نشر سایه سخن
9.38K subscribers
13.9K photos
5.17K videos
279 files
4.29K links
📚📚کتابخانه ای همراه؛
همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹

خرید کتاب از سایت:
⬇️⬇️⬇️⬇️
www.sayehsokhan.com

📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت تلگرام:
👇👇👇👇
@sayehsokhanpub

آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف
تلفن: 02166496410 و 02166408408
Download Telegram
کتاب هنوز مطمئن‌ترین وسیله برای کسبِ دانش است، اگر بیش از این در این‌باره غفلت کنیم، درمورد کشورِ خود با گسیختگیِ فرهنگی و درمورد جهان، با بی‌خبری و بریدگی روبرو خواهیم ماند.
معلوماتِ ناشی از کتاب، با تفکّر و زایندگیِ فکر همراه می‌شود، یعنی دو مرحله‌ای است: در یک مرحله، مطلب را از کتاب می‌گیریم و در مرحله‌ی بعد آن را به مفاهیمِ به یاد ماندنی تبدیل می‌کنیم تا در نهایت واردِ ذهن شود و آن را جذب نماییم. امّا در تصویرِ تلویزیونی این فرآیند به صورتِ یک مرحله‌ای انجام می‌شود. تمامِ آنچه که به روی صفحه‌ می‌آید به‌طور آنی وارد ذهن می‌شود و دیگر مجال و فرصتی نمی‌ماند که درباره‌ی آن فکر کنیم، به همان اعتباری که آسان و سریع وارد شده، آسان و سریع نیز خارج می‌شود، یعنی فکـر‌انگیز و تأمّل‌انگیز نیست. از مشکلاتِ تلویزیون این است که نوعی به اصطلاح هم‌خوانیِ فکری در مردم ایجاد می‌کند، یعنی همه را به‌طورِ یکسان به یک نوع فکر، وا می‌دارد و همین مشکل هم لطمه‌ی بزرگی در «استقلالِ فکر» وارد می‌آورد که آثار آن برای یک کشور زیان‌آور است، چرا که تمدّنِ یک کشور به فکرِ مردمش وابسته است و اگر قرار باشد دیگران برای او فکر کنند، فرستنده‌ها خط بدهند، مجالی برای اندیشیدن نباشد، تمدّنِ کشور در واقع لاغر و تهی می‌شود و چنین سرزمینی مجبور می‌گردد که نگاهش را به دیگران بدوزد و از علم و فکر با تعبیرِ دیگران برداشت نماید و اصلاً به خودش زحمتِ تفکّرِ مستقل را ندهد، که می‌دانید چقدر خسارت‌بار است.
با همه‌ی ابزارهای صوتی و تصویری _از تلویزیون تا اینترنت_ هنوز کتاب مهمّ‌ترین و نجیب‌ترین وسیله‌ی ارتباط با دنیای معرفت است، و شیوعِ «رسانه» نتوانسته است از اعتبار و بُردِ آن بکاهد. «شناخت» سرآغازِ حرکت است؛ ضرورت است، نه زینت. قبول کنیم که جوان ایرانی مأمنِ فکریِ درستی ندارد، می‌داند که چه نمی‌خواهد، ولی نمی‌داند که چه می‌خواهد. نخست آنکه بسیار کم کتاب می‌خواند، با این تعداد جوانِ مدرسه رفته که سر به میلیون‌ها می‌زنند تیراژ کتاب، تأسّف‌بار است. دوّم آنکه نمی‌داند چه بخواند و چگونه کتاب به دست آورد. کتاب گِران است و کتابخانه‌ی عمومی کم. آنها هم که کنجکاویِ بیشتری داشته باشند، و بخواهند که علاوه بر جزوه‌های درسی چیز دیگری نیز یاد بگیرند «مُدِ روز» طوری است که در مباحث روزمرّه غرق می‌شوند، از نوع «پست مدرن» و نقدهای پُر نیش و نوش، و ترجمه‌های مغشوش و شعـر واره‌ها، که همه‌ی اینها به منزله‌ی پستانکی هستند که در دهانِ بچّه بگذارند که گریه نکند. چند سال بعد پی خواهند بُرد که چه عمری از آنها تلف شده است.

                 #فصلنامه_هستی
               #دیروز_امروز_فردا
    #ایران_چه_حرفی_برای_گفتن_دارد

💎 دکتر محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن

🆔 @Sayehsokhan
👏74👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی، زیبایی و هنر

🆔 @Sayehsokhan
16
شرمین نادری:
«مردم خوب ایران، کتاب کنکور انسانی لازم داریم برای مدرسه پسرانه رمین در حاشیه چابهار، مدارس مناطق حاشیه زاهدان و مدارس چانف  و مدرسه دخترانه روستای گرم‌بیت که همون دخترای کهنانیکشی هستن که می‌شناسین، همونا که اولین دیپلمه‌های روستاشون خواهند بود.
کار زمین مونده و کمک لازم داریم.
برای فرستادن کتاب یا همراهی در خرید با کتابفروشی لارستان تماس بگیرین.

۰۲۱۸۸۸۹۹۳۶۵ »
🆔 @Sayehsokhan
.
4👏1
📩 #از_شما

رعیت، رعیت است

نمی‌دانم آن‌چه موکل گفت درست بود یا نه؛ نمی‌دانم آن‌چه شنیدم چقدر دقیق بود ولی این را می‌دانم که رعیت همیشه رعیت است.

موکلی داشتم که زمین زراعی او و بسیاری از برزگران چون او در معرض خلع ید از سوی مالکان قرار گرفته بود. کشت کارانی که از کمبود آب و کمی محصول در رنج بودند، حالا با دعوایی از ناحیه اربابانی  مواجه بودند که بعضی از آن‌ها فقط کوتاه زمانی را  زیر اسمان  ایران می‌گذراندند و باقی ایام را در وطن دوم  در غرب آمریکا سپری می‌کردند.

شگفتی داستان ان بود که جد بزرگ اربابان، شريعتمدار شهیر شهر بود که ناصرالدین شاه و پسرش با او بر سر عداوت بودند. مجتهد، پادشاه بی تاج آن دیار بود و چون دو پادشاه در اقلیمی نگنجد، شاه قاجار و پسر او که والی آن دیار بوده با روحانی درس آموخته در نجف در جدال و کشمکش بودند.

از موکل پرسیدم که: "مجتهد را چه با زراعت و رعیت؟"
موکل جواب داد: "ما سینه به سینه شنیده‌ایم که....."

ظاهرا ماجرا قصه همیشگی ظلم  والی بر مردم و پرکردن جیب خود و خزانه شاهی با دسترنج مردم بود. مسعود میرزا پسر سلطان و والی شهر بر زارعان سخت می‌گرفته و ده  جور مالیات و عوارض بر آن‌ها می‌بسته و نان از گلوی فرزندان آنان می‌بریده تا خزانه شاه بابا در دارالخلافه طهران را آباد سازد. خوب، شاه خرج بیش از  ۸۰ زوجه دائمی و موقت و دهها طفلی را که نام و شماره آنان از خاطرش رفته بود را چگونه باید تامین می‌کرد؟. بیچاره زارعی که توان پرداخت نداشته و آن هنگام سر و کارش با داغ و درفش و فلک شدن و تاراج خر و خورجین و گلیم او می‌افتاد باید حبس در دوستاقخانه را که بدتر از زندان سکندر بود می‌پذیرفت. موکل می‌گفت که رعایای به جان آمده که راه به جایی نمی‌بردند و هنوز نام و نشانی از عدلیه هم نشنیده بودند، اوراق مالکیت خود را به نزد مجتهد آورده که: "آقا! دستمان به دامنت؛ تو را به جد اطهرت که از این به بعد مالک این اراضی شما باشيد و ما رعیت شما. از این پس ما جان بر سر زمین می‌کَنیم و شما لقمه نانی به ما بدهید که روزگار طی کنیم و دیگر دولت ابد مدت از ما عشریه و مالیه و هزار کوفت دیگر نخواهد.

موکل می گفت که حتی بعضی از رعایا شبانه اسناد خود را از کوچه به داخل خانه شریعتمدار می‌انداختند و ناپدید می‌شدند تا حساب ماموران اخذخراج  قجری با اقا باشد.
نمی‌دانم شاید  پیرایه‌ای به داستان بسته باشند ولی بعید می‌دانم که اصل آن بی‌اساس باشد.

خلاصه که صد و اندی  سال بعد احفاد مجتهد عریضه به دادگستری برده بودند که ندیدگان آن رعایا، نمک به حرامی کرده و بر زمین غصبی کار می‌کنند و لقمه در می‌آوردند و لقمه خون می‌شود و خون نطفه و اولاد حرام لقمه، که جد بزرگ ما به دادشان رسیده حق ما را تضییع کرده‌اند.

من که هنر چندانی در وکالت ندارم ولی دادگستری مردی نشان داد و این دعوی را نشنید و فعلا سر پشت پنجم اقا را به تاق کوبیده تا کی باز یاد قصه رعایای جد گرام را کنند .بالاخره زندگی در ینگه دنیا خرج دارد.

#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

🆔 @sayehsokhan
👏63👎2
کار سبکباران
@MalekianMedia
📚 #معرفی_کتاب

«کارِ سبکباران»

#استاد_مصطفی_ملکیان

۲۳ مهر ۱۴۰۴، موسسه سروش مولانا

@MalekianMedia
🆔 @Sayehsokhan
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!


این جمله راسل نشان می‌دهد که قدرت واقعی در داشتن عقاید ریشه‌دار و آگاهانه است. وقتی باورهایمان نتیجه‌ی تفکر و مطالعه باشند، نه صرفاً تقلید یا تأثیر دیگران، دیگر کسی نمی‌تواند با انتقاد یا توهین ما را متزلزل کند. در چنین حالتی، واکنش ما نه عصبانیت، بلکه آرامش و گاهی تعمق یا حتی خنده است؛ چرا که می‌دانیم هر نظر مخالف فرصتی برای تأمل و بازنگری است.

عقاید آگاهانه، ما را از تسلیم شدن در برابر فشارها و هیجانات آنی محافظت می‌کنند و توانایی برقراری ارتباطی آرام و منطقی با دیگران را فراهم می‌آورند. به عبارت دیگر، خرد و خودآگاهی در مواجهه با اختلاف نظر، آزادی واقعی می‌آفرینند.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan
👍9👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک نمونه تولید محتوای در خدمت محیط زیست و حساس کردن مردم به مشکل پسماند با کمک هنر موشن گرافی و موسیقی که تنها با چند ساعت که از انتشار آن می گذرد مورد بازدید عده زیادی قرار گرفته است.

به عنوان یک وظیفه اجتماعی لطفا در انتشار و بیشتر دیده شدن این محتوا تک تک ما اقدام کنیم .
سپاس

🆔 @Sayehsokhan
23👍8👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مناظره بسیار جذاب و دلنشین بین دو اندیشمند که هردو ازچهره های شاخص  وصاحب نام درعرصه جهانی هستند واقعا دیدنی وشنیدنیست ببینید ولذت ببرید.

🆔 @Sayehsokhan
👍13
📩 #از_شما

دماغ(۱)

"آخه تو را به خدا مگه خوشی زیر دلت زده بود که کار دست خودت و من دادی. بابا من به همون ریخت و قیافت راضی بودم، دیگه دنبال چی می‌گشتی که این بلا را سر خودت اوردی و من رو هم انداختی تو بدبختی و  دردسر.....همش تقصیر خواهرته.

هر کاری که اون می‌کنه تو می‌خوای جا پای اون بیزاری، اما نمی‌دونی یا نمی‌خوای بدونی که اون پوتین پاشه و تو دمپایی؛ اینو بفهم. اون وضعش با تو از زمین تا آسمون فرق داره. آبجی خانومت آویزون جيب شوهرشه و شوهرش هم دستش تو جيب مردمه. مگه نه اینه که فرشا رو دولا پنچ‌لا می‌اندازه به مشتری و موکت‌ها رو  به خلق الله قالب می‌کنه، اون حلال و حروم سرش نمی‌شه؛ نه من که باید پای تنور هفت جد و آبادم جلوی آتیش جزغاله  بشه.... اگه یه روزم نَرم سرکار که هیچی؛ شب باید سر گُشنه بیزاریم زمین "

من آن شب در دفتر وکالت به زن و شوهر جوانی نگاه می‌کردم که در حال جنگ و جدال لفظی با هم بودند. پس چرا هر دو با هم آمده بودند؟ هنوز درست نمی‌دانستم مشکلشان چیست و من چه کمکی می‌توانم بکنم. زن گاهی با نگاه تمسخر امیز به حرف‌های شوهرش واکنش نشان می‌داد و گاهی می‌پرید وسط سخنان او:

"مگه گناه کردم؟ همچین می‌گه مثل این‌که فقط من دماغم رو عمل کردم. چرا این جيغ و دادا را وقتی  شکوفه خانوم خواهر ترشیدت می‌خواست اون دماغ خرطومیش رو  عمل کنه نکشیدی.... دیگه شانس من بیچاره‌اس. دکتر هر دو تامون یکیه، ولی اقبال بد من جلوتر از خودم راه می‌ره .....این همه هم بد و بیراه پشت سر عباس‌آقا شوهر خواهرم گفتی چی شد؟ خدا بیشتر بهش داده... تا چشم هر کی نمی تونه ببینه درآد..".

زن تو دماغی حرف می‌زد و برای همین لحن حرف زدنش مثل دونالد داک اردک کارتن والت دیزنی بود. مرد خواست چیزی بگوید که اجازه ندادم:

"خوب، پس خانم عمل زیبایی بینی انجام داده‌اند. مبارک باشد، حالا چه کاری از دست من بر می‌اید؟ "مرد عصبی و برافروخته گفت: "مبارک ...هه هه، نکبت شد. ایشون جای خواهر شما، خوب به دماغش نگاه کنید، عین برج پیتزا، کج و یکوری...انگار مثل یه وصله  ناجوره توی صورت خانوم....ای کاش فقط همین بود...صداش تغییر کرده..مثل آبشار نیاگارا همین جور آبه که از سوراخای دماغش می‌ریزه ....

شبا تو خواب تنگی نفس پیدا کرده...خلاصه که دردی نیس که بعد عمل سراغی از عیال نگرفته باشه...چقدر خرج دارو و درمون کردم، مگه من چقدر درآمد دارم ؟...یه شاطر نونوایی که بیشتر نیستم...چقدر قرض و قوله  کردم، هنوز دارم قسط وام می دم خدا نگذره از دکتره که من رو بدجوری گرفتار کرده ...."

(ادامه دارد)

#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من


اگر خواسته باشی با داستان‌های کوتاه ‌آقای دکتر رادان بیشتر آشنا بشی
پیشنهاد می‌کنم

🎁 لذت مطالعه‌ی کتاب‌های دفتر وکالت من جلد اول و دوم رو به خودت هدیه بدی

🆔 @Sayehsokhan
11👍1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این جمله‌ی جوزف کمبل تلنگری است درباره‌ی خطر «موفقیتِ بی‌معنا». بسیاری از ما تمام انرژی و سال‌های عمرمان را صرف بالا رفتن از نردبانی می‌کنیم که جامعه، خانواده یا عادت‌ها برایمان انتخاب کرده‌اند؛ بدون اینکه از خود بپرسیم این نردبان اصلاً مالِ من هست یا نه. رسیدن به بالای نردبانِ اشتباه یعنی به هدف‌هایی دست یافته‌ایم که هیچ نسبتی با ارزش‌ها، علایق و معنای شخصی ما ندارند. این لحظه شاید یکی از تلخ‌ترین لحظات زندگی باشد: جایی که می‌فهمیم «آنچه به‌دست آورده‌ام، آن چیزی نبود که دنبالش بودم.»

اما پیام امیدبخشِ این جمله این است که هیچ‌وقت برای تغییر دیوار دیر نیست. وقتی متوجه می‌شویم مسیر اشتباهی را پیموده‌ایم، فرصت نادری برای بازبینی اولویت‌ها به‌دست آورده‌ایم. می‌توانیم مکث کنیم، دلمان را از توقعات دیگران خالی کنیم و نردبانی را انتخاب کنیم که به دیواری می‌رسد که واقعاً می‌خواهیم. شجاعت شروع دوباره، گاهی ارزشمندتر از سال‌ها پافشاری بر مسیر اشتباه است.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan
👍128👏1
#از_شما

*❣️به نام پروردگار بی‌همتا❣️*

*🌺 درخشش آفتاب آدینه گوارای وجود پرمهرتان باد💞💫*

در زندگی ما آدم‌های مختلفی می‌آیند و هرکدام هدیه‌ای پنهان با خود همراه دارند. بعضی‌ها قوتِ قلب‌ هستند؛ حضورشان آرام‌بخش است، امید می‌دهند، و یادآوری می‌کنند که تنها نیستیم. بودنشان مثل نسیمی ملایم است که ذهن را می‌نوازد و دل را سبک می‌کند.

عده‌ای دیگر برایمان حکم درس‌ دارند! گاهی سخت، گاهی چالش‌برانگیز، اما همان‌ها بیشترین رشد را به ما می‌دهند؛ صبوری، مرزبندی، خودشناسی.

حقیقت این است:

*هیچ‌کس بی‌حکمت وارد زندگی‌مان نمی‌شود. هر آدمی نقشی دارد؛ یا دل‌مان را گرم می‌کند، یا چشم‌مان را باز.*

*زیبایی مسیر در آنست که از آمدن هرکس، سهمی برای رشد، فهم‌ و بهتر شدنمان برداریم.*

🌼💞💐🌼💞💐🌼

محمدحسین فرقانی

با سپاس فراوان از مهندس فرقانی عزیز

🆔 @Sayehsokhan
10👏4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
varamin.salam:

ناصر مسعودی خواننده‌‌ی پیشکسوت موسیقی گیلان درگذشت

🔺 ناصر مسعودی خواننده‌ پیشکسوت موسیقی نواحی گیلان پس از چند ماه بیماری و بر اثر کهولت سن در بیمارستان آریای رشت درگذشت.

🔺 مسعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با خواندن تیتراژ سریال «کوچک جنگلی» در نیمه دوم دهه‌ 1360 وارد فصل تازه ای از فعالیت های موسیقایی شد. این در حالی بود که او از نخستین چهره‌های موسیقی مقیم ایران بود که پس از انقلاب در خارج از کشور کنسرت‌هایی برگزار کرد.

🔺 او پس از آن تا دهه 90 چند آلبوم ماندگار منتشر کرد که آلبوم «حالا چرا»، با همکاری مسعود لاهیجی و مجید درخشانی، در جشنواره «موسیقی ما» جایزه بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال را گرفت.
👇👇👇

@varamin.salam

#ناصر_مسعودی #بلبل_گیلان #میرزا_کوچک_جنگل
#صدای_گیلان #صدای_جنگل

🆔 @Sayehsokhan
15
¼📩 #از_شما

دماغ(۲)

"حالا می‌خواهید من چه کاری برایتان انجام دهم؟". این سوالی بود که همیشه از مراجعین می‌پرسم. مرد شتابزده گفت: "می‌خوایم علیه دکتر که خانوم را عمل کرده شکایت کنیم. پولمون که رفته هیچی، دماغ زنمونم که باعث خنده در و همسایه شده  هیچی، ولی ....."قدری صبر کرد و یک دفعه مثل این که به نقطه جوش رسیده باشد گفت:

"بابا نفس تنگیشم به درک ولی آخه این صداست که پیدا کرده؟ مثل این که تو حلقش خروس لاری داره با کفتر چایی دعوا می‌کنند. رفتیم قوز دماغش رو برداریم، شد قوز بالاقوز .. ". لبخندی زدم و گفتم: "می‌خواهید چکار کنید، قصد شکایت از پزشک را دارید؟ به نظرم اول با خودش صحبت کنید و مشکلات جراحی را بازگو کنید. باید مسئولیت خودش را قبول کند".

این دفعه مرد بود که لبخند زد؛ بیشتر به پوزخند شبيه بود: "رفتیم؛ هی ما رو سر می‌دوونه؛ می‌گه شاید لازم باشه دوباره عمل بشه. مگه من سر گنج نشستم، این دیگه گوش بُریه به خدا، نیست؟ چند تا کلمه دکتری سر هم می‌کنه و می‌اندازه به خیکمون که ما سرمون نمی‌شه و خلاصه که کاسه کله پاچه داده دستمون ولی دریغ از یه ذره آب گوشت که تو این کاسه باشه".

زن که دائم با  دستش به بینی‌اش ور می‌رفت با حالتی مغموم و صدایی عجیب گفت: "آبروم رفته آقای وکیل؛ نمی‌تونم هیج‌جا برم، صدام مسخرس و باعث خنده مردمه، دماغم که دیگه نگو، مثل کوهیه که تراشیده‌اند، هی این شوهرم غُرغر می‌کنه و سر کوفت بهم می‌زنه " و با بغض ادامه داد:

"خسته شدم به خدا". گفتم: "والله من کمتر این‌طور پرونده‌ها را داشتم ولی حاضرم قبول کنم، برای خودم هم یک تجربه است". دلم می‌خواست ببینم که این‌طور شکایات چه طور جلو می‌رود و نتیجه چه می‌شود؟ روی حق‌الوکاله هم زیاد سخت نگرفتم.

شاطر نان را از تنور داغ مغازه و زندگی در می‌آورد و نمی‌شد یک آتش دیگر هم به فکر و خیالش انداخت. القصه که شدم وکیل زن با آن بینی ناقص و صدای نیمه زنانه و نیمه مردانه!

(ادامه دارد)

#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من


اگر خواسته باشی با داستان‌های کوتاه ‌آقای دکتر رادان بیشتر آشنا بشی
پیشنهاد می‌کنم

🎁 لذت مطالعه‌ی کتاب‌های دفتر وکالت من جلد اول و دوم رو به خودت هدیه بدی

🆔 @Sayehsokhan
11👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کانال بزم موسیقی

یک ملودی ماندگار به طوری که در این ویدئو زیبا خواهید دید، می‌تواند یک جماعت را به وجد آورد...

اجرای «سمفونی شماره ۹ بتهوون» به صورت «فلش ماب»

«فلش ماب» (flash mob) یک پدیده اجتماعی و جدید در رابطه با یک «قرار دسته جمعی هدفمند» به اصطلاح خودجوش است.
فلش ماب به گروه شهروندانی گفته می‌شود که از طریق رسانه های دنیای مجازی(اینترنت، ایمیل و...) یا تلفن همراه یا نامه زنجیره ای همدیگر را خبردار کرده و در زمان معینی در مکانهای عمومی برای انجام کارهای شگفت آور از جمله اجرای کنسرت، آواز گروهی فی البداهه، آب بازی و... تجمع می‌کنند.
در بسیاری موارد، طی اجرای برنامه دهها یا صدها شهروند رهگذر به گروه اولیه ملحق می‌شوند.


🎼 بهترینهای موسیقی اینجاست
@bazmemusighi
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
9👏2
سرود شادی_ناصر نظر
@bazmemusighi
کانال بزم موسیقی

«سرود شادی»

بر اساس سمفونی شماره ٩ «بتهوون»

تنظیم: #ناصر_نظر
اجرا: گروه کُر

🎼 بهترینهای موسیقی اینجاست
@bazmemusighi
🆔 @Sayehsokhan
7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این پیامِ بی‌جی فاگ بر یک اصل روان‌شناختی مهم تکیه دارد: مغز ما با «تقویت‌های کوچک» بهتر یاد می‌گیرد تا با موفقیت‌های بزرگ و نادر. شادی کردن برای یک قدم کوچک، یک تغییر ساده یا حتی یک شروع نیم‌بند، سیگنال قدرتمندی به ذهن می‌فرستد که «این مسیر ارزش ادامه دادن دارد». وقتی این شادی‌های کوچک تکرار می‌شوند، چرخه‌ای از انگیزه ساخته می‌شود که به‌مراتب قوی‌تر و پایدارتر از انگیزه‌های کوتاه‌مدت و احساسی است. به همین دلیل است که او می‌گوید این تغییر کوچک می‌تواند تأثیری عظیم داشته باشد.

در زمان‌هایی که زندگی سخت می‌شود و انگیزه فرو می‌ریزد، شادی بابت یک موفقیت کوچک تبدیل به طناب نجات می‌شود؛ چون احساس «پیشرفت» را، حتی اگر بسیار کوچک باشد، در وجود ما زنده نگه می‌دارد. این حس پیشرفت، امید و تاب‌آوری را می‌سازد؛ چیزی که باعث می‌شود ادامه بدهیم، حتی وقتی راه روشنی پیش رو نمی‌بینیم. فاگ یادآوری می‌کند که شادیِ آگاهانه برای قدم‌های کوچک، فقط یک تمرین خوشحال‌کننده نیست؛ یک مهارت حیاتی برای رشد و دوام آوردن است.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan
16👍2
🔺تشدید آلودگی هوا در سایه‌ی سوءمدیریت!

🌫️ همراهان گرامی، مراقب خود و عزیزانمان باشیم 🌫️

هم‌میهنان عزیز، این روزها هوای شهرهای ما بشدت ناپاک و نفس کشیدن را دشوار کرده است. برای اینکه هم خود و هم فرزندانمان کمتر آسیب ببینیم، به چند توصیه زیر توجه کنیم:

1⃣ در خانه بمانیم و با خانواده لحظات کوچک شادی بسازیم. وقتی بیرون رفتن ضروری نیست، با بازی، کتابخوانی یا گفت‌وگوهای دلنشین، از کنار هم بودن لذت ببریم.

2⃣ پنجره‌ها را ببندیم و از فیلترهای مناسب استفاده کنیم. پاک نگه داشتن هوای خانه، مثل یک پناهگاه برای ما و عزیزانمان است.

3⃣ ماسک استاندارد بزنیم وقتی بیرون می‌رویم – ماسک، محافظ کوچکی است که مراقب ریه‌هایمان است.

4⃣ آب کافی بنوشیم و میوه‌ها و سبزیجات تازه بخوریم – تغذیه سالم، بدن ما را برای مقابله با اثرات آلودگی تقویت می‌کند.

5⃣ ورزش سنگین در فضای باز را محدود کنیم – نفس عمیق در هوای آلوده می‌تواند آسیب‌زننده باشد؛ بهتر است ورزش‌های سبک در خانه یا روزهای پاک انجام شود.

6⃣ کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماری‌های قلبی و ریوی را بیشتر حمایت کنیم – آن‌ها بیشترین لطمه را می‌بینند و حضور و مراقبت ما، سلامتشان را حفظ می‌کند.

7⃣ خانه را مرطوب و تمیز نگه داریم – کمی رطوبت و پاکسازی گرد و غبار، فضای خانه را برای نفس کشیدن ایمن‌تر می‌کند.

8⃣ شاخص آلودگی هوا را دنبال و برنامه‌ریزی کنیم – روزهای پاک‌تر فرصت خوبی برای قدم زدن یا کارهای بیرون از خانه است.

💛 با رعایت این نکات، شاید اندکی سلامت خود و خانواده‌مان را حفظ و به آرامش روحی خود کمک کنیم.

همیشه یادمان باشد که مراقبت از یکدیگر، بزرگ‌ترین سرمایه ماست.

📌 بگذرد این روزگار تلخ‌تر از زهر!

🆔 @Sayehsokhan
8👏7👍3