☑️ چهار پرسش حیاتی ، در مورد پروتاگونیست فیلمنامه :
برگرفته از وبینار : Writing Scripts That Appeal to A-List Actors
ارائه از کافه فیلمنامه
4⃣ 🔚 چهارمین پرسش :
پروتاگونیست قرار است چه کاری انجام دهد تا به هدفش برسد؟
پروتاگونیست یک هدف دارد.
حالا برای رسیدن به آن هدف، شما باید بدانید او چه کاری را (( #نیاز )) دارد که انجام دهد نه اینکه چه کاری را (( #باید)) انجام دهد.
در اینجا ((بایدی )) در کار نیست ، بلکه آنچه مهم است (( نیاز )) پروتاگونیست برای رسیدن به آن هدف است.
🔎 و دقیقا همینجاست که می توان فاکتور اخلاقیات را به پروتاگونیست داد و یا از او گرفت.
بستگی به ژآنر ، ساختار داستان و پایان بندی فیلمنامه ، شما انتخاب می کنید که چه نوع شخصیتی را به پروتاگونیست بدهید .
منفی یا مثبت ؟
هر کدام از این شخصیت ها، یک مسیرِ کاملا جداگانه ای را در فیلمنامه باز می کنند.
اما در هر دو حالت، باید و باید و باید بین مخاطب شما ، و پروتاگونیست، حس همذات پنداری ایجاد شود و گرنه مخاطب علاقه ای به دنبال کردن ماجرا نخواهد داشت.
🚩توضیح #کافه_فیلمنامه برای واضح تر شدن موضوع :
فرض کنید دو مانع وجود دارد . مانع شماره (( 1 )) و شماره (( 2 ))
از بین این دو تا مانع ، فقط مانع شماره (( 2 )) است که بین پروتاگونیست و هدفش قرار گرفته است.
⬅️⬅️⬅️ در نتیجه :
نیاز پروتاگونیست = رفع مانع شماره ((2))
اما تکلیف مانع شماره 1 چه می شود ؟ 🤔
اصلا چرا از اول مانع شماره 1 را طراحی کنیم ؟
در پست بعدی، به این پرسش پاسخ داده می شود.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
برگرفته از وبینار : Writing Scripts That Appeal to A-List Actors
ارائه از کافه فیلمنامه
4⃣ 🔚 چهارمین پرسش :
پروتاگونیست قرار است چه کاری انجام دهد تا به هدفش برسد؟
پروتاگونیست یک هدف دارد.
حالا برای رسیدن به آن هدف، شما باید بدانید او چه کاری را (( #نیاز )) دارد که انجام دهد نه اینکه چه کاری را (( #باید)) انجام دهد.
در اینجا ((بایدی )) در کار نیست ، بلکه آنچه مهم است (( نیاز )) پروتاگونیست برای رسیدن به آن هدف است.
🔎 و دقیقا همینجاست که می توان فاکتور اخلاقیات را به پروتاگونیست داد و یا از او گرفت.
بستگی به ژآنر ، ساختار داستان و پایان بندی فیلمنامه ، شما انتخاب می کنید که چه نوع شخصیتی را به پروتاگونیست بدهید .
منفی یا مثبت ؟
هر کدام از این شخصیت ها، یک مسیرِ کاملا جداگانه ای را در فیلمنامه باز می کنند.
اما در هر دو حالت، باید و باید و باید بین مخاطب شما ، و پروتاگونیست، حس همذات پنداری ایجاد شود و گرنه مخاطب علاقه ای به دنبال کردن ماجرا نخواهد داشت.
🚩توضیح #کافه_فیلمنامه برای واضح تر شدن موضوع :
فرض کنید دو مانع وجود دارد . مانع شماره (( 1 )) و شماره (( 2 ))
از بین این دو تا مانع ، فقط مانع شماره (( 2 )) است که بین پروتاگونیست و هدفش قرار گرفته است.
⬅️⬅️⬅️ در نتیجه :
نیاز پروتاگونیست = رفع مانع شماره ((2))
اما تکلیف مانع شماره 1 چه می شود ؟ 🤔
اصلا چرا از اول مانع شماره 1 را طراحی کنیم ؟
در پست بعدی، به این پرسش پاسخ داده می شود.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
◀️⏹▶️ کاکردهای کشمکش در فیلمنامه :
#زبان_فیلمنامه برخلافِ زبانِ سایرِ متن ها، ((واژه )) نیست، بلکه (( تصویر )) است.
در زبان فیلمنامه ای ، وقتی بخواهید بگویید که فلان کاراکتر ، آدم دروغگویی هست یا نه، به طور مستقیم از واژه ها استفاده نمی کنید، بلکه کاراکتر را در یک موقعیت قرار می دهید تا توسط کنش یا واکنش او، صفت درغگویی یا راست گویی اش، برای مخاطب مشخص شود.
🎬 ایجاد چنین موقعیتیهایی در واقع ایجاد کشمکش است. و هر لحظه از فیلمنامه هم یعنی کشمکش.
پس در می یابیم که حتی کشمکش ها نیز ، یکی از راههای معرفی کاراکتر است. که می تواند از همان شروع داستان وجود داشته باشد.
☑️ در پست قبل اشاره به مانع شماره ((1)) شد که اصلا برای چه آنرا ایجاد کنیم؟
و پاسخ اینجاست که ایجاد هر مانعی برای پروتاگونیست، یعنی فراخواندن او به یک ((تصمیم)) .
هر تصمیم ، نشان دهنده ی شخصیتِ تصمیم گیرنده است.
🔎 اینجاست که شما می توانید آرک شخصیت را در سیر روایت، کامل کنید.
یعنی مشخص می کنید که پروتاگونیست از لحظه ی شروع روایت تا لحظه ی پایان، چه مسیری را از نظر تحول شخصیتی ، طی کند.
به این ترتیب شما یک روایتِ منسجم خواهید داشت و شخصیت ها روی هوا نیستند، بلکه کاملا باور پذیر هستند.
حتی در ژانر های تخیلی یا فانتزی.
همانطور که استاد فیلمنامه نویسی، رابرت مک کی میگوید، فیلمنامه ی خوب به روایت خوب است نه به موضوع خوب.
"If your story's about what it's about, you're in trouble".
___ Robert McKee.
اگر داستان شما در این مورد است که در فلان مورد است، با مشکل مواجه می شوید.
((رابرت مک کی))
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
#زبان_فیلمنامه برخلافِ زبانِ سایرِ متن ها، ((واژه )) نیست، بلکه (( تصویر )) است.
در زبان فیلمنامه ای ، وقتی بخواهید بگویید که فلان کاراکتر ، آدم دروغگویی هست یا نه، به طور مستقیم از واژه ها استفاده نمی کنید، بلکه کاراکتر را در یک موقعیت قرار می دهید تا توسط کنش یا واکنش او، صفت درغگویی یا راست گویی اش، برای مخاطب مشخص شود.
🎬 ایجاد چنین موقعیتیهایی در واقع ایجاد کشمکش است. و هر لحظه از فیلمنامه هم یعنی کشمکش.
پس در می یابیم که حتی کشمکش ها نیز ، یکی از راههای معرفی کاراکتر است. که می تواند از همان شروع داستان وجود داشته باشد.
☑️ در پست قبل اشاره به مانع شماره ((1)) شد که اصلا برای چه آنرا ایجاد کنیم؟
و پاسخ اینجاست که ایجاد هر مانعی برای پروتاگونیست، یعنی فراخواندن او به یک ((تصمیم)) .
هر تصمیم ، نشان دهنده ی شخصیتِ تصمیم گیرنده است.
🔎 اینجاست که شما می توانید آرک شخصیت را در سیر روایت، کامل کنید.
یعنی مشخص می کنید که پروتاگونیست از لحظه ی شروع روایت تا لحظه ی پایان، چه مسیری را از نظر تحول شخصیتی ، طی کند.
به این ترتیب شما یک روایتِ منسجم خواهید داشت و شخصیت ها روی هوا نیستند، بلکه کاملا باور پذیر هستند.
حتی در ژانر های تخیلی یا فانتزی.
همانطور که استاد فیلمنامه نویسی، رابرت مک کی میگوید، فیلمنامه ی خوب به روایت خوب است نه به موضوع خوب.
"If your story's about what it's about, you're in trouble".
___ Robert McKee.
اگر داستان شما در این مورد است که در فلان مورد است، با مشکل مواجه می شوید.
((رابرت مک کی))
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
عمیق بشناسیم کاراکترهای فیلمنامه را 👦🏼👩🏻
تا چه حدعمیق ؟
تا حدی که مثلا اگر شخصیت A با شخصیت B به رستوران می روند، دقیقا بدانید هر کدام الان چه غذایی را سفارش می دهند. 🍴☕️
▫️با این شناخت عمیق در همه ی زمینه ها، شما همه ی کنش ها و واکنش های کاراکترهای فیلمنامه را منطقی می کنید حتی اگر کارهایشان غیر منطقی باشد.
🔎 منطق ِ روایت با منطق ِ خارج از روایت کاملا فرق دارد.
مثلا فیلمهای تخیلی یا فانتزی در دنیای واقعی ما، اصلا منطقی نیستند، اما در داخل روایت، منطقِ خودشان را رعایت می کنند.
ممکن است در یک فیلمنامه ی فانتزی، یک مورچه، بزرگتر از یک فیل باشد، اما شخصیت پردازی این مورچه کاملا باید با منطقِ داخلِ این روایت، هماهنگ باشد.
پرسش :
اول شخصیت پردازی کنیم یا اول روایت را بنویسیم؟ 🤔
پاسخ :
شخصیت و روایت، هر دو همزمان با هم رشد می کنند.
هر دو مکمل هم هستند.
هر چه شخصیت را عمیق تر بشناسیم، بهتر می توانیم روایت را ، ((منطقی)) جلو ببریم .
و هر چه روایت جلو می رود، شخصیت ها ((عمیق تر ))می شوند.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
تا چه حدعمیق ؟
تا حدی که مثلا اگر شخصیت A با شخصیت B به رستوران می روند، دقیقا بدانید هر کدام الان چه غذایی را سفارش می دهند. 🍴☕️
▫️با این شناخت عمیق در همه ی زمینه ها، شما همه ی کنش ها و واکنش های کاراکترهای فیلمنامه را منطقی می کنید حتی اگر کارهایشان غیر منطقی باشد.
🔎 منطق ِ روایت با منطق ِ خارج از روایت کاملا فرق دارد.
مثلا فیلمهای تخیلی یا فانتزی در دنیای واقعی ما، اصلا منطقی نیستند، اما در داخل روایت، منطقِ خودشان را رعایت می کنند.
ممکن است در یک فیلمنامه ی فانتزی، یک مورچه، بزرگتر از یک فیل باشد، اما شخصیت پردازی این مورچه کاملا باید با منطقِ داخلِ این روایت، هماهنگ باشد.
پرسش :
اول شخصیت پردازی کنیم یا اول روایت را بنویسیم؟ 🤔
پاسخ :
شخصیت و روایت، هر دو همزمان با هم رشد می کنند.
هر دو مکمل هم هستند.
هر چه شخصیت را عمیق تر بشناسیم، بهتر می توانیم روایت را ، ((منطقی)) جلو ببریم .
و هر چه روایت جلو می رود، شخصیت ها ((عمیق تر ))می شوند.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
اگر از مطالب کانال رضایت دارید،با فشردن لایک، ما را راهنمایی فرمایید.⬆️
با سپاس از همراهی شما 🌹
با سپاس از همراهی شما 🌹
کمترین واژه ها ، برای رساندن بیشترین مفهوم
فیلمنامه ، شعر نیست ، متن ادبی نیست. مقاله نیست.
فیلمنامه قصه است.
برای نگارش این قصه، بهتر است از کمترین کلمات استفاده کنیم.
این کار باعث می شود فیلمنامه ی شما ، آسان تر خوانده شود.
و به جای تمرکز بر واژه ها، بر #قصه تمرکز شود.
در فایل زیر مثال گویاتری را می بینید. ⬇️
فیلمنامه ، شعر نیست ، متن ادبی نیست. مقاله نیست.
فیلمنامه قصه است.
برای نگارش این قصه، بهتر است از کمترین کلمات استفاده کنیم.
این کار باعث می شود فیلمنامه ی شما ، آسان تر خوانده شود.
و به جای تمرکز بر واژه ها، بر #قصه تمرکز شود.
در فایل زیر مثال گویاتری را می بینید. ⬇️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثال برای نگارش فیلمنامه
کافه فيلمنامه via @vote
چه مدت حوصله دارم تا بفهمم داستان فیلم، چی به چیه ؟
anonymous poll
تا پانزده دقیقه – 286
👍👍👍👍👍👍👍 55%
تا سی دقیقه – 137
👍👍👍 26%
تا پنج دقیقه – 99
👍👍 19%
👥 522 people voted so far.
anonymous poll
تا پانزده دقیقه – 286
👍👍👍👍👍👍👍 55%
تا سی دقیقه – 137
👍👍👍 26%
تا پنج دقیقه – 99
👍👍 19%
👥 522 people voted so far.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیالوگ در فیلمنامه. قسمت اول.
☑️ #دیالوگ
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند :
1- خشک و تصنعی بودن.
اولین موردی که در فایل تصویری بالا مشاهده شد، خشک و تصنعی بودن دیالوگ هاست که آنها را خراب می کند.
🔎 البته به استثنای زمان
اگر زمان وقوع داستان در فیلمنامه، زمان حاضر است، بهتر است دیالوگهایی شبیه به زندگی روزمره ی آدمها در زمان حاضر استفاده شود تا جملات دستوری و ادبی که متعلق به ده، بیست یا سی سال پیش بوده.
امروزه در مکالمات روزمره، از حداقل واژه ها استفاده می شود و، گاه جای فعل و فاعل و مفعول ، قید زمان و مکان و حالت ، درست استفاده نمی شود.
مثلا در یک مکالمه ی دو نفری، به جای جمله ی :
_ آیا امروز می آیی با من غذا بخوری ؟
می گوییم :
- غذا بخوریم امروز با هم ؟
این دو جمله، از نظر معنا یکی است. اما جمله ی دوم خودمانی تر است، شبیه به دیالوگ های روزمره است .
از نگارش دیالوگ های خشک و تصنعی ، بپرهیزیم.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند :
1- خشک و تصنعی بودن.
اولین موردی که در فایل تصویری بالا مشاهده شد، خشک و تصنعی بودن دیالوگ هاست که آنها را خراب می کند.
🔎 البته به استثنای زمان
اگر زمان وقوع داستان در فیلمنامه، زمان حاضر است، بهتر است دیالوگهایی شبیه به زندگی روزمره ی آدمها در زمان حاضر استفاده شود تا جملات دستوری و ادبی که متعلق به ده، بیست یا سی سال پیش بوده.
امروزه در مکالمات روزمره، از حداقل واژه ها استفاده می شود و، گاه جای فعل و فاعل و مفعول ، قید زمان و مکان و حالت ، درست استفاده نمی شود.
مثلا در یک مکالمه ی دو نفری، به جای جمله ی :
_ آیا امروز می آیی با من غذا بخوری ؟
می گوییم :
- غذا بخوریم امروز با هم ؟
این دو جمله، از نظر معنا یکی است. اما جمله ی دوم خودمانی تر است، شبیه به دیالوگ های روزمره است .
از نگارش دیالوگ های خشک و تصنعی ، بپرهیزیم.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
☑️ #دیالوگ
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند :
- شماره 2 :
یکی از زیر مجموعه های شخصیت پردازی در فیلمنامه، نگارش دیالوگ بر اساس آن شخصیت است .
یعنی بر اساس نوع شخصیت است که دیالوگ هانوشته می شود.
طبق ترتیب فایل تصویریی قبل، دومین موردی که باعث اُفت دیالوگ نویسی در فیلمنامه می شود این است که همه ی شخصیت ها، مثل هم حرف بزنند.
🔎بهتر است هر کاراکتر، #لحن خاص خودش را داشته باشد.
#جمله_بندی خاص خودش را داشته باشد.
#دایره_واژگانی و #تکه_کلام مخصوص به خود را داشته باشد.
حتی سرعت سخن گفتن، پرگویی یا کم گویی و سایر نکات ریز دیگر نیز، بهتر است به تناسب هر کاراکتر باشد.
کاراکتر ( الف ) ممکن است با تکه کلام ( به فرض ) ارتباط بهتری برقرار کند .
اما کاراکتر ( ب)با تکه کلام ( فکر کن )
پس یک جمله به دو صورت نوشته می شود:
آقای الف : به فرض رفتی کره ی مریخ ، دلتنگِ زمین نمی شی؟
آقای ب : فکر کن بری کره ی مریخ، دلت تنگ نمیشه واسه زمین ؟
- 🔎 این آقای الف و ب، قبلا شخصیت پردازی شده اند که حالا بر اساس آن، به این دو صورت برایشان دیالوگ نویسی می شود.
در نتیجه :
شخصیت پردازی = زیربنای دیالوگ نویسی
🔸با شخصیت پردازی صحیح ، روندِ دیالوگ نویسی هم ، آسان می شود.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند :
- شماره 2 :
یکی از زیر مجموعه های شخصیت پردازی در فیلمنامه، نگارش دیالوگ بر اساس آن شخصیت است .
یعنی بر اساس نوع شخصیت است که دیالوگ هانوشته می شود.
طبق ترتیب فایل تصویریی قبل، دومین موردی که باعث اُفت دیالوگ نویسی در فیلمنامه می شود این است که همه ی شخصیت ها، مثل هم حرف بزنند.
🔎بهتر است هر کاراکتر، #لحن خاص خودش را داشته باشد.
#جمله_بندی خاص خودش را داشته باشد.
#دایره_واژگانی و #تکه_کلام مخصوص به خود را داشته باشد.
حتی سرعت سخن گفتن، پرگویی یا کم گویی و سایر نکات ریز دیگر نیز، بهتر است به تناسب هر کاراکتر باشد.
کاراکتر ( الف ) ممکن است با تکه کلام ( به فرض ) ارتباط بهتری برقرار کند .
اما کاراکتر ( ب)با تکه کلام ( فکر کن )
پس یک جمله به دو صورت نوشته می شود:
آقای الف : به فرض رفتی کره ی مریخ ، دلتنگِ زمین نمی شی؟
آقای ب : فکر کن بری کره ی مریخ، دلت تنگ نمیشه واسه زمین ؟
- 🔎 این آقای الف و ب، قبلا شخصیت پردازی شده اند که حالا بر اساس آن، به این دو صورت برایشان دیالوگ نویسی می شود.
در نتیجه :
شخصیت پردازی = زیربنای دیالوگ نویسی
🔸با شخصیت پردازی صحیح ، روندِ دیالوگ نویسی هم ، آسان می شود.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
☑️ #دیالوگ
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند، به ترتیب فایل تصویری فوق :
- شماره 3 :
اینکه کاراکترها، بیشتر حرف بزنند تا عمل.
🔎یکی از تفاوت های بین نمایشنامه و فیلمنامه ، بحث دیالوگ گویی است.
بیشترین بارِ یک نمایشنامه، بر روی دیالوگ هاست.
اما در فیلمنامه، باید تا حد ممکن این ((بار )) را، از شانه ی (دیالوگ ) برداشت و گذاشت بر شانه ی ( تصاویر).
این یعنی که کاراکترها، بیشتر عمل کنند تا اینکه حرف بزنند.
🔸 به جای اینکه کاراکتر A بگوید دلم برای کره ی زمین تنگ شده، بهتر است از طریق (( کنش یا واکنش )) ، این دلتنگی را نشان دهد.
مثلا هر روز که از خواب بیدار می شود، عکس های زمین را نگاه کند.
یا یک ماکت از کره ی زمین کنار دستش گذاشته ، و مرتبا آنرا می تاباند و به قاره ها ی مختلف زل می زند.
یا خاطراتش را وقتی روی زمین بود، در ذهنش مرور می کند.
یا مرتبا پیگیر اخبار کره ی زمین است .
و خلاصه .... هر عملی که نشان دهنده ی دلتنگی باشد ، بهتر است تا گفتن ِ این دلتنگی.
اما چرا ؟ 🤔
چون همانطور که در پست های قبل گفته شد :
زبان ِ فیلمنامه، زبان ِ واژه نیست.
زبان ِ فیلمنامه ، زبان #تصویر است.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند، به ترتیب فایل تصویری فوق :
- شماره 3 :
اینکه کاراکترها، بیشتر حرف بزنند تا عمل.
🔎یکی از تفاوت های بین نمایشنامه و فیلمنامه ، بحث دیالوگ گویی است.
بیشترین بارِ یک نمایشنامه، بر روی دیالوگ هاست.
اما در فیلمنامه، باید تا حد ممکن این ((بار )) را، از شانه ی (دیالوگ ) برداشت و گذاشت بر شانه ی ( تصاویر).
این یعنی که کاراکترها، بیشتر عمل کنند تا اینکه حرف بزنند.
🔸 به جای اینکه کاراکتر A بگوید دلم برای کره ی زمین تنگ شده، بهتر است از طریق (( کنش یا واکنش )) ، این دلتنگی را نشان دهد.
مثلا هر روز که از خواب بیدار می شود، عکس های زمین را نگاه کند.
یا یک ماکت از کره ی زمین کنار دستش گذاشته ، و مرتبا آنرا می تاباند و به قاره ها ی مختلف زل می زند.
یا خاطراتش را وقتی روی زمین بود، در ذهنش مرور می کند.
یا مرتبا پیگیر اخبار کره ی زمین است .
و خلاصه .... هر عملی که نشان دهنده ی دلتنگی باشد ، بهتر است تا گفتن ِ این دلتنگی.
اما چرا ؟ 🤔
چون همانطور که در پست های قبل گفته شد :
زبان ِ فیلمنامه، زبان ِ واژه نیست.
زبان ِ فیلمنامه ، زبان #تصویر است.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
☑️ #دیالوگ
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند، به ترتیب فایل تصویری فوق :
- شماره 4 :
دیالوگ های بدون لطافت. بدون فکر. بدون زیر متن.
🔸🔸 دیالوگ اول :
الف : سلام
ب : سلام
الف : خوبی ؟
ب : مرسی خوبم . تو خوبی؟
الف: مرسی منم خوبم. چه خبر؟
ب: سلامتی. یه کم عجله دارم باید برم .
الف : چی شده ؟
ب : دارم یه آدم فضایی رو تعقیب می کنم.
یک دیالوگ کسالت بار 😕
🔸🔸 دیالوگ دوم :
الف : آرش، چه خبره ! دنبالت کردن یا دنبال کسی هستی ؟
ب : دومیش .
ج : اوه ... پس طرف باید خیلی مهم باشه !
الف : یه آدم فضاییه !
.....سریع ،لطیف، دارای زیر متن 🕵
☑️دیالوگ های نوع دوم، سرعت هر سکانس را افرایش می دهد.
افزایش سرعت فیلمنامه ، باعث عدم خستگی مخاطب می شود.
عدم خستگی مخاطب، یعنی او دارد ماجرا را دنبال می کند.
+++
این یک نکته ی #مثبت به فیلمنامه ی شما اضافه می کند.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🔎 این بحث در دیالوگ، در آینده دنبال خواهد شد...
چهار موردی که دیالوگ را خراب می کند، به ترتیب فایل تصویری فوق :
- شماره 4 :
دیالوگ های بدون لطافت. بدون فکر. بدون زیر متن.
🔸🔸 دیالوگ اول :
الف : سلام
ب : سلام
الف : خوبی ؟
ب : مرسی خوبم . تو خوبی؟
الف: مرسی منم خوبم. چه خبر؟
ب: سلامتی. یه کم عجله دارم باید برم .
الف : چی شده ؟
ب : دارم یه آدم فضایی رو تعقیب می کنم.
یک دیالوگ کسالت بار 😕
🔸🔸 دیالوگ دوم :
الف : آرش، چه خبره ! دنبالت کردن یا دنبال کسی هستی ؟
ب : دومیش .
ج : اوه ... پس طرف باید خیلی مهم باشه !
الف : یه آدم فضاییه !
.....سریع ،لطیف، دارای زیر متن 🕵
☑️دیالوگ های نوع دوم، سرعت هر سکانس را افرایش می دهد.
افزایش سرعت فیلمنامه ، باعث عدم خستگی مخاطب می شود.
عدم خستگی مخاطب، یعنی او دارد ماجرا را دنبال می کند.
+++
این یک نکته ی #مثبت به فیلمنامه ی شما اضافه می کند.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🔎 این بحث در دیالوگ، در آینده دنبال خواهد شد...
🎥
فیلم خوب فیلمی هست که نفهمی داری فیلم می بینی.
نه تشنه ت بشه نه گرسنه ، نه کانال چک کنی نه پیغامهاتو.
فیلم خوب فیلمی هست که حس نکنی این آدما دارن فیلم بازی می کنن.
اینجا نقش بازی و کارگردانی مشخص میشه که خیلی مهمه .
فقط یه چیز
فیلم خوب = فیلمنامه خوب + سایر
سایر = (کارگردانی.بازی. تدوین. صدا. نور. افکت و غیره.)
طبق فرمول بالا، اگه وزن فیلمنامه زیاد باشه اما وزن سایر موارد کم باشه ، حداقل به خاطر قصه ش مخاطب می شینه می بینه.
اما اگه وزن فیلمنامه پایین باشه و سایر موارد در حد عالی هم که باشن بی فایده ست، چون اگه قصه ی درست و حسابی نباشه، کسی فیلمو نمی بینه ، میرن کانال چک می کنن!
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
فیلم خوب فیلمی هست که نفهمی داری فیلم می بینی.
نه تشنه ت بشه نه گرسنه ، نه کانال چک کنی نه پیغامهاتو.
فیلم خوب فیلمی هست که حس نکنی این آدما دارن فیلم بازی می کنن.
اینجا نقش بازی و کارگردانی مشخص میشه که خیلی مهمه .
فقط یه چیز
فیلم خوب = فیلمنامه خوب + سایر
سایر = (کارگردانی.بازی. تدوین. صدا. نور. افکت و غیره.)
طبق فرمول بالا، اگه وزن فیلمنامه زیاد باشه اما وزن سایر موارد کم باشه ، حداقل به خاطر قصه ش مخاطب می شینه می بینه.
اما اگه وزن فیلمنامه پایین باشه و سایر موارد در حد عالی هم که باشن بی فایده ست، چون اگه قصه ی درست و حسابی نباشه، کسی فیلمو نمی بینه ، میرن کانال چک می کنن!
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
در فایل تصویری بالا، آقای مایکل هگ، مشاور فیلمنامه نویسی در آمریکا، از دو نوع سفر قهرمان صحبت می کند.
کمتر از یک ماه از این مصاحبه می گذرد. دراین روزها عبارت ((سفر درونی و سفر بیرونی قهرمان)) ،در مجامع فیلمنامه نویسی آمریکا بسیار گفته می شود.
دو سفری که قهرمان به طور موازی ، هر دو را طی می کند.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
کمتر از یک ماه از این مصاحبه می گذرد. دراین روزها عبارت ((سفر درونی و سفر بیرونی قهرمان)) ،در مجامع فیلمنامه نویسی آمریکا بسیار گفته می شود.
دو سفری که قهرمان به طور موازی ، هر دو را طی می کند.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
فیلمنامه چیست ؟! ✍🏻
نوشته ی : Marshall Thornton
ترجمه + تالیف : کافه فیلمنامه
( برای درک ببشتر این مقاله، بهتر است ابتدا ویدئوی سفر قهرمان در پست قبل دیده شود).
🔶تعریف فیلمنامه :
☑️در دیکشنری وبستر، Webster’s Dictionary آمده که :
فیلمنامه، متنی است شامل دیالوگ + شرح صحنه .
اما آیا واقعا همه ی فیلمنامه در این توضیح می گنجد؟
می توان 120 صفحه دیالوگ + شرح صحنه نوشت بی هیچ قصه ی درست و حسابی.
آیا همچنان این یک فیلمنامه است؟
نه. چون قصه ای ندارد.
🔎حالا می رسیم به اینکه قصه چیست؟
- قصه در تمام قالب های هنری وجود دارد با معنای ویژه ی خودش. در نقاشی، عکاسی، مجسمه سازی، موسیقی، رقص و غیره.
و اما قصه در فیلمنامه چیست ؟ 🤔
- در فیلمنامه، قصه ای که ما می بینیم ، آرک شخصیت است به صورت بیرونی.
یعنی سفر بیرونی قهرمان و سروکله زدن با موانع .
اما در واقع یک آرک هم در درون شخصیت دارد ایجاد می شود که همزمان با آرک بیرونی ست.
فیلمنامه ، نه مثل تآتر است که از طریق دیالوگها آرک درونی شخصیت مشخص شود ، و نه مثل رمان است که بشود احساس درونی شخصیت را نوشت و آرک درونی شخصیت را فهمید.
🔸🔸🔶 در فیلمنامه، آرک درونی شخصیت از طریق آرک بیرونی ساخته می شود.
و آرک بیرونی هم، از طریق (کنش و واکنش + دیالوگها ) ساخته می شود.
☑️☑️☑️پس در فیلمنامه :
آرک درونی + آرک بیرونی = قصه
🕵 در نتیجه فیلمنامه صرفا (دیالوگ + شرح صحنه ) نیست. بلکه معجونی از سفر درونی و سفر بیرونی قهرمان که از طریق دیالوگها و شرح صحنه ها ساخته می شود.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
نوشته ی : Marshall Thornton
ترجمه + تالیف : کافه فیلمنامه
( برای درک ببشتر این مقاله، بهتر است ابتدا ویدئوی سفر قهرمان در پست قبل دیده شود).
🔶تعریف فیلمنامه :
☑️در دیکشنری وبستر، Webster’s Dictionary آمده که :
فیلمنامه، متنی است شامل دیالوگ + شرح صحنه .
اما آیا واقعا همه ی فیلمنامه در این توضیح می گنجد؟
می توان 120 صفحه دیالوگ + شرح صحنه نوشت بی هیچ قصه ی درست و حسابی.
آیا همچنان این یک فیلمنامه است؟
نه. چون قصه ای ندارد.
🔎حالا می رسیم به اینکه قصه چیست؟
- قصه در تمام قالب های هنری وجود دارد با معنای ویژه ی خودش. در نقاشی، عکاسی، مجسمه سازی، موسیقی، رقص و غیره.
و اما قصه در فیلمنامه چیست ؟ 🤔
- در فیلمنامه، قصه ای که ما می بینیم ، آرک شخصیت است به صورت بیرونی.
یعنی سفر بیرونی قهرمان و سروکله زدن با موانع .
اما در واقع یک آرک هم در درون شخصیت دارد ایجاد می شود که همزمان با آرک بیرونی ست.
فیلمنامه ، نه مثل تآتر است که از طریق دیالوگها آرک درونی شخصیت مشخص شود ، و نه مثل رمان است که بشود احساس درونی شخصیت را نوشت و آرک درونی شخصیت را فهمید.
🔸🔸🔶 در فیلمنامه، آرک درونی شخصیت از طریق آرک بیرونی ساخته می شود.
و آرک بیرونی هم، از طریق (کنش و واکنش + دیالوگها ) ساخته می شود.
☑️☑️☑️پس در فیلمنامه :
آرک درونی + آرک بیرونی = قصه
🕵 در نتیجه فیلمنامه صرفا (دیالوگ + شرح صحنه ) نیست. بلکه معجونی از سفر درونی و سفر بیرونی قهرمان که از طریق دیالوگها و شرح صحنه ها ساخته می شود.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
☑️ اولین نگاه :
انتخاب ِ صحیحِ اولین سکانس ، در اولین زمان از فیلمنامه، نه تنها مهم ، بلکه #حیاتی ست.
🔸اولین سکانس، اولین بیان ، اولین کنش، اولین واکنش ، اولین اتفاق و در کل اولین صفحه ی فیلمنامه ی شما، اگر خوب باشد، باعث می شود که خواننده به صفحه ی دوم برود.
اگر نه ، صفحه ی دوم و سوم و بقیه خوانده نمی شوند. حتی اگر بسیار زیبا باشند.
این اصلا ناعادلانه نیست .
با مثال زیر متوجه می شوید که چرا ناعادلانه نیست :
- فرض کنید در یک مرکز خرید بزرگ هستید. حقِ انتخابِ شما بسیار بالاست. همه ی مغازه ها خوب به نظر می رسند.
پشت ویترین ِ یکی از مغازه ها می ایستید. اگر مغازه دار، بهترین و شیک ترین اجناس خود را در قفسه های داخل مغازه اش چیده باشد و فقط اجناس معمولی را پشت ویترین گذاشته باشد، در حقیقت این شانس را از خودش می گیرد که شما وارد مغازه ی او شوید. شما وارد مغازه ی بعدی می شوید که بهترین و شیک ترین اجناسش را پشت ویترین گذاشته تا در #اولین_نگاه، آنها را ببینید.
☑️در واقع آن مغازه دار دومی، از تکنیک #هوک استفاده کرده. هوک به معنای قلاب.
📝شما هم موقع نگارش فیلمنامه، با خلاقیت و خوش سلیقگی خود ، می توانید از این روش بهره گیرید و اولین سکانس را به گونه ای طراحی نمایید که هم به قدر کافی هوک داشته باشد و هم آغاز خوبی برای فیلمنامه باشد و هم اینکه کاملا مربوط به قصه باشد.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
انتخاب ِ صحیحِ اولین سکانس ، در اولین زمان از فیلمنامه، نه تنها مهم ، بلکه #حیاتی ست.
🔸اولین سکانس، اولین بیان ، اولین کنش، اولین واکنش ، اولین اتفاق و در کل اولین صفحه ی فیلمنامه ی شما، اگر خوب باشد، باعث می شود که خواننده به صفحه ی دوم برود.
اگر نه ، صفحه ی دوم و سوم و بقیه خوانده نمی شوند. حتی اگر بسیار زیبا باشند.
این اصلا ناعادلانه نیست .
با مثال زیر متوجه می شوید که چرا ناعادلانه نیست :
- فرض کنید در یک مرکز خرید بزرگ هستید. حقِ انتخابِ شما بسیار بالاست. همه ی مغازه ها خوب به نظر می رسند.
پشت ویترین ِ یکی از مغازه ها می ایستید. اگر مغازه دار، بهترین و شیک ترین اجناس خود را در قفسه های داخل مغازه اش چیده باشد و فقط اجناس معمولی را پشت ویترین گذاشته باشد، در حقیقت این شانس را از خودش می گیرد که شما وارد مغازه ی او شوید. شما وارد مغازه ی بعدی می شوید که بهترین و شیک ترین اجناسش را پشت ویترین گذاشته تا در #اولین_نگاه، آنها را ببینید.
☑️در واقع آن مغازه دار دومی، از تکنیک #هوک استفاده کرده. هوک به معنای قلاب.
📝شما هم موقع نگارش فیلمنامه، با خلاقیت و خوش سلیقگی خود ، می توانید از این روش بهره گیرید و اولین سکانس را به گونه ای طراحی نمایید که هم به قدر کافی هوک داشته باشد و هم آغاز خوبی برای فیلمنامه باشد و هم اینکه کاملا مربوط به قصه باشد.
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
🕵 تفاوت بین ایده و پیرنگ :
دو مثال:
تک خطی A :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، هر بار که دروغ می گوید دماغش دراز می شود.
تک خطی B :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، دلش می خواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود.
🔎کدام ایده است کدام پیرنگ؟
☑️ ایده ها جذاب هستنداما فقط در یک خط . ایده ها این توانایی را ندارند که یک فیلمنامه ی کامل بسازند.
اما پیرنگ ها ممکن است ساده به نظر برسند، ولی در درون خود، دارای هزاران ایده اند .
بر می گردیم به توضیح مثال پینوکیو :
🔸در تک خطی A دروغ گفتن و بزرگ شدن دماغ، یک ایده ی جالب است،فکر می کنید تا چه حد امکان گسترش دارد ؟ یک سکانس؟ 10 سکانس؟ یا بیشتر؟
🔸در تک خطی B اینکه یک عروسک چوبی دلش بخواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود چه؟ تا چه حد امکان گسترش دارد؟ 10 سکانس ؟ 50 سکانس یا حتی یک سریال 100 قسمتی؟
🔎اگر دقت کنید A و B فعلا فقط یک تک خطی هستند و در ابتدا ما به هر دو می گوییم یک ایده.
اما ایده ی A ماکزیمم تا 10 یا 50 سکانس کشش دارد و بعد از آن خسته کننده می شود، در حالیکه ایده ی B به راحتی می تواند تبدیل به یک سریال 100 قسمتی شود.
🕵پس پاسخ اینجاست که تفاوت بین ایده و پیرنگ ، وقتی مشخص می شود که پتانسیل درونی آنها مشخص شود.
🔶هر چه پتانسیل درونی بیشتر باشد، آن ایده ی تک خطی به سمت پیرنگ حرکت می کند و می تواند تبدیل به یک قصه ی طولانی تر شود.
ما برای نگارش یک فیلمنامه، به #پیرنگ احتیاج داریم.
- - تالیف : کافه فیلمنامه
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100
دو مثال:
تک خطی A :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، هر بار که دروغ می گوید دماغش دراز می شود.
تک خطی B :
یک عروسک چوبی به اسم #پینوکیو، دلش می خواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود.
🔎کدام ایده است کدام پیرنگ؟
☑️ ایده ها جذاب هستنداما فقط در یک خط . ایده ها این توانایی را ندارند که یک فیلمنامه ی کامل بسازند.
اما پیرنگ ها ممکن است ساده به نظر برسند، ولی در درون خود، دارای هزاران ایده اند .
بر می گردیم به توضیح مثال پینوکیو :
🔸در تک خطی A دروغ گفتن و بزرگ شدن دماغ، یک ایده ی جالب است،فکر می کنید تا چه حد امکان گسترش دارد ؟ یک سکانس؟ 10 سکانس؟ یا بیشتر؟
🔸در تک خطی B اینکه یک عروسک چوبی دلش بخواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود چه؟ تا چه حد امکان گسترش دارد؟ 10 سکانس ؟ 50 سکانس یا حتی یک سریال 100 قسمتی؟
🔎اگر دقت کنید A و B فعلا فقط یک تک خطی هستند و در ابتدا ما به هر دو می گوییم یک ایده.
اما ایده ی A ماکزیمم تا 10 یا 50 سکانس کشش دارد و بعد از آن خسته کننده می شود، در حالیکه ایده ی B به راحتی می تواند تبدیل به یک سریال 100 قسمتی شود.
🕵پس پاسخ اینجاست که تفاوت بین ایده و پیرنگ ، وقتی مشخص می شود که پتانسیل درونی آنها مشخص شود.
🔶هر چه پتانسیل درونی بیشتر باشد، آن ایده ی تک خطی به سمت پیرنگ حرکت می کند و می تواند تبدیل به یک قصه ی طولانی تر شود.
ما برای نگارش یک فیلمنامه، به #پیرنگ احتیاج داریم.
- - تالیف : کافه فیلمنامه
🎬📔 #کافه_فیلمنامه
@scriptwriting100