This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی
این سخنِ سلیگمن دعوتی است برای دیدن دوبارهی زندگی از زاویهای تازه. او یادآور میشود که برداشت ما از جهان، نتیجهی زاویه دید ماست؛ اگر جایمان را عوض کنیم—در فکر، در نگاه، در شیوهی تفسیر تجربهها—ناگهان همان زندگی، معنایی متفاوت پیدا میکند. بسیاری از بنبستها و ترسها درواقع ناشی از محدود بودن زاویه نگاه ماست، نه واقعی بودن خطر.
سلیگمن درباره ترس میگوید بسیاری از ما بهخاطر ترس عقب میرویم، نه بهخاطر واقعیت. ما از چیزی میترسیم که حتی تجربهاش نکردهایم. اما حقیقت این است که «مرگ» بدترین اتفاق نیست؛ بدترین اتفاق آن زمانی است که انسان در ظاهر زنده باشد، اما امید، اشتیاق و ارادهاش مرده باشد. این همان «مرگ درونی» است—وقتی دیگر چیزی ما را به حرکت وادار نمیکند.
پیام او روشن است: زاویه نگاهت را تغییر بده، از ترس عقب ننشین، و نگذار زندگی درونیات خاموش شود. این همان راهی است که انسان را واقعاً زنده نگه میدارد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این سخنِ سلیگمن دعوتی است برای دیدن دوبارهی زندگی از زاویهای تازه. او یادآور میشود که برداشت ما از جهان، نتیجهی زاویه دید ماست؛ اگر جایمان را عوض کنیم—در فکر، در نگاه، در شیوهی تفسیر تجربهها—ناگهان همان زندگی، معنایی متفاوت پیدا میکند. بسیاری از بنبستها و ترسها درواقع ناشی از محدود بودن زاویه نگاه ماست، نه واقعی بودن خطر.
سلیگمن درباره ترس میگوید بسیاری از ما بهخاطر ترس عقب میرویم، نه بهخاطر واقعیت. ما از چیزی میترسیم که حتی تجربهاش نکردهایم. اما حقیقت این است که «مرگ» بدترین اتفاق نیست؛ بدترین اتفاق آن زمانی است که انسان در ظاهر زنده باشد، اما امید، اشتیاق و ارادهاش مرده باشد. این همان «مرگ درونی» است—وقتی دیگر چیزی ما را به حرکت وادار نمیکند.
پیام او روشن است: زاویه نگاهت را تغییر بده، از ترس عقب ننشین، و نگذار زندگی درونیات خاموش شود. این همان راهی است که انسان را واقعاً زنده نگه میدارد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤11👍9👏3
#از_شما
*❣️به نام خالق بیهمتا❣️*
*🌺 بامداد آدینهتان روشن از لبخند و آرامش 💖🍃🌼*
🔰 قدر آدمهای خوب را بدانیم…
💠 بعضی آدمها شبیه هوای تازهاند؛ تا وقتی هستند، حضورشان را بدیهی میپنداریم.
آدمهای خوب، بیهیاهو و بیادعا، حضورشان را با لبخند، توجه و نیت پاکشان معنا میکنند. همانهایی که بیمنت محبت میکنند، بیدلیل میبخشند، و بودنشان آرامش میآورد. اما ما گاهی آنقدر در رفتوآمد روزها غرق میشویم که فراموش میکنیم این آدمها و این مهربانیها ابدی نیستند! قدرِ خوبها را باید وقتی هستند دانست، نه زمانی که جایشان را سکوت پر کرده است.
دنیا به همین دلهای نیک زنده است. اگر به خوبیهایشان احترام بگذاریم، اگر قدردان محبتهایشان باشیم، آنها به ادامهی راه دلگرمتر میشوند.
مراقب باشیم آدمها را از خوب بودن خسته نکنیم، و با بیتوجهی و بیمهری، چراغ دلشان را خاموش نکنیم.
*✅ سپاس و قدردانی، همان نیروییست که مهربانی را در جهان زنده نگه میدارد. بیاییم با قدرشناسی و رفتار نیکمان، خوبی را در دل دیگران تکثیر کنیم. بیتردید دنیا به همین دلهای صادق و مهربان زنده است.*
🌸🌿💐🌾🌸🌿💐🌾
محمدحسین فرقانی
با سپاس فراوان از مهندس فرقانی عزیز
🆔 @Sayehsokhan
*❣️به نام خالق بیهمتا❣️*
*🌺 بامداد آدینهتان روشن از لبخند و آرامش 💖🍃🌼*
🔰 قدر آدمهای خوب را بدانیم…
💠 بعضی آدمها شبیه هوای تازهاند؛ تا وقتی هستند، حضورشان را بدیهی میپنداریم.
آدمهای خوب، بیهیاهو و بیادعا، حضورشان را با لبخند، توجه و نیت پاکشان معنا میکنند. همانهایی که بیمنت محبت میکنند، بیدلیل میبخشند، و بودنشان آرامش میآورد. اما ما گاهی آنقدر در رفتوآمد روزها غرق میشویم که فراموش میکنیم این آدمها و این مهربانیها ابدی نیستند! قدرِ خوبها را باید وقتی هستند دانست، نه زمانی که جایشان را سکوت پر کرده است.
دنیا به همین دلهای نیک زنده است. اگر به خوبیهایشان احترام بگذاریم، اگر قدردان محبتهایشان باشیم، آنها به ادامهی راه دلگرمتر میشوند.
مراقب باشیم آدمها را از خوب بودن خسته نکنیم، و با بیتوجهی و بیمهری، چراغ دلشان را خاموش نکنیم.
*✅ سپاس و قدردانی، همان نیروییست که مهربانی را در جهان زنده نگه میدارد. بیاییم با قدرشناسی و رفتار نیکمان، خوبی را در دل دیگران تکثیر کنیم. بیتردید دنیا به همین دلهای صادق و مهربان زنده است.*
🌸🌿💐🌾🌸🌿💐🌾
محمدحسین فرقانی
با سپاس فراوان از مهندس فرقانی عزیز
🆔 @Sayehsokhan
❤5👏5
آیا خواندن رمان و کتابهای داستانی فایدهای هم دارد؟
این سوالیست که مارک منسن نویسنده آمریکایی میپرسد و جوابش آنقدر تكاندهنده است که، ادعای وجود اروپای آزاد امروز به همین پاسخ مربوط هست.
منسن میگوید:
وقتی جوانتر بودم فکر میکردم خواندن داستان، وقت تلف کردنه اما معلم دبیرستانم یک جملهی درخشانی گفت، که اون موقع معنیش رو نمیفهمیدم.
معلمم گفت: «ما داستانها را میخوانیم چون هیچوقت فرصتْ به اندازهی کافی نداریم تا مردم را بشناسیم!»
این جمله یک حقیقت پرمغز دارد.
منسن میگوید؛ ما آدمهای زندگیمان را خودمان انتخاب میکنیم، یعنی دوست داریم با افرادی دوست بشویم که علایق، دیدگاهها و تجارب مشترکی با ما دارند.
چرا؟ چون با تفاوت، در سلیقه و تفکر، میانهی خوبی نداریم.
داستانها دقیقاً اینجا به دادمان میرسند.
داستانسرایی در هر شکلی، چه فیلم، چه کتاب، یا همصحبتی با دیگران، محک خوبیه که آدمها را وادار میکند تا فراتر از چارچوب تجربههای محدودشان فکر کنند و ببیند بقیهی آدمها با افکار و سلایق مختلف، چه نظراتی ممکنه داشته باشند و در این باب، مثال خوبی میزند.
مارک منسن میگوید؛ من خودم هرگز درد سیاهپوستان آمریکایی را نفهمیدم تا اینکه کتاب «مرد نامرئی» را خواندم
واینکه هیچ ذهنیتی نسبت به وقایع غیر احساسی جنگ نداشتم تا وقتی که کتاب «در جبههی غرب خبری نیست» رو خواندم.
این یعنی تقویت همدلی، اما چرا مهم است؟
منسن پاسخ جالبی دارد...
او میگوید؛ تا قبل از قرن هجده، اروپا به طرز عجیبی وحشی بود. اما وقتی دستگاه چاپ اختراع شد و کتابها در دسترس مردم قرار گرفتند، این شرایط آرام آرام شروع به تغییر کرد.
چرا؟
چون مردم شروع به خواندن کردند، و مطالعهْ نیروی همدلی و دغدغهمندی را در آنها بیدار کرد و...
حالا اروپاییها فهمیده بودند چرا آزادیهای فردی مهم است؟
چرا احترام به حقوق دیگری که شاید عقیدهای متفاوت با من داشته باشد در نهایت به نفع خودمان است؟
چطور باید دولتمردها را پاسخگو کرد؟ و...
در واقع اروپا با مطالعه کردن، خواندن و اندیشیدن، آزاد شد .
🆔 @Sayehsokhan
این سوالیست که مارک منسن نویسنده آمریکایی میپرسد و جوابش آنقدر تكاندهنده است که، ادعای وجود اروپای آزاد امروز به همین پاسخ مربوط هست.
منسن میگوید:
وقتی جوانتر بودم فکر میکردم خواندن داستان، وقت تلف کردنه اما معلم دبیرستانم یک جملهی درخشانی گفت، که اون موقع معنیش رو نمیفهمیدم.
معلمم گفت: «ما داستانها را میخوانیم چون هیچوقت فرصتْ به اندازهی کافی نداریم تا مردم را بشناسیم!»
این جمله یک حقیقت پرمغز دارد.
منسن میگوید؛ ما آدمهای زندگیمان را خودمان انتخاب میکنیم، یعنی دوست داریم با افرادی دوست بشویم که علایق، دیدگاهها و تجارب مشترکی با ما دارند.
چرا؟ چون با تفاوت، در سلیقه و تفکر، میانهی خوبی نداریم.
داستانها دقیقاً اینجا به دادمان میرسند.
داستانسرایی در هر شکلی، چه فیلم، چه کتاب، یا همصحبتی با دیگران، محک خوبیه که آدمها را وادار میکند تا فراتر از چارچوب تجربههای محدودشان فکر کنند و ببیند بقیهی آدمها با افکار و سلایق مختلف، چه نظراتی ممکنه داشته باشند و در این باب، مثال خوبی میزند.
مارک منسن میگوید؛ من خودم هرگز درد سیاهپوستان آمریکایی را نفهمیدم تا اینکه کتاب «مرد نامرئی» را خواندم
واینکه هیچ ذهنیتی نسبت به وقایع غیر احساسی جنگ نداشتم تا وقتی که کتاب «در جبههی غرب خبری نیست» رو خواندم.
این یعنی تقویت همدلی، اما چرا مهم است؟
منسن پاسخ جالبی دارد...
او میگوید؛ تا قبل از قرن هجده، اروپا به طرز عجیبی وحشی بود. اما وقتی دستگاه چاپ اختراع شد و کتابها در دسترس مردم قرار گرفتند، این شرایط آرام آرام شروع به تغییر کرد.
چرا؟
چون مردم شروع به خواندن کردند، و مطالعهْ نیروی همدلی و دغدغهمندی را در آنها بیدار کرد و...
حالا اروپاییها فهمیده بودند چرا آزادیهای فردی مهم است؟
چرا احترام به حقوق دیگری که شاید عقیدهای متفاوت با من داشته باشد در نهایت به نفع خودمان است؟
چطور باید دولتمردها را پاسخگو کرد؟ و...
در واقع اروپا با مطالعه کردن، خواندن و اندیشیدن، آزاد شد .
🆔 @Sayehsokhan
👏16❤9
🎧 اپیزود شانزدهم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود دوم از فصل سوم؛
توی این قسمت سوگ رو بهعنوان واکنشی طبیعی و انسانی میبینیم و با ابزارهای کاربردی سراغش میریم. از پذیرش بنیادین تا موجسواری بر احساس، از پرداختن به چراهای ذهنی تا آیین پنج پیام و بازگشت آروم به زندگی بر پایهی ارزشها.
💡پیام اصلی اینه که سوگ پایان راه نیست و میتونه به پیوندی عمیقتر با زندگی منجر بشه.
🎙 اپیزود رو گوش بده و اگه به کار کسی میآد براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
لینک اپیزود پانزدهم در اپلیکیشن کستباکس:
https://castbox.fm/vb/860400481
✅ Channel: @school_of_happiness
اپیزود دوم از فصل سوم؛
توی این قسمت سوگ رو بهعنوان واکنشی طبیعی و انسانی میبینیم و با ابزارهای کاربردی سراغش میریم. از پذیرش بنیادین تا موجسواری بر احساس، از پرداختن به چراهای ذهنی تا آیین پنج پیام و بازگشت آروم به زندگی بر پایهی ارزشها.
💡پیام اصلی اینه که سوگ پایان راه نیست و میتونه به پیوندی عمیقتر با زندگی منجر بشه.
🎙 اپیزود رو گوش بده و اگه به کار کسی میآد براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
لینک اپیزود پانزدهم در اپلیکیشن کستباکس:
https://castbox.fm/vb/860400481
✅ Channel: @school_of_happiness
👍6❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
مونتسکیو با دقتی ظریف یک حقیقت روانشناختی را آشکار میکند: رسیدن به شادی معمولاً سخت نیست، اما مقایسه شادی را دشوار میکند. ما بهجای اینکه به حالِ خوب خودمان توجه کنیم، مدام میخواهیم ببینیم آیا از دیگران «شادتر» هستیم یا نه.
مشکل از همینجا شروع میشود؛ چون تصویری که از شادی دیگران در ذهن داریم معمولاً واقعی نیست. ما ظاهرِ آرام و لبخندهای دیگران را میبینیم، اما رنجها و نگرانیهای پنهانشان را نمیشناسیم. نتیجه این میشود که لذتهای واقعی زندگیمان را با تخیلمان درباره زندگی دیگران مقایسه میکنیم—و طبیعی است که در چنین مقایسهای همیشه بازندهایم.
پیام مونتسکیو روشن است: اگر به جای رقابت با شادی دیگران، به شادی خودمان توجه کنیم، زندگی بسیار سادهتر و رضایتبخشتر خواهد شد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
مونتسکیو با دقتی ظریف یک حقیقت روانشناختی را آشکار میکند: رسیدن به شادی معمولاً سخت نیست، اما مقایسه شادی را دشوار میکند. ما بهجای اینکه به حالِ خوب خودمان توجه کنیم، مدام میخواهیم ببینیم آیا از دیگران «شادتر» هستیم یا نه.
مشکل از همینجا شروع میشود؛ چون تصویری که از شادی دیگران در ذهن داریم معمولاً واقعی نیست. ما ظاهرِ آرام و لبخندهای دیگران را میبینیم، اما رنجها و نگرانیهای پنهانشان را نمیشناسیم. نتیجه این میشود که لذتهای واقعی زندگیمان را با تخیلمان درباره زندگی دیگران مقایسه میکنیم—و طبیعی است که در چنین مقایسهای همیشه بازندهایم.
پیام مونتسکیو روشن است: اگر به جای رقابت با شادی دیگران، به شادی خودمان توجه کنیم، زندگی بسیار سادهتر و رضایتبخشتر خواهد شد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤18
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوپنجم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوپنجم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤1
🌱 ده گام تا والد آگاه شدن
در انتشارات سایه سخن یک کتاب خوب و ارزشمند داریم بنام: #ده_گام_ساده_به_سوی_خوشبختی
نوشته: #آرتور_کالیاندرو و #بری_لنسون
با ترجمه آقای #ابوذر_کرمی. بر اساس این کتاب بر آن شدم تا امروز به ده گام اثربخش تا والد آگاه شدن بپردازم:
گام اول: شناخت خویشتن
پیش از آنکه فرزندمان را بشناسیم، بهتر است که ابتدا خودمان را بشناسیم.
شناخت خویشتن یعنی دیدن الگوهایی که از کودکی در ما شکل گرفتهاند؛ ترسها، واکنشها و صداهایی که گاهی ناخودآگاه از والدین خودمان وام گرفتهایم.
بیسبب نیست که #ارسطو میگوید:
«شناخت خویشتن، آغاز همهی خردهاست.»
گام دوم: پذیرش نقصها
هیچ پدر و مادری کامل نیست.
پذیرش اشتباه و نقص، نخستین نشانهی بلوغ هیجانی ما است.
کودک از ما «بیخطا بودن» نمیآموزد، بلکه «اصلاح خطا» را میآموزد.
#دالای_لاما به ما یادآوری میکند.
«به جای سرزنش خویش، با خود مهربان باش. این بهترین درس برای فرزندت است.»
گام سوم: درک دنیای کودک
کودکان با احساساتشان میفهمند، نه فقط با منطق.
به جای گفتن «نباید گریه کنی»، بگوئیم: «میفهمم ناراحتی» "میشه بهم بگی چی میخواهی؟"
چون همدلی، زبان مشترک والد و فرزند است.
لذا #کارل_راجرز
"همدلی را قلب تپندهی تربیت میداند".
گام چهارم: جدا کردن نیاز از رفتار
رفتار بد همیشه نشانهی کودک بد نیست.
زیر هر رفتار ناخوشایند، نیازی پنهان است که کودک ما راه بیانش را نمیداند.
#ژان_ژاک_روسو به ما خاطر نشان میکند:
"نگاه کن، قبل از آنکه قضاوت کنی"
گام پنجم: آرام کردن خود پیش از تربیت فرزند
کودک، آینهی هیجانات والد است.
وقتی ما آرامیم، او هم آرام میشود.
هیچ جملهی تربیتی جایگزینِ حضور آرام والد نیست.
از #دانیل_جی_سیگل میآموزیم که:
«آرامش درونی، معلم اول کودک است.»
گام ششم: گفتوگوی آگاهانه
به جای خطابه و دستور، گفتوگو کنم.
بگذاریم فرزندمان احساس کند نظرش شنیده میشود؛ همین شنیده شدن، نیمی از تربیت است.
#میشل_کوهن به ما میآموزد که:
«گوش دادن، بالاترین هنر تربیت است.»
گام هفتم: تعیین مرزهای روشن و محترمانه
محبت بدون مرز، کودک را سردرگم میکند؛
و سختگیری بدون احترام، او را میشکند.
استادی میگفت: مرز یعنی عشق همراه با قاعده.
#جان_لاک براین باور است که:
«آزادی با مسئولیت معنا پیدا میکند.»
گام هشتم: مراقبت از رابطهی والدین با یکدیگر
حفظ و نگهداری رابطه آنقدر مهم است که:
فرزند، رابطهی پدر و مادر را زندگی میکند، نه نصیحتهایشان را.
امنترین خانه برای کودک، خانهای است که در آن عشق و احترام میان والدین جریان دارد.
از #دانیل_جی_سیگل یاد میگیریم که:
فرزند، انعکاس رابطهی والدین است.
گام نهم: رشد مداوم والد
هر والد آگاه، یک دانشجوی همیشگی است.
کتاب میخواند، میآموزد، و از تجربههایش بازخورد میگیرد.
سخن ارزشمند #شریل_سندبرگ چنین است:
«بهترین هدیهای که میتوانیم به فرزندمان بدهیم، والدینی هستند که در حال رشد و یادگیریاند.»
گام دهم: مهربانی با خود
گاهی خستهایم، گاهی اشتباه میکنیم، و این طبیعی است.
فرزندمان به پدر یا مادری نیاز دارد که خود را ببخشد و دوباره برخیزد. چون #فرزندپروری_آگاهانه یعنی انسان بودن نه بینقص بودن.
#نیک_نات_هان در این خصوص اشاره میکند:
«با خودت مهربان باش، تا فرزندت مهربانی را بیاموزد.»
🔹 و اما دو پرسش اساسی برای تامل بیشتر
۱️⃣ آخرین باری که از رفتارم با فرزندم راضی نبودم، دقیقاً چه احساسی پشت آن رفتار بود؟
۲️⃣ اگر فرزندم از من یاد بگیرد که «چگونه با خودش رفتار کند»، آیا از آنچه خواهد آموخت خوشحال میشوم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
در انتشارات سایه سخن یک کتاب خوب و ارزشمند داریم بنام: #ده_گام_ساده_به_سوی_خوشبختی
نوشته: #آرتور_کالیاندرو و #بری_لنسون
با ترجمه آقای #ابوذر_کرمی. بر اساس این کتاب بر آن شدم تا امروز به ده گام اثربخش تا والد آگاه شدن بپردازم:
گام اول: شناخت خویشتن
پیش از آنکه فرزندمان را بشناسیم، بهتر است که ابتدا خودمان را بشناسیم.
شناخت خویشتن یعنی دیدن الگوهایی که از کودکی در ما شکل گرفتهاند؛ ترسها، واکنشها و صداهایی که گاهی ناخودآگاه از والدین خودمان وام گرفتهایم.
بیسبب نیست که #ارسطو میگوید:
«شناخت خویشتن، آغاز همهی خردهاست.»
گام دوم: پذیرش نقصها
هیچ پدر و مادری کامل نیست.
پذیرش اشتباه و نقص، نخستین نشانهی بلوغ هیجانی ما است.
کودک از ما «بیخطا بودن» نمیآموزد، بلکه «اصلاح خطا» را میآموزد.
#دالای_لاما به ما یادآوری میکند.
«به جای سرزنش خویش، با خود مهربان باش. این بهترین درس برای فرزندت است.»
گام سوم: درک دنیای کودک
کودکان با احساساتشان میفهمند، نه فقط با منطق.
به جای گفتن «نباید گریه کنی»، بگوئیم: «میفهمم ناراحتی» "میشه بهم بگی چی میخواهی؟"
چون همدلی، زبان مشترک والد و فرزند است.
لذا #کارل_راجرز
"همدلی را قلب تپندهی تربیت میداند".
گام چهارم: جدا کردن نیاز از رفتار
رفتار بد همیشه نشانهی کودک بد نیست.
زیر هر رفتار ناخوشایند، نیازی پنهان است که کودک ما راه بیانش را نمیداند.
#ژان_ژاک_روسو به ما خاطر نشان میکند:
"نگاه کن، قبل از آنکه قضاوت کنی"
گام پنجم: آرام کردن خود پیش از تربیت فرزند
کودک، آینهی هیجانات والد است.
وقتی ما آرامیم، او هم آرام میشود.
هیچ جملهی تربیتی جایگزینِ حضور آرام والد نیست.
از #دانیل_جی_سیگل میآموزیم که:
«آرامش درونی، معلم اول کودک است.»
گام ششم: گفتوگوی آگاهانه
به جای خطابه و دستور، گفتوگو کنم.
بگذاریم فرزندمان احساس کند نظرش شنیده میشود؛ همین شنیده شدن، نیمی از تربیت است.
#میشل_کوهن به ما میآموزد که:
«گوش دادن، بالاترین هنر تربیت است.»
گام هفتم: تعیین مرزهای روشن و محترمانه
محبت بدون مرز، کودک را سردرگم میکند؛
و سختگیری بدون احترام، او را میشکند.
استادی میگفت: مرز یعنی عشق همراه با قاعده.
#جان_لاک براین باور است که:
«آزادی با مسئولیت معنا پیدا میکند.»
گام هشتم: مراقبت از رابطهی والدین با یکدیگر
حفظ و نگهداری رابطه آنقدر مهم است که:
فرزند، رابطهی پدر و مادر را زندگی میکند، نه نصیحتهایشان را.
امنترین خانه برای کودک، خانهای است که در آن عشق و احترام میان والدین جریان دارد.
از #دانیل_جی_سیگل یاد میگیریم که:
فرزند، انعکاس رابطهی والدین است.
گام نهم: رشد مداوم والد
هر والد آگاه، یک دانشجوی همیشگی است.
کتاب میخواند، میآموزد، و از تجربههایش بازخورد میگیرد.
سخن ارزشمند #شریل_سندبرگ چنین است:
«بهترین هدیهای که میتوانیم به فرزندمان بدهیم، والدینی هستند که در حال رشد و یادگیریاند.»
گام دهم: مهربانی با خود
گاهی خستهایم، گاهی اشتباه میکنیم، و این طبیعی است.
فرزندمان به پدر یا مادری نیاز دارد که خود را ببخشد و دوباره برخیزد. چون #فرزندپروری_آگاهانه یعنی انسان بودن نه بینقص بودن.
#نیک_نات_هان در این خصوص اشاره میکند:
«با خودت مهربان باش، تا فرزندت مهربانی را بیاموزد.»
🔹 و اما دو پرسش اساسی برای تامل بیشتر
۱️⃣ آخرین باری که از رفتارم با فرزندم راضی نبودم، دقیقاً چه احساسی پشت آن رفتار بود؟
۲️⃣ اگر فرزندم از من یاد بگیرد که «چگونه با خودش رفتار کند»، آیا از آنچه خواهد آموخت خوشحال میشوم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
❤7
🔘 اقای گلهداری مثل خرچنگ با هفت سر و در هفت جهت راه میرفت. آدمی بود که بین اندیشه و عملش فاصلهای نبود. تا فکری به ذهنش میرسید بلافاصله آستینها را بالا میزد و فکر را به فعل تبدیل میکرد.یک روز آمد و گفت میخواهم مَکینَه راه بیندازم. فردا اوّل وقت بیل و کلنگ داد دست کارگر و بنّا و فرستاد پی کندن پی و پایه مَکینَه. آن روزها مثل حالا نبود که هزار ناظر و نادر و باقر بیایند بالای کار و هر کدام ایراد و آئین نامهای رو کنند و کار را بخوابانند و پروژه را زمینگیر کنند. خبری از مجوز و مستند هم نبود. بتن و میلگرد و سیمان و تیرچه کیلویی چند؟! همه علم و عمل ساختمان خلاصه میشد در پنجاه سانت خراش دادن زمین. تهیه یک کمپرسی آهک.درست کردن ترکیبی از آب و خاک و آهک به نام شِفته و شفته را ریختن داخل پی و چند ساعت بعد شروعِ دیوار چینی.
🔘 پی و پایه که محکم شد آقای گلهداری دو بار آجر ملایر ریخت سر کار و اُوسا برانازار را خبر کرد. کمتر از یک هفته مَکینَه سر پا شد. دیوارها بالا آمدند. اوسا برانازار تیرهای سقف را کار گذاشت. کار رسید به طاق زدن سقف. من و یونس و فرضی و نورالله نَه کارگر، که کودکان کارِ وردستِ اوسا برانازار بودیم. نورالله از همه ما بزرگتر بود. بنده خدایی که در همه عمر چوب چوپانی از دستش نیفتاده بود حالا از بد روزگار گله را رها و دستش به دسته بیل رسیده بود. نورالله آدم زمخت و زورمندی بود اما، فرق ماله و کمچه را نمیدانست. به استامبولی میگفت طشت! نه چارک را میشناخت نه کلوک را. نیمه را از سه خط تشخیص نمیداد. سرزده را به جای پولکی میداد دست اوسا برانازار. در کار ساختمان از بیخ و بن عرب بود!
🔘 روز قبل حسنبگ با کمپرسی هینوی سفیدش یک بار گچ خالی کرده بود سر ساختمان. آن موقع گچ را فلهای هم میفروختند. اوسا برانازار تقسیم کار کرد. قرار شد فرضی وردست اوسا باشد و گچ بمالد. من برای اوسا برانازار آجر و نیمه و پاره و کلوک بالا بیندازم. یونس هم یک طشت آب گذاشته بود و آجرها را داخل طشت میزد تا خاک و خشکیشان گرفته شود و خوب به ملات بچسبند و طاق زودتر خودش را بگیرد. اوسا برانازار از نورالله پرسید میتوانی گچ بسازی؟ نورالله بی مکث و محابا گفت البته که بَلَدَم!
🔘 مشغول انجام مقدمات کار شدیم. هر کس رفت پی انجام وظیفهاش. من و فرضی و اوسا تختهها را گذاشتیم روی بشکهها. تیر و تختهها را محکم کردیم. یونس آجرها را داخل طشت آب میزد و بیرون میآورد. نورالله رفته بود آماده شود برای ساختن گچ. داربست که درست شد اوسا برانازار و فرضی از داربست بالا رفتند. برانازار آخرین توصیهها را به فرضی کرد. نه نازک بِمال نه خیلی کُلُفت. گچ را که مالیدی صافش نکن. گچ نه شل و آبکی باشد، نه سفت و ناچسب. وقتی همه چیز برای شروع کار مهیا شد برانازار صدا زد «نوری بِرا گچ بِساز». نورالله با پیشانی و زیر بغل عرق کرده از دروازه بی در سرک کشید و گفت اوسا گچ آماده است. اوسا برانازار که دستش را به تیر اهنی سقف بند کرده بود گفت کجاست گچ؟ استامبولیها که همه خالیاند! نورالله گفت گچ بیرون است. همه گچ را ساختهام. بیا ببین! برانازار از داربست پایین پرید. فرضی بالای داربست بلاتکلیف مانده بود. یونس آجرها را داخل طشت میزد و خاک و خشکیشان را میگرفت. من مشغول تعیین و تخمین فاصله بین خودم و اوسا برانازار بودم که فریاد اوسا برانازار بلند شد. «ئه کِه وَه تیر خِیْوْ گرفتار بُوئی»۱.
🔘نورالله واقعا در باغ نبود. چنان از مرحله پرت که فکر کرده بود ساختن گچ همان ملات ساختن است! تا ما مشغول ساخت و سفت کردن داربست بودیم، بیل دست گرفته و همه آن پنج تُن گچ را آخوره و آماده کرده و آب را گرفته بود به آخوره گچ. وقتی آب به گچ برسد بعد از چند دقیقه گچ شروع میکند به خوردن آب و سفت شدن. گچکارها به این وضعیت میگویند کُشته شدن گچ! گچ کشته تودهای سفت و سنگین و بی مصرف است. به درد هیچ کاری نمیخورد.حتا دور ریختنش هم مصیبت است!
🔘 اوضاع عجیب و غریبی که امروزه داریم دستپخت نوراللههاست. نوراللهها لزوما دشمن یا نفوذی دشمن نیستند. خائن بالفطره نیستند. قصد براندازی ندارند. هدفشان کور کردن گره گرفتاریها نیست. بسیاری از آنها به قصد ساختن و آراستن آستین بالا میزنند اما حیف که به قول علما جاهل به مسئله هستند! نوراللهها نادرست نیستند نادان هستند. خائن نیستند خاماند. اما مسئله این است که برای خرابی خامی کم از خائنی ندارد! نابودی، نابودی است چه از نادرستها باشد چه از نادانهو. ما در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و روابط بینالملل و سیاست داخلی و تورّم و رکود و افکار عمومی و حقوق شهروندی و مسئولیت اجتماعی گرفتار نوراللههایی هستیم که فرق بین آهک و گچ را نمیدانند اما مطمئن و محکم میگویند «ما بلدیم».خام و خائن و نادان و نادرست همه گچ را کشته میکنند!
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
🔘 پی و پایه که محکم شد آقای گلهداری دو بار آجر ملایر ریخت سر کار و اُوسا برانازار را خبر کرد. کمتر از یک هفته مَکینَه سر پا شد. دیوارها بالا آمدند. اوسا برانازار تیرهای سقف را کار گذاشت. کار رسید به طاق زدن سقف. من و یونس و فرضی و نورالله نَه کارگر، که کودکان کارِ وردستِ اوسا برانازار بودیم. نورالله از همه ما بزرگتر بود. بنده خدایی که در همه عمر چوب چوپانی از دستش نیفتاده بود حالا از بد روزگار گله را رها و دستش به دسته بیل رسیده بود. نورالله آدم زمخت و زورمندی بود اما، فرق ماله و کمچه را نمیدانست. به استامبولی میگفت طشت! نه چارک را میشناخت نه کلوک را. نیمه را از سه خط تشخیص نمیداد. سرزده را به جای پولکی میداد دست اوسا برانازار. در کار ساختمان از بیخ و بن عرب بود!
🔘 روز قبل حسنبگ با کمپرسی هینوی سفیدش یک بار گچ خالی کرده بود سر ساختمان. آن موقع گچ را فلهای هم میفروختند. اوسا برانازار تقسیم کار کرد. قرار شد فرضی وردست اوسا باشد و گچ بمالد. من برای اوسا برانازار آجر و نیمه و پاره و کلوک بالا بیندازم. یونس هم یک طشت آب گذاشته بود و آجرها را داخل طشت میزد تا خاک و خشکیشان گرفته شود و خوب به ملات بچسبند و طاق زودتر خودش را بگیرد. اوسا برانازار از نورالله پرسید میتوانی گچ بسازی؟ نورالله بی مکث و محابا گفت البته که بَلَدَم!
🔘 مشغول انجام مقدمات کار شدیم. هر کس رفت پی انجام وظیفهاش. من و فرضی و اوسا تختهها را گذاشتیم روی بشکهها. تیر و تختهها را محکم کردیم. یونس آجرها را داخل طشت آب میزد و بیرون میآورد. نورالله رفته بود آماده شود برای ساختن گچ. داربست که درست شد اوسا برانازار و فرضی از داربست بالا رفتند. برانازار آخرین توصیهها را به فرضی کرد. نه نازک بِمال نه خیلی کُلُفت. گچ را که مالیدی صافش نکن. گچ نه شل و آبکی باشد، نه سفت و ناچسب. وقتی همه چیز برای شروع کار مهیا شد برانازار صدا زد «نوری بِرا گچ بِساز». نورالله با پیشانی و زیر بغل عرق کرده از دروازه بی در سرک کشید و گفت اوسا گچ آماده است. اوسا برانازار که دستش را به تیر اهنی سقف بند کرده بود گفت کجاست گچ؟ استامبولیها که همه خالیاند! نورالله گفت گچ بیرون است. همه گچ را ساختهام. بیا ببین! برانازار از داربست پایین پرید. فرضی بالای داربست بلاتکلیف مانده بود. یونس آجرها را داخل طشت میزد و خاک و خشکیشان را میگرفت. من مشغول تعیین و تخمین فاصله بین خودم و اوسا برانازار بودم که فریاد اوسا برانازار بلند شد. «ئه کِه وَه تیر خِیْوْ گرفتار بُوئی»۱.
🔘نورالله واقعا در باغ نبود. چنان از مرحله پرت که فکر کرده بود ساختن گچ همان ملات ساختن است! تا ما مشغول ساخت و سفت کردن داربست بودیم، بیل دست گرفته و همه آن پنج تُن گچ را آخوره و آماده کرده و آب را گرفته بود به آخوره گچ. وقتی آب به گچ برسد بعد از چند دقیقه گچ شروع میکند به خوردن آب و سفت شدن. گچکارها به این وضعیت میگویند کُشته شدن گچ! گچ کشته تودهای سفت و سنگین و بی مصرف است. به درد هیچ کاری نمیخورد.حتا دور ریختنش هم مصیبت است!
🔘 اوضاع عجیب و غریبی که امروزه داریم دستپخت نوراللههاست. نوراللهها لزوما دشمن یا نفوذی دشمن نیستند. خائن بالفطره نیستند. قصد براندازی ندارند. هدفشان کور کردن گره گرفتاریها نیست. بسیاری از آنها به قصد ساختن و آراستن آستین بالا میزنند اما حیف که به قول علما جاهل به مسئله هستند! نوراللهها نادرست نیستند نادان هستند. خائن نیستند خاماند. اما مسئله این است که برای خرابی خامی کم از خائنی ندارد! نابودی، نابودی است چه از نادرستها باشد چه از نادانهو. ما در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و روابط بینالملل و سیاست داخلی و تورّم و رکود و افکار عمومی و حقوق شهروندی و مسئولیت اجتماعی گرفتار نوراللههایی هستیم که فرق بین آهک و گچ را نمیدانند اما مطمئن و محکم میگویند «ما بلدیم».خام و خائن و نادان و نادرست همه گچ را کشته میکنند!
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
👍6❤4👏2
📚نام کتاب: #نسخه_عشق
🔸با لمس احساس فشار میکنید
معمولاً گمان میکنیم اگر همسرمان زیاد ما را لمس کند، میخواهد رابطه جنسی داشته باشد؛ اما این لزوماً درست نیست. ممکن است همسر فقط به دنبال نزدیکی و پیوند باشد اما طرف مقابل احساس کند او تمایل جنسی دارد و در آن لحظه خاص به آن میل نداشته باشد و از لمس محبتآمیز فاصله بگیرد.
برای روشن کردن مسائل، به طور خاص درباره جایی که لمس محبتآمیز متوقف و لمس شهوانی شروع شده است، صحبت کنید. این حد و مرز برای شما کجاست؟ وقتی که همسرتان بهتر میداند با لمس کردن چه سیگنالهایی به شما میدهد، میتوانید به آسانی از لمس محبتآمیز بدون فشار لذت ببرید و درگیر لمسهای شهوانی شوید.
#دکتر_جان_گاتمن، #دکتر_جولی_گاتمن، #سحر_محمدی
🆔 @sayehsokhan👇👇👇
🔸با لمس احساس فشار میکنید
معمولاً گمان میکنیم اگر همسرمان زیاد ما را لمس کند، میخواهد رابطه جنسی داشته باشد؛ اما این لزوماً درست نیست. ممکن است همسر فقط به دنبال نزدیکی و پیوند باشد اما طرف مقابل احساس کند او تمایل جنسی دارد و در آن لحظه خاص به آن میل نداشته باشد و از لمس محبتآمیز فاصله بگیرد.
برای روشن کردن مسائل، به طور خاص درباره جایی که لمس محبتآمیز متوقف و لمس شهوانی شروع شده است، صحبت کنید. این حد و مرز برای شما کجاست؟ وقتی که همسرتان بهتر میداند با لمس کردن چه سیگنالهایی به شما میدهد، میتوانید به آسانی از لمس محبتآمیز بدون فشار لذت ببرید و درگیر لمسهای شهوانی شوید.
#دکتر_جان_گاتمن، #دکتر_جولی_گاتمن، #سحر_محمدی
🆔 @sayehsokhan👇👇👇
👍2
🔹 روایت یک قرار همدلی
تو یکی از قرارهای همدلی، از همسخنم پرسیدم که:
🔻چرا از همسرت جدا شدی؟ خیانت کرده بود؟»
🔺گفت: نه.
🔻گفتم: ورشکست شد؟
🔺گفت: نه.
🔻گفتم: نکنه مشکل جنسی داشت؟
🔺گفت: نه اصلاً.
🔻گفتم: پس چی شد؟ چرا کارتون به طلاق کشید؟
🔺گفت: دیگه دوستش نداشتم… دلسرد شدم ازش، همین.
و این جملهای هست که هر روز دارم بیشتر و بیشتر از آدم ها میشنوم…
⚠️ طبق آخرین آمار رسمی، در سال ۱۴۰۲ از هر ۱۰۰ ازدواجی که ثبت شده، ۴۲ تاش به طلاق ختم شده!
یعنی تقریباً نصف ازدواجها…
خودم وقتی خوندم، سرم سوت کشید🤯
شما چی؟
اگر همین روند ادامه پیدا کنه، چند سال دیگه بنیان خانواده با بحرانی جدی روبهرو میشه 👨👩👧
اما چرا؟
اینو «جان گاتمن»، روانشناس و ریاضیدان معروف، با یه پیشبینی عجیب توضیح داده:
⛔️ و جالبه بدونین فقط بهخاطر وجود چهار رفتار خاصه بینشونه که خودش بهش میگه «چهار سوار ویرانگر»
این چهار رفتار اینان:
🐎 انتقاد مکرر از هم
🐎 تحقیر و سرزنش
🐎 دفاعی شدن
🐎 سکوت و کنارهگیری
هر کدوم از این رفتارها ریشهای به اسم میراث عاطفی داره
یعنی همون تجربههای حلنشده با والدین مون در دوران کودکی و نوجوانی که تو رابطه فعلیمون هم خودشونو نشون میدن.
در محتواهای بعدی با #میراث_عاطفی براتون دقیقتر توضیح میدم که این چیه و چطور میشه درمانش کرد.
ولی فعلاً برای شروع، فقط به یه سؤال فکر کنید:
در رابطهی شماوهمسرتون ، کدومیکی از این چهار رفتار وجود داره؟
ازتون میخوام تا چند روز آینده، بهش فکر کنید…
و نتیجه ای که میگیرید رو با من درکانال گفتگو هم داستان به اشتراک بذارید….
من هم در ادامهی این مسیر، با هشتگ #چهارسوارویرانگر براتون خواهم گفت که چطور میتونیم هرکدوم از این رفتارها رو تغییر بدیم
توحیدثبوتی | زوج درمانگر هم دل
در قرارهای همدلی،با تو هم سخنیم🧡
#سید_محمد_فرجادی
تو یکی از قرارهای همدلی، از همسخنم پرسیدم که:
🔻چرا از همسرت جدا شدی؟ خیانت کرده بود؟»
🔺گفت: نه.
🔻گفتم: ورشکست شد؟
🔺گفت: نه.
🔻گفتم: نکنه مشکل جنسی داشت؟
🔺گفت: نه اصلاً.
🔻گفتم: پس چی شد؟ چرا کارتون به طلاق کشید؟
🔺گفت: دیگه دوستش نداشتم… دلسرد شدم ازش، همین.
و این جملهای هست که هر روز دارم بیشتر و بیشتر از آدم ها میشنوم…
⚠️ طبق آخرین آمار رسمی، در سال ۱۴۰۲ از هر ۱۰۰ ازدواجی که ثبت شده، ۴۲ تاش به طلاق ختم شده!
یعنی تقریباً نصف ازدواجها…
خودم وقتی خوندم، سرم سوت کشید🤯
شما چی؟
اگر همین روند ادامه پیدا کنه، چند سال دیگه بنیان خانواده با بحرانی جدی روبهرو میشه 👨👩👧
اما چرا؟
اینو «جان گاتمن»، روانشناس و ریاضیدان معروف، با یه پیشبینی عجیب توضیح داده:
گاتمن میگه من میتونم با دقت ۹۱ درصد پیشبینی کنم کدوم زوجها طلاق میگیرن!
⛔️ و جالبه بدونین فقط بهخاطر وجود چهار رفتار خاصه بینشونه که خودش بهش میگه «چهار سوار ویرانگر»
این چهار رفتار اینان:
🐎 انتقاد مکرر از هم
🐎 تحقیر و سرزنش
🐎 دفاعی شدن
🐎 سکوت و کنارهگیری
هر کدوم از این رفتارها ریشهای به اسم میراث عاطفی داره
یعنی همون تجربههای حلنشده با والدین مون در دوران کودکی و نوجوانی که تو رابطه فعلیمون هم خودشونو نشون میدن.
در محتواهای بعدی با #میراث_عاطفی براتون دقیقتر توضیح میدم که این چیه و چطور میشه درمانش کرد.
ولی فعلاً برای شروع، فقط به یه سؤال فکر کنید:
در رابطهی شماوهمسرتون ، کدومیکی از این چهار رفتار وجود داره؟
ازتون میخوام تا چند روز آینده، بهش فکر کنید…
و نتیجه ای که میگیرید رو با من درکانال گفتگو هم داستان به اشتراک بذارید….
من هم در ادامهی این مسیر، با هشتگ #چهارسوارویرانگر براتون خواهم گفت که چطور میتونیم هرکدوم از این رفتارها رو تغییر بدیم
توحیدثبوتی | زوج درمانگر هم دل
در قرارهای همدلی،با تو هم سخنیم🧡
#سید_محمد_فرجادی
👏13❤6👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنسرت حسین علیزاده و شهرام ناظری با همراهی گروه عارف و شیدا، سال 1390
@kermanshahbozorg
@shahram.nazeri.official
.
#کرمانشاه_بزرگ #شهرام_ناظری #حسین_علیزاده #موسیقی_سنتی_کردی
🆔 @Sayehsokhan
@kermanshahbozorg
@shahram.nazeri.official
.
#کرمانشاه_بزرگ #شهرام_ناظری #حسین_علیزاده #موسیقی_سنتی_کردی
🆔 @Sayehsokhan
❤11
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این جمله از داستایوفسکی یادآور میشود که تصویر خوبی که از خود داریم، همیشه پایدار نیست. وقتی شرایط سخت میشود—وقتی فشار، سرزنش یا نارضایتی سراغمان میآید—نقابها میافتند و بخشهای پنهان شخصیتمان آشکار میشود. سختیها بیشتر از تعریفها، حقیقت انسان را نشان میدهند.
او همچنین میگوید قضاوت دیگران مهم نیست؛ مهم چیزی است که خودمان در خلوتِ درونیمان میدانیم. انسان زمانی به بلوغ میرسد که بتواند با واقعیت درونیاش روبهرو شود، نه با تصویری که دیگران از او دارند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این جمله از داستایوفسکی یادآور میشود که تصویر خوبی که از خود داریم، همیشه پایدار نیست. وقتی شرایط سخت میشود—وقتی فشار، سرزنش یا نارضایتی سراغمان میآید—نقابها میافتند و بخشهای پنهان شخصیتمان آشکار میشود. سختیها بیشتر از تعریفها، حقیقت انسان را نشان میدهند.
او همچنین میگوید قضاوت دیگران مهم نیست؛ مهم چیزی است که خودمان در خلوتِ درونیمان میدانیم. انسان زمانی به بلوغ میرسد که بتواند با واقعیت درونیاش روبهرو شود، نه با تصویری که دیگران از او دارند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤10👏6👍2
در چنین روزی درسال۱۳۲۸،#عبدالرحیم_جعفری برای چندمین بار با اکبر علمی موسس چاپخانه و انتشارات #علمی اختلاف پیدا کرد و تصمیم گرفت خودش انتشاراتی راه بیندازد و نام #امیرکبیر را هم برای موسسهی انتشارات خود برگزید، چرا که وضعیت امیر کبیر را تا حدی شبیه خود می دانست که از خانوادهای تهی دست برخاسته بود و سر آن داشت که خدماتی بزرگ به کشورش بکند. برای آغاز کار اتاقی در طبقهی دوم چاپخانهی آفتاب روبهروی در اندرون در خیابان ناصر خسرو اجاره کرد
در نخستین گام سراغ کسانی رفت که سالها آرزوی همکاری با آنها را داشت: #منیر_مهران مدیر باشگاه نیرو راستی، #حسن_صفاری ، #مرتضی_کیوان و #عبدالحسین_زرینکوب. میخواست کتابهایی بدون نقص و بی نظیر به بازار روانه کند، برای همین غلط گیری کتابها را با همسرش در خانه انجام می داد. پس از حدود یک ماه نخستین کتابهایی که به چاپ رساند، #فن_ورزش ترجمهی #منیر_مهران و #انرژی_اتمی نوشتهی حسن صفاری هردو در هزار و پانصد نسخه بود. #مهدی_آذریزدی نویسندهی محبوب کودک و نوجوان هم از نخستین کسانی بود که به همکاری با او در نشر کتاب پرداخت
سالروز تأسیس #انتشارات_امیرکبیر گرامی باد!
🆔 @Sayehsokhan
در نخستین گام سراغ کسانی رفت که سالها آرزوی همکاری با آنها را داشت: #منیر_مهران مدیر باشگاه نیرو راستی، #حسن_صفاری ، #مرتضی_کیوان و #عبدالحسین_زرینکوب. میخواست کتابهایی بدون نقص و بی نظیر به بازار روانه کند، برای همین غلط گیری کتابها را با همسرش در خانه انجام می داد. پس از حدود یک ماه نخستین کتابهایی که به چاپ رساند، #فن_ورزش ترجمهی #منیر_مهران و #انرژی_اتمی نوشتهی حسن صفاری هردو در هزار و پانصد نسخه بود. #مهدی_آذریزدی نویسندهی محبوب کودک و نوجوان هم از نخستین کسانی بود که به همکاری با او در نشر کتاب پرداخت
سالروز تأسیس #انتشارات_امیرکبیر گرامی باد!
🆔 @Sayehsokhan
❤17
.
سکوت را میپذیرم
اگر بدانم
روزی با تو سخن خواهم گفت
تیره بختی را میپذیرم
اگر بدانم
روزی چشمهای تو را خواهم سرود
مرگ را میپذیرم
اگر بدانم
روزی تو خواهی فهمید
که دوستت دارم
#جبران_خلیل_جبران
👇👇👇
@sayevarahianshearemrooz
🆔 @Sayehsokhan
سکوت را میپذیرم
اگر بدانم
روزی با تو سخن خواهم گفت
تیره بختی را میپذیرم
اگر بدانم
روزی چشمهای تو را خواهم سرود
مرگ را میپذیرم
اگر بدانم
روزی تو خواهی فهمید
که دوستت دارم
#جبران_خلیل_جبران
👇👇👇
@sayevarahianshearemrooz
🆔 @Sayehsokhan
❤13👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 #از_درد_و_رنج_تا_شادکامی
✍️نویسنده: #بروک_بسشن
👌 مترجم: #حسین_گازور
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۳
🗃تعداد صفحات: ۳۴۴
💎قیمت: ۶۲۰ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖➖➖
امروزه، مربیان، مشاوران و روانشناسان این تفکر را اشاعه میدهند که برای زندگی خوب باید به دنبال جنبههای مثبت باشیم و نکات منفی را به قالب دیگری درآوریم.
در دنیای امروز شادی دیگر صرفاً یک احساس یا حالت ذهنی نیست، بلکه نشانهای از سلامت روان و موفقیت محسوب میشود.
ازطرف دیگر درد و غم نشانۀ شکست و بیماری است. اگرخوشحال نیستیم، پس مشکلی داریم و باید آن را برطرف کنیم.
بنابراین تنها یک راه برای یافتن شادی باقی میماند که جستوجوی لذت است. در این میان فراموش کردهایم که شادبودن در زندگی فقط بهمعنای لذت نیست. آسایش، خشنودی و رضایتخاطر هرگز اکسیر شادکامی نبوده است.
درعوض، شادکامی بیشتر در لحظاتی یافت میشود که ما در شدیدترین حالت آسیبپذیری، تنهایی یا دردمندی هستیم.
شادی در آستانۀ این تجربهها حضور دارد و وقتی نگاهی گذرا به آن نوع شادی میاندازیم، آن را قدرتمند، متعالی و قانعکننده مییابیم.
🆔 @sayehsokhan
📚 #از_درد_و_رنج_تا_شادکامی
✍️نویسنده: #بروک_بسشن
👌 مترجم: #حسین_گازور
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۳
🗃تعداد صفحات: ۳۴۴
💎قیمت: ۶۲۰ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖➖➖
امروزه، مربیان، مشاوران و روانشناسان این تفکر را اشاعه میدهند که برای زندگی خوب باید به دنبال جنبههای مثبت باشیم و نکات منفی را به قالب دیگری درآوریم.
در دنیای امروز شادی دیگر صرفاً یک احساس یا حالت ذهنی نیست، بلکه نشانهای از سلامت روان و موفقیت محسوب میشود.
ازطرف دیگر درد و غم نشانۀ شکست و بیماری است. اگرخوشحال نیستیم، پس مشکلی داریم و باید آن را برطرف کنیم.
بنابراین تنها یک راه برای یافتن شادی باقی میماند که جستوجوی لذت است. در این میان فراموش کردهایم که شادبودن در زندگی فقط بهمعنای لذت نیست. آسایش، خشنودی و رضایتخاطر هرگز اکسیر شادکامی نبوده است.
درعوض، شادکامی بیشتر در لحظاتی یافت میشود که ما در شدیدترین حالت آسیبپذیری، تنهایی یا دردمندی هستیم.
شادی در آستانۀ این تجربهها حضور دارد و وقتی نگاهی گذرا به آن نوع شادی میاندازیم، آن را قدرتمند، متعالی و قانعکننده مییابیم.
🆔 @sayehsokhan
👍6❤5👏2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر از #فروغ_فرخزاد
با صدای #قیصر_امین_پور
(بخش کوتاهی از کلاس #ادبیات_معاصر)
@gheysaraminpourofficial
🆔 @Sayehsokhan
با صدای #قیصر_امین_پور
(بخش کوتاهی از کلاس #ادبیات_معاصر)
@gheysaraminpourofficial
🆔 @Sayehsokhan
❤8👍3