Forwarded from انجمن علمی روانپزشکان ایران
💡 اطلاعرسانی
دیدگاه انجمن علمی روانپزشکان ایران در مورد پیامدهای روانی اجتماعی نحوهی مدیریت محدودیت اینترنت
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که *حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد*؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
دیدگاه انجمن علمی روانپزشکان ایران در مورد پیامدهای روانی اجتماعی نحوهی مدیریت محدودیت اینترنت
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که *حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد*؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
👍31💯6😁5❤4🔥1👏1
مقاله کارآزمایی بالینی از ایران که در BMJ منتشر شده بود، ماه قبل سلب اعتبار (Retract) شده است. مقاله در مورد تلاش برای جلوگیری از نارسایی قلبی بعد از سکته با سلولهای بنیادی بود و بر این اساس خطر نارسایی قلبی بیش از ۵۰٪ کاهش یافته بود.
اینجا (لینک) BMJ به صورت مفصل در این مورد توضیح داده است. مشکلاتی همچون اعلام نادرست تعارض منافع، اضافه کردن نویسنده بدون رضایت،تناقض در زمان ثبت کارآزمایی و مهمتر از همه تردید درباره صحت دادهها و قابل اعتماد بودن کارآزمایی بالینی وجود داشته است.
پاسخ های نویسنده مسئول قانع کننده نبوده است. مجله با غذا و داروی ایران هم تماس داشته تا بررسی مستقل صورت بگیرد ولی از دوم دسامبر 2025 دیگر به ایمیل های مجله پاسخ نداده اند.
بعد از سلب اعتبار مقاله مجله هنوز در حال پیگیری بررسی رسمی این کارآزمایی است و به مکاتبه با رگولاتور ایرانی، دانشگاهها و مؤسسات نویسندگان ادامه خواهد داد. در نهایت مجله گفته الان در حال بررسی روشهایی است که قبل از انتشار مقاله، دادهها را بهتر و دقیقتر بررسی کند.
پست های مرتبط:
https://t.me/scientometric/7109
https://t.me/scientometric/7103
https://t.me/scientometric/7098
اینجا (لینک) BMJ به صورت مفصل در این مورد توضیح داده است. مشکلاتی همچون اعلام نادرست تعارض منافع، اضافه کردن نویسنده بدون رضایت،تناقض در زمان ثبت کارآزمایی و مهمتر از همه تردید درباره صحت دادهها و قابل اعتماد بودن کارآزمایی بالینی وجود داشته است.
پاسخ های نویسنده مسئول قانع کننده نبوده است. مجله با غذا و داروی ایران هم تماس داشته تا بررسی مستقل صورت بگیرد ولی از دوم دسامبر 2025 دیگر به ایمیل های مجله پاسخ نداده اند.
بعد از سلب اعتبار مقاله مجله هنوز در حال پیگیری بررسی رسمی این کارآزمایی است و به مکاتبه با رگولاتور ایرانی، دانشگاهها و مؤسسات نویسندگان ادامه خواهد داد. در نهایت مجله گفته الان در حال بررسی روشهایی است که قبل از انتشار مقاله، دادهها را بهتر و دقیقتر بررسی کند.
پست های مرتبط:
https://t.me/scientometric/7109
https://t.me/scientometric/7103
https://t.me/scientometric/7098
😢13👍8😁8❤3🤯2🤬1
در این پست عناوین برخی مقالات و گزارشات مرتبط با جنگ که در مجلات علمی منتشر شده را قرار می دهم:
مجله لنست و مجلات خانواده لنست:
Systematic health destruction in Iran by Operation Epic Fury (لینک)
Offline: The human consequences of Epic Fury (لینک)
Iran's humanitarian crisis: war, legality, and the erosion of population health (لینک)
Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security (لینک)
Arabian Gulf air pollution from energy infrastructure attacks (اینک)
عدم استفاده از نام خلیج فارس
مجله ی BMJ:
Iran war: Attacks near nuclear sites pose "alarming" health risks, WHO warns (لینک)
Drug supplies: Iran war leaves NHS chief "really worried" (لینک)
Iran war: 43 attacks on healthcare facilities in Iran and Lebanon, WHO says, as thousands killed (لینک)
The US-Israeli war is driving a displacement crisis in Iran (لینک)
مجله ساینس:
Iran war rains collateral damage on heritage sites (لینک)
As attacks escalate, Iran's universities become targets (لینک)
مجله نیچر:
How the war in Iran is reshaping the energy landscape (لینک)
How AI is shaping the war in Iran - and what's next for future conflicts (لینک)
Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty (لینک)
سایر مجلات
Invisible frontlines: the overlooked health consequences of the war in Iran (لینک)
@Scientometric
مجله لنست و مجلات خانواده لنست:
Systematic health destruction in Iran by Operation Epic Fury (لینک)
Offline: The human consequences of Epic Fury (لینک)
Iran's humanitarian crisis: war, legality, and the erosion of population health (لینک)
Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security (لینک)
Arabian Gulf air pollution from energy infrastructure attacks (اینک)
عدم استفاده از نام خلیج فارس
مجله ی BMJ:
Iran war: Attacks near nuclear sites pose "alarming" health risks, WHO warns (لینک)
Drug supplies: Iran war leaves NHS chief "really worried" (لینک)
Iran war: 43 attacks on healthcare facilities in Iran and Lebanon, WHO says, as thousands killed (لینک)
The US-Israeli war is driving a displacement crisis in Iran (لینک)
مجله ساینس:
Iran war rains collateral damage on heritage sites (لینک)
As attacks escalate, Iran's universities become targets (لینک)
مجله نیچر:
How the war in Iran is reshaping the energy landscape (لینک)
How AI is shaping the war in Iran - and what's next for future conflicts (لینک)
Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty (لینک)
سایر مجلات
Invisible frontlines: the overlooked health consequences of the war in Iran (لینک)
@Scientometric
👍9👎5❤3
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
مسئولیت نظام سلامت در قبال سلامت زندانیان
فریبا اصغری
در روزهایی که خبرهای نگرانکنندهای از وضعیت سلامت زندانیان در ایران منتشر میشود، گزارش اخیر درباره انتقال اورژانسی خانم نرگس محمدی بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در نظام فعلی، حتی وقتی پزشک تشخیص میدهد که جان یک بیمار در خطر است، این تشخیص الزاماً به اقدام فوری منجر نمیشود. در گزارشی که وکیل ایشان منتشر کرده، پزشکان زندان و سپس متخصصان، بر ضرورت انتقال فوری به بیمارستان تأکید کردهاند، اما اجرای این تصمیم با موانع اداری و قضایی مواجه شده است . این فاصله میان «ضرورت» و «اقدام»، دقیقاً همان جایی است که سلامت به خطر میافتد.
در قوانین ایران، حق سلامت بهروشنی به رسمیت شناخته شده است. اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی را «حق همگانی» میداند. آییننامه اجرایی سازمان زندانها (مصوب ۱۴۰۰) نیز در مواد متعددی بر ضرورت رسیدگی پزشکی تأکید کرده است؛ از جمله ماده ۱۴۰ که حق مراجعه زندانی به بهداری و دریافت خدمات درمانی را به رسمیت میشناسد، و ماده ۱۴۱ که تأکید میکند داروهای حیاتی باید به تشخیص پزشک در اختیار زندانی قرار گیرد و عدم تأمین آن میتواند موجب مسئولیت شود. از سوی دیگر، قانون آیین دادرسی کیفری نیز در ماده ۵۰۲ پیشبینی کرده است که اگر اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی شود، قاضی میتواند اجرای آن را به تعویق بیندازد. با این حال، مسئله در سطح دیگری قرار دارد: در ساختار موجود، تصمیم پزشکی بهتنهایی تعیینکننده نیست. پزشک میتواند بگوید «باید درمان شود»، اما اجرای این تصمیم به تأیید نهادهایی وابسته است که مأموریت اصلیشان درمان نیست.
همین نکته، یک تعارض بنیادین ایجاد میکند. پزشک در زندان، همزمان در دو جهان زندگی میکند: جهانی که بر اصول حرفهای مانند نفع بیمار و فوریت درمان استوار است، و جهانی که تابع ملاحظات اداری و امنیتی است. نتیجه این دوگانگی آن است که استقلال حرفهای پزشک محدود میشود و تصمیم درمانی ممکن است به تأخیر بیفتد یا تغییر کند. حتی در آییننامه زندانها، در ماده ۱۳۷، خروج زندانی برای درمان خارج از زندان منوط به تأیید سلسلهمراتبی اداری و قضایی شده است. این یعنی تشخیص پزشک، بهخودیخود الزامآور نیست. در چنین وضعیتی، حتی بهترین پزشکان نیز نمیتوانند نقش خود را بهطور کامل ایفا کنند.
این مسئله صرفاً یک چالش داخلی نیست. در استانداردهای بینالمللی، از جمله «قواعد نلسون ماندلا»، تصریح شده است که ارائه خدمات سلامت به زندانیان مسئولیت دولت است و این خدمات باید مشابه خدمات به سایر افراد جامعه ارائه شود (Rule 24). همچنین در همین سند تأکید میشود که تصمیمات پزشکی باید توسط کارکنان سلامت و بر اساس ملاحظات حرفهای اتخاذ شود (Rule 27) و استفاده از محرومیت درمانی بهعنوان ابزار فشار یا تنبیه ممنوع است(Rule 43). سازمان جهانی بهداشت نیز در سند «Good Governance for Prison Health» توصیه میکند که خدمات سلامت زندان باید تحت مدیریت وزارت بهداشت قرار گیرد تا استقلال حرفهای و کیفیت مراقبت تضمین شود.
از این منظر، مسئله امروز فقط رسیدگی به یک بیمار یا یک پرونده نیست، بلکه پرسشی ساختاری است: چه نهادی باید مسئول نهایی سلامت زندانیان باشد؟ تا زمانی که حکمرانی خدمات سلامت زندان در اختیار نهادی غیرپزشکی باقی بماند، تعارض میان درمان و مدیریت اداری اجتنابناپذیر خواهد بود. انتقال این مسئولیت به وزارت بهداشت، نه یک پیشنهاد آرمانی، بلکه راهحلی عملی برای کاهش این تعارض، تقویت استقلال حرفهای پزشکان زندان و اطمینان از اجرای بهموقع تصمیمات درمانی است.
نقش وزارت بهداشت نمیتواند صرفاً به ارائه خدمات یا همکاری فنی محدود شود. این وزارتخانه، بهعنوان متولی سلامت عمومی، باید نسبت به پیامدهای این ساختار بر جان انسانها حساس باشد و برای اصلاح آن اقدام کند. دفاع از استقلال حرفهای پزشکان، مطالبه اجرای بدون تأخیر تصمیمات درمانی، و پیگیری انتقال حکمرانی سلامت زندان به نظام سلامت، بخشی از این مسئولیت است.
حرمت جان و کرامت انسانی یعنی وقتی پای سلامت و جان در میان است، تصمیم پزشکی، آخرین و تعیینکنندهترین صدا باشد.
فریبا اصغری
در روزهایی که خبرهای نگرانکنندهای از وضعیت سلامت زندانیان در ایران منتشر میشود، گزارش اخیر درباره انتقال اورژانسی خانم نرگس محمدی بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در نظام فعلی، حتی وقتی پزشک تشخیص میدهد که جان یک بیمار در خطر است، این تشخیص الزاماً به اقدام فوری منجر نمیشود. در گزارشی که وکیل ایشان منتشر کرده، پزشکان زندان و سپس متخصصان، بر ضرورت انتقال فوری به بیمارستان تأکید کردهاند، اما اجرای این تصمیم با موانع اداری و قضایی مواجه شده است . این فاصله میان «ضرورت» و «اقدام»، دقیقاً همان جایی است که سلامت به خطر میافتد.
در قوانین ایران، حق سلامت بهروشنی به رسمیت شناخته شده است. اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی را «حق همگانی» میداند. آییننامه اجرایی سازمان زندانها (مصوب ۱۴۰۰) نیز در مواد متعددی بر ضرورت رسیدگی پزشکی تأکید کرده است؛ از جمله ماده ۱۴۰ که حق مراجعه زندانی به بهداری و دریافت خدمات درمانی را به رسمیت میشناسد، و ماده ۱۴۱ که تأکید میکند داروهای حیاتی باید به تشخیص پزشک در اختیار زندانی قرار گیرد و عدم تأمین آن میتواند موجب مسئولیت شود. از سوی دیگر، قانون آیین دادرسی کیفری نیز در ماده ۵۰۲ پیشبینی کرده است که اگر اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی شود، قاضی میتواند اجرای آن را به تعویق بیندازد. با این حال، مسئله در سطح دیگری قرار دارد: در ساختار موجود، تصمیم پزشکی بهتنهایی تعیینکننده نیست. پزشک میتواند بگوید «باید درمان شود»، اما اجرای این تصمیم به تأیید نهادهایی وابسته است که مأموریت اصلیشان درمان نیست.
همین نکته، یک تعارض بنیادین ایجاد میکند. پزشک در زندان، همزمان در دو جهان زندگی میکند: جهانی که بر اصول حرفهای مانند نفع بیمار و فوریت درمان استوار است، و جهانی که تابع ملاحظات اداری و امنیتی است. نتیجه این دوگانگی آن است که استقلال حرفهای پزشک محدود میشود و تصمیم درمانی ممکن است به تأخیر بیفتد یا تغییر کند. حتی در آییننامه زندانها، در ماده ۱۳۷، خروج زندانی برای درمان خارج از زندان منوط به تأیید سلسلهمراتبی اداری و قضایی شده است. این یعنی تشخیص پزشک، بهخودیخود الزامآور نیست. در چنین وضعیتی، حتی بهترین پزشکان نیز نمیتوانند نقش خود را بهطور کامل ایفا کنند.
این مسئله صرفاً یک چالش داخلی نیست. در استانداردهای بینالمللی، از جمله «قواعد نلسون ماندلا»، تصریح شده است که ارائه خدمات سلامت به زندانیان مسئولیت دولت است و این خدمات باید مشابه خدمات به سایر افراد جامعه ارائه شود (Rule 24). همچنین در همین سند تأکید میشود که تصمیمات پزشکی باید توسط کارکنان سلامت و بر اساس ملاحظات حرفهای اتخاذ شود (Rule 27) و استفاده از محرومیت درمانی بهعنوان ابزار فشار یا تنبیه ممنوع است(Rule 43). سازمان جهانی بهداشت نیز در سند «Good Governance for Prison Health» توصیه میکند که خدمات سلامت زندان باید تحت مدیریت وزارت بهداشت قرار گیرد تا استقلال حرفهای و کیفیت مراقبت تضمین شود.
از این منظر، مسئله امروز فقط رسیدگی به یک بیمار یا یک پرونده نیست، بلکه پرسشی ساختاری است: چه نهادی باید مسئول نهایی سلامت زندانیان باشد؟ تا زمانی که حکمرانی خدمات سلامت زندان در اختیار نهادی غیرپزشکی باقی بماند، تعارض میان درمان و مدیریت اداری اجتنابناپذیر خواهد بود. انتقال این مسئولیت به وزارت بهداشت، نه یک پیشنهاد آرمانی، بلکه راهحلی عملی برای کاهش این تعارض، تقویت استقلال حرفهای پزشکان زندان و اطمینان از اجرای بهموقع تصمیمات درمانی است.
نقش وزارت بهداشت نمیتواند صرفاً به ارائه خدمات یا همکاری فنی محدود شود. این وزارتخانه، بهعنوان متولی سلامت عمومی، باید نسبت به پیامدهای این ساختار بر جان انسانها حساس باشد و برای اصلاح آن اقدام کند. دفاع از استقلال حرفهای پزشکان، مطالبه اجرای بدون تأخیر تصمیمات درمانی، و پیگیری انتقال حکمرانی سلامت زندان به نظام سلامت، بخشی از این مسئولیت است.
حرمت جان و کرامت انسانی یعنی وقتی پای سلامت و جان در میان است، تصمیم پزشکی، آخرین و تعیینکنندهترین صدا باشد.
👍16😢5❤3🙏1
گلایه رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از محدودیت اینترنت (لینک)
در چند نقطه دانشگاه امکان استفاده از اینترنت فراهم است؛ اما در خارج از دانشگاه، بهویژه در ساعات شب که بسیاری از فعالیتهای علمی و آمادهسازی سخنرانیها و کلاسها انجام میشود، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه است.
ما سالها به این روال عادت داشتیم که شبها در منزل برای کارهای علمی، از جمله آمادهسازی ارائه سخنرانی ها، آموزش دروس و مرور منابع روز از اینترنت استفاده کنیم؛ اما در حال حاضر شبها لپ تاپ هایمان خاموش است و نمیتوانیم فعالیت علمی داشته باشیم.
متاسفانه اینترنت پرو تلفن همراه نیز پاسخگوی نیازهای علمی نیست. در برخی موارد، مجوزها و شرایط دسترسی نیز بهگونهای است که عملاً امکان استفاده مؤثر از این اینترنت وجود ندارد و در مواردی نیز استفاده از هاتاسپات تلفن همراه کارآمد نیست و برای همه افراد به یک شکل قابل استفاده نیست.
در مرکز و کتابخانه دانشکده پزشکی، فضایی برای استفاده اساتید و اعضای هیئت علمی در نظر گرفته شده است؛ اما این امکان محدود بوده و استفاده از آن به صورت نوبتی انجام میشود.
انجام فعالیتهای پژوهشی نیازمند دسترسی آزاد و بدون محدودیت به منابع علمی است. جستوجو و یافتن مقالات و منابع معتبر علمی فرآیندی زمانبر است و محدودیت در دسترسی به اینترنت این روند را دشوارتر میکند. در حال حاضر، استفاده از فضای موجود در کتابخانه نیز به صورت محدود و با زمانبندی مشخص و صف انتظار انجام میشود.
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان ابراز امیدواری کرد شرایط دسترسی به اینترنت برای جامعه دانشگاهی و علمی کشور تسهیل شود.
@Scientometric
در چند نقطه دانشگاه امکان استفاده از اینترنت فراهم است؛ اما در خارج از دانشگاه، بهویژه در ساعات شب که بسیاری از فعالیتهای علمی و آمادهسازی سخنرانیها و کلاسها انجام میشود، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه است.
ما سالها به این روال عادت داشتیم که شبها در منزل برای کارهای علمی، از جمله آمادهسازی ارائه سخنرانی ها، آموزش دروس و مرور منابع روز از اینترنت استفاده کنیم؛ اما در حال حاضر شبها لپ تاپ هایمان خاموش است و نمیتوانیم فعالیت علمی داشته باشیم.
متاسفانه اینترنت پرو تلفن همراه نیز پاسخگوی نیازهای علمی نیست. در برخی موارد، مجوزها و شرایط دسترسی نیز بهگونهای است که عملاً امکان استفاده مؤثر از این اینترنت وجود ندارد و در مواردی نیز استفاده از هاتاسپات تلفن همراه کارآمد نیست و برای همه افراد به یک شکل قابل استفاده نیست.
در مرکز و کتابخانه دانشکده پزشکی، فضایی برای استفاده اساتید و اعضای هیئت علمی در نظر گرفته شده است؛ اما این امکان محدود بوده و استفاده از آن به صورت نوبتی انجام میشود.
انجام فعالیتهای پژوهشی نیازمند دسترسی آزاد و بدون محدودیت به منابع علمی است. جستوجو و یافتن مقالات و منابع معتبر علمی فرآیندی زمانبر است و محدودیت در دسترسی به اینترنت این روند را دشوارتر میکند. در حال حاضر، استفاده از فضای موجود در کتابخانه نیز به صورت محدود و با زمانبندی مشخص و صف انتظار انجام میشود.
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان ابراز امیدواری کرد شرایط دسترسی به اینترنت برای جامعه دانشگاهی و علمی کشور تسهیل شود.
@Scientometric
اقتصاد آنلاین
گلایه رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از محدودیت اینترنت
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به مشکلات دسترسی به اینترنت، از محدودیت امکانات برای فعالیتهای علمی اساتید خبر داد.
🌭20🤬13❤7👍4😁2
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
بیانیه انجمن جامعهشناسی در خصوص تداوم محدودیت بر شبکه بینالمللی اینترنت و اتصال اینترنت طبقاتی
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.
توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید میکند.
انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.
توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید میکند.
انجمن جامعهشناسی ایران هشدار میدهد که تضعیف بیمحابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاهمدت، گسستهای جبرانناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیبدیده میان دولت و ملت نهفته است.
انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
👍25👏4❤3💯2
مجله نیچر در گزارشی با عنوان "Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty"، از وضعیت نگرانکننده دانشمندان ایرانی در میانه جنگ و قطع اینترنت نوشته است. (لینک) جایی که بمباران زیرساختهای غیرنظامی به چندین دانشگاه (حدود ۳۰ دانشگاه طبق اعلام جمعیت هلالاحمر ایران)، آزمایشگاه و حتی کتابخانهها آسیب زده و برخی پژوهشگران در مورد از دست رفتن دادهها، ارتباطات علمی و سالها کار پژوهشی گفتهاند.
در این گزارش، از تاثیر مستقیم حملات بر موسسات و دانشگاههایی مثل شریف، اصفهان و پاستور، نابودی هزاران کتاب و مقاله، و همچنین نگرانی گسترده از آینده علم در ایران بعد از جنگ و تشدید فشارهای حکومتی صحبت شده است.
در گزارش نیچر آمده که پیش از شروع جنگ، بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان در اعتراضات برای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی شرکت داشتند. اعتراضاتی که در دی ماه سرکوب شد و تعدادی از دانشجویان در آن کشته شدند. همچنین گفته شده دولت کنترل شدیدی بر دانشگاهها دارد و نگرانی وجود دارد که بعد از پایان جنگ، این فشارها بیشتر شده و با منتقدان برخورد شود.
نیچر در این گزارش با چند پژوهشگر و دانشگاهی صحبت کرده است که می توانید متن کامل صحبت هایشان را در گزارش ببینید. من فقط تقریبا یک جمله یا بخش کوتاه از هر فرد را اینجا قرار داده ام
عبیده جعفری، فیزیکدان از دانشگاه صنعتی اصفهان:
"سردبیران مجلات و داوران باید درک کنند که شرایط اجازه پاسخ سریع نمیدهد و دانشمندان ایرانی ممکن است در انتشار نتایج خود عقب افتاده باشند"
حامد بیکران بهشت، پژوهشگر اخلاق علم از موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور:
"پژوهشگران به دلیل قطعی اینترنت و شرایط جنگی احساس ناامنی دارند و نمیتوانند روی کارشان تمرکز کنند."
علی گرجی، پژوهشگر علوم اعصاب (neuroscientist) در دانشگاه مونستر آلمان که با مرکز شفا در تهران همکاری دارد:
"جامعه علمی جهان باید در برابر حمله به زیرساختهای پژوهشی صدای بلندتری داشته باشد. میتوان یک ساختمان را دوباره ساخت، اما اگر حمله به دانشگاهها عادی شود، در هر جنگ احمقانهای ممکن است تکرار شود. و این ایده از تخریب یک ساختمان خیلی مخربتر است"
ابراهیم آزادگان، از دانشگاه شریف:
کتابخانهای از کتابهایی که در طول سالها پژوهش و کار آکادمیک جمع کرده بود، در یک لحظه از بین رفت. وقتی دانشگاه بمباران شده، صبح روز بعد به دانشگاه رفته و دیده است که دفترش که بیش از هزار کتاب در آن بوده، نابود شده است. "آثاری که با آنها زندگی کرده بودم، با آنها رشد کرده بودم و دوستشان داشتم، در یک لحظه از بین رفتند"
"با خودم فکر میکردم چطور ممکن است چنین حملهای به یک دپارتمان فلسفه در یک دانشگاه غیرنظامی انجام شود. این یک اقدام واقعا بیرحمانه و وحشیانه بود"
و امیرطاهر تائبی، از فارغالتحصیلان شریف از دانشگاه لیهای (Lehigh University ):
"نمیتوانم میزان اندوهم را از دیدن آسیب به دانشگاه محل تحصیلم بیان کنم"
در کنار اینها گزارش همچنین به وضعیت زندانی بودن دانشجویان و دانشگاهیان از جمله احمدرضا جلالی و علی یونسی و نقلقولهایی از خانوادههایشان هم پرداخته است
@Scientometric
در این گزارش، از تاثیر مستقیم حملات بر موسسات و دانشگاههایی مثل شریف، اصفهان و پاستور، نابودی هزاران کتاب و مقاله، و همچنین نگرانی گسترده از آینده علم در ایران بعد از جنگ و تشدید فشارهای حکومتی صحبت شده است.
در گزارش نیچر آمده که پیش از شروع جنگ، بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان در اعتراضات برای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی شرکت داشتند. اعتراضاتی که در دی ماه سرکوب شد و تعدادی از دانشجویان در آن کشته شدند. همچنین گفته شده دولت کنترل شدیدی بر دانشگاهها دارد و نگرانی وجود دارد که بعد از پایان جنگ، این فشارها بیشتر شده و با منتقدان برخورد شود.
نیچر در این گزارش با چند پژوهشگر و دانشگاهی صحبت کرده است که می توانید متن کامل صحبت هایشان را در گزارش ببینید. من فقط تقریبا یک جمله یا بخش کوتاه از هر فرد را اینجا قرار داده ام
عبیده جعفری، فیزیکدان از دانشگاه صنعتی اصفهان:
"سردبیران مجلات و داوران باید درک کنند که شرایط اجازه پاسخ سریع نمیدهد و دانشمندان ایرانی ممکن است در انتشار نتایج خود عقب افتاده باشند"
حامد بیکران بهشت، پژوهشگر اخلاق علم از موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور:
"پژوهشگران به دلیل قطعی اینترنت و شرایط جنگی احساس ناامنی دارند و نمیتوانند روی کارشان تمرکز کنند."
علی گرجی، پژوهشگر علوم اعصاب (neuroscientist) در دانشگاه مونستر آلمان که با مرکز شفا در تهران همکاری دارد:
"جامعه علمی جهان باید در برابر حمله به زیرساختهای پژوهشی صدای بلندتری داشته باشد. میتوان یک ساختمان را دوباره ساخت، اما اگر حمله به دانشگاهها عادی شود، در هر جنگ احمقانهای ممکن است تکرار شود. و این ایده از تخریب یک ساختمان خیلی مخربتر است"
ابراهیم آزادگان، از دانشگاه شریف:
کتابخانهای از کتابهایی که در طول سالها پژوهش و کار آکادمیک جمع کرده بود، در یک لحظه از بین رفت. وقتی دانشگاه بمباران شده، صبح روز بعد به دانشگاه رفته و دیده است که دفترش که بیش از هزار کتاب در آن بوده، نابود شده است. "آثاری که با آنها زندگی کرده بودم، با آنها رشد کرده بودم و دوستشان داشتم، در یک لحظه از بین رفتند"
"با خودم فکر میکردم چطور ممکن است چنین حملهای به یک دپارتمان فلسفه در یک دانشگاه غیرنظامی انجام شود. این یک اقدام واقعا بیرحمانه و وحشیانه بود"
و امیرطاهر تائبی، از فارغالتحصیلان شریف از دانشگاه لیهای (Lehigh University ):
"نمیتوانم میزان اندوهم را از دیدن آسیب به دانشگاه محل تحصیلم بیان کنم"
در کنار اینها گزارش همچنین به وضعیت زندانی بودن دانشجویان و دانشگاهیان از جمله احمدرضا جلالی و علی یونسی و نقلقولهایی از خانوادههایشان هم پرداخته است
@Scientometric
Nature
‘Heartbreaking’: Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty
Nature - Bombing of Iran’s civilian infrastructure has damaged universities and destroyed thousands of books and manuscripts, amid a government-imposed Internet blackout, some of the country’s...
👎32❤15👍4😢3🤔1
بر اساس اعلام جدید Scimago، برای اولین بار، تعداد مقالات علمی سالیانه عربستان از ایران پیشی گرفته است.
از نظر تعداد مقاله، در 2025 عربستان از ایران پیشی گرفته و حالا ایران در رتبه سوم بعد از ترکیه و عربستان قرار دارد. (در خاورمیانه)
سال 2023 بود که بعد از این که سالها ایران رتبه اول خاور میانه بود، ترکیه در رتبه اول قرار گرفت.
در کل دنیا نیز جایگاه ایران از نظر تعداد مقاله در 2024، رتبه 16 جهان بود و حالا در 2025 با دو پله تنزل به رتبه 18 دنیا رسیده است. (پیشی گرفتن هلند و عربستان)
از نظر تعداد ارجاعات، در 2025 ایران رتبه سوم بعد از عربستان و ترکیه را دارد. این برای شاخص اچ و برای همه سالها ا ز1996 تا 2025 به این ترتیب است: اسرائیل، ترکیه، عربستان و ایران
@Scientometric
از نظر تعداد مقاله، در 2025 عربستان از ایران پیشی گرفته و حالا ایران در رتبه سوم بعد از ترکیه و عربستان قرار دارد. (در خاورمیانه)
سال 2023 بود که بعد از این که سالها ایران رتبه اول خاور میانه بود، ترکیه در رتبه اول قرار گرفت.
در کل دنیا نیز جایگاه ایران از نظر تعداد مقاله در 2024، رتبه 16 جهان بود و حالا در 2025 با دو پله تنزل به رتبه 18 دنیا رسیده است. (پیشی گرفتن هلند و عربستان)
از نظر تعداد ارجاعات، در 2025 ایران رتبه سوم بعد از عربستان و ترکیه را دارد. این برای شاخص اچ و برای همه سالها ا ز1996 تا 2025 به این ترتیب است: اسرائیل، ترکیه، عربستان و ایران
@Scientometric
💔24🤷♂7❤4✍4😁3👏2
نتایج یک مطالعه کارآزمایی بزرگ در مجله لنست (لینک) نشان داده است که فقط انجام یک بار غربالگری با کولونوسکوپی میتواند خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ را حدود ۱۹٪ کاهش دهد.
در این مطالعه بیش از ۸۴ هزار نفر از نروژ، سوئد و لهستان شرکت داشتهاند و مدت زمان پیگیری ۱۳ سال بوده است (لینک مقاله در لنست).
قبلا نتایج پیگیری ده ساله این مطالعه در مجله NJEM منتشر شده بود که کاهش ۱۸% را نشان می داد. (لینک)
با این حال، کاهش معنیداری در مرگومیر ناشی از سرطان روده بزرگ مشاهده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، پایینتر بودن مرگومیر واقعی سرطان روده در جمعیت مطالعه نسبت به چیزی بوده که هنگام طراحی مطالعه انتظار آن وجود داشته است.
این مطالعه یکی از مهمترین شواهد بلندمدت درباره اثر واقعی کولونوسکوپی در غربالگری سرطان روده محسوب میشود.
برخی یافته ها و بحث های مهم مقاله:
خطر سرطان کولورکتال در مردان نسبت به زنان در هر دو گروه مطالعه بیشتر بوده است.
کولونوسکوپی ممکن است در مردان نسبت به زنان مؤثرتر باشد، اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبوده اند.
کولونوسکوپی بروز سرطان کولورکتال در کولون دیستال را ۲۱٪ کاهش داده اما برآورد اثر در کولون پروگزیمال کمتر و با دقت پایینتر بوده است.
از بین افرادی که به غربالگری دعوت شده بودند، فقط حدود ۴۲٪ در برنامه غربالگری کولونوسکوپی شرکت کرده اند. در کل جمعیت دعوت شده، کاهش ریسک 19% بوده اما اگر آنالیز per-protocol در نظر گرفته شود، کاهش خطر سرطان به ۴۵ درصد می رسد.
حتی بدون غربالگری هم، مرگ ناشی از سرطان کولورکتال نسبتا کم است. شواهد کافی نداریم که کولونوسکوپی واقعا مرگومیر را کاهش داده باشد. غربالگری ممکن است حتی اگر خطر مرگ را کاهش ندهد، در صورتی که از ابتلا به سرطان جلوگیری کند، قابل توجیه باشد. در سطح کلی و جامعه، مزایای غربالگری باید در برابر سایر هزینههایی که به ارتقای سلامت عمومی کمک میکنند، سنجیده شود.
مطالعات مرتبط قبلی از کانال (لینک):
قبلا مطالعه کارآزمایی بالینی با نام COLONPREV، بر روی حدود ۶۰ هزار نفر در لنست منتشر شده بود که طی آن non-inferiority برای تست ایمونوشیمیایی مدفوع (faecal immunochemical test) نسبت به کولونوسکوپی (برای مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ در طی ده سال) مشخص شده بود. در واقع در این مطالعه نشان داده شده بود که آزمایش ایمونوشیمیایی مدفوع برای تشخیص خون مخفی در مدفوع، می تواند به اندازه کولونوسکوپی در جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ موثر باشد.
همین طور در مطالعه ای در JAMA Oncology، با حدود ۲۰۰,۰۰۰ شرکتکننده که تا ۳۲ سال پیگیری داشته اند، مشخص شده بود که افرادی که نتیجه کولونوسکوپی غربالگری آنها منفی باشد، ممکن است حداقل تا ۲۰ سال نیازی به تکرار آن نداشته باشند.
@Scientometric
در این مطالعه بیش از ۸۴ هزار نفر از نروژ، سوئد و لهستان شرکت داشتهاند و مدت زمان پیگیری ۱۳ سال بوده است (لینک مقاله در لنست).
قبلا نتایج پیگیری ده ساله این مطالعه در مجله NJEM منتشر شده بود که کاهش ۱۸% را نشان می داد. (لینک)
با این حال، کاهش معنیداری در مرگومیر ناشی از سرطان روده بزرگ مشاهده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، پایینتر بودن مرگومیر واقعی سرطان روده در جمعیت مطالعه نسبت به چیزی بوده که هنگام طراحی مطالعه انتظار آن وجود داشته است.
این مطالعه یکی از مهمترین شواهد بلندمدت درباره اثر واقعی کولونوسکوپی در غربالگری سرطان روده محسوب میشود.
برخی یافته ها و بحث های مهم مقاله:
خطر سرطان کولورکتال در مردان نسبت به زنان در هر دو گروه مطالعه بیشتر بوده است.
کولونوسکوپی ممکن است در مردان نسبت به زنان مؤثرتر باشد، اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبوده اند.
کولونوسکوپی بروز سرطان کولورکتال در کولون دیستال را ۲۱٪ کاهش داده اما برآورد اثر در کولون پروگزیمال کمتر و با دقت پایینتر بوده است.
از بین افرادی که به غربالگری دعوت شده بودند، فقط حدود ۴۲٪ در برنامه غربالگری کولونوسکوپی شرکت کرده اند. در کل جمعیت دعوت شده، کاهش ریسک 19% بوده اما اگر آنالیز per-protocol در نظر گرفته شود، کاهش خطر سرطان به ۴۵ درصد می رسد.
حتی بدون غربالگری هم، مرگ ناشی از سرطان کولورکتال نسبتا کم است. شواهد کافی نداریم که کولونوسکوپی واقعا مرگومیر را کاهش داده باشد. غربالگری ممکن است حتی اگر خطر مرگ را کاهش ندهد، در صورتی که از ابتلا به سرطان جلوگیری کند، قابل توجیه باشد. در سطح کلی و جامعه، مزایای غربالگری باید در برابر سایر هزینههایی که به ارتقای سلامت عمومی کمک میکنند، سنجیده شود.
مطالعات مرتبط قبلی از کانال (لینک):
قبلا مطالعه کارآزمایی بالینی با نام COLONPREV، بر روی حدود ۶۰ هزار نفر در لنست منتشر شده بود که طی آن non-inferiority برای تست ایمونوشیمیایی مدفوع (faecal immunochemical test) نسبت به کولونوسکوپی (برای مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ در طی ده سال) مشخص شده بود. در واقع در این مطالعه نشان داده شده بود که آزمایش ایمونوشیمیایی مدفوع برای تشخیص خون مخفی در مدفوع، می تواند به اندازه کولونوسکوپی در جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ موثر باشد.
همین طور در مطالعه ای در JAMA Oncology، با حدود ۲۰۰,۰۰۰ شرکتکننده که تا ۳۲ سال پیگیری داشته اند، مشخص شده بود که افرادی که نتیجه کولونوسکوپی غربالگری آنها منفی باشد، ممکن است حداقل تا ۲۰ سال نیازی به تکرار آن نداشته باشند.
@Scientometric
Telegram
Scientometrics
👍12❤8
مقاله جدیدی در مجله لنست (لینک) با عنوان «Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security» منتشر شده که به آسیب گسترده واردشده به انستیتو پاستور ایران ر حملات هوایی اخیر و پیامدهای آن برای سلامت عمومی منطقه اشاره میکند. نویسندگان تاکید کرده اند که این مرکز طی بیش از یک قرن، نقش مهمی در تولید واکسن، پایش بیماریهای عفونی، تشخیص آزمایشگاهی و مقابله با همهگیریها داشته و از کار افتادن آن میتواند توان پاسخ به طغیان بیماریها را در ایران و منطقه بهشدت تضعیف کند.
@Scientometric
@Scientometric
👎24👍23❤4😢3💊1
Forwarded from انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 بیان دیدگاه
اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت
سند وزارت بهداشت مدعی اثر این روش بر اضطراب شده
متن کامل نامه به قرار زیر است:
پیرو انتشار نسخه جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت تر یا حجامت با شرط (تیغ)»، بدینوسیله نظر انجمن علمی روانپزشکان ایران در خصوص بخش سلامت روان این سند به استحضار میرسد. تأکید این نامه مشخصاً بر بند ۱۲ اندیکاسیونها با عنوان «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» است؛ هرچند بدیهی است که اشکالات ساختاری مشابه در سایر بخشهای سند نیز قابل مشاهده بوده و این مکاتبه صرفاً بهمنظور تمرکز بر حوزه تخصصی انجمن تنظیم شده است.
۱. در بند ۱۲، اصطلاح «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» بدون تعریف عملیاتی، بدون ارجاع به معیارهای تشخیصی معتبر و بدون تعیین اینکه منظور کدام اختلال اضطرابی (در چارچوب طبقهبندیهای پذیرفتهشده بینالمللی) است، بهکار رفته است. چنین عبارت کلی و غیرمقیدی در یک سند رسمی با عنوان «استاندارد خدمت»، با اصول تدوین راهنماهای بالینی و ضرورت شفافیت تشخیصی همخوانی ندارد و میتواند موجب تفسیر موسع در کاربرد بالینی گردد.
۲. مقالهای که در منابع این سند برای حوزه سلامت روان مورد استناد قرار گرفته است (مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۲)، بهروشنی نشان میدهد که شواهد موجود درباره اثر حجامت بر متغیرهای روانی محدود، ناهمگون و عمدتاً مبتنی بر مطالعات با کیفیت روششناختی پایین است. این مقاله خود نیز تصریح میکند که تنها تعداد اندکی کارآزمایی تصادفیشده وجود دارد و بیشتر آنها دارای کیفیت پایین هستند و برای تعیین اثربخشی حجامت در حوزه سلامت روان، انجام مطالعاتی با طراحی دقیقتر ضروری است. بنابراین، این منبع از نظر سطح شواهد، واجد کیفیتی نیست که بتواند مبنای درج اندیکاسیون درمانی در یک استاندارد ملی خدمت برای اختلالات یا علائم روانپزشکی قرار گیرد.
۳. در سند حاضر، جایگاه این مداخله در الگوریتم درمانی اضطراب یا سایر اختلالات احتمالی مشخص نشده است، در حالی که درمانهای دارویی و غیردارویی مبتنی بر شواهد برای اختلالات اضطرابی دارای موقعیت روشن در راهنماهای معتبر هستند. در غیاب تعیین دقیق جایگاه این مداخله در الگوریتم درمان، امکان ارزیابی نسبت آن با درمانهای خط اول و مبتنی بر شواهد وجود ندارد.
۴. افزون بر موارد فوق، فرایند تدوین سند نیز بدون مشارکت انجمنهای علمی مرتبط با سلامت روان انجام شده است. در حوزههای بینرشتهای، رعایت اصول مشارکت ذینفعان، شفافیت روششناختی و درجهبندی صریح شواهد از ارکان تدوین استانداردهای بالینی است. عدم رعایت این اصول، اعتبار علمی و انسجام سیاستگذاری سلامت را تحت تأثیر قرار میدهد.
با توجه به موارد فوق، انجمن علمی روانپزشکان ایران بند ۱۲ سند مورد نظر را فاقد اعتبار میداند. این انجمن آمادگی خود را برای همکاری کارشناسی در هرگونه بررسی علمی اسناد مرتبط با حوزه سلامت روان اعلام میدارد.
#دیدگاه
#اعتراض
#حجامت
اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت
سند وزارت بهداشت مدعی اثر این روش بر اضطراب شده
رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامهای به معاون وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، به مفادی از نسخهی جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت....» اعتراض کرد.
متن کامل نامه به قرار زیر است:
پیرو انتشار نسخه جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت تر یا حجامت با شرط (تیغ)»، بدینوسیله نظر انجمن علمی روانپزشکان ایران در خصوص بخش سلامت روان این سند به استحضار میرسد. تأکید این نامه مشخصاً بر بند ۱۲ اندیکاسیونها با عنوان «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» است؛ هرچند بدیهی است که اشکالات ساختاری مشابه در سایر بخشهای سند نیز قابل مشاهده بوده و این مکاتبه صرفاً بهمنظور تمرکز بر حوزه تخصصی انجمن تنظیم شده است.
۱. در بند ۱۲، اصطلاح «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» بدون تعریف عملیاتی، بدون ارجاع به معیارهای تشخیصی معتبر و بدون تعیین اینکه منظور کدام اختلال اضطرابی (در چارچوب طبقهبندیهای پذیرفتهشده بینالمللی) است، بهکار رفته است. چنین عبارت کلی و غیرمقیدی در یک سند رسمی با عنوان «استاندارد خدمت»، با اصول تدوین راهنماهای بالینی و ضرورت شفافیت تشخیصی همخوانی ندارد و میتواند موجب تفسیر موسع در کاربرد بالینی گردد.
۲. مقالهای که در منابع این سند برای حوزه سلامت روان مورد استناد قرار گرفته است (مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۲)، بهروشنی نشان میدهد که شواهد موجود درباره اثر حجامت بر متغیرهای روانی محدود، ناهمگون و عمدتاً مبتنی بر مطالعات با کیفیت روششناختی پایین است. این مقاله خود نیز تصریح میکند که تنها تعداد اندکی کارآزمایی تصادفیشده وجود دارد و بیشتر آنها دارای کیفیت پایین هستند و برای تعیین اثربخشی حجامت در حوزه سلامت روان، انجام مطالعاتی با طراحی دقیقتر ضروری است. بنابراین، این منبع از نظر سطح شواهد، واجد کیفیتی نیست که بتواند مبنای درج اندیکاسیون درمانی در یک استاندارد ملی خدمت برای اختلالات یا علائم روانپزشکی قرار گیرد.
۳. در سند حاضر، جایگاه این مداخله در الگوریتم درمانی اضطراب یا سایر اختلالات احتمالی مشخص نشده است، در حالی که درمانهای دارویی و غیردارویی مبتنی بر شواهد برای اختلالات اضطرابی دارای موقعیت روشن در راهنماهای معتبر هستند. در غیاب تعیین دقیق جایگاه این مداخله در الگوریتم درمان، امکان ارزیابی نسبت آن با درمانهای خط اول و مبتنی بر شواهد وجود ندارد.
۴. افزون بر موارد فوق، فرایند تدوین سند نیز بدون مشارکت انجمنهای علمی مرتبط با سلامت روان انجام شده است. در حوزههای بینرشتهای، رعایت اصول مشارکت ذینفعان، شفافیت روششناختی و درجهبندی صریح شواهد از ارکان تدوین استانداردهای بالینی است. عدم رعایت این اصول، اعتبار علمی و انسجام سیاستگذاری سلامت را تحت تأثیر قرار میدهد.
با توجه به موارد فوق، انجمن علمی روانپزشکان ایران بند ۱۲ سند مورد نظر را فاقد اعتبار میداند. این انجمن آمادگی خود را برای همکاری کارشناسی در هرگونه بررسی علمی اسناد مرتبط با حوزه سلامت روان اعلام میدارد.
#دیدگاه
#اعتراض
#حجامت
👍22😱4👎1🤬1👌1
انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 بیان دیدگاه اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت سند وزارت بهداشت مدعی اثر این روش بر اضطراب شده رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامهای به معاون وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، به مفادی از نسخهی جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت....»…
من کامنت دکتر کیارش آرامش (لینک) در مورد پست قبل (لینک) را، برای اعتراض به تعیین اندیکاسیون روان پزشکی حجامت، اینجا قرار می دهم:
"مثال بارز دیگری از این که شبهعلم چگونه تولید و منتشر میشود.
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه با علم ، انجام دهند. یعنی تولید شبهعلم.
سپس، با تکیه بر حمایت سیاسی و دولتی آن شبهعلم را تحت پوشش علم معتبر مبتنی بر شواهد(!) وارد دستورالعمل بالینی کشوری میکنند و برایش تعرفه وضع میکنند و در سلامتکدهها تیغ حجامت به تن نحیف مردم و پول طبابت رندانه را به جیب
خود میزنند.
هر چندوقت یکبار هم بیانیه میدهند که اگر خیراندیش و روازاده و تبریزیان شارلاتان و نابکارند، ما خیمه زدگان در وزارت و دانشگاه، علمی و متفاوتیم.
افسوس که پریشانی این سلسله را پایان نیست."
@Scientometric
"مثال بارز دیگری از این که شبهعلم چگونه تولید و منتشر میشود.
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه با علم ، انجام دهند. یعنی تولید شبهعلم.
سپس، با تکیه بر حمایت سیاسی و دولتی آن شبهعلم را تحت پوشش علم معتبر مبتنی بر شواهد(!) وارد دستورالعمل بالینی کشوری میکنند و برایش تعرفه وضع میکنند و در سلامتکدهها تیغ حجامت به تن نحیف مردم و پول طبابت رندانه را به جیب
خود میزنند.
هر چندوقت یکبار هم بیانیه میدهند که اگر خیراندیش و روازاده و تبریزیان شارلاتان و نابکارند، ما خیمه زدگان در وزارت و دانشگاه، علمی و متفاوتیم.
افسوس که پریشانی این سلسله را پایان نیست."
@Scientometric
Telegram
کیارش آرامش in Scientometrics Chat
مثال بارز دیگری از این که شبهعلم چگونه تولید و منتشر میشود.
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه…
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه…
👍41👎6❤4👏1🙏1
Forwarded from Evidence
▫️مسئولِ منتقد؛ راهی برای گریز از پاسخگویی
"مسئول" واژهای عربی و بر وزن "مفعول" است. در فرهنگ لغت عمید، برای این واژه دو معنا ذکر شده است:
۱. کسی که نسبت به امری وظیفه و تعهد دارد.
۲. کسی که مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد.
بر اساس همین تعریف، مسئولیت با پاسخگویی گره خورده است. کسی که مسئولیتی را میپذیرد، در واقع تعهد میدهد که وظایف مشخصی را انجام دهد و در برابر نتایج عملکرد خود پاسخگو باشد. بنابراین، جایگاه "مسئول" با جایگاه "منتقد" تفاوت بنیادین دارد. منتقد معمولاً بیرون از دایره اجرا ایستاده است و عملکرد دیگران را ارزیابی میکند، اما مسئول، خود در مقام اجرا و تصمیمگیری قرار دارد و باید پاسخگوی نتایج همان تصمیمها باشد.
اگر مسئولی توانایی انجام وظایف خود را ندارد یا موانع را چنان جدی میداند که امکان عمل مؤثر از او سلب شده است، راه شرافتمندانه و منطقی، کنارهگیری و استعفاست؛ نه آنکه همچنان در جایگاه قدرت باقی بماند و همزمان در نقش منتقد ظاهر شود.
با این حال، در کشور ما پدیدهای رایج شکل گرفته است: از عالیترین مقام اجرایی تا کوچکترین مسئول محلی، بسیاری به جای ارائه گزارش عملکرد و پذیرش مسئولیت، در مقام منتقد سخن میگویند. گویی همزمان میتوان از مزایا و اختیارات یک منصب بهرهمند بود و در عین حال، خود را صرفاً ناظری ناراضی و بیتقصیر معرفی کرد.
برای مثال، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات مسئول مستقیم حوزه ارتباطات کشور است، اما گاه او نیز مانند یک شهروند عادی از قطع اینترنت انتقاد میکند. وزیر علوم، وزیر بهداشت، معاونان آنها و حتی رئیسجمهور نیز بارها در مقام منتقد ظاهر میشوند؛ در حالی که افکار عمومی انتظار دارد آنان به جای نقد شرایط، برای اصلاح آن اقدام کنند.
نقد کردن، زمانی ارزشمند است که با اختیار و امکان عمل همراه نباشد. اما هنگامی که فرد در رأس مدیریت قرار دارد، نقدِ صرف نمیتواند جایگزین اقدام و پاسخگویی شود. مسئولیت، پیش از هر چیز، تعهد به عمل است.
بنابراین ترکیب "مسئولِ منتقد" در بسیاری از موارد، نشانه دلسوزی نیست، بلکه راهی برای گریز از پاسخگویی است. جامعه از مسئولان انتظار دارد یا مشکلات را حل کنند، یا صادقانه اعلام کنند که قادر به حل آن نیستند و کنار بروند. زیرا مسئولیت بدون پاسخگویی، معنای خود را از دست میدهد.
🆔 @irevidence
"مسئول" واژهای عربی و بر وزن "مفعول" است. در فرهنگ لغت عمید، برای این واژه دو معنا ذکر شده است:
۱. کسی که نسبت به امری وظیفه و تعهد دارد.
۲. کسی که مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد.
بر اساس همین تعریف، مسئولیت با پاسخگویی گره خورده است. کسی که مسئولیتی را میپذیرد، در واقع تعهد میدهد که وظایف مشخصی را انجام دهد و در برابر نتایج عملکرد خود پاسخگو باشد. بنابراین، جایگاه "مسئول" با جایگاه "منتقد" تفاوت بنیادین دارد. منتقد معمولاً بیرون از دایره اجرا ایستاده است و عملکرد دیگران را ارزیابی میکند، اما مسئول، خود در مقام اجرا و تصمیمگیری قرار دارد و باید پاسخگوی نتایج همان تصمیمها باشد.
اگر مسئولی توانایی انجام وظایف خود را ندارد یا موانع را چنان جدی میداند که امکان عمل مؤثر از او سلب شده است، راه شرافتمندانه و منطقی، کنارهگیری و استعفاست؛ نه آنکه همچنان در جایگاه قدرت باقی بماند و همزمان در نقش منتقد ظاهر شود.
با این حال، در کشور ما پدیدهای رایج شکل گرفته است: از عالیترین مقام اجرایی تا کوچکترین مسئول محلی، بسیاری به جای ارائه گزارش عملکرد و پذیرش مسئولیت، در مقام منتقد سخن میگویند. گویی همزمان میتوان از مزایا و اختیارات یک منصب بهرهمند بود و در عین حال، خود را صرفاً ناظری ناراضی و بیتقصیر معرفی کرد.
برای مثال، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات مسئول مستقیم حوزه ارتباطات کشور است، اما گاه او نیز مانند یک شهروند عادی از قطع اینترنت انتقاد میکند. وزیر علوم، وزیر بهداشت، معاونان آنها و حتی رئیسجمهور نیز بارها در مقام منتقد ظاهر میشوند؛ در حالی که افکار عمومی انتظار دارد آنان به جای نقد شرایط، برای اصلاح آن اقدام کنند.
نقد کردن، زمانی ارزشمند است که با اختیار و امکان عمل همراه نباشد. اما هنگامی که فرد در رأس مدیریت قرار دارد، نقدِ صرف نمیتواند جایگزین اقدام و پاسخگویی شود. مسئولیت، پیش از هر چیز، تعهد به عمل است.
بنابراین ترکیب "مسئولِ منتقد" در بسیاری از موارد، نشانه دلسوزی نیست، بلکه راهی برای گریز از پاسخگویی است. جامعه از مسئولان انتظار دارد یا مشکلات را حل کنند، یا صادقانه اعلام کنند که قادر به حل آن نیستند و کنار بروند. زیرا مسئولیت بدون پاسخگویی، معنای خود را از دست میدهد.
🆔 @irevidence
👌17👍9❤2
Forwarded from کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
🔴اینترنت مسدود، اینترنت پرو و بیمسئولیتی دولت
گفتگو با رکنا ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
کامبیز نوروزی، حقوقدان، در گفتوگو با خبرنگار رکنا درباره وضعیت اینترنت در ایران پس از آغاز جنگ و تداوم محدودیتها اظهار کرد: متاسفانه سیاستهای ایران در قبال اینترنت، سیاستهایی نادرست با واقعیتهای جهان امروز است. شورای عالی فضای مجازی اساسا مبنای قانونی روشنی ندارد؛ باید در چارچوب قانون اساسی و قوانین عادی کشور عمل کند. اگر محدودسازی اینترنت به بهانه شرایط جنگی انجام شده، مطابق اصل ۷۹ قانون اساسی، اعمال هرگونه محدودیت باید به تصویب مجلس برسد. از سوی دیگر اگر واقعا ضرورتهای جنگی ایجاب میکند اینترنت محدود شود؛ پس اینترنت پرو چه معنایی دارد؟
این موضوع پر از تناقض است. به نظر میرسد شرکتهای اصلی ارائهدهنده اینترنت که با قطع یا محدودسازی اینترنت بینالملل بخشی از درآمدهای کلان خود را از دست دادهاند، اکنون با سازوکاری بیضابطه مانند اینترنت پرو، در پی جبران آن درآمدها هستند. در عین حال، هیچ شفافیتی درباره نحوه قیمتگذاریهای عجیب و سنگین این سرویس وجود ندارد.
طرفداران طرح صیانت، عملا از طریق اینترنت پرو و هزینههای سنگین آن، به هدف خود رسیدهاند؛ وضعیتی که در آن تنها بخش بسیار محدودی از جامعه توانایی دسترسی به اینترنت آزاد و بینالمللی را دارد. در این فضای آشفته، صاحبان قدرت نیز منافع خود را دنبال میکنند. همانطور که در سالهای گذشته، فیلترینگ باعث شد میلیونها شهروند ناچار شوند هر ماه هزینههای سنگینی برای خرید فیلترشکن پرداخت کنند، اکنون نیز به نظر میرسد درآمد حاصل از فروش اینترنت پرو جایگزین همان چرخه اقتصادی شده است. اینترنت در ایران به بستری برای سوءاستفاده، فساد مالی و رانت سیاسی تبدیل شده است.
وزارت ارتباطات در حال فرار از مسئولیت است. اینکه این وزارتخانه اعلام میکند «از اینترنت پرو خبر نداشته»، یک موضع کاملا غیرمسئولانه است. وزارت ارتباطات حق ندارد نسبت به چنین مسئلهای بیاطلاع باشد. دولت و وزارت ارتباطات موظفاند به مردم توضیح دهند اینترنت پرو دقیقا چیست، بر چه اساسی ارائه میشود و مبنای این قیمتگذاریهای سنگین چیست. حداقل وظیفه دولت، شفافسازی و ارائه گزارش به افکار عمومی است.
چرا باید شرایطی ایجاد شود که تنها افراد ثروتمند امکان خرید اینترنت پرو را داشته باشند؛ اما اکثریت مردم از دسترسی آزاد محروم بمانند؟ این تبعیض آشکار مالی و اجتماعی است. آقای پزشکیان و وزیر ارتباطات باید درباره این وضعیت توضیح دهند و مسئولیت بپذیرند.
امروز وضعیت اینترنت در ایران در بستری غیرشفاف و غیرقانونی جریان دارد و هر فرد یا نهادی میتواند از این آشفتگی به نفع خود بهرهبرداری کند. دولت نباید مردم را نامحرم بداند. مردم حق دارند بدانند چه تصمیمی برای اینترنت کشور گرفته شده و چرا. انتظار حداقلی این است که دولت صادقانه با افکار عمومی صحبت کند و پاسخگو باشد. در حالی که اکنون شورای عالی امنیت ملی فراتر از حدود مسئولیتهای خود عمل میکند و هیچ شفافیتی نیز وجود ندارد. البته از منظر حقوقی امکان طرح شکایت در دیوان عدالت اداری و دادگاههای عمومی وجود دارد؛ اما اینکه چنین شکایتهایی تا چه اندازه به نتیجه برسد، خود محل تردید است.
https://t.me/kambiznouroozi
گفتگو با رکنا ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
کامبیز نوروزی، حقوقدان، در گفتوگو با خبرنگار رکنا درباره وضعیت اینترنت در ایران پس از آغاز جنگ و تداوم محدودیتها اظهار کرد: متاسفانه سیاستهای ایران در قبال اینترنت، سیاستهایی نادرست با واقعیتهای جهان امروز است. شورای عالی فضای مجازی اساسا مبنای قانونی روشنی ندارد؛ باید در چارچوب قانون اساسی و قوانین عادی کشور عمل کند. اگر محدودسازی اینترنت به بهانه شرایط جنگی انجام شده، مطابق اصل ۷۹ قانون اساسی، اعمال هرگونه محدودیت باید به تصویب مجلس برسد. از سوی دیگر اگر واقعا ضرورتهای جنگی ایجاب میکند اینترنت محدود شود؛ پس اینترنت پرو چه معنایی دارد؟
این موضوع پر از تناقض است. به نظر میرسد شرکتهای اصلی ارائهدهنده اینترنت که با قطع یا محدودسازی اینترنت بینالملل بخشی از درآمدهای کلان خود را از دست دادهاند، اکنون با سازوکاری بیضابطه مانند اینترنت پرو، در پی جبران آن درآمدها هستند. در عین حال، هیچ شفافیتی درباره نحوه قیمتگذاریهای عجیب و سنگین این سرویس وجود ندارد.
طرفداران طرح صیانت، عملا از طریق اینترنت پرو و هزینههای سنگین آن، به هدف خود رسیدهاند؛ وضعیتی که در آن تنها بخش بسیار محدودی از جامعه توانایی دسترسی به اینترنت آزاد و بینالمللی را دارد. در این فضای آشفته، صاحبان قدرت نیز منافع خود را دنبال میکنند. همانطور که در سالهای گذشته، فیلترینگ باعث شد میلیونها شهروند ناچار شوند هر ماه هزینههای سنگینی برای خرید فیلترشکن پرداخت کنند، اکنون نیز به نظر میرسد درآمد حاصل از فروش اینترنت پرو جایگزین همان چرخه اقتصادی شده است. اینترنت در ایران به بستری برای سوءاستفاده، فساد مالی و رانت سیاسی تبدیل شده است.
وزارت ارتباطات در حال فرار از مسئولیت است. اینکه این وزارتخانه اعلام میکند «از اینترنت پرو خبر نداشته»، یک موضع کاملا غیرمسئولانه است. وزارت ارتباطات حق ندارد نسبت به چنین مسئلهای بیاطلاع باشد. دولت و وزارت ارتباطات موظفاند به مردم توضیح دهند اینترنت پرو دقیقا چیست، بر چه اساسی ارائه میشود و مبنای این قیمتگذاریهای سنگین چیست. حداقل وظیفه دولت، شفافسازی و ارائه گزارش به افکار عمومی است.
چرا باید شرایطی ایجاد شود که تنها افراد ثروتمند امکان خرید اینترنت پرو را داشته باشند؛ اما اکثریت مردم از دسترسی آزاد محروم بمانند؟ این تبعیض آشکار مالی و اجتماعی است. آقای پزشکیان و وزیر ارتباطات باید درباره این وضعیت توضیح دهند و مسئولیت بپذیرند.
امروز وضعیت اینترنت در ایران در بستری غیرشفاف و غیرقانونی جریان دارد و هر فرد یا نهادی میتواند از این آشفتگی به نفع خود بهرهبرداری کند. دولت نباید مردم را نامحرم بداند. مردم حق دارند بدانند چه تصمیمی برای اینترنت کشور گرفته شده و چرا. انتظار حداقلی این است که دولت صادقانه با افکار عمومی صحبت کند و پاسخگو باشد. در حالی که اکنون شورای عالی امنیت ملی فراتر از حدود مسئولیتهای خود عمل میکند و هیچ شفافیتی نیز وجود ندارد. البته از منظر حقوقی امکان طرح شکایت در دیوان عدالت اداری و دادگاههای عمومی وجود دارد؛ اما اینکه چنین شکایتهایی تا چه اندازه به نتیجه برسد، خود محل تردید است.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍27❤7
محققین و فعالان حوزه سلامت از تغییر نام بیماری PCOS استقبال کردهاند. این بیماری که قبلا با نام «polycystic ovary syndrome یا سندروم تخمدان پلیکیستیک» شناخته میشد، حالا «Polyendocrine metabolic ovarian syndrome یا سسندرم تخمدانی متابولیک چند درونریز» (PMOS) نام گرفته تا بهتر نشان دهد که مشکل اصلی آن به اختلالات هورمونی و سیستم غدد درونریز مربوط است، نه فقط تخمدانها.
این بیماری حدود یک نفر از هر هشت زن را درگیر میکند، اما در بسیاری از موارد یا تشخیص داده نمیشود یا اشتباه تشخیص داده میشود. نام قبلی آن از دهه ۱۹۳۰ رایج شده، چون چون که میتوانست باعث ایجاد فولیکولهایی در تخمدان شود که با کیست اشتباه گرفته میشدند.
محققان میگویند این نامگذاری اشتباه باعث شده بود تشخیص بیماری دیرتر انجام شود، مراقبت بیماران پراکنده و ناکامل باشد، انگ اجتماعی ایجاد شود و حتی مسیر تحقیقات و سیاستگذاریهای سلامت هم محدود شود.
نام جدید کمک میکند تمرکز اشتباه روی «کیستها» کنار گذاشته شود و این بیماری بهعنوان یک اختلال گستردهتر متابولیک و هورمونی شناخته شود.
برای تغییر نام، یک فرایند جهانی و چندمرحلهای انجام شدهه که در آن ۵۶ سازمان علمی، پزشکی و گروههای بیماران مشارکت داشتند. همچنین بیش از ۱۴ هزار نفر شامل بیماران و متخصصان از سراسر جهان در نظرسنجیهای مربوطه شرکت کرده اند.
مقاله لنست: لینک
گزارش گاردین: لینک
@Scientometric
این بیماری حدود یک نفر از هر هشت زن را درگیر میکند، اما در بسیاری از موارد یا تشخیص داده نمیشود یا اشتباه تشخیص داده میشود. نام قبلی آن از دهه ۱۹۳۰ رایج شده، چون چون که میتوانست باعث ایجاد فولیکولهایی در تخمدان شود که با کیست اشتباه گرفته میشدند.
محققان میگویند این نامگذاری اشتباه باعث شده بود تشخیص بیماری دیرتر انجام شود، مراقبت بیماران پراکنده و ناکامل باشد، انگ اجتماعی ایجاد شود و حتی مسیر تحقیقات و سیاستگذاریهای سلامت هم محدود شود.
نام جدید کمک میکند تمرکز اشتباه روی «کیستها» کنار گذاشته شود و این بیماری بهعنوان یک اختلال گستردهتر متابولیک و هورمونی شناخته شود.
برای تغییر نام، یک فرایند جهانی و چندمرحلهای انجام شدهه که در آن ۵۶ سازمان علمی، پزشکی و گروههای بیماران مشارکت داشتند. همچنین بیش از ۱۴ هزار نفر شامل بیماران و متخصصان از سراسر جهان در نظرسنجیهای مربوطه شرکت کرده اند.
مقاله لنست: لینک
گزارش گاردین: لینک
@Scientometric
❤16👍12👌6✍3👎1🤯1
خوابِ ۶ تا ۸ ساعت در شب، بهنظر میرسد بهترین بازه برای کندتر شدن روند پیری زیستی (biological age) باشد.
در یک مطالعه بزرگ (منتشر شده در Nature) بر روی بیش از ۵۰۰ هزار نفر از UK Biobank، پژوهشگران ارتباط مدت خواب را با ۲۳ مدل تخمین سن زیستی بررسی کرده اند. مدلهایی که با استفاده از دادههای تصویربرداری، پروتئومیکس و متابولومیکس، سن زیستی اندامها و سیستمهای مختلف بدن را تخمین زده و سپس اختلاف آن با سن تقویمی (BAG = Biological age − Chronological age) را محاسبه کرده اند. نتیجه اصلی این بوده است که یک الگوی U شکل دیده شده است، یعنی هم خواب کمتر از ۶ ساعت و هم خواب بیشتر از ۸ ساعت با افزایش سن زیستی و خطر بیشتر بیماری ها (فراتر از بیماری های مغزی) و مرگومیر همراه بوده است. این ارتباط نهتنها در تحلیلهای بقا دیده شده، بلکه همبستگیهای ژنتیکی نیز برای آن دیده شده است.
یافتههای این مطالعه، دانسته های قبلی درباره مدلهای ساعتهای پیری مبتنی بر فنوتیپ را گسترش میدهد و نشان میدهند که این رابطه غیرخطی بین خواب و پیری، محدود به مغز نیست بلکه در سراسر بدن دیده میشود و این الگو نهتنها در ویژگیهای ساختاری و عملکردی حاصل از تصویربرداری، بلکه در سطح مولکولی نیز قابل مشاهده است.
کمترین فاصله بین سن زیستی و سن تقویمی، در بیشتر شاخصها حوالی ۷ ساعت خواب دیده شده است. البته این به معنی یک عدد ثابت برای همه نیست، چون این بازه بسته به اندام و جنسیت کمی تفاوت داشته است. در واقع این نتایج به این معنا نیست که این بازه برای همه افراد بهترین است و همچنین ثابت نمیکند که رسیدن به این بازه بهطور مستقیم باعث کاهش پیری یا بهبود سلامت میشود. با این وجود، این مطالعه یکی از جامعترین تصاویر موجود از ارتباط بین خواب و پیری در سراسر بدن را ارائه میدهد.
تحلیلهای ژنتیکی این مطالعه نشان داده اند که خواب کوتاه (کمتر از 6 ساعت) با طیف وسیعی از بیماریها در سیستمهای مختلف بدن ارتباط دارد (از بیماریهای قلبی و دیابت گرفته تا کمردرد، آسم، افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد. در مقابل، خواب طولانی (بیش از 8 ساعت) بیشتر با اختلالات مغزی و روانپزشکی مانند افسردگی، اسکیزوفرنی، ADHD و میگرن مرتبط بوده است. بهطور کلی، بهنظر میرسد خواب کوتاه اثرات سیستمیک گستردهتری بر بدن داشته باشد، در حالی که خواب طولانی بیشتر با مسیرهای مرتبط با مغز و سلامت روان ارتباط دارد.
هم خواب کوتاه و هم خواب طولانی با افزایش خطر مرگومیر کلی همراه بوده است. افرادی که کمتر از ۶ ساعت میخوابیدند حدود ۵۰٪ و افرادی که بیش از ۸ ساعت میخوابیدند حدود ۴۰٪ خطر بیشتری برای مرگ از هر علت داشته اند.
این یافتهها از یک فرضیه امیدوارکننده هم حمایت میکنند که بهبود مدت خواب میتواند راهی قابل دسترس برای کاهش خطر بیماریهای مرتبط با سن باشد
در مجموع، این یافتهها نشان میدهند که اختلال در مدت خواب میتواند با تسریع پیری زیستی و افزایش ریسک بیماریهای مختلف در بدن همراه باشد، هرچند رابطه علت و معلولی هنوز بهطور کامل ثابت نشده است.
@Scientoemtric
در یک مطالعه بزرگ (منتشر شده در Nature) بر روی بیش از ۵۰۰ هزار نفر از UK Biobank، پژوهشگران ارتباط مدت خواب را با ۲۳ مدل تخمین سن زیستی بررسی کرده اند. مدلهایی که با استفاده از دادههای تصویربرداری، پروتئومیکس و متابولومیکس، سن زیستی اندامها و سیستمهای مختلف بدن را تخمین زده و سپس اختلاف آن با سن تقویمی (BAG = Biological age − Chronological age) را محاسبه کرده اند. نتیجه اصلی این بوده است که یک الگوی U شکل دیده شده است، یعنی هم خواب کمتر از ۶ ساعت و هم خواب بیشتر از ۸ ساعت با افزایش سن زیستی و خطر بیشتر بیماری ها (فراتر از بیماری های مغزی) و مرگومیر همراه بوده است. این ارتباط نهتنها در تحلیلهای بقا دیده شده، بلکه همبستگیهای ژنتیکی نیز برای آن دیده شده است.
یافتههای این مطالعه، دانسته های قبلی درباره مدلهای ساعتهای پیری مبتنی بر فنوتیپ را گسترش میدهد و نشان میدهند که این رابطه غیرخطی بین خواب و پیری، محدود به مغز نیست بلکه در سراسر بدن دیده میشود و این الگو نهتنها در ویژگیهای ساختاری و عملکردی حاصل از تصویربرداری، بلکه در سطح مولکولی نیز قابل مشاهده است.
کمترین فاصله بین سن زیستی و سن تقویمی، در بیشتر شاخصها حوالی ۷ ساعت خواب دیده شده است. البته این به معنی یک عدد ثابت برای همه نیست، چون این بازه بسته به اندام و جنسیت کمی تفاوت داشته است. در واقع این نتایج به این معنا نیست که این بازه برای همه افراد بهترین است و همچنین ثابت نمیکند که رسیدن به این بازه بهطور مستقیم باعث کاهش پیری یا بهبود سلامت میشود. با این وجود، این مطالعه یکی از جامعترین تصاویر موجود از ارتباط بین خواب و پیری در سراسر بدن را ارائه میدهد.
تحلیلهای ژنتیکی این مطالعه نشان داده اند که خواب کوتاه (کمتر از 6 ساعت) با طیف وسیعی از بیماریها در سیستمهای مختلف بدن ارتباط دارد (از بیماریهای قلبی و دیابت گرفته تا کمردرد، آسم، افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد. در مقابل، خواب طولانی (بیش از 8 ساعت) بیشتر با اختلالات مغزی و روانپزشکی مانند افسردگی، اسکیزوفرنی، ADHD و میگرن مرتبط بوده است. بهطور کلی، بهنظر میرسد خواب کوتاه اثرات سیستمیک گستردهتری بر بدن داشته باشد، در حالی که خواب طولانی بیشتر با مسیرهای مرتبط با مغز و سلامت روان ارتباط دارد.
هم خواب کوتاه و هم خواب طولانی با افزایش خطر مرگومیر کلی همراه بوده است. افرادی که کمتر از ۶ ساعت میخوابیدند حدود ۵۰٪ و افرادی که بیش از ۸ ساعت میخوابیدند حدود ۴۰٪ خطر بیشتری برای مرگ از هر علت داشته اند.
این یافتهها از یک فرضیه امیدوارکننده هم حمایت میکنند که بهبود مدت خواب میتواند راهی قابل دسترس برای کاهش خطر بیماریهای مرتبط با سن باشد
در مجموع، این یافتهها نشان میدهند که اختلال در مدت خواب میتواند با تسریع پیری زیستی و افزایش ریسک بیماریهای مختلف در بدن همراه باشد، هرچند رابطه علت و معلولی هنوز بهطور کامل ثابت نشده است.
@Scientoemtric
👍35❤6✍2
برای نخستینبار، یک قرص ضدویروسی توانسته از ابتلا به کووید-۱۹ پس از مواجهه با ویروس عامل کووید-19 پیشگیری کند. این دارو که Ensitrelvir نام دارد، آنزیمی را مهار میکند که ویروسهای کرونا برای تکثیر و ساخت نسخههای جدید از خود به آن نیاز دارند. اگرچه این نتایج چند سال پس از اوج همهگیری کووید منتشر شدهاند، اما این دارو میتواند برای افرادی که هنوز در برابر ویروس آسیبپذیر هستند نجاتبخش باشد، مثل سالمندان ساکن مراکز نگهداری یا دریافتکنندگان پیوند عضو که داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی مصرف میکنند.
مقاله در NEJM: لینک
گزارش نیچر: لینک
@Scientometric
مقاله در NEJM: لینک
گزارش نیچر: لینک
@Scientometric
👏17❤10👍6
هزاران شهر در جهان در حال جدا کردن رشد اقتصادی از مصرف سوختهای فسیلی هستند. پژوهشگران با مقایسه میزان دیاکسید نیتروژن (NO2)، یکی از آلایندههای اصلی ناششی از سوختهای فسیلی، و دادههای تولید ناخالص داخلی (GDP)، مسیر توسعه سبز بیش از ۵۰۰۰ شهر بزرگ جهان را بررسی کرده اند. نتایج نشان داده که حدود ۲۰۰۰ شهر بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ همزمان هم از نظر اقتصادی رشد کردهاند و هم آلودگی NO2 را کاهش دادهاند و بیشتر این شهرها هم در چین قرار دارند.
شهرهای پاکتر و ثروتمندتر: ده شهر پرجمعیتی که موفق شدهاند هم آلودگی NO2 را کاهش دهند و هم GDP را افزایش دهند عبارتاند از:
گوانگژو، شانگهای و پکن در چین
توکیو در ژاپن
دهلی، بمبئی و کلکته در هند
داکا در بنگلادش
سئول در کره جنوبی
کراچی در پاکستان
اما در سوی دیگر، برخی شهرها همزمان با افزایش GDP سرانه، آلودگی بیشتری را تجربه کردهاند: یعنی ثروتمندتر اما آلودهتر شدهاند، از جمله:
مسکو در روسیه
تهران و مشهد در ایران
ریاض در عربستان سعودی
در مقابل، برخی شهرها هم پاکتر و فقیرتر شدهاند: یعنی آلودگی کاهش یاقته اما رشد اقتصادی افت کرده است، از جمله:
کابل و هرات در افغانستان
بیروت در لبنان
پراگ در جمهوری چک
دسترسی به مقاله: لینک
گزارش نیچر: لینک
@Scientometric
شهرهای پاکتر و ثروتمندتر: ده شهر پرجمعیتی که موفق شدهاند هم آلودگی NO2 را کاهش دهند و هم GDP را افزایش دهند عبارتاند از:
گوانگژو، شانگهای و پکن در چین
توکیو در ژاپن
دهلی، بمبئی و کلکته در هند
داکا در بنگلادش
سئول در کره جنوبی
کراچی در پاکستان
اما در سوی دیگر، برخی شهرها همزمان با افزایش GDP سرانه، آلودگی بیشتری را تجربه کردهاند: یعنی ثروتمندتر اما آلودهتر شدهاند، از جمله:
مسکو در روسیه
تهران و مشهد در ایران
ریاض در عربستان سعودی
در مقابل، برخی شهرها هم پاکتر و فقیرتر شدهاند: یعنی آلودگی کاهش یاقته اما رشد اقتصادی افت کرده است، از جمله:
کابل و هرات در افغانستان
بیروت در لبنان
پراگ در جمهوری چک
دسترسی به مقاله: لینک
گزارش نیچر: لینک
@Scientometric
Nature
Global mapping of city-level economic growth decoupling from fossil fuels
Nature Cities - Tracking urban economic decoupling from fossil fuels is challenged by limited data. Using satellite NO2 and gross domestic product data, this study found that 80% of 2,475 cities...
❤8👍7👎1🥴1👀1
چند روز پیش درباره مقاله Correspondence منتشر شده در Lancet برای انستیتو پاستور ایران نوشته بودم (اینجا)
حالا در طرح روی جلد شماره جدید مجله لنست که روز قبل منتشر شده، از جملات پایانی این مقاله کوتاه استفاده شده است:
We urgently call on the international health communities…to foster the full restoration of the Pasteur Institute of Iran’s essential laboratory and its diagnostic, surveillance, and vaccine capabilities
ما فورا از جامعه جهانی سلامت میخواهیم ... برای تسهیل بازسازی کامل آزمایشگاه حیاتیِ انستیتو پاستور ایران و توانمندیهای تشخیصی، پایش و واکسنِ آن اقدام کنند.
@Scientometric
حالا در طرح روی جلد شماره جدید مجله لنست که روز قبل منتشر شده، از جملات پایانی این مقاله کوتاه استفاده شده است:
We urgently call on the international health communities…to foster the full restoration of the Pasteur Institute of Iran’s essential laboratory and its diagnostic, surveillance, and vaccine capabilities
ما فورا از جامعه جهانی سلامت میخواهیم ... برای تسهیل بازسازی کامل آزمایشگاه حیاتیِ انستیتو پاستور ایران و توانمندیهای تشخیصی، پایش و واکسنِ آن اقدام کنند.
@Scientometric
❤34👏20🌭10🙏3😭3😡1
چین بهسرعت وارد رقابت جهانی رابطهای مغز و کامپیوتز (Brain-Computer Interface یا BCI) شده و استارتاپهای این کشور حالا روی سیستمهایی کار میکنند که با کمک هوش مصنوعی میتوانند به افراد دارای آسیب نخاعی کمک کنند حرکت کنند، صحبت کنند یا حتی وسایل اطراف را فقط با فکرشان کنترل کنند.
یکی از این شرکتها، NeuroXess، در یک ترایال کوچک نشان داده که یک فرد دچار آسیب نخاعی توانسته فقط با فکر کردن و حرکتدادن نشانگر کامپیوتر، وسایل خانه را کنترل کند. این شرکت همچنین یک مدل زبانی بزرگ (LLM) توسعه داده که میتواند سیگنالهای مغزی مرتبط با زبان چینی را با سرعتی حتی بیشتر از میانگین سرعت صحبتکردن خود چینی ها رمزگشایی کند.
در چند سال اخیر، شرکتهایی، عمدتا در چین و آمریکا، مدلهای زبانی بزرگ را به رابطهای مغز و کامپیوتر اضافه کردهاند. این کار باعث شده پژوهشگران بتوانند فعالیتهای مغزی را با دقتی بیشتر از روشهای سنتی رمزگشایی کنند. در چین، کارآزماییهای بالینی این فناوری روی تعداد محدودی از افراد در حال انجام است و برخی از این دستگاههای مبتنی بر هوش مصنوعی احتمالا بهزودی وارد بازار عمومی خواهند شد.
البته همزمان نگرانیهایی درباره حریم خصوصی و استفاده از دادههای مغزی کاربران مطرح سده، بهویژه حالا که هوش مصنوعی هم وارد این فناوری شده است.
@Scientometric
گزارش نیچر: لینک
یکی از این شرکتها، NeuroXess، در یک ترایال کوچک نشان داده که یک فرد دچار آسیب نخاعی توانسته فقط با فکر کردن و حرکتدادن نشانگر کامپیوتر، وسایل خانه را کنترل کند. این شرکت همچنین یک مدل زبانی بزرگ (LLM) توسعه داده که میتواند سیگنالهای مغزی مرتبط با زبان چینی را با سرعتی حتی بیشتر از میانگین سرعت صحبتکردن خود چینی ها رمزگشایی کند.
در چند سال اخیر، شرکتهایی، عمدتا در چین و آمریکا، مدلهای زبانی بزرگ را به رابطهای مغز و کامپیوتر اضافه کردهاند. این کار باعث شده پژوهشگران بتوانند فعالیتهای مغزی را با دقتی بیشتر از روشهای سنتی رمزگشایی کنند. در چین، کارآزماییهای بالینی این فناوری روی تعداد محدودی از افراد در حال انجام است و برخی از این دستگاههای مبتنی بر هوش مصنوعی احتمالا بهزودی وارد بازار عمومی خواهند شد.
البته همزمان نگرانیهایی درباره حریم خصوصی و استفاده از دادههای مغزی کاربران مطرح سده، بهویژه حالا که هوش مصنوعی هم وارد این فناوری شده است.
@Scientometric
گزارش نیچر: لینک
Nature
China moves AI brain implants from trials towards real-world use
Nature - Chinese start-up firms are supercharging their efforts to develop algorithms for brain–computer interfaces that help people to walk and talk.
🔥10❤4👍2
جبران سریع خواب پس از یک کمخوابی، با کاهش خطر مرگومیر مرتبط است
دستورالعمل های سلامت عمومی توصیه میکنند که بهطور منظم ۷ تا ۹ ساعت خواب داشته باشید و همچنین پس از کمبود خواب در روزهای هفته، خواب جبرانی (catch-up sleep) را در آخر هفتهها توصیه می کنند. اما پژوهش ها درباره خواب جبرانی نتایج متفاوتی داشته اند. برخی مطالعات نشان داده اند که خوابیدن بیشتر در آخر هفتهها ممکن است خطر بیمارهایی مانند پرفشاری خون، دیابت و دمانس را کاهش دهد. با این حال، برخی دیگر از مطالعات هیچ اثری بر خطر مرگ و بیماریهای قلبیعروقی برای این موضوع پیدا نکردهاند.
معمولا چنین به نظر می رسد که مردم کمبود خواب خود در طول هفته را در اخر هفته ها جبران کنند. اما مطالعه جدید نشان میدهد که مردم سعی میکنند هرچه زودتر کمبود خواب خود را جبران کنند.
در مطالعه همگروهی آیندهنگر روی بیش از 85 هزار نفر از UK Biobank، با بررسی دادههای خواب، پنج الگوی روزبهروزِ کم خوابی و جبران سریع خواب (five day-to-day sleep restriction-rebound patterns) شناسایی شده است:
خواب منظم،
کم خوابی بدون جبران،
کم خوابی با جبران،
کم خوابی شدید بدون جبران،
و کم خوابی شدید با جبران.
ارتباط این سبک از خواب ها با مرگ و میر کلی در یک بازه زمانی با میانه 8 سال بررسی شده است. در مقایسه با افراد با خواب منطم، بیشترین میزان مرگ و میر در گروه با الگوی کم خوابی شدید بدون جبران دیده شده است. اما هیچ یک از الگو های کم خوابی با جبران و کم خوابی شدید با جبران، ارتباط معناداری با افزایش میزان مرگ و میر کلی نداشته اند. نتایج به دست آمده از این مطالعه بر روی گروه دیگر از افراد از آمریکا هم بررسی شده و نتایج مشابهی به دست آمده است.
در واقع نتایج مطالعه نشان می دهد که افرادی که در یک شب خواب ناکافی داشته اند و بعد، روز بعد خواب جبرانی داشته اند مثلا یک ساعت بیشتر خوابیده اند، تقریبا همان خطر مرگومیری را داشته اند که افراد با خواب منظم داشته اند.
این یافتهها با این تصور زیستی همراستا هستند که خواب جبرانی ممکن است تا حدی کمبود خواب حاد را جبران کند. اما نباید این طور تفسیر شود که فقط چون می توان کمبود خواب را جبران کرد پس کم خوابی در طول هفته بی خطر است.
مطالعه در Nature Communications
گزارش ساینس: لینک
@Scientometric
دستورالعمل های سلامت عمومی توصیه میکنند که بهطور منظم ۷ تا ۹ ساعت خواب داشته باشید و همچنین پس از کمبود خواب در روزهای هفته، خواب جبرانی (catch-up sleep) را در آخر هفتهها توصیه می کنند. اما پژوهش ها درباره خواب جبرانی نتایج متفاوتی داشته اند. برخی مطالعات نشان داده اند که خوابیدن بیشتر در آخر هفتهها ممکن است خطر بیمارهایی مانند پرفشاری خون، دیابت و دمانس را کاهش دهد. با این حال، برخی دیگر از مطالعات هیچ اثری بر خطر مرگ و بیماریهای قلبیعروقی برای این موضوع پیدا نکردهاند.
معمولا چنین به نظر می رسد که مردم کمبود خواب خود در طول هفته را در اخر هفته ها جبران کنند. اما مطالعه جدید نشان میدهد که مردم سعی میکنند هرچه زودتر کمبود خواب خود را جبران کنند.
در مطالعه همگروهی آیندهنگر روی بیش از 85 هزار نفر از UK Biobank، با بررسی دادههای خواب، پنج الگوی روزبهروزِ کم خوابی و جبران سریع خواب (five day-to-day sleep restriction-rebound patterns) شناسایی شده است:
خواب منظم،
کم خوابی بدون جبران،
کم خوابی با جبران،
کم خوابی شدید بدون جبران،
و کم خوابی شدید با جبران.
ارتباط این سبک از خواب ها با مرگ و میر کلی در یک بازه زمانی با میانه 8 سال بررسی شده است. در مقایسه با افراد با خواب منطم، بیشترین میزان مرگ و میر در گروه با الگوی کم خوابی شدید بدون جبران دیده شده است. اما هیچ یک از الگو های کم خوابی با جبران و کم خوابی شدید با جبران، ارتباط معناداری با افزایش میزان مرگ و میر کلی نداشته اند. نتایج به دست آمده از این مطالعه بر روی گروه دیگر از افراد از آمریکا هم بررسی شده و نتایج مشابهی به دست آمده است.
در واقع نتایج مطالعه نشان می دهد که افرادی که در یک شب خواب ناکافی داشته اند و بعد، روز بعد خواب جبرانی داشته اند مثلا یک ساعت بیشتر خوابیده اند، تقریبا همان خطر مرگومیری را داشته اند که افراد با خواب منظم داشته اند.
این یافتهها با این تصور زیستی همراستا هستند که خواب جبرانی ممکن است تا حدی کمبود خواب حاد را جبران کند. اما نباید این طور تفسیر شود که فقط چون می توان کمبود خواب را جبران کرد پس کم خوابی در طول هفته بی خطر است.
مطالعه در Nature Communications
گزارش ساینس: لینک
@Scientometric
Nature
Acute sleep rebound following sleep restriction is associated with reduced mortality risk
Nature Communications - Existing research primarily focuses on average sleep duration, overlooking dynamic sleep patterns in real-world settings. Here, the authors show that acute sleep rebound...
❤24👍8