کافه فيلمنامه
1.55K subscribers
44 photos
20 videos
10 files
49 links
Screenplay Cafe

گروه مختص اعضای کافه فیلمنامه :
https://t.me/+vdxcMOTRbg1jMzNk

email :
scriptwriting100@gmail.com

@Hifromadmin :تماس با ادمین
Download Telegram
📌ناکامل بودن

🔸قهرمان ها  یا ضد قهرمان‌های (پروتوتاگونیست های) ناکامل پردازش کنید.

🔸 چه از نظر شخصیتی ، روانی و چه از لحاظ جسمی
به عبارتی سعی نکنید از پروتاگونیست های علیه سلام استفاده کنید تا او را خوب جلوه دهید و نظر مثبت مخاطب را جلب نمایید.

🔎 یکی دو تا نقص به پروتاگونیستها  بدهید،  اما با و جود نقصی که برای آنها طراحی میکنید، آنها را دوست داشتنی پردازش کنید. طوری که مخاطب به راحتی با او همراهی و همدلی کند.

🔸وقتی مخاطب، از پروتاگونیست (چه قهرمان، چه ضدقهرمان ) خوشش بیاید، یعنی  مسیر این شخصیت را در فیلمنامه دنبال خواهد کرد ببیند بالاخره تهش چی میشه،  وگرنه همان اول کار، بیخیال دیدن فیلم میشود.

📎📎حتما نیاز نست یک سوپراستار ِ محبوب و مشهور، نقش پروتاگونیست را بازی کند تا مخاطب با او همراهی نماید، در بسیاری از فیلم‌ها، ثابت شده که اگر روند روایت اصولی نباشد، استفاده از سوپر استار هم کار نمیدهد و مخاطب حوصله‌اش سر می‌رود. و این چیزی نیست که مورد پسند یک تهیه‌کننده باشد.

▫️برگردیم به قضیه ی نقص در پروتاگونیست:
خب، کمتر مخاطبی یک شخصیت دزد، دروغگو، کلاه بردار و خلاصه دارای یکسری خصوصیت های منفی را دوست دارد، اما می توانید با ایجاد تعادل،  این نقص را برطرف کنید.
چطوری؟
مثلا یک کیف قاپ را درنظر بگیرید، شغلش همین است. برایش هم مهم نیست کیف  چه کسی را میزند، شاید کیف رفیق یا آشنا و فامیل خودش را هم بزند اما یک خصیصه به او بدهید که یک تعادل ایجاد شود. این خصوصیت می تواند این باشد که او هر روز ، چند درصدی از هر مبلغی که بدست می آورد را به یک خانواده ی نیازمند می دهد.  او این قانون را برای خودش وضع کرده و در حین انجام این کار هیچ احساس خاصی هم ندارد یا نشان نمیدهد اما یک احساس مثبت در مخاطب ایجاد میشود.

🔎با پردازش قوی روایت فیلمنامه، میتوانید قدرت این حس مثبت را قوی کنید. 

📔🎬  #کافه_فیلمنامه

@scriptwriting100

ارائه برای اولین بار از کافه فیلمنامه  18 بهمن 1402

برگرفته از :
screencraft.org
👆یکی از روشهای ایجاد جذابیت و ایجاد هوک در فیلمنامه
کمال گرا نباشید
پروتاگونیست ها هم یک پاشنه ی آشیلی دارند یا یکجایی کم می آورند یا اشتباه میکنند. همین موارد حتی می تواند انواع نقاط عطف و حتی نقطه ی اوج برای فیلمامه ی شما باشد.
سلام دوستان
یک متریال جدید و تازه که هنوز خیلی لوث نشده واسه فیلمنامه یا داستانهای علمی تخیلی :
https://m.youtube.com/watch?v=BQSiG430VAM
مایلید بریم توی اپ های ایرانی ، برای دسترسی ببشتر ؟‌
Anonymous Poll
17%
بله
57%
خیر
31%
هر دو جا
👆تعدادی کمی‌رای دادین ولی در هر صورت ، اکثریت مایل به موندن در همین تلگرام بودین .
به نظراتتون احترام گذاشته میشه 🌹
⌛️... زبان فیلمنامه، تصویر است، مثل زبان مورچه ها که بو‌ است یا مثلاً خفاش ها که امواج صوتی ست و...غیره

پس ما باید این زبان تصویری ، را یاد بگیریم تا بتوانیم کاری کنیم هنگامی که مخاطب در حال تماشای فیلم است آن را در مغزش دی کد کند و متوجه ی روند داستان بشود.

🎈🔎مثلاً برای نشان دادن اینکه یک خانه‌ای خالی از سکنه است نباید صاف و پوست کنده بگوییم چقدر این خانه چقدر خالی است ، بلکه باید زحمت بکشیم فکر کنیم و زبان مناسب تصویری آنرا پیدا منیم.

خب حالا اگر بخواهیم به زبان تصویری متروکه بودن خانه را نشان دهیم چه کنیم؟
بخشی از پاسخ :
چه چیزهایی نشان دهنده متروکه بودن یک جایی است ؟ مثلاً تار عنکبوت فراوان، یا مثلاً گرد و خاک زیاد طوری که همه چیز خاکستری شده از بس گرد و خاک خورده . و یا مثلاً برگ‌هایی که از درخت یا از خیابان به آن خانه ریخته شده و تلمبار شده و.... خلاصه هر تصویری به غیر از یک دیالوگ خالی. اصلن دیالوگی نیاز نیست. فیلمنامه یعنی کم گفتن و زیاد نشان دادن .
چرایی آنرا در پست بعدی خواهیم دید.

📌 @scriptwriting100
#ارائه اولین بار در کافه فیلمنامه
اول آبان ۱۴۰۵
کم‌گویی در فیلمنامه 🎬
قسمت دوم

شما از یک پادکست صوتی چه انتظاری دارید؟ 🎙️
ج: حرف بزنند، بحث کنند، مناظره داشته باشند و در کل به واسطه‌ی حرف زدن، با ما ارتباط برقرار کنند.
اما اگر همین میزان حرف، وارد یک فیلم شود، اتفاقی رخ نمی‌دهد جز سرگیجه گرفتن و کلافه شدن ما. 😵‍💫

ولی چرا؟‌
چون انتظار شما این است که تصویر ببینید، نما ببینید نه اینکه یک ریز و پی‌درپی صدا بشنوید. 👀
بازیگر با صورتش و بی‌هیچ حرفی، حس مورد نظر را به شما انتقال می‌دهد. شکستن عمدی یک لیوان یعنی اوج عصبانیت، همین خودش کافی است؛ دیگر نیازی نیست بازیگر به مخاطب بگوید «من عصبانی هستم». 🤬
اینکه بازیگر سرش را زیر شیر آب سرد بگیرد، بعد لباس‌هایش را کم کند و بعد وسیله‌ای سرمایشی روشن کند، قطع به یقین نشانگر گرم بودن است. نیازی نیست بگوید «من گرمم است». 🥵
یک‌جورایی حرف اضافه یعنی توهین به شعور مخاطب. 🤫
پس دیالوگ‌ها یا منولوگ‌های اضافه‌ی فیلمنامه‌تان را تا می‌توانید کم کنید. ✂️

📌 @scriptwriting100
#ارائه اولین بار در کافه فیلمنامه ☕
دوم آبان ۱۴۰۵
آیا شخصیت‌، یکشبه عوض می‌شود؟
خیر، محال است؛ فاجعه است. مخاطب را پس می‌زند و غیرواقع‌بینانه است. چنین تغییری فیک است.

آیا اصلاً آدم‌ها عوض می‌شوند؟
بله، قطعاً حتی به میزان نیم درصد.
توضیح :
📌تغییر در شخصیت ، یک ‌((فرآیند)) است که در یک تایم‌لاین صورت می‌گیرد.

بر اثر سلسله‌ای از اتفاقاتی که رخ می‌دهد، شخصیت دچار گرگونی می‌شود؛ افکارش عوض می‌شود، دنیا را جور دیگری می‌بیند و، ...  این تغییر آهسته‌آهسته او را از این رو به آن رو می‌کند.
به این فرایند سفر قهرمان می‌گویند.
⌛️نکته :
سفر قهرمان یک اصطلاح است و به این معنا نیست که قهرمان حتماً باید سفر فیزیکی کند تا تغییر کند. می‌تواند در یک جا بنشیند، اما آن تغییر رخ دهد؛ البته یک سری فرایند بر او باید اعمال شود. او باید در معرض یک سری اتفاقات قرار بگیرد تا میلیمتر به میلیمتر و نقطه به نقطه تغییر کند.

در واقع آنچه که سفر می‌گوییم دو نوع است:
یک:  سفر درونی که شامل تغییرات در روح و روان، فکر و اندیشه و نگاه او به زندگی است؛
ودیگری سفر بیرونی، که شامل آن اتفاقات بیرونی است که بر او اعمال می‌شود. و ما بعنوان قصه مشاهده‌گر آنها هستیم.
اگر آن اتفاقات بیرونی یکی‌یکی رخ ندهند، پس چیزی هم که باعث تغییر باور شخصیت در داستان شود وجود نخواهد داشت. و این یعنی شکست فیلمنامه .

🔎پس به یاد داشته باشید: یک خط بکشید؛ بالای آن سفر بیرونی قهرمان و زیر آن سفر درونی قهرمان قرار را دهید .
و هر اتفاق بیرونی را به یک تغییر حال درونی نسبت دهید.
اگر این فرایند را آرام آرام ادامه دهید تا به انتها شخصیت داستان از نقطه A به Z می‌رسد.
در هر ژانری این قانون جاری و ساری است.
برای درک بهتر می‌توانید فیلم-لینک زیر را مشاهده نمایید.

📔🎬  #کافه_فیلمنامه

@scriptwriting100

ارائه برای اولین بار از کافه فیلمنامه 
8 آبان 1405
تماس با ادمین
فقط راجع به مسائل تکنیکال و نه محتوایی فیلمنامه

با احترام 🌺
@Hifromadmin