📌ناکامل بودن
🔸قهرمان ها یا ضد قهرمانهای (پروتوتاگونیست های) ناکامل پردازش کنید.
🔸 چه از نظر شخصیتی ، روانی و چه از لحاظ جسمی
به عبارتی سعی نکنید از پروتاگونیست های علیه سلام استفاده کنید تا او را خوب جلوه دهید و نظر مثبت مخاطب را جلب نمایید.
🔎 یکی دو تا نقص به پروتاگونیستها بدهید، اما با و جود نقصی که برای آنها طراحی میکنید، آنها را دوست داشتنی پردازش کنید. طوری که مخاطب به راحتی با او همراهی و همدلی کند.
🔸وقتی مخاطب، از پروتاگونیست (چه قهرمان، چه ضدقهرمان ) خوشش بیاید، یعنی مسیر این شخصیت را در فیلمنامه دنبال خواهد کرد ببیند بالاخره تهش چی میشه، وگرنه همان اول کار، بیخیال دیدن فیلم میشود.
📎📎حتما نیاز نست یک سوپراستار ِ محبوب و مشهور، نقش پروتاگونیست را بازی کند تا مخاطب با او همراهی نماید، در بسیاری از فیلمها، ثابت شده که اگر روند روایت اصولی نباشد، استفاده از سوپر استار هم کار نمیدهد و مخاطب حوصلهاش سر میرود. و این چیزی نیست که مورد پسند یک تهیهکننده باشد.
▫️برگردیم به قضیه ی نقص در پروتاگونیست:
خب، کمتر مخاطبی یک شخصیت دزد، دروغگو، کلاه بردار و خلاصه دارای یکسری خصوصیت های منفی را دوست دارد، اما می توانید با ایجاد تعادل، این نقص را برطرف کنید.
چطوری؟
مثلا یک کیف قاپ را درنظر بگیرید، شغلش همین است. برایش هم مهم نیست کیف چه کسی را میزند، شاید کیف رفیق یا آشنا و فامیل خودش را هم بزند اما یک خصیصه به او بدهید که یک تعادل ایجاد شود. این خصوصیت می تواند این باشد که او هر روز ، چند درصدی از هر مبلغی که بدست می آورد را به یک خانواده ی نیازمند می دهد. او این قانون را برای خودش وضع کرده و در حین انجام این کار هیچ احساس خاصی هم ندارد یا نشان نمیدهد اما یک احساس مثبت در مخاطب ایجاد میشود.
🔎با پردازش قوی روایت فیلمنامه، میتوانید قدرت این حس مثبت را قوی کنید.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
ارائه برای اولین بار از کافه فیلمنامه 18 بهمن 1402
برگرفته از :
🔸قهرمان ها یا ضد قهرمانهای (پروتوتاگونیست های) ناکامل پردازش کنید.
🔸 چه از نظر شخصیتی ، روانی و چه از لحاظ جسمی
به عبارتی سعی نکنید از پروتاگونیست های علیه سلام استفاده کنید تا او را خوب جلوه دهید و نظر مثبت مخاطب را جلب نمایید.
🔎 یکی دو تا نقص به پروتاگونیستها بدهید، اما با و جود نقصی که برای آنها طراحی میکنید، آنها را دوست داشتنی پردازش کنید. طوری که مخاطب به راحتی با او همراهی و همدلی کند.
🔸وقتی مخاطب، از پروتاگونیست (چه قهرمان، چه ضدقهرمان ) خوشش بیاید، یعنی مسیر این شخصیت را در فیلمنامه دنبال خواهد کرد ببیند بالاخره تهش چی میشه، وگرنه همان اول کار، بیخیال دیدن فیلم میشود.
📎📎حتما نیاز نست یک سوپراستار ِ محبوب و مشهور، نقش پروتاگونیست را بازی کند تا مخاطب با او همراهی نماید، در بسیاری از فیلمها، ثابت شده که اگر روند روایت اصولی نباشد، استفاده از سوپر استار هم کار نمیدهد و مخاطب حوصلهاش سر میرود. و این چیزی نیست که مورد پسند یک تهیهکننده باشد.
▫️برگردیم به قضیه ی نقص در پروتاگونیست:
خب، کمتر مخاطبی یک شخصیت دزد، دروغگو، کلاه بردار و خلاصه دارای یکسری خصوصیت های منفی را دوست دارد، اما می توانید با ایجاد تعادل، این نقص را برطرف کنید.
چطوری؟
مثلا یک کیف قاپ را درنظر بگیرید، شغلش همین است. برایش هم مهم نیست کیف چه کسی را میزند، شاید کیف رفیق یا آشنا و فامیل خودش را هم بزند اما یک خصیصه به او بدهید که یک تعادل ایجاد شود. این خصوصیت می تواند این باشد که او هر روز ، چند درصدی از هر مبلغی که بدست می آورد را به یک خانواده ی نیازمند می دهد. او این قانون را برای خودش وضع کرده و در حین انجام این کار هیچ احساس خاصی هم ندارد یا نشان نمیدهد اما یک احساس مثبت در مخاطب ایجاد میشود.
🔎با پردازش قوی روایت فیلمنامه، میتوانید قدرت این حس مثبت را قوی کنید.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
ارائه برای اولین بار از کافه فیلمنامه 18 بهمن 1402
برگرفته از :
screencraft.org
نوشته ها از کجا میان؟
از ذهن ما
خب این یعنی پروتوکل یا حال و هوا یا موود ذهن، بایستی موقع نوشتن با ژانری که مینویسیم، هماهنگ باشه.
نمیشه که موود منفی داشت و در ژانر کمدی نوشت.
یا برعکس
و صدها مثال دیگه
حالا چه کنیم؟
- موزیک ، فیلم ، کتاب ، اخبار ، آدم ها، و خلاصه هرچیزی که ذهن، اونها رو جذب میکنه رو هماهنگ کنید با حال و هوای روایت خودتون، و گرنه اون فیلمنامه یکدست نیست و هی ریپ میزنه. ⬇️
نتیجه ش این میشه که مخاطب اون روایت رو پس میزنه.
🔸🔸🔸نکته اینجاست که شما طی یک فرایند زمانی نسبتا طولانی، فیلمنامه رو دارید می نویسید، و خب طبیعی هست در این خط زمانی، ذهن ما، موودش هی تغییر میکنه.
برای همین بهتره اگه می تونید، نسخهی اول رو در کوتاه ترین مدت و بدون پردازش و وسواس و اینا حتی با کلی غلط املایی و انشایی بنویسید تمام شه که کلیت داستان یک دست باشه.
🔎این جمله ی:((مست بنویس، هوشیار بازنویسی کن)) واسه همینه قضیه ش.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
ارائه برای اولین بار از کافه فیلمنامه . 4 اسفند 1402
از ذهن ما
خب این یعنی پروتوکل یا حال و هوا یا موود ذهن، بایستی موقع نوشتن با ژانری که مینویسیم، هماهنگ باشه.
نمیشه که موود منفی داشت و در ژانر کمدی نوشت.
یا برعکس
و صدها مثال دیگه
حالا چه کنیم؟
- موزیک ، فیلم ، کتاب ، اخبار ، آدم ها، و خلاصه هرچیزی که ذهن، اونها رو جذب میکنه رو هماهنگ کنید با حال و هوای روایت خودتون، و گرنه اون فیلمنامه یکدست نیست و هی ریپ میزنه. ⬇️
نتیجه ش این میشه که مخاطب اون روایت رو پس میزنه.
🔸🔸🔸نکته اینجاست که شما طی یک فرایند زمانی نسبتا طولانی، فیلمنامه رو دارید می نویسید، و خب طبیعی هست در این خط زمانی، ذهن ما، موودش هی تغییر میکنه.
برای همین بهتره اگه می تونید، نسخهی اول رو در کوتاه ترین مدت و بدون پردازش و وسواس و اینا حتی با کلی غلط املایی و انشایی بنویسید تمام شه که کلیت داستان یک دست باشه.
🔎این جمله ی:((مست بنویس، هوشیار بازنویسی کن)) واسه همینه قضیه ش.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
ارائه برای اولین بار از کافه فیلمنامه . 4 اسفند 1402
Forwarded from کافه فيلمنامه
⬇️ نوشتن فیلمنامه ی کمدی ⬇️
قسمت اول
ایجاد " واروونگی " ، از مهم ترین تکنیک های نوشتن فیلمنامه ی کمدی ست.
@scriptwriting100
🔷 واروونگی یعنی چی ؟
خلق یک پدیده و گرفتن انتظار معکوس از آن پدیده.
مثال :
شخصیت فیلمنامه ی شما طی برنامه ریزی های قبلی که برای او انجام داده اید ، قرار است از نقطه ی الف به نقطه ی ب برسد. اما برای ایجاد یک فضای کمیک ، او را به نقطه ی ج می برید. این یعنی ایجاد یک واروونگی .
مثال عینی تر :
شخصیت شما یک دزد است. الان از بانک سرفت کرده و طبق برنامه ریزی قبلی باید سوار ماشین شود و برود. اما کنار بانک یک مغازه ی فلافل فروشی ست و او هم عاشق فلافل است ، پس به جای اینکه فرار کند ، به فلافل فروشی میرود !
🔹این روش ، اصل و اساس ایجاد صحنه های کمیک است. یعنی ما یک اننظار دیگر از شخصیت داریم ، اما او دقیقا خلاف انتظار ما ( بعنوان مخاطب ) عمل میکند. البته با توجه به نوع شخصیتی که دارد.
کافه فیلمنامه📔🎬
@scriptwriting100
قسمت اول
ایجاد " واروونگی " ، از مهم ترین تکنیک های نوشتن فیلمنامه ی کمدی ست.
@scriptwriting100
🔷 واروونگی یعنی چی ؟
خلق یک پدیده و گرفتن انتظار معکوس از آن پدیده.
مثال :
شخصیت فیلمنامه ی شما طی برنامه ریزی های قبلی که برای او انجام داده اید ، قرار است از نقطه ی الف به نقطه ی ب برسد. اما برای ایجاد یک فضای کمیک ، او را به نقطه ی ج می برید. این یعنی ایجاد یک واروونگی .
مثال عینی تر :
شخصیت شما یک دزد است. الان از بانک سرفت کرده و طبق برنامه ریزی قبلی باید سوار ماشین شود و برود. اما کنار بانک یک مغازه ی فلافل فروشی ست و او هم عاشق فلافل است ، پس به جای اینکه فرار کند ، به فلافل فروشی میرود !
🔹این روش ، اصل و اساس ایجاد صحنه های کمیک است. یعنی ما یک اننظار دیگر از شخصیت داریم ، اما او دقیقا خلاف انتظار ما ( بعنوان مخاطب ) عمل میکند. البته با توجه به نوع شخصیتی که دارد.
کافه فیلمنامه📔🎬
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
نوشتن فیلمنامه ی کمدی
(قسمت 2)
🚩🚩🚩🚩
🔷وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
بعنوان مثال در فیلم خماری (1 HangOver ) ، پسرها در یک پارکینگ منتظر هستند که طبق خبرهای رسیده به آنها ، لاشه ی ماشین مرسدس بنز به دستشان برسد اما پس از مدتی ، ماشین نو ، و بدون هیچ خش خوردگی به دست آنها میرسد.
پسرها خیالشان راحت می شود که خداروشکر ماشینی که امانت گرفته اند ، صحیح و سالم است و نیازی نیست جریمه بدهند ، اما ناگهان یک ببر، ( که از قبل در فیلمنامه ساخته و پرداخته شده بود) ، روی ماشین آنها می پرد و بعد هم با پنجه های تیزش، آنچنان خشی به ماشین می اندازد چو سقف ماشین را به میکند که چیزی از این باقی ناگذارد و تمام خوشحالی آنها را واژگون می کند . خوشحالی در یک آن، به اوج گرفتاری تبدیل میشود.
در نتیجه :
🔹وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
خوش شانسی ها تبدیل به بد شانسی میشوند.
بد شانسی ها تبدیل به خوش شانسی می شوند .
هیچ چیز آنگونه که می نماید نیست. و این شکاف بین وافعیت در ذهن شخصیت و واقعیت خارج از ذهن او ، باعث ایجاد طنز می شود.
📔🎬 کافه فیلمنامه
scriptwriting100@
(قسمت 2)
🚩🚩🚩🚩
🔷وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
بعنوان مثال در فیلم خماری (1 HangOver ) ، پسرها در یک پارکینگ منتظر هستند که طبق خبرهای رسیده به آنها ، لاشه ی ماشین مرسدس بنز به دستشان برسد اما پس از مدتی ، ماشین نو ، و بدون هیچ خش خوردگی به دست آنها میرسد.
پسرها خیالشان راحت می شود که خداروشکر ماشینی که امانت گرفته اند ، صحیح و سالم است و نیازی نیست جریمه بدهند ، اما ناگهان یک ببر، ( که از قبل در فیلمنامه ساخته و پرداخته شده بود) ، روی ماشین آنها می پرد و بعد هم با پنجه های تیزش، آنچنان خشی به ماشین می اندازد چو سقف ماشین را به میکند که چیزی از این باقی ناگذارد و تمام خوشحالی آنها را واژگون می کند . خوشحالی در یک آن، به اوج گرفتاری تبدیل میشود.
در نتیجه :
🔹وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
خوش شانسی ها تبدیل به بد شانسی میشوند.
بد شانسی ها تبدیل به خوش شانسی می شوند .
هیچ چیز آنگونه که می نماید نیست. و این شکاف بین وافعیت در ذهن شخصیت و واقعیت خارج از ذهن او ، باعث ایجاد طنز می شود.
📔🎬 کافه فیلمنامه
scriptwriting100@
Forwarded from کافه فيلمنامه
نوشتن فیلمنامه ی کمدی
( قسمت سوم )
✅ا نتخاب صحیح لوکیشن :
اگر مکانهای مناسب برای فیلمنامه ی کمدی را ، عاقلانه انتخاب کنید، در نتیجه ایده های طنز، خیلی راحت تر به ذهنتان می رسد.
🔷 به مکانهایی فکر کنید که از لحاظ بصری، جذابیت زیادی برای طنز داشته باشند و همچنین پر از ابزارهایی باشند که کارکترهای شما بتوانند به روشهای خنده داری با آنها در تعامل قرار گیرند.
🔷 با انتخاب آگاهانه ی لوکیشن ، ابرازِ صحنه ، و حضور سایر کاراکتر ها در صحنه ، می توانید شخصیت کمیک خود را در موقعیت هایی قرار دهید که بتواند توسط اشیاء و یا افراد دیگری که در آن مکان هستند، موقعیت های طنز خلق کند.
🔷 به محض ایجاد چنین ابزارهایی ، اتفاقات طنز خود به خود شکل خواهند گرفت.
♦️ یک فیلمنامه ی کمدی ، فقط به دیالوگ های طنز نیست ، بلکه به ایجاد یک فضای کاملا کمیک است که شامل 1- صحنه ، 2- اتفاق، 3 - دیالوگ ، هر سه است.
📌 این سه عنصر، با هم مرتبط و درآمیخته هستند و فرایند خلق سکانس های کمیک را باهم تکمیل می نمایند.
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
( قسمت سوم )
✅ا نتخاب صحیح لوکیشن :
اگر مکانهای مناسب برای فیلمنامه ی کمدی را ، عاقلانه انتخاب کنید، در نتیجه ایده های طنز، خیلی راحت تر به ذهنتان می رسد.
🔷 به مکانهایی فکر کنید که از لحاظ بصری، جذابیت زیادی برای طنز داشته باشند و همچنین پر از ابزارهایی باشند که کارکترهای شما بتوانند به روشهای خنده داری با آنها در تعامل قرار گیرند.
🔷 با انتخاب آگاهانه ی لوکیشن ، ابرازِ صحنه ، و حضور سایر کاراکتر ها در صحنه ، می توانید شخصیت کمیک خود را در موقعیت هایی قرار دهید که بتواند توسط اشیاء و یا افراد دیگری که در آن مکان هستند، موقعیت های طنز خلق کند.
🔷 به محض ایجاد چنین ابزارهایی ، اتفاقات طنز خود به خود شکل خواهند گرفت.
♦️ یک فیلمنامه ی کمدی ، فقط به دیالوگ های طنز نیست ، بلکه به ایجاد یک فضای کاملا کمیک است که شامل 1- صحنه ، 2- اتفاق، 3 - دیالوگ ، هر سه است.
📌 این سه عنصر، با هم مرتبط و درآمیخته هستند و فرایند خلق سکانس های کمیک را باهم تکمیل می نمایند.
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
نوشتن فیلمنامه کمدی
(قسمت چهارم )
📔🎬 کافه فیلمنامه
✅به دنبال طنز های دست اول باشید:
🔷حتی اگر کاراکترهای شما تکراری اند. حتی اگر لوکیشین های شما تکراری اند ، اما باز هم می توان با همان چیزهای تکراری و قدیمی ، طنز های دست اول ، جدید و غیر تکراری ساخت.
🔹نمونه ی بسیار مشهود آن فیلم Hangover ،( شماره یک) است که با وجود لوکیشین تکراری لاس وگاس ، طنز های تکراری ایجاد نکرده است.
این فیلم، بر خلاف سایر فیلمهایی که در لاس وگاس رخ می دهند ، از نمادهای تکراری و کلیشه ای شهر لاس وگاس استفاده نکرده و یا اگر استفاده کرده ، آنرا با پیچش های غافلگیرانه اش متفاوت ساخته است.
🔷پرهیز از کلیشه هایی که قبلا گفته شده و ساخته شده ، می تواند یک راه موفقیت بزرگ در نوشتن هر فیلمنامه ای، به خصوص فیلمنامه ی کمدی باشد.
♦️تا به حال فکر کرده اید چرا کسی از یک جُک تکراری خنده اش نمی گیرد ؟ قطعا کسی از دیدن صحنه های تکراری و کلیشه ای کمدی نیز خنده اش نمی گیرد !
✅پس به دنبال طنز های دست اول باشید ، طنز هایی که خودتان ایجاد کرده اید نه آنهایی که دیگران ایجاد کرده اند !
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
(قسمت چهارم )
📔🎬 کافه فیلمنامه
✅به دنبال طنز های دست اول باشید:
🔷حتی اگر کاراکترهای شما تکراری اند. حتی اگر لوکیشین های شما تکراری اند ، اما باز هم می توان با همان چیزهای تکراری و قدیمی ، طنز های دست اول ، جدید و غیر تکراری ساخت.
🔹نمونه ی بسیار مشهود آن فیلم Hangover ،( شماره یک) است که با وجود لوکیشین تکراری لاس وگاس ، طنز های تکراری ایجاد نکرده است.
این فیلم، بر خلاف سایر فیلمهایی که در لاس وگاس رخ می دهند ، از نمادهای تکراری و کلیشه ای شهر لاس وگاس استفاده نکرده و یا اگر استفاده کرده ، آنرا با پیچش های غافلگیرانه اش متفاوت ساخته است.
🔷پرهیز از کلیشه هایی که قبلا گفته شده و ساخته شده ، می تواند یک راه موفقیت بزرگ در نوشتن هر فیلمنامه ای، به خصوص فیلمنامه ی کمدی باشد.
♦️تا به حال فکر کرده اید چرا کسی از یک جُک تکراری خنده اش نمی گیرد ؟ قطعا کسی از دیدن صحنه های تکراری و کلیشه ای کمدی نیز خنده اش نمی گیرد !
✅پس به دنبال طنز های دست اول باشید ، طنز هایی که خودتان ایجاد کرده اید نه آنهایی که دیگران ایجاد کرده اند !
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
نوشتن فیلمنامه کمدی
( قسمت پنجم - آخر ) :
کافه فیملمنامه 📔🎬
Irony Is King
Irony = طنز
🔷طنز یک وارونگی متخصصانه است. صحنه هایی را تولید می کند که قرار است شبیه یک سلاح قوی در انبار مهمات جنگی باشد.
نکته ی جالب طنز این است که در موقعیت های مختلف، میتواند اعمال شود.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و بیان
یعنی کاراکتر چیز دیگری در ذهن داردT اما حرف دیگری می زند که اصلا ربطی به نیت او نداشته.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و نتیجه ی کار
یعنی کاراکتر قصد داشته کاری را انجام دهد ، اما عملا یک کار دیگری خلاف آنچه قصد داشته ، انجام می دهد.
🚩🚩🚩
✅ کاراکتر یک فیلمنامه ی طنز ، کسی که کمترین شانس موفقیت را دارد و حتی خودش می داند ، اما بر خلاف آنچه در ذهن مخاطب و کاراکتر است، او موفق می شود فلان کار را انجام دهد. این یعنی عدم تطابق.
♦️ هنگامیکه سعی می کنید صحنه های خنده دار بنویسید، از خود بپرسید بامزه ترین چیزی که می تواند برای کاراکترهای من رخ دهد چیست؟ و نیز بپرسید بدترین اتفاق ممکن برای این شخصیت چه چیز می تواند باشد ؟
🔷اگر خلاقانه به این سوال پاسخ دهید ، یک کمدی طلایی خواهید داشت !
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
( قسمت پنجم - آخر ) :
کافه فیملمنامه 📔🎬
Irony Is King
Irony = طنز
🔷طنز یک وارونگی متخصصانه است. صحنه هایی را تولید می کند که قرار است شبیه یک سلاح قوی در انبار مهمات جنگی باشد.
نکته ی جالب طنز این است که در موقعیت های مختلف، میتواند اعمال شود.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و بیان
یعنی کاراکتر چیز دیگری در ذهن داردT اما حرف دیگری می زند که اصلا ربطی به نیت او نداشته.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و نتیجه ی کار
یعنی کاراکتر قصد داشته کاری را انجام دهد ، اما عملا یک کار دیگری خلاف آنچه قصد داشته ، انجام می دهد.
🚩🚩🚩
✅ کاراکتر یک فیلمنامه ی طنز ، کسی که کمترین شانس موفقیت را دارد و حتی خودش می داند ، اما بر خلاف آنچه در ذهن مخاطب و کاراکتر است، او موفق می شود فلان کار را انجام دهد. این یعنی عدم تطابق.
♦️ هنگامیکه سعی می کنید صحنه های خنده دار بنویسید، از خود بپرسید بامزه ترین چیزی که می تواند برای کاراکترهای من رخ دهد چیست؟ و نیز بپرسید بدترین اتفاق ممکن برای این شخصیت چه چیز می تواند باشد ؟
🔷اگر خلاقانه به این سوال پاسخ دهید ، یک کمدی طلایی خواهید داشت !
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
کافه فيلمنامه pinned «درود بر دوستان اکانت ادمین خدمت شما سوالهای تخصصی در رابطه با فیلمنامه لطفا @Hifromadmin»
Forwarded from مجله میدان آزادی
اگر بخواهیم در یک نگاه، منفیترین شخصیت این سریال را معرفی کنیم چشممان به طور لیزری به همسر والتر وایت، میافتد. او یکی از منفورترین شخصیتهای طراحی شدهی فیلم است که ببیندگان نمیتوانند به لحاظ احساسی، حس منفی خود را نسبت به این شخصیت نادیده بگیرند. فیلمساز توانسته به خوبی و بدون کنش زیاد، به صورتی زیرپوستی، آن شیطانصفتی که در ذات اسکارلت وایت نهفته بود را آشکار سازد. کارگردان سریال، در مصاحبهاش با رسانهی نیویورک گفت وقتی به گذشته نگاه میکنم متوجه میشوم زاویه دید داستان فقط از نگاه والتر بوده است. این یعنی مخاطب از اندرونِ دل، و انگیزههای همسر والتر خبر ندارد پس نمیتواند با او هیچگونه همدلی داشته باشد و اینجاست که نفرتی عمیق شکل میگیرد. نفرتی که از نظر عوام حتی به کوچه بازار هم کشیده میشود، فارغ از اینکه مردم در نظر داشته باشند این فقط یک فیلم بود.
متن کامل نقد و بررسی سریال بریکینگ بد را بخوانید.
#بریکینگ_بد
#هزار_و_یک_سریال
#مجله_میدان_آزادی
#سریال
7⃣4⃣1⃣
@Azadisqart
متن کامل نقد و بررسی سریال بریکینگ بد را بخوانید.
#بریکینگ_بد
#هزار_و_یک_سریال
#مجله_میدان_آزادی
#سریال
7⃣4⃣1⃣
@Azadisqart
https://www.instagram.com/reel/DB1zBR1ItPd/?igsh=MXI5c3RheDN2cGZ0dA==
لایو استاد فرهودی درباره نقطه عطف👆
لایو استاد فرهودی درباره نقطه عطف👆
https://www.instagram.com/reel/DCZ17hQI0LD/?igsh=MXY2aXNiZ2VoaXU3cw==
لایو استاد فرهودی درباره نقطه میانی👆
لایو استاد فرهودی درباره نقطه میانی👆
https://www.instagram.com/reel/DB1zBR1ItPd/?igsh=MXI5c3RheDN2cGZ0dA==.
لایو استاد فرهودی درباره حادثه محرکه👆
لایو استاد فرهودی درباره حادثه محرکه👆
📌
اگر در فیلمی که می بینین،هی دنبال پیام یا نماد یا توهم توطئه باشید ، و اجازه ندین جریان احساس شما همزمان با جریان حس درون فیلم جاری بشه ، ( که البته اگه فرم در فیلمنامه رعایت شده باشه ) .... ،اون موقع ست که هیچلذتی از اون فیلم نخواهید برد.
به عبا تی دیگه ، فیلم دیدن یعنی تجربه ی احساسات. یه حسی رو در شما برانگیخته کنه مثل عشق ، شفقت و دلسوزی ، ترس ، انسانیت ، خودباوری ، خداباوری ، خداناباوری ، خشم ، شهامت و شجاعت ، و....
اگه با زبان فیلمنامه ( یا فرم صحیح ) حسی رو در محاطب ایجاد کنید موفقید ، نکنید نا موفقید .
این بر ای هزارمین بار : فیلم خوب یک تجربه ی حسی رو به شما میده .
وای که اگه رعایت نکنید اون موقع ست که بهجای یک فیلمنامه نویس ، تبدیل میشید به یک منتقد و تحلیلگر.
و دیگه نمیتونید با ذهن رها و آزاد ، نمیتونیم داستانروهدایت کنیم و بهش شکل و فرم جذاب و گیرایی بدیم. در هر ژانری ..
میشه یه فیلم دوزاری.که باید یه مقاله می بود نه یک فیلم تصویری. 🙈
🔸در ابتدا شما بعنوان فیلمنامه نویس،رویفرم متمرکز بشید نه محتوا.
چرا که پیام ها و نمادها ممکنه در ذهن هر شخصی، به صورتی متفاوت تفسیرهای متفاوتی داشته باشند باشه.
#کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
اگر در فیلمی که می بینین،هی دنبال پیام یا نماد یا توهم توطئه باشید ، و اجازه ندین جریان احساس شما همزمان با جریان حس درون فیلم جاری بشه ، ( که البته اگه فرم در فیلمنامه رعایت شده باشه ) .... ،اون موقع ست که هیچلذتی از اون فیلم نخواهید برد.
به عبا تی دیگه ، فیلم دیدن یعنی تجربه ی احساسات. یه حسی رو در شما برانگیخته کنه مثل عشق ، شفقت و دلسوزی ، ترس ، انسانیت ، خودباوری ، خداباوری ، خداناباوری ، خشم ، شهامت و شجاعت ، و....
اگه با زبان فیلمنامه ( یا فرم صحیح ) حسی رو در محاطب ایجاد کنید موفقید ، نکنید نا موفقید .
این بر ای هزارمین بار : فیلم خوب یک تجربه ی حسی رو به شما میده .
وای که اگه رعایت نکنید اون موقع ست که بهجای یک فیلمنامه نویس ، تبدیل میشید به یک منتقد و تحلیلگر.
و دیگه نمیتونید با ذهن رها و آزاد ، نمیتونیم داستانروهدایت کنیم و بهش شکل و فرم جذاب و گیرایی بدیم. در هر ژانری ..
میشه یه فیلم دوزاری.که باید یه مقاله می بود نه یک فیلم تصویری. 🙈
🔸در ابتدا شما بعنوان فیلمنامه نویس،رویفرم متمرکز بشید نه محتوا.
چرا که پیام ها و نمادها ممکنه در ذهن هر شخصی، به صورتی متفاوت تفسیرهای متفاوتی داشته باشند باشه.
#کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
▫️▫️▫️ هر وقت خواستی ببینی شخصیت مثبت یا منفی فیلمنامه ت ، الان چه کنش یا واکنشی نشون میده ، با کفشهای اون راه برو . درک متقابل، نقطه ی برنده ی داستان شماست.
چطور به درک برسیم؟ با دانستن پروفایل شخصیت ها
در لینکهای زیر :
https://t.me/scriptwriting100/102
https://t.me/scriptwriting100/431
https://t.me/scriptwriting100/99
https://t.me/scriptwriting100/92
#کافه_فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
چطور به درک برسیم؟ با دانستن پروفایل شخصیت ها
در لینکهای زیر :
https://t.me/scriptwriting100/102
https://t.me/scriptwriting100/431
https://t.me/scriptwriting100/99
https://t.me/scriptwriting100/92
#کافه_فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
Forwarded from گروه کافه فیلمنامه
یک منع کاملا قابل اسنتاد، برای کسانیکه به سینمای اکشن وجنگ علاقه دارند
که البته تینچیه هر نحوی خواستید میتونید دراماتیزه کنید برای بحث هزینه ی ساخت
▫️▫️🔸🔸▫️▫️
https://m.youtube.com/watch?v=CyUaDX-FoX0
که البته تینچیه هر نحوی خواستید میتونید دراماتیزه کنید برای بحث هزینه ی ساخت
▫️▫️🔸🔸▫️▫️
https://m.youtube.com/watch?v=CyUaDX-FoX0
YouTube
گفتوگو با ناخدا صمدی | از اعدام ۱۹ ارتشی توسط غرضی تا جنگ با شوروی، ماجرای بنیصدر و سقوط خرمشهر
هوشنگ صمدی (زادهٔ ۶ بهمن ۱۳۱۸ کلخوران، اردبیل) مشهور به ناخدا صمدی؛ ناخدا یکم تکاور بازنشستهٔ نیروی دریایی ارتش ایران است، که در طول جنگ ایران و عراق فرماندهی گردان تکاوران دریایی بوشهر را برعهده داشت
صمدی فعالیت نظامی را از سال ۱۳۳۷ در نیروی زمینی ایران…
صمدی فعالیت نظامی را از سال ۱۳۳۷ در نیروی زمینی ایران…
🙈🙈🙈
آیا آیا آیا از آفتهای که به جان و دل فیلمنامه یا سراینده داستان و روایت، می افتد خبر دارید ؟
▫️بیایید اینبار خودمان را بیرحمانه نقد ، و توبیخ کنیم .🔎
به خاطر ؟
- غرور احمقانه !
غروری که در اغلب موارد ، ناخواسته به درونمان رخنه میکند و ناپیداست .
این غرور: سبب میشود خودمان را در موضع بالا و مردمان دیگر را چه خانواده چه دوست چه دشمن چه. رهگذر ، از موضع پایین نگاه کنیم .
بله که گفته شده و بارها هم توصیه شده از شخصیت دیگران ایده بگیرید ولی به قدر تار مویی ست فاصله ی میان، این ایده گرفتن و این مغرور شدن .😵
ما فقط حق داریم ایده بگیریم برای نوشتن فیلمنامه، ولی هرگز حق قضاوت نداااریم که نداااریم.
میتوان اگر سالمندی روی زمین افتاد به او کمک کرد و أن را در صورتی که یه پیرنگ داستان بیاید، استفاده کرد، اما حق هیچگونه قضاوتی راجع به یک معتاد، یک دزد ، یک أنتاگونیست واقعی در جهان واقعی نداریم که نداریم.
▫️خودبرتر بینی أفت است. یک سم است برای نویسنده و در آن قضاوت و بدتر از آن غیبت.
🔸 آیا ما خودمان عاری هر خطا و اشتباهیم ؟
🔎 تواضع داروی این درد است .
متواضع باشیم و عیب های خودمان را جستجو و قضاوت و رفع کنیم .
▫️ بی شک نوشته ای که از قلبی خالص سرازیر میشود ذلال تر است و این انرژی را مخاطب دریافت میکند .
👌مهم نیست در چه ژانری می نویسید در ژانر وحشت و جنایی هم همینطور است.
#کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
آیا آیا آیا از آفتهای که به جان و دل فیلمنامه یا سراینده داستان و روایت، می افتد خبر دارید ؟
▫️بیایید اینبار خودمان را بیرحمانه نقد ، و توبیخ کنیم .🔎
به خاطر ؟
- غرور احمقانه !
غروری که در اغلب موارد ، ناخواسته به درونمان رخنه میکند و ناپیداست .
این غرور: سبب میشود خودمان را در موضع بالا و مردمان دیگر را چه خانواده چه دوست چه دشمن چه. رهگذر ، از موضع پایین نگاه کنیم .
بله که گفته شده و بارها هم توصیه شده از شخصیت دیگران ایده بگیرید ولی به قدر تار مویی ست فاصله ی میان، این ایده گرفتن و این مغرور شدن .😵
ما فقط حق داریم ایده بگیریم برای نوشتن فیلمنامه، ولی هرگز حق قضاوت نداااریم که نداااریم.
میتوان اگر سالمندی روی زمین افتاد به او کمک کرد و أن را در صورتی که یه پیرنگ داستان بیاید، استفاده کرد، اما حق هیچگونه قضاوتی راجع به یک معتاد، یک دزد ، یک أنتاگونیست واقعی در جهان واقعی نداریم که نداریم.
▫️خودبرتر بینی أفت است. یک سم است برای نویسنده و در آن قضاوت و بدتر از آن غیبت.
🔸 آیا ما خودمان عاری هر خطا و اشتباهیم ؟
🔎 تواضع داروی این درد است .
متواضع باشیم و عیب های خودمان را جستجو و قضاوت و رفع کنیم .
▫️ بی شک نوشته ای که از قلبی خالص سرازیر میشود ذلال تر است و این انرژی را مخاطب دریافت میکند .
👌مهم نیست در چه ژانری می نویسید در ژانر وحشت و جنایی هم همینطور است.
#کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
Chopin - Nocturno en do sostenido menor Op Postumo (1)
<unknown>
🔸مخصوص نگارش فیلنامه در ژانر
ملودرام تراژیک
🔸خیلی ها عادت دارند موقع نگارش روایت، به موزیکی در همون ژانر گوش کنن.
ملودرام تراژیک
🔸خیلی ها عادت دارند موقع نگارش روایت، به موزیکی در همون ژانر گوش کنن.