💢 سگهای رباتیک، نگهبانان آینده پایگاه چین در کره ماه
دانشمندان سامانهای مشارکتی را در نظر دارند که در آن، رباتها اجرای فیزیکی وظایف را بر عهده میگیرند.
دانشمندان چینی در کنار بررسی رباتهای چرخدار و دیگر رباتهای انساننما که برای یافتن منابع در سطح ماه ساخته شدهاند، در حال بررسی استفاده از سگهای رباتیک برای نگهبانی از پایگاههای آینده این کشور در ماهاند.
بر اساس مطالعه جدیدی که در مجله «علوم و فناوری فضایی چین» منتشر شد، پژوهشگرانی که روی طرح اولیه پایگاه ماه چین کار میکنند، اعلام کردهاند که یکی از مفاهیم اصلی این طرح کار کردن فضانوردان کنار رباتها خواهد بود.
یکی از این طرحها پایگاهی با حضور سه فضانورد را پیشنهاد میکند که سطح ماه را کاوش میکنند و دو سگ رباتیک نیز آنها را همراهی میکنند و به جمعآوری نمونههای سنگی و تحلیلهای شیمیایی میپردازند.
این طرح همچنین در نظر گرفته است که رباتهای چهارپا که عموما «سگهای رباتیک» نامیده میشوند، گشتزنی روزانه انجام دهند، محیط را پایش کنند و فضاهای محل زندگی فضانوردان را تمیز کنند.
دانشمندان آکادمی فناوری فضایی چین نوشتند: «چین در حال گسترش مرز پرواز فضایی انسان از مدار زمین تا ماه است.»
آنها نوشتند: «الگوی پیشنهادی همکاری انسان و ربات میتواند با بهرهگیری از تواناییهای متفاوت انسانها و رباتها که مکمل یکدیگرند، الگویی برای ساخت آینده و بهرهبرداری کارآمد از ایستگاه تحقیقاتی ماه چین فراهم کند.»
این مطالعه استدلال میکند که شرایط نامساعد ماه، از جمله گرانش کم، پرتوهای شدید و نوسانهای بسیار شدید دما، سبب میشوند که ماموریتهایی که صرفا با حضور انسان یا فقط با ربات انجام میشوند، ناکارآمد شوند.
از آنجا که ماه حدود ۳۸۰ هزار کیلومتر از زمین فاصله دارد، رفتوبرگشت سیگنالهای رادیویی تا ۲.۵ ثانیه طول میکشد.دانشمندان استدلال میکنند که این تاخیر ایجاب میکند انسانها برای هدایت رباتها در سطح ماه حضور فیزیکی داشته باشند.
به طور کلی، دانشمندان سامانهای مشارکتی را در نظر دارند که در آن، رباتها اجرای فیزیکی وظایف را بر عهده میگیرند و فقط قضاوت و تصمیمگیری در سطوح بالاتر برای فضانوردان باقی میماند.
این مطالعه استدلال میکند که چنین رویکردی میتواند فعالیت پایگاه ماه را برای دورههای بسیار طولانیتری ممکن کند و در مقایسه با فعالیت فقط انسانی یا فقط رباتیک، مناطق وسیعتری را پوشش دهد.
پژوهشگران با ذکر یک نمونه میگویند در یک ماموریت، یک فضانورد میتواند رباتهای بدون سرنشین را برای پایش و اکتشاف هدایت کند، در حالی که فضانوردی دیگر بررسیهای دقیقتر و نمونهبرداری را انجام میدهد.
دانشمندان گفتند فضانورد سوم درون یک کابین متحرک با فشار هوای تنظیمشده خواهد بود و از راه دور یک ربات را برای کمک به آنها هدایت خواهد کرد.
چین قصد دارد با همکاری روسیه و دیگر شرکای بینالمللی، ایستگاه بینالمللی پژوهشی ماه را در نزدیکی قطب جنوب ماه بسازد و میگوید میخواهد تا سال ۲۰۳۰ فضانوردان را روی ماه فرود آورد.
پژوهشگران در این بررسی جدید، طرحی ماژولار برای پایگاه ماه در نظر گرفتهاند که در آن هر ماژول ساختاری استاندارد و مشترک دارد، اما برای متناسب بودن با کارکرد خود به تجهیزات متفاوتی مجهز است.
دانشمندان میگویند هر ماژول میتواند حدود سه متر قطر، تقریبا ۱۶ مترمکعب حجم داخلی و حدود ۱۰ تن جرم داشته باشد.
این مطالعه خاطرنشان میکند که ماژولها با استفاده از موادی مقاوم در برابر پرتوها، دماهای بسیار بالا و پایین و غبار ماه ساخته خواهند شد و از طریق راهروهای اتصال به یکدیگر متصل خواهند شد.
https://www.independent.co.uk/space/china-robot-dogs-moon-lunar-base-b3030293.html
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان سامانهای مشارکتی را در نظر دارند که در آن، رباتها اجرای فیزیکی وظایف را بر عهده میگیرند.
دانشمندان چینی در کنار بررسی رباتهای چرخدار و دیگر رباتهای انساننما که برای یافتن منابع در سطح ماه ساخته شدهاند، در حال بررسی استفاده از سگهای رباتیک برای نگهبانی از پایگاههای آینده این کشور در ماهاند.
بر اساس مطالعه جدیدی که در مجله «علوم و فناوری فضایی چین» منتشر شد، پژوهشگرانی که روی طرح اولیه پایگاه ماه چین کار میکنند، اعلام کردهاند که یکی از مفاهیم اصلی این طرح کار کردن فضانوردان کنار رباتها خواهد بود.
یکی از این طرحها پایگاهی با حضور سه فضانورد را پیشنهاد میکند که سطح ماه را کاوش میکنند و دو سگ رباتیک نیز آنها را همراهی میکنند و به جمعآوری نمونههای سنگی و تحلیلهای شیمیایی میپردازند.
این طرح همچنین در نظر گرفته است که رباتهای چهارپا که عموما «سگهای رباتیک» نامیده میشوند، گشتزنی روزانه انجام دهند، محیط را پایش کنند و فضاهای محل زندگی فضانوردان را تمیز کنند.
دانشمندان آکادمی فناوری فضایی چین نوشتند: «چین در حال گسترش مرز پرواز فضایی انسان از مدار زمین تا ماه است.»
آنها نوشتند: «الگوی پیشنهادی همکاری انسان و ربات میتواند با بهرهگیری از تواناییهای متفاوت انسانها و رباتها که مکمل یکدیگرند، الگویی برای ساخت آینده و بهرهبرداری کارآمد از ایستگاه تحقیقاتی ماه چین فراهم کند.»
این مطالعه استدلال میکند که شرایط نامساعد ماه، از جمله گرانش کم، پرتوهای شدید و نوسانهای بسیار شدید دما، سبب میشوند که ماموریتهایی که صرفا با حضور انسان یا فقط با ربات انجام میشوند، ناکارآمد شوند.
از آنجا که ماه حدود ۳۸۰ هزار کیلومتر از زمین فاصله دارد، رفتوبرگشت سیگنالهای رادیویی تا ۲.۵ ثانیه طول میکشد.دانشمندان استدلال میکنند که این تاخیر ایجاب میکند انسانها برای هدایت رباتها در سطح ماه حضور فیزیکی داشته باشند.
به طور کلی، دانشمندان سامانهای مشارکتی را در نظر دارند که در آن، رباتها اجرای فیزیکی وظایف را بر عهده میگیرند و فقط قضاوت و تصمیمگیری در سطوح بالاتر برای فضانوردان باقی میماند.
این مطالعه استدلال میکند که چنین رویکردی میتواند فعالیت پایگاه ماه را برای دورههای بسیار طولانیتری ممکن کند و در مقایسه با فعالیت فقط انسانی یا فقط رباتیک، مناطق وسیعتری را پوشش دهد.
پژوهشگران با ذکر یک نمونه میگویند در یک ماموریت، یک فضانورد میتواند رباتهای بدون سرنشین را برای پایش و اکتشاف هدایت کند، در حالی که فضانوردی دیگر بررسیهای دقیقتر و نمونهبرداری را انجام میدهد.
دانشمندان گفتند فضانورد سوم درون یک کابین متحرک با فشار هوای تنظیمشده خواهد بود و از راه دور یک ربات را برای کمک به آنها هدایت خواهد کرد.
چین قصد دارد با همکاری روسیه و دیگر شرکای بینالمللی، ایستگاه بینالمللی پژوهشی ماه را در نزدیکی قطب جنوب ماه بسازد و میگوید میخواهد تا سال ۲۰۳۰ فضانوردان را روی ماه فرود آورد.
پژوهشگران در این بررسی جدید، طرحی ماژولار برای پایگاه ماه در نظر گرفتهاند که در آن هر ماژول ساختاری استاندارد و مشترک دارد، اما برای متناسب بودن با کارکرد خود به تجهیزات متفاوتی مجهز است.
دانشمندان میگویند هر ماژول میتواند حدود سه متر قطر، تقریبا ۱۶ مترمکعب حجم داخلی و حدود ۱۰ تن جرم داشته باشد.
این مطالعه خاطرنشان میکند که ماژولها با استفاده از موادی مقاوم در برابر پرتوها، دماهای بسیار بالا و پایین و غبار ماه ساخته خواهند شد و از طریق راهروهای اتصال به یکدیگر متصل خواهند شد.
https://www.independent.co.uk/space/china-robot-dogs-moon-lunar-base-b3030293.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
China could use robot dogs to guard its lunar bases, study suggests
Hostile conditions on Moon make human-only and robot-only missions inefficient, scientists say
❤2👍2
💢 انقلاب در شناخت میگرن؛ از نظریههای اشتباه تا داروهای تازه
میگرن معمولا طی چهار مرحله رخ میدهد.
طی یک دهه گذشته، شناخت میگرن، پس از قرنها درمانهای بیاثر و برداشتهای نادرست، دگرگون شده است و دانشمندان اکنون سازوکار عصبی این بیماری ناتوانکننده را بهتر میشناسند و داروهای تازهای برای مهار آن ساختهاند. با این حال هزینه درمان، دسترسی محدود به داروها و جدی گرفته نشدن درد همچنان جزو اصلیترین مشکلات مبتلایان به میگرن به شمار میروند.
تا قرن بیستم، پزشکان این احتمال را مطرح میکردند که عامل میگرن احساسات سرکوبشده باشد. این دیدگاه به طرح ادعاهایی انجامید مبنی بر اینکه زنان به این دلیل بسیار بیشتر از مردان به میگرن مبتلا میشوند که شکنندهتر یا روانرنجورند. حتی تا همین دو دهه پیش، توضیح رایج برای میگرن در بسیاری از دانشکدههای پزشکی «نظریه عروقی» بود؛ یعنی این تصور که انبساط و انقباض رگهای خونی مغز عامل میگرن است.
با این حال طی دهه گذشته، هم شناخت از عوامل ایجادکننده این اختلال عصبی که از نظر فنی زیرمجموعهای از سردردها محسوب میشوند، پیشرفت چشمگیری کرد و هم گزینههای درمانی آن بسیار بیشتر شد و امروزه واقعا میدانیم چه اتفاقی میافتد و چرا چنین میشود، اما یکی از بزرگترین مشکلات مبتلایان، یعنی فقدان همدلی با آنان و جدی گرفته نشدن این مشکل، به قوت خود باقی مانده است.
گاردین در گزارشی، پیش از پرداختن به سازوکارهای مغزی هنگام بروز میگرن، درباره انواع سردردها توضیح میدهد و آنها را به دو دسته کلی تقسیم میکند.
نخست سردردهای موسوم به اولیه که ناشی از هیچ عامل ساختاری و زمینهای نیستند و سردردهای ثانویه که ممکن است بر اثر عوامل گوناگون، از سکته مغزی، مننژیت یا تومور گرفته تا خونریزی مغزی، ایجاد شوند.
در این دستهبندی، سردرد ناشی از خماری که عوامل متعدد از جمله کمآبی بدن در ایجاد آن نقش دارند، ثانویه است، اما سردرد خوشهای، اختلال عصبی بسیار دردناکی که مصرف الکل میتواند ظرف چند دقیقه آن را تحریک کند، در دسته سردردهای اولیه قرار میگیرد.
میگرن نیز از نوع سردردهای اولیه است، اما اغلب با سردرد ثانویه اشتباه گرفته میشود و این یکی از دلایل متعددی است که موجب میشود مبتلایان در بسیاری از موارد، خدمات درمانی مناسبی دریافت نکنند.
الکساندرا سینکلر، استاد عصبشناسی دانشگاه بیرمنگام و رئیس انجمن بریتانیایی مطالعه سردرد، میگوید: «به ما پزشکان آموزش میدهند که برای تشخیص نوع سردرد، پرسشهای مناسب را مطرح کنیم. ما از طبقهبندی انجمن بینالمللی سردرد استفاده میکنیم که در اینترنت نیز میتوانید آن را پیدا کنید، اما در واقع، برای هر بیمار ممکن است بسیاری از سردردها بسیار شبیه به یکدیگر احساس شوند و به همین دلیل طبقهبندی دقیق آنها دشوار باشد.
با این حال، به طور کلی، اگر سردرد متوسط تا شدید باشد، بیمار تمایل داشته باشد دراز بکشد، از نور و صدا دوری کند و بیحرکت بماند، تهوع داشته باشد و دردی ضرباندار راــ اغلب در یک سمت سرــ احساس کند، به احتمال زیاد با میگرن روبهرو هستیم.»
اکنون میدانیم که میگرن بر اثر فعال شدن «سیستم سهقلوییــعروقی» ایجاد میشود؛ شبکهای متشکل از عصب سهقلو و رگهای خونی مرتبط با آن در سر که درد را در مغز تشخیص میدهند. محور اصلی این سیستم بزرگترین و پیچیدهترین عصب حسی سر، یعنی عصب سهقلو، است.
این عصب اطلاعات حسی از جمله لمس، درد و دما و همچنین کنترل حرکتی مربوط به جویدن را بر عهده دارد.وقتی اختلالی ایجاد میشود، رشتههای عصبی این سیستم مادهای شیمیایی به نام پپتید مرتبط با ژن کلسیتونین (CGRP) آزاد میکنند. این ماده شبکه درد مغز را فعال میکند و باعث بروز سردردهایی میشود که شدت آنها از متوسط تا زمینگیرکننده متغیر است.
موضوع دیگری که اکنون شناخت بهتری از آن داریم، این است که میگرن معمولا طی چهار مرحله رخ میدهد. یکی از این مراحل، دوره هشدار است که ممکن است با خمیازه کشیدن بیش از حد، تکرر ادرار یا خستگی همراه باشد. یکی از تجارب رایج در این مرحله، میل غیرمعمول به برخی خوراکیها است که میتواند به نوعی مقصر شناختن بیمار بینجامد.
پروفسور سینکلر دراینباره میگوید: «در گذشته این تصور وجود داشت که شاید با خوردن تکهای پنیر یا شکلات باعث شدهاید سردردتان شروع شود، اما پژوهشها اکنون این برداشت را کاملا وارونه کردهاند.
تصویربرداری عملکردی مغز نشان میدهد بخشهایی از مغز که ممکن است باعث میل به غذا شوند، حدود ۲۴ ساعت پیش از آغاز درد واقعی فعال میشوند. بنابراین، شما باعث بروز میگرن نشدهاید، بلکه این میگرن بوده که میل به آن خوراکی را در شما ایجاد کرده است.»
میگرن معمولا طی چهار مرحله رخ میدهد.
طی یک دهه گذشته، شناخت میگرن، پس از قرنها درمانهای بیاثر و برداشتهای نادرست، دگرگون شده است و دانشمندان اکنون سازوکار عصبی این بیماری ناتوانکننده را بهتر میشناسند و داروهای تازهای برای مهار آن ساختهاند. با این حال هزینه درمان، دسترسی محدود به داروها و جدی گرفته نشدن درد همچنان جزو اصلیترین مشکلات مبتلایان به میگرن به شمار میروند.
تا قرن بیستم، پزشکان این احتمال را مطرح میکردند که عامل میگرن احساسات سرکوبشده باشد. این دیدگاه به طرح ادعاهایی انجامید مبنی بر اینکه زنان به این دلیل بسیار بیشتر از مردان به میگرن مبتلا میشوند که شکنندهتر یا روانرنجورند. حتی تا همین دو دهه پیش، توضیح رایج برای میگرن در بسیاری از دانشکدههای پزشکی «نظریه عروقی» بود؛ یعنی این تصور که انبساط و انقباض رگهای خونی مغز عامل میگرن است.
با این حال طی دهه گذشته، هم شناخت از عوامل ایجادکننده این اختلال عصبی که از نظر فنی زیرمجموعهای از سردردها محسوب میشوند، پیشرفت چشمگیری کرد و هم گزینههای درمانی آن بسیار بیشتر شد و امروزه واقعا میدانیم چه اتفاقی میافتد و چرا چنین میشود، اما یکی از بزرگترین مشکلات مبتلایان، یعنی فقدان همدلی با آنان و جدی گرفته نشدن این مشکل، به قوت خود باقی مانده است.
گاردین در گزارشی، پیش از پرداختن به سازوکارهای مغزی هنگام بروز میگرن، درباره انواع سردردها توضیح میدهد و آنها را به دو دسته کلی تقسیم میکند.
نخست سردردهای موسوم به اولیه که ناشی از هیچ عامل ساختاری و زمینهای نیستند و سردردهای ثانویه که ممکن است بر اثر عوامل گوناگون، از سکته مغزی، مننژیت یا تومور گرفته تا خونریزی مغزی، ایجاد شوند.
در این دستهبندی، سردرد ناشی از خماری که عوامل متعدد از جمله کمآبی بدن در ایجاد آن نقش دارند، ثانویه است، اما سردرد خوشهای، اختلال عصبی بسیار دردناکی که مصرف الکل میتواند ظرف چند دقیقه آن را تحریک کند، در دسته سردردهای اولیه قرار میگیرد.
میگرن نیز از نوع سردردهای اولیه است، اما اغلب با سردرد ثانویه اشتباه گرفته میشود و این یکی از دلایل متعددی است که موجب میشود مبتلایان در بسیاری از موارد، خدمات درمانی مناسبی دریافت نکنند.
الکساندرا سینکلر، استاد عصبشناسی دانشگاه بیرمنگام و رئیس انجمن بریتانیایی مطالعه سردرد، میگوید: «به ما پزشکان آموزش میدهند که برای تشخیص نوع سردرد، پرسشهای مناسب را مطرح کنیم. ما از طبقهبندی انجمن بینالمللی سردرد استفاده میکنیم که در اینترنت نیز میتوانید آن را پیدا کنید، اما در واقع، برای هر بیمار ممکن است بسیاری از سردردها بسیار شبیه به یکدیگر احساس شوند و به همین دلیل طبقهبندی دقیق آنها دشوار باشد.
با این حال، به طور کلی، اگر سردرد متوسط تا شدید باشد، بیمار تمایل داشته باشد دراز بکشد، از نور و صدا دوری کند و بیحرکت بماند، تهوع داشته باشد و دردی ضرباندار راــ اغلب در یک سمت سرــ احساس کند، به احتمال زیاد با میگرن روبهرو هستیم.»
اکنون میدانیم که میگرن بر اثر فعال شدن «سیستم سهقلوییــعروقی» ایجاد میشود؛ شبکهای متشکل از عصب سهقلو و رگهای خونی مرتبط با آن در سر که درد را در مغز تشخیص میدهند. محور اصلی این سیستم بزرگترین و پیچیدهترین عصب حسی سر، یعنی عصب سهقلو، است.
این عصب اطلاعات حسی از جمله لمس، درد و دما و همچنین کنترل حرکتی مربوط به جویدن را بر عهده دارد.وقتی اختلالی ایجاد میشود، رشتههای عصبی این سیستم مادهای شیمیایی به نام پپتید مرتبط با ژن کلسیتونین (CGRP) آزاد میکنند. این ماده شبکه درد مغز را فعال میکند و باعث بروز سردردهایی میشود که شدت آنها از متوسط تا زمینگیرکننده متغیر است.
موضوع دیگری که اکنون شناخت بهتری از آن داریم، این است که میگرن معمولا طی چهار مرحله رخ میدهد. یکی از این مراحل، دوره هشدار است که ممکن است با خمیازه کشیدن بیش از حد، تکرر ادرار یا خستگی همراه باشد. یکی از تجارب رایج در این مرحله، میل غیرمعمول به برخی خوراکیها است که میتواند به نوعی مقصر شناختن بیمار بینجامد.
پروفسور سینکلر دراینباره میگوید: «در گذشته این تصور وجود داشت که شاید با خوردن تکهای پنیر یا شکلات باعث شدهاید سردردتان شروع شود، اما پژوهشها اکنون این برداشت را کاملا وارونه کردهاند.
تصویربرداری عملکردی مغز نشان میدهد بخشهایی از مغز که ممکن است باعث میل به غذا شوند، حدود ۲۴ ساعت پیش از آغاز درد واقعی فعال میشوند. بنابراین، شما باعث بروز میگرن نشدهاید، بلکه این میگرن بوده که میل به آن خوراکی را در شما ایجاد کرده است.»
❤5
پس از این دوره، حدود ۳۰ درصد مبتلایان حالتی را تجربه میکنند که به آن «اورا» یا پیشدرآمد حسی میگویند و ممکن است به صورت اختلال در دید، بیحسی صورت، دستها یا پاها و مشکلات گفتاری باشد.سپس خود حمله میگرن آغاز میشود که معمولا بین چهار تا ۷۲ ساعت ادامه مییابد.
در انتها نیز مرحله پسدرآمد فرا میرسد که ممکن است طی آن، تا دو روز احساس ضعف شدید یا خستگی کنید. معمولا تنها پس از پشت سرگذاشتن این مرحله و چند روز اختلال در عملکرد طبیعی بدن است که وضعیت دوباره به حالت عادی بازمیگردد.
برخی دانشمندان معتقدند این سیستم حسی نیز مانند دیگر سیستمهای بدن احتمالا در روند تکامل و به این دلیل شکل گرفت که برای بقای انسان مفید بود.
پروفسور سینکلر میگوید: «بر اساس این دیدگاه، سردرد میتواند مانند زنگ خطر عمل کند. برای مثال، ابتلا به مننژیت، وارد شدن ضربه به سر یا وجود مشکلی مانند تومور در مغز ممکن است احتمال بروز سردرد را افزایش دهد. این واکنش میتواند مفید باشد، زیرا به فرد هشدار میدهد که مشکلی در مغزش به وجود آمده است.
بر اساس دیدگاهی دیگر، انسانهای اولیهای که از نظر ژنتیکی مستعد میگرن بودند، احتمالا به صدا، نور و حرکت حساستر بودند و خواب سبکتری داشتند.
این هوشیاری بیشتر ممکن بود به آنها در تشخیص خطر و زنده ماندن کمک کند، بنابراین ژنهای مرتبط با این ویژگی احتمالا به دلیل مزیتی که برای بقا داشتند، در انسان باقی ماندند.»
خلاصه مسئله برای مبتلایان به میگرن شدید نیز همین است. تغییرات هورمونی، سبک زندگی و حتی محیطی میتوانند میزان آسیبپذیری شما را در برابر این میگرنــ که از نظر تخصصی نوعی بیماری مغزواعصاب محسوب میشودــ تغییر دهند، با این حال ممکن است مغزتان نیز از نظر ژنتیکی آمادگی بیشتری برای ابتلا به سردرد داشته باشد.
حساسیت زیاد به نور، صدا و حرکت شاید در دوران انسانهای اولیه به تشخیص خطر و زنده ماندن کمک میکرد، اما در زندگی امروز که تعداد زیادی از ما به جای نگهبانی کنار آتش، در دفترهایی با نور لامپهای فلورسنت کار میکنیم، حملات میگرنی میتوانند فرد را چند روز از کار و زندگی بیندازند. بنابراین، ویژگی که شاید زمانی مزیت تکاملی بود، اکنون به عاملی ناتوانکننده تبدیل شده است.
چنانچه سازمان بهداشت جهانی نیز میگرن را یکی از ۱۰ بیماری ناتوانکننده جهان معرفی کرده است.
پروفسور سینکلر میگوید: «این بیماری شمار بسیار زیادی از افراد را در سالهایی که باید پربازدهترین دوران زندگی آنها باشد، اغلب از دوران بلوغ تا یائسگی، درگیر میکند و توانایی آنان را برای انجام دادن فعالیتهای عادی در بخش زیادی از ماه مختل میکند.
افزون بر این، هنوز این انگ اجتماعی وجود دارد که میگرن واقعا یک بیماری نیست و به همین دلیل، رسیدگی پزشکی به آن تا حدی به انتهای صف موکول میشود.»
از طرفی به نظر میرسد شمار زنان مبتلا به میگرن حدود دو برابر مردان باشد. دلایل احتمالی این اختلاف از تفاوتهای هورمونی گرفته تا تفاوت میزان حساسیت مغز به مواد شیمیایی مولد درد متغیر است.
با این حال این موضوع نیز ممکن است یکی دیگر از دلایلی باشد که باعث شد میگرن در گذشته بهاندازه کافی جدی گرفته نشود.
خبر خوب این است که شناسایی پپتید مرتبط با ژن کلسیتونین (CGRP) باعث شده است داروهای میگرن بهسرعت بهبود یابند. این داروها اکنون حاوی مهارکنندههاییاند که بهطور اختصاصی برای مسدود کردن ترشح این ماده شیمیایی مولد درد ساخته شدهاند.
پروفسور سینکلر میگوید: «دستهای از داروها که معمولا بهصورت قرص مصرف میشوند و گپانتها نام دارند با مسدود کردن گیرنده سیجیآرپی (CGRP) عمل میکنند. همچنین، آنتیبادیهای مونوکلونال سیجیآرپی را داریم که اغلب به آنها مبها گفته میشود و معمولا ماهی یک بار تزریق میشوند.
این دو دسته دارویی طی چهار یا پنج سال گذشته، مراقبت و درمان سردرد را واقعا متحول کردهاند.»مشکل این است که این داروها گراناند و دسترسی به آنها ممکن است دشوار باشد.
پروفسور سینکلر میگوید: «ما به متخصصان بیشتری در نظام سلامت نیاز داریم که بتوانند درمان سردرد را ارائه دهند. همچنین، فرایند تجویز دارو باید سادهتر شود تا بیماران بتوانند هنگام نیاز، به دارو دسترسی پیدا کنند و سریعتر بهبود یابند.
در عین حال، باید بیماران را نیز آموزش دهیم تا برای دریافت کمک اقدام کنند. کنترل و درمان موثر بیماری ضروری است.
بنابراین، مسئله اصلی این است که مبتلایان به میگرن بدانند شرایط واقعا تغییر کرده است.»ممکن است خود سردردها در طول دو هزار سال تغییری نکرده باشند، اما خوشبختانه ما دیگر آنها را نشانهای از ضعف یا ویژگی شخصیتی افراد نمیدانیم.
https://www.theguardian.com/lifeandstyle/2026/jul/19/banging-headache-mysteries-migraine-treatments
🆔@ScientificDialectics
در انتها نیز مرحله پسدرآمد فرا میرسد که ممکن است طی آن، تا دو روز احساس ضعف شدید یا خستگی کنید. معمولا تنها پس از پشت سرگذاشتن این مرحله و چند روز اختلال در عملکرد طبیعی بدن است که وضعیت دوباره به حالت عادی بازمیگردد.
برخی دانشمندان معتقدند این سیستم حسی نیز مانند دیگر سیستمهای بدن احتمالا در روند تکامل و به این دلیل شکل گرفت که برای بقای انسان مفید بود.
پروفسور سینکلر میگوید: «بر اساس این دیدگاه، سردرد میتواند مانند زنگ خطر عمل کند. برای مثال، ابتلا به مننژیت، وارد شدن ضربه به سر یا وجود مشکلی مانند تومور در مغز ممکن است احتمال بروز سردرد را افزایش دهد. این واکنش میتواند مفید باشد، زیرا به فرد هشدار میدهد که مشکلی در مغزش به وجود آمده است.
بر اساس دیدگاهی دیگر، انسانهای اولیهای که از نظر ژنتیکی مستعد میگرن بودند، احتمالا به صدا، نور و حرکت حساستر بودند و خواب سبکتری داشتند.
این هوشیاری بیشتر ممکن بود به آنها در تشخیص خطر و زنده ماندن کمک کند، بنابراین ژنهای مرتبط با این ویژگی احتمالا به دلیل مزیتی که برای بقا داشتند، در انسان باقی ماندند.»
خلاصه مسئله برای مبتلایان به میگرن شدید نیز همین است. تغییرات هورمونی، سبک زندگی و حتی محیطی میتوانند میزان آسیبپذیری شما را در برابر این میگرنــ که از نظر تخصصی نوعی بیماری مغزواعصاب محسوب میشودــ تغییر دهند، با این حال ممکن است مغزتان نیز از نظر ژنتیکی آمادگی بیشتری برای ابتلا به سردرد داشته باشد.
حساسیت زیاد به نور، صدا و حرکت شاید در دوران انسانهای اولیه به تشخیص خطر و زنده ماندن کمک میکرد، اما در زندگی امروز که تعداد زیادی از ما به جای نگهبانی کنار آتش، در دفترهایی با نور لامپهای فلورسنت کار میکنیم، حملات میگرنی میتوانند فرد را چند روز از کار و زندگی بیندازند. بنابراین، ویژگی که شاید زمانی مزیت تکاملی بود، اکنون به عاملی ناتوانکننده تبدیل شده است.
چنانچه سازمان بهداشت جهانی نیز میگرن را یکی از ۱۰ بیماری ناتوانکننده جهان معرفی کرده است.
پروفسور سینکلر میگوید: «این بیماری شمار بسیار زیادی از افراد را در سالهایی که باید پربازدهترین دوران زندگی آنها باشد، اغلب از دوران بلوغ تا یائسگی، درگیر میکند و توانایی آنان را برای انجام دادن فعالیتهای عادی در بخش زیادی از ماه مختل میکند.
افزون بر این، هنوز این انگ اجتماعی وجود دارد که میگرن واقعا یک بیماری نیست و به همین دلیل، رسیدگی پزشکی به آن تا حدی به انتهای صف موکول میشود.»
از طرفی به نظر میرسد شمار زنان مبتلا به میگرن حدود دو برابر مردان باشد. دلایل احتمالی این اختلاف از تفاوتهای هورمونی گرفته تا تفاوت میزان حساسیت مغز به مواد شیمیایی مولد درد متغیر است.
با این حال این موضوع نیز ممکن است یکی دیگر از دلایلی باشد که باعث شد میگرن در گذشته بهاندازه کافی جدی گرفته نشود.
خبر خوب این است که شناسایی پپتید مرتبط با ژن کلسیتونین (CGRP) باعث شده است داروهای میگرن بهسرعت بهبود یابند. این داروها اکنون حاوی مهارکنندههاییاند که بهطور اختصاصی برای مسدود کردن ترشح این ماده شیمیایی مولد درد ساخته شدهاند.
پروفسور سینکلر میگوید: «دستهای از داروها که معمولا بهصورت قرص مصرف میشوند و گپانتها نام دارند با مسدود کردن گیرنده سیجیآرپی (CGRP) عمل میکنند. همچنین، آنتیبادیهای مونوکلونال سیجیآرپی را داریم که اغلب به آنها مبها گفته میشود و معمولا ماهی یک بار تزریق میشوند.
این دو دسته دارویی طی چهار یا پنج سال گذشته، مراقبت و درمان سردرد را واقعا متحول کردهاند.»مشکل این است که این داروها گراناند و دسترسی به آنها ممکن است دشوار باشد.
پروفسور سینکلر میگوید: «ما به متخصصان بیشتری در نظام سلامت نیاز داریم که بتوانند درمان سردرد را ارائه دهند. همچنین، فرایند تجویز دارو باید سادهتر شود تا بیماران بتوانند هنگام نیاز، به دارو دسترسی پیدا کنند و سریعتر بهبود یابند.
در عین حال، باید بیماران را نیز آموزش دهیم تا برای دریافت کمک اقدام کنند. کنترل و درمان موثر بیماری ضروری است.
بنابراین، مسئله اصلی این است که مبتلایان به میگرن بدانند شرایط واقعا تغییر کرده است.»ممکن است خود سردردها در طول دو هزار سال تغییری نکرده باشند، اما خوشبختانه ما دیگر آنها را نشانهای از ضعف یا ویژگی شخصیتی افراد نمیدانیم.
https://www.theguardian.com/lifeandstyle/2026/jul/19/banging-headache-mysteries-migraine-treatments
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
The truth about migraines: what causes them – and how to find relief
Over the last decade, the understanding of these devastating headaches has grown enormously, as has the understanding of what can be done to treat them
❤5
💢 دانشمندان الماس را ذوب کردند ؛ نتیجه برخلاف انتظار بود
الماس یکی از سختترین مواد طبیعی شناختهشده روی زمین است، اما حتی این ماده فوقالعاده سخت نیز در شرایط مناسب ذوب میشود.
وقتی دانشمندان الماس را در فشار و دمای فوقالعاده بالا ذوب کردند، برخلاف برخی پیشبینیها پیش از ذوبشدن به ساختار جدیدی تبدیل نشد. اتمهای کربن تا آخرین لحظه همان آرایش منظم بلوری الماس را حفظ کردند و سپس مستقیماً وارد حالت مایع شدند.
این آزمایش را گروهی از فیزیکدانان به رهبری ماریوس میلو از آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور آمریکا انجام دادند. پژوهشگران با استفاده از تأسیسات لیزری OMEGA در دانشگاه روچستر، نمونههای بسیار کوچک الماس را با پالسهای قدرتمند لیزر تحت فشارهایی بین ۶۰۰ گیگاپاسکال تا ۱.۸ تراپاسکال قرار دادند. دما نیز به چند هزار کلوین رسید و در برخی شرایط از دمای سطح خورشید بیشتر شد. دانشمندان همزمان سرعت موج شوک، دما، چگالی و بازتاب نور نمونه را اندازه گرفتند و با استفاده از پرتوهای ایکس، تغییرات ساختار اتمی الماس را بررسی کردند.
معمای ذوب شدن الماس
این آزمایش برای پاسخ به یک معمای قدیمی انجام شد. پژوهشهای گذشته نشان داده بودند که الماس در فشارهای بسیار بالا ذوب میشود، اما با پیشرفت محاسبات کوانتومی مشخص شد دمای ذوب اندازهگیریشده با پیشبینیهای نظری حدود ۲۰ درصد اختلاف دارد. حتی شبیهسازیهای پیشرفته رایانهای نیز نمیتوانستند نتایج آزمایشهای قدیمی را بازتولید کنند.
اندازهگیریهای جدید این اختلاف را برطرف کرد. پژوهشگران دمای ذوب الماس را در فشار حدود ۱ تراپاسکال، نزدیک به ۷۳۰۰ کلوین به دست آوردند. عددی که با پیشبینیهای نظری سازگاری بسیار بیشتری دارد. در واقع، اندازهگیری قدیمی بیش از ۱۰۰۰ درجه با نتیجه جدید اختلاف داشت.
اما معمای بزرگتری هم وجود داشت. مدلهای نظری پیشبینی میکردند که کربن در فشار حدود یک تراپاسکال، پیش از ذوبشدن، باید برای مدت کوتاهی از ساختار معمول الماس به فاز دیگری به نام BC8 تبدیل شود. برخی آزمایشهای قبلی نیز نشانههایی از چنین تغییری را نشان داده بودند.
اما پرتوهای ایکس در آزمایش جدید چنین چیزی را نشان ندادند. تا زمانی که ساختار جامد قابل مشاهده بود، اتمهای کربن همچنان در شبکه مکعبی معمول الماس قرار داشتند. سپس ساختار بلوری از بین رفت و کربن مایع شکل گرفت.
دانشمندان احتمال میدهند دلیل آن، سرعت بسیار زیاد آزمایش باشد. تبدیل الماس به BC8 مستلزم شکستن و بازآرایی پیوندهای بسیار قوی کربن است. فرایندی که انرژی زیادی میخواهد و در مدت بسیار کوتاه آزمایش فرصت رخدادن پیدا نمیکند. در نتیجه، الماس پیش از آنکه بتواند ساختار جدیدی بسازد، ذوب میشود.
شباهت عجیب الماس و یخ
در این پژوهش نتیجه عجیب دیگری نیز به دست آمد. در این فشارهای فوقالعاده بالا، الماس جامد چگالی کمتری از کربن مایع دارد. بنابراین از نظر نظری، الماس جامد میتواند روی دریایی از کربن مذاب شناور شود، درست مانند یخ که روی آب شناور میماند.
از آنجا که الماس در کپسولهای سوخت آزمایشهای همجوشی هستهای با محصورسازی لختی استفاده میشود. شناخت دقیقتر رفتار کربن هنگام فشردهشدن میتواند مدلهای رایانهای این آزمایشها را بهبود دهد.
https://www.sciencealert.com/scientists-melted-a-diamond-and-it-really-didnt-go-the-way-they-expected
🆔@ScientificDialectics
الماس یکی از سختترین مواد طبیعی شناختهشده روی زمین است، اما حتی این ماده فوقالعاده سخت نیز در شرایط مناسب ذوب میشود.
وقتی دانشمندان الماس را در فشار و دمای فوقالعاده بالا ذوب کردند، برخلاف برخی پیشبینیها پیش از ذوبشدن به ساختار جدیدی تبدیل نشد. اتمهای کربن تا آخرین لحظه همان آرایش منظم بلوری الماس را حفظ کردند و سپس مستقیماً وارد حالت مایع شدند.
این آزمایش را گروهی از فیزیکدانان به رهبری ماریوس میلو از آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور آمریکا انجام دادند. پژوهشگران با استفاده از تأسیسات لیزری OMEGA در دانشگاه روچستر، نمونههای بسیار کوچک الماس را با پالسهای قدرتمند لیزر تحت فشارهایی بین ۶۰۰ گیگاپاسکال تا ۱.۸ تراپاسکال قرار دادند. دما نیز به چند هزار کلوین رسید و در برخی شرایط از دمای سطح خورشید بیشتر شد. دانشمندان همزمان سرعت موج شوک، دما، چگالی و بازتاب نور نمونه را اندازه گرفتند و با استفاده از پرتوهای ایکس، تغییرات ساختار اتمی الماس را بررسی کردند.
معمای ذوب شدن الماس
این آزمایش برای پاسخ به یک معمای قدیمی انجام شد. پژوهشهای گذشته نشان داده بودند که الماس در فشارهای بسیار بالا ذوب میشود، اما با پیشرفت محاسبات کوانتومی مشخص شد دمای ذوب اندازهگیریشده با پیشبینیهای نظری حدود ۲۰ درصد اختلاف دارد. حتی شبیهسازیهای پیشرفته رایانهای نیز نمیتوانستند نتایج آزمایشهای قدیمی را بازتولید کنند.
اندازهگیریهای جدید این اختلاف را برطرف کرد. پژوهشگران دمای ذوب الماس را در فشار حدود ۱ تراپاسکال، نزدیک به ۷۳۰۰ کلوین به دست آوردند. عددی که با پیشبینیهای نظری سازگاری بسیار بیشتری دارد. در واقع، اندازهگیری قدیمی بیش از ۱۰۰۰ درجه با نتیجه جدید اختلاف داشت.
اما معمای بزرگتری هم وجود داشت. مدلهای نظری پیشبینی میکردند که کربن در فشار حدود یک تراپاسکال، پیش از ذوبشدن، باید برای مدت کوتاهی از ساختار معمول الماس به فاز دیگری به نام BC8 تبدیل شود. برخی آزمایشهای قبلی نیز نشانههایی از چنین تغییری را نشان داده بودند.
اما پرتوهای ایکس در آزمایش جدید چنین چیزی را نشان ندادند. تا زمانی که ساختار جامد قابل مشاهده بود، اتمهای کربن همچنان در شبکه مکعبی معمول الماس قرار داشتند. سپس ساختار بلوری از بین رفت و کربن مایع شکل گرفت.
دانشمندان احتمال میدهند دلیل آن، سرعت بسیار زیاد آزمایش باشد. تبدیل الماس به BC8 مستلزم شکستن و بازآرایی پیوندهای بسیار قوی کربن است. فرایندی که انرژی زیادی میخواهد و در مدت بسیار کوتاه آزمایش فرصت رخدادن پیدا نمیکند. در نتیجه، الماس پیش از آنکه بتواند ساختار جدیدی بسازد، ذوب میشود.
شباهت عجیب الماس و یخ
در این پژوهش نتیجه عجیب دیگری نیز به دست آمد. در این فشارهای فوقالعاده بالا، الماس جامد چگالی کمتری از کربن مایع دارد. بنابراین از نظر نظری، الماس جامد میتواند روی دریایی از کربن مذاب شناور شود، درست مانند یخ که روی آب شناور میماند.
از آنجا که الماس در کپسولهای سوخت آزمایشهای همجوشی هستهای با محصورسازی لختی استفاده میشود. شناخت دقیقتر رفتار کربن هنگام فشردهشدن میتواند مدلهای رایانهای این آزمایشها را بهبود دهد.
https://www.sciencealert.com/scientists-melted-a-diamond-and-it-really-didnt-go-the-way-they-expected
🆔@ScientificDialectics
ScienceAlert
Scientists Melted a Diamond, And It Really Didn't Go The Way They Expected
Extremely weird.
❤8🔥3
💢 تاثیر گرم شدن کره زمین بر سلامت سالمندان «بسیار دستکم» گرفته شده است
پژوهشی جدید در نشریه لنست نشان میدهد که خطرات گرمایش جهانی بر سلامت سالمندان بهشدت دستکم گرفته شده است.
این پژوهش در تابستانی سوزان در نیمکره شمالی منتشر شده است که گرمای شدید رکوردهای متعددی را شکست و در مرگ دهها هزار نفر نقش داشت.
برای انجام این پژوهش، پژوهشگران آمریکایی به سرپرستی محققان دانشگاه استنفورد تلاش کردند برآورد کنند که گرمایش جهانی ناشی از فعالیتهای انسان با چه میزان و دفعاتی دما را به سطوحی میرساند که سالمندان قادر به تحمل آن نیستند.
پژوهشهای پیشین در این زمینه روی بزرگسالان جوان و سالم انجام شده بود.
بنابراین، خطر بیشتر گرما برای سالمندان در نظر گرفته نشده بود؛ زیرا سالمندان کمتر عرق میکنند و معمولا قلب ضعیفتری دارند و همچنین ممکن است به بیماریهای زمینهای مبتلا باشند.
ازاینرو، پژوهشگران از دادههای جدیدتر استفاده کردند که در آنها بررسی شده بود افراد بالای ۶۰ سال چگونه گرما و رطوبت شدیدتر را تحمل میکنند.
آنها سپس با در نظر گرفتن پیرشدن جمعیت جهان، مدلسازی کردند که گرما تا سال ۲۱۰۰، بر حسب درجات گرمایش جهانی، چه تاثیری بر سلامت افراد در سه گروه سنی متفاوت خواهد داشت.
این پژوهش در نتیجهگیری خود اعلام کرد: «گرمای غیرقابلتحمل در مقیاسی بسیار گستردهتر و برای دورههای طولانیتری تجربه خواهد شد و افراد بسیار بیشتری را نسبت به برآوردهای قبلی تحت تاثیر قرار خواهد داد.»
پژوهشگران برآورد کردند اگر دمای جهان از صنعتیشدن ۱/۵ درجه سانتیگراد بیشتر شود، ۲۲ درصد از افراد بالای ۶۰ سال در سراسر جهان دستکم یک ماه در سال در معرض گرمای مضر قرار خواهند گرفت.
به ازای هر یک درجه سانتیگراد گرمایش بیشتر، حدود یک میلیارد نفر دیگر تقریبا یک ماه بیشتر با گرما و رطوبتی مواجه خواهند شد که فراتر از توان بدن آنهاست.
طبق این پژوهش، اگر گرمایش جهانی به ۳ درجه سانتیگراد برسد، سالمندان در مناطقی با بیشترین آسیب، از جمله جنوب آسیا و منطقه خلیج فارس، ممکن است سه ماه کامل در سال، شبانهروز با گرمای خطرناک مواجه شوند.
کشورهایی که فقر در آنها گسترده است و دسترسی محدودی به امکانات سرمایشی دارند؛ از جمله هند، پاکستان، بنگلادش، میانمار و نیجر، بیشتر در معرض خطرند.
این پژوهش هشدار داد این نتایج نشان میدهد که گرمای غیرقابل تحمل موجب مهاجرت داخلی و خارجی میشود و میتواند چالشهای جدیدی را در حوزه سیاستگذاری و امور بشردوستانه ایجاد کند.
پژوهشگران برای جلوگیری از چنین سناریوهای نگرانکنندهای از کشورهای جهان خواستند انتشار گازهای گلخانهایِ را کاهش دهند و در برنامههای آینده مقابله با گرما، سالمندان آسیبپذیر را در اولویت قرار دهند.
آنها تاکید کردند که بیشتر مرگومیرهای ناشی از گرما در محیطهای بسته و داخل ساختمان رخ میدهد؛ بنابراین، «دسترسی گستردهتر به سیستمهای تهویه مطبوع و دیگر امکانات سرمایشی» اهمیت ویژهای دارد.
آتشسوزیهای جنگلی و موجهای گرمای طولانی و خشکسالی، اروپا را در گرمترین تابستان ثبتشده در این قاره تحت تاثیر قرار داده است؛ قارهای که سریعتر از دیگر قارهها در حال گرمشدن است.
پیشبینی میشود سال آینده حتی گرمتر باشد.
https://uk.news.yahoo.com/elderly-far-more-risk-rising-004607273.html
https://www.cp24.com/news/world/2026/08/18/elderly-far-more-at-risk-from-rising-heat-than-thought-study/
🆔@ScientificDialectics
پژوهشی جدید در نشریه لنست نشان میدهد که خطرات گرمایش جهانی بر سلامت سالمندان بهشدت دستکم گرفته شده است.
این پژوهش در تابستانی سوزان در نیمکره شمالی منتشر شده است که گرمای شدید رکوردهای متعددی را شکست و در مرگ دهها هزار نفر نقش داشت.
برای انجام این پژوهش، پژوهشگران آمریکایی به سرپرستی محققان دانشگاه استنفورد تلاش کردند برآورد کنند که گرمایش جهانی ناشی از فعالیتهای انسان با چه میزان و دفعاتی دما را به سطوحی میرساند که سالمندان قادر به تحمل آن نیستند.
پژوهشهای پیشین در این زمینه روی بزرگسالان جوان و سالم انجام شده بود.
بنابراین، خطر بیشتر گرما برای سالمندان در نظر گرفته نشده بود؛ زیرا سالمندان کمتر عرق میکنند و معمولا قلب ضعیفتری دارند و همچنین ممکن است به بیماریهای زمینهای مبتلا باشند.
ازاینرو، پژوهشگران از دادههای جدیدتر استفاده کردند که در آنها بررسی شده بود افراد بالای ۶۰ سال چگونه گرما و رطوبت شدیدتر را تحمل میکنند.
آنها سپس با در نظر گرفتن پیرشدن جمعیت جهان، مدلسازی کردند که گرما تا سال ۲۱۰۰، بر حسب درجات گرمایش جهانی، چه تاثیری بر سلامت افراد در سه گروه سنی متفاوت خواهد داشت.
این پژوهش در نتیجهگیری خود اعلام کرد: «گرمای غیرقابلتحمل در مقیاسی بسیار گستردهتر و برای دورههای طولانیتری تجربه خواهد شد و افراد بسیار بیشتری را نسبت به برآوردهای قبلی تحت تاثیر قرار خواهد داد.»
پژوهشگران برآورد کردند اگر دمای جهان از صنعتیشدن ۱/۵ درجه سانتیگراد بیشتر شود، ۲۲ درصد از افراد بالای ۶۰ سال در سراسر جهان دستکم یک ماه در سال در معرض گرمای مضر قرار خواهند گرفت.
به ازای هر یک درجه سانتیگراد گرمایش بیشتر، حدود یک میلیارد نفر دیگر تقریبا یک ماه بیشتر با گرما و رطوبتی مواجه خواهند شد که فراتر از توان بدن آنهاست.
طبق این پژوهش، اگر گرمایش جهانی به ۳ درجه سانتیگراد برسد، سالمندان در مناطقی با بیشترین آسیب، از جمله جنوب آسیا و منطقه خلیج فارس، ممکن است سه ماه کامل در سال، شبانهروز با گرمای خطرناک مواجه شوند.
کشورهایی که فقر در آنها گسترده است و دسترسی محدودی به امکانات سرمایشی دارند؛ از جمله هند، پاکستان، بنگلادش، میانمار و نیجر، بیشتر در معرض خطرند.
این پژوهش هشدار داد این نتایج نشان میدهد که گرمای غیرقابل تحمل موجب مهاجرت داخلی و خارجی میشود و میتواند چالشهای جدیدی را در حوزه سیاستگذاری و امور بشردوستانه ایجاد کند.
پژوهشگران برای جلوگیری از چنین سناریوهای نگرانکنندهای از کشورهای جهان خواستند انتشار گازهای گلخانهایِ را کاهش دهند و در برنامههای آینده مقابله با گرما، سالمندان آسیبپذیر را در اولویت قرار دهند.
آنها تاکید کردند که بیشتر مرگومیرهای ناشی از گرما در محیطهای بسته و داخل ساختمان رخ میدهد؛ بنابراین، «دسترسی گستردهتر به سیستمهای تهویه مطبوع و دیگر امکانات سرمایشی» اهمیت ویژهای دارد.
آتشسوزیهای جنگلی و موجهای گرمای طولانی و خشکسالی، اروپا را در گرمترین تابستان ثبتشده در این قاره تحت تاثیر قرار داده است؛ قارهای که سریعتر از دیگر قارهها در حال گرمشدن است.
پیشبینی میشود سال آینده حتی گرمتر باشد.
https://uk.news.yahoo.com/elderly-far-more-risk-rising-004607273.html
https://www.cp24.com/news/world/2026/08/18/elderly-far-more-at-risk-from-rising-heat-than-thought-study/
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News UK
Elderly far more at risk from rising heat than thought: study
The threat that rising temperatures fuelled by climate change pose to the health of older people has been dramatically underestimated, according to a US modelling study published Tuesday.This means it...
❤7
💢 زنی مدعی شد ناپدریاش با هوش مصنوعی هزاران تصویر جعلی از کودکی او ساخت
یک زن آمریکایی با پیوستن به شکایتی علیه شرکت xAI، سازنده چتبات Grok، مدعی شده است ناپدریاش با استفاده از این ابزار و دستکاری عکسی از دوران کودکی او، بیش از ۷ هزار تصویر جنسی جعلی تولید کرده است؛ پروندهای که بار دیگر نگرانیها درباره سوءاستفاده از هوش مصنوعی مولد برای تولید تصاویر آسیبزا از افراد، بهویژه کودکان، را افزایش داده است.
زنی که در این پرونده با نام مستعار Jane Doe 4 معرفی شده، به شکایتی پیوسته است که پیشتر سه نوجوان اهل ایالت تنسی آمریکا علیه شرکت xAI، متعلق به ایلان ماسک، مطرح کرده بودند.
این زن مدعی است ناپدریاش از Grok برای تغییر یک عکس متعلق به زمانی که او ۱۱ ساله بوده استفاده کرده و در نهایت بیش از ۷ هزار تصویر جعلی و جنسی از او ساخته است.
شاکیان این پرونده xAI را متهم کردهاند که برای جلوگیری از سوءاستفاده از Grok، بهویژه در تولید تصاویر جنسی جعلی از افراد واقعی و افراد زیر سن قانونی، تدابیر حفاظتی کافی در نظر نگرفته است.
این پرونده در شرایطی مطرح شده که پیشتر نیز انتشار گسترده تصاویر جنسی تولیدشده با Grok در شبکه اجتماعی X، نگرانیهای جدی درباره نحوه کنترل قابلیتهای تصویری این چتبات ایجاد کرده بود.
در واکنش به این اتفاق Jane Doe گفته است که دسترسی بدون محدودیت به چنین ابزارهایی با سرعت زیادی در حال گسترش است و میتواند فناوری هوش مصنوعی را به ابزاری برای آسیبزدن به افراد تبدیل کند.
سه نوجوانی که پیشتر از xAI شکایت کرده بودند، همچنین خواستار تبدیل پرونده خود به یک دادخواست گروهی شدهاند تا افراد دیگری که مدعی آسیب مشابه هستند نیز بتوانند به این پرونده بپیوندند.
در حال حاضر، ادعاهای مطرحشده در این پرونده در مرحله رسیدگی قضایی قرار دارد و TechCrunch اعلام کرده است برای دریافت موضع رسمی xAI با این شرکت تماس گرفته است.
🆔@ScientificDialectics
یک زن آمریکایی با پیوستن به شکایتی علیه شرکت xAI، سازنده چتبات Grok، مدعی شده است ناپدریاش با استفاده از این ابزار و دستکاری عکسی از دوران کودکی او، بیش از ۷ هزار تصویر جنسی جعلی تولید کرده است؛ پروندهای که بار دیگر نگرانیها درباره سوءاستفاده از هوش مصنوعی مولد برای تولید تصاویر آسیبزا از افراد، بهویژه کودکان، را افزایش داده است.
زنی که در این پرونده با نام مستعار Jane Doe 4 معرفی شده، به شکایتی پیوسته است که پیشتر سه نوجوان اهل ایالت تنسی آمریکا علیه شرکت xAI، متعلق به ایلان ماسک، مطرح کرده بودند.
این زن مدعی است ناپدریاش از Grok برای تغییر یک عکس متعلق به زمانی که او ۱۱ ساله بوده استفاده کرده و در نهایت بیش از ۷ هزار تصویر جعلی و جنسی از او ساخته است.
شاکیان این پرونده xAI را متهم کردهاند که برای جلوگیری از سوءاستفاده از Grok، بهویژه در تولید تصاویر جنسی جعلی از افراد واقعی و افراد زیر سن قانونی، تدابیر حفاظتی کافی در نظر نگرفته است.
این پرونده در شرایطی مطرح شده که پیشتر نیز انتشار گسترده تصاویر جنسی تولیدشده با Grok در شبکه اجتماعی X، نگرانیهای جدی درباره نحوه کنترل قابلیتهای تصویری این چتبات ایجاد کرده بود.
در واکنش به این اتفاق Jane Doe گفته است که دسترسی بدون محدودیت به چنین ابزارهایی با سرعت زیادی در حال گسترش است و میتواند فناوری هوش مصنوعی را به ابزاری برای آسیبزدن به افراد تبدیل کند.
سه نوجوانی که پیشتر از xAI شکایت کرده بودند، همچنین خواستار تبدیل پرونده خود به یک دادخواست گروهی شدهاند تا افراد دیگری که مدعی آسیب مشابه هستند نیز بتوانند به این پرونده بپیوندند.
در حال حاضر، ادعاهای مطرحشده در این پرونده در مرحله رسیدگی قضایی قرار دارد و TechCrunch اعلام کرده است برای دریافت موضع رسمی xAI با این شرکت تماس گرفته است.
🆔@ScientificDialectics
TechCrunch
Woman claims her stepfather used Grok to transform childhood photo into explicit imagery | TechCrunch
The woman claimed that AI tools are "taking everyday life and turning it into child sexual abuse."
❤4
💢 عادت های دو دقیقهای برای داشتن فردای راحتتر
آیندهنگریِ امروز میتواند فردای شما را به روزِ بهتری تبدیل کند.
هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا روز بیدردسری باشد. اما اگر از امروز دست به کار شوید، احتمالاً میتوانید فردای بهتری داشته باشید.
اینکه لذتهای آنی را کنار میگذارید و روی داشتن فردای بهتر تمرکز میکنید، یکی از عوامل اصلی زندگی شاد و موفق است.
اینکه امروز دو دقیقه وقت میگذارید تا فردای بهتری داشته باشید، یعنی با خودِ آیندهتان مهربان هستید. انگار به خودتان میگویید: «خودِ آینده، میخواهم روز خوبی داشته باشی و حاضرم در این مسیر همراهیات کنم.»
چه چیزی بهتر از اینکه هرروز کسی که بیش از همه دوستش دارید- یعنی خودتان- هوایتان را داشته باشد؟ارزش کارهای کوچک در این نیست که در وقتتان صرفهجویی میکنید.
ارزش آنها در این است که وقتی روزتان را شروع میکنید، از همان اول کمی جلو افتادهاید و انجام کارهای بعدی برایتان راحتتر میشود. میتوانید از فهرست زیر ایده بگیرید.
۷ عادت برای داشتن فردای راحتتر
هیچ مورد جادویی یا خارقالعادهای در این فهرست وجود ندارد. احتمالاً میگویید این کارها خیلی سادهاند و آنقدر معمولی هستند که شاید تأثیری نداشته باشند.
اما این طرز فکر مختص افرادی است که منتظر میمانند تا به یک ایده بینقص برسند و بعد دست به کار شوند. اگر عادتهای زیر را امتحان کنید، شاید دیگر هرگز به عادتهای قبلیتان رجوع نکنید.
۱. تقویم فردا را مرور کنید
نگاهی به تقویمتان بیندازید و ببینید چه کارهایی دارید. همین که بدانید چه برنامههایی دارید و کجا باید باشید، جلوی غافلگیریها را میگیرد.
مطمئن شوید بین کارها زمان خالی دارید و برای پیشآمدهای غیرمنتظره هم وقت بگذارید تا مجبور نشوید با عجله کار کنید.
۲. فهرست اولویتهای خود را بنویسید
تنها کاری که باید بکنید این است که کارهای مهمتان را روی کاغذ بیاورید. کاملبودن فهرست اهمیت ندارد.
مهم این است که تصمیم بگیرید چه کاری از همه مهمتر است و این کار فقط چند دقیقه زمان میبرد.
۳. لباسهای فردا را آماده کنید
آماده کردن لباسها لزوماً باعث صرفهجویی در وقت نمیشود. چه شب لباسهایتان را آماده کنید و چه صبح دست به کار شوید، تقریباً به یک اندازه زمان میبرد.
اما اینکه صبح از خواب بیدار شوید و لباسهایتان را ببینید که با دقت انتخاب و مرتب شدهاند، حس خوبی دارد. اگر لباس ورزشی دارید، کفشهای ورزشیتان را هم کنارش بگذارید تا به ورزشکردن ترغیب شوید.
۴. بخش اصلی خانه را مرتب کنید
با مرتب کردن بخش اصلی خانه احساس میکنید کل خانه را مرتب کردهاید. این فضا اغلب شامل آشپزخانه یا اتاق نشیمن میشود.
اگر تنها بخش مرتب خانه همینجا باشد، لذت بیشتری از آن خواهید برد و حتی ممکن است سراغ تمیزکاری اتاقهای دیگر هم بروید.
۵. قهوهساز را قبل از خواب آماده کنید
وقتی صبح از خواب بیدار میشوید، فقط چند دقیقه تا داشتن یک نوشیدنی گرم فاصله دارید.
۶. وسایلی را که باید همراهتان ببرید، کنار در ورودی بگذارید
وجه مشترک همه این عادتها این است: انجام کاری که مقدمات آن از قبل فراهم شده آسانتر از این است که از صفر شروع کنید.
اگر میخواهید امانت کتابخانه را برگردانید یا کالایی را مرجوع کنید، همه را کنار در ورودی بگذارید. با این کار ترغیب میشوید که تکلیف آنها را مشخص کنید. همین دو دقیقه تلاشی که امروز به خرج میدهید، احتمالِ به سرانجام رساندن کارها را بهشکل قابلتوجهی افزایش میدهد.
۷. افکار پراکندهتان را فوراً روی کاغذ بیاورید
یکی از دلایل رایج اضطراب و حواسپرتی، فکر و خیالاتی است که در حین انجام کارهای روزمره در ذهنتان پرسه میزنند. از آنجا که آنقدر سرتان شلوغ است که نمیتوانید لحظهای دست از کار بکشید، این افکار تمام روز ذهنتان را درگیر میکنند.
همین که برای رسیدگی به فکر و خیالات خود وقت بگذارید، باعث آرامش میشود. این کار به مغزتان اطمینان میدهد که لازم نیست مدام نگران فکر و خیالات شما باشد.این عادتهای دو دقیقهای آنقدر مؤثرند که کافی است یکی را بهطور تصادفی امتحان کنید تا به تأثیر آن ایمان بیاورید. این عادتها نشان میدهند که سختیِ کار در شروعکردن است.
همینکه شروع کنید و شتاب بگیرید، ادامه کار آسانتر میشود. به خودتان سخت نگیرید. از همین عادتهای کوچک شروع کنید و ببینید به کجا میرسید.
https://www.theepochtimes.com/health/2-minute-habits-for-an-easier-tomorrow-6069903
🆔@ScientificDialectics
آیندهنگریِ امروز میتواند فردای شما را به روزِ بهتری تبدیل کند.
هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا روز بیدردسری باشد. اما اگر از امروز دست به کار شوید، احتمالاً میتوانید فردای بهتری داشته باشید.
اینکه لذتهای آنی را کنار میگذارید و روی داشتن فردای بهتر تمرکز میکنید، یکی از عوامل اصلی زندگی شاد و موفق است.
اینکه امروز دو دقیقه وقت میگذارید تا فردای بهتری داشته باشید، یعنی با خودِ آیندهتان مهربان هستید. انگار به خودتان میگویید: «خودِ آینده، میخواهم روز خوبی داشته باشی و حاضرم در این مسیر همراهیات کنم.»
چه چیزی بهتر از اینکه هرروز کسی که بیش از همه دوستش دارید- یعنی خودتان- هوایتان را داشته باشد؟ارزش کارهای کوچک در این نیست که در وقتتان صرفهجویی میکنید.
ارزش آنها در این است که وقتی روزتان را شروع میکنید، از همان اول کمی جلو افتادهاید و انجام کارهای بعدی برایتان راحتتر میشود. میتوانید از فهرست زیر ایده بگیرید.
۷ عادت برای داشتن فردای راحتتر
هیچ مورد جادویی یا خارقالعادهای در این فهرست وجود ندارد. احتمالاً میگویید این کارها خیلی سادهاند و آنقدر معمولی هستند که شاید تأثیری نداشته باشند.
اما این طرز فکر مختص افرادی است که منتظر میمانند تا به یک ایده بینقص برسند و بعد دست به کار شوند. اگر عادتهای زیر را امتحان کنید، شاید دیگر هرگز به عادتهای قبلیتان رجوع نکنید.
۱. تقویم فردا را مرور کنید
نگاهی به تقویمتان بیندازید و ببینید چه کارهایی دارید. همین که بدانید چه برنامههایی دارید و کجا باید باشید، جلوی غافلگیریها را میگیرد.
مطمئن شوید بین کارها زمان خالی دارید و برای پیشآمدهای غیرمنتظره هم وقت بگذارید تا مجبور نشوید با عجله کار کنید.
۲. فهرست اولویتهای خود را بنویسید
تنها کاری که باید بکنید این است که کارهای مهمتان را روی کاغذ بیاورید. کاملبودن فهرست اهمیت ندارد.
مهم این است که تصمیم بگیرید چه کاری از همه مهمتر است و این کار فقط چند دقیقه زمان میبرد.
۳. لباسهای فردا را آماده کنید
آماده کردن لباسها لزوماً باعث صرفهجویی در وقت نمیشود. چه شب لباسهایتان را آماده کنید و چه صبح دست به کار شوید، تقریباً به یک اندازه زمان میبرد.
اما اینکه صبح از خواب بیدار شوید و لباسهایتان را ببینید که با دقت انتخاب و مرتب شدهاند، حس خوبی دارد. اگر لباس ورزشی دارید، کفشهای ورزشیتان را هم کنارش بگذارید تا به ورزشکردن ترغیب شوید.
۴. بخش اصلی خانه را مرتب کنید
با مرتب کردن بخش اصلی خانه احساس میکنید کل خانه را مرتب کردهاید. این فضا اغلب شامل آشپزخانه یا اتاق نشیمن میشود.
اگر تنها بخش مرتب خانه همینجا باشد، لذت بیشتری از آن خواهید برد و حتی ممکن است سراغ تمیزکاری اتاقهای دیگر هم بروید.
۵. قهوهساز را قبل از خواب آماده کنید
وقتی صبح از خواب بیدار میشوید، فقط چند دقیقه تا داشتن یک نوشیدنی گرم فاصله دارید.
۶. وسایلی را که باید همراهتان ببرید، کنار در ورودی بگذارید
وجه مشترک همه این عادتها این است: انجام کاری که مقدمات آن از قبل فراهم شده آسانتر از این است که از صفر شروع کنید.
اگر میخواهید امانت کتابخانه را برگردانید یا کالایی را مرجوع کنید، همه را کنار در ورودی بگذارید. با این کار ترغیب میشوید که تکلیف آنها را مشخص کنید. همین دو دقیقه تلاشی که امروز به خرج میدهید، احتمالِ به سرانجام رساندن کارها را بهشکل قابلتوجهی افزایش میدهد.
۷. افکار پراکندهتان را فوراً روی کاغذ بیاورید
یکی از دلایل رایج اضطراب و حواسپرتی، فکر و خیالاتی است که در حین انجام کارهای روزمره در ذهنتان پرسه میزنند. از آنجا که آنقدر سرتان شلوغ است که نمیتوانید لحظهای دست از کار بکشید، این افکار تمام روز ذهنتان را درگیر میکنند.
همین که برای رسیدگی به فکر و خیالات خود وقت بگذارید، باعث آرامش میشود. این کار به مغزتان اطمینان میدهد که لازم نیست مدام نگران فکر و خیالات شما باشد.این عادتهای دو دقیقهای آنقدر مؤثرند که کافی است یکی را بهطور تصادفی امتحان کنید تا به تأثیر آن ایمان بیاورید. این عادتها نشان میدهند که سختیِ کار در شروعکردن است.
همینکه شروع کنید و شتاب بگیرید، ادامه کار آسانتر میشود. به خودتان سخت نگیرید. از همین عادتهای کوچک شروع کنید و ببینید به کجا میرسید.
https://www.theepochtimes.com/health/2-minute-habits-for-an-easier-tomorrow-6069903
🆔@ScientificDialectics
The Epoch Times
2-Minute Habits for an Easier Tomorrow
A little forethought today can make your tomorrow a great day.
❤6🔥4
💢 چرا مصرف پودرهای مکمل بدون مایعات خطرناک است؟
بلعیدن یک پیمانه پودر مکمل میتواند خطراتی مانند خفگی و ورود پودر به ریهها گرفته تا تپش قلب به همراه داشته باشد.
برای بعضی ورزشکاران، آماده شدن برای تمرین به کاری چندثانیهای تبدیل شده است: یک پیمانه پودر مکمل پیش از تمرین را مستقیما داخل دهان میریزند و بعد با کمی آب میبلعند.
این روش که در شبکههای اجتماعی با عنوان «مصرف خشک» (Dry Scooping) شناخته میشود، ممکن است در ظاهر میانبری برای شروع سریعتر یا تمرین سختتر به نظر برسد، اما کارشناسان میگویند هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد بلعیدن خشک مکملهای پیش از تمرین، باعث اثربخشی بیشتر آنها میشود، بلکه، این کار ممکن است با خطرهایی همراه باشد که به چند ثانیه صرفهجویی در زمان نمیارزد.
خطر خفگی و ورود پودر به ریهها
دکتر نیت وود، استادیار پزشکی و بنیانگذار برنامه پزشکی آشپزی در دانشکده پزشکی ییل، میگوید مهمترین نگرانی درباره مصرف خشک، احتمال خفگی یا استنشاق تصادفی پودر است.
او میگوید: «بزرگترین نگرانی این است که فرد با پودر خفه شود یا پودر تصادفی وارد ریههای او شود.»
ایبیسینیوز مینویسد که ورود ذرات پودر به مجاری تنفسی ممکن است باعث آسپیراسیون شود، یعنی مادهای که قرار است وارد دستگاه گوارش شود، وارد ریهها شود.
خفگی شدید نیز ممکن است به یک وضعیت اورژانسی تبدیل میشود.غلظت بالای پودر و دشواری کنترل آن هنگام بلع، یکی از دلایلی است که متخصصان توصیه میکنند این مکملها دقیقا مطابق دستورالعمل و همراه با مقدار مناسب آب مصرف شوند.
دوز بالای کافئین قلب را تحت فشار قرار می دهد
بسیاری از مکملهای پیش از تمرین حاوی مقادیر نسبتا زیادی کافئین یا دیگر ترکیبات محرکاند. مصرف مقدار زیاد کافئین ممکن است سبب بروز علائمی مانند تپش قلب، لرزش، اضطراب، سردرد، افزایش فشار خون و اختلال در خواب شود. در موارد جدیتر، مصرف دوز بالای محرکها ممکن است در ضربان طبیعی قلب اختلال ایجاد کند.
دکتر داریان ساتون، پزشک اورژانس، میگوید: «مصرف دوزهای بسیار غلیظ مکملهای پیش از تمرین که اغلب حاوی مقادیر زیادی کافئین یا دیگر محرکها هستند، با خطر تپش قلب، تغییر فشار خون و بروز ریتمهای غیرطبیعی قلب همراهند.»
اضطراب، سرگیجه و سردرد هم از دیگر علائمیاند که ممکن است پس از مصرف مقدار زیاد محرکها ایجاد شوند.
مصرف خشک باعث جذب بهتر مکمل نمیشود
یکی از تصورهای رایج این است که بلعیدن خشک پودر باعث میشود ترکیبات موجود در آن سریعتر یا بهتر جذب شوند و در نتیجه فرد انرژی بیشتری برای تمرین داشته باشد.
کارشناسان میگویند شواهدی برای این ادعا وجود ندارد.ساتون میگوید: «هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد مصرف خشک باعث میشود در دستگاه گوارش بهتر جذب شود.»
وود نیز تأکید میکند مخلوط کردن پودر با آب از اثربخشی آن کم نمیکند.بسیاری از مواد موجود در مکملهای ورزشی، مانند کراتین و بتا آلانین، اساسا با مصرف منظم و ادامهدار در طول زمان اثر میکنند، نه با این روش که یکباره و با سرعت بیشتری وارد دستگاه گوارش شوند.
بنابراین، بلعیدن یک پیمانه بزرگ پودر لزوما به معنای تمرین بهتر، قدرت بیشتر یا افزایش قابل توجه عملکرد ورزشی نیست.
مصرف بیشتر، به معنای تمرین بهتر نیست
برخی ورزشکاران ممکن است تصور کنند اگر مکمل پیش از تمرین را بیشتر مصرف کنند، انرژی و توان بیشتری خواهند داشت. این تصور نیز خطرناک است.مکملهای پیش از تمرین بسته به محصول، ممکن است حاوی ترکیبی از کافئین، آمینواسیدها، کراتین، بتا آلانین و دیگر مواد محرک باشند.
افزایش خودسرانه مقدار مصرف احتمال بروز عوارض را بالا میبرد، بدون آنکه عملکرد ورزشی لزوما بهتر شود.
کارشناسان توصیه میکنند مصرفکنندگان همیشه بر اساس مقدار توصیهشده روی برچسب محصول عمل کنند و از استفاده همزمان مکملهای پیش از تمرین با منابع دیگر کافئین مانند قهوه، نوشیدنیهای انرژیزا یا قرصهای کافئین خودداری کنند.
مکملها پیش از ورود به بازار مانند داروها ارزیابی نمی شوند
یکی دیگر از نکاتی که مصرفکنندگان باید در نظر داشته باشند این است که مکملهای غذایی در ایالات متحده پیش از ورود به بازار، مانند داروهای نسخهای، فرایند تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا را سپری نمیکنند.
به همین دلیل، وود توصیه میکند هرکس که از مکملهای پیش از تمرین استفاده میکند، محصولاتی را انتخاب کند که نهادهای مستقل و معتبر شخص ثالث آنها را آزمایش کرده باشند.آزمایش مستقل تا حدی به مصرفکننده اطمینان میدهد که محتویات محصول با آنچه روی برچسب نوشته شده مطابقت دارد و میزان ناخالصیها یا ترکیبات اعلامنشده آن کمتر است.
🆔@ScientificDialectics
بلعیدن یک پیمانه پودر مکمل میتواند خطراتی مانند خفگی و ورود پودر به ریهها گرفته تا تپش قلب به همراه داشته باشد.
برای بعضی ورزشکاران، آماده شدن برای تمرین به کاری چندثانیهای تبدیل شده است: یک پیمانه پودر مکمل پیش از تمرین را مستقیما داخل دهان میریزند و بعد با کمی آب میبلعند.
این روش که در شبکههای اجتماعی با عنوان «مصرف خشک» (Dry Scooping) شناخته میشود، ممکن است در ظاهر میانبری برای شروع سریعتر یا تمرین سختتر به نظر برسد، اما کارشناسان میگویند هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد بلعیدن خشک مکملهای پیش از تمرین، باعث اثربخشی بیشتر آنها میشود، بلکه، این کار ممکن است با خطرهایی همراه باشد که به چند ثانیه صرفهجویی در زمان نمیارزد.
خطر خفگی و ورود پودر به ریهها
دکتر نیت وود، استادیار پزشکی و بنیانگذار برنامه پزشکی آشپزی در دانشکده پزشکی ییل، میگوید مهمترین نگرانی درباره مصرف خشک، احتمال خفگی یا استنشاق تصادفی پودر است.
او میگوید: «بزرگترین نگرانی این است که فرد با پودر خفه شود یا پودر تصادفی وارد ریههای او شود.»
ایبیسینیوز مینویسد که ورود ذرات پودر به مجاری تنفسی ممکن است باعث آسپیراسیون شود، یعنی مادهای که قرار است وارد دستگاه گوارش شود، وارد ریهها شود.
خفگی شدید نیز ممکن است به یک وضعیت اورژانسی تبدیل میشود.غلظت بالای پودر و دشواری کنترل آن هنگام بلع، یکی از دلایلی است که متخصصان توصیه میکنند این مکملها دقیقا مطابق دستورالعمل و همراه با مقدار مناسب آب مصرف شوند.
دوز بالای کافئین قلب را تحت فشار قرار می دهد
بسیاری از مکملهای پیش از تمرین حاوی مقادیر نسبتا زیادی کافئین یا دیگر ترکیبات محرکاند. مصرف مقدار زیاد کافئین ممکن است سبب بروز علائمی مانند تپش قلب، لرزش، اضطراب، سردرد، افزایش فشار خون و اختلال در خواب شود. در موارد جدیتر، مصرف دوز بالای محرکها ممکن است در ضربان طبیعی قلب اختلال ایجاد کند.
دکتر داریان ساتون، پزشک اورژانس، میگوید: «مصرف دوزهای بسیار غلیظ مکملهای پیش از تمرین که اغلب حاوی مقادیر زیادی کافئین یا دیگر محرکها هستند، با خطر تپش قلب، تغییر فشار خون و بروز ریتمهای غیرطبیعی قلب همراهند.»
اضطراب، سرگیجه و سردرد هم از دیگر علائمیاند که ممکن است پس از مصرف مقدار زیاد محرکها ایجاد شوند.
مصرف خشک باعث جذب بهتر مکمل نمیشود
یکی از تصورهای رایج این است که بلعیدن خشک پودر باعث میشود ترکیبات موجود در آن سریعتر یا بهتر جذب شوند و در نتیجه فرد انرژی بیشتری برای تمرین داشته باشد.
کارشناسان میگویند شواهدی برای این ادعا وجود ندارد.ساتون میگوید: «هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد مصرف خشک باعث میشود در دستگاه گوارش بهتر جذب شود.»
وود نیز تأکید میکند مخلوط کردن پودر با آب از اثربخشی آن کم نمیکند.بسیاری از مواد موجود در مکملهای ورزشی، مانند کراتین و بتا آلانین، اساسا با مصرف منظم و ادامهدار در طول زمان اثر میکنند، نه با این روش که یکباره و با سرعت بیشتری وارد دستگاه گوارش شوند.
بنابراین، بلعیدن یک پیمانه بزرگ پودر لزوما به معنای تمرین بهتر، قدرت بیشتر یا افزایش قابل توجه عملکرد ورزشی نیست.
مصرف بیشتر، به معنای تمرین بهتر نیست
برخی ورزشکاران ممکن است تصور کنند اگر مکمل پیش از تمرین را بیشتر مصرف کنند، انرژی و توان بیشتری خواهند داشت. این تصور نیز خطرناک است.مکملهای پیش از تمرین بسته به محصول، ممکن است حاوی ترکیبی از کافئین، آمینواسیدها، کراتین، بتا آلانین و دیگر مواد محرک باشند.
افزایش خودسرانه مقدار مصرف احتمال بروز عوارض را بالا میبرد، بدون آنکه عملکرد ورزشی لزوما بهتر شود.
کارشناسان توصیه میکنند مصرفکنندگان همیشه بر اساس مقدار توصیهشده روی برچسب محصول عمل کنند و از استفاده همزمان مکملهای پیش از تمرین با منابع دیگر کافئین مانند قهوه، نوشیدنیهای انرژیزا یا قرصهای کافئین خودداری کنند.
مکملها پیش از ورود به بازار مانند داروها ارزیابی نمی شوند
یکی دیگر از نکاتی که مصرفکنندگان باید در نظر داشته باشند این است که مکملهای غذایی در ایالات متحده پیش از ورود به بازار، مانند داروهای نسخهای، فرایند تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا را سپری نمیکنند.
به همین دلیل، وود توصیه میکند هرکس که از مکملهای پیش از تمرین استفاده میکند، محصولاتی را انتخاب کند که نهادهای مستقل و معتبر شخص ثالث آنها را آزمایش کرده باشند.آزمایش مستقل تا حدی به مصرفکننده اطمینان میدهد که محتویات محصول با آنچه روی برچسب نوشته شده مطابقت دارد و میزان ناخالصیها یا ترکیبات اعلامنشده آن کمتر است.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
What to know about the dangerous 'dry scooping' trend among gym-goers
Experts say it can introduce risks that aren't worth the seconds saved.
❤3
💢 راههای پیشگیری از گزیدگی کنه و بیماریهای منتقلشده در تابستان
تابستان یعنی روزهای بلند در فضای باز، اما در بخش بزرگی از اروپا همچنین فصل اوج کنه هاست.
خبر خوب این است که با چند عادت ساده میتوان خطر گزش را به شکل چشمگیری کاهش داد.کنهها از بهار تا پاییز در بخش بزرگی از اروپا فعال هستند و معمولا در جنگلها، چمنزارها، پارکها، باغها و سایر مناطق دارای پوشش گیاهی دیده میشوند.
این بندپایان میتوانند بیماریهایی از جمله بیماری لایم (بورلیوز لایم) و التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) را منتقل کنند.
وجود این خطر دلیلی برای در خانه ماندن نیست. اما صرف چند دقیقه برای انتخاب لباس محافظ، استفاده از مواد دورکننده حشرات و بررسی بدن برای یافتن کنه پس از بازگشت میتواند زمان حضور در فضای باز را بهطور قابل توجهی ایمنتر کند.
قاعده اول ساده است: دسترسی کنهها به پوست خود را سخت کنید.
هنگام راه رفتن در مناطقی که ممکن است کنه در آنجا وجود داشته باشد، شلوار بلند و لباس آستین بلند بپوشید و لبه شلوار را داخل جوراب یا کفش قرار دهید.
لباسهای روشن پیدا کردن کنهها را آسانتر میکند. در صورت لزوم، با رعایت دستورالعمل محصول، از فرآوردههای تاییدشده دورکننده حشرات روی پوست بدون پوشش و روی لباس استفاده کنید.
به مسیر راه رفتن خود هم باید توجه کنید.کنهها معمولا روی پوشش گیاهی منتظر میزبان میمانند، بنابراین حرکت در مسیرهای باز و مشخص و پرهیز از عبور از میان علفهای بلند، بوتهزارهای انبوه و درختچهها میتواند احتمال مواجهه را کاهش دهد.
این نکته بهویژه هنگام پیادهروی در طبیعت، کمپزدن، باغبانی یا گذراندن وقت در پارکها و مناطق جنگلی اهمیت دارد.پس از بودن در فضای باز، تمام بدن خود را بررسی کنید.به چینهای پوست، ناحیه کشاله ران، زیر بغل، دور کمر و پشت زانوها توجه ویژه داشته باشید.
سر و گردن کودکان نیز باید با دقت بررسی شود. حیوانات خانگی را هم باید بازبینی کرد.
کنه شما را نیش زده است؟ نگران نشوید
اگر کنهای را روی پوست خود پیدا کردید، آن را هرچه زودتر جدا کنید. از آنجا که احتمال انتقال بیماری لایم در چند ساعت نخست پس از گزش کم است، جدا کردن فوری کنههای چسبیده به پوست خطر را کاهش میدهد.
با استفاده از موچین نوکباریک، کنه را تا حد امکان نزدیک به سطح پوست بگیرید و بدون پیچاندن یا تکان ناگهانی، آن را بهآرامی مستقیم به سمت بالا بکشید.
سپس محل گزش و دستان خود را با آب و صابون بشویید و از یک ماده ضدعفونیکننده استفاده کنید.
اما وقتی پای بیماریها در میان است...بیماری لایم ناشی از باکتری است و معمولا با آنتیبیوتیکها بهخوبی درمان میشود.
در حال حاضر واکسن تاییدشدهای علیه بیماری لایم وجود ندارد، به همین دلیل پیشگیری از گزش و خارج کردن سریع کنهها اهمیت ویژهای دارد.اما التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) متفاوت است.
این بیماری بر اثر ویروس ایجاد میشود و میتواند دستگاه عصبی مرکزی را درگیر کند و گاهی باعث مننژیت یا التهاب مغز شود.
درمان اختصاصی برای TBE وجود ندارد، اما واکسیناسیون یکی از موثرترین راههای پیشگیری از TBE است. منبع به زبان انگلیسی
🆔@ScientificDialectics
تابستان یعنی روزهای بلند در فضای باز، اما در بخش بزرگی از اروپا همچنین فصل اوج کنه هاست.
خبر خوب این است که با چند عادت ساده میتوان خطر گزش را به شکل چشمگیری کاهش داد.کنهها از بهار تا پاییز در بخش بزرگی از اروپا فعال هستند و معمولا در جنگلها، چمنزارها، پارکها، باغها و سایر مناطق دارای پوشش گیاهی دیده میشوند.
این بندپایان میتوانند بیماریهایی از جمله بیماری لایم (بورلیوز لایم) و التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) را منتقل کنند.
وجود این خطر دلیلی برای در خانه ماندن نیست. اما صرف چند دقیقه برای انتخاب لباس محافظ، استفاده از مواد دورکننده حشرات و بررسی بدن برای یافتن کنه پس از بازگشت میتواند زمان حضور در فضای باز را بهطور قابل توجهی ایمنتر کند.
قاعده اول ساده است: دسترسی کنهها به پوست خود را سخت کنید.
هنگام راه رفتن در مناطقی که ممکن است کنه در آنجا وجود داشته باشد، شلوار بلند و لباس آستین بلند بپوشید و لبه شلوار را داخل جوراب یا کفش قرار دهید.
لباسهای روشن پیدا کردن کنهها را آسانتر میکند. در صورت لزوم، با رعایت دستورالعمل محصول، از فرآوردههای تاییدشده دورکننده حشرات روی پوست بدون پوشش و روی لباس استفاده کنید.
به مسیر راه رفتن خود هم باید توجه کنید.کنهها معمولا روی پوشش گیاهی منتظر میزبان میمانند، بنابراین حرکت در مسیرهای باز و مشخص و پرهیز از عبور از میان علفهای بلند، بوتهزارهای انبوه و درختچهها میتواند احتمال مواجهه را کاهش دهد.
این نکته بهویژه هنگام پیادهروی در طبیعت، کمپزدن، باغبانی یا گذراندن وقت در پارکها و مناطق جنگلی اهمیت دارد.پس از بودن در فضای باز، تمام بدن خود را بررسی کنید.به چینهای پوست، ناحیه کشاله ران، زیر بغل، دور کمر و پشت زانوها توجه ویژه داشته باشید.
سر و گردن کودکان نیز باید با دقت بررسی شود. حیوانات خانگی را هم باید بازبینی کرد.
کنه شما را نیش زده است؟ نگران نشوید
اگر کنهای را روی پوست خود پیدا کردید، آن را هرچه زودتر جدا کنید. از آنجا که احتمال انتقال بیماری لایم در چند ساعت نخست پس از گزش کم است، جدا کردن فوری کنههای چسبیده به پوست خطر را کاهش میدهد.
با استفاده از موچین نوکباریک، کنه را تا حد امکان نزدیک به سطح پوست بگیرید و بدون پیچاندن یا تکان ناگهانی، آن را بهآرامی مستقیم به سمت بالا بکشید.
سپس محل گزش و دستان خود را با آب و صابون بشویید و از یک ماده ضدعفونیکننده استفاده کنید.
اما وقتی پای بیماریها در میان است...بیماری لایم ناشی از باکتری است و معمولا با آنتیبیوتیکها بهخوبی درمان میشود.
در حال حاضر واکسن تاییدشدهای علیه بیماری لایم وجود ندارد، به همین دلیل پیشگیری از گزش و خارج کردن سریع کنهها اهمیت ویژهای دارد.اما التهاب مغزی ناشی از کنه (TBE) متفاوت است.
این بیماری بر اثر ویروس ایجاد میشود و میتواند دستگاه عصبی مرکزی را درگیر کند و گاهی باعث مننژیت یا التهاب مغز شود.
درمان اختصاصی برای TBE وجود ندارد، اما واکسیناسیون یکی از موثرترین راههای پیشگیری از TBE است. منبع به زبان انگلیسی
🆔@ScientificDialectics
European Centre for Disease Prevention and Control
Tick-borne encephalitis
Tickborne encephalitis (TBE) is a viral infectious disease that attacks the central nervous system and can result in long-term neurological symptoms, and even death.
❤5
💢 افسانه اثرگذاری ویتامین سی؛ چگونه برنده نوبل شیمی ما را درباره سرماخوردگی به اشتباه انداخت؟
ویتامین سی یکی از شناختهشدهترین مکملها در فصل سرما و آنفلوآنزاست. بسیاری تصور میکنند مصرف روزانه دوزهای بالا میتواند سیستم ایمنی را تقویت کند و مانع ابتلا به سرماخوردگی شود.
آیا مصرف دوزهای بالای این ویتامین واقعا مانع سرماخوردگی میشود؟ ریشه این باور به دهه ۱۹۷۰ و ادعاهای یک برنده نوبل بازمیگردد؛ ادعاهایی که پژوهشهای بعدی تصویر بسیار محدودتری از اثر واقعی ویتامین سی (C) ارائه کردهاند.
داستان این باور، بیش از آنکه از یک کشف قطعی پزشکی آغاز شده باشد، به فعالیتهای لینوس پاولینگ، شیمیدان آمریکایی و برنده دو جایزه نوبل، بازمیگردد.
پاولینگ در سال ۱۹۵۴ جایزه نوبل شیمی و در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل صلح را دریافت کرد. او متخصص تغذیه یا پزشک بیماریهای عفونی نبود، اما در سال ۱۹۷۰ کتابی درباره ویتامین سی و سرماخوردگی منتشر کرد.او در این کتاب پیشنهاد کرد افراد برای حفظ سلامت روزانه حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی دریافت کنند و حتی دوزهای بیشتری را برای پیشگیری از سرماخوردگی مطرح کرد.
این توصیه تاثیر زیادی بر محبوبیت مکملهای ویتامین سی گذاشت و به یکی از باورهای ماندگار حوزه سلامت تبدیل شد.اما بعدها مشخص شد تفسیر پاولینگ از شواهد موجود با انتقادهای جدی روبهرو بوده است؛ از جمله استفاده از تحلیلهای ریاضی نادرست، اتکا به تعداد محدودی مطالعه با کیفیت پایین و برجسته کردن نتایج یک مطالعه روی کودکان.
یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۳، نتایج ۱۰ مطالعه کنترلشده با دارونما را که در مجموع ۲۷۳۶ فرد سالم شامل بزرگسالان، کودکان و ورزشکاران را بررسی کرده بود، کنار هم گذاشت.شرکتکنندگان بهطور منظم دستکم ۱۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی در روز دریافت کرده بودند.
نتایج نشان داد مصرف منظم ویتامین سی با حدود ۱۵ درصد کاهش در شدت علائم شدید سرماخوردگی همراه بود؛ اما این ویتامین مدت علائم خفیف را کاهش نداد.
پژوهشگران همچنین محدودیتهایی برای نحوه اندازهگیری پیامدها در این مطالعات مطرح کردهاند.آیا ویتامین سی جلوی سرماخوردگی را میگیرد؟اینجا یکی از مهمترین باورهای رایج درباره ویتامین سی زیر سوال میرود.
یک فراتحلیل دیگر در سال ۲۰۱۳ نشان داد مصرف روزانه حدود ۲۰۰ میلیگرم ویتامین سی در جمعیت عمومی تعداد دفعات ابتلا به سرماخوردگی را کاهش نمیدهد.البته در برخی گروههای خاص، از جمله ورزشکاران و نیروهای نظامی، کاهشهایی در تعداد موارد سرماخوردگی مشاهده شده است.
در همین مطالعات، مصرف منظم مکمل ویتامین سی با کاهش حدود ۸ تا ۱۴ درصدی شدت علائم در کودکان و بزرگسالان همراه بود.اما نکته کلیدی این است که شروع مصرف ویتامین سی پس از آغاز علائم سرماخوردگی، ظاهرا فایدهای ندارد.
یعنی اگر فرد تنها زمانی که احساس گلودرد، آبریزش بینی یا سایر علائم را پیدا کرد سراغ مکمل برود، شواهد موجود نشان نمیدهد که این کار سرماخوردگی را کوتاهتر یا خفیفتر کند.اگر اثری وجود داشته باشد، بسیار محدود است.
بر اساس جمعبندی این پژوهشها، ویتامین سی در بهترین حالت میتواند مدت علائم شدید سرماخوردگی را اندکی کاهش دهد.برای مثال، اگر علائم شدید پنج روز ادامه داشته باشد، کاهش حدود ۱۰ درصدی معادل تقریبا ۱۲ ساعت خواهد بود.اگر علائم شدید فقط ۲۴ ساعت طول بکشد، چنین اثری حدود ۲.۵ ساعت خواهد بود.
بنابراین فاصله زیادی میان این نتیجه علمی و تصور عمومی وجود دارد که گویی مصرف دوز بالای ویتامین سی میتواند بهطور قابلتوجهی از سرماخوردگی جلوگیری کند.
چه مقدار ویتامین سی کافی است؟دوزهایی که پاولینگ پیشنهاد کرده بود، بسیار بالاتر از نیاز روزانه معمول بدن است.برای بزرگسالان بالای ۱۹ سال در استرالیا، میزان توصیهشده روزانه حدود ۴۵ میلیگرم است.
در ایالات متحده، حد بالای قابلتحمل مصرف ویتامین سی برای بزرگسالان ۲۰۰۰ میلیگرم در روز تعیین شده است. مصرف بیش از حد هم بیخطر نیست. این تصور که «ویتامین سی چون ویتامین است، هرچه بیشتر مصرف شود بهتر است» میتواند گمراهکننده باشد.
مصرف مداوم دوزهای بالای ویتامین سی، بهویژه بیش از ۱۰۰۰ میلیگرم در روز، میتواند خطر برخی عوارض را افزایش دهد؛ از جمله:اسهال، تهوع، دلدرد و نفخ. افزایش دفع اگزالات و احتمال تشکیل سنگ کلیه در برخی افراد.افزایش جذب آهن، که برای افراد مبتلا به اختلالاتی مانند هموکروماتوز میتواند مشکلساز باشد. احتمال تداخل با برخی درمانها و داروها.به همین دلیل، مصرف طولانیمدت دوزهای بالای مکمل بدون ضرورت پزشکی توصیه نمیشود.
🆔@ScientificDialectics
ویتامین سی یکی از شناختهشدهترین مکملها در فصل سرما و آنفلوآنزاست. بسیاری تصور میکنند مصرف روزانه دوزهای بالا میتواند سیستم ایمنی را تقویت کند و مانع ابتلا به سرماخوردگی شود.
آیا مصرف دوزهای بالای این ویتامین واقعا مانع سرماخوردگی میشود؟ ریشه این باور به دهه ۱۹۷۰ و ادعاهای یک برنده نوبل بازمیگردد؛ ادعاهایی که پژوهشهای بعدی تصویر بسیار محدودتری از اثر واقعی ویتامین سی (C) ارائه کردهاند.
داستان این باور، بیش از آنکه از یک کشف قطعی پزشکی آغاز شده باشد، به فعالیتهای لینوس پاولینگ، شیمیدان آمریکایی و برنده دو جایزه نوبل، بازمیگردد.
پاولینگ در سال ۱۹۵۴ جایزه نوبل شیمی و در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل صلح را دریافت کرد. او متخصص تغذیه یا پزشک بیماریهای عفونی نبود، اما در سال ۱۹۷۰ کتابی درباره ویتامین سی و سرماخوردگی منتشر کرد.او در این کتاب پیشنهاد کرد افراد برای حفظ سلامت روزانه حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی دریافت کنند و حتی دوزهای بیشتری را برای پیشگیری از سرماخوردگی مطرح کرد.
این توصیه تاثیر زیادی بر محبوبیت مکملهای ویتامین سی گذاشت و به یکی از باورهای ماندگار حوزه سلامت تبدیل شد.اما بعدها مشخص شد تفسیر پاولینگ از شواهد موجود با انتقادهای جدی روبهرو بوده است؛ از جمله استفاده از تحلیلهای ریاضی نادرست، اتکا به تعداد محدودی مطالعه با کیفیت پایین و برجسته کردن نتایج یک مطالعه روی کودکان.
یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۳، نتایج ۱۰ مطالعه کنترلشده با دارونما را که در مجموع ۲۷۳۶ فرد سالم شامل بزرگسالان، کودکان و ورزشکاران را بررسی کرده بود، کنار هم گذاشت.شرکتکنندگان بهطور منظم دستکم ۱۰۰۰ میلیگرم ویتامین سی در روز دریافت کرده بودند.
نتایج نشان داد مصرف منظم ویتامین سی با حدود ۱۵ درصد کاهش در شدت علائم شدید سرماخوردگی همراه بود؛ اما این ویتامین مدت علائم خفیف را کاهش نداد.
پژوهشگران همچنین محدودیتهایی برای نحوه اندازهگیری پیامدها در این مطالعات مطرح کردهاند.آیا ویتامین سی جلوی سرماخوردگی را میگیرد؟اینجا یکی از مهمترین باورهای رایج درباره ویتامین سی زیر سوال میرود.
یک فراتحلیل دیگر در سال ۲۰۱۳ نشان داد مصرف روزانه حدود ۲۰۰ میلیگرم ویتامین سی در جمعیت عمومی تعداد دفعات ابتلا به سرماخوردگی را کاهش نمیدهد.البته در برخی گروههای خاص، از جمله ورزشکاران و نیروهای نظامی، کاهشهایی در تعداد موارد سرماخوردگی مشاهده شده است.
در همین مطالعات، مصرف منظم مکمل ویتامین سی با کاهش حدود ۸ تا ۱۴ درصدی شدت علائم در کودکان و بزرگسالان همراه بود.اما نکته کلیدی این است که شروع مصرف ویتامین سی پس از آغاز علائم سرماخوردگی، ظاهرا فایدهای ندارد.
یعنی اگر فرد تنها زمانی که احساس گلودرد، آبریزش بینی یا سایر علائم را پیدا کرد سراغ مکمل برود، شواهد موجود نشان نمیدهد که این کار سرماخوردگی را کوتاهتر یا خفیفتر کند.اگر اثری وجود داشته باشد، بسیار محدود است.
بر اساس جمعبندی این پژوهشها، ویتامین سی در بهترین حالت میتواند مدت علائم شدید سرماخوردگی را اندکی کاهش دهد.برای مثال، اگر علائم شدید پنج روز ادامه داشته باشد، کاهش حدود ۱۰ درصدی معادل تقریبا ۱۲ ساعت خواهد بود.اگر علائم شدید فقط ۲۴ ساعت طول بکشد، چنین اثری حدود ۲.۵ ساعت خواهد بود.
بنابراین فاصله زیادی میان این نتیجه علمی و تصور عمومی وجود دارد که گویی مصرف دوز بالای ویتامین سی میتواند بهطور قابلتوجهی از سرماخوردگی جلوگیری کند.
چه مقدار ویتامین سی کافی است؟دوزهایی که پاولینگ پیشنهاد کرده بود، بسیار بالاتر از نیاز روزانه معمول بدن است.برای بزرگسالان بالای ۱۹ سال در استرالیا، میزان توصیهشده روزانه حدود ۴۵ میلیگرم است.
در ایالات متحده، حد بالای قابلتحمل مصرف ویتامین سی برای بزرگسالان ۲۰۰۰ میلیگرم در روز تعیین شده است. مصرف بیش از حد هم بیخطر نیست. این تصور که «ویتامین سی چون ویتامین است، هرچه بیشتر مصرف شود بهتر است» میتواند گمراهکننده باشد.
مصرف مداوم دوزهای بالای ویتامین سی، بهویژه بیش از ۱۰۰۰ میلیگرم در روز، میتواند خطر برخی عوارض را افزایش دهد؛ از جمله:اسهال، تهوع، دلدرد و نفخ. افزایش دفع اگزالات و احتمال تشکیل سنگ کلیه در برخی افراد.افزایش جذب آهن، که برای افراد مبتلا به اختلالاتی مانند هموکروماتوز میتواند مشکلساز باشد. احتمال تداخل با برخی درمانها و داروها.به همین دلیل، مصرف طولانیمدت دوزهای بالای مکمل بدون ضرورت پزشکی توصیه نمیشود.
🆔@ScientificDialectics
❤10
💢 مدیرعامل اوپنایآی: دوره چهارساله دانشگاه در دنیای امروز دیگر ضرورتی ندارد
سم آلتمن که تحصیل در دانشگاه استنفورد را پس از دو سال رها کرد، معتقد است با تحول جهان، تحصیلات دانشگاهی نباید اینقدر طولانی باشد.
سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، میگوید دو سال تحصیل در دانشگاه برای او «دقیقا مدت مناسب» بوده و معتقد است دوره چهارساله دانشگاه در دنیای امروز شاید ضروری نباشد.
آلتمن در گردهمایی کارآموزان حوزه فناوری، گفت در دو سال دانشگاه چیزهای زیادی آموخته بود و ادامه تحصیل احتمالا بازده بسیار کمتری برایش داشت.
آلتمن گفت دانشگاه همچنان برای آشنایی با افراد، تجربه زندگی مستقل و کار روی پروژههای مختلف ارزشمند است؛ اما با توجه به تحول جهان، شاید دوره تحصیل دانشگاهی نباید به اندازه کنونی طولانی باشد.
او در سال ۲۰۰۵، پس از دو سال تحصیل در استنفورد، دانشگاه را ترک کرد تا لوپت (Loopt) را راهاندازی کند، اپلیکیشنی که به کاربر امکان میداد موقعیت مکانیاش را با دوستانش به اشتراک بگذارد.
لوپت در نخستین دوره سرمایهگذاری وای کامبینیتر (Y Combinator) پذیرفته شد، شرکت شتابدهنده کسبوکارهای نوآفرین که آلتمن بعدها مدیریتش را بر عهده گرفت.
تآلتمن گفت دو سال دیگر ماندن در دانشگاه احتمالا چندان برایش مفید نبود، هرچند نمیتوان این تجربه را تکرار و نتیجه دو مسیر را مقایسه کرد. او در ادامه افزود افراد زیادی را میشناسد که اصلا دانشگاه نرفتهاند و موفق بودهاند.
دیدگاه آلتمن با برخی چهرههای فناوری از جمله پیتر تیل، همبنیانگذار پیپال و از مربیان آلتمن، همسو است. تیل از برنامهای حمایت میکند که ۲۵۰ هزار دلار به جوانان میدهد تا دانشگاه را کنار بگذارند یا دستکم وقفهای در تحصیل داشته باشند.
آلتمن همچنین به کارآفرینان جوان توصیه کرد انرژی بیش از حد نگذارند تا جدی گرفته شوند. به گفته او، افراد میتوانند صرفا با انجام کارها در زندگی و حرفهشان پیشرفت زیادی کنند و این موضوع با گسترش هوش مصنوعی بیش از گذشته مصداق دارد، تا جایی که اکنون فرد میتواند تقریبا بهتنهایی و با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، یک کسبوکار نوآفرین راهاندازی کند.
او افزود در برخی موقعیتها مانند فروش محصولات و خدمات به شرکتهای بزرگ و سنتی، اعتبار ظاهری ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشد. آلتمن گفت زمانی که خودش در چنین شرایطی قرار داشت و با مشکل مواجه شد، تصمیم گرفت فردی ۵۰ ساله را استخدام کند.
مدیرعامل اوپنایآی همچنین توصیه رایج به جوانان برای تمرکز روی فقط یک پروژه را نامناسب دانست. به گفته او، در مراحل ابتدایی، کار همزمان روی چند پروژه اشکالی ندارد، زیرا فرد هنوز نمیداند کدام پروژه موفق خواهد شد، به چه چیزی علاقه بیشتری دارد یا چه کاری برایش مناسبتر است.
با این حال، زمانی که فرد به پروژهای میرسد که بیشترین اطمینان را به آن دارد، باید فعالیتهای دیگر را کنار بگذارد و تمام تمرکز و توانش را معطوف همان پروژه کند.
https://www.yahoo.com/lifestyle/articles/sam-altman-says-4-years-084601521.html
🆔@ScientificDialectics
سم آلتمن که تحصیل در دانشگاه استنفورد را پس از دو سال رها کرد، معتقد است با تحول جهان، تحصیلات دانشگاهی نباید اینقدر طولانی باشد.
سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، میگوید دو سال تحصیل در دانشگاه برای او «دقیقا مدت مناسب» بوده و معتقد است دوره چهارساله دانشگاه در دنیای امروز شاید ضروری نباشد.
آلتمن در گردهمایی کارآموزان حوزه فناوری، گفت در دو سال دانشگاه چیزهای زیادی آموخته بود و ادامه تحصیل احتمالا بازده بسیار کمتری برایش داشت.
آلتمن گفت دانشگاه همچنان برای آشنایی با افراد، تجربه زندگی مستقل و کار روی پروژههای مختلف ارزشمند است؛ اما با توجه به تحول جهان، شاید دوره تحصیل دانشگاهی نباید به اندازه کنونی طولانی باشد.
او در سال ۲۰۰۵، پس از دو سال تحصیل در استنفورد، دانشگاه را ترک کرد تا لوپت (Loopt) را راهاندازی کند، اپلیکیشنی که به کاربر امکان میداد موقعیت مکانیاش را با دوستانش به اشتراک بگذارد.
لوپت در نخستین دوره سرمایهگذاری وای کامبینیتر (Y Combinator) پذیرفته شد، شرکت شتابدهنده کسبوکارهای نوآفرین که آلتمن بعدها مدیریتش را بر عهده گرفت.
تآلتمن گفت دو سال دیگر ماندن در دانشگاه احتمالا چندان برایش مفید نبود، هرچند نمیتوان این تجربه را تکرار و نتیجه دو مسیر را مقایسه کرد. او در ادامه افزود افراد زیادی را میشناسد که اصلا دانشگاه نرفتهاند و موفق بودهاند.
دیدگاه آلتمن با برخی چهرههای فناوری از جمله پیتر تیل، همبنیانگذار پیپال و از مربیان آلتمن، همسو است. تیل از برنامهای حمایت میکند که ۲۵۰ هزار دلار به جوانان میدهد تا دانشگاه را کنار بگذارند یا دستکم وقفهای در تحصیل داشته باشند.
آلتمن همچنین به کارآفرینان جوان توصیه کرد انرژی بیش از حد نگذارند تا جدی گرفته شوند. به گفته او، افراد میتوانند صرفا با انجام کارها در زندگی و حرفهشان پیشرفت زیادی کنند و این موضوع با گسترش هوش مصنوعی بیش از گذشته مصداق دارد، تا جایی که اکنون فرد میتواند تقریبا بهتنهایی و با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، یک کسبوکار نوآفرین راهاندازی کند.
او افزود در برخی موقعیتها مانند فروش محصولات و خدمات به شرکتهای بزرگ و سنتی، اعتبار ظاهری ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشد. آلتمن گفت زمانی که خودش در چنین شرایطی قرار داشت و با مشکل مواجه شد، تصمیم گرفت فردی ۵۰ ساله را استخدام کند.
مدیرعامل اوپنایآی همچنین توصیه رایج به جوانان برای تمرکز روی فقط یک پروژه را نامناسب دانست. به گفته او، در مراحل ابتدایی، کار همزمان روی چند پروژه اشکالی ندارد، زیرا فرد هنوز نمیداند کدام پروژه موفق خواهد شد، به چه چیزی علاقه بیشتری دارد یا چه کاری برایش مناسبتر است.
با این حال، زمانی که فرد به پروژهای میرسد که بیشترین اطمینان را به آن دارد، باید فعالیتهای دیگر را کنار بگذارد و تمام تمرکز و توانش را معطوف همان پروژه کند.
https://www.yahoo.com/lifestyle/articles/sam-altman-says-4-years-084601521.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Life
Sam Altman says 4 years could be too long for college: ‘The way the world has evolved, college just shouldn’t be as long as it…
OpenAI CEO Sam Altman left Stanford after two years. He says now that staying longer would have had "vastly diminishing returns."
❤3👍3🔥1
💢 اسکوترهای برقی چالش سلامت عمومی؛ افزایش ۱۵ برابری مصدومیت کودکان در بریتانیا
بر اساس یک پژوهش جدید در سه مرکز اصلی درمان تروما در بریتانیا، بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، ۴۷۷ کودک بر اثر اسکوتر برقی مجروح شدهاند.
بر اساس یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) که 11 اوت منتشر شد، شمار آسیبدیدگیهای مربوط به اسکوترهای برقی و کودکان در سالهای اخیر بیش از پانزده برابر افزایش یافته و پزشکان را بر آن داشته تا خواستار مقرراتگذاری و اطلاعرسانی در حوزه سلامت عمومی شوند.
پژوهشگران بخش اورژانس بیمارستان کودکان شفیلد، بیمارستان کودکان رویال منچستر و بنیاد خدمات درمانی کودکان آدر هی در لیورپول در بریتانیا (انگلیس) دادههای این سه مرکز را از ژانویه 2019 تا دسامبر 2024 بررسی کردند.
در این دوره، شمار کل موارد از کمتر از 10 مورد در سال 2019 به نزدیک 150 مورد در سال 2024 رسید.از میان 477 کودکی که در این سه مرکز تحت درمان قرار گرفتند، 95 درصد آسیبها متوجه خود سوار اسکوتر بود و 5 درصد دیگر عابران پیاده را در بر میگرفت.
شایعترین علت، سقوط از اسکوتر برقی بود که 75 درصد موارد را شامل میشد و نزدیک به 11.5 درصد حوادث بر اثر برخورد با خودرو رخ داد، در حالی که 5 درصد موارد مربوط به عابران پیادهای بود که با اسکوتر برقی برخورد کرده بودند.حدود یک چهارم این آسیبها مربوط به سر و نزدیک به یک پنجم مربوط به صورت بود. با این حال، در کمتر از 2 درصد موارد گزارش شده بود که سواران هنگام حادثه کلاه ایمنی بر سر داشتهاند.
سطح مراقبت بیمارستانی مورد نیاز برای این آسیبها قابل توجه بود. 64.5 درصد از کودکان آسیبدیده به نوعی تصویربرداری مانند رادیوگرافی، سیتیاسکن یا سونوگرافی نیاز داشتند. 13.5 درصد بستری شدند و 7 درصد به عمل جراحی نیاز پیدا کردند.میانگین سن کودکان آسیبدیده 12 سال بود و نزدیک به دو سوم آنها پسر بودند.
در بریتانیا برای استفاده از اسکوتر برقی شخصی در زمین خصوصی حداقل سن تعیین نشده است، در حالی که سواران اسکوترهای برقی کرایهای معمولا باید دست کم 16 سال داشته باشند و گواهینامه رانندگی نیز داشته باشند. با این حال، 80 درصد حوادث در این مطالعه به اسکوترهای شخصی مربوط میشد.
این مطالعه همچنین نشان داد که 74 درصد کودکان آسیبدیده در مناطقی با بیشترین محرومیت اجتماعی و اقتصادی زندگی میکردند.
پژوهشگران میگویند کودکان و نوجوانان احتمالا کاربران تازهکار جاده هستند و بیشتر ریسک میکنند و بنابراین به کارزارهای ایمنی ترافیک که به طور مشخص آنها را هدف قرار دهد نیاز است.
پژوهشگران در این مطالعه نوشتند که «بهکارگیری رویکردهایی مانند کارزارهای آموزشی، از جمله طرحهای ایمنی دوچرخه که سواران اسکوترهای برقی را هدف قرار میدهد، میتواند سودمند باشد و نشان داده شده که رفتار ایمنی سواران را بهبود میبخشد».
پژوهشگران افزایش جهشی شمار این آسیبها را نشانه یک «چالش نوظهور سلامت عمومی» میدانند و خواستار پیامرسانی شفافتر در حوزه سلامت عمومی و بازنگری در قانونگذاری دولت شدند.
آنها در این مطالعه نوشتند: «فروشندگان باید موظف شوند قانون را به طور شفاف به مشتریان توضیح دهند و سیاستگذاران نیز اسکوترهای برقی شخصی را برای نمونه با نصب محدودکننده سرعت یا اجباری کردن استفاده از کلاه ایمنی، تحت مقررات درآورند».
آنها افزودند: «برای جلوگیری از آسیبها و مرگهای بیشتر باید بهسرعت آگاهی عمومی و آگاهی پزشکان افزایش یابد، پیامهای سلامت عمومی شفافتر شود و قوانین دولتی مورد بازنگری قرار گیرد».
این یافتهها در حالی منتشر میشود که دولتها و شهرهای مختلف در سراسر اروپا در بحبوحه نگرانیهای گستردهتر درباره ایمنی و استفاده از فضاهای عمومی در حال بازنگری در نحوه تنظیم مقررات مربوط به اسکوترهای برقی هستند.
در همان روزی که این مطالعه منتشر شد، پایتخت فرانسه، پاریس مقررات مربوط به اسکوترهای برقی و دیگر وسایل مشابه را سختگیرانهتر کرد.
در ماه ژوئیه، دولت آلمان لایحهای را پیشنهاد کرد تا شرکتهای کرایهدهندهای مانند لایم و بولت را مستقیما در قبال تصادفهای مربوط به وسایلشان مسئول بداند.مادرید در سال 2024 به دلیل ناکامی در کنترل نحوه راندن و پارک کردن مجوز اپراتورها را لغو کرد.پراگ در ژانویه 2026 اسکوترهای برقی اشتراکی را از خیابانهای خود جمع کرد و بروکسل قصد دارد در ژانویه 2027 همین راه را در پیش بگیرد.
🆔@ScientificDialectics
بر اساس یک پژوهش جدید در سه مرکز اصلی درمان تروما در بریتانیا، بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، ۴۷۷ کودک بر اثر اسکوتر برقی مجروح شدهاند.
بر اساس یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) که 11 اوت منتشر شد، شمار آسیبدیدگیهای مربوط به اسکوترهای برقی و کودکان در سالهای اخیر بیش از پانزده برابر افزایش یافته و پزشکان را بر آن داشته تا خواستار مقرراتگذاری و اطلاعرسانی در حوزه سلامت عمومی شوند.
پژوهشگران بخش اورژانس بیمارستان کودکان شفیلد، بیمارستان کودکان رویال منچستر و بنیاد خدمات درمانی کودکان آدر هی در لیورپول در بریتانیا (انگلیس) دادههای این سه مرکز را از ژانویه 2019 تا دسامبر 2024 بررسی کردند.
در این دوره، شمار کل موارد از کمتر از 10 مورد در سال 2019 به نزدیک 150 مورد در سال 2024 رسید.از میان 477 کودکی که در این سه مرکز تحت درمان قرار گرفتند، 95 درصد آسیبها متوجه خود سوار اسکوتر بود و 5 درصد دیگر عابران پیاده را در بر میگرفت.
شایعترین علت، سقوط از اسکوتر برقی بود که 75 درصد موارد را شامل میشد و نزدیک به 11.5 درصد حوادث بر اثر برخورد با خودرو رخ داد، در حالی که 5 درصد موارد مربوط به عابران پیادهای بود که با اسکوتر برقی برخورد کرده بودند.حدود یک چهارم این آسیبها مربوط به سر و نزدیک به یک پنجم مربوط به صورت بود. با این حال، در کمتر از 2 درصد موارد گزارش شده بود که سواران هنگام حادثه کلاه ایمنی بر سر داشتهاند.
سطح مراقبت بیمارستانی مورد نیاز برای این آسیبها قابل توجه بود. 64.5 درصد از کودکان آسیبدیده به نوعی تصویربرداری مانند رادیوگرافی، سیتیاسکن یا سونوگرافی نیاز داشتند. 13.5 درصد بستری شدند و 7 درصد به عمل جراحی نیاز پیدا کردند.میانگین سن کودکان آسیبدیده 12 سال بود و نزدیک به دو سوم آنها پسر بودند.
در بریتانیا برای استفاده از اسکوتر برقی شخصی در زمین خصوصی حداقل سن تعیین نشده است، در حالی که سواران اسکوترهای برقی کرایهای معمولا باید دست کم 16 سال داشته باشند و گواهینامه رانندگی نیز داشته باشند. با این حال، 80 درصد حوادث در این مطالعه به اسکوترهای شخصی مربوط میشد.
این مطالعه همچنین نشان داد که 74 درصد کودکان آسیبدیده در مناطقی با بیشترین محرومیت اجتماعی و اقتصادی زندگی میکردند.
پژوهشگران میگویند کودکان و نوجوانان احتمالا کاربران تازهکار جاده هستند و بیشتر ریسک میکنند و بنابراین به کارزارهای ایمنی ترافیک که به طور مشخص آنها را هدف قرار دهد نیاز است.
پژوهشگران در این مطالعه نوشتند که «بهکارگیری رویکردهایی مانند کارزارهای آموزشی، از جمله طرحهای ایمنی دوچرخه که سواران اسکوترهای برقی را هدف قرار میدهد، میتواند سودمند باشد و نشان داده شده که رفتار ایمنی سواران را بهبود میبخشد».
پژوهشگران افزایش جهشی شمار این آسیبها را نشانه یک «چالش نوظهور سلامت عمومی» میدانند و خواستار پیامرسانی شفافتر در حوزه سلامت عمومی و بازنگری در قانونگذاری دولت شدند.
آنها در این مطالعه نوشتند: «فروشندگان باید موظف شوند قانون را به طور شفاف به مشتریان توضیح دهند و سیاستگذاران نیز اسکوترهای برقی شخصی را برای نمونه با نصب محدودکننده سرعت یا اجباری کردن استفاده از کلاه ایمنی، تحت مقررات درآورند».
آنها افزودند: «برای جلوگیری از آسیبها و مرگهای بیشتر باید بهسرعت آگاهی عمومی و آگاهی پزشکان افزایش یابد، پیامهای سلامت عمومی شفافتر شود و قوانین دولتی مورد بازنگری قرار گیرد».
این یافتهها در حالی منتشر میشود که دولتها و شهرهای مختلف در سراسر اروپا در بحبوحه نگرانیهای گستردهتر درباره ایمنی و استفاده از فضاهای عمومی در حال بازنگری در نحوه تنظیم مقررات مربوط به اسکوترهای برقی هستند.
در همان روزی که این مطالعه منتشر شد، پایتخت فرانسه، پاریس مقررات مربوط به اسکوترهای برقی و دیگر وسایل مشابه را سختگیرانهتر کرد.
در ماه ژوئیه، دولت آلمان لایحهای را پیشنهاد کرد تا شرکتهای کرایهدهندهای مانند لایم و بولت را مستقیما در قبال تصادفهای مربوط به وسایلشان مسئول بداند.مادرید در سال 2024 به دلیل ناکامی در کنترل نحوه راندن و پارک کردن مجوز اپراتورها را لغو کرد.پراگ در ژانویه 2026 اسکوترهای برقی اشتراکی را از خیابانهای خود جمع کرد و بروکسل قصد دارد در ژانویه 2027 همین راه را در پیش بگیرد.
🆔@ScientificDialectics
❤4
💢 یبوست فضانوردان در فضا؛ آزمایشهای خون سرنخهای تازه میدهد
آزمایشهای خون ۵۲ فضانورد نشان میدهد باکتریهای روده در طول پرواز فضایی پروتین بیشتری را تجزیه میکنند.
این یافتهها ممکن است برای بیماران روی زمین هم اهمیت داشته باشد.یبوست یکی از مشکلات رایج فضانوردان است. اما این که چرا رودهها در فضا کندتر کار میکنند هنوز به طور دقیق روشن نشده است.
اکنون پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ که با ناسا همکاری میکنند میگویند در خون فضانوردان سرنخهایی یافتهاند که میتواند به توضیح این که هنگام ترک زمین چه بر سر روده میآید (منبع به زبان انگلیسی).
این پژوهشگران نمونههای خون ۵۲ فضانورد را که ماهها را در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) گذرانده بودند بررسی کردند. یافتههای آنها نشان میدهد تغییرات در روده نسبتا خیلی زود پس از ورود فضانوردان به فضا آغاز میشود.
چند هفته پس از ترک زمین در فضانوردان نشانههایی دیده شد که نشان میداد باکتریهای روده آنها بیش از حد معمول در حال تخمیر پروتئین هستند. این تغییر در تمام مدت ماموریتهای آنها ادامه داشت و پس از بازگشت به زمین از بین رفت.
در فضا چه بر سر روده میآید؟به طور معمول غذا در جریان انقباضهای روده که فرایندی به نام پریستالسیس است در دستگاه گوارش حرکت میکند.
اما پژوهشگران گمان میکنند در نبود جاذبه حرکت غذا درون روده ممکن است کندتر شود.وقتی غذا زمان بیشتری در روده میماند باکتریهای روده میتوانند فیبر موجود را مصرف کنند و به جای آن تجزیه پروتئین را آغاز کنند. این فرایند «تخمیر پروتئین» نام دارد.
این باکتریها متابولیتهایی تولید میکنند؛ مولکولهای کوچکی که میتوانند وارد جریان خون شوند و در سراسر بدن گردش کنند.به گفته پژوهشگران افزایش تخمیر پروتئین با این فرضیه سازگار است که ریزگرانش حرکت غذا در روده را کند میکند و میتواند به بروز یبوست کمک کند.
روده و مغز به هم مرتبطاندپیامدها ممکن است فراتر از گوارش باشد.برخی از متابولیتهایی که در جریان تخمیر پروتئین تولید میشوند میتوانند وارد جریان خون شوند و با اثرات بخشهای دیگر بدن ارتباط داشته باشند.
پژوهشگران بهویژه به آنچه «محور روده و مغز» نامیده میشود علاقهمندند؛ ارتباط دوطرفه میان دستگاه گوارش و مغز.
پژوهشهای پیشین برخی از فرآوردههای تخمیر پروتئین را با پیامدهای سلامتی از جمله تغییرات خلق و کاهش توان تمرکز مرتبط دانستهاند.
پژوهشگران تاکید میکنند تخمیر پروتئین پدیدهای غیرمعمول نیست و در انسانهای روی زمین نیز رخ میدهد. اما سطحهای پیوسته بالاتر این فرایند که در فضانوردان مشاهده شد نشان میدهد در محیط روده طی پرواز فضایی چیزی تغییر میکند.
این یافتهها قابل توجه است زیرا مطالعات پرواز فضایی معمولا بر پایه تعداد نسبتا کمی شرکتکننده انجام میشود. در این تحلیل تازه نمونههای سه مطالعه متفاوت که در مجموع ۵۲ فضانورد را دربرمیگرفت و آنها در ماموریتهای گوناگون طی چند سال شرکت کرده بودند با هم ترکیب شد.
با وجود این تفاوتها پژوهشگران افزایش پیوستهای در نشانگرهای تخمیر پروتئین یافتند.در این مطالعه از رویکردی موسوم به متابولومیکس غیرهدفمند استفاده شد.
به جای جستوجوی مجموعه مشخصی از مواد، پژوهشگران طیف گستردهای از متابولیتهای موجود در خون را تحلیل کردند و به دنبال تغییراتی بودند که با پرواز فضایی ارتباط دارد.
آماده شدن آژانسهای فضایی برای ماموریتهای طولانیتر به ماه و احتمالا مریخ، این یافتهها میتواند اهمیت فزایندهای پیدا کند.اگر در جریان پروازهای طولانی روده کندتر کار کند، فضانوردان ممکن است به اقداماتی برای حفظ گوارش سالم نیاز داشته باشند.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند افزایش فیبر غذایی، استفاده از پریبیوتیکها یا سایر درمانهایی که حرکت روده را حمایت میکند میتواند مفید باشد.اما پیامدها احتمالا محدود به فضا نمیماند. افرادی که برای مدتهای طولانی بستری هستند نیز میتوانند از یبوست رنج ببرند.
پژوهشگران میگویند همین ترکیب حرکت کندتر روده و افزایش تخمیر پروتئین ممکن است در بروز مشکلات سلامتی این بیماران نقش داشته باشد.
این مطالعه در حال حاضر توضیحی احتمالی برای یکی از چالشهای نهچندان جذاب سفر فضایی ارائه میکند: وقتی جاذبه ناپدید میشود روده هم همراه با آن کند میشود.
🆔@ScientificDialectics
آزمایشهای خون ۵۲ فضانورد نشان میدهد باکتریهای روده در طول پرواز فضایی پروتین بیشتری را تجزیه میکنند.
این یافتهها ممکن است برای بیماران روی زمین هم اهمیت داشته باشد.یبوست یکی از مشکلات رایج فضانوردان است. اما این که چرا رودهها در فضا کندتر کار میکنند هنوز به طور دقیق روشن نشده است.
اکنون پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ که با ناسا همکاری میکنند میگویند در خون فضانوردان سرنخهایی یافتهاند که میتواند به توضیح این که هنگام ترک زمین چه بر سر روده میآید (منبع به زبان انگلیسی).
این پژوهشگران نمونههای خون ۵۲ فضانورد را که ماهها را در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) گذرانده بودند بررسی کردند. یافتههای آنها نشان میدهد تغییرات در روده نسبتا خیلی زود پس از ورود فضانوردان به فضا آغاز میشود.
چند هفته پس از ترک زمین در فضانوردان نشانههایی دیده شد که نشان میداد باکتریهای روده آنها بیش از حد معمول در حال تخمیر پروتئین هستند. این تغییر در تمام مدت ماموریتهای آنها ادامه داشت و پس از بازگشت به زمین از بین رفت.
در فضا چه بر سر روده میآید؟به طور معمول غذا در جریان انقباضهای روده که فرایندی به نام پریستالسیس است در دستگاه گوارش حرکت میکند.
اما پژوهشگران گمان میکنند در نبود جاذبه حرکت غذا درون روده ممکن است کندتر شود.وقتی غذا زمان بیشتری در روده میماند باکتریهای روده میتوانند فیبر موجود را مصرف کنند و به جای آن تجزیه پروتئین را آغاز کنند. این فرایند «تخمیر پروتئین» نام دارد.
این باکتریها متابولیتهایی تولید میکنند؛ مولکولهای کوچکی که میتوانند وارد جریان خون شوند و در سراسر بدن گردش کنند.به گفته پژوهشگران افزایش تخمیر پروتئین با این فرضیه سازگار است که ریزگرانش حرکت غذا در روده را کند میکند و میتواند به بروز یبوست کمک کند.
روده و مغز به هم مرتبطاندپیامدها ممکن است فراتر از گوارش باشد.برخی از متابولیتهایی که در جریان تخمیر پروتئین تولید میشوند میتوانند وارد جریان خون شوند و با اثرات بخشهای دیگر بدن ارتباط داشته باشند.
پژوهشگران بهویژه به آنچه «محور روده و مغز» نامیده میشود علاقهمندند؛ ارتباط دوطرفه میان دستگاه گوارش و مغز.
پژوهشهای پیشین برخی از فرآوردههای تخمیر پروتئین را با پیامدهای سلامتی از جمله تغییرات خلق و کاهش توان تمرکز مرتبط دانستهاند.
پژوهشگران تاکید میکنند تخمیر پروتئین پدیدهای غیرمعمول نیست و در انسانهای روی زمین نیز رخ میدهد. اما سطحهای پیوسته بالاتر این فرایند که در فضانوردان مشاهده شد نشان میدهد در محیط روده طی پرواز فضایی چیزی تغییر میکند.
این یافتهها قابل توجه است زیرا مطالعات پرواز فضایی معمولا بر پایه تعداد نسبتا کمی شرکتکننده انجام میشود. در این تحلیل تازه نمونههای سه مطالعه متفاوت که در مجموع ۵۲ فضانورد را دربرمیگرفت و آنها در ماموریتهای گوناگون طی چند سال شرکت کرده بودند با هم ترکیب شد.
با وجود این تفاوتها پژوهشگران افزایش پیوستهای در نشانگرهای تخمیر پروتئین یافتند.در این مطالعه از رویکردی موسوم به متابولومیکس غیرهدفمند استفاده شد.
به جای جستوجوی مجموعه مشخصی از مواد، پژوهشگران طیف گستردهای از متابولیتهای موجود در خون را تحلیل کردند و به دنبال تغییراتی بودند که با پرواز فضایی ارتباط دارد.
آماده شدن آژانسهای فضایی برای ماموریتهای طولانیتر به ماه و احتمالا مریخ، این یافتهها میتواند اهمیت فزایندهای پیدا کند.اگر در جریان پروازهای طولانی روده کندتر کار کند، فضانوردان ممکن است به اقداماتی برای حفظ گوارش سالم نیاز داشته باشند.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند افزایش فیبر غذایی، استفاده از پریبیوتیکها یا سایر درمانهایی که حرکت روده را حمایت میکند میتواند مفید باشد.اما پیامدها احتمالا محدود به فضا نمیماند. افرادی که برای مدتهای طولانی بستری هستند نیز میتوانند از یبوست رنج ببرند.
پژوهشگران میگویند همین ترکیب حرکت کندتر روده و افزایش تخمیر پروتئین ممکن است در بروز مشکلات سلامتی این بیماران نقش داشته باشد.
این مطالعه در حال حاضر توضیحی احتمالی برای یکی از چالشهای نهچندان جذاب سفر فضایی ارائه میکند: وقتی جاذبه ناپدید میشود روده هم همراه با آن کند میشود.
🆔@ScientificDialectics
news.ku.dk
Constipation is common in astronauts – blood tests provide new answers
Many things are different in space – including how the intestines work. Constipation is a known side effect of space travel, but until now we have known little about why it happens.
❤5
💢 قرصهای محبوب نعوظ و یک هشدار تازه؛ آیا خطر نابینایی را افزایش میدهد؟
پژوهش جدید درباره دارویی که میلیونها مرد مصرف میکنند، یک نگرانی تازه را مطرح کرده است؛ ارتباط احتمالی تادالافیل با افزایش خطر گلوکوم و فشار داخل چشم. یک داروی پرمصرف برای درمان اختلال نعوظ ممکن است ارتباطی با یکی از بیماریهای جدی چشم داشته باشد؛ بیماریای که در صورت پیشرفت میتواند به آسیب دائمی بینایی منجر شود.
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد تادالافیل، دارویی که بیشتر با نام تجاری سیالیس (Cialis) شناخته میشود، ممکن است با افزایش خطر ابتلا به گلوکوم یا آبسیاه چشم مرتبط باشد.دارویی که فقط برای اختلال نعوظ مصرف نمیشودتادالافیل در گروه داروهای موسوم به مهارکنندههای فسفودیاستراز نوع ۵ یا PDE5 قرار دارد.
این داروها با گشاد کردن رگهای خونی و افزایش جریان خون، به ایجاد و حفظ نعوظ کمک میکنند.اما کاربرد تادالافیل به درمان اختلال نعوظ محدود نمیشود.
این دارو برای درمان برخی علائم بزرگی خوشخیم پروستات نیز تجویز میشود؛ علائمی مانند ضعیف شدن جریان ادرار، نیاز مکرر یا فوری به ادرار کردن و احساس تخلیه نشدن کامل مثانه.همین موضوع باعث شد پژوهشگران بررسی کنند که آیا مصرف این دارو در مردان مسنتر میتواند با مشکلات چشمی نیز ارتباط داشته باشد یا خیر.
بررسی نزدیک به ۷۴ هزار مردپژوهشگران بیمارستان دانشگاه ملی تایوان در تایپه، دادههای پزشکی نزدیک به ۷۴ هزار مرد ۴۰ ساله و بالاتر را بررسی کردند.حدود نیمی از این افراد تادالافیل یا سایر داروهای مهارکننده PDE5 را برای درمان علائم ادراری مصرف کرده بودند و گروه دیگر سابقه مصرف این داروها را نداشتند.
نتایج، توجه پژوهشگران را به یک ارتباط آماری جلب کرد. مردانی که برای آنها تادالافیل تجویز شده بود، در مقایسه با افرادی که از مهارکنندههای PDE5 استفاده نکرده بودند، ۲۲ درصد بیشتر در معرض ابتلا به گلوکوم قرار داشتند.
این افزایش خطر در مورد گلوکوم زاویه باز اولیه، که شایعترین نوع گلوکوم محسوب میشود، بیشتر بود و به حدود ۳۳ درصد رسید.فشار چشم هم افزایش داشت ماجرا به گلوکوم ختم نمیشد.
در میان مصرفکنندگان این داروها، احتمال ابتلا به پرفشاری چشمی نیز حدود ۳۲ درصد بیشتر گزارش شد.پرفشاری چشمی به معنای افزایش غیرطبیعی فشار داخل چشم است و یکی از عوامل مهم خطر برای ابتلا به گلوکوم به شمار میرود.
نکته قابل توجه دیگر این بود که ارتباط مشاهدهشده الزاما به مصرف طولانیمدت دارو محدود نمیشد و در برخی موارد، افزایش خطر حتی پس از حدود یک ماه مصرف نیز دیده شد.
اما آیا این قرصها واقعا باعث نابینایی میشوند؟اینجا باید میان یک ارتباط آماری و یک رابطه علت و معلولی تفاوت قائل شد.این مطالعه از نوع مشاهدهای بود؛ یعنی پژوهشگران دادههای مربوط به وضعیت سلامت و مصرف دارو را بررسی کردند و میان آنها ارتباط آماری پیدا کردند.
چنین مطالعهای بهتنهایی نمیتواند ثابت کند که تادالافیل مستقیما باعث ایجاد گلوکوم شده است.به بیان ساده، نتایج میگویند افرادی که تادالافیل مصرف کردهاند، در این دادهها بیشتر دچار گلوکوم شدهاند؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا خود دارو علت این افزایش بوده یا عوامل دیگری نیز در این ارتباط نقش داشتهاند.به همین دلیل، نتیجه پژوهش نباید به این شکل تعبیر شود که مصرف تادالافیل حتما فرد را نابینا میکند.
چرا گلوکوم تا این اندازه مهم است؟گلوکوم گروهی از بیماریهای چشمی است که به عصب بینایی آسیب میزند. این آسیب میتواند بهتدریج پیشرفت کند و در مراحل پیشرفته باعث از دست رفتن دائمی بینایی شود.یکی از ویژگیهای نگرانکننده گلوکوم این است که بیماری در بسیاری از افراد در مراحل اولیه تقریبا هیچ علامت مشخصی ندارد.
فرد ممکن است زمانی متوجه مشکل شود که بخش قابل توجهی از آسیب بینایی ایجاد شده باشد.از آنجا که آسیب بینایی ناشی از گلوکوم قابل برگشت نیست، تشخیص زودهنگام اهمیت زیادی دارد. درمان میتواند با استفاده از قطرههای چشمی، داروهای خوراکی یا در برخی موارد جراحی، روند پیشرفت بیماری را کنترل و کُند کند.
چه کسانی باید بیشتر مراقب باشند؟خطر گلوکوم برای همه افراد یکسان نیست. افزایش سن، سابقه خانوادگی بیماری، فشار بالای داخل چشم، نزدیکبینی یا دوربینی شدید و سابقه آسیب به چشم از جمله عوامل خطر شناختهشده هستند.برخی بیماریها مانند دیابت، میگرن، فشار خون بالا و کمخونی داسیشکل نیز میتوانند احتمال ابتلا را افزایش دهند.
🆔@ScientificDialectics
پژوهش جدید درباره دارویی که میلیونها مرد مصرف میکنند، یک نگرانی تازه را مطرح کرده است؛ ارتباط احتمالی تادالافیل با افزایش خطر گلوکوم و فشار داخل چشم. یک داروی پرمصرف برای درمان اختلال نعوظ ممکن است ارتباطی با یکی از بیماریهای جدی چشم داشته باشد؛ بیماریای که در صورت پیشرفت میتواند به آسیب دائمی بینایی منجر شود.
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد تادالافیل، دارویی که بیشتر با نام تجاری سیالیس (Cialis) شناخته میشود، ممکن است با افزایش خطر ابتلا به گلوکوم یا آبسیاه چشم مرتبط باشد.دارویی که فقط برای اختلال نعوظ مصرف نمیشودتادالافیل در گروه داروهای موسوم به مهارکنندههای فسفودیاستراز نوع ۵ یا PDE5 قرار دارد.
این داروها با گشاد کردن رگهای خونی و افزایش جریان خون، به ایجاد و حفظ نعوظ کمک میکنند.اما کاربرد تادالافیل به درمان اختلال نعوظ محدود نمیشود.
این دارو برای درمان برخی علائم بزرگی خوشخیم پروستات نیز تجویز میشود؛ علائمی مانند ضعیف شدن جریان ادرار، نیاز مکرر یا فوری به ادرار کردن و احساس تخلیه نشدن کامل مثانه.همین موضوع باعث شد پژوهشگران بررسی کنند که آیا مصرف این دارو در مردان مسنتر میتواند با مشکلات چشمی نیز ارتباط داشته باشد یا خیر.
بررسی نزدیک به ۷۴ هزار مردپژوهشگران بیمارستان دانشگاه ملی تایوان در تایپه، دادههای پزشکی نزدیک به ۷۴ هزار مرد ۴۰ ساله و بالاتر را بررسی کردند.حدود نیمی از این افراد تادالافیل یا سایر داروهای مهارکننده PDE5 را برای درمان علائم ادراری مصرف کرده بودند و گروه دیگر سابقه مصرف این داروها را نداشتند.
نتایج، توجه پژوهشگران را به یک ارتباط آماری جلب کرد. مردانی که برای آنها تادالافیل تجویز شده بود، در مقایسه با افرادی که از مهارکنندههای PDE5 استفاده نکرده بودند، ۲۲ درصد بیشتر در معرض ابتلا به گلوکوم قرار داشتند.
این افزایش خطر در مورد گلوکوم زاویه باز اولیه، که شایعترین نوع گلوکوم محسوب میشود، بیشتر بود و به حدود ۳۳ درصد رسید.فشار چشم هم افزایش داشت ماجرا به گلوکوم ختم نمیشد.
در میان مصرفکنندگان این داروها، احتمال ابتلا به پرفشاری چشمی نیز حدود ۳۲ درصد بیشتر گزارش شد.پرفشاری چشمی به معنای افزایش غیرطبیعی فشار داخل چشم است و یکی از عوامل مهم خطر برای ابتلا به گلوکوم به شمار میرود.
نکته قابل توجه دیگر این بود که ارتباط مشاهدهشده الزاما به مصرف طولانیمدت دارو محدود نمیشد و در برخی موارد، افزایش خطر حتی پس از حدود یک ماه مصرف نیز دیده شد.
اما آیا این قرصها واقعا باعث نابینایی میشوند؟اینجا باید میان یک ارتباط آماری و یک رابطه علت و معلولی تفاوت قائل شد.این مطالعه از نوع مشاهدهای بود؛ یعنی پژوهشگران دادههای مربوط به وضعیت سلامت و مصرف دارو را بررسی کردند و میان آنها ارتباط آماری پیدا کردند.
چنین مطالعهای بهتنهایی نمیتواند ثابت کند که تادالافیل مستقیما باعث ایجاد گلوکوم شده است.به بیان ساده، نتایج میگویند افرادی که تادالافیل مصرف کردهاند، در این دادهها بیشتر دچار گلوکوم شدهاند؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا خود دارو علت این افزایش بوده یا عوامل دیگری نیز در این ارتباط نقش داشتهاند.به همین دلیل، نتیجه پژوهش نباید به این شکل تعبیر شود که مصرف تادالافیل حتما فرد را نابینا میکند.
چرا گلوکوم تا این اندازه مهم است؟گلوکوم گروهی از بیماریهای چشمی است که به عصب بینایی آسیب میزند. این آسیب میتواند بهتدریج پیشرفت کند و در مراحل پیشرفته باعث از دست رفتن دائمی بینایی شود.یکی از ویژگیهای نگرانکننده گلوکوم این است که بیماری در بسیاری از افراد در مراحل اولیه تقریبا هیچ علامت مشخصی ندارد.
فرد ممکن است زمانی متوجه مشکل شود که بخش قابل توجهی از آسیب بینایی ایجاد شده باشد.از آنجا که آسیب بینایی ناشی از گلوکوم قابل برگشت نیست، تشخیص زودهنگام اهمیت زیادی دارد. درمان میتواند با استفاده از قطرههای چشمی، داروهای خوراکی یا در برخی موارد جراحی، روند پیشرفت بیماری را کنترل و کُند کند.
چه کسانی باید بیشتر مراقب باشند؟خطر گلوکوم برای همه افراد یکسان نیست. افزایش سن، سابقه خانوادگی بیماری، فشار بالای داخل چشم، نزدیکبینی یا دوربینی شدید و سابقه آسیب به چشم از جمله عوامل خطر شناختهشده هستند.برخی بیماریها مانند دیابت، میگرن، فشار خون بالا و کمخونی داسیشکل نیز میتوانند احتمال ابتلا را افزایش دهند.
🆔@ScientificDialectics
British Journal of Ophthalmology
Risk of glaucoma among patients using tadalafil for lower urinary tract symptoms: a multinational cohort study
Aim To evaluate the association between tadalafil use for lower urinary tract symptoms (LUTS) and the risk of developing glaucoma.
Methods This multinational, retrospective cohort study was conducted using the TriNetX database. Men aged ≥40 years with a…
Methods This multinational, retrospective cohort study was conducted using the TriNetX database. Men aged ≥40 years with a…
❤4
💢چرا گربهها ناله میکنند؟
پشت این صدای بلند و زوزهمانند چیست؟
اگر نیمهشب با صدای بلند و نالهمانند گربهتان از خواب پریده باشید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که چرا گربه چنین صدایی تولید میکند. پاسخ برخلاف تصور رایج، فقط اینکه «غذا میخواهد» یا «دنبال جلب توجه است» نیست.
«زوزه کشیدن» گربهها نیز تعریف کاملاً مشخصی ندارد. در پزشکی دامپزشکی، این اصطلاح معمولاً برای صداهای بلند و خشن گربه در موقعیتهایی مانند پرخاشگری یا جفتگیری به کار میرود، اما صاحبان حیوانات خانگی ممکن است تقریباً هر صدای بلند و کشیدهای را زوزه بدانند. همین تفاوت باعث میشود شرایطی که گربه در آن صدا تولید میکند، اهمیت زیادی داشته باشد.
به گفته پژوهشگران، این نوع صدا احتمالاً بسیار قدیمیتر از گربههای خانگی است و حتی پیش از اهلیشدن آنها وجود داشته است. گربه وحشی آفریقایی، نزدیکترین خویشاوند زنده گربه خانگی، نیز هنگام مواجهه با رقیبان از صداهایی مشابه استفاده میکند.
حفظ و دفاع از قلمرو برای بسیاری از حیوانات با دسترسی به غذا، امنیت و فرصت جفتگیری ارتباط دارد. به همین دلیل، حیوانات در طول تکامل صداهای بلند و مشخصی ایجاد کردهاند تا بتوانند رقیبان را از قلمرو خود دور کنند، بدون اینکه هر بار مجبور به درگیری فیزیکی شوند.
بنابراین وقتی دو گربه در محله روبهروی یکدیگر قرار میگیرند و یکی از آنها صدایی بلند و کشیده تولید میکند، ممکن است در واقع در حال اجرای رفتاری باشد که قدمتی بسیار بیشتر از زندگی گربهها در کنار انسان دارد.
گربهها فقط برای دفاع از قلمرو خرناس نمیکشند. وقتی حیوان احساس ترس کند، در گوشهای گرفتار شود یا بخواهد حیوان یا حتی انسان دیگری را از خود دور کند نیز ممکن است چنین صدایی تولید کند.
یک متخصص رفتارشناسی دامپزشکی میگوید اگر گربهای هنگام نزدیکشدن فردی شروع به زوزه کشیدن کند، این رفتار میتواند پیامی شبیه «لطفاً نزدیکتر نشو» داشته باشد.
موقعیتهای پراسترس نیز میتوانند باعث ایجاد این صدا شوند؛ برای مثال، رفتن به دامپزشکی، مهارشدن یا درگیری با گربههای دیگر. گربههای ماده در دوره فحلی و گربههای نر هنگام رقابت بر سر جفت نیز ممکن است صداهای بسیار بلندی تولید کنند.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که این صدا همیشه به معنای درخواست آگاهانه برای کمک نیست. گاهی زوزه صرفاً بیان بیرونی یک وضعیت هیجانی شدید و ناخوشایند است.
البته همه صداهای بلند گربه را نمیتوان خرناس واقعی دانست. گربهها مجموعه متنوعی از صداها را برای ارتباط برقرار کردن دارند و بخشی از این رفتار ارتباطی در طول زندگی در کنار انسان شکل گرفته است.
گربههای بالغ در شرایط طبیعی بهندرت برای برقراری ارتباط با گربههای دیگر میو میکنند. میوکردن بیشتر رفتاری است که بچهگربهها برای ارتباط با مادرشان به کار میبرند. به نظر میرسد گربههای خانگی این رفتار دوران کودکی را تا بزرگسالی حفظ کرده و آن را بیشتر به سمت انسانها هدایت کردهاند.
یکی از نکات جالب درباره زوزهکشیدن گربهها این است که حتی انسانها نیز تعریف یکسانی از آن ندارند. در پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در مجله Animal Behaviour منتشر شد، پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند صداهای مختلف گربهها را که از منابع آنلاین جمعآوری شده بود، در گروههایی مانند میو، خُرخُر و زوزه دستهبندی کنند.
نتایج نشان داد صداهایی که افراد بهعنوان «خرخر» شناسایی کردند، معمولاً ویژگیهای صوتی نسبتاً مشخصی داشتند؛ اما درباره زوزه چنین اتفاقی نیفتاد. صداهایی که افراد زوزه مینامیدند، از نظر بلندی و مدتزمان تفاوت زیادی با یکدیگر داشتند و میزان توافق افراد درباره اینکه چه صدایی واقعاً زوزه محسوب میشود، کمتر بود.
پژوهشگران احتمال میدهند انسانها زوزه را نه براساس ویژگیهای صوتی دقیق، بلکه بیشتر براساس احساسی که از صدا دریافت میکنند تشخیص میدهند. اگر صدای گربه ناراحت، مضطرب یا دردمند به نظر برسد، احتمال بیشتری دارد که انسان آن را «زوزه» توصیف کند.
صدای بلند گربه در بسیاری از مواقع رفتاری طبیعی است، اما افزایش ناگهانی صدا بهویژه در گربههای مسن، میتواند نشانه یک مشکل پزشکی باشد. دامپزشکان در چنین شرایطی معمولاً بیماریهایی مانند پرکاری تیروئید و سندرم اختلال عملکرد شناختی را بررسی میکنند. اختلال عملکرد شناختی نوعی افت عملکرد ذهنی مرتبط با افزایش سن است که شباهتهایی به زوال شناختی در انسان دارد. هر دو بیماری میتوانند باعث افزایش صداکردن گربه، بهخصوص در طول شب، شوند.
البته بیماری تنها دلیل احتمالی نیست. اضطراب، اضطراب ناشی از جدایی و درد نیز میتوانند باعث افزایش صداهای گربه شوند.
https://www.livescience.com/animals/cats/why-do-cats-yowl
🆔@ScientificDialectics
پشت این صدای بلند و زوزهمانند چیست؟
اگر نیمهشب با صدای بلند و نالهمانند گربهتان از خواب پریده باشید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که چرا گربه چنین صدایی تولید میکند. پاسخ برخلاف تصور رایج، فقط اینکه «غذا میخواهد» یا «دنبال جلب توجه است» نیست.
«زوزه کشیدن» گربهها نیز تعریف کاملاً مشخصی ندارد. در پزشکی دامپزشکی، این اصطلاح معمولاً برای صداهای بلند و خشن گربه در موقعیتهایی مانند پرخاشگری یا جفتگیری به کار میرود، اما صاحبان حیوانات خانگی ممکن است تقریباً هر صدای بلند و کشیدهای را زوزه بدانند. همین تفاوت باعث میشود شرایطی که گربه در آن صدا تولید میکند، اهمیت زیادی داشته باشد.
به گفته پژوهشگران، این نوع صدا احتمالاً بسیار قدیمیتر از گربههای خانگی است و حتی پیش از اهلیشدن آنها وجود داشته است. گربه وحشی آفریقایی، نزدیکترین خویشاوند زنده گربه خانگی، نیز هنگام مواجهه با رقیبان از صداهایی مشابه استفاده میکند.
حفظ و دفاع از قلمرو برای بسیاری از حیوانات با دسترسی به غذا، امنیت و فرصت جفتگیری ارتباط دارد. به همین دلیل، حیوانات در طول تکامل صداهای بلند و مشخصی ایجاد کردهاند تا بتوانند رقیبان را از قلمرو خود دور کنند، بدون اینکه هر بار مجبور به درگیری فیزیکی شوند.
بنابراین وقتی دو گربه در محله روبهروی یکدیگر قرار میگیرند و یکی از آنها صدایی بلند و کشیده تولید میکند، ممکن است در واقع در حال اجرای رفتاری باشد که قدمتی بسیار بیشتر از زندگی گربهها در کنار انسان دارد.
گربهها فقط برای دفاع از قلمرو خرناس نمیکشند. وقتی حیوان احساس ترس کند، در گوشهای گرفتار شود یا بخواهد حیوان یا حتی انسان دیگری را از خود دور کند نیز ممکن است چنین صدایی تولید کند.
یک متخصص رفتارشناسی دامپزشکی میگوید اگر گربهای هنگام نزدیکشدن فردی شروع به زوزه کشیدن کند، این رفتار میتواند پیامی شبیه «لطفاً نزدیکتر نشو» داشته باشد.
موقعیتهای پراسترس نیز میتوانند باعث ایجاد این صدا شوند؛ برای مثال، رفتن به دامپزشکی، مهارشدن یا درگیری با گربههای دیگر. گربههای ماده در دوره فحلی و گربههای نر هنگام رقابت بر سر جفت نیز ممکن است صداهای بسیار بلندی تولید کنند.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که این صدا همیشه به معنای درخواست آگاهانه برای کمک نیست. گاهی زوزه صرفاً بیان بیرونی یک وضعیت هیجانی شدید و ناخوشایند است.
البته همه صداهای بلند گربه را نمیتوان خرناس واقعی دانست. گربهها مجموعه متنوعی از صداها را برای ارتباط برقرار کردن دارند و بخشی از این رفتار ارتباطی در طول زندگی در کنار انسان شکل گرفته است.
گربههای بالغ در شرایط طبیعی بهندرت برای برقراری ارتباط با گربههای دیگر میو میکنند. میوکردن بیشتر رفتاری است که بچهگربهها برای ارتباط با مادرشان به کار میبرند. به نظر میرسد گربههای خانگی این رفتار دوران کودکی را تا بزرگسالی حفظ کرده و آن را بیشتر به سمت انسانها هدایت کردهاند.
یکی از نکات جالب درباره زوزهکشیدن گربهها این است که حتی انسانها نیز تعریف یکسانی از آن ندارند. در پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در مجله Animal Behaviour منتشر شد، پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند صداهای مختلف گربهها را که از منابع آنلاین جمعآوری شده بود، در گروههایی مانند میو، خُرخُر و زوزه دستهبندی کنند.
نتایج نشان داد صداهایی که افراد بهعنوان «خرخر» شناسایی کردند، معمولاً ویژگیهای صوتی نسبتاً مشخصی داشتند؛ اما درباره زوزه چنین اتفاقی نیفتاد. صداهایی که افراد زوزه مینامیدند، از نظر بلندی و مدتزمان تفاوت زیادی با یکدیگر داشتند و میزان توافق افراد درباره اینکه چه صدایی واقعاً زوزه محسوب میشود، کمتر بود.
پژوهشگران احتمال میدهند انسانها زوزه را نه براساس ویژگیهای صوتی دقیق، بلکه بیشتر براساس احساسی که از صدا دریافت میکنند تشخیص میدهند. اگر صدای گربه ناراحت، مضطرب یا دردمند به نظر برسد، احتمال بیشتری دارد که انسان آن را «زوزه» توصیف کند.
صدای بلند گربه در بسیاری از مواقع رفتاری طبیعی است، اما افزایش ناگهانی صدا بهویژه در گربههای مسن، میتواند نشانه یک مشکل پزشکی باشد. دامپزشکان در چنین شرایطی معمولاً بیماریهایی مانند پرکاری تیروئید و سندرم اختلال عملکرد شناختی را بررسی میکنند. اختلال عملکرد شناختی نوعی افت عملکرد ذهنی مرتبط با افزایش سن است که شباهتهایی به زوال شناختی در انسان دارد. هر دو بیماری میتوانند باعث افزایش صداکردن گربه، بهخصوص در طول شب، شوند.
البته بیماری تنها دلیل احتمالی نیست. اضطراب، اضطراب ناشی از جدایی و درد نیز میتوانند باعث افزایش صداهای گربه شوند.
https://www.livescience.com/animals/cats/why-do-cats-yowl
🆔@ScientificDialectics
Live Science
Why do cats yowl?
Understanding a cat’s yowl requires looking beyond the noise to the behavior and emotions behind it.
❤2
💢 کلاژن، بیوتین و مکملهای زیبایی؛ کدامیک واقعا مؤثرند؟
مکملهای زیبایی در حال حاضر عمدتا در چهار شکل عرضه میشوند: کپسولها و قرصها، ژلهای خوراکی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین و نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرههای مایع.
مکملهای زیبایی با وعده تقویت مو و ناخن و جوانتر شدن پوست، به بخشی از بازار پررونق محصولات سلامت و زیبایی تبدیل شدهاند؛ اما شواهد علمی درباره همه آنها یکسان نیست.
پژوهشها نشان میدهند برخی ترکیبات مانند کلاژن ممکن است فواید مشخصی داشته باشند، در حالی که متخصصان تأکید میکنند مکملها قرار نیست جای تغذیه مناسب، خواب کافی، محافظت در برابر آفتاب و مراقبت از پوست را بگیرند.
همزمان تحقیقات درباره اثربخشی آنها نیز افزایش یافته است و نتایج این تحقیقات تصویری بسیار محتاطانهتر از وعدههای تبلیغاتی ترسیم میکنند. شواهد موجود نشان میدهند برخی ترکیبات ممکن است در شرایط مشخص مؤثر باشند، اما نمیتوان تمام محصولاتی را که با عنوان «مکمل زیبایی» فروخته میشوند در یک گروه قرار داد.
مکملهای زیبایی چیستند؟
«مکملهای زیبایی امروزه در چهار شکل (قالب) اصلی به فروش میرسند: قرصها و کپسولها، پاستیلهایی که برای سلامت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهایی بر پایه کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیهای مایع، ویالهای خوراکی (شاتها) یا قطرهها. این دسته از محصولات، بهویژه در مورد کلاژن، توجه جدیِ بالینی را به خود جلب کرده است.»
مکملهای زیبایی در حال حاضر در چهار شکل عرضه میشوند: قرصها و کپسولها، و پاستیلهایی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرهها. این محصولات در تحقیقات بالینی سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کردهاند و کلاژن یکی از موادی است که بیش از سایر ترکیبات در مورد آن مطالعه شده است.
یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۱، که نتایج ۱۹ کارآزمایی بالینی با مجموع یک هزار و ۱۲۵ شرکتکننده را بررسی کرده است، نشان داد مصرف کلاژن هیدرولیز شده طی ۹۰ روز با بهبود میزان رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست و همچنین کاهش چینوچروک همراه بود.با افزایش محبوبیت این محصولات، متخصصان پوست و تغذیه نیز بیش از گذشته با این پرسش مواجه میشوند که کدام مکملها واقعا به وعدههایشان عمل میکنند.
پاسخ کارشناسان معمولا به فهرست نسبتا کوتاهی از ترکیبات میرسد: کلاژن، بیوتین، ویتامین سی، روی، آهن و اسیدهای چرب امگا۳. با این حال، میزان شواهد درباره هر یک از این مواد متفاوت است و مفید بودن یک مکمل برای یک فرد لزوما به معنای مؤثر بودن آن برای همه نیست.
چرا مکملهای زیبایی تا این اندازه محبوب شدهاند؟
چند عامل در افزایش محبوبیت مکملهای زیبایی نقش دارند. نخست اینکه شواهد علمی درباره برخی از ترکیبات این محصولات در حال افزایش است. کلاژن در این زمینه یکی از مهمترین نمونهها است.
نتایج برخی مطالعات بالینی نشان دادهاند مصرف کلاژن هیدرولیز شده با تغییرات قابل اندازهگیری در رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست همراه است؛ یافتهای که باعث شد این ماده بیش از بسیاری از ترکیبات رایج در محصولات زیبایی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.متخصصان پوست نیز نقش حمایتی برخی مکملها را تأیید میکنند.
دکتر ویلما برگفلد، متخصص پوست در کلینیک کلیولند، درباره بیوتین میگوید: «بیوتین برای درمان اختلالات مو بسیار مفید است. این ماده همچنین باعث ضخیمتر شدن ناخنها میشود و مصرف خوراکی بیوتین بسیار ایمن است.»
از سوی دیگر، درک مصرفکنندگان از ارتباط میان تغذیه و ظاهر پوست نیز تغییر کرده است. اکنون بیش از گذشته درباره نقش مواد مغذی در فرایندهای زیستی مرتبط با پوست، مو و ناخن صحبت میشود.
ایزابل واسکز، متخصص تغذیه، درباره اهمیت ویتامین سی میگوید، کلاژن یکی از اجزای اصلی بافت همبند است و بدن برای ساخت آن به ویتامین سی نیاز دارد. در صورت دریافت ناکافی این ویتامین، تولید و حفظ کلاژن نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و این موضوع ممکن است بر سلامت پوست اثر بگذارد.با این حال، کارشناسان درباره انتظار بیش از حد از مکملها هشدار میدهند.
دکتر دندی انگلمن، متخصص پوست، میگوید: «مکملها از سلامت و طول عمر پوست حمایت میکنند، اما آنها مکملاند نه جایگزینی برای مراقبت موضعی از پوست، درمانهای تخصصی یا عادتهای سالم در سبک زندگی.»
مکملهای زیبایی در حال حاضر عمدتا در چهار شکل عرضه میشوند: کپسولها و قرصها، ژلهای خوراکی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین و نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرههای مایع.
مکملهای زیبایی با وعده تقویت مو و ناخن و جوانتر شدن پوست، به بخشی از بازار پررونق محصولات سلامت و زیبایی تبدیل شدهاند؛ اما شواهد علمی درباره همه آنها یکسان نیست.
پژوهشها نشان میدهند برخی ترکیبات مانند کلاژن ممکن است فواید مشخصی داشته باشند، در حالی که متخصصان تأکید میکنند مکملها قرار نیست جای تغذیه مناسب، خواب کافی، محافظت در برابر آفتاب و مراقبت از پوست را بگیرند.
همزمان تحقیقات درباره اثربخشی آنها نیز افزایش یافته است و نتایج این تحقیقات تصویری بسیار محتاطانهتر از وعدههای تبلیغاتی ترسیم میکنند. شواهد موجود نشان میدهند برخی ترکیبات ممکن است در شرایط مشخص مؤثر باشند، اما نمیتوان تمام محصولاتی را که با عنوان «مکمل زیبایی» فروخته میشوند در یک گروه قرار داد.
مکملهای زیبایی چیستند؟
«مکملهای زیبایی امروزه در چهار شکل (قالب) اصلی به فروش میرسند: قرصها و کپسولها، پاستیلهایی که برای سلامت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهایی بر پایه کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیهای مایع، ویالهای خوراکی (شاتها) یا قطرهها. این دسته از محصولات، بهویژه در مورد کلاژن، توجه جدیِ بالینی را به خود جلب کرده است.»
مکملهای زیبایی در حال حاضر در چهار شکل عرضه میشوند: قرصها و کپسولها، و پاستیلهایی با هدف تقویت مو، پوست و ناخن به بازار عرضه میشوند، پودرهای حاوی کلاژن یا پروتئین، و در نهایت نوشیدنیها، ویالهای خوراکی و قطرهها. این محصولات در تحقیقات بالینی سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کردهاند و کلاژن یکی از موادی است که بیش از سایر ترکیبات در مورد آن مطالعه شده است.
یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۱، که نتایج ۱۹ کارآزمایی بالینی با مجموع یک هزار و ۱۲۵ شرکتکننده را بررسی کرده است، نشان داد مصرف کلاژن هیدرولیز شده طی ۹۰ روز با بهبود میزان رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست و همچنین کاهش چینوچروک همراه بود.با افزایش محبوبیت این محصولات، متخصصان پوست و تغذیه نیز بیش از گذشته با این پرسش مواجه میشوند که کدام مکملها واقعا به وعدههایشان عمل میکنند.
پاسخ کارشناسان معمولا به فهرست نسبتا کوتاهی از ترکیبات میرسد: کلاژن، بیوتین، ویتامین سی، روی، آهن و اسیدهای چرب امگا۳. با این حال، میزان شواهد درباره هر یک از این مواد متفاوت است و مفید بودن یک مکمل برای یک فرد لزوما به معنای مؤثر بودن آن برای همه نیست.
چرا مکملهای زیبایی تا این اندازه محبوب شدهاند؟
چند عامل در افزایش محبوبیت مکملهای زیبایی نقش دارند. نخست اینکه شواهد علمی درباره برخی از ترکیبات این محصولات در حال افزایش است. کلاژن در این زمینه یکی از مهمترین نمونهها است.
نتایج برخی مطالعات بالینی نشان دادهاند مصرف کلاژن هیدرولیز شده با تغییرات قابل اندازهگیری در رطوبت و خاصیت ارتجاعی پوست همراه است؛ یافتهای که باعث شد این ماده بیش از بسیاری از ترکیبات رایج در محصولات زیبایی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.متخصصان پوست نیز نقش حمایتی برخی مکملها را تأیید میکنند.
دکتر ویلما برگفلد، متخصص پوست در کلینیک کلیولند، درباره بیوتین میگوید: «بیوتین برای درمان اختلالات مو بسیار مفید است. این ماده همچنین باعث ضخیمتر شدن ناخنها میشود و مصرف خوراکی بیوتین بسیار ایمن است.»
از سوی دیگر، درک مصرفکنندگان از ارتباط میان تغذیه و ظاهر پوست نیز تغییر کرده است. اکنون بیش از گذشته درباره نقش مواد مغذی در فرایندهای زیستی مرتبط با پوست، مو و ناخن صحبت میشود.
ایزابل واسکز، متخصص تغذیه، درباره اهمیت ویتامین سی میگوید، کلاژن یکی از اجزای اصلی بافت همبند است و بدن برای ساخت آن به ویتامین سی نیاز دارد. در صورت دریافت ناکافی این ویتامین، تولید و حفظ کلاژن نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و این موضوع ممکن است بر سلامت پوست اثر بگذارد.با این حال، کارشناسان درباره انتظار بیش از حد از مکملها هشدار میدهند.
دکتر دندی انگلمن، متخصص پوست، میگوید: «مکملها از سلامت و طول عمر پوست حمایت میکنند، اما آنها مکملاند نه جایگزینی برای مراقبت موضعی از پوست، درمانهای تخصصی یا عادتهای سالم در سبک زندگی.»
👌2❤1
مکملهای زیبایی واقعا چه قدرتأثیرگذارند؟
کارشناسان پیشبینی میکنند طی ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده، بحث درباره مکملهای زیبایی دقیقتر و واقعبینانهتر شود و بهجای وعدههای کلی درباره «زیبایی از درون»، توجه بیشتری به ماده مؤثر، مقدار مصرف و هدف مشخص هر مکمل معطوف شود.سه تغییر میتواند در این روند نقش مهمی داشته باشد.
۱. محصولات بیشتر با وعدههای مشخص
یکی از تغییرات مهم، فاصله گرفتن از ادعاهای کلی و مبهم و حرکت به سوی تولید محصولاتی است که ترکیب، مقدار مصرف و هدف مشخصی دارند.برای مثال، مکملهایی که صرفا وعده «پوست و موی زیباتر» میدهند، عرصه را به محصولاتی واگذار کنند که نام یک ماده مؤثر مشخص، میزان مصرف و هدف آن را به روشنی بیان میکنند، مانند کلاژن برای بهبود برخی ویژگیهای پوست، بیوتین برای مو و ناخن، و آهن و روی برای افرادی باشد که دچار کمبود این موادند.
به همین دلیل، کارشناسان توصیه میکنند پیش از خرید، برچسب محصول بررسی شود تا مشخص باشد ماده مؤثر آن چیست، در هر وعده مصرف آن چه مقدار از آن ماده وجود دارد و آیا برای کاربرد مورد نظر شواهد علمی وجود دارد یا نه.
ومنزورلد مینویسد محصولی که وعدههای بزرگی میدهد اما مشخص نمیکند چه مادهای و با چه مقداری قرار است چنین اثری ایجاد کند، ارزش بررسی دقیقتری دارد.
۲. زمانبندیهای واقعبینانهتر برای مشاهده نتیجه
یکی از مشکلات بازار مکملهای زیبایی، ایجاد انتظار برای مشاهده نتایج سریع است، در حالی که فرایندهای زیستی پوست، مو و ناخن چنین سرعتی ندارند. تغییرات پوستی معمولا به چند هفته تا چند ماه زمان نیاز دارند. تغییر در وضعیت مو ممکن است چند ماه طول بکشد، زیرا چرخه رشد مو آهسته است. درباره ناخنها نیز ممکن است ماهها زمان لازم باشد تا تغییر قابل مشاهدهای ایجاد شود.به همین دلیل، وعدههایی مانند تغییر چشمگیر پوست، مو یا ناخن در مدت بسیار کوتاه باید با احتیاط بیشتری ارزیابی شوند.
درمورد برخی مکملها، میتوان یک دوره حدود ۹۰ روزه را برای ارزیابی در نظر گرفت، بهویژه زمانی که مطالعات بالینی ماده موردنظر نیز دورهای مشابه را بررسی کردهاند. ثبت وضعیت اولیه پوست، مو یا ناخن و مقایسه آن پس از دوره مصرف روش واقعبینانهتری برای سنجش نتیجه است.اگر پس از حدود سه ماه مصرف یک ماده با دوزی که در مطالعات بالینی بررسی شده است هیچ تغییر قابل اندازهگیری مشاهده نشود، ممکن است ادامه مصرف آن محصول برای آن فرد توجیه چندانی نداشته باشد.
۳. مکملها قرار نیست جای اصول اولیه را بگیرند
یکی دیگر از تغییرات مهم در نگاه کارشناسان، تعریف دوباره نقش مکملهای زیبایی است. مکمل میتواند یکی از عوامل مؤثر بر سلامت پوست، مو یا ناخن باشد، اما عامل اصلی نیست.
ارین اوگدن، متخصص تغذیه میگوید: «هیچ مکملی نمیتواند جایگزین اصول اولیه یک رژیم غذایی متعادل، خواب با کیفیت، محافظت در برابر آفتاب و برنامه منظم مراقبت از پوست شود»، هرچند برخی مواد مغذی میتوانند در حمایت از سلامت پوست نقش مهمی داشته باشند.
بنابراین پیش از صرف هزینه زیاد برای مجموعهای از مکملها، بهتر است عوامل اساسی بررسی شوند: آیا به میزان کافی میخوابیم؟ آیا از پوستمان در برابر آفتاب محافظت میکنیم؟ آیا برنامه مراقبت از پوستمان منظم و مناسب است؟ و آیا رژیم غذاییمان مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را تأمین میکند؟کپسول یا پودر نمیتواند آثار سبک زندگی نامناسب را کاملا جبران کند.
آیا همه به مکملهای زیبایی نیاز دارند؟
کارشناسان بر این نکته تأکید میکنند که مکملهای زیبایی محصولاتی با تأثیر یکسان بر همه افراد نیستند. در برخی موارد، استفاده از یک ماده مغذی مشخص منطقیتر از مصرف مکملی است که ترکیبی پیچیده از ویتامینها و مواد معدنی مختلف دارد. این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد واقعا با کمبود یک ماده مانند آهن یا روی مواجه باشد.
برای مثال، اگر مشکل مو یا ناخن با کمبود یک ماده مغذی مرتبط باشد، اصلاح آن کمبود مفید است، اما مصرف بیشتر همین ماده در فردی که کمبودی ندارد لزوما به معنای موهای پرپشتتر، ناخنهای محکمتر یا پوست بهتر نیست. این تفاوت یکی از دلایلی است که متخصصان توصیه میکنند مکملهای هدفمند، بهویژه مکملهای حاوی مقادیر بالای برخی ویتامینها و مواد معدنی، بر اساس نیاز واقعی فرد مصرف شوند.
هنگام خرید مکمل زیبایی به چه نکاتی توجه کنیم؟
سه نشانه به ارزیابی این محصولات کمک میکند. محصولات با وعدههای مشخص: امیدواریم شرکتهای دارویی بهتدریج از عبارتهای مبهمی مانند «زیبایی از درون» فاصله بگیرند و روشنتر توضیح دهند هر ماده چه تأثیری دارد و چه مقدار از آن در محصول وجود دارد.زمانبندیهای واقعبینانه: باید درمورد مکملهایی که وعده تغییرات یکشبه یا بسیار سریع میدهند محتاط بود.
🆔@ScientificDialectics
کارشناسان پیشبینی میکنند طی ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده، بحث درباره مکملهای زیبایی دقیقتر و واقعبینانهتر شود و بهجای وعدههای کلی درباره «زیبایی از درون»، توجه بیشتری به ماده مؤثر، مقدار مصرف و هدف مشخص هر مکمل معطوف شود.سه تغییر میتواند در این روند نقش مهمی داشته باشد.
۱. محصولات بیشتر با وعدههای مشخص
یکی از تغییرات مهم، فاصله گرفتن از ادعاهای کلی و مبهم و حرکت به سوی تولید محصولاتی است که ترکیب، مقدار مصرف و هدف مشخصی دارند.برای مثال، مکملهایی که صرفا وعده «پوست و موی زیباتر» میدهند، عرصه را به محصولاتی واگذار کنند که نام یک ماده مؤثر مشخص، میزان مصرف و هدف آن را به روشنی بیان میکنند، مانند کلاژن برای بهبود برخی ویژگیهای پوست، بیوتین برای مو و ناخن، و آهن و روی برای افرادی باشد که دچار کمبود این موادند.
به همین دلیل، کارشناسان توصیه میکنند پیش از خرید، برچسب محصول بررسی شود تا مشخص باشد ماده مؤثر آن چیست، در هر وعده مصرف آن چه مقدار از آن ماده وجود دارد و آیا برای کاربرد مورد نظر شواهد علمی وجود دارد یا نه.
ومنزورلد مینویسد محصولی که وعدههای بزرگی میدهد اما مشخص نمیکند چه مادهای و با چه مقداری قرار است چنین اثری ایجاد کند، ارزش بررسی دقیقتری دارد.
۲. زمانبندیهای واقعبینانهتر برای مشاهده نتیجه
یکی از مشکلات بازار مکملهای زیبایی، ایجاد انتظار برای مشاهده نتایج سریع است، در حالی که فرایندهای زیستی پوست، مو و ناخن چنین سرعتی ندارند. تغییرات پوستی معمولا به چند هفته تا چند ماه زمان نیاز دارند. تغییر در وضعیت مو ممکن است چند ماه طول بکشد، زیرا چرخه رشد مو آهسته است. درباره ناخنها نیز ممکن است ماهها زمان لازم باشد تا تغییر قابل مشاهدهای ایجاد شود.به همین دلیل، وعدههایی مانند تغییر چشمگیر پوست، مو یا ناخن در مدت بسیار کوتاه باید با احتیاط بیشتری ارزیابی شوند.
درمورد برخی مکملها، میتوان یک دوره حدود ۹۰ روزه را برای ارزیابی در نظر گرفت، بهویژه زمانی که مطالعات بالینی ماده موردنظر نیز دورهای مشابه را بررسی کردهاند. ثبت وضعیت اولیه پوست، مو یا ناخن و مقایسه آن پس از دوره مصرف روش واقعبینانهتری برای سنجش نتیجه است.اگر پس از حدود سه ماه مصرف یک ماده با دوزی که در مطالعات بالینی بررسی شده است هیچ تغییر قابل اندازهگیری مشاهده نشود، ممکن است ادامه مصرف آن محصول برای آن فرد توجیه چندانی نداشته باشد.
۳. مکملها قرار نیست جای اصول اولیه را بگیرند
یکی دیگر از تغییرات مهم در نگاه کارشناسان، تعریف دوباره نقش مکملهای زیبایی است. مکمل میتواند یکی از عوامل مؤثر بر سلامت پوست، مو یا ناخن باشد، اما عامل اصلی نیست.
ارین اوگدن، متخصص تغذیه میگوید: «هیچ مکملی نمیتواند جایگزین اصول اولیه یک رژیم غذایی متعادل، خواب با کیفیت، محافظت در برابر آفتاب و برنامه منظم مراقبت از پوست شود»، هرچند برخی مواد مغذی میتوانند در حمایت از سلامت پوست نقش مهمی داشته باشند.
بنابراین پیش از صرف هزینه زیاد برای مجموعهای از مکملها، بهتر است عوامل اساسی بررسی شوند: آیا به میزان کافی میخوابیم؟ آیا از پوستمان در برابر آفتاب محافظت میکنیم؟ آیا برنامه مراقبت از پوستمان منظم و مناسب است؟ و آیا رژیم غذاییمان مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را تأمین میکند؟کپسول یا پودر نمیتواند آثار سبک زندگی نامناسب را کاملا جبران کند.
آیا همه به مکملهای زیبایی نیاز دارند؟
کارشناسان بر این نکته تأکید میکنند که مکملهای زیبایی محصولاتی با تأثیر یکسان بر همه افراد نیستند. در برخی موارد، استفاده از یک ماده مغذی مشخص منطقیتر از مصرف مکملی است که ترکیبی پیچیده از ویتامینها و مواد معدنی مختلف دارد. این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد واقعا با کمبود یک ماده مانند آهن یا روی مواجه باشد.
برای مثال، اگر مشکل مو یا ناخن با کمبود یک ماده مغذی مرتبط باشد، اصلاح آن کمبود مفید است، اما مصرف بیشتر همین ماده در فردی که کمبودی ندارد لزوما به معنای موهای پرپشتتر، ناخنهای محکمتر یا پوست بهتر نیست. این تفاوت یکی از دلایلی است که متخصصان توصیه میکنند مکملهای هدفمند، بهویژه مکملهای حاوی مقادیر بالای برخی ویتامینها و مواد معدنی، بر اساس نیاز واقعی فرد مصرف شوند.
هنگام خرید مکمل زیبایی به چه نکاتی توجه کنیم؟
سه نشانه به ارزیابی این محصولات کمک میکند. محصولات با وعدههای مشخص: امیدواریم شرکتهای دارویی بهتدریج از عبارتهای مبهمی مانند «زیبایی از درون» فاصله بگیرند و روشنتر توضیح دهند هر ماده چه تأثیری دارد و چه مقدار از آن در محصول وجود دارد.زمانبندیهای واقعبینانه: باید درمورد مکملهایی که وعده تغییرات یکشبه یا بسیار سریع میدهند محتاط بود.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Beauty Supplements Promise Big Results. Here’s What Experts Say You Can Actually Expect
Stage: Building · Momentum: High · Forecast confidence: Moderate Beauty supplements — the pills, gummies, powders and liquid shots promising better skin, hair and nails — are moving from niche wellness into mainstream routines. The research is starting to…
❤4
💢 پژوهش: انتشار آلبومهای پرطرفدار با افزایش ۱۵ درصدی مرگهای جادهای پیوند دارد
یک پژوهش جدید در آمریکا نشان داده است که در روز انتشار آلبومهای بزرگ هنرمندانی مانند تیلور سویفت و بد بانی، مرگومیر جادهای ۱۵ درصد افزایش مییابد و پخش آنلاین موسیقی جهش میکند.
یک مطالعه جدید در آمریکا نشان میدهد همزمان با جهش در استریم موسیقی، تلفات رانندگی افزایش پیدا میکند.
پژوهشگران دریافتهاند تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی که آلبومهای مهم موسیقی منتشر میشود، ۱۵.۱ درصد بیشتر از روزهای اطراف این تاریخها است.
پژوهشگران میگویند استفاده از تلفنهای هوشمند برای پخش آنلاین موسیقی میتواند منبعی نادیدهمانده برای حواسپرتی راننده باشد. با این حال تاکید میکنند این تحقیق نشان نمیدهد که پخش موسیقی عامل مستقیم افزایش مرگها بوده است.
این مطالعه که در نشریه JAMA Network Open (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، ۲۳۳ هزار و ۸۰۹ مورد مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی در آمریکا بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ را با استفاده از دادههای سامانه گزارشگیری تحلیل تلفات (Fatality Analysis Reporting System) بررسی کرده است.
پژوهشگران روی تاریخ انتشار ۱۰ آلبوم مهمی تمرکز کردند که در دوره مطالعه، بیشترین تعداد استریم در روز اول را به خود اختصاص داده بود.
این آلبومها شامل برخی از بزرگترین انتشارهای سالهای اخیر بود؛ از جمله Midnights و Red (Taylor's Version) از تیلور سوئیفت، Certified Lover Boy از دریک، Un Verano Sin Ti از بد بانی، Mr. Morale & the Big Steppers از کندریک لامار و Harry's House از هری استایلز.
آنها سپس تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی را که این آلبومها روی پلتفرمهای استریم در دسترس قرار گرفت، با تلفات ۱۰ روز قبل و ۱۰ روز بعد از هر انتشار مقایسه کردند.این رویکرد چیزی را فراهم کرد که پژوهشگران از آن بهعنوان نوعی «آزمایش طبیعی» یاد میکنند:تاریخ انتشار آلبومها را صنعت موسیقی تعیین میکند نه شرایط جادهای یا خطرات ترافیکی.
بنابراین وقتی آلبومی بسیار مورد انتظار منتشر میشود، میتواند جهش ناگهانی در استریم موسیقی ایجاد کند، بدون آنکه مستقیما به عواملی مانند وضعیت آبوهوا یا شرایط رانندگی مربوط باشد.این وضعیت امکان میدهد پرسیده شود آیا چیز دیگری هم در همان زمان تغییر میکند یا نه.
افزایش تلفات رانندگی همزمان با جهش استریم در ۱۰ روز انتشار این آلبومها، مردم به طور متوسط ۱۲۳.۳ میلیون بار موسیقی را استریم کردند؛ در حالی که در روزهای اطراف این تاریخها، میانگین استریم ۸۶.۱ میلیون بار بود؛ یعنی افزایشی حدود ۴۳ درصد.تلفات رانندگی نیز افزایش یافت. پژوهشگران به طور متوسط ۱۳۹.۱ مرگ در روزهای انتشار آلبومها ثبت کردند، در مقایسه با ۱۲۰.۹ مرگ در روزهای اطراف.
این یعنی حدود ۱۸ مرگ بیشتر در هر روز یا ۱۵.۱ درصد افزایش.در مجموع پژوهشگران برآورد میکنند که در ۱۰ روز انتشار آلبومها حدود ۱۸۲ نفر بیشتر در تصادفات رانندگی جان باختهاند؛ رقمی که از آنچه بر اساس روزهای اطراف انتظار میرفت بالاتر است.
موضوع فقط گوش دادن به موسیقی نیست .نتایج این مطالعه نشان نمیدهد که پخش موسیقی در خودرو ذاتا خطرناک است. در عوض پژوهشگران به این امکان توجه کردهاند که تلفنهای هوشمند نوع متفاوتی از حواسپرتی ایجاد میکنند.گوش دادن به فهرستپخشی آشنا، نیاز چندانی به تعامل ندارد اما پیدا کردن یک آلبوم تازهمنتشرشده وضعیتی متفاوت است.
راننده ممکن است تلفن را باز کند، اپلیکیشن استریم را اجرا کند، نام هنرمند را جستوجو کند، در آلبوم بگردد و قطعهای را انتخاب کند.هر یک از این کارها میتواند توجه راننده را از جاده منحرف کند.افزایش تلفات رانندگی بیش از همه در میان رانندگان جوانتر و مرد دیده شد. این افزایش در تصادفهایی که فقط یک نفر در آنها درگیر بود و نیز در خودروهای مجهز به سامانههای سرگرمیاطلاعاتی داخل کابین بیشتر بود.
این الگوها ممکن است سرنخهایی درباره نقش حواسپرتی ارائه کنند و نشان دهند تعامل با فناوری در حین رانندگی، نه صرفا گوش دادن به موسیقی، میتواند بخشی از مشکل باشد.بررسی «اثر جمعه»اغلب انتشارهای مهم آلبومها در روز جمعه انجام میشود و این موضوع کار را پیچیده میکند.الگوی ترافیک در روزهای جمعه میتواند با دیگر روزهای هفته متفاوت باشد و بدون توجه به اینکه چه موسیقیای منتشر میشود، با تعداد متفاوتی از تصادفها همراه باشد.
همین دلیل پژوهشگران تحلیلهای اضافیای انجام دادند که به طور خاص بر روزهای جمعه تمرکز داشت. افزایش تلفات همچنان پابرجا بود.
🆔@ScientificDialectics
یک پژوهش جدید در آمریکا نشان داده است که در روز انتشار آلبومهای بزرگ هنرمندانی مانند تیلور سویفت و بد بانی، مرگومیر جادهای ۱۵ درصد افزایش مییابد و پخش آنلاین موسیقی جهش میکند.
یک مطالعه جدید در آمریکا نشان میدهد همزمان با جهش در استریم موسیقی، تلفات رانندگی افزایش پیدا میکند.
پژوهشگران دریافتهاند تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی که آلبومهای مهم موسیقی منتشر میشود، ۱۵.۱ درصد بیشتر از روزهای اطراف این تاریخها است.
پژوهشگران میگویند استفاده از تلفنهای هوشمند برای پخش آنلاین موسیقی میتواند منبعی نادیدهمانده برای حواسپرتی راننده باشد. با این حال تاکید میکنند این تحقیق نشان نمیدهد که پخش موسیقی عامل مستقیم افزایش مرگها بوده است.
این مطالعه که در نشریه JAMA Network Open (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، ۲۳۳ هزار و ۸۰۹ مورد مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی در آمریکا بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ را با استفاده از دادههای سامانه گزارشگیری تحلیل تلفات (Fatality Analysis Reporting System) بررسی کرده است.
پژوهشگران روی تاریخ انتشار ۱۰ آلبوم مهمی تمرکز کردند که در دوره مطالعه، بیشترین تعداد استریم در روز اول را به خود اختصاص داده بود.
این آلبومها شامل برخی از بزرگترین انتشارهای سالهای اخیر بود؛ از جمله Midnights و Red (Taylor's Version) از تیلور سوئیفت، Certified Lover Boy از دریک، Un Verano Sin Ti از بد بانی، Mr. Morale & the Big Steppers از کندریک لامار و Harry's House از هری استایلز.
آنها سپس تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی را که این آلبومها روی پلتفرمهای استریم در دسترس قرار گرفت، با تلفات ۱۰ روز قبل و ۱۰ روز بعد از هر انتشار مقایسه کردند.این رویکرد چیزی را فراهم کرد که پژوهشگران از آن بهعنوان نوعی «آزمایش طبیعی» یاد میکنند:تاریخ انتشار آلبومها را صنعت موسیقی تعیین میکند نه شرایط جادهای یا خطرات ترافیکی.
بنابراین وقتی آلبومی بسیار مورد انتظار منتشر میشود، میتواند جهش ناگهانی در استریم موسیقی ایجاد کند، بدون آنکه مستقیما به عواملی مانند وضعیت آبوهوا یا شرایط رانندگی مربوط باشد.این وضعیت امکان میدهد پرسیده شود آیا چیز دیگری هم در همان زمان تغییر میکند یا نه.
افزایش تلفات رانندگی همزمان با جهش استریم در ۱۰ روز انتشار این آلبومها، مردم به طور متوسط ۱۲۳.۳ میلیون بار موسیقی را استریم کردند؛ در حالی که در روزهای اطراف این تاریخها، میانگین استریم ۸۶.۱ میلیون بار بود؛ یعنی افزایشی حدود ۴۳ درصد.تلفات رانندگی نیز افزایش یافت. پژوهشگران به طور متوسط ۱۳۹.۱ مرگ در روزهای انتشار آلبومها ثبت کردند، در مقایسه با ۱۲۰.۹ مرگ در روزهای اطراف.
این یعنی حدود ۱۸ مرگ بیشتر در هر روز یا ۱۵.۱ درصد افزایش.در مجموع پژوهشگران برآورد میکنند که در ۱۰ روز انتشار آلبومها حدود ۱۸۲ نفر بیشتر در تصادفات رانندگی جان باختهاند؛ رقمی که از آنچه بر اساس روزهای اطراف انتظار میرفت بالاتر است.
موضوع فقط گوش دادن به موسیقی نیست .نتایج این مطالعه نشان نمیدهد که پخش موسیقی در خودرو ذاتا خطرناک است. در عوض پژوهشگران به این امکان توجه کردهاند که تلفنهای هوشمند نوع متفاوتی از حواسپرتی ایجاد میکنند.گوش دادن به فهرستپخشی آشنا، نیاز چندانی به تعامل ندارد اما پیدا کردن یک آلبوم تازهمنتشرشده وضعیتی متفاوت است.
راننده ممکن است تلفن را باز کند، اپلیکیشن استریم را اجرا کند، نام هنرمند را جستوجو کند، در آلبوم بگردد و قطعهای را انتخاب کند.هر یک از این کارها میتواند توجه راننده را از جاده منحرف کند.افزایش تلفات رانندگی بیش از همه در میان رانندگان جوانتر و مرد دیده شد. این افزایش در تصادفهایی که فقط یک نفر در آنها درگیر بود و نیز در خودروهای مجهز به سامانههای سرگرمیاطلاعاتی داخل کابین بیشتر بود.
این الگوها ممکن است سرنخهایی درباره نقش حواسپرتی ارائه کنند و نشان دهند تعامل با فناوری در حین رانندگی، نه صرفا گوش دادن به موسیقی، میتواند بخشی از مشکل باشد.بررسی «اثر جمعه»اغلب انتشارهای مهم آلبومها در روز جمعه انجام میشود و این موضوع کار را پیچیده میکند.الگوی ترافیک در روزهای جمعه میتواند با دیگر روزهای هفته متفاوت باشد و بدون توجه به اینکه چه موسیقیای منتشر میشود، با تعداد متفاوتی از تصادفها همراه باشد.
همین دلیل پژوهشگران تحلیلهای اضافیای انجام دادند که به طور خاص بر روزهای جمعه تمرکز داشت. افزایش تلفات همچنان پابرجا بود.
🆔@ScientificDialectics
Jamanetwork
Smartphones, Online Music Streaming, and Traffic Fatalities
This cohort study analyzed the release dates of the 10 most streamed albums in the US between 2017 and 2022 and the 10 days before and after for temporal association with an increase in fatalities from motor vehicle collisions because of smartphone-enabled…
❤3
💢 صدای بلند چگونه بهطور دائمی بر شنوایی اثر میگذارد؟
توصیههایی برای محافظت از گوش«گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست».
به گزارش سرویس جهانی بیبیسی، قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بلند، از کنسرت و هدفون گرفته تا ابزارهای باغبانی و تعمیرات خانه، میتواند به شنوایی آسیب دائمی بزند. رانندگی با شیشه پایین در بزرگراه و موتورسواری نیز بهدلیل شدت صدای باد میتواند به گوش آسیب بزند.
متخصصان توصیه میکنند در محیطهای پرسروصدا از محافظ گوش استفاده کنید و صدای هدفون را پایین نگه دارید.
در عین حال، استفاده بیش از حد از گوشپاککن و حتی گوشگیر میتواند جرم گوش را به داخل فشار دهد و باعث کاهش شنوایی یا عفونت شود.
والری پاولوویچ راف، شنواییشناس و متخصص افت شنوایی در کلینیک کلیولند ایالت اوهایو، میگوید: «شنوایی وقتی از دست برود، دیگر برنمیگردد.»
جیمی بوگل، شنواییشناس کلینیک مایو در ایالت آریزونا، میگوید: «همه ما در جوانی در محافظت از گوشهایمان بیاحتیاط بودهایم. اما این آسیبها بهمرور زمان روی هم انباشته میشوند. بنابراین کارهایی که در دوران جوانی انجام دادهایم، ممکن است سالها بعد اثرشان را نشان دهند.»
شنوایی چگونه کار میکند؟
در عمق گوش داخلی، حفرهای پر از مایع به نام حلزون گوش قرار دارد. دیواره این حفره با هزاران سلول مویی بسیار ریز پوشیده شده است.
روی هر سلول، دستهای از موهای ظریف قرار دارد و در پایه آن نورونی به عصب شنوایی متصل است؛ عصبی که پیامهای الکتریکی را به مغز منتقل میکند.وقتی امواج صوتی وارد گوش میشوند، این موهای ریز، مانند درختانی که در باد تکان میخورند، به نوسان درمیآیند. حرکت آنها به پیامهای الکتریکی تبدیل میشود و مغز این پیامها را بهصورت صدا تفسیر میکند.
سرویس جهانی بیبیسی مینویسد، در بسیاری از مکانها، شدت صدا آنقدر بالاست که تنها ۱۰ تا ۱۵ دقیقه قرار گرفتن در معرض آن به گوش داخلی آسیب میرساند. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بسیار بلند، درست مانند وزش باد شدید عمل میکند و این موهای ظریف را خم میکند یا حتی میشکند. برخلاف مژهها، این موها دیگر رشد نمیکنند.
پیامدهای افت شنوایی
با افزایش سن، افت شنوایی ممکن است به انزوای اجتماعی منجر شود.
به گفته والری پاولوویچ راف، افرادی که نگراناند به دلیل درست نشنیدن، حرف نامناسبی بزنند، بیشتر احتمال دارد از دوستیها و روابط اجتماعی فاصله بگیرند. چندین مطالعه نیز افت شنوایی مرتبط با افزایش سن را با افت عملکرد شناختی و زوال عقل مرتبط دانستهاند.
با این حال، شواهد موجود هنوز ثابت نکردهاند که افت شنوایی علت این تغییرات شناختی است، اما احتمال دارد افت شنوایی و زوال عقل هر دو پیامد یک فرایند تحلیلرونده مشترک باشند.
پاولوویچ راف میگوید: «این دو در مراحل اولیه اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. ممکن است فرد دچار اختلال شناختی نباشد، بلکه فقط خوب نشنود.»
او میگوید: «گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست.»
اصلیترین مواجهه ما با صداهای بلند، معمولا از طریق هدفونهاست.پاولوویچ راف میگوید: «نوجوانان و حتی کودکان خردسال، بر اثر گوشدادن طولانیمدت به صداهای بلند، دچار افت شنوایی میشوند.»
او از دختربچه ششسالهای یاد میکند که بهتازگی در کلینیک معاینهاش کرده بود. هرچند خانواده او متوجه تغییری در شنوایی دخترشان نشده بودند، اما بررسیها نشان داد علائمی ناشی از گوش دادن به صدای بلند لپتاپ مدرسه تا آخرین حد ممکن وجود دارد.
مطالعهای روی کودکان ۹ ساله در سوئد نیز تفاوتی اندک، اما از نظر آماری معنادار، میان شنوایی کودکانی که پیوسته از هدفون استفاده میکردند و کودکانی که از هدفون استفاده نمیکردند، نشان داد.
پژوهشگران برآورد میکنند که تا ۱.۳۵ میلیارد نفر از افراد زیر ۳۵ سال، به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای تقویتشده و استفاده از دستگاههای شخصی پخش صدا، در معرض خطر افت زودهنگام شنوایی قرار دارند.پاولوویچ راف میگوید بسیاری از دستگاههای امروزی به محدودکننده شدت صدا مجهزند و رعایت این محدودیتها اهمیت بسیاری دارد.
او میگوید: «اگر هدفون در گوشتان باشد و همچنان بتوانید با فردی که نسبتا نزدیک شماست صحبت کنید، مشکلی وجود ندارد، اما اگر طرف مقابل مجبور باشد برای شنیده شدن فریاد بزند یا اصلا صدایش را نشنوید، احتمالا صدای هدفون بیش از حد بلند است.»
🆔@ScientificDialectics
توصیههایی برای محافظت از گوش«گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست».
به گزارش سرویس جهانی بیبیسی، قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بلند، از کنسرت و هدفون گرفته تا ابزارهای باغبانی و تعمیرات خانه، میتواند به شنوایی آسیب دائمی بزند. رانندگی با شیشه پایین در بزرگراه و موتورسواری نیز بهدلیل شدت صدای باد میتواند به گوش آسیب بزند.
متخصصان توصیه میکنند در محیطهای پرسروصدا از محافظ گوش استفاده کنید و صدای هدفون را پایین نگه دارید.
در عین حال، استفاده بیش از حد از گوشپاککن و حتی گوشگیر میتواند جرم گوش را به داخل فشار دهد و باعث کاهش شنوایی یا عفونت شود.
والری پاولوویچ راف، شنواییشناس و متخصص افت شنوایی در کلینیک کلیولند ایالت اوهایو، میگوید: «شنوایی وقتی از دست برود، دیگر برنمیگردد.»
جیمی بوگل، شنواییشناس کلینیک مایو در ایالت آریزونا، میگوید: «همه ما در جوانی در محافظت از گوشهایمان بیاحتیاط بودهایم. اما این آسیبها بهمرور زمان روی هم انباشته میشوند. بنابراین کارهایی که در دوران جوانی انجام دادهایم، ممکن است سالها بعد اثرشان را نشان دهند.»
شنوایی چگونه کار میکند؟
در عمق گوش داخلی، حفرهای پر از مایع به نام حلزون گوش قرار دارد. دیواره این حفره با هزاران سلول مویی بسیار ریز پوشیده شده است.
روی هر سلول، دستهای از موهای ظریف قرار دارد و در پایه آن نورونی به عصب شنوایی متصل است؛ عصبی که پیامهای الکتریکی را به مغز منتقل میکند.وقتی امواج صوتی وارد گوش میشوند، این موهای ریز، مانند درختانی که در باد تکان میخورند، به نوسان درمیآیند. حرکت آنها به پیامهای الکتریکی تبدیل میشود و مغز این پیامها را بهصورت صدا تفسیر میکند.
سرویس جهانی بیبیسی مینویسد، در بسیاری از مکانها، شدت صدا آنقدر بالاست که تنها ۱۰ تا ۱۵ دقیقه قرار گرفتن در معرض آن به گوش داخلی آسیب میرساند. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بسیار بلند، درست مانند وزش باد شدید عمل میکند و این موهای ظریف را خم میکند یا حتی میشکند. برخلاف مژهها، این موها دیگر رشد نمیکنند.
پیامدهای افت شنوایی
با افزایش سن، افت شنوایی ممکن است به انزوای اجتماعی منجر شود.
به گفته والری پاولوویچ راف، افرادی که نگراناند به دلیل درست نشنیدن، حرف نامناسبی بزنند، بیشتر احتمال دارد از دوستیها و روابط اجتماعی فاصله بگیرند. چندین مطالعه نیز افت شنوایی مرتبط با افزایش سن را با افت عملکرد شناختی و زوال عقل مرتبط دانستهاند.
با این حال، شواهد موجود هنوز ثابت نکردهاند که افت شنوایی علت این تغییرات شناختی است، اما احتمال دارد افت شنوایی و زوال عقل هر دو پیامد یک فرایند تحلیلرونده مشترک باشند.
پاولوویچ راف میگوید: «این دو در مراحل اولیه اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. ممکن است فرد دچار اختلال شناختی نباشد، بلکه فقط خوب نشنود.»
او میگوید: «گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست.»
اصلیترین مواجهه ما با صداهای بلند، معمولا از طریق هدفونهاست.پاولوویچ راف میگوید: «نوجوانان و حتی کودکان خردسال، بر اثر گوشدادن طولانیمدت به صداهای بلند، دچار افت شنوایی میشوند.»
او از دختربچه ششسالهای یاد میکند که بهتازگی در کلینیک معاینهاش کرده بود. هرچند خانواده او متوجه تغییری در شنوایی دخترشان نشده بودند، اما بررسیها نشان داد علائمی ناشی از گوش دادن به صدای بلند لپتاپ مدرسه تا آخرین حد ممکن وجود دارد.
مطالعهای روی کودکان ۹ ساله در سوئد نیز تفاوتی اندک، اما از نظر آماری معنادار، میان شنوایی کودکانی که پیوسته از هدفون استفاده میکردند و کودکانی که از هدفون استفاده نمیکردند، نشان داد.
پژوهشگران برآورد میکنند که تا ۱.۳۵ میلیارد نفر از افراد زیر ۳۵ سال، به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای تقویتشده و استفاده از دستگاههای شخصی پخش صدا، در معرض خطر افت زودهنگام شنوایی قرار دارند.پاولوویچ راف میگوید بسیاری از دستگاههای امروزی به محدودکننده شدت صدا مجهزند و رعایت این محدودیتها اهمیت بسیاری دارد.
او میگوید: «اگر هدفون در گوشتان باشد و همچنان بتوانید با فردی که نسبتا نزدیک شماست صحبت کنید، مشکلی وجود ندارد، اما اگر طرف مقابل مجبور باشد برای شنیده شدن فریاد بزند یا اصلا صدایش را نشنوید، احتمالا صدای هدفون بیش از حد بلند است.»
🆔@ScientificDialectics
www.bbc.co.uk
'Once it's gone, it's gone': How to future-proof your hearing
It's not just rocket launches and death metal concerts that lead to hearing loss. Many everyday activities can cause damage. Here's what you can do to protect your ears.
❤2
💢 گزارش فارن پالیسی :اخلاق جنگ در عصر هوش مصنوعی
وقتی الگوریتمهای هوش مصنوعی فرمانده جنگها میشوند
کمتر رهبری در جهان مانند پاپ لئو چهاردهم، ابعاد نگرانکننده این فناوری را نقد کرده است. او در نخستین بخشنامه پاپ با عنوان انسانیت با شکوه: در پاسداشت کرامت انسانی در عصر هوش مصنوعی، فرصتها و تهدیدهای نوظهور هوش مصنوعی علیه حقوق و کرامت انسان را تبیین کرد که با واکنش گسترده جهانی همراه شد.
با این حال، آنچه کمتر در رسانهها به آن پرداخته شد، پیشنهادهای دقیق او برای اعمال محدودیتهای اخلاقی بر تسلیحات خودکار و به چالش کشیدن اصل جنگ عادلانه در قرن بیستویکم بود. پاپ در این سند صراحتا تاکید میکند: امروزه بیش از هر زمان دیگری باید یادآور شد که نظریه جنگ عادلانه(که بارها برای توجیه انواع نبردها سوءاستفاده شده)کارایی خود را از دست داده است؛ هرچند حق دفاع مشروع در باریکترین معنای آن همچنان محفوظ است.
حق با پاپ است؛ نظریه جنگ عادلانه بارها دستمایه سوءاستفاده قدرتها شده و تاکید بر دیپلماسی نیاز امروز ماست. اما با کنار گذاشتن این نظریه، دولتها به صلحطلب، سیاستمداران به قدیس و فرماندهان به فیلسوفان اخلاق تبدیل نخواهند شد. بلکه تنها معیار مشترک و قابل درکی که قرنها جنگها را نقد و محدود میکرد از دست میرود، معیاری که در صورت بهروزرسانی، همچنان میتواند مانع از زیادهروی در نبردهای مدرن شود.
در هر دو سوی اقیانوس آرام، ادغام هوش مصنوعی در تسلیحات نظامی، نوعی از نبرد را شکل داده که فاصله میان تصمیمگیرندگان و کشتار را بیشتر میکند. این ابزارها اگرچه دقت را بالا میبرند، اما آستانه ورود به جنگ را پایین میآورند و پاسخگویی اخلاقی را با بحران روبهرو میسازند. ماشینها هرچقدر هم دقیق باشند، فاقد بخشش و احساسات انسانی هستند—ویژگیهایی که نبرد را کمی انسانیتر کرده و زمینه را برای صلح پس از جنگ فراهم میسازند.
جالب اینجاست که قویترین دلیل برای امکان بهروزرسانی نظریه جنگ عادلانه، در خود بخشنامه پاپ نهفته است. او حتی هنگام نقد این نظریه، برای محدود کردن تسلیحات خودکار از همان واژگان و معیارهای سنتی استفاده میکند.
پاپ لئو خواستار ایجاد یک زنجیره مسئولیت «شفاف و قابل ارزیابی» است؛ زنجیرهای که از طراحان و برنامهنویسان تا فرماندهان ارشد را شامل شود. دپارتمان دفاع آمریکا نیز در استراتژی هوش مصنوعی مسئولانه خود ساختار مشابهی را مطالبه میکند، اما اجرای آن ساده نیست. وقتی ماشین واسطه عمل میشود، قانون در اثبات «قصد و نیت» دچار چالش شده و ممکن است انسانها بهناحق مقصر شناخته شوند یا از ماشین بهعنوان بهانهای برای شانه خالی کردن از مسئولیت استفاده شود.
پاپ همچنین بر حفظ «بازه زمانی اخلاقی» تاکید دارد و هشدار میدهد که سرعت و کارایی نباید ملاک اصلی تصمیمهای بازگشتناپذیر در جنگ باشد. تصمیم به استفاده از نیروی مرگبار باید تحت کنترل هوشمندانه و مسئولانه انسان باقی بماند تا پاسخگویی به ماشین واگذار نشود. با این حال، ارتشها به دنبال سرعت بالاتر هستند. فشاری که وابستگی به ماشین را بیشتر کرده و این بازه زمانی اخلاقی را تنگتر میکند.
رویکرد پاپ نشان میدهد که نمیتوان نظریه جنگ عادلانه را کنار گذاشت؛ زیرا در مواجهه با پیشرفتهترین تسلیحات، هیچ زبان اخلاقی دیگری جز همان ادبیات سنتی وجود ندارد. مشکل از خود اصول نیست، بلکه از نحوه تطبیق آنها با نبردهای مدرن است.
جامعه جهانی نیازمند جایگزینی کامل این نظریه نیست. در نشستی که با حضور کاردینالها در واتیکان برگزار شد، پیشنهادهایی برای جایگزینی معیار «دفاع متناسب» مطرح گردید. اما دفاع متناسب تنها به جنبه دفاعی اشاره دارد و راهنمایی عملی برای فرماندهان، طراحان عملیات و سربازان روی زمین ارائه نمیدهد.
بازنویسی دکترین جنگ عادلانه باید با مشارکت کسانی انجام شود که آن را در میدان عملیاتی میکنند: فرماندهان، متخصصان اخلاق، حقوقدانان نظامی و طراحان قواعد درگیری. در کنار آنها، مهندسان و تحلیلگرانی که ماشینهای جنگی را میسازند نیز باید حضور داشته باشند.
یک دکترین بهروزرسانیشده باید با پیوند دوباره «منافع» به «هزینهها» و اصلاح مفاهیم پاسخگویی، چالشهای جنگهای واسطهای را حل کند. راهکار اصلی، ادغام پیشاپیش اخلاق در سیستمهاست؛ یعنی تعبیه سازوکارهایی برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان پیش از عملیاتی شدن فناوریها، نه بررسی مسئولیتها پس از وقوع فاجعه.
نظریه اولیه جنگ عادلانه زمانی شکل گرفت که امپراتوری روم به دنبال معیارهایی برای کنترل نبردهای خود بود. جنگها تغییر کردهاند و با سرعت در حال تحول هستند، اما نیاز به قضاوت دقیق آنها و جلوگیری از ویرانگریهایشان، همچنان به قوت خود باقی است.
https://foreignpolicy.com/2026/08/14/ai-military-just-war/
🆔@ScientificDialectics
وقتی الگوریتمهای هوش مصنوعی فرمانده جنگها میشوند
کمتر رهبری در جهان مانند پاپ لئو چهاردهم، ابعاد نگرانکننده این فناوری را نقد کرده است. او در نخستین بخشنامه پاپ با عنوان انسانیت با شکوه: در پاسداشت کرامت انسانی در عصر هوش مصنوعی، فرصتها و تهدیدهای نوظهور هوش مصنوعی علیه حقوق و کرامت انسان را تبیین کرد که با واکنش گسترده جهانی همراه شد.
با این حال، آنچه کمتر در رسانهها به آن پرداخته شد، پیشنهادهای دقیق او برای اعمال محدودیتهای اخلاقی بر تسلیحات خودکار و به چالش کشیدن اصل جنگ عادلانه در قرن بیستویکم بود. پاپ در این سند صراحتا تاکید میکند: امروزه بیش از هر زمان دیگری باید یادآور شد که نظریه جنگ عادلانه(که بارها برای توجیه انواع نبردها سوءاستفاده شده)کارایی خود را از دست داده است؛ هرچند حق دفاع مشروع در باریکترین معنای آن همچنان محفوظ است.
حق با پاپ است؛ نظریه جنگ عادلانه بارها دستمایه سوءاستفاده قدرتها شده و تاکید بر دیپلماسی نیاز امروز ماست. اما با کنار گذاشتن این نظریه، دولتها به صلحطلب، سیاستمداران به قدیس و فرماندهان به فیلسوفان اخلاق تبدیل نخواهند شد. بلکه تنها معیار مشترک و قابل درکی که قرنها جنگها را نقد و محدود میکرد از دست میرود، معیاری که در صورت بهروزرسانی، همچنان میتواند مانع از زیادهروی در نبردهای مدرن شود.
در هر دو سوی اقیانوس آرام، ادغام هوش مصنوعی در تسلیحات نظامی، نوعی از نبرد را شکل داده که فاصله میان تصمیمگیرندگان و کشتار را بیشتر میکند. این ابزارها اگرچه دقت را بالا میبرند، اما آستانه ورود به جنگ را پایین میآورند و پاسخگویی اخلاقی را با بحران روبهرو میسازند. ماشینها هرچقدر هم دقیق باشند، فاقد بخشش و احساسات انسانی هستند—ویژگیهایی که نبرد را کمی انسانیتر کرده و زمینه را برای صلح پس از جنگ فراهم میسازند.
جالب اینجاست که قویترین دلیل برای امکان بهروزرسانی نظریه جنگ عادلانه، در خود بخشنامه پاپ نهفته است. او حتی هنگام نقد این نظریه، برای محدود کردن تسلیحات خودکار از همان واژگان و معیارهای سنتی استفاده میکند.
پاپ لئو خواستار ایجاد یک زنجیره مسئولیت «شفاف و قابل ارزیابی» است؛ زنجیرهای که از طراحان و برنامهنویسان تا فرماندهان ارشد را شامل شود. دپارتمان دفاع آمریکا نیز در استراتژی هوش مصنوعی مسئولانه خود ساختار مشابهی را مطالبه میکند، اما اجرای آن ساده نیست. وقتی ماشین واسطه عمل میشود، قانون در اثبات «قصد و نیت» دچار چالش شده و ممکن است انسانها بهناحق مقصر شناخته شوند یا از ماشین بهعنوان بهانهای برای شانه خالی کردن از مسئولیت استفاده شود.
پاپ همچنین بر حفظ «بازه زمانی اخلاقی» تاکید دارد و هشدار میدهد که سرعت و کارایی نباید ملاک اصلی تصمیمهای بازگشتناپذیر در جنگ باشد. تصمیم به استفاده از نیروی مرگبار باید تحت کنترل هوشمندانه و مسئولانه انسان باقی بماند تا پاسخگویی به ماشین واگذار نشود. با این حال، ارتشها به دنبال سرعت بالاتر هستند. فشاری که وابستگی به ماشین را بیشتر کرده و این بازه زمانی اخلاقی را تنگتر میکند.
رویکرد پاپ نشان میدهد که نمیتوان نظریه جنگ عادلانه را کنار گذاشت؛ زیرا در مواجهه با پیشرفتهترین تسلیحات، هیچ زبان اخلاقی دیگری جز همان ادبیات سنتی وجود ندارد. مشکل از خود اصول نیست، بلکه از نحوه تطبیق آنها با نبردهای مدرن است.
جامعه جهانی نیازمند جایگزینی کامل این نظریه نیست. در نشستی که با حضور کاردینالها در واتیکان برگزار شد، پیشنهادهایی برای جایگزینی معیار «دفاع متناسب» مطرح گردید. اما دفاع متناسب تنها به جنبه دفاعی اشاره دارد و راهنمایی عملی برای فرماندهان، طراحان عملیات و سربازان روی زمین ارائه نمیدهد.
بازنویسی دکترین جنگ عادلانه باید با مشارکت کسانی انجام شود که آن را در میدان عملیاتی میکنند: فرماندهان، متخصصان اخلاق، حقوقدانان نظامی و طراحان قواعد درگیری. در کنار آنها، مهندسان و تحلیلگرانی که ماشینهای جنگی را میسازند نیز باید حضور داشته باشند.
یک دکترین بهروزرسانیشده باید با پیوند دوباره «منافع» به «هزینهها» و اصلاح مفاهیم پاسخگویی، چالشهای جنگهای واسطهای را حل کند. راهکار اصلی، ادغام پیشاپیش اخلاق در سیستمهاست؛ یعنی تعبیه سازوکارهایی برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان پیش از عملیاتی شدن فناوریها، نه بررسی مسئولیتها پس از وقوع فاجعه.
نظریه اولیه جنگ عادلانه زمانی شکل گرفت که امپراتوری روم به دنبال معیارهایی برای کنترل نبردهای خود بود. جنگها تغییر کردهاند و با سرعت در حال تحول هستند، اما نیاز به قضاوت دقیق آنها و جلوگیری از ویرانگریهایشان، همچنان به قوت خود باقی است.
https://foreignpolicy.com/2026/08/14/ai-military-just-war/
🆔@ScientificDialectics
Foreign Policy
AI Is Changing Military Morality
Just war theory was developed over centuries—and now must adapt to a new era of technology.
👍3
💢 ساعتهای کاری بیثبات سلامت کارکنان را تهدید میکند؛ زنان و مردان به یک شکل آسیب نمیبینند
برای کارگران، برنامههای کاری غیر قابل پیشبینی فقط ناراحتی ساده نیست.
پژوهش جدید نشان میدهد تغییرات شدید ساعات کار با سلامت ضعیفتر مرتبط است و این اثر در زنان و مردان یکسان نیست.یک پژوهش تازه بعد تازهای به بحث درباره اشتغال ناپایدار اضافه کرده است: آنچه بر سلامت تاثیر میگذارد فقط میزان ساعات کاری نیست، بلکه میتواند این باشد که این ساعتها تا چه حد به شکل غیرقابل پیشبینی تغییر میکند.
این پژوهش که در نشریه SSM – Population Health منتشر شده، با استفاده از دادههای پیوندخورده «پیمایش جاری جمعیت» در آمریکا، بیش از ۶۱ هزار آمریکایی در سن کار را بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد ساعات کار پرنوسان با احتمال بیشتر وخامت سلامت در میان مردانی که در بازار کار میمانند همراه است. برای زنان، این هزینه سلامتی بیشتر به شکل کاهش کار، غیبت یا ترک شغل به دلایل سلامت خود را نشان میدهد.
سینیه چیانی لو، نویسنده این پژوهش، گفت (منبع به زبان انگلیسی): «کیفیت شغل اهمیت دارد و فقط به دستمزد، مزایا یا مجموع ساعات کار محدود نمیشود، بلکه ثبات برنامه کاری و پیامدهای سلامت ناشی از آن را هم در بر میگیرد؛ حوزهای که در بخش زیادی از پژوهشهای پیشین کمتر به آن پرداخته شده است.»
در این مطالعه، دادههای مربوط به کارگرانی که به دلیل فشارهای سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، کارشان را قطع کرده یا به آن پایان داده بودند نیز گنجانده شد؛ گروهی که در بسیاری از مطالعات پیشین نادیده گرفته شده بود.
لو گفت: «گسترش نمونه فراتر از «بازماندگان»ی که به طور مستمر شاغل ماندهاند، جمعیت گستردهتری را که آن نیز در معرض خطر است به تصویر میکشد.»
این پژوهش وضعیت سلامت خوداظهار شرکتکنندگان و ساعات کار ماهبهماه آنها را بررسی کرد. افرادی که برنامه کاری نسبتا ثابتی داشتند در گروه کارگران باثبات قرار گرفتند، در حالی که کسانی که ساعات کارشان به شدت بالا و پایین میشد، به عنوان دارای نوسان شدید طبقهبندی شدند.
برای نمونه، یکی از موارد مربوط به کارگری بود که ساعات کارش از ۲۰ ساعت در یک ماه به ۶۰ ساعت در ماه بعدی رسید، یک ماه دیگر روی ۶۰ ساعت ماند و سپس دوباره به ۲۰ ساعت کاهش یافت.
در میان مردان، چنین سطحی از نوسان به احتمال پیشبینیشده ۳۸ درصدی وخامت سلامت گره خورده بود؛ در حالی که این احتمال برای کارگری با هفته کاری ثابت ۴۰ ساعته ۲۸ درصد برآورد شد.
به همین ترتیب، احتمال حفظ وضعیت سلامت پایدار نیز به طور پیوسته از حدود ۴۶ درصد به ۳۸ درصد کاهش یافت، در حالی که احتمال پیشبینیشده بهبود سلامت تغییر چندانی نکرد.
لیائو گفت: «پیام بسیار روشن است؛ موضوع فقط مقدار مطلق ساعات کار نیست. مشکل بیشتر به تغییر نسبی برمیگردد؛ یک هفته بالا، هفته بعد پایین.»
او افزود: «شاید مردم بتوانند خود را با حجم کلی تغییر وفق دهند، اما با نوسانهای ناگهانی بالا و پایین نه؛ این موضوع کاملا متفاوتی است.»اما برای زنان، الگو متفاوت بود.
در میان زنانی که همچنان شاغل ماندند، پژوهشگران هیچ ارتباط آماری روشنی میان ساعات کار پرنوسان و بدتر شدن سلامت خوداظهار نیافتند. اما وقتی تحلیل شامل زنانی شد که به دلیل مشکلات سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، آن را متوقف کرده یا از شغلشان کنار رفته بودند، رابطه دیگری آشکار شد.
با افزایش نوسان ساعات کار از کمترین تا بیشترین سطح مشاهدهشده، احتمال پیشبینیشده محدودیت کاری ناشی از سلامت از حدود ۲.۵ درصد به نزدیک ۸ درصد رسید.این تمایز مهم است، زیرا پژوهشهایی که فقط بر افرادی تمرکز میکنند که همچنان شاغل ماندهاند، ممکن است کارگرانی را نادیده بگیرند که سلامتشان آنقدر رو به وخامت گذاشته که بر اشتغالشان تاثیر گذاشته است.
این پدیده به «اثر بازمانده کارگر سالم» معروف است؛ یعنی کارگرانی که آنقدر بیمار میشوند که دیگر نمیتوانند به کار ادامه دهند، ممکن است از بازار کار خارج شوند و گروهی سالمتر را بر جای بگذارند و در نتیجه، خطرهای محیط کار کمتر از آنچه واقعا هست به نظر برسد.
لو گفت: «مدلسازی تفکیکشده بر اساس جنسیت که در این پژوهش انجام دادیم، تفاوتهای آشکاری را در مسیرهای سلامت زنان و مردان تایید میکند؛ نوسان در ساعات کار کارکنان در مورد مردان به صورت وخامت سلامت در حین کار نمود پیدا میکند، به ویژه در ساعات کاری هفتگی بالاتر، و در مورد زنان به شکل محدودیتهای کاری مرتبط با سلامت یا کنارهگیری از اشتغال فعال.»
او افزود: «بیثباتی در ساعات کار فقط دردسر در تنظیم برنامه کاری نیست، بلکه یک خطر سلامت در سطح جمعیت است که به شکلی جنسیتی خود را نشان میدهد و به همین دلیل باید برای ما اهمیت داشته باشد.»
🆔@ScientificDialectics
برای کارگران، برنامههای کاری غیر قابل پیشبینی فقط ناراحتی ساده نیست.
پژوهش جدید نشان میدهد تغییرات شدید ساعات کار با سلامت ضعیفتر مرتبط است و این اثر در زنان و مردان یکسان نیست.یک پژوهش تازه بعد تازهای به بحث درباره اشتغال ناپایدار اضافه کرده است: آنچه بر سلامت تاثیر میگذارد فقط میزان ساعات کاری نیست، بلکه میتواند این باشد که این ساعتها تا چه حد به شکل غیرقابل پیشبینی تغییر میکند.
این پژوهش که در نشریه SSM – Population Health منتشر شده، با استفاده از دادههای پیوندخورده «پیمایش جاری جمعیت» در آمریکا، بیش از ۶۱ هزار آمریکایی در سن کار را بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد ساعات کار پرنوسان با احتمال بیشتر وخامت سلامت در میان مردانی که در بازار کار میمانند همراه است. برای زنان، این هزینه سلامتی بیشتر به شکل کاهش کار، غیبت یا ترک شغل به دلایل سلامت خود را نشان میدهد.
سینیه چیانی لو، نویسنده این پژوهش، گفت (منبع به زبان انگلیسی): «کیفیت شغل اهمیت دارد و فقط به دستمزد، مزایا یا مجموع ساعات کار محدود نمیشود، بلکه ثبات برنامه کاری و پیامدهای سلامت ناشی از آن را هم در بر میگیرد؛ حوزهای که در بخش زیادی از پژوهشهای پیشین کمتر به آن پرداخته شده است.»
در این مطالعه، دادههای مربوط به کارگرانی که به دلیل فشارهای سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، کارشان را قطع کرده یا به آن پایان داده بودند نیز گنجانده شد؛ گروهی که در بسیاری از مطالعات پیشین نادیده گرفته شده بود.
لو گفت: «گسترش نمونه فراتر از «بازماندگان»ی که به طور مستمر شاغل ماندهاند، جمعیت گستردهتری را که آن نیز در معرض خطر است به تصویر میکشد.»
این پژوهش وضعیت سلامت خوداظهار شرکتکنندگان و ساعات کار ماهبهماه آنها را بررسی کرد. افرادی که برنامه کاری نسبتا ثابتی داشتند در گروه کارگران باثبات قرار گرفتند، در حالی که کسانی که ساعات کارشان به شدت بالا و پایین میشد، به عنوان دارای نوسان شدید طبقهبندی شدند.
برای نمونه، یکی از موارد مربوط به کارگری بود که ساعات کارش از ۲۰ ساعت در یک ماه به ۶۰ ساعت در ماه بعدی رسید، یک ماه دیگر روی ۶۰ ساعت ماند و سپس دوباره به ۲۰ ساعت کاهش یافت.
در میان مردان، چنین سطحی از نوسان به احتمال پیشبینیشده ۳۸ درصدی وخامت سلامت گره خورده بود؛ در حالی که این احتمال برای کارگری با هفته کاری ثابت ۴۰ ساعته ۲۸ درصد برآورد شد.
به همین ترتیب، احتمال حفظ وضعیت سلامت پایدار نیز به طور پیوسته از حدود ۴۶ درصد به ۳۸ درصد کاهش یافت، در حالی که احتمال پیشبینیشده بهبود سلامت تغییر چندانی نکرد.
لیائو گفت: «پیام بسیار روشن است؛ موضوع فقط مقدار مطلق ساعات کار نیست. مشکل بیشتر به تغییر نسبی برمیگردد؛ یک هفته بالا، هفته بعد پایین.»
او افزود: «شاید مردم بتوانند خود را با حجم کلی تغییر وفق دهند، اما با نوسانهای ناگهانی بالا و پایین نه؛ این موضوع کاملا متفاوتی است.»اما برای زنان، الگو متفاوت بود.
در میان زنانی که همچنان شاغل ماندند، پژوهشگران هیچ ارتباط آماری روشنی میان ساعات کار پرنوسان و بدتر شدن سلامت خوداظهار نیافتند. اما وقتی تحلیل شامل زنانی شد که به دلیل مشکلات سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، آن را متوقف کرده یا از شغلشان کنار رفته بودند، رابطه دیگری آشکار شد.
با افزایش نوسان ساعات کار از کمترین تا بیشترین سطح مشاهدهشده، احتمال پیشبینیشده محدودیت کاری ناشی از سلامت از حدود ۲.۵ درصد به نزدیک ۸ درصد رسید.این تمایز مهم است، زیرا پژوهشهایی که فقط بر افرادی تمرکز میکنند که همچنان شاغل ماندهاند، ممکن است کارگرانی را نادیده بگیرند که سلامتشان آنقدر رو به وخامت گذاشته که بر اشتغالشان تاثیر گذاشته است.
این پدیده به «اثر بازمانده کارگر سالم» معروف است؛ یعنی کارگرانی که آنقدر بیمار میشوند که دیگر نمیتوانند به کار ادامه دهند، ممکن است از بازار کار خارج شوند و گروهی سالمتر را بر جای بگذارند و در نتیجه، خطرهای محیط کار کمتر از آنچه واقعا هست به نظر برسد.
لو گفت: «مدلسازی تفکیکشده بر اساس جنسیت که در این پژوهش انجام دادیم، تفاوتهای آشکاری را در مسیرهای سلامت زنان و مردان تایید میکند؛ نوسان در ساعات کار کارکنان در مورد مردان به صورت وخامت سلامت در حین کار نمود پیدا میکند، به ویژه در ساعات کاری هفتگی بالاتر، و در مورد زنان به شکل محدودیتهای کاری مرتبط با سلامت یا کنارهگیری از اشتغال فعال.»
او افزود: «بیثباتی در ساعات کار فقط دردسر در تنظیم برنامه کاری نیست، بلکه یک خطر سلامت در سطح جمعیت است که به شکلی جنسیتی خود را نشان میدهد و به همین دلیل باید برای ما اهمیت داشته باشد.»
🆔@ScientificDialectics
EurekAlert!
Volatile weekly work hours have adverse effects on health, employment
Men and women who work fluctuating hours from week to week experience adverse health effects, study finds, but men respond by remaining at their jobs and women are more likely to reduce their hours, suspend work or leave their jobs entirely.
❤4