This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسير حركت ستاره ها در نزديكى مركز كهكشان راه شيرى دليلى براى وجود يك سياهچاله بسيار سنگين با جرم حدودى چهار ميليون برابر جرم خورشيد ما است.
اين شبيه سازى توسط آندره گز وهمكارانش در دانشگاه ucla و با استفاده از داده هاى جمع اورى شده سال هاى ١٩٩٥ تا ٢٠٢٠ به دست آمده و مسير ستاره S0-2 كه در يك محدوده كوچك يك مدار كامل را در مدت ١٦ سال طى مى كند نشان دهنده حضور يك جرم سنگين در مركز راه شيرى است كه از ديد ما پنهان مانده است.
🆔@science_fun
اين شبيه سازى توسط آندره گز وهمكارانش در دانشگاه ucla و با استفاده از داده هاى جمع اورى شده سال هاى ١٩٩٥ تا ٢٠٢٠ به دست آمده و مسير ستاره S0-2 كه در يك محدوده كوچك يك مدار كامل را در مدت ١٦ سال طى مى كند نشان دهنده حضور يك جرم سنگين در مركز راه شيرى است كه از ديد ما پنهان مانده است.
🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
افق كيهانى
دورترين نقطه اى كه براى ما قابل مشاهده است ١٤ ميليارد سال نورى با ما فاصله دارد چون بيشترين زمانى كه طول كشيده تا نور از دورترين فاصله قابل مشاهده به ما برسد به اندازه عمر كيهان يعنى ١٤ ميليارد سال است. اما ممكنه جهان ما از افق ديد ما بزرگتر باشه و چون نور فرصت كافى براى رسيدن به ما را نداشته از ديد ما پنهان مانده.
🆔@science_fun
دورترين نقطه اى كه براى ما قابل مشاهده است ١٤ ميليارد سال نورى با ما فاصله دارد چون بيشترين زمانى كه طول كشيده تا نور از دورترين فاصله قابل مشاهده به ما برسد به اندازه عمر كيهان يعنى ١٤ ميليارد سال است. اما ممكنه جهان ما از افق ديد ما بزرگتر باشه و چون نور فرصت كافى براى رسيدن به ما را نداشته از ديد ما پنهان مانده.
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
براى اينكه گذشته رو ببينيد كافيه به اين تصاوير نگاه كنيد تا ميليون ها و حتى ميلياردها سال قبل رو ببينيد و جالبه كه بدونيد نورى كه از اين اجرام به ما رسيده هيچ گذر زمانى رو تجربه نكرده يعنى اگر شما به جاى آن فوتون هاى نور باشيد و سفر شما كه از ديد ناظر زمينى چندين ميليون سال طول كشيده ولى شما گذر زمان رو احساس نمى كنيد پارادوكس عجيبيه!
🆔@science_fun
🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مناظره: آیا مرگ، مقصد نهایی است؟
(قسمت اول)
تجربیات نزدیک به مرگ، مسئلهی ذهن-بدن و بقیهی تجربیات ذهنی گزارششده تا چه حد میتوانند از زندگی پس از مرگ پشتیبانی کنند؟
مناظره کنندهها:
شان کارول _ فیزیکدان نظری
استیون نوولا _ عصبشناس
ایبن الکساندر _ جراح مغز و اعصاب (به اشتباه توی ویدیو نوشتم ادوین الکساندر)
ریموند مودی _ فیلسوف
Credit: intelligenceSquared Debates YouTube Channel
© tanidegi
🆔@science_fun
(قسمت اول)
تجربیات نزدیک به مرگ، مسئلهی ذهن-بدن و بقیهی تجربیات ذهنی گزارششده تا چه حد میتوانند از زندگی پس از مرگ پشتیبانی کنند؟
مناظره کنندهها:
شان کارول _ فیزیکدان نظری
استیون نوولا _ عصبشناس
ایبن الکساندر _ جراح مغز و اعصاب (به اشتباه توی ویدیو نوشتم ادوین الکساندر)
ریموند مودی _ فیلسوف
Credit: intelligenceSquared Debates YouTube Channel
© tanidegi
🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مناظره: آیا مرگ، مقصد نهایی است؟
(قسمت دوم)
تجربیات نزدیک به مرگ، مسئلهی ذهن-بدن و بقیهی تجربیات ذهنی گزارششده تا چه حد میتوانند از زندگی پس از مرگ پشتیبانی کنند؟
Credit: intelligenceSquared Debates YouTube Channel
© tanidegi
🆔@science_fun
(قسمت دوم)
تجربیات نزدیک به مرگ، مسئلهی ذهن-بدن و بقیهی تجربیات ذهنی گزارششده تا چه حد میتوانند از زندگی پس از مرگ پشتیبانی کنند؟
Credit: intelligenceSquared Debates YouTube Channel
© tanidegi
🆔@science_fun
بدن ما شبيه يك ماشين زيستى است و مجموعه اى از سيگنال ها را از دنياى خارج دريافت مى كند. چشم ما امواج نورى بين ٤٣٠ تا ٧٧٠ تراهرتز را تشخيص مى دهد و گوش ما فركانس هاى صوتى ٢٠ تا ٢٠٠٠٠ هرتز را درك مى كند و حس لامسه ما نيز چيزى جز تداخل ميدان هاى الكترومغناطيسى سلول هاى پوست با اجسام نيست و تمام اين اطلاعات از طريق مجموعه اى از نورون ها و به شكل پالس هاى الكتريكى به مغز منتقل مى شود.
🆔@science_fun
🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جهان هولوگرافيك
ايده جهان هولوگرافيك از آنجا شكل گرفت كه بعضى از فيزيكدانهاى ريسمانى سعى كردند تا مساله آنتروپى اطلاعات و تابش هاوكينگ كه از بين رفتن اطلاعات در سياهچاله را نشان ميداد حل كنند تا اينكه لئونارد ساسكيند و همكارانش با استفاده از اين ايده كه تمام اطلاعات يك واقعيت سه بعدى را مى توان در دو بعد خلاصه كرد و دوباره واقعيت سه بعدى را از روى آن بازسازى كنيم توانستند نشان دهند هر جسم سه بعدى كه در سياهچاله بيفتد اطلاعات مربوط به آن در سطح دو بعدى افق رويداد سياهچاله ذخيره مى شود.
🆔@science_fun
ايده جهان هولوگرافيك از آنجا شكل گرفت كه بعضى از فيزيكدانهاى ريسمانى سعى كردند تا مساله آنتروپى اطلاعات و تابش هاوكينگ كه از بين رفتن اطلاعات در سياهچاله را نشان ميداد حل كنند تا اينكه لئونارد ساسكيند و همكارانش با استفاده از اين ايده كه تمام اطلاعات يك واقعيت سه بعدى را مى توان در دو بعد خلاصه كرد و دوباره واقعيت سه بعدى را از روى آن بازسازى كنيم توانستند نشان دهند هر جسم سه بعدى كه در سياهچاله بيفتد اطلاعات مربوط به آن در سطح دو بعدى افق رويداد سياهچاله ذخيره مى شود.
🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پيشنهاد ميكنم اين مصاحبه نيل تايسون رو ببينيد كه چطور كارل سيگن مسير زندگيش رو تغيير داده و باعث شده تا نيل هم به تاثير رفتار ما بر روى زندگى بقيه پى ببره و اينكه ما فقط سعى نكنيم آدم موفقى باشيم و علاوه بر اين سعى كنيم انسان مفيدى هم باشيم و به بقيه كمك كنيم تا زندگى و ديد بهترى داشته باشند.
(قسمت اول)
🆔@science_fun
(قسمت اول)
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اثر مک گورک
محققانی به نام هری مک گورک و جان مک دونالد اولین بار این اثر را در سال 1976 کشف کردند و آن را در یک مقاله به نام "لبهای شنوا و صداهای بینا" در مجلهی ‘Nature’ منتشر کردند. بیایید در مورد این پدیدهی ادراکی عجیب و غریب بیشتر یاد بگیریم.
مغز انسان فریبهایی را میتواند ایجاد کند كه پیچیده، دور از ذهن و عجیب و غریب هستند. اثر مک گورک ثابت کرد چیزی که میبینید چیزی است که میشنوید. این اثر حول این مشاهده میچرخد که وقتی صدایی را میشنوید و حرکت لبهایی را میبینید که صدا ایجاد میکنند، به طور صحیح میشنوید ولی اگر لبهای تولید کنندهی صدا را ببینید و به طور همزمان صدای متفاوتی بشنوید مغز شما ترجیح میدهد چیزی را که دیده است بدون توجه به چیزی را که شنیده است، پردازش کند.
🆔@science_fun
محققانی به نام هری مک گورک و جان مک دونالد اولین بار این اثر را در سال 1976 کشف کردند و آن را در یک مقاله به نام "لبهای شنوا و صداهای بینا" در مجلهی ‘Nature’ منتشر کردند. بیایید در مورد این پدیدهی ادراکی عجیب و غریب بیشتر یاد بگیریم.
مغز انسان فریبهایی را میتواند ایجاد کند كه پیچیده، دور از ذهن و عجیب و غریب هستند. اثر مک گورک ثابت کرد چیزی که میبینید چیزی است که میشنوید. این اثر حول این مشاهده میچرخد که وقتی صدایی را میشنوید و حرکت لبهایی را میبینید که صدا ایجاد میکنند، به طور صحیح میشنوید ولی اگر لبهای تولید کنندهی صدا را ببینید و به طور همزمان صدای متفاوتی بشنوید مغز شما ترجیح میدهد چیزی را که دیده است بدون توجه به چیزی را که شنیده است، پردازش کند.
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستین ساندلین خالق ویدیوهای
Smarter Every Day
توی این فیلم در موزه علم سانفرانسيسكو بخشى از موزه كه مراحل شكل گيرى مغز، قلب و چشم يك جنين جوجه را كه فقط در يك هفته اتفاق مى افتد، نشان مى دهد.
🆔@science_fun
Smarter Every Day
توی این فیلم در موزه علم سانفرانسيسكو بخشى از موزه كه مراحل شكل گيرى مغز، قلب و چشم يك جنين جوجه را كه فقط در يك هفته اتفاق مى افتد، نشان مى دهد.
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به این پدیده زییا که زمان پرواز فالکون 9 دیده شده میگن: Twilight Phenomenon
وقتی ذرات خروجی از رانشگر راکت بیرون میان و منبسط میشن، نور خورشید را پراکنده میکنن و نتیجش این منظرست.
🆔@science_fun
وقتی ذرات خروجی از رانشگر راکت بیرون میان و منبسط میشن، نور خورشید را پراکنده میکنن و نتیجش این منظرست.
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارتباط آگاهی با فيزيک-میچیو کاکو
به طور کلی میچیو کاکو سه سطح را برای آگاهی در نظر می گیرد:
۱- سطح یک: آگاهی نسبت به مکان، که در خزندگانی مانند تمساحها و مارها دیده می شود. خزندگان نسبت به مفهوم “فردا” نا آگاه هستند و در زمان حال زندگی می کنند و فقط برای حرکت در مختصات مکانی تکامل یافته اند .قسمت زیرین مغز انسان که به ” مغز خزندگان” مصطلح شده، مربوط به این سطح است.
۲- سطح دو: آگاهی نسبت به روابط اجتماعی، که در حیوانات خونگرمی مانند میمونها و گرگها دیده می شود، در این سطح هم مفهوم “فردا” و آینده وجود ندارد ولی سلسله مراتب اجتماعی و عواطف قسمت مهمی از توان مغزی این حیوانات را اشغال می کند. قسمت میانی مغز انسان که به نام ” مغز پستانداران” مشهور شده، مربوط به سطح دو است.
۳- سطح سه: آگاهی نسبت به مفهوم “آینده” ، تا به حال این سطح فقط در انسان مشاهده شده است. انسان می تواند آینده و فردا را در مغز خود شبیه سازی کند، برنامه بریزد و طراحی کند. قسمت پیشانی مغز (Prefrontal cortex) که به نام مغز انسانی شناخته می شود ،مربوط به این سطح است.
🆔 @science_fun
به طور کلی میچیو کاکو سه سطح را برای آگاهی در نظر می گیرد:
۱- سطح یک: آگاهی نسبت به مکان، که در خزندگانی مانند تمساحها و مارها دیده می شود. خزندگان نسبت به مفهوم “فردا” نا آگاه هستند و در زمان حال زندگی می کنند و فقط برای حرکت در مختصات مکانی تکامل یافته اند .قسمت زیرین مغز انسان که به ” مغز خزندگان” مصطلح شده، مربوط به این سطح است.
۲- سطح دو: آگاهی نسبت به روابط اجتماعی، که در حیوانات خونگرمی مانند میمونها و گرگها دیده می شود، در این سطح هم مفهوم “فردا” و آینده وجود ندارد ولی سلسله مراتب اجتماعی و عواطف قسمت مهمی از توان مغزی این حیوانات را اشغال می کند. قسمت میانی مغز انسان که به نام ” مغز پستانداران” مشهور شده، مربوط به سطح دو است.
۳- سطح سه: آگاهی نسبت به مفهوم “آینده” ، تا به حال این سطح فقط در انسان مشاهده شده است. انسان می تواند آینده و فردا را در مغز خود شبیه سازی کند، برنامه بریزد و طراحی کند. قسمت پیشانی مغز (Prefrontal cortex) که به نام مغز انسانی شناخته می شود ،مربوط به این سطح است.
🆔 @science_fun
-بدن ما از هفت میلیارد میلیارد میلیارد اتم یا به عبارتی هفت اکتیلیون اتم ساخته شده است.
-اتمها صرفاً قطعاتی سازنده هستند و خودشان زنده نیستند. اینکه حیات از کجا شروع میشود بهآسانی قابلگفتن نیست.
-در طول مدتی که شما همین جمله بالا را خواندید یعنی حدود یک ثانیه، بدن شما یکمیلیون گلبول قرمز ساخت.
-واحد اساسی حیات سلول و بدن ما شامل ۳۷.۲ تریلیون سلول و تمام سلولها شامل DNA است.
-طول DNA هر سلول یک متر است. علت اینکه این مقدار DNA میتواند در هسته سلول جای بگیرد این است که بسیار نازک است. باید بیست میلیارد رشته DNA را کنار هم بگذارید تا به عرض یک تار موی نازک انسان برسد.
-اگر همه DNA موجود در بدن را کنار هم بگذارید طول آن به شانزده میلیارد کیلومتر میرسد و به فراسوی سیاره پلوتون میرود یعنی تقریباً تا انتهای منظومه شمسی.
-فکرش را بکنید، درون شما آنقدر هست که از منظومهی شمسی هم خارج شود. شما به معنای واقعی کلمه، کیهانی هستید.
برگرفته از کتاب: بدن راهنمای ساکنان
بیل برایسون
🆔@science_fun
-اتمها صرفاً قطعاتی سازنده هستند و خودشان زنده نیستند. اینکه حیات از کجا شروع میشود بهآسانی قابلگفتن نیست.
-در طول مدتی که شما همین جمله بالا را خواندید یعنی حدود یک ثانیه، بدن شما یکمیلیون گلبول قرمز ساخت.
-واحد اساسی حیات سلول و بدن ما شامل ۳۷.۲ تریلیون سلول و تمام سلولها شامل DNA است.
-طول DNA هر سلول یک متر است. علت اینکه این مقدار DNA میتواند در هسته سلول جای بگیرد این است که بسیار نازک است. باید بیست میلیارد رشته DNA را کنار هم بگذارید تا به عرض یک تار موی نازک انسان برسد.
-اگر همه DNA موجود در بدن را کنار هم بگذارید طول آن به شانزده میلیارد کیلومتر میرسد و به فراسوی سیاره پلوتون میرود یعنی تقریباً تا انتهای منظومه شمسی.
-فکرش را بکنید، درون شما آنقدر هست که از منظومهی شمسی هم خارج شود. شما به معنای واقعی کلمه، کیهانی هستید.
برگرفته از کتاب: بدن راهنمای ساکنان
بیل برایسون
🆔@science_fun
بزرگترين اسرار حل نشده علمى -ماده تاريك
كيهان شناسان با بررسى سرعت حركت چرخشى بازوى كهكشان هاى مارپيچى متوجه شدند كه سرعت چرخش ستاره ها و اجرام با فاصله گرفتن از مركز كهكشان افرايش پيدا مى كند ولى طبق معادلات انتظار داشتند كه سرعت با افزايش فاصله كم شود. تنها دليل منطقى كه براى توضيح اين پديده وجود داشت وجود جرم بسيار زيادى به صورت يك هاله در اطراف كهكشان است كه فقط اثر گرانشى آن قابل مشاهده است و هيچ برهمكنشى از طريق نيروهاى ديگر با ماده معمولى ندارد.
اين ماده نامرئى كه ماده تاريك نام گرفته و هنوز منشأ آن مشخص نيست به مقدار بسيار زيادى در كهكشان ها و در خوشه هاى كهكشانى وجود دارد به طوريكه ٢٦ درصد از ماده و انرژى كيهانى را ماده تاريك تشكيل مى دهد و فقط ٤ درصد آن ماده معمولى است و ٧٠ درصد باقى مانده هم انرژى تاريك است. شواهد ديگرى هم براى ماده تاريك وجود دارد و ايجاد لنز گرانشى يكى از اين شواهد است. در اين حالت اگر توده ماده تاريك در مسير حركت نور يك كهكشان دوردست قرار بگيرد مسير حركت آن را منحرف مى كند و يك تصوير خميده از كهكشان مى بينيم.
🆔@science_fun
كيهان شناسان با بررسى سرعت حركت چرخشى بازوى كهكشان هاى مارپيچى متوجه شدند كه سرعت چرخش ستاره ها و اجرام با فاصله گرفتن از مركز كهكشان افرايش پيدا مى كند ولى طبق معادلات انتظار داشتند كه سرعت با افزايش فاصله كم شود. تنها دليل منطقى كه براى توضيح اين پديده وجود داشت وجود جرم بسيار زيادى به صورت يك هاله در اطراف كهكشان است كه فقط اثر گرانشى آن قابل مشاهده است و هيچ برهمكنشى از طريق نيروهاى ديگر با ماده معمولى ندارد.
اين ماده نامرئى كه ماده تاريك نام گرفته و هنوز منشأ آن مشخص نيست به مقدار بسيار زيادى در كهكشان ها و در خوشه هاى كهكشانى وجود دارد به طوريكه ٢٦ درصد از ماده و انرژى كيهانى را ماده تاريك تشكيل مى دهد و فقط ٤ درصد آن ماده معمولى است و ٧٠ درصد باقى مانده هم انرژى تاريك است. شواهد ديگرى هم براى ماده تاريك وجود دارد و ايجاد لنز گرانشى يكى از اين شواهد است. در اين حالت اگر توده ماده تاريك در مسير حركت نور يك كهكشان دوردست قرار بگيرد مسير حركت آن را منحرف مى كند و يك تصوير خميده از كهكشان مى بينيم.
🆔@science_fun