یادتان باشد که همه آدم ها پاک و صادق نیستند
و حتی آدم های خوب ؛
همیشه قابل اعتماد نیستند !
اعتماد ، هدیه ای نیست که به همه بدهی
"اعتماد طلایی ترین گوهر روح است "
جامی بلورین است ؛
که نباید آن را به دست هر رهگذری بسپاری
نباید پنداشت که همه بلدند
از جامِ تو بنوشند....
بی آنکه جامت را بشکنند !
اعتماد مثل بذریست که اگر در خاک اشتباهی بکاری ؛ به جای درخت برایت خار میرویَد
و روزی در عمق جانت فرو میرود ...!
روحِ انسان محرابِ مقدسیست که نباید هر کسی را در آن نماز داد
اعتماد بیجا مثل ؛ سجده کردن جلوی بُتهایی ست که بعد ها تبر میشوند
و فرق روحت را میشکافند
مثل نماز خواندن در معبدیست ، که سقف ندارد باران که ببارد ، خیس میشوی ، طوفان که بیاید ویران میشوی
محراب جای عبادت است نه آزمایش ...!
یاد بگیر امنیتت را خرجِ آزمودن آدم ها نکنی ؛ دشمنی که به جای دوست بنشیند ، میتواند زخمی بزند که تا آخر عمر خونچکان بماند ...
هیچکس را قبل از ثابت کردن لیاقتش وارد امنترین بخش زندگیات نکن
ما آدمها همیشه در دیگران آنچه را که میخواهیم میبینیم نه آنچه را که حقیقتا وجود دارد
ما در دیگران آرزوهایمان را جستوجو میکنیم نه چهره ی واقعیشان را و این خطای بنیادین آغاز هر سقوطیست که نامش را اعتماد گذاشتیم
اعتماد قلب شفاف و شکننده روح است
اما بشر همیشه در وسوسه لمسش اغلب خود را میسوزاند ...!
کسی که امروز سپر توست ؛ فردا شمشیر میشود!
کسی که دیروز پناه تو بود ؛ فردا پناهت را ویران میکند
کسی که دوست است تعجبی ندارد که فردا دشمن بشود !
و این تلخ ترین حقیقت در مورد انسان است ..
انسان ها نه ثابت اند نه کامل نه جاودانند و نه بی عیب
هر دستی که به سویت دراز میشود ، برای گرفتن دست تو نیست...
گاهی فقط برای یافتن نقطه ی بریدنِ توست
یادت باشد که خیانت همیشه از سمت دشمن نمیآید..
همیشه از بدذاتی زاده نمیشود !
گاهی از نزدیک ترین دست ها همان دست هایی که به امید نجات در دستت گذاشته بودی میآید
گاهی از ضعف از ناتوانی در وفاداری میآید ...
اما زخم خیانت ؛ چه از دست دشمن باشد چه از دست ناتوان یک دوست به یک اندازه خون میریزد ...
زخم علت نمیشناسد
خون ، دلیلِ جریانش را نمیپرسد
و حتی آدم های خوب ؛
همیشه قابل اعتماد نیستند !
اعتماد ، هدیه ای نیست که به همه بدهی
"اعتماد طلایی ترین گوهر روح است "
جامی بلورین است ؛
که نباید آن را به دست هر رهگذری بسپاری
نباید پنداشت که همه بلدند
از جامِ تو بنوشند....
بی آنکه جامت را بشکنند !
اعتماد مثل بذریست که اگر در خاک اشتباهی بکاری ؛ به جای درخت برایت خار میرویَد
و روزی در عمق جانت فرو میرود ...!
روحِ انسان محرابِ مقدسیست که نباید هر کسی را در آن نماز داد
اعتماد بیجا مثل ؛ سجده کردن جلوی بُتهایی ست که بعد ها تبر میشوند
و فرق روحت را میشکافند
مثل نماز خواندن در معبدیست ، که سقف ندارد باران که ببارد ، خیس میشوی ، طوفان که بیاید ویران میشوی
محراب جای عبادت است نه آزمایش ...!
یاد بگیر امنیتت را خرجِ آزمودن آدم ها نکنی ؛ دشمنی که به جای دوست بنشیند ، میتواند زخمی بزند که تا آخر عمر خونچکان بماند ...
هیچکس را قبل از ثابت کردن لیاقتش وارد امنترین بخش زندگیات نکن
ما آدمها همیشه در دیگران آنچه را که میخواهیم میبینیم نه آنچه را که حقیقتا وجود دارد
ما در دیگران آرزوهایمان را جستوجو میکنیم نه چهره ی واقعیشان را و این خطای بنیادین آغاز هر سقوطیست که نامش را اعتماد گذاشتیم
اعتماد قلب شفاف و شکننده روح است
اما بشر همیشه در وسوسه لمسش اغلب خود را میسوزاند ...!
کسی که امروز سپر توست ؛ فردا شمشیر میشود!
کسی که دیروز پناه تو بود ؛ فردا پناهت را ویران میکند
کسی که دوست است تعجبی ندارد که فردا دشمن بشود !
و این تلخ ترین حقیقت در مورد انسان است ..
انسان ها نه ثابت اند نه کامل نه جاودانند و نه بی عیب
هر دستی که به سویت دراز میشود ، برای گرفتن دست تو نیست...
گاهی فقط برای یافتن نقطه ی بریدنِ توست
یادت باشد که خیانت همیشه از سمت دشمن نمیآید..
همیشه از بدذاتی زاده نمیشود !
گاهی از نزدیک ترین دست ها همان دست هایی که به امید نجات در دستت گذاشته بودی میآید
گاهی از ضعف از ناتوانی در وفاداری میآید ...
اما زخم خیانت ؛ چه از دست دشمن باشد چه از دست ناتوان یک دوست به یک اندازه خون میریزد ...
زخم علت نمیشناسد
خون ، دلیلِ جریانش را نمیپرسد
فرشته زمزمه کرد : من میتوانم تورا نجات دهم.
شیطان لبخند زد : من قبلا نجات پیدا کرده ام.
هردو دروغ میگفتند,اما فقط یکی میدانست.
شیطان لبخند زد : من قبلا نجات پیدا کرده ام.
هردو دروغ میگفتند,اما فقط یکی میدانست.
به یاد داشته باشید ,همیشه افرادی وجود دارند که از شما تهاجمی تر , فریب کار تر و بی رحم تر هستند و رویارویی با برخی از آنها , اجتناب ناپذیر است . شاید تمایل داشته باشید با برخی از آنها سازش و مصالحه کنید, زیرا این افراد اغلب فریب کارانی باهوش هستند که ارزش استراتژیک را در حفظ ظاهر می دانند یا حتی ممکن است به شما فضای زیادی بدهند , اما در واقع خواسته های آنها پایانی ندارد و فقط می خواهند شما را خلع سلاح می کنند . در مواجهه با برخی افراد باید سرسخت باشید تا بفهمید هیچ حد وسطی وجود ندارد و امیدی برای سازش نیست . برای طرف مقابل , تمایل شما برای مصالحه و سازش , سلاحی است که علیه خودتان استفاده خواهند کرد . این دشمنان خطرناک را بر اساس گذشته شان بشناسید , قدرت گرفتن سریع آنها , افزایش ناگهانی ثروت و خیانت های گذشته شان را در نظر داشته باشید . وقتی مشکوک شدید که احتمالا با یک ناپلئون طرف هستید , سلاح خود را زمین نگذارید و او را به دیگری تحویل ندهید . شما آخرین جبهه دفاعی خودتان هستید
من آدم خوبی نیستم به من نزدیک نشید اگر من به شما نزدیک شدم شما از من فاصله بگیرید من آدم خوبی نیستم.
زمان و تجربه زیادی لازمه تا بفهمی اونی که تو دعوا و بحث و جدل نه داد میزنه نه فحش میده و نه شخص مقابل رو میزنه خیلی کار سخت تری نسبت به اونی داره که همه ی این کار هارو داره انجام میده
در وصف حجم حرومزادگیت واقعا مطمئنم هیچ کلمه ای قادر به توصیفش نیست