صدای خنده که در اوج دردها داریم
صدای گریه که عمری ست بیصدا داریم
صدای خانهی سبزی ته ِ ته ِ دنیا
صدای رؤیایی واقعی که ما داریم...
- سید مهدی موسوی.
صدای گریه که عمری ست بیصدا داریم
صدای خانهی سبزی ته ِ ته ِ دنیا
صدای رؤیایی واقعی که ما داریم...
- سید مهدی موسوی.
از دست دادن حسی است که تجربه کردنش هیچگاه سادهتر نمیشود، چرا که برای هرچیز از دست رفتهای، خاطرات متفاوتی به ذهنت هجوم میآورند و هربار که چیزی یا کسی را از دست میدهی، جای خالیاش شکل متفاوتی دارد. و غمبار است که بالاخره، جایی میان انکارهایت، قلبت فشرده میشود و میفهمی دیگر هیچ چیز، به اندازه از دست رفتههایت برای پر کردن جای خالیشان مناسب نیست. شبها برایت آرزو میکنم هیچ چیز را از دست ندهی. نه لذت تاب خوردن لابلای چمنهارا، نه لذت دویدن را، نه لذت در آغوش کشیدن را و نه هیچ چیز دیگری...
شمارو دعوت میکنم به فکر کردن به یک چایی داغ در یک عصر بارونی تا گرمای نکبت تابستون قابل تحملتر بنظر بیاد.
هر شب به ستارهها میگم دوستت دارم. شاید اونور دنیا، یه وقتی نگاهشون کردی، یکیشون بهت چشمک زد، یاد من افتادی و دلت گرم شد.
من دیگه نیت خیر هیچکسی که توی اینستا و تلگرام و اینور اونور داره خیرخواهیشو پخش میکنه باور نمیکنم. چون باور دارم اگر نیت یک نفر صرفا خیرخواهی باشه اینقد تو بوق و کرنا پخشش نمیکنه. مگر اینکه حواسش نباشه و بقیه پخشش کنن. ولی خودت؟ خودت چه دسته بیلی هستی میدی ازت فیلم بگیرن که داری مثلا کمک میکنی به یکی؟
کاش میشد بزنمت زیر بغلم و بدوام. مهم نیست کجا. فقط بدوام و برم. ولی زورشو ندارم. توام قدت بلنده و صورتت به تیر برقا و آدما میخوره و ادامه مسیر رو ناممکن میکنی. کاشکی دنیا پرفکت بود عزیزم. کاشکی...!