کافه فيلمنامه
1.57K subscribers
43 photos
20 videos
10 files
46 links
Screenplay Cafe

گروه مختص اعضای کافه فیلمنامه :
https://t.me/+vdxcMOTRbg1jMzNk

email :
scriptwriting100@gmail.com
Download Telegram
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )
قسمت اول :

📔🎬 کافه فیلمنامه

الف - پرده ی اول :

▫️▪️ 1-الف : زندگی عادی و روتینِ همیشگی شخصیت .
پروتاگونیست در ابتدای پرده ی اول ، زندگی همیشگی اش را دارد. مثل روزهای قبل ، و هنوز اتفاق خاصی رخ نداده است.

☑️این بخش از داستان ، با نامهای مختلفی نامیده می شود . از جمله :

- The Known
- The Set-Up
- The Status Quo
- Limited Awareness

کاربردِ موقعیت ِ Quo ، در معرفی پروتاگونیست است .
قهرمان یا ضد قهرمان ( کسی که قراراست داستان را به پیش برد چه با نقش مثبات چه منفی ) در قسمت Quo معرفی می شود .

♦️نکته : خصوصیات ظاهری و باطنی ، و هر آنچه که باعث شناخت این شخصیت می گردد ، در این بخش گفته می شود.

🔹32 موردی که در پستهای قبلی نوشته شد، در این قسمت می توانند استفاده شوندو به طور کلی، هز آنچه که در بهتر شناساندن شخصیت ، کمک کند.

🔍در قسمت QUo زندگی معمولی شخصیت و در عین حال، معرفی او را داریم.

📔🎬 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
🔍🔍🔍
32 مورد که بایستی در مورد شخصیت ( اصلی ) فیلمنامه دانست .
(حتی اگر در فیلمنامه ذکر نشود و جز پیش نویس زندگی او باشد) :


📔🎬 کافه فیلمنامه

🔍1- Name:
نام و فامیل و اسم مستعار و غیره

🔍2- Age:
سن و سال

🔍3- General physical description:
توصیفات ظاهری

🔍4- Hometown:
محل سکونت

🔍5- Type of home/ neighborhood:
چه نوع خانه و زندگی داره

🔍6- Relationship status:
وضعیت رابطه اش

🔍7- Current family:
خانواده ی کنونی اش

🔍8- Family background (parents, previous marriages, etc.):

پیشینه ی خانوادگی اش. از جمله والدین ، ازدواج های قبلی و غیره

🔍9- Friends:
دوستانش

🔍10- Other close relationships:
سایر روابط صمیمانه اش

🔍11- Relationship with men:
ارتباطش با مرد ها

🔍12- Relationship with women:
ارتباطش با زنها

🔍13- Job:
شغل

🔍14- Dress style :
سبک لباس پوشیدنش

🔍15- Religion:
مذهبش

🔍16- Attitude to religion:
دیدگاهش نسبت به مذهب

🔍17- Favorite pastimes:
سرگرمی مورد علاقه اش

🔍18- Hobbies:
کار مورد علاقه اش که در اوقات قراغت انجام می دهد

🔍19- Favorite sports :
ورزش مورد علاقه اش

🔍20- Favorite foods :
غذای مجبوبش

🔍21-Strongest positive personality trait:
قوی ترین ویژگی مثبت اش

🔍22- Strongest negative personality trait:
قوی ترین ویژگی منفی اش

🔍23- Sense of humor:
حس شوخ طبعی اش

🔍24- Temper :
خوی و مزاجش

🔍25- Consideration for others:
میزان ملاحظاتش نسبت به دیگران

🔍26- How other people see him/her:
دیدیگاه سایرین نسبت به این آدم

🔍27- Opinion of him/herself:
نفطه نظراتش

🔍28- Other traits, especially those to be brought out in story:
هر ویژگی خاصی که بتونه این شخصیت بر اساس اون شکل بگیره.

🔍29- Ambitions:
آروزمندی هایی که به شدت دارد

🔍30- Philosophy of life:
فلسفه ی زندگی اش

🔍31- Most important thing to know about this character:
مهمترین چیزی که باید در مورد این آدم دانست .

🔍32- Will readers like or dislike this character, and why?
آیا در کل ، مخاطبین از این آدم خوششان می آید یا نه ؟

🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍🔍

📔🎬 کافه فیلمنامه
https://telegram.me/scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

قسمت دوم :

2- الف : دعوت شخصیت به ماجرا :

همچنان در پرده ی اول هستیم، و اولین نقطه ی مهم این پرده اتفاق می افتد.

🔹 یک حادثه ی عجیب و غیرعادی ، زندگی روتین شخصیت را، بر هم می زند.

▪️ این اتفاق ، شخصیت را دعوت می کند که در داستان فیلم وارد شود.
▪️باعث ACT و عکس العمل و واکنش او می گردد .

☑️این بخش از فیلمنامه ، به نامهای زیر شناخته می شود :

- The Inciting Incident
- The Call to Action
- The Catalyst

▫️نکته : این اتفاق ، در منابع فارسی به "حادثه ی محرکه " ، معروف شده.

▫️▫️▫️حادثه ی محرکه ، اتفاقی ست به منظور تحریک پروتاگونیست ، و وادار کردن او، به عکس العمل.

🔍 واکنش شخصیت به این اتفاق، باعث حرکت او و درنتیجه حرکت داستان میگردد.


📔🎬 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

(قسمت سوم )

3- الف :
دعوت به ماجرا ، پذیرفته نمی شود.
Refusal of the Call

▫️ما هنوز در پرده ی اول فیلمنامه هستیم. پس از اینکه شخصیت، توسط حادثه ی محرکه، به ماجرای جدیدی دعوت می شود ، او این دعوت را نمی پذیرد.

▫️پروتاگونیست، کماکان می خواهد در همان مرحله ی قبل، یعنی در زندگی آرام خودش ( موقعیت Quo) بافی بماند، در نتیجه دعوت به ماجرا را رد می کند .

✏️رد کردن از طرق محتلف صورت می گیرد. انکار، یکی از روش های او می تواند باشد.
▫️ او انکار می کند و امیدوار است زندگی اش، یک طوری به همان روال قبل باز گردد ، اما چنین نمی شود.

☑️ این قسمت به نامهای زیر شناخته می شود :

- Threshold Guardians
- Defining Moment
- Separation
- Reluctance
- New Situation
- The Debat
- Meeting Mentor
- Refusal of the Call

@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

4⃣( قسمت چهارم )

4- الف : عبور از اولین آستانه

▫️هنوز در پرده ی اولیم. آخرین اتفاقی که در این قسمت رخ می دهد، تصمیم قطعی شخصیت، برای رویارویی با آنچه نظم زندگی اش را بر هم زده می باشد.

▫️شخصیت فیلمنامه پس از انکار و عدم تمایل به رویارویی با حادثه ی محرکه ، حالا متوجه شده که هیچ راه برگشتی نیست . چاره ای ندارد جز اینکه به ماجرایی که به آن دعوت شده ، پاسخ مثبت دهد.

▫️او اکنون وارد ماجرا می شود و داستان را آغاز می کند.


☑️ این رویداد به نام های زیر شناخته می شود .
- Energetic Marker 1: End of the Beginning
- The Point of No Return
- Committing to the Goal
- Act One Climax
- Plot Point One
- Break into Two
- Turning Point One
- The Threshold
- Awakening
- Crossing the First Threshold

@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

5⃣( قسمت پنجم )

ب _ پرده ی دوم

1- ب : ورود به سرزمین آزمایش ها ، دوستی ها و دشمنی ها

▪️ما از پرده ی اول عبور کرده و وارد پرده ی دوم فیلمنامه می شویم. ACT 2

▫️پرده دوم به تنهایی بیش از 50 در صد از کل فیلمنامه را به خود اختصاص می دهد، پس نباید خسته کننده باشد.


✏️ انواع کشمکش ها ، در این قسمت فیلمنامه رخ می دهند.

✏️ کشمکش ها می تواند فیزیکی و یا حسی و یا هر دو، باشند.


▪️در واقع شخصیت هم اکنون وارد ماجرایی نامعلوم شده تا بتواند نظم زندگی اش را دوباره به دست آورد. در نتیجه با موانع و موارد متفاوتی روبرو خواهد شد. او بایستی از تمام این موانع و موارد ( به نحوی ) عبور کند .


🔍 نکته : موانع بایستی به اندازه ی کافی بزرگ باشند تا کشمکش های خوبی ایجاد کنند.


☑️ این بخش با نامهای زیر شناخته می شود :


- The Fun and Games
- Resistance and Struggle
- Rising Action and Obstacles
- Belly of the Whale
- Push to Breaking Point
- The Special World
- Road of Trials



@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )


6⃣( قسمت ششم )

2- ب : نقطه ی میانی Mid Point

▫️دقیقا در وسط پرده ی دوم فیلمنامه ، نیاز به یک تغییر در حال و هوای فیلمنامه وجود دارد تا حوصله ی مخاطب سر نرود ، اینجاست که نقطه ی میانی نقش مهمی در فیلمنامه بازی می کند.

▪️نقطه ی میانی گاهی یک جمله است ، گاهی افشای یک راز است ، و یا رخ دادن یک اتفاق خاص . هر چه باشد ، باعث می شود پروتاگونیست، با قدرت و نیروی بیشتری گره گشایی کند.

🔍نقطه ی میانی داستان را به سمت دراماتیک شدنِ بیشتر ، هدایت می کند .

🔍نقطه ی میانی باعث می شود مخاطب، انگیزه ی بیشتری برای دنبال کردن ماجرا پیدا کند.


☑️ این بخش از فیلمنامه با نامهای زیر نیز شناخته می شود :

- Energetic Marker 2: Halfway Point
- Mid-Act Climax
- Moment of Grace or the Mind-Fuck Moment
- Moment of Enlightenment
- Commitment to the Journey

@scriptwriting100
📔🎬 کافه فیلمنامه
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

7⃣(قسمت هفتم )


3- ب : نزدیک شدن به میانه ی غار

▫️ما هنوز در پرده ی دوم فیلمنامه هستیم ، از نقطه ی میانی گذر کرده ایم اما همچنان، داریم مسیر کشمکش را طی می کنیم.

▫️حالا به نظر می رسد شخصیت فیلمنامه ، به هدفش نزدیک تر شده. او به هر حال ، به هر طریقی که شده ، تاکنون موانع زیادی را پشت گذاشته شده و این انتظار هست که اکنون به خواسته اش نزدیک تر شود.

▫️ در این بخش احتمال پیروز شدن پروتاگونیست ،حتمی تر شده است.
( حسی یا فیزیکی )

🔍در اینجا ست که فیلمنامه نویس ،کورسویی امید را ،به مخاطب تزریق می کند و او را امیدوارتر می سازد که قهرمان داستان، می تواند موفق شود.


✏️ سازوکارهای مختلفی می تواند این امید را برای مخاطب ایجاد کند مثلا :
- از میان رفتن یک مانع بزرگ ( انسانی یا غیر انسانی )
- رسیدن کمک از سوی طیف دوستان و همراهان
- یک اتفاق از روی شانس که البته قبلا باید به خوبی پیریزی شده باشد
- تسلیم شدن آنتاگونیست ها
- و غیره...


☑️ این بخش با نامهای زیر شناخته می شود :
- Challenges and Temptations
- Grace and Fall
- Resistance and Struggle
- Complications and Higher Stakes
- The Bad Guys Close In
- Intensification
- Preparation
- Rising Action
- Obstacles Approaching Inmost Cave

📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

8⃣ ( قسمت هشتم )

4- ب : رسیدن به انتهای غار
ما هنوز در پرده ی دوم هستیم و پروتاگونیستی که نظر می رسید به پیروزی نزدیک شده ، حالا در غارِ تاریک و مخوف ِشکست ، گرفتار گشته است !

🚩بدبیاری بزرگ !!!

☑️ این بخش از فیلمنامه با نامهای زیر شناخته میشود :

- Energetic Marker 3: Crisis
- Inmost cave
- Dark Night of the Soul
- Abyss and Revelation
- Plot Point Two
- Act Two Climax
- The Major Assault
- Death of the Ego
- Death Experience
- Rock Bottom
- The Ordeal
- The Crisis
- Big Change
- Epiphany
- Inmost Cave

▫️ به نظر نمی رسد شانس با قهرمان همراهی کند و او جان سالم از مهلکه به در برد.

▫️او اکنون در سخت ترین ، وحشتناک ترین ، و تاسف آور ترین موقعیت خود قرار دارد.

🔍 نکته : اگر چه شخصیت هنوز طعم موفقیت را نچشیده ، اما به خودشکوفایی بزرگی دست یافته که خودش یک پیروزی بزرگ محسوب می شود.

🔆💫این پیروزی ، بزرگتر از رسیدن به هدف قبلی اش است و چه بسا هدف قبلی ، اکنون آن اهمیت نخستین را نداشته باشد. ( برای همین به خودشکوفایی رسیده )

🔍 نکته : دقت کنید قرار نیست همیشه اینطور باشد ، بستگی به نوع پی ریزی روایت شما ، یکی از این دو حالت و یا ادغام آنها، می تواند بهترین گزینه باشد. هیچ فرمول قطعی وجود ندارد !


🏃🏻🏃🏻🏃🏻
🚩اما به هر حال شخصیت،وارد مسیری شده و باید این مسیر را تا به انتها طی کند. چه با طعم شکست و چه با طعم پیروزی و یا تلفیق این دو طعم !

اما با کدام طعم ؟ پیروزی یا شکست ؟


📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )


( قسمت نهم )

ج : پرده ی سوم

1-ج : آخرین حرکتِ رو به جلو Final Push

▫️در این مرحله ، عملا وارد پرده ی سوم از فیلمنامه شده ایم.
🚩 پرده ی سوم ، آخرین پرده ی فیلمنامه ، در ساختارهای سه پرده ای ست.

🔍اگر به خاطر بیاورید ، ما در قسمت قبل ، اوج کشمکش را برای شخصیت طراحی کردیم . و اکنون، بایستی یک طرح ، و نقشه ی خوب، برای بُرون رفت از آن بحران ، پی ریزی نماییم.

🚩شخصیت نیاز به یک تصمیم بزرگ، سرنوشت ساز و غافلگیر کننده و هوشمندانه دارد.

🔍این یعنی هر آنچه که باعث گره گشایی در روایت می شود.

🚩در واقع این خود شخصیت است که بایستی بهترین نقشه را به نویسنده بدهد.

🔍این یعنی که اگر از قبل ، شخصیت را به خوبی و درستی ، پردازش کرده باشیم ، اکنون به بهترین روش ِممکن ، می توانیم راه حل خوبی را نیز برایش طراحی کنیم تا از بدبیاری بزرگ رد، شود و به هدفی که داشته برسد.

🔍🔍🔍 نکته : هر آنچه که در پایان فیلمنامه قرار است اتفاق بیفتد ، در همین قسمت طراحی و پایه گذاری می شود.


☑️ این قسمت به نامهای زیر نیز شناخته می شود :
- The Descent
- The Sprint

📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )

( قسمت دهم )

2- ج : پیدا شدن راه حل

▫️ما همچنان در پرده ی سوم فیلمنامه ایم. بعد از اینکه شخصیت اصلی روایت ، متوجه می شود نیازمند به یک طرح و نقشه ی جدیدی هست ، حالا در این قسمت ، راه حل نهایی آشکار می گردد .

🔎( دقت نمایید آشکار شدن راه حل نهایی ، فرمول خاصی ندارد بلکه به طور کامل به میزان خلاقیت و پی ریزی شخصیت و روایت بستگی دارد. )

▫️ در این قسمت ، پروتاگونیست و آنتاگونیست ، اکنون بیشتر از همیشه ، رو در روی هم ، در آخرین مرحله ی کشمکش قرار دارند.

▫️پروتاگونیست متوجه می شود هر آنچه در طول بحران و کشمکش داستان آموخته است، می تواند برای غلبه بر نیرویهای آنتاگونیست در روایت ، مفید باشد.

🔎نکته : فیلمنامه نویس ، از قبل ، این آموخته ها را ذره ذره در روایت خودش قرار داده است و چیزی نیست که یک مرتبه به دست آید. و حتی اگر هم یکمرتبه هم به دست آید ، شیوه ی رسیدن به این آگاهی ، از قبل پی ریزی شده است. این یعنی مخاطب نباید چنین برداشتی داشته باشد که پروتاگونیست فیلمنامه ، خیلی الکی شانس آورده ! چرا که این ضربه ی مهلکی به فیلمنامه است.


▫️در نتیجه ی صحبتهای قبل، اکنون پروتاگونیست، برنامه ی خود را در مواجه ی نهایی با آنتاگونیست،عملی می نماید.

☑️این بخش با نامهای زیر نیز شناخته می شود :

- Energetic Marker 4: Climax
- The Climax
- Seizing the Prize
- Transformation
- Finale
- Break Into Three
- The Final Incident.
- Seizing the Sword


📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
حرکت شخصیت
( در ساختارهای سه پرده ای شاه پیرنگ )


( قسمت یازدهم )

🔚 🔚 🔚 پایان


3- ج : بازگشت قهرمان با کیمیای آگاهی

▫️ در انتهای پرده ی سوم هستیم. اینجا انتهای سفر قهرمان است.

▫️قهرمان به هدفش رسیده و آنچه را می خواسته به دست آورده، و اکنون، وقت آن است ، نبرد را تمام کند و به منزل اولیه اش بازگردد.

( بازگشت به موقعیت Quo)

🔎 اما این شخصیت ، دچار دگرگونی بزرگی شده.

▫️سفر، میوه ی آگاهی را به او هدیه داده. تمام آن کشمکش ها که در پرده ی دوم رخ داد ، او را از آنچه قبلا بود ، متمایز کرده.

اکنون شخصیت دوباره به موقعیت Quo قبلی باز می گردد تا یک ماجرای دیگر ، او را به مبارزه فراخواند.

🔎دقت کنید عملا در این قسمت ، سفر قهرمان و یا روایت فیلمنامه ، تمام شده است.
▫️بهتر است در حد یکی دو سکانس کوچک ، نتیجه گیری نهایی و پایان بندی داستان را داشته باشیم و کلمه ی پایان را در فیلمنامه بنویسیم !

🔎🔎🔎سکانس های پایانی از اهمیت بسیار بسیار زیادی برخوردار هستند.

▫️با یک پایان بندی بد ، تمام تلاش فیلمنامه نویس به هدر می رود.
▫️ با یک پایان بندی خوب ، فیلمنامه به موقعیت بالاتری می رسد.

☑️ این بخش با نامهای زیر نیز شناخته می شود :


- Transformation and Return
- Rapidly Falling Action
- The Road Back
- Denouement
- New Life
- Resolution
- Aftermath
- A New Status Quo
- Return to the New Ordinary World
-. Return with the Elixir

📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
📌 اگر جایی کلمه ی آرک شخصیت، به گوش یا چشمتون خورد، یعنی این یازده مورد.
و شاید هم بیشتر .

📎اما در کل یعنی (( سیر بیرونی و تحول درونی)).





آرک شخصیت :


قسمت اول https://t.me/scriptwriting100/398

قسمت دوم https://t.me/scriptwriting100/402

قسمت سوم https://t.me/scriptwriting100/403

قسمت چهارم https://t.me/scriptwriting100/404

قسمت پنجم https://t.me/scriptwriting100/405

قسمت ششم https://t.me/scriptwriting100/406

قسمت هفتم https://t.me/scriptwriting100/407

قسمت هشتم https://t.me/scriptwriting100/408

قسمت نهم https://t.me/scriptwriting100/411

قسمت دهم https://t.me/scriptwriting100/413

قسمت یازدهم https://t.me/scriptwriting100/414


#کافه_فیلمنامه


@scriptwriting100
⬇️ نوشتن فیلمنامه ی کمدی ⬇️

قسمت اول

ایجاد " واروونگی " ، از مهم ترین تکنیک های نوشتن فیلمنامه ی کمدی ست.
@scriptwriting100

🔷 واروونگی یعنی چی ؟
خلق یک پدیده و گرفتن انتظار معکوس از آن پدیده.


مثال :
شخصیت فیلمنامه ی شما طی برنامه ریزی های قبلی که برای او انجام داده اید ، قرار است از نقطه ی الف به نقطه ی ب برسد. اما برای ایجاد یک فضای کمیک ، او را به نقطه ی ج می برید. این یعنی ایجاد یک واروونگی .

مثال عینی تر :
شخصیت شما یک دزد است. الان از بانک سرفت کرده و طبق برنامه ریزی قبلی باید سوار ماشین شود و برود. اما کنار بانک یک مغازه ی فلافل فروشی ست و او هم عاشق فلافل است ، پس به جای اینکه فرار کند ، به فلافل فروشی میرود !

🔹این روش ، اصل و اساس ایجاد صحنه های کمیک است. یعنی ما یک اننظار دیگر از شخصیت داریم ، اما او دقیقا خلاف انتظار ما ( بعنوان مخاطب ) عمل میکند. البته با توجه به نوع شخصیتی که دارد.



کافه فیلمنامه📔🎬
@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه ی کمدی

(قسمت دوم )

🚩🚩🚩🚩
🔷 وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.

بعنوان مثال در فیلم خماری (1 HangOver ) ، پسرها در یک پارکینگ منتظر هستند که طبق خبرهای رسیده به آنها ، لاشه ی ماشین مرسدس بنز به دستشان برسد اما پس از مدتی ، ماشین نو ، و بدون هیچ خش خوردگی به دست آنها میرسد.
پسرها خیالشان راحت می شود که خداروشکر ماشینی که امانت گرفته اند ، صحیح و  سالم است و نیازی نیست جریمه  بدهند ، اما ناگهان یک ببر، ( که  از قبل در فیلمنامه ساخته و پرداخته شده بود) ، روی ماشین آنها می پرد و بعد هم با پنجه های تیزش،  آنچنان خشی به ماشین می اندازد چو سقف ماشین را به میکند که  چیزی از این باقی ناگذارد و  تمام خوشحالی آنها را واژگون می کند . خوشحالی در یک آن، به اوج گرفتاری تبدیل میشود. 

در نتیجه :
🔹وقتیکه بین توقعات کاراکترها و آنچه که رخ میدهد ، شکاف ایجاد کنید، در واقع دامنه ی وارونگی را گسترش داده اید.


خوش شانسی ها تبدیل به بد شانسی میشوند.
بد شانسی ها تبدیل به خوش شانسی می شوند .
هیچ چیز آنگونه که می نماید نیست. و این شکاف بین وافعیت در ذهن شخصیت و واقعیت خارج از ذهن او  ، باعث ایجاد طنز می شود.



📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه ی کمدی

( قسمت سوم )

انتخاب صحیح لوکیشن :

اگر مکانهای مناسب برای فیلمنامه ی کمدی را ، عاقلانه انتخاب کنید، در نتیجه ایده های طنز، خیلی راحت تر به ذهنتان می رسد.

🔷 به مکانهایی فکر کنید که از لحاظ بصری، جذابیت زیادی برای طنز داشته باشند و همچنین پر از ابزارهایی باشند که کارکترهای شما بتوانند به روشهای خنده داری با آنها در تعامل قرار گیرند.

🔷 با انتخاب آگاهانه ی لوکیشن ، ابرازِ صحنه ، و حضور سایر کاراکتر ها در صحنه ، می توانید شخصیت کمیک خود را در موقعیت هایی قرار دهید که بتواند توسط اشیاء و یا افراد دیگری که در آن مکان هستند، موقعیت های طنز خلق کند.

🔷 به محض ایجاد چنین ابزارهایی ، اتفاقات طنز خود به خود شکل خواهند گرفت.

♦️ یک فیلمنامه ی کمدی ، فقط به دیالوگ های طنز نیست ، بلکه به ایجاد یک فضای کاملا کمیک است که شامل 1- صحنه ، 2- اتفاق، 3 - دیالوگ ، هر سه است.

📌 این سه عنصر، با هم مرتبط و درآمیخته هستند و فرایند خلق سکانس های کمیک را باهم تکمیل می نمایند.

کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه کمدی
(قسمت چهارم )



به دنبال طنز های دست اول باشید:

🔷حتی اگر کاراکترهای شما تکراری اند. حتی اگر لوکیشین های شما تکراری اند ، اما باز هم می توان با همان چیزهای تکراری و قدیمی ، طنز های دست اول ، جدید و غیر تکراری ساخت.

🔹نمونه ی بسیار مشهود آن فیلم Hangover ،( شماره یک) است که با وجود لوکیشین تکراری لاس وگاس ، طنز های تکراری ایجاد نکرده است.
این فیلم، بر خلاف سایر فیلمهایی که در لاس وگاس رخ می دهند ، از نمادهای تکراری و کلیشه ای شهر لاس وگاس استفاده نکرده و یا اگر استفاده کرده ، آنرا با پیچش های غافلگیرانه اش متفاوت ساخته است.

🔷پرهیز از کلیشه هایی که قبلا گفته شده و ساخته شده ، می تواند یک راه موفقیت بزرگ در نوشتن هر فیلمنامه ای، به خصوص فیلمنامه ی کمدی باشد.

♦️تا به حال فکر کرده اید چرا کسی از یک جُک تکراری خنده اش نمی گیرد ؟ قطعا کسی از دیدن صحنه های تکراری و کلیشه ای کمدی نیز خنده اش نمی گیرد !
پس به دنبال طنز های دست اول باشید ، طنز هایی که خودتان ایجاد کرده اید نه آنهایی که دیگران ایجاد کرده اند ! طنزی که از جنس فیلمنامه ایست که دارید می‌نویسید.

📔🎬 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
نوشتن فیلمنامه کمدی

( قسمت پنجم - آخر ) :



Irony Is King

Irony = طنز

🔷طنز یک وارونگی متخصصانه است. صحنه هایی را تولید می کند که قرار است شبیه یک سلاح قوی در انبار مهمات جنگی باشد.
نکته ی جالب طنز این است که در موقعیت های مختلف، میتواند اعمال شود.

🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و بیان
یعنی کاراکتر چیز دیگری در ذهن دارد، اما حرف دیگری می زند که اصلا ربطی به نیت او نداشته.

🔷 طنز یعنی : عدم تطابق بین نیت ، و نتیجه ی کار
یعنی کاراکتر قصد داشته کاری را انجام دهد ، اما عملا یک کار دیگری خلاف آنچه قصد داشته ، انجام می دهد.
🚩🚩🚩

کاراکتر یک فیلمنامه ی طنز ، کسی است که کمترین شانس موفقیت را دارد و حتی خودش می داند ، اما بر خلاف آنچه در ذهن مخاطب و کاراکتر است، او موفق می شود فلان کار را انجام دهد. این یعنی عدم تطابق.

♦️ هنگامیکه سعی می کنید صحنه های خنده دار بنویسید، از خود بپرسید بامزه ترین چیزی که می تواند برای کاراکترهای من رخ دهد چیست؟ و نیز بپرسید بدترین اتفاق ممکن برای این شخصیت چه چیز می تواند باشد ؟

🔷اگر خلاقانه به این سوالها پاسخ دهید ، یک کمدی طلایی خواهید داشت !


کافه فیلمنامه 📔🎬
@scriptwriting100
🔹صدای هر شخصیت در فیلمنامه ی شما، منحصر به فرد است. این صدا در گوش فیلمنامه نویس شنیده می شود با تمام لهجه ها ، تلفظ ها ، دایره ی واژگانی ها ، سطح گفتار ، نوع ادبیات و غیره...

♦️each character has his own speech patterns

♦️هر شخصیتی (در فیلمنامه ی شما ) الگوی حرف زدن خودش را دارد.

🔹 این الگوسازی یعنی شخصیت سازی 🔹
و شخصیت سازی ، یعنی دانایی کامل نسبت به حال جسمی و روحی و اجتماعی و خانوادگی و خواسته ها و عقاید و شخصیت در فیلمنامه.

♦️هر چه در این زمینه، با ژرفای بیشتری وارد شوید ، فیلمنامه، عمیق تر میشود. وقتی عمیق تر شد ، مخاطبین هم با آن ارتباط برقرار می کنند. حتی اگر شخصیت فیلمنامه ی شما یک فیل آفریقایی باشد که نسلش منقرض شده ❗️

📔🎬 کافه فیلمنامه

@scriptwriting100
قطب نمای روایت


بدون داشتن قطب نما ، فیلمنامه ی ما سرگردان است .
بدون داشتن یک نقشه ی راهبردی، فیلمنامه به مقصد نمی رسد.
قطب نمای فیلمنامه ی شما ، Premise نام دارد.



🔹نکته اینکه : Premise به معنای یک جمله ی فلسفی و عمیق یا مفهوم کلی فیلمنامه نیست ، بلکه فقط تعریف یک خطی از کل فیلمنامه است.
ذات فیلمنامه را در یک خط توضیح می دهد ، بدون پرداختن به حاشیه ها و چراها .

مثلا : " یک مادر ، فرزند گم شده اش را پیدا می کند. "

این تعریف یک خطی از فیلمنامه ی شماست، ولی توضیحی در مورد پیرنگ، ژانر ، شخصیت ها ، چرایی ها و یا روند داستان ، ارائه نمی دهد.

🔹اگر دقت کنید ، این تک جمله، می تواند صدها داستان را در بر بگیرد و در همه ی داستانها ، همین تک جمله حضور داشته باشد ولی صد داستان متفاوت را شکل دهد.

♦️ ازجمله عواملی که در فیلمنامه ، باعث شکل گیری پیرنگ می شوند ، یک premise خوب است. ♦️
یک بنیان خوب.

پیرنگ شما سوار بر این تک جمله ای خوب و واضح، تا به آخر حرکت روانی خواهد داشت.


📔🎬 کافه فیلمنامه
@scriptwriting100
🚩🚩🚩🚩
بعنوان یک نویسنده ی فیلمنامه ، نیاز دارید بتوانید بر اساس شخصیتی که طراحی کرده اید داستانی بنویسید.
🚩🚩🚩🚩

شما هرگز یک حشره شناس نبوده اید اما اگر شخصیت فیلمنامه ی شما حشره شناس است ، چاره ای ندارید جز اینکه اطلاعاتی در مورد حشره شناسی بدست آورید و با جمع آوری اطلاعات و کمک گرفتن از یکسری الگوریتم هایی که برای شخصیت پردازی استفاده می کنید ، یک حشره شناس خوب طراحی کنید.

حشره شناس شما شاید عاشق مورچه ها باشد که حشره شناس شده یا شاید در گذسته یک حشره ی سمی مادرش را نیش زده و او را کشته ، و به همین دلیل وارد رشته ی حشره شناسی شده. یا حتی شاید چون پدرش یک حشره شناس معروف بوده او را مجبور کرده که شغل پدر را دنبال کند و این شخصیت اصلا از حشره ها می ترسد !

🔹همچنین بر اساس هر کدام از پیش داستان ها ، ( داستانهایی که قبل از زمان فیلمنامه ی شما وجود داشته اند) ، روایت های متفاوتی می توان نوشت.
اما پیش نیاز همه ی اینها ، شناخت نسبی از رشته ی حشره شناسی است!
♦️پس اینطور نیست که یک فیلمنامه نویس فقط در مورد فیلمنامه نویسی مطالعه کند، گاهی لازم است در مورد حشره ها مطالعه کند!

📔🎬 کافه فیلمنامه
https://telegram.me/scriptwriting100
@scriptwriting100