آه از جفای چرخ ستمگر، حسین را
وای از بلای نیزه و خنجر، حسین را
مظلوم عالم است و ستمدیدگان دهر
فریاد کردهاند مکرر حسین را
ابنای روزگار اگر سر دهند و تن
یا رب مخواه بی تن و بی سر، حسین را
خم شد ستون عرش الهی در آن میان
در هم شکست داغ برادر حسین را
وای از دقایقی که ملائک خبر کنند
از ماجرای سیلی و معجر، حسین را
در خاک بردن علی اصغر به جان رساند
یا جان سپردن علی اکبر، حسین را؟
هر گوشه پیکری ست در این دشت لالهگون
دیگر نماند یاورِ دیگر، حسین را
خورشید ذرهای ز حسین است و ماه نیز
یاداورند سرو و صنوبر حسین را
شاعر ز استعاره پشیمان شد و نخواند
با هیچ جز حسین برابر حسین را
معشوق را مفارقت از عاشقان مباد
دامن گرفتهایم به محشر، حسین را
اول حسین گفتم و آخر همان حسین
من دوست دارم اول و آخر حسین را
#سجاد_سامانی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
وای از بلای نیزه و خنجر، حسین را
مظلوم عالم است و ستمدیدگان دهر
فریاد کردهاند مکرر حسین را
ابنای روزگار اگر سر دهند و تن
یا رب مخواه بی تن و بی سر، حسین را
خم شد ستون عرش الهی در آن میان
در هم شکست داغ برادر حسین را
وای از دقایقی که ملائک خبر کنند
از ماجرای سیلی و معجر، حسین را
در خاک بردن علی اصغر به جان رساند
یا جان سپردن علی اکبر، حسین را؟
هر گوشه پیکری ست در این دشت لالهگون
دیگر نماند یاورِ دیگر، حسین را
خورشید ذرهای ز حسین است و ماه نیز
یاداورند سرو و صنوبر حسین را
شاعر ز استعاره پشیمان شد و نخواند
با هیچ جز حسین برابر حسین را
معشوق را مفارقت از عاشقان مباد
دامن گرفتهایم به محشر، حسین را
اول حسین گفتم و آخر همان حسین
من دوست دارم اول و آخر حسین را
#سجاد_سامانی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصود
یک عده دویدند و به مقصد نرسیدند
#فروغیبسطامی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
یک عده دویدند و به مقصد نرسیدند
#فروغیبسطامی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤13👍5👎2
📝
بود ده روز سالی موسم این دانه افشانی
ز غفلت مگذران بی گریه ایام محرم را
#صائب_تبریزی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
بود ده روز سالی موسم این دانه افشانی
ز غفلت مگذران بی گریه ایام محرم را
#صائب_تبریزی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤2👎1
کانال شعر مولانا حافظ سعدی ابتهاج
📝 بود ده روز سالی موسم این دانه افشانی ز غفلت مگذران بی گریه ایام محرم را #صائب_تبریزی کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇 @sd_bl
📝
گر نگنجید به ظرفم غمِ او، خُرده مگیر
من یکی قطره و سامانِ غمشْ دریا بود!
#طالب_آملی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
گر نگنجید به ظرفم غمِ او، خُرده مگیر
من یکی قطره و سامانِ غمشْ دریا بود!
#طالب_آملی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای آینه سرگرم تماشای كه بودی
بسیار معطر شده ای! جای كه بودی؟
آنقدر زلالی كه عطش شعله ورم كرد
آهسته بگو! محو سراپای كه بودی
عریانی اش از نازكی طبع تو پیداست
ای یاد فراموش ! معمای كه بودی
باران فرو ریخته ای ، صافی و بی رنگ نمناكی آغوش تمنای كه بودی
ای پرده ی احساس بخار از نفست گرم
تو مست كه و دست كه و پای كه بودی
سرخابی لبریخته بر میز هیاهو
پر پر زده ی بستر شبهای كه بودی
من مات پریشانی روز و شب خویشم
تو خیره به آرامش زیبای كه بودی
#عبدالجبارکاکایی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
بسیار معطر شده ای! جای كه بودی؟
آنقدر زلالی كه عطش شعله ورم كرد
آهسته بگو! محو سراپای كه بودی
عریانی اش از نازكی طبع تو پیداست
ای یاد فراموش ! معمای كه بودی
باران فرو ریخته ای ، صافی و بی رنگ نمناكی آغوش تمنای كه بودی
ای پرده ی احساس بخار از نفست گرم
تو مست كه و دست كه و پای كه بودی
سرخابی لبریخته بر میز هیاهو
پر پر زده ی بستر شبهای كه بودی
من مات پریشانی روز و شب خویشم
تو خیره به آرامش زیبای كه بودی
#عبدالجبارکاکایی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤20
نشسته سایهای از آفتاب بر رویش
به روی شانهی طوفان رهاست گیسویش
کجاست یوسف مجروح پیرهنچاکم
که باد از دل صحرا میآورد بویش
کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم
کسی چنان که به مذبح برید چاقویش
نشسته است کنارش کسی که میگرید
کسی که دست گرفته به روی پهلویش
هزار مرتبه پرسیدهام ز خود او کیست
که این غریب نهادهاست سر به زانویش؟
کسی در آن طرف دشتها نه معلوم است
کجای حادثه افتاده است بازویش
کسی که با لب خشک و ترک ترک شدهاش
نشسته تیر به زیر کمان ابرویش
کسیست وارث این دردها که چون کوه است
عجب که کوه زِ ماتم سپید شد مویش
عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان
که عشق میکشد از هر طرف به هر سویش
طلوع میکند اکنون به روی نیزه سری
که روی شانهی طوفان رهاست گیسویش
#فاضل_نظری
📕آنها/ #طلوعمیکنداکنونبهروینیزهسری
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
به روی شانهی طوفان رهاست گیسویش
کجاست یوسف مجروح پیرهنچاکم
که باد از دل صحرا میآورد بویش
کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم
کسی چنان که به مذبح برید چاقویش
نشسته است کنارش کسی که میگرید
کسی که دست گرفته به روی پهلویش
هزار مرتبه پرسیدهام ز خود او کیست
که این غریب نهادهاست سر به زانویش؟
کسی در آن طرف دشتها نه معلوم است
کجای حادثه افتاده است بازویش
کسی که با لب خشک و ترک ترک شدهاش
نشسته تیر به زیر کمان ابرویش
کسیست وارث این دردها که چون کوه است
عجب که کوه زِ ماتم سپید شد مویش
عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان
که عشق میکشد از هر طرف به هر سویش
طلوع میکند اکنون به روی نیزه سری
که روی شانهی طوفان رهاست گیسویش
#فاضل_نظری
📕آنها/ #طلوعمیکنداکنونبهروینیزهسری
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤4
📝
غم دنیا نتواند به زمینش بزند
پرچمی را که غم عشق تو بالا ببرد!
#علی_مقیمی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
غم دنیا نتواند به زمینش بزند
پرچمی را که غم عشق تو بالا ببرد!
#علی_مقیمی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
👍3❤2
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینهها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
که چون شکنج ورقهای غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است
فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست
زبان ناطقه در وصف شوق نالان است
چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
#حافظ
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینهها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
که چون شکنج ورقهای غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است
فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست
زبان ناطقه در وصف شوق نالان است
چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
#حافظ
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤9
📝
هزار قصه نوشتیم بر صحیفهی دل
هنوز عشقِ تو عنوانِ سرمقالهی ماست
#ارفع_کرمانی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
هزار قصه نوشتیم بر صحیفهی دل
هنوز عشقِ تو عنوانِ سرمقالهی ماست
#ارفع_کرمانی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤2👍2
💭
گفت اگر فریاد ممکن نیست تنها «آه» باش
قدر آهی نالەی مظلوم را همراه باش
گفت اگر راهی نپیمودی بهسوی آفتاب
در شب تاریک خود آیینهدار ماه باش
#فاضل_نظری
📕نیست
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
گفت اگر فریاد ممکن نیست تنها «آه» باش
قدر آهی نالەی مظلوم را همراه باش
گفت اگر راهی نپیمودی بهسوی آفتاب
در شب تاریک خود آیینهدار ماه باش
#فاضل_نظری
📕نیست
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤4
📝
عارف از چرخ ستمکار ندارد پروا
مست در حلقه زنجیر عسس میرقصد
#صائب_تبریزی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
عارف از چرخ ستمکار ندارد پروا
مست در حلقه زنجیر عسس میرقصد
#صائب_تبریزی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤3
💬
شبی در گردبادی تند،
روی قلهی خیزاب رها شد او ز آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت
مروارید بیپیوندمان بر آب
از آن پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بیخورشید
که روزی شب چراغش بود و میتابید
به هر ره میروم نالان
به هر سو میدوم تنها ...!
#سیاوش_کسرایی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
شبی در گردبادی تند،
روی قلهی خیزاب رها شد او ز آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت
مروارید بیپیوندمان بر آب
از آن پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بیخورشید
که روزی شب چراغش بود و میتابید
به هر ره میروم نالان
به هر سو میدوم تنها ...!
#سیاوش_کسرایی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤11💔2
📝
بی تو چون شمعی که افروزند بر لوح مزار
خاک بر سر کردهایم و بر سر ما آتش است
#بیدل_دهلوی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
بی تو چون شمعی که افروزند بر لوح مزار
خاک بر سر کردهایم و بر سر ما آتش است
#بیدل_دهلوی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤8
✨
امیدوارم از شب هجران که عاقبت
شادم کند به دولت صبح وصال دوست
#اوحدی_مراغهای
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
امیدوارم از شب هجران که عاقبت
شادم کند به دولت صبح وصال دوست
#اوحدی_مراغهای
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤2
💭
مشرب پروانه دارم در طریق دوستی
شاد میگردم چراغِ هر که روشن میشود
خستگان از بسکه میمیرند در زندان عشق
هر زمان در کوچهٔ زنجیر شیون میشود
#سلیم_تهرانی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
مشرب پروانه دارم در طریق دوستی
شاد میگردم چراغِ هر که روشن میشود
خستگان از بسکه میمیرند در زندان عشق
هر زمان در کوچهٔ زنجیر شیون میشود
#سلیم_تهرانی
کانال اشعار مولانا حافظ سعدی👇
@sd_bl
❤2💔2