🌿 آنچه در اختیار ماست و آنچه نیست!
(نگاهی کاربردی به توصیههای رواقیون برای روزها و شرایط سخت)
دوستان و همراهان گرامی سایه سخن
✍ فیلسوفان رواقی بیش از دوهزار سال پیش، در روزگاری پرآشوب میزیستند؛
جنگ و درگیری، بیثباتی سیاسی، بیماری، ناامنی…
اما توصیههایشان برای امروز ما هم عجیب تازه است.
#اپیکتتوس جملهای دارد که خلاصهی رواقیگری است:
«برخی چیزها در اختیار ماست، برخی نیست.»
بخش بزرگی از اضطراب ما از اینجا میآید که
میکوشیم آنچه را در اختیار ما نیست کنترل کنیم.
🌱 توصیههای کاربردی رواقی برای امروز:
🔹 ۱. تفکیک کنترل
از خود بپرسیم:
این موضوع واقعاً در کنترل من است یا نه؟
اگر نیست، انرژی روانیام را صرف آن نکنم.
اگر هست، مسئولانه اقدام کنم.
🔹 ۲. مدیریت تفسیر
#مارکوس_اورلیوس میگوید:
«رنج ما بیش از آنکه از رویدادها باشد، از قضاوت و تفسیر ما درباره آنهاست.»
خبر، یک خبر است؛
اما تفسیری که من به آن میدهم، میتواند آتش اضطراب را شعلهور کند یا آرامتر سازد.
🔹 ۳. تمرین خویشتنداری در واکنش
#سنکا هشدار میدهد:
خشم، ما را بیشتر از دشمنانمان مجروح میکند.
در روزهای ملتهب، مکث قبل از پاسخ، یک فضیلت است.
🔹 ۴. تمرکز بر فضیلت، نه نتیجه
رواقیون میگفتند:
وظیفهی ما درست عمل کردن است، نه تضمین نتیجه.
ما مسئول رفتار خودمان هستیم، نه سرنوشت جهان.
🌿 شاید نتوانیم شرایط بیرون را فوراً تغییر دهیم،
اما میتوانیم شأن درونیمان را حفظ کنیم.
رواقی بودن یعنی بیاحساس بودن نیست؛
یعنی احساس داشتن، اما اسیر احساس نشدن.
در روزهایی که جهان پیرامونمان ناآرام است،
#آرامبودن یک کنش اخلاقی است.
با مهر و وقار 🌿
🆔 @Sayehsokhan
(نگاهی کاربردی به توصیههای رواقیون برای روزها و شرایط سخت)
دوستان و همراهان گرامی سایه سخن
✍ فیلسوفان رواقی بیش از دوهزار سال پیش، در روزگاری پرآشوب میزیستند؛
جنگ و درگیری، بیثباتی سیاسی، بیماری، ناامنی…
اما توصیههایشان برای امروز ما هم عجیب تازه است.
#اپیکتتوس جملهای دارد که خلاصهی رواقیگری است:
«برخی چیزها در اختیار ماست، برخی نیست.»
بخش بزرگی از اضطراب ما از اینجا میآید که
میکوشیم آنچه را در اختیار ما نیست کنترل کنیم.
🌱 توصیههای کاربردی رواقی برای امروز:
🔹 ۱. تفکیک کنترل
از خود بپرسیم:
این موضوع واقعاً در کنترل من است یا نه؟
اگر نیست، انرژی روانیام را صرف آن نکنم.
اگر هست، مسئولانه اقدام کنم.
🔹 ۲. مدیریت تفسیر
#مارکوس_اورلیوس میگوید:
«رنج ما بیش از آنکه از رویدادها باشد، از قضاوت و تفسیر ما درباره آنهاست.»
خبر، یک خبر است؛
اما تفسیری که من به آن میدهم، میتواند آتش اضطراب را شعلهور کند یا آرامتر سازد.
🔹 ۳. تمرین خویشتنداری در واکنش
#سنکا هشدار میدهد:
خشم، ما را بیشتر از دشمنانمان مجروح میکند.
در روزهای ملتهب، مکث قبل از پاسخ، یک فضیلت است.
🔹 ۴. تمرکز بر فضیلت، نه نتیجه
رواقیون میگفتند:
وظیفهی ما درست عمل کردن است، نه تضمین نتیجه.
ما مسئول رفتار خودمان هستیم، نه سرنوشت جهان.
🌿 شاید نتوانیم شرایط بیرون را فوراً تغییر دهیم،
اما میتوانیم شأن درونیمان را حفظ کنیم.
رواقی بودن یعنی بیاحساس بودن نیست؛
یعنی احساس داشتن، اما اسیر احساس نشدن.
در روزهایی که جهان پیرامونمان ناآرام است،
#آرامبودن یک کنش اخلاقی است.
با مهر و وقار 🌿
🆔 @Sayehsokhan
❤17👏10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱 کودکان چگونه دنیا را میفهمند؟
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا کودکان اینقدر سؤال میپرسند؟ چرا گاهی به چیزهایی باور دارند که از نظر بزرگسالان عجیب به نظر میرسد؟ ترسها، رویاها، تخیلات و قضاوتهای آنان چگونه شکل میگیرد؟
📚 کتاب ارزشمند «۱۲ پرسش در روانشناسی کودک» نوشته: پل هریس و ترجمه: محمود رافع
از جمله کتابهای خواندنی است.
پل هریس، از برجستهترین پژوهشگران روانشناسی رشد، در این کتاب دوازده پرسش اساسی درباره دنیای ذهنی کودکان را مطرح میکند و با تکیه بر پژوهشهای علمی به آنها پاسخ میدهد.
این کتاب به ما کمک میکند تا کودکان را نه صرفاً از نگاه رفتارشان، بلکه از دریچه افکار، احساسات و شیوه اندیشیدنشان بشناسیم؛ شناختی که برای والدین، معلمان، مشاوران و همه علاقهمندان به رشد و تربیت کودکان ارزشمند است.
🔹 کتابی علمی، خواندنی و کاربردی
🔹 مناسب والدین، مربیان و دانشجویان علوم تربیتی و روانشناسی
🔹 دریچهای تازه به جهان شگفتانگیز کودکان
این کتاب هماکنون مراحل پایانی چاپ و صحافی را پشت سر میگذارد و به زودی در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
🆔 @Sayehsokhan
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا کودکان اینقدر سؤال میپرسند؟ چرا گاهی به چیزهایی باور دارند که از نظر بزرگسالان عجیب به نظر میرسد؟ ترسها، رویاها، تخیلات و قضاوتهای آنان چگونه شکل میگیرد؟
📚 کتاب ارزشمند «۱۲ پرسش در روانشناسی کودک» نوشته: پل هریس و ترجمه: محمود رافع
از جمله کتابهای خواندنی است.
پل هریس، از برجستهترین پژوهشگران روانشناسی رشد، در این کتاب دوازده پرسش اساسی درباره دنیای ذهنی کودکان را مطرح میکند و با تکیه بر پژوهشهای علمی به آنها پاسخ میدهد.
این کتاب به ما کمک میکند تا کودکان را نه صرفاً از نگاه رفتارشان، بلکه از دریچه افکار، احساسات و شیوه اندیشیدنشان بشناسیم؛ شناختی که برای والدین، معلمان، مشاوران و همه علاقهمندان به رشد و تربیت کودکان ارزشمند است.
🔹 کتابی علمی، خواندنی و کاربردی
🔹 مناسب والدین، مربیان و دانشجویان علوم تربیتی و روانشناسی
🔹 دریچهای تازه به جهان شگفتانگیز کودکان
این کتاب هماکنون مراحل پایانی چاپ و صحافی را پشت سر میگذارد و به زودی در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
🆔 @Sayehsokhan
❤8👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاه باید رها کرد تا رها شد
🎥 این انیمیشن از خانم لائورا نیووومن¹ اهل کشور فنلاند است و نامش هم آخرین گره یا آخرین پیوند است که برای ما همان مفهوم لب پرتگاه یا آخر خط را میرساند، مفاهیم فلسفی و روانشناسی.
همیشه چیزی که همهی عمرمان را برایش گذاشتیم همه چیز نیست
¹Laura newvovmen
رها کن تا رها شوی لب پرتگاه نشستهای...
@sayehsokhan
🎥 این انیمیشن از خانم لائورا نیووومن¹ اهل کشور فنلاند است و نامش هم آخرین گره یا آخرین پیوند است که برای ما همان مفهوم لب پرتگاه یا آخر خط را میرساند، مفاهیم فلسفی و روانشناسی.
همیشه چیزی که همهی عمرمان را برایش گذاشتیم همه چیز نیست
¹Laura newvovmen
رها کن تا رها شوی لب پرتگاه نشستهای...
@sayehsokhan
❤32
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باور
باور نمیکند دلِ من، مرگ خویش را
نه! نه! من اين يقين را باور نمیكنم!
تا همدمِ من است نفسهای زندگی
من با خيالِ مرگ دمی سر نمیكنم
آخر چگونه گُل، خس و خاشاك میشود؟
آخر چگونه اينهمه رويای نونهال
نگشوده پَر هنوز، ننشسته در بهار
میپژمرد به جان من و خاك میشود؟
در من چه وعدههاست؟
در من چه هجرهاست؟
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اينها چه میشود؟
آخر چگونه اينهمه عشاق بیشمار
آواره از ديار
يکروز بیصدا
در كورهراهها همه خاموش میشوند؟
باور كنم كه دختركان سپيدبخت
بیوصل و نامراد
بالای بامها و كنار دريچهها
چشمانتظارِ يار، سيهپوش میشوند؟
باور كنم كه عشق، نهان میشود به گور
بیآنكه سركشد گُل عصيانیاش زِخاك؟
باور كنم كه دل، روزی نمیتپد؟
نفرين بر اين دروغ، دروغ هراسناک!
پل میكشد به ساحلِ آينده شعرِ من
تا رهروانِ سر خوشی از آن گذر کنند
پيغام من به بوسهی لبها و دستها
پرواز میكند
باشد كه عاشقان به چنين پیک آشتی
يکرَه نظر كنند
در كاوش پياپی لبها و دستهاست
كاين نقش آدمی
بر لوحهی زمان
جاويد میشود
اين ذره ذره، گرمیِ خاموشوار ما
يكروز بیگمان
سر میزند ز جايی و خورشيد میشود
تا دوست داریام
تا دوست دارمَت
تا اشك ما به گونهی هم میچِكد زِمهر
تا هست در زمانه، يكی جانِ دوستدار
كِی مرگ میتواند نام مرا بروبد از ياد روزگار؟
بسيار گُل كه از كف من برده است باد
اما منِ غمين
گلهای يادِ كس را پرپر نمیكنم
من، مرگ هيچ عزيزی را باور نمیكنم
میريزد عاقبت
يكروز برگِ من
يكروز چشم من هم در خواب میشود
زين خواب، چشم هيچ كسی را گزیر نيست
اما درون باغ
همواره عطر باور من در هوا پُر است.
✍: سیاوش کسرایی
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
باور نمیکند دلِ من، مرگ خویش را
نه! نه! من اين يقين را باور نمیكنم!
تا همدمِ من است نفسهای زندگی
من با خيالِ مرگ دمی سر نمیكنم
آخر چگونه گُل، خس و خاشاك میشود؟
آخر چگونه اينهمه رويای نونهال
نگشوده پَر هنوز، ننشسته در بهار
میپژمرد به جان من و خاك میشود؟
در من چه وعدههاست؟
در من چه هجرهاست؟
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اينها چه میشود؟
آخر چگونه اينهمه عشاق بیشمار
آواره از ديار
يکروز بیصدا
در كورهراهها همه خاموش میشوند؟
باور كنم كه دختركان سپيدبخت
بیوصل و نامراد
بالای بامها و كنار دريچهها
چشمانتظارِ يار، سيهپوش میشوند؟
باور كنم كه عشق، نهان میشود به گور
بیآنكه سركشد گُل عصيانیاش زِخاك؟
باور كنم كه دل، روزی نمیتپد؟
نفرين بر اين دروغ، دروغ هراسناک!
پل میكشد به ساحلِ آينده شعرِ من
تا رهروانِ سر خوشی از آن گذر کنند
پيغام من به بوسهی لبها و دستها
پرواز میكند
باشد كه عاشقان به چنين پیک آشتی
يکرَه نظر كنند
در كاوش پياپی لبها و دستهاست
كاين نقش آدمی
بر لوحهی زمان
جاويد میشود
اين ذره ذره، گرمیِ خاموشوار ما
يكروز بیگمان
سر میزند ز جايی و خورشيد میشود
تا دوست داریام
تا دوست دارمَت
تا اشك ما به گونهی هم میچِكد زِمهر
تا هست در زمانه، يكی جانِ دوستدار
كِی مرگ میتواند نام مرا بروبد از ياد روزگار؟
بسيار گُل كه از كف من برده است باد
اما منِ غمين
گلهای يادِ كس را پرپر نمیكنم
من، مرگ هيچ عزيزی را باور نمیكنم
میريزد عاقبت
يكروز برگِ من
يكروز چشم من هم در خواب میشود
زين خواب، چشم هيچ كسی را گزیر نيست
اما درون باغ
همواره عطر باور من در هوا پُر است.
✍: سیاوش کسرایی
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤16
🖊 ایران هنوز زنده است
✍️زنده یاد محمد علی اسلامی ندوشن
«بهرغم تلخکامیها، ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمر ما در زیر بار تاریخ خم شده است ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را بازمیدارد که از پای درافتیم. کسانی که در زندگی خویش رنج نکشیدهاند سزاوار سعادت نیستند. تراژدی همواره در شأن سرنوشتهای بزرگ بوده است. ملتها نیز چنیناند. آنچه ملتی را آبدیده و پخته و شایسته احترام میکند، تنها فیروزیها و گردنفرازیهای او نیست، مصیبتها و نامرادیهای او نیز هست.»
«ایران بهرغم همه حادثات، بهرغم همه افتادنها و برخاستنهایش هنوز زنده است.»
من در قعر ضمیر خود احساسی دارم، چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه بهگاه بر دل میگذرد؛ و آن این است که رسالت ایران به پایان نرسیده است، و شکوه و خرمی او به او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند، کشوری نامآور و زیبا و سعادتمند گردد، و آنگونه که درخور تمدن و فرهنگ و سالخوردگی اوست، نکتههای بسیاری به جهان بیاموزد. این ادعا، بیشک، کسانی را به لبخند خواهد آورد؛ گروهی هستند که اعتقاد به ایران را اعتقادی سادهلوحانه میپندارند، لیکن آنانکه ایران را میشناسند هیچ گاه از او امید برنخواهند گرفت.
ایران سرزمین شگفتآوری است. تاریخ او از نظر رنگارنگی و گوناگونی کمنظیر است. بزرگترین مردان و پستترین مردان در این آب و خاک پرورده شدهاند، حوادثی که بر سر ایران آمده بدانگونه است که درخور کشور برگزیده و بزرگی است؛ فتحهای درخشان داشته است و شکستهای شرمآور، مصیبتهای بسیار و کامرواییهای بسیار، گویی روزگار همه بلاها و بازیهای خود را بر ایران آزموده است؛ او را بارها تا لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته. ایران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست؛ دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سر گرفته است.
🆔 @Sayehsokhan
✍️زنده یاد محمد علی اسلامی ندوشن
«بهرغم تلخکامیها، ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمر ما در زیر بار تاریخ خم شده است ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را بازمیدارد که از پای درافتیم. کسانی که در زندگی خویش رنج نکشیدهاند سزاوار سعادت نیستند. تراژدی همواره در شأن سرنوشتهای بزرگ بوده است. ملتها نیز چنیناند. آنچه ملتی را آبدیده و پخته و شایسته احترام میکند، تنها فیروزیها و گردنفرازیهای او نیست، مصیبتها و نامرادیهای او نیز هست.»
«ایران بهرغم همه حادثات، بهرغم همه افتادنها و برخاستنهایش هنوز زنده است.»
من در قعر ضمیر خود احساسی دارم، چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه بهگاه بر دل میگذرد؛ و آن این است که رسالت ایران به پایان نرسیده است، و شکوه و خرمی او به او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند، کشوری نامآور و زیبا و سعادتمند گردد، و آنگونه که درخور تمدن و فرهنگ و سالخوردگی اوست، نکتههای بسیاری به جهان بیاموزد. این ادعا، بیشک، کسانی را به لبخند خواهد آورد؛ گروهی هستند که اعتقاد به ایران را اعتقادی سادهلوحانه میپندارند، لیکن آنانکه ایران را میشناسند هیچ گاه از او امید برنخواهند گرفت.
ایران سرزمین شگفتآوری است. تاریخ او از نظر رنگارنگی و گوناگونی کمنظیر است. بزرگترین مردان و پستترین مردان در این آب و خاک پرورده شدهاند، حوادثی که بر سر ایران آمده بدانگونه است که درخور کشور برگزیده و بزرگی است؛ فتحهای درخشان داشته است و شکستهای شرمآور، مصیبتهای بسیار و کامرواییهای بسیار، گویی روزگار همه بلاها و بازیهای خود را بر ایران آزموده است؛ او را بارها تا لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته. ایران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست؛ دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سر گرفته است.
🆔 @Sayehsokhan
❤24👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿 امروز شنبه است!
خدا کند امروز، ستارهی اقبالِ تو همزمان با خورشید طلوع کرده باشد...
و خدا کند در کولهپشتی امروزت، جایی برای یک کتاب باشد.
همهی ما آگاهیم که بعضی صفحهها را باید درست در روزهای خاص خواند؛
روزهایی مثل امروز، که انگار جهان کمی بیشتر آمادهی تغییر است.
گاهی یک پاراگراف ساده، شنبهی آدم را از نو میسازد؛
و یک جمله از دل یک کتاب، کاری میکند که لبخندت واقعیتر شود، عمیقتر، ماندگارتر...
خدا کند امروز کتابی بخوانی
که حال دلت را بهتر کند؛
که یادت بیاورد هنوز هم میشود انسان بود،
مهربان بود،
و با وجود همهچیز، عاشق ماند.
و اگر در میان این همه رفتوآمد و شلوغی،
حتی فقط پنج دقیقه برای خواندن پیدا کردی،
بدان همان پنج دقیقه شاید بیشتر از یک روز کامل نجاتبخش باشد...
برای تو، یا برای کسی که بعدتر با تو همکلام میشود.
شنبهات پر از واژههای روشن،
پر از معنا،
و پر از لبخندهایی که از دل یک صفحه آغاز میشوند... ✨
🆔 @Sayehsokhan
خدا کند امروز، ستارهی اقبالِ تو همزمان با خورشید طلوع کرده باشد...
و خدا کند در کولهپشتی امروزت، جایی برای یک کتاب باشد.
همهی ما آگاهیم که بعضی صفحهها را باید درست در روزهای خاص خواند؛
روزهایی مثل امروز، که انگار جهان کمی بیشتر آمادهی تغییر است.
گاهی یک پاراگراف ساده، شنبهی آدم را از نو میسازد؛
و یک جمله از دل یک کتاب، کاری میکند که لبخندت واقعیتر شود، عمیقتر، ماندگارتر...
خدا کند امروز کتابی بخوانی
که حال دلت را بهتر کند؛
که یادت بیاورد هنوز هم میشود انسان بود،
مهربان بود،
و با وجود همهچیز، عاشق ماند.
و اگر در میان این همه رفتوآمد و شلوغی،
حتی فقط پنج دقیقه برای خواندن پیدا کردی،
بدان همان پنج دقیقه شاید بیشتر از یک روز کامل نجاتبخش باشد...
برای تو، یا برای کسی که بعدتر با تو همکلام میشود.
شنبهات پر از واژههای روشن،
پر از معنا،
و پر از لبخندهایی که از دل یک صفحه آغاز میشوند... ✨
🆔 @Sayehsokhan
❤20👍6
👌گاهی یک پیام کوتاه از یک خواننده، خستگی سالها تلاش را از تن آدم بیرون میکند...
یکی از خوانندگان عزیز انتشارات سایه سخن، پس از مطالعه کتاب ارزشمند #ازدواج_بدون_شکست، پیامی برای جناب آقای دکتر علی صاحبی ارسال کردهاند.
خواندن این پیام برای ما بسیار دلگرمکننده و شیرین بود؛ زیرا بار دیگر به ما یادآوری کرد که سالها دقت، وسواس حرفهای و تلاش جمعی ما برای انتخاب، ترجمه و انتشار کتابهای غنی و باکیفیت بیثمر نبوده است.
چه لذتی بالاتر از این که ببینیم یک کتاب میتواند در مسیر ساختن زندگیهای بهتر، روابط سالمتر و آیندهای روشنتر نقشآفرین باشد.
💬 پیام خواننده کتاب
«با سلام
اکنون که این نامه را برای شما مینویسم، از خواندن این کتاب سرشار از شادی هستم و در عین حال از تمام شدن آن احساس دلتنگی میکنم؛ هرچند جای نگرانی نیست، چون میتوانم بارها و بارها آن را بخوانم، از مطالعهاش لذت ببرم و هر بار نکات تازهای بیاموزم.
از شما بابت انتشار این کتاب فوقالعاده صمیمانه سپاسگزارم.
جوانی ۲۸ ساله هستم که برای آغاز زندگی مشترک تصمیم گرفتم این کتاب را مطالعه کنم و آن را به خانمی که قصد دارم با او ازدواج کنم هدیه بدهم؛ تا آموزهها و توصیههای ارزشمند آن را مبنای رابطه و زندگی مشترکمان قرار دهیم و برای تأمین منافع مشترک و ساختن یک زندگی موفق تلاش کنیم.
با احترام و سپاس
وحید»
🌹 پاسخ دکتر علی صاحبی:
«درود بر شما آقای وحید عزیز.
از بازخورد ارزشمندتان سپاسگزارم. امیدوارم مطالب این کتاب برای شما و همه جوانان این سرزمین مفید و راهگشا باشد.»
📚 #كتاب: #ازدواج_بدون_شکست
✍️ اثر: #دكتر_ویلیام_گلسر و #کارلین_گلسر
👌 ترجمه: #دكتر_علی_صاحبی
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🈺 چاپ: #سی_و_سوم
🛒 [لینک سفارش کتاب](https://sayehsokhan.com/product/staying-together/)
➖➖➖➖➖➖
دوست گرامی شما هم اگر پس از خواندن این کتاب به نکات قابل توجهی برخورد کردهای لطفا برایمان *اینجا* بگو:
👇👇👇👇👇
@sayehsokhanpub
[بله](https://web.bale.ai/chat?uid=4700977075) | [سایت](www.sayehsokhan.com) | [تلگرام](t.me/sayehsokhan) | [اینستاگرام](www.instagram.com/sayehsokhan)
🆔 @Sayehsokhan
یکی از خوانندگان عزیز انتشارات سایه سخن، پس از مطالعه کتاب ارزشمند #ازدواج_بدون_شکست، پیامی برای جناب آقای دکتر علی صاحبی ارسال کردهاند.
خواندن این پیام برای ما بسیار دلگرمکننده و شیرین بود؛ زیرا بار دیگر به ما یادآوری کرد که سالها دقت، وسواس حرفهای و تلاش جمعی ما برای انتخاب، ترجمه و انتشار کتابهای غنی و باکیفیت بیثمر نبوده است.
چه لذتی بالاتر از این که ببینیم یک کتاب میتواند در مسیر ساختن زندگیهای بهتر، روابط سالمتر و آیندهای روشنتر نقشآفرین باشد.
💬 پیام خواننده کتاب
«با سلام
اکنون که این نامه را برای شما مینویسم، از خواندن این کتاب سرشار از شادی هستم و در عین حال از تمام شدن آن احساس دلتنگی میکنم؛ هرچند جای نگرانی نیست، چون میتوانم بارها و بارها آن را بخوانم، از مطالعهاش لذت ببرم و هر بار نکات تازهای بیاموزم.
از شما بابت انتشار این کتاب فوقالعاده صمیمانه سپاسگزارم.
جوانی ۲۸ ساله هستم که برای آغاز زندگی مشترک تصمیم گرفتم این کتاب را مطالعه کنم و آن را به خانمی که قصد دارم با او ازدواج کنم هدیه بدهم؛ تا آموزهها و توصیههای ارزشمند آن را مبنای رابطه و زندگی مشترکمان قرار دهیم و برای تأمین منافع مشترک و ساختن یک زندگی موفق تلاش کنیم.
با احترام و سپاس
وحید»
🌹 پاسخ دکتر علی صاحبی:
«درود بر شما آقای وحید عزیز.
از بازخورد ارزشمندتان سپاسگزارم. امیدوارم مطالب این کتاب برای شما و همه جوانان این سرزمین مفید و راهگشا باشد.»
📚 #كتاب: #ازدواج_بدون_شکست
✍️ اثر: #دكتر_ویلیام_گلسر و #کارلین_گلسر
👌 ترجمه: #دكتر_علی_صاحبی
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🈺 چاپ: #سی_و_سوم
🛒 [لینک سفارش کتاب](https://sayehsokhan.com/product/staying-together/)
➖➖➖➖➖➖
دوست گرامی شما هم اگر پس از خواندن این کتاب به نکات قابل توجهی برخورد کردهای لطفا برایمان *اینجا* بگو:
👇👇👇👇👇
@sayehsokhanpub
[بله](https://web.bale.ai/chat?uid=4700977075) | [سایت](www.sayehsokhan.com) | [تلگرام](t.me/sayehsokhan) | [اینستاگرام](www.instagram.com/sayehsokhan)
🆔 @Sayehsokhan
نشر سایه سخن
کتاب ازدواج بدون شکست [با تخفیف ویژه] - سایه سخن
کتاب ازدواج بدون شکست از تئوری انتخاب و اصل «دست کشیدن از روانشناسی کنترل بیرونی» الهام گرفته شده و مطالعۀ آن میتواند زندگی زناشویی شادمانه و مسرت بخشی برایمان به ارمغان آورد.
❤16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مادر
خواننده: فرهاد
به یادِ مادرم تاجماه
جهان به مادر تعلق دارد.
هر روز با مادر یا یادِ مادر از نو آفریده میشود.
برای من، مادرم معیارِ اخلاق و زیبایی بود. از او آموختم که عشق بورزم و نیکی کنم و نیکو بمانم و در نیک شدن جهان، بکوشم.
اکنون نیز در هر زنی که نشانی از مادرم بیابم، مِهر و احترامم را تقدیمش میکنم.
چای برای ایرانیها اهمیتی ویژه دارد. مهمانیها با آن صفا میگیرد و گفتوگوها لطیفتر میشود. یاد دارم از کودکی، چای همیشه در خانهی ما آماده بود و سماور همیشه میجوشید و جوششِ آن مهربانی میآفرید. مادرم شیدای چای بود. این شیوه، در خانهی من نیز شادیبخش و یادگارِ مادر است.
زنان زیادی در زندگی من اثرگذار بودهاند. اما مخصوصا دو تَن، مادرم و خاله بتولم، بیجانشین هستند. خاله بتول سیگار میکشید و بوی خوب سیگارش برایم گواراترین و گیراترین عطرهای دنیا بود. فرهاد انگار از زبان من میخواند:
وقتی که بچه بودم،
خوبی، زنی بود که بوی سیگار میداد.
به یاد مادرم و خاله بتول، این ترانه را گوش میکنم.
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
خواننده: فرهاد
به یادِ مادرم تاجماه
جهان به مادر تعلق دارد.
هر روز با مادر یا یادِ مادر از نو آفریده میشود.
برای من، مادرم معیارِ اخلاق و زیبایی بود. از او آموختم که عشق بورزم و نیکی کنم و نیکو بمانم و در نیک شدن جهان، بکوشم.
اکنون نیز در هر زنی که نشانی از مادرم بیابم، مِهر و احترامم را تقدیمش میکنم.
چای برای ایرانیها اهمیتی ویژه دارد. مهمانیها با آن صفا میگیرد و گفتوگوها لطیفتر میشود. یاد دارم از کودکی، چای همیشه در خانهی ما آماده بود و سماور همیشه میجوشید و جوششِ آن مهربانی میآفرید. مادرم شیدای چای بود. این شیوه، در خانهی من نیز شادیبخش و یادگارِ مادر است.
زنان زیادی در زندگی من اثرگذار بودهاند. اما مخصوصا دو تَن، مادرم و خاله بتولم، بیجانشین هستند. خاله بتول سیگار میکشید و بوی خوب سیگارش برایم گواراترین و گیراترین عطرهای دنیا بود. فرهاد انگار از زبان من میخواند:
وقتی که بچه بودم،
خوبی، زنی بود که بوی سیگار میداد.
به یاد مادرم و خاله بتول، این ترانه را گوش میکنم.
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
❤15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚کتاب: #نگاهی_نو_به_تفکر_راهبری
✍نویسنده: دبراای. بنتون،کایلی رایتفورد
👤مترجم: مریم خسروی
💡بازاندیشی در کیفیت راهبری!
🌊 کشتیای که ناخدایش بیدار نشد...
سالها پیش، ناخدایی کشتی بزرگی را هدایت میکرد. او در کارش خبره بود؛ مسیرها را میشناخت، قوانین را حفظ بود و سالها تجربه داشت.
اما یک روز اتفاق عجیبی افتاد.
دریا دیگر مثل گذشته نبود.
بادها ناگهان تغییر جهت میدادند. امواج از هیچ جا سر برمیآوردند. مسافران هر لحظه سؤال جدیدی میپرسیدند. و نقشههایی که سالها جواب داده بودند، دیگر کارایی نداشتند.
ناخدا همان کاری را کرد که همیشه انجام میداد: دستور داد. کنترل کرد. فریاد زد. و بیشتر تلاش کرد.
اما هرچه بیشتر تلاش میکرد، کشتی آشفتهتر میشد.
تا اینکه پیرمردی از میان مسافران جلو آمد و گفت:
«مشکل این نیست که تو راهبری بلد نیستی... مشکل این است که هنوز فکر میکنی در همان دریای قدیمی هستی.»
ناخدا سکوت کرد.
پیرمرد ادامه داد:
«در دنیای جدید، راهبر کسی نیست که همه پاسخها را بداند. راهبر کسی است که بتواند یاد بگیرد، تغییر کند، آدمها را کنار هم نگه دارد و در میان طوفان، امید را زنده نگه دارد.»
آن روز ناخدا فهمید که باید پیش از تغییر کشتی، ذهن خود را تغییر دهد.
📚 کتاب «نگاهی نو به تفکر راهبری» دقیقاً درباره همین تغییر است.
دبرا بنتون و کایلی رایتفورد نشان میدهند که راهبری دیگر یک مقام سازمانی یا مجموعهای از تکنیکها نیست؛ بلکه شیوهای برای زندگی کردن است.
در جهانی که هر روز سریعتر از دیروز تغییر میکند، موفقترین راهبران کسانی نیستند که بیشتر دستور میدهند؛ بلکه کسانی هستند که بیشتر میآموزند، بیشتر سازگار میشوند و بهتر انسانها را به یکدیگر پیوند میدهند.
🔹 راهبری یک شغل نیست؛ یک عادت است.
🔹 راهبری یک عنوان نیست؛ یک نگرش است.
🔹 و راهبر واقعی کسی است که پیش از هدایت دیگران، ذهن خودش را نوسازی میکند.
شاید مهمترین سؤال این کتاب از ما این باشد:
آیا ما هنوز با نقشههای دیروز، در حال هدایت سازمانهای امروز هستیم؟
🆔 @Sayehsokhan
✍نویسنده: دبراای. بنتون،کایلی رایتفورد
👤مترجم: مریم خسروی
💡بازاندیشی در کیفیت راهبری!
🌊 کشتیای که ناخدایش بیدار نشد...
سالها پیش، ناخدایی کشتی بزرگی را هدایت میکرد. او در کارش خبره بود؛ مسیرها را میشناخت، قوانین را حفظ بود و سالها تجربه داشت.
اما یک روز اتفاق عجیبی افتاد.
دریا دیگر مثل گذشته نبود.
بادها ناگهان تغییر جهت میدادند. امواج از هیچ جا سر برمیآوردند. مسافران هر لحظه سؤال جدیدی میپرسیدند. و نقشههایی که سالها جواب داده بودند، دیگر کارایی نداشتند.
ناخدا همان کاری را کرد که همیشه انجام میداد: دستور داد. کنترل کرد. فریاد زد. و بیشتر تلاش کرد.
اما هرچه بیشتر تلاش میکرد، کشتی آشفتهتر میشد.
تا اینکه پیرمردی از میان مسافران جلو آمد و گفت:
«مشکل این نیست که تو راهبری بلد نیستی... مشکل این است که هنوز فکر میکنی در همان دریای قدیمی هستی.»
ناخدا سکوت کرد.
پیرمرد ادامه داد:
«در دنیای جدید، راهبر کسی نیست که همه پاسخها را بداند. راهبر کسی است که بتواند یاد بگیرد، تغییر کند، آدمها را کنار هم نگه دارد و در میان طوفان، امید را زنده نگه دارد.»
آن روز ناخدا فهمید که باید پیش از تغییر کشتی، ذهن خود را تغییر دهد.
📚 کتاب «نگاهی نو به تفکر راهبری» دقیقاً درباره همین تغییر است.
دبرا بنتون و کایلی رایتفورد نشان میدهند که راهبری دیگر یک مقام سازمانی یا مجموعهای از تکنیکها نیست؛ بلکه شیوهای برای زندگی کردن است.
در جهانی که هر روز سریعتر از دیروز تغییر میکند، موفقترین راهبران کسانی نیستند که بیشتر دستور میدهند؛ بلکه کسانی هستند که بیشتر میآموزند، بیشتر سازگار میشوند و بهتر انسانها را به یکدیگر پیوند میدهند.
🔹 راهبری یک شغل نیست؛ یک عادت است.
🔹 راهبری یک عنوان نیست؛ یک نگرش است.
🔹 و راهبر واقعی کسی است که پیش از هدایت دیگران، ذهن خودش را نوسازی میکند.
شاید مهمترین سؤال این کتاب از ما این باشد:
آیا ما هنوز با نقشههای دیروز، در حال هدایت سازمانهای امروز هستیم؟
🆔 @Sayehsokhan
❤9👍6