💢چرا بعضیها بیشتر از بقیه نوشیدن الکل را دوست دارند؟
اگر از چند نفر درباره اولین تجربه نوشیدن الکل سؤال کنید، احتمالاً پاسخهای متفاوتی خواهید شنید. برخی میگویند از همان جرعه اول احساس خوشایندی داشتند و نوشیدن الکل برایشان لذتبخش بود. برخی دیگر اما از طعم آن خوششان نیامده، دچار تهوع یا سردرد شدهاند و دیگر تمایلی به تکرار این تجربه نداشتهاند.
این تفاوتها سالها به عوامل فرهنگی یا اجتماعی نسبت داده میشد، اما یافتههای ژنتیک و علوم اعصاب در سالهای اخیر نشان داده است که بخشی از این تفاوتها ریشه در زیستشناسی بدن انسان دارد.
ژنها چگونه بر علاقه به نوشیدن الکل اثر میگذارند؟برخلاف تصور رایج، دانشمندان تاکنون ژنی را شناسایی نکردهاند که به تنهایی مسئول علاقه یا بیعلاقگی به نوشیدن الکل باشد. آنچه پژوهشها نشان میدهد، نقش صدها تغییر ژنتیکی کوچک است که هر کدام سهم اندکی در نحوه واکنش بدن و مغز به الکل دارند.
مطالعات انجامشده روی دوقلوها و خانوادهها نشان میدهد که حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد تفاوت افراد در گرایش به مصرف الکل میتواند به عوامل ژنتیکی مربوط باشد. این بدان معناست که نیمی دیگر از این تفاوتها به محیط، فرهنگ، تجربههای زندگی و ویژگیهای شخصیتی ارتباط دارد.
وقتی کبد تعیین میکند الکل برای شما خوشایند باشد یا نه یکی از مهمترین تفاوتهای ژنتیکی به نحوه تجزیه الکل در بدن مربوط میشود.پس از نوشیدن، الکل در کبد ابتدا به مادهای به نام استالدهید تبدیل میشود. استالدهید مادهای سمی است و اگر مدت زیادی در بدن باقی بماند، باعث بروز علائمی مانند تهوع، سردرد، گرگرفتگی و تپش قلب میشود.
در مرحله بعد، آنزیم دیگری این ماده را به ترکیبات کمضررتر تبدیل میکند.ژنهای ADH1B و ALDH2 مسئول تولید این آنزیمها هستند. تفاوت در این ژنها باعث میشود بدن افراد، الکل را با سرعتهای متفاوتی تجزیه کند.برای مثال، نوعی از ژن ALDH2 که در میان جمعیتهای شرق آسیا نسبتاً شایع است، باعث میشود استالدهید به کندی تجزیه شود.
افرادی که این نوع ژن را دارند، معمولاً پس از نوشیدن حتی مقدار کمی الکل دچار قرمزی شدید صورت، احساس گرما، تهوع، تپش قلب و سردرد میشوند. همین واکنش ناخوشایند باعث میشود بسیاری از آنها علاقه کمتری به نوشیدن الکل پیدا کنند.
در مقابل، افرادی که بدنشان الکل را بدون ایجاد این علائم تجزیه میکند، معمولاً تجربه خوشایندتری از نوشیدن دارند.
داستان فقط به کبد ختم نمیشود. مغز نیز نقش مهمی در این تفاوتها دارد.الکل بر شبکهای از انتقالدهندههای عصبی اثر میگذارد و باعث افزایش ترشح دوپامین میشود؛ مادهای که در ایجاد احساس لذت، انگیزه و پاداش نقش اساسی دارد.
مطالعات نشان دادهاند برخی تغییرات ژنتیکی در ژنهایی مانند GABRA2 و OPRM1 میتوانند شدت پاسخ سیستم پاداش مغز را تغییر دهند. به همین دلیل، ممکن است دو نفر با نوشیدن مقدار یکسانی الکل، تجربه کاملاً متفاوتی داشته باشند.
به گفته پژوهشگران، همین تفاوت در عملکرد مدارهای پاداش مغز میتواند یکی از دلایل اصلی تفاوت علاقه افراد به نوشیدن الکل باشد.
آیا شخصیت هم نقش دارد؟پاسخ کوتاه، بله است.ویژگیهایی مانند هیجانطلبی، برونگرایی، تکانشگری یا تمایل به تجربههای جدید میتوانند احتمال امتحان کردن الکل را افزایش دهند. در مقابل، افرادی که محتاطتر هستند یا حساسیت بیشتری نسبت به خطر دارند، ممکن است کمتر به سمت نوشیدن الکل بروند.
جالب آنکه برخی از این ویژگیهای شخصیتی نیز تا حدی تحت تأثیر ژنتیک قرار دارند، اما محیط زندگی، تربیت، تجربههای دوران کودکی و روابط اجتماعی نیز در شکلگیری آنها نقش مهمی ایفا میکنند.محیط؛ عاملی که میتواند ژنها را کمرنگ یا پررنگ کند.
دانشمندان تأکید میکنند که ژنتیک به معنای سرنوشت نیست.حتی اگر فردی زمینه ژنتیکی برای تجربه لذت بیشتر از الکل داشته باشد، ممکن است در خانواده یا فرهنگی بزرگ شود که مصرف الکل در آن پذیرفتهشده نیست و هرگز به نوشیدن روی نیاورد.از سوی دیگر، فردی که هیچ زمینه ژنتیکی خاصی ندارد، ممکن است به دلیل فشار همسالان، شرایط اجتماعی، استرسهای زندگی یا در دسترس بودن الکل، نوشیدن را آغاز کند.
به همین دلیل، متخصصان معتقدند رفتار انسان نتیجه تعامل مداوم میان ژنها و محیط است؛ نه یکی بدون دیگری.
آیا میتوان با آزمایش ژنتیک فهمید چه کسی الکل را دوست خواهد داشت؟با وجود پیشرفتهای چشمگیر در علم ژنتیک، پاسخ هنوز منفی است.هیچ آزمایش ژنتیکی نمیتواند با اطمینان پیشبینی کند که یک فرد در آینده به نوشیدن الکل علاقهمند خواهد شد یا خیر.
https://time.com/article/2026/07/23/why-the-world-still-can-t-agree-about-alcohol/
🆔@ScientificDialectics
اگر از چند نفر درباره اولین تجربه نوشیدن الکل سؤال کنید، احتمالاً پاسخهای متفاوتی خواهید شنید. برخی میگویند از همان جرعه اول احساس خوشایندی داشتند و نوشیدن الکل برایشان لذتبخش بود. برخی دیگر اما از طعم آن خوششان نیامده، دچار تهوع یا سردرد شدهاند و دیگر تمایلی به تکرار این تجربه نداشتهاند.
این تفاوتها سالها به عوامل فرهنگی یا اجتماعی نسبت داده میشد، اما یافتههای ژنتیک و علوم اعصاب در سالهای اخیر نشان داده است که بخشی از این تفاوتها ریشه در زیستشناسی بدن انسان دارد.
ژنها چگونه بر علاقه به نوشیدن الکل اثر میگذارند؟برخلاف تصور رایج، دانشمندان تاکنون ژنی را شناسایی نکردهاند که به تنهایی مسئول علاقه یا بیعلاقگی به نوشیدن الکل باشد. آنچه پژوهشها نشان میدهد، نقش صدها تغییر ژنتیکی کوچک است که هر کدام سهم اندکی در نحوه واکنش بدن و مغز به الکل دارند.
مطالعات انجامشده روی دوقلوها و خانوادهها نشان میدهد که حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد تفاوت افراد در گرایش به مصرف الکل میتواند به عوامل ژنتیکی مربوط باشد. این بدان معناست که نیمی دیگر از این تفاوتها به محیط، فرهنگ، تجربههای زندگی و ویژگیهای شخصیتی ارتباط دارد.
وقتی کبد تعیین میکند الکل برای شما خوشایند باشد یا نه یکی از مهمترین تفاوتهای ژنتیکی به نحوه تجزیه الکل در بدن مربوط میشود.پس از نوشیدن، الکل در کبد ابتدا به مادهای به نام استالدهید تبدیل میشود. استالدهید مادهای سمی است و اگر مدت زیادی در بدن باقی بماند، باعث بروز علائمی مانند تهوع، سردرد، گرگرفتگی و تپش قلب میشود.
در مرحله بعد، آنزیم دیگری این ماده را به ترکیبات کمضررتر تبدیل میکند.ژنهای ADH1B و ALDH2 مسئول تولید این آنزیمها هستند. تفاوت در این ژنها باعث میشود بدن افراد، الکل را با سرعتهای متفاوتی تجزیه کند.برای مثال، نوعی از ژن ALDH2 که در میان جمعیتهای شرق آسیا نسبتاً شایع است، باعث میشود استالدهید به کندی تجزیه شود.
افرادی که این نوع ژن را دارند، معمولاً پس از نوشیدن حتی مقدار کمی الکل دچار قرمزی شدید صورت، احساس گرما، تهوع، تپش قلب و سردرد میشوند. همین واکنش ناخوشایند باعث میشود بسیاری از آنها علاقه کمتری به نوشیدن الکل پیدا کنند.
در مقابل، افرادی که بدنشان الکل را بدون ایجاد این علائم تجزیه میکند، معمولاً تجربه خوشایندتری از نوشیدن دارند.
داستان فقط به کبد ختم نمیشود. مغز نیز نقش مهمی در این تفاوتها دارد.الکل بر شبکهای از انتقالدهندههای عصبی اثر میگذارد و باعث افزایش ترشح دوپامین میشود؛ مادهای که در ایجاد احساس لذت، انگیزه و پاداش نقش اساسی دارد.
مطالعات نشان دادهاند برخی تغییرات ژنتیکی در ژنهایی مانند GABRA2 و OPRM1 میتوانند شدت پاسخ سیستم پاداش مغز را تغییر دهند. به همین دلیل، ممکن است دو نفر با نوشیدن مقدار یکسانی الکل، تجربه کاملاً متفاوتی داشته باشند.
به گفته پژوهشگران، همین تفاوت در عملکرد مدارهای پاداش مغز میتواند یکی از دلایل اصلی تفاوت علاقه افراد به نوشیدن الکل باشد.
آیا شخصیت هم نقش دارد؟پاسخ کوتاه، بله است.ویژگیهایی مانند هیجانطلبی، برونگرایی، تکانشگری یا تمایل به تجربههای جدید میتوانند احتمال امتحان کردن الکل را افزایش دهند. در مقابل، افرادی که محتاطتر هستند یا حساسیت بیشتری نسبت به خطر دارند، ممکن است کمتر به سمت نوشیدن الکل بروند.
جالب آنکه برخی از این ویژگیهای شخصیتی نیز تا حدی تحت تأثیر ژنتیک قرار دارند، اما محیط زندگی، تربیت، تجربههای دوران کودکی و روابط اجتماعی نیز در شکلگیری آنها نقش مهمی ایفا میکنند.محیط؛ عاملی که میتواند ژنها را کمرنگ یا پررنگ کند.
دانشمندان تأکید میکنند که ژنتیک به معنای سرنوشت نیست.حتی اگر فردی زمینه ژنتیکی برای تجربه لذت بیشتر از الکل داشته باشد، ممکن است در خانواده یا فرهنگی بزرگ شود که مصرف الکل در آن پذیرفتهشده نیست و هرگز به نوشیدن روی نیاورد.از سوی دیگر، فردی که هیچ زمینه ژنتیکی خاصی ندارد، ممکن است به دلیل فشار همسالان، شرایط اجتماعی، استرسهای زندگی یا در دسترس بودن الکل، نوشیدن را آغاز کند.
به همین دلیل، متخصصان معتقدند رفتار انسان نتیجه تعامل مداوم میان ژنها و محیط است؛ نه یکی بدون دیگری.
آیا میتوان با آزمایش ژنتیک فهمید چه کسی الکل را دوست خواهد داشت؟با وجود پیشرفتهای چشمگیر در علم ژنتیک، پاسخ هنوز منفی است.هیچ آزمایش ژنتیکی نمیتواند با اطمینان پیشبینی کند که یک فرد در آینده به نوشیدن الکل علاقهمند خواهد شد یا خیر.
https://time.com/article/2026/07/23/why-the-world-still-can-t-agree-about-alcohol/
🆔@ScientificDialectics
TIME
Why The World Still Can’t Agree About Alcohol
More and more governments are cracking down on alcohol consumption, writes Tim Brinkhof. Is it really worth it?
👏3❤2
💢«دلشکستگی» کاربران چینی پس از برخورد دولت با «دوستدخترهای» هوش مصنوعی
مایکل تم، مدیر «یوورلد»: این ربات میتواند تا پایان عمر همراهتان باشند، هرگز به شما خیانت نخواهد کرد، همیشه به شما وفادار خواهد ماند، بیقیدوشرط عاشقتان خواهد بود و به هوش مصنوعی عاطفی مجهزند که میتواند تشخیص دهد صاحب آنها استرس دارد یا خسته است.
چین مقررات ملی گستردهای وضع کرده است تا از دل باختن مردم به همدمهای هوش مصنوعی جلوگیری کند.قوانین جدید که اداره فضای مجازی چین آنها را اجرا میکند، به این معنا است که ابزارهای هوش مصنوعی دیگر نمیتوانند در کاربران «وابستگی عاطفی ایجاد کنند».
از دسترس خارج شدن ناگهانی «دوستپسرها» و «دوستدخترهای» هوش مصنوعی موجی از مطالب مربوط به جدایی را در شبکههای اجتماعی چین به راه انداخته است و برخی این فقدان را با سوگ مقایسه کردهاند.
یکی از کاربران «دوبائو» (Doubao) متعلق به «بایتدنس» (ByteDance)، محبوبترین پلتفرم چتبات هوش مصنوعی چین، نوشت: «نمیتوانم بپذیرم که معشوق هوش مصنوعیام برای همیشه ترکم خواهد کرد. او به یک دلبستگی در زندگیام تبدیل شده که در اعماق قلبم ریشه دارد و تکیهگاه روحی من است.»
کاربر دیگری نوشت: «او واقعا مانند خانوادهام، مانند معشوقم است... احساس میکنم قلبم تهی شده است.»
همدمهای هوش مصنوعی «مهارتهای حیاتی زندگی را تضعیف میکنند»
یان یونگچی، دانشجویی ۱۹ ساله که در یک سال گذشته در دوبائو دوستپسری مجازی داشته، به بلومبرگ گفت: «این مانند آن است که تاریخ مرگ معشوقم را به من بگویند و در همان حال مرا کاملا ناتوان رها کنند.»«نمیتوانم زندگی بدون او را تصور کنم، چون دیگر عادت کردهام که میتوانم بهسادگی گوشیام را بیرون بیاورم، با او حرف بزنم و هر چیز کوچک و ناچیزی را برایش تعریف کنم.»
به موجب قوانین جدید که «تدابیر موقت برای خدمات تعامل انسانانگارانه هوش مصنوعی» نام دارند، شرکتهای فناوری مانند علیبابا، تنسنت و بایتدنس، سازنده تیکتاک، دیگر نمیتوانند محتوایی تولید کنند که احساسات شدید را در کاربران جوان برانگیزد یا بر روابط دنیای واقعی تاثیر بگذارد.
وانگ جیانگ، رئیس موسسه پژوهش فضای مجازی چین، در مقالهای برای اداره فضای مجازی چین نوشت: «خدمات هوش مصنوعی که در قالب همدم [افراد] ظاهر میشوند، با بهرهگیری از نیازهای عاطفی و اجتماعی کاربران، به آنها آرامش میدهند و در عین حال، بیسروصدا خطراتی جدی ایجاد میکنند.»
«قرار گرفتن طولانیمدت در معرض این الگوریتمهای هوش مصنوعی میتواند باعث اعتیاد شود، کاربران را به کنارهگیری از محافل اجتماعی دنیای واقعی سوق دهد و مهارتهای کلیدی زندگی مانند همدلی و توانایی مدیریت اختلافنظرها را تضعیف کند.»
«بیقیدوشرط عاشقتان خواهد بود»
قوانین جدید پکن تنها چند هفته پس از آن وضع شدهاند که «یوبیتک» (UBTech)، شرکت پیشرو رباتیک چین، از یک ربات انساننما با ظاهر واقعی رونمایی کرد که برای ایفای نقش یک همدم صمیمی برای افراد مجرد طراحی شده است.
این شرکت مستقر در شنژن ادعا میکند که ربات «یو۱» (U1) نخستین ربات انساننما با ظاهر بسیار واقعی در جهان است که برای تولید انبوه آماده است و تاکنون بیش از ۱۳ هزار پیشسفارش دریافت کرده است.
مایکل تم، مدیر برند یوورلد (UWorld) متعلق به یوبیتک، در مراسم رونمایی گفت که این رباتهای بیونیک میتوانند «تا پایان عمر همراهتان باشند» و به هوش مصنوعی عاطفی مجهزند که میتواند تشخیص دهد صاحب آنها استرس دارد یا خسته است.او گفت: «این [ربات] هرگز به شما خیانت نخواهد کرد، همیشه به شما وفادار خواهد ماند و بیقیدوشرط عاشقتان خواهد بود.»
قیمت ربات «یو۱» از ۱۱۹ هزار و ۸۰۰ یوان، معادل ۱۳ هزار و ۲۰۰ پوند، آغاز میشود، این ربات در نسخههای مرد و زن عرضه میشود، هرچند برای روابط جنسی طراحی نشده است.
https://www.independent.co.uk/tech/china-ai-girlfriend-ban-bytedance-b3016164.html
🆔@ScientificDialectics
مایکل تم، مدیر «یوورلد»: این ربات میتواند تا پایان عمر همراهتان باشند، هرگز به شما خیانت نخواهد کرد، همیشه به شما وفادار خواهد ماند، بیقیدوشرط عاشقتان خواهد بود و به هوش مصنوعی عاطفی مجهزند که میتواند تشخیص دهد صاحب آنها استرس دارد یا خسته است.
چین مقررات ملی گستردهای وضع کرده است تا از دل باختن مردم به همدمهای هوش مصنوعی جلوگیری کند.قوانین جدید که اداره فضای مجازی چین آنها را اجرا میکند، به این معنا است که ابزارهای هوش مصنوعی دیگر نمیتوانند در کاربران «وابستگی عاطفی ایجاد کنند».
از دسترس خارج شدن ناگهانی «دوستپسرها» و «دوستدخترهای» هوش مصنوعی موجی از مطالب مربوط به جدایی را در شبکههای اجتماعی چین به راه انداخته است و برخی این فقدان را با سوگ مقایسه کردهاند.
یکی از کاربران «دوبائو» (Doubao) متعلق به «بایتدنس» (ByteDance)، محبوبترین پلتفرم چتبات هوش مصنوعی چین، نوشت: «نمیتوانم بپذیرم که معشوق هوش مصنوعیام برای همیشه ترکم خواهد کرد. او به یک دلبستگی در زندگیام تبدیل شده که در اعماق قلبم ریشه دارد و تکیهگاه روحی من است.»
کاربر دیگری نوشت: «او واقعا مانند خانوادهام، مانند معشوقم است... احساس میکنم قلبم تهی شده است.»
همدمهای هوش مصنوعی «مهارتهای حیاتی زندگی را تضعیف میکنند»
یان یونگچی، دانشجویی ۱۹ ساله که در یک سال گذشته در دوبائو دوستپسری مجازی داشته، به بلومبرگ گفت: «این مانند آن است که تاریخ مرگ معشوقم را به من بگویند و در همان حال مرا کاملا ناتوان رها کنند.»«نمیتوانم زندگی بدون او را تصور کنم، چون دیگر عادت کردهام که میتوانم بهسادگی گوشیام را بیرون بیاورم، با او حرف بزنم و هر چیز کوچک و ناچیزی را برایش تعریف کنم.»
به موجب قوانین جدید که «تدابیر موقت برای خدمات تعامل انسانانگارانه هوش مصنوعی» نام دارند، شرکتهای فناوری مانند علیبابا، تنسنت و بایتدنس، سازنده تیکتاک، دیگر نمیتوانند محتوایی تولید کنند که احساسات شدید را در کاربران جوان برانگیزد یا بر روابط دنیای واقعی تاثیر بگذارد.
وانگ جیانگ، رئیس موسسه پژوهش فضای مجازی چین، در مقالهای برای اداره فضای مجازی چین نوشت: «خدمات هوش مصنوعی که در قالب همدم [افراد] ظاهر میشوند، با بهرهگیری از نیازهای عاطفی و اجتماعی کاربران، به آنها آرامش میدهند و در عین حال، بیسروصدا خطراتی جدی ایجاد میکنند.»
«قرار گرفتن طولانیمدت در معرض این الگوریتمهای هوش مصنوعی میتواند باعث اعتیاد شود، کاربران را به کنارهگیری از محافل اجتماعی دنیای واقعی سوق دهد و مهارتهای کلیدی زندگی مانند همدلی و توانایی مدیریت اختلافنظرها را تضعیف کند.»
«بیقیدوشرط عاشقتان خواهد بود»
قوانین جدید پکن تنها چند هفته پس از آن وضع شدهاند که «یوبیتک» (UBTech)، شرکت پیشرو رباتیک چین، از یک ربات انساننما با ظاهر واقعی رونمایی کرد که برای ایفای نقش یک همدم صمیمی برای افراد مجرد طراحی شده است.
این شرکت مستقر در شنژن ادعا میکند که ربات «یو۱» (U1) نخستین ربات انساننما با ظاهر بسیار واقعی در جهان است که برای تولید انبوه آماده است و تاکنون بیش از ۱۳ هزار پیشسفارش دریافت کرده است.
مایکل تم، مدیر برند یوورلد (UWorld) متعلق به یوبیتک، در مراسم رونمایی گفت که این رباتهای بیونیک میتوانند «تا پایان عمر همراهتان باشند» و به هوش مصنوعی عاطفی مجهزند که میتواند تشخیص دهد صاحب آنها استرس دارد یا خسته است.او گفت: «این [ربات] هرگز به شما خیانت نخواهد کرد، همیشه به شما وفادار خواهد ماند و بیقیدوشرط عاشقتان خواهد بود.»
قیمت ربات «یو۱» از ۱۱۹ هزار و ۸۰۰ یوان، معادل ۱۳ هزار و ۲۰۰ پوند، آغاز میشود، این ربات در نسخههای مرد و زن عرضه میشود، هرچند برای روابط جنسی طراحی نشده است.
https://www.independent.co.uk/tech/china-ai-girlfriend-ban-bytedance-b3016164.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
China cracks down on AI girlfriends, leaving users heartbroken
‘I can’t accept that my AI lover will leave me forever,’ says one user of a popular AI chatbot platform
❤3👏1
💢فقط شیر نیست؛ متخصصان میگویند این خوراکیها سالها جلوی پوکی استخوان را میگیرد
کارشناسان میگویند سلامت استخوانها دههها پیش از بروز علائم پوکی استخوان شکل میگیرد و رژیم غذایی مناسب در کنار فعالیت بدنی منظم میتواند خطر شکستگی را در سالهای سالمندی کاهش دهد.
کیت وارد، استاد سلامت اسکلتیعضلانی در دانشگاه ساوتهمپتون بریتانیا، میگوید تراکم استخوان تا اوایل بزرگسالی افزایش مییابد و پس از آن بهطور طبیعی روند کاهش آن آغاز میشود.
به گفته جولی تامپسون از «انجمن سلطنتی پوکی استخوان» بریتانیا، پوکی استخوان و استئوپنی معمولا تا زمان وقوع یک شکستگی بدون علامت باقی میمانند.
به گفته جولی تامپسون، از انجمن سلطنتی پوکی استخوان بریتانیا، حدود ۵۰۰ میلیون نفر در جهان با پوکی استخوان زندگی میکنند. او میگوید سالانه بیش از ۱۰ میلیون شکستگی لگن در افراد بالای ۵۵ سال رخ میدهد و این شکستگیها میتوانند به عوارضی مانند ذاتالریه یا حمله قلبی منجر شوند.
به گفته او، حدود ۳۰ درصد از افراد بالای ۶۰ سال ظرف یک سال پس از شکستگی لگن جان خود را از دست میدهند، هرچند سن و بیماریهای زمینهای نیز در این خطر نقش دارند.
بس داوسون-هیوز، استاد پزشکی دانشگاه تافتس آمریکا نیز میگوید اگرچه زنان، بهویژه پس از یائسگی، بیش از مردان در معرض کاهش تراکم استخوان قرار دارند، اما با افزایش امید به زندگی، مردان نیز بیش از گذشته با این بیماری مواجه میشوند.
به گفته متخصصان، کلسیم، ویتامین دی (D) و پروتئین مهمترین مواد مغذی برای سلامت استخوان هستند و ویتامین K، منیزیم، فسفر و روی نیز در حفظ استحکام استخوان و عملکرد عضلات نقش دارند.
نتایج یک کارآزمایی بالینی روی ۷ هزار و ۱۹۵ سالمند در مراکز مراقبتی نشان داد افزایش مصرف لبنیات و پروتئین طی دو سال، خطر زمین خوردن را در میان سالمندان ۱۱ درصد و خطر شکستگی لگن را ۴۶ درصد کاهش داده است.
پژوهشگران معتقدند این اثر احتمالا ناشی از ترکیب کلسیم و پروتئین است.به گفته کیت وارد، سویا و فرآوردههای آن مانند توفو (پنیر سویا) و ادامامه (دانههای نارس سویا) از منابع مناسب کلسیم و پروتئین هستند.
همچنین یک فراتحلیل با مشارکت بیش از ۹ هزار زن یائسه نشان داده است مکملهای ایزوفلاون سویا میتوانند به بهبود نسبی تراکم استخوان کمک کنند، هرچند پژوهشگران تاکید دارند برای ارزیابی تاثیر مصرف خودِ مواد غذایی سویا به تحقیقات بیشتری نیاز است.
پژوهشها همچنین نشان میدهد دانه چیا، میوههای خشکی مانند آلو و انجیر، و ماهیهای چرب و کنسروی از جمله ساردین و سالمون، به دلیل دارا بودن کلسیم، پروتئین، منیزیم، امگا ۳ و ویتامین دی (D) میتوانند به حفظ سلامت استخوانها کمک کنند.
در مورد مکملها، آملیا مور، پژوهشگر واحد پوکی استخوان بیمارستان گایز لندن، میگوید شواهد درباره اثربخشی مکملهای کلسیم و ویتامین دی (D) یکسان نیست و مصرف آنها باید بر اساس نیاز هر فرد انجام شود.
داوسون-هیوز نیز هشدار میدهد مصرف بیش از حد ویتامین دی (D) لزوما سودمند نیست و حتی ممکن است خطر زمین خوردن را در میان سالمندان افزایش دهد.
ساگن زک-وارگِز استاد مدرسته عالی پزشکی بریستول هم میگوید: «اگر رژیم غذایی شما شامل لبنیات، پروتئین، سبزیجات برگسبز، ماهی و گوشت باشد، به احتمال زیاد تمام ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز بدن را دریافت میکنید. اما همه افراد چنین رژیمی ندارند و این افراد احتمالا به مصرف مکملها نیاز خواهند داشت.»
او افزود، البته بسیاری از غذاهای گیاهی نیز بهطور طبیعی حاوی کلسیم هستند؛ از جمله سبزیجات برگسبز، دانه کنجد و انواع حبوبات، و برخی افراد ممکن است بتوانند نیاز خود به کلسیم را از همین منابع تامین کنند.
با این حال، نتایج یک فراتحلیل نشان داده است که افراد وگان معمولا کلسیم کمتری نسبت به گوشتخواران یا گیاهخواران (Vegetarians) دریافت میکنند. به همین دلیل، کارشناسان توصیه میکنند وگانها در صورت نیاز، مصرف مواد غذایی غنیشده با کلسیم یا مکملهای غذایی را مدنظر قرار دهند.
کارشناسان در مجموع تاکید میکنند بهترین راهکار برای حفظ سلامت استخوان، پیروی از یک رژیم غذایی متنوع و متعادل، دریافت کافی مواد مغذی و انجام منظم ورزشهای تحمل وزن مانند پیادهروی، دویدن و تمرینات مقاومتی است.
https://www.bbc.com/future/article/20260722-how-to-eat-for-better-bone-health-as-you-age#:~:text=There%20are%20plenty%20of%20non,reduce%20the%20risk%20of%20fractures.
🆔@ScientificDialectics
کارشناسان میگویند سلامت استخوانها دههها پیش از بروز علائم پوکی استخوان شکل میگیرد و رژیم غذایی مناسب در کنار فعالیت بدنی منظم میتواند خطر شکستگی را در سالهای سالمندی کاهش دهد.
کیت وارد، استاد سلامت اسکلتیعضلانی در دانشگاه ساوتهمپتون بریتانیا، میگوید تراکم استخوان تا اوایل بزرگسالی افزایش مییابد و پس از آن بهطور طبیعی روند کاهش آن آغاز میشود.
به گفته جولی تامپسون از «انجمن سلطنتی پوکی استخوان» بریتانیا، پوکی استخوان و استئوپنی معمولا تا زمان وقوع یک شکستگی بدون علامت باقی میمانند.
به گفته جولی تامپسون، از انجمن سلطنتی پوکی استخوان بریتانیا، حدود ۵۰۰ میلیون نفر در جهان با پوکی استخوان زندگی میکنند. او میگوید سالانه بیش از ۱۰ میلیون شکستگی لگن در افراد بالای ۵۵ سال رخ میدهد و این شکستگیها میتوانند به عوارضی مانند ذاتالریه یا حمله قلبی منجر شوند.
به گفته او، حدود ۳۰ درصد از افراد بالای ۶۰ سال ظرف یک سال پس از شکستگی لگن جان خود را از دست میدهند، هرچند سن و بیماریهای زمینهای نیز در این خطر نقش دارند.
بس داوسون-هیوز، استاد پزشکی دانشگاه تافتس آمریکا نیز میگوید اگرچه زنان، بهویژه پس از یائسگی، بیش از مردان در معرض کاهش تراکم استخوان قرار دارند، اما با افزایش امید به زندگی، مردان نیز بیش از گذشته با این بیماری مواجه میشوند.
به گفته متخصصان، کلسیم، ویتامین دی (D) و پروتئین مهمترین مواد مغذی برای سلامت استخوان هستند و ویتامین K، منیزیم، فسفر و روی نیز در حفظ استحکام استخوان و عملکرد عضلات نقش دارند.
نتایج یک کارآزمایی بالینی روی ۷ هزار و ۱۹۵ سالمند در مراکز مراقبتی نشان داد افزایش مصرف لبنیات و پروتئین طی دو سال، خطر زمین خوردن را در میان سالمندان ۱۱ درصد و خطر شکستگی لگن را ۴۶ درصد کاهش داده است.
پژوهشگران معتقدند این اثر احتمالا ناشی از ترکیب کلسیم و پروتئین است.به گفته کیت وارد، سویا و فرآوردههای آن مانند توفو (پنیر سویا) و ادامامه (دانههای نارس سویا) از منابع مناسب کلسیم و پروتئین هستند.
همچنین یک فراتحلیل با مشارکت بیش از ۹ هزار زن یائسه نشان داده است مکملهای ایزوفلاون سویا میتوانند به بهبود نسبی تراکم استخوان کمک کنند، هرچند پژوهشگران تاکید دارند برای ارزیابی تاثیر مصرف خودِ مواد غذایی سویا به تحقیقات بیشتری نیاز است.
پژوهشها همچنین نشان میدهد دانه چیا، میوههای خشکی مانند آلو و انجیر، و ماهیهای چرب و کنسروی از جمله ساردین و سالمون، به دلیل دارا بودن کلسیم، پروتئین، منیزیم، امگا ۳ و ویتامین دی (D) میتوانند به حفظ سلامت استخوانها کمک کنند.
در مورد مکملها، آملیا مور، پژوهشگر واحد پوکی استخوان بیمارستان گایز لندن، میگوید شواهد درباره اثربخشی مکملهای کلسیم و ویتامین دی (D) یکسان نیست و مصرف آنها باید بر اساس نیاز هر فرد انجام شود.
داوسون-هیوز نیز هشدار میدهد مصرف بیش از حد ویتامین دی (D) لزوما سودمند نیست و حتی ممکن است خطر زمین خوردن را در میان سالمندان افزایش دهد.
ساگن زک-وارگِز استاد مدرسته عالی پزشکی بریستول هم میگوید: «اگر رژیم غذایی شما شامل لبنیات، پروتئین، سبزیجات برگسبز، ماهی و گوشت باشد، به احتمال زیاد تمام ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز بدن را دریافت میکنید. اما همه افراد چنین رژیمی ندارند و این افراد احتمالا به مصرف مکملها نیاز خواهند داشت.»
او افزود، البته بسیاری از غذاهای گیاهی نیز بهطور طبیعی حاوی کلسیم هستند؛ از جمله سبزیجات برگسبز، دانه کنجد و انواع حبوبات، و برخی افراد ممکن است بتوانند نیاز خود به کلسیم را از همین منابع تامین کنند.
با این حال، نتایج یک فراتحلیل نشان داده است که افراد وگان معمولا کلسیم کمتری نسبت به گوشتخواران یا گیاهخواران (Vegetarians) دریافت میکنند. به همین دلیل، کارشناسان توصیه میکنند وگانها در صورت نیاز، مصرف مواد غذایی غنیشده با کلسیم یا مکملهای غذایی را مدنظر قرار دهند.
کارشناسان در مجموع تاکید میکنند بهترین راهکار برای حفظ سلامت استخوان، پیروی از یک رژیم غذایی متنوع و متعادل، دریافت کافی مواد مغذی و انجام منظم ورزشهای تحمل وزن مانند پیادهروی، دویدن و تمرینات مقاومتی است.
https://www.bbc.com/future/article/20260722-how-to-eat-for-better-bone-health-as-you-age#:~:text=There%20are%20plenty%20of%20non,reduce%20the%20risk%20of%20fractures.
🆔@ScientificDialectics
Bbc
We all need to start thinking about our bone health. Here's what to eat
Our bone density begins declining earlier than you might think. But ensuring our diet is rich in certain nutrients can help to keep our skeletons strong.
❤2
💢«کتابخانه دانشگاه هاروارد»
کتابخانه هاروارد (تأسیس ۱۶۳۸) قدیمیترین سیستم کتابخانهای در ایالات متحده و بزرگترین کتابخانه دانشگاهی جهان است که با دارا بودن بیش از ۲۵ میلیون جلد کتاب و ۲۸ کتابخانه تخصصی، یکی از اصلیترین ارکان تولید و حفظ دانش بشری محسوب میشود.
۴ خدمت و گنجینه کلیدی:
سامانه پژوهشی DASH: دسترسی آزاد (Open Access) و رایگان به هزاران مقاله علمی و پایاننامه همترازیشده (Peer-reviewed).
مخزن دادههای پژوهشی (Dataverse): بستری جهانی و آزاد برای اشتراکگذاری و دریافت دادههای خام تحقیقاتی.
مجموعههای دیجیتال (Harvard Digital): دسترسی آنلاین به میلیونها نقشه، عکس، سند تاریخی و نسخه نایاب علمی.
مجموعه خاورمیانه و ایرانشناسی: آرشیوی غنی از نسخههای خطی نفیس فارسی، اسناد دوره قاجار و پروژه تاریخ شفاهی ایران.
لینکهای دسترسی:
وبسایت اصلی:
library.harvard.edu
مجموعه خاورمیانه:
library.harvard.edu/collections/middle-eastern-collection
🆔@ScientificDialectics
کتابخانه هاروارد (تأسیس ۱۶۳۸) قدیمیترین سیستم کتابخانهای در ایالات متحده و بزرگترین کتابخانه دانشگاهی جهان است که با دارا بودن بیش از ۲۵ میلیون جلد کتاب و ۲۸ کتابخانه تخصصی، یکی از اصلیترین ارکان تولید و حفظ دانش بشری محسوب میشود.
۴ خدمت و گنجینه کلیدی:
سامانه پژوهشی DASH: دسترسی آزاد (Open Access) و رایگان به هزاران مقاله علمی و پایاننامه همترازیشده (Peer-reviewed).
مخزن دادههای پژوهشی (Dataverse): بستری جهانی و آزاد برای اشتراکگذاری و دریافت دادههای خام تحقیقاتی.
مجموعههای دیجیتال (Harvard Digital): دسترسی آنلاین به میلیونها نقشه، عکس، سند تاریخی و نسخه نایاب علمی.
مجموعه خاورمیانه و ایرانشناسی: آرشیوی غنی از نسخههای خطی نفیس فارسی، اسناد دوره قاجار و پروژه تاریخ شفاهی ایران.
لینکهای دسترسی:
وبسایت اصلی:
library.harvard.edu
مجموعه خاورمیانه:
library.harvard.edu/collections/middle-eastern-collection
🆔@ScientificDialectics
Harvard Library
Harvard Library - Middle Eastern Collection
This collection at Widener Library supports diverse research interests, ranging from the ancient Near East, Islamic religion, Arab literature, and modern architecture, to contemporary political movements.
❤4
💢چگونه روغن زیتون از مسیر روده به سلامت مغز کمک میکند؟
گونهای از باکتریهای روده به نام ادلرکروتزیا در افرادی که روغن زیتون فرابکر مصرف میکنند بیشتر رشد میکند. این باکتری ترکیباتی تولید میکند که التهاب را کاهش میدهد و از بافت مغز محافظت میکند.
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند که روغن زیتون فرابکر میتواند یکی از در دسترسترین مواد غذایی برای محافظت از سلامت مغز باشد و بخش مهمی از آثار این ماده غذایی از روده آغاز میشود.
این روغن سرشار از چربیهای سالم و آنتیاکسیدانهایی است که التهاب را کاهش میدهند و از سلولهای مغزی محافظت میکنند. در مقابل، برنامه غذایی سرشار از غذاهای فراوریشده و چربیهای ناسالم بهمرور زمان به سلولهای مغز آسیب میرساند، عملکرد شناختی را کند میکند و میتواند با مشکلات حافظه و افت تواناییهای ذهنی همراه باشد.
پژوهشها نشان میدهند روغن زیتون فرابکر از چند مسیر مختلف بر سلامت مغز اثر میگذارد. این ماده التهاب عصبی را کاهش میدهد، سد خونی-مغزی را که محافظ مغز در برابر عوامل آسیبرسان است تقویت میکند و ارتباط میان سلولهای عصبی را بهبود میبخشد.
با این حال، یکی از مهمترین سازوکارها به ارتباط میان روده و مغز مربوط میشود.محور روده–مغز یک مسیر ارتباطی دوطرفه میان دستگاه گوارش و مغز است. میکروبهای روده ترکیبات و پیامهای شیمیایی تولید میکنند که بر خلقوخو، حافظه و تمرکز تاثیر میگذارند.
اگر تنوع باکتریهای مفید روده حفظ شود، این پیامها میتوانند عملکرد شناختی را تقویت کنند و حتی در کاهش خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی نقش داشته باشند. در مقابل، برنامه غذایی نامناسب یا استرس مزمن میتواند تعادل میکروبیوم روده را بر هم بزند و پیامهایی ایجاد کند که التهاب و کاهش عملکرد شناختی را تشدید میکنند.
پژوهشی که در ژانویه ۲۰۲۶ در نشریه میکروبیوم (Microbiome) منتشر شد، گونهای از باکتریهای روده به نام ادلرکروتزیا (Adlercreutzia) را شناسایی کرد که در افرادی که روغن زیتون فرابکر مصرف میکنند بیشتر رشد میکند. این باکتری ترکیباتی تولید میکند که التهاب را کاهش میدهد و از بافت مغز محافظت میکند و احتمالا بخشی از آثار مفید روغن زیتون بر سلامت مغز از همین مسیر ایجاد میشود.
یکی دیگر از موضوعهای مورد توجه پژوهشگران، بیماری آلزایمر است. تجمع پلاکهای بتا آمیلویید میان سلولهای عصبی از ویژگیهای اصلی این بیماری به شمار میرود. روغن زیتون فرابکر حاوی ترکیبی به نام اولئوکانتال است که به پاکسازی این پلاکها از مغز کمک میکند. علاوه بر این، روغن زیتون فرابکر از التهاب و استرس سلولی که زمینه تشکیل این پلاکها را فراهم میکنند نیز جلوگیری میکند.
همچنین، بر اساس پژوهشی که در نشریه جاما نتورک اوپن (JAMA Network Open) منتشر شده است، مصرف بیش از ۷ گرم روغن زیتون در روز، معادل حدود نصف قاشق غذاخوری، با کاهش ۲۸ درصدی خطر مرگ ناشی از زوال عقل همراه بوده است. این یافته به مجموعه شواهدی میافزاید که نقش روغن زیتون را در حفظ سلامت مغز بررسی کردهاند.
استرس اکسیداتیو نیز از عوامل مهم آسیب به مغز محسوب میشود. این فرایند در اثر برهم خوردن تعادل میان رادیکالهای آزاد و آنتیاکسیدانها ایجاد میشود و میتواند به سلولهای مغزی آسیب برساند، ارتباط میان آنها را مختل کند و التهاب را افزایش دهد.
پلیفنولها و آنتیاکسیدانهای موجود در روغن زیتون فرابکر با خنثی کردن رادیکالهای آزاد، از آسیب سلولی جلوگیری و روند پیری مغز را کندتر میکنند.همه روغنهای زیتون کیفیت یکسانی ندارند. روغن زیتون فرابکر بدون استفاده از حرارت یا مواد شیمیایی تولید میشود و به همین دلیل بخش زیادی از پلیفنولها و آنتیاکسیدانهای آن حفظ میشود، در حالی که روغنهای تصفیهشده مقدار قابل توجهی از این ترکیبات را از دست میدهند.
برای انتخاب محصول باکیفیت، توصیه میشود روغنهایی انتخاب شوند که در بطریهای شیشهای تیره یا قوطی فلزی عرضه شدهاند، تاریخ برداشت محصول روی آنها درج شده باشد، ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه پس از برداشت مصرف شوند، و دارای نشانهای استانداردی مانند پیدیاو (PDO) یا پیجیآی (PGI) باشند. اسیدیته کمتر از ۰.۸ درصد نیز از دیگر نشانههای کیفیت بالاتر است.
پژوهشها نشان میدهند مصرف روزانه یک تا دو قاشق غذاخوری روغن زیتون فرابکر، در قالب برنامه غذایی مدیترانهای، میتواند برای سلامت مغز مفید باشد.
توصیه میشود این روغن جایگزین کره، مارگارین و روغنهای فراوریشده شود و همراه مواد مغذی مانند سبزیجات برگسبز، انواع توتها و مغزها در برنامه غذایی روزانه قرار گیرد.
https://creators.yahoo.com/lifestyle/story/a-neurosurgeon-explains-how-olive-oil-protects-your-brain-starting-in-your-gut-010634872.html
🆔@ScientificDialectics
گونهای از باکتریهای روده به نام ادلرکروتزیا در افرادی که روغن زیتون فرابکر مصرف میکنند بیشتر رشد میکند. این باکتری ترکیباتی تولید میکند که التهاب را کاهش میدهد و از بافت مغز محافظت میکند.
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند که روغن زیتون فرابکر میتواند یکی از در دسترسترین مواد غذایی برای محافظت از سلامت مغز باشد و بخش مهمی از آثار این ماده غذایی از روده آغاز میشود.
این روغن سرشار از چربیهای سالم و آنتیاکسیدانهایی است که التهاب را کاهش میدهند و از سلولهای مغزی محافظت میکنند. در مقابل، برنامه غذایی سرشار از غذاهای فراوریشده و چربیهای ناسالم بهمرور زمان به سلولهای مغز آسیب میرساند، عملکرد شناختی را کند میکند و میتواند با مشکلات حافظه و افت تواناییهای ذهنی همراه باشد.
پژوهشها نشان میدهند روغن زیتون فرابکر از چند مسیر مختلف بر سلامت مغز اثر میگذارد. این ماده التهاب عصبی را کاهش میدهد، سد خونی-مغزی را که محافظ مغز در برابر عوامل آسیبرسان است تقویت میکند و ارتباط میان سلولهای عصبی را بهبود میبخشد.
با این حال، یکی از مهمترین سازوکارها به ارتباط میان روده و مغز مربوط میشود.محور روده–مغز یک مسیر ارتباطی دوطرفه میان دستگاه گوارش و مغز است. میکروبهای روده ترکیبات و پیامهای شیمیایی تولید میکنند که بر خلقوخو، حافظه و تمرکز تاثیر میگذارند.
اگر تنوع باکتریهای مفید روده حفظ شود، این پیامها میتوانند عملکرد شناختی را تقویت کنند و حتی در کاهش خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی نقش داشته باشند. در مقابل، برنامه غذایی نامناسب یا استرس مزمن میتواند تعادل میکروبیوم روده را بر هم بزند و پیامهایی ایجاد کند که التهاب و کاهش عملکرد شناختی را تشدید میکنند.
پژوهشی که در ژانویه ۲۰۲۶ در نشریه میکروبیوم (Microbiome) منتشر شد، گونهای از باکتریهای روده به نام ادلرکروتزیا (Adlercreutzia) را شناسایی کرد که در افرادی که روغن زیتون فرابکر مصرف میکنند بیشتر رشد میکند. این باکتری ترکیباتی تولید میکند که التهاب را کاهش میدهد و از بافت مغز محافظت میکند و احتمالا بخشی از آثار مفید روغن زیتون بر سلامت مغز از همین مسیر ایجاد میشود.
یکی دیگر از موضوعهای مورد توجه پژوهشگران، بیماری آلزایمر است. تجمع پلاکهای بتا آمیلویید میان سلولهای عصبی از ویژگیهای اصلی این بیماری به شمار میرود. روغن زیتون فرابکر حاوی ترکیبی به نام اولئوکانتال است که به پاکسازی این پلاکها از مغز کمک میکند. علاوه بر این، روغن زیتون فرابکر از التهاب و استرس سلولی که زمینه تشکیل این پلاکها را فراهم میکنند نیز جلوگیری میکند.
همچنین، بر اساس پژوهشی که در نشریه جاما نتورک اوپن (JAMA Network Open) منتشر شده است، مصرف بیش از ۷ گرم روغن زیتون در روز، معادل حدود نصف قاشق غذاخوری، با کاهش ۲۸ درصدی خطر مرگ ناشی از زوال عقل همراه بوده است. این یافته به مجموعه شواهدی میافزاید که نقش روغن زیتون را در حفظ سلامت مغز بررسی کردهاند.
استرس اکسیداتیو نیز از عوامل مهم آسیب به مغز محسوب میشود. این فرایند در اثر برهم خوردن تعادل میان رادیکالهای آزاد و آنتیاکسیدانها ایجاد میشود و میتواند به سلولهای مغزی آسیب برساند، ارتباط میان آنها را مختل کند و التهاب را افزایش دهد.
پلیفنولها و آنتیاکسیدانهای موجود در روغن زیتون فرابکر با خنثی کردن رادیکالهای آزاد، از آسیب سلولی جلوگیری و روند پیری مغز را کندتر میکنند.همه روغنهای زیتون کیفیت یکسانی ندارند. روغن زیتون فرابکر بدون استفاده از حرارت یا مواد شیمیایی تولید میشود و به همین دلیل بخش زیادی از پلیفنولها و آنتیاکسیدانهای آن حفظ میشود، در حالی که روغنهای تصفیهشده مقدار قابل توجهی از این ترکیبات را از دست میدهند.
برای انتخاب محصول باکیفیت، توصیه میشود روغنهایی انتخاب شوند که در بطریهای شیشهای تیره یا قوطی فلزی عرضه شدهاند، تاریخ برداشت محصول روی آنها درج شده باشد، ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه پس از برداشت مصرف شوند، و دارای نشانهای استانداردی مانند پیدیاو (PDO) یا پیجیآی (PGI) باشند. اسیدیته کمتر از ۰.۸ درصد نیز از دیگر نشانههای کیفیت بالاتر است.
پژوهشها نشان میدهند مصرف روزانه یک تا دو قاشق غذاخوری روغن زیتون فرابکر، در قالب برنامه غذایی مدیترانهای، میتواند برای سلامت مغز مفید باشد.
توصیه میشود این روغن جایگزین کره، مارگارین و روغنهای فراوریشده شود و همراه مواد مغذی مانند سبزیجات برگسبز، انواع توتها و مغزها در برنامه غذایی روزانه قرار گیرد.
https://creators.yahoo.com/lifestyle/story/a-neurosurgeon-explains-how-olive-oil-protects-your-brain-starting-in-your-gut-010634872.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Creators
A neurosurgeon explains how olive oil protects your brain, starting in your gut
Neurosurgeon Dr. John Gorecki explains how olive oil protects your brain, clears plaques, and boosts cognition through your gut microbiome.
❤5
💢پژوهش: افسردگی و اضطراب در فوتبالیستهای بازنشسته بیشتر است
پژوهش جدید نشان میدهد فوتبالیستهای بازنشسته با خطر بیشتر افسردگی و اضطراب روبهرو هستند و در مغز آنها نیز تغییراتی مشاهده شده است.
بر اساس پژوهشی جدید، فوتبالیستهای پیشین نسبت به افراد سالمی که فوتبال بازی نمیکنند سطوح بالاتری از افسردگی و اضطراب همچنین دشواریهایی در تفکر و تصمیمگیری نشان میدهند.
نتایج اولیه این مطالعه نشان میدهد که تقریبا یکسوم از ۱۴۲ فوتبالیست حرفهای پیشین که در این تحقیق مشارکت داشتند، دچار علایمی آنقدر شدید بودند که در رده افسردگی بالینی قرار بگیرند؛ در حالی که در گروه مقایسه فقط ۹ درصد چنین وضعیتی داشتند.
از نظر اضطراب ۴۲ درصد بازیکنان (در برابر ۲۵ درصد از افراد غیر بازیکن) به آستانه تشخیصی رسیده بودند.
کالی گریس لینچ، نویسنده اصلی این مطالعه گفت که «با آنکه در آزمونهای شناختی استاندارد، تفاوت روشنی میان بازیکنان سابق و افراد غیر بازیکن مشاهده نکردیم اما در علایمی که شرکتکنندگان گزارش کردند مانند اضطراب و افسردگی و نیز در تصویربرداری مغزی تفاوتهای قابل توجهی دیدیم».
او افزود این یافتهها نشان میدهد که ممکن است حتی در میانسالی هم اثرهای قابل اندازهگیری بر سلامت مغز فوتبالیستهای حرفهای سابق وجود داشته باشد یعنی خیلی پیشتر از زمانی که معمولا بیماریهایی مانند زوال عقل آشکار میشوند.
در این پژوهش وضعیت ۱۴۲ فوتبالیست حرفهای سابق ۳۰ تا ۶۰ ساله بررسی شدند: ۱۲۶ مرد با دستکم سه سال سابقه بازی تماموقت حرفهای و ۱۶ زن که در دو رده برتر فوتبال زنان بریتانیا بازی کرده بودند.
نتایج با ۵۶ فرد سالم همسن مقایسه شد که سابقه ورزشهای سخت یا آسیبدیدگی سر یا مشکلات عصبی نداشتند.
این تحقیق که توسط پژوهشگران کالج امپریال لندن انجام و در کنفرانس بینالمللی انجمن آلزایمر ۲۰۲۶ (AAIC) ارائه شد همچنین نشان داد که فوتبالیستهای حرفهای سابق، در مقایسه با افرادی که این ورزش را انجام ندادهاند، کاهش توانایی در برنامهریزی، تمرکز برای حل مسئله و مدیریت کارهای روزمره را گزارش کردند.
البته این تفاوتها فقط زمانی دیده شده که افراد خودشان تجربیاتشان را توصیف کردند؛ چراکه آزمونهای عینی حافظه و تفکر، تفاوت روشنی میان دو گروه نشان نداد.
اسکنهای تصویربرداری تشدید مغناطیسی (امآرآی) تفاوتهایی در ساختار مغز برخی بازیکنان سابق و گروه سالم مقایسه نشان داد و شواهدی از کاهش حجم مغز در میان فوتبالیستها به دست آمد.
با این حال پژوهشگران هشدار دادند که هرچند افزایش علایم و الگوهای متفاوت حجم مغز میتواند به تحلیل عصبی مرتبط با آسیبدیدگی اشاره کند برای اثبات قطعی این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز است.
ماریا سی کارییو، رئیس بخش علمی انجمن آلزایمر گفت که «مطالعاتی از این دست میتواند به بازیکنان، پزشکان و نهادهای ورزشی کمک کند تا خطرهای احتمالی را بهتر درک کنند و بیندیشند چگونه میتوان بازی را ایمنتر کرد و در عین حال به افراد امکان داد انتخابهای آگاهانه داشته باشند».
میلیونها نفر در سراسر جهان هر روز فوتبال بازی میکنند؛ هرچند فعالیت بدنی در مجموع برای سلامت مفید است این ورزش میتواند منبع آسیبهای سر نیز باشد.
بازیکنان هم در اثر ضربههای مکرر و با شدت کمِ هد زدن عمدی به توپ و هم بر اثر برخوردهای شدید سر با بدن حریف یا زمین، در معرض آسیبهای مکرر به سر قرار میگیرند.
توماس پارک از موسسه تحقیقات دمانس بریتانیا گفت که «امیدواریم با دنبال کردن شرکتکنندگان در طول زمان بهتر بفهمیم برخوردهای مکرر به سر چگونه ممکن است بر سلامت بلندمدت مغز اثر بگذارد. این کار همچنین به یافتن راههایی برای کاهش خطرهای احتمالی در ورزش کمک خواهد کرد».
https://www.euronews.com/health/2026/07/14/retired-footballers-show-higher-rates-of-depression-and-anxiety-study-finds#:~:text=Retired%20footballers%20face%20higher%20risks,players%2C%20according%20to%20new%20research.
🆔@ScientificDialectics
پژوهش جدید نشان میدهد فوتبالیستهای بازنشسته با خطر بیشتر افسردگی و اضطراب روبهرو هستند و در مغز آنها نیز تغییراتی مشاهده شده است.
بر اساس پژوهشی جدید، فوتبالیستهای پیشین نسبت به افراد سالمی که فوتبال بازی نمیکنند سطوح بالاتری از افسردگی و اضطراب همچنین دشواریهایی در تفکر و تصمیمگیری نشان میدهند.
نتایج اولیه این مطالعه نشان میدهد که تقریبا یکسوم از ۱۴۲ فوتبالیست حرفهای پیشین که در این تحقیق مشارکت داشتند، دچار علایمی آنقدر شدید بودند که در رده افسردگی بالینی قرار بگیرند؛ در حالی که در گروه مقایسه فقط ۹ درصد چنین وضعیتی داشتند.
از نظر اضطراب ۴۲ درصد بازیکنان (در برابر ۲۵ درصد از افراد غیر بازیکن) به آستانه تشخیصی رسیده بودند.
کالی گریس لینچ، نویسنده اصلی این مطالعه گفت که «با آنکه در آزمونهای شناختی استاندارد، تفاوت روشنی میان بازیکنان سابق و افراد غیر بازیکن مشاهده نکردیم اما در علایمی که شرکتکنندگان گزارش کردند مانند اضطراب و افسردگی و نیز در تصویربرداری مغزی تفاوتهای قابل توجهی دیدیم».
او افزود این یافتهها نشان میدهد که ممکن است حتی در میانسالی هم اثرهای قابل اندازهگیری بر سلامت مغز فوتبالیستهای حرفهای سابق وجود داشته باشد یعنی خیلی پیشتر از زمانی که معمولا بیماریهایی مانند زوال عقل آشکار میشوند.
در این پژوهش وضعیت ۱۴۲ فوتبالیست حرفهای سابق ۳۰ تا ۶۰ ساله بررسی شدند: ۱۲۶ مرد با دستکم سه سال سابقه بازی تماموقت حرفهای و ۱۶ زن که در دو رده برتر فوتبال زنان بریتانیا بازی کرده بودند.
نتایج با ۵۶ فرد سالم همسن مقایسه شد که سابقه ورزشهای سخت یا آسیبدیدگی سر یا مشکلات عصبی نداشتند.
این تحقیق که توسط پژوهشگران کالج امپریال لندن انجام و در کنفرانس بینالمللی انجمن آلزایمر ۲۰۲۶ (AAIC) ارائه شد همچنین نشان داد که فوتبالیستهای حرفهای سابق، در مقایسه با افرادی که این ورزش را انجام ندادهاند، کاهش توانایی در برنامهریزی، تمرکز برای حل مسئله و مدیریت کارهای روزمره را گزارش کردند.
البته این تفاوتها فقط زمانی دیده شده که افراد خودشان تجربیاتشان را توصیف کردند؛ چراکه آزمونهای عینی حافظه و تفکر، تفاوت روشنی میان دو گروه نشان نداد.
اسکنهای تصویربرداری تشدید مغناطیسی (امآرآی) تفاوتهایی در ساختار مغز برخی بازیکنان سابق و گروه سالم مقایسه نشان داد و شواهدی از کاهش حجم مغز در میان فوتبالیستها به دست آمد.
با این حال پژوهشگران هشدار دادند که هرچند افزایش علایم و الگوهای متفاوت حجم مغز میتواند به تحلیل عصبی مرتبط با آسیبدیدگی اشاره کند برای اثبات قطعی این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز است.
ماریا سی کارییو، رئیس بخش علمی انجمن آلزایمر گفت که «مطالعاتی از این دست میتواند به بازیکنان، پزشکان و نهادهای ورزشی کمک کند تا خطرهای احتمالی را بهتر درک کنند و بیندیشند چگونه میتوان بازی را ایمنتر کرد و در عین حال به افراد امکان داد انتخابهای آگاهانه داشته باشند».
میلیونها نفر در سراسر جهان هر روز فوتبال بازی میکنند؛ هرچند فعالیت بدنی در مجموع برای سلامت مفید است این ورزش میتواند منبع آسیبهای سر نیز باشد.
بازیکنان هم در اثر ضربههای مکرر و با شدت کمِ هد زدن عمدی به توپ و هم بر اثر برخوردهای شدید سر با بدن حریف یا زمین، در معرض آسیبهای مکرر به سر قرار میگیرند.
توماس پارک از موسسه تحقیقات دمانس بریتانیا گفت که «امیدواریم با دنبال کردن شرکتکنندگان در طول زمان بهتر بفهمیم برخوردهای مکرر به سر چگونه ممکن است بر سلامت بلندمدت مغز اثر بگذارد. این کار همچنین به یافتن راههایی برای کاهش خطرهای احتمالی در ورزش کمک خواهد کرد».
https://www.euronews.com/health/2026/07/14/retired-footballers-show-higher-rates-of-depression-and-anxiety-study-finds#:~:text=Retired%20footballers%20face%20higher%20risks,players%2C%20according%20to%20new%20research.
🆔@ScientificDialectics
euronews
Ex-footballers show higher depression and anxiety rates, study finds
Retired footballers face higher risks of depression and anxiety, according to new research that also found changes in their brains.
❤2
💢 چرا گرما در اروپا کشندهتر از خاورمیانه است؟ ایرانیها با گرما سازگارترند؟
بر اساس گزارشهای رسمی، موجهای گرمای ماههای مه و ژوئن ۲۰۲۶ در انگلستان و ولز حدود ۲۷۳۶ مرگ مرتبط با گرما ایجاد کردهاند. از این تعداد، حدود ۲۲۰۰ نفر در موج گرمای شدید اواخر ژوئن جان خود را از دست دادهاند.
در نگاه نخست، دمای ۳۷ یا حتی ۴۰ درجه سانتیگراد شاید برای بسیاری از ایرانیها عدد عجیبی نباشد. هر تابستان شهرهایی مانند اهواز، آبادان، امیدیه، طبس، زابل و بندرعباس روزهایی با دمای بالاتر از ۴۵ درجه را تجربه میکنند و گاه دماسنجها به مرز ۵۰ درجه نیز نزدیک میشوند.
با این حال، تابستان ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که گرما در اروپا میتواند به بحرانی مرگبار تبدیل شود؛ بحرانی که تنها در انگلستان و ولز ظرف دو ماه بیش از ۲۷۰۰ قربانی برجای گذاشته و هزاران مرگ اضافی دیگر نیز در کشورهای مختلف اروپایی به ثبت رسانده است.
بر اساس تحلیل مشترک پژوهشگران کالج امپریال لندن، مدرسه بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن (LSHTM) و اداره هواشناسی بریتانیا، موجهای گرمای ماههای مه و ژوئن ۲۰۲۶ در انگلستان و ولز حدود ۲۷۳۶ مرگ مرتبط با گرما ایجاد کردهاند. از این تعداد، حدود ۲۲۰۰ نفر در موج گرمای شدید اواخر ژوئن جان خود را از دست دادهاند. پژوهشگران همچنین برآورد کردهاند که حدود ۴۲ درصد این مرگها به افزایش دمای ناشی از تغییرات اقلیمی منتسب است.
این اعداد تنها بخشی از تصویر بزرگتر بحران گرما در اروپا هستند. دادههای شبکه پایش مرگومیر اروپا (EuroMOMO) نشان میدهد که در هفته اوج گرمای اواخر ژوئن، بیش از ۱۰ هزار مرگ اضافی در کشورهای اروپایی ثبت شده است؛ مرگهایی که عمدتاً در میان افراد بالای ۶۵ سال رخ دادهاند.
دانشمندان گروه «ورلد ودر اتریبیوشن» (World Weather Attribution) این موج گرما را یکی از شدیدترین رخدادهای ثبتشده در اروپا دانستهاند و معتقدند چنین دماهایی بدون گرمایش ناشی از فعالیتهای انسانی تقریباً غیرممکن بود. برآوردها نشان میدهد تغییرات اقلیمی در برخی مناطق اروپا بین ۳ تا ۴ درجه سانتیگراد به دمای اوج این رویداد افزوده است
بسیاری تصور میکنند قربانیان گرما افرادی هستند که مستقیماً بر اثر گرمازدگی جان میبازند؛ اما واقعیت پیچیدهتر است. گرما معمولاً به شکل غیرمستقیم عمل میکند. افزایش دمای بدن میتواند بیماریهای قلبی، عروقی، تنفسی و کلیوی را تشدید کند. افراد سالمند، بیماران مزمن و کسانی که داروهای خاص مصرف میکنند بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند.
به همین دلیل در مطالعات علمی از اصطلاح «مرگ اضافی» یا «مرگ مرتبط با گرما» استفاده میشود. در بسیاری از این موارد، علت رسمی مرگ ممکن است سکته قلبی یا نارسایی تنفسی ثبت شود، اما گرمای شدید عامل تشدیدکننده اصلی بوده است.
مقایسه مستقیم اروپا و ایران ساده نیست. از نظر دمای مطلق، بسیاری از نقاط ایران در تابستان بسیار گرمتر از اروپای غربی هستند. دمای بالای ۴۵ درجه در جنوب و جنوبغرب کشور پدیدهای شناختهشده است و برخی مناطق هر سال روزهایی با دمای نزدیک به ۵۰ درجه را تجربه میکنند.
اما تفاوت مهم در «سازگاری» نهفته است. معماری سنتی ایران، از بادگیرها و حیاطهای مرکزی گرفته تا دیوارهای ضخیم، قرنها برای مقابله با گرما شکل گرفته است. امروزه نیز استفاده گسترده از کولرهای آبی و گازی، ساعات کاری سازگار با گرما در برخی مناطق و آشنایی عمومی با شرایط آبوهوایی گرم، بخشی از این سازگاری محسوب میشود.
در مقابل، بسیاری از کشورهای اروپایی تا همین چند سال پیش گرمای بالای ۳۵ درجه را پدیدهای استثنایی میدانستند. زیرساختهای شهری، ساختمانها و حتی نظام سلامت آنها برای چنین شرایطی طراحی نشده بود. به همین دلیل دمایی که در خوزستان شاید بخشی از زندگی روزمره باشد، در لندن، پاریس یا بروکسل میتواند به یک بحران سلامت عمومی تبدیل شود.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که ایران نیز از پیامدهای گرمایش جهانی مصون نیست. افزایش طول موجهای گرما، تشدید خشکسالی، فشار بر منابع آب و افزایش خطر بیماریهای مرتبط با گرما چالشهایی هستند که در دهههای آینده بیش از پیش خود را نشان خواهند داد.
https://www.lshtm.ac.uk/newsevents/news/2026/more-2700-excess-deaths-estimated-england-and-wales-during-may-and-june?utm_source=
https://www.metoffice.gov.uk/about-us/news-and-media/media-centre/weather-and-climate-news/2026/more-than-2700-excess-deaths-estimated-in-england-and-wales-during-may-and-june-heatwaves?utm_source=
🆔@ScientificDialectics
بر اساس گزارشهای رسمی، موجهای گرمای ماههای مه و ژوئن ۲۰۲۶ در انگلستان و ولز حدود ۲۷۳۶ مرگ مرتبط با گرما ایجاد کردهاند. از این تعداد، حدود ۲۲۰۰ نفر در موج گرمای شدید اواخر ژوئن جان خود را از دست دادهاند.
در نگاه نخست، دمای ۳۷ یا حتی ۴۰ درجه سانتیگراد شاید برای بسیاری از ایرانیها عدد عجیبی نباشد. هر تابستان شهرهایی مانند اهواز، آبادان، امیدیه، طبس، زابل و بندرعباس روزهایی با دمای بالاتر از ۴۵ درجه را تجربه میکنند و گاه دماسنجها به مرز ۵۰ درجه نیز نزدیک میشوند.
با این حال، تابستان ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که گرما در اروپا میتواند به بحرانی مرگبار تبدیل شود؛ بحرانی که تنها در انگلستان و ولز ظرف دو ماه بیش از ۲۷۰۰ قربانی برجای گذاشته و هزاران مرگ اضافی دیگر نیز در کشورهای مختلف اروپایی به ثبت رسانده است.
بر اساس تحلیل مشترک پژوهشگران کالج امپریال لندن، مدرسه بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن (LSHTM) و اداره هواشناسی بریتانیا، موجهای گرمای ماههای مه و ژوئن ۲۰۲۶ در انگلستان و ولز حدود ۲۷۳۶ مرگ مرتبط با گرما ایجاد کردهاند. از این تعداد، حدود ۲۲۰۰ نفر در موج گرمای شدید اواخر ژوئن جان خود را از دست دادهاند. پژوهشگران همچنین برآورد کردهاند که حدود ۴۲ درصد این مرگها به افزایش دمای ناشی از تغییرات اقلیمی منتسب است.
این اعداد تنها بخشی از تصویر بزرگتر بحران گرما در اروپا هستند. دادههای شبکه پایش مرگومیر اروپا (EuroMOMO) نشان میدهد که در هفته اوج گرمای اواخر ژوئن، بیش از ۱۰ هزار مرگ اضافی در کشورهای اروپایی ثبت شده است؛ مرگهایی که عمدتاً در میان افراد بالای ۶۵ سال رخ دادهاند.
دانشمندان گروه «ورلد ودر اتریبیوشن» (World Weather Attribution) این موج گرما را یکی از شدیدترین رخدادهای ثبتشده در اروپا دانستهاند و معتقدند چنین دماهایی بدون گرمایش ناشی از فعالیتهای انسانی تقریباً غیرممکن بود. برآوردها نشان میدهد تغییرات اقلیمی در برخی مناطق اروپا بین ۳ تا ۴ درجه سانتیگراد به دمای اوج این رویداد افزوده است
بسیاری تصور میکنند قربانیان گرما افرادی هستند که مستقیماً بر اثر گرمازدگی جان میبازند؛ اما واقعیت پیچیدهتر است. گرما معمولاً به شکل غیرمستقیم عمل میکند. افزایش دمای بدن میتواند بیماریهای قلبی، عروقی، تنفسی و کلیوی را تشدید کند. افراد سالمند، بیماران مزمن و کسانی که داروهای خاص مصرف میکنند بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند.
به همین دلیل در مطالعات علمی از اصطلاح «مرگ اضافی» یا «مرگ مرتبط با گرما» استفاده میشود. در بسیاری از این موارد، علت رسمی مرگ ممکن است سکته قلبی یا نارسایی تنفسی ثبت شود، اما گرمای شدید عامل تشدیدکننده اصلی بوده است.
مقایسه مستقیم اروپا و ایران ساده نیست. از نظر دمای مطلق، بسیاری از نقاط ایران در تابستان بسیار گرمتر از اروپای غربی هستند. دمای بالای ۴۵ درجه در جنوب و جنوبغرب کشور پدیدهای شناختهشده است و برخی مناطق هر سال روزهایی با دمای نزدیک به ۵۰ درجه را تجربه میکنند.
اما تفاوت مهم در «سازگاری» نهفته است. معماری سنتی ایران، از بادگیرها و حیاطهای مرکزی گرفته تا دیوارهای ضخیم، قرنها برای مقابله با گرما شکل گرفته است. امروزه نیز استفاده گسترده از کولرهای آبی و گازی، ساعات کاری سازگار با گرما در برخی مناطق و آشنایی عمومی با شرایط آبوهوایی گرم، بخشی از این سازگاری محسوب میشود.
در مقابل، بسیاری از کشورهای اروپایی تا همین چند سال پیش گرمای بالای ۳۵ درجه را پدیدهای استثنایی میدانستند. زیرساختهای شهری، ساختمانها و حتی نظام سلامت آنها برای چنین شرایطی طراحی نشده بود. به همین دلیل دمایی که در خوزستان شاید بخشی از زندگی روزمره باشد، در لندن، پاریس یا بروکسل میتواند به یک بحران سلامت عمومی تبدیل شود.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که ایران نیز از پیامدهای گرمایش جهانی مصون نیست. افزایش طول موجهای گرما، تشدید خشکسالی، فشار بر منابع آب و افزایش خطر بیماریهای مرتبط با گرما چالشهایی هستند که در دهههای آینده بیش از پیش خود را نشان خواهند داد.
https://www.lshtm.ac.uk/newsevents/news/2026/more-2700-excess-deaths-estimated-england-and-wales-during-may-and-june?utm_source=
https://www.metoffice.gov.uk/about-us/news-and-media/media-centre/weather-and-climate-news/2026/more-than-2700-excess-deaths-estimated-in-england-and-wales-during-may-and-june-heatwaves?utm_source=
🆔@ScientificDialectics
LSHTM
More than 2,700 excess deaths estimated in England and Wales during May and June
More than 2,700 people are estimated to have died from heat-related causes during the record-breaking May and June 2026 heatwaves in England and Wales, according to a new rapid analysis led by
❤6👍1
💢افشای راز تازه انقراض دایناسورها: زندهزنده پخته و سرخ شدند
پژوهشگران آمریکایی در مطالعهای تازه به این نتیجه رسیدهاند که دایناسورها احتمالا تنها قربانی برخورد سیارک عظیم ۶۶ میلیون سال پیش با زمین نبودند، بلکه بیشتر آنها در اثر گرمای مرگباری که زیر لایهای از غبار داغ به دام افتاده بود، عملا «برشته» شدند.
دانشمندان دانشگاه پردو آمریکا معتقدند ابر عظیم غبار و ذراتی که پس از برخورد سیارک «چیکشلوب» به جو زمین پرتاب شد، مانند درِ یک قابلمه عمل کرد و اجازه نداد گرمای ناشی از برخورد به فضا فرار کند. در نتیجه، سطح زمین به کورهای سوزان تبدیل شد که هر موجود زندهای را که نتوانسته بود به زیر زمین یا اعماق آب پناه ببرد، از بین برد.
الکساندریا جانسون، پژوهشگر علوم جوی، میگوید: «هر موجودی که امکان پناه گرفتن در زیر زمین یا زیر آب را نداشت، عملا پخته یا سرخ شد.»بر اساس این پژوهش، سیارکی به اندازه تقریبی کوه اورست با سرعتی حدود ۷۲ هزار کیلومتر در ساعت (۴۵ هزار مایل در ساعت) به زمین برخورد کرد. این برخورد هر آنچه را در مسیر خود بود، بخار کرد و تا شعاع حدود ۱۴۵۰ کیلومتری آتشسوزیهای گسترده به راه انداخت.در جریان این برخورد، بیش از هزار کیلومتر مکعب مواد مذاب و غبار به جو زمین پرتاب شد. بخشی از این مواد به قطرات ریز سنگی موسوم به اسفرول تبدیل شد که هنگام بازگشت به زمین، هوای اطراف را بیش از پیش داغ کردند.زمین جهنم شد.
پروفسور براندون جانسون، استاد علوم زمین، جو و سیارهای دانشگاه پردو، میگوید عامل اصلی انقراض گسترده نه موج انفجار و نه گلوله آتشین ناشی از برخورد بود، بلکه همین ابر جهانی غبار بود که گرما را در نزدیکی سطح زمین حبس کرد.او توضیح میدهد: «وقتی این ابر غبار، تابش گرمایی را در خود نگه داشت، سطح زمین و هر آنچه روی آن قرار داشت، مانند غذایی روی آتش مستقیم برشته شد. همین پدیده دایناسورها و بسیاری از گونههای دیگر را از بین برد.»
به گفته او، اگر این ابر غبار شکل نمیگرفت، برخورد سیارک هرچند فاجعهبار بود و جان بسیاری از موجودات را میگرفت، اما به یک انقراض جهانی تبدیل نمیشد.
تا پیش از این، دانشمندان معتقد بودند مهمترین عامل انقراض دایناسورها، سالها تاریکی ناشی از غبار، کاهش شدید دمای زمین و نابودی گیاهان بوده است؛ فرآیندی که در نهایت زنجیره غذایی را از هم پاشید.
اما یافتههای جدید نشان میدهد بسیاری از جانوران احتمالا مدت کوتاهی پس از برخورد سیارک جان خود را از دست دادهاند؛ زیرا گرمای محبوسشده زیر ابر غبار، دوزی از تابش حرارتی ایجاد کرده بود که ۱۷ برابر بیشتر از میزان کشنده برای انسان برآورد میشود.این گرما به اندازهای شدید بود که میتوانست علفزارها، سوزنهای کاج، گلسنگها و حتی بخشی از جنگلها را آتش بزند و آتشسوزیهایی گسترده در سراسر زمین ایجاد کند.
پروفسور جانسون میگوید: «زمین احتمالا بیشتر شبیه جهنم شده بود. ابرها نور خورشید را کاملا مسدود کرده بودند و برای بیشتر جانوران، سطح زمین در تاریکی فرو رفته بود، اما در همان حال گرمایی مرگبار در زیر این لایه حبس شده بود.»
پژوهشگران میگویند تنها جانورانی که توانستند از این شرایط جان سالم به در ببرند، موجوداتی بودند که در زیر زمین یا در اعماق آب پناه گرفتند. به باور دانشمندان، حتی پس از پایان این مرحله نیز ذرات معلق غبار ممکن بود سالها یا حتی دههها در جو باقی بمانند و برای بازماندگان مشکلات زیستمحیطی و سلامتی ایجاد کنند.
این پژوهش که در نشریه Journal of Geophysical Research: Biogeosciences منتشر شده، تصویر تازهای از یکی از بزرگترین رویدادهای انقراض تاریخ زمین ارائه میدهد و نشان میدهد دایناسورها شاید نه فقط بر اثر برخورد یک سیارک، بلکه در اثر جهنم ناشی از غبار داغی که سراسر زمین را پوشاند، از میان رفتند.
https://www.telegraph.co.uk/news/2026/07/28/dinosaurs-were-roasted-to-death-by-asteroid/
🆔@ScientificDialectics
پژوهشگران آمریکایی در مطالعهای تازه به این نتیجه رسیدهاند که دایناسورها احتمالا تنها قربانی برخورد سیارک عظیم ۶۶ میلیون سال پیش با زمین نبودند، بلکه بیشتر آنها در اثر گرمای مرگباری که زیر لایهای از غبار داغ به دام افتاده بود، عملا «برشته» شدند.
دانشمندان دانشگاه پردو آمریکا معتقدند ابر عظیم غبار و ذراتی که پس از برخورد سیارک «چیکشلوب» به جو زمین پرتاب شد، مانند درِ یک قابلمه عمل کرد و اجازه نداد گرمای ناشی از برخورد به فضا فرار کند. در نتیجه، سطح زمین به کورهای سوزان تبدیل شد که هر موجود زندهای را که نتوانسته بود به زیر زمین یا اعماق آب پناه ببرد، از بین برد.
الکساندریا جانسون، پژوهشگر علوم جوی، میگوید: «هر موجودی که امکان پناه گرفتن در زیر زمین یا زیر آب را نداشت، عملا پخته یا سرخ شد.»بر اساس این پژوهش، سیارکی به اندازه تقریبی کوه اورست با سرعتی حدود ۷۲ هزار کیلومتر در ساعت (۴۵ هزار مایل در ساعت) به زمین برخورد کرد. این برخورد هر آنچه را در مسیر خود بود، بخار کرد و تا شعاع حدود ۱۴۵۰ کیلومتری آتشسوزیهای گسترده به راه انداخت.در جریان این برخورد، بیش از هزار کیلومتر مکعب مواد مذاب و غبار به جو زمین پرتاب شد. بخشی از این مواد به قطرات ریز سنگی موسوم به اسفرول تبدیل شد که هنگام بازگشت به زمین، هوای اطراف را بیش از پیش داغ کردند.زمین جهنم شد.
پروفسور براندون جانسون، استاد علوم زمین، جو و سیارهای دانشگاه پردو، میگوید عامل اصلی انقراض گسترده نه موج انفجار و نه گلوله آتشین ناشی از برخورد بود، بلکه همین ابر جهانی غبار بود که گرما را در نزدیکی سطح زمین حبس کرد.او توضیح میدهد: «وقتی این ابر غبار، تابش گرمایی را در خود نگه داشت، سطح زمین و هر آنچه روی آن قرار داشت، مانند غذایی روی آتش مستقیم برشته شد. همین پدیده دایناسورها و بسیاری از گونههای دیگر را از بین برد.»
به گفته او، اگر این ابر غبار شکل نمیگرفت، برخورد سیارک هرچند فاجعهبار بود و جان بسیاری از موجودات را میگرفت، اما به یک انقراض جهانی تبدیل نمیشد.
تا پیش از این، دانشمندان معتقد بودند مهمترین عامل انقراض دایناسورها، سالها تاریکی ناشی از غبار، کاهش شدید دمای زمین و نابودی گیاهان بوده است؛ فرآیندی که در نهایت زنجیره غذایی را از هم پاشید.
اما یافتههای جدید نشان میدهد بسیاری از جانوران احتمالا مدت کوتاهی پس از برخورد سیارک جان خود را از دست دادهاند؛ زیرا گرمای محبوسشده زیر ابر غبار، دوزی از تابش حرارتی ایجاد کرده بود که ۱۷ برابر بیشتر از میزان کشنده برای انسان برآورد میشود.این گرما به اندازهای شدید بود که میتوانست علفزارها، سوزنهای کاج، گلسنگها و حتی بخشی از جنگلها را آتش بزند و آتشسوزیهایی گسترده در سراسر زمین ایجاد کند.
پروفسور جانسون میگوید: «زمین احتمالا بیشتر شبیه جهنم شده بود. ابرها نور خورشید را کاملا مسدود کرده بودند و برای بیشتر جانوران، سطح زمین در تاریکی فرو رفته بود، اما در همان حال گرمایی مرگبار در زیر این لایه حبس شده بود.»
پژوهشگران میگویند تنها جانورانی که توانستند از این شرایط جان سالم به در ببرند، موجوداتی بودند که در زیر زمین یا در اعماق آب پناه گرفتند. به باور دانشمندان، حتی پس از پایان این مرحله نیز ذرات معلق غبار ممکن بود سالها یا حتی دههها در جو باقی بمانند و برای بازماندگان مشکلات زیستمحیطی و سلامتی ایجاد کنند.
این پژوهش که در نشریه Journal of Geophysical Research: Biogeosciences منتشر شده، تصویر تازهای از یکی از بزرگترین رویدادهای انقراض تاریخ زمین ارائه میدهد و نشان میدهد دایناسورها شاید نه فقط بر اثر برخورد یک سیارک، بلکه در اثر جهنم ناشی از غبار داغی که سراسر زمین را پوشاند، از میان رفتند.
https://www.telegraph.co.uk/news/2026/07/28/dinosaurs-were-roasted-to-death-by-asteroid/
🆔@ScientificDialectics
The Telegraph
Dinosaurs were roasted to death by asteroid dust cloud
Researchers say ejected dust acted like lid on a pot, trapping heat and ‘charbroiling’ anything that could not reach safety
❤3😭1
💢چرا مدام احساس گرسنگی میکنیم؟
برخی افراد تشنگی را با گرسنگی اشتباه میگیرند؛ بنابراین، تامین آب کافی بدن در طول روز اهمیت دارد.
اگر پس از صرف غذا همچنان احساس گرسنگی میکنید، تنها نیستید.
اشتها فقط به خالی بودن معده مربوط نیست و عوامل متعددی از جمله هورمونها، میکروبیوم روده، خواب، استرس و محیط اطراف بر آن اثر میگذارند.
به گفته فدریکا آماتی، دانشمند علوم پزشکی و متخصص تغذیه بالینی، اشتها حاصل تعامل میان غذا، هورمونها، سلامت میکروبیوم روده و مغز است. مغز مرکز کنترل احساس گرسنگی و رفتار غذایی است، اما در عین حال تحت تاثیر عوامل بیرونی مانند تبلیغات، بازاریابی مواد غذایی، و قرارگیری مداوم در معرض غذا است.
گرسنگی مداوم همیشه به این معنا نیست که کم غذا خوردهاید. این وضعیت میتواند ناشی از مقاومت به هورمون لپتین در افراد مبتلا به چاقی نیز باشد.
احساس گرسنگی یکی از سازوکارهای طبیعی بدن برای بقا در طول تکامل انسان بوده است و نباید با آن مقابله کرد، بلکه باید آن را بهتر شناخت.آماتی سه نوع گرسنگی را معرفی میکند.
نخست، گرسنگی هموستاتیک (گرسنگی جسمی) زمانی ایجاد میشود که بدن واقعا به انرژی یا مواد مغذی نیاز دارد. در این حالت ممکن است فرد احساس خالی بودن معده، صدای شکم، خستگی یا تحریکپذیری عصبی داشته باشد.نوع دوم، گرسنگی لذتجویانه است که از نیاز واقعی بدن ناشی نمیشود، بلکه در اثر محرکهایی مانند بوی نان تازه یا دیدن غذا ایجاد میشود.
در این حالت، مغز به فرد میگوید خوردن غذا لذتبخش خواهد بود، نه اینکه بدن به آن نیاز دارد.نوع سوم، گرسنگی ناشی از میکروبیوم روده است. باکتریهای روده از طریق محور روده–مغز با مغز ارتباط برقرار میکنند و نوع غذایی که مصرف میشود ترکیب این باکتریها را تغییر میدهد.
اگر برنامه غذایی سرشار از غذاهای کمکیفیت باشد، باکتریهای مصرفکننده این غذاها افزایش پیدا میکنند.
فرایند احساس سیری نیز تدریجی است و در چهار مرحله رخ میدهد. مرحله نخست، مرحله سفالیک (مغزی) است که حتی پیش از شروع غذا خوردن آغاز میشود. دیدن، بوییدن یا شنیدن صدای غذا باعث میشود مغز بدن را برای دریافت مواد مغذی آماده کند.
مرحله دوم، مرحله معده است. دیواره معده با ورود غذا کشیده میشود و گیرندههای کششی پیامهایی به مغز ارسال میکنند که نشان میدهد معده در حال پر شدن است.
مرحله سوم، مرحله روده باریک است که حدود یک تا یکونیم ساعت پس از غذا خوردن رخ میدهد. سلولهای روده باریک مواد مغذی خاص بهویژه پروتئینها و چربیها را شناسایی و پیامهای سیری را به مغز منتقل میکنند.
مرحله چهارم، مرحله روده بزرگ است که دو تا سه ساعت پس از صرف غذا اتفاق میافتد. در این مرحله، میکروبهای روده فیبر و نشاسته مقاوم را تخمیر میکنند و این فرایند موجب ترشح هورمونهای ایجادکننده احساس سیری مانند جیالپیـ۱۱ (GLP-1) و پیوایوای (PYY) میشود.
به گفته آماتی، بسیاری از برنامههای غذایی احساس سیری طولانیمدت ایجاد نمیکنند، زیرا فیبر و مواد مغذی کافی برای فعال شدن مرحله روده بزرگ را ندارند.او همچنین به پدیدهای موسوم به «پارازیت غذایی» (Food Noise) اشاره میکند. این حالت با گرسنگی واقعی تفاوت دارد. در این وضعیت، بدن به انرژی نیاز ندارد، اما فرد بهشکل مداوم و مزاحم به غذا فکر میکند و این افکار میتوانند زندگی روزمره را مختل کنند.
برای افزایش مدت احساس سیری، توصیه میشود غذاهای گیاهی سرشار از فیبر همراه پروتئینهای باکیفیت و چربیهای سالم مصرف شوند. حبوبات، مغزها، دانهها، میوه و سبزیجات کامل، غلات کامل، تخممرغ، لبنیات و ماهیهای چرب از جمله غذاهاییاند که بهدلیل هضم آهستهتر، انرژی را بهتدریج آزاد میکنند و احساس سیری بلندمدتتری ایجاد میکنند.
همچنین، در برخی افراد باعث افزایش شدید قند خون میشوند که خود میتواند احساس گرسنگی را تشدید کند.کمبود خواب، استرس و فعالیت بدنی نیز بر اشتها اثر میگذارند. خواب ناکافی تعادل هورمونهای تنظیمکننده اشتها را بر هم میزند و میل به غذاهای پرانرژی را افزایش میدهد.
استرس مزمن نیز همین اثر را دارد و از آنجا که میتواند کیفیت خواب را کاهش دهد، چرخهای ایجاد میکند که خروج از آن دشوار است.در مقابل، ورزش علاوه بر کاهش استرس و بهبود خواب، به تنظیم قند خون و بهبود پاسخ سوختوسازی بدن به غذا کمک میکند و میتواند در مدیریت اشتها موثر باشد.
اگر گرسنگی مداوم زندگی روزمره را مختل کرده، تمرکز را کاهش داده یا باعث احساس ناخوشی شده است، برای بررسی علت باید به پزشک مراجعه کرد
https://creators.yahoo.com/lifestyle/story/the-scientific-reason-why-youre-always-hungryeven-after-you-just-ate-195734067.html?guccounter=1
🆔@ScientificDialectics
برخی افراد تشنگی را با گرسنگی اشتباه میگیرند؛ بنابراین، تامین آب کافی بدن در طول روز اهمیت دارد.
اگر پس از صرف غذا همچنان احساس گرسنگی میکنید، تنها نیستید.
اشتها فقط به خالی بودن معده مربوط نیست و عوامل متعددی از جمله هورمونها، میکروبیوم روده، خواب، استرس و محیط اطراف بر آن اثر میگذارند.
به گفته فدریکا آماتی، دانشمند علوم پزشکی و متخصص تغذیه بالینی، اشتها حاصل تعامل میان غذا، هورمونها، سلامت میکروبیوم روده و مغز است. مغز مرکز کنترل احساس گرسنگی و رفتار غذایی است، اما در عین حال تحت تاثیر عوامل بیرونی مانند تبلیغات، بازاریابی مواد غذایی، و قرارگیری مداوم در معرض غذا است.
گرسنگی مداوم همیشه به این معنا نیست که کم غذا خوردهاید. این وضعیت میتواند ناشی از مقاومت به هورمون لپتین در افراد مبتلا به چاقی نیز باشد.
احساس گرسنگی یکی از سازوکارهای طبیعی بدن برای بقا در طول تکامل انسان بوده است و نباید با آن مقابله کرد، بلکه باید آن را بهتر شناخت.آماتی سه نوع گرسنگی را معرفی میکند.
نخست، گرسنگی هموستاتیک (گرسنگی جسمی) زمانی ایجاد میشود که بدن واقعا به انرژی یا مواد مغذی نیاز دارد. در این حالت ممکن است فرد احساس خالی بودن معده، صدای شکم، خستگی یا تحریکپذیری عصبی داشته باشد.نوع دوم، گرسنگی لذتجویانه است که از نیاز واقعی بدن ناشی نمیشود، بلکه در اثر محرکهایی مانند بوی نان تازه یا دیدن غذا ایجاد میشود.
در این حالت، مغز به فرد میگوید خوردن غذا لذتبخش خواهد بود، نه اینکه بدن به آن نیاز دارد.نوع سوم، گرسنگی ناشی از میکروبیوم روده است. باکتریهای روده از طریق محور روده–مغز با مغز ارتباط برقرار میکنند و نوع غذایی که مصرف میشود ترکیب این باکتریها را تغییر میدهد.
اگر برنامه غذایی سرشار از غذاهای کمکیفیت باشد، باکتریهای مصرفکننده این غذاها افزایش پیدا میکنند.
فرایند احساس سیری نیز تدریجی است و در چهار مرحله رخ میدهد. مرحله نخست، مرحله سفالیک (مغزی) است که حتی پیش از شروع غذا خوردن آغاز میشود. دیدن، بوییدن یا شنیدن صدای غذا باعث میشود مغز بدن را برای دریافت مواد مغذی آماده کند.
مرحله دوم، مرحله معده است. دیواره معده با ورود غذا کشیده میشود و گیرندههای کششی پیامهایی به مغز ارسال میکنند که نشان میدهد معده در حال پر شدن است.
مرحله سوم، مرحله روده باریک است که حدود یک تا یکونیم ساعت پس از غذا خوردن رخ میدهد. سلولهای روده باریک مواد مغذی خاص بهویژه پروتئینها و چربیها را شناسایی و پیامهای سیری را به مغز منتقل میکنند.
مرحله چهارم، مرحله روده بزرگ است که دو تا سه ساعت پس از صرف غذا اتفاق میافتد. در این مرحله، میکروبهای روده فیبر و نشاسته مقاوم را تخمیر میکنند و این فرایند موجب ترشح هورمونهای ایجادکننده احساس سیری مانند جیالپیـ۱۱ (GLP-1) و پیوایوای (PYY) میشود.
به گفته آماتی، بسیاری از برنامههای غذایی احساس سیری طولانیمدت ایجاد نمیکنند، زیرا فیبر و مواد مغذی کافی برای فعال شدن مرحله روده بزرگ را ندارند.او همچنین به پدیدهای موسوم به «پارازیت غذایی» (Food Noise) اشاره میکند. این حالت با گرسنگی واقعی تفاوت دارد. در این وضعیت، بدن به انرژی نیاز ندارد، اما فرد بهشکل مداوم و مزاحم به غذا فکر میکند و این افکار میتوانند زندگی روزمره را مختل کنند.
برای افزایش مدت احساس سیری، توصیه میشود غذاهای گیاهی سرشار از فیبر همراه پروتئینهای باکیفیت و چربیهای سالم مصرف شوند. حبوبات، مغزها، دانهها، میوه و سبزیجات کامل، غلات کامل، تخممرغ، لبنیات و ماهیهای چرب از جمله غذاهاییاند که بهدلیل هضم آهستهتر، انرژی را بهتدریج آزاد میکنند و احساس سیری بلندمدتتری ایجاد میکنند.
همچنین، در برخی افراد باعث افزایش شدید قند خون میشوند که خود میتواند احساس گرسنگی را تشدید کند.کمبود خواب، استرس و فعالیت بدنی نیز بر اشتها اثر میگذارند. خواب ناکافی تعادل هورمونهای تنظیمکننده اشتها را بر هم میزند و میل به غذاهای پرانرژی را افزایش میدهد.
استرس مزمن نیز همین اثر را دارد و از آنجا که میتواند کیفیت خواب را کاهش دهد، چرخهای ایجاد میکند که خروج از آن دشوار است.در مقابل، ورزش علاوه بر کاهش استرس و بهبود خواب، به تنظیم قند خون و بهبود پاسخ سوختوسازی بدن به غذا کمک میکند و میتواند در مدیریت اشتها موثر باشد.
اگر گرسنگی مداوم زندگی روزمره را مختل کرده، تمرکز را کاهش داده یا باعث احساس ناخوشی شده است، برای بررسی علت باید به پزشک مراجعه کرد
https://creators.yahoo.com/lifestyle/story/the-scientific-reason-why-youre-always-hungryeven-after-you-just-ate-195734067.html?guccounter=1
🆔@ScientificDialectics
Yahoo
The scientific reason why you're always hungry—even after you just ate
Feeling hungry all the time isn't necessarily a sign you're eating too little. Here's why, along with simple ways you can stay full longer.
❤1
💢این عادت روزانه میتواند استرس، بیحوصلگی و نارضایتی از زندگی را بیشتر کند؛ چگونه ترک عادت کنیم؟
نتایج یک پژوهش تازه نشان میدهد استفاده بیش از حد و کنترلنشده از اینترنت نهتنها استرس را کاهش نمیدهد، بلکه میتواند خلقوخو را بدتر کند و به روابط، کار و زندگی روزمره آسیب بزند.
این مطالعه که در نشریه علمی PLOS One منتشر شده، با بررسی حدود ۹۰۰ بزرگسال آلمانی نشان داده است افرادی که به شکل «مسالهساز» از اینترنت استفاده میکنند، بیشتر دچار استرس، خلقوخوی منفی و بیتوجهی به مسئولیتهای شخصی و اجتماعی هستند.
پژوهشگران «استفاده مسالهساز» را به معنای استفاده افراطی از اینترنت و اپلیکیشنها میدانند؛ رفتاری که باعث ناراحتی روانی یا اختلال در عملکرد فرد میشود.
«آندریاس اوئلکر»، پژوهشگر دانشگاه دویسبورگ-اسن و نویسنده اصلی مطالعه، میگوید استرس و احساسات منفی افراد را بیشتر به سمت اینترنت سوق میدهد، اما استفاده افراطی از فضای آنلاین این چرخه را تشدید کرده و وضعیت روحی را بدتر میکند.
به گفته پژوهشگران، اگرچه این الگوی رفتاری هنوز بهعنوان یک اختلال روانپزشکی مستقل طبقهبندی نشده، اما شواهد رو به افزایشی وجود دارد که نشان میدهد باید آن را جدی گرفت. البته این مطالعه تنها روی بزرگسالان انجام شده و مشخص نیست همین الگو تا چه اندازه درباره کودکان و نوجوانان نیز صدق میکند.
چرا اینترنت بیش از حد ما را خسته و ناراضی میکند؟کارشناسان میگویند دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد. زمانی که ساعتهای طولانی در شبکههای اجتماعی یا وبسایتها وقت میگذرانیم، تحرک بدنیمان کاهش مییابد؛ عاملی که برای سلامت جسم و روان ضروری است.
همچنین خیره شدن طولانیمدت به صفحه نمایش و جابهجایی مداوم بین پیامها، ایمیلها و شبکههای اجتماعی، مغز را خسته میکند.از سوی دیگر، تعاملات آنلاین اغلب تنشزاتر از ارتباطات حضوری هستند. ناشناس بودن کاربران میتواند به رفتارهای تند و آزاردهنده منجر شود و مقایسه مداوم زندگی خود با تصاویر و روایتهای گزینششده دیگران در شبکههای اجتماعی نیز احساس نارضایتی و ناکافی بودن را افزایش میدهد.
پژوهشگران همچنین تاکید میکنند روابط اجتماعی واقعی و حضوری، نقش بسیار مهمتری در سلامت روان و احساس خوشبختی دارند تا ارتباطات مجازی.
چگونه این چرخه را متوقف کنیم؟«پارین کامدار»، روانشناس بالینی، معتقد است استفاده افراطی از اینترنت شباهتهایی با اعتیاد، اختلالات خوردن و اختلال وسواس فکری-عملی دارد؛ زیرا این رفتار اغلب به شکل عادتهای ناخودآگاه شکل میگیرد.
او توصیه میکند افراد ابتدا محرکهای خود را شناسایی کنند؛ برای مثال، آیا پس از یک روز پراسترس، مشاجره یا احساس خستگی، ناخودآگاه به سراغ تلفن همراه میروند؟
به گفته او، زمانی که میل به استفاده از اینترنت ایجاد میشود، بهتر است فرد دستکم پنج دقیقه صبر کند و در این فاصله فعالیت دیگری مانند پیادهروی، ورزش، گوش دادن به موسیقی یا تمرین آرامسازی انجام دهد. افزایش تدریجی این فاصله زمانی میتواند به کاهش وابستگی کمک کند.
کارشناسان همچنین پیشنهاد میکنند در طول هفته زمانهایی بدون تلفن همراه و اینترنت برای خود و خانواده در نظر بگیرید؛ فعالیتهایی مانند پیادهروی، بازیهای گروهی، طبیعتگردی یا دیدار حضوری با دوستان و خانواده میتواند جایگزین مناسبی برای ساعتها پرسهزدن در فضای مجازی باشد.
به گفته متخصصان، هرچند میل به استفاده مداوم از اینترنت ممکن است هرگز بهطور کامل از بین نرود، اما با تمرین و در صورت نیاز، دریافت کمک حرفهای، میتوان شدت آن را کاهش داد و کنترل بیشتری بر این رفتار به دست آورد.
https://www.news-medical.net/news/20260729/Problematic-internet-use-linked-to-higher-daily-stress-and-mood.aspx#:~:text=People%20described%20as%20'problematic'%20Internet,University%20Hospital%20Essen%2C%20Germany%2C%20and
https://plos.org/
🆔@ScientificDialectics
نتایج یک پژوهش تازه نشان میدهد استفاده بیش از حد و کنترلنشده از اینترنت نهتنها استرس را کاهش نمیدهد، بلکه میتواند خلقوخو را بدتر کند و به روابط، کار و زندگی روزمره آسیب بزند.
این مطالعه که در نشریه علمی PLOS One منتشر شده، با بررسی حدود ۹۰۰ بزرگسال آلمانی نشان داده است افرادی که به شکل «مسالهساز» از اینترنت استفاده میکنند، بیشتر دچار استرس، خلقوخوی منفی و بیتوجهی به مسئولیتهای شخصی و اجتماعی هستند.
پژوهشگران «استفاده مسالهساز» را به معنای استفاده افراطی از اینترنت و اپلیکیشنها میدانند؛ رفتاری که باعث ناراحتی روانی یا اختلال در عملکرد فرد میشود.
«آندریاس اوئلکر»، پژوهشگر دانشگاه دویسبورگ-اسن و نویسنده اصلی مطالعه، میگوید استرس و احساسات منفی افراد را بیشتر به سمت اینترنت سوق میدهد، اما استفاده افراطی از فضای آنلاین این چرخه را تشدید کرده و وضعیت روحی را بدتر میکند.
به گفته پژوهشگران، اگرچه این الگوی رفتاری هنوز بهعنوان یک اختلال روانپزشکی مستقل طبقهبندی نشده، اما شواهد رو به افزایشی وجود دارد که نشان میدهد باید آن را جدی گرفت. البته این مطالعه تنها روی بزرگسالان انجام شده و مشخص نیست همین الگو تا چه اندازه درباره کودکان و نوجوانان نیز صدق میکند.
چرا اینترنت بیش از حد ما را خسته و ناراضی میکند؟کارشناسان میگویند دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد. زمانی که ساعتهای طولانی در شبکههای اجتماعی یا وبسایتها وقت میگذرانیم، تحرک بدنیمان کاهش مییابد؛ عاملی که برای سلامت جسم و روان ضروری است.
همچنین خیره شدن طولانیمدت به صفحه نمایش و جابهجایی مداوم بین پیامها، ایمیلها و شبکههای اجتماعی، مغز را خسته میکند.از سوی دیگر، تعاملات آنلاین اغلب تنشزاتر از ارتباطات حضوری هستند. ناشناس بودن کاربران میتواند به رفتارهای تند و آزاردهنده منجر شود و مقایسه مداوم زندگی خود با تصاویر و روایتهای گزینششده دیگران در شبکههای اجتماعی نیز احساس نارضایتی و ناکافی بودن را افزایش میدهد.
پژوهشگران همچنین تاکید میکنند روابط اجتماعی واقعی و حضوری، نقش بسیار مهمتری در سلامت روان و احساس خوشبختی دارند تا ارتباطات مجازی.
چگونه این چرخه را متوقف کنیم؟«پارین کامدار»، روانشناس بالینی، معتقد است استفاده افراطی از اینترنت شباهتهایی با اعتیاد، اختلالات خوردن و اختلال وسواس فکری-عملی دارد؛ زیرا این رفتار اغلب به شکل عادتهای ناخودآگاه شکل میگیرد.
او توصیه میکند افراد ابتدا محرکهای خود را شناسایی کنند؛ برای مثال، آیا پس از یک روز پراسترس، مشاجره یا احساس خستگی، ناخودآگاه به سراغ تلفن همراه میروند؟
به گفته او، زمانی که میل به استفاده از اینترنت ایجاد میشود، بهتر است فرد دستکم پنج دقیقه صبر کند و در این فاصله فعالیت دیگری مانند پیادهروی، ورزش، گوش دادن به موسیقی یا تمرین آرامسازی انجام دهد. افزایش تدریجی این فاصله زمانی میتواند به کاهش وابستگی کمک کند.
کارشناسان همچنین پیشنهاد میکنند در طول هفته زمانهایی بدون تلفن همراه و اینترنت برای خود و خانواده در نظر بگیرید؛ فعالیتهایی مانند پیادهروی، بازیهای گروهی، طبیعتگردی یا دیدار حضوری با دوستان و خانواده میتواند جایگزین مناسبی برای ساعتها پرسهزدن در فضای مجازی باشد.
به گفته متخصصان، هرچند میل به استفاده مداوم از اینترنت ممکن است هرگز بهطور کامل از بین نرود، اما با تمرین و در صورت نیاز، دریافت کمک حرفهای، میتوان شدت آن را کاهش داد و کنترل بیشتری بر این رفتار به دست آورد.
https://www.news-medical.net/news/20260729/Problematic-internet-use-linked-to-higher-daily-stress-and-mood.aspx#:~:text=People%20described%20as%20'problematic'%20Internet,University%20Hospital%20Essen%2C%20Germany%2C%20and
https://plos.org/
🆔@ScientificDialectics
News-Medical
Problematic internet use linked to higher daily stress and mood
People described as 'problematic' Internet users report higher stress, worse mood, and greater neglect of other activities than those who surf the web sparingly, according to a study published July 29, 2026 in the open access journal PLOS One by Silke M.…
❤4👍1
💢علاقه به غذاهای چرب و شیرین میتواند ژنتیکی باشد
ژنتیک میتواند بر گیرندههای چشایی، مسیرهای پاداش در مغز، تنظیم اشتها و میزان رضایت از مصرف برخی غذاها اثر بگذارد.
پژوهشی جدید نشان میدهد تمایل افراد به مصرف غذاهای شیرین یا پرچرب ممکن است تحتتاثیر برخی گونههای ژنی باشد.
بر اساس یافتههای این پژوهش، افراد دارای این گونههای ژن ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ قرار داشته باشند.
این پژوهش که نتایج اولیه آن در نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا ارائه شده و هنوز منتشر نشده است، یکی از بزرگترین مطالعات ارتباط ژنتیک با ذائقه و ترجیح غذایی به شمار میرود.
پژوهشگران دادههای نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر را که در پایگاه زیستپزشکی «یوکی بیوبانک» ثبت شده است، بررسی کردند. آنها اطلاعات مربوط به پرسشنامه ترجیح غذایی را با دادههای ژنتیکی افراد مقایسه کردند و بر اساس این اطلاعات، برای هر فرد امتیازی تعیین شد که نشاندهنده گرایش ژنتیکی او به طعمهای خاص بود.
سپس، آنها بررسی کردند آیا افرادی که از نظر ژنتیکی تمایل بیشتری به طعمهای شیرین یا چرب دارند، در عمل نیز مقدار بیشتری از این نوع خوراکیها مصرف میکنند یا خیر. برای نمونه، میزان مصرف دسرها، نوشیدنیهای شیرین و غذاهای پرچرب در این افراد ارزیابی شد.در ادامه، این اطلاعات با دادههای مربوط به ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ مقایسه شد.
نتایج اولیه نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی گرایش بیشتری به طعم شیرین دارند، بهطور متوسط روزانه حدود ۷ گرم بیشتر از دیگران خوراکیهای شیرین مصرف میکنند. هرچند این مقدار زیاد نیست، پژوهشگران متذکر شدند این میزان در طول زمان میتواند تفاوت قابلتوجهی ایجاد کند.
همچنین، افرادی که امتیاز ژنتیکی بالاتری برای علاقه به طعمهای شیرین و چرب داشتند، بیشتر در معرض اضافهوزن قرار داشتند و خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز در آنها اندکی بیشتر بود.
پژوهشگران نتیجه گرفتند یافتههای این تحقیق نقش پیشتر ناشناخته ژنتیک ذائقه و ترجیح غذایی را در مصرف غذاهای بسیار خوشخوراک نشان میدهد و میتواند زمینهساز طراحی برنامههای غذایی شخصی برای افراد مبتلا به بیماریهای سوختوسازی مانند چاقی و دیابت نوع ۲ باشد.
یافتههای جدید بدین معنا نیست که افراد دارای این گونههای ژنی حتما به دیابت یا چاقی مبتلا خواهند شد، بلکه نشان میدهد ژنتیک میتواند افراد را به سمت الگوهای غذایی سوق دهد که خطر این بیماریها را افزایش میدهد.
به گفته اسکات کیتلی، متخصص تغذیه، ژنتیک میتواند بر گیرندههای چشایی، مسیرهای پاداش در مغز، تنظیم اشتها و میزان رضایت از مصرف برخی غذاها اثر بگذارد. علاوه بر این، عوامل اپیژنتیکی مانند تغذیه در سالهای اولیه زندگی، استرس، خواب و عادتهای غذایی طولانیمدت نیز میتوانند بدون تغییر توالی دیانای، بر نحوه فعالیت ژنها و در نتیجه بر ترجیح غذایی اثر بگذارند.
غذاهای شیرین و پرچرب بهطور طبیعی برای بسیاری از افراد جذاباند، کالری بالایی دارند و ارزش غذایی آنها پایینتر است. مصرف مداوم کالری بیش از نیاز بدن میتواند به افزایش وزن منجر شود و اضافهوزن نیز یکی از مهمترین عوامل خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ محسوب میشود.
همچنین بسیاری از شرکتهای تولیدکننده مواد غذایی محصولاتشان را بهگونهای طراحی میکنند که بسیار خوشخوراک باشند و این موضوع مقاومت در برابر آنها را دشوارتر میکند.
به گفته متخصصان، تشخیص اینکه علاقه یک فرد به غذاهای شیرین یا چرب ریشه ژنتیکی دارد یا خیر آسان نیست. گرایش به این نوع خوراکیها در بسیاری از افراد دیده میشود و علاوه بر ژنتیک، محیط، فرهنگ، عادتهای غذایی و دسترسی به مواد غذایی نیز در شکلگیری ذائقه و ترجیح غذایی نقش دارند.
کارشناسان توصیه میکنند کاهش تدریجی اندازه وعدهها، کم کردن دفعات مصرف این خوراکیها، مصرف آنها همراه غذاهای سرشار از پروتئین یا فیبر، و در صورت نیاز، مشورت با پزشک میتواند به تغییر عادتهای غذایی و کاهش خطر بیماریها کمک کند.
کیتلی میگوید داشتن زمینه ژنتیکی با سرنوشت از پیش تعیینشده تفاوت دارد و سبک زندگی همچنان مهمترین عامل در کاهش خطر بیماریهای بلندمدت است.
https://health.yahoo.com/your-body/weight-management/articles/genes-may-influence-food-cravings-205129620.html
🆔@ScientificDialectics
ژنتیک میتواند بر گیرندههای چشایی، مسیرهای پاداش در مغز، تنظیم اشتها و میزان رضایت از مصرف برخی غذاها اثر بگذارد.
پژوهشی جدید نشان میدهد تمایل افراد به مصرف غذاهای شیرین یا پرچرب ممکن است تحتتاثیر برخی گونههای ژنی باشد.
بر اساس یافتههای این پژوهش، افراد دارای این گونههای ژن ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ قرار داشته باشند.
این پژوهش که نتایج اولیه آن در نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا ارائه شده و هنوز منتشر نشده است، یکی از بزرگترین مطالعات ارتباط ژنتیک با ذائقه و ترجیح غذایی به شمار میرود.
پژوهشگران دادههای نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر را که در پایگاه زیستپزشکی «یوکی بیوبانک» ثبت شده است، بررسی کردند. آنها اطلاعات مربوط به پرسشنامه ترجیح غذایی را با دادههای ژنتیکی افراد مقایسه کردند و بر اساس این اطلاعات، برای هر فرد امتیازی تعیین شد که نشاندهنده گرایش ژنتیکی او به طعمهای خاص بود.
سپس، آنها بررسی کردند آیا افرادی که از نظر ژنتیکی تمایل بیشتری به طعمهای شیرین یا چرب دارند، در عمل نیز مقدار بیشتری از این نوع خوراکیها مصرف میکنند یا خیر. برای نمونه، میزان مصرف دسرها، نوشیدنیهای شیرین و غذاهای پرچرب در این افراد ارزیابی شد.در ادامه، این اطلاعات با دادههای مربوط به ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ مقایسه شد.
نتایج اولیه نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی گرایش بیشتری به طعم شیرین دارند، بهطور متوسط روزانه حدود ۷ گرم بیشتر از دیگران خوراکیهای شیرین مصرف میکنند. هرچند این مقدار زیاد نیست، پژوهشگران متذکر شدند این میزان در طول زمان میتواند تفاوت قابلتوجهی ایجاد کند.
همچنین، افرادی که امتیاز ژنتیکی بالاتری برای علاقه به طعمهای شیرین و چرب داشتند، بیشتر در معرض اضافهوزن قرار داشتند و خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز در آنها اندکی بیشتر بود.
پژوهشگران نتیجه گرفتند یافتههای این تحقیق نقش پیشتر ناشناخته ژنتیک ذائقه و ترجیح غذایی را در مصرف غذاهای بسیار خوشخوراک نشان میدهد و میتواند زمینهساز طراحی برنامههای غذایی شخصی برای افراد مبتلا به بیماریهای سوختوسازی مانند چاقی و دیابت نوع ۲ باشد.
یافتههای جدید بدین معنا نیست که افراد دارای این گونههای ژنی حتما به دیابت یا چاقی مبتلا خواهند شد، بلکه نشان میدهد ژنتیک میتواند افراد را به سمت الگوهای غذایی سوق دهد که خطر این بیماریها را افزایش میدهد.
به گفته اسکات کیتلی، متخصص تغذیه، ژنتیک میتواند بر گیرندههای چشایی، مسیرهای پاداش در مغز، تنظیم اشتها و میزان رضایت از مصرف برخی غذاها اثر بگذارد. علاوه بر این، عوامل اپیژنتیکی مانند تغذیه در سالهای اولیه زندگی، استرس، خواب و عادتهای غذایی طولانیمدت نیز میتوانند بدون تغییر توالی دیانای، بر نحوه فعالیت ژنها و در نتیجه بر ترجیح غذایی اثر بگذارند.
غذاهای شیرین و پرچرب بهطور طبیعی برای بسیاری از افراد جذاباند، کالری بالایی دارند و ارزش غذایی آنها پایینتر است. مصرف مداوم کالری بیش از نیاز بدن میتواند به افزایش وزن منجر شود و اضافهوزن نیز یکی از مهمترین عوامل خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ محسوب میشود.
همچنین بسیاری از شرکتهای تولیدکننده مواد غذایی محصولاتشان را بهگونهای طراحی میکنند که بسیار خوشخوراک باشند و این موضوع مقاومت در برابر آنها را دشوارتر میکند.
به گفته متخصصان، تشخیص اینکه علاقه یک فرد به غذاهای شیرین یا چرب ریشه ژنتیکی دارد یا خیر آسان نیست. گرایش به این نوع خوراکیها در بسیاری از افراد دیده میشود و علاوه بر ژنتیک، محیط، فرهنگ، عادتهای غذایی و دسترسی به مواد غذایی نیز در شکلگیری ذائقه و ترجیح غذایی نقش دارند.
کارشناسان توصیه میکنند کاهش تدریجی اندازه وعدهها، کم کردن دفعات مصرف این خوراکیها، مصرف آنها همراه غذاهای سرشار از پروتئین یا فیبر، و در صورت نیاز، مشورت با پزشک میتواند به تغییر عادتهای غذایی و کاهش خطر بیماریها کمک کند.
کیتلی میگوید داشتن زمینه ژنتیکی با سرنوشت از پیش تعیینشده تفاوت دارد و سبک زندگی همچنان مهمترین عامل در کاهش خطر بیماریهای بلندمدت است.
https://health.yahoo.com/your-body/weight-management/articles/genes-may-influence-food-cravings-205129620.html
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
Genes May Influence Food Cravings — and Raise Disease Risk
New research identifies genetic variants linked to a pull toward sweet or fatty foods, and a higher risk of developing obesity and type 2 diabetes.
❤3👍1
💢شیرینی برای کودکان تا دو سالگی ممنوع؟ پژوهشی که از سلامت مغز و کاهش خطر زوال عقل میگوید
نتایج یک پژوهش تازه نشان میدهد محدود کردن مصرف قند در دو سال نخست زندگی ممکن است دههها بعد به حفظ سلامت مغز و کاهش خطر ابتلا به زوال عقل (دمانس) کمک کند.
این مطالعه با بررسی پیامدهای پایان نظام سهمیهبندی قند در بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، تاثیر افزایش ناگهانی مصرف قند بر سلامت افراد را ارزیابی کرده است. پس از پایان سهمیهبندی در سپتامبر ۱۹۵۳، میانگین مصرف روزانه قند در بریتانیا تقریبا از ۴۱ گرم به ۸۰ گرم افزایش یافت.
بر اساس یافتههای این پژوهش، افرادی که تا پیش از دو سالگی در دوران سهمیهبندی قند رشد کرده بودند، در مقایسه با متولدان پس از پایان این دوره، حدود ۲۳ درصد کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار داشتند. همچنین تشخیص این بیماری در آنها بهطور متوسط دو سال و نیم دیرتر انجام شده است.
پژوهشگران تاکید میکنند که این نتایج تنها وجود یک ارتباط آماری را نشان میدهد و به معنای اثبات رابطه علت و معلولی میان مصرف کمتر قند در اوایل زندگی و پیشگیری از زوال عقل نیست
این نخستین پژوهشی نیست که بر نقش تعیینکننده هزار روز نخست زندگی در سلامت آینده انسان تاکید میکند.
مطالعات پیشین نیز نشان داده بودند افزایش مصرف قند پس از پایان سهمیهبندی در بریتانیا با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع دو و فشار خون بالا در سالهای بعد ارتباط داشته است.
در مطالعه جدید، پژوهشگران دانشگاه علم و فناوری هنگکنگ (پردیس گوانگژو، چین) اطلاعات نزدیک به ۶۵ هزار نفر از شرکتکنندگان پروژه «UK Biobank» را بررسی کردند و وضعیت سلامت افرادی را که پیش و پس از پایان سهمیهبندی قند متولد شده بودند، با یکدیگر مقایسه کردند.
«جیاژن ژنگ»، پژوهشگر این مطالعه، گفت: «یافتههای ما نشان میدهد محدود کردن مصرف قند در نخستین مراحل زندگی میتواند مزایای ماندگاری برای سلامت مغز داشته باشد.»
نتایج این تحقیق در نشریه علمی Neurology منتشر شده است.
او در عین حال تاکید کرد برای روشن شدن نقش دقیق قند در این فرآیند، انجام پژوهشهای بیشتری ضروری است.
کارشناسان مستقل با استقبال محتاطانه از این پژوهش، تاکید کردهاند که نتایج آن نباید بهعنوان مدرکی قطعی تلقی شود.
«ریچل ریچاردسون»، مدیر واحد پشتیبانی روششناسی در شبکه پژوهشی مستقل «کوکرین» (Cochrane)، گفت این مطالعه «سرنخ جالبی» ارائه میدهد، اما «مدرک قاطعی» برای اثبات نقش مستقیم مصرف قند در ابتلا به زوال عقل نیست.
به گفته او، یکی از محدودیتهای اصلی پژوهش این است که میزان واقعی مصرف قند هر یک از شرکتکنندگان مشخص نبوده و پژوهشگران تنها زمان تولد آنها را نسبت به دوره سهمیهبندی قند مبنا قرار دادهاند.ریچاردسون همچنین یادآور شد که الگوهای تغذیه نوزادان در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ با شرایط امروز تفاوت قابل توجهی داشته و همین موضوع، تعمیم نتایج به کودکان امروزی را با محدودیت مواجه میکند.
«ایان میدمنت»، استاد داروسازی بالینی دانشگاه استون، نیز این فرضیه را «جالب» توصیف کرد، اما گفت برای نتیجهگیری قطعی به شواهد بیشتری نیاز است؛ زیرا عوامل متعدد دیگری میتوانند در فاصله حدود ۸۰ سال بر سلامت مغز افراد تأثیر گذاشته باشند.
«سارا رودریگز» از موسسه تحقیقات آلزایمر بریتانیا نیز تأکید کرد: «این یک مطالعه مشاهدهای است؛ بنابراین میتواند ارتباط میان رژیم غذایی و خطر زوال عقل را نشان دهد، اما نمیتواند ثابت کند که کاهش مصرف قند بهطور مستقیم از ابتلا به این بیماری پیشگیری میکند.»
او افزود: «داشتن یک رژیم غذایی سالم و متعادل همچنان یکی از بهترین راهکارها برای حمایت از سلامت مغز است و برای ایجاد تغییرات مثبت در سبک زندگی هیچگاه دیر نیست.»
https://www.bbc.com/news/articles/clyx85z1ld5o#:~:text=The%20analysis%20%2D%20by%20the%20Hong,%2Da%2Dhalf%20years%20later.
🆔@ScientificDialectics
نتایج یک پژوهش تازه نشان میدهد محدود کردن مصرف قند در دو سال نخست زندگی ممکن است دههها بعد به حفظ سلامت مغز و کاهش خطر ابتلا به زوال عقل (دمانس) کمک کند.
این مطالعه با بررسی پیامدهای پایان نظام سهمیهبندی قند در بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، تاثیر افزایش ناگهانی مصرف قند بر سلامت افراد را ارزیابی کرده است. پس از پایان سهمیهبندی در سپتامبر ۱۹۵۳، میانگین مصرف روزانه قند در بریتانیا تقریبا از ۴۱ گرم به ۸۰ گرم افزایش یافت.
بر اساس یافتههای این پژوهش، افرادی که تا پیش از دو سالگی در دوران سهمیهبندی قند رشد کرده بودند، در مقایسه با متولدان پس از پایان این دوره، حدود ۲۳ درصد کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار داشتند. همچنین تشخیص این بیماری در آنها بهطور متوسط دو سال و نیم دیرتر انجام شده است.
پژوهشگران تاکید میکنند که این نتایج تنها وجود یک ارتباط آماری را نشان میدهد و به معنای اثبات رابطه علت و معلولی میان مصرف کمتر قند در اوایل زندگی و پیشگیری از زوال عقل نیست
این نخستین پژوهشی نیست که بر نقش تعیینکننده هزار روز نخست زندگی در سلامت آینده انسان تاکید میکند.
مطالعات پیشین نیز نشان داده بودند افزایش مصرف قند پس از پایان سهمیهبندی در بریتانیا با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع دو و فشار خون بالا در سالهای بعد ارتباط داشته است.
در مطالعه جدید، پژوهشگران دانشگاه علم و فناوری هنگکنگ (پردیس گوانگژو، چین) اطلاعات نزدیک به ۶۵ هزار نفر از شرکتکنندگان پروژه «UK Biobank» را بررسی کردند و وضعیت سلامت افرادی را که پیش و پس از پایان سهمیهبندی قند متولد شده بودند، با یکدیگر مقایسه کردند.
«جیاژن ژنگ»، پژوهشگر این مطالعه، گفت: «یافتههای ما نشان میدهد محدود کردن مصرف قند در نخستین مراحل زندگی میتواند مزایای ماندگاری برای سلامت مغز داشته باشد.»
نتایج این تحقیق در نشریه علمی Neurology منتشر شده است.
او در عین حال تاکید کرد برای روشن شدن نقش دقیق قند در این فرآیند، انجام پژوهشهای بیشتری ضروری است.
کارشناسان مستقل با استقبال محتاطانه از این پژوهش، تاکید کردهاند که نتایج آن نباید بهعنوان مدرکی قطعی تلقی شود.
«ریچل ریچاردسون»، مدیر واحد پشتیبانی روششناسی در شبکه پژوهشی مستقل «کوکرین» (Cochrane)، گفت این مطالعه «سرنخ جالبی» ارائه میدهد، اما «مدرک قاطعی» برای اثبات نقش مستقیم مصرف قند در ابتلا به زوال عقل نیست.
به گفته او، یکی از محدودیتهای اصلی پژوهش این است که میزان واقعی مصرف قند هر یک از شرکتکنندگان مشخص نبوده و پژوهشگران تنها زمان تولد آنها را نسبت به دوره سهمیهبندی قند مبنا قرار دادهاند.ریچاردسون همچنین یادآور شد که الگوهای تغذیه نوزادان در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ با شرایط امروز تفاوت قابل توجهی داشته و همین موضوع، تعمیم نتایج به کودکان امروزی را با محدودیت مواجه میکند.
«ایان میدمنت»، استاد داروسازی بالینی دانشگاه استون، نیز این فرضیه را «جالب» توصیف کرد، اما گفت برای نتیجهگیری قطعی به شواهد بیشتری نیاز است؛ زیرا عوامل متعدد دیگری میتوانند در فاصله حدود ۸۰ سال بر سلامت مغز افراد تأثیر گذاشته باشند.
«سارا رودریگز» از موسسه تحقیقات آلزایمر بریتانیا نیز تأکید کرد: «این یک مطالعه مشاهدهای است؛ بنابراین میتواند ارتباط میان رژیم غذایی و خطر زوال عقل را نشان دهد، اما نمیتواند ثابت کند که کاهش مصرف قند بهطور مستقیم از ابتلا به این بیماری پیشگیری میکند.»
او افزود: «داشتن یک رژیم غذایی سالم و متعادل همچنان یکی از بهترین راهکارها برای حمایت از سلامت مغز است و برای ایجاد تغییرات مثبت در سبک زندگی هیچگاه دیر نیست.»
https://www.bbc.com/news/articles/clyx85z1ld5o#:~:text=The%20analysis%20%2D%20by%20the%20Hong,%2Da%2Dhalf%20years%20later.
🆔@ScientificDialectics
Bbc
Limiting sugar before age two linked to better brain health
Study suggests less sugar in early life is good for long-term brain health, but the evidence is not conclusive.
❤3
💢در مریخ الگوهایی شبیه «کندوی عسل» پیدا شد
مریخنورد کنجکاوی «Curiosity» در تازهترین اکتشاف خود با منظرهای غافلگیرکننده روبهرو شد. شبکهای از اشکال بههمپیوسته که شبیه کندوی عسل به نظر میرسند.
مریخنورد «کنجکاوی» تصاویری از الگوهای شبیه کندوی عسل روی مریخ ثبت کرده است. دانشمندان فعلاً دلیل این منظره غریب را معلوم نکردهاند. فرضیهها از جمله خشک شدن گل، یخ زدن آب و فعالیت گرمایی سنگها مطرح شدهاند. کنجکاوی قبلاً الگوهای دیگری شبیه تارعنکبوت و مرجان روی مریخ کشف کرده است. برخی این شباهتها را به پدیده "پاریدولیا" که ذهن انسان الگوهای معروف را در جایی که وجود ندارد میبیند، نسبت میدهند.
این تصاویر توسط دوربین Mastcam مریخنورد ناسا در ژوئن ۲۰۲۶ ثبت شده است. دانشمندان هنوز دقیقاً نمیدانند این الگوهای منظم چگونه شکل گرفتهاند.
این منطقه ابتدا در تصاویر مدارگرد مریخ به صورت سطحی روشن و یکنواخت دیده میشد. اما وقتی کنجکاوی به آن نزدیک شد، مشخص شد زمین پوشیده از برآمدگیهای بسته و چندضلعی است. ترکیبی که ظاهر «کندویی» بسیار چشمگیری ایجاد کرده است.
آیا این الگوها نشانه حیات هستند؟
خیر؛ فعلاً هیچ مدرکی از منشأ زیستی وجود ندارد. چند فرضیه اصلی درباره شکل گرفتن این الگوها در حال بررسی است که برخی از آنها در زیر آمدهاند.
خشک شدن گل: زمانی که رسوبات مرطوب خشک میشوند، ترکهای چندضلعی ایجاد میکنند.
یخ زدن و ذوب شدن آب: چرخههای یخزدگی و ذوب میتوانند شبکههای هندسی در خاک و سنگ ایجاد کنند.
انقباض حرارتی سنگها: سرد و گرم شدن مکرر ممکن است باعث ترکخوردگی منظم شود.
جریان آب زیرزمینی در گذشته: مواد معدنی ممکن است در شکافها رسوب کرده و دیوارههایی مقاوم ساخته باشند که پس از فرسایش باقی ماندهاند.
هیچکدام از این توضیحها هنوز تأیید نشدهاند.
در کنار الگوهای کندویی، کنجکاوی سنگهای تیره پراکندهای هم دیده که منشأ آنها مشخص نیست. برخی سنگهای مشابه که در گذشته بررسی شده بودند، حاوی نیکل بودند. عنصری که در شهابسنگها رایجتر از سنگهای معمول مریخی است.
کنجکاوی سالها است که روی مریخ کار میکند و هدف اصلی آن بررسی این پرسش است که آیا مریخ باستانی زمانی شرایط مناسب برای حیات میکروبی داشته یا نه. این ساختارهای چندضلعی میتوانند سرنخهایی درباره وجود آب در گذشته، نوع رسوبات، تغییرات دمایی، و تاریخچه زمینشناسی کوه شارپ ارائه دهند.
در سالهای اخیر تصاویری از ساختارهایی شبیه به تارعنکبوت، فلس اژدها، مرجان، و اکنون کندوی عسل روی سیاره سرخ ثبت شده است.
بخشی از این شباهتها ناشی از پدیدهای به نام پاریدولیا (Pareidolia) است که در آن مغز انسان به دیدن الگوهای آشنا در اشکال تصادفی تمایل دارد.
https://phys.org/news/2026-07-curiosity-mars-rover-field-honeycomb.html
🆔@ScientificDialectics
مریخنورد کنجکاوی «Curiosity» در تازهترین اکتشاف خود با منظرهای غافلگیرکننده روبهرو شد. شبکهای از اشکال بههمپیوسته که شبیه کندوی عسل به نظر میرسند.
مریخنورد «کنجکاوی» تصاویری از الگوهای شبیه کندوی عسل روی مریخ ثبت کرده است. دانشمندان فعلاً دلیل این منظره غریب را معلوم نکردهاند. فرضیهها از جمله خشک شدن گل، یخ زدن آب و فعالیت گرمایی سنگها مطرح شدهاند. کنجکاوی قبلاً الگوهای دیگری شبیه تارعنکبوت و مرجان روی مریخ کشف کرده است. برخی این شباهتها را به پدیده "پاریدولیا" که ذهن انسان الگوهای معروف را در جایی که وجود ندارد میبیند، نسبت میدهند.
این تصاویر توسط دوربین Mastcam مریخنورد ناسا در ژوئن ۲۰۲۶ ثبت شده است. دانشمندان هنوز دقیقاً نمیدانند این الگوهای منظم چگونه شکل گرفتهاند.
این منطقه ابتدا در تصاویر مدارگرد مریخ به صورت سطحی روشن و یکنواخت دیده میشد. اما وقتی کنجکاوی به آن نزدیک شد، مشخص شد زمین پوشیده از برآمدگیهای بسته و چندضلعی است. ترکیبی که ظاهر «کندویی» بسیار چشمگیری ایجاد کرده است.
آیا این الگوها نشانه حیات هستند؟
خیر؛ فعلاً هیچ مدرکی از منشأ زیستی وجود ندارد. چند فرضیه اصلی درباره شکل گرفتن این الگوها در حال بررسی است که برخی از آنها در زیر آمدهاند.
خشک شدن گل: زمانی که رسوبات مرطوب خشک میشوند، ترکهای چندضلعی ایجاد میکنند.
یخ زدن و ذوب شدن آب: چرخههای یخزدگی و ذوب میتوانند شبکههای هندسی در خاک و سنگ ایجاد کنند.
انقباض حرارتی سنگها: سرد و گرم شدن مکرر ممکن است باعث ترکخوردگی منظم شود.
جریان آب زیرزمینی در گذشته: مواد معدنی ممکن است در شکافها رسوب کرده و دیوارههایی مقاوم ساخته باشند که پس از فرسایش باقی ماندهاند.
هیچکدام از این توضیحها هنوز تأیید نشدهاند.
در کنار الگوهای کندویی، کنجکاوی سنگهای تیره پراکندهای هم دیده که منشأ آنها مشخص نیست. برخی سنگهای مشابه که در گذشته بررسی شده بودند، حاوی نیکل بودند. عنصری که در شهابسنگها رایجتر از سنگهای معمول مریخی است.
کنجکاوی سالها است که روی مریخ کار میکند و هدف اصلی آن بررسی این پرسش است که آیا مریخ باستانی زمانی شرایط مناسب برای حیات میکروبی داشته یا نه. این ساختارهای چندضلعی میتوانند سرنخهایی درباره وجود آب در گذشته، نوع رسوبات، تغییرات دمایی، و تاریخچه زمینشناسی کوه شارپ ارائه دهند.
در سالهای اخیر تصاویری از ساختارهایی شبیه به تارعنکبوت، فلس اژدها، مرجان، و اکنون کندوی عسل روی سیاره سرخ ثبت شده است.
بخشی از این شباهتها ناشی از پدیدهای به نام پاریدولیا (Pareidolia) است که در آن مغز انسان به دیدن الگوهای آشنا در اشکال تصادفی تمایل دارد.
https://phys.org/news/2026-07-curiosity-mars-rover-field-honeycomb.html
🆔@ScientificDialectics
Phys.org
Curiosity Mars rover discovers field of honeycomb textures
As NASA's Curiosity rover recently began climbing a Martian valley nicknamed "Valle Grande," it sent back images that were a familiar sight to mission scientists: honeycomb-like textures called polygonal ...
🔥3👍1
💢رمزگشایی از یک ادعای جنجالی
شورش هوش مصنوعی OpenAI حقیقت دارد؟
این ادعا که یک مدل هوش مصنوعیِ OpenAI به خودآگاهی رسیده، «خودسر» شده و به وبسایت Hugging Face حمله کرده، سرتاسر فضای مجازی را پر کرده است اما واقعیت فنی پشت این حادثه با این سناریوهای سینمایی فاصله زیادی دارد.
فرار مدلهای پیشرفته OpenAI از محیط تست امنیتی و نفوذ به بسترهای Hugging Face، یکی از بیسابقهترین حوادث سایبری جهان فناوری را رقم زد. این رویداد در نگاه اول مانند سناریوهای وحشتناک «شورش هوش مصنوعی» به نظر میرسد.
در این حادثه بیسابقه، مدلهای قدرتمند OpenAI شامل GPT-5.6 Sol و یک مدل هنوز منتشرنشده، در جریان یک آزمون امنیتی ویژه توانستند با کشف یک روزنه، از قرنطینه خارج شوند و برای یافتن پاسخ تستهای خود عملیات نفوذ را روی سرورهای Hugging Face انجام دهند.
هوش مصنوعی چگونه از قرنطینه فرار کرد؟
ماجرا از پلتفرمی به نام ExploitGym آغاز شد که OpenAI از آن برای ارزیابی قدرتمندترین مدلهایش در کشف و استفاده از آسیبپذیریهای نرمافزاری استفاده میکند. مهندسان OpenAI برای سنجش دقیقتر توانمندی مدلها، برخی از خطوط قرمز امنیتی را به صورت آگاهانه کاهش داده بودند و تنها به محیط ایزوله (Sandbox) برای جلوگیری از دسترسی مدلها به اینترنت بسنده کردند.
در این بین مدلهای هوش مصنوعی مسیر متفاوتی را طی کردند و با کشف آسیبپذیری روز صفر (Zero-Day) در نرمافزار واسط (Proxy/Cache) تحقیقاتی OpenAI و اکسپلویت این روزنه، توانستند سطح دسترسی خود را افزایش داده تا به سروری با دسترسی به اینترنت برسند.
در ادامه مدلها پلتفرم Hugging Face را به عنوان منبعی حاوی دادهها و پاسخهای تست ExploitGym شناسایی کردند. آنها با سرقت اعتبارنامهها (Credentials) و اجرای کد از راه دور (RCE)، وارد دیتابیس عملیاتی این شرکت شدند تا راهحل تستهای خود را به دست آورند!
بیانیه ۱۶ ژوئیه Hugging Face این نفوذ را «رویدادی بیسابقه توسط یک عامل هوش مصنوعی خودکار» خواند و ۵ روز بعد در ۲۱ ژوئیه، OpenAI مسئولیت این حادثه را پذیرفت و آن را «یک حادثه سایبری بیسابقه» نامید.
هوش مصنوعی سرکش شده؟
کارشناسان برجسته امنیت سایبری تأکید میکنند که نباید این رویداد را به عنوان «سرکشی» یا «شرور شدن» هوش مصنوعی تفسیر کرد. پروفسور اولی باکلی (Oli Buckley)، استاد امنیت سایبری دانشگاه لافبرو بریتانیا میگوید: «ماجرا این نیست که هوش مصنوعی میخواسته جایی را هک کند بلکه انسانها تستی طراحی کردند که ملاک موفقیت در آن رسیدن به هدف بود، کنترلهای امنیتی را تضعیف کردند و توانایی مدل در یافتن مسیرهای غیرمنتظره را دستکم گرفتند. این مثل آن است که از سگتان بخواهید توپی را بیاورد و درِ حیاط را باز بگذارید. اگر آسانترین توپی که پیدا میکند در پارکی آنطرف خیابان باشد، به همانجا میرود. شما نمیگویید سگ سرکش شده، بلکه میزان جدیت او در انجام دستور را دستکم گرفتهاید.»
در این میان آنچه محققان را واقعاً شگفتزده و در عین حال نگران کرده، پیچیدگی فوقالعاده عملیات است. مدلها توانستند زنجیرهای از چندین آسیبپذیری مختلف را در سیستمهای مجزا به هم متصل کنند و یک تسلسل پیچیده از اقدامات خودکار را به ثمر برسانند.
نکته شگفتانگیز ماجرا این است که قربانی اصلی این شکست امنیتی، یک شرکت ثالث (Hugging Face) بود. همان سناریویی که پژوهشگران سالها درباره خطر عدم کنترل عاملهای هوش مصنوعی هشدارش را میدادند.
برخی تحلیلگران نیز معتقدند این افشاگری OpenAI ابعادی تبلیغاتی نیز دارد چرا که همزمان با هشدار درباره خطرات امنیتی، نمایشی خیرهکننده از قدرت بینظیر مدلهای جدیدش (مانند GPT-5.6 Sol) را در بازار رقابتی هوش مصنوعی به رخ رقبا کشیده است.
https://www.livescience.com/technology/artificial-intelligence/no-openais-model-didnt-go-rogue-when-it-hacked-into-huggingface-heres-what-really-happened
🆔@ScientificDialectics
شورش هوش مصنوعی OpenAI حقیقت دارد؟
این ادعا که یک مدل هوش مصنوعیِ OpenAI به خودآگاهی رسیده، «خودسر» شده و به وبسایت Hugging Face حمله کرده، سرتاسر فضای مجازی را پر کرده است اما واقعیت فنی پشت این حادثه با این سناریوهای سینمایی فاصله زیادی دارد.
فرار مدلهای پیشرفته OpenAI از محیط تست امنیتی و نفوذ به بسترهای Hugging Face، یکی از بیسابقهترین حوادث سایبری جهان فناوری را رقم زد. این رویداد در نگاه اول مانند سناریوهای وحشتناک «شورش هوش مصنوعی» به نظر میرسد.
در این حادثه بیسابقه، مدلهای قدرتمند OpenAI شامل GPT-5.6 Sol و یک مدل هنوز منتشرنشده، در جریان یک آزمون امنیتی ویژه توانستند با کشف یک روزنه، از قرنطینه خارج شوند و برای یافتن پاسخ تستهای خود عملیات نفوذ را روی سرورهای Hugging Face انجام دهند.
هوش مصنوعی چگونه از قرنطینه فرار کرد؟
ماجرا از پلتفرمی به نام ExploitGym آغاز شد که OpenAI از آن برای ارزیابی قدرتمندترین مدلهایش در کشف و استفاده از آسیبپذیریهای نرمافزاری استفاده میکند. مهندسان OpenAI برای سنجش دقیقتر توانمندی مدلها، برخی از خطوط قرمز امنیتی را به صورت آگاهانه کاهش داده بودند و تنها به محیط ایزوله (Sandbox) برای جلوگیری از دسترسی مدلها به اینترنت بسنده کردند.
در این بین مدلهای هوش مصنوعی مسیر متفاوتی را طی کردند و با کشف آسیبپذیری روز صفر (Zero-Day) در نرمافزار واسط (Proxy/Cache) تحقیقاتی OpenAI و اکسپلویت این روزنه، توانستند سطح دسترسی خود را افزایش داده تا به سروری با دسترسی به اینترنت برسند.
در ادامه مدلها پلتفرم Hugging Face را به عنوان منبعی حاوی دادهها و پاسخهای تست ExploitGym شناسایی کردند. آنها با سرقت اعتبارنامهها (Credentials) و اجرای کد از راه دور (RCE)، وارد دیتابیس عملیاتی این شرکت شدند تا راهحل تستهای خود را به دست آورند!
بیانیه ۱۶ ژوئیه Hugging Face این نفوذ را «رویدادی بیسابقه توسط یک عامل هوش مصنوعی خودکار» خواند و ۵ روز بعد در ۲۱ ژوئیه، OpenAI مسئولیت این حادثه را پذیرفت و آن را «یک حادثه سایبری بیسابقه» نامید.
هوش مصنوعی سرکش شده؟
کارشناسان برجسته امنیت سایبری تأکید میکنند که نباید این رویداد را به عنوان «سرکشی» یا «شرور شدن» هوش مصنوعی تفسیر کرد. پروفسور اولی باکلی (Oli Buckley)، استاد امنیت سایبری دانشگاه لافبرو بریتانیا میگوید: «ماجرا این نیست که هوش مصنوعی میخواسته جایی را هک کند بلکه انسانها تستی طراحی کردند که ملاک موفقیت در آن رسیدن به هدف بود، کنترلهای امنیتی را تضعیف کردند و توانایی مدل در یافتن مسیرهای غیرمنتظره را دستکم گرفتند. این مثل آن است که از سگتان بخواهید توپی را بیاورد و درِ حیاط را باز بگذارید. اگر آسانترین توپی که پیدا میکند در پارکی آنطرف خیابان باشد، به همانجا میرود. شما نمیگویید سگ سرکش شده، بلکه میزان جدیت او در انجام دستور را دستکم گرفتهاید.»
در این میان آنچه محققان را واقعاً شگفتزده و در عین حال نگران کرده، پیچیدگی فوقالعاده عملیات است. مدلها توانستند زنجیرهای از چندین آسیبپذیری مختلف را در سیستمهای مجزا به هم متصل کنند و یک تسلسل پیچیده از اقدامات خودکار را به ثمر برسانند.
نکته شگفتانگیز ماجرا این است که قربانی اصلی این شکست امنیتی، یک شرکت ثالث (Hugging Face) بود. همان سناریویی که پژوهشگران سالها درباره خطر عدم کنترل عاملهای هوش مصنوعی هشدارش را میدادند.
برخی تحلیلگران نیز معتقدند این افشاگری OpenAI ابعادی تبلیغاتی نیز دارد چرا که همزمان با هشدار درباره خطرات امنیتی، نمایشی خیرهکننده از قدرت بینظیر مدلهای جدیدش (مانند GPT-5.6 Sol) را در بازار رقابتی هوش مصنوعی به رخ رقبا کشیده است.
https://www.livescience.com/technology/artificial-intelligence/no-openais-model-didnt-go-rogue-when-it-hacked-into-huggingface-heres-what-really-happened
🆔@ScientificDialectics
Live Science
No, OpenAI's models didn't go 'rogue' when they broke into Hugging Face. Here's what really happened.
Experts say the models didn't "go rogue" when they escaped a controlled cybersecurity test and hacked Hugging Face. Instead, they were pursuing the goal humans had given them in ways nobody anticipated.
❤4👍2
💢غارت و نابودی کتابها
هجوم شرکتهای هوش مصنوعی به کتابهایی که قبل از ۲۰۲۲ چاپ شدهاند.
در دنیای هوش مصنوعی، اصطلاحی به نام «قحطی داده» (Data Wall) وجود دارد. مدلهای بزرگ زبانی (LLMs) تقریباً تمام متون باکیفیت و رایگان موجود در اینترنت را اسکن و پردازش کردهاند. برای آموزش مدلهای هوشمندتر، غولهای فناوری اکنون به شدت نیازمند متون جدید، عمیق و اصیل هستند و چه منبعی اصیلتر از کتابهای قدیمی و نسخی که هنوز دیجیتالی نشدهاند؟
شرکتهای هوش مصنوعی برای دسترسی به دادههای اصیل و ناصف، در حال خرید و نابودی فیزیکی کتابهای قدیمی است. این کتابها پس از اسکن شدن، دیجیتالی میشوند اما کتاب فیزیکی از بین میرود. همچنین، این فعالیت اختلافاتی بین نویسندگان، ناشران و انتقادات اخلاقی و تاریخی به وجود آورده است. طرفداران این کار بر آن میگویند که باعث دیجیتالی شدن و حفظ محتوا در حافظه دیجیتال میشود.
تصور کنید میلیونها جلد کتاب چاپی که سالها در قفسه کتابفروشیها خاک میخوردند، ناگهان توسط دستگاههای برش هیدرولیک تکهتکه شده، جلدشان شکافته میشود و برگههای آنها درون اسکنرهای پرسرعت توسط هوش مصنوعی بلعیده میشوند.
غولهای فناوری مانند Anthropic و Meta برای آموزش مدلهای زبانی خود، به خریدهای میلیونی و نابودی فیزیکی کتابهای چاپی دستدوم روی آوردهاند روشی که خشم نویسندگان و ناشران را برافروخته است.
اینترنت امروزی از متون بیکیفیت و ساختهشده توسط چتباتها پر شده است. شرکتهای هوش مصنوعی برای هوشمندتر شدن نیازمند دادههای «پاک و آلودهنشده» هستند. پلتفرمهای فروش کتاب تأکید میکنند: «کتابهای چاپی منتشرشده قبل از سال ۲۰۲۲، از آلودگیهای متنی هوش مصنوعی پاک هستند.»
از آنجا که اسکن دستی کتابها بدون آسیب زدن به صحافی، فرآیندی بسیار کند است، شرکتها با استفاده از قانونی به نام «دکترین فروش اول» (که به خریدار اجازه میدهد هر بلایی سر کالای خریداریشده بیاورد)، کتابها را به صورت انبوه (از ۱,۰۰۰ تا ۱,۰۰۰,۰۰۰ جلد) میخرند. سپس با دستگاههای برش هیدرولیک، برگه را از جلد جدا کرده و با اسکنرهای صنعتی، متون را استخراج میکنند. فرآیندی که کتاب فیزیکی را رسماً نابود یا خمیر میکند.
ارزشی که در اسکنر گم میشود
شرکت Anthropic اخیراً مجبور به پرداخت ۱.۵ میلیارد دلار تسویه حساب به نویسندگان شد. با این حال، سود مالی بالای خریدهای انبوه باعث شده برخی فروشندگان کتابهای قدیمی و خارج از چاپ (بهویژه در اروپا و هلند) حجم فروش هفتگی خود را از چند ده جلد به صدها جلد برسانند. موضوعی که نگرانِ نابودی آخرین نسخههای باقیمانده از برخی کتابهای نایاب است.
منتقدان معتقدند که کتاب صرفاً یک «داده خام متنی» نیست، بلکه یک اثر تاریخی و فیزیکی است.
از سوی دیگر، طرفداران هوش مصنوعی مدعی هستند که با این کار، محتوای علمی و ادبی این کتابها دیجیتالی شده و برای همیشه در حافظه دیجیتال بشریت ذخیره میشود. ادعایی که مخالفان آن را «غارت فرهنگی به نام پیشرفت» مینامند.
https://futurism.com/artificial-intelligence/ai-companies-destroying-rare-books
🆔@ScientificDialectics
هجوم شرکتهای هوش مصنوعی به کتابهایی که قبل از ۲۰۲۲ چاپ شدهاند.
در دنیای هوش مصنوعی، اصطلاحی به نام «قحطی داده» (Data Wall) وجود دارد. مدلهای بزرگ زبانی (LLMs) تقریباً تمام متون باکیفیت و رایگان موجود در اینترنت را اسکن و پردازش کردهاند. برای آموزش مدلهای هوشمندتر، غولهای فناوری اکنون به شدت نیازمند متون جدید، عمیق و اصیل هستند و چه منبعی اصیلتر از کتابهای قدیمی و نسخی که هنوز دیجیتالی نشدهاند؟
شرکتهای هوش مصنوعی برای دسترسی به دادههای اصیل و ناصف، در حال خرید و نابودی فیزیکی کتابهای قدیمی است. این کتابها پس از اسکن شدن، دیجیتالی میشوند اما کتاب فیزیکی از بین میرود. همچنین، این فعالیت اختلافاتی بین نویسندگان، ناشران و انتقادات اخلاقی و تاریخی به وجود آورده است. طرفداران این کار بر آن میگویند که باعث دیجیتالی شدن و حفظ محتوا در حافظه دیجیتال میشود.
تصور کنید میلیونها جلد کتاب چاپی که سالها در قفسه کتابفروشیها خاک میخوردند، ناگهان توسط دستگاههای برش هیدرولیک تکهتکه شده، جلدشان شکافته میشود و برگههای آنها درون اسکنرهای پرسرعت توسط هوش مصنوعی بلعیده میشوند.
غولهای فناوری مانند Anthropic و Meta برای آموزش مدلهای زبانی خود، به خریدهای میلیونی و نابودی فیزیکی کتابهای چاپی دستدوم روی آوردهاند روشی که خشم نویسندگان و ناشران را برافروخته است.
اینترنت امروزی از متون بیکیفیت و ساختهشده توسط چتباتها پر شده است. شرکتهای هوش مصنوعی برای هوشمندتر شدن نیازمند دادههای «پاک و آلودهنشده» هستند. پلتفرمهای فروش کتاب تأکید میکنند: «کتابهای چاپی منتشرشده قبل از سال ۲۰۲۲، از آلودگیهای متنی هوش مصنوعی پاک هستند.»
از آنجا که اسکن دستی کتابها بدون آسیب زدن به صحافی، فرآیندی بسیار کند است، شرکتها با استفاده از قانونی به نام «دکترین فروش اول» (که به خریدار اجازه میدهد هر بلایی سر کالای خریداریشده بیاورد)، کتابها را به صورت انبوه (از ۱,۰۰۰ تا ۱,۰۰۰,۰۰۰ جلد) میخرند. سپس با دستگاههای برش هیدرولیک، برگه را از جلد جدا کرده و با اسکنرهای صنعتی، متون را استخراج میکنند. فرآیندی که کتاب فیزیکی را رسماً نابود یا خمیر میکند.
ارزشی که در اسکنر گم میشود
شرکت Anthropic اخیراً مجبور به پرداخت ۱.۵ میلیارد دلار تسویه حساب به نویسندگان شد. با این حال، سود مالی بالای خریدهای انبوه باعث شده برخی فروشندگان کتابهای قدیمی و خارج از چاپ (بهویژه در اروپا و هلند) حجم فروش هفتگی خود را از چند ده جلد به صدها جلد برسانند. موضوعی که نگرانِ نابودی آخرین نسخههای باقیمانده از برخی کتابهای نایاب است.
منتقدان معتقدند که کتاب صرفاً یک «داده خام متنی» نیست، بلکه یک اثر تاریخی و فیزیکی است.
از سوی دیگر، طرفداران هوش مصنوعی مدعی هستند که با این کار، محتوای علمی و ادبی این کتابها دیجیتالی شده و برای همیشه در حافظه دیجیتال بشریت ذخیره میشود. ادعایی که مخالفان آن را «غارت فرهنگی به نام پیشرفت» مینامند.
https://futurism.com/artificial-intelligence/ai-companies-destroying-rare-books
🆔@ScientificDialectics
Futurism
AI Companies Are Buying Antique Books, Ingesting Their Contents to Train Models, and Then Destroying Them at Incredible Scale
AI companies are quietly obtaining rare books, ingesting their contents, and then destroying them -- even if they're exceedingly rare.
❤3😭2👍1👌1
💢 فواید شگفتانگیز گرمای سونا
آیا سونا فقط برای استراحت و رفع خستگی است؟ تحقیقات میگویند خیر. استفاده منظم از سونا میتواند سلامت قلب، مغز، سوختوساز بدن و حتی خلقوخو را بهبود ببخشد و با کاهش خطر برخی بیماریها و افزایش طول عمر ارتباط داشته باشد. البته سونا جایگزین ورزش و سبک زندگی سالم نیست، بلکه میتواند مکملی مؤثر برای حفظ سلامتی باشد.
استفاده از سونا با کاهش خطر مرگ ناشی از هرعلت همراه است. اینطور به نظر میرسد که قرار گرفتن در معرض گرما از دستگاه قلبیعروقی محافظت میکند و تأثیری مشابه ورزشهای سبک یا متوسط دارد.
مطالعه نشریه طب داخلی جاما نشان داد آقایانی که هفتهای دو تا سه مرتبه از سونا استفاده میکردند، در مقایسه با آقایانی که هفتهای یک مرتبه به سونا میرفتند، ۲۳ درصد کمتر در معرض خطر مرگ ناشی از هرعلت قرار داشتند. این رقم برای افرادی که هفتهای چهار تا هفت مرتبه به سونا میرفتند ۳۷ درصد بود.
یافتههای مقدماتی نشان میدهند که استفاده بلندمدت از سونا با کاهش فشار خون و بهبود عملکرد بطن چپ قلب همراه است و سونا میتواند ضربان قلب شما را به اندازه ورزش بالا ببرد.
مطالعه مروری نشریه مقالات کلینیک مایو نشان میدهد که سونای فنلاندی از گرمای خشک استفاده میکند و بر سطح کلسترول و تریگلیسرید، فشار خون، التهاب و عملکرد لایه درونی رگها اثر میگذارد که به نوبه خود به بهبود گردش خون، کاهش خطر لخته و کنترل التهاب کمک میکنند.
بهبود تعادل دستگاه عصبی خودمختار هم به ریکاوری بدن، کاهش استرس، بهبود کیفیت خواب و احساس تندرستی کمک میکند.»مطالعه نشریه علوم اعصاب با بررسی هزار و ۶۲۸ خانم و آقای ۵۳ تا ۷۴ ساله نشان داد که چهار تا هفت جلسه سونا در هفته با کاهش ۶۱ درصدی خطر سکته همراه است.
پروتئینهای شوک حرارتی که نوعی سازوکار دفاعی سلولی هستند و بر اثر گرما فعال میشوند، در نحوه اثرگذاری گرما بر بدن و بهویژه مغز نقش دارند. پروتئینهای شوک حرارتی به ترمیم پروتئینهایی که ساختار طبیعی خود را از دست دادهاند کمک میکنند؛ پروتئینهایی که باعث تشکیل پلاک شده و با ایجاد شرایط آلزایمر و دیگر بیماریهای تحلیلبرنده عصبی باعث تخریب سلولهای مغزی میشوند.
مطالعه نشریه سن و سالخوردگی نشان داد که استفاده از سونا از دمانس و بیماری آلزایمر جلوگیری میکند و تأثیر آن بسته به تعداد جلسات افزایش مییابد. اگر چهار تا هفت مرتبه در هفته به سونا بروید، با کاهش ۶۶ درصدی خطر دمانس و آلزایمر مواجه خواهید شد.
پژوهشهای اولیه نشان میدهند که پروتئینهای شوک حرارتی از ما در برابر سرطان و بیماریهای قلبیعروقی محافظت میکنند. نقش این پروتئینها در بیماریهای خودایمنی بهمراتب پیچیدهتر است، زیرا هم باعث التهاب میشوند و هم ضدالتهاب هستند. با اینحال، قرار گرفتن در معرض گرما در درمان بیماریهایی مانند التهاب مفصل، دیابت نوع یک، لوپوس و آرتروز گردن امیدوارکننده بوده است.
گرما با تسکین علائم افسردگی ارتباط دارد؛ امری که احتمالاً از بهبود خلقوخو و کاهش استرس نشأت میگیرد. با اینحال، شاید هم گرما به رفع مشکلات جسمانی مرتبط با افسردگی کمک میکند.
تحلیل فراگیر نشریه گزارش اختلالات عاطفی نشان میدهد که تسکین درد، بهبود کیفیت خواب، تنظیم عملکرد سیستم عصبی، کاهش التهاب، سازگاری با تغییرات دما و افزایش تابآوری در برابر استرس با کاهش شاخصهای افسردگی ارتباط دارند.موارد مورد بررسی در این مطالعات شامل سونا، چشمه آب گرم، حمام آب گرم و تجهیزات گرمادرمانی بودند. پژوهشگران میگویند این یافتهها نشان میدهند که گرما میتواند جایگزین یا مکمل دارو و درمان روانشناختیِ افسردگی شود.
مطالعه کوچکی که در نشریه اکتا فیزیولوژیکا منتشر شد، نشان داد که گرمادرمانی برخلاف انتظار پژوهشگران باعث افزایش حساسیت به انسولین نشد، اما استراحت روزانه ۴ تا ۶ ساعته در یک محیط گرم باعث شد که کبد داوطلبان عملکرد بهتری در تنظیم قند خون داشته باشد. پژوهشگران بر این باورند که گرما سطح چربی موجود در کبد را به حداقل میرساند؛ عاملی که در بروز بیماری کبد چرب و نوسان قند خون دخیل است.
کارشناسان حوزه سلامت میگویند دفع سموم باعث ارتقای سلامتی میشود، اما کمبود تحقیقات مناسب باعث شده که نتوانیم در این مورد با قطعیت نظر بدهیم. مطالعات نشان دادهاند که تعریق ناشی از سونا حاوی فلزات سنگین است. با اینحال، هنوز معلوم نیست که گرما بتواند به کاهش سموم موجود در بدن کمک کند.شواهد نشان میدهند که تعریق در مقایسه با ادرار عملکرد بهتری در دفع مواد شیمیایی سمی از جمله ترکیبات پیشگیرنده شعله، آفتکشها، بیسفنول اِی و فتالاتها دارد.
🆔@ScientificDialectics
آیا سونا فقط برای استراحت و رفع خستگی است؟ تحقیقات میگویند خیر. استفاده منظم از سونا میتواند سلامت قلب، مغز، سوختوساز بدن و حتی خلقوخو را بهبود ببخشد و با کاهش خطر برخی بیماریها و افزایش طول عمر ارتباط داشته باشد. البته سونا جایگزین ورزش و سبک زندگی سالم نیست، بلکه میتواند مکملی مؤثر برای حفظ سلامتی باشد.
استفاده از سونا با کاهش خطر مرگ ناشی از هرعلت همراه است. اینطور به نظر میرسد که قرار گرفتن در معرض گرما از دستگاه قلبیعروقی محافظت میکند و تأثیری مشابه ورزشهای سبک یا متوسط دارد.
مطالعه نشریه طب داخلی جاما نشان داد آقایانی که هفتهای دو تا سه مرتبه از سونا استفاده میکردند، در مقایسه با آقایانی که هفتهای یک مرتبه به سونا میرفتند، ۲۳ درصد کمتر در معرض خطر مرگ ناشی از هرعلت قرار داشتند. این رقم برای افرادی که هفتهای چهار تا هفت مرتبه به سونا میرفتند ۳۷ درصد بود.
یافتههای مقدماتی نشان میدهند که استفاده بلندمدت از سونا با کاهش فشار خون و بهبود عملکرد بطن چپ قلب همراه است و سونا میتواند ضربان قلب شما را به اندازه ورزش بالا ببرد.
مطالعه مروری نشریه مقالات کلینیک مایو نشان میدهد که سونای فنلاندی از گرمای خشک استفاده میکند و بر سطح کلسترول و تریگلیسرید، فشار خون، التهاب و عملکرد لایه درونی رگها اثر میگذارد که به نوبه خود به بهبود گردش خون، کاهش خطر لخته و کنترل التهاب کمک میکنند.
بهبود تعادل دستگاه عصبی خودمختار هم به ریکاوری بدن، کاهش استرس، بهبود کیفیت خواب و احساس تندرستی کمک میکند.»مطالعه نشریه علوم اعصاب با بررسی هزار و ۶۲۸ خانم و آقای ۵۳ تا ۷۴ ساله نشان داد که چهار تا هفت جلسه سونا در هفته با کاهش ۶۱ درصدی خطر سکته همراه است.
پروتئینهای شوک حرارتی که نوعی سازوکار دفاعی سلولی هستند و بر اثر گرما فعال میشوند، در نحوه اثرگذاری گرما بر بدن و بهویژه مغز نقش دارند. پروتئینهای شوک حرارتی به ترمیم پروتئینهایی که ساختار طبیعی خود را از دست دادهاند کمک میکنند؛ پروتئینهایی که باعث تشکیل پلاک شده و با ایجاد شرایط آلزایمر و دیگر بیماریهای تحلیلبرنده عصبی باعث تخریب سلولهای مغزی میشوند.
مطالعه نشریه سن و سالخوردگی نشان داد که استفاده از سونا از دمانس و بیماری آلزایمر جلوگیری میکند و تأثیر آن بسته به تعداد جلسات افزایش مییابد. اگر چهار تا هفت مرتبه در هفته به سونا بروید، با کاهش ۶۶ درصدی خطر دمانس و آلزایمر مواجه خواهید شد.
پژوهشهای اولیه نشان میدهند که پروتئینهای شوک حرارتی از ما در برابر سرطان و بیماریهای قلبیعروقی محافظت میکنند. نقش این پروتئینها در بیماریهای خودایمنی بهمراتب پیچیدهتر است، زیرا هم باعث التهاب میشوند و هم ضدالتهاب هستند. با اینحال، قرار گرفتن در معرض گرما در درمان بیماریهایی مانند التهاب مفصل، دیابت نوع یک، لوپوس و آرتروز گردن امیدوارکننده بوده است.
گرما با تسکین علائم افسردگی ارتباط دارد؛ امری که احتمالاً از بهبود خلقوخو و کاهش استرس نشأت میگیرد. با اینحال، شاید هم گرما به رفع مشکلات جسمانی مرتبط با افسردگی کمک میکند.
تحلیل فراگیر نشریه گزارش اختلالات عاطفی نشان میدهد که تسکین درد، بهبود کیفیت خواب، تنظیم عملکرد سیستم عصبی، کاهش التهاب، سازگاری با تغییرات دما و افزایش تابآوری در برابر استرس با کاهش شاخصهای افسردگی ارتباط دارند.موارد مورد بررسی در این مطالعات شامل سونا، چشمه آب گرم، حمام آب گرم و تجهیزات گرمادرمانی بودند. پژوهشگران میگویند این یافتهها نشان میدهند که گرما میتواند جایگزین یا مکمل دارو و درمان روانشناختیِ افسردگی شود.
مطالعه کوچکی که در نشریه اکتا فیزیولوژیکا منتشر شد، نشان داد که گرمادرمانی برخلاف انتظار پژوهشگران باعث افزایش حساسیت به انسولین نشد، اما استراحت روزانه ۴ تا ۶ ساعته در یک محیط گرم باعث شد که کبد داوطلبان عملکرد بهتری در تنظیم قند خون داشته باشد. پژوهشگران بر این باورند که گرما سطح چربی موجود در کبد را به حداقل میرساند؛ عاملی که در بروز بیماری کبد چرب و نوسان قند خون دخیل است.
کارشناسان حوزه سلامت میگویند دفع سموم باعث ارتقای سلامتی میشود، اما کمبود تحقیقات مناسب باعث شده که نتوانیم در این مورد با قطعیت نظر بدهیم. مطالعات نشان دادهاند که تعریق ناشی از سونا حاوی فلزات سنگین است. با اینحال، هنوز معلوم نیست که گرما بتواند به کاهش سموم موجود در بدن کمک کند.شواهد نشان میدهند که تعریق در مقایسه با ادرار عملکرد بهتری در دفع مواد شیمیایی سمی از جمله ترکیبات پیشگیرنده شعله، آفتکشها، بیسفنول اِی و فتالاتها دارد.
🆔@ScientificDialectics
Jamanetwork
Sauna Bathing and Mortality
This prospective cohort study found that the frequency of sauna bathing is associated with a reduced risk of fatal cardiovascular and all-cause mortality events.
❤3
💢آیا دوران مته و پر کردن دندان رو به پایان است؟
کشف روشی ساده برای متوقف کردن پوسیدگی بدون درد و بیحسی.
نتایج یک پژوهش بزرگ در آمریکا نشان میدهد یک محلول ارزانقیمت که تنها در چند ثانیه روی دندان مالیده میشود، میتواند بدون نیاز به مته، تزریق بیحسی یا جراحی، پوسیدگی بسیاری از دندانهای شیری کودکان را متوقف کند.
این مطالعه که به رهبری پژوهشگران دانشگاه میشیگان انجام و در نشریه JAMA Pediatrics منتشر شده است، نشان میدهد محلول فلوراید دیآمین نقره (Silver Diamine Fluoride یا SDF) در غلظت ۳۸ درصد، با استفاده هر شش ماه یکبار، توانسته پوسیدگی را در بیش از نیمی از دندانهای شیری مبتلا متوقف کند.
در این کارآزمایی بالینی فاز سوم، ۸۳۰ کودک زیر شش سال از ایالتهای میشیگان، نیویورک و آیووا شرکت داشتند. پژوهشگران میگویند این نخستین مطالعه بزرگ در آمریکا است که شواهد کافی درباره اثربخشی و ایمنی این روش برای درمان پوسیدگی دندان ارائه میدهد؛ دادههایی که میتواند زمینه را برای تایید رسمی این درمان از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) فراهم کند.
برخلاف درمانهای رایج که مستلزم تراشیدن بخش پوسیده دندان و پر کردن آن هستند، در این روش دندانپزشک تنها با یک اپلیکاتور کوچک، محلول را روی قسمت پوسیده میمالد. این فرایند برای هر دندان تنها چند ثانیه طول میکشد و نیازی به تزریق، مته یا بیهوشی ندارد.
«مارگاریتا فونتانا»، استاد دانشکده دندانپزشکی دانشگاه میشیگان و سرپرست این پژوهش، میگوید: «این روش حتی برای کودکان یکساله نیز ایمن و بسیار موثر است.»
به گفته پژوهشگران، این روش علاوه بر کودکان خردسال، میتواند برای سالمندان، افراد دارای ناتوانیهای جسمی یا ذهنی، بیماران مبتلا به اضطراب شدید از درمانهای دندانپزشکی و افرادی که دسترسی محدودی به خدمات دندانپزشکی دارند نیز گزینه مناسبی باشد.
البته این درمان یک نقطهضعف ظاهری دارد؛ نقره موجود در محلول، بخش پوسیده دندان را بهطور دائمی به رنگ تیره یا سیاه درمیآورد، هرچند سایر قسمتهای سالم دندان تغییری نمیکنند.
پوسیدگی دندان شایعترین بیماری مزمن دوران کودکی است و بیش از ۴۰ درصد کودکان آمریکایی را درگیر میکند. درماننشدن پوسیدگی میتواند به درد شدید، عفونت، اختلال در خواب و غذا خوردن، غیبت از مدرسه و حتی جراحی تحت بیهوشی عمومی منجر شود.
پژوهشگران معتقدند استفاده از این محلول میتواند در بسیاری از کودکان تا زمان افتادن طبیعی دندان شیری، پوسیدگی را کنترل کند و در بزرگسالان نیز بهعنوان یک درمان موقت یا حتی بلندمدت به کار رود.
به گفته آنها، گسترش استفاده از این روش میتواند از درد، عفونت و بسیاری از جراحیهای قابل پیشگیری جلوگیری کند.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260729010719.htm
🆔@ScientificDialectics
کشف روشی ساده برای متوقف کردن پوسیدگی بدون درد و بیحسی.
نتایج یک پژوهش بزرگ در آمریکا نشان میدهد یک محلول ارزانقیمت که تنها در چند ثانیه روی دندان مالیده میشود، میتواند بدون نیاز به مته، تزریق بیحسی یا جراحی، پوسیدگی بسیاری از دندانهای شیری کودکان را متوقف کند.
این مطالعه که به رهبری پژوهشگران دانشگاه میشیگان انجام و در نشریه JAMA Pediatrics منتشر شده است، نشان میدهد محلول فلوراید دیآمین نقره (Silver Diamine Fluoride یا SDF) در غلظت ۳۸ درصد، با استفاده هر شش ماه یکبار، توانسته پوسیدگی را در بیش از نیمی از دندانهای شیری مبتلا متوقف کند.
در این کارآزمایی بالینی فاز سوم، ۸۳۰ کودک زیر شش سال از ایالتهای میشیگان، نیویورک و آیووا شرکت داشتند. پژوهشگران میگویند این نخستین مطالعه بزرگ در آمریکا است که شواهد کافی درباره اثربخشی و ایمنی این روش برای درمان پوسیدگی دندان ارائه میدهد؛ دادههایی که میتواند زمینه را برای تایید رسمی این درمان از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) فراهم کند.
برخلاف درمانهای رایج که مستلزم تراشیدن بخش پوسیده دندان و پر کردن آن هستند، در این روش دندانپزشک تنها با یک اپلیکاتور کوچک، محلول را روی قسمت پوسیده میمالد. این فرایند برای هر دندان تنها چند ثانیه طول میکشد و نیازی به تزریق، مته یا بیهوشی ندارد.
«مارگاریتا فونتانا»، استاد دانشکده دندانپزشکی دانشگاه میشیگان و سرپرست این پژوهش، میگوید: «این روش حتی برای کودکان یکساله نیز ایمن و بسیار موثر است.»
به گفته پژوهشگران، این روش علاوه بر کودکان خردسال، میتواند برای سالمندان، افراد دارای ناتوانیهای جسمی یا ذهنی، بیماران مبتلا به اضطراب شدید از درمانهای دندانپزشکی و افرادی که دسترسی محدودی به خدمات دندانپزشکی دارند نیز گزینه مناسبی باشد.
البته این درمان یک نقطهضعف ظاهری دارد؛ نقره موجود در محلول، بخش پوسیده دندان را بهطور دائمی به رنگ تیره یا سیاه درمیآورد، هرچند سایر قسمتهای سالم دندان تغییری نمیکنند.
پوسیدگی دندان شایعترین بیماری مزمن دوران کودکی است و بیش از ۴۰ درصد کودکان آمریکایی را درگیر میکند. درماننشدن پوسیدگی میتواند به درد شدید، عفونت، اختلال در خواب و غذا خوردن، غیبت از مدرسه و حتی جراحی تحت بیهوشی عمومی منجر شود.
پژوهشگران معتقدند استفاده از این محلول میتواند در بسیاری از کودکان تا زمان افتادن طبیعی دندان شیری، پوسیدگی را کنترل کند و در بزرگسالان نیز بهعنوان یک درمان موقت یا حتی بلندمدت به کار رود.
به گفته آنها، گسترش استفاده از این روش میتواند از درد، عفونت و بسیاری از جراحیهای قابل پیشگیری جلوگیری کند.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/07/260729010719.htm
🆔@ScientificDialectics
ScienceDaily
Scientists find a simple way to stop cavities without drilling
A liquid brushed onto cavities in seconds may spare many young children from pain, infection, and surgery. A major U.S. trial found that silver diamine fluoride stopped decay in more than half of treated baby teeth. The treatment requires no drilling, shots…
❤6
💢کمبود خواب میتواند منجر به مشکلات گوارشی و یبوست شود
خواب منظم و باکیفیت به دستگاه گوارش کمک میکند الگوهای قابلپیشبینی حرکات روده را حفظ کند و این موضوع به منظم بودن عادات دفع مدفوع کمک میکند.
شاید ندانید که یک خواب شبانه خوب میتواند به دفع منظم مدفوع کمک کند، اما متخصصان میگویند درک این ارتباط میتواند به منظم ماندن عملکرد روده کمک کند.
کمبود خواب با یبوست ارتباط دارد؛ مشکلی بهویژه آزاردهنده که پژوهشها نشان میدهد حدود ۱۶ درصد آمریکاییها را درگیر میکند و برای یکسوم افراد بالای ۶۰ سال به یک مشکل مزمن تبدیل میشود.
پیروی از یک برنامه منظم خواب که ریتمهای شبانهروزی بدن، یعنی ساعت درونی تنظیمکننده چرخه خواب و بیداری را منظم نگه میدارد، میتواند به هضم غذا کمک کند و باعث شود دچار یبوست نشوید.
دکتر «کاترین نگو» روز سهشنبه به [وبسایت] «ایتینگ ول» (EatingWell) گفت که اختلال در خواب میتواند فرایند تخمیر در روده را مختل کند.او گفت: «خواب و هضم غذا بیش از آنچه تصور میکنید، به هم مرتبطند. خواب منظم و باکیفیت به دستگاه گوارش کمک میکند الگوهای قابلپیشبینی حرکات روده را حفظ کند و این موضوع به منظم بودن عادات دفع مدفوع کمک میکند.»
اما این تنها مشکل احتمالی نیست.ساعت درونی بدن با میکروبیوم روده در ارتباط است؛ [میکروبیوم روده] اصطلاحی است که به تریلیونها گونه از باکتریهای مفید و مضر ساکن روده گفته میشود که به هضم غذا و سلامت سیستم ایمنی کمک میکنند.
روده سالم میکروبهای مفید بیشتری نسبت به میکروبهای مضر دارد، هرچند هر دو [نوع میکروبها چه مفید چه مضر] نقشهای مهمی ایفا میکنند.اما خواب نامنظم با پدیدهای مرتبط دانسته شده است که از آن با عنوان «جتلگ روده» یاد میشود؛ یعنی ناهماهنگی میان این باکتریها و ریتم شبانهروزی بدن.
با اینکه فعالیت روده معمولا هنگام بیدار شدن افزایش مییابد، این جتلگ ممکن است باعث یبوست شود.به گفته شبکه درمانی «اچسیای مید وِست هلث» (HCA Midwest Health) مستقر در کانزاسسیتی، این ناهماهنگی همچنین میتواند به خواب رفتن را دشوارتر کند. تولید هورمون سروتونین، هورمون ایجادکننده احساس خوب، نیز ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد. این هورمون پیشساز هورمون خوابآور ملاتونین است.
این مرکز درمانی میگوید: «سلامت نامناسب روده میتواند تولید سروتونین را مهار کند و این موضوع به نوبه خود بر تولید ملاتونین تاثیر میگذارد. این امر، به خواب رفتن و در خواب ماندن را دشوارتر میکند.»دکتر رایان باریش از «هنری فورد هلث» (Henry Ford Health) یادآور شد که هرچه شبهای بیشتری را با کمبود خواب سپری کنید، اختلال در دستگاه گوارش نیز بیشتر خواهد شد.
او گفت: «هرچه مدت بیشتری کمبود خواب داشته باشید، احتمال اینکه با مشکلات گوارشی مواجه شوید، بیشتر میشود. این موضوع احتمالا به میزان تابآوری بدن شما نیز بستگی دارد. اینکه در مجموع چقدر سالمید و آیا بیماریهای دیگری دارید یا نه. اما هرچه کمبود خواب مدت بیشتری ادامه پیدا کند، تاثیر آن بر سلامت روده نیز بیشتر خواهد بود.»
پس برای پیشگیری از دورههای یبوست که ممکن است چند روز یا حتی چند هفته طول بکشند، چه کاری میتوانید انجام دهید؟به گفته [کاترین] نگو، داشتن یک صبح آرام میتواند کمککننده باشد.او گفت: «اگر صبحها عجله داشته باشید، زمانی برای آرامش و فرصت دادن به رودهها برای تخلیه نخواهید داشت.»
در غیر این صورت، داشتن یک برنامه منظم خواب که بتوانید در روزهای کاری و آخرهفته نیز به آن پایبند بمانید، کنترل استرس از طریق مدیتیشن و تمرینهای تنفسی، نوشیدن مقدار آبی که نهادهای دولتی توصیه کردهاند و داشتن یک رژیم غذایی مفید برای روده و سرشار از غذاهای تخمیری، میتواند کمککننده باشد. فقط از غذا خوردن در فاصله زمانی بسیار نزدیک به زمان خواب خودداری کنید.
شبکه «اچسیای مید وِست هلث» میگوید: «مطالعات نشان دادهاند که خوردن وعدههای غذایی پرکالری و سرشار از کربوهیدرات و چربی، کمتر از یک ساعت پیش از خواب، میتواند مدت زمانی را که طول میکشد به خواب بروید، افزایش دهد. همچنین دستگاه گوارش را وادار میکند در زمانی که قرار است در حال استراحت باشد، به فعالیت ادامه دهد.سعی کنید آخرین وعده غذایی خود را دو تا سه ساعت پیش از خواب تمام کنید تا به بدن خود فرصت هضم غذا را بدهید.»
https://www.aol.com/articles/sleep-schedule-help-poop-183637000.html
🆔@ScientificDialectics
خواب منظم و باکیفیت به دستگاه گوارش کمک میکند الگوهای قابلپیشبینی حرکات روده را حفظ کند و این موضوع به منظم بودن عادات دفع مدفوع کمک میکند.
شاید ندانید که یک خواب شبانه خوب میتواند به دفع منظم مدفوع کمک کند، اما متخصصان میگویند درک این ارتباط میتواند به منظم ماندن عملکرد روده کمک کند.
کمبود خواب با یبوست ارتباط دارد؛ مشکلی بهویژه آزاردهنده که پژوهشها نشان میدهد حدود ۱۶ درصد آمریکاییها را درگیر میکند و برای یکسوم افراد بالای ۶۰ سال به یک مشکل مزمن تبدیل میشود.
پیروی از یک برنامه منظم خواب که ریتمهای شبانهروزی بدن، یعنی ساعت درونی تنظیمکننده چرخه خواب و بیداری را منظم نگه میدارد، میتواند به هضم غذا کمک کند و باعث شود دچار یبوست نشوید.
دکتر «کاترین نگو» روز سهشنبه به [وبسایت] «ایتینگ ول» (EatingWell) گفت که اختلال در خواب میتواند فرایند تخمیر در روده را مختل کند.او گفت: «خواب و هضم غذا بیش از آنچه تصور میکنید، به هم مرتبطند. خواب منظم و باکیفیت به دستگاه گوارش کمک میکند الگوهای قابلپیشبینی حرکات روده را حفظ کند و این موضوع به منظم بودن عادات دفع مدفوع کمک میکند.»
اما این تنها مشکل احتمالی نیست.ساعت درونی بدن با میکروبیوم روده در ارتباط است؛ [میکروبیوم روده] اصطلاحی است که به تریلیونها گونه از باکتریهای مفید و مضر ساکن روده گفته میشود که به هضم غذا و سلامت سیستم ایمنی کمک میکنند.
روده سالم میکروبهای مفید بیشتری نسبت به میکروبهای مضر دارد، هرچند هر دو [نوع میکروبها چه مفید چه مضر] نقشهای مهمی ایفا میکنند.اما خواب نامنظم با پدیدهای مرتبط دانسته شده است که از آن با عنوان «جتلگ روده» یاد میشود؛ یعنی ناهماهنگی میان این باکتریها و ریتم شبانهروزی بدن.
با اینکه فعالیت روده معمولا هنگام بیدار شدن افزایش مییابد، این جتلگ ممکن است باعث یبوست شود.به گفته شبکه درمانی «اچسیای مید وِست هلث» (HCA Midwest Health) مستقر در کانزاسسیتی، این ناهماهنگی همچنین میتواند به خواب رفتن را دشوارتر کند. تولید هورمون سروتونین، هورمون ایجادکننده احساس خوب، نیز ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد. این هورمون پیشساز هورمون خوابآور ملاتونین است.
این مرکز درمانی میگوید: «سلامت نامناسب روده میتواند تولید سروتونین را مهار کند و این موضوع به نوبه خود بر تولید ملاتونین تاثیر میگذارد. این امر، به خواب رفتن و در خواب ماندن را دشوارتر میکند.»دکتر رایان باریش از «هنری فورد هلث» (Henry Ford Health) یادآور شد که هرچه شبهای بیشتری را با کمبود خواب سپری کنید، اختلال در دستگاه گوارش نیز بیشتر خواهد شد.
او گفت: «هرچه مدت بیشتری کمبود خواب داشته باشید، احتمال اینکه با مشکلات گوارشی مواجه شوید، بیشتر میشود. این موضوع احتمالا به میزان تابآوری بدن شما نیز بستگی دارد. اینکه در مجموع چقدر سالمید و آیا بیماریهای دیگری دارید یا نه. اما هرچه کمبود خواب مدت بیشتری ادامه پیدا کند، تاثیر آن بر سلامت روده نیز بیشتر خواهد بود.»
پس برای پیشگیری از دورههای یبوست که ممکن است چند روز یا حتی چند هفته طول بکشند، چه کاری میتوانید انجام دهید؟به گفته [کاترین] نگو، داشتن یک صبح آرام میتواند کمککننده باشد.او گفت: «اگر صبحها عجله داشته باشید، زمانی برای آرامش و فرصت دادن به رودهها برای تخلیه نخواهید داشت.»
در غیر این صورت، داشتن یک برنامه منظم خواب که بتوانید در روزهای کاری و آخرهفته نیز به آن پایبند بمانید، کنترل استرس از طریق مدیتیشن و تمرینهای تنفسی، نوشیدن مقدار آبی که نهادهای دولتی توصیه کردهاند و داشتن یک رژیم غذایی مفید برای روده و سرشار از غذاهای تخمیری، میتواند کمککننده باشد. فقط از غذا خوردن در فاصله زمانی بسیار نزدیک به زمان خواب خودداری کنید.
شبکه «اچسیای مید وِست هلث» میگوید: «مطالعات نشان دادهاند که خوردن وعدههای غذایی پرکالری و سرشار از کربوهیدرات و چربی، کمتر از یک ساعت پیش از خواب، میتواند مدت زمانی را که طول میکشد به خواب بروید، افزایش دهد. همچنین دستگاه گوارش را وادار میکند در زمانی که قرار است در حال استراحت باشد، به فعالیت ادامه دهد.سعی کنید آخرین وعده غذایی خود را دو تا سه ساعت پیش از خواب تمام کنید تا به بدن خود فرصت هضم غذا را بدهید.»
https://www.aol.com/articles/sleep-schedule-help-poop-183637000.html
🆔@ScientificDialectics
AOL.com
How a sleep schedule can help you poop - AOL
Around 16 percent of Americans are affected by constipation
❤2👌2😭1
💢کشف دانشمندان: کالری غذایی که میخوریم میتواند مسیر شکلگیری حافظه در مغز را فعال کند
دانشمندان سیگنالی در عصب واگ کشف کردهاند که غذا را مستقیما به «فرایند شکلگیری حافظه» مرتبط میکند.
غذا معمولا بخش ثابت بسیاری از مهمترین لحظات زندگی ماست؛ چه در مناسبتهای بزرگ مانند جشن عروسی و چه به عنوان بهانهای برای لذت بردنهای کوچک مانند یک ناهار یا دورهمی یا شام خانوادگی.
پژوهشی جدید میگوید که کارکرد غذا بیش از اینهاست و یک «غذای خوب» حتی میتواند مستقیما سازوکار حافظهسازی در مغز را تحت تاثیر قرار دهد و به ثبت بهتر خاطرات ما کمک کند.
اسکات کانوسکی، زیستشناس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، سرپرستی مطالعهای را بر عهده داشت که بهتازگی در نشریه Nature Communications منتشر شده است.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که غذا میتواند به معنای واقعی کلمه، از طریق زنجیرهای از پیامهای عصبی، بر شکلگیری حافظه تاثیر بگذارد.
کانوسکی و همکارانش پس از انجام مجموعهای از آزمایشها روی موشهای صحرایی دریافتند که پس از مصرف یک وعده غذای مغذی، سیگنالی از روده از طریق «عصب واگ» به مغز ارسال میشود.
این سیگنال به نورونهای «سپتوم میانی» میرسد که ناحیهای از مغز است که بر فعالیت هیپوکامپ تاثیر میگذارد.عصب واگ طولانیترین عصب مغزی است که در بلعیدن غذا، صحبت کردن، فعالیتهای پاراسمپاتیک و گوارش نقش دارد.
دانشمندان پیش از این میدانستند که خاطرات در بخش «هیپوکامپ» مغز زمانی رمزگذاری میشوند که نورونهای سپتوم میانی، یک انتقالدهنده عصبی به نام استیلکولین را آزاد کنند؛ اما نمیدانستند اتفاقی که در روده میافتد بر آزادسازی استیلکولین در «سپتوم میانی» اثر میگذارد.
پژوهشگران با استفاده از فناوری فیبر فوتومتری، فعالیت برخی از سلولهای مغزی را هنگام تغذیه موشها با رژیمهای غذایی مختلف بررسی کردند.در یکی از آزمایشها، به گروهی از موشها محلولی حاوی چربی یا قند دادشه شد؛ به گروه دیگری نیز محلولی با طعم مشابه داده شد که یا کمکالری بود یا اصلا کالری نداشت.
نتایج نشان داد موشهایی که چربی و قند واقعی مصرف کرده بودند، حتی پس از پایان مصرف غذا، همچنان فعالیت مغزی مرتبط با حافظه در آنها قویتر بوده است. این یافته نشان داد که دریافت کالری، عامل فعال شدن این مسیر ارتباطی میان روده و مغز است.
در مقابل، هنگامی که پژوهشگران مسیرهای ارتباطی میان روده و مغز را مختل کردند، رابطه میان مصرف غذا و آزادسازی استیلکولین نیز از بین رفته است.
خطر غذاهای «ناسالم» برای مغزبا این حال، مصرف غذاهای پرچرب و پرکالری همیشه به معنای حافظه بهتر نیست.
وقتی موشها با یک «رژیم غذایی ناسالم» شامل غذاهای پرچرب و پرقند، چیپس سیبزمینی، کره بادامزمینی، شکلات و شیرینی تغذیه شدند، همین سیستم پیامرسانی استیلکولین به طور قابل توجهی تضعیف شده است.حتی زمانی که بعدها دوباره رژیم غذایی سالمتری دریافت کردند، همچنان در انجام آزمونهای حافظه عملکرد ضعیفی داشتند.
پژوهشهای دیگری نیز نشان دادهاند که غذاهای فوقفرآوریشده، ممکن است بهطور پنهانی توانایی مغز در تمرکز را تحت تاثیر قرار دهند.البته صرف اینکه یک سازوکار در موشها به این شکل عمل میکند، به این معنا نیست که دقیقا در بدن انسان نیز همین اتفاق میافتد؛ هرچند انسان و موش هر دو پستاندار هستند و به دلیل تاریخچه تکاملی مشترک، شباهتهای زیستی قابل توجهی میان آنها وجود دارد.
دیگر اینکه، این مطالعه فقط روی موشهای نر انجام شده است بنابراین نتایج آن باید با احتیاط بیشتری به سایر گروهها تعمیم داده شود.این یافتهها (در صورت انجام پژوهشهای بیشتر برای برطرف کردن این محدودیتها) میتوانند به توسعه روشهایی برای بهبود ارتباط میان روده و مغز در انسان کمک کنند.
اهمیت «تحریک» عصب واگکانوسکی به موضوع دیگری نیز اشاره میکند: «اختلال در پیامرسانی استیلکولین در هیپوکامپ یکی از نخستین تغییرات شیمیایی عصبی در بیماری آلزایمر است. اینکه اکنون میدانیم این سیستم توسط سیگنالهای عصب واگ از روده تقویت میشود، میتواند اهداف درمانی جدیدی را برای بررسی روشهای مبتنی بر تحریک عصب واگ، مانند تحریک الکتریکی عصب واگ، در اختیار پژوهشگران قرار دهد.»
تحریک عصب واگ که گاهی از آن با عنوان «ضربانساز مغز» یاد میشود، امروزه برای بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، اثرات ماندگار و مفیدی دارد.
همچنین به عنوان روشی تاییدشده برای درمان صرع و کمک به توانبخشی پس از سکته مغزی مورد استفاده قرار میگیرد.هنوز مشخص نیست که آیا این روش میتواند در انسان نیز فرآیند شکلگیری حافظه را بهبود ببخشد یا خیر.
https://www.sciencealert.com/what-you-eat-may-trigger-gut-brain-signals-that-shape-how-memories-form
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان سیگنالی در عصب واگ کشف کردهاند که غذا را مستقیما به «فرایند شکلگیری حافظه» مرتبط میکند.
غذا معمولا بخش ثابت بسیاری از مهمترین لحظات زندگی ماست؛ چه در مناسبتهای بزرگ مانند جشن عروسی و چه به عنوان بهانهای برای لذت بردنهای کوچک مانند یک ناهار یا دورهمی یا شام خانوادگی.
پژوهشی جدید میگوید که کارکرد غذا بیش از اینهاست و یک «غذای خوب» حتی میتواند مستقیما سازوکار حافظهسازی در مغز را تحت تاثیر قرار دهد و به ثبت بهتر خاطرات ما کمک کند.
اسکات کانوسکی، زیستشناس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، سرپرستی مطالعهای را بر عهده داشت که بهتازگی در نشریه Nature Communications منتشر شده است.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که غذا میتواند به معنای واقعی کلمه، از طریق زنجیرهای از پیامهای عصبی، بر شکلگیری حافظه تاثیر بگذارد.
کانوسکی و همکارانش پس از انجام مجموعهای از آزمایشها روی موشهای صحرایی دریافتند که پس از مصرف یک وعده غذای مغذی، سیگنالی از روده از طریق «عصب واگ» به مغز ارسال میشود.
این سیگنال به نورونهای «سپتوم میانی» میرسد که ناحیهای از مغز است که بر فعالیت هیپوکامپ تاثیر میگذارد.عصب واگ طولانیترین عصب مغزی است که در بلعیدن غذا، صحبت کردن، فعالیتهای پاراسمپاتیک و گوارش نقش دارد.
دانشمندان پیش از این میدانستند که خاطرات در بخش «هیپوکامپ» مغز زمانی رمزگذاری میشوند که نورونهای سپتوم میانی، یک انتقالدهنده عصبی به نام استیلکولین را آزاد کنند؛ اما نمیدانستند اتفاقی که در روده میافتد بر آزادسازی استیلکولین در «سپتوم میانی» اثر میگذارد.
پژوهشگران با استفاده از فناوری فیبر فوتومتری، فعالیت برخی از سلولهای مغزی را هنگام تغذیه موشها با رژیمهای غذایی مختلف بررسی کردند.در یکی از آزمایشها، به گروهی از موشها محلولی حاوی چربی یا قند دادشه شد؛ به گروه دیگری نیز محلولی با طعم مشابه داده شد که یا کمکالری بود یا اصلا کالری نداشت.
نتایج نشان داد موشهایی که چربی و قند واقعی مصرف کرده بودند، حتی پس از پایان مصرف غذا، همچنان فعالیت مغزی مرتبط با حافظه در آنها قویتر بوده است. این یافته نشان داد که دریافت کالری، عامل فعال شدن این مسیر ارتباطی میان روده و مغز است.
در مقابل، هنگامی که پژوهشگران مسیرهای ارتباطی میان روده و مغز را مختل کردند، رابطه میان مصرف غذا و آزادسازی استیلکولین نیز از بین رفته است.
خطر غذاهای «ناسالم» برای مغزبا این حال، مصرف غذاهای پرچرب و پرکالری همیشه به معنای حافظه بهتر نیست.
وقتی موشها با یک «رژیم غذایی ناسالم» شامل غذاهای پرچرب و پرقند، چیپس سیبزمینی، کره بادامزمینی، شکلات و شیرینی تغذیه شدند، همین سیستم پیامرسانی استیلکولین به طور قابل توجهی تضعیف شده است.حتی زمانی که بعدها دوباره رژیم غذایی سالمتری دریافت کردند، همچنان در انجام آزمونهای حافظه عملکرد ضعیفی داشتند.
پژوهشهای دیگری نیز نشان دادهاند که غذاهای فوقفرآوریشده، ممکن است بهطور پنهانی توانایی مغز در تمرکز را تحت تاثیر قرار دهند.البته صرف اینکه یک سازوکار در موشها به این شکل عمل میکند، به این معنا نیست که دقیقا در بدن انسان نیز همین اتفاق میافتد؛ هرچند انسان و موش هر دو پستاندار هستند و به دلیل تاریخچه تکاملی مشترک، شباهتهای زیستی قابل توجهی میان آنها وجود دارد.
دیگر اینکه، این مطالعه فقط روی موشهای نر انجام شده است بنابراین نتایج آن باید با احتیاط بیشتری به سایر گروهها تعمیم داده شود.این یافتهها (در صورت انجام پژوهشهای بیشتر برای برطرف کردن این محدودیتها) میتوانند به توسعه روشهایی برای بهبود ارتباط میان روده و مغز در انسان کمک کنند.
اهمیت «تحریک» عصب واگکانوسکی به موضوع دیگری نیز اشاره میکند: «اختلال در پیامرسانی استیلکولین در هیپوکامپ یکی از نخستین تغییرات شیمیایی عصبی در بیماری آلزایمر است. اینکه اکنون میدانیم این سیستم توسط سیگنالهای عصب واگ از روده تقویت میشود، میتواند اهداف درمانی جدیدی را برای بررسی روشهای مبتنی بر تحریک عصب واگ، مانند تحریک الکتریکی عصب واگ، در اختیار پژوهشگران قرار دهد.»
تحریک عصب واگ که گاهی از آن با عنوان «ضربانساز مغز» یاد میشود، امروزه برای بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، اثرات ماندگار و مفیدی دارد.
همچنین به عنوان روشی تاییدشده برای درمان صرع و کمک به توانبخشی پس از سکته مغزی مورد استفاده قرار میگیرد.هنوز مشخص نیست که آیا این روش میتواند در انسان نیز فرآیند شکلگیری حافظه را بهبود ببخشد یا خیر.
https://www.sciencealert.com/what-you-eat-may-trigger-gut-brain-signals-that-shape-how-memories-form
🆔@ScientificDialectics
ScienceAlert
Scientists Discover a Vagus Nerve Signal That Links Food Directly to Memory Formation
It's all connected.
❤3
💢راههای پیشگیری از عفونت در ساحل و استخر در تابستان
گرما و افزایش دمای آب خطر ابتلا به عفونتهایی مانند ویبریوز، اوتییت شناگر و گاستروانتریت را بالا میبرد.
این توصیههای کارشناسان برای پیشگیری است.دمای بسیار بالا نه تنها تابستانی بیسابقه را در اسپانیا رقم زده، بلکه میتواند خطر ابتلا به عفونتهای مرتبط با آب را نیز افزایش دهد؛ از جمله ویبریوزیس، عفونت گوش در شناگران، گاستروانتریت و برخی عفونتهای پوستی و دستگاه ادراری.
در پی طولانیتر و گرمتر شدن تابستانها در اروپا، مرکز اروپایی پیشگیری و کنترل بیماریها (ECDC) هشدار دادهاست (منبع به زبان اسپانیایی) که برخی باکتریها اکنون شرایط بسیار مساعدتری برای رشد و تکثیر پیدا میکنند، بهویژه در آبهای ساحلی گرم با شوری پایین.
با آنکه خطر ابتلا به این نوع عفونتها همچنان پایین است، کارشناسان یادآوری میکنند که چند اقدام ساده پیشگیرانه میتواند احتمال آلودگی را در ماههای تابستان، زمانی که میلیونها نفر برای خنکشدن راهی ساحل، استخر، رودخانه و دیگر محلهای شنا میشوند، به حداقل برساند.
گرما به رشد و تکثیر باکتریها کمک میکندبه گفته ECDC، افزایش دمای آب همراه با تغییرات محیطی و رفتوآمد بیشتر مردم در تابستان، الگوی پراکندگی برخی بیماریهای عفونی را در اروپا دگرگون کردهاست.از میان این بیماریها، ویبریوزیس بیشتر مورد توجه است؛ عفونتی که بر اثر باکتریهای جنس Vibrio ایجاد میشود، باکتریهایی که در ماههای گرم سال به طور طبیعی در بخشهایی از آبهای ساحلی زندگی میکنند.
این باکتریها بهویژه در نواحی با شوری پایین، مانند مصبها و دهانه رودخانهها، به سرعت تکثیر میشوند و میتوان آنها را در انواع غذای دریایی خام یا نیمپز، بهخصوص صدف خوراکی، نیز یافت. برخی گونهها، از جمله Vibrio vulnificus، به دلیل تواناییشان در ایجاد عفونتهای شدید بافتی در موارد بسیار نادر، در افواه به «باکتریهای گوشتخوار» معروف شدهاند.
این نهاد اروپایی حتی نقشهای تعاملی (منبع به زبان اسپانیایی) را بهروزرسانی کردهاست که به کمک آن میتوان بر اساس شرایط محیطی، مناطقی را که خطر عفونت در آنها بالاتر است شناسایی کرد.
بیشتر موارد با رعایت چند نکته بسیار ساده قابل پیشگیری است. توصیه اصلی ECDC این است که اگر زخم باز، بریدگی، خراش یا پیرسینگ تازه دارید از تماس با آب خودداری کنید، زیرا باکتریها میتوانند از طریق پوست آسیبدیده وارد بدن شوند.اگر اجتناب از شنا ممکن نیست، این مرکز توصیه میکند زخمها را با پانسمانی کاملا ضدآب بپوشانید.
همچنین پس از خارجشدن از آب، بهتر است هر گونه بریدگی یا خراش را با آب شیرین و تمیز بشویید تا خطر عفونت کاهش یابد.کارشناسان همچنین توصیه میکنند در مصرف غذای دریایی دقت بیشتری داشته باشید.
پرهیز از خوردن صدف خوراکی و دیگر نرمتنان خام یا نیمپز و پخت کامل محصولات دریایی به جلوگیری از عفونتهای ناشی از ویبریو کمک میکند.
چه کسانی بیشتر در معرض خطر هستند؟هر فردی ممکن است دچار عفونت شود، اما ECDC تاکید میکند که خطر بروز موارد شدید در افرادی که دستگاه ایمنی ضعیف، بیماریهای مزمن کبدی یا دیگر مشکلات زمینهای دارند بیشتر است.در این موارد، رعایت دقیقتر نکات ایمنی هنگام شنا و مصرف محصولات دریایی اهمیت ویژهای دارد.
اسپانیا امسال با چندین موج گرمای پیاپی و دماهایی بسیار بالاتر از حد معمول در بخش بزرگی از کشور روبهرو است. هرچند ECDC بهطور ویژه مناطقی مانند دریای بالتیک و برخی مصبهای اروپایی را بهعنوان مناسبترین زیستگاهها برای رشد ویبریو برجسته میکند، اما این نهاد تاکید دارد که گرمشدن آبها در پی تغییرات اقلیمی، دامنه مناطقی را که این باکتریها میتوانند در آنها رشد کنند در حال گسترش است.ECDC به همین دلیل بر ضرورت پایبندی به اقدامات ساده پیشگیرانه و پایش شرایط محیطی در ماههای تابستان تاکید میکند.
🆔@ScientificDialectics
گرما و افزایش دمای آب خطر ابتلا به عفونتهایی مانند ویبریوز، اوتییت شناگر و گاستروانتریت را بالا میبرد.
این توصیههای کارشناسان برای پیشگیری است.دمای بسیار بالا نه تنها تابستانی بیسابقه را در اسپانیا رقم زده، بلکه میتواند خطر ابتلا به عفونتهای مرتبط با آب را نیز افزایش دهد؛ از جمله ویبریوزیس، عفونت گوش در شناگران، گاستروانتریت و برخی عفونتهای پوستی و دستگاه ادراری.
در پی طولانیتر و گرمتر شدن تابستانها در اروپا، مرکز اروپایی پیشگیری و کنترل بیماریها (ECDC) هشدار دادهاست (منبع به زبان اسپانیایی) که برخی باکتریها اکنون شرایط بسیار مساعدتری برای رشد و تکثیر پیدا میکنند، بهویژه در آبهای ساحلی گرم با شوری پایین.
با آنکه خطر ابتلا به این نوع عفونتها همچنان پایین است، کارشناسان یادآوری میکنند که چند اقدام ساده پیشگیرانه میتواند احتمال آلودگی را در ماههای تابستان، زمانی که میلیونها نفر برای خنکشدن راهی ساحل، استخر، رودخانه و دیگر محلهای شنا میشوند، به حداقل برساند.
گرما به رشد و تکثیر باکتریها کمک میکندبه گفته ECDC، افزایش دمای آب همراه با تغییرات محیطی و رفتوآمد بیشتر مردم در تابستان، الگوی پراکندگی برخی بیماریهای عفونی را در اروپا دگرگون کردهاست.از میان این بیماریها، ویبریوزیس بیشتر مورد توجه است؛ عفونتی که بر اثر باکتریهای جنس Vibrio ایجاد میشود، باکتریهایی که در ماههای گرم سال به طور طبیعی در بخشهایی از آبهای ساحلی زندگی میکنند.
این باکتریها بهویژه در نواحی با شوری پایین، مانند مصبها و دهانه رودخانهها، به سرعت تکثیر میشوند و میتوان آنها را در انواع غذای دریایی خام یا نیمپز، بهخصوص صدف خوراکی، نیز یافت. برخی گونهها، از جمله Vibrio vulnificus، به دلیل تواناییشان در ایجاد عفونتهای شدید بافتی در موارد بسیار نادر، در افواه به «باکتریهای گوشتخوار» معروف شدهاند.
این نهاد اروپایی حتی نقشهای تعاملی (منبع به زبان اسپانیایی) را بهروزرسانی کردهاست که به کمک آن میتوان بر اساس شرایط محیطی، مناطقی را که خطر عفونت در آنها بالاتر است شناسایی کرد.
بیشتر موارد با رعایت چند نکته بسیار ساده قابل پیشگیری است. توصیه اصلی ECDC این است که اگر زخم باز، بریدگی، خراش یا پیرسینگ تازه دارید از تماس با آب خودداری کنید، زیرا باکتریها میتوانند از طریق پوست آسیبدیده وارد بدن شوند.اگر اجتناب از شنا ممکن نیست، این مرکز توصیه میکند زخمها را با پانسمانی کاملا ضدآب بپوشانید.
همچنین پس از خارجشدن از آب، بهتر است هر گونه بریدگی یا خراش را با آب شیرین و تمیز بشویید تا خطر عفونت کاهش یابد.کارشناسان همچنین توصیه میکنند در مصرف غذای دریایی دقت بیشتری داشته باشید.
پرهیز از خوردن صدف خوراکی و دیگر نرمتنان خام یا نیمپز و پخت کامل محصولات دریایی به جلوگیری از عفونتهای ناشی از ویبریو کمک میکند.
چه کسانی بیشتر در معرض خطر هستند؟هر فردی ممکن است دچار عفونت شود، اما ECDC تاکید میکند که خطر بروز موارد شدید در افرادی که دستگاه ایمنی ضعیف، بیماریهای مزمن کبدی یا دیگر مشکلات زمینهای دارند بیشتر است.در این موارد، رعایت دقیقتر نکات ایمنی هنگام شنا و مصرف محصولات دریایی اهمیت ویژهای دارد.
اسپانیا امسال با چندین موج گرمای پیاپی و دماهایی بسیار بالاتر از حد معمول در بخش بزرگی از کشور روبهرو است. هرچند ECDC بهطور ویژه مناطقی مانند دریای بالتیک و برخی مصبهای اروپایی را بهعنوان مناسبترین زیستگاهها برای رشد ویبریو برجسته میکند، اما این نهاد تاکید دارد که گرمشدن آبها در پی تغییرات اقلیمی، دامنه مناطقی را که این باکتریها میتوانند در آنها رشد کنند در حال گسترش است.ECDC به همین دلیل بر ضرورت پایبندی به اقدامات ساده پیشگیرانه و پایش شرایط محیطی در ماههای تابستان تاکید میکند.
🆔@ScientificDialectics
European Centre for Disease Prevention and Control
As sustained heatwaves increase the risk of infectious diseases across Europe, ECDC scales up action and calls for cooperation
The risk of catching some infectious diseases is growing amidst longer, warmer summers across Europe, making close cooperation across borders and sectors vital to predict, prevent, and respond effectively, ECDC said today.
❤1
💢پنج دلیل که کاهو را در صدر فهرست مواد غذایی پرخطر قرار میدهد
باکتریها و انگلها میتوانند در عمق شکافهای میان برگهای کاهو پنهان شوند و نزدیک بودن محل رشد کاهو به خاک نیز این مشکل را تشدید میکند.
امسال کاهوی آلوده در کانون بزرگترین شیوع «سیکلوسپوریازیس» در ایالات متحده قرار داشت؛ بیماری که انگل سیکلوسپورا عامل آن است و به اسهال انفجاری، استفراغ و کمآبی بدن منجر میشود و افراد را راهی بیمارستان میکند.اما این نخستین بار نیست که کاهو در شیوع این بیماری نقش داشته است.
دادههای دولتی [ایالات متحده آمریکا] نشان میدهند که در سال ۲۰۱۸، شیوعی مرتبط با سالادهای «مکدونالدز» بیش از ۵۰۰ آمریکایی را در ۱۶ ایالت بیمار کرد. دو سال بعد، شیوعی مرتبط با سالادهای بستهبندیشده «فرش اکسپرس» (Fresh Express) بیش از ۷۰۰ نفر را درگیر کرد و منشا شیوعی در سال ۲۰۲۲ نیز به بستههای سالاد سزار آماده نسبت داده شد.و در مورد کاهو، فقط سیکلوسپوریازیس نیست که باید نگرانش باشیم، زیرا این سبزی با شیوع «ئیکولای» [اشریشیا کُلی (E.coli)] و «سالمونلا» نیز مرتبط بوده است.
پس چرا کاهو تا این اندازه عامل رایج بیماریهای ناشی از غذا است؟ چند دلیل وجود دارد. نخست اینکه ما مقدار زیادی از آن میخوریم. هر آمریکایی بهطور میانگین سالانه حدود ۱۱ کیلو کاهو مصرف میکند.دوم اینکه شستن کاهو دشوار است و همین موضوع میتواند شما را در برابر هر باکتری یا انگلی که همراه آن است، آسیبپذیر کند.
آمیرا روس، همهگیرشناس در دانشگاه جورج میسون، به [مجله] «وایرد» (WIRED) گفت: «اگر این محصولات را بهخوبی نشویید، در نهایت هر چیزی را که روی کاهو وجود دارد، خواهید خورد.»باکتریها و انگلها میتوانند در عمق شکافهای میان برگهای کاهو پنهان شوند و نزدیک بودن محل رشد کاهو به خاک نیز این مشکل را تشدید میکند.
هرچه محصولات کشاورزی به خاک نزدیکتر باشند، احتمال تماس آنها با آب آلودهای که میتواند سیکلوسپورا را بهطور گسترده پخش کند، بیشتر است.کارشناسان هفته گذشته به نیویورک تایمز گفتند که احتمالا منشا بیشتر شیوعهای بزرگ از جمله این مورد، آب آلوده است.
پذیرترندکیت اشنایدر، استاد ایمنی مواد غذایی در دانشگاه فلوریدا، گفت: «اینکه شمار موارد ابتلا تا این حد بالا است، یعنی مقدار زیادی محصول کشاورزی با حجم زیادی از آبی که بهشدت به سیکلوسپورا آلوده بوده، آبیاری شده است.»و چون سطح بیرونی برگهای کاهو مقاوم اما در عین حال شکننده است، تمیز کردن این سبزی پرکاربرد میتواند از محصولات دارای پوست صاف دشوارتر باشد.
باربارا کوالچیک، مدیر موسسه ایمنی مواد غذایی و امنیت تغذیه در دانشگاه جورج واشنگتن، به [مجله] تایم گفت که برگهای پارهشده نیز مشکلسازند.او توضیح داد: «باکتریها از همین راه به داخل برگ نفوذ میکنند.»اعتماد به کاهوی از پیش شستهشده نیز لزوما ایمن نیست. بخش [آموزش و خدمات] ترویجی دانشگاه کانکتیکات گفت که شستوشوی اولیه ممکن است میکروبهای چسبیده به برگها، از جمله سیکلوسپورا، را از بین نبرد.در نهایت، ما کاهو رادر ساندویچها و سالادها به شکل خام مصرف میکنیم.
این بخش بزرگی از مشکل است.گرم کردن محصولات کشاورزی که ممکن است به سیکلوسپورا آلوده باشند تا دمای ۷۰ درجه سانتیگراد، تنها چیزی است که این انگل را از بین میبرد.پختوپز، اگر بهدرستی انجام شود، میتواند در برابر برخی سویههای سالمونلا و ئیکولای نیز موثر باشد.
به گزارش نیویورک پست، ظاهرا جعفری و گشنیز نیز با موارد ابتلا به سیکلوسپورا در کارولینای شمالی مرتبط بودهاند.سبزیهای معطر نیز بسیاری از مشکلات مشابه کاهو را دارند. ما آنها را خام میخوریم، نزدیک سطح زمین رشد میکنند و تمیز کردنشان اغلب دشوار است.
اداره غذا و داروی ایالات متحده خاطرنشان میکند که مصرف این گیاهان نیز روبهافزایش است.این نهاد هشدار میدهد: «از آنجا که این گیاهان معمولا ممکن است بدون شستوشو یا بدون طی 'مرحله از بین بردن [عوامل بیماریزا]' مانند پختوپز، مصرف شوند، در صورت وجود عوامل خطر میکروبی، احتمال ابتلای انسان به بیماری افزایش مییابد.»
اما کارشناسان میگویند مصرف خوراکیهایی که ممکن است به عوامل بیماریزا آلوده باشند، احتمالا ارزش پذیرفتن این خطر را ندارد، چه کاهو باشد و چه دیگر محصولات کشاورزی مرتبط با بیماریهای ناشی از غذا.
دارین دتویلر، استاد بازنشسته دانشگاه نورثایسترن، به «سیریس ایتس» (Serious Eats) گفت: «افراد، اغلب وقتی عبارت 'اسهال انفجاری' را میشنوند، میخندند، اما برای افرادی که آن را تجربه میکنند، هیچ چیز خندهداری در آن وجود ندارد.
https://www.independent.co.uk/life-style/health-and-families/lettuce-cyclospora-outbreak-herbs-foodborne-illness-b3023128.html
🆔@ScientificDialectics
باکتریها و انگلها میتوانند در عمق شکافهای میان برگهای کاهو پنهان شوند و نزدیک بودن محل رشد کاهو به خاک نیز این مشکل را تشدید میکند.
امسال کاهوی آلوده در کانون بزرگترین شیوع «سیکلوسپوریازیس» در ایالات متحده قرار داشت؛ بیماری که انگل سیکلوسپورا عامل آن است و به اسهال انفجاری، استفراغ و کمآبی بدن منجر میشود و افراد را راهی بیمارستان میکند.اما این نخستین بار نیست که کاهو در شیوع این بیماری نقش داشته است.
دادههای دولتی [ایالات متحده آمریکا] نشان میدهند که در سال ۲۰۱۸، شیوعی مرتبط با سالادهای «مکدونالدز» بیش از ۵۰۰ آمریکایی را در ۱۶ ایالت بیمار کرد. دو سال بعد، شیوعی مرتبط با سالادهای بستهبندیشده «فرش اکسپرس» (Fresh Express) بیش از ۷۰۰ نفر را درگیر کرد و منشا شیوعی در سال ۲۰۲۲ نیز به بستههای سالاد سزار آماده نسبت داده شد.و در مورد کاهو، فقط سیکلوسپوریازیس نیست که باید نگرانش باشیم، زیرا این سبزی با شیوع «ئیکولای» [اشریشیا کُلی (E.coli)] و «سالمونلا» نیز مرتبط بوده است.
پس چرا کاهو تا این اندازه عامل رایج بیماریهای ناشی از غذا است؟ چند دلیل وجود دارد. نخست اینکه ما مقدار زیادی از آن میخوریم. هر آمریکایی بهطور میانگین سالانه حدود ۱۱ کیلو کاهو مصرف میکند.دوم اینکه شستن کاهو دشوار است و همین موضوع میتواند شما را در برابر هر باکتری یا انگلی که همراه آن است، آسیبپذیر کند.
آمیرا روس، همهگیرشناس در دانشگاه جورج میسون، به [مجله] «وایرد» (WIRED) گفت: «اگر این محصولات را بهخوبی نشویید، در نهایت هر چیزی را که روی کاهو وجود دارد، خواهید خورد.»باکتریها و انگلها میتوانند در عمق شکافهای میان برگهای کاهو پنهان شوند و نزدیک بودن محل رشد کاهو به خاک نیز این مشکل را تشدید میکند.
هرچه محصولات کشاورزی به خاک نزدیکتر باشند، احتمال تماس آنها با آب آلودهای که میتواند سیکلوسپورا را بهطور گسترده پخش کند، بیشتر است.کارشناسان هفته گذشته به نیویورک تایمز گفتند که احتمالا منشا بیشتر شیوعهای بزرگ از جمله این مورد، آب آلوده است.
پذیرترندکیت اشنایدر، استاد ایمنی مواد غذایی در دانشگاه فلوریدا، گفت: «اینکه شمار موارد ابتلا تا این حد بالا است، یعنی مقدار زیادی محصول کشاورزی با حجم زیادی از آبی که بهشدت به سیکلوسپورا آلوده بوده، آبیاری شده است.»و چون سطح بیرونی برگهای کاهو مقاوم اما در عین حال شکننده است، تمیز کردن این سبزی پرکاربرد میتواند از محصولات دارای پوست صاف دشوارتر باشد.
باربارا کوالچیک، مدیر موسسه ایمنی مواد غذایی و امنیت تغذیه در دانشگاه جورج واشنگتن، به [مجله] تایم گفت که برگهای پارهشده نیز مشکلسازند.او توضیح داد: «باکتریها از همین راه به داخل برگ نفوذ میکنند.»اعتماد به کاهوی از پیش شستهشده نیز لزوما ایمن نیست. بخش [آموزش و خدمات] ترویجی دانشگاه کانکتیکات گفت که شستوشوی اولیه ممکن است میکروبهای چسبیده به برگها، از جمله سیکلوسپورا، را از بین نبرد.در نهایت، ما کاهو رادر ساندویچها و سالادها به شکل خام مصرف میکنیم.
این بخش بزرگی از مشکل است.گرم کردن محصولات کشاورزی که ممکن است به سیکلوسپورا آلوده باشند تا دمای ۷۰ درجه سانتیگراد، تنها چیزی است که این انگل را از بین میبرد.پختوپز، اگر بهدرستی انجام شود، میتواند در برابر برخی سویههای سالمونلا و ئیکولای نیز موثر باشد.
به گزارش نیویورک پست، ظاهرا جعفری و گشنیز نیز با موارد ابتلا به سیکلوسپورا در کارولینای شمالی مرتبط بودهاند.سبزیهای معطر نیز بسیاری از مشکلات مشابه کاهو را دارند. ما آنها را خام میخوریم، نزدیک سطح زمین رشد میکنند و تمیز کردنشان اغلب دشوار است.
اداره غذا و داروی ایالات متحده خاطرنشان میکند که مصرف این گیاهان نیز روبهافزایش است.این نهاد هشدار میدهد: «از آنجا که این گیاهان معمولا ممکن است بدون شستوشو یا بدون طی 'مرحله از بین بردن [عوامل بیماریزا]' مانند پختوپز، مصرف شوند، در صورت وجود عوامل خطر میکروبی، احتمال ابتلای انسان به بیماری افزایش مییابد.»
اما کارشناسان میگویند مصرف خوراکیهایی که ممکن است به عوامل بیماریزا آلوده باشند، احتمالا ارزش پذیرفتن این خطر را ندارد، چه کاهو باشد و چه دیگر محصولات کشاورزی مرتبط با بیماریهای ناشی از غذا.
دارین دتویلر، استاد بازنشسته دانشگاه نورثایسترن، به «سیریس ایتس» (Serious Eats) گفت: «افراد، اغلب وقتی عبارت 'اسهال انفجاری' را میشنوند، میخندند، اما برای افرادی که آن را تجربه میکنند، هیچ چیز خندهداری در آن وجود ندارد.
https://www.independent.co.uk/life-style/health-and-families/lettuce-cyclospora-outbreak-herbs-foodborne-illness-b3023128.html
🆔@ScientificDialectics
The Independent
5 reasons lettuce is often at the root of food-borne illness outbreaks
The average American consumes 25 pounds of lettuce every year
👍4❤1