نشر سایه سخن
9.38K subscribers
13.9K photos
5.17K videos
279 files
4.29K links
📚📚کتابخانه ای همراه؛
همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹

خرید کتاب از سایت:
⬇️⬇️⬇️⬇️
www.sayehsokhan.com

📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت تلگرام:
👇👇👇👇
@sayehsokhanpub

آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف
تلفن: 02166496410 و 02166408408
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
varamin.salam:

ناصر مسعودی خواننده‌‌ی پیشکسوت موسیقی گیلان درگذشت

🔺 ناصر مسعودی خواننده‌ پیشکسوت موسیقی نواحی گیلان پس از چند ماه بیماری و بر اثر کهولت سن در بیمارستان آریای رشت درگذشت.

🔺 مسعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با خواندن تیتراژ سریال «کوچک جنگلی» در نیمه دوم دهه‌ 1360 وارد فصل تازه ای از فعالیت های موسیقایی شد. این در حالی بود که او از نخستین چهره‌های موسیقی مقیم ایران بود که پس از انقلاب در خارج از کشور کنسرت‌هایی برگزار کرد.

🔺 او پس از آن تا دهه 90 چند آلبوم ماندگار منتشر کرد که آلبوم «حالا چرا»، با همکاری مسعود لاهیجی و مجید درخشانی، در جشنواره «موسیقی ما» جایزه بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال را گرفت.
👇👇👇

@varamin.salam

#ناصر_مسعودی #بلبل_گیلان #میرزا_کوچک_جنگل
#صدای_گیلان #صدای_جنگل

🆔 @Sayehsokhan
15
¼📩 #از_شما

دماغ(۲)

"حالا می‌خواهید من چه کاری برایتان انجام دهم؟". این سوالی بود که همیشه از مراجعین می‌پرسم. مرد شتابزده گفت: "می‌خوایم علیه دکتر که خانوم را عمل کرده شکایت کنیم. پولمون که رفته هیچی، دماغ زنمونم که باعث خنده در و همسایه شده  هیچی، ولی ....."قدری صبر کرد و یک دفعه مثل این که به نقطه جوش رسیده باشد گفت:

"بابا نفس تنگیشم به درک ولی آخه این صداست که پیدا کرده؟ مثل این که تو حلقش خروس لاری داره با کفتر چایی دعوا می‌کنند. رفتیم قوز دماغش رو برداریم، شد قوز بالاقوز .. ". لبخندی زدم و گفتم: "می‌خواهید چکار کنید، قصد شکایت از پزشک را دارید؟ به نظرم اول با خودش صحبت کنید و مشکلات جراحی را بازگو کنید. باید مسئولیت خودش را قبول کند".

این دفعه مرد بود که لبخند زد؛ بیشتر به پوزخند شبيه بود: "رفتیم؛ هی ما رو سر می‌دوونه؛ می‌گه شاید لازم باشه دوباره عمل بشه. مگه من سر گنج نشستم، این دیگه گوش بُریه به خدا، نیست؟ چند تا کلمه دکتری سر هم می‌کنه و می‌اندازه به خیکمون که ما سرمون نمی‌شه و خلاصه که کاسه کله پاچه داده دستمون ولی دریغ از یه ذره آب گوشت که تو این کاسه باشه".

زن که دائم با  دستش به بینی‌اش ور می‌رفت با حالتی مغموم و صدایی عجیب گفت: "آبروم رفته آقای وکیل؛ نمی‌تونم هیج‌جا برم، صدام مسخرس و باعث خنده مردمه، دماغم که دیگه نگو، مثل کوهیه که تراشیده‌اند، هی این شوهرم غُرغر می‌کنه و سر کوفت بهم می‌زنه " و با بغض ادامه داد:

"خسته شدم به خدا". گفتم: "والله من کمتر این‌طور پرونده‌ها را داشتم ولی حاضرم قبول کنم، برای خودم هم یک تجربه است". دلم می‌خواست ببینم که این‌طور شکایات چه طور جلو می‌رود و نتیجه چه می‌شود؟ روی حق‌الوکاله هم زیاد سخت نگرفتم.

شاطر نان را از تنور داغ مغازه و زندگی در می‌آورد و نمی‌شد یک آتش دیگر هم به فکر و خیالش انداخت. القصه که شدم وکیل زن با آن بینی ناقص و صدای نیمه زنانه و نیمه مردانه!

(ادامه دارد)

#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من


اگر خواسته باشی با داستان‌های کوتاه ‌آقای دکتر رادان بیشتر آشنا بشی
پیشنهاد می‌کنم

🎁 لذت مطالعه‌ی کتاب‌های دفتر وکالت من جلد اول و دوم رو به خودت هدیه بدی

🆔 @Sayehsokhan
11👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کانال بزم موسیقی

یک ملودی ماندگار به طوری که در این ویدئو زیبا خواهید دید، می‌تواند یک جماعت را به وجد آورد...

اجرای «سمفونی شماره ۹ بتهوون» به صورت «فلش ماب»

«فلش ماب» (flash mob) یک پدیده اجتماعی و جدید در رابطه با یک «قرار دسته جمعی هدفمند» به اصطلاح خودجوش است.
فلش ماب به گروه شهروندانی گفته می‌شود که از طریق رسانه های دنیای مجازی(اینترنت، ایمیل و...) یا تلفن همراه یا نامه زنجیره ای همدیگر را خبردار کرده و در زمان معینی در مکانهای عمومی برای انجام کارهای شگفت آور از جمله اجرای کنسرت، آواز گروهی فی البداهه، آب بازی و... تجمع می‌کنند.
در بسیاری موارد، طی اجرای برنامه دهها یا صدها شهروند رهگذر به گروه اولیه ملحق می‌شوند.


🎼 بهترینهای موسیقی اینجاست
@bazmemusighi
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
9👏2
سرود شادی_ناصر نظر
@bazmemusighi
کانال بزم موسیقی

«سرود شادی»

بر اساس سمفونی شماره ٩ «بتهوون»

تنظیم: #ناصر_نظر
اجرا: گروه کُر

🎼 بهترینهای موسیقی اینجاست
@bazmemusighi
🆔 @Sayehsokhan
7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این پیامِ بی‌جی فاگ بر یک اصل روان‌شناختی مهم تکیه دارد: مغز ما با «تقویت‌های کوچک» بهتر یاد می‌گیرد تا با موفقیت‌های بزرگ و نادر. شادی کردن برای یک قدم کوچک، یک تغییر ساده یا حتی یک شروع نیم‌بند، سیگنال قدرتمندی به ذهن می‌فرستد که «این مسیر ارزش ادامه دادن دارد». وقتی این شادی‌های کوچک تکرار می‌شوند، چرخه‌ای از انگیزه ساخته می‌شود که به‌مراتب قوی‌تر و پایدارتر از انگیزه‌های کوتاه‌مدت و احساسی است. به همین دلیل است که او می‌گوید این تغییر کوچک می‌تواند تأثیری عظیم داشته باشد.

در زمان‌هایی که زندگی سخت می‌شود و انگیزه فرو می‌ریزد، شادی بابت یک موفقیت کوچک تبدیل به طناب نجات می‌شود؛ چون احساس «پیشرفت» را، حتی اگر بسیار کوچک باشد، در وجود ما زنده نگه می‌دارد. این حس پیشرفت، امید و تاب‌آوری را می‌سازد؛ چیزی که باعث می‌شود ادامه بدهیم، حتی وقتی راه روشنی پیش رو نمی‌بینیم. فاگ یادآوری می‌کند که شادیِ آگاهانه برای قدم‌های کوچک، فقط یک تمرین خوشحال‌کننده نیست؛ یک مهارت حیاتی برای رشد و دوام آوردن است.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan
16👍2
🔺تشدید آلودگی هوا در سایه‌ی سوءمدیریت!

🌫️ همراهان گرامی، مراقب خود و عزیزانمان باشیم 🌫️

هم‌میهنان عزیز، این روزها هوای شهرهای ما بشدت ناپاک و نفس کشیدن را دشوار کرده است. برای اینکه هم خود و هم فرزندانمان کمتر آسیب ببینیم، به چند توصیه زیر توجه کنیم:

1⃣ در خانه بمانیم و با خانواده لحظات کوچک شادی بسازیم. وقتی بیرون رفتن ضروری نیست، با بازی، کتابخوانی یا گفت‌وگوهای دلنشین، از کنار هم بودن لذت ببریم.

2⃣ پنجره‌ها را ببندیم و از فیلترهای مناسب استفاده کنیم. پاک نگه داشتن هوای خانه، مثل یک پناهگاه برای ما و عزیزانمان است.

3⃣ ماسک استاندارد بزنیم وقتی بیرون می‌رویم – ماسک، محافظ کوچکی است که مراقب ریه‌هایمان است.

4⃣ آب کافی بنوشیم و میوه‌ها و سبزیجات تازه بخوریم – تغذیه سالم، بدن ما را برای مقابله با اثرات آلودگی تقویت می‌کند.

5⃣ ورزش سنگین در فضای باز را محدود کنیم – نفس عمیق در هوای آلوده می‌تواند آسیب‌زننده باشد؛ بهتر است ورزش‌های سبک در خانه یا روزهای پاک انجام شود.

6⃣ کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماری‌های قلبی و ریوی را بیشتر حمایت کنیم – آن‌ها بیشترین لطمه را می‌بینند و حضور و مراقبت ما، سلامتشان را حفظ می‌کند.

7⃣ خانه را مرطوب و تمیز نگه داریم – کمی رطوبت و پاکسازی گرد و غبار، فضای خانه را برای نفس کشیدن ایمن‌تر می‌کند.

8⃣ شاخص آلودگی هوا را دنبال و برنامه‌ریزی کنیم – روزهای پاک‌تر فرصت خوبی برای قدم زدن یا کارهای بیرون از خانه است.

💛 با رعایت این نکات، شاید اندکی سلامت خود و خانواده‌مان را حفظ و به آرامش روحی خود کمک کنیم.

همیشه یادمان باشد که مراقبت از یکدیگر، بزرگ‌ترین سرمایه ماست.

📌 بگذرد این روزگار تلخ‌تر از زهر!

🆔 @Sayehsokhan
8👏7👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️  کلمۀ «ذهن آگاهی» (Mindfulness) دقیقاً چیست!

✳️ می‌توانیم بگوییم «ذهن آگاهی» مجموعه‌ای از ابزارهای روانشناختی است که سلامت، بهزیستی و کیفیت زندگی شما را ارتقا می‌دهد. ابزارهای مختلف بسیاری درون این مجموعه وجود دارند که هر کدام هدف مجزایی دارند.

🔹 ابزارهایی وجود دارند که به شما در "تمرکز" و "انعطاف در توجه" کمک می‌کنند، اینکه توجهتان را روی فعالیتی آگاهانه بگذارید، و این کار را با شش دانگ حواستان انجام دهید.
🔹بخش دیگری از ابزارها هستند که به شما در "فاصله گرفتن" و "جدا شدن" از افکار آزاردهنده و ناکارآمدتان کمک می کنند.
🔹بخش دیگری از فعالیت‌ها به شما کمک می‌کنند که فضایی برای هیجاناتِ دردآورتان باز کنید و به آنها اجازه بدهید که از شما گذر کنند.
🔹قسمت دیگری از مهارتها شما را قادر می‌سازند که لذت ببرید، قدردان لحظاتتان باشید و میزان رضایتتان از #فعالیتهای_لذت_بخش را افزایش بدهید.


📚 عنوان: #تله_شادمانی
📝 مترجمین: #دکتر_علی_صاحبی و #دکتر_مهدی_اسکندری
#چاپ: #شانزدهم
انتشارات: #سایه_سخن

🆔 @Sayehsokhan
12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفت‌وگو با خدا

صحنه‌ای از فیلم«شعله» با بازی دَرمندرا و هِما مالینی.

https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
9
📩 #از_شما

دماغ(۳)

فکر کردم که بروم و پزشک را ببینم و صحبتی بکنیم، شاید می‌شد قضیه را فیصله داد. یک روز عصر که هوا بین روشنی و تاریکی پشتک وارو می‌زد رفتم مطب آقای دکتر. مطب بزرگ بود و شلوغ. تقریبا تمام مشتریان زن و دختر بودند. بعضی‌ها هم چسبی بر روی دماغشان داشتند که نشان می‌داد تیغ جراح آن بینی را زیارت کرده است. به زحمت صندلی خالی پیدا کردم و نشستم.

دیدم اگر بخواهم نوبت را رعایت کنم باید ساعت‌ها در آن مطب به انتظار بنشینم. رفتم سراغ منشی. سرش شلوغ بود؛ یا تلفن جواب می‌داد و یا به مراجعین پاسخ می‌گفت. سرش روی دفتر اوقات خم  و به نوشتن اسامی و منظم کردن آن‌ها مشغول بود. با سرفه مصنوعی او را متوجه خودم کردم. نگاهش رفت روی دماغم و گفت: "اولین بار است که مراجعه می‌کنید؟". با سر جواب مثبت دادم ..بلافاصله گفت: "باید معاینه شوید" و بی‌حوصله ادامه داد: "وقت که گرفته‌اید؟". این‌بار هم با سر جواب منفی دادم. مثل این‌که حوصله حرف زدن نداشت، چون گفت :"بروید اینترنتی وقت بگیرید و الا...". دیدم این‌طوری نمی‌شود، باید می‌فهمید که من برای نوازش تیغ سرد پزشک با دماغم نیامده‌ام:

"ببینید! من وکیل هستم. موکلی دارم که قصد شکایت از آقای دکتر را دارد. امده‌ام شاید بتوانیم با گفتگو مشکل را خاتمه دهیم". منشی بُراق شد به من؛ مثل وقتی که گربه‌ای در خیابان یا کوچه یکهو زل می‌زند تو چشم آدم. گاهی گربه طوری نگاه می‌کند که  فکر می‌کنم انتظار سلام کردن از من را داشته است. منشی این دفعه به دماغم نگاه نمی‌کرد، سرش را خاراند و گفت: "باشه؛ بشینید تا بین مریض‌ها بفرستمون تو". منظورش از مریض ان همه آدم سر حال و سالم  بود که همگی سرشان خم شده بود روی  موبایل‌های رنگ و وارنگی که در دست داشتند.

نیم  ساعتی نشستم، حوصله‌ام سر رفت. هی به قول منشی مریض رفت در اتاق و آمد بیرون ولی دريغ از یک تعارف که سرکار خانم  به من بزند. کار داشتم و نمی‌توانستم بیش از این معطل بمانم. نمی‌دانم که چه شد منشی در کوچک پشت سرش را باز کرد و رفت داخل؛احتمالا دستشویی بود.

همان موقع مریضی بیرون آمد و من بلافاصله پریدم درون اتاق پزشک. اتاق تزئین شده و بزرگ بود و مرد درشت اندام و طاسی پشت میزش نشسته و به من نگاه می‌کرد....

(ادامه دارد)

#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

🆔 @sayehsokhan
10👍3👎1
حکمرانی بی‌قصه - رنانی
Mohsen Renani
👆👆👆
فایل صوتی «حکمرانی بی‌قصه»

(سخنان محسن رنانی در جمع اقتصاددانان / ۱۰ آبان ۱۴۰۳)

-------------

یادداشت «حکمرانی بی‌قصه» (۲۲ آ‌ذر ۱۴۰۳)
👇👇👇

https://t.me/Renani_Mohsen/712
@ForghaniArchitect
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این جمله برتولت برشت واقعیتی تلخ از روابط انسانی و جامعه را نشان می‌دهد: مردم معمولاً در موفقیت و خوشبختی قدرتمندان نقشی ندارند و تمایل چندانی به شراکت یا تقدیر از دستاوردهای آنان ندارند، اما وقتی شکست و ناکامی رخ می‌دهد، همان مردم با کنجکاوی، نقد یا حتی بهره‌برداری از ضعف، سهمی ناخواسته در این شکست پیدا می‌کنند.

برشت با این بیان هشدار می‌دهد که قدرت و مقام، همواره همراه با نظاره‌گری و قضاوت جامعه است؛ موفقیت ممکن است تنها باشد، اما شکست همیشه جمعی و آشکار است. این نکته به ما یادآوری می‌کند که باید همواره آماده‌ی مدیریت واکنش‌ها و انتقادها باشیم و موفقیت خود را تنها با معیارهای درست بسنجیم، نه نگاه دیگران.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan
5👍3👏2
🔻 «هوا گرچه امروز هم سنگین و ناپاک است، اما دلِ ما می‌تواند هنوز روشن بماند…»

🌫️ همراهان عزیز و گرامی، دیروز یادآور شدیم که این روزها هوای شهرهای ما بشدت ناپاک و نفس کشیدن را دشوار کرده است. برای اینکه  کمتر آسیب ببینیم، باز هم به چند توصیه کاربردی‌تر و کمتر شنیده‌شده برای این روزهای آلوده اشاره می‌کنیم:

امید است که این پیشنهادهای عملی‌ و مفید بتواند از خستگی، سردرد، بی‌حالی و فشارهای عصبی ناشی از  آلودگی هوا کم کند:

1⃣ دوش کوتاه شبانه
آلاینده‌ها روی پوست و مو می‌نشینند و حتی می‌توانند کیفیت خواب را پایین بیاورند.
یک دوش کوتاه قبل از خواب، بدن را پاک و آرام می‌کند.

2⃣ کارهای «سبک» در روزهای آلوده
آلودگی هوا انرژی روانی را کم می‌کند.
کارهای سنگین و بحث‌های فرساینده را بگذاریم برای روزهای پاک‌تر. امروز کارهای کوچک‌تر و قابل‌مدیریت‌تر انجام دهیم.

3⃣ تهویه ۱۰ دقیقه‌ای هوشمند
اگر نیاز به هوا دادن خانه داریم، بهترین زمان صبح زود یا بعد از بارش است.(البته اگر بارانی بارید!)
یک تهویه ۱۰ دقیقه‌ای با پنجره نیمه‌باز کافی است.

4⃣ گیاهان مفید برای هوای خانه
اسپاتی‌فیلوم، سانسوریا، پتوس و شامادورا گیاهانی‌اند که بخشی از آلاینده‌های فضای بسته را جذب می‌کنند. (گیاهان آپارتمانی)
راهی ساده و کم‌هزینه برای سالم‌تر کردن محیط خانه.

5⃣ تجمیع کارهای بیرون
به‌جای چند بار بیرون رفتن، کارها را یک‌باره انجام دهیم.
هم کمتر در معرض آلودگی هستیم، هم سهم هر کدام از ما در کاهش آلودگی بیشتر می‌شود.

6⃣ مراقبت از چشم‌ها
خشکی چشم و سوزش در این روزها طبیعی است.
اگر لنز استفاده می‌کنیم، چند روز عینک بزنیم و از قطره‌های مرطوب‌کننده کمک بگیریم.

7⃣ گفت‌وگو با کودکان
کودکان با هوای خاکستری و ماسک‌ها نگران می‌شوند.
با توضیحی ساده و آرامش‌بخش به آن‌ها قوت قلب بدهیم:
«هوا برای چند روز آلوده شده، ما مراقبیم، همه‌چیز بهتر می‌شود عزیزم»

8⃣ ساختن یک «گوشه تنفس» در خانه
یک جای کوچک با نور ملایم، گیاه، رطوبت و شاید یک موسیقی آرام…
جایی برای چند دقیقه مکث و تنفس آرام.
این چند دقیقه کوچک، ذهن و بدن را به طرز عجیبی سبک می‌کند.

🔻 «بادِ روشنایی دیر یا زود می‌وزد؛
ما تا آن زمان، مراقب هم می‌مانیم…»


با شما و در کنارتان هستیم!

🆔 @Sayehsokhan
22👍4👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ین مستند، در سال ۱۳۸۱ ساخته شده است. خانم ناهید رضایی، سه سال پیش این ویدیو را در یوتیوب منتشر کرده و نوشته است:

«این فیلم را درست بیست سال پیش درباره دختران جوان دبیرستانی ساختم. به مدرسه‌ای که در آن درس خوانده بودم رفتم و از دختران جوان پرسیدم چه خواسته‌هایی دارند، آرزوهایشان چیست و چه تصوری از خودشان در بیست سال بعد دارند



#کانال‌بغض‌عشق

🆔️@TOFANPoetry
🆔 @Sayehsokhan
11👍5👎2
🔹🔹🔹

👈 سقراط و همسرش زَنتیپی
🍃🍃🍃

📙وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه میکرد، نزدیکش شد و پرسید:
"چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟"
زن در حالی که گریه میکرد گفت: "ظالمانه کشته خواهی شد.
" سقراط گفت: "یعنی اگر عادلانه کشته میشدم گریه نمیکردی؟!" زن گفت : منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی! سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!
زن خود را از آغوش او رها کرد و گفت: "الهی زیر گل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه و منطق برنمیداری!!"

📕زَنتیپی همسر سقراط و مادر سه پسر او (لامپروسلز، سوفرونیسکوس و منکسنس) و از شهروندان آتن باستان بود.
زنتیپی به‌معنای اسب زرد است و از واژهٔ یونانی زَنتوس (به یونانی: ξανθός) به‌معنی زن بور و هیپوس (به یونانی: ἵππος) به‌معنی اسب گرفته شده‌است.
وجود واژهٔ هیپوس در نام‌های یونان باستان معمولاً به ریشهٔ اشرافی شخص مورد نظر اشاره دارد.

📗دلیل دیگری که بر ممتاز بودن طبقهٔ اجتماعی خانوادگی او می‌آورند این است که در آن‌زمان رسم بوده که پسر اول را با نام پدربزرگش بنامند اما نام پدر سقراط (سوفرونیسکوس) را بر پسر دوم نهاده‌اند که نشان‌دهندهٔ ممتازتر بودن طبقهٔ اجتماعی زنتیپی نسبت به سقراط است.

📔داستان‌های زیادی دربارهٔ او وجود دارد که نمی‌توان حقیقت بودن بیشتر آن‌ها را اثبات کرد. او بسیار از سقراط جوان‌تر بود، این تفاوت سن ممکن است تا ۴۰ سال باشد.

📓وی در تاریخ به بدخویی شهرت یافته است. سقراط خود در این باره به شاگردان و مریدان می گفته است: ترجیح دادم که زانتیپ شریک زندگیم باشد تا به بردباری عادت کنم زیرا با او به سر آوردن مرا با تحمل ناگواری ها آشنا می کند و معاشرت با مردم را قابل تحمل، بلکه رضایت بخش می سازد.

📕از این رو نام زانتیپ بیش از دو هزار سال است که به عنوان نمونه بدرفتاری و بداخلاقی یاد می شود و داستانهای بسیاری از اخلاق و رفتار او نقل شده و از آن جمله است که:

📗روزی وی بر همسر خود خشمناک شد و زبان به دشنام و بدگویی به روی او گشود. سپس ظرفی را که پر از آبی آلوده بود، برداشت و به روی سقراط افکند. سقراط تنها پاسخی که به این رفتار همسرش داد، این بود که گفت: عجیب نیست اگر پس از رعد، باران ببارد!

📙زانتیپ صفات پسندیده هم داشت و مخصوصا خانه داری و تدبیر منزل و جدیت وی در تربیت فرزندان، مورد اعتراف و ستایش سقراط بود. همه اهالی آتن نیز این زن را می شناختند و تنها به خاطر احترامی که برای سقراط قائل بودند، از وی تنفر داشتند.

📒 افلاطون تنها در کتاب فایدون از او نام برده و او را همسر و مادری فداکار دانسته‌است.
📘کسنوفون در کتاب ممورابیلیا او را همین‌گونه نشان داده با این تفاوت که گفته لامپروسلز از پرخاشگری او شاکی بوده‌است.

📕همچنین در کتاب سمپوزیوم خود چنین آورده که سقراط همسر خود را زنی دانسته که به سختی می‌شود با او کنار آمد و دلیل انتخاب او را همین روحیهٔ جدل‌آمیز او دانسته‌است.
▫️به‌نظر می‌رسد که ویژگی‌هایی که کسنوفون از او برشمرده در میان دیگر نویسندگان پس از او عمومیت پیدا کرده‌است. آلیان او را زنی ستیزه‌جو و حسود دانسته که کیکی را که آلکیبیادس برای سقراط فرستاده زیر پا لگدمال می‌کند.
دیوژن لائرتی داستان‌های زیادی از بدزبانی‌های او گفته اما منبعی برای این گفته‌های خود نیاورده‌است.
نویسندگان پسین، همچون دیوژن لائرتی (که ارسطو را منبع سخن خود عنوان کرده) آورده‌اند که سقراط زن دیگری با نام مِرتو (Myrto) داشته‌است. پلوتارک سخن مشابهی گفته اما در این‌که ارسطو چنین چیزی گفته باشد تردید کرده‌است.

📗وی پس از مرگ سقراط سخت اندوهناک شد و مردم آتن که تاثر و غم او را داشتند، درصدد برآمدند که وی را در مشکلات زندگی یاری کنند ولی او امتناع ورزید و گفت: شرافت همسری سقراط خود ثروتی است که مرا از دیگر ثروت ها بی نیاز می سازد.
🍃🍃🍃
https://t.me/bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
12👍7
📩 #از_شما

دماغ(۴)

سلام کردم. بی ان‌که پاسخ دهد با دست اشاره کرد که بنشینم. روی صندلی نزدیک به او نشستم دکتر از جا بلند شد. خواستم توضیح دهم که برای چه آمده‌ام که نگاهش رفت روی دماغ من. قدری نگاه کرد و گفت: "بینی شما از نوع پیازی است ،....بگذار ببینم "جلو امد:" بله...پیازی مدور است با منخرین لبه دار". یک لحظه احساس کردم که باز خوب است که پیازی است و مثلا چغندر نیست و الا با عینکی که روی آن قرار می‌گرفت چه قیافه مضحکی پیدا می‌کردم.

  "این فکر لبخند را نشاند روی لبم. دکتر دید:" بله...خنده دار است، ما همه جور بینی داریم که بی‌شباهت به نوعی سبزی یا حتی برخی حیوانات نیستند... بادمجانی، کدوحلوایی، عقابی، شامپانزه‌ای ....فکر کردم چه مزرعه‌ایی است صورت ما که همه جور صیفی‌جات در آن کشت شده است.

دکتر دقیق در دماغ من خیره شد: "قدری هم انحراف دارد، برای عمل رینوپلاستی کار را مشکل می‌کند. چطور این همه سال با این بینی زندگی کردید؟" نمی‌دانم چرا هیچی نمی‌گفتم و حرف‌های دکتر نوعی کرختی در من ایجاد کرده بود.مثل این‌که حرف‌هایش مانند تزریق ماده‌ای  بی‌حس کننده مرا به حال رخوت در آورده بود.

دکتر  دماغ مرا لمس کرد و با چراغی پر نور که روی آن تابانید مشغول معاینه شد: "قدری دیر آمده اید، دیواره زیاد برجسته شده و غضروف‌های بالدار متصلب شده‌اند....زیاد کار می‌برد، اما مشکلی نیست". دکتر سر جایش نشست و مشغول نوشتن شد. همین‌طور که می‌نوشت گفت: "همه می‌خواهند خوشگل شوند، شما سن و سالی ازتان گذشته ولی اپیدمی خوشگلی شما را هم به این‌جا کشانده است.

باور می‌کنید که‌ حتی بعضی آدم‌هایی که دیگر باید به فکر خوشگلی را از سر بیرون کنند  با خواهش و التماس می‌خواهند که رینوپلاستی شوند..."همین موقع در باز شد و منشی وارد شد و با حالت غضبناک نگاهی به من کرد و گفت: "مگه نگفتید که وکیلم؟ چرا نگفتید که اومدید برای معاینه؟" مثل این‌که با حرف منشی به خودم امدم و خماری حرف‌های دکتر از سرم پرید.

دکتر خندید و گفت: "مگر وکیل دل ندارد خانوم، حالا یک دروغی هم گفته". روی صندلی جابه‌جا شدم و گفتم: "برای معاینه نیامدم، دنبال کار موکل هستم که عمل شده ولی مسحور و مجذوب فرمایشات جنابعالی شدم و یادم رفت زود این رو بگم".

دکتر خودنویسش را روی میز رها کرد و از نوشتن باز ایستاد و نگاه تندی به من کرد....

(ادامه دارد)

#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

🆔 @sayehsokhan
10👍2👎1
Audio
▪️کیست این‌پنهان مرا در جان و تن....
▪️شاعر: #عمان_سامانی
پاره‌هایی دل‌نشین از کتاب #گنجینه_اسرار
خوانش و اجرا: #دکتر_عبدالحمید_ضیایی

با سپاس فراوان از همراه گرامی جناب آقای فتاحی از نجف‌آباد

@drabdolhamidziaee
🆔 @Sayehsokhan
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی

این جمله ویلیام جیمز یادآور می‌شود که بسیاری از افراد فکر می‌کنند که به‌صورت فعال و مستقل می‌اندیشند، در حالی که در واقع تنها تعصبات و باورهای قبلی خود را بازسازی و تزئین می‌کنند. اندیشیدن واقعی، مستلزم مواجهه با افکار و شواهد جدید، پرسشگری و توانایی بازنگری است، نه صرفاً تأیید آنچه از پیش پذیرفته‌ایم.

جیمز با این جمله به اهمیت خودآگاهی و صداقت فکری تأکید می‌کند: خردمند کسی است که می‌تواند باورهایش را به چالش بکشد و ذهن خود را برای دیدن حقیقت، حتی اگر مخالف خواستش باشد، باز نگه دارد. این‌گونه است که تفکر به جای تحکیم تعصب، راهی به سوی رشد و بینش واقعی می‌گشاید.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan
11👏6👍3
قرار ملاقات با خود: چگونه و چرا

📢 چند وقت است که به ملاقات خودتان نرفته‌اید؟

❇️ حال زمان آن رسیده که در هفته، یک ساعت تا یک نیم‌روز را به #ملاقات_با_خودتان اختصاص دهید.
در این زمان، فقط برای خودتان وقت می‌گذارید و به خودتان توجه می‌کنید.

❇️ یکی از ارزشمندترین کارهایی که می‌توانید برای #بهبود_کیفیت_زندگی خود انجام دهید، صرف این زمان اختصاصی برای خودتان است
.
❇️ شناخت خود و ارزش قائل شدن برای خود، با صرف زمان و انجام کارهای خوب در حق خودتان عملی می‌شود.

❇️ قرار ملاقات با خود، نماد و تبلور تعهد شما به خودتان است.

❇️ در این زمان، هیچ مزاحمتی نباید باشد؛ تلفن همراه و وسایل ارتباطی را کنار بگذارید.

❇️ فعالیت‌هایی که می‌توانید در ملاقات با خودتان انجام دهید:

قدم زدن در یک مسیر زیبا
نوشتن نامه‌ای به خودتان
قدردانی از توانایی‌هایتان
انجام یک کار مورد علاقه
پرداختن به اعمال معنوی مانند دعا یا مراقبه
تفکر درباره هدف و معنای زندگی
نوشتن احساساتتان روی کاغذ
تمرین تن‌آرامی، ریلکسیشن و یوگا
رفتن به دل طبیعت و لذت بردن از حضور در آن

💛 جمله نهایی:

"امروز برای ملاقات با خودم برنامه‌ریزی می‌کنم و وقت می‌گذارم."

🆔 @Sayehsokhan
19