Forwarded from تجربههای روانپزشکانه
🗣 درنگ
#دکتر_امیرحسین_جلالی_ندوشن. روانپزشک
چهلمِ «فرمایشی» برای سوگی «توقیف شده»
به کسی که هنوز خونریزی دارد نمیگوییم «دیگر تمام شد»
ایسنا گزارش داده که سید ضیا هاشمی معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهور با بیان اینکه دیماه امسال رخداد تلخی برای کشور رقم خورد، گفته که سوگواری ملت ایران برای جانباختگان، از جمله مظلومانی که به دلیل اقدامات نادرست جان خود را از دست دادند، یادآور اهمیت استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی برای تقویت هویت جمعی و سرمایهی اجتماعی است. او در ادامه گفته به همین منظور مقرر شده که مراسم چهلم همهی جانباختگان حوادث دیماه در مصلی تهران و حرم امام رضا(ع) برگزار شود.
از سویی گویی دولت تنها متولی نیست، و رقابتی برای برگزاری چهلم پا گرفته است. تا اینجا طبق اخبار منتشر شده، و به گزارش ایرنا از روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مراسم چهلم شهدا و جانباختگان فتنه در روزهای چهارشنبه ۲۸ و پنجشنبه ۲۹ بهمن در مساجد، بقاع متبرکه و حسینیههای سراسر کشور برگزار خواهد شد. البته ادامهی اطلاعیهی این نهاد آشکار میکند که چهلم این سازمان آن شمول «همه»ی چهلم دولتی را هم ندارد، و آشکارا با توصیفهایی که نموده کشتگان و چهلم را هم دستهبندی کرده است. بخشی از این اطلاعیه حاوی این کلمات است؛ «... با ایجاد رعب و وحشت، تخریب اموال عمومی، تعرض به جان هممیهنان عزیز و شهادت نیروهای مردمی، انتظامی و امنیتی و با راهبرد «کشتهسازی» و تحریک احساسات عمومی ـ بهویژه جوانان - چرخه حکمرانی و نظم عمومی کشور را مختل سازند، اما...»
اما، در واقعیت نادیدهگرفته شدهی روایتهای دولتی این است که سوگِ کشتگانِ دیماه برای بخشی از افکار عمومی و برای گروهی از بازماندگان، «سوگِ توقیفشده» است؛ یعنی سوگی که تاکنون اجازه پیدا نکرده مسیر طبیعی خودش را طی کند.
سوگ سالم معمولاً چند کارِ مشخص دارد: بهرسمیتشناختن واقعیتِ فقدان، معنا دادن به آن در یک روایت قابلتحمل، تجربهکردن موجهای غم و خشم و ترس، و در نهایت رسیدن به نوعی جا دادنِ فقدان در زندگی (نه فراموشی، نه پاککردن).
اما سوگ «توقیفشده» وقتی رخ میدهد که جامعه یا نهادِ قدرت، یا حتی خانواده و اطرافیان، به هر دلیل این کارویژههای سوگ را مانع شوند. آدمها میمانند با یک فقدانِ واقعیتمند، اما بیروایت؛ با دردی جانکاه، اما بیجایگاه؛ با خشمی روان، اما بیمسیر.
با این توصیف، میشود حدس زد چرا «مراسم حکومتیِ چهلم» به این وضعیت دامن میزند و رهگشا نیست.
اما وقتی چهلم به شکل فرمایشی برگزار میشود، معمولاً چند اتفاق میافتد که دقیقاً خلافِ کارکرد سنتی آن است. اول آنکه آیین به جای التیام، تبدیل به پیام سیاسی میشود. دوم، مراسم از « رنجِ بازمانده» جدا میشود و به «نمایشِ روایتِ رسمی» بدل میگردد. بازمانده احساس میکند صاحبِ سوگ نیست؛ مهمانِ سوگِ خودش است. هنوز مراسم برپا نشده، در همین اطلاعیهها این فرجام نمایان شده است.
از دیگر جانب، سوگ فقط با شمع و گل و نوحه و مرثیه حل و فصل نمیشود، اگر حقیقت روشن نگردد، و اگر در واقعیت و عمل نه در مجاز و شعار مسئولیتی گردن گرفته نشود.
اگر توضیحات همچنان قانعکننده نباشد، چهلم مثل یک درِ بسته عمل میکند. قرار است فصل «سوگوارانه» را ببندد، اما چون «قفلِ اصلی» باز نشده، فقط فشارِ درون را بیشتر میکند.
و در نهایت باید گفت که سوگِ جمعی ذاتاً چندصدایی است: خانوادهها، شاهدان، شهرهای مختلف، تجربههای مختلف. اما مراسم حکومتی مانند گزارشهای حکومتی و روایت رسانههای دولتی میخواهد یک روایت واحد بسازد. این کار، صدا وسیما و سخن و رنج بخش بزرگی از مردم را از آیین بیرون میگذارد و احساسِ «دیده نشدن» را تشدید میکند. سوگِ دیدهنشده تبدیل به خشم میشود. پس بهجای همدلی، احساسِ اجبار و تحقیر تولید میکند.
چهلمِ فرمایشی میخواهد «پایان» اعلام کند، اما جامعه هنوز در شوک است. اعلامِ پایان، وقتی هنوز بدنها و ذهنها در بهتاند، شبیه این است که به کسی که هنوز خونریزی دارد بگوییم «دیگر تمام شد». نتیجه معمولاً نه پایان که بازتولید ترومای جمعی است.
#تجربههای_روانپزشکانه
#دکتر_امیرحسین_جلالی_ندوشن. روانپزشک
چهلمِ «فرمایشی» برای سوگی «توقیف شده»
به کسی که هنوز خونریزی دارد نمیگوییم «دیگر تمام شد»
ایسنا گزارش داده که سید ضیا هاشمی معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهور با بیان اینکه دیماه امسال رخداد تلخی برای کشور رقم خورد، گفته که سوگواری ملت ایران برای جانباختگان، از جمله مظلومانی که به دلیل اقدامات نادرست جان خود را از دست دادند، یادآور اهمیت استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی برای تقویت هویت جمعی و سرمایهی اجتماعی است. او در ادامه گفته به همین منظور مقرر شده که مراسم چهلم همهی جانباختگان حوادث دیماه در مصلی تهران و حرم امام رضا(ع) برگزار شود.
از سویی گویی دولت تنها متولی نیست، و رقابتی برای برگزاری چهلم پا گرفته است. تا اینجا طبق اخبار منتشر شده، و به گزارش ایرنا از روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مراسم چهلم شهدا و جانباختگان فتنه در روزهای چهارشنبه ۲۸ و پنجشنبه ۲۹ بهمن در مساجد، بقاع متبرکه و حسینیههای سراسر کشور برگزار خواهد شد. البته ادامهی اطلاعیهی این نهاد آشکار میکند که چهلم این سازمان آن شمول «همه»ی چهلم دولتی را هم ندارد، و آشکارا با توصیفهایی که نموده کشتگان و چهلم را هم دستهبندی کرده است. بخشی از این اطلاعیه حاوی این کلمات است؛ «... با ایجاد رعب و وحشت، تخریب اموال عمومی، تعرض به جان هممیهنان عزیز و شهادت نیروهای مردمی، انتظامی و امنیتی و با راهبرد «کشتهسازی» و تحریک احساسات عمومی ـ بهویژه جوانان - چرخه حکمرانی و نظم عمومی کشور را مختل سازند، اما...»
اما، در واقعیت نادیدهگرفته شدهی روایتهای دولتی این است که سوگِ کشتگانِ دیماه برای بخشی از افکار عمومی و برای گروهی از بازماندگان، «سوگِ توقیفشده» است؛ یعنی سوگی که تاکنون اجازه پیدا نکرده مسیر طبیعی خودش را طی کند.
سوگ سالم معمولاً چند کارِ مشخص دارد: بهرسمیتشناختن واقعیتِ فقدان، معنا دادن به آن در یک روایت قابلتحمل، تجربهکردن موجهای غم و خشم و ترس، و در نهایت رسیدن به نوعی جا دادنِ فقدان در زندگی (نه فراموشی، نه پاککردن).
اما سوگ «توقیفشده» وقتی رخ میدهد که جامعه یا نهادِ قدرت، یا حتی خانواده و اطرافیان، به هر دلیل این کارویژههای سوگ را مانع شوند. آدمها میمانند با یک فقدانِ واقعیتمند، اما بیروایت؛ با دردی جانکاه، اما بیجایگاه؛ با خشمی روان، اما بیمسیر.
با این توصیف، میشود حدس زد چرا «مراسم حکومتیِ چهلم» به این وضعیت دامن میزند و رهگشا نیست.
در سنت ایرانی، «چهلم» قرار است نقطهٔ جمعبندی باشد؛جمع شدنِ خانواده و دوستان، شنیده شدنِ دوبارهی قصهٔ فقدان، احترام به رنج، و کمک به اینکه بازمانده از شوکِ اولیه کمی به زمین برگردد، در یک کلام یعنی یک آیینِ اجتماعی برای کمک به استمرار جریان سوگ.
اما وقتی چهلم به شکل فرمایشی برگزار میشود، معمولاً چند اتفاق میافتد که دقیقاً خلافِ کارکرد سنتی آن است. اول آنکه آیین به جای التیام، تبدیل به پیام سیاسی میشود. دوم، مراسم از « رنجِ بازمانده» جدا میشود و به «نمایشِ روایتِ رسمی» بدل میگردد. بازمانده احساس میکند صاحبِ سوگ نیست؛ مهمانِ سوگِ خودش است. هنوز مراسم برپا نشده، در همین اطلاعیهها این فرجام نمایان شده است.
از دیگر جانب، سوگ فقط با شمع و گل و نوحه و مرثیه حل و فصل نمیشود، اگر حقیقت روشن نگردد، و اگر در واقعیت و عمل نه در مجاز و شعار مسئولیتی گردن گرفته نشود.
اگر توضیحات همچنان قانعکننده نباشد، چهلم مثل یک درِ بسته عمل میکند. قرار است فصل «سوگوارانه» را ببندد، اما چون «قفلِ اصلی» باز نشده، فقط فشارِ درون را بیشتر میکند.
و در نهایت باید گفت که سوگِ جمعی ذاتاً چندصدایی است: خانوادهها، شاهدان، شهرهای مختلف، تجربههای مختلف. اما مراسم حکومتی مانند گزارشهای حکومتی و روایت رسانههای دولتی میخواهد یک روایت واحد بسازد. این کار، صدا وسیما و سخن و رنج بخش بزرگی از مردم را از آیین بیرون میگذارد و احساسِ «دیده نشدن» را تشدید میکند. سوگِ دیدهنشده تبدیل به خشم میشود. پس بهجای همدلی، احساسِ اجبار و تحقیر تولید میکند.
چهلمِ فرمایشی میخواهد «پایان» اعلام کند، اما جامعه هنوز در شوک است. اعلامِ پایان، وقتی هنوز بدنها و ذهنها در بهتاند، شبیه این است که به کسی که هنوز خونریزی دارد بگوییم «دیگر تمام شد». نتیجه معمولاً نه پایان که بازتولید ترومای جمعی است.
#تجربههای_روانپزشکانه
👍72❤20👎10😡3🙏2🔥1
در مجله لنست مقالهای با عنوان "خاموشی های اینترنت در ایران و حق بر سلامت" منتشر شده است. من بخش هایی از آن را اینجا قرار میدهم:
در سالهای اخیر، سلاحیسازیِ قطع یا محدودسازی دسترسیِ دیجیتال (weaponisation of restricting
digital connectivity)،
بهتدریج به امری عادی تبدیل شده. فقط در سال ۲۰۲۴، دولتها ۲۹۶ مورد قطع اینترنت را در ۵۴ کشور اعمال کرده اند که دستکم ۷۲ مورد آن بهطور مستقیم با نقض حقوق بشر در بسترهای درگیری و خشونت مرتبط بوده. این قطعیها اغلب دقیقا در زمانهایی رخ داده که پاسخ اورژانسی پزشکی و هماهنگیهای بشردوستانه، بیشترین اهمیت را داشته و به این ترتیب، خطرات برای سلامت و رفاه غیرنظامیان را بیش از پیش کرده اند.
اینترنت دیگر یک کالای لوکس نیست. بلکه به جز جداییناپذیر تقریبا تمام ابعاد زندگی تبدیل شده. بر اساس حقوق بینالملل، دسترسی به اینترنت با حق آزادی بیان و حق برخورداری از سلامت ارتباط مستقیم دارد. احترام به این حق یعنی خودداری از مسدودسازی دسترسی، حفاظت از این حق مستلزم وجود تضمینهای قانونی علیه قطع اینترنت است و تحقق این حق آن نیازمند فراهمسازی دسترسی همگانی و پایدار است.
نمونهای برجسته از آسیبهای شدید ناشی از استفاده سیاسی از قطع اینترنت، برای ایران است. ایران در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ یک قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. هرچند بخشی از اتصال بعدها بازگردانده شد، اما تا اوایل فوریه ۲۰۲۶ شبکه همچنان بهشدت فیلترشده و با دسترسیهای مقطعی همرا بوده. همزمان، گزارشها از سرکوب خشن معترضان توسط نیروهای امنیتی حکایت دارند: تبدیل مراکز درمانی به هدف، شلیک گاز اشکآور و ساچمه در محوطه بیمارستانها، ضربوشتم کارکنان سلامت، و حتی ورود به بخشهای فعال درمانی برای بازداشت مجروحان.
آسیب دوگانه قطع اینترنت یعنی قطعی اینترنت هم مانع از انتشار شواهد حملات به بیمارستانها و نقض حقوق بشر میشود و هم جریان دادههای لازم برای هماهنگی پزشکی اورژانسی و پزشکی از راه دور را مسدود میکند.
این سلاحیسازیِ قطع اینترنت، تعهدات بینالمللی ایران را نقض کرده و بهطور مستقیم به سلامت و رفاه مردم آسیب میزند. وقتی مستندسازی سرکوب میشود، راستیآزمایی تلفات تقریبا ناممکن میشود. هرچند برآوردهای معتبر حاکی از آن است که شمار جانباختگان تاکنون به هزاران نفر رسیده است.
اگرچه دولتها اغلب قطع اینترنت را به بهانه امنیت ملی توجیه میکنند، اما قوانین بینالمللی در این مورد واضح است: در طول درگیریهای مسلحانه، محدودیتها باید توسط قانون تجویز شوند، هدف مشروعی را دنبال کنند و ضروری و متناسب باشند. قطعهای سراسری که کل جمعیت را تحت تاثیر قرار میدهند، این معیارها را برآورده نمیکنند. آسیب نامتناسب به شهروندان، عدم ارائه خدمات اورژانسی و اختلال در کمکهای بشردوستانه را نمیتوان با اصول ضرورت و تناسب که پایههای حقوق بینالملل بشردوستانه را تشکیل میدهند، تطبیق داد.
سازمان جهانی بهداشت و انجمن جهانی پزشکی، باید بهطور علنی قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت را نقض حق بر سلامت اعلام کنند.
بیطرفی پزشکی نیازمند حفاظت فعال است. از جمله پایش مستقل حملات علیه کارکنان سلامت.
برای حفاظت بلندمدت از این حقوق، به تضمینهای حقوقی و نهادی نیاز است. مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر باید قطعنامههای الزامآوری تصویب کنند که سازوکارهای پاسخگویی برای قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت ایجاد کند.
سازمان بهداشت جهانی باید پروتکلهایی تدوین کند که اتصال به اینترنت را به عنوان زیرساخت ضروری سلامت برای ارائه مراقبتها و خدمات اورژانسی و غیر اورژانسی از جمله واکسیناسیون، برنامه های کاهش آسیب، غربالگری سرطان و نظارت بر بیماریهای عفونی به رسمیت بشناسد.
تحقق حق دسترسی به اینترنت مستلزم سرمایهگذاری پیشدستانه در دسترسی مقاوم و تابآور است. جامعه جهانی سلامت باید بهسوی فناوریهای ماهوارهای مستقیم به دستگاه (direct-to-device satellite technologies) حرکت کند که امکان اتصال گوشیهای هوشمند بدون تغییر را فراهم میکنند و میتوانند از زیرساختهای محلی در بسترهای غیردموکراتیک عبور کنند.
شواهد کاملا روشن و بدون تردیدند: قابل پیش بینی است که قطع اینترنت موجب مرگهای قابلپیشگیری میشود، جنایات را پنهان میکند و آسیبهای روانی ماندگار بر جای میگذارد. همانطور که قطع اینترنتِ در حال تداوم در ایران بهوضوح نشان میدهد، دسترسی به اینترنت یکی از عوامل اصلی سلامت و رفاه اجتماعی است
جامعه جهانی سلامت هم چارچوب حقوقی را در اختیار دارد، هم شواهد علمی و هم مسئولیت اخلاقیِ اقدام را. در برابر چنین انزوای هدفمندی در ایران، سکوت موضعی خنثی نیست، بلکه همدستی در آن است.
برای مطالعه کل مقاله میتوانید از فایل پی دی اف زیر استفاده کنید.
در سالهای اخیر، سلاحیسازیِ قطع یا محدودسازی دسترسیِ دیجیتال (weaponisation of restricting
digital connectivity)،
بهتدریج به امری عادی تبدیل شده. فقط در سال ۲۰۲۴، دولتها ۲۹۶ مورد قطع اینترنت را در ۵۴ کشور اعمال کرده اند که دستکم ۷۲ مورد آن بهطور مستقیم با نقض حقوق بشر در بسترهای درگیری و خشونت مرتبط بوده. این قطعیها اغلب دقیقا در زمانهایی رخ داده که پاسخ اورژانسی پزشکی و هماهنگیهای بشردوستانه، بیشترین اهمیت را داشته و به این ترتیب، خطرات برای سلامت و رفاه غیرنظامیان را بیش از پیش کرده اند.
اینترنت دیگر یک کالای لوکس نیست. بلکه به جز جداییناپذیر تقریبا تمام ابعاد زندگی تبدیل شده. بر اساس حقوق بینالملل، دسترسی به اینترنت با حق آزادی بیان و حق برخورداری از سلامت ارتباط مستقیم دارد. احترام به این حق یعنی خودداری از مسدودسازی دسترسی، حفاظت از این حق مستلزم وجود تضمینهای قانونی علیه قطع اینترنت است و تحقق این حق آن نیازمند فراهمسازی دسترسی همگانی و پایدار است.
نمونهای برجسته از آسیبهای شدید ناشی از استفاده سیاسی از قطع اینترنت، برای ایران است. ایران در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ یک قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. هرچند بخشی از اتصال بعدها بازگردانده شد، اما تا اوایل فوریه ۲۰۲۶ شبکه همچنان بهشدت فیلترشده و با دسترسیهای مقطعی همرا بوده. همزمان، گزارشها از سرکوب خشن معترضان توسط نیروهای امنیتی حکایت دارند: تبدیل مراکز درمانی به هدف، شلیک گاز اشکآور و ساچمه در محوطه بیمارستانها، ضربوشتم کارکنان سلامت، و حتی ورود به بخشهای فعال درمانی برای بازداشت مجروحان.
آسیب دوگانه قطع اینترنت یعنی قطعی اینترنت هم مانع از انتشار شواهد حملات به بیمارستانها و نقض حقوق بشر میشود و هم جریان دادههای لازم برای هماهنگی پزشکی اورژانسی و پزشکی از راه دور را مسدود میکند.
این سلاحیسازیِ قطع اینترنت، تعهدات بینالمللی ایران را نقض کرده و بهطور مستقیم به سلامت و رفاه مردم آسیب میزند. وقتی مستندسازی سرکوب میشود، راستیآزمایی تلفات تقریبا ناممکن میشود. هرچند برآوردهای معتبر حاکی از آن است که شمار جانباختگان تاکنون به هزاران نفر رسیده است.
اگرچه دولتها اغلب قطع اینترنت را به بهانه امنیت ملی توجیه میکنند، اما قوانین بینالمللی در این مورد واضح است: در طول درگیریهای مسلحانه، محدودیتها باید توسط قانون تجویز شوند، هدف مشروعی را دنبال کنند و ضروری و متناسب باشند. قطعهای سراسری که کل جمعیت را تحت تاثیر قرار میدهند، این معیارها را برآورده نمیکنند. آسیب نامتناسب به شهروندان، عدم ارائه خدمات اورژانسی و اختلال در کمکهای بشردوستانه را نمیتوان با اصول ضرورت و تناسب که پایههای حقوق بینالملل بشردوستانه را تشکیل میدهند، تطبیق داد.
سازمان جهانی بهداشت و انجمن جهانی پزشکی، باید بهطور علنی قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت را نقض حق بر سلامت اعلام کنند.
بیطرفی پزشکی نیازمند حفاظت فعال است. از جمله پایش مستقل حملات علیه کارکنان سلامت.
برای حفاظت بلندمدت از این حقوق، به تضمینهای حقوقی و نهادی نیاز است. مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر باید قطعنامههای الزامآوری تصویب کنند که سازوکارهای پاسخگویی برای قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت ایجاد کند.
سازمان بهداشت جهانی باید پروتکلهایی تدوین کند که اتصال به اینترنت را به عنوان زیرساخت ضروری سلامت برای ارائه مراقبتها و خدمات اورژانسی و غیر اورژانسی از جمله واکسیناسیون، برنامه های کاهش آسیب، غربالگری سرطان و نظارت بر بیماریهای عفونی به رسمیت بشناسد.
تحقق حق دسترسی به اینترنت مستلزم سرمایهگذاری پیشدستانه در دسترسی مقاوم و تابآور است. جامعه جهانی سلامت باید بهسوی فناوریهای ماهوارهای مستقیم به دستگاه (direct-to-device satellite technologies) حرکت کند که امکان اتصال گوشیهای هوشمند بدون تغییر را فراهم میکنند و میتوانند از زیرساختهای محلی در بسترهای غیردموکراتیک عبور کنند.
شواهد کاملا روشن و بدون تردیدند: قابل پیش بینی است که قطع اینترنت موجب مرگهای قابلپیشگیری میشود، جنایات را پنهان میکند و آسیبهای روانی ماندگار بر جای میگذارد. همانطور که قطع اینترنتِ در حال تداوم در ایران بهوضوح نشان میدهد، دسترسی به اینترنت یکی از عوامل اصلی سلامت و رفاه اجتماعی است
جامعه جهانی سلامت هم چارچوب حقوقی را در اختیار دارد، هم شواهد علمی و هم مسئولیت اخلاقیِ اقدام را. در برابر چنین انزوای هدفمندی در ایران، سکوت موضعی خنثی نیست، بلکه همدستی در آن است.
برای مطالعه کل مقاله میتوانید از فایل پی دی اف زیر استفاده کنید.
Telegram
Scientometrics
👍41❤3😁2
بیانیه اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور در ضرورت حفظ امنیت تجمعات دانشجویی، خطاب به مسئولین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مسئولین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مسئولین دانشگاههای سراسر کشور
ما جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور، ضمن محکومکردن صریح کشتار دیماه و همدلی با خانواده های ایشان و همچنین با درک حساسیت شرایط کنونی که بیش از همیشه نیازمند خشونت پرهیزی و مدارا و صیانت از جان و روح دانشگاه می باشد، با قاطعیت از شما درخواست میکنیم ضمن بهرسمیت شناختن صریح حق اعتراض و افزایش سعهصدر در مواجهه با شعارهای مخالف با حکومت، اقدامات فوری زیر را برای حفظ حرمت دانشگاه و مصونیت دانشجویان به مرحله اجرا بگذارید:
تضمین امنیت فیزیکی و قضایی برای تجمعات دانشجویی
ممنوعیت مطلق ورود نیروهای غیرمرتبط
پیگیری فوری و جدی وضعیت دانشجویان دستگیرشده و لغو احکام انضباطی
تشکیل کمیته صیانت از حقوق دانشگاهیان
متن کامل برای امضای بیانیه از اینجا: لینک
اسامی اعضای هیئت علمی که تاکنون بیانیه را امضا کردهاند: لینک
@Scientomrtric
ما جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور، ضمن محکومکردن صریح کشتار دیماه و همدلی با خانواده های ایشان و همچنین با درک حساسیت شرایط کنونی که بیش از همیشه نیازمند خشونت پرهیزی و مدارا و صیانت از جان و روح دانشگاه می باشد، با قاطعیت از شما درخواست میکنیم ضمن بهرسمیت شناختن صریح حق اعتراض و افزایش سعهصدر در مواجهه با شعارهای مخالف با حکومت، اقدامات فوری زیر را برای حفظ حرمت دانشگاه و مصونیت دانشجویان به مرحله اجرا بگذارید:
تضمین امنیت فیزیکی و قضایی برای تجمعات دانشجویی
ممنوعیت مطلق ورود نیروهای غیرمرتبط
پیگیری فوری و جدی وضعیت دانشجویان دستگیرشده و لغو احکام انضباطی
تشکیل کمیته صیانت از حقوق دانشگاهیان
متن کامل برای امضای بیانیه از اینجا: لینک
اسامی اعضای هیئت علمی که تاکنون بیانیه را امضا کردهاند: لینک
@Scientomrtric
Google Docs
بیانیه اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور در ضرورت حفظ امنیت تجمعات دانشجویی
👍113👎30❤16🙏2🔥1
Forwarded from Scientometrics
در تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۵۳، در یک روز مهم در تاریخ پزشکی، دکتر Jonas Salk از آمریکا اعلام کرد که اولین واکسن فلج اطفال (از ویروس غیر فعال) را ساخته است.
او واکسن را روی خود و خانوادهاش تست کرد و تا یک سال بعد روی ۱/۶ میلیون نفر در آمریکا، کانادا و فنلاند تست شد و نتایج هم در ۱۹۵۵ اعلام شد. شش شرکت دارویی مجوز ساخت واکسن را دریافت کردند ولی او نخواست تا سودی از به اشتراک گذاری اطلاعات واکسن دریافت کند و وقتی از او پرسیدند که صاحب امتیاز واکسن کیست، پاسخ داد که متعلق به مردم است و مگر مثلا خورشید Patent دارد!
تعداد افراد مبتلا به این بیماری از ۵۸ هزار مورد در ۱۹۵۲، به حدود ۶ هزار مورد در ۱۹۵۷ و تنها ۱۶۱ مورد در ۱۹۶۱ رسید.
در بزرگترین همهگیری ثبت شده در آمریکا بیش از ۳۰۰۰ نفر در ۱۹۵۲ به علت ابتلا به این بیماری فوت شده بودند.
بعدا واکسن دیگری توسط Albert Sabin (قطره خوراکی از ویروس زنده ضعیف شده) در ۱۹۶۲ ساخته شد. (از ایکس و WHO)
@Scientometric
او واکسن را روی خود و خانوادهاش تست کرد و تا یک سال بعد روی ۱/۶ میلیون نفر در آمریکا، کانادا و فنلاند تست شد و نتایج هم در ۱۹۵۵ اعلام شد. شش شرکت دارویی مجوز ساخت واکسن را دریافت کردند ولی او نخواست تا سودی از به اشتراک گذاری اطلاعات واکسن دریافت کند و وقتی از او پرسیدند که صاحب امتیاز واکسن کیست، پاسخ داد که متعلق به مردم است و مگر مثلا خورشید Patent دارد!
تعداد افراد مبتلا به این بیماری از ۵۸ هزار مورد در ۱۹۵۲، به حدود ۶ هزار مورد در ۱۹۵۷ و تنها ۱۶۱ مورد در ۱۹۶۱ رسید.
در بزرگترین همهگیری ثبت شده در آمریکا بیش از ۳۰۰۰ نفر در ۱۹۵۲ به علت ابتلا به این بیماری فوت شده بودند.
بعدا واکسن دیگری توسط Albert Sabin (قطره خوراکی از ویروس زنده ضعیف شده) در ۱۹۶۲ ساخته شد. (از ایکس و WHO)
@Scientometric
👏33❤28👌1
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
سازمان نظام پرستاری جمهوری اسلامی ایران با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد با وجود اعلام امکان اعطای دسترسی ویژه به اینترنت برای اعضای این سازمان، درخواست هیچگونه امتیاز ویژهای نخواهد داشت.
در این اطلاعیه آمده است:
در این اطلاعیه آمده است:
با توجه به محدودیتهای ایجاد شده در دسترسی به اینترنت بینالملل بهدلیل شرایط خاص جنگی کشور و ارائه دسترسی محدود (اینترنت پرو) به برخی اقشار، امکان اعطای این امتیاز به اعضای سازمان نظام پرستاری نیز از سوی مقامات مسئول اعلام شد، لکن سازمان نظام پرستاری جمهوری اسلامی ایران براساس بررسی جوانب مختلف تا زمان رفع محدودیتهای دسترسی عموم مردم به اینترنت بینالملل، درخواست هیچ امتیاز ویژهای را برای اعضای خود نخواهد داشت.
👍84👏29❤10🔥7🤷♂3👎2
Forwarded from انجمن علمی روانپزشکان ایران
💡 اطلاعرسانی
دیدگاه انجمن علمی روانپزشکان ایران در مورد پیامدهای روانی اجتماعی نحوهی مدیریت محدودیت اینترنت
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که *حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد*؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
دیدگاه انجمن علمی روانپزشکان ایران در مورد پیامدهای روانی اجتماعی نحوهی مدیریت محدودیت اینترنت
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که *حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد*؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
👍31💯6😁5❤4🔥1👏1
مقاله کارآزمایی بالینی از ایران که در BMJ منتشر شده بود، ماه قبل سلب اعتبار (Retract) شده است. مقاله در مورد تلاش برای جلوگیری از نارسایی قلبی بعد از سکته با سلولهای بنیادی بود و بر این اساس خطر نارسایی قلبی بیش از ۵۰٪ کاهش یافته بود.
اینجا (لینک) BMJ به صورت مفصل در این مورد توضیح داده است. مشکلاتی همچون اعلام نادرست تعارض منافع، اضافه کردن نویسنده بدون رضایت،تناقض در زمان ثبت کارآزمایی و مهمتر از همه تردید درباره صحت دادهها و قابل اعتماد بودن کارآزمایی بالینی وجود داشته است.
پاسخ های نویسنده مسئول قانع کننده نبوده است. مجله با غذا و داروی ایران هم تماس داشته تا بررسی مستقل صورت بگیرد ولی از دوم دسامبر 2025 دیگر به ایمیل های مجله پاسخ نداده اند.
بعد از سلب اعتبار مقاله مجله هنوز در حال پیگیری بررسی رسمی این کارآزمایی است و به مکاتبه با رگولاتور ایرانی، دانشگاهها و مؤسسات نویسندگان ادامه خواهد داد. در نهایت مجله گفته الان در حال بررسی روشهایی است که قبل از انتشار مقاله، دادهها را بهتر و دقیقتر بررسی کند.
پست های مرتبط:
https://t.me/scientometric/7109
https://t.me/scientometric/7103
https://t.me/scientometric/7098
اینجا (لینک) BMJ به صورت مفصل در این مورد توضیح داده است. مشکلاتی همچون اعلام نادرست تعارض منافع، اضافه کردن نویسنده بدون رضایت،تناقض در زمان ثبت کارآزمایی و مهمتر از همه تردید درباره صحت دادهها و قابل اعتماد بودن کارآزمایی بالینی وجود داشته است.
پاسخ های نویسنده مسئول قانع کننده نبوده است. مجله با غذا و داروی ایران هم تماس داشته تا بررسی مستقل صورت بگیرد ولی از دوم دسامبر 2025 دیگر به ایمیل های مجله پاسخ نداده اند.
بعد از سلب اعتبار مقاله مجله هنوز در حال پیگیری بررسی رسمی این کارآزمایی است و به مکاتبه با رگولاتور ایرانی، دانشگاهها و مؤسسات نویسندگان ادامه خواهد داد. در نهایت مجله گفته الان در حال بررسی روشهایی است که قبل از انتشار مقاله، دادهها را بهتر و دقیقتر بررسی کند.
پست های مرتبط:
https://t.me/scientometric/7109
https://t.me/scientometric/7103
https://t.me/scientometric/7098
😢13👍8😁8❤3🤯2🤬1
در این پست عناوین برخی مقالات و گزارشات مرتبط با جنگ که در مجلات علمی منتشر شده را قرار می دهم:
مجله لنست و مجلات خانواده لنست:
Systematic health destruction in Iran by Operation Epic Fury (لینک)
Offline: The human consequences of Epic Fury (لینک)
Iran's humanitarian crisis: war, legality, and the erosion of population health (لینک)
Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security (لینک)
Arabian Gulf air pollution from energy infrastructure attacks (اینک)
عدم استفاده از نام خلیج فارس
مجله ی BMJ:
Iran war: Attacks near nuclear sites pose "alarming" health risks, WHO warns (لینک)
Drug supplies: Iran war leaves NHS chief "really worried" (لینک)
Iran war: 43 attacks on healthcare facilities in Iran and Lebanon, WHO says, as thousands killed (لینک)
مجله ساینس:
Iran war rains collateral damage on heritage sites (لینک)
As attacks escalate, Iran's universities become targets (لینک)
مجله نیچر:
How the war in Iran is reshaping the energy landscape (لینک)
How AI is shaping the war in Iran - and what's next for future conflicts (لینک)
Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty (لینک)
سایر مجلات
Invisible frontlines: the overlooked health consequences of the war in Iran (لینک)
@Scientometric
مجله لنست و مجلات خانواده لنست:
Systematic health destruction in Iran by Operation Epic Fury (لینک)
Offline: The human consequences of Epic Fury (لینک)
Iran's humanitarian crisis: war, legality, and the erosion of population health (لینک)
Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security (لینک)
Arabian Gulf air pollution from energy infrastructure attacks (اینک)
عدم استفاده از نام خلیج فارس
مجله ی BMJ:
Iran war: Attacks near nuclear sites pose "alarming" health risks, WHO warns (لینک)
Drug supplies: Iran war leaves NHS chief "really worried" (لینک)
Iran war: 43 attacks on healthcare facilities in Iran and Lebanon, WHO says, as thousands killed (لینک)
مجله ساینس:
Iran war rains collateral damage on heritage sites (لینک)
As attacks escalate, Iran's universities become targets (لینک)
مجله نیچر:
How the war in Iran is reshaping the energy landscape (لینک)
How AI is shaping the war in Iran - and what's next for future conflicts (لینک)
Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty (لینک)
سایر مجلات
Invisible frontlines: the overlooked health consequences of the war in Iran (لینک)
@Scientometric
👍9👎5❤3
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
مسئولیت نظام سلامت در قبال سلامت زندانیان
فریبا اصغری
در روزهایی که خبرهای نگرانکنندهای از وضعیت سلامت زندانیان در ایران منتشر میشود، گزارش اخیر درباره انتقال اورژانسی خانم نرگس محمدی بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در نظام فعلی، حتی وقتی پزشک تشخیص میدهد که جان یک بیمار در خطر است، این تشخیص الزاماً به اقدام فوری منجر نمیشود. در گزارشی که وکیل ایشان منتشر کرده، پزشکان زندان و سپس متخصصان، بر ضرورت انتقال فوری به بیمارستان تأکید کردهاند، اما اجرای این تصمیم با موانع اداری و قضایی مواجه شده است . این فاصله میان «ضرورت» و «اقدام»، دقیقاً همان جایی است که سلامت به خطر میافتد.
در قوانین ایران، حق سلامت بهروشنی به رسمیت شناخته شده است. اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی را «حق همگانی» میداند. آییننامه اجرایی سازمان زندانها (مصوب ۱۴۰۰) نیز در مواد متعددی بر ضرورت رسیدگی پزشکی تأکید کرده است؛ از جمله ماده ۱۴۰ که حق مراجعه زندانی به بهداری و دریافت خدمات درمانی را به رسمیت میشناسد، و ماده ۱۴۱ که تأکید میکند داروهای حیاتی باید به تشخیص پزشک در اختیار زندانی قرار گیرد و عدم تأمین آن میتواند موجب مسئولیت شود. از سوی دیگر، قانون آیین دادرسی کیفری نیز در ماده ۵۰۲ پیشبینی کرده است که اگر اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی شود، قاضی میتواند اجرای آن را به تعویق بیندازد. با این حال، مسئله در سطح دیگری قرار دارد: در ساختار موجود، تصمیم پزشکی بهتنهایی تعیینکننده نیست. پزشک میتواند بگوید «باید درمان شود»، اما اجرای این تصمیم به تأیید نهادهایی وابسته است که مأموریت اصلیشان درمان نیست.
همین نکته، یک تعارض بنیادین ایجاد میکند. پزشک در زندان، همزمان در دو جهان زندگی میکند: جهانی که بر اصول حرفهای مانند نفع بیمار و فوریت درمان استوار است، و جهانی که تابع ملاحظات اداری و امنیتی است. نتیجه این دوگانگی آن است که استقلال حرفهای پزشک محدود میشود و تصمیم درمانی ممکن است به تأخیر بیفتد یا تغییر کند. حتی در آییننامه زندانها، در ماده ۱۳۷، خروج زندانی برای درمان خارج از زندان منوط به تأیید سلسلهمراتبی اداری و قضایی شده است. این یعنی تشخیص پزشک، بهخودیخود الزامآور نیست. در چنین وضعیتی، حتی بهترین پزشکان نیز نمیتوانند نقش خود را بهطور کامل ایفا کنند.
این مسئله صرفاً یک چالش داخلی نیست. در استانداردهای بینالمللی، از جمله «قواعد نلسون ماندلا»، تصریح شده است که ارائه خدمات سلامت به زندانیان مسئولیت دولت است و این خدمات باید مشابه خدمات به سایر افراد جامعه ارائه شود (Rule 24). همچنین در همین سند تأکید میشود که تصمیمات پزشکی باید توسط کارکنان سلامت و بر اساس ملاحظات حرفهای اتخاذ شود (Rule 27) و استفاده از محرومیت درمانی بهعنوان ابزار فشار یا تنبیه ممنوع است(Rule 43). سازمان جهانی بهداشت نیز در سند «Good Governance for Prison Health» توصیه میکند که خدمات سلامت زندان باید تحت مدیریت وزارت بهداشت قرار گیرد تا استقلال حرفهای و کیفیت مراقبت تضمین شود.
از این منظر، مسئله امروز فقط رسیدگی به یک بیمار یا یک پرونده نیست، بلکه پرسشی ساختاری است: چه نهادی باید مسئول نهایی سلامت زندانیان باشد؟ تا زمانی که حکمرانی خدمات سلامت زندان در اختیار نهادی غیرپزشکی باقی بماند، تعارض میان درمان و مدیریت اداری اجتنابناپذیر خواهد بود. انتقال این مسئولیت به وزارت بهداشت، نه یک پیشنهاد آرمانی، بلکه راهحلی عملی برای کاهش این تعارض، تقویت استقلال حرفهای پزشکان زندان و اطمینان از اجرای بهموقع تصمیمات درمانی است.
نقش وزارت بهداشت نمیتواند صرفاً به ارائه خدمات یا همکاری فنی محدود شود. این وزارتخانه، بهعنوان متولی سلامت عمومی، باید نسبت به پیامدهای این ساختار بر جان انسانها حساس باشد و برای اصلاح آن اقدام کند. دفاع از استقلال حرفهای پزشکان، مطالبه اجرای بدون تأخیر تصمیمات درمانی، و پیگیری انتقال حکمرانی سلامت زندان به نظام سلامت، بخشی از این مسئولیت است.
حرمت جان و کرامت انسانی یعنی وقتی پای سلامت و جان در میان است، تصمیم پزشکی، آخرین و تعیینکنندهترین صدا باشد.
فریبا اصغری
در روزهایی که خبرهای نگرانکنندهای از وضعیت سلامت زندانیان در ایران منتشر میشود، گزارش اخیر درباره انتقال اورژانسی خانم نرگس محمدی بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در نظام فعلی، حتی وقتی پزشک تشخیص میدهد که جان یک بیمار در خطر است، این تشخیص الزاماً به اقدام فوری منجر نمیشود. در گزارشی که وکیل ایشان منتشر کرده، پزشکان زندان و سپس متخصصان، بر ضرورت انتقال فوری به بیمارستان تأکید کردهاند، اما اجرای این تصمیم با موانع اداری و قضایی مواجه شده است . این فاصله میان «ضرورت» و «اقدام»، دقیقاً همان جایی است که سلامت به خطر میافتد.
در قوانین ایران، حق سلامت بهروشنی به رسمیت شناخته شده است. اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی را «حق همگانی» میداند. آییننامه اجرایی سازمان زندانها (مصوب ۱۴۰۰) نیز در مواد متعددی بر ضرورت رسیدگی پزشکی تأکید کرده است؛ از جمله ماده ۱۴۰ که حق مراجعه زندانی به بهداری و دریافت خدمات درمانی را به رسمیت میشناسد، و ماده ۱۴۱ که تأکید میکند داروهای حیاتی باید به تشخیص پزشک در اختیار زندانی قرار گیرد و عدم تأمین آن میتواند موجب مسئولیت شود. از سوی دیگر، قانون آیین دادرسی کیفری نیز در ماده ۵۰۲ پیشبینی کرده است که اگر اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی شود، قاضی میتواند اجرای آن را به تعویق بیندازد. با این حال، مسئله در سطح دیگری قرار دارد: در ساختار موجود، تصمیم پزشکی بهتنهایی تعیینکننده نیست. پزشک میتواند بگوید «باید درمان شود»، اما اجرای این تصمیم به تأیید نهادهایی وابسته است که مأموریت اصلیشان درمان نیست.
همین نکته، یک تعارض بنیادین ایجاد میکند. پزشک در زندان، همزمان در دو جهان زندگی میکند: جهانی که بر اصول حرفهای مانند نفع بیمار و فوریت درمان استوار است، و جهانی که تابع ملاحظات اداری و امنیتی است. نتیجه این دوگانگی آن است که استقلال حرفهای پزشک محدود میشود و تصمیم درمانی ممکن است به تأخیر بیفتد یا تغییر کند. حتی در آییننامه زندانها، در ماده ۱۳۷، خروج زندانی برای درمان خارج از زندان منوط به تأیید سلسلهمراتبی اداری و قضایی شده است. این یعنی تشخیص پزشک، بهخودیخود الزامآور نیست. در چنین وضعیتی، حتی بهترین پزشکان نیز نمیتوانند نقش خود را بهطور کامل ایفا کنند.
این مسئله صرفاً یک چالش داخلی نیست. در استانداردهای بینالمللی، از جمله «قواعد نلسون ماندلا»، تصریح شده است که ارائه خدمات سلامت به زندانیان مسئولیت دولت است و این خدمات باید مشابه خدمات به سایر افراد جامعه ارائه شود (Rule 24). همچنین در همین سند تأکید میشود که تصمیمات پزشکی باید توسط کارکنان سلامت و بر اساس ملاحظات حرفهای اتخاذ شود (Rule 27) و استفاده از محرومیت درمانی بهعنوان ابزار فشار یا تنبیه ممنوع است(Rule 43). سازمان جهانی بهداشت نیز در سند «Good Governance for Prison Health» توصیه میکند که خدمات سلامت زندان باید تحت مدیریت وزارت بهداشت قرار گیرد تا استقلال حرفهای و کیفیت مراقبت تضمین شود.
از این منظر، مسئله امروز فقط رسیدگی به یک بیمار یا یک پرونده نیست، بلکه پرسشی ساختاری است: چه نهادی باید مسئول نهایی سلامت زندانیان باشد؟ تا زمانی که حکمرانی خدمات سلامت زندان در اختیار نهادی غیرپزشکی باقی بماند، تعارض میان درمان و مدیریت اداری اجتنابناپذیر خواهد بود. انتقال این مسئولیت به وزارت بهداشت، نه یک پیشنهاد آرمانی، بلکه راهحلی عملی برای کاهش این تعارض، تقویت استقلال حرفهای پزشکان زندان و اطمینان از اجرای بهموقع تصمیمات درمانی است.
نقش وزارت بهداشت نمیتواند صرفاً به ارائه خدمات یا همکاری فنی محدود شود. این وزارتخانه، بهعنوان متولی سلامت عمومی، باید نسبت به پیامدهای این ساختار بر جان انسانها حساس باشد و برای اصلاح آن اقدام کند. دفاع از استقلال حرفهای پزشکان، مطالبه اجرای بدون تأخیر تصمیمات درمانی، و پیگیری انتقال حکمرانی سلامت زندان به نظام سلامت، بخشی از این مسئولیت است.
حرمت جان و کرامت انسانی یعنی وقتی پای سلامت و جان در میان است، تصمیم پزشکی، آخرین و تعیینکنندهترین صدا باشد.
👍16😢5❤3🙏1
گلایه رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از محدودیت اینترنت (لینک)
در چند نقطه دانشگاه امکان استفاده از اینترنت فراهم است؛ اما در خارج از دانشگاه، بهویژه در ساعات شب که بسیاری از فعالیتهای علمی و آمادهسازی سخنرانیها و کلاسها انجام میشود، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه است.
ما سالها به این روال عادت داشتیم که شبها در منزل برای کارهای علمی، از جمله آمادهسازی ارائه سخنرانی ها، آموزش دروس و مرور منابع روز از اینترنت استفاده کنیم؛ اما در حال حاضر شبها لپ تاپ هایمان خاموش است و نمیتوانیم فعالیت علمی داشته باشیم.
متاسفانه اینترنت پرو تلفن همراه نیز پاسخگوی نیازهای علمی نیست. در برخی موارد، مجوزها و شرایط دسترسی نیز بهگونهای است که عملاً امکان استفاده مؤثر از این اینترنت وجود ندارد و در مواردی نیز استفاده از هاتاسپات تلفن همراه کارآمد نیست و برای همه افراد به یک شکل قابل استفاده نیست.
در مرکز و کتابخانه دانشکده پزشکی، فضایی برای استفاده اساتید و اعضای هیئت علمی در نظر گرفته شده است؛ اما این امکان محدود بوده و استفاده از آن به صورت نوبتی انجام میشود.
انجام فعالیتهای پژوهشی نیازمند دسترسی آزاد و بدون محدودیت به منابع علمی است. جستوجو و یافتن مقالات و منابع معتبر علمی فرآیندی زمانبر است و محدودیت در دسترسی به اینترنت این روند را دشوارتر میکند. در حال حاضر، استفاده از فضای موجود در کتابخانه نیز به صورت محدود و با زمانبندی مشخص و صف انتظار انجام میشود.
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان ابراز امیدواری کرد شرایط دسترسی به اینترنت برای جامعه دانشگاهی و علمی کشور تسهیل شود.
@Scientometric
در چند نقطه دانشگاه امکان استفاده از اینترنت فراهم است؛ اما در خارج از دانشگاه، بهویژه در ساعات شب که بسیاری از فعالیتهای علمی و آمادهسازی سخنرانیها و کلاسها انجام میشود، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه است.
ما سالها به این روال عادت داشتیم که شبها در منزل برای کارهای علمی، از جمله آمادهسازی ارائه سخنرانی ها، آموزش دروس و مرور منابع روز از اینترنت استفاده کنیم؛ اما در حال حاضر شبها لپ تاپ هایمان خاموش است و نمیتوانیم فعالیت علمی داشته باشیم.
متاسفانه اینترنت پرو تلفن همراه نیز پاسخگوی نیازهای علمی نیست. در برخی موارد، مجوزها و شرایط دسترسی نیز بهگونهای است که عملاً امکان استفاده مؤثر از این اینترنت وجود ندارد و در مواردی نیز استفاده از هاتاسپات تلفن همراه کارآمد نیست و برای همه افراد به یک شکل قابل استفاده نیست.
در مرکز و کتابخانه دانشکده پزشکی، فضایی برای استفاده اساتید و اعضای هیئت علمی در نظر گرفته شده است؛ اما این امکان محدود بوده و استفاده از آن به صورت نوبتی انجام میشود.
انجام فعالیتهای پژوهشی نیازمند دسترسی آزاد و بدون محدودیت به منابع علمی است. جستوجو و یافتن مقالات و منابع معتبر علمی فرآیندی زمانبر است و محدودیت در دسترسی به اینترنت این روند را دشوارتر میکند. در حال حاضر، استفاده از فضای موجود در کتابخانه نیز به صورت محدود و با زمانبندی مشخص و صف انتظار انجام میشود.
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان ابراز امیدواری کرد شرایط دسترسی به اینترنت برای جامعه دانشگاهی و علمی کشور تسهیل شود.
@Scientometric
اقتصاد آنلاین
گلایه رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از محدودیت اینترنت
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به مشکلات دسترسی به اینترنت، از محدودیت امکانات برای فعالیتهای علمی اساتید خبر داد.
🌭20🤬13❤7👍4😁2
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
بیانیه انجمن جامعهشناسی در خصوص تداوم محدودیت بر شبکه بینالمللی اینترنت و اتصال اینترنت طبقاتی
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.
توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید میکند.
انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.
توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید میکند.
انجمن جامعهشناسی ایران هشدار میدهد که تضعیف بیمحابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاهمدت، گسستهای جبرانناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیبدیده میان دولت و ملت نهفته است.
انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
👍25👏4❤3💯2
مجله نیچر در گزارشی با عنوان "Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty"، از وضعیت نگرانکننده دانشمندان ایرانی در میانه جنگ و قطع اینترنت نوشته است. (لینک) جایی که بمباران زیرساختهای غیرنظامی به چندین دانشگاه (حدود ۳۰ دانشگاه طبق اعلام جمعیت هلالاحمر ایران)، آزمایشگاه و حتی کتابخانهها آسیب زده و برخی پژوهشگران در مورد از دست رفتن دادهها، ارتباطات علمی و سالها کار پژوهشی گفتهاند.
در این گزارش، از تاثیر مستقیم حملات بر موسسات و دانشگاههایی مثل شریف، اصفهان و پاستور، نابودی هزاران کتاب و مقاله، و همچنین نگرانی گسترده از آینده علم در ایران بعد از جنگ و تشدید فشارهای حکومتی صحبت شده است.
در گزارش نیچر آمده که پیش از شروع جنگ، بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان در اعتراضات برای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی شرکت داشتند. اعتراضاتی که در دی ماه سرکوب شد و تعدادی از دانشجویان در آن کشته شدند. همچنین گفته شده دولت کنترل شدیدی بر دانشگاهها دارد و نگرانی وجود دارد که بعد از پایان جنگ، این فشارها بیشتر شده و با منتقدان برخورد شود.
نیچر در این گزارش با چند پژوهشگر و دانشگاهی صحبت کرده است که می توانید متن کامل صحبت هایشان را در گزارش ببینید. من فقط تقریبا یک جمله یا بخش کوتاه از هر فرد را اینجا قرار داده ام
عبیده جعفری، فیزیکدان از دانشگاه صنعتی اصفهان:
"سردبیران مجلات و داوران باید درک کنند که شرایط اجازه پاسخ سریع نمیدهد و دانشمندان ایرانی ممکن است در انتشار نتایج خود عقب افتاده باشند"
حامد بیکران بهشت، پژوهشگر اخلاق علم از موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور:
"پژوهشگران به دلیل قطعی اینترنت و شرایط جنگی احساس ناامنی دارند و نمیتوانند روی کارشان تمرکز کنند."
علی گرجی، پژوهشگر علوم اعصاب (neuroscientist) در دانشگاه مونستر آلمان که با مرکز شفا در تهران همکاری دارد:
"جامعه علمی جهان باید در برابر حمله به زیرساختهای پژوهشی صدای بلندتری داشته باشد. میتوان یک ساختمان را دوباره ساخت، اما اگر حمله به دانشگاهها عادی شود، در هر جنگ احمقانهای ممکن است تکرار شود. و این ایده از تخریب یک ساختمان خیلی مخربتر است"
ابراهیم آزادگان، از دانشگاه شریف:
کتابخانهای از کتابهایی که در طول سالها پژوهش و کار آکادمیک جمع کرده بود، در یک لحظه از بین رفت. وقتی دانشگاه بمباران شده، صبح روز بعد به دانشگاه رفته و دیده است که دفترش که بیش از هزار کتاب در آن بوده، نابود شده است. "آثاری که با آنها زندگی کرده بودم، با آنها رشد کرده بودم و دوستشان داشتم، در یک لحظه از بین رفتند"
"با خودم فکر میکردم چطور ممکن است چنین حملهای به یک دپارتمان فلسفه در یک دانشگاه غیرنظامی انجام شود. این یک اقدام واقعا بیرحمانه و وحشیانه بود"
و امیرطاهر تائبی، از فارغالتحصیلان شریف از دانشگاه لیهای (Lehigh University ):
"نمیتوانم میزان اندوهم را از دیدن آسیب به دانشگاه محل تحصیلم بیان کنم"
در کنار اینها گزارش همچنین به وضعیت زندانی بودن دانشجویان و دانشگاهیان از جمله احمدرضا جلالی و علی یونسی و نقلقولهایی از خانوادههایشان هم پرداخته است
@Scientometric
در این گزارش، از تاثیر مستقیم حملات بر موسسات و دانشگاههایی مثل شریف، اصفهان و پاستور، نابودی هزاران کتاب و مقاله، و همچنین نگرانی گسترده از آینده علم در ایران بعد از جنگ و تشدید فشارهای حکومتی صحبت شده است.
در گزارش نیچر آمده که پیش از شروع جنگ، بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان در اعتراضات برای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی شرکت داشتند. اعتراضاتی که در دی ماه سرکوب شد و تعدادی از دانشجویان در آن کشته شدند. همچنین گفته شده دولت کنترل شدیدی بر دانشگاهها دارد و نگرانی وجود دارد که بعد از پایان جنگ، این فشارها بیشتر شده و با منتقدان برخورد شود.
نیچر در این گزارش با چند پژوهشگر و دانشگاهی صحبت کرده است که می توانید متن کامل صحبت هایشان را در گزارش ببینید. من فقط تقریبا یک جمله یا بخش کوتاه از هر فرد را اینجا قرار داده ام
عبیده جعفری، فیزیکدان از دانشگاه صنعتی اصفهان:
"سردبیران مجلات و داوران باید درک کنند که شرایط اجازه پاسخ سریع نمیدهد و دانشمندان ایرانی ممکن است در انتشار نتایج خود عقب افتاده باشند"
حامد بیکران بهشت، پژوهشگر اخلاق علم از موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور:
"پژوهشگران به دلیل قطعی اینترنت و شرایط جنگی احساس ناامنی دارند و نمیتوانند روی کارشان تمرکز کنند."
علی گرجی، پژوهشگر علوم اعصاب (neuroscientist) در دانشگاه مونستر آلمان که با مرکز شفا در تهران همکاری دارد:
"جامعه علمی جهان باید در برابر حمله به زیرساختهای پژوهشی صدای بلندتری داشته باشد. میتوان یک ساختمان را دوباره ساخت، اما اگر حمله به دانشگاهها عادی شود، در هر جنگ احمقانهای ممکن است تکرار شود. و این ایده از تخریب یک ساختمان خیلی مخربتر است"
ابراهیم آزادگان، از دانشگاه شریف:
کتابخانهای از کتابهایی که در طول سالها پژوهش و کار آکادمیک جمع کرده بود، در یک لحظه از بین رفت. وقتی دانشگاه بمباران شده، صبح روز بعد به دانشگاه رفته و دیده است که دفترش که بیش از هزار کتاب در آن بوده، نابود شده است. "آثاری که با آنها زندگی کرده بودم، با آنها رشد کرده بودم و دوستشان داشتم، در یک لحظه از بین رفتند"
"با خودم فکر میکردم چطور ممکن است چنین حملهای به یک دپارتمان فلسفه در یک دانشگاه غیرنظامی انجام شود. این یک اقدام واقعا بیرحمانه و وحشیانه بود"
و امیرطاهر تائبی، از فارغالتحصیلان شریف از دانشگاه لیهای (Lehigh University ):
"نمیتوانم میزان اندوهم را از دیدن آسیب به دانشگاه محل تحصیلم بیان کنم"
در کنار اینها گزارش همچنین به وضعیت زندانی بودن دانشجویان و دانشگاهیان از جمله احمدرضا جلالی و علی یونسی و نقلقولهایی از خانوادههایشان هم پرداخته است
@Scientometric
Nature
‘Heartbreaking’: Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty
Nature - Bombing of Iran’s civilian infrastructure has damaged universities and destroyed thousands of books and manuscripts, amid a government-imposed Internet blackout, some of the country’s...
👎32❤15👍4😢3🤔1
بر اساس اعلام جدید Scimago، برای اولین بار، تعداد مقالات علمی سالیانه عربستان از ایران پیشی گرفته است.
از نظر تعداد مقاله، در 2025 عربستان از ایران پیشی گرفته و حالا ایران در رتبه سوم بعد از ترکیه و عربستان قرار دارد. (در خاورمیانه)
سال 2023 بود که بعد از این که سالها ایران رتبه اول خاور میانه بود، ترکیه در رتبه اول قرار گرفت.
در کل دنیا نیز جایگاه ایران از نظر تعداد مقاله در 2024، رتبه 16 جهان بود و حالا در 2025 با دو پله تنزل به رتبه 18 دنیا رسیده است. (پیشی گرفتن هلند و عربستان)
از نظر تعداد ارجاعات، در 2025 ایران رتبه سوم بعد از عربستان و ترکیه را دارد. این برای شاخص اچ و برای همه سالها ا ز1996 تا 2025 به این ترتیب است: اسرائیل، ترکیه، عربستان و ایران
@Scientometric
از نظر تعداد مقاله، در 2025 عربستان از ایران پیشی گرفته و حالا ایران در رتبه سوم بعد از ترکیه و عربستان قرار دارد. (در خاورمیانه)
سال 2023 بود که بعد از این که سالها ایران رتبه اول خاور میانه بود، ترکیه در رتبه اول قرار گرفت.
در کل دنیا نیز جایگاه ایران از نظر تعداد مقاله در 2024، رتبه 16 جهان بود و حالا در 2025 با دو پله تنزل به رتبه 18 دنیا رسیده است. (پیشی گرفتن هلند و عربستان)
از نظر تعداد ارجاعات، در 2025 ایران رتبه سوم بعد از عربستان و ترکیه را دارد. این برای شاخص اچ و برای همه سالها ا ز1996 تا 2025 به این ترتیب است: اسرائیل، ترکیه، عربستان و ایران
@Scientometric
💔24🤷♂7❤4✍4😁3👏2
نتایج یک مطالعه کارآزمایی بزرگ در مجله لنست (لینک) نشان داده است که فقط انجام یک بار غربالگری با کولونوسکوپی میتواند خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ را حدود ۱۹٪ کاهش دهد.
در این مطالعه بیش از ۸۴ هزار نفر از نروژ، سوئد و لهستان شرکت داشتهاند و مدت زمان پیگیری ۱۳ سال بوده است (لینک مقاله در لنست).
قبلا نتایج پیگیری ده ساله این مطالعه در مجله NJEM منتشر شده بود که کاهش ۱۸% را نشان می داد. (لینک)
با این حال، کاهش معنیداری در مرگومیر ناشی از سرطان روده بزرگ مشاهده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، پایینتر بودن مرگومیر واقعی سرطان روده در جمعیت مطالعه نسبت به چیزی بوده که هنگام طراحی مطالعه انتظار آن وجود داشته است.
این مطالعه یکی از مهمترین شواهد بلندمدت درباره اثر واقعی کولونوسکوپی در غربالگری سرطان روده محسوب میشود.
برخی یافته ها و بحث های مهم مقاله:
خطر سرطان کولورکتال در مردان نسبت به زنان در هر دو گروه مطالعه بیشتر بوده است.
کولونوسکوپی ممکن است در مردان نسبت به زنان مؤثرتر باشد، اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبوده اند.
کولونوسکوپی بروز سرطان کولورکتال در کولون دیستال را ۲۱٪ کاهش داده اما برآورد اثر در کولون پروگزیمال کمتر و با دقت پایینتر بوده است.
از بین افرادی که به غربالگری دعوت شده بودند، فقط حدود ۴۲٪ در برنامه غربالگری کولونوسکوپی شرکت کرده اند. در کل جمعیت دعوت شده، کاهش ریسک 19% بوده اما اگر آنالیز per-protocol در نظر گرفته شود، کاهش خطر سرطان به ۴۵ درصد می رسد.
حتی بدون غربالگری هم، مرگ ناشی از سرطان کولورکتال نسبتا کم است. شواهد کافی نداریم که کولونوسکوپی واقعا مرگومیر را کاهش داده باشد. غربالگری ممکن است حتی اگر خطر مرگ را کاهش ندهد، در صورتی که از ابتلا به سرطان جلوگیری کند، قابل توجیه باشد. در سطح کلی و جامعه، مزایای غربالگری باید در برابر سایر هزینههایی که به ارتقای سلامت عمومی کمک میکنند، سنجیده شود.
مطالعات مرتبط قبلی از کانال (لینک):
قبلا مطالعه کارآزمایی بالینی با نام COLONPREV، بر روی حدود ۶۰ هزار نفر در لنست منتشر شده بود که طی آن non-inferiority برای تست ایمونوشیمیایی مدفوع (faecal immunochemical test) نسبت به کولونوسکوپی (برای مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ در طی ده سال) مشخص شده بود. در واقع در این مطالعه نشان داده شده بود که آزمایش ایمونوشیمیایی مدفوع برای تشخیص خون مخفی در مدفوع، می تواند به اندازه کولونوسکوپی در جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ موثر باشد.
همین طور در مطالعه ای در JAMA Oncology، با حدود ۲۰۰,۰۰۰ شرکتکننده که تا ۳۲ سال پیگیری داشته اند، مشخص شده بود که افرادی که نتیجه کولونوسکوپی غربالگری آنها منفی باشد، ممکن است حداقل تا ۲۰ سال نیازی به تکرار آن نداشته باشند.
@Scientometric
در این مطالعه بیش از ۸۴ هزار نفر از نروژ، سوئد و لهستان شرکت داشتهاند و مدت زمان پیگیری ۱۳ سال بوده است (لینک مقاله در لنست).
قبلا نتایج پیگیری ده ساله این مطالعه در مجله NJEM منتشر شده بود که کاهش ۱۸% را نشان می داد. (لینک)
با این حال، کاهش معنیداری در مرگومیر ناشی از سرطان روده بزرگ مشاهده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، پایینتر بودن مرگومیر واقعی سرطان روده در جمعیت مطالعه نسبت به چیزی بوده که هنگام طراحی مطالعه انتظار آن وجود داشته است.
این مطالعه یکی از مهمترین شواهد بلندمدت درباره اثر واقعی کولونوسکوپی در غربالگری سرطان روده محسوب میشود.
برخی یافته ها و بحث های مهم مقاله:
خطر سرطان کولورکتال در مردان نسبت به زنان در هر دو گروه مطالعه بیشتر بوده است.
کولونوسکوپی ممکن است در مردان نسبت به زنان مؤثرتر باشد، اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبوده اند.
کولونوسکوپی بروز سرطان کولورکتال در کولون دیستال را ۲۱٪ کاهش داده اما برآورد اثر در کولون پروگزیمال کمتر و با دقت پایینتر بوده است.
از بین افرادی که به غربالگری دعوت شده بودند، فقط حدود ۴۲٪ در برنامه غربالگری کولونوسکوپی شرکت کرده اند. در کل جمعیت دعوت شده، کاهش ریسک 19% بوده اما اگر آنالیز per-protocol در نظر گرفته شود، کاهش خطر سرطان به ۴۵ درصد می رسد.
حتی بدون غربالگری هم، مرگ ناشی از سرطان کولورکتال نسبتا کم است. شواهد کافی نداریم که کولونوسکوپی واقعا مرگومیر را کاهش داده باشد. غربالگری ممکن است حتی اگر خطر مرگ را کاهش ندهد، در صورتی که از ابتلا به سرطان جلوگیری کند، قابل توجیه باشد. در سطح کلی و جامعه، مزایای غربالگری باید در برابر سایر هزینههایی که به ارتقای سلامت عمومی کمک میکنند، سنجیده شود.
مطالعات مرتبط قبلی از کانال (لینک):
قبلا مطالعه کارآزمایی بالینی با نام COLONPREV، بر روی حدود ۶۰ هزار نفر در لنست منتشر شده بود که طی آن non-inferiority برای تست ایمونوشیمیایی مدفوع (faecal immunochemical test) نسبت به کولونوسکوپی (برای مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ در طی ده سال) مشخص شده بود. در واقع در این مطالعه نشان داده شده بود که آزمایش ایمونوشیمیایی مدفوع برای تشخیص خون مخفی در مدفوع، می تواند به اندازه کولونوسکوپی در جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ موثر باشد.
همین طور در مطالعه ای در JAMA Oncology، با حدود ۲۰۰,۰۰۰ شرکتکننده که تا ۳۲ سال پیگیری داشته اند، مشخص شده بود که افرادی که نتیجه کولونوسکوپی غربالگری آنها منفی باشد، ممکن است حداقل تا ۲۰ سال نیازی به تکرار آن نداشته باشند.
@Scientometric
Telegram
Scientometrics
👍12❤8
مقاله جدیدی در مجله لنست (لینک) با عنوان «Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security» منتشر شده که به آسیب گسترده واردشده به انستیتو پاستور ایران ر حملات هوایی اخیر و پیامدهای آن برای سلامت عمومی منطقه اشاره میکند. نویسندگان تاکید کرده اند که این مرکز طی بیش از یک قرن، نقش مهمی در تولید واکسن، پایش بیماریهای عفونی، تشخیص آزمایشگاهی و مقابله با همهگیریها داشته و از کار افتادن آن میتواند توان پاسخ به طغیان بیماریها را در ایران و منطقه بهشدت تضعیف کند.
@Scientometric
@Scientometric
👎24👍23❤4😢3💊1
Forwarded from انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 بیان دیدگاه
اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت
سند وزارت بهداشت مدعی اثر این روش بر اضطراب شده
متن کامل نامه به قرار زیر است:
پیرو انتشار نسخه جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت تر یا حجامت با شرط (تیغ)»، بدینوسیله نظر انجمن علمی روانپزشکان ایران در خصوص بخش سلامت روان این سند به استحضار میرسد. تأکید این نامه مشخصاً بر بند ۱۲ اندیکاسیونها با عنوان «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» است؛ هرچند بدیهی است که اشکالات ساختاری مشابه در سایر بخشهای سند نیز قابل مشاهده بوده و این مکاتبه صرفاً بهمنظور تمرکز بر حوزه تخصصی انجمن تنظیم شده است.
۱. در بند ۱۲، اصطلاح «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» بدون تعریف عملیاتی، بدون ارجاع به معیارهای تشخیصی معتبر و بدون تعیین اینکه منظور کدام اختلال اضطرابی (در چارچوب طبقهبندیهای پذیرفتهشده بینالمللی) است، بهکار رفته است. چنین عبارت کلی و غیرمقیدی در یک سند رسمی با عنوان «استاندارد خدمت»، با اصول تدوین راهنماهای بالینی و ضرورت شفافیت تشخیصی همخوانی ندارد و میتواند موجب تفسیر موسع در کاربرد بالینی گردد.
۲. مقالهای که در منابع این سند برای حوزه سلامت روان مورد استناد قرار گرفته است (مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۲)، بهروشنی نشان میدهد که شواهد موجود درباره اثر حجامت بر متغیرهای روانی محدود، ناهمگون و عمدتاً مبتنی بر مطالعات با کیفیت روششناختی پایین است. این مقاله خود نیز تصریح میکند که تنها تعداد اندکی کارآزمایی تصادفیشده وجود دارد و بیشتر آنها دارای کیفیت پایین هستند و برای تعیین اثربخشی حجامت در حوزه سلامت روان، انجام مطالعاتی با طراحی دقیقتر ضروری است. بنابراین، این منبع از نظر سطح شواهد، واجد کیفیتی نیست که بتواند مبنای درج اندیکاسیون درمانی در یک استاندارد ملی خدمت برای اختلالات یا علائم روانپزشکی قرار گیرد.
۳. در سند حاضر، جایگاه این مداخله در الگوریتم درمانی اضطراب یا سایر اختلالات احتمالی مشخص نشده است، در حالی که درمانهای دارویی و غیردارویی مبتنی بر شواهد برای اختلالات اضطرابی دارای موقعیت روشن در راهنماهای معتبر هستند. در غیاب تعیین دقیق جایگاه این مداخله در الگوریتم درمان، امکان ارزیابی نسبت آن با درمانهای خط اول و مبتنی بر شواهد وجود ندارد.
۴. افزون بر موارد فوق، فرایند تدوین سند نیز بدون مشارکت انجمنهای علمی مرتبط با سلامت روان انجام شده است. در حوزههای بینرشتهای، رعایت اصول مشارکت ذینفعان، شفافیت روششناختی و درجهبندی صریح شواهد از ارکان تدوین استانداردهای بالینی است. عدم رعایت این اصول، اعتبار علمی و انسجام سیاستگذاری سلامت را تحت تأثیر قرار میدهد.
با توجه به موارد فوق، انجمن علمی روانپزشکان ایران بند ۱۲ سند مورد نظر را فاقد اعتبار میداند. این انجمن آمادگی خود را برای همکاری کارشناسی در هرگونه بررسی علمی اسناد مرتبط با حوزه سلامت روان اعلام میدارد.
#دیدگاه
#اعتراض
#حجامت
اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت
سند وزارت بهداشت مدعی اثر این روش بر اضطراب شده
رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامهای به معاون وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، به مفادی از نسخهی جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت....» اعتراض کرد.
متن کامل نامه به قرار زیر است:
پیرو انتشار نسخه جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت تر یا حجامت با شرط (تیغ)»، بدینوسیله نظر انجمن علمی روانپزشکان ایران در خصوص بخش سلامت روان این سند به استحضار میرسد. تأکید این نامه مشخصاً بر بند ۱۲ اندیکاسیونها با عنوان «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» است؛ هرچند بدیهی است که اشکالات ساختاری مشابه در سایر بخشهای سند نیز قابل مشاهده بوده و این مکاتبه صرفاً بهمنظور تمرکز بر حوزه تخصصی انجمن تنظیم شده است.
۱. در بند ۱۲، اصطلاح «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» بدون تعریف عملیاتی، بدون ارجاع به معیارهای تشخیصی معتبر و بدون تعیین اینکه منظور کدام اختلال اضطرابی (در چارچوب طبقهبندیهای پذیرفتهشده بینالمللی) است، بهکار رفته است. چنین عبارت کلی و غیرمقیدی در یک سند رسمی با عنوان «استاندارد خدمت»، با اصول تدوین راهنماهای بالینی و ضرورت شفافیت تشخیصی همخوانی ندارد و میتواند موجب تفسیر موسع در کاربرد بالینی گردد.
۲. مقالهای که در منابع این سند برای حوزه سلامت روان مورد استناد قرار گرفته است (مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۲)، بهروشنی نشان میدهد که شواهد موجود درباره اثر حجامت بر متغیرهای روانی محدود، ناهمگون و عمدتاً مبتنی بر مطالعات با کیفیت روششناختی پایین است. این مقاله خود نیز تصریح میکند که تنها تعداد اندکی کارآزمایی تصادفیشده وجود دارد و بیشتر آنها دارای کیفیت پایین هستند و برای تعیین اثربخشی حجامت در حوزه سلامت روان، انجام مطالعاتی با طراحی دقیقتر ضروری است. بنابراین، این منبع از نظر سطح شواهد، واجد کیفیتی نیست که بتواند مبنای درج اندیکاسیون درمانی در یک استاندارد ملی خدمت برای اختلالات یا علائم روانپزشکی قرار گیرد.
۳. در سند حاضر، جایگاه این مداخله در الگوریتم درمانی اضطراب یا سایر اختلالات احتمالی مشخص نشده است، در حالی که درمانهای دارویی و غیردارویی مبتنی بر شواهد برای اختلالات اضطرابی دارای موقعیت روشن در راهنماهای معتبر هستند. در غیاب تعیین دقیق جایگاه این مداخله در الگوریتم درمان، امکان ارزیابی نسبت آن با درمانهای خط اول و مبتنی بر شواهد وجود ندارد.
۴. افزون بر موارد فوق، فرایند تدوین سند نیز بدون مشارکت انجمنهای علمی مرتبط با سلامت روان انجام شده است. در حوزههای بینرشتهای، رعایت اصول مشارکت ذینفعان، شفافیت روششناختی و درجهبندی صریح شواهد از ارکان تدوین استانداردهای بالینی است. عدم رعایت این اصول، اعتبار علمی و انسجام سیاستگذاری سلامت را تحت تأثیر قرار میدهد.
با توجه به موارد فوق، انجمن علمی روانپزشکان ایران بند ۱۲ سند مورد نظر را فاقد اعتبار میداند. این انجمن آمادگی خود را برای همکاری کارشناسی در هرگونه بررسی علمی اسناد مرتبط با حوزه سلامت روان اعلام میدارد.
#دیدگاه
#اعتراض
#حجامت
👍22😱4👎1🤬1👌1
انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 بیان دیدگاه اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت سند وزارت بهداشت مدعی اثر این روش بر اضطراب شده رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامهای به معاون وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، به مفادی از نسخهی جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت....»…
من کامنت دکتر کیارش آرامش (لینک) در مورد پست قبل (لینک) را، برای اعتراض به تعیین اندیکاسیون روان پزشکی حجامت، اینجا قرار می دهم:
"مثال بارز دیگری از این که شبهعلم چگونه تولید و منتشر میشود.
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه با علم ، انجام دهند. یعنی تولید شبهعلم.
سپس، با تکیه بر حمایت سیاسی و دولتی آن شبهعلم را تحت پوشش علم معتبر مبتنی بر شواهد(!) وارد دستورالعمل بالینی کشوری میکنند و برایش تعرفه وضع میکنند و در سلامتکدهها تیغ حجامت به تن نحیف مردم و پول طبابت رندانه را به جیب
خود میزنند.
هر چندوقت یکبار هم بیانیه میدهند که اگر خیراندیش و روازاده و تبریزیان شارلاتان و نابکارند، ما خیمه زدگان در وزارت و دانشگاه، علمی و متفاوتیم.
افسوس که پریشانی این سلسله را پایان نیست."
@Scientometric
"مثال بارز دیگری از این که شبهعلم چگونه تولید و منتشر میشود.
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه با علم ، انجام دهند. یعنی تولید شبهعلم.
سپس، با تکیه بر حمایت سیاسی و دولتی آن شبهعلم را تحت پوشش علم معتبر مبتنی بر شواهد(!) وارد دستورالعمل بالینی کشوری میکنند و برایش تعرفه وضع میکنند و در سلامتکدهها تیغ حجامت به تن نحیف مردم و پول طبابت رندانه را به جیب
خود میزنند.
هر چندوقت یکبار هم بیانیه میدهند که اگر خیراندیش و روازاده و تبریزیان شارلاتان و نابکارند، ما خیمه زدگان در وزارت و دانشگاه، علمی و متفاوتیم.
افسوس که پریشانی این سلسله را پایان نیست."
@Scientometric
Telegram
کیارش آرامش in Scientometrics Chat
مثال بارز دیگری از این که شبهعلم چگونه تولید و منتشر میشود.
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه…
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه…
👍41👎6❤4👏1🙏1
Forwarded from Evidence
▫️مسئولِ منتقد؛ راهی برای گریز از پاسخگویی
"مسئول" واژهای عربی و بر وزن "مفعول" است. در فرهنگ لغت عمید، برای این واژه دو معنا ذکر شده است:
۱. کسی که نسبت به امری وظیفه و تعهد دارد.
۲. کسی که مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد.
بر اساس همین تعریف، مسئولیت با پاسخگویی گره خورده است. کسی که مسئولیتی را میپذیرد، در واقع تعهد میدهد که وظایف مشخصی را انجام دهد و در برابر نتایج عملکرد خود پاسخگو باشد. بنابراین، جایگاه "مسئول" با جایگاه "منتقد" تفاوت بنیادین دارد. منتقد معمولاً بیرون از دایره اجرا ایستاده است و عملکرد دیگران را ارزیابی میکند، اما مسئول، خود در مقام اجرا و تصمیمگیری قرار دارد و باید پاسخگوی نتایج همان تصمیمها باشد.
اگر مسئولی توانایی انجام وظایف خود را ندارد یا موانع را چنان جدی میداند که امکان عمل مؤثر از او سلب شده است، راه شرافتمندانه و منطقی، کنارهگیری و استعفاست؛ نه آنکه همچنان در جایگاه قدرت باقی بماند و همزمان در نقش منتقد ظاهر شود.
با این حال، در کشور ما پدیدهای رایج شکل گرفته است: از عالیترین مقام اجرایی تا کوچکترین مسئول محلی، بسیاری به جای ارائه گزارش عملکرد و پذیرش مسئولیت، در مقام منتقد سخن میگویند. گویی همزمان میتوان از مزایا و اختیارات یک منصب بهرهمند بود و در عین حال، خود را صرفاً ناظری ناراضی و بیتقصیر معرفی کرد.
برای مثال، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات مسئول مستقیم حوزه ارتباطات کشور است، اما گاه او نیز مانند یک شهروند عادی از قطع اینترنت انتقاد میکند. وزیر علوم، وزیر بهداشت، معاونان آنها و حتی رئیسجمهور نیز بارها در مقام منتقد ظاهر میشوند؛ در حالی که افکار عمومی انتظار دارد آنان به جای نقد شرایط، برای اصلاح آن اقدام کنند.
نقد کردن، زمانی ارزشمند است که با اختیار و امکان عمل همراه نباشد. اما هنگامی که فرد در رأس مدیریت قرار دارد، نقدِ صرف نمیتواند جایگزین اقدام و پاسخگویی شود. مسئولیت، پیش از هر چیز، تعهد به عمل است.
بنابراین ترکیب "مسئولِ منتقد" در بسیاری از موارد، نشانه دلسوزی نیست، بلکه راهی برای گریز از پاسخگویی است. جامعه از مسئولان انتظار دارد یا مشکلات را حل کنند، یا صادقانه اعلام کنند که قادر به حل آن نیستند و کنار بروند. زیرا مسئولیت بدون پاسخگویی، معنای خود را از دست میدهد.
🆔 @irevidence
"مسئول" واژهای عربی و بر وزن "مفعول" است. در فرهنگ لغت عمید، برای این واژه دو معنا ذکر شده است:
۱. کسی که نسبت به امری وظیفه و تعهد دارد.
۲. کسی که مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد.
بر اساس همین تعریف، مسئولیت با پاسخگویی گره خورده است. کسی که مسئولیتی را میپذیرد، در واقع تعهد میدهد که وظایف مشخصی را انجام دهد و در برابر نتایج عملکرد خود پاسخگو باشد. بنابراین، جایگاه "مسئول" با جایگاه "منتقد" تفاوت بنیادین دارد. منتقد معمولاً بیرون از دایره اجرا ایستاده است و عملکرد دیگران را ارزیابی میکند، اما مسئول، خود در مقام اجرا و تصمیمگیری قرار دارد و باید پاسخگوی نتایج همان تصمیمها باشد.
اگر مسئولی توانایی انجام وظایف خود را ندارد یا موانع را چنان جدی میداند که امکان عمل مؤثر از او سلب شده است، راه شرافتمندانه و منطقی، کنارهگیری و استعفاست؛ نه آنکه همچنان در جایگاه قدرت باقی بماند و همزمان در نقش منتقد ظاهر شود.
با این حال، در کشور ما پدیدهای رایج شکل گرفته است: از عالیترین مقام اجرایی تا کوچکترین مسئول محلی، بسیاری به جای ارائه گزارش عملکرد و پذیرش مسئولیت، در مقام منتقد سخن میگویند. گویی همزمان میتوان از مزایا و اختیارات یک منصب بهرهمند بود و در عین حال، خود را صرفاً ناظری ناراضی و بیتقصیر معرفی کرد.
برای مثال، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات مسئول مستقیم حوزه ارتباطات کشور است، اما گاه او نیز مانند یک شهروند عادی از قطع اینترنت انتقاد میکند. وزیر علوم، وزیر بهداشت، معاونان آنها و حتی رئیسجمهور نیز بارها در مقام منتقد ظاهر میشوند؛ در حالی که افکار عمومی انتظار دارد آنان به جای نقد شرایط، برای اصلاح آن اقدام کنند.
نقد کردن، زمانی ارزشمند است که با اختیار و امکان عمل همراه نباشد. اما هنگامی که فرد در رأس مدیریت قرار دارد، نقدِ صرف نمیتواند جایگزین اقدام و پاسخگویی شود. مسئولیت، پیش از هر چیز، تعهد به عمل است.
بنابراین ترکیب "مسئولِ منتقد" در بسیاری از موارد، نشانه دلسوزی نیست، بلکه راهی برای گریز از پاسخگویی است. جامعه از مسئولان انتظار دارد یا مشکلات را حل کنند، یا صادقانه اعلام کنند که قادر به حل آن نیستند و کنار بروند. زیرا مسئولیت بدون پاسخگویی، معنای خود را از دست میدهد.
🆔 @irevidence
👌17👍9❤2
Forwarded from کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
🔴اینترنت مسدود، اینترنت پرو و بیمسئولیتی دولت
گفتگو با رکنا ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
کامبیز نوروزی، حقوقدان، در گفتوگو با خبرنگار رکنا درباره وضعیت اینترنت در ایران پس از آغاز جنگ و تداوم محدودیتها اظهار کرد: متاسفانه سیاستهای ایران در قبال اینترنت، سیاستهایی نادرست با واقعیتهای جهان امروز است. شورای عالی فضای مجازی اساسا مبنای قانونی روشنی ندارد؛ باید در چارچوب قانون اساسی و قوانین عادی کشور عمل کند. اگر محدودسازی اینترنت به بهانه شرایط جنگی انجام شده، مطابق اصل ۷۹ قانون اساسی، اعمال هرگونه محدودیت باید به تصویب مجلس برسد. از سوی دیگر اگر واقعا ضرورتهای جنگی ایجاب میکند اینترنت محدود شود؛ پس اینترنت پرو چه معنایی دارد؟
این موضوع پر از تناقض است. به نظر میرسد شرکتهای اصلی ارائهدهنده اینترنت که با قطع یا محدودسازی اینترنت بینالملل بخشی از درآمدهای کلان خود را از دست دادهاند، اکنون با سازوکاری بیضابطه مانند اینترنت پرو، در پی جبران آن درآمدها هستند. در عین حال، هیچ شفافیتی درباره نحوه قیمتگذاریهای عجیب و سنگین این سرویس وجود ندارد.
طرفداران طرح صیانت، عملا از طریق اینترنت پرو و هزینههای سنگین آن، به هدف خود رسیدهاند؛ وضعیتی که در آن تنها بخش بسیار محدودی از جامعه توانایی دسترسی به اینترنت آزاد و بینالمللی را دارد. در این فضای آشفته، صاحبان قدرت نیز منافع خود را دنبال میکنند. همانطور که در سالهای گذشته، فیلترینگ باعث شد میلیونها شهروند ناچار شوند هر ماه هزینههای سنگینی برای خرید فیلترشکن پرداخت کنند، اکنون نیز به نظر میرسد درآمد حاصل از فروش اینترنت پرو جایگزین همان چرخه اقتصادی شده است. اینترنت در ایران به بستری برای سوءاستفاده، فساد مالی و رانت سیاسی تبدیل شده است.
وزارت ارتباطات در حال فرار از مسئولیت است. اینکه این وزارتخانه اعلام میکند «از اینترنت پرو خبر نداشته»، یک موضع کاملا غیرمسئولانه است. وزارت ارتباطات حق ندارد نسبت به چنین مسئلهای بیاطلاع باشد. دولت و وزارت ارتباطات موظفاند به مردم توضیح دهند اینترنت پرو دقیقا چیست، بر چه اساسی ارائه میشود و مبنای این قیمتگذاریهای سنگین چیست. حداقل وظیفه دولت، شفافسازی و ارائه گزارش به افکار عمومی است.
چرا باید شرایطی ایجاد شود که تنها افراد ثروتمند امکان خرید اینترنت پرو را داشته باشند؛ اما اکثریت مردم از دسترسی آزاد محروم بمانند؟ این تبعیض آشکار مالی و اجتماعی است. آقای پزشکیان و وزیر ارتباطات باید درباره این وضعیت توضیح دهند و مسئولیت بپذیرند.
امروز وضعیت اینترنت در ایران در بستری غیرشفاف و غیرقانونی جریان دارد و هر فرد یا نهادی میتواند از این آشفتگی به نفع خود بهرهبرداری کند. دولت نباید مردم را نامحرم بداند. مردم حق دارند بدانند چه تصمیمی برای اینترنت کشور گرفته شده و چرا. انتظار حداقلی این است که دولت صادقانه با افکار عمومی صحبت کند و پاسخگو باشد. در حالی که اکنون شورای عالی امنیت ملی فراتر از حدود مسئولیتهای خود عمل میکند و هیچ شفافیتی نیز وجود ندارد. البته از منظر حقوقی امکان طرح شکایت در دیوان عدالت اداری و دادگاههای عمومی وجود دارد؛ اما اینکه چنین شکایتهایی تا چه اندازه به نتیجه برسد، خود محل تردید است.
https://t.me/kambiznouroozi
گفتگو با رکنا ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
کامبیز نوروزی، حقوقدان، در گفتوگو با خبرنگار رکنا درباره وضعیت اینترنت در ایران پس از آغاز جنگ و تداوم محدودیتها اظهار کرد: متاسفانه سیاستهای ایران در قبال اینترنت، سیاستهایی نادرست با واقعیتهای جهان امروز است. شورای عالی فضای مجازی اساسا مبنای قانونی روشنی ندارد؛ باید در چارچوب قانون اساسی و قوانین عادی کشور عمل کند. اگر محدودسازی اینترنت به بهانه شرایط جنگی انجام شده، مطابق اصل ۷۹ قانون اساسی، اعمال هرگونه محدودیت باید به تصویب مجلس برسد. از سوی دیگر اگر واقعا ضرورتهای جنگی ایجاب میکند اینترنت محدود شود؛ پس اینترنت پرو چه معنایی دارد؟
این موضوع پر از تناقض است. به نظر میرسد شرکتهای اصلی ارائهدهنده اینترنت که با قطع یا محدودسازی اینترنت بینالملل بخشی از درآمدهای کلان خود را از دست دادهاند، اکنون با سازوکاری بیضابطه مانند اینترنت پرو، در پی جبران آن درآمدها هستند. در عین حال، هیچ شفافیتی درباره نحوه قیمتگذاریهای عجیب و سنگین این سرویس وجود ندارد.
طرفداران طرح صیانت، عملا از طریق اینترنت پرو و هزینههای سنگین آن، به هدف خود رسیدهاند؛ وضعیتی که در آن تنها بخش بسیار محدودی از جامعه توانایی دسترسی به اینترنت آزاد و بینالمللی را دارد. در این فضای آشفته، صاحبان قدرت نیز منافع خود را دنبال میکنند. همانطور که در سالهای گذشته، فیلترینگ باعث شد میلیونها شهروند ناچار شوند هر ماه هزینههای سنگینی برای خرید فیلترشکن پرداخت کنند، اکنون نیز به نظر میرسد درآمد حاصل از فروش اینترنت پرو جایگزین همان چرخه اقتصادی شده است. اینترنت در ایران به بستری برای سوءاستفاده، فساد مالی و رانت سیاسی تبدیل شده است.
وزارت ارتباطات در حال فرار از مسئولیت است. اینکه این وزارتخانه اعلام میکند «از اینترنت پرو خبر نداشته»، یک موضع کاملا غیرمسئولانه است. وزارت ارتباطات حق ندارد نسبت به چنین مسئلهای بیاطلاع باشد. دولت و وزارت ارتباطات موظفاند به مردم توضیح دهند اینترنت پرو دقیقا چیست، بر چه اساسی ارائه میشود و مبنای این قیمتگذاریهای سنگین چیست. حداقل وظیفه دولت، شفافسازی و ارائه گزارش به افکار عمومی است.
چرا باید شرایطی ایجاد شود که تنها افراد ثروتمند امکان خرید اینترنت پرو را داشته باشند؛ اما اکثریت مردم از دسترسی آزاد محروم بمانند؟ این تبعیض آشکار مالی و اجتماعی است. آقای پزشکیان و وزیر ارتباطات باید درباره این وضعیت توضیح دهند و مسئولیت بپذیرند.
امروز وضعیت اینترنت در ایران در بستری غیرشفاف و غیرقانونی جریان دارد و هر فرد یا نهادی میتواند از این آشفتگی به نفع خود بهرهبرداری کند. دولت نباید مردم را نامحرم بداند. مردم حق دارند بدانند چه تصمیمی برای اینترنت کشور گرفته شده و چرا. انتظار حداقلی این است که دولت صادقانه با افکار عمومی صحبت کند و پاسخگو باشد. در حالی که اکنون شورای عالی امنیت ملی فراتر از حدود مسئولیتهای خود عمل میکند و هیچ شفافیتی نیز وجود ندارد. البته از منظر حقوقی امکان طرح شکایت در دیوان عدالت اداری و دادگاههای عمومی وجود دارد؛ اما اینکه چنین شکایتهایی تا چه اندازه به نتیجه برسد، خود محل تردید است.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍27❤7
محققین و فعالان حوزه سلامت از تغییر نام بیماری PCOS استقبال کردهاند. این بیماری که قبلا با نام «polycystic ovary syndrome یا سندروم تخمدان پلیکیستیک» شناخته میشد، حالا «Polyendocrine metabolic ovarian syndrome یا سسندرم تخمدانی متابولیک چند درونریز» (PMOS) نام گرفته تا بهتر نشان دهد که مشکل اصلی آن به اختلالات هورمونی و سیستم غدد درونریز مربوط است، نه فقط تخمدانها.
این بیماری حدود یک نفر از هر هشت زن را درگیر میکند، اما در بسیاری از موارد یا تشخیص داده نمیشود یا اشتباه تشخیص داده میشود. نام قبلی آن از دهه ۱۹۳۰ رایج شده، چون چون که میتوانست باعث ایجاد فولیکولهایی در تخمدان شود که با کیست اشتباه گرفته میشدند.
محققان میگویند این نامگذاری اشتباه باعث شده بود تشخیص بیماری دیرتر انجام شود، مراقبت بیماران پراکنده و ناکامل باشد، انگ اجتماعی ایجاد شود و حتی مسیر تحقیقات و سیاستگذاریهای سلامت هم محدود شود.
نام جدید کمک میکند تمرکز اشتباه روی «کیستها» کنار گذاشته شود و این بیماری بهعنوان یک اختلال گستردهتر متابولیک و هورمونی شناخته شود.
برای تغییر نام، یک فرایند جهانی و چندمرحلهای انجام شدهه که در آن ۵۶ سازمان علمی، پزشکی و گروههای بیماران مشارکت داشتند. همچنین بیش از ۱۴ هزار نفر شامل بیماران و متخصصان از سراسر جهان در نظرسنجیهای مربوطه شرکت کرده اند.
مقاله لنست: لینک
گزارش گاردین: لینک
@Scientometric
این بیماری حدود یک نفر از هر هشت زن را درگیر میکند، اما در بسیاری از موارد یا تشخیص داده نمیشود یا اشتباه تشخیص داده میشود. نام قبلی آن از دهه ۱۹۳۰ رایج شده، چون چون که میتوانست باعث ایجاد فولیکولهایی در تخمدان شود که با کیست اشتباه گرفته میشدند.
محققان میگویند این نامگذاری اشتباه باعث شده بود تشخیص بیماری دیرتر انجام شود، مراقبت بیماران پراکنده و ناکامل باشد، انگ اجتماعی ایجاد شود و حتی مسیر تحقیقات و سیاستگذاریهای سلامت هم محدود شود.
نام جدید کمک میکند تمرکز اشتباه روی «کیستها» کنار گذاشته شود و این بیماری بهعنوان یک اختلال گستردهتر متابولیک و هورمونی شناخته شود.
برای تغییر نام، یک فرایند جهانی و چندمرحلهای انجام شدهه که در آن ۵۶ سازمان علمی، پزشکی و گروههای بیماران مشارکت داشتند. همچنین بیش از ۱۴ هزار نفر شامل بیماران و متخصصان از سراسر جهان در نظرسنجیهای مربوطه شرکت کرده اند.
مقاله لنست: لینک
گزارش گاردین: لینک
@Scientometric
❤15👍12👌6✍3👎1🤯1
خوابِ ۶ تا ۸ ساعت در شب، بهنظر میرسد بهترین بازه برای کندتر شدن روند پیری زیستی (biological age) باشد.
در یک مطالعه بزرگ (منتشر شده در Nature) بر روی بیش از ۵۰۰ هزار نفر از UK Biobank، پژوهشگران ارتباط مدت خواب را با ۲۳ مدل تخمین سن زیستی بررسی کرده اند. مدلهایی که با استفاده از دادههای تصویربرداری، پروتئومیکس و متابولومیکس، سن زیستی اندامها و سیستمهای مختلف بدن را تخمین زده و سپس اختلاف آن با سن تقویمی (BAG = Biological age − Chronological age) را محاسبه کرده اند. نتیجه اصلی این بوده است که یک الگوی U شکل دیده شده است، یعنی هم خواب کمتر از ۶ ساعت و هم خواب بیشتر از ۸ ساعت با افزایش سن زیستی و خطر بیشتر بیماری ها (فراتر از بیماری های مغزی) و مرگومیر همراه بوده است. این ارتباط نهتنها در تحلیلهای بقا دیده شده، بلکه همبستگیهای ژنتیکی نیز برای آن دیده شده است.
یافتههای این مطالعه، دانسته های قبلی درباره مدلهای ساعتهای پیری مبتنی بر فنوتیپ را گسترش میدهد و نشان میدهند که این رابطه غیرخطی بین خواب و پیری، محدود به مغز نیست بلکه در سراسر بدن دیده میشود و این الگو نهتنها در ویژگیهای ساختاری و عملکردی حاصل از تصویربرداری، بلکه در سطح مولکولی نیز قابل مشاهده است.
کمترین فاصله بین سن زیستی و سن تقویمی، در بیشتر شاخصها حوالی ۷ ساعت خواب دیده شده است. البته این به معنی یک عدد ثابت برای همه نیست، چون این بازه بسته به اندام و جنسیت کمی تفاوت داشته است. در واقع این نتایج به این معنا نیست که این بازه برای همه افراد بهترین است و همچنین ثابت نمیکند که رسیدن به این بازه بهطور مستقیم باعث کاهش پیری یا بهبود سلامت میشود. با این وجود، این مطالعه یکی از جامعترین تصاویر موجود از ارتباط بین خواب و پیری در سراسر بدن را ارائه میدهد.
تحلیلهای ژنتیکی این مطالعه نشان داده اند که خواب کوتاه (کمتر از 6 ساعت) با طیف وسیعی از بیماریها در سیستمهای مختلف بدن ارتباط دارد (از بیماریهای قلبی و دیابت گرفته تا کمردرد، آسم، افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد. در مقابل، خواب طولانی (بیش از 8 ساعت) بیشتر با اختلالات مغزی و روانپزشکی مانند افسردگی، اسکیزوفرنی، ADHD و میگرن مرتبط بوده است. بهطور کلی، بهنظر میرسد خواب کوتاه اثرات سیستمیک گستردهتری بر بدن داشته باشد، در حالی که خواب طولانی بیشتر با مسیرهای مرتبط با مغز و سلامت روان ارتباط دارد.
هم خواب کوتاه و هم خواب طولانی با افزایش خطر مرگومیر کلی همراه بوده است. افرادی که کمتر از ۶ ساعت میخوابیدند حدود ۵۰٪ و افرادی که بیش از ۸ ساعت میخوابیدند حدود ۴۰٪ خطر بیشتری برای مرگ از هر علت داشته اند.
این یافتهها از یک فرضیه امیدوارکننده هم حمایت میکنند که بهبود مدت خواب میتواند راهی قابل دسترس برای کاهش خطر بیماریهای مرتبط با سن باشد
در مجموع، این یافتهها نشان میدهند که اختلال در مدت خواب میتواند با تسریع پیری زیستی و افزایش ریسک بیماریهای مختلف در بدن همراه باشد، هرچند رابطه علت و معلولی هنوز بهطور کامل ثابت نشده است.
@Scientoemtric
در یک مطالعه بزرگ (منتشر شده در Nature) بر روی بیش از ۵۰۰ هزار نفر از UK Biobank، پژوهشگران ارتباط مدت خواب را با ۲۳ مدل تخمین سن زیستی بررسی کرده اند. مدلهایی که با استفاده از دادههای تصویربرداری، پروتئومیکس و متابولومیکس، سن زیستی اندامها و سیستمهای مختلف بدن را تخمین زده و سپس اختلاف آن با سن تقویمی (BAG = Biological age − Chronological age) را محاسبه کرده اند. نتیجه اصلی این بوده است که یک الگوی U شکل دیده شده است، یعنی هم خواب کمتر از ۶ ساعت و هم خواب بیشتر از ۸ ساعت با افزایش سن زیستی و خطر بیشتر بیماری ها (فراتر از بیماری های مغزی) و مرگومیر همراه بوده است. این ارتباط نهتنها در تحلیلهای بقا دیده شده، بلکه همبستگیهای ژنتیکی نیز برای آن دیده شده است.
یافتههای این مطالعه، دانسته های قبلی درباره مدلهای ساعتهای پیری مبتنی بر فنوتیپ را گسترش میدهد و نشان میدهند که این رابطه غیرخطی بین خواب و پیری، محدود به مغز نیست بلکه در سراسر بدن دیده میشود و این الگو نهتنها در ویژگیهای ساختاری و عملکردی حاصل از تصویربرداری، بلکه در سطح مولکولی نیز قابل مشاهده است.
کمترین فاصله بین سن زیستی و سن تقویمی، در بیشتر شاخصها حوالی ۷ ساعت خواب دیده شده است. البته این به معنی یک عدد ثابت برای همه نیست، چون این بازه بسته به اندام و جنسیت کمی تفاوت داشته است. در واقع این نتایج به این معنا نیست که این بازه برای همه افراد بهترین است و همچنین ثابت نمیکند که رسیدن به این بازه بهطور مستقیم باعث کاهش پیری یا بهبود سلامت میشود. با این وجود، این مطالعه یکی از جامعترین تصاویر موجود از ارتباط بین خواب و پیری در سراسر بدن را ارائه میدهد.
تحلیلهای ژنتیکی این مطالعه نشان داده اند که خواب کوتاه (کمتر از 6 ساعت) با طیف وسیعی از بیماریها در سیستمهای مختلف بدن ارتباط دارد (از بیماریهای قلبی و دیابت گرفته تا کمردرد، آسم، افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد. در مقابل، خواب طولانی (بیش از 8 ساعت) بیشتر با اختلالات مغزی و روانپزشکی مانند افسردگی، اسکیزوفرنی، ADHD و میگرن مرتبط بوده است. بهطور کلی، بهنظر میرسد خواب کوتاه اثرات سیستمیک گستردهتری بر بدن داشته باشد، در حالی که خواب طولانی بیشتر با مسیرهای مرتبط با مغز و سلامت روان ارتباط دارد.
هم خواب کوتاه و هم خواب طولانی با افزایش خطر مرگومیر کلی همراه بوده است. افرادی که کمتر از ۶ ساعت میخوابیدند حدود ۵۰٪ و افرادی که بیش از ۸ ساعت میخوابیدند حدود ۴۰٪ خطر بیشتری برای مرگ از هر علت داشته اند.
این یافتهها از یک فرضیه امیدوارکننده هم حمایت میکنند که بهبود مدت خواب میتواند راهی قابل دسترس برای کاهش خطر بیماریهای مرتبط با سن باشد
در مجموع، این یافتهها نشان میدهند که اختلال در مدت خواب میتواند با تسریع پیری زیستی و افزایش ریسک بیماریهای مختلف در بدن همراه باشد، هرچند رابطه علت و معلولی هنوز بهطور کامل ثابت نشده است.
@Scientoemtric
👍35❤6✍2