💢غذاهای فوقفراوریشده چگونه مغز را فریب میدهند؟
بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده به گونهای طراحی شدهاند که سامانه پاداش مغز را تحریک، و پیامهای طبیعی سیری را تضعیف کنند.
احتمالا برایتان پیش آمده که پس از خوردن یک وعده غذایی کامل، نتوانید در برابر یک بسته چیپس یا چند تکه شکلات مقاومت کنید. شاید تصور کنید به کمبود اراده مربوط است، اما پژوهشها نشان میدهد ماجرا پیچیدهتر از این است.
این نوع غذاها با دستکاری سامانه پاداش و پیامهای سیری در مغز، میل به ادامه دادن خوردن را تقویت میکنند. با این حال، متخصصان هشدار میدهند نباید تأثیر آنها را با مواد اعتیادآور یکسان دانست.
بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده به گونهای طراحی شدهاند که سامانه پاداش مغز را تحریک، و پیامهای طبیعی سیری را تضعیف کنند. دانشمندان اکنون این موضوع را بررسی میکنند که این محصولات دقیقا چگونه بر رفتار غذایی انسان تأثیر میگذارند.
البته آگاهی از این سازوکارها بهتنهایی هوس خوردن را از بین نمیبرد، اما دستکم نشان میدهد مسأله فقط به قدرت اراده مربوط نیست، بلکه ما با محصولاتی روبهرو هستیم که به طور هدفمند برای تحریک بیشتر اشتها طراحی شدهاند.
همه چیز از فرمول ساخت این محصولات آغاز میشود. غذاهای فوقفراوریشده معمولا مقادیر زیادی از ترکیب چربی، قند و نمک دارند. این ترکیب بهندرت در مواد غذایی طبیعی یافت میشود، اما مغز آن را بسیار لذتبخش ارزیابی میکند.
تولیدکنندگان فرمول غذا را بر اساس مفهومی تنظیم میکنند که در صنایع غذایی به آن «نقطه اوج لذت» (bliss point) گفته میشود؛ یعنی ترکیبی از قند، چربی، نمک و بافت (texture) که بیشترین میزان لذت را ایجاد میکند.در مقابل، غذاهای کامل به طور طبیعی حاوی فیبر، آب و پروتئین هستند؛ موادی که به مغز پیام سیری میدهند و به توقف غذا خوردن کمک میکنند.
بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده به شکلی تولید میشوند که میل به ادامه خوردن را افزایش دهند. پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند غذاهای فوقفراوریشده در سازوکار طبیعی تنظیم اشتها اختلال ایجاد میکنند و پیامهایی را که معمولا پایان یک وعده غذایی را به مغز مخابره میکنند، تضعیف کنند.
مطالعات انجامشده روی حیوانات نشان میدهد مصرف مداوم این غذاها به مرور حساسیت سامانه پاداش مغز به دوپامین را کاهش دهد. در نتیجه، فرد برای تجربه همان میزان لذت، به مصرف غذای بیشتری نیاز پیدا میکند و انگیزه غذا خوردن بهتدریج از «گرسنهام» به «آن را دیدم، پس میخواهمش» تغییر میکند
برخی مطالعات بزرگ جمعیتی نشان دادهاند افرادی که بیشتر از غذاهای فوقفراوریشده استفاده میکنند، ممکن است با کاهش سریعتر عملکرد شناختی نیز مواجه شوند. این یافتهها نشان میدهد پیامدهای این غذاها تنها به افزایش وزن محدود نمیشود.
به رغم این یافتهها، متخصصان هشدار میدهند نباید درباره تأثیر غذاهای فوقفراوریشده بر مغز اغراق کرد. برای مثال، این ادعا که این غذاها دقیقا همان واکنش مغزی مواد مخدری مانند کوکائین را ایجاد میکنند، با شواهد علمی موجود همخوانی ندارد.
در یکی از مطالعات منتشرشده در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری «پیئیتی» (PET) میزان ترشح دوپامین در مغز حدود ۵۰ بزرگسال را پس از مصرف یک میلکشیک فوقفراوریشده اندازهگیری کردند.نتایج نشان داد واکنش افراد بسیار متفاوت است و افزایش دوپامین بهمراتب کمتر از آن چیزی بود که برخی نظریههای مربوط به «اعتیاد به غذا» پیشبینی میکنند؛ حتی در برخی موارد، این تغییرات آنقدر اندک بود که بهسختی قابل تشخیص بود.
به همین دلیل، «اعتیاد به غذا» همچنان موضوعی بحثبرانگیز در جامعه علمی است و هنوز به منزله یک تشخیص رسمی پزشکی پذیرفته نشده است.در عین حال، شواهد موجود نشان میدهد این غذاها میتوانند بر اشتها، احساس سیری و سامانه پاداش مغز تأثیر بگذارند، اما سازوکار این تأثیرات پیچیده است و از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد.
با این حال، پژوهشگران میگویند این روند بازگشتپذیر است و با تغییر الگوی غذایی میتوان تا حدی حساسیت مغز به پیامهای سیری را بازیابی کرد. یکی از مهمترین توصیهها، افزایش مصرف غذاهای کامل یا کمفراوریشده است؛ غذاهایی که بهدلیل داشتن فیبر، پروتئین و آب بیشتر، احساس سیری را تقویت میکنند.
توصیه میکنند وعدههای غذایی بر پایه پروتئین و فیبر تنظیم شوند، زیرا این دو ماده مغذی نقش مهمی در کنترل اشتها و کاهش پرخوری دارند.آهسته غذا خوردن نیز مؤثر است. حدود ۲۰ دقیقه طول میکشد تا مغز پیام سیری را به طور کامل دریافت و پردازش کند؛ بنابراین، سریع غذا خوردن باعث میشود احساس سیری دیر مخابره شود.
https://health.yahoo.com/wellness/nutrition/healthy-eating/articles/ultra-processed-foods-rewiring-brain-204100346.html
🆔@ScientificDialectics
بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده به گونهای طراحی شدهاند که سامانه پاداش مغز را تحریک، و پیامهای طبیعی سیری را تضعیف کنند.
احتمالا برایتان پیش آمده که پس از خوردن یک وعده غذایی کامل، نتوانید در برابر یک بسته چیپس یا چند تکه شکلات مقاومت کنید. شاید تصور کنید به کمبود اراده مربوط است، اما پژوهشها نشان میدهد ماجرا پیچیدهتر از این است.
این نوع غذاها با دستکاری سامانه پاداش و پیامهای سیری در مغز، میل به ادامه دادن خوردن را تقویت میکنند. با این حال، متخصصان هشدار میدهند نباید تأثیر آنها را با مواد اعتیادآور یکسان دانست.
بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده به گونهای طراحی شدهاند که سامانه پاداش مغز را تحریک، و پیامهای طبیعی سیری را تضعیف کنند. دانشمندان اکنون این موضوع را بررسی میکنند که این محصولات دقیقا چگونه بر رفتار غذایی انسان تأثیر میگذارند.
البته آگاهی از این سازوکارها بهتنهایی هوس خوردن را از بین نمیبرد، اما دستکم نشان میدهد مسأله فقط به قدرت اراده مربوط نیست، بلکه ما با محصولاتی روبهرو هستیم که به طور هدفمند برای تحریک بیشتر اشتها طراحی شدهاند.
همه چیز از فرمول ساخت این محصولات آغاز میشود. غذاهای فوقفراوریشده معمولا مقادیر زیادی از ترکیب چربی، قند و نمک دارند. این ترکیب بهندرت در مواد غذایی طبیعی یافت میشود، اما مغز آن را بسیار لذتبخش ارزیابی میکند.
تولیدکنندگان فرمول غذا را بر اساس مفهومی تنظیم میکنند که در صنایع غذایی به آن «نقطه اوج لذت» (bliss point) گفته میشود؛ یعنی ترکیبی از قند، چربی، نمک و بافت (texture) که بیشترین میزان لذت را ایجاد میکند.در مقابل، غذاهای کامل به طور طبیعی حاوی فیبر، آب و پروتئین هستند؛ موادی که به مغز پیام سیری میدهند و به توقف غذا خوردن کمک میکنند.
بسیاری از غذاهای فوقفراوریشده به شکلی تولید میشوند که میل به ادامه خوردن را افزایش دهند. پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند غذاهای فوقفراوریشده در سازوکار طبیعی تنظیم اشتها اختلال ایجاد میکنند و پیامهایی را که معمولا پایان یک وعده غذایی را به مغز مخابره میکنند، تضعیف کنند.
مطالعات انجامشده روی حیوانات نشان میدهد مصرف مداوم این غذاها به مرور حساسیت سامانه پاداش مغز به دوپامین را کاهش دهد. در نتیجه، فرد برای تجربه همان میزان لذت، به مصرف غذای بیشتری نیاز پیدا میکند و انگیزه غذا خوردن بهتدریج از «گرسنهام» به «آن را دیدم، پس میخواهمش» تغییر میکند
برخی مطالعات بزرگ جمعیتی نشان دادهاند افرادی که بیشتر از غذاهای فوقفراوریشده استفاده میکنند، ممکن است با کاهش سریعتر عملکرد شناختی نیز مواجه شوند. این یافتهها نشان میدهد پیامدهای این غذاها تنها به افزایش وزن محدود نمیشود.
به رغم این یافتهها، متخصصان هشدار میدهند نباید درباره تأثیر غذاهای فوقفراوریشده بر مغز اغراق کرد. برای مثال، این ادعا که این غذاها دقیقا همان واکنش مغزی مواد مخدری مانند کوکائین را ایجاد میکنند، با شواهد علمی موجود همخوانی ندارد.
در یکی از مطالعات منتشرشده در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری «پیئیتی» (PET) میزان ترشح دوپامین در مغز حدود ۵۰ بزرگسال را پس از مصرف یک میلکشیک فوقفراوریشده اندازهگیری کردند.نتایج نشان داد واکنش افراد بسیار متفاوت است و افزایش دوپامین بهمراتب کمتر از آن چیزی بود که برخی نظریههای مربوط به «اعتیاد به غذا» پیشبینی میکنند؛ حتی در برخی موارد، این تغییرات آنقدر اندک بود که بهسختی قابل تشخیص بود.
به همین دلیل، «اعتیاد به غذا» همچنان موضوعی بحثبرانگیز در جامعه علمی است و هنوز به منزله یک تشخیص رسمی پزشکی پذیرفته نشده است.در عین حال، شواهد موجود نشان میدهد این غذاها میتوانند بر اشتها، احساس سیری و سامانه پاداش مغز تأثیر بگذارند، اما سازوکار این تأثیرات پیچیده است و از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد.
با این حال، پژوهشگران میگویند این روند بازگشتپذیر است و با تغییر الگوی غذایی میتوان تا حدی حساسیت مغز به پیامهای سیری را بازیابی کرد. یکی از مهمترین توصیهها، افزایش مصرف غذاهای کامل یا کمفراوریشده است؛ غذاهایی که بهدلیل داشتن فیبر، پروتئین و آب بیشتر، احساس سیری را تقویت میکنند.
توصیه میکنند وعدههای غذایی بر پایه پروتئین و فیبر تنظیم شوند، زیرا این دو ماده مغذی نقش مهمی در کنترل اشتها و کاهش پرخوری دارند.آهسته غذا خوردن نیز مؤثر است. حدود ۲۰ دقیقه طول میکشد تا مغز پیام سیری را به طور کامل دریافت و پردازش کند؛ بنابراین، سریع غذا خوردن باعث میشود احساس سیری دیر مخابره شود.
https://health.yahoo.com/wellness/nutrition/healthy-eating/articles/ultra-processed-foods-rewiring-brain-204100346.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Ultra-Processed Foods Are Rewiring How Your Brain Decides You Are Full
There is a reason you feel done after a big whole food meal but keep reaching into a bag of chips long past hunger. It is not weak discipline. Ultra-processed foods are built, deliberately and expensively, to change how your brain responds to eating, and…
❤5
💢فریب دوش آب یخ را نخورید؛ بهترین راه خنک شدن پیش از خواب چیز دیگری است
در شبهای گرم تابستان، زمانی که گرما خواب را از چشم بسیاری میگیرد، دوش آب یخ اغلب به عنوان سریعترین راه برای خنک شدن پیشنهاد میشود. اما متخصصان فیزیولوژی میگویند این راهکار، دستکم برای افرادی که فقط میخواهند راحتتر به خواب بروند، بهترین انتخاب نیست.
مایک تیپتون، استاد فیزیولوژی انسانی و کاربردی در دانشگاه پورتسموث بریتانیا، توضیح میدهد که قرار گرفتن ناگهانی زیر دوش بسیار سرد، بدن را وارد وضعیت هشدار میکند. به گفته او، شوک ناشی از آب سرد باعث ترشح هورمونهای استرس مانند آدرنالین و کورتیزول میشود؛ هورمونهایی که وظیفه دارند بدن را هوشیار و آماده واکنش نگه دارند، نه اینکه آن را برای خواب آماده کنند.
چرا آب بسیار سرد همیشه بدن را خنکتر نمیکند؟بدن انسان برای تنظیم دمای خود از طریق جریان خون عمل میکند. زمانی که هوا گرم است، رگهای خونی نزدیک سطح پوست گشاد میشوند تا خون گرم بیشتری به سطح پوست برسد و گرما راحتتر به محیط منتقل شود.
اما تماس با آب بسیار سرد دقیقا واکنش معکوس ایجاد میکند. رگهای خونی سطح پوست منقبض میشوند و جریان خون به پوست کاهش مییابد تا بدن از هدر رفتن گرما جلوگیری کند. در نتیجه، گرمای موجود در بخشهای عمقی بدن برای مدت بیشتری در داخل بدن باقی میماند و روند دفع آن کندتر میشود.
به گفته تیپتون، اگرچه این گرما در نهایت از بدن خارج خواهد شد، اما انتقال آن از مرکز بدن به پوست و سپس به محیط زمان بیشتری میبرد.
چه زمانی آب یخ توصیه میشود؟کارشناسان تاکید میکنند که آب بسیار سرد در برخی شرایط پزشکی میتواند نجاتبخش باشد. برای مثال، در گرمازدگی شدید که سازوکار طبیعی تنظیم دمای بدن از کار افتاده است، غوطهور کردن فرد در آب بسیار سرد یکی از موثرترین روشها برای پایین آوردن سریع دمای بدن محسوب میشود.
اما این شرایط با فردی که تنها در یک شب گرم تابستانی احساس گرما میکند و قصد خوابیدن دارد، تفاوت اساسی دارد. به گفته این متخصص، استفاده از این روش برای افراد سالمی که فقط میخواهند پیش از خواب خنک شوند، لزوما بهترین انتخاب نیست.
به گفته مایک تیپتون، اگر هدف، کاهش دمای بدن و آماده شدن برای خواب باشد، دوش با آب ولرم نتیجه بهتری دارد. آب ولرم اجازه میدهد جریان خون در پوست همچنان حفظ شود و گرمای بدن بهآرامی و به شکل موثرتری به محیط منتقل شود، بدون آنکه واکنش استرسی ناشی از تماس با آب بسیار سرد ایجاد شود.
او میگوید دمای ایدهآل آب برای این منظور در افراد مختلف میتواند متفاوت باشد، اما معمولا در محدوده میانی تا بالای ۲۰ درجه سانتیگراد قرار میگیرد؛ در حالی که آبی با دمای کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد در محدوده آب بسیار سرد یا یخ محسوب میشود.
در نتیجه، برخلاف تصور رایج، اگر هدف تنها خواب راحتتر در یک شب گرم باشد، دوش ولرم احتمالا انتخاب موثرتری از دوش آب یخ است؛ هرچند تحمل گرما و واکنش بدن به دمای آب میتواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.
https://www.theguardian.com/lifeandstyle/2026/aug/03/is-it-true-that-a-cold-shower-is-the-best-way-to-cool-down-on-a-hot-night
🆔@ScientificDialectics
در شبهای گرم تابستان، زمانی که گرما خواب را از چشم بسیاری میگیرد، دوش آب یخ اغلب به عنوان سریعترین راه برای خنک شدن پیشنهاد میشود. اما متخصصان فیزیولوژی میگویند این راهکار، دستکم برای افرادی که فقط میخواهند راحتتر به خواب بروند، بهترین انتخاب نیست.
مایک تیپتون، استاد فیزیولوژی انسانی و کاربردی در دانشگاه پورتسموث بریتانیا، توضیح میدهد که قرار گرفتن ناگهانی زیر دوش بسیار سرد، بدن را وارد وضعیت هشدار میکند. به گفته او، شوک ناشی از آب سرد باعث ترشح هورمونهای استرس مانند آدرنالین و کورتیزول میشود؛ هورمونهایی که وظیفه دارند بدن را هوشیار و آماده واکنش نگه دارند، نه اینکه آن را برای خواب آماده کنند.
چرا آب بسیار سرد همیشه بدن را خنکتر نمیکند؟بدن انسان برای تنظیم دمای خود از طریق جریان خون عمل میکند. زمانی که هوا گرم است، رگهای خونی نزدیک سطح پوست گشاد میشوند تا خون گرم بیشتری به سطح پوست برسد و گرما راحتتر به محیط منتقل شود.
اما تماس با آب بسیار سرد دقیقا واکنش معکوس ایجاد میکند. رگهای خونی سطح پوست منقبض میشوند و جریان خون به پوست کاهش مییابد تا بدن از هدر رفتن گرما جلوگیری کند. در نتیجه، گرمای موجود در بخشهای عمقی بدن برای مدت بیشتری در داخل بدن باقی میماند و روند دفع آن کندتر میشود.
به گفته تیپتون، اگرچه این گرما در نهایت از بدن خارج خواهد شد، اما انتقال آن از مرکز بدن به پوست و سپس به محیط زمان بیشتری میبرد.
چه زمانی آب یخ توصیه میشود؟کارشناسان تاکید میکنند که آب بسیار سرد در برخی شرایط پزشکی میتواند نجاتبخش باشد. برای مثال، در گرمازدگی شدید که سازوکار طبیعی تنظیم دمای بدن از کار افتاده است، غوطهور کردن فرد در آب بسیار سرد یکی از موثرترین روشها برای پایین آوردن سریع دمای بدن محسوب میشود.
اما این شرایط با فردی که تنها در یک شب گرم تابستانی احساس گرما میکند و قصد خوابیدن دارد، تفاوت اساسی دارد. به گفته این متخصص، استفاده از این روش برای افراد سالمی که فقط میخواهند پیش از خواب خنک شوند، لزوما بهترین انتخاب نیست.
به گفته مایک تیپتون، اگر هدف، کاهش دمای بدن و آماده شدن برای خواب باشد، دوش با آب ولرم نتیجه بهتری دارد. آب ولرم اجازه میدهد جریان خون در پوست همچنان حفظ شود و گرمای بدن بهآرامی و به شکل موثرتری به محیط منتقل شود، بدون آنکه واکنش استرسی ناشی از تماس با آب بسیار سرد ایجاد شود.
او میگوید دمای ایدهآل آب برای این منظور در افراد مختلف میتواند متفاوت باشد، اما معمولا در محدوده میانی تا بالای ۲۰ درجه سانتیگراد قرار میگیرد؛ در حالی که آبی با دمای کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد در محدوده آب بسیار سرد یا یخ محسوب میشود.
در نتیجه، برخلاف تصور رایج، اگر هدف تنها خواب راحتتر در یک شب گرم باشد، دوش ولرم احتمالا انتخاب موثرتری از دوش آب یخ است؛ هرچند تحمل گرما و واکنش بدن به دمای آب میتواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.
https://www.theguardian.com/lifeandstyle/2026/aug/03/is-it-true-that-a-cold-shower-is-the-best-way-to-cool-down-on-a-hot-night
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
Is it true that … a cold shower is the best way to cool down on a hot night?
Want to lower your temperature and drift off to sleep quicker? An ice-cold shower might seem the best solution, but the truth is more complicated
❤4👍2
💢تب پوست آفتابسوخته دوباره بالا گرفته؛ تختهای برنزهکننده واقعا با پوست چه میکنند؟
دکتر پدرام گرامی: افرادی که از تختهای برنزهکننده استفاده میکنند، تقریبا سه برابر بیش از سایر افراد در معرض ابتلا به ملانوما قرار دارند؛ تختهای برنزهکننده میتوانند بیش از ۱۰ برابر نور خورشید نور فرابنفش منتشر کنند
کارشناسان درباره بازگشت تب برنزه کردن در میان نسل جوان هشدار میدهند؛ روندی که تحت تhثیر شبکههای اجتماعی در حال گسترش است و ممکن است خطر ابتلا به سرطان پوست را افزایش دهد.
آسوشیتدپرس مینویسد که بر اساس گزارش انجمن سرطان آمریکا، احتمالا در سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۰۰ هزار مورد جدید ملانوما در آمریکا تشخیص داده شود و پیشبینی میشود حدود هشت هزار و ۵۰۰ نفر بر اثر این بیماری جانشان را از دست بدهند.
کارشناسان همچنین درباره تبلیغات برخی فعالان شبکههای مجازی که به استفاده از تختهای برنزهکننده تشویق میکنند هشدار دادهاند. متخصصان هشدار میدهند که ادعای روشهای تحت عنوان «برنزه شدن ایمن» نادرست و غلط است.
تختهای برنزهکننده چگونه خطر سرطان پوست را افزایش میدهند؟
دکتر پدرام گرامی و همکارانش در دانشکده پزشکی دانشگاه نورثوسترن بررسی کردند که استفاده از تختهای برنزهکننده در سطح سلولی چه اثری بر پوست میگذارد. نتایج پژوهش آنها نشان داد افرادی که از این دستگاهها استفاده میکنند، تقریبا سه برابر بیش از سایر افراد در معرض ابتلا به ملانوما قرار دارند.
پژوهشگران نمونههای پوستی استفادهکنندگان از تختهای برنزهکننده را با افرادی که سابقه استفاده از این دستگاهها را نداشتند مقایسه کردند. آنها توالی ژنتیکی ملانوسیتهای آنان را بررسی کردند.
ملانوسیتها سلولهای تولیدکننده رنگدانه پوستاند که قابلیت تبدیل شدن به ملانوما یا دیگر سرطانهای پوستی را دارند.قرار گرفتن ملانوسیتها در معرض پرتو فرابنفش (UV) ممکن است باعث ایجاد جهشهای ژنتیکی شود.
این در حالی است که تختهای برنزهکننده میتوانند بیش از ۱۰ برابر نور خورشید نور فرابنفش منتشر کنند. گرامی گفت میزان جهش دیانای در ملانوسیتهای افرادی که از تختهای برنزهکننده استفاده میکنند بیش از دو برابر افرادی است که صرفا در معرض نور طبیعی خورشید قرار میگیرند.
او گفت: «تنها دو یا سه جهش در محل مناسب کافی است تا سلول به ملانوما تبدیل شود. استفاده از تخت برنزهکننده عملا این سلولها را یک گام به سرطان نزدیکتر میکند.»
باورهای نادرست درباره برنزه شدن
نتایج نظرسنجی آکادمی آمریکایی پوست در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد اعضای نسل زد آگاهی کمتری درباره محافظت از پوست در برابر آفتاب دارند و بیشتر از سایر گروهها به باورهای نادرست درباره برنزه شدن اعتقاد دارند.
بیش از یکپنجم جوانان شرکتکننده در این نظرسنجی گفتهاند داشتن پوست برنزه را به محافظت از پوست خود ترجیح میدهند. همچنین بیش از نیمی از آنها به باورهای نادرستی مانند «برنزه شدن اولیه از آفتابسوختگی جلوگیری میکند» اعتقاد داشتند.
در برخی ویدیوهای تیکتاک نیز هشدارهای پزشکان درباره خطر پرتو فرابنفش به سخره گرفته میشود. برخی کاربران حتی به اشتباه ادعا میکنند کرم ضدآفتاب سرطانزا است و دیگران افراد را تشویق میکنند در ساعتهایی که شاخص پرتو فرابنفش در بالاترین سطح قرار دارد، زیر نور آفتاب برنزه شوند؛ توصیهای که کاملا با دستورالعمل متخصصان مغایرت دارد.
دکتر آنتونی روسی، متخصص پوست در مرکز سرطان مموریال اسلون کترینگ، گفت: «برنزه شدن دوباره جذاب شده است و به نظر میرسد سالها آموزش درباره سرطان پوست و پیری زودرس پوست در میان نسل جوان در حال فراموش شدن است.»
او افزود زمانی که جوانتر بود خودش نیز از تختهای برنزهکننده استفاده میکرد، اما سالها پس از کنار گذاشتن این عادت، به یکی از انواع سرطان پوست غیر ملانومی مبتلا شد. روسی تأکید کرد: «چیزی به نام برنزه شدن ایمن وجود ندارد.»
هشدارهای پزشکی
سازمان جهانی بهداشت سالها است تختهای برنزهکننده را در کنار تنباکو و آزبست، در گروه عوامل قطعی سرطانزا طبقهبندی کرده است. آکادمی پوست آمریکا نیز اعلام کرده است استفاده از تختهای برنزهکننده پیش از ۲۰ سالگی، خطر ابتلا به ملانوما را تا ۴۷ درصد افزایش میدهد.
چگونه با نوجوانان درباره برنزه شدن صحبت کنیم؟
شری پاگوتو، روانشناس و استاد دانشگاه کنتیکت، میگوید متقاعد کردن نوجوانان آسان نیست، زیرا آنها معمولا پیامدهای بلندمدت سلامت را جدی نمیگیرند.او میگوید: «آنچه بیشتر بر نوجوانان تأثیر میگذارد ظاهرشان است؛ چون دلیل اصلی برنزه شدن هم همین است.»
بهگفته او، والدین به جای تمرکز بر خطر سرطان پوست، میتوانند توضیح دهند که قرار گرفتن بیش از حد در معرض آفتاب باعث میشود پوست زودتر چروک شود و ظاهری چرمی پیدا کند.
🆔@ScientificDialectics
دکتر پدرام گرامی: افرادی که از تختهای برنزهکننده استفاده میکنند، تقریبا سه برابر بیش از سایر افراد در معرض ابتلا به ملانوما قرار دارند؛ تختهای برنزهکننده میتوانند بیش از ۱۰ برابر نور خورشید نور فرابنفش منتشر کنند
کارشناسان درباره بازگشت تب برنزه کردن در میان نسل جوان هشدار میدهند؛ روندی که تحت تhثیر شبکههای اجتماعی در حال گسترش است و ممکن است خطر ابتلا به سرطان پوست را افزایش دهد.
آسوشیتدپرس مینویسد که بر اساس گزارش انجمن سرطان آمریکا، احتمالا در سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۰۰ هزار مورد جدید ملانوما در آمریکا تشخیص داده شود و پیشبینی میشود حدود هشت هزار و ۵۰۰ نفر بر اثر این بیماری جانشان را از دست بدهند.
کارشناسان همچنین درباره تبلیغات برخی فعالان شبکههای مجازی که به استفاده از تختهای برنزهکننده تشویق میکنند هشدار دادهاند. متخصصان هشدار میدهند که ادعای روشهای تحت عنوان «برنزه شدن ایمن» نادرست و غلط است.
تختهای برنزهکننده چگونه خطر سرطان پوست را افزایش میدهند؟
دکتر پدرام گرامی و همکارانش در دانشکده پزشکی دانشگاه نورثوسترن بررسی کردند که استفاده از تختهای برنزهکننده در سطح سلولی چه اثری بر پوست میگذارد. نتایج پژوهش آنها نشان داد افرادی که از این دستگاهها استفاده میکنند، تقریبا سه برابر بیش از سایر افراد در معرض ابتلا به ملانوما قرار دارند.
پژوهشگران نمونههای پوستی استفادهکنندگان از تختهای برنزهکننده را با افرادی که سابقه استفاده از این دستگاهها را نداشتند مقایسه کردند. آنها توالی ژنتیکی ملانوسیتهای آنان را بررسی کردند.
ملانوسیتها سلولهای تولیدکننده رنگدانه پوستاند که قابلیت تبدیل شدن به ملانوما یا دیگر سرطانهای پوستی را دارند.قرار گرفتن ملانوسیتها در معرض پرتو فرابنفش (UV) ممکن است باعث ایجاد جهشهای ژنتیکی شود.
این در حالی است که تختهای برنزهکننده میتوانند بیش از ۱۰ برابر نور خورشید نور فرابنفش منتشر کنند. گرامی گفت میزان جهش دیانای در ملانوسیتهای افرادی که از تختهای برنزهکننده استفاده میکنند بیش از دو برابر افرادی است که صرفا در معرض نور طبیعی خورشید قرار میگیرند.
او گفت: «تنها دو یا سه جهش در محل مناسب کافی است تا سلول به ملانوما تبدیل شود. استفاده از تخت برنزهکننده عملا این سلولها را یک گام به سرطان نزدیکتر میکند.»
باورهای نادرست درباره برنزه شدن
نتایج نظرسنجی آکادمی آمریکایی پوست در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد اعضای نسل زد آگاهی کمتری درباره محافظت از پوست در برابر آفتاب دارند و بیشتر از سایر گروهها به باورهای نادرست درباره برنزه شدن اعتقاد دارند.
بیش از یکپنجم جوانان شرکتکننده در این نظرسنجی گفتهاند داشتن پوست برنزه را به محافظت از پوست خود ترجیح میدهند. همچنین بیش از نیمی از آنها به باورهای نادرستی مانند «برنزه شدن اولیه از آفتابسوختگی جلوگیری میکند» اعتقاد داشتند.
در برخی ویدیوهای تیکتاک نیز هشدارهای پزشکان درباره خطر پرتو فرابنفش به سخره گرفته میشود. برخی کاربران حتی به اشتباه ادعا میکنند کرم ضدآفتاب سرطانزا است و دیگران افراد را تشویق میکنند در ساعتهایی که شاخص پرتو فرابنفش در بالاترین سطح قرار دارد، زیر نور آفتاب برنزه شوند؛ توصیهای که کاملا با دستورالعمل متخصصان مغایرت دارد.
دکتر آنتونی روسی، متخصص پوست در مرکز سرطان مموریال اسلون کترینگ، گفت: «برنزه شدن دوباره جذاب شده است و به نظر میرسد سالها آموزش درباره سرطان پوست و پیری زودرس پوست در میان نسل جوان در حال فراموش شدن است.»
او افزود زمانی که جوانتر بود خودش نیز از تختهای برنزهکننده استفاده میکرد، اما سالها پس از کنار گذاشتن این عادت، به یکی از انواع سرطان پوست غیر ملانومی مبتلا شد. روسی تأکید کرد: «چیزی به نام برنزه شدن ایمن وجود ندارد.»
هشدارهای پزشکی
سازمان جهانی بهداشت سالها است تختهای برنزهکننده را در کنار تنباکو و آزبست، در گروه عوامل قطعی سرطانزا طبقهبندی کرده است. آکادمی پوست آمریکا نیز اعلام کرده است استفاده از تختهای برنزهکننده پیش از ۲۰ سالگی، خطر ابتلا به ملانوما را تا ۴۷ درصد افزایش میدهد.
چگونه با نوجوانان درباره برنزه شدن صحبت کنیم؟
شری پاگوتو، روانشناس و استاد دانشگاه کنتیکت، میگوید متقاعد کردن نوجوانان آسان نیست، زیرا آنها معمولا پیامدهای بلندمدت سلامت را جدی نمیگیرند.او میگوید: «آنچه بیشتر بر نوجوانان تأثیر میگذارد ظاهرشان است؛ چون دلیل اصلی برنزه شدن هم همین است.»
بهگفته او، والدین به جای تمرکز بر خطر سرطان پوست، میتوانند توضیح دهند که قرار گرفتن بیش از حد در معرض آفتاب باعث میشود پوست زودتر چروک شود و ظاهری چرمی پیدا کند.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Tanning is getting hot again. Here's what it really does to your skin
Nichole Sims started using a tanning bed at 15 because she said everyone around her was doing it, especially before events like homecoming dances and prom. Eight years later, she was diagnosed with melanoma — a potentially life-threatening skin cancer. Experts…
❤4
💢شش نشانه جسمی زوال عقل که ممکن است با پیری اشتباه گرفته شوند
اختلال تعادل، کندی راه رفتن، کاهش بویایی، مشکل بلع، بیاختیاری ادرار و خواب آشفته از جمله نشانههای جسمی هشداردهنده احتمال ابتلا به آلزایمر، زوال عقل عروقی و پارکینسون هستند
افزایش سن با تغییرات بسیاری همراه است که فراموشیهای گهگاهی نیز از جمله آنها است و معمولا موجب نگرانی میشود. در حالی که بسیاری از این فراموشیها میتوانند کاملا طبیعی باشند و میان تغییرات شناختی ناشی از افزایش سن و زوال عقل تفاوت روشنی وجود دارد. مشکل زمانی جدی تلقی میشود که بر توانایی فرد در انجام دادن کارهای روزمره اثر بگذارد.اختلال در انجام دادن کارهای روزمره ممکن است به شکل ناتوانی در استفاده از خودرو، گم کردن مسیر هنگام رانندگی در راهی آشنا یا ناتوانی در تنظیم اظهارنامه مالیاتی پس از چند دهه انجام دادن این کار، بروز کند.
زوال عقل اصطلاحی کلی است که به انواع مختلفی از اختلالات شناختی اطلاق میشود، از جمله بیماری آلزایمر که شایعترین نوع زوال عقل است، زوال عقل عروقی و پارکینسون. وجه مشترک بیماریهای موسوم به زوال عقل اختلال شناختی است، با این حال برخی علائم جسمانی نیز معمولا با زوال عقل ارتباط دارند که در ادامه به آنها میپردازیم.
دشواری در راه رفتن و حفظ تعادل
بسیاری از نمودهای جسمانی زوال عقل در مراحل بعدی بیماری ظاهر میشوند. با این حال، یک مشکل جسمانی است از همان مراحل اولیه بروز میکند و در طول بیماری وخیمتر میشود و آن توانایی فرد در راه رفتن و حفظ تعادل است.حفظ تعادل و بیمشکل راه رفتن در واقع به توان پردازشی زیادی در مغز نیاز دارد، زیرا مغز باید اطلاعات ورودی متعددی را پردازش کند.البته باید توجه داشت که این مشکلات مختص زوال عقل نیستند و ممکن است بر اثر آرتروز یا حتی بیدقتی یا دستوپاچلفتی بودن فرد هم ایجاد شوند.
تغییر حالت بدن و کشیدن پاها روی زمین
دومین نوع شایع زوال عقل است که چند نوع زوال عقل، از جمله موارد مرتبط با بیماری پارکینسون، را در برمیگیرد.در این وضعیت ممکن است حالت بدن تغییر کند، هنگام راه رفتن پاها روی زمین کشیده شود یا سرعت راه رفتن فرد نسبت به گذشته کندتر شود.البته این مشکلات هم میتوانند تنها ناشی از افزایش سن، بیدقتی یا آرتروز باشند اما اگر یک الگوی مشخص و تکرارشونده پیدا کردند باید به آنها توجه کرد.
تغییر در حس چشایی و بویایی
تغییر حس چشایی یا بویایی ممکن است دلایل متعددی داشته باشد، از جمله ابتلا به کووید ۱۹ یا سابقه مشکلات سینوسی. با این حال، اگر هیچ علت شناختهشدهای وجود نداشته باشد، تغییرات بیدلیل در این حواس ممکن است با زوال عقل ارتباط داشته باشد.
مشکل در بلع
افراد مبتلا به زوال عقل ممکن است در بلع غذا و نوشیدنی نیز دچار مشکل شوند و هنگام خوردن یا نوشیدن، غذا یا مایعات را بهطور اتفاقی، بهجای مری، وارد نای و سپس ریهها شوند.این در حالی است بزاق به ما در بلع غذا و نوشیدنی کمک میکند. از طرفی دهان ما پر از باکتری است که برخی از این باکتریها مفیدند و برخی مضر، مثل همانهایی که موجب پوسیدگی دندان و بیماری لثه میشوند. اگر باکتریهای مضر همراه غذا وارد ریه شوند، ممکن است زمینه ابتلا به عفونت را فراهم کنند. به این وضعیت ذاتالریه ناشی از ورود مواد به ریه گفته میشود. به همین دلیل، ذاتالریه در مراحل پیشرفته زوال عقل نسبتا شایع است.
مشکلات مربوط به کنترل مثانه
بیاختیاری ادرار هم میتواند یکی از علائم زوال عقل باشد، زیرا کنترل مثانه به عملکرد شمار زیادی از عصبها وابسته است که با پیشرفت زوال عقل، این عصبها تحلیل میروند.حتی برخی افراد ممکن است در سنین بالاتر دچار یبوست نیز بشوند.این مشکل نیز میتواند از نشانههای پارکینسون و بیماریهای مرتبط با آن باشد که اغلب چندین سال پیش از سایر علائم ظاهر میشود.
تغییر در الگوی خواب
توجه به تغییرات خواب نیز اهمیت دارد. شاید فردی که الگوی خوابش تغییر کرده است، خود متوجه این موضوع نشود، اما اگر با کسی زندگی میکنید و میبینید که شبها در خواب زیاد حرکت میکند، مشت میزند، فریاد میکشد یا حرف میزند، مهم است که این موضوع را به پزشک او اطلاع دهید، زیرا این وضعیت ممکن است ناشی از اختلال رفتار خواب رِم (REM) باشد که اغلب چندین سال پیش از ابتلای فرد به پارکینسون یا زوال عقل اجسام لویی ظاهر میشود. تشخیص زودهنگام میتواند به آمادگی برای آینده کمک کندپذیرفتن وجود مشکلات یا تغییرات جسمانی، بهویژه هنگامی که پای تواناییهای شناختی در میان است، مسلما دشوار است؛ اما نباید این تغییرات را نادیده گرفت.
https://www.yahoo.com/6-physical-symptoms-dementia-really-110019845.html
🆔@ScientificDialectics
اختلال تعادل، کندی راه رفتن، کاهش بویایی، مشکل بلع، بیاختیاری ادرار و خواب آشفته از جمله نشانههای جسمی هشداردهنده احتمال ابتلا به آلزایمر، زوال عقل عروقی و پارکینسون هستند
افزایش سن با تغییرات بسیاری همراه است که فراموشیهای گهگاهی نیز از جمله آنها است و معمولا موجب نگرانی میشود. در حالی که بسیاری از این فراموشیها میتوانند کاملا طبیعی باشند و میان تغییرات شناختی ناشی از افزایش سن و زوال عقل تفاوت روشنی وجود دارد. مشکل زمانی جدی تلقی میشود که بر توانایی فرد در انجام دادن کارهای روزمره اثر بگذارد.اختلال در انجام دادن کارهای روزمره ممکن است به شکل ناتوانی در استفاده از خودرو، گم کردن مسیر هنگام رانندگی در راهی آشنا یا ناتوانی در تنظیم اظهارنامه مالیاتی پس از چند دهه انجام دادن این کار، بروز کند.
زوال عقل اصطلاحی کلی است که به انواع مختلفی از اختلالات شناختی اطلاق میشود، از جمله بیماری آلزایمر که شایعترین نوع زوال عقل است، زوال عقل عروقی و پارکینسون. وجه مشترک بیماریهای موسوم به زوال عقل اختلال شناختی است، با این حال برخی علائم جسمانی نیز معمولا با زوال عقل ارتباط دارند که در ادامه به آنها میپردازیم.
دشواری در راه رفتن و حفظ تعادل
بسیاری از نمودهای جسمانی زوال عقل در مراحل بعدی بیماری ظاهر میشوند. با این حال، یک مشکل جسمانی است از همان مراحل اولیه بروز میکند و در طول بیماری وخیمتر میشود و آن توانایی فرد در راه رفتن و حفظ تعادل است.حفظ تعادل و بیمشکل راه رفتن در واقع به توان پردازشی زیادی در مغز نیاز دارد، زیرا مغز باید اطلاعات ورودی متعددی را پردازش کند.البته باید توجه داشت که این مشکلات مختص زوال عقل نیستند و ممکن است بر اثر آرتروز یا حتی بیدقتی یا دستوپاچلفتی بودن فرد هم ایجاد شوند.
تغییر حالت بدن و کشیدن پاها روی زمین
دومین نوع شایع زوال عقل است که چند نوع زوال عقل، از جمله موارد مرتبط با بیماری پارکینسون، را در برمیگیرد.در این وضعیت ممکن است حالت بدن تغییر کند، هنگام راه رفتن پاها روی زمین کشیده شود یا سرعت راه رفتن فرد نسبت به گذشته کندتر شود.البته این مشکلات هم میتوانند تنها ناشی از افزایش سن، بیدقتی یا آرتروز باشند اما اگر یک الگوی مشخص و تکرارشونده پیدا کردند باید به آنها توجه کرد.
تغییر در حس چشایی و بویایی
تغییر حس چشایی یا بویایی ممکن است دلایل متعددی داشته باشد، از جمله ابتلا به کووید ۱۹ یا سابقه مشکلات سینوسی. با این حال، اگر هیچ علت شناختهشدهای وجود نداشته باشد، تغییرات بیدلیل در این حواس ممکن است با زوال عقل ارتباط داشته باشد.
مشکل در بلع
افراد مبتلا به زوال عقل ممکن است در بلع غذا و نوشیدنی نیز دچار مشکل شوند و هنگام خوردن یا نوشیدن، غذا یا مایعات را بهطور اتفاقی، بهجای مری، وارد نای و سپس ریهها شوند.این در حالی است بزاق به ما در بلع غذا و نوشیدنی کمک میکند. از طرفی دهان ما پر از باکتری است که برخی از این باکتریها مفیدند و برخی مضر، مثل همانهایی که موجب پوسیدگی دندان و بیماری لثه میشوند. اگر باکتریهای مضر همراه غذا وارد ریه شوند، ممکن است زمینه ابتلا به عفونت را فراهم کنند. به این وضعیت ذاتالریه ناشی از ورود مواد به ریه گفته میشود. به همین دلیل، ذاتالریه در مراحل پیشرفته زوال عقل نسبتا شایع است.
مشکلات مربوط به کنترل مثانه
بیاختیاری ادرار هم میتواند یکی از علائم زوال عقل باشد، زیرا کنترل مثانه به عملکرد شمار زیادی از عصبها وابسته است که با پیشرفت زوال عقل، این عصبها تحلیل میروند.حتی برخی افراد ممکن است در سنین بالاتر دچار یبوست نیز بشوند.این مشکل نیز میتواند از نشانههای پارکینسون و بیماریهای مرتبط با آن باشد که اغلب چندین سال پیش از سایر علائم ظاهر میشود.
تغییر در الگوی خواب
توجه به تغییرات خواب نیز اهمیت دارد. شاید فردی که الگوی خوابش تغییر کرده است، خود متوجه این موضوع نشود، اما اگر با کسی زندگی میکنید و میبینید که شبها در خواب زیاد حرکت میکند، مشت میزند، فریاد میکشد یا حرف میزند، مهم است که این موضوع را به پزشک او اطلاع دهید، زیرا این وضعیت ممکن است ناشی از اختلال رفتار خواب رِم (REM) باشد که اغلب چندین سال پیش از ابتلای فرد به پارکینسون یا زوال عقل اجسام لویی ظاهر میشود. تشخیص زودهنگام میتواند به آمادگی برای آینده کمک کندپذیرفتن وجود مشکلات یا تغییرات جسمانی، بهویژه هنگامی که پای تواناییهای شناختی در میان است، مسلما دشوار است؛ اما نباید این تغییرات را نادیده گرفت.
https://www.yahoo.com/6-physical-symptoms-dementia-really-110019845.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
6 Physical Symptoms Of Dementia That You Really Should Know
Whether you have any of the symptoms or not, there are things you can do to reduce your dementia risk.
❤3
💢همه چیز درباره برخورد موشک فالکون اسپیسایکس با ماه؛ چرا این رویداد برای دانشمندان مهم است؟
قرار است روز چهارشنبه ۵ اوت برخوردی نادر در فضا روی دهد. بر اساس برآوردها، قطعهای عظیم از موشک «فالکون ۹» شرکت اسپیسایکس با سرعتی حدود هفت برابر سرعت صوت به سطح ماه برخورد میکند.
محل اصابت، جایی در نزدیکی دهانه «اینشتین» بر سطح ماه، و در بخشی از این کره است که از زمین قابل مشاهده است.انتظار میرود که این برخورد، ابری از گردوغبار و قطعات سنگ را به هوا بفرستد که تا چند دقیقه با استفاده از تلسکوپهای حساس قابل مشاهده خواهد بود و دهانهای جدید نیز بر سطح ماه بر جای میگذارد.
بر اساس تازهترین محاسبات، این برخورد در ۵ اوت، حدود ساعت ۶:۳۵ بامداد به وقت ساعت هماهنگ جهانی (UTC)، با سرعتی نزدیک به ۲.۴۳ کیلومتر بر ثانیه (معادل حدود ۸۷۰۰ کیلومتر بر ساعت) روی میدهد و انفجاری عظیم را موجب میشود.این قطعه از موشک، حدود ۱۲ متر طول و ۴ متر قطر دارد و جرم آن حدود ۴ تن است. انرژی آزادشده در لحظه برخورد با انفجار تقریبی سه تن «تیانتی» برابری میکند که باعث متلاشی شدن موشک و پرتاب حجم زیادی از خاک ماه به اطراف خواهد شد.
انتظار میرود که درخشش اولیه حاصل از برخورد، کمتر از یک ثانیه دوام بیاورد و دانشمندان پیشبینی میکنند این نور نسبتا کمفروغ باشد، زیرا محل برخورد در ناحیهای روشن از سطح ماه قرار دارد و نور بازتابشده از سطح میتواند این درخشش را تا حد زیادی پنهان کند.به همین دلیل گمان نمیرود بتوان با تلسکوپهای آماتوری معمولی، این لحظه را ثبت کرد و این رویداد قطعا با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیست.
آنچه بیش از همه توجه پژوهشگران را جلب کرده، نه نور اولیه بلکه ابری است که بلافاصله پس از این برخورد تشکیل میشود.انتظار میرود با این برخورد، گردوغبار همچنین قطعات سنگ و تکههای فلزی تا ارتفاع زیادی از سطح ماه به هوا پرتاب شوند و از آنجا که گرانش ماه حدود شش برابر ضعیفتر از زمین است و این جرم آسمانی فاقد جو و باد است، این ذرات ممکن است چند دقیقه در فضا معلق بمانند و سپس دوباره بر سطح ماه فرود آیند.
شبیهسازیهای رایانهای که پیش از این رویداد منتشر شدهاند، نشان میدهند که پرده اصلی گردوغبار میتواند تا ارتفاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتری بالا برود.شرایط بهتر تماشا در آمریکا و کانادا بهترین شرایط برای مشاهده این رویداد، در شرق ایالات متحده و کانادا همچنین بخشهای وسیعی از آمریکای جنوبی است؛ زیرا در زمان وقوع برخورد، در این مناطق شب است و ماه نیز بالای افق قرار دارد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردهاند که حتی در این مناطق نیز هیچ تضمینی برای دیده شدن ابر گردوغبار وجود ندارد. درخشندگی دقیق این ابر به عواملی مانند زاویه برخورد، ترکیب خاک محل اصابت، جهت حرکت موشک در لحظات پایانی و اندازه ذرات گردوغبار پرتابشده بستگی دارد.
ستارهشناسان قصد دارند به کمک دوربینهای پرسرعت متصل به تلسکوپها، در هر ثانیه چندین تصویر ثبت کنند. رصدها پس از لحظه برخورد نیز ادامه خواهد یافت، زیرا روند گسترش ابر گردوغبار در دقایق بعد، احتمالا مهمترین و ارزشمندترین بخش علمی این رویداد خواهد بود.
ایجاد دهانهای به قطر ۳۰ مترانتظار میرود این برخورد، دهانهای با قطر تقریبی ۲۰ تا ۳۰ متر و عمقی در حدود ۵ متر ایجاد کند. چنین دهانهای از روی زمین قابل مشاهده نخواهد بود، اما فضاپیماهایی که در مدار ماه قرار دارند میتوانند از آن تصویربرداری کنند.قرار است مدارگرد «LRO» ناسا و فضاپیمای Danuri کره جنوبی تصاویر گرفتهشده پیش از برخورد را با تصاویر ثبتشده پس از آن مقایسه کنند.
دادههایی که از این برخورد در روز چهارشنبه جمعآوری خواهد شد، به پژوهشگران کمک میکند تا نحوه پراکندگی این ذرات را بهتر درک کرده و برای مدیریت برخوردهای احتمالی آینده آمادگی بیشتری داشته باشند..
https://www.space.com/astronomy/moon/a-spacex-rocket-will-crash-into-the-moon-next-week-and-scientists-arent-sure-what-to-expect
🆔@ScientificDialectics
قرار است روز چهارشنبه ۵ اوت برخوردی نادر در فضا روی دهد. بر اساس برآوردها، قطعهای عظیم از موشک «فالکون ۹» شرکت اسپیسایکس با سرعتی حدود هفت برابر سرعت صوت به سطح ماه برخورد میکند.
محل اصابت، جایی در نزدیکی دهانه «اینشتین» بر سطح ماه، و در بخشی از این کره است که از زمین قابل مشاهده است.انتظار میرود که این برخورد، ابری از گردوغبار و قطعات سنگ را به هوا بفرستد که تا چند دقیقه با استفاده از تلسکوپهای حساس قابل مشاهده خواهد بود و دهانهای جدید نیز بر سطح ماه بر جای میگذارد.
بر اساس تازهترین محاسبات، این برخورد در ۵ اوت، حدود ساعت ۶:۳۵ بامداد به وقت ساعت هماهنگ جهانی (UTC)، با سرعتی نزدیک به ۲.۴۳ کیلومتر بر ثانیه (معادل حدود ۸۷۰۰ کیلومتر بر ساعت) روی میدهد و انفجاری عظیم را موجب میشود.این قطعه از موشک، حدود ۱۲ متر طول و ۴ متر قطر دارد و جرم آن حدود ۴ تن است. انرژی آزادشده در لحظه برخورد با انفجار تقریبی سه تن «تیانتی» برابری میکند که باعث متلاشی شدن موشک و پرتاب حجم زیادی از خاک ماه به اطراف خواهد شد.
انتظار میرود که درخشش اولیه حاصل از برخورد، کمتر از یک ثانیه دوام بیاورد و دانشمندان پیشبینی میکنند این نور نسبتا کمفروغ باشد، زیرا محل برخورد در ناحیهای روشن از سطح ماه قرار دارد و نور بازتابشده از سطح میتواند این درخشش را تا حد زیادی پنهان کند.به همین دلیل گمان نمیرود بتوان با تلسکوپهای آماتوری معمولی، این لحظه را ثبت کرد و این رویداد قطعا با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیست.
آنچه بیش از همه توجه پژوهشگران را جلب کرده، نه نور اولیه بلکه ابری است که بلافاصله پس از این برخورد تشکیل میشود.انتظار میرود با این برخورد، گردوغبار همچنین قطعات سنگ و تکههای فلزی تا ارتفاع زیادی از سطح ماه به هوا پرتاب شوند و از آنجا که گرانش ماه حدود شش برابر ضعیفتر از زمین است و این جرم آسمانی فاقد جو و باد است، این ذرات ممکن است چند دقیقه در فضا معلق بمانند و سپس دوباره بر سطح ماه فرود آیند.
شبیهسازیهای رایانهای که پیش از این رویداد منتشر شدهاند، نشان میدهند که پرده اصلی گردوغبار میتواند تا ارتفاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتری بالا برود.شرایط بهتر تماشا در آمریکا و کانادا بهترین شرایط برای مشاهده این رویداد، در شرق ایالات متحده و کانادا همچنین بخشهای وسیعی از آمریکای جنوبی است؛ زیرا در زمان وقوع برخورد، در این مناطق شب است و ماه نیز بالای افق قرار دارد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردهاند که حتی در این مناطق نیز هیچ تضمینی برای دیده شدن ابر گردوغبار وجود ندارد. درخشندگی دقیق این ابر به عواملی مانند زاویه برخورد، ترکیب خاک محل اصابت، جهت حرکت موشک در لحظات پایانی و اندازه ذرات گردوغبار پرتابشده بستگی دارد.
ستارهشناسان قصد دارند به کمک دوربینهای پرسرعت متصل به تلسکوپها، در هر ثانیه چندین تصویر ثبت کنند. رصدها پس از لحظه برخورد نیز ادامه خواهد یافت، زیرا روند گسترش ابر گردوغبار در دقایق بعد، احتمالا مهمترین و ارزشمندترین بخش علمی این رویداد خواهد بود.
ایجاد دهانهای به قطر ۳۰ مترانتظار میرود این برخورد، دهانهای با قطر تقریبی ۲۰ تا ۳۰ متر و عمقی در حدود ۵ متر ایجاد کند. چنین دهانهای از روی زمین قابل مشاهده نخواهد بود، اما فضاپیماهایی که در مدار ماه قرار دارند میتوانند از آن تصویربرداری کنند.قرار است مدارگرد «LRO» ناسا و فضاپیمای Danuri کره جنوبی تصاویر گرفتهشده پیش از برخورد را با تصاویر ثبتشده پس از آن مقایسه کنند.
دادههایی که از این برخورد در روز چهارشنبه جمعآوری خواهد شد، به پژوهشگران کمک میکند تا نحوه پراکندگی این ذرات را بهتر درک کرده و برای مدیریت برخوردهای احتمالی آینده آمادگی بیشتری داشته باشند..
https://www.space.com/astronomy/moon/a-spacex-rocket-will-crash-into-the-moon-next-week-and-scientists-arent-sure-what-to-expect
🆔@ScientificDialectics
Space
A SpaceX rocket will crash into the moon this week, and scientists aren't sure what to expect
"Watching this one gives us a rare chance to open up ejecta-plume science and calibrate those models against a real event, which matters for every future thing we deliver to the moon."
❤7🔥2
💢بر اساس پیشبینیهای هواشناسی، یک طوفان بزرگ این هفته از بخشهایی از خاورمیانه عبور خواهد کرد
انتظار میرود بسیاری از کشورهای منطقه از اسرائیل تا قطر و ایران تحت تاثیر این شرایط آبوهوایی قرار بگیرند.
اگرچه عبور طوفانها از این منطقه پدیدهای غیرعادی نیست، اما این سامانه جوی بسیار متفاوت به نظر میرسد و احتمال بارشهای گسترده سیلآسا، طوفان شن و گردوغبار و شرایط جوی شدید، از جمله گردبادهای کوتاهمدت، وجود دارد.
براساس این گزارش، بارش باران و رعدوبرق روز چهارشنبه وارد اسرائیل و لبنان خواهد شد، هرچند طوفانها در ابتدا پراکنده خواهند بود.
اما از روز پنجشنبه، این سامانه هنگام حرکت در منطقه سازمانیافتهتر میشود و آثار قابل توجه آن از سوریه تا جنوب عربستان سعودی گسترش خواهد یافت.
اوج فعالیت این طوفان روز پنجشنبه به بخشهایی از عربستان سعودی، قطر، کویت، امارات متحده عربی و ایران خواهد رسید و تا روز جمعه ادامه خواهد داشت.
مهمترین پیامدهای این سامانه شامل رعدوبرق شدید، احتمال وقوع گردباد، تگرگ و بادهای مخرب با سرعت بیش از ۹۶ کیلومتر در ساعت خواهد بود.
این طوفان همچنین میتواند موجب سیلاب ناگهانی شود و در برخی مناطق بیش از ۲۵ میلیمتر باران به همراه داشته باشد. این میزان بارش ممکن است باعث آبگرفتگی شهری در مناطقی مانند دبی و ابوظبی شود.
بر اساس دادههای سازمان جهانی هواشناسی، دبی بهطور میانگین سالانه حدود حدود ۷۹ میلیمتر بارندگی دارد.
طوفانهای شن ممکن است در سراسر بیایانهای عربستان حرکت کنند و باعث کاهش دید و وزش بادهای شدید شوند.
برخی از این تهدیدهای جوی به ایران نیز خواهد رسید و احتمال دارد مناطق کوهستانی کشور شاهد بارش برف باشند.
https://abcnews.com/amp/International/significant-storm-heading-middle-east-amid-iran-war/story?id=131372089
🆔@ScientificDialectics
انتظار میرود بسیاری از کشورهای منطقه از اسرائیل تا قطر و ایران تحت تاثیر این شرایط آبوهوایی قرار بگیرند.
اگرچه عبور طوفانها از این منطقه پدیدهای غیرعادی نیست، اما این سامانه جوی بسیار متفاوت به نظر میرسد و احتمال بارشهای گسترده سیلآسا، طوفان شن و گردوغبار و شرایط جوی شدید، از جمله گردبادهای کوتاهمدت، وجود دارد.
براساس این گزارش، بارش باران و رعدوبرق روز چهارشنبه وارد اسرائیل و لبنان خواهد شد، هرچند طوفانها در ابتدا پراکنده خواهند بود.
اما از روز پنجشنبه، این سامانه هنگام حرکت در منطقه سازمانیافتهتر میشود و آثار قابل توجه آن از سوریه تا جنوب عربستان سعودی گسترش خواهد یافت.
اوج فعالیت این طوفان روز پنجشنبه به بخشهایی از عربستان سعودی، قطر، کویت، امارات متحده عربی و ایران خواهد رسید و تا روز جمعه ادامه خواهد داشت.
مهمترین پیامدهای این سامانه شامل رعدوبرق شدید، احتمال وقوع گردباد، تگرگ و بادهای مخرب با سرعت بیش از ۹۶ کیلومتر در ساعت خواهد بود.
این طوفان همچنین میتواند موجب سیلاب ناگهانی شود و در برخی مناطق بیش از ۲۵ میلیمتر باران به همراه داشته باشد. این میزان بارش ممکن است باعث آبگرفتگی شهری در مناطقی مانند دبی و ابوظبی شود.
بر اساس دادههای سازمان جهانی هواشناسی، دبی بهطور میانگین سالانه حدود حدود ۷۹ میلیمتر بارندگی دارد.
طوفانهای شن ممکن است در سراسر بیایانهای عربستان حرکت کنند و باعث کاهش دید و وزش بادهای شدید شوند.
برخی از این تهدیدهای جوی به ایران نیز خواهد رسید و احتمال دارد مناطق کوهستانی کشور شاهد بارش برف باشند.
https://abcnews.com/amp/International/significant-storm-heading-middle-east-amid-iran-war/story?id=131372089
🆔@ScientificDialectics
ABC News
Significant storm heading toward Middle East amid Iran war, forecasts show
A significant storm will to move through the Middle East this week, with impacts expected from Israel to Qatar to Iran, forecasts show.
❤3🥰1
💢اولین قربانیان بیماری «سیکلوسپوریازیس» در آمریکا شناسایی شدند
دو نفر در میشیگان، نخستین قربانیان شیوع انگل «سیکلوسپوریازیس» در آمریکا شدند.
این عفونت که از کاهوی آلوده در مکزیک سرچشمه گرفته، تاکنون بیش از ۱۱ هزار مورد ابتلا در ۹ ایالت ثبت کرده و ۱۹۳ نفر را در بیمارستان بستری نموده است. مقامات بهداشتی هشدار دادهاند که با وجود شیوع گسترده، کشف منابع آلودگی و کنترل بیماری همچنان با چالشهایی روبروست.
مقامات بهداشتی میشیگان اعلام کردند دو نفر بر اثر ابتلا به بیماری انگلی «سیکلوسپوریازیس» جان باختند. این نخستین موارد مرگ ثبتشده در جریان بزرگترین شیوع این بیماری در تاریخ آمریکا است. هر دو فرد پیش از ابتلا به بیماری از مشکلات جدی زمینهای رنج میبردند، و کمآبی ناشی از عفونت احتمالاً در وخامت وضعیت آنها نقش داشته است.
شمار مبتلایان در میشیگان همچنان رو به افزایش است. بر اساس تازهترین آمار، بیش از 11 هزار مورد مرتبط با این شیوع در این ایالت ثبت شده است و دستکم 193 نفر در بیمارستان بستری شدهاند. شهرستان وین بیشترین تعداد مبتلایان را گزارش کرده و افراد 30 تا 39 ساله بیشترین سهم را در میان بیماران داشتهاند.
تحقیقات سازمان غذا و داروی آمریکا تاکنون منشأ اصلی شیوع را کاهوی آیسبرگ تأمینشده از مزارع شرکت «تیلور فارمز» در مرکز مکزیک شناسایی کرده است، هرچند مقامهای بهداشتی همچنان در حال بررسی احتمال وجود منابع آلوده دیگر هستند. این شیوع تاکنون به 9 ایالت آمریکا گسترش یافته است.
سیکلوسپوریازیس نوعی بیماری رودهای ناشی از انگل «سیکلوسپورا» است که معمولاً با اسهال شدید، تهوع، دردهای گوارشی، و کمآبی بدن همراه است و در اغلب موارد تهدیدکننده جان بیماران نیست. با این حال، در افراد سالمند یا کسانی که بیماریهای زمینهای دارند، عوارض آن میتواند شدیدتر باشد.
در سطح ملی، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا تاکنون بیش از 6700 مورد آزمایشگاهی تأییدشده و بیش از 11500 مورد مشکوک ثبت کرده است. کارشناسان هشدار میدهند که آمار واقعی ممکن است بالاتر باشد، زیرا بسیاری از پروندهها هنوز در حال بررسی هستند. برخی متخصصان ایمنی مواد غذایی نیز معتقدند کاهش منابع و بودجه نهادهای بهداشتی فدرال، روند شناسایی منشأ آلودگی و مهار شیوع بیماری را با دشواری بیشتری روبهرو کرده است.
همزمان، نگرانی عمومی درباره ایمنی محصولات غذایی افزایش یافته است، و گزارشها حاکی از آن است که بخشی از مصرفکنندگان از خرید کاهو یا مراجعه به برخی رستورانها خودداری میکنند تا از خطر احتمالی ابتلا به این بیماری در امان بمانند.
https://www.cbc.ca/news/world/michigan-2-dead-cyclospora-9.7295111
🆔@ScientificDialectics
دو نفر در میشیگان، نخستین قربانیان شیوع انگل «سیکلوسپوریازیس» در آمریکا شدند.
این عفونت که از کاهوی آلوده در مکزیک سرچشمه گرفته، تاکنون بیش از ۱۱ هزار مورد ابتلا در ۹ ایالت ثبت کرده و ۱۹۳ نفر را در بیمارستان بستری نموده است. مقامات بهداشتی هشدار دادهاند که با وجود شیوع گسترده، کشف منابع آلودگی و کنترل بیماری همچنان با چالشهایی روبروست.
مقامات بهداشتی میشیگان اعلام کردند دو نفر بر اثر ابتلا به بیماری انگلی «سیکلوسپوریازیس» جان باختند. این نخستین موارد مرگ ثبتشده در جریان بزرگترین شیوع این بیماری در تاریخ آمریکا است. هر دو فرد پیش از ابتلا به بیماری از مشکلات جدی زمینهای رنج میبردند، و کمآبی ناشی از عفونت احتمالاً در وخامت وضعیت آنها نقش داشته است.
شمار مبتلایان در میشیگان همچنان رو به افزایش است. بر اساس تازهترین آمار، بیش از 11 هزار مورد مرتبط با این شیوع در این ایالت ثبت شده است و دستکم 193 نفر در بیمارستان بستری شدهاند. شهرستان وین بیشترین تعداد مبتلایان را گزارش کرده و افراد 30 تا 39 ساله بیشترین سهم را در میان بیماران داشتهاند.
تحقیقات سازمان غذا و داروی آمریکا تاکنون منشأ اصلی شیوع را کاهوی آیسبرگ تأمینشده از مزارع شرکت «تیلور فارمز» در مرکز مکزیک شناسایی کرده است، هرچند مقامهای بهداشتی همچنان در حال بررسی احتمال وجود منابع آلوده دیگر هستند. این شیوع تاکنون به 9 ایالت آمریکا گسترش یافته است.
سیکلوسپوریازیس نوعی بیماری رودهای ناشی از انگل «سیکلوسپورا» است که معمولاً با اسهال شدید، تهوع، دردهای گوارشی، و کمآبی بدن همراه است و در اغلب موارد تهدیدکننده جان بیماران نیست. با این حال، در افراد سالمند یا کسانی که بیماریهای زمینهای دارند، عوارض آن میتواند شدیدتر باشد.
در سطح ملی، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا تاکنون بیش از 6700 مورد آزمایشگاهی تأییدشده و بیش از 11500 مورد مشکوک ثبت کرده است. کارشناسان هشدار میدهند که آمار واقعی ممکن است بالاتر باشد، زیرا بسیاری از پروندهها هنوز در حال بررسی هستند. برخی متخصصان ایمنی مواد غذایی نیز معتقدند کاهش منابع و بودجه نهادهای بهداشتی فدرال، روند شناسایی منشأ آلودگی و مهار شیوع بیماری را با دشواری بیشتری روبهرو کرده است.
همزمان، نگرانی عمومی درباره ایمنی محصولات غذایی افزایش یافته است، و گزارشها حاکی از آن است که بخشی از مصرفکنندگان از خرید کاهو یا مراجعه به برخی رستورانها خودداری میکنند تا از خطر احتمالی ابتلا به این بیماری در امان بمانند.
https://www.cbc.ca/news/world/michigan-2-dead-cyclospora-9.7295111
🆔@ScientificDialectics
CBC
Michigan reports 1st 2 U.S. deaths related to diarrhea-causing parasite | CBC News
Two people have died in the Cyclospora outbreak in Michigan, state health officials announced Monday, the first deaths confirmed in the U.S. related to the microscopic parasite. The Michigan Department of Health and Human Services said both people had underlying…
❤5
💢مرکبات و لبنیات در کاهش خطر ابتلا به سنگ کلیه موثرند
مصرف زیاد پروتئینهای حیوانی، بهویژه گوشت قرمز، نیز با افزایش اسید اوریک ادرار و بالا رفتن احتمال تشکیل برخی انواع سنگ کلیه ارتباط دارد؛ قندهای افزوده نیز از دیگر عوامل خطر محسوب میشوند.
از هر ۱۰ نفر، تقریبا یک نفر در طول زندگی دچار سنگ کلیه میشود و شیوع این عارضه در دهههای اخیر رو به افزایش بوده است.
اگرچه کمآبی بدن مهمترین عامل خطر تشکیل سنگ کلیه به شمار میرود، برنامه غذایی و سبک زندگی نیز نقش مهمی در بروز این مشکل دارند. بسیاری از عادتهای غذایی میتوانند احتمال تشکیل سنگ را افزایش دهند، و اصلاح برنامه غذایی میتواند به کاهش این خطر کمک کند.
سنگ کلیه زمانی تشکیل میشود که غلظت برخی مواد معدنی و ترکیبات موجود در ادرار افزایش پیدا کند و بهتدریج به شکل کریستال درآید. شایعترین نوع سنگ اگزالات کلسیم است که در اثر اتصال کلسیم و اگزالات در کلیه ایجاد میشوند. سنگ اسید اوریک نیز بیشتر با مصرف زیاد پروتئینهای حیوانی ارتباط دارد و سنگ استروویت معمولا در پی عفونتهای دستگاه ادراری ایجاد میشود.
یکی از مهمترین عوامل تغذیهای، مصرف زیاد سدیم است. نمک بیش از حد باعث میشود کلیهها کلسیم بیشتری از طریق ادرار دفع کنند و همین امر احتمال تشکیل سنگهای اگزالات کلسیم را افزایش میدهد. کاهش مصرف غذاهای فوقفراوریشده، تنقلات بستهبندیشده، فستفودها و غذاهای رستورانی و جایگزینی آنها با غذاهای خانگی میتواند به کاهش مصرف سدیم کمک کند.
برخلاف تصور رایج، دریافت کلسیم ناکافی نیز خطر تشکیل سنگ کلیه را افزایش میدهد. کلسیم موجود در مواد غذایی با اگزالات در روده ترکیب میشود و مانع جذب و ورود اگزالات به کلیهها میشود. بنابراین، کمبود کلسیم باعث میشود اگزالات بیشتری به ادرار برسد و زمینه تشکیل سنگ فراهم شود.
مصرف زیاد پروتئینهای حیوانی، بهویژه گوشت قرمز، نیز با افزایش اسید اوریک ادرار و بالا رفتن احتمال تشکیل برخی انواع سنگ کلیه ارتباط دارد. به همین دلیل، متخصصان توصیه میکنند بخشی از پروتئین مورد نیاز از منابع گیاهی مانند لوبیا، عدس، نخود، و توفو تامین شود.
قندهای افزوده نیز از دیگر عوامل خطر محسوب میشوند. پژوهشها نشان دادهاند حتی نوشیدن روزانه یک نوشابه شیرین میتواند خطر ابتلا به سنگ کلیه را افزایش دهد. به همین دلیل، توصیه میشود برای پیشگیری از تشکیل سنگ کلیه، مصرف نوشابهها و سایر نوشیدنیهای دارای قند افزوده کاهش پیدا کند.
در مقابل، برخی مواد غذایی میتوانند به کاهش خطر تشکیل سنگ کلیه کمک کنند. مرکبات مانند لیمو، پرتقال و لیموترش سرشار از سیترات هستند، ترکیبی که از تشکیل کریستالهای سنگ جلوگیری میکند. مصرف کافی مواد غذایی سرشار از کلسیم از جمله لبنیات و نوشیدنیهای گیاهی غنیشده نیز در پیشگیری از سنگ کلیه نقش دارد.
برای افرادی که لبنیات مصرف نمیکنند، کلم منبع مناسب کلسیم محسوب میشود زیرا برخلاف اسفناج، اگزالات کمی دارد.میوهها و سبزیجات آبدار مانند خیار، هندوانه و مرکبات نیز با افزایش حجم ادرار و رقیق کردن مواد معدنی، احتمال تشکیل سنگ کلیه را کاهش میدهند.
حبوبات علاوه بر آنکه جایگزین مناسبی برای گوشت محسوب میشوند، پورین کمتری دارند و در نتیجه تولید اسید اوریک را کاهش میدهند. غلات کامل مانند جو دوسر و برنج قهوهای نیز منبع خوبی از منیزیماند، که با اتصال به اگزالات در روده، مقدار این ماده را پیش از رسیدن به کلیهها کاهش میدهد.
علاوه بر تغذیه، برخی عادتهای روزانه نیز نقش مهمی در پیشگیری از تشکیل سنگ کلیه دارند. نوشیدن منظم مایعات در طول روز، نه فقط هنگام احساس تشنگی، به حفظ رقیق بودن ادرار کمک میکند. رنگ زرد کمرنگ ادرار معمولا نشانه دریافت کافی مایعات است.
همچنین، بهتر است مصرف آب در طول روز یکنواخت باشد و در حجم زیاد و دفعات کم نوشیده نشود.فعالیت بدنی منظم نیز با کاهش خطر تشکیل سنگ کلیه ارتباط دارد و حتی پیادهروی یا فعالیتهای سبک روزانه نیز میتوانند مفید باشند. از سوی دیگر، انتخاب نوشیدنیهایی مانند قهوه، چای و آب پرتقال بهجای نوشابهها و نوشیدنیهای شیرین ممکن است خطر ابتلا به سنگ کلیه را کاهش دهد.
کنترل بیماریهایی مانند فشار خون بالا و دیابت نیز اهمیت دارد، زیرا این دو بیماری با افزایش احتمال تشکیل سنگ کلیه ارتباط دارند.متخصصان تاکید میکنند مجموعهای از تغییرات کوچک اما پایدار در برنامه غذایی و سبک زندگی از جمله نوشیدن آب کافی، کاهش مصرف نمک، قندهای افزوده و گوشت قرمز، همراه مصرف کافی کلسیم، میوه، سبزی، حبوبات و غلات کامل میتواند در بلندمدت به حفظ سلامت کلیهها و کاهش خطر تشکیل سنگ کمک کند.
https://www.eatingwell.com/what-to-eat-to-reduce-kidney-stone-risk-12031050
🆔@ScientificDialectics
مصرف زیاد پروتئینهای حیوانی، بهویژه گوشت قرمز، نیز با افزایش اسید اوریک ادرار و بالا رفتن احتمال تشکیل برخی انواع سنگ کلیه ارتباط دارد؛ قندهای افزوده نیز از دیگر عوامل خطر محسوب میشوند.
از هر ۱۰ نفر، تقریبا یک نفر در طول زندگی دچار سنگ کلیه میشود و شیوع این عارضه در دهههای اخیر رو به افزایش بوده است.
اگرچه کمآبی بدن مهمترین عامل خطر تشکیل سنگ کلیه به شمار میرود، برنامه غذایی و سبک زندگی نیز نقش مهمی در بروز این مشکل دارند. بسیاری از عادتهای غذایی میتوانند احتمال تشکیل سنگ را افزایش دهند، و اصلاح برنامه غذایی میتواند به کاهش این خطر کمک کند.
سنگ کلیه زمانی تشکیل میشود که غلظت برخی مواد معدنی و ترکیبات موجود در ادرار افزایش پیدا کند و بهتدریج به شکل کریستال درآید. شایعترین نوع سنگ اگزالات کلسیم است که در اثر اتصال کلسیم و اگزالات در کلیه ایجاد میشوند. سنگ اسید اوریک نیز بیشتر با مصرف زیاد پروتئینهای حیوانی ارتباط دارد و سنگ استروویت معمولا در پی عفونتهای دستگاه ادراری ایجاد میشود.
یکی از مهمترین عوامل تغذیهای، مصرف زیاد سدیم است. نمک بیش از حد باعث میشود کلیهها کلسیم بیشتری از طریق ادرار دفع کنند و همین امر احتمال تشکیل سنگهای اگزالات کلسیم را افزایش میدهد. کاهش مصرف غذاهای فوقفراوریشده، تنقلات بستهبندیشده، فستفودها و غذاهای رستورانی و جایگزینی آنها با غذاهای خانگی میتواند به کاهش مصرف سدیم کمک کند.
برخلاف تصور رایج، دریافت کلسیم ناکافی نیز خطر تشکیل سنگ کلیه را افزایش میدهد. کلسیم موجود در مواد غذایی با اگزالات در روده ترکیب میشود و مانع جذب و ورود اگزالات به کلیهها میشود. بنابراین، کمبود کلسیم باعث میشود اگزالات بیشتری به ادرار برسد و زمینه تشکیل سنگ فراهم شود.
مصرف زیاد پروتئینهای حیوانی، بهویژه گوشت قرمز، نیز با افزایش اسید اوریک ادرار و بالا رفتن احتمال تشکیل برخی انواع سنگ کلیه ارتباط دارد. به همین دلیل، متخصصان توصیه میکنند بخشی از پروتئین مورد نیاز از منابع گیاهی مانند لوبیا، عدس، نخود، و توفو تامین شود.
قندهای افزوده نیز از دیگر عوامل خطر محسوب میشوند. پژوهشها نشان دادهاند حتی نوشیدن روزانه یک نوشابه شیرین میتواند خطر ابتلا به سنگ کلیه را افزایش دهد. به همین دلیل، توصیه میشود برای پیشگیری از تشکیل سنگ کلیه، مصرف نوشابهها و سایر نوشیدنیهای دارای قند افزوده کاهش پیدا کند.
در مقابل، برخی مواد غذایی میتوانند به کاهش خطر تشکیل سنگ کلیه کمک کنند. مرکبات مانند لیمو، پرتقال و لیموترش سرشار از سیترات هستند، ترکیبی که از تشکیل کریستالهای سنگ جلوگیری میکند. مصرف کافی مواد غذایی سرشار از کلسیم از جمله لبنیات و نوشیدنیهای گیاهی غنیشده نیز در پیشگیری از سنگ کلیه نقش دارد.
برای افرادی که لبنیات مصرف نمیکنند، کلم منبع مناسب کلسیم محسوب میشود زیرا برخلاف اسفناج، اگزالات کمی دارد.میوهها و سبزیجات آبدار مانند خیار، هندوانه و مرکبات نیز با افزایش حجم ادرار و رقیق کردن مواد معدنی، احتمال تشکیل سنگ کلیه را کاهش میدهند.
حبوبات علاوه بر آنکه جایگزین مناسبی برای گوشت محسوب میشوند، پورین کمتری دارند و در نتیجه تولید اسید اوریک را کاهش میدهند. غلات کامل مانند جو دوسر و برنج قهوهای نیز منبع خوبی از منیزیماند، که با اتصال به اگزالات در روده، مقدار این ماده را پیش از رسیدن به کلیهها کاهش میدهد.
علاوه بر تغذیه، برخی عادتهای روزانه نیز نقش مهمی در پیشگیری از تشکیل سنگ کلیه دارند. نوشیدن منظم مایعات در طول روز، نه فقط هنگام احساس تشنگی، به حفظ رقیق بودن ادرار کمک میکند. رنگ زرد کمرنگ ادرار معمولا نشانه دریافت کافی مایعات است.
همچنین، بهتر است مصرف آب در طول روز یکنواخت باشد و در حجم زیاد و دفعات کم نوشیده نشود.فعالیت بدنی منظم نیز با کاهش خطر تشکیل سنگ کلیه ارتباط دارد و حتی پیادهروی یا فعالیتهای سبک روزانه نیز میتوانند مفید باشند. از سوی دیگر، انتخاب نوشیدنیهایی مانند قهوه، چای و آب پرتقال بهجای نوشابهها و نوشیدنیهای شیرین ممکن است خطر ابتلا به سنگ کلیه را کاهش دهد.
کنترل بیماریهایی مانند فشار خون بالا و دیابت نیز اهمیت دارد، زیرا این دو بیماری با افزایش احتمال تشکیل سنگ کلیه ارتباط دارند.متخصصان تاکید میکنند مجموعهای از تغییرات کوچک اما پایدار در برنامه غذایی و سبک زندگی از جمله نوشیدن آب کافی، کاهش مصرف نمک، قندهای افزوده و گوشت قرمز، همراه مصرف کافی کلسیم، میوه، سبزی، حبوبات و غلات کامل میتواند در بلندمدت به حفظ سلامت کلیهها و کاهش خطر تشکیل سنگ کمک کند.
https://www.eatingwell.com/what-to-eat-to-reduce-kidney-stone-risk-12031050
🆔@ScientificDialectics
❤7
💢خوشبینها کمتر به زوال عقل مبتلا میشوند
افراد خوشبین معمولا استرس مزمن کمتری دارند و در نتیجه، مدت طولانیتری در معرض هورمونهایی مانند کورتیزول و التهاب قرار نمیگیرند، عواملی که با افت عملکرد شناختی و افزایش خطر زوال عقل ارتباط دارند.
پژوهشهای فراوانی تاکنون به دنبال یافتن راهی قطعی برای پیشگیری از زوال عقل بودهاند، اما هنوز هیچ روش تضمینشدهای برای جلوگیری از این بیماری شناسایی نشده است.
با این حال، نتایج پژوهشی جدید نشان میدهد خوشبینی ممکن است با کاهش خطر ابتلا به زوال عقل ارتباط داشته باشد. این پژوهش که در نشریه انجمن طب سالمندی آمریکا (Journal of the American Geriatrics Society) منتشر شده است، نشان میدهد افرادی که نگرش مثبتتری به آینده دارند، در طول زمان کمتر به زوال عقل مبتلا میشوند.
این مطالعه وضعیت بیش از ۹۰۰۰ فرد ۷۰ سال به بالا را که در آغاز پژوهش به زوال عقل مبتلا نبودند، بهمدت ۱۴ سال دنبال کرد. پژوهشگران در ابتدای مطالعه و دو سال بعد، میزان خوشبینی شرکتکنندگان را با استفاده از یک پرسشنامه ۱۰ سوالی ارزیابی کردند و سپس، بررسی کردند چه کسانی در طول دوره پیگیری به زوال عقل مبتلا شدهاند.
نتایج نشان داد افزایش خوشبینی به اندازه یک انحراف معیار، با ۱۵ درصد کاهش خطر ابتلا به زوال عقل همراه است. بر این اساس، پژوهشگران پیشنهاد کردند خوشبینی میتواند در آینده بهعنوان یکی از مولفههای برنامههای پیشگیری از زوال عقل مورد توجه قرار گیرد.البته باید توجه داشت که این پژوهش رابطه علت و معلولی را اثبات نمیکند و فقط نشاندهنده وجود ارتباط میان خوشبینی و کاهش خطر زوال عقل است.
به گفته متخصصان، روحیه پایین یا افسردگی گاهی از نخستین نشانههای زوال عقل است، اما مشخص نیست کاهش خوشبینی احتمال ابتلا به زوال عقل را افزایش میدهد یا آغاز بیماری باعث کاهش خوشبینی میشود. پژوهشگران برای کاهش این احتمال، افرادی را که طی دو سال نخست مطالعه به زوال عقل مبتلا شدند، از تحلیل نهایی کنار گذاشتند.
کارشناسان معتقدند چندین سازوکار میتواند این ارتباط را توضیح دهد. افراد خوشبین معمولا استرس مزمن کمتری دارند و در نتیجه، مدت طولانیتری در معرض هورمونهایی مانند کورتیزول و التهاب قرار نمیگیرند، عواملی که با افت عملکرد شناختی و افزایش خطر زوال عقل ارتباط دارند.
علاوه بر این، خوشبینی بهنوبه خود نیازمند فعالیت بخشهایی از مغز است که در برنامهریزی، سازگاری با شرایط جدید، و تصمیمگیری نقش دارند و همین امر میتواند به حفظ عملکرد شناختی کمک کند.از سوی دیگر، خوشبینها معمولا سبک زندگی سالمتری دارند؛ فعالیت بدنیشان بیشتر است، روابط اجتماعی دارند، و مشارکت بیشتری در فعالیتهای روزمره زندگی نشان میدهند.
این موارد همگی از جمله عواملیاند که به حفظ سلامت مغز و افزایش تابآوری شناختی کمک میکنند. به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند ارتباط میان خوشبینی و کاهش خطر زوال عقل احتمالا حاصل مجموعهای از عوامل زیستی، رفتاری و روانیـاجتماعی است، نه یک عامل واحد.متخصصان تاکید میکنند خوشبینی به این معنا نیست که مشکلات نادیده گرفته شوند یا وانمود شود همه چیز خوب است.
خوشبینی سالم یعنی پذیرش دشواریهای زندگی همراه این باور که رفتارها و تصمیمهای فرد همچنان میتوانند بر آینده تاثیر بگذارند و او توانایی مقابله با چالشها را دارد.به گفته روانشناسان، خوشبینی مهارتی است که میتوان آن را تقویت کرد. تمرین قدردانی، مرور تجربههای غلبه بر مشکلات، تمرکز بر موارد تحت کنترل، و مقابله با افکار منفی از جمله راهکارهایی است که میتواند به شکلگیری نگرش مثبتتر کمک کند. برای مثال، بهجای اینکه هر مشکل را شکست کامل تلقی کنید، آن را موقعیتی دشوار اما قابل مدیریت بدانید و بهدنبال راهحل یا گام بعدی باشید.
کارشناسان معتقدند خوشبینی میتواند چرخهای مثبت ایجاد کند؛ نگرش مثبت افراد را به رفتارهای سالمتر سوق میدهد، این رفتارها سلامت جسم و روان را بهبود میبخشند و همین بهنوبه خود احساس امید و خوشبینی را تقویت میکند. به همین دلیل، خوشبینی بیش از آنکه بهمعنای نگاه کردن به دنیا از پشت «عینک صورتی» باشد، به این باور برمیگردد که حتی در شرایط دشوار نیز انتخابهای امروز میتوانند آینده بهتری رقم بزنند.
https://health.yahoo.com/conditions/mental-health/articles/lower-dementia-risk-linked-common-110000788.html
🆔@ScientificDialectics
افراد خوشبین معمولا استرس مزمن کمتری دارند و در نتیجه، مدت طولانیتری در معرض هورمونهایی مانند کورتیزول و التهاب قرار نمیگیرند، عواملی که با افت عملکرد شناختی و افزایش خطر زوال عقل ارتباط دارند.
پژوهشهای فراوانی تاکنون به دنبال یافتن راهی قطعی برای پیشگیری از زوال عقل بودهاند، اما هنوز هیچ روش تضمینشدهای برای جلوگیری از این بیماری شناسایی نشده است.
با این حال، نتایج پژوهشی جدید نشان میدهد خوشبینی ممکن است با کاهش خطر ابتلا به زوال عقل ارتباط داشته باشد. این پژوهش که در نشریه انجمن طب سالمندی آمریکا (Journal of the American Geriatrics Society) منتشر شده است، نشان میدهد افرادی که نگرش مثبتتری به آینده دارند، در طول زمان کمتر به زوال عقل مبتلا میشوند.
این مطالعه وضعیت بیش از ۹۰۰۰ فرد ۷۰ سال به بالا را که در آغاز پژوهش به زوال عقل مبتلا نبودند، بهمدت ۱۴ سال دنبال کرد. پژوهشگران در ابتدای مطالعه و دو سال بعد، میزان خوشبینی شرکتکنندگان را با استفاده از یک پرسشنامه ۱۰ سوالی ارزیابی کردند و سپس، بررسی کردند چه کسانی در طول دوره پیگیری به زوال عقل مبتلا شدهاند.
نتایج نشان داد افزایش خوشبینی به اندازه یک انحراف معیار، با ۱۵ درصد کاهش خطر ابتلا به زوال عقل همراه است. بر این اساس، پژوهشگران پیشنهاد کردند خوشبینی میتواند در آینده بهعنوان یکی از مولفههای برنامههای پیشگیری از زوال عقل مورد توجه قرار گیرد.البته باید توجه داشت که این پژوهش رابطه علت و معلولی را اثبات نمیکند و فقط نشاندهنده وجود ارتباط میان خوشبینی و کاهش خطر زوال عقل است.
به گفته متخصصان، روحیه پایین یا افسردگی گاهی از نخستین نشانههای زوال عقل است، اما مشخص نیست کاهش خوشبینی احتمال ابتلا به زوال عقل را افزایش میدهد یا آغاز بیماری باعث کاهش خوشبینی میشود. پژوهشگران برای کاهش این احتمال، افرادی را که طی دو سال نخست مطالعه به زوال عقل مبتلا شدند، از تحلیل نهایی کنار گذاشتند.
کارشناسان معتقدند چندین سازوکار میتواند این ارتباط را توضیح دهد. افراد خوشبین معمولا استرس مزمن کمتری دارند و در نتیجه، مدت طولانیتری در معرض هورمونهایی مانند کورتیزول و التهاب قرار نمیگیرند، عواملی که با افت عملکرد شناختی و افزایش خطر زوال عقل ارتباط دارند.
علاوه بر این، خوشبینی بهنوبه خود نیازمند فعالیت بخشهایی از مغز است که در برنامهریزی، سازگاری با شرایط جدید، و تصمیمگیری نقش دارند و همین امر میتواند به حفظ عملکرد شناختی کمک کند.از سوی دیگر، خوشبینها معمولا سبک زندگی سالمتری دارند؛ فعالیت بدنیشان بیشتر است، روابط اجتماعی دارند، و مشارکت بیشتری در فعالیتهای روزمره زندگی نشان میدهند.
این موارد همگی از جمله عواملیاند که به حفظ سلامت مغز و افزایش تابآوری شناختی کمک میکنند. به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند ارتباط میان خوشبینی و کاهش خطر زوال عقل احتمالا حاصل مجموعهای از عوامل زیستی، رفتاری و روانیـاجتماعی است، نه یک عامل واحد.متخصصان تاکید میکنند خوشبینی به این معنا نیست که مشکلات نادیده گرفته شوند یا وانمود شود همه چیز خوب است.
خوشبینی سالم یعنی پذیرش دشواریهای زندگی همراه این باور که رفتارها و تصمیمهای فرد همچنان میتوانند بر آینده تاثیر بگذارند و او توانایی مقابله با چالشها را دارد.به گفته روانشناسان، خوشبینی مهارتی است که میتوان آن را تقویت کرد. تمرین قدردانی، مرور تجربههای غلبه بر مشکلات، تمرکز بر موارد تحت کنترل، و مقابله با افکار منفی از جمله راهکارهایی است که میتواند به شکلگیری نگرش مثبتتر کمک کند. برای مثال، بهجای اینکه هر مشکل را شکست کامل تلقی کنید، آن را موقعیتی دشوار اما قابل مدیریت بدانید و بهدنبال راهحل یا گام بعدی باشید.
کارشناسان معتقدند خوشبینی میتواند چرخهای مثبت ایجاد کند؛ نگرش مثبت افراد را به رفتارهای سالمتر سوق میدهد، این رفتارها سلامت جسم و روان را بهبود میبخشند و همین بهنوبه خود احساس امید و خوشبینی را تقویت میکند. به همین دلیل، خوشبینی بیش از آنکه بهمعنای نگاه کردن به دنیا از پشت «عینک صورتی» باشد، به این باور برمیگردد که حتی در شرایط دشوار نیز انتخابهای امروز میتوانند آینده بهتری رقم بزنند.
https://health.yahoo.com/conditions/mental-health/articles/lower-dementia-risk-linked-common-110000788.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Lower Dementia Risk Is Linked to This Common Personality Trait—Are You One of the Lucky Ones?
New research suggests that being optimistic could lower the risk of dementia. Here's why.
🙏5❤2
💢«در این روزها انگار زشتترین آدم دنیا هستم»؛ چرا «لوتئال آگلیز» به بحث داغ سلامت زنان تبدیل شد؟
«فقط من این حس را دارم یا واقعا در این چند روز زشتترین آدم دنیا میشوم؟» این جمله آغاز یکی از ویدئوهای پربازدید تیکتاک است که میلیونها بار دیده شده و هزاران زن در بخش نظرات آن نوشتهاند که تجربهای مشابه دارند.
کاربران شبکههای اجتماعی نامی هم برای این پدیده انتخاب کردهاند؛ «لوتئال آگلیز» (Luteal Uglies)، اصطلاحی غیرپزشکی که به تغییرات ظاهری و روحی برخی زنان در روزهای منتهی به آغاز قاعدگی، پریود یا همان عادت ماهیانه اشاره دارد و معادل فارسی آن میتواند «احساس زشت شدن پیش از قاعدگی» باشد.
این اصطلاح در ماههای اخیر به یکی از ترندهای پرمخاطب شبکههای اجتماعی تبدیل شده، اما آیا واقعا چنین تغییری وجود دارد یا صرفا برداشت کاربران از بدن خود است؟ متخصصان میگویند پاسخ، جایی میان این دو قرار دارد؛ تغییرات هورمونی در این دوره واقعی هستند، اما شدت و نوع علائم در همه زنان یکسان نیست و نباید تجربه افراد در فضای مجازی به همه تعمیم داده شود.فاز لوتئال؛ دورهای که هورمونها تغییر میکنندفاز لوتئال نیمه دوم چرخه قاعدگی را تشکیل میدهد و از زمان تخمکگذاری تا آغاز خونریزی ماهانه ادامه دارد.
در این دوره، سطح هورمون استروژن کاهش مییابد و همزمان تغییرات هورمونی، بهویژه افزایش نسبی اثر پروژسترون، بر بخشهای مختلف بدن تاثیر میگذارد.به گفته دکتر لوئیز نیوسون، پزشک عمومی و متخصص هورمونهای زنان، این تغییرات میتوانند روی پوست، خواب، خلقوخو و حتی ظاهر بدن اثر بگذارند. او توضیح میدهد که هورمونها در سلامت پوست و تولید کلاژن نقش دارند؛ بنابراین برخی زنان در این روزها خشکی پوست، کدر شدن چهره، بروز جوش، نفخ یا تغییر در شکل و حساسیت سینهها را تجربه میکنند.
دکتر هلن اونیل، استاد ژنتیک تولیدمثل و مولکولی در کالج دانشگاهی لندن، نیز میگوید کاهش استروژن در روزهای پیش از قاعدگی و تغییرات هورمونی مرتبط با آن میتواند تولید چربی پوست را افزایش دهد. همچنین بدن تمایل بیشتری به نگه داشتن مایعات پیدا میکند؛ موضوعی که ممکن است باعث پف صورت، نفخ عمومی بدن و تورم یا درد سینهها شود.«انگار مغزم با سرعت کمتری کار میکند»برای بسیاری از زنان، تغییرات این دوره تنها به ظاهر محدود نمیشود.
النا اسپاون، زن ۲۵ سالهای که در لندن در حوزه خدمات و بازیگری فعالیت میکند، به بیبیسی میگوید در نیمه دوم چرخه قاعدگی احساس میکند پوستش خستهتر و کدرتر شده، بدنش بهشدت دچار نفخ میشود و سینههایش دردناکتر از همیشه هستند.اما آنچه بیش از همه او را آزار میدهد، تغییرات ذهنی و روانی است.او میگوید در این دوره احساس بیحالی میکند، انگیزهاش را از دست میدهد و تصور میکند مغزش «در حرکت آهسته» کار میکند. به گفته او، فراموشکارتر میشود، اشتباهات بیشتری مرتکب میشود.
متخصصان می گویند تجربه زنان واقعی است، اما برای همه یکسان نیست .به گفته دکتر نیوسون، سالها بسیاری از زنان تصور میکردند این علائم بخشی اجتنابناپذیر از زندگی است و باید آن را تحمل کنند. او معتقد است این تغییرات میتوانند بر توانایی کار کردن، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی برخی زنان اثر قابل توجهی بگذارند و نباید صرفا با این جمله که «این فقط سندرم پیش از قاعدگی است» نادیده گرفته شوند. در عین حال، متخصصان بر این نکته تاکید دارند که همه زنان چنین تجربهای ندارند و شدت علائم از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
آیا توصیههای تیکتاک قابل اعتماد هستند؟همزمان با افزایش محبوبیت این موضوع در شبکههای اجتماعی، کاربران توصیههای متعددی برای مقابله با علائم ارائه میکنند؛ از پوشیدن لباسهای گشاد و پرهیز از نگاه کردن به آینه گرفته تا خوردن شکلات، فاصله گرفتن از همسر یا حتی نوشیدن الکل.
اما متخصصان هشدار میدهند که بسیاری از این توصیهها پشتوانه علمی ندارند و برخی از آنها حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشند.به گفته دکتر اونیل، نخستین گام این است که زنان بدانند فاز لوتئال مرحلهای طبیعی، قابل پیشبینی و موقتی از چرخه قاعدگی است. او میگوید تغذیه مناسب، نوشیدن آب کافی، کاهش مصرف نمک برای کمک به کاهش احتباس مایعات، محدود کردن مصرف الکل و حفظ فعالیت بدنی میتواند در کاهش برخی علائم موثر باشد.
متخصصان تاکید میکنند اگر علائم این دوره به اندازهای شدید باشد که زندگی روزمره، روابط اجتماعی یا عملکرد شغلی را مختل کند، مراجعه به پزشک ضروری است.
آگاهی بیشتر درباره چرخه قاعدگی، شناخت بهتر تغییرات طبیعی بدن و مراجعه به پزشک در صورت شدید بودن علائم، میتواند جایگزین مطمئنتری برای توصیههای غیرعلمی و فراگیر فضای مجازی باشد.
https://www.bbc.com/news/articles/cy0jk6wjkn0o
🆔@ScientificDialectics
«فقط من این حس را دارم یا واقعا در این چند روز زشتترین آدم دنیا میشوم؟» این جمله آغاز یکی از ویدئوهای پربازدید تیکتاک است که میلیونها بار دیده شده و هزاران زن در بخش نظرات آن نوشتهاند که تجربهای مشابه دارند.
کاربران شبکههای اجتماعی نامی هم برای این پدیده انتخاب کردهاند؛ «لوتئال آگلیز» (Luteal Uglies)، اصطلاحی غیرپزشکی که به تغییرات ظاهری و روحی برخی زنان در روزهای منتهی به آغاز قاعدگی، پریود یا همان عادت ماهیانه اشاره دارد و معادل فارسی آن میتواند «احساس زشت شدن پیش از قاعدگی» باشد.
این اصطلاح در ماههای اخیر به یکی از ترندهای پرمخاطب شبکههای اجتماعی تبدیل شده، اما آیا واقعا چنین تغییری وجود دارد یا صرفا برداشت کاربران از بدن خود است؟ متخصصان میگویند پاسخ، جایی میان این دو قرار دارد؛ تغییرات هورمونی در این دوره واقعی هستند، اما شدت و نوع علائم در همه زنان یکسان نیست و نباید تجربه افراد در فضای مجازی به همه تعمیم داده شود.فاز لوتئال؛ دورهای که هورمونها تغییر میکنندفاز لوتئال نیمه دوم چرخه قاعدگی را تشکیل میدهد و از زمان تخمکگذاری تا آغاز خونریزی ماهانه ادامه دارد.
در این دوره، سطح هورمون استروژن کاهش مییابد و همزمان تغییرات هورمونی، بهویژه افزایش نسبی اثر پروژسترون، بر بخشهای مختلف بدن تاثیر میگذارد.به گفته دکتر لوئیز نیوسون، پزشک عمومی و متخصص هورمونهای زنان، این تغییرات میتوانند روی پوست، خواب، خلقوخو و حتی ظاهر بدن اثر بگذارند. او توضیح میدهد که هورمونها در سلامت پوست و تولید کلاژن نقش دارند؛ بنابراین برخی زنان در این روزها خشکی پوست، کدر شدن چهره، بروز جوش، نفخ یا تغییر در شکل و حساسیت سینهها را تجربه میکنند.
دکتر هلن اونیل، استاد ژنتیک تولیدمثل و مولکولی در کالج دانشگاهی لندن، نیز میگوید کاهش استروژن در روزهای پیش از قاعدگی و تغییرات هورمونی مرتبط با آن میتواند تولید چربی پوست را افزایش دهد. همچنین بدن تمایل بیشتری به نگه داشتن مایعات پیدا میکند؛ موضوعی که ممکن است باعث پف صورت، نفخ عمومی بدن و تورم یا درد سینهها شود.«انگار مغزم با سرعت کمتری کار میکند»برای بسیاری از زنان، تغییرات این دوره تنها به ظاهر محدود نمیشود.
النا اسپاون، زن ۲۵ سالهای که در لندن در حوزه خدمات و بازیگری فعالیت میکند، به بیبیسی میگوید در نیمه دوم چرخه قاعدگی احساس میکند پوستش خستهتر و کدرتر شده، بدنش بهشدت دچار نفخ میشود و سینههایش دردناکتر از همیشه هستند.اما آنچه بیش از همه او را آزار میدهد، تغییرات ذهنی و روانی است.او میگوید در این دوره احساس بیحالی میکند، انگیزهاش را از دست میدهد و تصور میکند مغزش «در حرکت آهسته» کار میکند. به گفته او، فراموشکارتر میشود، اشتباهات بیشتری مرتکب میشود.
متخصصان می گویند تجربه زنان واقعی است، اما برای همه یکسان نیست .به گفته دکتر نیوسون، سالها بسیاری از زنان تصور میکردند این علائم بخشی اجتنابناپذیر از زندگی است و باید آن را تحمل کنند. او معتقد است این تغییرات میتوانند بر توانایی کار کردن، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی برخی زنان اثر قابل توجهی بگذارند و نباید صرفا با این جمله که «این فقط سندرم پیش از قاعدگی است» نادیده گرفته شوند. در عین حال، متخصصان بر این نکته تاکید دارند که همه زنان چنین تجربهای ندارند و شدت علائم از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
آیا توصیههای تیکتاک قابل اعتماد هستند؟همزمان با افزایش محبوبیت این موضوع در شبکههای اجتماعی، کاربران توصیههای متعددی برای مقابله با علائم ارائه میکنند؛ از پوشیدن لباسهای گشاد و پرهیز از نگاه کردن به آینه گرفته تا خوردن شکلات، فاصله گرفتن از همسر یا حتی نوشیدن الکل.
اما متخصصان هشدار میدهند که بسیاری از این توصیهها پشتوانه علمی ندارند و برخی از آنها حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشند.به گفته دکتر اونیل، نخستین گام این است که زنان بدانند فاز لوتئال مرحلهای طبیعی، قابل پیشبینی و موقتی از چرخه قاعدگی است. او میگوید تغذیه مناسب، نوشیدن آب کافی، کاهش مصرف نمک برای کمک به کاهش احتباس مایعات، محدود کردن مصرف الکل و حفظ فعالیت بدنی میتواند در کاهش برخی علائم موثر باشد.
متخصصان تاکید میکنند اگر علائم این دوره به اندازهای شدید باشد که زندگی روزمره، روابط اجتماعی یا عملکرد شغلی را مختل کند، مراجعه به پزشک ضروری است.
آگاهی بیشتر درباره چرخه قاعدگی، شناخت بهتر تغییرات طبیعی بدن و مراجعه به پزشک در صورت شدید بودن علائم، میتواند جایگزین مطمئنتری برای توصیههای غیرعلمی و فراگیر فضای مجازی باشد.
https://www.bbc.com/news/articles/cy0jk6wjkn0o
🆔@ScientificDialectics
Bbc
What are the 'luteal uglies'? And how they're affecting women
More women than ever are talking about the luteal phase on social media, but how does it actually affect you?
❤8
💢ملاتونین یا منیزیم؛ کدام مکمل واقعا به خواب بهتر کمک میکند؟
بیخوابی و خواب بیکیفیت، دیگر فقط یک مشکل شبانه نیست؛ پژوهشها نشان میدهند کمبود خواب با افزایش خطر چاقی، دیابت نوع دو، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط دارد.
همین موضوع باعث شده است میلیونها نفر به جای مراجعه به پزشک، به سراغ مکملهایی بروند که بدون نسخه در دسترس هستند؛ در صدر این فهرست نیز دو نام بیش از همه به چشم میخورد: ملاتونین و منیزیم.
اما این دو مکمل، برخلاف تصور رایج، کارکرد یکسانی ندارند و متخصصان تاکید میکنند انتخاب میان آنها باید بر اساس نوع مشکل خواب انجام شود، نه صرفا بر پایه تبلیغات یا تجربه دیگران.ملاتونین؛ وقتی ساعت بدن از زمان واقعی عقب یا جلو افتاده استملاتونین هورمونی است که به طور طبیعی در مغز تولید میشود و وظیفه اصلی آن تنظیم چرخه خواب و بیداری است. با تاریک شدن هوا، میزان ترشح این هورمون افزایش مییابد و بدن را برای خواب آماده میکند؛ با نزدیک شدن به صبح نیز سطح آن کاهش پیدا میکند تا فرآیند بیدار شدن آغاز شود.
به همین دلیل، متخصصان خواب معتقدند ملاتونین بیش از آنکه یک «قرص خواب» باشد، ابزاری برای تنظیم ساعت زیستی بدن است. افرادی که به طور طبیعی دیر به خواب میروند، کسانی که شیفت شب کار میکنند یا مسافرانی که پس از سفرهای طولانی دچار اختلاف ساعت شدهاند، از جمله گروههایی هستند که ممکن است بیشترین سود را از مصرف این مکمل ببرند.
مرور ۲۶ کارآزمایی بالینی تصادفی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، نشان میدهد مصرف ملاتونین میتواند زمان به خواب رفتن را کاهش دهد و مدت خواب را تا حدی افزایش دهد. البته کارشناسان میگویند برای بیشتر بزرگسالان سالم، دوزهای پایین، معمولا بین یک تا سه میلیگرم، برای چند هفته کافی است و در اغلب موارد شواهدی وجود ندارد که مصرف بیش از پنج میلیگرم نتیجه بهتری ایجاد کند.
پزشکان همچنین توصیه میکنند ملاتونین حدود دو تا سه ساعت پیش از زمان خواب موردنظر مصرف شود و همزمان، زمان خواب و بیداری تا حد امکان ثابت بماند. قرار گرفتن در معرض نور زیاد در ابتدای روز و کاهش نور محیط در ساعات پایانی شب نیز میتواند اثر تنظیمکننده این هورمون را تقویت کند.
با وجود محبوبیت گسترده ملاتونین، متخصصان هشدار میدهند نباید آن را درمان بیخوابی مزمن دانست. بر اساس توصیه آکادمی پزشکی خواب آمریکا، شواهد کافی برای توصیه ملاتونین به عنوان درمان بیخوابی مزمن در بزرگسالان وجود ندارد.اگر فردی دستکم سه شب در هفته و به مدت سه ماه یا بیشتر در به خواب رفتن یا تداوم خواب مشکل داشته باشد، لازم است علت زمینهای این اختلال توسط پزشک بررسی شود؛ زیرا ادامه مصرف خودسرانه مکملها ممکن است تشخیص بیماری اصلی را به تأخیر بیندازد.
همچنین ملاتونین میتواند با برخی داروها از جمله داروهای رقیقکننده خون، برخی داروهای ضدتشنج و داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی تداخل داشته باشد. درباره کودکان نیز متخصصان تاکید میکنند مصرف این مکمل باید تنها با نظر پزشک انجام شود، زیرا مواردی از مسمومیت ناشی از مصرف بیش از حد در کودکان گزارش شده است.
در مقابل، منیزیم بیشتر به دلیل نقشی که در عملکرد اعصاب و عضلات دارد مورد توجه قرار گرفته است. این ماده معدنی در تولید ملاتونین نیز نقش غیرمستقیم ایفا میکند و به همین دلیل برخی پژوهشگران احتمال میدهند بتواند کیفیت خواب را بهبود ببخشد.با این حال، برخلاف ملاتونین، شواهد علمی درباره اثر منیزیم بر خواب هنوز محدود است.
بر همین اساس، برخی متخصصان میگویند اگر فرد دچار مشکلات خفیف یا گذرای خواب باشد یا بخواهد در کنار سایر اقدامات بهداشتی، شانس بهبود خواب خود را افزایش دهد، مصرف منیزیم ممکن است انتخاب قابل قبولی باشد، اما نباید انتظار داشت اثر آن با داروهای درمانی قابل مقایسه باشد.
اگر قرار باشد برای بهبود خواب از منیزیم استفاده شود، برخی متخصصان نوع گلیسینات را با دوز حدود ۲۵۰ میلیگرم پیشنهاد میکنند. در مقابل، منیزیم سیترات معمولا برای درمان یبوست به کار میرود و به همین دلیل انتخاب مناسبی برای مصرف پیش از خواب محسوب نمیشود.البته مصرف منیزیم نیز بدون عارضه نیست. اسهال، دلدرد و استفراغ از جمله عوارض شناختهشده آن هستند و این مکمل میتواند با برخی آنتیبیوتیکها، داروهای فشار خون و داروهای درمان پوکی استخوان تداخل داشته باشد.
اگرچه ملاتونین برای تنظیم ساعت زیستی بدن پشتوانه علمی قویتری دارد و منیزیم ممکن است در برخی مشکلات خفیف خواب یا تنش عضلانی مفید باشد، اما تداوم بیخوابی یا اختلال خواب نیازمند ارزیابی پزشکی است تا علت اصلی مشخص و درمان متناسب با آن آغاز شود.
https://www.washingtonpost.com/wellness/2026/08/02/melatonin-vs-magnesium-which-is-better-your-sleep/
🆔@ScientificDialectics
بیخوابی و خواب بیکیفیت، دیگر فقط یک مشکل شبانه نیست؛ پژوهشها نشان میدهند کمبود خواب با افزایش خطر چاقی، دیابت نوع دو، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط دارد.
همین موضوع باعث شده است میلیونها نفر به جای مراجعه به پزشک، به سراغ مکملهایی بروند که بدون نسخه در دسترس هستند؛ در صدر این فهرست نیز دو نام بیش از همه به چشم میخورد: ملاتونین و منیزیم.
اما این دو مکمل، برخلاف تصور رایج، کارکرد یکسانی ندارند و متخصصان تاکید میکنند انتخاب میان آنها باید بر اساس نوع مشکل خواب انجام شود، نه صرفا بر پایه تبلیغات یا تجربه دیگران.ملاتونین؛ وقتی ساعت بدن از زمان واقعی عقب یا جلو افتاده استملاتونین هورمونی است که به طور طبیعی در مغز تولید میشود و وظیفه اصلی آن تنظیم چرخه خواب و بیداری است. با تاریک شدن هوا، میزان ترشح این هورمون افزایش مییابد و بدن را برای خواب آماده میکند؛ با نزدیک شدن به صبح نیز سطح آن کاهش پیدا میکند تا فرآیند بیدار شدن آغاز شود.
به همین دلیل، متخصصان خواب معتقدند ملاتونین بیش از آنکه یک «قرص خواب» باشد، ابزاری برای تنظیم ساعت زیستی بدن است. افرادی که به طور طبیعی دیر به خواب میروند، کسانی که شیفت شب کار میکنند یا مسافرانی که پس از سفرهای طولانی دچار اختلاف ساعت شدهاند، از جمله گروههایی هستند که ممکن است بیشترین سود را از مصرف این مکمل ببرند.
مرور ۲۶ کارآزمایی بالینی تصادفی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، نشان میدهد مصرف ملاتونین میتواند زمان به خواب رفتن را کاهش دهد و مدت خواب را تا حدی افزایش دهد. البته کارشناسان میگویند برای بیشتر بزرگسالان سالم، دوزهای پایین، معمولا بین یک تا سه میلیگرم، برای چند هفته کافی است و در اغلب موارد شواهدی وجود ندارد که مصرف بیش از پنج میلیگرم نتیجه بهتری ایجاد کند.
پزشکان همچنین توصیه میکنند ملاتونین حدود دو تا سه ساعت پیش از زمان خواب موردنظر مصرف شود و همزمان، زمان خواب و بیداری تا حد امکان ثابت بماند. قرار گرفتن در معرض نور زیاد در ابتدای روز و کاهش نور محیط در ساعات پایانی شب نیز میتواند اثر تنظیمکننده این هورمون را تقویت کند.
با وجود محبوبیت گسترده ملاتونین، متخصصان هشدار میدهند نباید آن را درمان بیخوابی مزمن دانست. بر اساس توصیه آکادمی پزشکی خواب آمریکا، شواهد کافی برای توصیه ملاتونین به عنوان درمان بیخوابی مزمن در بزرگسالان وجود ندارد.اگر فردی دستکم سه شب در هفته و به مدت سه ماه یا بیشتر در به خواب رفتن یا تداوم خواب مشکل داشته باشد، لازم است علت زمینهای این اختلال توسط پزشک بررسی شود؛ زیرا ادامه مصرف خودسرانه مکملها ممکن است تشخیص بیماری اصلی را به تأخیر بیندازد.
همچنین ملاتونین میتواند با برخی داروها از جمله داروهای رقیقکننده خون، برخی داروهای ضدتشنج و داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی تداخل داشته باشد. درباره کودکان نیز متخصصان تاکید میکنند مصرف این مکمل باید تنها با نظر پزشک انجام شود، زیرا مواردی از مسمومیت ناشی از مصرف بیش از حد در کودکان گزارش شده است.
در مقابل، منیزیم بیشتر به دلیل نقشی که در عملکرد اعصاب و عضلات دارد مورد توجه قرار گرفته است. این ماده معدنی در تولید ملاتونین نیز نقش غیرمستقیم ایفا میکند و به همین دلیل برخی پژوهشگران احتمال میدهند بتواند کیفیت خواب را بهبود ببخشد.با این حال، برخلاف ملاتونین، شواهد علمی درباره اثر منیزیم بر خواب هنوز محدود است.
بر همین اساس، برخی متخصصان میگویند اگر فرد دچار مشکلات خفیف یا گذرای خواب باشد یا بخواهد در کنار سایر اقدامات بهداشتی، شانس بهبود خواب خود را افزایش دهد، مصرف منیزیم ممکن است انتخاب قابل قبولی باشد، اما نباید انتظار داشت اثر آن با داروهای درمانی قابل مقایسه باشد.
اگر قرار باشد برای بهبود خواب از منیزیم استفاده شود، برخی متخصصان نوع گلیسینات را با دوز حدود ۲۵۰ میلیگرم پیشنهاد میکنند. در مقابل، منیزیم سیترات معمولا برای درمان یبوست به کار میرود و به همین دلیل انتخاب مناسبی برای مصرف پیش از خواب محسوب نمیشود.البته مصرف منیزیم نیز بدون عارضه نیست. اسهال، دلدرد و استفراغ از جمله عوارض شناختهشده آن هستند و این مکمل میتواند با برخی آنتیبیوتیکها، داروهای فشار خون و داروهای درمان پوکی استخوان تداخل داشته باشد.
اگرچه ملاتونین برای تنظیم ساعت زیستی بدن پشتوانه علمی قویتری دارد و منیزیم ممکن است در برخی مشکلات خفیف خواب یا تنش عضلانی مفید باشد، اما تداوم بیخوابی یا اختلال خواب نیازمند ارزیابی پزشکی است تا علت اصلی مشخص و درمان متناسب با آن آغاز شود.
https://www.washingtonpost.com/wellness/2026/08/02/melatonin-vs-magnesium-which-is-better-your-sleep/
🆔@ScientificDialectics
The Washington Post
Melatonin vs. magnesium: Which is better for your sleep?
What to know about the supplements people often use to help with falling asleep, jet lag, muscle tension and more.
❤6🙏2
💢راز بزرگ کیهان؛ آیا مادهای که سالها دنبالش بودیم اصلا وجود ندارد؟
سالها تصور میشد جهان با سرعتی فزاینده در حال گسترش بوده و نیرویی مرموز به نام «انرژی تاریک» عامل این شتاب است.
حالا اما پژوهشهای جدید نشان میدهند این فرض ممکن است حاصل یک خطای محاسباتی باشد و انرژی تاریک هرگز وجود نداشته است.
برای دههها اخترشناسان و کیهانشناسان بر این باور بودند که جهان ما نه تنها در حال بزرگ شدن است، بلکه سرعت این انبساط نیز روزبهروز بیشتر میشود.
دانشمندان علت این شتاب را به نیرویی مرموز و ناشناخته به نام «انرژی تاریک» نسبت میدادند؛ مادهای که تا به حال به صورت مستقیم دیده نشده است.
دانشمندان اکنون در یک مطالعه جدید دریافتهاند که ممکن است در محاسبات قبلی اشتباهی رخ داده باشد. آنها برای اندازهگیری سرعت دور شدن کهکشانها از نوعی انفجار ستارهای به نام «ابرنواختر نوع یکم» استفاده میکنند.
از آنجا که روشنایی این انفجارها همیشه مشخص و قابل پیشبینی است، آنها مانند یک «خطکش کیهانی» عمل میکنند تا فواصل در کیهان محاسبه شود.تا کنون فرض بر این بود که سن ستارگانی که این انفجارها را ایجاد میکنند، تاثیری بر میزان روشنایی آنها ندارد.
اما سوبیر سارکار، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد، به همراه تیم تحقیقاتی خود با بررسی دقیق دادههای جدید به نکتهای کلیدی دست یافتند: ابرنواخترهایی که از ستارگان جوانتر سرچشمه میگیرند، نسبت به ستارگان قدیمیتر اندکی کمنورتر هستند.
از آنجا که ابرنواخترهای بسیار دوردست از ستارگان جوانتر تشکیل شدهاند، کمنورتر به نظر میرسند.این کمنوری باعث شده بود دانشمندان تصور کنند آنها در فاصلهای بسیار دورتر قرار دارند و نتیجه بگیرند که سرعت انبساط جهان در حال افزایش است؛ در حالی که این تنها یک خطای دید و محاسباتی بوده است.
یکی دیگر از فرضیات اصلی در علم کیهانشناسی این است که جهان یکنواخت است و از هر طرف که به آن نگاه کنیم، به یک شکل رفتار میکند.اما پژوهش جدید نشان میدهد که سرعت حرکت و انبساط کیهان در همه جهتها یکسان نیست و جهان حالتی «کج» یا ناهمگن دارد.
به گفته این محققان، آنچه ما به عنوان شتاب انبساط جهان میدیدیم، تنها ناشی از حرکت محلی منظومه و کهکشان ما در میان کیهان است.در واقع، جهان همچنان در حال گسترش است، اما این انبساط نه تنها شتاب نمیگیرد، بلکه بر خلاف تصورات قبلی در حال کندتر شدن است.
پایان فرضیه انرژی تاریک؟اگر نتایج این پژوهش به طور کامل تایید شود، مدلهای استاندارد کیهانشناسی دچار تحولی بنیادی خواهند شد. وقتی شتابی در کار نباشد، دیگر نیازی به وجود «انرژی تاریک» برای توجیه این شتاب نخواهد بود.
این یافتهها نشان میدهند که الگوی فعلی ما از جهان بسیار سادهانگارانه بوده است و کیهان واقعی پیچیدهتر و نابرابرتر از آن چیزی است که فیزیکدانان سالها در فرمولهای خود تصور میکردند.
🆔@ScientificDialectics
سالها تصور میشد جهان با سرعتی فزاینده در حال گسترش بوده و نیرویی مرموز به نام «انرژی تاریک» عامل این شتاب است.
حالا اما پژوهشهای جدید نشان میدهند این فرض ممکن است حاصل یک خطای محاسباتی باشد و انرژی تاریک هرگز وجود نداشته است.
برای دههها اخترشناسان و کیهانشناسان بر این باور بودند که جهان ما نه تنها در حال بزرگ شدن است، بلکه سرعت این انبساط نیز روزبهروز بیشتر میشود.
دانشمندان علت این شتاب را به نیرویی مرموز و ناشناخته به نام «انرژی تاریک» نسبت میدادند؛ مادهای که تا به حال به صورت مستقیم دیده نشده است.
دانشمندان اکنون در یک مطالعه جدید دریافتهاند که ممکن است در محاسبات قبلی اشتباهی رخ داده باشد. آنها برای اندازهگیری سرعت دور شدن کهکشانها از نوعی انفجار ستارهای به نام «ابرنواختر نوع یکم» استفاده میکنند.
از آنجا که روشنایی این انفجارها همیشه مشخص و قابل پیشبینی است، آنها مانند یک «خطکش کیهانی» عمل میکنند تا فواصل در کیهان محاسبه شود.تا کنون فرض بر این بود که سن ستارگانی که این انفجارها را ایجاد میکنند، تاثیری بر میزان روشنایی آنها ندارد.
اما سوبیر سارکار، فیزیکدان دانشگاه آکسفورد، به همراه تیم تحقیقاتی خود با بررسی دقیق دادههای جدید به نکتهای کلیدی دست یافتند: ابرنواخترهایی که از ستارگان جوانتر سرچشمه میگیرند، نسبت به ستارگان قدیمیتر اندکی کمنورتر هستند.
از آنجا که ابرنواخترهای بسیار دوردست از ستارگان جوانتر تشکیل شدهاند، کمنورتر به نظر میرسند.این کمنوری باعث شده بود دانشمندان تصور کنند آنها در فاصلهای بسیار دورتر قرار دارند و نتیجه بگیرند که سرعت انبساط جهان در حال افزایش است؛ در حالی که این تنها یک خطای دید و محاسباتی بوده است.
یکی دیگر از فرضیات اصلی در علم کیهانشناسی این است که جهان یکنواخت است و از هر طرف که به آن نگاه کنیم، به یک شکل رفتار میکند.اما پژوهش جدید نشان میدهد که سرعت حرکت و انبساط کیهان در همه جهتها یکسان نیست و جهان حالتی «کج» یا ناهمگن دارد.
به گفته این محققان، آنچه ما به عنوان شتاب انبساط جهان میدیدیم، تنها ناشی از حرکت محلی منظومه و کهکشان ما در میان کیهان است.در واقع، جهان همچنان در حال گسترش است، اما این انبساط نه تنها شتاب نمیگیرد، بلکه بر خلاف تصورات قبلی در حال کندتر شدن است.
پایان فرضیه انرژی تاریک؟اگر نتایج این پژوهش به طور کامل تایید شود، مدلهای استاندارد کیهانشناسی دچار تحولی بنیادی خواهند شد. وقتی شتابی در کار نباشد، دیگر نیازی به وجود «انرژی تاریک» برای توجیه این شتاب نخواهد بود.
این یافتهها نشان میدهند که الگوی فعلی ما از جهان بسیار سادهانگارانه بوده است و کیهان واقعی پیچیدهتر و نابرابرتر از آن چیزی است که فیزیکدانان سالها در فرمولهای خود تصور میکردند.
🆔@ScientificDialectics
OUP Academic
Pantheon + supernovae corrected for progenitor age indicate the universe is decelerating
ABSTRACT. We examine the impact of progenitor age-dependent luminosity evolution of Type Ia supernovae on a cosmographic measurement of the deceleration pa
❤9👍1
💢مطالعه: خیابانهای سبزتر با خواب طولانیتر پیوند دارند
پژوهش تازه نشان میدهد ظاهر محلهها میتواند بر کیفیت خواب ساکنان اثر بگذارد و به شواهد فزاینده درباره تاثیر طراحی شهری بر سلامت عمومی میافزاید.
خواب بیش از گذشته به عنوان یکی از ستونهای اصلی سلامت شناخته میشود و کمخوابی با افزایش خطر بیماریهای قلب و عروق، چاقی، افسردگی و کاهش بهرهوری همراه است. در حالی که شهرها به دنبال راههایی برای بهبود رفاه ساکنان هستند پژوهشگران بررسی میکنند که آیا ویژگیهای محیط ساختهشده نیز میتواند به خواب شبانه بهتر مردم کمک کند یا نه.
یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) تازه نشان میدهد که محلههای سبزتر و خیابانهایی با محصوریت دیداری بیشتر، برای مثال جایی که ساختمانها یا درختان قاب خیابان را تشکیل میدهند، با خواب طولانیتر همراه است، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای مناسبتر برای پیادهروی با خواب کوتاهتر ارتباط دارد.
پژوهشگران دانشگاه متروپولیتن اوزاکا در ژاپن بررسی کردند که ظاهر محله و برداشت از احساس امنیت چگونه بر خواب بزرگسالان شاغل ۴۰ تا ۵۹ سالهای که در طبقه سوم یا پایینتر در توکیو زندگی میکنند تاثیر میگذارد.
تیم پژوهش از هوش مصنوعی برای تحلیل بیش از ۲۰۰ هزار تصویر گوگل استریت ویو استفاده کرد تا ویژگیهای دیداری محلهها را شناسایی کند. سپس این ویژگیها را با اطلاعات خودگزارششده درباره خواب ۱۰۸۹ بزرگسال شاغل که در طبقات پایین آپارتمانها زندگی میکردند مرتبط کردند.
پژوهشگران دریافتند خیابانهایی که با ساختمانها یا درختان قاب گرفته شدهاند با علائم کمتر بیخوابی و مدت خواب طولانیتر همراه هستند. همچنین شواهدی وجود داشت که نشان میداد این رابطه تا حدی با این واقعیت توضیح داده میشود که ساکنان محلههای خود را امنتر و سرزندهتر احساس میکنند.
پژوهشگران نوشتند: «نتایج ما همچنین وجود یک ارتباط مثبت قابل توجه بین احساس امنیت و مدت خواب را تایید میکند.»محلههای سبزتر با احساس امنیت بیشتر و در نتیجه خواب طولانیتر ارتباط داشت، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای پیادهمحورتر با احساس امنیت کمتر و خواب کوتاهتر همراه بود.
به گفته نویسندگان، این یافتهها درک ما از چگونگی تاثیر محیطهای شهری بر سلامت خواب را گسترش میدهد و شاخصهای عملیای را شناسایی میکند که میتواند مبنای پژوهشهای آینده و مداخلههای برنامهریزی شهری برای ایجاد شهرهای سالمتر قرار گیرد.
🆔@ScientificDialectics
پژوهش تازه نشان میدهد ظاهر محلهها میتواند بر کیفیت خواب ساکنان اثر بگذارد و به شواهد فزاینده درباره تاثیر طراحی شهری بر سلامت عمومی میافزاید.
خواب بیش از گذشته به عنوان یکی از ستونهای اصلی سلامت شناخته میشود و کمخوابی با افزایش خطر بیماریهای قلب و عروق، چاقی، افسردگی و کاهش بهرهوری همراه است. در حالی که شهرها به دنبال راههایی برای بهبود رفاه ساکنان هستند پژوهشگران بررسی میکنند که آیا ویژگیهای محیط ساختهشده نیز میتواند به خواب شبانه بهتر مردم کمک کند یا نه.
یک مطالعه (منبع به زبان انگلیسی) تازه نشان میدهد که محلههای سبزتر و خیابانهایی با محصوریت دیداری بیشتر، برای مثال جایی که ساختمانها یا درختان قاب خیابان را تشکیل میدهند، با خواب طولانیتر همراه است، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای مناسبتر برای پیادهروی با خواب کوتاهتر ارتباط دارد.
پژوهشگران دانشگاه متروپولیتن اوزاکا در ژاپن بررسی کردند که ظاهر محله و برداشت از احساس امنیت چگونه بر خواب بزرگسالان شاغل ۴۰ تا ۵۹ سالهای که در طبقه سوم یا پایینتر در توکیو زندگی میکنند تاثیر میگذارد.
تیم پژوهش از هوش مصنوعی برای تحلیل بیش از ۲۰۰ هزار تصویر گوگل استریت ویو استفاده کرد تا ویژگیهای دیداری محلهها را شناسایی کند. سپس این ویژگیها را با اطلاعات خودگزارششده درباره خواب ۱۰۸۹ بزرگسال شاغل که در طبقات پایین آپارتمانها زندگی میکردند مرتبط کردند.
پژوهشگران دریافتند خیابانهایی که با ساختمانها یا درختان قاب گرفته شدهاند با علائم کمتر بیخوابی و مدت خواب طولانیتر همراه هستند. همچنین شواهدی وجود داشت که نشان میداد این رابطه تا حدی با این واقعیت توضیح داده میشود که ساکنان محلههای خود را امنتر و سرزندهتر احساس میکنند.
پژوهشگران نوشتند: «نتایج ما همچنین وجود یک ارتباط مثبت قابل توجه بین احساس امنیت و مدت خواب را تایید میکند.»محلههای سبزتر با احساس امنیت بیشتر و در نتیجه خواب طولانیتر ارتباط داشت، در حالی که محلههایی با شبکه خیابانهای پیادهمحورتر با احساس امنیت کمتر و خواب کوتاهتر همراه بود.
به گفته نویسندگان، این یافتهها درک ما از چگونگی تاثیر محیطهای شهری بر سلامت خواب را گسترش میدهد و شاخصهای عملیای را شناسایی میکند که میتواند مبنای پژوهشهای آینده و مداخلههای برنامهریزی شهری برای ایجاد شهرهای سالمتر قرار گیرد.
🆔@ScientificDialectics
❤7👍1
💢چطور بفهمیم روزی چند قدم پیادهروی برای بدن ما کافی است؟
احتمالا بارها شنیدهاید که پیادهروی ۱۰ هزار گام در روز، کلید طلایی سلامت، تناسب اندام و طول عمر است. این عدد آنقدر تکرار شده که به نظر میرسد یک دستورالعمل علمی و پزشکی اثباتشده از سوی پزشکان جهان باشد.
اما آیا این توصیه واقعا ریشه در تحقیقات آزمایشگاهی دارد؟پاسخ کوتاه خیر است. توصیه به ۱۰ هزار گام در روز نه از یک مرکز تحقیقاتی، بلکه از یک کمپین تبلیغاتی بازرگانی سرچشمه گرفته است.
منشاء این عدد به سال ۱۹۶۴ در ژاپن بازمیگردد؛ زمانی که یک شرکت پس از بازیهای المپیک توکیو، گامشماری به نام «مانپو-کی» را روانه بازار کرد که به معنای «متر ۱۰ هزار گام» بود.در آن دوره، نگرانی از کمتحرکی جامعه ژاپن رو به افزایش بود.
انتخاب عدد ۱۰ هزار دلایل علممحور نداشت؛ این عدد صرفا یک شعار جذاب، رند و ماندگار برای فروش بیشتر دستگاه بود. حتی کانجی ژاپنی عدد ۱۰ هزار (万) شباهت ظاهری اندکی به فردی در حال راه رفتن دارد که در انتخاب این نام بیتاثیر نبود. بنابراین، آنچه سالها به عنوان یک اصل پزشکی پنداشته میشد، تنها یک مانور تبلیغاتی موفق بوده است.
یافتههای جدید علم پزشکی؛ ۷ هزار گام نقطه طلایی سلامتاگرچه ۱۰ هزار گام در روز هدف مفیدی است و آثار مثبتی بر بدن دارد، اما تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به این عدد نیست.
یک تحقیق نظاممند که نتایج ۵۷ مطالعه را روی بیش از ۱۶۰ هزار فرد بزرگسال بررسی کرده، نشان میدهد که فواید کلیدی پیادهروی در ۷ هزار گام در روز به اوج خود میرسد.تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به عدد ۱۰ هزار قدم در روز نیست.
بنابر نتایج این پژوهش رسیدن به سطح ۷ هزار گام در روز میتواند تاثیر چشمگیری بر ارتقای سلامت داشته باشد؛ بهطوری که طبق تحقیقات، این میزان پیادهروی با کاهش ۴۷ درصدی خطر مرگ زودهنگام، کاهش ۲۵ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی مانند سکته و بیماریهای قلبی و کاهش ۳۸ درصدی خطر بروز زوال عقل همراه است.
علاوه بر این، پیمودن این تعداد گام روزانه احتمال ابتلا به افسردگی را ۲۲ درصد و دیابت نوع دو را ۱۴ درصد کاهش میدهد.
نکته قابل توجه این است که روند بهبود سلامت از گامهای پایینتر آغاز میشود. جهش از ۲ هزار به ۴ هزار گام در روز، بیشترین تاثیر و تغییر مثبت را در بدن ایجاد میکند.سپس از ۴ هزار تا ۷ هزار گام، این فواید کمی افزایش مییابد و پس از آن، شیب نمودار فواید به حالت یکنواخت میرسد.
تعداد گامها یا شدت پیادهروی؛ کدام مهمتر است؟در کنار شمارش تعداد گامها، شدت حرکت عامل بسیار تعیینکنندهای است. راه رفتن با سرعت بالاتر که شدت تمرین را به مرحله «متوسط تا شدید» میرساند، جایی که صحبت کردن حین حرکت دشوار میشود، در زمان کمتری آثار سلامتبخش بیشتری بر جای میگذارد.
به همین دلیل در راهنماهای رسمی ورزشی، ۷۵ دقیقه فعالیت شدید معادل ۱۵۰ دقیقه فعالیت متوسط محسوب میشود. از این رو، تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته، حتی میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.محققان میگویند تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.
چرا پیادهروی به تنهایی کافی نیست؟پیادهروی یک تمرین هوازی عالی است که سلامت قلب، عروق و متابولیسم را ارتقا میدهد و به کاهش وزن و استرس کمک میکند. اما سیستم بدنی انسان به تمرینات غیرهوازی یا قدرتی نیز نیاز دارد.حفظ توده و قدرت عضلانی با افزایش سن، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی و کاهش خطر افتادن و شکستگی دارد.
سازمانهای بهداشتی توصیه میکنند حداقل دو روز در هفته تمرینات تقویت عضلات مانند کار با وزنه انجام شود.در نهایت، ترکیب روزانه حدود ۷ هزار گام پیادهروی با دو جلسه تمرین قدرتی در هفته، جامعترین الگوی ورزشی برای حفظ سلامت و شادابی در طول زندگی است.
🆔@ScientificDialectics
احتمالا بارها شنیدهاید که پیادهروی ۱۰ هزار گام در روز، کلید طلایی سلامت، تناسب اندام و طول عمر است. این عدد آنقدر تکرار شده که به نظر میرسد یک دستورالعمل علمی و پزشکی اثباتشده از سوی پزشکان جهان باشد.
اما آیا این توصیه واقعا ریشه در تحقیقات آزمایشگاهی دارد؟پاسخ کوتاه خیر است. توصیه به ۱۰ هزار گام در روز نه از یک مرکز تحقیقاتی، بلکه از یک کمپین تبلیغاتی بازرگانی سرچشمه گرفته است.
منشاء این عدد به سال ۱۹۶۴ در ژاپن بازمیگردد؛ زمانی که یک شرکت پس از بازیهای المپیک توکیو، گامشماری به نام «مانپو-کی» را روانه بازار کرد که به معنای «متر ۱۰ هزار گام» بود.در آن دوره، نگرانی از کمتحرکی جامعه ژاپن رو به افزایش بود.
انتخاب عدد ۱۰ هزار دلایل علممحور نداشت؛ این عدد صرفا یک شعار جذاب، رند و ماندگار برای فروش بیشتر دستگاه بود. حتی کانجی ژاپنی عدد ۱۰ هزار (万) شباهت ظاهری اندکی به فردی در حال راه رفتن دارد که در انتخاب این نام بیتاثیر نبود. بنابراین، آنچه سالها به عنوان یک اصل پزشکی پنداشته میشد، تنها یک مانور تبلیغاتی موفق بوده است.
یافتههای جدید علم پزشکی؛ ۷ هزار گام نقطه طلایی سلامتاگرچه ۱۰ هزار گام در روز هدف مفیدی است و آثار مثبتی بر بدن دارد، اما تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به این عدد نیست.
یک تحقیق نظاممند که نتایج ۵۷ مطالعه را روی بیش از ۱۶۰ هزار فرد بزرگسال بررسی کرده، نشان میدهد که فواید کلیدی پیادهروی در ۷ هزار گام در روز به اوج خود میرسد.تحقیقات جدید نشان میدهند که برای بهرهمندی از حداکثر فواید سلامتی، نیازی به رسیدن به عدد ۱۰ هزار قدم در روز نیست.
بنابر نتایج این پژوهش رسیدن به سطح ۷ هزار گام در روز میتواند تاثیر چشمگیری بر ارتقای سلامت داشته باشد؛ بهطوری که طبق تحقیقات، این میزان پیادهروی با کاهش ۴۷ درصدی خطر مرگ زودهنگام، کاهش ۲۵ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی مانند سکته و بیماریهای قلبی و کاهش ۳۸ درصدی خطر بروز زوال عقل همراه است.
علاوه بر این، پیمودن این تعداد گام روزانه احتمال ابتلا به افسردگی را ۲۲ درصد و دیابت نوع دو را ۱۴ درصد کاهش میدهد.
نکته قابل توجه این است که روند بهبود سلامت از گامهای پایینتر آغاز میشود. جهش از ۲ هزار به ۴ هزار گام در روز، بیشترین تاثیر و تغییر مثبت را در بدن ایجاد میکند.سپس از ۴ هزار تا ۷ هزار گام، این فواید کمی افزایش مییابد و پس از آن، شیب نمودار فواید به حالت یکنواخت میرسد.
تعداد گامها یا شدت پیادهروی؛ کدام مهمتر است؟در کنار شمارش تعداد گامها، شدت حرکت عامل بسیار تعیینکنندهای است. راه رفتن با سرعت بالاتر که شدت تمرین را به مرحله «متوسط تا شدید» میرساند، جایی که صحبت کردن حین حرکت دشوار میشود، در زمان کمتری آثار سلامتبخش بیشتری بر جای میگذارد.
به همین دلیل در راهنماهای رسمی ورزشی، ۷۵ دقیقه فعالیت شدید معادل ۱۵۰ دقیقه فعالیت متوسط محسوب میشود. از این رو، تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته، حتی میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.محققان میگویند تمرکز بر دقیقه و شدت فعالیت در هفته میتواند از شمارش محض گامها کارآمدتر باشد.
چرا پیادهروی به تنهایی کافی نیست؟پیادهروی یک تمرین هوازی عالی است که سلامت قلب، عروق و متابولیسم را ارتقا میدهد و به کاهش وزن و استرس کمک میکند. اما سیستم بدنی انسان به تمرینات غیرهوازی یا قدرتی نیز نیاز دارد.حفظ توده و قدرت عضلانی با افزایش سن، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی و کاهش خطر افتادن و شکستگی دارد.
سازمانهای بهداشتی توصیه میکنند حداقل دو روز در هفته تمرینات تقویت عضلات مانند کار با وزنه انجام شود.در نهایت، ترکیب روزانه حدود ۷ هزار گام پیادهروی با دو جلسه تمرین قدرتی در هفته، جامعترین الگوی ورزشی برای حفظ سلامت و شادابی در طول زندگی است.
🆔@ScientificDialectics
The Lancet Public Health
Daily steps and health outcomes in adults: a systematic review and dose-response meta-analysis
Although 10 000 steps per day can still be a viable target for those who are more
active, 7000 steps per day is associated with clinically meaningful improvements in
health outcomes and might be a more realistic and achievable target for some. The
findings…
active, 7000 steps per day is associated with clinically meaningful improvements in
health outcomes and might be a more realistic and achievable target for some. The
findings…
❤6🙏4
💢پیشبینی ایلان ماسک؛ هوش منصوعی تا پنج سال دیگر به کجا میرسد؟
ماسک: شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد.
نیویورکپست درباره آینده هوش مصنوعی مینویسد، چه خوشمان بیاید و چه نه، روشن است که دیگر نمیتوان قطار پرشتاب هوش مصنوعی را که با سرعت به سوی نوعی مقصد نهایی پیش میرود، متوقف کرد
واضح است که تحولی بزرگ در راه است. ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان و نخستین تریلیونر تاریخ نگاهی مثبت و همراه با خوشبینی نسبت به آینده هوش مصنوعی دارد.
او معتقد است که «آینده با گذشته بسیار بسیار متفاوت خواهد بود و هیچ تشبیه یا استعارهای وجود ندارد که بتواند ابعاد تحولی را که در آستانه تجربه کردن آنیم، بهدرستی نشان دهد.»
ماسک پیشبینی میکند که هوش مصنوعی تنها ظرف چند سال، از هوش انسان فراتر برود، تعداد رباتهای انساننما به یک میلیارد دستگاه برسد و «عصر فراوانی» ناشی از هوش مصنوعی پول نقد را بیمعنا کند.
او تصریح کرد: «شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد. فکر میکنم حدود پنج سال دیگر، هوش مصنوعی ممکن است از مجموع هوش بشری فراتر برود. محتملترین نتیجه شکلگیری عصری از فراوانی شگفتانگیز است که در آن هرکس میتواند هر چیزی را که به ذهنش میرسد، داشته باشد.
شاید این حرف بیمعنا و اغراقآمیز به نظر برسد. البته عواملی هم وجود دارند که ممکن است این مسیر را مختل کنند. مثلا وقوع یک جنگ هستهای عظیم در مقیاس جهانی، اما با فرض اینکه جنگ جهانی سوم رخ ندهد، فکر میکنم به سوی عصر فراوانی شگفتانگیز حرکت میکنیم. بنابراین، باید با خوشبینی و اشتیاق به آینده نگاه کنیم.»
ماسک که شرکت خودروسازی تسلای او در حال ساخت ربات کارگر همهمنظورهای به نام «اپتیموس» است، معتقد است ظرف پنج سال آینده ممکن است «دستکم ۱۰۰ میلیون و شاید حتی یک میلیارد ربات انساننما» جایگزین نیروی کار یدی شوند.
ماسک گفت: «بیدلیل نیست که به آن تکینگی میگویند. نمیدانیم پس از عبور از 'افق رویداد' چه اتفاقی میافتد.»«تکینگی فناوری» (Singularity) به نقطهای فرضی گفته میشود که در آن هوش مصنوعی از هوش انسان فراتر میرود و میتواند با سرعتی فزاینده خود را بهبود دهد. به طوری که تحولات بعد از آن دیگر برای انسان قابل پیشبینی یا کنترل نباشد.
ماسک با اشاره استعاری به «افق رویداد» یا مرزی در اطراف سیاهچاله که نمیتوان آن سوی آن را دید، میگوید همانطور که از آنچه پس از عبور از این مرز رخ میدهد اطلاعی نداریم، پیامدهای عبور هوش مصنوعی از سطح هوش بشر را نیز نمیتوانیم پیشبینی کنیم.او معتقد است غرور انسان و تلاش او برای دستیابی به قدرتی همتراز قدرت خداوند، بارها در تاریخ تکرار شده و همواره پیامدهایی ناگواری داشته است: «صادقانه و عمیقا معتقدم که این ماجرای هوش مصنوعی همان برج بابل دوران ما است. ابزاری است که با آن خودمان را متقاعد کردهایم سرانجام میتوانیم به آن جایگاه والا در کنار خدا برسیم. حتی با او برابر شویم و خودمان خدا باشیم. این فقدان فروتنی، این غرور و خودبزرگبینی، همیشه نتیجه معکوس داده است.»
راکی اسکوپلیتی، آیندهپژوه استرالیایی و نویسنده کتاب «ماشینهای ادراکگر»، میگوید نسبت به بسیاری از تحلیلگران خوشبینتر است، اما تنها به این شرط که برای پذیرش گسستی بنیادی در شیوه نگرش خود به رفاه و کار آماده باشیم.به گفته او، «آینده کار اساسا مسئله نیروی کار نیست، بلکه مسئله حکمرانی است؛ اینکه دولتها و جوامع چگونه هوش مصنوعی را مدیریت کنند، برای آن قانون بگذارند و پیامدهایش را کنترل کنند.
پروفسور جفری هینتون، مشهور به «پدرخوانده هوش مصنوعی»، بیکاری گسترده را پیشبینی میکند. هینتون سال گذشته در پادکست «خاطرات یک مدیرعامل»، با اشاره به «مشاغل یقهسفید» (اداری و فکری) گفت: «فکر میکنم هوش مصنوعی در زمینه کارهای فکری روزمره، جای همه را خواهد گرفت.»
او این تصور را هم که هوش مصنوعی مشاغل تازهای ایجاد خواهد کرد، زیر سوال برد و افزود: «برای اینکه شغلی داشته باشید که هوش مصنوعی واقعا نتواند آن را انجام دهد، باید از مهارت بسیار بالایی برخوردار باشید.»
مصطفی سلیمان، مدیرعامل بخش هوش مصنوعی مایکروسافت، نیز در زمره بدبینها قرار دارد. او ماه مه در گفتگو با فایننشال تایمز پیشبینی کرد که هوش مصنوعی در بیشتر وظایف حرفهای، اگر نگوییم همه آنها، به «سطح عملکرد انسان» خواهد رسید و اغلب مشاغلی که مستلزم نشستن پشت رایانهاند، ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده کاملا خودکار خواهند شد
https://nypost.com/2026/07/26/tech/elon-musk-drops-wild-5-year-prediction-about-ai-and-humanity/
🆔@ScientificDialectics
ماسک: شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد.
نیویورکپست درباره آینده هوش مصنوعی مینویسد، چه خوشمان بیاید و چه نه، روشن است که دیگر نمیتوان قطار پرشتاب هوش مصنوعی را که با سرعت به سوی نوعی مقصد نهایی پیش میرود، متوقف کرد
واضح است که تحولی بزرگ در راه است. ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان و نخستین تریلیونر تاریخ نگاهی مثبت و همراه با خوشبینی نسبت به آینده هوش مصنوعی دارد.
او معتقد است که «آینده با گذشته بسیار بسیار متفاوت خواهد بود و هیچ تشبیه یا استعارهای وجود ندارد که بتواند ابعاد تحولی را که در آستانه تجربه کردن آنیم، بهدرستی نشان دهد.»
ماسک پیشبینی میکند که هوش مصنوعی تنها ظرف چند سال، از هوش انسان فراتر برود، تعداد رباتهای انساننما به یک میلیارد دستگاه برسد و «عصر فراوانی» ناشی از هوش مصنوعی پول نقد را بیمعنا کند.
او تصریح کرد: «شاید بهجز انسان بودن، واقعا هیچ کاری باقی نماند که هوش مصنوعی نتواند آن را بهتر از انسان انجام دهد. فکر میکنم حدود پنج سال دیگر، هوش مصنوعی ممکن است از مجموع هوش بشری فراتر برود. محتملترین نتیجه شکلگیری عصری از فراوانی شگفتانگیز است که در آن هرکس میتواند هر چیزی را که به ذهنش میرسد، داشته باشد.
شاید این حرف بیمعنا و اغراقآمیز به نظر برسد. البته عواملی هم وجود دارند که ممکن است این مسیر را مختل کنند. مثلا وقوع یک جنگ هستهای عظیم در مقیاس جهانی، اما با فرض اینکه جنگ جهانی سوم رخ ندهد، فکر میکنم به سوی عصر فراوانی شگفتانگیز حرکت میکنیم. بنابراین، باید با خوشبینی و اشتیاق به آینده نگاه کنیم.»
ماسک که شرکت خودروسازی تسلای او در حال ساخت ربات کارگر همهمنظورهای به نام «اپتیموس» است، معتقد است ظرف پنج سال آینده ممکن است «دستکم ۱۰۰ میلیون و شاید حتی یک میلیارد ربات انساننما» جایگزین نیروی کار یدی شوند.
ماسک گفت: «بیدلیل نیست که به آن تکینگی میگویند. نمیدانیم پس از عبور از 'افق رویداد' چه اتفاقی میافتد.»«تکینگی فناوری» (Singularity) به نقطهای فرضی گفته میشود که در آن هوش مصنوعی از هوش انسان فراتر میرود و میتواند با سرعتی فزاینده خود را بهبود دهد. به طوری که تحولات بعد از آن دیگر برای انسان قابل پیشبینی یا کنترل نباشد.
ماسک با اشاره استعاری به «افق رویداد» یا مرزی در اطراف سیاهچاله که نمیتوان آن سوی آن را دید، میگوید همانطور که از آنچه پس از عبور از این مرز رخ میدهد اطلاعی نداریم، پیامدهای عبور هوش مصنوعی از سطح هوش بشر را نیز نمیتوانیم پیشبینی کنیم.او معتقد است غرور انسان و تلاش او برای دستیابی به قدرتی همتراز قدرت خداوند، بارها در تاریخ تکرار شده و همواره پیامدهایی ناگواری داشته است: «صادقانه و عمیقا معتقدم که این ماجرای هوش مصنوعی همان برج بابل دوران ما است. ابزاری است که با آن خودمان را متقاعد کردهایم سرانجام میتوانیم به آن جایگاه والا در کنار خدا برسیم. حتی با او برابر شویم و خودمان خدا باشیم. این فقدان فروتنی، این غرور و خودبزرگبینی، همیشه نتیجه معکوس داده است.»
راکی اسکوپلیتی، آیندهپژوه استرالیایی و نویسنده کتاب «ماشینهای ادراکگر»، میگوید نسبت به بسیاری از تحلیلگران خوشبینتر است، اما تنها به این شرط که برای پذیرش گسستی بنیادی در شیوه نگرش خود به رفاه و کار آماده باشیم.به گفته او، «آینده کار اساسا مسئله نیروی کار نیست، بلکه مسئله حکمرانی است؛ اینکه دولتها و جوامع چگونه هوش مصنوعی را مدیریت کنند، برای آن قانون بگذارند و پیامدهایش را کنترل کنند.
پروفسور جفری هینتون، مشهور به «پدرخوانده هوش مصنوعی»، بیکاری گسترده را پیشبینی میکند. هینتون سال گذشته در پادکست «خاطرات یک مدیرعامل»، با اشاره به «مشاغل یقهسفید» (اداری و فکری) گفت: «فکر میکنم هوش مصنوعی در زمینه کارهای فکری روزمره، جای همه را خواهد گرفت.»
او این تصور را هم که هوش مصنوعی مشاغل تازهای ایجاد خواهد کرد، زیر سوال برد و افزود: «برای اینکه شغلی داشته باشید که هوش مصنوعی واقعا نتواند آن را انجام دهد، باید از مهارت بسیار بالایی برخوردار باشید.»
مصطفی سلیمان، مدیرعامل بخش هوش مصنوعی مایکروسافت، نیز در زمره بدبینها قرار دارد. او ماه مه در گفتگو با فایننشال تایمز پیشبینی کرد که هوش مصنوعی در بیشتر وظایف حرفهای، اگر نگوییم همه آنها، به «سطح عملکرد انسان» خواهد رسید و اغلب مشاغلی که مستلزم نشستن پشت رایانهاند، ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده کاملا خودکار خواهند شد
https://nypost.com/2026/07/26/tech/elon-musk-drops-wild-5-year-prediction-about-ai-and-humanity/
🆔@ScientificDialectics
New York Post
Elon Musk drops wild 5-year prediction about AI and humanity
“There really won’t be anything AI won’t be able to do better than humans, apart from being human, perhaps."
❤8
💢«روزی شبیه شما بودیم»: چهرههای رومیان باستان در نمایشگاه بوداپست جان گرفتند
کارشناسان با استفاده از باستان شناسی، انسان شناسی و تحلیل دیانای، چهرههای دوره روم را بازسازی و بر پایه شواهد تاریخی برایشان زندگیهای فرضی روایت کردند.
یک دختر روستایی، یک سرباز و یک برده که نزدیک به دو هزار سال پیش زندگی میکردند، در نمایشگاهی تازه و تماشایی در بوداپست صاحب چهرهها و داستانهای تازه شدهاند.
در موزه آکوینکوم، جمجمههای متعلق به دوران روم باستان که در شهر باستانی آکوینکوم کشف شدهاند، به چهرههای بازسازیشده و زندهمانند تبدیل شدهاند و به بازدیدکنندگان امکان میدهند نگاهی به چهره کسانی بیندازند که زمانی در مرزهای دوردست امپراتوری زندگی میکردند.
این نمایشگاه با عنوان «زمانی ما هم مثل شما بودیم» با بهرهگیری از باستانشناسی، انسانشناسی، ژنتیک و تخیل تاریخی تلاش میکند میان مخاطبان امروز و کسانی که بقایایشان نزدیک به دو هزار سال دوام آورده پلی دوباره برقرار کند.
این چهرههای بازسازیشده که در کنار جمجمههای اصلیشان قرار گرفتهاند، همراه با نامها، پیشهها و داستانهای احتمالی اما خیالی به نمایش درآمدهاند تا ساکنان باستانی آکوینکوم کمتر شبیه اشیای باستانشناسی و بیشتر شبیه انسانهای واقعی به نظر برسند.
دکتر لورانت واس، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «در حفاریها جمجمهها و اسکلتها را پیدا میکنیم، آنها را ثبت میکنیم و تا حدی میتوانیم تشخیص بدهیم متعلق به زن بوده یا مرد و بعد یافتهها در انبار مناسب قرار میگیرند و تمام. این بدنها نه وزن دارند، نه زندگی .»
او ادامه میدهد: «در پیوند با این نمایشگاه فکر کردیم اگر با استفاده از یافتههای باستانشناسی، اطلاعات سنگنوشتهها، نتایج مطالعات انسانشناسی و نتایج آرکیوژنتیک این افراد را به بازدیدکنندگان نزدیکتر کنیم چه میشود.»
چطور چهرههای باستانی دوباره زنده شدند؟
کارشناسان با تحلیل شکل و ساختار جمجمهها در کنار شواهد باستانشناسی و پژوهشهای دیانای، جزئیاتی مانند ساختار چهره، تبار احتمالی و حتی ویژگیهایی مانند رنگ مو، پوست و چشم را برآورد کردند.
واقعگرایانهترین بازسازیها را امه شه گابور، هنرمند بازسازی چهره که در استودیویی در بوداکسی، نزدیک بوداپست، کار میکند، انجام داده است.
او با استفاده از نسخههای چاپ سهبعدی جمجمههای اصلی، لایه به لایه چهرهها را بازسازی کرده و پس از مطالعه دقیق استخوانها، عضلات و جزئیات صورت را مدلسازی کرده است.
با وجود آنکه این چهرهها بر پایه شواهد علمی بازسازی شدهاند، هویتها و زندگینامههای نسبتدادهشده به آنها واقعی نیست. طراحان نمایشگاه بر اساس دانستههای پژوهشگران از زندگی در آکوینکوم برایشان نام، شغل و پیشینه احتمالی ساختهاند.
دکتر پتر واموش، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «همه اینها داستان است. متاسفانه حتی نام واقعی این افراد را هم نمیدانیم. سعی کردیم در داستانهای خیالی زندگیشان هر آنچه انسانشناسی و مطالعات ژنتیک در اختیارمان گذاشته بود بگنجانیم، اما هر طور نگاه کنیم باز هم داستان است. در واقع نمیتوانیم بگوییم که حتما اینطور زندگی کردهاند یا همه چیز دقیقا اینگونه رخ داده، فقط میتوانیم بگوییم ممکن است زندگیشان چنین بوده باشد.»
پژوهشگران با استفاده از سنتهای تاریخی نامگذاری، سنگنوشتهها و مطالعات انسانشناسی برای هر یک از این افراد سناریوهای باورپذیر طراحی کردهاند.
در کنار بازسازی چهرهها، بازدیدکنندگان میتوانند یک محوطه تدفینی بازسازیشده و یک مومیایی مربوط به دوران روم را هم ببینند.
نمایشگاه «زمانی ما هم مثل شما بودیم» تا ۳۱ اکتبر ۲۰۲۷ در موزه آکوینکوم در بوداپست دایر است.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
کارشناسان با استفاده از باستان شناسی، انسان شناسی و تحلیل دیانای، چهرههای دوره روم را بازسازی و بر پایه شواهد تاریخی برایشان زندگیهای فرضی روایت کردند.
یک دختر روستایی، یک سرباز و یک برده که نزدیک به دو هزار سال پیش زندگی میکردند، در نمایشگاهی تازه و تماشایی در بوداپست صاحب چهرهها و داستانهای تازه شدهاند.
در موزه آکوینکوم، جمجمههای متعلق به دوران روم باستان که در شهر باستانی آکوینکوم کشف شدهاند، به چهرههای بازسازیشده و زندهمانند تبدیل شدهاند و به بازدیدکنندگان امکان میدهند نگاهی به چهره کسانی بیندازند که زمانی در مرزهای دوردست امپراتوری زندگی میکردند.
این نمایشگاه با عنوان «زمانی ما هم مثل شما بودیم» با بهرهگیری از باستانشناسی، انسانشناسی، ژنتیک و تخیل تاریخی تلاش میکند میان مخاطبان امروز و کسانی که بقایایشان نزدیک به دو هزار سال دوام آورده پلی دوباره برقرار کند.
این چهرههای بازسازیشده که در کنار جمجمههای اصلیشان قرار گرفتهاند، همراه با نامها، پیشهها و داستانهای احتمالی اما خیالی به نمایش درآمدهاند تا ساکنان باستانی آکوینکوم کمتر شبیه اشیای باستانشناسی و بیشتر شبیه انسانهای واقعی به نظر برسند.
دکتر لورانت واس، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «در حفاریها جمجمهها و اسکلتها را پیدا میکنیم، آنها را ثبت میکنیم و تا حدی میتوانیم تشخیص بدهیم متعلق به زن بوده یا مرد و بعد یافتهها در انبار مناسب قرار میگیرند و تمام. این بدنها نه وزن دارند، نه زندگی .»
او ادامه میدهد: «در پیوند با این نمایشگاه فکر کردیم اگر با استفاده از یافتههای باستانشناسی، اطلاعات سنگنوشتهها، نتایج مطالعات انسانشناسی و نتایج آرکیوژنتیک این افراد را به بازدیدکنندگان نزدیکتر کنیم چه میشود.»
چطور چهرههای باستانی دوباره زنده شدند؟
کارشناسان با تحلیل شکل و ساختار جمجمهها در کنار شواهد باستانشناسی و پژوهشهای دیانای، جزئیاتی مانند ساختار چهره، تبار احتمالی و حتی ویژگیهایی مانند رنگ مو، پوست و چشم را برآورد کردند.
واقعگرایانهترین بازسازیها را امه شه گابور، هنرمند بازسازی چهره که در استودیویی در بوداکسی، نزدیک بوداپست، کار میکند، انجام داده است.
او با استفاده از نسخههای چاپ سهبعدی جمجمههای اصلی، لایه به لایه چهرهها را بازسازی کرده و پس از مطالعه دقیق استخوانها، عضلات و جزئیات صورت را مدلسازی کرده است.
با وجود آنکه این چهرهها بر پایه شواهد علمی بازسازی شدهاند، هویتها و زندگینامههای نسبتدادهشده به آنها واقعی نیست. طراحان نمایشگاه بر اساس دانستههای پژوهشگران از زندگی در آکوینکوم برایشان نام، شغل و پیشینه احتمالی ساختهاند.
دکتر پتر واموش، باستانشناس و طراح مشترک نمایشگاه، میگوید: «همه اینها داستان است. متاسفانه حتی نام واقعی این افراد را هم نمیدانیم. سعی کردیم در داستانهای خیالی زندگیشان هر آنچه انسانشناسی و مطالعات ژنتیک در اختیارمان گذاشته بود بگنجانیم، اما هر طور نگاه کنیم باز هم داستان است. در واقع نمیتوانیم بگوییم که حتما اینطور زندگی کردهاند یا همه چیز دقیقا اینگونه رخ داده، فقط میتوانیم بگوییم ممکن است زندگیشان چنین بوده باشد.»
پژوهشگران با استفاده از سنتهای تاریخی نامگذاری، سنگنوشتهها و مطالعات انسانشناسی برای هر یک از این افراد سناریوهای باورپذیر طراحی کردهاند.
در کنار بازسازی چهرهها، بازدیدکنندگان میتوانند یک محوطه تدفینی بازسازیشده و یک مومیایی مربوط به دوران روم را هم ببینند.
نمایشگاه «زمانی ما هم مثل شما بودیم» تا ۳۱ اکتبر ۲۰۲۷ در موزه آکوینکوم در بوداپست دایر است.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
euronews
What did Romans really look like? A Hungarian museum has the answer
Using archaeology, anthropology and DNA analysis, experts reconstructed Roman-era faces and paired them with imagined life stories inspired by historical evidence.
❤2
Del Cerro
Pepe Habichuela
💢پپه هابیچوئلا، از اسطوره های بزرگ فلامنکو درگذشت
یکی از مهمترین چهرههای مرجع این ژانر در شهر مادرید که دههها در آن زندگی میکرد، چشم از جهان فروبست.
این هنرمند که در سال ۱۹۴۴ در گرانادا و با نام خوسه آنتونیو کارمونا کارمونا به دنیا آمد، به خانواده شناختهشده آبیچوئلا تعلق داشت؛ یکی از خاندانهای تاثیرگذار در تاریخ فلامنکو. او همچنین پدر خوسمی کارمونا، گیتاریست و از بنیانگذاران گروه کتاما بود.در سالهای اخیر، آبیچوئلا به دلیل بیماریای که او را وادار کرد در تابستان ۲۰۲۴ صحنه را ترک کند فعالیت خود را کاهش دادهبود.
مسیر حرفهای او در ۱۹۶۴ چرخشی تعیینکننده پیدا کرد؛ زمانی که برای پیوستن به برادرش خوان به مادرید نقل مکان کرد و دورهای را آغاز کرد که در آن به یکی از پرتقاضاترین گیتاریستهای صحنه فلامنکو بدل شد.
با رفتن او یکی از موسیقیدانان کلیدی برای فهم تحول گیتار فلامنکو از دست میرود؛ هنرمندی که نفوذش بیش از ۶۰ سال در صحنه ادامه داشت.
🆔@ScientificDialectics
یکی از مهمترین چهرههای مرجع این ژانر در شهر مادرید که دههها در آن زندگی میکرد، چشم از جهان فروبست.
این هنرمند که در سال ۱۹۴۴ در گرانادا و با نام خوسه آنتونیو کارمونا کارمونا به دنیا آمد، به خانواده شناختهشده آبیچوئلا تعلق داشت؛ یکی از خاندانهای تاثیرگذار در تاریخ فلامنکو. او همچنین پدر خوسمی کارمونا، گیتاریست و از بنیانگذاران گروه کتاما بود.در سالهای اخیر، آبیچوئلا به دلیل بیماریای که او را وادار کرد در تابستان ۲۰۲۴ صحنه را ترک کند فعالیت خود را کاهش دادهبود.
مسیر حرفهای او در ۱۹۶۴ چرخشی تعیینکننده پیدا کرد؛ زمانی که برای پیوستن به برادرش خوان به مادرید نقل مکان کرد و دورهای را آغاز کرد که در آن به یکی از پرتقاضاترین گیتاریستهای صحنه فلامنکو بدل شد.
با رفتن او یکی از موسیقیدانان کلیدی برای فهم تحول گیتار فلامنکو از دست میرود؛ هنرمندی که نفوذش بیش از ۶۰ سال در صحنه ادامه داشت.
🆔@ScientificDialectics
❤7
💢اهمیت کشش عمودی بدن؛ چرا بارفیکس زدن مهم است؟
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
میله بارفیکس یکی از سادهترین و در عین حال کاربردیترین تجهیزات برای تمرین در خانه است. حتی اگر هنوز نمیتوانید یک حرکت بالاکش کامل داشته باشید، این وسیله همچنان میتواند به تقویت قدرت، تعادل و آمادگی جسمانی کمک کند.
یاهو هلث که با مربیان بدنسازی گفتوگو کرده است، مینویسد بسیاری از تجهیزات مانند دمبل (وزنه)، کتلبل (دمبل روسی) یا هالتر (میلوزنه) امکان تمرین حرکات فشاری، اسکوات و انواع کشش افقی را فراهم میکنند، اما بدون میله بارفیکس، الگوی مهم کشش عمودی عملا از برنامه تمرینی حذف میشود.
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
علاوه بر این، تمرینهای مختلف روی میله بارفیکس عضلات پشت، میانتنه و عضلات تثبیتکننده شانه را نیز درگیر میکنند و به بهبود حالت بدن و حفظ تعادل کمک میکنند.مربیان معتقدند میله بارفیکس در خانه فقط ابزار ورزشی نیست، بلکه یادآور هدفی است که فرد برای رسیدن به آن تلاش میکند. این وسیله میتواند ذهنیت «نمیتوانم» را به «هنوز نمیتوانم» تبدیل کند و انگیزه ادامه تمرین را در بلندمدت افزایش دهد.
افرادی که بهتازگی تمرین با میله بارفیکس را آغاز میکنند، لازم نیست تلاش کنند حرکت کامل را انجام دهند. سه تمرین ساده میتواند بهتدریج قدرت لازم برای اولین حرکت بالاکش کامل را ایجاد کند. این تمرینها را میتوان بهصورت یک جلسه کوتاه یا کنار تمرینهای بالاتنه، دو تا سه روز در هفته و با یک روز فاصله انجام داد. توصیه میشود پیش از شروع، بدن را چند دقیقه با چرخش دستها، شانهها و کمی فعالیت هوازی سبک گرم کرد.
نخستین تمرین، «آویزان شدن» است. در این حرکت فرد با گرفتن میله و کشیده نگه داشتن کامل دستها، از میله آویزان میشود. این تمرین در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما نقش مهمی در تقویت قدرت پنجه، ساعد و شانه دارد و به کاهش فشار به مهرههای کمر و بهبود انعطافپذیری و تحرک شانهها کمک میکند. افراد مبتدی میتوانند تمرین را با حالتی آغاز کنند که پاهایشان بهآرامی زمین را لمس کند تا بخشی از وزن بدن از روی دستها برداشته شود. سپس، بهتدریج مدت زمان آویزان ماندن را از ۱۰ تا ۳۰ ثانیه به یک تا دو دقیقه برسانند.
دومین تمرین، کشش کتف است. در این حرکت، بدون خم کردن آرنجها، فقط با پایین و عقب کشیدن کتفها، بدن چند سانتیمتر بالا میآید و سپس، بهآرامی به حالت اولیه بازمیگردد. این تمرین عضلاتی را فعال میکند که وظیفه کنترل حرکت تیغههای شانه را بر عهده دارند، عضلاتی که معمولا در برنامههای تمرینی کمتر مورد توجه قرار میگیرند، اما برای حفظ سلامت شانه، بالا بردن دستها و انجام حرکت بالاکش ضروریاند. این تمرین همچنین به فرد یاد میدهد پیش از استفاده از بازوها، عضلات پشت را فعال کند.
تمرین سوم، بارفیکس منفی است که یکی از موثرترین روشها برای رسیدن به اولین حرکت بالاکش کامل به شمار میرود. در این تمرین، فرد با استفاده از یک چهارپایه یا نیمکت خود را در موقعیت بالاتر از میله قرار میدهد تا چانه بالاتر از میله، آرنجها خمیده و سینه نزدیک به میله باشد؛ سپس، بدن را طی ۳ تا ۵ ثانیه بهآرامی پایین میآورد. از آنجا که عضلات هنگام پایین آمدن توان بیشتری نسبت به مرحله بالا کشیدن دارند، این نوع تمرین قدرت لازم برای انجام حرکت کامل را سریعتر افزایش میدهد.
انجام ۳ تا ۴ نوبت ۳ تا ۵ بار تکرار حرکت، همراه استراحت بین هر نوبت، برای افراد مبتدی مناسب است.کار با میله بارفیکس عمدتا عضلات پشت، بهویژه ماهیچه پشتی بزرگ، بازوها، ساعد و قدرت پنجه را تقویت میکند و همزمان عضلات شانه و میانتنه را نیز درگیر میکند. تغییر نوع گرفتن میله نیز باعث تاکید بیشتر بر گروههای عضلانی مختلف میشود.
آویزان شدن روزانه از میله بارفیکس برای بیشتر افراد بیخطر است، به شرط آنکه مدت تمرین بهتدریج افزایش پیدا کند و پیش از خستگی کامل عضلات متوقف شود. البته در صورت بروز درد مفاصل یا احساس ناراحتی در شانه و ساعد، بهتر است به بدن استراحت داده شود و پیش از آغاز برنامه تمرینی جدید نیز با پزشک یا متخصص فیزیوتراپی مشورت شود. با پیشرفت تمرینها، میتوان از میله بارفیکس برای عضلهسازی استفاده کرد.
🆔@ScientificDialectics
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
میله بارفیکس یکی از سادهترین و در عین حال کاربردیترین تجهیزات برای تمرین در خانه است. حتی اگر هنوز نمیتوانید یک حرکت بالاکش کامل داشته باشید، این وسیله همچنان میتواند به تقویت قدرت، تعادل و آمادگی جسمانی کمک کند.
یاهو هلث که با مربیان بدنسازی گفتوگو کرده است، مینویسد بسیاری از تجهیزات مانند دمبل (وزنه)، کتلبل (دمبل روسی) یا هالتر (میلوزنه) امکان تمرین حرکات فشاری، اسکوات و انواع کشش افقی را فراهم میکنند، اما بدون میله بارفیکس، الگوی مهم کشش عمودی عملا از برنامه تمرینی حذف میشود.
تمرین با بارفیکس فقط به بالا کشیدن بدن محدود نیست. حتی آویزان شدن از میله میتواند عضلات دست، ساعد، شانه و قدرت پنجه را تقویت کند، که انجام فعالیتهای روزمره مانند حمل کیسههای خرید، جابهجا کردن چمدان یا حتی باز کردن در محکم شیشهها را تسهیل میکند.
علاوه بر این، تمرینهای مختلف روی میله بارفیکس عضلات پشت، میانتنه و عضلات تثبیتکننده شانه را نیز درگیر میکنند و به بهبود حالت بدن و حفظ تعادل کمک میکنند.مربیان معتقدند میله بارفیکس در خانه فقط ابزار ورزشی نیست، بلکه یادآور هدفی است که فرد برای رسیدن به آن تلاش میکند. این وسیله میتواند ذهنیت «نمیتوانم» را به «هنوز نمیتوانم» تبدیل کند و انگیزه ادامه تمرین را در بلندمدت افزایش دهد.
افرادی که بهتازگی تمرین با میله بارفیکس را آغاز میکنند، لازم نیست تلاش کنند حرکت کامل را انجام دهند. سه تمرین ساده میتواند بهتدریج قدرت لازم برای اولین حرکت بالاکش کامل را ایجاد کند. این تمرینها را میتوان بهصورت یک جلسه کوتاه یا کنار تمرینهای بالاتنه، دو تا سه روز در هفته و با یک روز فاصله انجام داد. توصیه میشود پیش از شروع، بدن را چند دقیقه با چرخش دستها، شانهها و کمی فعالیت هوازی سبک گرم کرد.
نخستین تمرین، «آویزان شدن» است. در این حرکت فرد با گرفتن میله و کشیده نگه داشتن کامل دستها، از میله آویزان میشود. این تمرین در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما نقش مهمی در تقویت قدرت پنجه، ساعد و شانه دارد و به کاهش فشار به مهرههای کمر و بهبود انعطافپذیری و تحرک شانهها کمک میکند. افراد مبتدی میتوانند تمرین را با حالتی آغاز کنند که پاهایشان بهآرامی زمین را لمس کند تا بخشی از وزن بدن از روی دستها برداشته شود. سپس، بهتدریج مدت زمان آویزان ماندن را از ۱۰ تا ۳۰ ثانیه به یک تا دو دقیقه برسانند.
دومین تمرین، کشش کتف است. در این حرکت، بدون خم کردن آرنجها، فقط با پایین و عقب کشیدن کتفها، بدن چند سانتیمتر بالا میآید و سپس، بهآرامی به حالت اولیه بازمیگردد. این تمرین عضلاتی را فعال میکند که وظیفه کنترل حرکت تیغههای شانه را بر عهده دارند، عضلاتی که معمولا در برنامههای تمرینی کمتر مورد توجه قرار میگیرند، اما برای حفظ سلامت شانه، بالا بردن دستها و انجام حرکت بالاکش ضروریاند. این تمرین همچنین به فرد یاد میدهد پیش از استفاده از بازوها، عضلات پشت را فعال کند.
تمرین سوم، بارفیکس منفی است که یکی از موثرترین روشها برای رسیدن به اولین حرکت بالاکش کامل به شمار میرود. در این تمرین، فرد با استفاده از یک چهارپایه یا نیمکت خود را در موقعیت بالاتر از میله قرار میدهد تا چانه بالاتر از میله، آرنجها خمیده و سینه نزدیک به میله باشد؛ سپس، بدن را طی ۳ تا ۵ ثانیه بهآرامی پایین میآورد. از آنجا که عضلات هنگام پایین آمدن توان بیشتری نسبت به مرحله بالا کشیدن دارند، این نوع تمرین قدرت لازم برای انجام حرکت کامل را سریعتر افزایش میدهد.
انجام ۳ تا ۴ نوبت ۳ تا ۵ بار تکرار حرکت، همراه استراحت بین هر نوبت، برای افراد مبتدی مناسب است.کار با میله بارفیکس عمدتا عضلات پشت، بهویژه ماهیچه پشتی بزرگ، بازوها، ساعد و قدرت پنجه را تقویت میکند و همزمان عضلات شانه و میانتنه را نیز درگیر میکند. تغییر نوع گرفتن میله نیز باعث تاکید بیشتر بر گروههای عضلانی مختلف میشود.
آویزان شدن روزانه از میله بارفیکس برای بیشتر افراد بیخطر است، به شرط آنکه مدت تمرین بهتدریج افزایش پیدا کند و پیش از خستگی کامل عضلات متوقف شود. البته در صورت بروز درد مفاصل یا احساس ناراحتی در شانه و ساعد، بهتر است به بدن استراحت داده شود و پیش از آغاز برنامه تمرینی جدید نیز با پزشک یا متخصص فیزیوتراپی مشورت شود. با پیشرفت تمرینها، میتوان از میله بارفیکس برای عضلهسازی استفاده کرد.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Why you should add a pull-up bar to your home gym (even if you can't do a pull-up)
You can use a pull-up bar to strengthen your grip, improve shoulder stability and build upper-body strength with just a few simple exercises.
❤6💯1
💢فشار بیپولی چه بلایی سر مغز میآورد؟
استرس مزمن میتواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش موارد دیگر شود، درگیر کند.
نتایج پژوهشی تازه نشان می دهد، استرس ناشی از فقر میتواند آسیبهایی بلندمدت به مغز وارد کند.در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از دو هزار و ۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شدهاند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعیشان طی سالهای متمادی پیگیری شود.
محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود، جزو ۲۰ درصد کمدرآمد این گروه قرار داشتند، در میانسالی آزمونهای شناختی را با سرعت کمتری انجام میدادند و در آزمونهای حافظه نیز امتیازهای پایینتری میگرفتند.
همچنین افرادی که در اواخر دهه ۳۰ یا در دهه ۴۰ زندگی خود دستکم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورتحسابهایشان مشکل دارند، در سالهای بعد عملکرد ضعیفتری از خود نشان دادند.
در این مقاله که در نشریه علمی نوآوری در سالمندی (Innovation in Aging) منتشر شد، آمده است که آثار منفی بر سلامتی مغز حتی وقتی پژوهشگران کوشیدند عواملی چون محرومیتهای دوران کودکی و تفاوتهای مربوط به میزان تحصیلات و تواناییهای شناختی افراد در کودکی را کنترل کنند، نیز در دادهها مشاهده میشد که نشان میدهد فشار مالی انباشتهشده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات مغزی بوده است.
البته سرعت افت تواناییهای شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سالهای پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این حال، پژوهشگران احتمال دادند که دلیلش این باشد که آسیب اصلی پیشتر وارد شده بود و دیگر ظرفیت چندانی برای ازدسترفتن باقی نمانده است.
به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات دیگری که آسیبهای شناختی ناشی از فشار مالی را نشان دادهاند، متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات چندین دهه از زندگی شرکتکنندگان است، نه صرفا اطلاعات مقطعی خاص.
ولز، جامعهشناس و پژوهشگر دادههای اجتماعی دردانشگاه کالج لندن، در مصاحبهای گفت این پژوهش نتوانست بهطور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر مستقیم ناشی از فشار مالی بود که میتواند التهاب زیانبار ایجاد کند و بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر میشود، به خود اختصاص دهد.
همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیبها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بود که احتمال بروز آنها در میان افراد فقیر بیشتر است.با این حال گفت نتایج قویا نشان میدهند که این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته است، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد، زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکتکنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود.
ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطهای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامتی مغز بود. ما شاخصهایی از سلامتی مغز مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکنهای مغزی را در اختیار داریم. اینها نشانههای زیستی روشنیاند که نشان میدهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.»
او گفت این پژوهش بهروشنی نشان نمیدهد افرادی که با فقر دستوپنجه نرم میکنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند. با این حال، به اعتقاد او این یافتهها به تصمیمگیرندگان سیاسی پیام میدهند که کاهش فقر میتواند به کاستن از مشکلاتی مانند زوال عقل در سالهای بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی فضای بسیار زیادی از ذهن را اشغال میکند.
با این حال آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج، این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس مانند بیماریهای قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیشتر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟
جرونیموس که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و تواناییهای شناختی ترسیم میکند، بیش از اندازه سادهسازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفا به پول مربوط میشود. این پژوهش در واقع به نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد که به سلامتی مغز آسیب میزنند.»
https://www.yahoo.com/news/science/articles/how-financial-stress-can-affect-the-brain-over-the-long-term-090000099.html
🆔@ScientificDialectics
استرس مزمن میتواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش موارد دیگر شود، درگیر کند.
نتایج پژوهشی تازه نشان می دهد، استرس ناشی از فقر میتواند آسیبهایی بلندمدت به مغز وارد کند.در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از دو هزار و ۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شدهاند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعیشان طی سالهای متمادی پیگیری شود.
محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود، جزو ۲۰ درصد کمدرآمد این گروه قرار داشتند، در میانسالی آزمونهای شناختی را با سرعت کمتری انجام میدادند و در آزمونهای حافظه نیز امتیازهای پایینتری میگرفتند.
همچنین افرادی که در اواخر دهه ۳۰ یا در دهه ۴۰ زندگی خود دستکم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورتحسابهایشان مشکل دارند، در سالهای بعد عملکرد ضعیفتری از خود نشان دادند.
در این مقاله که در نشریه علمی نوآوری در سالمندی (Innovation in Aging) منتشر شد، آمده است که آثار منفی بر سلامتی مغز حتی وقتی پژوهشگران کوشیدند عواملی چون محرومیتهای دوران کودکی و تفاوتهای مربوط به میزان تحصیلات و تواناییهای شناختی افراد در کودکی را کنترل کنند، نیز در دادهها مشاهده میشد که نشان میدهد فشار مالی انباشتهشده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات مغزی بوده است.
البته سرعت افت تواناییهای شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سالهای پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این حال، پژوهشگران احتمال دادند که دلیلش این باشد که آسیب اصلی پیشتر وارد شده بود و دیگر ظرفیت چندانی برای ازدسترفتن باقی نمانده است.
به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات دیگری که آسیبهای شناختی ناشی از فشار مالی را نشان دادهاند، متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات چندین دهه از زندگی شرکتکنندگان است، نه صرفا اطلاعات مقطعی خاص.
ولز، جامعهشناس و پژوهشگر دادههای اجتماعی دردانشگاه کالج لندن، در مصاحبهای گفت این پژوهش نتوانست بهطور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر مستقیم ناشی از فشار مالی بود که میتواند التهاب زیانبار ایجاد کند و بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر میشود، به خود اختصاص دهد.
همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیبها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بود که احتمال بروز آنها در میان افراد فقیر بیشتر است.با این حال گفت نتایج قویا نشان میدهند که این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته است، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد، زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکتکنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود.
ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطهای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامتی مغز بود. ما شاخصهایی از سلامتی مغز مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکنهای مغزی را در اختیار داریم. اینها نشانههای زیستی روشنیاند که نشان میدهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.»
او گفت این پژوهش بهروشنی نشان نمیدهد افرادی که با فقر دستوپنجه نرم میکنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند. با این حال، به اعتقاد او این یافتهها به تصمیمگیرندگان سیاسی پیام میدهند که کاهش فقر میتواند به کاستن از مشکلاتی مانند زوال عقل در سالهای بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی فضای بسیار زیادی از ذهن را اشغال میکند.
با این حال آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج، این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس مانند بیماریهای قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیشتر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟
جرونیموس که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و تواناییهای شناختی ترسیم میکند، بیش از اندازه سادهسازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفا به پول مربوط میشود. این پژوهش در واقع به نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد که به سلامتی مغز آسیب میزنند.»
https://www.yahoo.com/news/science/articles/how-financial-stress-can-affect-the-brain-over-the-long-term-090000099.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
How financial stress can affect the brain over the long term
The stress of being poor can cause long-term damage to your brain, according to a new study. British scientists examined a group of more than 2,700 people who were all born in March 1946, meaning they...
❤5👍2
💢کالریشمارهای هوش مصنوعی ممکن است صدها کالری را از قلم بیندازند
غذاهای رژیم کتوژنیک، که کربوهیدرات کمی دارند و بخش عمده انرژی آنها از چربی تأمین میشود، بیش از سایر وعدههای غذایی ضریب خطای هوش مصنوعی را افزایش میدهد.
ثبت وعدههای غذایی با هوش مصنوعی قرار است یکی از دشوارترین بخشهای رژیم غذایی را آسان کند؛ کافی است از غذایتان عکس بگیرید تا برنامه کالریشمار ارزش غذایی آن را محاسبه کند. اما پژوهشهای تازه نشان میدهند این برآوردها همیشه به اندازهای که کاربران تصور میکنند دقیق نیست.
پژوهشگران دریافتهاند چهار برنامه محبوب ثبت کالری مبتنی بر هوش مصنوعی، میزان کالری و چربی وعدههای غذایی را کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند، و حتی در برخی موارد اختلاف به چند صد کالری در هر وعده میرسد.
آیا ردیابهای کالری مبتنی بر هوش مصنوعی قابل اعتمادند؟
بریتانی آناس مینویسد که برنامههای ثبت کالری با استفاده از عکس، از هوش مصنوعی برای شناسایی مواد غذایی، برآورد اندازه هر وعده و مقایسه آن با پایگاههای داده تغذیهای استفاده میکنند تا میزان کالری و مواد مغذی غذا را محاسبه کنند. این فناوری بدون نیاز به وزن کردن مواد غذایی یا وارد کردن دستی اطلاعات، ثبت وعدههای غذایی را بسیار سادهتر کرده است.
آرون هنگیست، پژوهشگر پسادکتری در برنامه داخلی مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی(NIDDK)، وابسته به مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH)، میگوید: «برنامههای ثبت کالری مبتنی بر عکس، بهویژه در میان افرادی که قصد کاهش وزن یا مدیریت سلامت خود را دارند، بسیار محبوباند. با این حال، دقت بسیاری از این برنامهها تاکنون بهطور کامل ارزیابی نشده است. هدف ما این بود که بررسی کنیم آیا این برنامهها واقعا میتوانند کالری غذا را با دقت برآورد کنند یا نه.»
اولیویا چارلز، پژوهشگر مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی، نتایج این پژوهش را در کنفرانس «تغذیه ۲۰۲۶»، نشست سالانه انجمن آمریکایی تغذیه، ارائه کرد. این کنفرانس از ۲۵ تا ۲۸ ژوئیه در شهر نشنال هاربر مریلند برگزار شد.
پژوهش چگونه انجام شد؟
بریتنی آناس مینویسد که پژوهشگران برای ارزیابی دقت این برنامهها از دادههای یک مطالعه تغذیهای در حال انجام در مرکز بالینی مؤسسه ملی سلامت آمریکا استفاده کردند؛ مرکزی که تمام وعدههای غذایی آن در یک آشپزخانه پژوهشی کنترلشده، موسوم به «آشپزخانه متابولیک»، تهیه میشود.
در این آشپزخانه، وزن تکتک مواد غذایی با دقتی در حد ۰.۱ گرم اندازهگیری میشود؛ بنابراین پژوهشگران پیش از عکاسی از هر وعده، از مقدار دقیق کالری و مواد مغذی آن اطلاع داشتند. آنها از ۱۰۲ وعده غذایی عکس گرفتند، تصاویر را در چهار برنامه محبوب ثبت کالری بارگذاری کردند و سپس نتایج هر برنامه را با مقادیر واقعی مقایسه کردند.
هنگیست گفت: «استفاده از وعدههای غذایی تهیهشده در یک آشپزخانه کاملا کنترلشده، این امکان را به ما داد که عملکرد برنامهها را با یک معیار بسیار دقیق مقایسه کنیم؛ مقایسهای که پیش از این در چنین سطحی انجام نشده بود.»
برنامهها کالری و چربی را کمتر از مقدار واقعی برآورد کردند
نتایج نشان داد هر چهار برنامه، میزان کالری وعدههای غذایی را بهطور قابل توجهی کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند. اختلاف میان برآورد برنامهها و مقدار واقعی، به طور متوسط بین ۲۵۰ تا ۳۴۵ کالری در هر وعده بود. برآورد میزان چربی نیز با خطای قابل توجهی همراه بود؛ بهطوری که این برنامهها به طور متوسط میزان چربی را حدود ۳۰ گرم کمتر از مقدار واقعی ثبت کردند.
چگونه کالری دریافتی را دقیقتر ثبت کنیم؟
اگر برای کنترل وزن، مدیریت یک بیماری، تمرینات ورزشی یا اطمینان از دریافت پروتئین کافی، کالری مصرفی خود را ثبت میکنید، متخصصان توصیه میکنند برای افزایش دقت این روند چند نکته را در نظر داشته باشید:به جای حدس زدن، مواد غذایی را وزن کنید. دقت ترازوی آشپزخانه یا پیمانههای اندازهگیری بسیار بیشتر از تخمین چشمی است.برآورد هوش مصنوعی را نقطه شروع بدانید، نه پاسخ نهایی.
استفاده از برنامههای مبتنی بر عکس آسان است، اما آنها در مورد غذاهای ترکیبی یا وعدههای رستورانی همیشه دقیق نیستند.روغنها، سسها و چاشنیها را فراموش نکنید. روغن زیتون، کره، سس سالاد، سس مایونز و سایر چاشنیها کالری قابل توجهی به غذا اضافه میکنند.
اگر غذا را خودتان میپزید، مجموع کالری مواد اولیه را محاسبه و آن را بر تعداد وعدهها تقسیم کنید تا برآورد دقیقتری داشته باشید.به جای وسواس روی اعداد، ثبات داشته باشید. هیچ روش ثبت کالری کاملا بینقص نیست. ثبت منظم وعدههای غذایی در طول زمان معمولا از تلاش برای محاسبه دقیق تکتک کالریها مفیدتر است.به احساس گرسنگی و سیری خود نیز توجه کنید.
🆔@ScientificDialectics
غذاهای رژیم کتوژنیک، که کربوهیدرات کمی دارند و بخش عمده انرژی آنها از چربی تأمین میشود، بیش از سایر وعدههای غذایی ضریب خطای هوش مصنوعی را افزایش میدهد.
ثبت وعدههای غذایی با هوش مصنوعی قرار است یکی از دشوارترین بخشهای رژیم غذایی را آسان کند؛ کافی است از غذایتان عکس بگیرید تا برنامه کالریشمار ارزش غذایی آن را محاسبه کند. اما پژوهشهای تازه نشان میدهند این برآوردها همیشه به اندازهای که کاربران تصور میکنند دقیق نیست.
پژوهشگران دریافتهاند چهار برنامه محبوب ثبت کالری مبتنی بر هوش مصنوعی، میزان کالری و چربی وعدههای غذایی را کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند، و حتی در برخی موارد اختلاف به چند صد کالری در هر وعده میرسد.
آیا ردیابهای کالری مبتنی بر هوش مصنوعی قابل اعتمادند؟
بریتانی آناس مینویسد که برنامههای ثبت کالری با استفاده از عکس، از هوش مصنوعی برای شناسایی مواد غذایی، برآورد اندازه هر وعده و مقایسه آن با پایگاههای داده تغذیهای استفاده میکنند تا میزان کالری و مواد مغذی غذا را محاسبه کنند. این فناوری بدون نیاز به وزن کردن مواد غذایی یا وارد کردن دستی اطلاعات، ثبت وعدههای غذایی را بسیار سادهتر کرده است.
آرون هنگیست، پژوهشگر پسادکتری در برنامه داخلی مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی(NIDDK)، وابسته به مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH)، میگوید: «برنامههای ثبت کالری مبتنی بر عکس، بهویژه در میان افرادی که قصد کاهش وزن یا مدیریت سلامت خود را دارند، بسیار محبوباند. با این حال، دقت بسیاری از این برنامهها تاکنون بهطور کامل ارزیابی نشده است. هدف ما این بود که بررسی کنیم آیا این برنامهها واقعا میتوانند کالری غذا را با دقت برآورد کنند یا نه.»
اولیویا چارلز، پژوهشگر مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی، نتایج این پژوهش را در کنفرانس «تغذیه ۲۰۲۶»، نشست سالانه انجمن آمریکایی تغذیه، ارائه کرد. این کنفرانس از ۲۵ تا ۲۸ ژوئیه در شهر نشنال هاربر مریلند برگزار شد.
پژوهش چگونه انجام شد؟
بریتنی آناس مینویسد که پژوهشگران برای ارزیابی دقت این برنامهها از دادههای یک مطالعه تغذیهای در حال انجام در مرکز بالینی مؤسسه ملی سلامت آمریکا استفاده کردند؛ مرکزی که تمام وعدههای غذایی آن در یک آشپزخانه پژوهشی کنترلشده، موسوم به «آشپزخانه متابولیک»، تهیه میشود.
در این آشپزخانه، وزن تکتک مواد غذایی با دقتی در حد ۰.۱ گرم اندازهگیری میشود؛ بنابراین پژوهشگران پیش از عکاسی از هر وعده، از مقدار دقیق کالری و مواد مغذی آن اطلاع داشتند. آنها از ۱۰۲ وعده غذایی عکس گرفتند، تصاویر را در چهار برنامه محبوب ثبت کالری بارگذاری کردند و سپس نتایج هر برنامه را با مقادیر واقعی مقایسه کردند.
هنگیست گفت: «استفاده از وعدههای غذایی تهیهشده در یک آشپزخانه کاملا کنترلشده، این امکان را به ما داد که عملکرد برنامهها را با یک معیار بسیار دقیق مقایسه کنیم؛ مقایسهای که پیش از این در چنین سطحی انجام نشده بود.»
برنامهها کالری و چربی را کمتر از مقدار واقعی برآورد کردند
نتایج نشان داد هر چهار برنامه، میزان کالری وعدههای غذایی را بهطور قابل توجهی کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند. اختلاف میان برآورد برنامهها و مقدار واقعی، به طور متوسط بین ۲۵۰ تا ۳۴۵ کالری در هر وعده بود. برآورد میزان چربی نیز با خطای قابل توجهی همراه بود؛ بهطوری که این برنامهها به طور متوسط میزان چربی را حدود ۳۰ گرم کمتر از مقدار واقعی ثبت کردند.
چگونه کالری دریافتی را دقیقتر ثبت کنیم؟
اگر برای کنترل وزن، مدیریت یک بیماری، تمرینات ورزشی یا اطمینان از دریافت پروتئین کافی، کالری مصرفی خود را ثبت میکنید، متخصصان توصیه میکنند برای افزایش دقت این روند چند نکته را در نظر داشته باشید:به جای حدس زدن، مواد غذایی را وزن کنید. دقت ترازوی آشپزخانه یا پیمانههای اندازهگیری بسیار بیشتر از تخمین چشمی است.برآورد هوش مصنوعی را نقطه شروع بدانید، نه پاسخ نهایی.
استفاده از برنامههای مبتنی بر عکس آسان است، اما آنها در مورد غذاهای ترکیبی یا وعدههای رستورانی همیشه دقیق نیستند.روغنها، سسها و چاشنیها را فراموش نکنید. روغن زیتون، کره، سس سالاد، سس مایونز و سایر چاشنیها کالری قابل توجهی به غذا اضافه میکنند.
اگر غذا را خودتان میپزید، مجموع کالری مواد اولیه را محاسبه و آن را بر تعداد وعدهها تقسیم کنید تا برآورد دقیقتری داشته باشید.به جای وسواس روی اعداد، ثبات داشته باشید. هیچ روش ثبت کالری کاملا بینقص نیست. ثبت منظم وعدههای غذایی در طول زمان معمولا از تلاش برای محاسبه دقیق تکتک کالریها مفیدتر است.به احساس گرسنگی و سیری خود نیز توجه کنید.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo
Brittany Anas @ Yahoo
Brittany Anas is a travel and lifestyle writer based in Denver, Colorado and a leading expert on travel trends. From hiking through Japan and hot air ballooning over Cappadocia to climbing a via ferrata route in Ouray, Colorado, she's always up for an adventure.…
❤1
💢پژوهش : افرادی که الکل مینوشند، باکتریهای مضر بیشتری در دهان خود دارند
دندانپزشکها میگویند مصرف الکل میتواند باکتریهای دهان را از حالت تعادل خارج کند.
نتایج یک پژوهش جدید نشان داد افرادی که بیشتر الکل مینوشند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نیستند، تقریباً ۱۰ باکتری دهانی اضافی دارند که برخی از آنها باعث ابتلا به بیماری لثه میشوند.
این یافتهها که اخیراً در کنفرانس تغذیه ۲۰۲۶ ارائه شدهاند، از این حکایت دارند که نوشیدنیهای الکلی بیش از آنچه که فکرش را میکنید در سلامت دهان و حتی خطرات مرتبط با آن دخیل هستند.
آرتور گلاسمن، دندانپزشک زیبایی ساکن بورلیهیلز کالیفرنیا، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «دهان یک زیستبوم پویاست که از صدها باکتری تشکیل شده و این باکتریها بهطور مداوم با یکدیگر و با سیستم ایمنی بدن در تعامل هستند.»گلاسمن افزود: «سلامتی در وجود یا عدم وجود باکتریها خلاصه نمیشود، بلکه به تعادل میان آنها بستگی دارد.»
الکل به افزایش باکتریهای مرتبط با بیماری لثه دامن می زند
پژوهشگران از پرسشنامه برای بررسی عادت نوشیدن داوطلبان استفاده کردند و از میکروبیوم دهان آنها نمونه گرفتند. نمونهها درنهایت با روش تعیین توالی ژنتیکی بررسی شدند.الکل در مقایسه با چای، قهوه و نوشیدنیهای شیرین باعث تغییر تنوع و ترکیب باکتریهای دهان میشود.
افرادی که بیش از همه الکل مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نبودند، حدود ۱۰ باکتری اضافی داشتند.افرادی که در مصرف الکل زیادهروی میکردند، حامل دو باکتری مگاسفرا و پپتواسترپتوکوکوس بودند که با بیماری لثه ارتباط دارند. با اینحال، احتمال وجود باکتری لاوتروپیا در این افراد کمتر بود. این باکتری معمولاً در دهانهای سالم یافت میشود و در افرادی که مشکلات دندانی دارند حضور کمرنگتری دارد.
استیو ماسکرین، دندانپزشک مرکز دندانپزشکی هالتون ویلج در تورنتو، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «افزایش گونههای باکتریایی ممکن است نشانه خطر بیشتر ابتلا به بیماری لثه باشد، اما این نکته را باید در کنار سایر عوامل در نظر گرفت.»
او افزود که این عوامل شامل بهداشت نامناسب دهان، سیگار، دیابت، سایر بیماریهای لثه و مراقبت ناکافی از دندانها میشود.ماسکرین تأکید کرد که بیماری لثه در واکنش به التهاب رخ میدهد و عامل بیماریزای خاصی ندارد، بلکه نتیجه تعامل باکتریهای مختلف است.
آمبرین فاطیما، دندانپزشک ساکن مارلبرو در ماساچوست، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «پپتواسترپتوکوکوس در بین دندانپزشکها معروف است. این باکتری در شکافهای عمیق لثه و دندانهای عفونی یافت میشود و از قدیم به بیماری لثه نسبت داده شده است.»
او افزود که مگاسفرا نام جدید و کمتر شناختهشدهای است، اما کشف آن بهمنزله وجود یک عامل بیماریزای جدید نیست.مصرف الکل با ایجاد کمآبی، افزایش اسیدیته دهان، تقویت باکتریهای مضر و تضعیف سیستم دفاع طبیعی دهان، محیط دهان را دستخوش تغییر میکند.
فاطیما هشدار داد که نوشیدن الکل قبل از خواب باید بیش از همه مورد توجه قرار بگیرد، زیرا الکل دهان را خشک میکند و بزاق- که جزو سیستم دفاعی طبیعی دهان است- هم به شستوشوی دهان و خنثی کردن اسیدها کمک میکند.
فاطیما گفت: «شراب و بیشتر نوشیدنیهای ترکیبی علاوه بر اسیدیته بالا از قند زیادی هم برخوردارند. هربار میبینم بیمار با فرسایش مینای دندان و خشکی مداوم دهان روبهروست، درنهایت متوجه میشوم که شبها قبل از خواب یک یا دو لیوان نوشیدنی الکلی مصرف میکرده است.»
سلامت دهان تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار دارد
این پژوهش از ارتباط مصرف الکل و تغییرات باکتریایی دهان حکایت دارد، اما ثابت نمیکند که الکل عامل این تغییر بوده است. این نکته حائز اهمیت است، زیرا افرادی که زیاد الکل مینوشند، معمولاً بیشتر سیگار میکشند و کمتر مسواک میزنند که بهنوبهخود بر سلامت دهان اثر میگذارد.پژوهشگران افزودند که مصرف الکل فقط دلیل بخش کوچکی از تغییرات میکروبیوم دهان بوده است، اما در مقایسه با سایر نوشیدنیهای بررسیشده بیشترین تأثیر را داشته است.سایر نوشیدنیها تأثیر بسیار ناچیزی داشتند یا بیاثر بودند.
پژوهشهای قبلی از فواید چای و قهوه تلخ میگویند. این نوشیدنیها حاوی ترکیباتی هستند که با باکتریهای عامل پوسیدگی مقابله میکنند و به میکروبیوم دهان تنوع میبخشند.گلاسمن گفت: «تعادل باکتریهای دهان بهتدریج و در واکنش به رژیم غذایی، خواب، دارو و استرس دستخوش تغییر میشود.
اگر عدم تعادل میکروبیوم دهان پابرجا بماند، در بلندمدت دچار التهاب مزمن خواهید شد و خطر بیماری لثه و بروز مشکلات سلامتی در دیگر نقاط بدن افزایش مییابد.»
🆔@ScientificDialectics
دندانپزشکها میگویند مصرف الکل میتواند باکتریهای دهان را از حالت تعادل خارج کند.
نتایج یک پژوهش جدید نشان داد افرادی که بیشتر الکل مینوشند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نیستند، تقریباً ۱۰ باکتری دهانی اضافی دارند که برخی از آنها باعث ابتلا به بیماری لثه میشوند.
این یافتهها که اخیراً در کنفرانس تغذیه ۲۰۲۶ ارائه شدهاند، از این حکایت دارند که نوشیدنیهای الکلی بیش از آنچه که فکرش را میکنید در سلامت دهان و حتی خطرات مرتبط با آن دخیل هستند.
آرتور گلاسمن، دندانپزشک زیبایی ساکن بورلیهیلز کالیفرنیا، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «دهان یک زیستبوم پویاست که از صدها باکتری تشکیل شده و این باکتریها بهطور مداوم با یکدیگر و با سیستم ایمنی بدن در تعامل هستند.»گلاسمن افزود: «سلامتی در وجود یا عدم وجود باکتریها خلاصه نمیشود، بلکه به تعادل میان آنها بستگی دارد.»
الکل به افزایش باکتریهای مرتبط با بیماری لثه دامن می زند
پژوهشگران از پرسشنامه برای بررسی عادت نوشیدن داوطلبان استفاده کردند و از میکروبیوم دهان آنها نمونه گرفتند. نمونهها درنهایت با روش تعیین توالی ژنتیکی بررسی شدند.الکل در مقایسه با چای، قهوه و نوشیدنیهای شیرین باعث تغییر تنوع و ترکیب باکتریهای دهان میشود.
افرادی که بیش از همه الکل مصرف میکردند، در مقایسه با کسانی که اهل نوشیدن الکل نبودند، حدود ۱۰ باکتری اضافی داشتند.افرادی که در مصرف الکل زیادهروی میکردند، حامل دو باکتری مگاسفرا و پپتواسترپتوکوکوس بودند که با بیماری لثه ارتباط دارند. با اینحال، احتمال وجود باکتری لاوتروپیا در این افراد کمتر بود. این باکتری معمولاً در دهانهای سالم یافت میشود و در افرادی که مشکلات دندانی دارند حضور کمرنگتری دارد.
استیو ماسکرین، دندانپزشک مرکز دندانپزشکی هالتون ویلج در تورنتو، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «افزایش گونههای باکتریایی ممکن است نشانه خطر بیشتر ابتلا به بیماری لثه باشد، اما این نکته را باید در کنار سایر عوامل در نظر گرفت.»
او افزود که این عوامل شامل بهداشت نامناسب دهان، سیگار، دیابت، سایر بیماریهای لثه و مراقبت ناکافی از دندانها میشود.ماسکرین تأکید کرد که بیماری لثه در واکنش به التهاب رخ میدهد و عامل بیماریزای خاصی ندارد، بلکه نتیجه تعامل باکتریهای مختلف است.
آمبرین فاطیما، دندانپزشک ساکن مارلبرو در ماساچوست، که نقشی در این پژوهش نداشت، می گوید: «پپتواسترپتوکوکوس در بین دندانپزشکها معروف است. این باکتری در شکافهای عمیق لثه و دندانهای عفونی یافت میشود و از قدیم به بیماری لثه نسبت داده شده است.»
او افزود که مگاسفرا نام جدید و کمتر شناختهشدهای است، اما کشف آن بهمنزله وجود یک عامل بیماریزای جدید نیست.مصرف الکل با ایجاد کمآبی، افزایش اسیدیته دهان، تقویت باکتریهای مضر و تضعیف سیستم دفاع طبیعی دهان، محیط دهان را دستخوش تغییر میکند.
فاطیما هشدار داد که نوشیدن الکل قبل از خواب باید بیش از همه مورد توجه قرار بگیرد، زیرا الکل دهان را خشک میکند و بزاق- که جزو سیستم دفاعی طبیعی دهان است- هم به شستوشوی دهان و خنثی کردن اسیدها کمک میکند.
فاطیما گفت: «شراب و بیشتر نوشیدنیهای ترکیبی علاوه بر اسیدیته بالا از قند زیادی هم برخوردارند. هربار میبینم بیمار با فرسایش مینای دندان و خشکی مداوم دهان روبهروست، درنهایت متوجه میشوم که شبها قبل از خواب یک یا دو لیوان نوشیدنی الکلی مصرف میکرده است.»
سلامت دهان تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار دارد
این پژوهش از ارتباط مصرف الکل و تغییرات باکتریایی دهان حکایت دارد، اما ثابت نمیکند که الکل عامل این تغییر بوده است. این نکته حائز اهمیت است، زیرا افرادی که زیاد الکل مینوشند، معمولاً بیشتر سیگار میکشند و کمتر مسواک میزنند که بهنوبهخود بر سلامت دهان اثر میگذارد.پژوهشگران افزودند که مصرف الکل فقط دلیل بخش کوچکی از تغییرات میکروبیوم دهان بوده است، اما در مقایسه با سایر نوشیدنیهای بررسیشده بیشترین تأثیر را داشته است.سایر نوشیدنیها تأثیر بسیار ناچیزی داشتند یا بیاثر بودند.
پژوهشهای قبلی از فواید چای و قهوه تلخ میگویند. این نوشیدنیها حاوی ترکیباتی هستند که با باکتریهای عامل پوسیدگی مقابله میکنند و به میکروبیوم دهان تنوع میبخشند.گلاسمن گفت: «تعادل باکتریهای دهان بهتدریج و در واکنش به رژیم غذایی، خواب، دارو و استرس دستخوش تغییر میشود.
اگر عدم تعادل میکروبیوم دهان پابرجا بماند، در بلندمدت دچار التهاب مزمن خواهید شد و خطر بیماری لثه و بروز مشکلات سلامتی در دیگر نقاط بدن افزایش مییابد.»
🆔@ScientificDialectics
❤4👍1