنیاش گریه میکند و مورد بیتوجهی قرار میگیرد، تو را میکشد. بدتر از نیش تمام مارهایی که از دستشان فرار کردی و تیز تر از دندان تمام گرگهای جهان، صدای یک بیپناهی تو را میکشد. تو میفهمی بیپناهی چیست؟
عزیزکم، در حال انجام چه کاری هستی که در حال توجه کردن به من نیستی؟
ببین شاید باورت نشه ولی هیچکس تورو به اندازه خودت نمیشناسه. برای همین اگه به مامانت میگی من میخوام برم ادبیات بخونم میخنده میگه تو؟ له نشو. اگه به دوستت میگی میخوام فلان کارو شروع کنم میخنده میگه مگه میتونی؟ له نشو. اگه به همسایهت میگی میخوام سرمایهمو تا فلان سال ۳ برابر کنم و میگه باشه داداش به منم زنگ بزن، له نشو. باشه؟ هیچکدومشون مطمئن نیستن که میتونی یا نمیتونی، چون، شاید باورت نشه منم باورم نمیشد، اونا توی سر تو زندگی نمیکنن که برنامههات و تواناییاتو ببینن. پس پاشو، گت یور شت توگدر و هر غلطی میخواستی بکنی بکن. اوکی؟ اوکی. همصحبتی خوبی بود.
کاشکی کینتسوگی برای آدمها هم بود! هفت تا شمش طلا رو تنهایی مصرف میکردم.
* کینتسوگی هنری باستانی در شرق آسیا بوده که در اون، ظرف های شکسته رو با طلا به هم میچسبوندن و این اعتقاد که این شکستگیها و ضعفهاست که مارو قشنگ میکنه، هم پشتوانه و هم نتیجه این هنر در فرهنگشون هست. :)
* کینتسوگی هنری باستانی در شرق آسیا بوده که در اون، ظرف های شکسته رو با طلا به هم میچسبوندن و این اعتقاد که این شکستگیها و ضعفهاست که مارو قشنگ میکنه، هم پشتوانه و هم نتیجه این هنر در فرهنگشون هست. :)