کافه فيلمنامه
1.57K subscribers
43 photos
20 videos
10 files
46 links
Screenplay Cafe

گروه مختص اعضای کافه فیلمنامه :
https://t.me/+vdxcMOTRbg1jMzNk

email :
scriptwriting100@gmail.com
Download Telegram
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )
قسمت اول :

📔🎬 کافه فیلمنامه

الف - پرده ی اول :

▫️▪️ 1-الف : زندگی عادی و روتینِ همیشگی شخصیت .
پروتاگونیست در ابتدای پرده ی اول ، زندگی همیشگی اش را دارد. مثل روزهای قبل ، و هنوز اتفاق خاصی رخ نداده است.

☑️این بخش از داستان ، با نامهای مختلفی نامیده می شود . از جمله :

- The Known
- The Set-Up
- The Status Quo
- Limited Awareness

کاربردِ موقعیت ِ Quo ، در معرفی پروتاگونیست است .
قهرمان یا ضد قهرمان ( کسی که قراراست داستان را به پیش برد چه با نقش مثبات چه منفی ) در قسمت Quo معرفی می شود .

♦️نکته : خصوصیات ظاهری و باطنی ، و هر آنچه که باعث شناخت این شخصیت می گردد ، در این بخش گفته می شود.

🔹32 موردی که در پستهای قبلی نوشته شد، در این قسمت می توانند استفاده شوندو به طور کلی، هز آنچه که در بهتر شناساندن شخصیت ، کمک کند.

🔍در قسمت QUo زندگی معمولی شخصیت و در عین حال، معرفی او را داریم.

📔🎬 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

قسمت دوم :

2- الف : دعوت شخصیت به ماجرا :

همچنان در پرده ی اول هستیم، و اولین نقطه ی مهم این پرده اتفاق می افتد.

🔹 یک حادثه ی عجیب و غیرعادی ، زندگی روتین شخصیت را، بر هم می زند.

▪️ این اتفاق ، شخصیت را دعوت می کند که در داستان فیلم وارد شود.
▪️باعث ACT و عکس العمل و واکنش او می گردد .

☑️این بخش از فیلمنامه ، به نامهای زیر شناخته می شود :

- The Inciting Incident
- The Call to Action
- The Catalyst

▫️نکته : این اتفاق ، در منابع فارسی به "حادثه ی محرکه " ، معروف شده.

▫️▫️▫️حادثه ی محرکه ، اتفاقی ست به منظور تحریک پروتاگونیست ، و وادار کردن او، به عکس العمل.

🔍 واکنش شخصیت به این اتفاق، باعث حرکت او و درنتیجه حرکت داستان میگردد.


📔🎬 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

(قسمت سوم )

3- الف :
دعوت به ماجرا ، پذیرفته نمی شود.
Refusal of the Call

▫️ما هنوز در پرده ی اول فیلمنامه هستیم. پس از اینکه شخصیت، توسط حادثه ی محرکه، به ماجرای جدیدی دعوت می شود ، او این دعوت را نمی پذیرد.

▫️پروتاگونیست، کماکان می خواهد در همان مرحله ی قبل، یعنی در زندگی آرام خودش ( موقعیت Quo) بافی بماند، در نتیجه دعوت به ماجرا را رد می کند .

✏️رد کردن از طرق محتلف صورت می گیرد. انکار، یکی از روش های او می تواند باشد.
▫️ او انکار می کند و امیدوار است زندگی اش، یک طوری به همان روال قبل باز گردد ، اما چنین نمی شود.

☑️ این قسمت به نامهای زیر شناخته می شود :

- Threshold Guardians
- Defining Moment
- Separation
- Reluctance
- New Situation
- The Debat
- Meeting Mentor
- Refusal of the Call

@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

4⃣( قسمت چهارم )

4- الف : عبور از اولین آستانه

▫️هنوز در پرده ی اولیم. آخرین اتفاقی که در این قسمت رخ می دهد، تصمیم قطعی شخصیت، برای رویارویی با آنچه نظم زندگی اش را بر هم زده می باشد.

▫️شخصیت فیلمنامه پس از انکار و عدم تمایل به رویارویی با حادثه ی محرکه ، حالا متوجه شده که هیچ راه برگشتی نیست . چاره ای ندارد جز اینکه به ماجرایی که به آن دعوت شده ، پاسخ مثبت دهد.

▫️او اکنون وارد ماجرا می شود و داستان را آغاز می کند.


☑️ این رویداد به نام های زیر شناخته می شود .
- Energetic Marker 1: End of the Beginning
- The Point of No Return
- Committing to the Goal
- Act One Climax
- Plot Point One
- Break into Two
- Turning Point One
- The Threshold
- Awakening
- Crossing the First Threshold

@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

5⃣( قسمت پنجم )

ب _ پرده ی دوم

1- ب : ورود به سرزمین آزمایش ها ، دوستی ها و دشمنی ها

▪️ما از پرده ی اول عبور کرده و وارد پرده ی دوم فیلمنامه می شویم. ACT 2

▫️پرده دوم به تنهایی بیش از 50 در صد از کل فیلمنامه را به خود اختصاص می دهد، پس نباید خسته کننده باشد.


✏️ انواع کشمکش ها ، در این قسمت فیلمنامه رخ می دهند.

✏️ کشمکش ها می تواند فیزیکی و یا حسی و یا هر دو، باشند.


▪️در واقع شخصیت هم اکنون وارد ماجرایی نامعلوم شده تا بتواند نظم زندگی اش را دوباره به دست آورد. در نتیجه با موانع و موارد متفاوتی روبرو خواهد شد. او بایستی از تمام این موانع و موارد ( به نحوی ) عبور کند .


🔍 نکته : موانع بایستی به اندازه ی کافی بزرگ باشند تا کشمکش های خوبی ایجاد کنند.


☑️ این بخش با نامهای زیر شناخته می شود :


- The Fun and Games
- Resistance and Struggle
- Rising Action and Obstacles
- Belly of the Whale
- Push to Breaking Point
- The Special World
- Road of Trials



@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )


6⃣( قسمت ششم )

2- ب : نقطه ی میانی Mid Point

▫️دقیقا در وسط پرده ی دوم فیلمنامه ، نیاز به یک تغییر در حال و هوای فیلمنامه وجود دارد تا حوصله ی مخاطب سر نرود ، اینجاست که نقطه ی میانی نقش مهمی در فیلمنامه بازی می کند.

▪️نقطه ی میانی گاهی یک جمله است ، گاهی افشای یک راز است ، و یا رخ دادن یک اتفاق خاص . هر چه باشد ، باعث می شود پروتاگونیست، با قدرت و نیروی بیشتری گره گشایی کند.

🔍نقطه ی میانی داستان را به سمت دراماتیک شدنِ بیشتر ، هدایت می کند .

🔍نقطه ی میانی باعث می شود مخاطب، انگیزه ی بیشتری برای دنبال کردن ماجرا پیدا کند.


☑️ این بخش از فیلمنامه با نامهای زیر نیز شناخته می شود :

- Energetic Marker 2: Halfway Point
- Mid-Act Climax
- Moment of Grace or the Mind-Fuck Moment
- Moment of Enlightenment
- Commitment to the Journey

@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

7⃣(قسمت هفتم )


3- ب : نزدیک شدن به میانه ی غار

▫️ما هنوز در پرده ی دوم فیلمنامه هستیم ، از نقطه ی میانی گذر کرده ایم اما همچنان، داریم مسیر کشمکش را طی می کنیم.

▫️حالا به نظر می رسد شخصیت فیلمنامه ، به هدفش نزدیک تر شده. او به هر حال ، به هر طریقی که شده ، تاکنون موانع زیادی را پشت گذاشته شده و این انتظار هست که اکنون به خواسته اش نزدیک تر شود.

▫️ در این بخش احتمال پیروز شدن پروتاگونیست ،حتمی تر شده است.
( حسی یا فیزیکی )

🔍در اینجا ست که فیلمنامه نویس ،کورسویی امید را ،به مخاطب تزریق می کند و او را امیدوارتر می سازد که قهرمان داستان، می تواند موفق شود.


✏️ سازوکارهای مختلفی می تواند این امید را برای مخاطب ایجاد کند مثلا :
- از میان رفتن یک مانع بزرگ ( انسانی یا غیر انسانی )
- رسیدن کمک از سوی طیف دوستان و همراهان
- یک اتفاق از روی شانس که البته قبلا باید به خوبی پیریزی شده باشد
- تسلیم شدن آنتاگونیست ها
- و غیره...


☑️ این بخش با نامهای زیر شناخته می شود :
- Challenges and Temptations
- Grace and Fall
- Resistance and Struggle
- Complications and Higher Stakes
- The Bad Guys Close In
- Intensification
- Preparation
- Rising Action
- Obstacles Approaching Inmost Cave

📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

8⃣ ( قسمت هشتم )


4- ب : رسیدن به انتهای غار
ما هنوز در پرده ی دوم هستیم و پروتاگونیستی که نظر می رسید به پیروزی نزدیک شده ، حالا در غارِ تاریک و مخوف ِشکست ، گرفتار گشته است !

🚩بدبیاری بزرگ !!!

☑️ این بخش از فیلمنامه با نامهای زیر شناخته میشود :

- Energetic Marker 3: Crisis
- Inmost cave
- Dark Night of the Soul
- Abyss and Revelation
- Plot Point Two
- Act Two Climax
- The Major Assault
- Death of the Ego
- Death Experience
- Rock Bottom
- The Ordeal
- The Crisis
- Big Change
- Epiphany
- Inmost Cave

▫️ به نظر نمی رسد شانس با قهرمان همراهی کند و او جان سالم از مهلکه به در برد.

▫️او اکنون در سخت ترین ، وحشتناک ترین ، و تاسف آور ترین موقعیت خود قرار دارد.

🔍 نکته : اگر چه شخصیت هنوز طعم موفقیت را نچشیده ، اما به خودشکوفایی بزرگی دست یافته که خودش یک پیروزی بزرگ محسوب می شود.

🔆💫این پیروزی ، بزرگتر از رسیدن به هدف قبلی اش است و چه بسا هدف قبلی ، اکنون آن اهمیت نخستین را نداشته باشد. ( برای همین به خودشکوفایی رسیده )

🔍 نکته : دقت کنید قرار نیست همیشه اینطور باشد ، بستگی به نوع پی ریزی روایت شما ، یکی از این دو حالت و یا ادغام آنها، می تواند بهترین گزینه باشد. هیچ فرمول قطعی وجود ندارد !


🏃🏻🏃🏻🏃🏻
🚩اما به هر حال شخصیت،وارد مسیری شده و باید این مسیر را تا به انتها طی کند. چه با طعم شکست و چه با طعم پیروزی و یا تلفیق این دو طعم !

اما با کدام طعم ؟ پیروزی یا شکست ؟


⬇️آهنگ زیر را می شنویم و برایش آرزوی موفقیت می کنیم ⬇️

📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )


( قسمت نهم )

ج : پرده ی سوم

1-ج : آخرین حرکتِ رو به جلو Final Push

▫️در این مرحله ، عملا وارد پرده ی سوم از فیلمنامه شده ایم.
🚩 پرده ی سوم ، آخرین پرده ی فیلمنامه ، در ساختارهای سه پرده ای ست.

🔍اگر به خاطر بیاورید ، ما در قسمت قبل ، اوج کشمکش را برای شخصیت طراحی کردیم . و اکنون، بایستی یک طرح ، و نقشه ی خوب، برای بُرون رفت از آن بحران ، پی ریزی نماییم.

🚩شخصیت نیاز به یک تصمیم بزرگ، سرنوشت ساز و غافلگیر کننده و هوشمندانه دارد.

🔍این یعنی هر آنچه که باعث گره گشایی در روایت می شود.

🚩در واقع این خود شخصیت است که بایستی بهترین نقشه را به نویسنده بدهد.

🔍این یعنی که اگر از قبل ، شخصیت را به خوبی و درستی ، پردازش کرده باشیم ، اکنون به بهترین روش ِممکن ، می توانیم راه حل خوبی را نیز برایش طراحی کنیم تا از بدبیاری بزرگ رد، شود و به هدفی که داشته برسد.

🔍🔍🔍 نکته : هر آنچه که در پایان فیلمنامه قرار است اتفاق بیفتد ، در همین قسمت طراحی و پایه گذاری می شود.


☑️ این قسمت به نامهای زیر نیز شناخته می شود :
- The Descent
- The Sprint

📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

( قسمت دهم )

2- ج : پیدا شدن راه حل

▫️ما همچنان در پرده ی سوم فیلمنامه ایم. بعد از اینکه شخصیت اصلی روایت ، متوجه می شود نیازمند به یک طرح و نقشه ی جدیدی هست ، حالا در این قسمت ، راه حل نهایی آشکار می گردد .

🔎( دقت نمایید آشکار شدن راه حل نهایی ، فرمول خاصی ندارد بلکه به طور کامل به میزان خلاقیت و پی ریزی شخصیت و روایت بستگی دارد. )

▫️ در این قسمت ، پروتاگونیست و آنتاگونیست ، اکنون بیشتر از همیشه ، رو در روی هم ، در آخرین مرحله ی کشمکش قرار دارند.

▫️پروتاگونیست متوجه می شود هر آنچه در طول بحران و کشمکش داستان آموخته است، می تواند برای غلبه بر نیرویهای آنتاگونیست در روایت ، مفید باشد.

🔎نکته : فیلمنامه نویس ، از قبل ، این آموخته ها را ذره ذره در روایت خودش قرار داده است و چیزی نیست که یک مرتبه به دست آید. و حتی اگر هم یکمرتبه هم به دست آید ، شیوه ی رسیدن به این آگاهی ، از قبل پی ریزی شده است. این یعنی مخاطب نباید چنین برداشتی داشته باشد که پروتاگونیست فیلمنامه ، خیلی الکی شانس آورده ! چرا که این ضربه ی مهلکی به فیلمنامه است.


▫️در نتیجه ی صحبتهای قبل، اکنون پروتاگونیست، برنامه ی خود را در مواجه ی نهایی با آنتاگونیست،عملی می نماید.

☑️این بخش با نامهای زیر نیز شناخته می شود :

- Energetic Marker 4: Climax
- The Climax
- Seizing the Prize
- Transformation
- Finale
- Break Into Three
- The Final Incident.
- Seizing the Sword


📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )


( قسمت یازدهم )

🔚 🔚 🔚 پایان


3- ج : بازگشت قهرمان با کیمیای آگاهی

▫️ در انتهای پرده ی سوم هستیم. اینجا انتهای سفر قهرمان است.

▫️قهرمان به هدفش رسیده و آنچه را می خواسته به دست آورده، و اکنون، وقت آن است ، نبرد را تمام کند و به منزل اولیه اش بازگردد.

( بازگشت به موقعیت Quo)

🔎 اما این شخصیت ، دچار دگرگونی بزرگی شده.

▫️سفر، میوه ی آگاهی را به او هدیه داده. تمام آن کشمکش ها که در پرده ی دوم رخ داد ، او را از آنچه قبلا بود ، متمایز کرده.

اکنون شخصیت دوباره به موقعیت Quo قبلی باز می گردد تا یک ماجرای دیگر ، او را به مبارزه فراخواند.

🔎دقت کنید عملا در این قسمت ، سفر قهرمان و یا روایت فیلمنامه ، تمام شده است.
▫️بهتر است در حد یکی دو سکانس کوچک ، نتیجه گیری نهایی و پایان بندی داستان را داشته باشیم و کلمه ی پایان را در فیلمنامه بنویسیم !

🔎🔎🔎سکانس های پایانی از اهمیت بسیار بسیار زیادی برخوردار هستند.

▫️با یک پایان بندی بد ، تمام تلاش فیلمنامه نویس به هدر می رود.
▫️ با یک پایان بندی خوب ، فیلمنامه به موقعیت بالاتری می رسد.

☑️ این بخش با نامهای زیر نیز شناخته می شود :


- Transformation and Return
- Rapidly Falling Action
- The Road Back
- Denouement
- New Life
- Resolution
- Aftermath
- A New Status Quo
- Return to the New Ordinary World
-. Return with the Elixir

📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
🚻 🚻🚻 پردازش شخصیت :


▫️فرض کنید یک مجسمه ساز هستید و باید از یک تکه سنگ بی شکل ، یک پیکره ی زیبا بسازید !!!
چطور ممکن است ؟

🚩🚩🚩
☑️ساختن شخصیت در فیلمنامه نیز ،دقیقا شبیه به کار مجسمه سازی است که قرار است از یک تکه سنگ بی شکل ، یک مجسمه ی زیبا بسازد.

▫️در ابتدا یک شخصیت کاملا بی شکل و موهومی ، در ذهن نویسنده وجود دارد. حتی نامش را هم نمی داند ، زن یا مرد بودنش هنوز مشخص نیست ، سن و سالش نیز نامعلوم است ، اما این شخصیت قرار است تبدیل به شخصیت اصلی فیلمنامه شود.
آیا ممکن است ؟
- بله

بایستی به هر نحوی ، شخصیت فیلمنامه را شناخت چون :

- قرار است قهرمان یا ضد قهرمان شود.

- قرار است تمام ماجرای فیلمنامه را بسازد و کم نیاورد.

- قرار است از یازده خوان قبلی ( که در سری قبل گفته شد ) عبور نماید.

🔎 پس چطور ممکن است تا شخصیت اصلی را نشناسید ، او را وارد ماجرا نمایید ؟

☑️شناخت شخصیت ، از تمام زاویا ، برای تشکیل یک ماجرای خوب، بسیار مهم و حیاتی است.

▫️شناخت شخصیت ، فیلمنامه را زنده می کند.
▫️عدم شناخت شخصیت ، فیلمنامه را می کُشد .

📔🎬 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
🚩🚩🚩

📝 فیلمنامه نویسی ، بر خلاف سایر قالبهای ادبی ، یک کار خشک و خشن است.

📝فیلمنامه نویسی شبیه به مهندسی است ، با احساسات نمی توان یک پل یا سد یا خانه ساخت ، با احساسات نمی توان فیلمنامه نوشت .

📝فیلمنامه نویسی ، شعر نوشتن نیست ، حتی اگر شخصیت اول آن یک شاعر باشد .

📝فیلمنامه نویسی، نیازمند یک ساختار ذهنی حسابگر ، منطقی ، عقلی و فرموله شده . کلاسه بندی شده است.

📝فیلمنامه نویسی ، یعنی که ذهن، از ساختار شاعرانه و داستان سرایی ، خارج شده و با فرمول ها و قواعد و اصولِ فنی و تکنیکی ، عمل نماید.

🚩🚩🚩

☑️ اما پس از اینکه نسخه اولیه ی فیلمنامه آماده شد ، حالا نوبت آن است که

دارای روح ، عمق ، و احساس شود.

📝اکنون نویسنده باید ساختار ذهنی قبلی خودش را ، به ساختاری جدید تغییر

دهد.

🔎اینجاست که به نظر میرسد فیلمنامه نویسی از مهندسی سخت تر است !

📢 اما به یقین ، شدنی ست !!!

🎬📔کافه فیلمنامه


@scriptwriting100
نقش آدم بدها، در فیلمنامه نویسی :

توضیح :
آنتاگونیست ها = آدم بدها
پروتاگونیست ها = آدم خوب ها

▫️آنتاگونیست ها ، نیروهایی هستند که در تقابل با پروتاگونیست ها عمل می کنند.

📢 به زبان ساده ، آنتاگونیست ها ، آدم بدهای قصه هستند که با آدم خوب های قصه مقابله می کنند.

🔎اما چرا ؟
- به چه علت آنتاگونیست ها با پروتاگونیست ها مخالف می کنند ؟
- چرا آنتاگونیست ها مانع می شوند که پروتاگونیست ها به هدفهایشان برسند ؟

☑️ این پرسشها بسیار مهم است و هر فیلمنامه نویسی باید عمیقا ، از خود این پرسشها را بپرسد.

▫️شما بعنوان فیلمنامه نویس ، بایستی دلایل و توجیهات کامل ، کافی و لازم را ، برای آنتاگونیست های فیلمنامه داشته باشید ، تا آنها را روبروی پروتاگونیست های روایت قرار دهید. ⬇️⬇️

در غیر این صورت ، شخصیت اصلی ( پروتاگونیست ) از نیروی بازدارنده ی کافی برای حرکت در داستان ، بهره نمی برد و در نتیجه میزان کشمکش بین دو قطب متضاد در فیمنامه به شدت کاهش می یابد.
و این یعنی ، فیلمنامه از جذابیت و کشش کافی برخوردار نخواهد بود.


📢 به زبان ساده تر :
آدم بدهای قصه ، باید آنقدر انگیزه ی قوی داشته باشند تا با آدم خوب های قصه ، مبازره کنند و نگذارند آنها به اهدافشان برسند.

▫️اگر آدم بدها ، انگیزه ی قوی نداشته باشند ، شل و ول عمل می کنند. در نتیجه فیلمنامه هم آبکی میشود !

🎬📔 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
◀️ فیلمنامه ی زنده ی باشعور !


▫️یک فیلمنامه ی زنده ی باشعور، دارای دو حرکت است :

1- حرکت رو به جلو . حرکت خطی :

در این حرکت ، قصه شکل می گیرد. یعنی که ماجرها یکی پس از دیگری اتفاق می افتند و داستان به سمت جلو حرکت می کند و ما متوجه ی (( اتفاقات )) می شویم.


2- حرکت لایه ای . حرکت عمق دار :
در این حرکت ، ما به جای دیدن اتفاقات ، ((اطلاعات)) را دریافت می کنیم. یعنی که متوجه ی نکته های مهم فیلم می شویم یا دچار احساسات می شویم و عواطفمان برانگیخته می شود . در این حرکت به شخصیت های داستان نزدیک و نزدیک تر می شویم.


☑️ اگر این دو حرکت همزمان با هم اتفاق بیافتد ، فیلمنامه دارای قصه و مفهموم ( هر دو ) است . و ما صرفا با یک فیلمنامه ی پر از قصه ی بی معنی روبرو نیستیم که نتوانیم با شخصیت های آن همذات پنداری و همدلی داشته باشیم، بلکه با قصه ای طرفیم که عمیق است ، شعور دارد ، جان دارد و زنده است !

🎬📔کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
اشتباه بزرگ در فیلمنامه نویسی :

▫️اشتباه بزرگ در فیلمنامه نویسی این است که از اشتباه کردن شخصیت ها پرهیز داشته باشیم.

☑️خلق شخصیت های کامل ، بی عیب و نقص که هرگز اشتباه نمی کنند ، یک اشتباه بزرگ در فیلمنامه نویسی است .

☑️چنانچه شحصیت های فیلمنامه ، بیش از حد کامل باشند ، عملا امکان پیش برد روایت توسط آنها بسیار کم می شود ، و در چنین حالتی ، یک قصه ی خسته ی کننده ایجاد خواهد شد.

☑️جایی که هیچ اشتباهی توسط شخصیت ها رخ ندهد ، پتانسیلی برای رشد و بقای نیروهای مخالف ( آنتاگونیست ها ) وجود ندارد و در نتیجه میزان کشمکش در فیلمنامه کم می شود .

▫️امکان وجود هر یک اشتباه توسط شخصیت ، امکان ایجاد ده ها راه برای طی شدن مسیر فیلمنامه نویسی را بوجود می آورد.

🔎به عبارتی دیگر ، فرض کنیم شخصیت اصلی فیلمنامه در حال حرکت در جاده ی فیلمنامه است . اگر این حرکت بی هیچ اشتباهی انجام شود ، یک جاده ی صاف و بدون پیچ ، و بدون غافلگیری خواهیم داشت.
اما اگر شخصیت دچار اشتباه شود ، مسیر حرکت ، از یکنواختی خارج شده و قطعا جذاب تر خواهد شد.

🎬📔کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
اثر انگشت :

▫️ آدمها ، اثر انگشت منحصر ِ به فرد دارند.
حتی دو قلوهای همسان که از یک سلول ِ واحد ، خلق شده اند!

▫️ در فیلمنامه نیز، آدمها، اثر انگشت منحصر به فرد دارند.
حتی اگر در ذهن یک نویسنده ی واحد، خلق شده باشند.

🕵👳🏼🙎💂👶🏻

☑️ آدمهای فیلمنامه ، متفاوت فکر می کنند.

☑️متفاوت حرف می زنند.

☑️متفاوت لباس می پوشند.

☑️متفاوت راه می روند.

🔎 آنها در همه چیز متفاوت اند ،حتی اگر شده جزئئ.

🕵👳🏼🙎💂👶🏻

▫️این تفاوت ها، باعث شکل گیری آدمهایی در فضای فیلمنامه می شود که هر کدام می توانند بر اساس ویژگیهای منحصر به فردِ خود ، داستان را به جلو ببرند.
- چه در نقش پروتاگونیست باشند و چه در نقش آنتاگونیست.

🔸🔸🔸🔸البته نکته ی مهم تر این است که :
- چه دلایلی باعث ایجاد چنین تفاوت هایی در آدمهای فیلمنامه شده است ؟

- پاسخ :
زندگی پیشین و اکنونِ شخصیت ها، باعث شکل گیری این تفاوت ها می شود.

☑️به همین دلیل است که فیلمنامه نویس ، بایستی پروفایل کامل شخصیت های فیلمنامه اش را تهیه کند تا به شخصیت پردازی های خوبی دست یابد.

🎬📔کافه فیلمنامه

@scriptwriting100


شخصیت فیلمنامه ی شما از ناکجا آباد بوجود نیامده اند !
🔍🔎
حالا چی میشه ؟ 🤔

▫️این سوالی ست که اگر بیننده در هنگام دیدن فیلم، مرتبا از خود بپرسد ، به معنای آن است که فیلمنامه نویس ، مسیرش را درست رفته است .

🏳🏴 📝 هر چه این سوال، از سوی مخاطب، با نگرانی و دلشوره ی بیشتری همراه باشد ، بهتر است و به معنای موفقیت فیلمنامه ست.

🏳🏴 📝 پرسیدن این سوال به این معناست که مخاطب درگیر ِقصه شده ، و این خوب است چون تا نفهمد اوضاع چه طوری راست و ریست خواهد شد آرام نمی گیرد ، و در نتیجه تا انتها، داستان را دنبال می کند.

🏳🏴 📝 هر چه مخاطب بیشتر احساس کند هیچ راه حلی برای خروجِ شخصیت ِ فیلمنامه از مهلکه وجود ندارد ، بهتر است چون نمی تواند هیچگونه پیش بینی درستی داشته باشد .

🏳🏴 📝 هر چه مخاطب بیشتر برای شخصیت احساس خطر کند و از پیروزی او قطع امید نماید ، کمتر می تواند ادامه ی داستان را حدس بزند و این خوب است .

- اما بر عکس ، اگر از همان اول بتوان ادامه ی داستان را حدس زد ، یعنی خودکشی فیلمنامه قبل از تولدش توسط نویسنده !

☑️ سوال ساده ی ((حالا چی میشه ))، سوالی ست که به هر نحوی شده باید در ذهن مخاطب شکل بگیرد.
- هر چه زودتر بهتر . هر چه دفعاتش بیشتر بهتر .
- او مرتبا باید با خود بگوید : حالا چی میشه ؟

🔎 کاری کنید مخاطب نتواند پیش بینی درستی نسبت به این سوال داشته باشد.

🎬📔کافه فیلمنامه


@scriptwriting100
حلول روح شخصیت ها در هم :


▫️ اسکار امسال ( 2016 )فیلمنامه ی Spotlight ، برنده ی بهترین فیلمنامه ی غیر اقتباسی شد.

☑️ ژانر فیلمنامه :
درام - بر اساس واقعیت

☑️پرمیس ( Premise ) فیلمنامه :
گروهی از خبرنگاران روزنامه ، باعث رسوایی کلیسا می شوند.

🚩🚩🚩

🔶 دریافت جایزه ی اسکار برای این فیلمنامه ، باعث شوک بسیاری از منتقدین گردید ، به باور آنها ، این فیلمنامه ی خوبی نبود، اما فیلم خوبی بود!!

- مگر می شود فیلمنامه ای بد باشد اما فیلم خوبی از آن ساخته شود ؟ 🤔

- پاسخ : خیر !

- توضیح :

🔎 همانگونه که در همه ی کتابها نوشته شده ، هر فیلمنامه ی خوبی بر پایه ی شخصیت پردازی های خوبش جان می گیرد.
اما در کمتر کتابی ، ذکر شده که این شخصیت ها ،لازم نیست حتما انسان باشند، بلکه می تواند یک شیءِ یا یک ( چیز) باشند !

- در فیلمنامه ی Spotlight نیز با همین الگو طرف هستیم.

یعنی شخصیت اصلی آن یک ( چیز ) به اسم "تیم خبرنگاران" است !

- گویی این تیم خبرنگار ، یک پروتاگونیست ِ واحد را تشکیل داده

- آدمها از فردیت خود خارج شده و به صورت جمعی ، همگی با هم یک شخصیت اصلی را در این فیلمنامه تشکیل داده اند .

🔎 به عبارتی دیگر ، فیلمنامه نویس ، همه ی شخصیتهایش را در یک کاسه ریخته و میکس کرده و از آنها یک شخصیت اصلی ساخته به اسم ( تیم خبرنگاران ) .

- در نتیجه تمام چالشها ، نقاط عطف ، گره افکنی ها ، آنتاگونیست ها ، کمکش ها و سایر تکنیک هایی که از یک فیلمنامه ی خوب انتظار می رود ، در این جا برای روح جمعی شخصیت ها ، اتفاق افتاده و نه برای تک تک آنها.

خلاصه اینکه :
هرگز از یک فیلمنامه ی بد ، یک فیلم خوب ساخته نمی شود . اما قرار نیست همیشه پروتاگونیست فیلمنامه یک انسان باشد ، بلکه می تواند یک ( چیز ) باشد. و اگر آن ( چیز ) خوب طراحی شود ، فیلمنامه هم خوب خواهد شد. فیلم هم خوب خواهد شد !
کما اینکه فیلم Spotlight علاوه بر جایزه ی بهترین فیلمنامه ، جایزه ی بهترین فیلم را هم ، از آنِ خود کرد.


🎬📔کافه فیلمنامه

@scriptwriting100