✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
مارگوت بیکل در این شعر، آرزویی عمیق و انسانی را بیان میکند: بیداری در میان تاریکی. او برای انسان «چشمانی» میخواهد که در میان ظلمات، نشانههای راه را ببیند، و «گوشی» که در سکوت و بیحسی، صداهای حقیقت را بشنود.
این نشانهها استعاره از آگاهی، درک و دیدنِ آن چیزهایی است که اغلب از چشم و گوش ما پنهان میمانند.
در بخش دوم، شاعر آرزوی «روحی پذیرنده» و «زبانی صادق» دارد؛ روحی که ظرفیت درک رنجها و واقعیتها را داشته باشد و زبانی که با صداقت، انسان را از سکوت و سرکوب نجات دهد.
در واقع، بیکل از بیداری، صداقت و گفتوگوی آزاد بهعنوان راه رهایی از بندهای درونی و اجتماعی سخن میگوید.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
مارگوت بیکل در این شعر، آرزویی عمیق و انسانی را بیان میکند: بیداری در میان تاریکی. او برای انسان «چشمانی» میخواهد که در میان ظلمات، نشانههای راه را ببیند، و «گوشی» که در سکوت و بیحسی، صداهای حقیقت را بشنود.
این نشانهها استعاره از آگاهی، درک و دیدنِ آن چیزهایی است که اغلب از چشم و گوش ما پنهان میمانند.
در بخش دوم، شاعر آرزوی «روحی پذیرنده» و «زبانی صادق» دارد؛ روحی که ظرفیت درک رنجها و واقعیتها را داشته باشد و زبانی که با صداقت، انسان را از سکوت و سرکوب نجات دهد.
در واقع، بیکل از بیداری، صداقت و گفتوگوی آزاد بهعنوان راه رهایی از بندهای درونی و اجتماعی سخن میگوید.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤14👏4
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوسوم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوسوم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤7
🌿 #فرزندپروری_آگاهانه؛ هنگامی که پیش از فرزندمان، اول خودمان را میبینیم.
✍ لطفاً همین حالا چند لحظه مکث کنید…
نفس را آرام به درون بکشید و بیرون دهید. دستتان را روی قلبتان بگذارید.
به ضربان آرامش گوش دهید.
#فرزندپروری_آگاهانه از همینجا آغاز میشود؛
از آگاهی به خود، از پذیرفتن خود، از شفقت به خویشتن.
در مسیر تربیت فرزندان، هیچکس مصون از سردرگمی نیست.
👌 هیچ پدر و مادری نیست که شبهایی بیخوابی را تجربه نکرده باشد، یا لحظاتی که احساس کند همه چیز در خانه از کنترلش خارج شده است.
اما #فرزندپروری_آگاهانه به ما یاد میدهد که میان هیاهوی زندگی،
اولین قدم، آرام کردن درون خود است، نه اصلاح رفتار فرزندمان.
🔦 یک لحظه فقط برای خودتان…
از خود بپرسید:
– این روزها در زندگی من چه چیز بلاتکلیف است؟
– چه ترس یا نگرانیای به قلبم فشار میآورد؟
– در مواجهه با رفتارهای فرزندم، چه چیزی در درون من فعال میشود؟ ترس؟ خشم؟ شرم؟ خستگی؟
گاهی فرزند ما خطا نمیکند؛
این ما هستیم که با باری از نگرانیهای حلنشده وارد رابطه میشویم.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی قبل از واکنش نشان دادن، اول به احساس خودمان نگاه کنیم و بگوییم:
«من انسانم… گاهی خستهام، گاهی سردرگمم، و این طبیعی است.»
🌱 یادمان باشد:
**فرزند ما به والد کامل نیاز ندارد؛
به والد حاضر نیاز دارد**
پدر و مادر آگاه نمیکوشند همیشه بیعیب باشند؛
آنها تلاش میکنند حاضر باشند:
🈺 حضور در احساسات خود
🈺 حضور در لحظه
🈺 حضور در کنار کودکی که جهان را با چشمهایی شیفته زندگی تجربه میکند.
گاهی یک نفس عمیق بهتر از هزار نصیحت عمل میکند.
گاهی یک نگاه مهربان بیشتر از هر تذکری اثر میگذارد.
✍ تمرین کوچک اما عمیق در مورد #فرزندپروری_آگاهانه:
وقتی رفتار فرزندتان شما را به هم میریزد،
پیش از گفتن هر جملهای:
مکث کنید.
دست را روی قلبتان بگذارید.
سه نفس آرام بکشید. و در دل با خود بگویید:
«من انسانم… فرزندم هم انسان است… ما هر دو در حال یادگیری هستیم.»
سپس از خود بپرسید:
«فرزند من اکنون چه نیازی دارد و از چه چیز رنج میبرد؟
خود من در حال حاضر چه احساسی دارم؟»
این لحظهٔ آگاهی، معجزهٔ رابطههای سالم است.
🌿 آری #فرزندپروری_آگاهانه یعنی #پذیرش
#پذیرش اینکه نمیتوانیم همه چیز را کنترل کنیم.
#پذیرش اینکه فرزند ما قرار نیست همیشه مطابق انتظار ما رفتار کند.
#پذیرش اینکه مسیر رشد پر از اشتباه، تجربه و یادگیری است.
ما مسئولیت داریم بهترین خودمان باشیم،
اما کنترل مطلق هیچچیز در دست ما نیست.
با #پذیرش، رابطه با فرزندمان، صحنهٔ جنگ
به فضای محبت و یادگیری تبدیل میشود.
⭐ و همیشه بخاطر بسپاریم…
«دستمان بند ذهنمان نباشد؛ بلکه
دستمان بند زندگیمان باشد.»
نفس عمیق بکشیم،
حضور داشته باشیم،
و فراموش نکنیم که:
در این سفر سخت و طاقتفرسا، اما شیرین،
ما و فرزندمان
"هر دو شایستهی شفقت، آرامش و عشق هستیم".
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
✍ لطفاً همین حالا چند لحظه مکث کنید…
نفس را آرام به درون بکشید و بیرون دهید. دستتان را روی قلبتان بگذارید.
به ضربان آرامش گوش دهید.
#فرزندپروری_آگاهانه از همینجا آغاز میشود؛
از آگاهی به خود، از پذیرفتن خود، از شفقت به خویشتن.
در مسیر تربیت فرزندان، هیچکس مصون از سردرگمی نیست.
👌 هیچ پدر و مادری نیست که شبهایی بیخوابی را تجربه نکرده باشد، یا لحظاتی که احساس کند همه چیز در خانه از کنترلش خارج شده است.
اما #فرزندپروری_آگاهانه به ما یاد میدهد که میان هیاهوی زندگی،
اولین قدم، آرام کردن درون خود است، نه اصلاح رفتار فرزندمان.
🔦 یک لحظه فقط برای خودتان…
از خود بپرسید:
– این روزها در زندگی من چه چیز بلاتکلیف است؟
– چه ترس یا نگرانیای به قلبم فشار میآورد؟
– در مواجهه با رفتارهای فرزندم، چه چیزی در درون من فعال میشود؟ ترس؟ خشم؟ شرم؟ خستگی؟
گاهی فرزند ما خطا نمیکند؛
این ما هستیم که با باری از نگرانیهای حلنشده وارد رابطه میشویم.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی قبل از واکنش نشان دادن، اول به احساس خودمان نگاه کنیم و بگوییم:
«من انسانم… گاهی خستهام، گاهی سردرگمم، و این طبیعی است.»
🌱 یادمان باشد:
**فرزند ما به والد کامل نیاز ندارد؛
به والد حاضر نیاز دارد**
پدر و مادر آگاه نمیکوشند همیشه بیعیب باشند؛
آنها تلاش میکنند حاضر باشند:
🈺 حضور در احساسات خود
🈺 حضور در لحظه
🈺 حضور در کنار کودکی که جهان را با چشمهایی شیفته زندگی تجربه میکند.
گاهی یک نفس عمیق بهتر از هزار نصیحت عمل میکند.
گاهی یک نگاه مهربان بیشتر از هر تذکری اثر میگذارد.
✍ تمرین کوچک اما عمیق در مورد #فرزندپروری_آگاهانه:
وقتی رفتار فرزندتان شما را به هم میریزد،
پیش از گفتن هر جملهای:
مکث کنید.
دست را روی قلبتان بگذارید.
سه نفس آرام بکشید. و در دل با خود بگویید:
«من انسانم… فرزندم هم انسان است… ما هر دو در حال یادگیری هستیم.»
سپس از خود بپرسید:
«فرزند من اکنون چه نیازی دارد و از چه چیز رنج میبرد؟
خود من در حال حاضر چه احساسی دارم؟»
این لحظهٔ آگاهی، معجزهٔ رابطههای سالم است.
🌿 آری #فرزندپروری_آگاهانه یعنی #پذیرش
#پذیرش اینکه نمیتوانیم همه چیز را کنترل کنیم.
#پذیرش اینکه فرزند ما قرار نیست همیشه مطابق انتظار ما رفتار کند.
#پذیرش اینکه مسیر رشد پر از اشتباه، تجربه و یادگیری است.
ما مسئولیت داریم بهترین خودمان باشیم،
اما کنترل مطلق هیچچیز در دست ما نیست.
با #پذیرش، رابطه با فرزندمان، صحنهٔ جنگ
به فضای محبت و یادگیری تبدیل میشود.
⭐ و همیشه بخاطر بسپاریم…
«دستمان بند ذهنمان نباشد؛ بلکه
دستمان بند زندگیمان باشد.»
نفس عمیق بکشیم،
حضور داشته باشیم،
و فراموش نکنیم که:
در این سفر سخت و طاقتفرسا، اما شیرین،
ما و فرزندمان
"هر دو شایستهی شفقت، آرامش و عشق هستیم".
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
❤11👍1👏1
📢منتشر شد📢
📚نام کتاب: #سی_روز_با_توانمندی_های_منش
✍️نویسنده: #جین_اس_اندرسون
👌 مترجم: #دکتر_زهره_قربانی
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۴
🗃تعداد صفحات: ۲۶۰
💎قیمت: ۴۹۶ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖
" برای تغییر آمادهاید؟
به خودتان تمرینهای کتاب سی روز با توانمندیهای منش از جین اندرسون را هدیه بدهید.
جین راهنمایی مهربان و ریزبین است که برخلاف بسیاری از متخصصان و پژوهشگران روانشناسی مثبتگرا، به طور عمیق و دقیق توانمندیهای منش را بررسی و همه زوایای پنهان و اسرار تمرینهای توانمندی های منش را روشن کرده است.
دیگر بهانهای برای کار نکردن روی توانمندیها ندارید. همان طور که افراد به سرعت به مزایای تمرینهای مراقبه پی میبرند، با فواید تمرینهای توانمندیها نیز
خیلی زود آشنا میشوند؛ اما تبدیل این تمرینها به تمرین روتین روزانه به آهستگی اتفاق میافتد. کتاب سی روز با توانمندیهای منش این شکاف را پر میکند. اگر
راهنمایی های جین را دنبال کنید، تا پایان ماه، توانمندیهای شما افزایش خواهد یافت."
🆔 @SayehSokhan
📚نام کتاب: #سی_روز_با_توانمندی_های_منش
✍️نویسنده: #جین_اس_اندرسون
👌 مترجم: #دکتر_زهره_قربانی
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۴
🗃تعداد صفحات: ۲۶۰
💎قیمت: ۴۹۶ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖
" برای تغییر آمادهاید؟
به خودتان تمرینهای کتاب سی روز با توانمندیهای منش از جین اندرسون را هدیه بدهید.
جین راهنمایی مهربان و ریزبین است که برخلاف بسیاری از متخصصان و پژوهشگران روانشناسی مثبتگرا، به طور عمیق و دقیق توانمندیهای منش را بررسی و همه زوایای پنهان و اسرار تمرینهای توانمندی های منش را روشن کرده است.
دیگر بهانهای برای کار نکردن روی توانمندیها ندارید. همان طور که افراد به سرعت به مزایای تمرینهای مراقبه پی میبرند، با فواید تمرینهای توانمندیها نیز
خیلی زود آشنا میشوند؛ اما تبدیل این تمرینها به تمرین روتین روزانه به آهستگی اتفاق میافتد. کتاب سی روز با توانمندیهای منش این شکاف را پر میکند. اگر
راهنمایی های جین را دنبال کنید، تا پایان ماه، توانمندیهای شما افزایش خواهد یافت."
🎁اطلاعات بیشتر🎁
🆔 @SayehSokhan
❤8
📢منتشر شد📢
📚نام کتاب: #آموزش_کیفی_در_مدرسه_الهام_بخش
✍️نویسنده: #باب_سالو
👌 مترجمان: سعید مادح خاکسار، #حسن_ملکیان
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۴
🗃تعداد صفحات: ۳۲۴
💎قیمت: ۷۳۰ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖➖➖
تئوری انتخاب از اندیشه تا عمل:
این کتاب به دانش آموزان و معلمان کمک میکند دریابند یادگیری چگونه کیفیت زندگی را افزایش میدهد.
اهداف کتاب:
مبنای آموزش کیفی در مدرسه الهام بخش چند فرضیه کلیدی است:
فرضیۀ۱: اگر ندانید به کجا میخواهید بروید تشخیص مسیر درست دشوار است.
فرضیۀ۲: بهترین راه برای آموزش هر مفهوم، الگو بودن در آن است.
فرضیۀ۳: هرچه موضوعات مهم را بیشتر پردازش و تعریف کنیم و به بحث و استدلال بگذاریم بیشتر یاد میگیریم و رشد میکنیم.
🆔 @SayehSokhan
📚نام کتاب: #آموزش_کیفی_در_مدرسه_الهام_بخش
✍️نویسنده: #باب_سالو
👌 مترجمان: سعید مادح خاکسار، #حسن_ملکیان
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۴
🗃تعداد صفحات: ۳۲۴
💎قیمت: ۷۳۰ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖➖➖
تئوری انتخاب از اندیشه تا عمل:
این کتاب به دانش آموزان و معلمان کمک میکند دریابند یادگیری چگونه کیفیت زندگی را افزایش میدهد.
اهداف کتاب:
مبنای آموزش کیفی در مدرسه الهام بخش چند فرضیه کلیدی است:
فرضیۀ۱: اگر ندانید به کجا میخواهید بروید تشخیص مسیر درست دشوار است.
فرضیۀ۲: بهترین راه برای آموزش هر مفهوم، الگو بودن در آن است.
فرضیۀ۳: هرچه موضوعات مهم را بیشتر پردازش و تعریف کنیم و به بحث و استدلال بگذاریم بیشتر یاد میگیریم و رشد میکنیم.
🎁اطلاعات بیشتر🎁
🆔 @SayehSokhan
❤4
این_کثافت_باید_تمام_شود
در سال 1765 در پاریس، جوانی به نام لامار را به اتهام پاره کردن تصویر «مسیح بر صلیب»، دستگیر کردند و شکنجه دادند.
او زیر شکنجه به جرم خود اعتراف کرد. سر او را در میان هیاهو، شادی و بیخیالی مردم بریدند و جسدش را سوزاندند.
در همان روزها، زنی را به خاطر تغییر دین به چاه انداختند و کشتند و خانوادهای را هم به خاطر توهین دخترشان به مسیح شکنجه و در به در کردند.
خبر به #ولتر رسید. او نامهای نوشت خطاب به دوستانش: «دیدروی شجاع، دالامبر دلیر، بیایید متحد شویم و این مرتجعان و شارلاتانها را از میان برداریم. این چرندیات بیمزه، ادعاهای گزاف، سفسطههای بیمعنی داستانهای دروغ و اباطیل هر روزه را نابود کنیم. نگذاریم فرهنگ، اسیر این بی فرهنگها باشد و دور باطل خشونت و طمع همهی ما را در خود فرو بلعد. بیایید دست این دزدان مقدس مآب را از جان و مال مردم قطع کنیم. ما باید برای نسل آینده خرد و آزادی به ارمغان بیاوریم. این کثافت باید تمام شود».
میگویند پس از این، ولتر تا آخر عمر، تمام نامههای خود را با همین عبارت امضا میکرد:
«این کثافت باید تمام شود».
علی_شاهی
🆔 @Sayehsokhan
در سال 1765 در پاریس، جوانی به نام لامار را به اتهام پاره کردن تصویر «مسیح بر صلیب»، دستگیر کردند و شکنجه دادند.
او زیر شکنجه به جرم خود اعتراف کرد. سر او را در میان هیاهو، شادی و بیخیالی مردم بریدند و جسدش را سوزاندند.
در همان روزها، زنی را به خاطر تغییر دین به چاه انداختند و کشتند و خانوادهای را هم به خاطر توهین دخترشان به مسیح شکنجه و در به در کردند.
خبر به #ولتر رسید. او نامهای نوشت خطاب به دوستانش: «دیدروی شجاع، دالامبر دلیر، بیایید متحد شویم و این مرتجعان و شارلاتانها را از میان برداریم. این چرندیات بیمزه، ادعاهای گزاف، سفسطههای بیمعنی داستانهای دروغ و اباطیل هر روزه را نابود کنیم. نگذاریم فرهنگ، اسیر این بی فرهنگها باشد و دور باطل خشونت و طمع همهی ما را در خود فرو بلعد. بیایید دست این دزدان مقدس مآب را از جان و مال مردم قطع کنیم. ما باید برای نسل آینده خرد و آزادی به ارمغان بیاوریم. این کثافت باید تمام شود».
میگویند پس از این، ولتر تا آخر عمر، تمام نامههای خود را با همین عبارت امضا میکرد:
«این کثافت باید تمام شود».
علی_شاهی
🆔 @Sayehsokhan
👏25❤6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
✨ گاهی ما از سر محبت، وفاداری یا احساس وظیفه، در رابطههایی میمانیم که هر روز ذرهذره از ما میکاهند. جملهی #دکتر_لیلیان_گلاس یادآور این حقیقت است که عشق و احساس، تنها زمانی ارزش دارد که در بستری از احترام و امنیت روانی رشد کند. اگر کسی مداوم انرژی ما را میگیرد، کوچکمان میکند یا مانع رشد ما میشود، دیگر صحبت از احساسات و مهربانی، تنها خودفریبی است. در چنین رابطهای، سکوت و دوری، نشانهی ضعف نیست، بلکه حرمتگذاری به خویشتن است.
احساس، سرمایهای است که باید آن را هوشمندانه خرج کرد. همانطور که پول را به دست هرکسی نمیسپاریم، احساسمان را نیز نباید در اختیار کسانی بگذاریم که آن را بیارزش میدانند. این جمله دعوتیست به خودآگاهی: که بدانیم چه کسانی شایستهی حضور در قلب و ذهن ما هستند. مهربانی زیباست، اما تنها زمانی که در جهت درست جریان داشته باشد. 💫
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
✨ گاهی ما از سر محبت، وفاداری یا احساس وظیفه، در رابطههایی میمانیم که هر روز ذرهذره از ما میکاهند. جملهی #دکتر_لیلیان_گلاس یادآور این حقیقت است که عشق و احساس، تنها زمانی ارزش دارد که در بستری از احترام و امنیت روانی رشد کند. اگر کسی مداوم انرژی ما را میگیرد، کوچکمان میکند یا مانع رشد ما میشود، دیگر صحبت از احساسات و مهربانی، تنها خودفریبی است. در چنین رابطهای، سکوت و دوری، نشانهی ضعف نیست، بلکه حرمتگذاری به خویشتن است.
احساس، سرمایهای است که باید آن را هوشمندانه خرج کرد. همانطور که پول را به دست هرکسی نمیسپاریم، احساسمان را نیز نباید در اختیار کسانی بگذاریم که آن را بیارزش میدانند. این جمله دعوتیست به خودآگاهی: که بدانیم چه کسانی شایستهی حضور در قلب و ذهن ما هستند. مهربانی زیباست، اما تنها زمانی که در جهت درست جریان داشته باشد. 💫
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤25👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای ضبط این سه دقیقه، حدودا دو سال زمان صرف شده است و چندین دوربین به مدت دو سال داخل و اطراف این درخت کارگذاری شده تا چنین کلیپ خارقالعاده و عجیبی از کار در بیاید و شما تماشا کنید! پس این ۳ دقیقه زيبا را ببینید
🆔 @Sayehsokhan
🆔 @Sayehsokhan
❤31👏3
📘 #ده_نکته کاربردی و موثر از کتاب #تئوری_انتخاب نوشتهی #دکتر_ویلیام_گلسر و با ترجمه
#دکتر_علی_صاحبی
به مناسبت #پنجاهمین_چاپ کتاب:
ما فقط رفتار خودمان را کنترل میکنیم، نه دیگران را.
هیچکس جز خودمان مسئول شادی یا ناراحتی ما نیست؛ همهی انتخابها از درون ما میآیند.
رفتار ما همیشه تلاشی برای ارضاکردن نیازهای بنیادین ماست.
پنج نیاز اصلی گلسر: بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی، و تفریح.
گذشته مهم است، اما دلیل رفتارهای ما نیست.
تئوری انتخاب به جای سرزنش گذشته، بر مسئولیت اکنون تمرکز دارد.
کنترل بیرونی یعنی ۷ رفتار مخرب مثل(تهدید، تنبیه، انتقاد، سرزنش و.....) رابطهها را خراب میکند.
برای رابطهی سالم، باید «کنترل درونی» را جایگزین کنیم: پذیرش، گفتوگو و احترام و ...
تمام رفتارهای ما نوعی «انتخاب» هستند. حتی رنج کشیدن ما.
گلسر میگوید: افسردگی، عصبانیت، یا اضطراب، رفتارهایی هستند که انتخاب میکنیم تا با یک نیاز برآوردهنشده کنار بیاییم.
«دنیای مطلوب» هر فرد، چراغ راه انتخابهای اوست.
هر کسی تصویری ذهنی از زندگی ایدهآل دارد؛ تضاد بین این تصویر و واقعیت، منبع بسیاری از تنشهاست.
روابط، کلید سلامت روان هستند.
گلسر میگوید بیشتر مشکلات روانی ناشی از روابط مخدوشاند، نه بیماری یا اختلال شیمیایی مغز.
گفتوگو به جای نصیحت: راهی برای حفظ رابطه.
به جای تلاش برای «درست کردن» دیگری، تلاش کنیم او را درک کنیم.
تغییر، از پذیرش مسئولیت آغاز میشود.
وقتی مسئولیت حال و آیندهمان را میپذیریم، مسیر رشد و تغییر باز میشود.
مدارس، خانوادهها و سازمانها نیاز دارند به سمت «روابط کیفی» بروند.
آموزش، تربیت و رهبری بر پایهی کنترل بیرونی دیگر جواب نمیدهد؛ باید فرهنگ انتخاب، احترام و مسئولیتپذیری را جایگزین کرد.
➖➖➖➖
نکته های بالا رو دوست داشتی؟ اینها فقط قطرههایی از یه دریا بود
پیشنهاد میکنم
🎁 لذت مطالعهی این کتاب رو به خودت هدیه بدی
🆔 @Sayehsokhan
#دکتر_علی_صاحبی
به مناسبت #پنجاهمین_چاپ کتاب:
ما فقط رفتار خودمان را کنترل میکنیم، نه دیگران را.
هیچکس جز خودمان مسئول شادی یا ناراحتی ما نیست؛ همهی انتخابها از درون ما میآیند.
رفتار ما همیشه تلاشی برای ارضاکردن نیازهای بنیادین ماست.
پنج نیاز اصلی گلسر: بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی، و تفریح.
گذشته مهم است، اما دلیل رفتارهای ما نیست.
تئوری انتخاب به جای سرزنش گذشته، بر مسئولیت اکنون تمرکز دارد.
کنترل بیرونی یعنی ۷ رفتار مخرب مثل(تهدید، تنبیه، انتقاد، سرزنش و.....) رابطهها را خراب میکند.
برای رابطهی سالم، باید «کنترل درونی» را جایگزین کنیم: پذیرش، گفتوگو و احترام و ...
تمام رفتارهای ما نوعی «انتخاب» هستند. حتی رنج کشیدن ما.
گلسر میگوید: افسردگی، عصبانیت، یا اضطراب، رفتارهایی هستند که انتخاب میکنیم تا با یک نیاز برآوردهنشده کنار بیاییم.
«دنیای مطلوب» هر فرد، چراغ راه انتخابهای اوست.
هر کسی تصویری ذهنی از زندگی ایدهآل دارد؛ تضاد بین این تصویر و واقعیت، منبع بسیاری از تنشهاست.
روابط، کلید سلامت روان هستند.
گلسر میگوید بیشتر مشکلات روانی ناشی از روابط مخدوشاند، نه بیماری یا اختلال شیمیایی مغز.
گفتوگو به جای نصیحت: راهی برای حفظ رابطه.
به جای تلاش برای «درست کردن» دیگری، تلاش کنیم او را درک کنیم.
تغییر، از پذیرش مسئولیت آغاز میشود.
وقتی مسئولیت حال و آیندهمان را میپذیریم، مسیر رشد و تغییر باز میشود.
مدارس، خانوادهها و سازمانها نیاز دارند به سمت «روابط کیفی» بروند.
آموزش، تربیت و رهبری بر پایهی کنترل بیرونی دیگر جواب نمیدهد؛ باید فرهنگ انتخاب، احترام و مسئولیتپذیری را جایگزین کرد.
➖➖➖➖
نکته های بالا رو دوست داشتی؟ اینها فقط قطرههایی از یه دریا بود
پیشنهاد میکنم
🎁 لذت مطالعهی این کتاب رو به خودت هدیه بدی
🆔 @Sayehsokhan
نشر سایه سخن
کتاب تئوری انتخاب [تخفیف ویژه+ارسال رایگان] - سایه سخن
کتاب تئوری انتخاب اثر دکتر ویلیام گلاسر ترجمه دکتر علی صاحبی توضیح میدهد که موجودات زنده چرا و چگونه رفتار میکنند. این کتاب بر این اصل استوار است که تمامی انسانها به سبب وجود پنج نیاز ژنتیکی بقا، عشق و احساس تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح، برانگیخته میشوند.
❤8👍4👏4
🛑 * بە مناسبت هفته کتاب وکتابخوانی*
📚 *معجزە کتاب*
به نقشه جهان که نگاه میکنم، متوجه میشوم بسیارند سرزمینهایی که تا آخرین روزهایِ زندگی پایم به آنجا باز نخواهد شد، اما نکته جالب اینجاست که تقریبا از همه این سرزمینهای دور و نزدیک خاطره دارم. انگار با شهرها، خیابانها و حتی کوچههای آنجا آشناییِ دیرینه دارم.
هنوز بچه بودم که برایِ اردویِ تابستانی همراه با کریستین اندرسون، از جیرفت به دانمارک رفتم و در خیابانهایِ کپنهاک با دخترکِ کبریت فروشی آشنا شدم که جوجه اردکِ زشتی در دست داشت و با پریِ دریایی به لباس جدیدِ پادشاه میخندید.
در بازگشت به وطن، همراه با احمدِ شاملو به مراسمِ عروسیِ دخترای ننه دریا با پسرای عمو صحرا رفتم، کمی بعد با صمد بهرنگی به کچلِ کفترباز خندیدم و با اندوهِ پسرکِ لبوفروش غصه خوردم.
مرادیِ کرمانی من را از جیرفت به سیرچ دعوت کرد و با لهجه شیرینش گفت:
هم ولایتی"شما که غریبه نیستید"،
آنجا بود که با بچههای قالیبافِ خانه، سرم را بر نازبالش گذاشته و در قصه هایِ مجید با قاشق چایخوری، مربای شیرین خوردم.
با دولتآبادی به کلیدر رفتم و آنجا بود که دور از چشم گُل ممد، دل به عشقِ مارال سپردم و در روزگارِ سپری شدهء مردمِ سالخورده، جایِ خالیِ سلوچ را پیدا کردم.
مزارعِ آمریکا را وجب به وجب با جان اشتاین بک گشتم تا خوشههای خشم را به نظاره بنشینم.
با جک لندن و سپید دندانش به آلاسکا رفتم تا اینکه از دور پیرمردی را در دریا دیدم که کنارِ همینگوِی نشسته و از مشکلاتش در صیدِ ماهی صحبت میکند.
سهشنبهها همراه با میچ آلبوم به ملاقاتِ موری رفتم، خشم و هیاهو را در گور به گورِ فاکنر آموختم، با چارلز دیکنز تمامِ انگلستان را گشتم تا این که سرانجام در لندن با خواهران برونته آشنا شدم و از آنجا همراه با جورج اورول به قلعه حیوانات سر زدم، حس عجیبی بود، احساس میکردم سال در آن قلعه زندگی کردهام، حال و روزشان شباهتِ عجیبی داشت با روزگارِ مردمِ سرزمینِ من!
کازانتزاکیس من را با یونان آشنا کرد تا این که در سواحلِ کرت با زوربای یونانی هم پیاله شدم، با سیلونه به ایتالیایِ دوست داشتنی و فونتامارا رفتم و به مهمانیِ نان و شراب دعوت شدم و شبی در کنارِ اوریانا فالاچی نامه به کودکی که هرگز زاده نشد را خواندم.
کلمبیایِ مارکز را زمانی شناختم که بعد از صد سال تنهایی، عشق در سالهای وبا را تجربه کردم. سرزمین پرو را در سالهای سگی با یوسا شناختم و در مونیخ با هاینریش بُل به عقاید یک دلقک خندیدم، چند روزی هم در استکهلم مهمانِ فردریک بکمن بودم و در آنجا با مردی به نام اوه آشنا شدم.
ویکتور هوگو من را با بینوایانِ پاریس و گوژپشتی آشنا کرد که خاطراتِ آخرین روزِ یک محکوم را نجوا میکرد.
بالزاک در میانِ دهقانانِ فرانسه من را با زنِ زیبای سی سالهیی آشنا کرد و رومن رولان شبی من را به کنسرت موسیقیِ ژان کریستف در شانزه لیزه دعوت نمود، هر چند با وجودِ شیوعِ طاعون، با آلبر کامو هم چندان بیگانه نبودم.
من در تمام جبهههایِ جنگ به همراه مرل جنگیدم و در "نبردِ من"، هیتلر را بهتر شناختم، با هانا آرنت به دادگاهِ اورشلیم رفتم تا با چهره واقعیِ توتالیتاریسم بهتر آشنا شوم.
جومپا لاهیری را در کلکته ملاقات کردم و تا بمبئی با هم عاشقانههای تاگور را زمزمه کردیم. تمامِ جزایرِ ژاپن را با موراکامی گشت زدم تا این که بعد از جنگلِ نروژی، کافکا را در کرانه دیدم.
در ریگهای روان سیدنی با استیو تولتز آشنا شدم و گفتم هرچه بادا باد. جنایاتِ روسیه تزاری را در جنگ و صلح و آناکارنینای تولستوی شناختم و یک شب در مسکو مثل یک اَبله با داستایوسکی که هنوز یک جوان خام بود، قمار بازی کردم، اما او دائم از جنایت و مکافاتِ برادران کارامازوفِ سخن میگفت و من مجبور شدم با چخوف در باغِ آلبالو به میهمانی مادرِ ماکسیم گورکی بروم.
میلان کوندرا و ایوان کلیما را شبی در پراگ ملاقات کردم، بر ویرانههای کابل با خالد حسینی گریستم، با شافاک در قونیه به ملاقاتِ شمس رفته و چهل قانونِ عشق را آموختم و با دستمالی که از مولانا گرفتم، اشکهای کیمیا خاتون را پاک کردم.
در برزیل یازده دقیقه کافی بود تا در کنار پائولو کوئلیو با کیمیاگر آشنا شوم. در زمینِ سوخته اهواز با احمد محمود همسایه بودم و هر روز در مدارِ صفر درجه، درختِ انجیرِ معابد را تماشا میکردم. در سالِ بلوا با سمفونیِ مردگانِ عباس معروفی آشنا شدم و پس از آن بود که همراه با شوهرِ آهو خانمِ افغانی سری به کرمانشاه زدم تا شادکامان دره قره سو را بهتر بشناسم.
بله؛این معجزه کتاب است که حتی با پاسپورت کم اعتبارِ کشورِ من و بدونِ نیاز به ویزا و ارز، آدمی میتواند دورترین نقاطِ دنیا را ببیند، گشت بزند و شیرینترین خاطرات را با مارال، اسکارلت و آناکارنینا به یادگار داشته باشد.
👤 *علی_کشاورزی*
https://t.me/kettabkhanii
🆔 @Sayehsokhan
📚 *معجزە کتاب*
به نقشه جهان که نگاه میکنم، متوجه میشوم بسیارند سرزمینهایی که تا آخرین روزهایِ زندگی پایم به آنجا باز نخواهد شد، اما نکته جالب اینجاست که تقریبا از همه این سرزمینهای دور و نزدیک خاطره دارم. انگار با شهرها، خیابانها و حتی کوچههای آنجا آشناییِ دیرینه دارم.
هنوز بچه بودم که برایِ اردویِ تابستانی همراه با کریستین اندرسون، از جیرفت به دانمارک رفتم و در خیابانهایِ کپنهاک با دخترکِ کبریت فروشی آشنا شدم که جوجه اردکِ زشتی در دست داشت و با پریِ دریایی به لباس جدیدِ پادشاه میخندید.
در بازگشت به وطن، همراه با احمدِ شاملو به مراسمِ عروسیِ دخترای ننه دریا با پسرای عمو صحرا رفتم، کمی بعد با صمد بهرنگی به کچلِ کفترباز خندیدم و با اندوهِ پسرکِ لبوفروش غصه خوردم.
مرادیِ کرمانی من را از جیرفت به سیرچ دعوت کرد و با لهجه شیرینش گفت:
هم ولایتی"شما که غریبه نیستید"،
آنجا بود که با بچههای قالیبافِ خانه، سرم را بر نازبالش گذاشته و در قصه هایِ مجید با قاشق چایخوری، مربای شیرین خوردم.
با دولتآبادی به کلیدر رفتم و آنجا بود که دور از چشم گُل ممد، دل به عشقِ مارال سپردم و در روزگارِ سپری شدهء مردمِ سالخورده، جایِ خالیِ سلوچ را پیدا کردم.
مزارعِ آمریکا را وجب به وجب با جان اشتاین بک گشتم تا خوشههای خشم را به نظاره بنشینم.
با جک لندن و سپید دندانش به آلاسکا رفتم تا اینکه از دور پیرمردی را در دریا دیدم که کنارِ همینگوِی نشسته و از مشکلاتش در صیدِ ماهی صحبت میکند.
سهشنبهها همراه با میچ آلبوم به ملاقاتِ موری رفتم، خشم و هیاهو را در گور به گورِ فاکنر آموختم، با چارلز دیکنز تمامِ انگلستان را گشتم تا این که سرانجام در لندن با خواهران برونته آشنا شدم و از آنجا همراه با جورج اورول به قلعه حیوانات سر زدم، حس عجیبی بود، احساس میکردم سال در آن قلعه زندگی کردهام، حال و روزشان شباهتِ عجیبی داشت با روزگارِ مردمِ سرزمینِ من!
کازانتزاکیس من را با یونان آشنا کرد تا این که در سواحلِ کرت با زوربای یونانی هم پیاله شدم، با سیلونه به ایتالیایِ دوست داشتنی و فونتامارا رفتم و به مهمانیِ نان و شراب دعوت شدم و شبی در کنارِ اوریانا فالاچی نامه به کودکی که هرگز زاده نشد را خواندم.
کلمبیایِ مارکز را زمانی شناختم که بعد از صد سال تنهایی، عشق در سالهای وبا را تجربه کردم. سرزمین پرو را در سالهای سگی با یوسا شناختم و در مونیخ با هاینریش بُل به عقاید یک دلقک خندیدم، چند روزی هم در استکهلم مهمانِ فردریک بکمن بودم و در آنجا با مردی به نام اوه آشنا شدم.
ویکتور هوگو من را با بینوایانِ پاریس و گوژپشتی آشنا کرد که خاطراتِ آخرین روزِ یک محکوم را نجوا میکرد.
بالزاک در میانِ دهقانانِ فرانسه من را با زنِ زیبای سی سالهیی آشنا کرد و رومن رولان شبی من را به کنسرت موسیقیِ ژان کریستف در شانزه لیزه دعوت نمود، هر چند با وجودِ شیوعِ طاعون، با آلبر کامو هم چندان بیگانه نبودم.
من در تمام جبهههایِ جنگ به همراه مرل جنگیدم و در "نبردِ من"، هیتلر را بهتر شناختم، با هانا آرنت به دادگاهِ اورشلیم رفتم تا با چهره واقعیِ توتالیتاریسم بهتر آشنا شوم.
جومپا لاهیری را در کلکته ملاقات کردم و تا بمبئی با هم عاشقانههای تاگور را زمزمه کردیم. تمامِ جزایرِ ژاپن را با موراکامی گشت زدم تا این که بعد از جنگلِ نروژی، کافکا را در کرانه دیدم.
در ریگهای روان سیدنی با استیو تولتز آشنا شدم و گفتم هرچه بادا باد. جنایاتِ روسیه تزاری را در جنگ و صلح و آناکارنینای تولستوی شناختم و یک شب در مسکو مثل یک اَبله با داستایوسکی که هنوز یک جوان خام بود، قمار بازی کردم، اما او دائم از جنایت و مکافاتِ برادران کارامازوفِ سخن میگفت و من مجبور شدم با چخوف در باغِ آلبالو به میهمانی مادرِ ماکسیم گورکی بروم.
میلان کوندرا و ایوان کلیما را شبی در پراگ ملاقات کردم، بر ویرانههای کابل با خالد حسینی گریستم، با شافاک در قونیه به ملاقاتِ شمس رفته و چهل قانونِ عشق را آموختم و با دستمالی که از مولانا گرفتم، اشکهای کیمیا خاتون را پاک کردم.
در برزیل یازده دقیقه کافی بود تا در کنار پائولو کوئلیو با کیمیاگر آشنا شوم. در زمینِ سوخته اهواز با احمد محمود همسایه بودم و هر روز در مدارِ صفر درجه، درختِ انجیرِ معابد را تماشا میکردم. در سالِ بلوا با سمفونیِ مردگانِ عباس معروفی آشنا شدم و پس از آن بود که همراه با شوهرِ آهو خانمِ افغانی سری به کرمانشاه زدم تا شادکامان دره قره سو را بهتر بشناسم.
بله؛این معجزه کتاب است که حتی با پاسپورت کم اعتبارِ کشورِ من و بدونِ نیاز به ویزا و ارز، آدمی میتواند دورترین نقاطِ دنیا را ببیند، گشت بزند و شیرینترین خاطرات را با مارال، اسکارلت و آناکارنینا به یادگار داشته باشد.
👤 *علی_کشاورزی*
https://t.me/kettabkhanii
🆔 @Sayehsokhan
Telegram
📚 بیشتر بدانیم ( کتابخوانی) 📚
📚 همراە ما باشید در کانال بیشتر بدانیم (کتابخوانی) 📚
@kettabkhanii
@kettabkhanii
❤14
Audio
خواننده: علیرضا قربانی
ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﻛﻪ درﻳﺎ ﻧﺪاره،
ﻛﻪ ﺑﻰ ﺗﻮ ﻏﺮوﺑﻢ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﺪاره
ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﭘﺮ از ﺟﺎی ﺧﺎﻟﻰ
ﭘﺮ از آرزوی ﻳﻪ ﺟﺸﻦ ﺧﻴﺎﻟﻰ
ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم
ﺑﻪ ﻳﻪ ﺧﻮاب راﺣﺖ واﺳﻪ ﺧﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم
ﺑﺎ ﻳﻪ ﺑﺎﻟﺶ ﭘﺮ ﭘﺮ از آرزوﻫﺎ
ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ ﭘﺮواز ﻗﻮﻫﺎ
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت ﻮ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ
ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺟﻮن ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺷﺎﻳﺪ دﺳﺘﺘﻮ زﻳﺮ ﺑﺎرون ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺗﻮ ﺷﺎﻳﺪ دوﺑﺎره ﺑﻪ دادم رﺳﻴﺪی
ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته
که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم
تو نیستی و راهی به جایی ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم
پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت
غمامو بغل کن شاید خنده برگشت.
🆔 @Sayehsokhan
ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﻛﻪ درﻳﺎ ﻧﺪاره،
ﻛﻪ ﺑﻰ ﺗﻮ ﻏﺮوﺑﻢ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﺪاره
ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﭘﺮ از ﺟﺎی ﺧﺎﻟﻰ
ﭘﺮ از آرزوی ﻳﻪ ﺟﺸﻦ ﺧﻴﺎﻟﻰ
ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم
ﺑﻪ ﻳﻪ ﺧﻮاب راﺣﺖ واﺳﻪ ﺧﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم
ﺑﺎ ﻳﻪ ﺑﺎﻟﺶ ﭘﺮ ﭘﺮ از آرزوﻫﺎ
ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ ﭘﺮواز ﻗﻮﻫﺎ
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت ﻮ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ
ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺟﻮن ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺷﺎﻳﺪ دﺳﺘﺘﻮ زﻳﺮ ﺑﺎرون ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺗﻮ ﺷﺎﻳﺪ دوﺑﺎره ﺑﻪ دادم رﺳﻴﺪی
ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته
که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم
تو نیستی و راهی به جایی ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم
پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت
غمامو بغل کن شاید خنده برگشت.
🆔 @Sayehsokhan
❤22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این استعارهی لطیفِ بوسکالیا یادآوری میکند که هیچکس در جهان نمیتواند برای همه «مطلوب» باشد. حتی اگر بهترین نسخهٔ خودت باشی—رسیده، شیرین، آبدار و خواستنی—باز هم کسانی هستند که سلیقهشان چیز دیگریست. مسئله «بد بودن تو» نیست؛ مسئله «سلیقه و انتخاب دیگری» است. وقتی میکوشی خودت را مطابق میل همه تغییر دهی، درست مثل آلوئی هستی که تصمیم میگیرد موز شود؛ شاید بتوانی شبیهش شوی، اما هرگز موزِ درجهیک نخواهی شد. در عوض اصالتت را هم از دست میدهی.
پیام پنهان متن این است که ارزش واقعی انسان زمانی جلوه میکند که خودش بماند. کسی که خودش را تغییر میدهد تا مورد پسند دیگری قرار بگیرد، هم از خویشتن خالی میشود و هم آرامآرام احساس بیارزشی را تجربه میکند. ولی وقتی در نقش طبیعی خودت میمانی—با تمام ویژگیها، ترجیحات و حتی نقصهایت—نهتنها آرامتر زندگی میکنی، بلکه کسانی را هم جذب میکنی که واقعاً قدردان «آلوی اصیل» وجودت هستند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این استعارهی لطیفِ بوسکالیا یادآوری میکند که هیچکس در جهان نمیتواند برای همه «مطلوب» باشد. حتی اگر بهترین نسخهٔ خودت باشی—رسیده، شیرین، آبدار و خواستنی—باز هم کسانی هستند که سلیقهشان چیز دیگریست. مسئله «بد بودن تو» نیست؛ مسئله «سلیقه و انتخاب دیگری» است. وقتی میکوشی خودت را مطابق میل همه تغییر دهی، درست مثل آلوئی هستی که تصمیم میگیرد موز شود؛ شاید بتوانی شبیهش شوی، اما هرگز موزِ درجهیک نخواهی شد. در عوض اصالتت را هم از دست میدهی.
پیام پنهان متن این است که ارزش واقعی انسان زمانی جلوه میکند که خودش بماند. کسی که خودش را تغییر میدهد تا مورد پسند دیگری قرار بگیرد، هم از خویشتن خالی میشود و هم آرامآرام احساس بیارزشی را تجربه میکند. ولی وقتی در نقش طبیعی خودت میمانی—با تمام ویژگیها، ترجیحات و حتی نقصهایت—نهتنها آرامتر زندگی میکنی، بلکه کسانی را هم جذب میکنی که واقعاً قدردان «آلوی اصیل» وجودت هستند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤21👏4
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوچهارم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش بیستوچهارم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
👍1
🌱 #فرزندپروری_آگاهانه؛ قبل از ۷ سالگی، «بدن» کلاس اصلی کودک است، نه میز و نیمکت و کلاس درس!
✍ در #فرزندپروری_آگاهانه، ما به جای عجله برای یاددادن خواندن، نوشتن، منطق یا شطرنج، یک حقیقت ساده را میپذیریم:
🈺 تا قبل از ۷ سالگی، مسیر یادگیری کودک از «بدن» میگذرد، نه از «کتاب».
کودک زیر ۷ سال برای رشد شناختی، هیجانی و مغزیاش فقط به "چهار چیز اساسی" نیاز دارد!
تاکید میشود فقط به چهار پایهی اساسی نیاز دارد و نه بیشتر:
۱. تحرک زیاد؛ یادگیری با جنبوجوش
بدنِ کودک معلم اول اوست.
دویدن، پریدن، بالا رفتن، افتادن و دوباره بلند شدن…
تمام اینها شبکههای عصبی مغز را میسازند.
این مهارتهای بدنی پایهی یادگیریهای بعدی مثل خواندن، نوشتن و حتی تمرکز هستند.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی بفهمیم بازی حرکتی، اتلاف وقت نیست؛ سرمایهگذاری مغزی است.
۲. مهارت حفظ تعادل؛ ستون رشد مغز
تاب خوردن، چرخیدن، وارونه آویزان شدن، دوچرخه و اسکوترسواری…
اینها فقط بازی نیستند؛ سیستم دهلیزی یا سیستم وستیبولار و تعادلِ کودک را میسازند؛ سیستمی که مستقیماً بر توجه، یادگیری و آرامش اثر دارد.
کودکی که تعادل خوبی دارد، روان آرامتری دارد و در مدرسه بهتر مینشیند، بهتر گوش میدهد و بهتر میآموزد.
۳. مهارتهای حرکتی ریز و درشت؛ ارتباط بدن و مغز
بازی با گل، خمیر، آب، شن، برگهای حیاط، چوبپَر، سنگريزه…
این فعالیتها دست، چشم، حس لامسه و ظرافت حرکتی را تنظیم میکنند.
#فرزندپروری_آگاهانه میگوید:
«قبل از اینکه مداد دست کودک بدهیم، باید بدنش را با جهان آشتی دهیم.»
۴. فهمیدن و نامگذاری نیازهایش؛ پایهی سلامت روان
گشنمه… خوابم میاد… میترسم… بغلم کن…
اگر کودک یاد بگیرد نیازهایش را بشناسد و به همراه احساسش بیان کند، آیندهاش آرامتر، ایمنتر و سازگارتر خواهد بود.
این یعنی تنظیم هیجان؛ مهمترین مهارتی که در بزرگسالی به دردمان میخورد.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی:
به جای تربیت کودکِ «مطیع»، کودکی را پرورش دهیم که «خودآگاه» است.
🎒 نتیجه شگفتانگیز
اگر فقط همین چهار پایه را به کودکمان بدهیم،
وقتی وارد مدرسه شد، از سرعت سازگاری و یادگیریاش شگفتزده میشویم.
خواندن، نوشتن و ریاضیات را سریع یاد میگیرد چون بدن و مغزش آمادهاند.
در #فرزندپروری_آگاهانه، عجله نمیکنیم.
به رشد طبیعی کودک اعتماد میکنیم.
و میفهمیم «کودکی کردن»، خودش مهمترین کلاس آموزشی دنیاست.
❓ دو پرسش اساسی و تاملبرانگیز:
1⃣ وقتی فرزندتان بازیِ پرتحرک دارد (میدود، میپرد، بالا میرود، میغلتد) دقت کردهاید که ببینید احساس شما چیست؟
آرامش؟ نگرانی؟ عجله برای اینکه «بشینه یک کاری یاد بگیره»؟
توجه داشتهاید که این احساس چه چیزی درباره نگاه شما به رشد کودک نشان میدهد؟
2⃣ آخرین باری که از فرزندتان پرسیدید «الان چی لازم داری؟» و "الان چه احساسی داری"؟ چه زمانی بود؟
آیا به او فرصت میدهید گرسنگی، خستگی، ترس یا نیاز به آغوش را خودش تشخیص بدهد و بیان کند؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🎁 اگر خواستی بیشتر در این مورد بررسی و تحقیق کنی پیشنهاد میکنم: از خواندن کتاب #فرزندپروری_مغز_بدن یا چگونه مدیریت رفتار را متوقف کنیم و کودکانی شاد و تابآور پرورش دهیم اثر مونا دلاهوکی با ترجمه دکتر سمانه بهزادپور از انتشارات ارجمند غافل نباشی.
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ در #فرزندپروری_آگاهانه، ما به جای عجله برای یاددادن خواندن، نوشتن، منطق یا شطرنج، یک حقیقت ساده را میپذیریم:
🈺 تا قبل از ۷ سالگی، مسیر یادگیری کودک از «بدن» میگذرد، نه از «کتاب».
کودک زیر ۷ سال برای رشد شناختی، هیجانی و مغزیاش فقط به "چهار چیز اساسی" نیاز دارد!
تاکید میشود فقط به چهار پایهی اساسی نیاز دارد و نه بیشتر:
۱. تحرک زیاد؛ یادگیری با جنبوجوش
بدنِ کودک معلم اول اوست.
دویدن، پریدن، بالا رفتن، افتادن و دوباره بلند شدن…
تمام اینها شبکههای عصبی مغز را میسازند.
این مهارتهای بدنی پایهی یادگیریهای بعدی مثل خواندن، نوشتن و حتی تمرکز هستند.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی بفهمیم بازی حرکتی، اتلاف وقت نیست؛ سرمایهگذاری مغزی است.
۲. مهارت حفظ تعادل؛ ستون رشد مغز
تاب خوردن، چرخیدن، وارونه آویزان شدن، دوچرخه و اسکوترسواری…
اینها فقط بازی نیستند؛ سیستم دهلیزی یا سیستم وستیبولار و تعادلِ کودک را میسازند؛ سیستمی که مستقیماً بر توجه، یادگیری و آرامش اثر دارد.
کودکی که تعادل خوبی دارد، روان آرامتری دارد و در مدرسه بهتر مینشیند، بهتر گوش میدهد و بهتر میآموزد.
۳. مهارتهای حرکتی ریز و درشت؛ ارتباط بدن و مغز
بازی با گل، خمیر، آب، شن، برگهای حیاط، چوبپَر، سنگريزه…
این فعالیتها دست، چشم، حس لامسه و ظرافت حرکتی را تنظیم میکنند.
#فرزندپروری_آگاهانه میگوید:
«قبل از اینکه مداد دست کودک بدهیم، باید بدنش را با جهان آشتی دهیم.»
۴. فهمیدن و نامگذاری نیازهایش؛ پایهی سلامت روان
گشنمه… خوابم میاد… میترسم… بغلم کن…
اگر کودک یاد بگیرد نیازهایش را بشناسد و به همراه احساسش بیان کند، آیندهاش آرامتر، ایمنتر و سازگارتر خواهد بود.
این یعنی تنظیم هیجان؛ مهمترین مهارتی که در بزرگسالی به دردمان میخورد.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی:
به جای تربیت کودکِ «مطیع»، کودکی را پرورش دهیم که «خودآگاه» است.
🎒 نتیجه شگفتانگیز
اگر فقط همین چهار پایه را به کودکمان بدهیم،
وقتی وارد مدرسه شد، از سرعت سازگاری و یادگیریاش شگفتزده میشویم.
خواندن، نوشتن و ریاضیات را سریع یاد میگیرد چون بدن و مغزش آمادهاند.
در #فرزندپروری_آگاهانه، عجله نمیکنیم.
به رشد طبیعی کودک اعتماد میکنیم.
و میفهمیم «کودکی کردن»، خودش مهمترین کلاس آموزشی دنیاست.
❓ دو پرسش اساسی و تاملبرانگیز:
1⃣ وقتی فرزندتان بازیِ پرتحرک دارد (میدود، میپرد، بالا میرود، میغلتد) دقت کردهاید که ببینید احساس شما چیست؟
آرامش؟ نگرانی؟ عجله برای اینکه «بشینه یک کاری یاد بگیره»؟
توجه داشتهاید که این احساس چه چیزی درباره نگاه شما به رشد کودک نشان میدهد؟
2⃣ آخرین باری که از فرزندتان پرسیدید «الان چی لازم داری؟» و "الان چه احساسی داری"؟ چه زمانی بود؟
آیا به او فرصت میدهید گرسنگی، خستگی، ترس یا نیاز به آغوش را خودش تشخیص بدهد و بیان کند؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🎁 اگر خواستی بیشتر در این مورد بررسی و تحقیق کنی پیشنهاد میکنم: از خواندن کتاب #فرزندپروری_مغز_بدن یا چگونه مدیریت رفتار را متوقف کنیم و کودکانی شاد و تابآور پرورش دهیم اثر مونا دلاهوکی با ترجمه دکتر سمانه بهزادپور از انتشارات ارجمند غافل نباشی.
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤10👍1