✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این گفته #کریستین_بوبن به عمق پیچیدگی روابط انسانی و قدرت تأثیر دوستان میپردازد. نکتهی ترسناک اما واقعی این است که کسانی که به ظاهر دوست ما هستند، بیشترین قدرت را برای هدایت یا حتی مجبور کردن ما به کاری دارند که برخلاف میلمان است. برعکس دشمنان، که اغلب قابل پیشبینیاند و مقاومت در برابرشان سادهتر است، دوستان با شناخت دقیق ما و احساس مسئولیت یا نزدیکیشان، میتوانند ما را به راهی ببرند که خودمان شاید انتخابش نکنیم.
بوبن با این جمله، هشدار میدهد که روابط انسانی، حتی دوستانهترینشان، نیازمند آگاهی و مرزبندی هستند. دوست واقعی کسی است که مسیر شما را بهبود دهد، نه اینکه شما را به انجام کاری وادار کند که با ارزشها و خواستتان در تضاد است. این بینش، ارزش اعتماد آگاهانه و انتخاب درست همراهان را برجسته میکند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این گفته #کریستین_بوبن به عمق پیچیدگی روابط انسانی و قدرت تأثیر دوستان میپردازد. نکتهی ترسناک اما واقعی این است که کسانی که به ظاهر دوست ما هستند، بیشترین قدرت را برای هدایت یا حتی مجبور کردن ما به کاری دارند که برخلاف میلمان است. برعکس دشمنان، که اغلب قابل پیشبینیاند و مقاومت در برابرشان سادهتر است، دوستان با شناخت دقیق ما و احساس مسئولیت یا نزدیکیشان، میتوانند ما را به راهی ببرند که خودمان شاید انتخابش نکنیم.
بوبن با این جمله، هشدار میدهد که روابط انسانی، حتی دوستانهترینشان، نیازمند آگاهی و مرزبندی هستند. دوست واقعی کسی است که مسیر شما را بهبود دهد، نه اینکه شما را به انجام کاری وادار کند که با ارزشها و خواستتان در تضاد است. این بینش، ارزش اعتماد آگاهانه و انتخاب درست همراهان را برجسته میکند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
👍13👏4❤1
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
برای خودم یک #آلبوم_سپاسگزاری درست کنم. #خانواده، #دوستان و عکسهایی که نشانم میدهند چه #نعمتهایی در اختیار دارم و از آن غافلم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
برای خودم یک #آلبوم_سپاسگزاری درست کنم. #خانواده، #دوستان و عکسهایی که نشانم میدهند چه #نعمتهایی در اختیار دارم و از آن غافلم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤11👏4
✍ امروز دوازدهم آذرماه، روز جهانی افراد دارای معلولیت است.
جا دارد صدای شنیدهنشدهی بیش از ۱۰ میلیون نفر از هموطنان دارای معلولیتمان باشیم و سهمی در آگاهیبخشی جامعه نسبت به این موضوع داشته باشیم.
🌿 همراهان عزیز با خرید کتاب و همراهی شما، صدای این "ناشنیدهها" رساتر خواهد شد.
راههای خرید این کتاب فوقالعاده به شرح زیر است:
- اینترنتی:
۳۰بوک: https://www.30book.com/book/146977
ایران کتاب: https://www.iranketab.ir/book/129700-cursed
- تلگرام:
لطفا برای خرید با shoorbooks@ تماس بگیرید.
🆔 @Sayehsokhan
جا دارد صدای شنیدهنشدهی بیش از ۱۰ میلیون نفر از هموطنان دارای معلولیتمان باشیم و سهمی در آگاهیبخشی جامعه نسبت به این موضوع داشته باشیم.
🌿 همراهان عزیز با خرید کتاب و همراهی شما، صدای این "ناشنیدهها" رساتر خواهد شد.
راههای خرید این کتاب فوقالعاده به شرح زیر است:
- اینترنتی:
۳۰بوک: https://www.30book.com/book/146977
ایران کتاب: https://www.iranketab.ir/book/129700-cursed
- تلگرام:
لطفا برای خرید با shoorbooks@ تماس بگیرید.
🆔 @Sayehsokhan
❤13👏4
انسان ها به ۳ دلیل پشت سرتان حرف میزنند:
۱. وقتی نمیتوانند در حد شما باشند؛
۲. وقتی چیزی که شما دارید را ندارند؛
۳. وقتی میخواهند از سبک زندگی شما #تقلید کنند اما نمیتوانند!!
🆔 @Sayehsokhan
۱. وقتی نمیتوانند در حد شما باشند؛
۲. وقتی چیزی که شما دارید را ندارند؛
۳. وقتی میخواهند از سبک زندگی شما #تقلید کنند اما نمیتوانند!!
🆔 @Sayehsokhan
👏17👍6❤5
📩 #از_شما
دماغ(۷)
امید به اصلاح از طریق مذاکره با آن رفتار تند و مغرورانه پزشک از بین رفت. چارهای جز تعقیب قضایی نداشتم. مردد بودم که دادخواست حقوقی دهم و یا شکایت کیفری نمایم. عاقبت دومی را انتخاب کردم تا سایه یک رفتار مجرمانه بر داستان دماغ ناقص وجود داشته باشد.
چند روز بعد شعبه باز پرسی مرا خواست. رفتم؛بازپرس میان سال بود و این یک نقطه قوت بود بسیاری از بازپرسان جوان، حتی اگر دانش به کفایت هم داشته باشند، عجول و بیتجربه هستند و از همه بدتر اینکه آن میز نوعی جبروت کاذب به آنها میدهد. جوانی است و هزار مشکل!
کار به بررسی کارشناسی پزشکی قانونی کشیده شد . دماغ موکل با چشم غیر مسلح و اشعه مسلح وارسی شده و نظریه پزشکی قانونی ابلاغ شد. صدمات وارده به بیرون و درون این عضو مخروطی صورت گزارش شده بود. آسیب به طرز سخن گفتن نیز از قلم نیفتاده بود و حتی توصیه به نوعی جراحی ترمیمی شده بود.
حالا نوبت پزشک بود تا تاوان بیمبالاتی خود را پس بدهد. او احضار شد. آمد؛ به همراه وکیل خود؛ خانمی آراسته و موقر. من نیز موکل را همراه داشتم تا انچه بر سر او امده بود به عیان دیده شود.
موکل بیچاره من با ان باند پیچی روی دماغ و دستمالهای کاغذی که مدام به سوراخهای دماغش نزدیک میکرد تا آبهای جاری از ان کوه تراش خورده را جمعآوری کند جلب توجه میکرد.
اویزان شدن به شعار بُکش ولی خوشگلم کن کار دست موکل من داده بود. نه خوشگل شده بود و نه جان بر سر رسیدن به مقصود داده بود.
برخلاف من، وکیل اقای دکتر هنوز جوان بود و ردپای مرور زمان از طریق خطوط افقی و عمودی بر روی صورتش دیده نمیشد. شیطنت بود یا فضولی که خیره شدم به دماغ وکیل.
همکار از قافله عقب نمانده بود و به جای دماغ حجیم شرقی، یک استوانه غضروفی شبیه ساکنان کوهپایه آلپ بر صورتش جا خوش کرده بود. شاید تیغ موکلش آن شاهکار را آفریده بود و دستمزدش شده بود دفاع از این شکایت.
جراح، کلاه بره فرانسوی بر سر داشت که سر بیمویش را کاملا پوشانیده بود. به من نگاه نمیکرد، گویی گمان میکرد که آتش این شکایت از گور من برخاسته که البته گمان نابجایی نبود.
رفتارش جوری بود که انگار در میان ان همه مردم که به دادسرا مراجعه کردهاند خود را وصله ناجور میبیند. احضار شدیم به داخل. دوست داشتم ببینم که آیا آقای جراح تقصیر خود را میپذیرد یا خیر....
(ادامه دارد)
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
دماغ(۷)
امید به اصلاح از طریق مذاکره با آن رفتار تند و مغرورانه پزشک از بین رفت. چارهای جز تعقیب قضایی نداشتم. مردد بودم که دادخواست حقوقی دهم و یا شکایت کیفری نمایم. عاقبت دومی را انتخاب کردم تا سایه یک رفتار مجرمانه بر داستان دماغ ناقص وجود داشته باشد.
چند روز بعد شعبه باز پرسی مرا خواست. رفتم؛بازپرس میان سال بود و این یک نقطه قوت بود بسیاری از بازپرسان جوان، حتی اگر دانش به کفایت هم داشته باشند، عجول و بیتجربه هستند و از همه بدتر اینکه آن میز نوعی جبروت کاذب به آنها میدهد. جوانی است و هزار مشکل!
کار به بررسی کارشناسی پزشکی قانونی کشیده شد . دماغ موکل با چشم غیر مسلح و اشعه مسلح وارسی شده و نظریه پزشکی قانونی ابلاغ شد. صدمات وارده به بیرون و درون این عضو مخروطی صورت گزارش شده بود. آسیب به طرز سخن گفتن نیز از قلم نیفتاده بود و حتی توصیه به نوعی جراحی ترمیمی شده بود.
حالا نوبت پزشک بود تا تاوان بیمبالاتی خود را پس بدهد. او احضار شد. آمد؛ به همراه وکیل خود؛ خانمی آراسته و موقر. من نیز موکل را همراه داشتم تا انچه بر سر او امده بود به عیان دیده شود.
موکل بیچاره من با ان باند پیچی روی دماغ و دستمالهای کاغذی که مدام به سوراخهای دماغش نزدیک میکرد تا آبهای جاری از ان کوه تراش خورده را جمعآوری کند جلب توجه میکرد.
اویزان شدن به شعار بُکش ولی خوشگلم کن کار دست موکل من داده بود. نه خوشگل شده بود و نه جان بر سر رسیدن به مقصود داده بود.
برخلاف من، وکیل اقای دکتر هنوز جوان بود و ردپای مرور زمان از طریق خطوط افقی و عمودی بر روی صورتش دیده نمیشد. شیطنت بود یا فضولی که خیره شدم به دماغ وکیل.
همکار از قافله عقب نمانده بود و به جای دماغ حجیم شرقی، یک استوانه غضروفی شبیه ساکنان کوهپایه آلپ بر صورتش جا خوش کرده بود. شاید تیغ موکلش آن شاهکار را آفریده بود و دستمزدش شده بود دفاع از این شکایت.
جراح، کلاه بره فرانسوی بر سر داشت که سر بیمویش را کاملا پوشانیده بود. به من نگاه نمیکرد، گویی گمان میکرد که آتش این شکایت از گور من برخاسته که البته گمان نابجایی نبود.
رفتارش جوری بود که انگار در میان ان همه مردم که به دادسرا مراجعه کردهاند خود را وصله ناجور میبیند. احضار شدیم به داخل. دوست داشتم ببینم که آیا آقای جراح تقصیر خود را میپذیرد یا خیر....
(ادامه دارد)
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
❤15👏3👍1
Audio
نظامی گنجوی
▪️لیلی و مجنون
▫️قسمت بیست و چهارم
خوانش و شرح: محمدرضا طاهری
.
.
.
نظامی گنجوی در تلگرام:
https://t.me/nezamikhani
نظامی گنجوی در کستباکس:
https://castbox.fm/va/3124088
▪️پشتیبانی مالی از پادکست نظامی:
https://hamibash.com/nezami
🆔 @Sayehsokhan
▫️قسمت بیست و چهارم
خوانش و شرح: محمدرضا طاهری
.
.
.
نظامی گنجوی در تلگرام:
https://t.me/nezamikhani
نظامی گنجوی در کستباکس:
https://castbox.fm/va/3124088
▪️پشتیبانی مالی از پادکست نظامی:
https://hamibash.com/nezami
🆔 @Sayehsokhan
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این جملهی اپیکتتوس قلبِ فلسفۀ رواقیگری را روشن میکند: ما همیشه کنترل کاملی بر رویدادهای بیرونی نداریم، اما همیشه میتوانیم انتخاب کنیم چگونه به آنها واکنش نشان دهیم.
رنج ما معمولاً از «خودِ اتفاق» نیست؛ از تعبیری است که از آن میسازیم. دو نفر ممکن است در یک موقعیت مشابه قرار بگیرند، اما یکی فرو میریزد و دیگری رشد میکند—نه بهخاطر تفاوت در رویداد، بلکه بهخاطر تفاوت در واکنش. این نگاه به ما یادآوری میکند که مرکز ثقل کنترل درونی است، نه بیرونی.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این جملهی اپیکتتوس قلبِ فلسفۀ رواقیگری را روشن میکند: ما همیشه کنترل کاملی بر رویدادهای بیرونی نداریم، اما همیشه میتوانیم انتخاب کنیم چگونه به آنها واکنش نشان دهیم.
رنج ما معمولاً از «خودِ اتفاق» نیست؛ از تعبیری است که از آن میسازیم. دو نفر ممکن است در یک موقعیت مشابه قرار بگیرند، اما یکی فرو میریزد و دیگری رشد میکند—نه بهخاطر تفاوت در رویداد، بلکه بهخاطر تفاوت در واکنش. این نگاه به ما یادآوری میکند که مرکز ثقل کنترل درونی است، نه بیرونی.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤21👍4👏4👎1
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :
به یکی از دوستان نازنینم نامهای (پیامی) بدهم و بگویم که از خداوند متشکرم که تو را سر راه من قرار داده است.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
به یکی از دوستان نازنینم نامهای (پیامی) بدهم و بگویم که از خداوند متشکرم که تو را سر راه من قرار داده است.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جناب #دکتر_علی_صاحبی بمناسبت دوازدهم آذرماه، روز جهانی افراد دارای معلولیت!
🌿 همراهان عزیز لطفا برای خرید با shoorbooks@ تماس بگیرید.
🆔 @Sayehsokhan
🌿 همراهان عزیز لطفا برای خرید با shoorbooks@ تماس بگیرید.
🆔 @Sayehsokhan
👏6❤4
🔴چرا بازار روان درمانگری داغ شده است؟ | مصاحبه جدید مصطفی ملکیان و اندیشه پویا
✍مصطفی ملکیان
🔹رواندرمانگری البته باید وجود داشته باشد، اما اینجور هم نباید باشد که خودکاوی و خودشناسی نکرده فوری خودم را در اختیار دیگری بگذارم. ما نباید خودشناسی و خودکاوی را به طور کلی تعطیل کنیم و اتفاقاً قبل از اینکه به رواندرمانگر رجوع کنیم باید نوعی خودکاوی و خودشناسی داشته باشیم و اگر از عهدهی مشکل برنیامدیم به پزشک مراجعه کنیم.
🔹معیارِ متوسط مردم نمیتواند معیار سلامت تلقی شود و هر آنکه را از معیار متوسط مردم عدول کرد نمیتوان و نباید بیمار تلقی کرد. اگر کسی نه در خوشی زندگیاش و نه در خوبی زندگیاش احساس درد نمیکرد و داوری منفی نداشت، حق نداریم دستور دهیم که او در باب خوشی زندگیاش، یا در باب خوبی زندگیاش، پیش رواندرمانگر برود.
🔹وقتی میتوانیم به کسی بگوییم از سلامت روان برخوردار نیست که شخص خودش در وهلهی اول احساس رنج کند از زندگی و بگوید من در وضعی قرار دارم که مطلقا از آن خشنود نیستم و رضایت ندارم. این عدم رضایت مرجعش شخص خودِ اوست و از جایی از بیرون به او تحمیل نشده است؛ ایدئولوژیای حکم نداده که او سلامت ندارد و احساس ناسلامتی ذهنی یا روانی از درون خود او دارد میجوشد.
🔹روانپزشک و رواندرمانگر نمیتوانند و نباید آرمان زندگی ما را تعیین کنند. فقط میتوانند بگویند اگر آرمان زندگی تو آن است، من میتوانم وسایل رسیدن به آن آرمان را در اختیارت بگذارم. آنها نمیتوانند بگویند که من حسود باید باشم یا حسود نباید باشم، فقط میتوانند وسیلهی رسیدن به اهداف و ارزشهایم در زندگی را در اختیارم بگذارند.
🔹بهطورکلی نمیشود حکم داد که رواندرمانگری شبهفن است و فن نیست، اما در میان ۳۶ روشی که ذیل رواندرمانگری قرار گرفتهاند، بعضیهایشان به شدت قابل بحثاند که از اساس شبهفن هستند. مثلا مسمریسم که یک روش در رواندرمانگری است و تاحدی از هیپنوتیسم استفاده میکند.
🔹آکادمی این بدهی را به ما شهروندان عادی دارد که باید ما را راهنمایی کند و روشن سازد که اگر فلان نوع بیماری یا اختلال را دارید به این شاخهی رواندرمانگری رجوع کنید و نه به آن شاخه، و اگر یکجایی به اجماع میرسند که یک روش رواندرمانگری واقعا شبهفن است، آن روش را رسوا و برملا کنند که شهروندان قوای ذهنی و روانیشان را دراختیار کسی نگذارند که هیچ صلاحیت ندارد.
📍از متن گفتوگو با مصطفی ملکیان دربارهی فن و شبهفن بودن رواندرمانی. اندیشه پویا ۹۹
@mostafamalekiab
✍مصطفی ملکیان
🔹رواندرمانگری البته باید وجود داشته باشد، اما اینجور هم نباید باشد که خودکاوی و خودشناسی نکرده فوری خودم را در اختیار دیگری بگذارم. ما نباید خودشناسی و خودکاوی را به طور کلی تعطیل کنیم و اتفاقاً قبل از اینکه به رواندرمانگر رجوع کنیم باید نوعی خودکاوی و خودشناسی داشته باشیم و اگر از عهدهی مشکل برنیامدیم به پزشک مراجعه کنیم.
🔹معیارِ متوسط مردم نمیتواند معیار سلامت تلقی شود و هر آنکه را از معیار متوسط مردم عدول کرد نمیتوان و نباید بیمار تلقی کرد. اگر کسی نه در خوشی زندگیاش و نه در خوبی زندگیاش احساس درد نمیکرد و داوری منفی نداشت، حق نداریم دستور دهیم که او در باب خوشی زندگیاش، یا در باب خوبی زندگیاش، پیش رواندرمانگر برود.
🔹وقتی میتوانیم به کسی بگوییم از سلامت روان برخوردار نیست که شخص خودش در وهلهی اول احساس رنج کند از زندگی و بگوید من در وضعی قرار دارم که مطلقا از آن خشنود نیستم و رضایت ندارم. این عدم رضایت مرجعش شخص خودِ اوست و از جایی از بیرون به او تحمیل نشده است؛ ایدئولوژیای حکم نداده که او سلامت ندارد و احساس ناسلامتی ذهنی یا روانی از درون خود او دارد میجوشد.
🔹روانپزشک و رواندرمانگر نمیتوانند و نباید آرمان زندگی ما را تعیین کنند. فقط میتوانند بگویند اگر آرمان زندگی تو آن است، من میتوانم وسایل رسیدن به آن آرمان را در اختیارت بگذارم. آنها نمیتوانند بگویند که من حسود باید باشم یا حسود نباید باشم، فقط میتوانند وسیلهی رسیدن به اهداف و ارزشهایم در زندگی را در اختیارم بگذارند.
🔹بهطورکلی نمیشود حکم داد که رواندرمانگری شبهفن است و فن نیست، اما در میان ۳۶ روشی که ذیل رواندرمانگری قرار گرفتهاند، بعضیهایشان به شدت قابل بحثاند که از اساس شبهفن هستند. مثلا مسمریسم که یک روش در رواندرمانگری است و تاحدی از هیپنوتیسم استفاده میکند.
🔹آکادمی این بدهی را به ما شهروندان عادی دارد که باید ما را راهنمایی کند و روشن سازد که اگر فلان نوع بیماری یا اختلال را دارید به این شاخهی رواندرمانگری رجوع کنید و نه به آن شاخه، و اگر یکجایی به اجماع میرسند که یک روش رواندرمانگری واقعا شبهفن است، آن روش را رسوا و برملا کنند که شهروندان قوای ذهنی و روانیشان را دراختیار کسی نگذارند که هیچ صلاحیت ندارد.
📍از متن گفتوگو با مصطفی ملکیان دربارهی فن و شبهفن بودن رواندرمانی. اندیشه پویا ۹۹
@mostafamalekiab
❤13👍2👎2
📩 #از_شما
دماغ(۸)
بازپرس از موکل شروع کرد و آن زن با تُن صدایی که گاه زیر میشد و گاه بالا به سخن امد: "...بعد از عمل گرفتار هزار تا مشکل شدم؛این به صدام، این به قیافم، این به همه پولی که خرج کردم، این به زخم زبان شوهرم و خانوادهاش؛ شبها خواب ندارم، نصف شب نفسم میگیره و پا میشم. به این دماغ من نگاه کنید، انگار همیشه خدا سرماخورده باشم مدام مثل شیر سماور آب از سوراخای دماغم میریزد..." بغض کرد:
"به خدا خسته شدم، شوهرم نون واس، دیگه پولی برا عمل ندارم بدم". بازپرس رفت سراغ جراح: "نظریه پزشکی قانونی تقصیر شما را ثابت میداند، چه میگویید؟"پزشک روی صندلی جابجا شد و با صدایی خفه گفت: "همکاران بیلطفی کردهاند؛ چه خطایی از من سر زده است؟ من بیش از ۲۰ سال است که ..."
بازپرس آمد تو سخنش که: "بالاخره ما تابع نظریه کارشناسی هستیم". دست بلند کردم؛بازپرس با حرکت سر اجازه سخن گفتن داد: "با احترام به علم طب تمام ادعای من این است که اگر قصوری در عمل جراحی صورت نگرفته چرا باید حال و روز موکل این طور باشد؟ من در علم طب یک آدم عامی هستم ولی وقتی به صورت موکل نگاه میکنم قربانیشدن اعتبار یک دانش چند هزار ساله را میبینم".
دکتر تاب نیاورد و واکنش تندی نشان داد: "شما نمیخواهد دلتان برای طب بسوزد چون صلاحیت اظهار نظر در رابطه یک امر تخصصی را ندارید. این خانم بیمار من بوده و جراحی را من انجام دادهام، بنابراین بهتر از هر کسی و حتی آن پزشکان کارشناس قانونی که بعضیهایشان حتی یکبار چاقوی جراحی را به دست نگرفتهاند میدانم که چه کردهام و این خانم روند طبیعی درمان را طی میکند...".
فرعون مصر باید زنده میشد و این رقیب تازه خود را در جامه سفید طب میدید. به نظر من هم موکلم بیمار بود، چون وقتی دماغ بیعیب و نقص را که یادگاری از پدران و مادران ندیده است میدهی دست کسی که گویی از آسمان هفتم بر زمین هبوط کرده تا رسالت صافکردن دماغهای کج و تراشیدن نوع حجیم آن و یکدستنمودن تمام این محفظههای تنفسی را برعهده گیرد، حتما از روان سالمی برخوردار نبوده است.
دلم برای موکل میسوخت و از سویی دلم میخواست میتوانستم مشتی بر سرش بزنم که چگونه خود را گرفتار تیغ جراح و قلم قاضی نموده است ....
(ادامه دارد)
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
دماغ(۸)
بازپرس از موکل شروع کرد و آن زن با تُن صدایی که گاه زیر میشد و گاه بالا به سخن امد: "...بعد از عمل گرفتار هزار تا مشکل شدم؛این به صدام، این به قیافم، این به همه پولی که خرج کردم، این به زخم زبان شوهرم و خانوادهاش؛ شبها خواب ندارم، نصف شب نفسم میگیره و پا میشم. به این دماغ من نگاه کنید، انگار همیشه خدا سرماخورده باشم مدام مثل شیر سماور آب از سوراخای دماغم میریزد..." بغض کرد:
"به خدا خسته شدم، شوهرم نون واس، دیگه پولی برا عمل ندارم بدم". بازپرس رفت سراغ جراح: "نظریه پزشکی قانونی تقصیر شما را ثابت میداند، چه میگویید؟"پزشک روی صندلی جابجا شد و با صدایی خفه گفت: "همکاران بیلطفی کردهاند؛ چه خطایی از من سر زده است؟ من بیش از ۲۰ سال است که ..."
بازپرس آمد تو سخنش که: "بالاخره ما تابع نظریه کارشناسی هستیم". دست بلند کردم؛بازپرس با حرکت سر اجازه سخن گفتن داد: "با احترام به علم طب تمام ادعای من این است که اگر قصوری در عمل جراحی صورت نگرفته چرا باید حال و روز موکل این طور باشد؟ من در علم طب یک آدم عامی هستم ولی وقتی به صورت موکل نگاه میکنم قربانیشدن اعتبار یک دانش چند هزار ساله را میبینم".
دکتر تاب نیاورد و واکنش تندی نشان داد: "شما نمیخواهد دلتان برای طب بسوزد چون صلاحیت اظهار نظر در رابطه یک امر تخصصی را ندارید. این خانم بیمار من بوده و جراحی را من انجام دادهام، بنابراین بهتر از هر کسی و حتی آن پزشکان کارشناس قانونی که بعضیهایشان حتی یکبار چاقوی جراحی را به دست نگرفتهاند میدانم که چه کردهام و این خانم روند طبیعی درمان را طی میکند...".
فرعون مصر باید زنده میشد و این رقیب تازه خود را در جامه سفید طب میدید. به نظر من هم موکلم بیمار بود، چون وقتی دماغ بیعیب و نقص را که یادگاری از پدران و مادران ندیده است میدهی دست کسی که گویی از آسمان هفتم بر زمین هبوط کرده تا رسالت صافکردن دماغهای کج و تراشیدن نوع حجیم آن و یکدستنمودن تمام این محفظههای تنفسی را برعهده گیرد، حتما از روان سالمی برخوردار نبوده است.
دلم برای موکل میسوخت و از سویی دلم میخواست میتوانستم مشتی بر سرش بزنم که چگونه خود را گرفتار تیغ جراح و قلم قاضی نموده است ....
(ادامه دارد)
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
❤13👏6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎵
قطعه《در آرزوی تو باشم》
آهنگساز و رهبر ارکستر: آرش فولادوند
خواننده: وحید تاج
نوازنده تار: استاد کیوان ساکت
با همراهی: گروه کُربهار
ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی
🆔 @ArashFouladvand
🆔 @Sayehsokhan
قطعه《در آرزوی تو باشم》
آهنگساز و رهبر ارکستر: آرش فولادوند
خواننده: وحید تاج
نوازنده تار: استاد کیوان ساکت
با همراهی: گروه کُربهار
ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی
🆔 @ArashFouladvand
🆔 @Sayehsokhan
❤13👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این متن کافکا تصویرگر حس بیپایان تنهایی و اضطراب درون ذهن انسان است. مه و سکوت سنگین خیابانها نه تنها فضای بیرونی را توصیف میکنند، بلکه انعکاسی از آشفتگی درونی را نیز منتقل میکنند؛ هر قدم، هر صدای پا، گویی در دل این سکوت گم میشود، درست همانطور که انسان گاهی حس میکند در زندگی یا در افکار خود ناپدید میشود.
باران آرام که بر شهر میبارد، تضادی با طوفان درونی شخصیت ایجاد میکند و نشان میدهد که آشفتگی درونی ممکن است کاملاً با آرامش ظاهری جهان بیرون در تضاد باشد. سایههایی که در پی شخصیت هستند، نمادی از ترسها، خاطرات یا فشارهاییاند که حتی با تلاش برای فرار، از او جدا نمیشوند. کافکا با این تصویر، احساس بیپناهی، اضطراب و سردرگمی انسان در جهان مدرن را به زیبایی به تصویر میکشد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این متن کافکا تصویرگر حس بیپایان تنهایی و اضطراب درون ذهن انسان است. مه و سکوت سنگین خیابانها نه تنها فضای بیرونی را توصیف میکنند، بلکه انعکاسی از آشفتگی درونی را نیز منتقل میکنند؛ هر قدم، هر صدای پا، گویی در دل این سکوت گم میشود، درست همانطور که انسان گاهی حس میکند در زندگی یا در افکار خود ناپدید میشود.
باران آرام که بر شهر میبارد، تضادی با طوفان درونی شخصیت ایجاد میکند و نشان میدهد که آشفتگی درونی ممکن است کاملاً با آرامش ظاهری جهان بیرون در تضاد باشد. سایههایی که در پی شخصیت هستند، نمادی از ترسها، خاطرات یا فشارهاییاند که حتی با تلاش برای فرار، از او جدا نمیشوند. کافکا با این تصویر، احساس بیپناهی، اضطراب و سردرگمی انسان در جهان مدرن را به زیبایی به تصویر میکشد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
👏11👍4❤2
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
از خداوند برای مواقعی که اصلا انتظار نداشتم ولی #هدیهای دریافت کردم، #تشکر کنم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
از خداوند برای مواقعی که اصلا انتظار نداشتم ولی #هدیهای دریافت کردم، #تشکر کنم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤18👏8
#از_شما
*❣به نام خالق هستی بخش❣*
*💐🌿 بامداد دومین آدینه آذرماه سرشار از آرامش، مهرورزی و نیک اندیشی باد. 💞🌾🌸🍂
پختگی آرامآرام از دل تجربهها زاده میشود. از اتفاقاتی که دلمان را لرزاندند، از حرفهایی که زخم زدند، از مسیرهایی که فکر میکردیم پایان راهند اما در حقیقت آغاز تازهای بودند. هرچه انسان بالغتر میشود، نگاهش نیز نرمتر میشود. کمکم میفهمد در پشت هر رفتار تلخ از سوی دیگران، دردی نهفته است. هر سکوت، قصهای دارد. هر آدمی دلی دارد که چیزی از آن نمیدانیم. همین فهم، قدرت همدلیاش را زیاد میکند و قضاوتهایش را کم. میفهمد دنیا آنقدر پیچیده هست که نتوان آدمها را در یک جمله خلاصه کرد.
با پختگی، حساسیت نسبت به حرفها و قضاوتهای دیگران هم کمرنگتر میشود. آدم کمکم درمییابد که نگاه دیگران فقط روایت آنها از جهان است، نه حقیقت وجود او. آنگاه سکوتش بیشتر میشود، آرامش درونیاش عمیقتر، و اعتمادش به خودش محکمتر. دیگر نیازی نمیبیند برای تأیید شدن بدود؛ خودش را میفهمد، خودش را میپذیرد، و همین کافیست.
*✅پختگی یعنی آرام شدن دل، یعنی کمتر قضاوت کردن و کمتر اهمیت دادن به قضاوت شدن. یعنی رسیدن به نقطهای که در آن، انسان خودش و دیگران را میشنود و جهان را مهربانتر میبیند.*
🌺🌾🌸💐🍂🌺🌾🌸
محمدحسین فرقانی
باسپاس فراوان از همراه عزیزمان مهندس فرقانی از یزد
🆔 @Sayehsokhan
*❣به نام خالق هستی بخش❣*
*💐🌿 بامداد دومین آدینه آذرماه سرشار از آرامش، مهرورزی و نیک اندیشی باد. 💞🌾🌸🍂
پختگی آرامآرام از دل تجربهها زاده میشود. از اتفاقاتی که دلمان را لرزاندند، از حرفهایی که زخم زدند، از مسیرهایی که فکر میکردیم پایان راهند اما در حقیقت آغاز تازهای بودند. هرچه انسان بالغتر میشود، نگاهش نیز نرمتر میشود. کمکم میفهمد در پشت هر رفتار تلخ از سوی دیگران، دردی نهفته است. هر سکوت، قصهای دارد. هر آدمی دلی دارد که چیزی از آن نمیدانیم. همین فهم، قدرت همدلیاش را زیاد میکند و قضاوتهایش را کم. میفهمد دنیا آنقدر پیچیده هست که نتوان آدمها را در یک جمله خلاصه کرد.
با پختگی، حساسیت نسبت به حرفها و قضاوتهای دیگران هم کمرنگتر میشود. آدم کمکم درمییابد که نگاه دیگران فقط روایت آنها از جهان است، نه حقیقت وجود او. آنگاه سکوتش بیشتر میشود، آرامش درونیاش عمیقتر، و اعتمادش به خودش محکمتر. دیگر نیازی نمیبیند برای تأیید شدن بدود؛ خودش را میفهمد، خودش را میپذیرد، و همین کافیست.
*✅پختگی یعنی آرام شدن دل، یعنی کمتر قضاوت کردن و کمتر اهمیت دادن به قضاوت شدن. یعنی رسیدن به نقطهای که در آن، انسان خودش و دیگران را میشنود و جهان را مهربانتر میبیند.*
🌺🌾🌸💐🍂🌺🌾🌸
محمدحسین فرقانی
باسپاس فراوان از همراه عزیزمان مهندس فرقانی از یزد
🆔 @Sayehsokhan
❤13👏3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔅سخنان کوتاه و تاثیرگذار "ایندرا نویی"
مدیر عامل و رییس هیئت مدیره Pepsi
و قدرتمندترین زن جهان در سال 2009 و 2010 به انتخاب نشریه فوربس!
🆔 @Sayehsokhan
مدیر عامل و رییس هیئت مدیره Pepsi
و قدرتمندترین زن جهان در سال 2009 و 2010 به انتخاب نشریه فوربس!
🆔 @Sayehsokhan
👏18