📌 اگر جایی کلمه ی آرک شخصیت، به گوش یا چشمتون خورد، یعنی این یازده مورد.
و شاید هم بیشتر .
📎اما در کل یعنی (( سیر بیرونی و تحول درونی)).
آرک شخصیت :
قسمت اول https://t.me/scriptwriting100/398
قسمت دوم https://t.me/scriptwriting100/402
قسمت سوم https://t.me/scriptwriting100/403
قسمت چهارم https://t.me/scriptwriting100/404
قسمت پنجم https://t.me/scriptwriting100/405
قسمت ششم https://t.me/scriptwriting100/406
قسمت هفتم https://t.me/scriptwriting100/407
قسمت هشتم https://t.me/scriptwriting100/408
قسمت نهم https://t.me/scriptwriting100/411
قسمت دهم https://t.me/scriptwriting100/413
قسمت یازدهم https://t.me/scriptwriting100/414
#کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
و شاید هم بیشتر .
📎اما در کل یعنی (( سیر بیرونی و تحول درونی)).
آرک شخصیت :
قسمت اول https://t.me/scriptwriting100/398
قسمت دوم https://t.me/scriptwriting100/402
قسمت سوم https://t.me/scriptwriting100/403
قسمت چهارم https://t.me/scriptwriting100/404
قسمت پنجم https://t.me/scriptwriting100/405
قسمت ششم https://t.me/scriptwriting100/406
قسمت هفتم https://t.me/scriptwriting100/407
قسمت هشتم https://t.me/scriptwriting100/408
قسمت نهم https://t.me/scriptwriting100/411
قسمت دهم https://t.me/scriptwriting100/413
قسمت یازدهم https://t.me/scriptwriting100/414
#کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
⬇️ نوشتن فیلمنامه ی کمدی ⬇️
قسمت اول
ایجاد " واروونگی " ، از مهم ترین تکنیک های نوشتن فیلمنامه ی کمدی ست.
@scriptwriting100
🔷 واروونگی یعنی چی ؟
خلق یک پدیده و گرفتن انتظار معکوس از آن پدیده.
مثال :
شخصیت فیلمنامه ی شما طی برنامه ریزی های قبلی که برای او انجام داده اید ، قرار است از نقطه ی الف به نقطه ی ب برسد. اما برای ایجاد یک فضای کمیک ، او را به نقطه ی ج می برید. این یعنی ایجاد یک واروونگی .
مثال عینی تر :
شخصیت شما یک دزد است. الان از بانک سرفت کرده و طبق برنامه ریزی قبلی باید سوار ماشین شود و برود. اما کنار بانک یک مغازه ی فلافل فروشی ست و او هم عاشق فلافل است ، پس به جای اینکه فرار کند ، به فلافل فروشی میرود !
🔹این روش ، اصل و اساس ایجاد صحنه های کمیک است. یعنی ما یک اننظار دیگر از شخصیت داریم ، اما او دقیقا خلاف انتظار ما ( بعنوان مخاطب ) عمل میکند. البته با توجه به نوع شخصیتی که دارد.
کافه فیلمنامه📔🎬
@scriptwriting100
قسمت اول
ایجاد " واروونگی " ، از مهم ترین تکنیک های نوشتن فیلمنامه ی کمدی ست.
@scriptwriting100
🔷 واروونگی یعنی چی ؟
خلق یک پدیده و گرفتن انتظار معکوس از آن پدیده.
مثال :
شخصیت فیلمنامه ی شما طی برنامه ریزی های قبلی که برای او انجام داده اید ، قرار است از نقطه ی الف به نقطه ی ب برسد. اما برای ایجاد یک فضای کمیک ، او را به نقطه ی ج می برید. این یعنی ایجاد یک واروونگی .
مثال عینی تر :
شخصیت شما یک دزد است. الان از بانک سرفت کرده و طبق برنامه ریزی قبلی باید سوار ماشین شود و برود. اما کنار بانک یک مغازه ی فلافل فروشی ست و او هم عاشق فلافل است ، پس به جای اینکه فرار کند ، به فلافل فروشی میرود !
🔹این روش ، اصل و اساس ایجاد صحنه های کمیک است. یعنی ما یک اننظار دیگر از شخصیت داریم ، اما او دقیقا خلاف انتظار ما ( بعنوان مخاطب ) عمل میکند. البته با توجه به نوع شخصیتی که دارد.
کافه فیلمنامه📔🎬
@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه ی کمدی
(قسمت دوم )
🚩🚩🚩🚩
🔷 وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
بعنوان مثال در فیلم خماری (1 HangOver ) ، پسرها در یک پارکینگ منتظر هستند که طبق خبرهای رسیده به آنها ، لاشه ی ماشین مرسدس بنز به دستشان برسد اما پس از مدتی ، ماشین نو ، و بدون هیچ خش خوردگی به دست آنها میرسد.
پسرها خیالشان راحت می شود که خداروشکر ماشینی که امانت گرفته اند ، صحیح و سالم است و نیازی نیست جریمه بدهند ، اما ناگهان یک ببر، ( که از قبل در فیلمنامه ساخته و پرداخته شده بود) ، روی ماشین آنها می پرد و بعد هم با پنجه های تیزش، آنچنان خشی به ماشین می اندازد چو سقف ماشین را به میکند که چیزی از این باقی ناگذارد و تمام خوشحالی آنها را واژگون می کند . خوشحالی در یک آن، به اوج گرفتاری تبدیل میشود.
در نتیجه :
🔹وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
خوش شانسی ها تبدیل به بد شانسی میشوند.
بد شانسی ها تبدیل به خوش شانسی می شوند .
هیچ چیز آنگونه که می نماید نیست. و این شکاف بین وافعیت در ذهن شخصیت و واقعیت خارج از ذهن او ، باعث ایجاد طنز می شود.
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
(قسمت دوم )
🚩🚩🚩🚩
🔷 وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
بعنوان مثال در فیلم خماری (1 HangOver ) ، پسرها در یک پارکینگ منتظر هستند که طبق خبرهای رسیده به آنها ، لاشه ی ماشین مرسدس بنز به دستشان برسد اما پس از مدتی ، ماشین نو ، و بدون هیچ خش خوردگی به دست آنها میرسد.
پسرها خیالشان راحت می شود که خداروشکر ماشینی که امانت گرفته اند ، صحیح و سالم است و نیازی نیست جریمه بدهند ، اما ناگهان یک ببر، ( که از قبل در فیلمنامه ساخته و پرداخته شده بود) ، روی ماشین آنها می پرد و بعد هم با پنجه های تیزش، آنچنان خشی به ماشین می اندازد چو سقف ماشین را به میکند که چیزی از این باقی ناگذارد و تمام خوشحالی آنها را واژگون می کند . خوشحالی در یک آن، به اوج گرفتاری تبدیل میشود.
در نتیجه :
🔹وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.
خوش شانسی ها تبدیل به بد شانسی میشوند.
بد شانسی ها تبدیل به خوش شانسی می شوند .
هیچ چیز آنگونه که می نماید نیست. و این شکاف بین وافعیت در ذهن شخصیت و واقعیت خارج از ذهن او ، باعث ایجاد طنز می شود.
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه ی کمدی
( قسمت سوم )
✅ انتخاب صحیح لوکیشن :
اگر مکانهای مناسب برای فیلمنامه ی کمدی را ، عاقلانه انتخاب کنید، در نتیجه ایده های طنز، خیلی راحت تر به ذهنتان می رسد.
🔷 به مکانهایی فکر کنید که از لحاظ بصری، جذابیت زیادی برای طنز داشته باشند و همچنین پر از ابزارهایی باشند که کارکترهای شما بتوانند به روشهای خنده داری با آنها در تعامل قرار گیرند.
🔷 با انتخاب آگاهانه ی لوکیشن ، ابرازِ صحنه ، و حضور سایر کاراکتر ها در صحنه ، می توانید شخصیت کمیک خود را در موقعیت هایی قرار دهید که بتواند توسط اشیاء و یا افراد دیگری که در آن مکان هستند، موقعیت های طنز خلق کند.
🔷 به محض ایجاد چنین ابزارهایی ، اتفاقات طنز خود به خود شکل خواهند گرفت.
♦️ یک فیلمنامه ی کمدی ، فقط به دیالوگ های طنز نیست ، بلکه به ایجاد یک فضای کاملا کمیک است که شامل 1- صحنه ، 2- اتفاق، 3 - دیالوگ ، هر سه است.
📌 این سه عنصر، با هم مرتبط و درآمیخته هستند و فرایند خلق سکانس های کمیک را باهم تکمیل می نمایند.
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
( قسمت سوم )
✅ انتخاب صحیح لوکیشن :
اگر مکانهای مناسب برای فیلمنامه ی کمدی را ، عاقلانه انتخاب کنید، در نتیجه ایده های طنز، خیلی راحت تر به ذهنتان می رسد.
🔷 به مکانهایی فکر کنید که از لحاظ بصری، جذابیت زیادی برای طنز داشته باشند و همچنین پر از ابزارهایی باشند که کارکترهای شما بتوانند به روشهای خنده داری با آنها در تعامل قرار گیرند.
🔷 با انتخاب آگاهانه ی لوکیشن ، ابرازِ صحنه ، و حضور سایر کاراکتر ها در صحنه ، می توانید شخصیت کمیک خود را در موقعیت هایی قرار دهید که بتواند توسط اشیاء و یا افراد دیگری که در آن مکان هستند، موقعیت های طنز خلق کند.
🔷 به محض ایجاد چنین ابزارهایی ، اتفاقات طنز خود به خود شکل خواهند گرفت.
♦️ یک فیلمنامه ی کمدی ، فقط به دیالوگ های طنز نیست ، بلکه به ایجاد یک فضای کاملا کمیک است که شامل 1- صحنه ، 2- اتفاق، 3 - دیالوگ ، هر سه است.
📌 این سه عنصر، با هم مرتبط و درآمیخته هستند و فرایند خلق سکانس های کمیک را باهم تکمیل می نمایند.
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه کمدی
(قسمت چهارم )
✅به دنبال طنز های دست اول باشید:
🔷حتی اگر کاراکترهای شما تکراری اند. حتی اگر لوکیشین های شما تکراری اند ، اما باز هم می توان با همان چیزهای تکراری و قدیمی ، طنز های دست اول ، جدید و غیر تکراری ساخت.
🔹نمونه ی بسیار مشهود آن فیلم Hangover ،( شماره یک) است که با وجود لوکیشین تکراری لاس وگاس ، طنز های تکراری ایجاد نکرده است.
این فیلم، بر خلاف سایر فیلمهایی که در لاس وگاس رخ می دهند ، از نمادهای تکراری و کلیشه ای شهر لاس وگاس استفاده نکرده و یا اگر استفاده کرده ، آنرا با پیچش های غافلگیرانه اش متفاوت ساخته است.
🔷پرهیز از کلیشه هایی که قبلا گفته شده و ساخته شده ، می تواند یک راه موفقیت بزرگ در نوشتن هر فیلمنامه ای، به خصوص فیلمنامه ی کمدی باشد.
♦️تا به حال فکر کرده اید چرا کسی از یک جُک تکراری خنده اش نمی گیرد ؟ قطعا کسی از دیدن صحنه های تکراری و کلیشه ای کمدی نیز خنده اش نمی گیرد !
✅پس به دنبال طنز های دست اول باشید ، طنز هایی که خودتان ایجاد کرده اید نه آنهایی که دیگران ایجاد کرده اند ! طنزی که از جنس فیلمنامه ایست که دارید مینویسید.
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
(قسمت چهارم )
✅به دنبال طنز های دست اول باشید:
🔷حتی اگر کاراکترهای شما تکراری اند. حتی اگر لوکیشین های شما تکراری اند ، اما باز هم می توان با همان چیزهای تکراری و قدیمی ، طنز های دست اول ، جدید و غیر تکراری ساخت.
🔹نمونه ی بسیار مشهود آن فیلم Hangover ،( شماره یک) است که با وجود لوکیشین تکراری لاس وگاس ، طنز های تکراری ایجاد نکرده است.
این فیلم، بر خلاف سایر فیلمهایی که در لاس وگاس رخ می دهند ، از نمادهای تکراری و کلیشه ای شهر لاس وگاس استفاده نکرده و یا اگر استفاده کرده ، آنرا با پیچش های غافلگیرانه اش متفاوت ساخته است.
🔷پرهیز از کلیشه هایی که قبلا گفته شده و ساخته شده ، می تواند یک راه موفقیت بزرگ در نوشتن هر فیلمنامه ای، به خصوص فیلمنامه ی کمدی باشد.
♦️تا به حال فکر کرده اید چرا کسی از یک جُک تکراری خنده اش نمی گیرد ؟ قطعا کسی از دیدن صحنه های تکراری و کلیشه ای کمدی نیز خنده اش نمی گیرد !
✅پس به دنبال طنز های دست اول باشید ، طنز هایی که خودتان ایجاد کرده اید نه آنهایی که دیگران ایجاد کرده اند ! طنزی که از جنس فیلمنامه ایست که دارید مینویسید.
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه کمدی
( قسمت پنجم - آخر ) :
Irony Is King
Irony = طنز
🔷طنز یک وارونگی متخصصانه است. صحنه هایی را تولید می کند که قرار است شبیه یک سلاح قوی در انبار مهمات جنگی باشد.
نکته ی جالب طنز این است که در موقعیت های مختلف، میتواند اعمال شود.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و بیان
یعنی کاراکتر چیز دیگری در ذهن دارد، اما حرف دیگری می زند که اصلا ربطی به نیت او نداشته.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و نتیجه ی کار
یعنی کاراکتر قصد داشته کاری را انجام دهد ، اما عملا یک کار دیگری خلاف آنچه قصد داشته ، انجام می دهد.
🚩🚩🚩
✅ کاراکتر یک فیلمنامه ی طنز ، کسی است که کمترین شانس موفقیت را دارد و حتی خودش می داند ، اما بر خلاف آنچه در ذهن مخاطب و کاراکتر است، او موفق می شود فلان کار را انجام دهد. این یعنی عدم تطابق.
♦️ هنگامیکه سعی می کنید صحنه های خنده دار بنویسید، از خود بپرسید بامزه ترین چیزی که می تواند برای کاراکترهای من رخ دهد چیست؟ و نیز بپرسید بدترین اتفاق ممکن برای این شخصیت چه چیز می تواند باشد ؟
🔷اگر خلاقانه به این سوالها پاسخ دهید ، یک کمدی طلایی خواهید داشت !
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
( قسمت پنجم - آخر ) :
Irony Is King
Irony = طنز
🔷طنز یک وارونگی متخصصانه است. صحنه هایی را تولید می کند که قرار است شبیه یک سلاح قوی در انبار مهمات جنگی باشد.
نکته ی جالب طنز این است که در موقعیت های مختلف، میتواند اعمال شود.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و بیان
یعنی کاراکتر چیز دیگری در ذهن دارد، اما حرف دیگری می زند که اصلا ربطی به نیت او نداشته.
🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و نتیجه ی کار
یعنی کاراکتر قصد داشته کاری را انجام دهد ، اما عملا یک کار دیگری خلاف آنچه قصد داشته ، انجام می دهد.
🚩🚩🚩
✅ کاراکتر یک فیلمنامه ی طنز ، کسی است که کمترین شانس موفقیت را دارد و حتی خودش می داند ، اما بر خلاف آنچه در ذهن مخاطب و کاراکتر است، او موفق می شود فلان کار را انجام دهد. این یعنی عدم تطابق.
♦️ هنگامیکه سعی می کنید صحنه های خنده دار بنویسید، از خود بپرسید بامزه ترین چیزی که می تواند برای کاراکترهای من رخ دهد چیست؟ و نیز بپرسید بدترین اتفاق ممکن برای این شخصیت چه چیز می تواند باشد ؟
🔷اگر خلاقانه به این سوالها پاسخ دهید ، یک کمدی طلایی خواهید داشت !
کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
🔹صدای هر شخصیت در فیلمنامه ی شما، منحصر به فرد است. این صدا در گوش فیلمنامه نویس شنیده می شود با تمام لهجه ها ، تلفظ ها ، دایره ی واژگانی ها ، سطح گفتار ، نوع ادبیات و غیره...
♦️each character has his own speech patterns
♦️هر شخصیتی (در فیلمنامه ی شما ) الگوی حرف زدن خودش را دارد.
🔹 این الگوسازی یعنی شخصیت سازی 🔹
و شخصیت سازی ، یعنی دانایی کامل نسبت به حال جسمی و روحی و اجتماعی و خانوادگی و خواسته ها و عقاید و شخصیت در فیلمنامه.
♦️هر چه در این زمینه، با ژرفای بیشتری وارد شوید ، فیلمنامه، عمیق تر میشود. وقتی عمیق تر شد ، مخاطبین هم با آن ارتباط برقرار می کنند. حتی اگر شخصیت فیلمنامه ی شما یک فیل آفریقایی باشد که نسلش منقرض شده ❗️
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
♦️each character has his own speech patterns
♦️هر شخصیتی (در فیلمنامه ی شما ) الگوی حرف زدن خودش را دارد.
🔹 این الگوسازی یعنی شخصیت سازی 🔹
و شخصیت سازی ، یعنی دانایی کامل نسبت به حال جسمی و روحی و اجتماعی و خانوادگی و خواسته ها و عقاید و شخصیت در فیلمنامه.
♦️هر چه در این زمینه، با ژرفای بیشتری وارد شوید ، فیلمنامه، عمیق تر میشود. وقتی عمیق تر شد ، مخاطبین هم با آن ارتباط برقرار می کنند. حتی اگر شخصیت فیلمنامه ی شما یک فیل آفریقایی باشد که نسلش منقرض شده ❗️
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
قطب نمای روایت
بدون داشتن قطب نما ، فیلمنامه ی ما سرگردان است .
بدون داشتن یک نقشه ی راهبردی، فیلمنامه به مقصد نمی رسد.
قطب نمای فیلمنامه ی شما ، Premise نام دارد.
🔹نکته اینکه : Premise به معنای یک جمله ی فلسفی و عمیق یا مفهوم کلی فیلمنامه نیست ، بلکه فقط تعریف یک خطی از کل فیلمنامه است.
ذات فیلمنامه را در یک خط توضیح می دهد ، بدون پرداختن به حاشیه ها و چراها .
مثلا : " یک مادر ، فرزند گم شده اش را پیدا می کند. "
این تعریف یک خطی از فیلمنامه ی شماست، ولی توضیحی در مورد پیرنگ، ژانر ، شخصیت ها ، چرایی ها و یا روند داستان ، ارائه نمی دهد.
🔹اگر دقت کنید ، این تک جمله، می تواند صدها داستان را در بر بگیرد و در همه ی داستانها ، همین تک جمله حضور داشته باشد ولی صد داستان متفاوت را شکل دهد.
♦️ ازجمله عواملی که در فیلمنامه ، باعث شکل گیری پیرنگ می شوند ، یک premise خوب است. ♦️
یک بنیان خوب.
پیرنگ شما سوار بر این تک جمله ای خوب و واضح، تا به آخر حرکت روانی خواهد داشت.
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
بدون داشتن قطب نما ، فیلمنامه ی ما سرگردان است .
بدون داشتن یک نقشه ی راهبردی، فیلمنامه به مقصد نمی رسد.
قطب نمای فیلمنامه ی شما ، Premise نام دارد.
🔹نکته اینکه : Premise به معنای یک جمله ی فلسفی و عمیق یا مفهوم کلی فیلمنامه نیست ، بلکه فقط تعریف یک خطی از کل فیلمنامه است.
ذات فیلمنامه را در یک خط توضیح می دهد ، بدون پرداختن به حاشیه ها و چراها .
مثلا : " یک مادر ، فرزند گم شده اش را پیدا می کند. "
این تعریف یک خطی از فیلمنامه ی شماست، ولی توضیحی در مورد پیرنگ، ژانر ، شخصیت ها ، چرایی ها و یا روند داستان ، ارائه نمی دهد.
🔹اگر دقت کنید ، این تک جمله، می تواند صدها داستان را در بر بگیرد و در همه ی داستانها ، همین تک جمله حضور داشته باشد ولی صد داستان متفاوت را شکل دهد.
♦️ ازجمله عواملی که در فیلمنامه ، باعث شکل گیری پیرنگ می شوند ، یک premise خوب است. ♦️
یک بنیان خوب.
پیرنگ شما سوار بر این تک جمله ای خوب و واضح، تا به آخر حرکت روانی خواهد داشت.
📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
🚩🚩🚩🚩
بعنوان یک نویسنده ی فیلمنامه ، نیاز دارید بتوانید بر اساس شخصیتی که طراحی کرده اید داستانی بنویسید.
🚩🚩🚩🚩
شما هرگز یک حشره شناس نبوده اید اما اگر شخصیت فیلمنامه ی شما حشره شناس است ، چاره ای ندارید جز اینکه اطلاعاتی در مورد حشره شناسی بدست آورید و با جمع آوری اطلاعات و کمک گرفتن از یکسری الگوریتم هایی که برای شخصیت پردازی استفاده می کنید ، یک حشره شناس خوب طراحی کنید.
حشره شناس شما شاید عاشق مورچه ها باشد که حشره شناس شده یا شاید در گذسته یک حشره ی سمی مادرش را نیش زده و او را کشته ، و به همین دلیل وارد رشته ی حشره شناسی شده. یا حتی شاید چون پدرش یک حشره شناس معروف بوده او را مجبور کرده که شغل پدر را دنبال کند و این شخصیت اصلا از حشره ها می ترسد !
🔹همچنین بر اساس هر کدام از پیش داستان ها ، ( داستانهایی که قبل از زمان فیلمنامه ی شما وجود داشته اند) ، روایت های متفاوتی می توان نوشت.
اما پیش نیاز همه ی اینها ، شناخت نسبی از رشته ی حشره شناسی است!
♦️پس اینطور نیست که یک فیلمنامه نویس فقط در مورد فیلمنامه نویسی مطالعه کند، گاهی لازم است در مورد حشره ها مطالعه کند!
📔🎬 کافه فیلمنامه
https://telegram.me/scriptwriting100
@scriptwriting100
بعنوان یک نویسنده ی فیلمنامه ، نیاز دارید بتوانید بر اساس شخصیتی که طراحی کرده اید داستانی بنویسید.
🚩🚩🚩🚩
شما هرگز یک حشره شناس نبوده اید اما اگر شخصیت فیلمنامه ی شما حشره شناس است ، چاره ای ندارید جز اینکه اطلاعاتی در مورد حشره شناسی بدست آورید و با جمع آوری اطلاعات و کمک گرفتن از یکسری الگوریتم هایی که برای شخصیت پردازی استفاده می کنید ، یک حشره شناس خوب طراحی کنید.
حشره شناس شما شاید عاشق مورچه ها باشد که حشره شناس شده یا شاید در گذسته یک حشره ی سمی مادرش را نیش زده و او را کشته ، و به همین دلیل وارد رشته ی حشره شناسی شده. یا حتی شاید چون پدرش یک حشره شناس معروف بوده او را مجبور کرده که شغل پدر را دنبال کند و این شخصیت اصلا از حشره ها می ترسد !
🔹همچنین بر اساس هر کدام از پیش داستان ها ، ( داستانهایی که قبل از زمان فیلمنامه ی شما وجود داشته اند) ، روایت های متفاوتی می توان نوشت.
اما پیش نیاز همه ی اینها ، شناخت نسبی از رشته ی حشره شناسی است!
♦️پس اینطور نیست که یک فیلمنامه نویس فقط در مورد فیلمنامه نویسی مطالعه کند، گاهی لازم است در مورد حشره ها مطالعه کند!
📔🎬 کافه فیلمنامه
https://telegram.me/scriptwriting100
@scriptwriting100
♦️ حتی اگر ساختار صحیح فیلمنامه رو ندونید، ولی در درونتون احساس خواهید کرد.
فکر میکنید این احساس چطور به وجود میاد؟🧐
با دیدن فیلمهایی با ساختار صحیح نگارش فیلمنامه.
( ربطی به کارگردانی نداره)
ورودی خوب ⬅️⬅️ خروجی خوب
@scriptwriting100
📔🎬#کافه_فیلمنامه
فکر میکنید این احساس چطور به وجود میاد؟🧐
با دیدن فیلمهایی با ساختار صحیح نگارش فیلمنامه.
( ربطی به کارگردانی نداره)
ورودی خوب ⬅️⬅️ خروجی خوب
@scriptwriting100
📔🎬#کافه_فیلمنامه
کافه فيلمنامه
قطب نمای روایت بدون داشتن قطب نما ، فیلمنامه ی ما سرگردان است . بدون داشتن یک نقشه ی راهبردی، فیلمنامه به مقصد نمی رسد. قطب نمای فیلمنامه ی شما ، Premise نام دارد. 🔹نکته اینکه : Premise به معنای یک جمله ی فلسفی و عمیق یا مفهوم کلی فیلمنامه نیست ،…
📌
لاگ لاین
تک خطی
بنیان
یا پرمیس فیلمنامه ی شما، بایستی به معنای واقعی کلمه قابلیت الاستیکی داشته باشد.
یعنی قابلیت این را داشته باشد که به خوبی کش بیاید، خم شود، برعکس شود، بالا برود، پایین بیاید و خلاصه اینکه قابلیت شکل پذیری بالایی داشته باشد، بدون اینکه کم بیاورد.
♦️فقط در این صورت است که از دل یک خط، ۱۲۰ صفحه نوشته میشود.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
لاگ لاین
تک خطی
بنیان
یا پرمیس فیلمنامه ی شما، بایستی به معنای واقعی کلمه قابلیت الاستیکی داشته باشد.
یعنی قابلیت این را داشته باشد که به خوبی کش بیاید، خم شود، برعکس شود، بالا برود، پایین بیاید و خلاصه اینکه قابلیت شکل پذیری بالایی داشته باشد، بدون اینکه کم بیاورد.
♦️فقط در این صورت است که از دل یک خط، ۱۲۰ صفحه نوشته میشود.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
ویژگی شاخص یک فیلمنامه ی خوب ؟ 🧐
فیلمنامه ی خوب نیازی نیست استثنایی باشد،
فقط کافی ست اینقدر خوب باشد که بتواند در پایان، #حسی را در خواننده اش بر انگیزاند.
حال چه احساسات جهان شمول، چه احساسات فردی ، اما در قد و قواره ی شخصیت اصلی.
نکته اینکه، حتی فیلمنامه های پایان باز نیز، بایستی قبل از پایان، احساس پایان را به مخاطب بدهد.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
فیلمنامه ی خوب نیازی نیست استثنایی باشد،
فقط کافی ست اینقدر خوب باشد که بتواند در پایان، #حسی را در خواننده اش بر انگیزاند.
حال چه احساسات جهان شمول، چه احساسات فردی ، اما در قد و قواره ی شخصیت اصلی.
نکته اینکه، حتی فیلمنامه های پایان باز نیز، بایستی قبل از پایان، احساس پایان را به مخاطب بدهد.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🖇 سوال مهم :
آیا پروتاگونیست و آنتاگونیست، در فیلمنامه باید در یک سطح باشند؟
▫️پاسخ : قطعا نه.
چرا؟🧐
چون
1- اگر توان پروتاگونیست بالاتر باشد، درامی شکل نمیگیرد. چرا که همان ابتدای فیلمنامه، پروتاگونیست موانع را پس میزند و به هدف، نیاز یا خواسته اش میرسد.
2- اگر توان پروتاگونیست مساوی باشد با آنتاگونیست ، بازهم درام شکل نمیگیرد چون فیلمنامه می افتد در یک حالت الاکلنگی.
3- اگر توان پروتاگونیست، کمتر از آنتاگونیست باشد، بی شک درام خوبی شکل میگیرد. چرا؟ چون سطح کشمکش بالا می رود. چون پروتاگونیست مجبور است خودش را بیاورد بالاتر از سطح آنتاگونیست و این یعنی سفر درونی و بیرونی که منجر به شکل گیری درام میشود.
درامی که دارای کشش است و نه حوصله سر بر و آبکی.
♦️ یادآوری :
پروتاگونیست = آدم خوبها = نیروهای خیر ( در متن فیلمنامه)
آنتاگونیست = آدم بدها = نیروهای شر ( در متن فیلمنامه)
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
آیا پروتاگونیست و آنتاگونیست، در فیلمنامه باید در یک سطح باشند؟
▫️پاسخ : قطعا نه.
چرا؟🧐
چون
1- اگر توان پروتاگونیست بالاتر باشد، درامی شکل نمیگیرد. چرا که همان ابتدای فیلمنامه، پروتاگونیست موانع را پس میزند و به هدف، نیاز یا خواسته اش میرسد.
2- اگر توان پروتاگونیست مساوی باشد با آنتاگونیست ، بازهم درام شکل نمیگیرد چون فیلمنامه می افتد در یک حالت الاکلنگی.
3- اگر توان پروتاگونیست، کمتر از آنتاگونیست باشد، بی شک درام خوبی شکل میگیرد. چرا؟ چون سطح کشمکش بالا می رود. چون پروتاگونیست مجبور است خودش را بیاورد بالاتر از سطح آنتاگونیست و این یعنی سفر درونی و بیرونی که منجر به شکل گیری درام میشود.
درامی که دارای کشش است و نه حوصله سر بر و آبکی.
♦️ یادآوری :
پروتاگونیست = آدم خوبها = نیروهای خیر ( در متن فیلمنامه)
آنتاگونیست = آدم بدها = نیروهای شر ( در متن فیلمنامه)
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
برای باورپذیری بیشتر درام، چه کنیم؟🧐
یکی از راهها، درک آنتاگونیست در فیلمنامه است.
یعنی چه ؟
یعنی بفهمیم و درک کنیم که چرا شخصیت بد قصه، فلان کار بد را انجام میدهد.
این رفتار بد، از دید ما بد است اما اگر او را بفهمیم متوجه میشویم از دید او حرکت درستی است. (هر چند خودش هم قبول داشته باشد رفتارش بد است).
📌پس چی شد؟
اینکه درک کنیم ریشه ی فلان حرکت بد آنتاگونیست در فیلمنامه چیست، باعث باور پذیری این شخصیت میشود برای مخاطب.
در ضمن،
لازم نیست که ما بعنوان مخاطب، آنتاگونیست را دوست داشته باشیم یا از او خوششمان بیاید ولی لازم است او را درک کنیم.
این درک، یعنی باور پذیر شدن درام.
▫️لُب مطلب اینکه : فقط روی باورپذیری پروتاگونیست کار نکنید، بلکه روی آنتاگونیست هم کار کنید.
🎬📔#کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
یکی از راهها، درک آنتاگونیست در فیلمنامه است.
یعنی چه ؟
یعنی بفهمیم و درک کنیم که چرا شخصیت بد قصه، فلان کار بد را انجام میدهد.
این رفتار بد، از دید ما بد است اما اگر او را بفهمیم متوجه میشویم از دید او حرکت درستی است. (هر چند خودش هم قبول داشته باشد رفتارش بد است).
📌پس چی شد؟
اینکه درک کنیم ریشه ی فلان حرکت بد آنتاگونیست در فیلمنامه چیست، باعث باور پذیری این شخصیت میشود برای مخاطب.
در ضمن،
لازم نیست که ما بعنوان مخاطب، آنتاگونیست را دوست داشته باشیم یا از او خوششمان بیاید ولی لازم است او را درک کنیم.
این درک، یعنی باور پذیر شدن درام.
▫️لُب مطلب اینکه : فقط روی باورپذیری پروتاگونیست کار نکنید، بلکه روی آنتاگونیست هم کار کنید.
🎬📔#کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
بی نقصی، نقص است😎
کاراکتر بی نقص و خطا، عملا نمیتواند درام را پیش ببرد.
چرا؟
چون او به هنگام روبرو شدن با انواع موانع، به راحتی از آنها عبور میکند. هیچ موقعیتی برای کشمکش ایجاد نمیشود.
گویی ما با یک ابَرانسان طرفیم که خیالمان راحت است همه مشکلات را سه سوته حل میکند.
ما دلنگران چنین کاراکتری نمیشویم.
با او حس همدلی نداریم.
اینکه آخر داستان چه میشود برایمان اهمیتی ندارد.😐
و این یک ضعف برای فیلمنامه است.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
کاراکتر بی نقص و خطا، عملا نمیتواند درام را پیش ببرد.
چرا؟
چون او به هنگام روبرو شدن با انواع موانع، به راحتی از آنها عبور میکند. هیچ موقعیتی برای کشمکش ایجاد نمیشود.
گویی ما با یک ابَرانسان طرفیم که خیالمان راحت است همه مشکلات را سه سوته حل میکند.
ما دلنگران چنین کاراکتری نمیشویم.
با او حس همدلی نداریم.
اینکه آخر داستان چه میشود برایمان اهمیتی ندارد.😐
و این یک ضعف برای فیلمنامه است.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
میخوام یه فیلمنامه بنویسم که توش بگم فقر بد است یا اعتراض کنم به بی عدالتی یا فلان و بهمان و غیره و غیره...
اینجوری نوشتن اشتباهه
اینجوری نوشتن یعنی نوشتن یک مقاله و نه یک فیلمنامه
فیلمنامه یعنی قصه
قصه چطوری ساخته میشه؟
- توسط شخصیت /کاراکتر.
شخصیت چطور قصه رو می سازه؟
- با روبرو شدن با مانع و داشتن کشمکش.
کشمکش رو چطور بسازیم؟
- با ایجاد مانع یا برهم زدن موقعیت quo
مانع رو چطوری طراحی کنیم؟
- بر اساس شخصیتی که طراحی کردیم.
مانع و شخصیت و کشمکش باید به هم بیان. در راستای همدیگه باشن.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
اینجوری نوشتن اشتباهه
اینجوری نوشتن یعنی نوشتن یک مقاله و نه یک فیلمنامه
فیلمنامه یعنی قصه
قصه چطوری ساخته میشه؟
- توسط شخصیت /کاراکتر.
شخصیت چطور قصه رو می سازه؟
- با روبرو شدن با مانع و داشتن کشمکش.
کشمکش رو چطور بسازیم؟
- با ایجاد مانع یا برهم زدن موقعیت quo
مانع رو چطوری طراحی کنیم؟
- بر اساس شخصیتی که طراحی کردیم.
مانع و شخصیت و کشمکش باید به هم بیان. در راستای همدیگه باشن.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
▫️ خواستن،تلاش کردن و نرسیدن، یکی از بهترین کشمکش هاست.
اما قبل از همه ی اینها بایستی بدانیم چرا کاراکتر فیلمنامه، فلان چیز را میخواهد؟
این چرایی، بسیار مهم است.
شاید پاسخش برگردد به یک روز قبل یا یکسال و شاید هم بیست سال قبل.و حتی شاید پاسخ مربوط به آینده باشد ولی بازهم به گونه ای، وام دار گذشته است.
در کل اگر این چرایی در فیلمنامه ، به درستی طراحی و اجرا شود، باعث همدلی مخاطب با کاراکتر میشود. در غیر این صورت داستان آبکی خواهد بود.
🧐سوال تکراری :
واقعا از کجا بدانیم چرا کاراکتر فلان چیز را میخواهد ؟
پاسخ تکراری :
از پروفایل و گذشته ای که
قبلا برای شخصیت تهیه کرده ایم = پردازش شخصیت.
🔎نکته اینکه، این چرایی، بخشی از پیرنگ داستان است.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
اما قبل از همه ی اینها بایستی بدانیم چرا کاراکتر فیلمنامه، فلان چیز را میخواهد؟
این چرایی، بسیار مهم است.
شاید پاسخش برگردد به یک روز قبل یا یکسال و شاید هم بیست سال قبل.و حتی شاید پاسخ مربوط به آینده باشد ولی بازهم به گونه ای، وام دار گذشته است.
در کل اگر این چرایی در فیلمنامه ، به درستی طراحی و اجرا شود، باعث همدلی مخاطب با کاراکتر میشود. در غیر این صورت داستان آبکی خواهد بود.
🧐سوال تکراری :
واقعا از کجا بدانیم چرا کاراکتر فلان چیز را میخواهد ؟
پاسخ تکراری :
از پروفایل و گذشته ای که
قبلا برای شخصیت تهیه کرده ایم = پردازش شخصیت.
🔎نکته اینکه، این چرایی، بخشی از پیرنگ داستان است.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
اهمیت ژانر (1)
فیلمنامه م گیج میزنه 😵💫😵💫😵💫😵💫نمیدونم چرا؟ منکه طرحو درست نوشتتم، شخصیت پردازیم هم درسته، ولی الان گیر کردم ....
چرا؟🧐
- شاید چون ژانر اصلی و فرعی فیلمنامه رو تعیین نکردید.
▫️ژانر یه چیز النگ و دولنگ نیست. یه چیز اضافه نیست. مهمه، به شدت هم.
▫️دانستن ژانر، راهگشای شما میشه وقتی به یک مشکل، و نیاز به حل مشکل میرسید.
▫️گاهی هم اینطور میشه که ژانر فرعی( ساب ژانر) به ژانر اصلی نمیخوره و یه جورایی اعوجاج ایجاد میکنن. که اینها با تجربه دستتون میاد.
و اگه میخایین سرعت تجربه تون بره بالا، فیلم های خوب که ژانر اصلی و ساب ژانرهاش مشخصه رو ببینید نه فیلمهایی که اصلا ننوشته ژانرش چیه یا بعد از ساخته شدن فیلم، تازه یادشون اومده یه ژانری هم اضافه کنن نوشتن ژانر اجتماعی. که در واقع همون درام رئاله.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
فیلمنامه م گیج میزنه 😵💫😵💫😵💫😵💫نمیدونم چرا؟ منکه طرحو درست نوشتتم، شخصیت پردازیم هم درسته، ولی الان گیر کردم ....
چرا؟🧐
- شاید چون ژانر اصلی و فرعی فیلمنامه رو تعیین نکردید.
▫️ژانر یه چیز النگ و دولنگ نیست. یه چیز اضافه نیست. مهمه، به شدت هم.
▫️دانستن ژانر، راهگشای شما میشه وقتی به یک مشکل، و نیاز به حل مشکل میرسید.
▫️گاهی هم اینطور میشه که ژانر فرعی( ساب ژانر) به ژانر اصلی نمیخوره و یه جورایی اعوجاج ایجاد میکنن. که اینها با تجربه دستتون میاد.
و اگه میخایین سرعت تجربه تون بره بالا، فیلم های خوب که ژانر اصلی و ساب ژانرهاش مشخصه رو ببینید نه فیلمهایی که اصلا ننوشته ژانرش چیه یا بعد از ساخته شدن فیلم، تازه یادشون اومده یه ژانری هم اضافه کنن نوشتن ژانر اجتماعی. که در واقع همون درام رئاله.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه مشکل عمده فیلمنامه نویسی از نظر سیدفیلد
منبع: The screenwriter's Problem Solver
منبع: The screenwriter's Problem Solver
📌اهمیت ژانر (2)
▫️ژانر که مشخص باشد، مشکلات فیلمنامه را راحت تر حل میکنیم.
▫️وقتی ژانر را بدانیم، راه حل ما با منطق فیلمنامه تناسب دارد.
این حرفا یعنی چه؟ 🧐
▫️ یعنی مثلاً راه حلی که در یک ژانر کمدی میتوان انتخاب کرد، بسیار متفاوت است تا یک ژانر علمی تخیلی. اینجا ژانر است که به شما میگوید راه حلتان به چه گونه باشد.
در کمدی، راه حل شما، باعث کمدی تر شدن فیلمنامه خواهد بود ولی همین راه حل ، هرگز مناسب یک ژانر علمی تخیلی نخواهد بود.
مثال؟
📎 خب فیلم مریخی را در نظر میگیریم :
شخصیت اصلی، تک و تنها روی مریخ ، بی آب و هوا و غذا.... چه کند؟
اینجا راه حل به ژانر گره خورده. %100
اگر این فیلمنامه کمدی بود، کافی بود یک ساب ژانر فانتزی به آن اضافه کرد تا از دلش یک راه حل فانتزی و طنزآمیز بیرون آید. ولی در ژانر علمی تخیلی، به هیچ وجه نمی توان از همان راه حل استفاده کرد بلکه باید از روش علم به همراه تخیل استفاده کرد. ⬅️⬅️ باورپذیری
▫️▫️▫️کلن با تمرین و ممارست، دستتان می آید اصلا چه ایده ای در چه ژانری بهتر می نشیند و در چه ژانری فاجعه میشود.
ادامه دارد...
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
▫️ژانر که مشخص باشد، مشکلات فیلمنامه را راحت تر حل میکنیم.
▫️وقتی ژانر را بدانیم، راه حل ما با منطق فیلمنامه تناسب دارد.
این حرفا یعنی چه؟ 🧐
▫️ یعنی مثلاً راه حلی که در یک ژانر کمدی میتوان انتخاب کرد، بسیار متفاوت است تا یک ژانر علمی تخیلی. اینجا ژانر است که به شما میگوید راه حلتان به چه گونه باشد.
در کمدی، راه حل شما، باعث کمدی تر شدن فیلمنامه خواهد بود ولی همین راه حل ، هرگز مناسب یک ژانر علمی تخیلی نخواهد بود.
مثال؟
📎 خب فیلم مریخی را در نظر میگیریم :
شخصیت اصلی، تک و تنها روی مریخ ، بی آب و هوا و غذا.... چه کند؟
اینجا راه حل به ژانر گره خورده. %100
اگر این فیلمنامه کمدی بود، کافی بود یک ساب ژانر فانتزی به آن اضافه کرد تا از دلش یک راه حل فانتزی و طنزآمیز بیرون آید. ولی در ژانر علمی تخیلی، به هیچ وجه نمی توان از همان راه حل استفاده کرد بلکه باید از روش علم به همراه تخیل استفاده کرد. ⬅️⬅️ باورپذیری
▫️▫️▫️کلن با تمرین و ممارست، دستتان می آید اصلا چه ایده ای در چه ژانری بهتر می نشیند و در چه ژانری فاجعه میشود.
ادامه دارد...
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
📌📌📌 اهمیت ژانر (3)
▫️با دانستن ژانر، سرعت نگارشتان بالاتر میرود. 👌
چرا؟
به خاطر اینکه فکرتان پراکنده نمیشود. چهار چوب پیدا میکند.
میدانید چه چیزی به درد میخورد چه چیزی نه.
و در نتیجه فیلمنامه، گیج نمیزند.
در چنین پروتوکل ذهنی، موتور خلاقیت شما، نه تنها سریع تر روشن میشود که به این آسانی ها هم خاموش نمیشود.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
▫️با دانستن ژانر، سرعت نگارشتان بالاتر میرود. 👌
چرا؟
به خاطر اینکه فکرتان پراکنده نمیشود. چهار چوب پیدا میکند.
میدانید چه چیزی به درد میخورد چه چیزی نه.
و در نتیجه فیلمنامه، گیج نمیزند.
در چنین پروتوکل ذهنی، موتور خلاقیت شما، نه تنها سریع تر روشن میشود که به این آسانی ها هم خاموش نمیشود.
📔🎬 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100