فکر کنم بطور خلاصه این میشه که برای رسیدن به هدف ها، اول باید هدف رو بشناسیم. و برای موفقیت توی هر هدف از نظر من، نیازه که آدم استعدادشو داشته باشه، تواناییش و پشتکارشو داشته باشه و در نهایت محیط بهش اجازه شکوفایی کامل رو بده.
چند نفرو تصور کنیم که توی زندگیشون سرگردونن.
فرد الف، نمیدونه از زندگی چی میخواد. اون استعداد موسیقی داره، ولی والدینش این استعدادشو نشناختن چون خجالت میکشیده نشونشون بده و مدرسه آشغالش هم هیچوقت بخاطر این استعدادش بهش کردیت یا پاداشی ندادن. این فرد توانایی مالی خرید وسایل موسیقی رو داره و میتونه شهریه دانشگاه رو بده، اون آدم سختکوشیه و الان داره با معدل الف متالوژی میخونه ولی خوشحال نیست. فرد الف اگه دلش میخواست بره رشته موسیقی، مخالفتی باهاش نمیشد و توی شهری که زندگی میکرد هم موسیقی درس داده میشد پس براش سخت نبود ولی فرد الف تلف میشه. چون هدفشو نشناخته.
فرد ب هدفش اینه که یکی بشه مثل باخ، مثل بتهوون، توانایی مالیشو داره و کلی کلاس موسیقی رفته از بچگی، خیلی تلاش کرده برای این قضیه و پدر و مادر و مدرسه ش همیشه سعی کردن تشویقش کنن این راهو ادامه بده، ولی فرد ب، باید سالیان سال تلاش کنه تا به حاصل دسترنج یه فرد با خصایص خودش برسه، صرفا چون استعداد نداره. فرد ب فهمیده این سرمایه گذاری احساسی و مالی و زمانی براش بازگشتی نداره و الان سردرگمه.
فرد ج هم دلش میخواد باخ و بتهوون مدرن بشه، استعدادشو داره و میتونه با مداد هم موسیقی های زیبایی تولید کنه، اما توانایی مالیشو نداره برسه به هدفش. اون نمیتونه ابزارآلات موسیقی و پول دانشگاه یا کلاسو بده. فرد ج، علی رغم پشتکار زیاد و استعداد زیاد و محیطی که بهش اجازه شکوفایی میده، چون توانایی رسیدن به آرزوشو نداره، حالا سردرگمه و نمیدونه دیگه چیکار کنه.
فرد د رو داریم، دوست داره باخ یا بتهوون امروزی بشه، استعدادشو داره و میشناستش، توانایی مالیشو داره، تلاششو داره اما میدونین؟ تلاش فرد د هیچوقت کافی نیست. چون حاضر نیست از خواب و تفریحش بزنه تا باخ یا بتهوون بشه. فرد د، با اینکه محیط غنی ای داره، بخاطر تنبلیش میشینه سرجاش و سخت دنبال چیزیه که با کار کمتر و دردسر کمتر، بهش خوشحالی ای در حد باخ و بتهوون شدن بدن.
آخر میرسیم به فرد ح. فرد ح خیلی بدبخته. فرد ح میدونه چی میخواد، میخواد باخ یا بتهوون بشه. ح استعدادشو داره، بدون اینکه بخواد میتونه هرنتی که میشنوه رو شناسایی کنه، ح پدر و مادر پولداری داره که میتونن بفرستنش کلاس و دانشگاه و وسایلی که میخوادو بخرن، ح پشتکار خیلی زیادی داره، توی زندگیش به تمام استانداردای سخت گیر جامعه رسیده و هیچوقت کم نذاشته. ولی پدر و مادر ح، از موسیقی بدشون میاد. اونا ح رو برای علاقه ش سرزنش میکنن. خانواده ح بهش میخندن چون میگه نمیخواد پزشک یا مهندس یا فضانورد بشه، ح هر شب باخ گوش میده و اشک میریزه و سردرگمه چون نمیتونه به خودش بقبولونه که مسیری که بقیه میخوانو پیش بگیره و اگه مسیری که خودش میخوادو پیش بگیره یه چیزایی رو از دست میده که باعث رسیدنش به هدفش میشدن. بنابراین ح، وایمیسه و خراب شدن رویاهاشو تماشا میکنه.
شما کدومین؟
چند نفرو تصور کنیم که توی زندگیشون سرگردونن.
فرد الف، نمیدونه از زندگی چی میخواد. اون استعداد موسیقی داره، ولی والدینش این استعدادشو نشناختن چون خجالت میکشیده نشونشون بده و مدرسه آشغالش هم هیچوقت بخاطر این استعدادش بهش کردیت یا پاداشی ندادن. این فرد توانایی مالی خرید وسایل موسیقی رو داره و میتونه شهریه دانشگاه رو بده، اون آدم سختکوشیه و الان داره با معدل الف متالوژی میخونه ولی خوشحال نیست. فرد الف اگه دلش میخواست بره رشته موسیقی، مخالفتی باهاش نمیشد و توی شهری که زندگی میکرد هم موسیقی درس داده میشد پس براش سخت نبود ولی فرد الف تلف میشه. چون هدفشو نشناخته.
فرد ب هدفش اینه که یکی بشه مثل باخ، مثل بتهوون، توانایی مالیشو داره و کلی کلاس موسیقی رفته از بچگی، خیلی تلاش کرده برای این قضیه و پدر و مادر و مدرسه ش همیشه سعی کردن تشویقش کنن این راهو ادامه بده، ولی فرد ب، باید سالیان سال تلاش کنه تا به حاصل دسترنج یه فرد با خصایص خودش برسه، صرفا چون استعداد نداره. فرد ب فهمیده این سرمایه گذاری احساسی و مالی و زمانی براش بازگشتی نداره و الان سردرگمه.
فرد ج هم دلش میخواد باخ و بتهوون مدرن بشه، استعدادشو داره و میتونه با مداد هم موسیقی های زیبایی تولید کنه، اما توانایی مالیشو نداره برسه به هدفش. اون نمیتونه ابزارآلات موسیقی و پول دانشگاه یا کلاسو بده. فرد ج، علی رغم پشتکار زیاد و استعداد زیاد و محیطی که بهش اجازه شکوفایی میده، چون توانایی رسیدن به آرزوشو نداره، حالا سردرگمه و نمیدونه دیگه چیکار کنه.
فرد د رو داریم، دوست داره باخ یا بتهوون امروزی بشه، استعدادشو داره و میشناستش، توانایی مالیشو داره، تلاششو داره اما میدونین؟ تلاش فرد د هیچوقت کافی نیست. چون حاضر نیست از خواب و تفریحش بزنه تا باخ یا بتهوون بشه. فرد د، با اینکه محیط غنی ای داره، بخاطر تنبلیش میشینه سرجاش و سخت دنبال چیزیه که با کار کمتر و دردسر کمتر، بهش خوشحالی ای در حد باخ و بتهوون شدن بدن.
آخر میرسیم به فرد ح. فرد ح خیلی بدبخته. فرد ح میدونه چی میخواد، میخواد باخ یا بتهوون بشه. ح استعدادشو داره، بدون اینکه بخواد میتونه هرنتی که میشنوه رو شناسایی کنه، ح پدر و مادر پولداری داره که میتونن بفرستنش کلاس و دانشگاه و وسایلی که میخوادو بخرن، ح پشتکار خیلی زیادی داره، توی زندگیش به تمام استانداردای سخت گیر جامعه رسیده و هیچوقت کم نذاشته. ولی پدر و مادر ح، از موسیقی بدشون میاد. اونا ح رو برای علاقه ش سرزنش میکنن. خانواده ح بهش میخندن چون میگه نمیخواد پزشک یا مهندس یا فضانورد بشه، ح هر شب باخ گوش میده و اشک میریزه و سردرگمه چون نمیتونه به خودش بقبولونه که مسیری که بقیه میخوانو پیش بگیره و اگه مسیری که خودش میخوادو پیش بگیره یه چیزایی رو از دست میده که باعث رسیدنش به هدفش میشدن. بنابراین ح، وایمیسه و خراب شدن رویاهاشو تماشا میکنه.
شما کدومین؟
#ناشناس
راستش من الان فقط در حال تلاش کردن برای رسیدن به تنها هدف و آرزو و عشقم هستم و نمیخوام بشنوم که لاغر شدی،استراحت کن،یه چیزی بخور،پاشو با دوستات برو بیرون و...من عاشق کمک کردنم و دوست دارم شرایطمو برسونم و شروع کنم بقیه رو راهی کردن🌱
من سالها تلاش کردم و کلی فشار تحمل کردم که به ایده آلم برسم و میرسم چون دیوانه وار جذبش می کنم و اهل درجا زدن نیستم،شکست های کوچیک بوده اما اون موفقیت بزرگ که بدست بیاد غم هام بخار میشن=)))
خلاصه که شاهین نجفی میگه:
قانون من در زندگی اینجور بوده که حکم یک فنر رو داشته باشم،هرچه فشار بیشتر باشه ارتفاع پریدن من هم باید بیشتر باشه🤷🏻♀
راستش من الان فقط در حال تلاش کردن برای رسیدن به تنها هدف و آرزو و عشقم هستم و نمیخوام بشنوم که لاغر شدی،استراحت کن،یه چیزی بخور،پاشو با دوستات برو بیرون و...من عاشق کمک کردنم و دوست دارم شرایطمو برسونم و شروع کنم بقیه رو راهی کردن🌱
من سالها تلاش کردم و کلی فشار تحمل کردم که به ایده آلم برسم و میرسم چون دیوانه وار جذبش می کنم و اهل درجا زدن نیستم،شکست های کوچیک بوده اما اون موفقیت بزرگ که بدست بیاد غم هام بخار میشن=)))
خلاصه که شاهین نجفی میگه:
قانون من در زندگی اینجور بوده که حکم یک فنر رو داشته باشم،هرچه فشار بیشتر باشه ارتفاع پریدن من هم باید بیشتر باشه🤷🏻♀
SevenHells
#ناشناس من اون "د" لعنتیم و الان یه لحظه بخودم گفتم شرم بر من :")) لطفا بقیه ام سرزنشم کنن مرسی
شرم بر تو :))
حالا انگیزه گرفتی برو دنبال زندگیت :))
حالا انگیزه گرفتی برو دنبال زندگیت :))
همه حرفای دیشبو خوندم و برام جالب بود که روانشناسی مشهد میخونی و ناراضی هستی.من رشتم ریاضیه امسالم قراره کنکور ریاضی بدم و عاشق روانشناسی ام.منتها یه چیزی که وجود داره و سرش دو دلم و هی اذیتم میکنه انتخاب دانشگاهه.. من واقعا عاشق دانشگاه شهید بهشتیم و حتی از فکر کردن بهش هم به وجد میام،اما خب اراک زندگی میکنم و یجورایی سخته برام،میدونی چی میگم..😑دوری از خونه و خانواده و تموم چیزایی که بهشون عادت کردم و زندگی تو خوابگاه!
اگه اراک باشم امکاناتی دارم که تو تهران نمیتونم داشته باشمشون،چمیدونم مثه ماشین و اتاقم😅و حتی سرکار رفتن و چیزای روزمره ای که میتونم اینجا داشته باشم و پیش بردن زندگی.. ولی خب برعکس تهرانم چیزایی میتونه برام داشته باشه و اتفاقاتی بیوفته که به هیچ وجه تو اراک نمیشه..
و از همه مهمتر اینکه اصلا نمیدونم قراره چی پیش بیاد برام
ولی از یه طرفی هم دانشگاه اراک دانشگاه معمولی ایه.هیچ چیز هیجان انگیزی نداره..🙄
تو بگو کدوم بهتره؟!
تو شهر خودم موندن یا فرارو به قرار ترجیح دادن؟😂
کمکم کن لطفا
امیدوارم که جوابمو بدی.
اگه اراک باشم امکاناتی دارم که تو تهران نمیتونم داشته باشمشون،چمیدونم مثه ماشین و اتاقم😅و حتی سرکار رفتن و چیزای روزمره ای که میتونم اینجا داشته باشم و پیش بردن زندگی.. ولی خب برعکس تهرانم چیزایی میتونه برام داشته باشه و اتفاقاتی بیوفته که به هیچ وجه تو اراک نمیشه..
و از همه مهمتر اینکه اصلا نمیدونم قراره چی پیش بیاد برام
ولی از یه طرفی هم دانشگاه اراک دانشگاه معمولی ایه.هیچ چیز هیجان انگیزی نداره..🙄
تو بگو کدوم بهتره؟!
تو شهر خودم موندن یا فرارو به قرار ترجیح دادن؟😂
کمکم کن لطفا
امیدوارم که جوابمو بدی.
اینم یه بحث مهمه. موندن پیش خانواده و استفاده از امکانات یا رفتن و استفاده از چیزای دیگه و محرومیت از چیزای دیگه.
این خیلی شخصیتیه. من شخصا بدم میاد وابسته باشم. بدم میاد از کسی چیزی بخوام یا بخوام کاری برام انجام بده. و دلم میخواد خودم روی پای خودم دربیام حتی اگه اعماق بدبختی رو بغل کنم. اینه که من خوابگاهو ترجیح دادم. البته جایی که پدر و مادرم زندگی میکنن آپشن خاصی از نظر دانشگاهی نداشت ولی حتی اگرم داشت هر جور شده میزدم بیرون.
بعضیا سختشونه با خوابگاه و کمبوداش کنار بیان. کنار خانواده آزادی مطلوبشون رو دارن و حس نمیکنن فرصتی رو کنارشون از دست میدن. این دسته میتونن بمونن. چون در نهایت اینکه از کجا مدرک گرفتی برای کار و پول دراوردن مهم نیست، مگه بخواین اپلای کنید برای خارج کشور. تصمیم خودتونه. بشینین ببینین چی براتون ارزشش بیشتره. همون.
این خیلی شخصیتیه. من شخصا بدم میاد وابسته باشم. بدم میاد از کسی چیزی بخوام یا بخوام کاری برام انجام بده. و دلم میخواد خودم روی پای خودم دربیام حتی اگه اعماق بدبختی رو بغل کنم. اینه که من خوابگاهو ترجیح دادم. البته جایی که پدر و مادرم زندگی میکنن آپشن خاصی از نظر دانشگاهی نداشت ولی حتی اگرم داشت هر جور شده میزدم بیرون.
بعضیا سختشونه با خوابگاه و کمبوداش کنار بیان. کنار خانواده آزادی مطلوبشون رو دارن و حس نمیکنن فرصتی رو کنارشون از دست میدن. این دسته میتونن بمونن. چون در نهایت اینکه از کجا مدرک گرفتی برای کار و پول دراوردن مهم نیست، مگه بخواین اپلای کنید برای خارج کشور. تصمیم خودتونه. بشینین ببینین چی براتون ارزشش بیشتره. همون.
الف عزیز، کاشکی از من بیشتر خوشت میآمد و بیشتر از آن، کاشکی از خودت بیشتر خوشت میآمد تا اینقدر مرا که هیچ، خودت را از زندگی بیزار نکنی.
الف عزیز، لطفا دستت را از دل و روده ی زندگی ام بکش بیرون و به آشفتگیهای زندگی خودت برس. ممنون.
الف عزیز، لطفا دستت را از دل و روده ی زندگی ام بکش بیرون و به آشفتگیهای زندگی خودت برس. ممنون.
عزیزان، طبیعت اگر فهمی هم داشته باشه، اونقدر برای ما اهمیت قائل نیست که بخاطر ما یه ویروس درست کنه تا خشمشو رو ما خالی کنه. خب؟ ما به هیچ جای طبیعت نیستیم. توهم خشم طبیعت نزنیم. باشه؟
چقدر زندگی ما آدمای کوچولو رقت انگیزه. تمام عمرمون فکر میکنیم مهمیم و یه روز یه تغییر بزرگ ایجاد میکنیم و هر روز سعی میکنیم ذره ذره به سمت تغییر بزرگه بریم در حالی که در حد یه صدای پشه هم نیستیم.
البته تغییرای بزرگ توی زندگی خودمون که میتونیم بدیم. ناامید نباشید دوستان. در سطح کلان هستی گفتم. در سطح کلان کهکشانی و جهانی، بله رقت انگیزیم.
SevenHells via @vote
میخوام تمرین نویسندگی کنم از فردا. یعنی با موضوعای رندوم و جملات رندوم و کلمات رندوم حداقل ۴۰۰۰ کلمه متن بنویسم. نظرت؟
anonymous poll
ببین بنویس. خب؟ ولی اینجا نذار. حوصله ندارم. – 35
👍👍👍👍👍👍👍 39%
هوراااا. منم میام منم میام. تلو خدا. – 23
👍👍👍👍👍 26%
من یه گوگول مگولم. تو یه گوگول مگولی. ما گوگول مگول هستیم. گیلی گیلی گیلی گیلی لی. – 17
👍👍👍 19%
اگه قول بدی هر روز بنویسی منم مینویسم باهات. – 8
👍👍 9%
از اعماق وجودم برام مهم نیست. بنویس ننویس. بذار اینجا نذار اینجا. اصن میخوای بمیر. من رفتم. - لیو میدهد - – 5
👍 6%
ببین، پاشو کار کن. خربزه آبه. این کارم بذار کنار بیخودی وقت مارو نگیر. – 2
▫️ 2%
👥 90 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
ببین بنویس. خب؟ ولی اینجا نذار. حوصله ندارم. – 35
👍👍👍👍👍👍👍 39%
هوراااا. منم میام منم میام. تلو خدا. – 23
👍👍👍👍👍 26%
من یه گوگول مگولم. تو یه گوگول مگولی. ما گوگول مگول هستیم. گیلی گیلی گیلی گیلی لی. – 17
👍👍👍 19%
اگه قول بدی هر روز بنویسی منم مینویسم باهات. – 8
👍👍 9%
از اعماق وجودم برام مهم نیست. بنویس ننویس. بذار اینجا نذار اینجا. اصن میخوای بمیر. من رفتم. - لیو میدهد - – 5
👍 6%
ببین، پاشو کار کن. خربزه آبه. این کارم بذار کنار بیخودی وقت مارو نگیر. – 2
▫️ 2%
👥 90 people voted so far. Poll closed.
اگه دوست داشتید بنویسید بهم پیام بدید. میخوام گروه بزنم تا مزاحم بقیه نباشم. کانالم نباشه که گفتگوی یک طرفه نداشته باشیم. بابت این چند ساعت که vote گذاشتم ترش نکنید حالا. 😁