کافه فيلمنامه
1.57K subscribers
43 photos
20 videos
10 files
46 links
Screenplay Cafe

گروه مختص اعضای کافه فیلمنامه :
https://t.me/+vdxcMOTRbg1jMzNk

email :
scriptwriting100@gmail.com
Download Telegram
☑️ اولین نگاه :

انتخاب ِ صحیحِ اولین سکانس ، در اولین زمان از فیلمنامه، نه تنها مهم ، بلکه #حیاتی ست.


🔸اولین سکانس، اولین بیان ، اولین کنش، اولین واکنش ، اولین اتفاق و در کل اولین صفحه ی فیلمنامه ی شما، اگر خوب باشد، باعث می شود که خواننده به صفحه ی دوم برود.
اگر نه ، صفحه ی دوم و سوم و بقیه خوانده نمی شوند. حتی اگر بسیار زیبا باشند.
این اصلا ناعادلانه نیست .
با مثال زیر متوجه می شوید که چرا ناعادلانه نیست :

- فرض کنید در یک مرکز خرید بزرگ هستید. حقِ انتخابِ شما بسیار بالاست. همه ی مغازه ها خوب به نظر می رسند.
پشت ویترین ِ یکی از مغازه ها می ایستید. اگر مغازه دار، بهترین و شیک ترین اجناس خود را در قفسه های داخل مغازه اش چیده باشد و فقط اجناس معمولی را پشت ویترین گذاشته باشد، در حقیقت این شانس را از خودش می گیرد که شما وارد مغازه ی او شوید. شما وارد مغازه ی بعدی می شوید که بهترین و شیک ترین اجناسش را پشت ویترین گذاشته تا در #اولین_نگاه، آنها را ببینید.

☑️در واقع آن مغازه دار دومی، از تکنیک #هوک استفاده کرده. هوک به معنای قلاب.

📝شما هم موقع نگارش فیلمنامه، با خلاقیت و خوش سلیقگی خود ، می توانید از این روش بهره گیرید و اولین سکانس را به گونه ای طراحی نمایید که هم به قدر کافی هوک داشته باشد و هم آغاز خوبی برای فیلمنامه باشد و هم اینکه کاملا مربوط به قصه باشد.


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🕵 تفاوت بین ایده و پیرنگ :

دو مثال:

تک خطی A :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، هر بار که دروغ می گوید دماغش دراز می شود.

تک خطی B :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، دلش می خواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود.

🔎کدام ایده است کدام پیرنگ؟

☑️ ایده ها جذاب هستنداما فقط در یک خط . ایده ها این توانایی را ندارند که یک فیلمنامه ی کامل بسازند.
اما پیرنگ ها ممکن است ساده به نظر برسند، ولی در درون خود، دارای هزاران ایده اند .

بر می گردیم به توضیح مثال پینوکیو :

🔸در تک خطی A دروغ گفتن و بزرگ شدن دماغ، یک ایده ی جالب است،فکر می کنید تا چه حد امکان گسترش دارد ؟ یک سکانس؟ 10 سکانس؟ یا بیشتر؟

🔸در تک خطی B اینکه یک عروسک چوبی دلش بخواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود چه؟ تا چه حد امکان گسترش دارد؟ 10 سکانس ؟ 50 سکانس یا حتی یک سریال 100 قسمتی؟

🔎اگر دقت کنید A و B فعلا فقط یک تک خطی هستند و در ابتدا ما به هر دو می گوییم یک ایده.

اما ایده ی A ماکزیمم تا 10 یا 50 سکانس کشش دارد و بعد از آن خسته کننده می شود، در حالیکه ایده ی B به راحتی می تواند تبدیل به یک سریال 100 قسمتی شود.

🕵پس پاسخ اینجاست که تفاوت بین ایده و پیرنگ ، وقتی مشخص می شود که پتانسیل درونی آنها مشخص شود.

🔶هر چه پتانسیل درونی بیشتر باشد، آن ایده ی تک خطی به سمت پیرنگ حرکت می کند و می تواند تبدیل به یک قصه ی طولانی تر شود.

ما برای نگارش یک فیلمنامه، به #پیرنگ احتیاج داریم.

- - تالیف : کافه فیلمنامه


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
یک ایده ی خوب به ذهنم رسیده اما نمی تونم اونو تبدیلش کنم به فیلمنامه، چرا؟🤔

قصه گویی امری ست که بایستی در خود "ایجاد" نمود

ذهن ما بایستی به قصه گویی " عادت"کند

طوریکه بتواند سریع و پشت سر هم، اتفاقات را بچیند و یک قصه بسازد

اینکه در ابتدا قصه های ما جالب نیستند مهم نیست، نترسید و قصه گویی را شروع کنید

قصه بگویید حتی اگر بد باشد یا بدون جذابیت

با این کار مغز برای قصه گویی برنامه ریزی می شود. تمرین کنید، تمرین، تمرین

مهم نیست هنوز تمام تکنیک ها و اصول فیلمنامه نویسی را یاد نگرفته ایم، فقط قصه گویی را شروع کنیم

بنویسیم. حتی اگر شده مزخرف! ولی زاییده ی ذهن خودمان باشد نه کپی

با کپی کردن مانع از رشد مغزی خود می شویم

مغز همانند ماهیچه ای ست که نیاز دارد ورز داده شود تا قصه گوی خوبی گردد

آنقدر قصه گویی را باید ادامه داد تا جزیی از مهارت های مغزی شود

اصلا نگران نباشید، قصه ها هیچ وقت تمام نمی شوند

بلکه هر چه بیشتر قصه بگوییم بیشتر هم می شوند



🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
تفاوت بین ایده و پیرنگ 🕵
((قسمت دوم )) :

تک خطی A :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، هر بار که دروغ می گوید دماغش دراز می شود.

تک خطی B :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، دلش می خواهد به یک پسر واقعی تبدیل شود.

تک خطی C :
چونکه #پینوکیو، با دروغ گفتن دماغش دراز می شود، دلش میخواد به یک پسر واقعی تبدیل شود.


🔶🔸🔸 از بین این سه خط، کدامشان پیرنگ بهتری است؟

در پست قبلی، مقایسه بین A و B بود.

اما حالا A + B شده است و C را ایجاد کرده است.
بین این سه تا ، C دارای پتانسیل بیشتری است.

اما چرا ؟ 🤔

با افزودن یک #دلیل برای انجام یک کار، انجام آن کار موجه تر می شود.

دلیل + پیرنگ = پیرنگ قوی تر

حالا ما بهتر متوجه می شویم که چرا پینوکیو دلش می خواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود. پس فیلمنامه ی ما یک سمت و سوی مشخص تری به خود می گیرد و کمی از حالت سرگردانی خارج می شود. ادامه ی این بحث در آینده با :

🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🏳🏴
#سیستم_کد_گذاری در فیلمنامه :
((قسمت اول ))

_____________________
1 30 40 50

▫️فرض کنید فیلمنامه ی ما 50 تا سکانس دارد و کاراکتر اصلی فیلمنامه هم، یک آتش نشان است.

آقای آتش نشان ، در سکانس شماره ی 40 ، جان خودش را به خطر می اندازد تا یک کودک را از آتش بیرون بیاورد .

🔎اما چطور این صحنه را باور پذیر کنیم ؟ چطور مخاطب قبول کند که این شخصیت حاضر است خطر را به جان بخرد ؟

☑️ با سیستم کد گذاری

کد ها بین سکانس های 1 تا 40 پخش می شوند.
این کدها آرام آرام کاری می کنند که مخاطب با خودش بگوید :
(( وای چقدر این آقای آتش نشان ازخودگذشته و شجاعه ))

🕵حالا وقتی این شخصیت، در سکانس شماره ی 40 ، به دل آتش می زند و شجاعانه وارد خطر می شود، در واقع مُهر تاییدی است بر شناخت مخاطب نسبت به آقای آتش نشان.

چرا؟
چون ما قبلا از سکانس 1 تا 40 ، این کد ها به او رسانده ایم، برای همین حرکت قهرمانانه ی آتش نشان، باور پذیر می شود نه یک اتفاق ِ #نچسب

🔶🔸🔸یکی از راههای باورپذیر شدن فیلمنامه، ایجاد سیستم کد گذاری ست. ادامه ی این بحث در آینده با :


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🏴🏳
#سیستم_کد_گذاری در فیلمنامه :
((قسمت دوم ))

_____________________
1 30 40 50

اصلا ((کد)) یعنی چی؟ 🤔
یعنی یک جور ((تقلب)).


📝شما به عنوان فیلمنامه نویس، از طریق کدها، به مخاطب #تقلب میرسانید.
این کار باعث می شود ذهن مخاطب، برخی از تکه های پازل را در کنار هم قرار دهد و یک شکل مشخصی بسازد. یا پی به نکته ی خاصی ببرد.

مثال:

🔥آقای آتش نشان در سکانس شماره ی 1 ، در حال تمرین ِ خاموش کردن یک شمع، با نوک انگشتانش است.
انگشتهایش می سوزد اما تمرین را ادامه می دهد،مصمم.

🔥این تمرین تا سکانس 15 ادامه دارد با این تفاوت که در سکانس 15، انگشتش دیگر نمی سوزد و می تواند به سادگی یک شمع را با انگشت خاموش کند، با مهارت.

☑️در واقع شما یکسری کد ، لابلای سکانس های 1 تا 15 ، قرا داده اید و به مخاطب تقلب رسانده اید.
با این تقلب ها، آرام آرام تصویرخاصی از شخصیت آقای آتش نشان در ذهن مخاطب شکل می گیرد. ادامه ی این بحث در آینده با :


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
فَنگ شویی در فیلمنامه 💎

یکی از تکنیک های طراحی و چیدمان وسائل خانه ، شهر یا هر محیطی، روشی ست به نام #فنگ_شویی
با فنگ شویی کردن محیط ، هر آنچه به درد نمی خورد حذف شده و یک هامورنی ایجاد می شود.
هدف در فنگ شویی ، ایجاد یک محیط لذت بخش است نه خسته کننده.

🔸می توان همین تکنیک را در فیلمنامه هم پیاده ساخت.
فیلمنامه را در مراحل دوم و سوم بازنویسی به بعد ، حسابی فنگ شویی کنید. شلوغی های اضافه را حسابی حذف کنید.
همه ی شلوغی ها را :
از کاراکترهای اضافه گرفته تا سکانس های بی خاصیت
از دیالوگ های غیر ضرروی گرفته تا پیرنگ های بی ارتباط با پیرنگ اصلی
از واژه های دیر هضم در شرح صحنه ها گرفته تا موتیف هایی که کاربرد دراماتیک ندارند
از کشمکش های بی ارتباط با خط اصلی داستان گرفته تا خلاصه هر آنچه که دور ریختنی ست

☑️در فیلمنامه هر آنچه که خنثی است ،نبودنش بهتر از بودنش است.

با فنگ شویی کردن فیلمنامه:
تاریخ مصرف آنرا بالا می برید.
هارمونی آنرا زیاد می کنید.
جذابیت آنرا بیشتر می کنید.

و به خاطر داشته باشیم که همه ی این کارها، با هدف ایجاد لذت در مخاطب انجام می شود.
تا وقتیکه مخاطب از فیلمی خوشش نیاید آنرا نمی بیند و به دیگران هم توصیه نمی کند ببینند.

سوال :
راههای فنگ شویی کردن فیلمنامه چیست ؟
ادامه ی این بحث در آینده با :


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
فَنگ شویی در فیلمنامه 💎
((بخش دوم ))

من دارم فیلمنامه مو فنگ شویی می کنم اما یکی از سکانسها رو خیلی دوست دارم نمی خوام حذفش کنم، چیکار کنم؟
- اون سکانس رو دراماتیک کنید.

یعنی چی ؟
- یعنی بیاریدش داخل داستان نه اینکه اون بیرون باشه.

میشه بیشتر توضیح بدین ؟
- بله. یعنی یه کاری کنید اون سکانس به یک دردی بخوره.

چطوری اینکارو بکنم؟
- با دادن یک #مسئولیت به اون سکانس.

☑️ اگر سکانسی را خیلی دوست دارید و نمی خواهید آنرا حذف کنید، به آن سکانس یک مسئولیت بدهید.
به بیان دیگر، بخشی از بارِ داستان را روی شانه ی آن سکانس بگذارید تا وزن پیدا کند.

مثلا :
🔸با تعویض جای سکانس در فیلمنامه
🔸با کم و زیاد کردن کاراکترهای آن سکانس
🔸با تلفیق آن سکانس و یک سکانس دیگر
🔸با افزودن یک کد به آن سکانس

و خلاصه با هر راه دیگری که به ذهنتان می رسد می توانید یک سکانس بیهوده را به یک سکانس مفید تبدیل کنید.
با این کار، هم سکانس مورد علاقه ی شما حذف نشده است و هم فیلمنامه ی شما فنگ شویی شده است.
ادامه ی این بحث در آینده با :


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
نگارش فیلمنامه برای آهنگ.mp4
22.2 MB
نگارش فیلمنامه برای موزیک ویدئو
در فایل بالا، نحوه ی نگارش فیلمنامه برای موزیک ویدئو را مشاهده خواهید کرد.
استفاده از اکثر عناصر فیلمنامه ای برای یک آهنگ کمتر از 5 دقیقه ، در زیر نویس کلیپ توضیح داده شده .
برای درک عمیق تر ، بهتر است بیش از یکبار آنرا مشاهده نمایید و سپس تمرین های خودتان را انجام دهید.
همزمان همه جا 🙃

شما در هنگام نوشتن فیلمنامه، همزمان و به طور موازی جای چندین نفر هستید

1- جای خودتان بعنوان فیلمنامه نویس
2- جای شخصیت های فیلمنامه
3- جای مخاطب

حتی تصورش هم سرگیجه آور است . مگر امکان دارد همزمان جای چندین نفر بود ؟
- نه. اما یک راه حل وجود دارد و آن هم #بازنویسی است.

📝پس از نوشتن نسخه ی اول فیلمنامه، نوبت بازنویسی است.
در هر بازنویسی، خودتان را در یکی از این سه موقعیت بالا قرار دهید . اما به ترتیب زیر:

🔸الف : ابتدا خود را جای شخصیت های فیلمنامه قرار دهید.
این یعنی اگر فیلمنامه ی شما 4 تا شخصیت اصلی و پررنگ دارد، حداقل نیاز به چهار بار بازنویسی ست.

🔸ب : سپس خودتان را جای مخاطب قرار دهید.
نه یک مخاطب معمولی، بلکه یک مخاطب سخت گیر، باهوش، باشعور و منتقد که منتظر است کوچکترین ایرادی از فیلمنامه ی شما بگیرد تا شروع کند به انتقادهای تند.

🔸ج : آخرین بازنویسی از موضع خودتان است.
در این مرحله ، بازنویسی به منظور رفع اشکالات نگارشی، تایپی، جمله بندی ها، املای درست کلمات، نقطه گذاری های صحیح و مواردی از این قبیل است. توضیحات این سه مورد در پست های آینده با :


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
ادامه ی همزمان همه جا🙃
سری اول بازنویسی

الف : بازنویسی به ازای کاراکترهای کلیدی
4 کاراکتر کلیدی = حداقل 4 بازنویسی

کاراکترها به نامهای A-B-C-D هستند.
این چهار نفر کاملا با هم فرق دارند.
از طرز غذاخوردنشان گرفته تا راه رفتنشان.
از حرف زدن و سلیقه در انتخاب لباس گرفته تا علاقه مندی هایشان.

#سری_اول_بازنویسی به این منظور انجام می شود که این تفاوت ها در درون کاراکترها قرار بگیرد. یعنی یکی یکی در درون هر کاراکتر، تفاوت می کارید.

سوال :
بر اساس چه منطقی باید در کاراکترها تفاوت ایجاد کنیم ؟ 🤔

- پاسخ :
در جهان فیلمنامه، هیچ چیز مطلق نیست اما همه چیز #منطقی ست.
یعنی همه چیز بهم ربط دارد.

مثلا کاراکتر A می خواهد مبل صورتی بخرد . چرا؟ چون از رنگ صورتی خوشش می آید. چرا؟ چون با دیدن رنگ صورتی احساس خوشحالی می کند. و کاراکتر A کاری را انجام می دهد که برایش خوشایند است.

نتیجه اینکه :
پشت هر کنش یا واکنشی، یک منطقِ خوشایند بودن وجود دارد.
پس بر اساس #منطق_خوشایند_بودن ، می توانید به کاراکترها تفاوت بدهید.

☑️تفاوت کاراکترها = حرکت داستان
☑️حرکت داستان = جذب مخاطب
🔎ادامه ی این داستان در آینده با :

🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🙃بخش سوم از همزمان همه جا 🙃
ب : بازنویسی از زاویه ی دید مخاطب

در این مرحله از بازنویسی ، شما خودتان نیستید بلکه یک مخاطب ِ به شدت سختگیر هستید.
و این مخاطب نباید بعد از دیدن فیلم، این جملات را بگوید :
- فقط وقتمو تلف کردم، حوصله م سر رفت.
- چقدر این فیلم سوتی داشت.
- تکراری بود.
- از اولش معلوم بود آخرش چی میشه.
- و جملاتی از این دست...

🔬 پس در بازنویسی، فیلمنامه را زیر میکروسکوپ ببرید و با همان دقت به آن نگاه کنید.

💉 و از انواع واکسن های پیشگیری کننده استفاده کنید :

واکسن خستگی مخاطب = قصه ی جذاب
واکسن سوتی های فیلم = ایجاد ارتباط بین تمام عناصر فیلمنامه
واکسن تکراری بودن سوژه = خلاقیت
واکسن تابلو بودن قصه = ایجاد پیچش های مختلف در قصه

🔸🔶 واکسینه کردن فیلمنامه = موفقیت فیلم

🔎در این سری از بازنویسی، سخت ترین منتقد ِ خودتان شوید.
هیچ کسی بهتر از خود شما نمی تواند منتقدِ خود ِشما باشد، فقط کافی ست اصلا تعصب به خرج ندهید.
نگوید در واقعیت فلان اتفاق افتاده پس در فیلمنامه ی من هم می تواند رخ دهد.
در فیلمنامه ی شما هر اتفاقی ممکن است رخ دهد بله اما آن اتفاق بایستی با منطق ِ خودِ فیلمنامه جور در بیاید نه با منطق ِ خارج از فیلمنامه. چون مخاطب انتظار دارد آنچه را که الان دارد می بیند منطقی باشد نه آنچه را که شما قبلا یک جایی دیده اید یا شنیده اید یا خوانده اید. ادامه ی این بحث در آینده با :


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
بخش آخر همزمان همه جا 🙃

بازنویسی برای ویرایش متنی :

1⃣ : چون شما خودتان فیلمنامه را نوشته اید و تا حالا هم چندین بار آنرا خوانده اید ،حالا تک تک جملات را از حفظ هستید و چشمتان به خوبی نمی تواند اشتباهات تایپی را تشخیص دهد. در نتیجه بهتر است یک هفته یا بیشتر، صبر کنید و دوباره فیلمنامه را بخوانید تا اشتباهات تایپی و املایی را بهتر ببینید و تصحیح کنید.

2⃣ : چون تاحالا در هنگام نگارش فیلمنامه یا در مراحل قبلی بازنویسی، مغزتان فقط بر روی داستان تمرکز داشت، از بسیاری از علامت گذاری ها صرف نظر کرده بودید ولی حالا نوبت آن است که به علامت گذاری ها بها بدهید.

- علامت گذاری ها چیست ؟

🔸نقطه ( . ) و کاما ( ، ) بیشترین بار را در رساندن مفهوم ِصحیح دارند . ممکن است یک جمله با کاما یا بدون کاما، دو معنی مختلف داشته باشد.

🔸 دیالوگ های تعجبی و احساسی با علامت تعجب ( ! ) تمام می شوند.
🔺shift +1= !

🔸 دیالوگ های پرسشی با علامت سوال ( ؟ ) تمام می شوند.
🔺shift + / = ?

🔸اگر یک دیالوگ نیمه تمام باشد، یا وسط آن قطع شود، و یا بریده بریده باشد، یا شروعش با مکث باشد، یا کلا سکوت باشد، از سه نقطه استفاده می شود. مثلا :
- : چرا اینقدر دیر اومدی؟
- : خب... من ...

3⃣ : زبان ِ نگارش در شرح صحنه ها، به صورت ادبی یا کتابی ست.
اما زبان ِ نگارش در دیالوگ ها، محاوره ای ست.
این دو را باهم قاطی نکنید.

4⃣ : تا جایی که می توانید، طول ِ شرح صحنه ها و دیالوگ ها را کم کنید.
کم گویی و گزیده گویی. چه در شرح صحنه، چه در دیالوگ.

5⃣ : فرمت ِ نگارش فیلمنامه را رعایت نمایید.
در پست های آینده، فرمت صحیح نگارش فیلمنامه گفته خواهد.

6⃣ : نام ِ کاراکترها را وقتی برای اولین بار تایپ می کنید، به صورت ( بویلد ) تایپ نمایید.

7⃣ : تیتر سکانس را به صورت (بویلد) تایپ نمایید.

8⃣ : بهتر است برای سکانس ها شماره بگذارید.

9⃣ : فاصله ی بین خطوط را ( یک و نیم ) بگیرید تا چشم خواننده خسته نشود.

🔟 : فونت های رایجBNazanin 🔺BZar- 🔺BKoodak هستند. بین این سه تا BNazanin🔺از همه رایج تر است. اندازه ی فونت را 14 بگذارید. ادامه ی مفصل ترِ این بحث در آینده با :


🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
فلاش بک ممنوع 🚫

اگر استفاده از فلاش بک، فقط به منظور پر کردن صفحات فیلمنامه است، به هیچ وجه از آن استفاده ننمایید.
اما اگر تنها راه پیش برد ِ روایت در فیلمنامه ی شما ، استفاده از فلاش بک است، با احتیاط وارد شوید.

🔎در فیلمنامه های کلاسیک یا مدرن با ساختار زمانی خطی، فلاش بک فقط یک #ابزار است. مثل سایر ابزارها در فیلمنامه نویسی از قبیل کد ها، موتیف ها، شخصیت های فرعی ، دیالوگ ها و غیره... / فلاش بک هم ابزاری ست برای بیان اطلاعات بسیار قیمتی و مهم که اگر بیان نشوند به فیلمنامه ضربه می زنند.

☑️ اگر حذف فلاش بک، به فیلمنامه آسیب نمی زند، حتما آنرا حذف کنید.
در غیر این صورت،با احتیاط از آن استفاده نمایید.

با احتیاط یعنی چی ؟ 🤔
یعنی سکانس فلاش بک، بایستی سرِ جای خودش باشد.
یعنی به سکانس های قبل و بعدش خوب بچسبد.
یعنی پلی باشد که مخاطب از روی این پل عبور کند تا بتواند ادامه ی داستان را بفهمد نه اینکه راه را گم کند و گیج بزند.

🔎انتخاب مکان صحیح فلاش بک، توسط بازنویسی های متعدد، انجام شدنی ست. کافی ست فلاش بک را جایی قرار دهید که فیلمنامه از ریتم نیفتد.

🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
📛 ژآنر وحشت

اگر قصد نگارش فیلمنامه در #ژانر_وحشت ( Horror ) را دارید، شروع فیلمنامه را بر مبنای یک ترس بزرگ قرار دهید.
چکیده ای از مقاله ی : V Renee
ارائه از : کافه فیلمنامه

نگارش در این ژآنر،کمی پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد. اما با رعایت برخی تکنیک های زیر می توانید نگارش بهتری داشته باشید:

😱 سکانس آغاز را با آنچیزی شروع کنید که عامل یک ترس است. از چیزهای خیلی ساده مثل یک عنکبوت گرفته ، تا یک روح سرگردان. فرقی ندارد اما آنچه مهم است، شروع بایستی یک شروع ترسناک باشد نه یک شروع معمولی= #هوک

👽 ادامه ی فیلمنامه را طوری بنویسید که همواره یک اتمسفری از ترس در فیلمنامه پخش شود. = #سفر_قهرمان

☑️ از فاکتورها و یا موتیف های ناشناخته و اسرار آمیز استفاده کنید که کاراکتر اصلی ، به هیچ وجه علاقه ای به رویارویی با آنها ندارد :

🙈 مثلا کاراکتر دوست ندارد بداند در فلان اتاق تاریک چه خبر است، در نتیجه نمی خواهد درب اتاق را باز کند = #کشمکش

🙉 یا مثلا کاراکتر دوست ندارد فلان صدای ترسناک را بشنود، در نتیجه از آن فرار می کند = #آنتاگونیست


🔎 نکته : در ژانر وحشت حتما نیازی نیست پیرنگ شما یک پیرنگ ترسناک باشد، اما بایستی بتواند یک فضای ترسناک را به طور #دراماتیک در فیلمنامه ایجاد نماید نه به طور نچسب.

🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتهای فیلمنامه کجاست؟
نشان دادن گذر زمان در فیلمنامه


آیا میتونم توی فیلمنامه بدون اینکه ساعت رو نشون بدم، بگم یک ساعت گذشته؟ 🤔

بله.
می توانید از خودِ سکانس استفاده کنید و گذر زمان را از چند دقیقه تا چند روز یا ماه و سال نشان دهید.

چطوری ؟ 🤔

بستگی به موقعیت کاراکتر در آن سکانس، هر آنچه را که می توانید، در دسترس او قرار دهید تا #گذ_زمان را به مخاطب نشان دهید.

میشه یه مثال بزنید؟🤔

بله .
مثلا کاراکتر ((A )) زیر ِکتری را روشن می کند، سپس سراغ کامپیوتر می رود و مشغول جستجوی یک مطلب میشود که ناگهان یک پیامک خیلی ناراحت کننده از کاراکتر (( B )) به دستش میرسد، بعد فورا به (( B )) زنگ میزند و مشغول حرف زدن میشوند ، بعد از چند دیالوگ که بین آنها ردوبدل میشود، #صدای سوت ِکتری می آید، و این #صدا یعنی که آب ، جوش آمده.

🔸جوش آمدن آب، یعنی چند دقیقه ای زمان گذشته.

🔸اگر باتری گوشی تمام شود، یعنی چند ساعتی گذشته.

🔸اگر گلدان پژمرده شود، یعنی چند هفته گذشته.


خب حالا اگه کاراکتر (( A )) توی یه اتاق کاملا تاریک و بی هیچ وسیله ای باشه، چطوری نشون بدم که زمان گذشته ؟🤔

میتوانید با در نظر گرفتن گذشته ی کاراکتر، یا آرزوهای او در آینده، ((سکانس های رویا)) بنویسید و در رفت و برگشت این سکانس ها، از ساعت بیولوژیکی بدن استفاده کنید و نشان دهید کاراکتر خسته شده و خوابش برده.

🔸به خواب رفتن یعنی حداقل یک روز گذشته.

🔸اگر ناخن ها بلند شوند، یعنی چند هفته گذشته.

🔸اگر موهای خیی خیلی کوتاه، خیلی خیلی بلند شوند، یعنی چند سال گذشته.


میشه کلا به طورکلی ، یه چیزی بگید که برای همه ی سکانس ها استفاده بشه؟🤔

بله. کلا به طور کلی فرض کنید در آن صحنه از سکانس، کاراکتر در #عصر_حجر زندگی میکند و هنوز ساعت اختراع نشده است.
شما به راحتی می توانید با کمی خلاقیت، ازطریق هر عنصری که می شود در آن سکانس ایجاد نمود، حتی دیالوگ ، منولوگ یا صدای راوی ، گذر زمان را نشان دهید.



🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
یکی از راههای یافتن ایده و نیز ادامه دادن فیلمنامه،پرسیدن "چی میشه اگه" است. عجیبترین پرسشها را از خود بپرسید تا مرزهای خلاقیتتان گسترش یابد