🔸 برای نگارش ژانر وحشت :
1_ پایان و هدف فیلمنامه را مشخص کنید تا فیلمنامه هدفمند حرکت کند نه که صرفا چند تا سکانس وحشت به یک فیلمنامه معمولی اضافه کنید.
2_ تا جای ممکن از لوکیشنهای معمولی و آشنا برای ایجاد فضای ترس استفاده کنید. آدمهای معمولی، مکانهای معمولی و اتفاقات معمولی، اما با چاشنی وحشت.
3_ ژآنر وحشت، با ژانر جنایی فرق دارد. در ژآنر وحشت لزوما نیازی به قتل و خونریزی نیست.
4_ عنصر تعلیق در ژانر وحشت، خوب کار میدهد. در همان ابتدا یک شوک بزرگ به مخاطب وارد آورید او را در تعلیق قرار دهید سپس برگردید و دوباره داستان را با ذکر جزییات به او نشان دهید.
5_ از محدودیتهای یک ژآنر، فراتر بروید و چند ژانر را باهم تلفیق کنید. مثلا یک درام عمیق میتواند در ژانر وحشت هم نوشته شود.
6_ ممکن است فکر کنید ژانر وحشت نیازی به شخصیت پردازی ندارد اما اینطور نیست.
در تمام ژانرها از جمله وحشت، اگر شخصیت پردازیهای عمیق داشته باشید، فیلمنامه شما هرگز تاریخ انقضا نخواهد داشت.
منبع : screencraft
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
13 آذر1398 ( December 4 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
1_ پایان و هدف فیلمنامه را مشخص کنید تا فیلمنامه هدفمند حرکت کند نه که صرفا چند تا سکانس وحشت به یک فیلمنامه معمولی اضافه کنید.
2_ تا جای ممکن از لوکیشنهای معمولی و آشنا برای ایجاد فضای ترس استفاده کنید. آدمهای معمولی، مکانهای معمولی و اتفاقات معمولی، اما با چاشنی وحشت.
3_ ژآنر وحشت، با ژانر جنایی فرق دارد. در ژآنر وحشت لزوما نیازی به قتل و خونریزی نیست.
4_ عنصر تعلیق در ژانر وحشت، خوب کار میدهد. در همان ابتدا یک شوک بزرگ به مخاطب وارد آورید او را در تعلیق قرار دهید سپس برگردید و دوباره داستان را با ذکر جزییات به او نشان دهید.
5_ از محدودیتهای یک ژآنر، فراتر بروید و چند ژانر را باهم تلفیق کنید. مثلا یک درام عمیق میتواند در ژانر وحشت هم نوشته شود.
6_ ممکن است فکر کنید ژانر وحشت نیازی به شخصیت پردازی ندارد اما اینطور نیست.
در تمام ژانرها از جمله وحشت، اگر شخصیت پردازیهای عمیق داشته باشید، فیلمنامه شما هرگز تاریخ انقضا نخواهد داشت.
منبع : screencraft
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
13 آذر1398 ( December 4 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🎈یک نکته کاربردی برای کسانی که فکر میکنند ایده ندارند:
اگر فیلمنامه نمینویسید فقط برای اینکه ایده ندارید اشتباه است. راه حل دارد.
راه حلش این است که ابتدا برای خودتان مشخص کنید میخواهید در چه #ژآنری بنویسید؟
به یک پاسخ #قاطع برسید.
مثلا ژآنر علمی-تخیلی
یا کمدی
یا وحشت
🔎بهتر است ژآنری را انتخاب کنید که به آن علاقه دارید.
خب شما هنوز ایدهای ندارید اما ژآنر فیلمنامهتان را میدانید. حالا نوبت این است که سعی کنید هر رویدادی که با آن مواجه میشوید را از فیلتر آن ژآنر عبور دهید.
رویدادهای خیلی ساده و معمولی که حتی به چشم هم نمیآیند را از فیلتر ژآنر مورد نظرتان عبور دهید و از آن منظر به فلان اتفاق یا گفتگو نگاه کنید.
▫️کمتر از یکی دو هفته، به ایدههای شگرفی خواهید رسید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
15 آذر1398 ( December 6 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
اگر فیلمنامه نمینویسید فقط برای اینکه ایده ندارید اشتباه است. راه حل دارد.
راه حلش این است که ابتدا برای خودتان مشخص کنید میخواهید در چه #ژآنری بنویسید؟
به یک پاسخ #قاطع برسید.
مثلا ژآنر علمی-تخیلی
یا کمدی
یا وحشت
🔎بهتر است ژآنری را انتخاب کنید که به آن علاقه دارید.
خب شما هنوز ایدهای ندارید اما ژآنر فیلمنامهتان را میدانید. حالا نوبت این است که سعی کنید هر رویدادی که با آن مواجه میشوید را از فیلتر آن ژآنر عبور دهید.
رویدادهای خیلی ساده و معمولی که حتی به چشم هم نمیآیند را از فیلتر ژآنر مورد نظرتان عبور دهید و از آن منظر به فلان اتفاق یا گفتگو نگاه کنید.
▫️کمتر از یکی دو هفته، به ایدههای شگرفی خواهید رسید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
15 آذر1398 ( December 6 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
📌 استفاده از تکنیک #سفر_درونی_قهرمان برای حل سه مشکل در فیلمنامه نویسی:
مقدمه :
اساس سفر درونی قهرمان ، یعنی کاراکتر فیلمنامه شما در آخر فیلمنامه تغییر میکند. یعنی این آدم در آخر فیلمنامه، همان آدمی نیست که در اول فیلمنامه بوده.
چرا؟ به خاطر رویدادها و کشمکشهایی که پشت سر میگذارد. به خاطر سفر بیرونی اش.
سفر بیرونی، همان قصهی فیلمنامهی شما است.
اصل مطلب:
🔎حالا سوال اینجاست که اگر شما بعنوان نویسنده، سفر درونی قهرمان را به صورت برعکس بروید، یعنی از آخر به اول طی کنید چه مزیتی دارد؟
پاسخ:
🔸مزیت اول: اگر از همان ابتدا، بدانید که انتهای سفر #درونی قهرمان کجاست، خیلی راحت میتوانید پایان بندی فیلمنامه را انتخاب کنید; به راحتی خواهید دانست که سکانس پایانی، دقیقا چه سکانسی است.
پس این مشکل که : ((نمیدونم فیلمنامه رو چطوری تمامش کنم))، حل میشود.
🔸مزیت دوم: با دانستن انتهای سفر درونی، حوادث بیرونی یا ( سفر بیرونی ) را طوری چیدمان میکنید که در پایان ، به طور #باورپذیر به پایان بندی برسید.
این همان رازی است که دانستنش باعث میشود سکانسهای فیلمنامه شما، بی دلیل نوشته نشوند ، بلکه منسجم و دارای قصه باشند.
پس این مشکل که ((نمیدونم سکانس بعدی چی باشه)) حل میشود.
🔸مزیت سوم: با دانستن انتهای سفر دورنی قهرمان، از سطحی شدن و بی سروته شدن فیلمنامه ، به شدت جلوگیری میکنید. یعنی شما فیلمنامه ای دارید که هم قصه دارد و هم عمیق است. هم مخاطب خاص را جذب میکند هم مخاطب عام را.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
26 آذر1398 ( December 17 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
مقدمه :
اساس سفر درونی قهرمان ، یعنی کاراکتر فیلمنامه شما در آخر فیلمنامه تغییر میکند. یعنی این آدم در آخر فیلمنامه، همان آدمی نیست که در اول فیلمنامه بوده.
چرا؟ به خاطر رویدادها و کشمکشهایی که پشت سر میگذارد. به خاطر سفر بیرونی اش.
سفر بیرونی، همان قصهی فیلمنامهی شما است.
اصل مطلب:
🔎حالا سوال اینجاست که اگر شما بعنوان نویسنده، سفر درونی قهرمان را به صورت برعکس بروید، یعنی از آخر به اول طی کنید چه مزیتی دارد؟
پاسخ:
🔸مزیت اول: اگر از همان ابتدا، بدانید که انتهای سفر #درونی قهرمان کجاست، خیلی راحت میتوانید پایان بندی فیلمنامه را انتخاب کنید; به راحتی خواهید دانست که سکانس پایانی، دقیقا چه سکانسی است.
پس این مشکل که : ((نمیدونم فیلمنامه رو چطوری تمامش کنم))، حل میشود.
🔸مزیت دوم: با دانستن انتهای سفر درونی، حوادث بیرونی یا ( سفر بیرونی ) را طوری چیدمان میکنید که در پایان ، به طور #باورپذیر به پایان بندی برسید.
این همان رازی است که دانستنش باعث میشود سکانسهای فیلمنامه شما، بی دلیل نوشته نشوند ، بلکه منسجم و دارای قصه باشند.
پس این مشکل که ((نمیدونم سکانس بعدی چی باشه)) حل میشود.
🔸مزیت سوم: با دانستن انتهای سفر دورنی قهرمان، از سطحی شدن و بی سروته شدن فیلمنامه ، به شدت جلوگیری میکنید. یعنی شما فیلمنامه ای دارید که هم قصه دارد و هم عمیق است. هم مخاطب خاص را جذب میکند هم مخاطب عام را.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
26 آذر1398 ( December 17 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
📝سکانس اول :
کاراکتر الف، از خواب بیدار میشود. صدایی از پشت درب خانه، توجه او را جلب میکند. درب را باز میکند. یک نوزاد را داخل یک زنبیل، میبیند. بدون هیچ نوشته ای یا پیامی.
🔎 به نظر شما، سکانس دوم چیست؟
پاسخ این است که: هیچ قطعیتی وجود ندارد.
همه چیز بستگی به #شخصیت_پردازی کاراکتر الف دارد.
اینکه او حالا چه تصمیمی بگیرد و بعد از این تصمیم، دوباره چه تصمیمی بگیرد و همینطور تا آخر چه تصمیمهایی بگیرد، بستگی به ویژگیهای شخصیتی او دارد.
🔸حالا اگر شما بدانید پایان فیلمنامه چیست و در نهایت چه بر سر آن نوزاد میآید، چه؟ بازهم شخصیت پردازی مهم است یا هر شخصیتی میتواند به آن پایان مورد نظر شما برسد؟
پاسخ: بله، کماکان شخصیت پردازی مهم است و هر شخصیتی نمیتواند به آن پایان مورد نظر شما برسد.
چرا؟
چون یک فیلمنامهی خوب، یعنی یک قصهی منسجم. سکانس ها باید در یک راستا حرکت کنند تا به پایان مورد نظر شما برسند. هیچ سکانسی نباید بیرون بزند. و یکی از تکنیکهایی که از نگارش سکانسهای نامرتبط جلوگیری میکند، و مانع از این میشود که فیلمنامه به بیراهه برود، تکنیک #شخصیت_پردازی است.
شما اگر فلان پایان را میخواهید، بایستی آدم همان پایان را بسازید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
29 آذر1398 ( December 20 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
کاراکتر الف، از خواب بیدار میشود. صدایی از پشت درب خانه، توجه او را جلب میکند. درب را باز میکند. یک نوزاد را داخل یک زنبیل، میبیند. بدون هیچ نوشته ای یا پیامی.
🔎 به نظر شما، سکانس دوم چیست؟
پاسخ این است که: هیچ قطعیتی وجود ندارد.
همه چیز بستگی به #شخصیت_پردازی کاراکتر الف دارد.
اینکه او حالا چه تصمیمی بگیرد و بعد از این تصمیم، دوباره چه تصمیمی بگیرد و همینطور تا آخر چه تصمیمهایی بگیرد، بستگی به ویژگیهای شخصیتی او دارد.
🔸حالا اگر شما بدانید پایان فیلمنامه چیست و در نهایت چه بر سر آن نوزاد میآید، چه؟ بازهم شخصیت پردازی مهم است یا هر شخصیتی میتواند به آن پایان مورد نظر شما برسد؟
پاسخ: بله، کماکان شخصیت پردازی مهم است و هر شخصیتی نمیتواند به آن پایان مورد نظر شما برسد.
چرا؟
چون یک فیلمنامهی خوب، یعنی یک قصهی منسجم. سکانس ها باید در یک راستا حرکت کنند تا به پایان مورد نظر شما برسند. هیچ سکانسی نباید بیرون بزند. و یکی از تکنیکهایی که از نگارش سکانسهای نامرتبط جلوگیری میکند، و مانع از این میشود که فیلمنامه به بیراهه برود، تکنیک #شخصیت_پردازی است.
شما اگر فلان پایان را میخواهید، بایستی آدم همان پایان را بسازید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
29 آذر1398 ( December 20 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
📌 ژانرهایی که ترکیب آنها باهم، خوب از آب درمیایند:
- 🔸ژانر علمی-تخیلی با ژانر وحشت
- 🔹ژآنر معمایی با ژآنر جنایی
- 🔸ژآنر معمایی و جنایی با ژانر اکشن
- 🔹ژانر فانتزی با ژآنر کمدی
- 🔸ژانر خانوادگی با ژآنر کمدی
-🔹 ژآنر تاریخی با ژآنر عشقی
- 🔸ژانر عشقی با ژآنر کمدی
- 🔹ژآنر علمی-تخیلی با ژانر معمایی
- 🔸ژانر فانتزی با ژآنر معمایی
- 🔹ژآنر علمی-تخیلی با ژآنر فانتزی
- 🔸ژآنر وحشت+فانتزی و علمی-تخیلی
- 🔹ژآنر مستند با ژآنر معمایی
🎨 ترکیب ژآنرها باهم، یکی از روشهای #علمی ، برای افزایش متریال و مادهی خام داستانی است. مثل ترکیب رنگها باهم برای داشتن رنگهای بیشتر.
با این روش، شما امکانات بیشتری در اختیار دارید تا داستانتان را بدون نیاز به #افزودنیهای_غیرمجاز، گسترش دهید.
___درسهایی از جان تروبی
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
3 دی 1398 ( December 24 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
- 🔸ژانر علمی-تخیلی با ژانر وحشت
- 🔹ژآنر معمایی با ژآنر جنایی
- 🔸ژآنر معمایی و جنایی با ژانر اکشن
- 🔹ژانر فانتزی با ژآنر کمدی
- 🔸ژانر خانوادگی با ژآنر کمدی
-🔹 ژآنر تاریخی با ژآنر عشقی
- 🔸ژانر عشقی با ژآنر کمدی
- 🔹ژآنر علمی-تخیلی با ژانر معمایی
- 🔸ژانر فانتزی با ژآنر معمایی
- 🔹ژآنر علمی-تخیلی با ژآنر فانتزی
- 🔸ژآنر وحشت+فانتزی و علمی-تخیلی
- 🔹ژآنر مستند با ژآنر معمایی
🎨 ترکیب ژآنرها باهم، یکی از روشهای #علمی ، برای افزایش متریال و مادهی خام داستانی است. مثل ترکیب رنگها باهم برای داشتن رنگهای بیشتر.
با این روش، شما امکانات بیشتری در اختیار دارید تا داستانتان را بدون نیاز به #افزودنیهای_غیرمجاز، گسترش دهید.
___درسهایی از جان تروبی
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
3 دی 1398 ( December 24 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🔸جنس کشمکشی که برای پروتاگونیست در نظر میگیرد باید با پیرنگ فیلمنامه #همخوانی داشته باشد.
چرا؟
چون اگر پیرنگ فیلمنامه یک چیز باشد و کشمکش هم یک چیز دیگری،قهرمان داستان دلیلی نمیبیند که با آن کشمکش رویارویی داشته باشد یا به دنبال حل کردن مشکلی یا معمایی برود که ربطی به مسئله اصلی او نداشته باشد.
پس به همین سادگی، موتور داستان قبل از اینکه روشن شود خاموش میشود.
▫️معیار سنجش چه باشد؟🧐
- خط کش یا استاندارد شما برای ساختن کشمکش، #پیرنگ_اصلی فیلمنامه است.
از دل این پیرنگ، شخصیتها را بیرون آورید، از دل این پیرنگ، سایر پیرنگهای فرعی را بسازید و از این دل پیرنگ، کشمکشهای فیلمنامه را شکل دهید.
▫️آیا چیز دیگری هم هست؟🧐
- بله. قبل از همهی این برنامه ریزیها، بایستی #چارچوب_بندی کارتان را مشخص کنید. یعنی ژآنر فیلمنامه را.
بی شک، سایهی ژآنر فیلمنامه، بر تمام سرزمین فیلمنامهی شما میافتد. از شخصیت ها گرفته تا کشمکشها و تمام خطوط داستانی. پس مهم است که بدانید داستان شما زیر کدام سایه قرار است قدم بزند.
▫️خب حالا چه چیزی ژانر را تعیین میکند؟🧐
1- انتخاب و علاقه خودتان
2- انتخاب و علاقه خودتان + پیرنگ اصلی فیلمنامه
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
11 دی 1398 ( January 1 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
چرا؟
چون اگر پیرنگ فیلمنامه یک چیز باشد و کشمکش هم یک چیز دیگری،قهرمان داستان دلیلی نمیبیند که با آن کشمکش رویارویی داشته باشد یا به دنبال حل کردن مشکلی یا معمایی برود که ربطی به مسئله اصلی او نداشته باشد.
پس به همین سادگی، موتور داستان قبل از اینکه روشن شود خاموش میشود.
▫️معیار سنجش چه باشد؟🧐
- خط کش یا استاندارد شما برای ساختن کشمکش، #پیرنگ_اصلی فیلمنامه است.
از دل این پیرنگ، شخصیتها را بیرون آورید، از دل این پیرنگ، سایر پیرنگهای فرعی را بسازید و از این دل پیرنگ، کشمکشهای فیلمنامه را شکل دهید.
▫️آیا چیز دیگری هم هست؟🧐
- بله. قبل از همهی این برنامه ریزیها، بایستی #چارچوب_بندی کارتان را مشخص کنید. یعنی ژآنر فیلمنامه را.
بی شک، سایهی ژآنر فیلمنامه، بر تمام سرزمین فیلمنامهی شما میافتد. از شخصیت ها گرفته تا کشمکشها و تمام خطوط داستانی. پس مهم است که بدانید داستان شما زیر کدام سایه قرار است قدم بزند.
▫️خب حالا چه چیزی ژانر را تعیین میکند؟🧐
1- انتخاب و علاقه خودتان
2- انتخاب و علاقه خودتان + پیرنگ اصلی فیلمنامه
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
11 دی 1398 ( January 1 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
Forwarded from کافه فيلمنامه
#نگارش_طرح :
نوشتن ِ طرح، یکی از مراحل مهم فیلمنامه نویسی.
📝طرح را برای خودتان نمی نویسید بلکه برای ارائه به کارگردان، تهیه کننده، دوست ، یا مشاور فیلمنامه می نویسید.
📝طرحِ یک فیلمنامه ی بلند ، از 5 صفحه تا حداکثر 15 صفحه است.
📝 بهترین حالت در نگارش طرح ، این است که داستان را از زاویه ی دید "شخصیت فیلمنامه " بیان نمایید. سوم شخص مفرد.
شخصیت فیلمنامه ، می تواند یک کاراکتر فانتزی باشد ( مثل باب اسفنجی که عملا یک اسکاچ ظرفشویی است ) یا یک شخصیت واقعی در یک ژانر مستند. اما نکته ی مهم این است که بدانید کدام بخش از اتفاق ها را در طرح بنویسید و کدام قسمتها را ننویسید.
📝 در نگارش طرح ، از "زمان حال ساده " استفاده نمایید.
مگر اینکه بخواهید در قالب #فلاش_بک ، یا #فلاش_فوروارد ، داستان را بیان کنید.
مثلا :
(( سارا درب خانه را باز می کند و وارد می شود. وقتی روی مبل می نشیند، یادش می آید که چند ماه قبل خانه اش را عوض کرده بود . اما هر چه فکر می کند آدرس خانه ی جدید را به خاطر نمی آورد... ))
📝تا می توانید طرح را ساده بنویسید. آنقدر ساده بنویسید تا شخصی که در حال خواندن آن است، از تعداد زیاد کاراکترها و داستانهای تو در تو ، گیج نشود و بتواند به راحتی اصل داستان را درک کند.
📝 پس از نوشتن طرح ، چند روز صبر کنید و سپس دوباره آنرا مرور نمایید. قطعا متوجه خواهید شد که به بازنویسی احتیاج دارد. هر چه بازنویسی بیشتر باشد ، بهتر است.
🔶 یک روش برای #تمرین_نگارش_طرح ، این است که از یک فیلم سینمایی که دیده اید ، 3 تا طرح مختلف بنویسید.
سپس طرح ها را برای چند نفر ارسال کنید، و ازآنها بخواهید بهترین متن شما را انتخاب کنند.
و بعد ببینید کدام یک بیشترین رای را آورده .
با انجام این روش ، پس از مدتی نحوه ی نگارش صحیح یک طرح ، دستتان می آید و می توانید برای نوشتن طرح های خودتان از آن بهره گیرید.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
نوشتن ِ طرح، یکی از مراحل مهم فیلمنامه نویسی.
📝طرح را برای خودتان نمی نویسید بلکه برای ارائه به کارگردان، تهیه کننده، دوست ، یا مشاور فیلمنامه می نویسید.
📝طرحِ یک فیلمنامه ی بلند ، از 5 صفحه تا حداکثر 15 صفحه است.
📝 بهترین حالت در نگارش طرح ، این است که داستان را از زاویه ی دید "شخصیت فیلمنامه " بیان نمایید. سوم شخص مفرد.
شخصیت فیلمنامه ، می تواند یک کاراکتر فانتزی باشد ( مثل باب اسفنجی که عملا یک اسکاچ ظرفشویی است ) یا یک شخصیت واقعی در یک ژانر مستند. اما نکته ی مهم این است که بدانید کدام بخش از اتفاق ها را در طرح بنویسید و کدام قسمتها را ننویسید.
📝 در نگارش طرح ، از "زمان حال ساده " استفاده نمایید.
مگر اینکه بخواهید در قالب #فلاش_بک ، یا #فلاش_فوروارد ، داستان را بیان کنید.
مثلا :
(( سارا درب خانه را باز می کند و وارد می شود. وقتی روی مبل می نشیند، یادش می آید که چند ماه قبل خانه اش را عوض کرده بود . اما هر چه فکر می کند آدرس خانه ی جدید را به خاطر نمی آورد... ))
📝تا می توانید طرح را ساده بنویسید. آنقدر ساده بنویسید تا شخصی که در حال خواندن آن است، از تعداد زیاد کاراکترها و داستانهای تو در تو ، گیج نشود و بتواند به راحتی اصل داستان را درک کند.
📝 پس از نوشتن طرح ، چند روز صبر کنید و سپس دوباره آنرا مرور نمایید. قطعا متوجه خواهید شد که به بازنویسی احتیاج دارد. هر چه بازنویسی بیشتر باشد ، بهتر است.
🔶 یک روش برای #تمرین_نگارش_طرح ، این است که از یک فیلم سینمایی که دیده اید ، 3 تا طرح مختلف بنویسید.
سپس طرح ها را برای چند نفر ارسال کنید، و ازآنها بخواهید بهترین متن شما را انتخاب کنند.
و بعد ببینید کدام یک بیشترین رای را آورده .
با انجام این روش ، پس از مدتی نحوه ی نگارش صحیح یک طرح ، دستتان می آید و می توانید برای نوشتن طرح های خودتان از آن بهره گیرید.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🔸نقل قولی از رابرت مک کی:
_ داستانهای کلیشهای در خانه میمانند داستانهای غیرکلیشهای سفر میکنند.
_ در تمام فیلمنامههای خوب، از چارلی چاپلین گرفته تا وودی آلن و دیگران، دو نکته ی مشترک وجود دارد:
1_ مخاطب یک جهان جدید و ناشناخته ای را کشف و تجربه میکند.
2_ مخاطب با وارد شدن در این جهان جدید، خودش را کشف میکند.
🔸اما سوال اینجاست که اگر مخاطب مایل است چیزهای جدید را کشف کند چرا نمیرود سراغ مطالعهی مطالب علمی؟
پاسخ ساده است: مخاطب ترجیح میدهد به واسطه ی سایر کاراکترها، وارد یک دنیای جدید و ناشناخته شود.
به بیانی دیگر مخاطب دوست دارد با گره زدن حس خودش به حس کاراکترها، یک دنیای جدید را حس کند ، تجربه کند و درک کند.
🔸و لازم است بدانید اولین گام شما برای طی چنین فرایندی در فیلمنامه نویسی این است که #ژانر درستی را برای داستان خود انتخاب نمایید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
5 بهمن 1398 ( January 25 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
_ داستانهای کلیشهای در خانه میمانند داستانهای غیرکلیشهای سفر میکنند.
_ در تمام فیلمنامههای خوب، از چارلی چاپلین گرفته تا وودی آلن و دیگران، دو نکته ی مشترک وجود دارد:
1_ مخاطب یک جهان جدید و ناشناخته ای را کشف و تجربه میکند.
2_ مخاطب با وارد شدن در این جهان جدید، خودش را کشف میکند.
🔸اما سوال اینجاست که اگر مخاطب مایل است چیزهای جدید را کشف کند چرا نمیرود سراغ مطالعهی مطالب علمی؟
پاسخ ساده است: مخاطب ترجیح میدهد به واسطه ی سایر کاراکترها، وارد یک دنیای جدید و ناشناخته شود.
به بیانی دیگر مخاطب دوست دارد با گره زدن حس خودش به حس کاراکترها، یک دنیای جدید را حس کند ، تجربه کند و درک کند.
🔸و لازم است بدانید اولین گام شما برای طی چنین فرایندی در فیلمنامه نویسی این است که #ژانر درستی را برای داستان خود انتخاب نمایید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
5 بهمن 1398 ( January 25 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
فقط 20 دقیقه فرصت دارید !!!
بیست دقیقه ی ابتدایی فیلمنامه ، بایستی بتواند به پرسش های زیر پاسخ دهد :
1- شخصیت اصلی کیست ؟ یعنی این قصه ، قصه ی کدام یک از این شخصیت هاست ؟
2- ژانر فیلمنامه چیست ؟ طنز؟ معمایی؟ علمی تخیلی؟ یا ...
3- داستان این فیلمنامه چیست ؟ یعنی اصلا موضوع از چه قرار است ؟
4- هدف شخصیت چیست ؟ یعنی می خواهد به کجا برسد ؟ چه کار کند ؟ مشکلش چیست که باید آنرا حل کند ؟
5- شخصیت اصلی، چه جور شخصیتی دارد ؟ مخاطب انتظار چه جور موجودی را داشته باشد ؟
6- چه کسانی قرار است بر سر راه شخصیت اصلی قرار گیرند ؟ یعنی موانع سیر حرکت قهرمان در فیلمنامه چیست؟
7- شخصیت های مهم در فیلمنامه چه کسانی هستند؟ مخاطب باید از همان ابتدا با تمام آدم خوب ها و بد ها آشنا شود، حتی اگر حضورشان در دقیقه ی پایانی فیلمنامه موثر باشد.
🔎 پس از این 20 دقیقه، دیگر وقت معرفی تمام شده و نوبت آن است که داستان را پیش ببرید.
☑️ به طور کلی هر کاری انجام دهید تا از گیج خوردن فیلمنامه جلوگیری نمایید.
هر آنچه مخاطب نیاز دارد تا بوسیله ی آن، داستان را دنبال نماید از همان ابتدا در اختیارش قرار دهید.
حتی در معمایی ترین ژانرها، وقتی فیلمنامه خوب می شود که عناصر مهم ، از قبل #معرفی شوند اما یک حالت تعلیق در داستان ایجاد شود تا حدسیات مخاطب درست از آب در نیاید.
☑️ هرگز و هرگز و هرگز برای ایجاد تنوع در داستان، هی شخصیت وارد فیلمنامه نکنید ! این بزرگترین اشتباهی ست که می توان انجام داد.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
بیست دقیقه ی ابتدایی فیلمنامه ، بایستی بتواند به پرسش های زیر پاسخ دهد :
1- شخصیت اصلی کیست ؟ یعنی این قصه ، قصه ی کدام یک از این شخصیت هاست ؟
2- ژانر فیلمنامه چیست ؟ طنز؟ معمایی؟ علمی تخیلی؟ یا ...
3- داستان این فیلمنامه چیست ؟ یعنی اصلا موضوع از چه قرار است ؟
4- هدف شخصیت چیست ؟ یعنی می خواهد به کجا برسد ؟ چه کار کند ؟ مشکلش چیست که باید آنرا حل کند ؟
5- شخصیت اصلی، چه جور شخصیتی دارد ؟ مخاطب انتظار چه جور موجودی را داشته باشد ؟
6- چه کسانی قرار است بر سر راه شخصیت اصلی قرار گیرند ؟ یعنی موانع سیر حرکت قهرمان در فیلمنامه چیست؟
7- شخصیت های مهم در فیلمنامه چه کسانی هستند؟ مخاطب باید از همان ابتدا با تمام آدم خوب ها و بد ها آشنا شود، حتی اگر حضورشان در دقیقه ی پایانی فیلمنامه موثر باشد.
🔎 پس از این 20 دقیقه، دیگر وقت معرفی تمام شده و نوبت آن است که داستان را پیش ببرید.
☑️ به طور کلی هر کاری انجام دهید تا از گیج خوردن فیلمنامه جلوگیری نمایید.
هر آنچه مخاطب نیاز دارد تا بوسیله ی آن، داستان را دنبال نماید از همان ابتدا در اختیارش قرار دهید.
حتی در معمایی ترین ژانرها، وقتی فیلمنامه خوب می شود که عناصر مهم ، از قبل #معرفی شوند اما یک حالت تعلیق در داستان ایجاد شود تا حدسیات مخاطب درست از آب در نیاید.
☑️ هرگز و هرگز و هرگز برای ایجاد تنوع در داستان، هی شخصیت وارد فیلمنامه نکنید ! این بزرگترین اشتباهی ست که می توان انجام داد.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
Forwarded from کافه فيلمنامه
Some essentials for having a strong protagonist :
Resorce : SCRIPTMAG
(( این نوشتار بر اساس مقاله ای از Scriptmag می باشد. ))
📝 چند مورد اساسی برای پردازش قوی پروتاگونیست :
1- دوست داشتنی : اصولا برای خوانندگان فیلمنامه ی شما، پروتاگونیست های دوست داشتنی ،جذاب هستند اما بیشتر از #دوست_داشتنی بودن قهرمان فیلمنامه، خوانندگان مایل هستند با او ارتباط قوی برقرار کنند. (( همذات پنداری ))
2- تکامل : پروتاگونیست برای اینکه به هدفش دست یابد، در مسیر کشمکش ها قرار می گیرد، و این مسیر باعث تکامل یافتن پروتاگونیست می گردد و آخرین مرحله ی #تکامل در قهرمان ، نقطه ی اوج فیلمنامه است. (( آخرین رویارویی پرتاگونیست و آنتاگونیست ))
3- انتخاب ِمسیر ِ صحیح : از آنجایی که نقطه ی تمرکز فیلمنامه ی شما، رسیدن به هدف و تکامل پروتاگونیست است، بایستی در نظر داشت که قهرمان فیلمنامه زمانی به هدفش می رسد که در #مسیر_صحیح قرار گرفته باشد. (( سیر تحول شخصیت ))
4- با پیاده سازی سه مورد بالا ، مخاطب در یک حالت احساسی با پروتاگونیست قرار می گیرد و در گیر او می شود، در نتیجه به شدت خواهان موفقیت پروتاگونیست می باشد و همین مسئله باعث می شود تا آخرین لحظه، داستان را پیگیری کند.
ارائه از : 🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
Resorce : SCRIPTMAG
(( این نوشتار بر اساس مقاله ای از Scriptmag می باشد. ))
📝 چند مورد اساسی برای پردازش قوی پروتاگونیست :
1- دوست داشتنی : اصولا برای خوانندگان فیلمنامه ی شما، پروتاگونیست های دوست داشتنی ،جذاب هستند اما بیشتر از #دوست_داشتنی بودن قهرمان فیلمنامه، خوانندگان مایل هستند با او ارتباط قوی برقرار کنند. (( همذات پنداری ))
2- تکامل : پروتاگونیست برای اینکه به هدفش دست یابد، در مسیر کشمکش ها قرار می گیرد، و این مسیر باعث تکامل یافتن پروتاگونیست می گردد و آخرین مرحله ی #تکامل در قهرمان ، نقطه ی اوج فیلمنامه است. (( آخرین رویارویی پرتاگونیست و آنتاگونیست ))
3- انتخاب ِمسیر ِ صحیح : از آنجایی که نقطه ی تمرکز فیلمنامه ی شما، رسیدن به هدف و تکامل پروتاگونیست است، بایستی در نظر داشت که قهرمان فیلمنامه زمانی به هدفش می رسد که در #مسیر_صحیح قرار گرفته باشد. (( سیر تحول شخصیت ))
4- با پیاده سازی سه مورد بالا ، مخاطب در یک حالت احساسی با پروتاگونیست قرار می گیرد و در گیر او می شود، در نتیجه به شدت خواهان موفقیت پروتاگونیست می باشد و همین مسئله باعث می شود تا آخرین لحظه، داستان را پیگیری کند.
ارائه از : 🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
☑️بهره بردن از نوشتههای افتضاح:
کیفیت نگارش شما، روی یک نمودار خطی قرار نمیگیرد. این یعنی چه؟ یعنی نوشته های شما افت و خیز دارند. یعنی قرار نیست همیشه خوب بنویسید.
از خودتان انتظار نداشته باشید روزی n صفحهی بیعیب و نقص بنویسید. البته شما روزی n صفحه را بنویسید اما انتظار نداشته باشید پرفکت باشد. حتما روزهایی هم هست که خیلی افتضاح مینویسید. اما میتوانید از همین افتضاحات، چیزهای ارزشمندی یاد بگیرید و به تجربههای فیلمنامهنویسی خود اضافه کنید. ✌️
☑️کمال گرایی اگر بیش از حد باشد، کار دستتان میدهد. سعی کنید بنویسید حتی اگر افتضاح. افتضاحات را میشود بازنویسی کرد اما صفحات سفید را نه.
🔸بیایید کمی واضحتر به قضیه بنگریم:
فرض کنید امروز چهار تا سکانس افتضاح نوشتهاید که از هیچکدام راضی نیستید. اشکالی ندارد و این هم طبیعی است که برای آن روز احساس بدی داشته باشید، ولی وقتی فردا رسید، آن احساس بد را هم به گذشته بسپارید و دوباره از نو شروع کنید. اینبار شما با تجربهی روز قبل دارید مینویسید و غنیتر از روز قبل هستید، دستتان پر تر است و این یعنی شکست روز قبل را، تبدیل به یک پله کردهاید برای روز بعد.
🔸هرگز فرصت بد نوشتن را از خودتان دریغ نکنید.
هر نوشته ی بدی، روزی تبدیل میشود به تجربهای ارزشمند.
منبع: creativescreenwriting
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
15 بهمن 1398 ( February 4 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
کیفیت نگارش شما، روی یک نمودار خطی قرار نمیگیرد. این یعنی چه؟ یعنی نوشته های شما افت و خیز دارند. یعنی قرار نیست همیشه خوب بنویسید.
از خودتان انتظار نداشته باشید روزی n صفحهی بیعیب و نقص بنویسید. البته شما روزی n صفحه را بنویسید اما انتظار نداشته باشید پرفکت باشد. حتما روزهایی هم هست که خیلی افتضاح مینویسید. اما میتوانید از همین افتضاحات، چیزهای ارزشمندی یاد بگیرید و به تجربههای فیلمنامهنویسی خود اضافه کنید. ✌️
☑️کمال گرایی اگر بیش از حد باشد، کار دستتان میدهد. سعی کنید بنویسید حتی اگر افتضاح. افتضاحات را میشود بازنویسی کرد اما صفحات سفید را نه.
🔸بیایید کمی واضحتر به قضیه بنگریم:
فرض کنید امروز چهار تا سکانس افتضاح نوشتهاید که از هیچکدام راضی نیستید. اشکالی ندارد و این هم طبیعی است که برای آن روز احساس بدی داشته باشید، ولی وقتی فردا رسید، آن احساس بد را هم به گذشته بسپارید و دوباره از نو شروع کنید. اینبار شما با تجربهی روز قبل دارید مینویسید و غنیتر از روز قبل هستید، دستتان پر تر است و این یعنی شکست روز قبل را، تبدیل به یک پله کردهاید برای روز بعد.
🔸هرگز فرصت بد نوشتن را از خودتان دریغ نکنید.
هر نوشته ی بدی، روزی تبدیل میشود به تجربهای ارزشمند.
منبع: creativescreenwriting
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
15 بهمن 1398 ( February 4 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
10 نکته کاربردی برای فیلمنامه کوتاه:
📝📝📝
1_ سعی کنید بیشتر از 10 صفحه ننویسید . در کم گویی و گزیده گویی، خطای کمتری وجود دارد. فیلمنامهای بنویسید که نشود حتی یک سکانس آن را حذف کرد.
2_ سراغ ژانرهایی بروید که کمتر به آنها پرداخته شده.
3_ مخاطب را از همان ابتدای فیلمنامه درگیر داستان کنید.
4_ سراغ موضوعات چالشی بروید. ذهن مخاطب را قلقلک دهید.
5_ حتی در ژانرهای تخیلی هم، اصل #باورپذیری را رعایت کنید.
باورپذیری باید در فضای خود داستان رخ دهد نه در مقایسه با واقعیت.
6_ مقدمه سازی طولانی، حاشیه رفتنهای بیدلیل، دشمن فیلمنامه کوتاه است. سریع بروید سراغ اصل مطلب. هرگونه معرفی یا مقدمه سازی را در حین حرکت داستان انجام دهید.
7_ از کلیشهها دوری کنید.
8_ فیلمنامه کوتاه، اگر مفهوم زده باشد یعنی شما باید همه جا دنبال فیلمنامه ی خود راه بیفتید و آن را برای مخاطب شرح دهید. اجازه دهید قصهی فیلمنامهی شما خودش گویای همه چیز باشد و نیازی به توضیحات پا ورقی نداشته باشد.
9_ مسائل اقتصادی برای تولید فیلم را در نظر داشته باشید.
10_ فیلمنامه را طوری بنویسید که واقعا قابلیت خواندن داشته باشد. قالببندی صحیح را رعایت کنید. فیلمنامه را به زبان فیلمنامه بنویسید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
18 بهمن 1398 ( February 7 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
📝📝📝
1_ سعی کنید بیشتر از 10 صفحه ننویسید . در کم گویی و گزیده گویی، خطای کمتری وجود دارد. فیلمنامهای بنویسید که نشود حتی یک سکانس آن را حذف کرد.
2_ سراغ ژانرهایی بروید که کمتر به آنها پرداخته شده.
3_ مخاطب را از همان ابتدای فیلمنامه درگیر داستان کنید.
4_ سراغ موضوعات چالشی بروید. ذهن مخاطب را قلقلک دهید.
5_ حتی در ژانرهای تخیلی هم، اصل #باورپذیری را رعایت کنید.
باورپذیری باید در فضای خود داستان رخ دهد نه در مقایسه با واقعیت.
6_ مقدمه سازی طولانی، حاشیه رفتنهای بیدلیل، دشمن فیلمنامه کوتاه است. سریع بروید سراغ اصل مطلب. هرگونه معرفی یا مقدمه سازی را در حین حرکت داستان انجام دهید.
7_ از کلیشهها دوری کنید.
8_ فیلمنامه کوتاه، اگر مفهوم زده باشد یعنی شما باید همه جا دنبال فیلمنامه ی خود راه بیفتید و آن را برای مخاطب شرح دهید. اجازه دهید قصهی فیلمنامهی شما خودش گویای همه چیز باشد و نیازی به توضیحات پا ورقی نداشته باشد.
9_ مسائل اقتصادی برای تولید فیلم را در نظر داشته باشید.
10_ فیلمنامه را طوری بنویسید که واقعا قابلیت خواندن داشته باشد. قالببندی صحیح را رعایت کنید. فیلمنامه را به زبان فیلمنامه بنویسید.
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
18 بهمن 1398 ( February 7 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
5 روش علمی برای بهبود فیلمنامه نویسی :
🔸1_ هر بار فقط بر روی یک موضوع متمرکز باشید نه چندین موضوع در آنِ واحد.
🔸2 _ قسمت چپ مغز شما، مسئول کارهای محاسباتی و منطقی است و قسمت راست مغز، مسئول احساسات و هیجانها. بهترین حالت این است که کاری کنید هر دو بخش مغز درگیر فیلمنامه نویسی شوند.
بدین منظور، برای هر مسیر از فیلمنامه خود، چندین انتخاب را در نظر بگیرید تا تخیل و تفکر شما همزمان برانگیخته شود.
🔸3 _ وقتی شروع میکنید به نوشتن یک فیلمنامه جدید، سعی کنید همزمان یک کتاب جدید نیز بخوانید. این کار باعث گشایش بیشتر سلولهای عصبی شده و خلاقیت شما را تیزتر میکند.
🔸4_ برای جاری شدن هورمون اندورفین و بالا بردن قدرت خلاقیت خود، ورزش کنید.
🔸5_ موقعی که میخواهید بخوابید، ذهن خودتان را درگیر داستان و شخصیتها کنید و با ذهنی آکنده از فیلمنامه بخوابید. مغز شما در حالتی ناخودآگاه، به موضوع فیلمنامه شیفت کرده و روی آن کار میکند.
منبع: screencraft
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
12 اسفند 1398 ( March 2)
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🔸1_ هر بار فقط بر روی یک موضوع متمرکز باشید نه چندین موضوع در آنِ واحد.
🔸2 _ قسمت چپ مغز شما، مسئول کارهای محاسباتی و منطقی است و قسمت راست مغز، مسئول احساسات و هیجانها. بهترین حالت این است که کاری کنید هر دو بخش مغز درگیر فیلمنامه نویسی شوند.
بدین منظور، برای هر مسیر از فیلمنامه خود، چندین انتخاب را در نظر بگیرید تا تخیل و تفکر شما همزمان برانگیخته شود.
🔸3 _ وقتی شروع میکنید به نوشتن یک فیلمنامه جدید، سعی کنید همزمان یک کتاب جدید نیز بخوانید. این کار باعث گشایش بیشتر سلولهای عصبی شده و خلاقیت شما را تیزتر میکند.
🔸4_ برای جاری شدن هورمون اندورفین و بالا بردن قدرت خلاقیت خود، ورزش کنید.
🔸5_ موقعی که میخواهید بخوابید، ذهن خودتان را درگیر داستان و شخصیتها کنید و با ذهنی آکنده از فیلمنامه بخوابید. مغز شما در حالتی ناخودآگاه، به موضوع فیلمنامه شیفت کرده و روی آن کار میکند.
منبع: screencraft
ارائه #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
12 اسفند 1398 ( March 2)
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
تماشای آنلاین/رایگان فیلم، تا آخر اسفند۹۸
🔸فیلم Inception 2010 / تلقین 2010
https://30nama.agency/stream/8863-inception-2010.html
📝آنالیز تکنیکال فیلمنامه، بزودی در کافه فیلمنامه
راهنما: فیلترشکن خاموش/ وارد سایت / بعد از پلی کردن، از قسمت cc دوبله و زیرنویس را به دلخواه تنظیم کنید.
تنظیم اندازه صفحه نمایش، صدا و کیفیت تصویر در قسمت پایین کنار cc
.
🔸فیلم Inception 2010 / تلقین 2010
https://30nama.agency/stream/8863-inception-2010.html
📝آنالیز تکنیکال فیلمنامه، بزودی در کافه فیلمنامه
راهنما: فیلترشکن خاموش/ وارد سایت / بعد از پلی کردن، از قسمت cc دوبله و زیرنویس را به دلخواه تنظیم کنید.
تنظیم اندازه صفحه نمایش، صدا و کیفیت تصویر در قسمت پایین کنار cc
.
قسمت اول آنالیز تکنیکال فیملنامه Inception ( تلقین)
1_ این فیلمنامه دارای ژانراصلی: علمی-تخیلی و ژانرهای فرعی : معمایی/ هیجانی است.
2_ پیرنگ اصلی در این فیلمنامه : (کاب) میخواهد به خانه برگردد.
پیرنگی بسیار بسیار ساده ، اما بسیار بسیار گسترده. وسعت این پیرنگ آنقدر زیاد است که میتوان بینهایت فیلمنامه دیگر با همین پیرنگ نوشت. اما چگونه این پیرنگ ساده، تبدیل شده به یک داستان پیچیده؟
پاسخ: به دلیل پیوند این پیرنگ با پیرنگ فرعی دوم که دارای درون مایهی خواب است.
3_ پیرنگ فرعی دوم: (سایتو ) میخواهد توسط (کاب)، فکری را درون ذهن رقیب تجاریاش بکارد.
4_ سکانسهای شروع و معرفی به گونهای طراحی شده که شخصیت اصلی معرفی شود و مخاطب بداند کاراکتر کاب، میتواند وارد خواب سایر افراد شود و دادههای ذهنی آنها را استخراج کند. بنابراین مخاطب با فضای اصلی داستان آشنا میشود.
5_ پس از این آشنایی، وارد مرحله دوم فیلمنامه میشویم که از دقیقهی 16 ملموس میشود و در دقیقهی 24 به اوج خودش میرسد. در این دقایق ما متوجه میشویم که حالا این شخصیت کاب، چه مشکلی دارد که باید حل کند. چه نیازی دارد که باید برطرف کند و به بیانی دیگر مسئلهی اصلی کاب در این فیلمنامه چیست؟
او میخواهد به خانه برگردد.
او به پدرزنش به طور واضح میگوید که بلیط برگشتن من به خانه نزد فرزندانم این است که بتوانم فکری را در ذهن یک فرد دیگری بکارم.
کاب در ادامه توضیح میدهد که اگر حتی یک راه دیگر برای برگشتن به خانه داشتم مطمئنا اینکار را نمیکردم.
با این دیالوگ، ما متوجه میشویم که نیاز اصلی کاراکتر = بازگشتن به خانه.
مسیری که مجبور است برود = کاشتن یک فکر در ذهن یک فرد دیگر
به بیانی دیگر، شخصیت اصلی باید یکسری نیازهای فرعی دیگر را برآورده سازد تا در نهایت بتواند به خواستهی اصلی خودش برسد.
🔎اینجاست که پیرنگ فرعی ( کاشتن یک فکر در یک ذهن) به پیرنگ اصلی ( برگشتن به خانه) گره میخورد.
از گره خوردن این دو پیرنگ است که داستان #جان میگیرد و به اصطلاح موتور داستان روشن میشود و این امکان برای فیلمنامه نویس فراهم میآید که دو ساعت تمام بدون وقفه نان_استاپ، فیلمنامه را بنویسد و مخاطب فیلمی پیچیده دارای معماها و جذابیت و سرگرمی را مشاهده نماید.
اینجاست که اهمیت درهمتنیدگی پیرنگهای فرعی با پیرنگ اصلی به خوبی درک میشود.
اگر این دو پیرنگ تا این حد درهم تنیده و مربوط به هم نبودند، فیلمنامهای داشتیم بی سروته و فوقالعاده خسته کننده.
---ادامهی آنالیز تکنیکال فیلمنامه Inception (تلقین) ، در کافه فیلمنامه
ارائه برای #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
16 اسفند 1398 ( March 6 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
1_ این فیلمنامه دارای ژانراصلی: علمی-تخیلی و ژانرهای فرعی : معمایی/ هیجانی است.
2_ پیرنگ اصلی در این فیلمنامه : (کاب) میخواهد به خانه برگردد.
پیرنگی بسیار بسیار ساده ، اما بسیار بسیار گسترده. وسعت این پیرنگ آنقدر زیاد است که میتوان بینهایت فیلمنامه دیگر با همین پیرنگ نوشت. اما چگونه این پیرنگ ساده، تبدیل شده به یک داستان پیچیده؟
پاسخ: به دلیل پیوند این پیرنگ با پیرنگ فرعی دوم که دارای درون مایهی خواب است.
3_ پیرنگ فرعی دوم: (سایتو ) میخواهد توسط (کاب)، فکری را درون ذهن رقیب تجاریاش بکارد.
4_ سکانسهای شروع و معرفی به گونهای طراحی شده که شخصیت اصلی معرفی شود و مخاطب بداند کاراکتر کاب، میتواند وارد خواب سایر افراد شود و دادههای ذهنی آنها را استخراج کند. بنابراین مخاطب با فضای اصلی داستان آشنا میشود.
5_ پس از این آشنایی، وارد مرحله دوم فیلمنامه میشویم که از دقیقهی 16 ملموس میشود و در دقیقهی 24 به اوج خودش میرسد. در این دقایق ما متوجه میشویم که حالا این شخصیت کاب، چه مشکلی دارد که باید حل کند. چه نیازی دارد که باید برطرف کند و به بیانی دیگر مسئلهی اصلی کاب در این فیلمنامه چیست؟
او میخواهد به خانه برگردد.
او به پدرزنش به طور واضح میگوید که بلیط برگشتن من به خانه نزد فرزندانم این است که بتوانم فکری را در ذهن یک فرد دیگری بکارم.
کاب در ادامه توضیح میدهد که اگر حتی یک راه دیگر برای برگشتن به خانه داشتم مطمئنا اینکار را نمیکردم.
با این دیالوگ، ما متوجه میشویم که نیاز اصلی کاراکتر = بازگشتن به خانه.
مسیری که مجبور است برود = کاشتن یک فکر در ذهن یک فرد دیگر
به بیانی دیگر، شخصیت اصلی باید یکسری نیازهای فرعی دیگر را برآورده سازد تا در نهایت بتواند به خواستهی اصلی خودش برسد.
🔎اینجاست که پیرنگ فرعی ( کاشتن یک فکر در یک ذهن) به پیرنگ اصلی ( برگشتن به خانه) گره میخورد.
از گره خوردن این دو پیرنگ است که داستان #جان میگیرد و به اصطلاح موتور داستان روشن میشود و این امکان برای فیلمنامه نویس فراهم میآید که دو ساعت تمام بدون وقفه نان_استاپ، فیلمنامه را بنویسد و مخاطب فیلمی پیچیده دارای معماها و جذابیت و سرگرمی را مشاهده نماید.
اینجاست که اهمیت درهمتنیدگی پیرنگهای فرعی با پیرنگ اصلی به خوبی درک میشود.
اگر این دو پیرنگ تا این حد درهم تنیده و مربوط به هم نبودند، فیلمنامهای داشتیم بی سروته و فوقالعاده خسته کننده.
---ادامهی آنالیز تکنیکال فیلمنامه Inception (تلقین) ، در کافه فیلمنامه
ارائه برای #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
16 اسفند 1398 ( March 6 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🔔 قسمت دوم آنالیز تکنیکال فیلمنامه Inception ( تلقین)
6_ #ژانر : خیالی ترین واقعیت زندگی، پدیدهی خواب دیدن است. آنقدر واقعی ست که به خیالی بودن آن فکر نمیکنیم. اما فیلمنامه Inception (تلقین) با استفاده از همین عنصر خیالیِ واقعی، توانسته در ژآنر علمی-تخیلی گام بگذارد.
دنیایی که یک نویسنده در ژآنرهای #علمی_تخیلی و #فانتزی خلق میکند، مبتنی بر قوانینی ست که خودش وضع کرده. و سپس تمام داستان او بایستی زیر پرچم همان قوانین حرکت کند و هرگونه تخطی از آن قوانین، باعث غیردراماتیک شدن داستان، و دلزدگی مخاطب میشود.
7_ #کشمکش: کشمکشهای پرده دوم در این فیلمنامه، مربوط به پیرنگهای فرعی ست که طراحی شده اند برای ورود به ذهن رقیب تجاری (سایتو) از طریق دنیای خواب و رفتن به لایهی سوم و برگشتن از این سه لایه به سطح بیداری. اما در تمام این خرده داستانها، کنشگر و واکنشگر اصلی، همچنان کاراکتر اصلی (کاب) است. برای همین داستان رها و ازهم گسیخته نمیشود.
علت اینکه این کشمکش ها وجود دارند به دلیل وجود آنتاگونیست داستان است.
8_ #آنتاگونیست : در پرده دوم این فیلمنامه، آنتاگونیست اصلی یا نیرویی که در مقابل پروتاگونیست اصلی (کاب) ایستاده است، ذهن خود کاب است. ذهن کاب که سرشار از تصورات همسر فوت شدهاش است، این اجازه را نمیدهد که خود کاب طراحی خوابها را برعهده گیرد و بنابراین مجبور است از سایر افراد استفاده کند تا بتواند وارد خواب آنها شده و هدفش را پیگیری کند. در واقع نقطه ضعف کاب، آنتاگونیست اصلی در پرده دوم فیلمنامه است. اگر کاب این نقطه ضعف را نداشت و اگر او خودش خوابها را طراحی میکرد، ما با چنین تنوع و بافت یکسان و درهم تنیده ای روبرو نبودیم و پرده دوم فیلمنامه، به شدت خسته کننده و حوصله سربر میشد.
به بیان دیگر فیلمنامه آبکی میشد.
ادامه دارد...
ارائه برای #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
21 اسفند 1398 ( March 11 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
6_ #ژانر : خیالی ترین واقعیت زندگی، پدیدهی خواب دیدن است. آنقدر واقعی ست که به خیالی بودن آن فکر نمیکنیم. اما فیلمنامه Inception (تلقین) با استفاده از همین عنصر خیالیِ واقعی، توانسته در ژآنر علمی-تخیلی گام بگذارد.
دنیایی که یک نویسنده در ژآنرهای #علمی_تخیلی و #فانتزی خلق میکند، مبتنی بر قوانینی ست که خودش وضع کرده. و سپس تمام داستان او بایستی زیر پرچم همان قوانین حرکت کند و هرگونه تخطی از آن قوانین، باعث غیردراماتیک شدن داستان، و دلزدگی مخاطب میشود.
7_ #کشمکش: کشمکشهای پرده دوم در این فیلمنامه، مربوط به پیرنگهای فرعی ست که طراحی شده اند برای ورود به ذهن رقیب تجاری (سایتو) از طریق دنیای خواب و رفتن به لایهی سوم و برگشتن از این سه لایه به سطح بیداری. اما در تمام این خرده داستانها، کنشگر و واکنشگر اصلی، همچنان کاراکتر اصلی (کاب) است. برای همین داستان رها و ازهم گسیخته نمیشود.
علت اینکه این کشمکش ها وجود دارند به دلیل وجود آنتاگونیست داستان است.
8_ #آنتاگونیست : در پرده دوم این فیلمنامه، آنتاگونیست اصلی یا نیرویی که در مقابل پروتاگونیست اصلی (کاب) ایستاده است، ذهن خود کاب است. ذهن کاب که سرشار از تصورات همسر فوت شدهاش است، این اجازه را نمیدهد که خود کاب طراحی خوابها را برعهده گیرد و بنابراین مجبور است از سایر افراد استفاده کند تا بتواند وارد خواب آنها شده و هدفش را پیگیری کند. در واقع نقطه ضعف کاب، آنتاگونیست اصلی در پرده دوم فیلمنامه است. اگر کاب این نقطه ضعف را نداشت و اگر او خودش خوابها را طراحی میکرد، ما با چنین تنوع و بافت یکسان و درهم تنیده ای روبرو نبودیم و پرده دوم فیلمنامه، به شدت خسته کننده و حوصله سربر میشد.
به بیان دیگر فیلمنامه آبکی میشد.
ادامه دارد...
ارائه برای #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
21 اسفند 1398 ( March 11 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
کاملا کاربردی⬇️
موقع نوشتن یک سکانس این موارد را به دقت اجرا کنید: 📝
1- دقیقا بدانید تماشاگر قرار است اتفاقات را از چه زاویهای ببیند.
در واقع زاویهی دید شما(نویسنده) و شخصیت اصلی، یکی است.🔸
2- باید دقیقا بدانید چه کسانی در آن سکانس هستند.
از خودتان سوال کنید کدامیک از شخصیتهای فرعی یا اصلی نیاز است که در این سکانس حضور داشته باشند؟
اگر نیازی نبود که شخصیتی در آن سکانس باشد، تردید نکنید که نباید نوشته شود.🔸
3- شخصیتهایی که در آن سکانس هستند داشتند چه کار میکردند که این سکانس شروع شد.؟
دقت داشته باشید یکی از مانتراهای فیلمنامه نویسی این است که : دیر وارد صحنه شو ، زود خارج شو.🔸
4- چه اتفاق خاص و ویژهای باید رخ دهد که این سکانس ارزش وجود داشتن داشته باشد؟🔸
5- چه زمینه سازیهایی لازم است انجام شود تا اتفاق مهم آن سکانس رخ دهد؟🔸
6- اگر قرار است یک شخصیت جدید وارد سکانس شود، اولین حرفی که میزند یا اولین واکنشی که دارد، چه چیزی باید باشد؟🔸
7- اگر قرار است پاسخی بشنود، چه چیزی میتواند باشد؟🔸
روی هم رفته:
* تاجای ممکن، سکانسها را کوتاه بنویسید.⏱
* تا جای ممکن از دیالوگهای تکراری وطولانی پرهیز کنید.⏱
ارائه برای #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
14 فروردین 1399 ( April 2 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
موقع نوشتن یک سکانس این موارد را به دقت اجرا کنید: 📝
1- دقیقا بدانید تماشاگر قرار است اتفاقات را از چه زاویهای ببیند.
در واقع زاویهی دید شما(نویسنده) و شخصیت اصلی، یکی است.🔸
2- باید دقیقا بدانید چه کسانی در آن سکانس هستند.
از خودتان سوال کنید کدامیک از شخصیتهای فرعی یا اصلی نیاز است که در این سکانس حضور داشته باشند؟
اگر نیازی نبود که شخصیتی در آن سکانس باشد، تردید نکنید که نباید نوشته شود.🔸
3- شخصیتهایی که در آن سکانس هستند داشتند چه کار میکردند که این سکانس شروع شد.؟
دقت داشته باشید یکی از مانتراهای فیلمنامه نویسی این است که : دیر وارد صحنه شو ، زود خارج شو.🔸
4- چه اتفاق خاص و ویژهای باید رخ دهد که این سکانس ارزش وجود داشتن داشته باشد؟🔸
5- چه زمینه سازیهایی لازم است انجام شود تا اتفاق مهم آن سکانس رخ دهد؟🔸
6- اگر قرار است یک شخصیت جدید وارد سکانس شود، اولین حرفی که میزند یا اولین واکنشی که دارد، چه چیزی باید باشد؟🔸
7- اگر قرار است پاسخی بشنود، چه چیزی میتواند باشد؟🔸
روی هم رفته:
* تاجای ممکن، سکانسها را کوتاه بنویسید.⏱
* تا جای ممکن از دیالوگهای تکراری وطولانی پرهیز کنید.⏱
ارائه برای #اولین_بار توسط کافه فیلمنامه
14 فروردین 1399 ( April 2 )
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100