Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 دکتر ویلیام گلسر و کارلین گلسر میگویند:
که ریشهی بیشتر تعارضهای زناشویی در تلاش برای کنترل و تغییر همسر است؛ در حالیکه تنها کسی که میتوانیم تغییر دهیم خودمان هستیم. نویسندگان در قالب هشت درس روشن میآموزند که زوجها با پذیرش مسئولیت شادی خویش، احترام به نیازهای همسر، گوشدادن همدلانه، پرهیز از عیبجویی و تمرکز بر رفتارهای مهرآمیز میتوانند رابطهای صمیمیتر و پایدارتر بسازند.
این کتاب در واقع راهنمایی عملی است برای جایگزین کردن کنترل بیرونی با انتخاب آگاهانه، تا زندگی مشترک به جای میدان کشمکش، به فضایی امن برای رشد، عشق و شادی تبدیل شود.
#هشت_درس_برای_زندگی_زناشویی_شادتر
#ویلیام_گلسر
#کارلین_گلسر
#دکتر_علی_صاحبی
#دکتر_عاطفه_سلطانیفر
#چاپ_سیزدهم
#زندگی_زناشویی
#رابطه_سالم
#زوج_شاد
#عشق_پایدار
#زوج_درمانی
#کتابخوانی
🆔 @Sayehsokhan
که ریشهی بیشتر تعارضهای زناشویی در تلاش برای کنترل و تغییر همسر است؛ در حالیکه تنها کسی که میتوانیم تغییر دهیم خودمان هستیم. نویسندگان در قالب هشت درس روشن میآموزند که زوجها با پذیرش مسئولیت شادی خویش، احترام به نیازهای همسر، گوشدادن همدلانه، پرهیز از عیبجویی و تمرکز بر رفتارهای مهرآمیز میتوانند رابطهای صمیمیتر و پایدارتر بسازند.
این کتاب در واقع راهنمایی عملی است برای جایگزین کردن کنترل بیرونی با انتخاب آگاهانه، تا زندگی مشترک به جای میدان کشمکش، به فضایی امن برای رشد، عشق و شادی تبدیل شود.
#هشت_درس_برای_زندگی_زناشویی_شادتر
#ویلیام_گلسر
#کارلین_گلسر
#دکتر_علی_صاحبی
#دکتر_عاطفه_سلطانیفر
#چاپ_سیزدهم
#زندگی_زناشویی
#رابطه_سالم
#زوج_شاد
#عشق_پایدار
#زوج_درمانی
#کتابخوانی
🆔 @Sayehsokhan
❤12
"نیما یوشیج" آنگونه که من او را شناختم، مرد ساده و کم ادّعایی بود و حُسن شهرتی را هم که بهدست آورد و مُستحقّ آن بود به علّت همین سادگی و انسان بودنش بهدست آورد.
در دورانی که اُدبای شکمبارهای بودند که بر سر هر سفرهای که چربتر است بنشینند، او کناره گرفت و در عُزلتِ خود خزید و به تعیّنهای دنیوی اعتنایی نشان نداد و در این شیوهی خود از تحمّلِ رنج و عسرت، باز نایستاد. پس نوشِ جانش باد این آوازه و افتخار پس از مرگ که نصیبش شده است و در اینباره حقشناسیِ جوانها را باید ستایش کرد.
#گفتهها_و_ناگفتهها
❇️ بزرگداشت نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی گرامی باد.
..............................
نامِشان زمزمهی نیمهشبِ مستان باد
تـا نگوینـد کـه از یاد فـراموشاناَند
..............................
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🆔 @Sayehsokhan
در دورانی که اُدبای شکمبارهای بودند که بر سر هر سفرهای که چربتر است بنشینند، او کناره گرفت و در عُزلتِ خود خزید و به تعیّنهای دنیوی اعتنایی نشان نداد و در این شیوهی خود از تحمّلِ رنج و عسرت، باز نایستاد. پس نوشِ جانش باد این آوازه و افتخار پس از مرگ که نصیبش شده است و در اینباره حقشناسیِ جوانها را باید ستایش کرد.
#گفتهها_و_ناگفتهها
❇️ بزرگداشت نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی گرامی باد.
..............................
نامِشان زمزمهی نیمهشبِ مستان باد
تـا نگوینـد کـه از یاد فـراموشاناَند
..............................
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🆔 @Sayehsokhan
❤11
روز مبادا
@gheysaraminpourofficial
«روز مبادا»
شعری از #قیصر_امین_پور
با صدای #احمدرضا_احمدی
🟢
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض میخورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحههای تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند؟
شاید
امروز نیز روز مبادا
باشد!
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
هر روز بیتو
روز مباداست!
@gheysaraminpourofficial
🆔 @Sayehsokhan
شعری از #قیصر_امین_پور
با صدای #احمدرضا_احمدی
🟢
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض میخورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحههای تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند؟
شاید
امروز نیز روز مبادا
باشد!
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
هر روز بیتو
روز مباداست!
@gheysaraminpourofficial
🆔 @Sayehsokhan
❤11👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این جملهی #مارک_تواین یک یادآوری آرامبخش و در عین حال قدرتمند است: زندگی همیشه یک مسیر صاف و بیدردسر نیست، طوفانها و مشکلات اجتنابناپذیرند، اما گذرا هستند. حتی وقتی که احساس میکنیم همهچیز به هم ریخته، باید بدانیم که این شرایط موقتیاند و روزهای آرام و روشن دوباره فرا خواهند رسید.
پیام اصلی این است: قوی بمان، صبر کن و اعتماد داشته باش به روند زندگی. طوفانها تو را نمیشکنند، بلکه تو را آمادهتر و مقاومتر میکنند.
همین نگرش، توانایی روبهرو شدن با مشکلات و حرکت به سوی روزهای بهتر را به انسان میدهد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این جملهی #مارک_تواین یک یادآوری آرامبخش و در عین حال قدرتمند است: زندگی همیشه یک مسیر صاف و بیدردسر نیست، طوفانها و مشکلات اجتنابناپذیرند، اما گذرا هستند. حتی وقتی که احساس میکنیم همهچیز به هم ریخته، باید بدانیم که این شرایط موقتیاند و روزهای آرام و روشن دوباره فرا خواهند رسید.
پیام اصلی این است: قوی بمان، صبر کن و اعتماد داشته باش به روند زندگی. طوفانها تو را نمیشکنند، بلکه تو را آمادهتر و مقاومتر میکنند.
همین نگرش، توانایی روبهرو شدن با مشکلات و حرکت به سوی روزهای بهتر را به انسان میدهد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤14👏4
👈 ده اندیشهای که مسیر تاریخ را عوض کرد ...
💐💐
👤 افلاطون
افلاطون اعتقاد داشت که همهی آدمها میخواهند به سعادت برسند و فلسفه راهی است برای فهمیدن این که چطور میتوان سعادتمند شد . فلسفهی او در زمان خودش نظم جدیدی را پیشنهاد میکرد .
👤 گالیله
🌏 نظریهی مرکزیت خورشید در جهان کوپرنیکی
اگرچه گالیله اولین کسی نبود که گفت زمین به دور خورشید میچرخد (حتا کوپرنیک هم اولین نفر نبود ، طبق اسناد موجود ، ستاره شناسی یونانی به نام آریستاکوس ۱۲۰۰ سال پیش از گالیله ، این نظریه را مطرح کرده بود) اما کشف او به تئوری گردش زمین به دورخورشید ، سندیت بخشید .
نظریه او پایه های اثباتی قدرتمندی داشت . او لکه های روی خورشید را کشف کرد و یکی از اولین افرادی بود که به وجود ماه هایی در سیارهی مشتری پی برد .
👤 اسحاق نیوتن
🌏 نظریه گرانش عمومی
تئوری نیوتن ، اولین سند برای اثبات این فرض بود که ریاضیات میتواند در فهم جهان طبیعی نقش داشته باشد .
حالا میتوانیم کسوف را از یک قرن قبل ، پیشبینی کنیم چون نظم مدار سیاره ها بسیار ساده است .
مفهوم نظم جهان (اینکه جهان تابع قواعد ریاضی است) در فرهنگ قرن هجدهم بسیار مهم بوده، نظریهی جاذبهی نیوتن هنوز هم اساس برنامه هایی است که هدفشان فرستادن کاوشگران فضایی به سیاره هاست .
👤 رنه دکارت
🌏 میاندیشم ، پس هستم ...
دکارت با اعلام «میاندیشم ، پس هستم» ، موضوع اندیشیدن را در موضوع اصلی کنکاش قرار داد . او به جای آغاز بحث وجودی از فیزیک و جهان طبیعت ، به سراغ اهمیت اندیشهی فردی رفت و بین ذهن و ماده تفاوت قائل شد : محدودهی علم که قابل اندازهگیری است و بخشی از واقعیت که نمیتوان آن را به علم تعمیم داد . این بخش "اندیشه و آگاهی" نام دارد .
دکارت را به درستی پدر فلسفهی مدرن دانستهاند . دیدگاه او در بارهی اندیشه وآگاهی که آن را خارج از حوزهی علم قرار داد ، ایدهی بسیار مهمی بود که هنوز هم به آن میپردازیم . تفکر دکارت ، امکان مطالعهی جدی در بارهی ادراک و روانشناسی را فراهم آورد .
👤 آدام اسمیت
🌏 اقتصاد آزاد آدام اسمیت
کتاب "ثروت ملل" به تنهایی مسیر تاریخ را عوض کرد .
تئوری اسمیت زمینه ساز ایده هایی است که بانک جهانی در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار میدهد ...
👤 مری ولستون کرافت
🌏 جنبش آزادی زنان
احقاق حقوق زنان بسیار مهم است چون نشان میدهد که زنها همیشه یک پای تفکر رادیکال و اندیشه های آزادی خواهانه بودهاند . مری ولستونکرافت ، منتقد همهی ایده هایی بود که به زعم او ، مفاهیم زنانه را تحقیر میکرد .
👤 کارل مارکس
🌏 تحلیلِ مارکسیستی از کاپیتالیسم
این تحلیل مارکس ، اهمیت زیادی دارد ، چرا که توسعهی کاپیتالیسم در جهان مدرن را مورد مطالعه قرار داد . به گفتهی مارکس ، تضاد اصلی در جهان بین نژادها و جنسیت ها اتفاق نمیافتد ، بلکه تضاد اصلی بین ۹۵ درصد کسانی که ثروت جهان را تولید میکنند ، با پنج درصدی است که مالک آن همه ثروت هستند .
تحلیل او در بارهی منشا قدرت ، به وضوح نشان میدهد که مردمی که استثمار میشوند ، خود در شکلگیری آن نقش دارند ...
👤 زیگموند فروید
🌏 نظریهی ناخودآگاه
فروید در بارهی این مساله تحقیق کرد که رفتار انسان ، توسط ناخودآگاه شکل میگیرد و به واسطهی آن ، فرد به سمت انجام اعمالی میرود که شاید در خود آگاه فرد لزومی بر انجامش نیست یا احساس نمیشود که خود فرد علاقهای به انجامش داشته باشد .
فروید ، اولین کسی بود که گفت اگر به انسانها اجازه دهیم در یک محیطی حرف بزنند ، در خواب ها و لغزش های زبانی خود چیزهایی را کشف میکنند که بسیار پیچیدهتر ومهمتر از ماجرایی است که در بارهاش صحبت میکنند .
👤 آلبرت اینشتین
🌏 نظریه نسبیت
شاید در نگاه اول به چشم نیاید اما نسبیت ، نظریه بسیار محکمی است .
این نظریه بنیاد همهی نظریه های مدرنی است که در بارهی عملکرد جهان ارایه شده است .
بدون نسبیت ، ما نمیتوانیم نگاه مدرنی به جهانی که هم اکنون در آن زندگی میکنیم ، داشته باشیم .
👤 تیم برنرزلی
🌏 وب جهان گستر
در کمتر از دو دهه ، فضای جهانی اینترنت از صفر به میلیاردها صفحه رسیده است و به هر فردی امکان داد که ناشر یا گوینده باشد .
تیم برنرزلی در سالهای ۹۰-۱۹۸۹ به تنهایی فضای جهانی اینترنت را خلق کرد ،
وب ، فضا و دستاوردی مثالزدنی است ...
🍃🍃
https://t.me/bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
💐💐
👤 افلاطون
افلاطون اعتقاد داشت که همهی آدمها میخواهند به سعادت برسند و فلسفه راهی است برای فهمیدن این که چطور میتوان سعادتمند شد . فلسفهی او در زمان خودش نظم جدیدی را پیشنهاد میکرد .
👤 گالیله
🌏 نظریهی مرکزیت خورشید در جهان کوپرنیکی
اگرچه گالیله اولین کسی نبود که گفت زمین به دور خورشید میچرخد (حتا کوپرنیک هم اولین نفر نبود ، طبق اسناد موجود ، ستاره شناسی یونانی به نام آریستاکوس ۱۲۰۰ سال پیش از گالیله ، این نظریه را مطرح کرده بود) اما کشف او به تئوری گردش زمین به دورخورشید ، سندیت بخشید .
نظریه او پایه های اثباتی قدرتمندی داشت . او لکه های روی خورشید را کشف کرد و یکی از اولین افرادی بود که به وجود ماه هایی در سیارهی مشتری پی برد .
👤 اسحاق نیوتن
🌏 نظریه گرانش عمومی
تئوری نیوتن ، اولین سند برای اثبات این فرض بود که ریاضیات میتواند در فهم جهان طبیعی نقش داشته باشد .
حالا میتوانیم کسوف را از یک قرن قبل ، پیشبینی کنیم چون نظم مدار سیاره ها بسیار ساده است .
مفهوم نظم جهان (اینکه جهان تابع قواعد ریاضی است) در فرهنگ قرن هجدهم بسیار مهم بوده، نظریهی جاذبهی نیوتن هنوز هم اساس برنامه هایی است که هدفشان فرستادن کاوشگران فضایی به سیاره هاست .
👤 رنه دکارت
🌏 میاندیشم ، پس هستم ...
دکارت با اعلام «میاندیشم ، پس هستم» ، موضوع اندیشیدن را در موضوع اصلی کنکاش قرار داد . او به جای آغاز بحث وجودی از فیزیک و جهان طبیعت ، به سراغ اهمیت اندیشهی فردی رفت و بین ذهن و ماده تفاوت قائل شد : محدودهی علم که قابل اندازهگیری است و بخشی از واقعیت که نمیتوان آن را به علم تعمیم داد . این بخش "اندیشه و آگاهی" نام دارد .
دکارت را به درستی پدر فلسفهی مدرن دانستهاند . دیدگاه او در بارهی اندیشه وآگاهی که آن را خارج از حوزهی علم قرار داد ، ایدهی بسیار مهمی بود که هنوز هم به آن میپردازیم . تفکر دکارت ، امکان مطالعهی جدی در بارهی ادراک و روانشناسی را فراهم آورد .
👤 آدام اسمیت
🌏 اقتصاد آزاد آدام اسمیت
کتاب "ثروت ملل" به تنهایی مسیر تاریخ را عوض کرد .
تئوری اسمیت زمینه ساز ایده هایی است که بانک جهانی در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار میدهد ...
👤 مری ولستون کرافت
🌏 جنبش آزادی زنان
احقاق حقوق زنان بسیار مهم است چون نشان میدهد که زنها همیشه یک پای تفکر رادیکال و اندیشه های آزادی خواهانه بودهاند . مری ولستونکرافت ، منتقد همهی ایده هایی بود که به زعم او ، مفاهیم زنانه را تحقیر میکرد .
👤 کارل مارکس
🌏 تحلیلِ مارکسیستی از کاپیتالیسم
این تحلیل مارکس ، اهمیت زیادی دارد ، چرا که توسعهی کاپیتالیسم در جهان مدرن را مورد مطالعه قرار داد . به گفتهی مارکس ، تضاد اصلی در جهان بین نژادها و جنسیت ها اتفاق نمیافتد ، بلکه تضاد اصلی بین ۹۵ درصد کسانی که ثروت جهان را تولید میکنند ، با پنج درصدی است که مالک آن همه ثروت هستند .
تحلیل او در بارهی منشا قدرت ، به وضوح نشان میدهد که مردمی که استثمار میشوند ، خود در شکلگیری آن نقش دارند ...
👤 زیگموند فروید
🌏 نظریهی ناخودآگاه
فروید در بارهی این مساله تحقیق کرد که رفتار انسان ، توسط ناخودآگاه شکل میگیرد و به واسطهی آن ، فرد به سمت انجام اعمالی میرود که شاید در خود آگاه فرد لزومی بر انجامش نیست یا احساس نمیشود که خود فرد علاقهای به انجامش داشته باشد .
فروید ، اولین کسی بود که گفت اگر به انسانها اجازه دهیم در یک محیطی حرف بزنند ، در خواب ها و لغزش های زبانی خود چیزهایی را کشف میکنند که بسیار پیچیدهتر ومهمتر از ماجرایی است که در بارهاش صحبت میکنند .
👤 آلبرت اینشتین
🌏 نظریه نسبیت
شاید در نگاه اول به چشم نیاید اما نسبیت ، نظریه بسیار محکمی است .
این نظریه بنیاد همهی نظریه های مدرنی است که در بارهی عملکرد جهان ارایه شده است .
بدون نسبیت ، ما نمیتوانیم نگاه مدرنی به جهانی که هم اکنون در آن زندگی میکنیم ، داشته باشیم .
👤 تیم برنرزلی
🌏 وب جهان گستر
در کمتر از دو دهه ، فضای جهانی اینترنت از صفر به میلیاردها صفحه رسیده است و به هر فردی امکان داد که ناشر یا گوینده باشد .
تیم برنرزلی در سالهای ۹۰-۱۹۸۹ به تنهایی فضای جهانی اینترنت را خلق کرد ،
وب ، فضا و دستاوردی مثالزدنی است ...
🍃🍃
https://t.me/bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
❤18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنقدر این صحنه زیباست که شکارچی دلش نمیآید آنها را شکار کند.
با این فیلم میشود درس زندگی آموخت.
گاهی بین شروع و پایان زندگی فقط یک لحظه فاصله است همدیگر را بدون هیچ توقعی دوست داشته باشیم کاری که خدا با بندهاش میکند...
🆔 @Shajariyan
🆔 @Sayehsokhan
با این فیلم میشود درس زندگی آموخت.
گاهی بین شروع و پایان زندگی فقط یک لحظه فاصله است همدیگر را بدون هیچ توقعی دوست داشته باشیم کاری که خدا با بندهاش میکند...
🆔 @Shajariyan
🆔 @Sayehsokhan
❤27👏3👎1
*«به دخترت خواندن بیاموز.»*
به او یاد بده که عاشق کتاب باشد.
بهترین روش برای کتابخوان شدن او
این است که تو را در آن حال ببیند.
وقتی تو مشغول خواندن باشی،
درک میکند که خواندن ارزشمند است،
حتی اگر او به مدرسه نرود و
فقط کتاب بخواند،
قول میدهم داناتر از کودکی شود که
تحت محدودیتهای آموزش و پرورش،
درس و کتاب میخواند. .
📙 #مانیفست_یک_فمینیست
✍ #چیماماندا_انگوزی_آدیشی
🆔 @Sayehsokhan
به او یاد بده که عاشق کتاب باشد.
بهترین روش برای کتابخوان شدن او
این است که تو را در آن حال ببیند.
وقتی تو مشغول خواندن باشی،
درک میکند که خواندن ارزشمند است،
حتی اگر او به مدرسه نرود و
فقط کتاب بخواند،
قول میدهم داناتر از کودکی شود که
تحت محدودیتهای آموزش و پرورش،
درس و کتاب میخواند. .
📙 #مانیفست_یک_فمینیست
✍ #چیماماندا_انگوزی_آدیشی
🆔 @Sayehsokhan
❤20👏10
مشاوره فلسفی
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی
این سخنِ سلیگمن دعوتی است برای دیدن دوبارهی زندگی از زاویهای تازه. او یادآور میشود که برداشت ما از جهان، نتیجهی زاویه دید ماست؛ اگر جایمان را عوض کنیم—در فکر، در نگاه، در شیوهی تفسیر تجربهها—ناگهان همان زندگی، معنایی متفاوت پیدا میکند. بسیاری از بنبستها و ترسها درواقع ناشی از محدود بودن زاویه نگاه ماست، نه واقعی بودن خطر.
سلیگمن درباره ترس میگوید بسیاری از ما بهخاطر ترس عقب میرویم، نه بهخاطر واقعیت. ما از چیزی میترسیم که حتی تجربهاش نکردهایم. اما حقیقت این است که «مرگ» بدترین اتفاق نیست؛ بدترین اتفاق آن زمانی است که انسان در ظاهر زنده باشد، اما امید، اشتیاق و ارادهاش مرده باشد. این همان «مرگ درونی» است—وقتی دیگر چیزی ما را به حرکت وادار نمیکند.
پیام او روشن است: زاویه نگاهت را تغییر بده، از ترس عقب ننشین، و نگذار زندگی درونیات خاموش شود. این همان راهی است که انسان را واقعاً زنده نگه میدارد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این سخنِ سلیگمن دعوتی است برای دیدن دوبارهی زندگی از زاویهای تازه. او یادآور میشود که برداشت ما از جهان، نتیجهی زاویه دید ماست؛ اگر جایمان را عوض کنیم—در فکر، در نگاه، در شیوهی تفسیر تجربهها—ناگهان همان زندگی، معنایی متفاوت پیدا میکند. بسیاری از بنبستها و ترسها درواقع ناشی از محدود بودن زاویه نگاه ماست، نه واقعی بودن خطر.
سلیگمن درباره ترس میگوید بسیاری از ما بهخاطر ترس عقب میرویم، نه بهخاطر واقعیت. ما از چیزی میترسیم که حتی تجربهاش نکردهایم. اما حقیقت این است که «مرگ» بدترین اتفاق نیست؛ بدترین اتفاق آن زمانی است که انسان در ظاهر زنده باشد، اما امید، اشتیاق و ارادهاش مرده باشد. این همان «مرگ درونی» است—وقتی دیگر چیزی ما را به حرکت وادار نمیکند.
پیام او روشن است: زاویه نگاهت را تغییر بده، از ترس عقب ننشین، و نگذار زندگی درونیات خاموش شود. این همان راهی است که انسان را واقعاً زنده نگه میدارد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤11👍9👏3
#از_شما
*❣️به نام خالق بیهمتا❣️*
*🌺 بامداد آدینهتان روشن از لبخند و آرامش 💖🍃🌼*
🔰 قدر آدمهای خوب را بدانیم…
💠 بعضی آدمها شبیه هوای تازهاند؛ تا وقتی هستند، حضورشان را بدیهی میپنداریم.
آدمهای خوب، بیهیاهو و بیادعا، حضورشان را با لبخند، توجه و نیت پاکشان معنا میکنند. همانهایی که بیمنت محبت میکنند، بیدلیل میبخشند، و بودنشان آرامش میآورد. اما ما گاهی آنقدر در رفتوآمد روزها غرق میشویم که فراموش میکنیم این آدمها و این مهربانیها ابدی نیستند! قدرِ خوبها را باید وقتی هستند دانست، نه زمانی که جایشان را سکوت پر کرده است.
دنیا به همین دلهای نیک زنده است. اگر به خوبیهایشان احترام بگذاریم، اگر قدردان محبتهایشان باشیم، آنها به ادامهی راه دلگرمتر میشوند.
مراقب باشیم آدمها را از خوب بودن خسته نکنیم، و با بیتوجهی و بیمهری، چراغ دلشان را خاموش نکنیم.
*✅ سپاس و قدردانی، همان نیروییست که مهربانی را در جهان زنده نگه میدارد. بیاییم با قدرشناسی و رفتار نیکمان، خوبی را در دل دیگران تکثیر کنیم. بیتردید دنیا به همین دلهای صادق و مهربان زنده است.*
🌸🌿💐🌾🌸🌿💐🌾
محمدحسین فرقانی
با سپاس فراوان از مهندس فرقانی عزیز
🆔 @Sayehsokhan
*❣️به نام خالق بیهمتا❣️*
*🌺 بامداد آدینهتان روشن از لبخند و آرامش 💖🍃🌼*
🔰 قدر آدمهای خوب را بدانیم…
💠 بعضی آدمها شبیه هوای تازهاند؛ تا وقتی هستند، حضورشان را بدیهی میپنداریم.
آدمهای خوب، بیهیاهو و بیادعا، حضورشان را با لبخند، توجه و نیت پاکشان معنا میکنند. همانهایی که بیمنت محبت میکنند، بیدلیل میبخشند، و بودنشان آرامش میآورد. اما ما گاهی آنقدر در رفتوآمد روزها غرق میشویم که فراموش میکنیم این آدمها و این مهربانیها ابدی نیستند! قدرِ خوبها را باید وقتی هستند دانست، نه زمانی که جایشان را سکوت پر کرده است.
دنیا به همین دلهای نیک زنده است. اگر به خوبیهایشان احترام بگذاریم، اگر قدردان محبتهایشان باشیم، آنها به ادامهی راه دلگرمتر میشوند.
مراقب باشیم آدمها را از خوب بودن خسته نکنیم، و با بیتوجهی و بیمهری، چراغ دلشان را خاموش نکنیم.
*✅ سپاس و قدردانی، همان نیروییست که مهربانی را در جهان زنده نگه میدارد. بیاییم با قدرشناسی و رفتار نیکمان، خوبی را در دل دیگران تکثیر کنیم. بیتردید دنیا به همین دلهای صادق و مهربان زنده است.*
🌸🌿💐🌾🌸🌿💐🌾
محمدحسین فرقانی
با سپاس فراوان از مهندس فرقانی عزیز
🆔 @Sayehsokhan
❤5👏5
آیا خواندن رمان و کتابهای داستانی فایدهای هم دارد؟
این سوالیست که مارک منسن نویسنده آمریکایی میپرسد و جوابش آنقدر تكاندهنده است که، ادعای وجود اروپای آزاد امروز به همین پاسخ مربوط هست.
منسن میگوید:
وقتی جوانتر بودم فکر میکردم خواندن داستان، وقت تلف کردنه اما معلم دبیرستانم یک جملهی درخشانی گفت، که اون موقع معنیش رو نمیفهمیدم.
معلمم گفت: «ما داستانها را میخوانیم چون هیچوقت فرصتْ به اندازهی کافی نداریم تا مردم را بشناسیم!»
این جمله یک حقیقت پرمغز دارد.
منسن میگوید؛ ما آدمهای زندگیمان را خودمان انتخاب میکنیم، یعنی دوست داریم با افرادی دوست بشویم که علایق، دیدگاهها و تجارب مشترکی با ما دارند.
چرا؟ چون با تفاوت، در سلیقه و تفکر، میانهی خوبی نداریم.
داستانها دقیقاً اینجا به دادمان میرسند.
داستانسرایی در هر شکلی، چه فیلم، چه کتاب، یا همصحبتی با دیگران، محک خوبیه که آدمها را وادار میکند تا فراتر از چارچوب تجربههای محدودشان فکر کنند و ببیند بقیهی آدمها با افکار و سلایق مختلف، چه نظراتی ممکنه داشته باشند و در این باب، مثال خوبی میزند.
مارک منسن میگوید؛ من خودم هرگز درد سیاهپوستان آمریکایی را نفهمیدم تا اینکه کتاب «مرد نامرئی» را خواندم
واینکه هیچ ذهنیتی نسبت به وقایع غیر احساسی جنگ نداشتم تا وقتی که کتاب «در جبههی غرب خبری نیست» رو خواندم.
این یعنی تقویت همدلی، اما چرا مهم است؟
منسن پاسخ جالبی دارد...
او میگوید؛ تا قبل از قرن هجده، اروپا به طرز عجیبی وحشی بود. اما وقتی دستگاه چاپ اختراع شد و کتابها در دسترس مردم قرار گرفتند، این شرایط آرام آرام شروع به تغییر کرد.
چرا؟
چون مردم شروع به خواندن کردند، و مطالعهْ نیروی همدلی و دغدغهمندی را در آنها بیدار کرد و...
حالا اروپاییها فهمیده بودند چرا آزادیهای فردی مهم است؟
چرا احترام به حقوق دیگری که شاید عقیدهای متفاوت با من داشته باشد در نهایت به نفع خودمان است؟
چطور باید دولتمردها را پاسخگو کرد؟ و...
در واقع اروپا با مطالعه کردن، خواندن و اندیشیدن، آزاد شد .
🆔 @Sayehsokhan
این سوالیست که مارک منسن نویسنده آمریکایی میپرسد و جوابش آنقدر تكاندهنده است که، ادعای وجود اروپای آزاد امروز به همین پاسخ مربوط هست.
منسن میگوید:
وقتی جوانتر بودم فکر میکردم خواندن داستان، وقت تلف کردنه اما معلم دبیرستانم یک جملهی درخشانی گفت، که اون موقع معنیش رو نمیفهمیدم.
معلمم گفت: «ما داستانها را میخوانیم چون هیچوقت فرصتْ به اندازهی کافی نداریم تا مردم را بشناسیم!»
این جمله یک حقیقت پرمغز دارد.
منسن میگوید؛ ما آدمهای زندگیمان را خودمان انتخاب میکنیم، یعنی دوست داریم با افرادی دوست بشویم که علایق، دیدگاهها و تجارب مشترکی با ما دارند.
چرا؟ چون با تفاوت، در سلیقه و تفکر، میانهی خوبی نداریم.
داستانها دقیقاً اینجا به دادمان میرسند.
داستانسرایی در هر شکلی، چه فیلم، چه کتاب، یا همصحبتی با دیگران، محک خوبیه که آدمها را وادار میکند تا فراتر از چارچوب تجربههای محدودشان فکر کنند و ببیند بقیهی آدمها با افکار و سلایق مختلف، چه نظراتی ممکنه داشته باشند و در این باب، مثال خوبی میزند.
مارک منسن میگوید؛ من خودم هرگز درد سیاهپوستان آمریکایی را نفهمیدم تا اینکه کتاب «مرد نامرئی» را خواندم
واینکه هیچ ذهنیتی نسبت به وقایع غیر احساسی جنگ نداشتم تا وقتی که کتاب «در جبههی غرب خبری نیست» رو خواندم.
این یعنی تقویت همدلی، اما چرا مهم است؟
منسن پاسخ جالبی دارد...
او میگوید؛ تا قبل از قرن هجده، اروپا به طرز عجیبی وحشی بود. اما وقتی دستگاه چاپ اختراع شد و کتابها در دسترس مردم قرار گرفتند، این شرایط آرام آرام شروع به تغییر کرد.
چرا؟
چون مردم شروع به خواندن کردند، و مطالعهْ نیروی همدلی و دغدغهمندی را در آنها بیدار کرد و...
حالا اروپاییها فهمیده بودند چرا آزادیهای فردی مهم است؟
چرا احترام به حقوق دیگری که شاید عقیدهای متفاوت با من داشته باشد در نهایت به نفع خودمان است؟
چطور باید دولتمردها را پاسخگو کرد؟ و...
در واقع اروپا با مطالعه کردن، خواندن و اندیشیدن، آزاد شد .
🆔 @Sayehsokhan
👏16❤9
🎧 اپیزود شانزدهم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود دوم از فصل سوم؛
توی این قسمت سوگ رو بهعنوان واکنشی طبیعی و انسانی میبینیم و با ابزارهای کاربردی سراغش میریم. از پذیرش بنیادین تا موجسواری بر احساس، از پرداختن به چراهای ذهنی تا آیین پنج پیام و بازگشت آروم به زندگی بر پایهی ارزشها.
💡پیام اصلی اینه که سوگ پایان راه نیست و میتونه به پیوندی عمیقتر با زندگی منجر بشه.
🎙 اپیزود رو گوش بده و اگه به کار کسی میآد براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
لینک اپیزود پانزدهم در اپلیکیشن کستباکس:
https://castbox.fm/vb/860400481
✅ Channel: @school_of_happiness
اپیزود دوم از فصل سوم؛
توی این قسمت سوگ رو بهعنوان واکنشی طبیعی و انسانی میبینیم و با ابزارهای کاربردی سراغش میریم. از پذیرش بنیادین تا موجسواری بر احساس، از پرداختن به چراهای ذهنی تا آیین پنج پیام و بازگشت آروم به زندگی بر پایهی ارزشها.
💡پیام اصلی اینه که سوگ پایان راه نیست و میتونه به پیوندی عمیقتر با زندگی منجر بشه.
🎙 اپیزود رو گوش بده و اگه به کار کسی میآد براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
لینک اپیزود پانزدهم در اپلیکیشن کستباکس:
https://castbox.fm/vb/860400481
✅ Channel: @school_of_happiness
👍6❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
مونتسکیو با دقتی ظریف یک حقیقت روانشناختی را آشکار میکند: رسیدن به شادی معمولاً سخت نیست، اما مقایسه شادی را دشوار میکند. ما بهجای اینکه به حالِ خوب خودمان توجه کنیم، مدام میخواهیم ببینیم آیا از دیگران «شادتر» هستیم یا نه.
مشکل از همینجا شروع میشود؛ چون تصویری که از شادی دیگران در ذهن داریم معمولاً واقعی نیست. ما ظاهرِ آرام و لبخندهای دیگران را میبینیم، اما رنجها و نگرانیهای پنهانشان را نمیشناسیم. نتیجه این میشود که لذتهای واقعی زندگیمان را با تخیلمان درباره زندگی دیگران مقایسه میکنیم—و طبیعی است که در چنین مقایسهای همیشه بازندهایم.
پیام مونتسکیو روشن است: اگر به جای رقابت با شادی دیگران، به شادی خودمان توجه کنیم، زندگی بسیار سادهتر و رضایتبخشتر خواهد شد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
مونتسکیو با دقتی ظریف یک حقیقت روانشناختی را آشکار میکند: رسیدن به شادی معمولاً سخت نیست، اما مقایسه شادی را دشوار میکند. ما بهجای اینکه به حالِ خوب خودمان توجه کنیم، مدام میخواهیم ببینیم آیا از دیگران «شادتر» هستیم یا نه.
مشکل از همینجا شروع میشود؛ چون تصویری که از شادی دیگران در ذهن داریم معمولاً واقعی نیست. ما ظاهرِ آرام و لبخندهای دیگران را میبینیم، اما رنجها و نگرانیهای پنهانشان را نمیشناسیم. نتیجه این میشود که لذتهای واقعی زندگیمان را با تخیلمان درباره زندگی دیگران مقایسه میکنیم—و طبیعی است که در چنین مقایسهای همیشه بازندهایم.
پیام مونتسکیو روشن است: اگر به جای رقابت با شادی دیگران، به شادی خودمان توجه کنیم، زندگی بسیار سادهتر و رضایتبخشتر خواهد شد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤18
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوپنجم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوپنجم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤1
🌱 ده گام تا والد آگاه شدن
در انتشارات سایه سخن یک کتاب خوب و ارزشمند داریم بنام: #ده_گام_ساده_به_سوی_خوشبختی
نوشته: #آرتور_کالیاندرو و #بری_لنسون
با ترجمه آقای #ابوذر_کرمی. بر اساس این کتاب بر آن شدم تا امروز به ده گام اثربخش تا والد آگاه شدن بپردازم:
گام اول: شناخت خویشتن
پیش از آنکه فرزندمان را بشناسیم، بهتر است که ابتدا خودمان را بشناسیم.
شناخت خویشتن یعنی دیدن الگوهایی که از کودکی در ما شکل گرفتهاند؛ ترسها، واکنشها و صداهایی که گاهی ناخودآگاه از والدین خودمان وام گرفتهایم.
بیسبب نیست که #ارسطو میگوید:
«شناخت خویشتن، آغاز همهی خردهاست.»
گام دوم: پذیرش نقصها
هیچ پدر و مادری کامل نیست.
پذیرش اشتباه و نقص، نخستین نشانهی بلوغ هیجانی ما است.
کودک از ما «بیخطا بودن» نمیآموزد، بلکه «اصلاح خطا» را میآموزد.
#دالای_لاما به ما یادآوری میکند.
«به جای سرزنش خویش، با خود مهربان باش. این بهترین درس برای فرزندت است.»
گام سوم: درک دنیای کودک
کودکان با احساساتشان میفهمند، نه فقط با منطق.
به جای گفتن «نباید گریه کنی»، بگوئیم: «میفهمم ناراحتی» "میشه بهم بگی چی میخواهی؟"
چون همدلی، زبان مشترک والد و فرزند است.
لذا #کارل_راجرز
"همدلی را قلب تپندهی تربیت میداند".
گام چهارم: جدا کردن نیاز از رفتار
رفتار بد همیشه نشانهی کودک بد نیست.
زیر هر رفتار ناخوشایند، نیازی پنهان است که کودک ما راه بیانش را نمیداند.
#ژان_ژاک_روسو به ما خاطر نشان میکند:
"نگاه کن، قبل از آنکه قضاوت کنی"
گام پنجم: آرام کردن خود پیش از تربیت فرزند
کودک، آینهی هیجانات والد است.
وقتی ما آرامیم، او هم آرام میشود.
هیچ جملهی تربیتی جایگزینِ حضور آرام والد نیست.
از #دانیل_جی_سیگل میآموزیم که:
«آرامش درونی، معلم اول کودک است.»
گام ششم: گفتوگوی آگاهانه
به جای خطابه و دستور، گفتوگو کنم.
بگذاریم فرزندمان احساس کند نظرش شنیده میشود؛ همین شنیده شدن، نیمی از تربیت است.
#میشل_کوهن به ما میآموزد که:
«گوش دادن، بالاترین هنر تربیت است.»
گام هفتم: تعیین مرزهای روشن و محترمانه
محبت بدون مرز، کودک را سردرگم میکند؛
و سختگیری بدون احترام، او را میشکند.
استادی میگفت: مرز یعنی عشق همراه با قاعده.
#جان_لاک براین باور است که:
«آزادی با مسئولیت معنا پیدا میکند.»
گام هشتم: مراقبت از رابطهی والدین با یکدیگر
حفظ و نگهداری رابطه آنقدر مهم است که:
فرزند، رابطهی پدر و مادر را زندگی میکند، نه نصیحتهایشان را.
امنترین خانه برای کودک، خانهای است که در آن عشق و احترام میان والدین جریان دارد.
از #دانیل_جی_سیگل یاد میگیریم که:
فرزند، انعکاس رابطهی والدین است.
گام نهم: رشد مداوم والد
هر والد آگاه، یک دانشجوی همیشگی است.
کتاب میخواند، میآموزد، و از تجربههایش بازخورد میگیرد.
سخن ارزشمند #شریل_سندبرگ چنین است:
«بهترین هدیهای که میتوانیم به فرزندمان بدهیم، والدینی هستند که در حال رشد و یادگیریاند.»
گام دهم: مهربانی با خود
گاهی خستهایم، گاهی اشتباه میکنیم، و این طبیعی است.
فرزندمان به پدر یا مادری نیاز دارد که خود را ببخشد و دوباره برخیزد. چون #فرزندپروری_آگاهانه یعنی انسان بودن نه بینقص بودن.
#نیک_نات_هان در این خصوص اشاره میکند:
«با خودت مهربان باش، تا فرزندت مهربانی را بیاموزد.»
🔹 و اما دو پرسش اساسی برای تامل بیشتر
۱️⃣ آخرین باری که از رفتارم با فرزندم راضی نبودم، دقیقاً چه احساسی پشت آن رفتار بود؟
۲️⃣ اگر فرزندم از من یاد بگیرد که «چگونه با خودش رفتار کند»، آیا از آنچه خواهد آموخت خوشحال میشوم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
در انتشارات سایه سخن یک کتاب خوب و ارزشمند داریم بنام: #ده_گام_ساده_به_سوی_خوشبختی
نوشته: #آرتور_کالیاندرو و #بری_لنسون
با ترجمه آقای #ابوذر_کرمی. بر اساس این کتاب بر آن شدم تا امروز به ده گام اثربخش تا والد آگاه شدن بپردازم:
گام اول: شناخت خویشتن
پیش از آنکه فرزندمان را بشناسیم، بهتر است که ابتدا خودمان را بشناسیم.
شناخت خویشتن یعنی دیدن الگوهایی که از کودکی در ما شکل گرفتهاند؛ ترسها، واکنشها و صداهایی که گاهی ناخودآگاه از والدین خودمان وام گرفتهایم.
بیسبب نیست که #ارسطو میگوید:
«شناخت خویشتن، آغاز همهی خردهاست.»
گام دوم: پذیرش نقصها
هیچ پدر و مادری کامل نیست.
پذیرش اشتباه و نقص، نخستین نشانهی بلوغ هیجانی ما است.
کودک از ما «بیخطا بودن» نمیآموزد، بلکه «اصلاح خطا» را میآموزد.
#دالای_لاما به ما یادآوری میکند.
«به جای سرزنش خویش، با خود مهربان باش. این بهترین درس برای فرزندت است.»
گام سوم: درک دنیای کودک
کودکان با احساساتشان میفهمند، نه فقط با منطق.
به جای گفتن «نباید گریه کنی»، بگوئیم: «میفهمم ناراحتی» "میشه بهم بگی چی میخواهی؟"
چون همدلی، زبان مشترک والد و فرزند است.
لذا #کارل_راجرز
"همدلی را قلب تپندهی تربیت میداند".
گام چهارم: جدا کردن نیاز از رفتار
رفتار بد همیشه نشانهی کودک بد نیست.
زیر هر رفتار ناخوشایند، نیازی پنهان است که کودک ما راه بیانش را نمیداند.
#ژان_ژاک_روسو به ما خاطر نشان میکند:
"نگاه کن، قبل از آنکه قضاوت کنی"
گام پنجم: آرام کردن خود پیش از تربیت فرزند
کودک، آینهی هیجانات والد است.
وقتی ما آرامیم، او هم آرام میشود.
هیچ جملهی تربیتی جایگزینِ حضور آرام والد نیست.
از #دانیل_جی_سیگل میآموزیم که:
«آرامش درونی، معلم اول کودک است.»
گام ششم: گفتوگوی آگاهانه
به جای خطابه و دستور، گفتوگو کنم.
بگذاریم فرزندمان احساس کند نظرش شنیده میشود؛ همین شنیده شدن، نیمی از تربیت است.
#میشل_کوهن به ما میآموزد که:
«گوش دادن، بالاترین هنر تربیت است.»
گام هفتم: تعیین مرزهای روشن و محترمانه
محبت بدون مرز، کودک را سردرگم میکند؛
و سختگیری بدون احترام، او را میشکند.
استادی میگفت: مرز یعنی عشق همراه با قاعده.
#جان_لاک براین باور است که:
«آزادی با مسئولیت معنا پیدا میکند.»
گام هشتم: مراقبت از رابطهی والدین با یکدیگر
حفظ و نگهداری رابطه آنقدر مهم است که:
فرزند، رابطهی پدر و مادر را زندگی میکند، نه نصیحتهایشان را.
امنترین خانه برای کودک، خانهای است که در آن عشق و احترام میان والدین جریان دارد.
از #دانیل_جی_سیگل یاد میگیریم که:
فرزند، انعکاس رابطهی والدین است.
گام نهم: رشد مداوم والد
هر والد آگاه، یک دانشجوی همیشگی است.
کتاب میخواند، میآموزد، و از تجربههایش بازخورد میگیرد.
سخن ارزشمند #شریل_سندبرگ چنین است:
«بهترین هدیهای که میتوانیم به فرزندمان بدهیم، والدینی هستند که در حال رشد و یادگیریاند.»
گام دهم: مهربانی با خود
گاهی خستهایم، گاهی اشتباه میکنیم، و این طبیعی است.
فرزندمان به پدر یا مادری نیاز دارد که خود را ببخشد و دوباره برخیزد. چون #فرزندپروری_آگاهانه یعنی انسان بودن نه بینقص بودن.
#نیک_نات_هان در این خصوص اشاره میکند:
«با خودت مهربان باش، تا فرزندت مهربانی را بیاموزد.»
🔹 و اما دو پرسش اساسی برای تامل بیشتر
۱️⃣ آخرین باری که از رفتارم با فرزندم راضی نبودم، دقیقاً چه احساسی پشت آن رفتار بود؟
۲️⃣ اگر فرزندم از من یاد بگیرد که «چگونه با خودش رفتار کند»، آیا از آنچه خواهد آموخت خوشحال میشوم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
❤7
🔘 اقای گلهداری مثل خرچنگ با هفت سر و در هفت جهت راه میرفت. آدمی بود که بین اندیشه و عملش فاصلهای نبود. تا فکری به ذهنش میرسید بلافاصله آستینها را بالا میزد و فکر را به فعل تبدیل میکرد.یک روز آمد و گفت میخواهم مَکینَه راه بیندازم. فردا اوّل وقت بیل و کلنگ داد دست کارگر و بنّا و فرستاد پی کندن پی و پایه مَکینَه. آن روزها مثل حالا نبود که هزار ناظر و نادر و باقر بیایند بالای کار و هر کدام ایراد و آئین نامهای رو کنند و کار را بخوابانند و پروژه را زمینگیر کنند. خبری از مجوز و مستند هم نبود. بتن و میلگرد و سیمان و تیرچه کیلویی چند؟! همه علم و عمل ساختمان خلاصه میشد در پنجاه سانت خراش دادن زمین. تهیه یک کمپرسی آهک.درست کردن ترکیبی از آب و خاک و آهک به نام شِفته و شفته را ریختن داخل پی و چند ساعت بعد شروعِ دیوار چینی.
🔘 پی و پایه که محکم شد آقای گلهداری دو بار آجر ملایر ریخت سر کار و اُوسا برانازار را خبر کرد. کمتر از یک هفته مَکینَه سر پا شد. دیوارها بالا آمدند. اوسا برانازار تیرهای سقف را کار گذاشت. کار رسید به طاق زدن سقف. من و یونس و فرضی و نورالله نَه کارگر، که کودکان کارِ وردستِ اوسا برانازار بودیم. نورالله از همه ما بزرگتر بود. بنده خدایی که در همه عمر چوب چوپانی از دستش نیفتاده بود حالا از بد روزگار گله را رها و دستش به دسته بیل رسیده بود. نورالله آدم زمخت و زورمندی بود اما، فرق ماله و کمچه را نمیدانست. به استامبولی میگفت طشت! نه چارک را میشناخت نه کلوک را. نیمه را از سه خط تشخیص نمیداد. سرزده را به جای پولکی میداد دست اوسا برانازار. در کار ساختمان از بیخ و بن عرب بود!
🔘 روز قبل حسنبگ با کمپرسی هینوی سفیدش یک بار گچ خالی کرده بود سر ساختمان. آن موقع گچ را فلهای هم میفروختند. اوسا برانازار تقسیم کار کرد. قرار شد فرضی وردست اوسا باشد و گچ بمالد. من برای اوسا برانازار آجر و نیمه و پاره و کلوک بالا بیندازم. یونس هم یک طشت آب گذاشته بود و آجرها را داخل طشت میزد تا خاک و خشکیشان گرفته شود و خوب به ملات بچسبند و طاق زودتر خودش را بگیرد. اوسا برانازار از نورالله پرسید میتوانی گچ بسازی؟ نورالله بی مکث و محابا گفت البته که بَلَدَم!
🔘 مشغول انجام مقدمات کار شدیم. هر کس رفت پی انجام وظیفهاش. من و فرضی و اوسا تختهها را گذاشتیم روی بشکهها. تیر و تختهها را محکم کردیم. یونس آجرها را داخل طشت آب میزد و بیرون میآورد. نورالله رفته بود آماده شود برای ساختن گچ. داربست که درست شد اوسا برانازار و فرضی از داربست بالا رفتند. برانازار آخرین توصیهها را به فرضی کرد. نه نازک بِمال نه خیلی کُلُفت. گچ را که مالیدی صافش نکن. گچ نه شل و آبکی باشد، نه سفت و ناچسب. وقتی همه چیز برای شروع کار مهیا شد برانازار صدا زد «نوری بِرا گچ بِساز». نورالله با پیشانی و زیر بغل عرق کرده از دروازه بی در سرک کشید و گفت اوسا گچ آماده است. اوسا برانازار که دستش را به تیر اهنی سقف بند کرده بود گفت کجاست گچ؟ استامبولیها که همه خالیاند! نورالله گفت گچ بیرون است. همه گچ را ساختهام. بیا ببین! برانازار از داربست پایین پرید. فرضی بالای داربست بلاتکلیف مانده بود. یونس آجرها را داخل طشت میزد و خاک و خشکیشان را میگرفت. من مشغول تعیین و تخمین فاصله بین خودم و اوسا برانازار بودم که فریاد اوسا برانازار بلند شد. «ئه کِه وَه تیر خِیْوْ گرفتار بُوئی»۱.
🔘نورالله واقعا در باغ نبود. چنان از مرحله پرت که فکر کرده بود ساختن گچ همان ملات ساختن است! تا ما مشغول ساخت و سفت کردن داربست بودیم، بیل دست گرفته و همه آن پنج تُن گچ را آخوره و آماده کرده و آب را گرفته بود به آخوره گچ. وقتی آب به گچ برسد بعد از چند دقیقه گچ شروع میکند به خوردن آب و سفت شدن. گچکارها به این وضعیت میگویند کُشته شدن گچ! گچ کشته تودهای سفت و سنگین و بی مصرف است. به درد هیچ کاری نمیخورد.حتا دور ریختنش هم مصیبت است!
🔘 اوضاع عجیب و غریبی که امروزه داریم دستپخت نوراللههاست. نوراللهها لزوما دشمن یا نفوذی دشمن نیستند. خائن بالفطره نیستند. قصد براندازی ندارند. هدفشان کور کردن گره گرفتاریها نیست. بسیاری از آنها به قصد ساختن و آراستن آستین بالا میزنند اما حیف که به قول علما جاهل به مسئله هستند! نوراللهها نادرست نیستند نادان هستند. خائن نیستند خاماند. اما مسئله این است که برای خرابی خامی کم از خائنی ندارد! نابودی، نابودی است چه از نادرستها باشد چه از نادانهو. ما در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و روابط بینالملل و سیاست داخلی و تورّم و رکود و افکار عمومی و حقوق شهروندی و مسئولیت اجتماعی گرفتار نوراللههایی هستیم که فرق بین آهک و گچ را نمیدانند اما مطمئن و محکم میگویند «ما بلدیم».خام و خائن و نادان و نادرست همه گچ را کشته میکنند!
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
🔘 پی و پایه که محکم شد آقای گلهداری دو بار آجر ملایر ریخت سر کار و اُوسا برانازار را خبر کرد. کمتر از یک هفته مَکینَه سر پا شد. دیوارها بالا آمدند. اوسا برانازار تیرهای سقف را کار گذاشت. کار رسید به طاق زدن سقف. من و یونس و فرضی و نورالله نَه کارگر، که کودکان کارِ وردستِ اوسا برانازار بودیم. نورالله از همه ما بزرگتر بود. بنده خدایی که در همه عمر چوب چوپانی از دستش نیفتاده بود حالا از بد روزگار گله را رها و دستش به دسته بیل رسیده بود. نورالله آدم زمخت و زورمندی بود اما، فرق ماله و کمچه را نمیدانست. به استامبولی میگفت طشت! نه چارک را میشناخت نه کلوک را. نیمه را از سه خط تشخیص نمیداد. سرزده را به جای پولکی میداد دست اوسا برانازار. در کار ساختمان از بیخ و بن عرب بود!
🔘 روز قبل حسنبگ با کمپرسی هینوی سفیدش یک بار گچ خالی کرده بود سر ساختمان. آن موقع گچ را فلهای هم میفروختند. اوسا برانازار تقسیم کار کرد. قرار شد فرضی وردست اوسا باشد و گچ بمالد. من برای اوسا برانازار آجر و نیمه و پاره و کلوک بالا بیندازم. یونس هم یک طشت آب گذاشته بود و آجرها را داخل طشت میزد تا خاک و خشکیشان گرفته شود و خوب به ملات بچسبند و طاق زودتر خودش را بگیرد. اوسا برانازار از نورالله پرسید میتوانی گچ بسازی؟ نورالله بی مکث و محابا گفت البته که بَلَدَم!
🔘 مشغول انجام مقدمات کار شدیم. هر کس رفت پی انجام وظیفهاش. من و فرضی و اوسا تختهها را گذاشتیم روی بشکهها. تیر و تختهها را محکم کردیم. یونس آجرها را داخل طشت آب میزد و بیرون میآورد. نورالله رفته بود آماده شود برای ساختن گچ. داربست که درست شد اوسا برانازار و فرضی از داربست بالا رفتند. برانازار آخرین توصیهها را به فرضی کرد. نه نازک بِمال نه خیلی کُلُفت. گچ را که مالیدی صافش نکن. گچ نه شل و آبکی باشد، نه سفت و ناچسب. وقتی همه چیز برای شروع کار مهیا شد برانازار صدا زد «نوری بِرا گچ بِساز». نورالله با پیشانی و زیر بغل عرق کرده از دروازه بی در سرک کشید و گفت اوسا گچ آماده است. اوسا برانازار که دستش را به تیر اهنی سقف بند کرده بود گفت کجاست گچ؟ استامبولیها که همه خالیاند! نورالله گفت گچ بیرون است. همه گچ را ساختهام. بیا ببین! برانازار از داربست پایین پرید. فرضی بالای داربست بلاتکلیف مانده بود. یونس آجرها را داخل طشت میزد و خاک و خشکیشان را میگرفت. من مشغول تعیین و تخمین فاصله بین خودم و اوسا برانازار بودم که فریاد اوسا برانازار بلند شد. «ئه کِه وَه تیر خِیْوْ گرفتار بُوئی»۱.
🔘نورالله واقعا در باغ نبود. چنان از مرحله پرت که فکر کرده بود ساختن گچ همان ملات ساختن است! تا ما مشغول ساخت و سفت کردن داربست بودیم، بیل دست گرفته و همه آن پنج تُن گچ را آخوره و آماده کرده و آب را گرفته بود به آخوره گچ. وقتی آب به گچ برسد بعد از چند دقیقه گچ شروع میکند به خوردن آب و سفت شدن. گچکارها به این وضعیت میگویند کُشته شدن گچ! گچ کشته تودهای سفت و سنگین و بی مصرف است. به درد هیچ کاری نمیخورد.حتا دور ریختنش هم مصیبت است!
🔘 اوضاع عجیب و غریبی که امروزه داریم دستپخت نوراللههاست. نوراللهها لزوما دشمن یا نفوذی دشمن نیستند. خائن بالفطره نیستند. قصد براندازی ندارند. هدفشان کور کردن گره گرفتاریها نیست. بسیاری از آنها به قصد ساختن و آراستن آستین بالا میزنند اما حیف که به قول علما جاهل به مسئله هستند! نوراللهها نادرست نیستند نادان هستند. خائن نیستند خاماند. اما مسئله این است که برای خرابی خامی کم از خائنی ندارد! نابودی، نابودی است چه از نادرستها باشد چه از نادانهو. ما در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و روابط بینالملل و سیاست داخلی و تورّم و رکود و افکار عمومی و حقوق شهروندی و مسئولیت اجتماعی گرفتار نوراللههایی هستیم که فرق بین آهک و گچ را نمیدانند اما مطمئن و محکم میگویند «ما بلدیم».خام و خائن و نادان و نادرست همه گچ را کشته میکنند!
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
👍6❤4👏2