🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش هجدهم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش هجدهم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤8
#فرزندپروری_آگاهانه؛ از ریشه تا بال
✍ یکبار «هودینگ کارتر»، روزنامهنگار آمریکایی، گفته بود:
ما دو میراث ماندگار برای فرزندانمان به جا میگذاریم: ریشه و بال.
در #فرزندپروری_آگاهانه، بخش بزرگی از یادگیری ما، رها کردن است؛ یعنی کناری بایستیم و اجازه دهیم بچهها رشد خودشان را بکنند.
از همان وقتی که دست کودکمان را رها میکنیم تا خودش قدم بردارد، تا وقتی با همسنهایش بازی میکند...
از اولین روز مهدکودک، از ماندن در خانهی عمه یا خاله، از تنها رفتن به جشن تولد دوستش، تا روزی که چمدانش را برای رفتن به دانشگاه میبندد.
در تمام این مراحل، ما یاد میگیریم که چگونه به او اعتماد کنیم، کمکش کنیم آرام باشد، و یاد بگیرد خودش تصمیم بگیرد و انتخاب خودش را داشته باشد.
🈺 هرچه با فرزندانمان مهربانتر و مشفقانهتر رفتار کنیم، آنها نیز راحتتر بالهایشان را باز میکنند.
یادم میآید حدود ۳۰ سال پیش، در راه بازگشت از مدرسه دخترم، یکی از دوستانم را دیدم. با لبخند پرسید:
«هان، اینجا کجا؟»
گفتم: «امروز اول مهر است. دخترم را به مدرسه رساندم و دارم برمیگردم.»
اما بغض گلویم را گرفته بود. گفتم: «نمیدانم چرا این جدایی برایم اینقدر سخت است!»
بلافاصله خجالت کشیدم و خواستم عذرخواهی کنم.
اما او مرا در آغوش گرفت و گفت:
«نیازی به عذرخواهی نیست. اگر دلت گرفته، برو خانه، به خودت فرصت بده و یک دل سیر گریه کن!» نترس!
همان لحظه با خود فکر کردم: اگر این حرف را برای کسی دیگر گفته بودم، شاید سرزنشم میکرد:
«مگر مرد هم گریه میکند؟!»
اما دوستم لبخندی زد و ادامه داد:
«بعد از اینکه گریهات را کردی، خودت و خانمت و بچهها را به یک ناهار خوشمزه مهمان کن. بطور حتم تو لیاقت شادی داری.»
آن روز حرفش برایم عجیب بود، ولی خوشبختانه انجامش دادم.
و هنوز طعم آن ناهار را، با همه جزئیاتش، در خاطر دارم.
بعدها فهمیدم آنچه دوستم به من هدیه داد، فقط دلگرمی نبود؛ یادآوری شفقت به خود بود.
شاید بگویید:
«فرستادن بچه به مدرسه که باید مایهی شادی باشد! گریه برای چی بود و چه لزومی داشت؟»
اما مگر احساسات در کنترل ما هستند؟
گاهی غمی از راه میرسد، بیدعوت.
گاهی دلهرهای بیمقدمه در دل مینشیند.
در چنین لحظههایی فقط کافی است یک نفس عمیق بکشیم، کمی عقب بایستیم، احساسمان را ببینیم و اجازه دهیم عبور کند.
حالا که به آن روزها فکر میکنم، دلم میخواهد وقتی دوستم را میبینم، در آغوشش بگیرم و بگویم:
«پسر، آن زبانِ مهرآمیز و مشفقانه را از کجا آموخته بودی که آن روز به من یاد دادی؟»
آن توصیهی ساده و انسانی، به من یاد داد که احساسات پیچیدهام را بپذیرم و از خودم خجالت نکشم.
و این، شاید زیربنای #فرزندپروری_آگاهانه باشد:
👌#پذیرش، #شفقت، و #رهاکردن (اجازه دادن به رشد)
.
🈺 دو پرسش تاملبرانگیر
۱. آیا ما واقعاً به فرزندانمان اجازه میدهیم بالهایشان را باز کنند، یا هنوز بیصدا از ترسِ زمین خوردنشان، در بندشان کردهایم؟
۲. وقتی دلمان میگیرد یا دلتنگ میشویم، آیا به خودمان فرصت گریهکردن و خلوتگزینی میدهیم، یا زود خودمان را سرزنش و جمع و جور میکنیم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
✍ یکبار «هودینگ کارتر»، روزنامهنگار آمریکایی، گفته بود:
ما دو میراث ماندگار برای فرزندانمان به جا میگذاریم: ریشه و بال.
در #فرزندپروری_آگاهانه، بخش بزرگی از یادگیری ما، رها کردن است؛ یعنی کناری بایستیم و اجازه دهیم بچهها رشد خودشان را بکنند.
از همان وقتی که دست کودکمان را رها میکنیم تا خودش قدم بردارد، تا وقتی با همسنهایش بازی میکند...
از اولین روز مهدکودک، از ماندن در خانهی عمه یا خاله، از تنها رفتن به جشن تولد دوستش، تا روزی که چمدانش را برای رفتن به دانشگاه میبندد.
در تمام این مراحل، ما یاد میگیریم که چگونه به او اعتماد کنیم، کمکش کنیم آرام باشد، و یاد بگیرد خودش تصمیم بگیرد و انتخاب خودش را داشته باشد.
🈺 هرچه با فرزندانمان مهربانتر و مشفقانهتر رفتار کنیم، آنها نیز راحتتر بالهایشان را باز میکنند.
یادم میآید حدود ۳۰ سال پیش، در راه بازگشت از مدرسه دخترم، یکی از دوستانم را دیدم. با لبخند پرسید:
«هان، اینجا کجا؟»
گفتم: «امروز اول مهر است. دخترم را به مدرسه رساندم و دارم برمیگردم.»
اما بغض گلویم را گرفته بود. گفتم: «نمیدانم چرا این جدایی برایم اینقدر سخت است!»
بلافاصله خجالت کشیدم و خواستم عذرخواهی کنم.
اما او مرا در آغوش گرفت و گفت:
«نیازی به عذرخواهی نیست. اگر دلت گرفته، برو خانه، به خودت فرصت بده و یک دل سیر گریه کن!» نترس!
همان لحظه با خود فکر کردم: اگر این حرف را برای کسی دیگر گفته بودم، شاید سرزنشم میکرد:
«مگر مرد هم گریه میکند؟!»
اما دوستم لبخندی زد و ادامه داد:
«بعد از اینکه گریهات را کردی، خودت و خانمت و بچهها را به یک ناهار خوشمزه مهمان کن. بطور حتم تو لیاقت شادی داری.»
آن روز حرفش برایم عجیب بود، ولی خوشبختانه انجامش دادم.
و هنوز طعم آن ناهار را، با همه جزئیاتش، در خاطر دارم.
بعدها فهمیدم آنچه دوستم به من هدیه داد، فقط دلگرمی نبود؛ یادآوری شفقت به خود بود.
شاید بگویید:
«فرستادن بچه به مدرسه که باید مایهی شادی باشد! گریه برای چی بود و چه لزومی داشت؟»
اما مگر احساسات در کنترل ما هستند؟
گاهی غمی از راه میرسد، بیدعوت.
گاهی دلهرهای بیمقدمه در دل مینشیند.
در چنین لحظههایی فقط کافی است یک نفس عمیق بکشیم، کمی عقب بایستیم، احساسمان را ببینیم و اجازه دهیم عبور کند.
حالا که به آن روزها فکر میکنم، دلم میخواهد وقتی دوستم را میبینم، در آغوشش بگیرم و بگویم:
«پسر، آن زبانِ مهرآمیز و مشفقانه را از کجا آموخته بودی که آن روز به من یاد دادی؟»
آن توصیهی ساده و انسانی، به من یاد داد که احساسات پیچیدهام را بپذیرم و از خودم خجالت نکشم.
و این، شاید زیربنای #فرزندپروری_آگاهانه باشد:
👌#پذیرش، #شفقت، و #رهاکردن (اجازه دادن به رشد)
.
🈺 دو پرسش تاملبرانگیر
۱. آیا ما واقعاً به فرزندانمان اجازه میدهیم بالهایشان را باز کنند، یا هنوز بیصدا از ترسِ زمین خوردنشان، در بندشان کردهایم؟
۲. وقتی دلمان میگیرد یا دلتنگ میشویم، آیا به خودمان فرصت گریهکردن و خلوتگزینی میدهیم، یا زود خودمان را سرزنش و جمع و جور میکنیم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
❤19👏2
📩 #از_شما
سردار بازندگی
✍ گاهی آدم تو زندگی میبازد، عیبی هم ندارد، چون زندگی یک جاده کوهستانی است؛ بالا که میروی حتما پایین هم خواهی امد. این فلسفه زندگی است؛ زشت و زیبایش کنار هم جلوه میکند. کامیابی، ناکامی، برد و باخت خون زندگی است، همیشه در جریان است، اما بد باختن بداست. وقتی یک تیم فوتبال تا دقایق پایانی یک هیچ جلو است و بعد پشت سر هم دو گل میخورد، بد باخته است؛ خیلی بد.
بعضی آدمها، ایرانی و غیر ایرانی هم ندارد، به خصوص آنها که اسم و رسمی دارند و نانشان از نامشان در میآید، یک دفعه از بالا به پایین میافتند، میشوند سردار بازندگی.
از غیر خودیها میشود به مارشال پتن(petain) فرانسوی اشاره کرد. او که در سالهای پایانی جنگ جهانی اول در کسوت فرمانده سپاه فرانسه افتخارها آفریده بود، در جنگ جهانی دوم و وقتی ۸۴ ساله بود سند تسلیم فرانسه در مقابل آلمان نازی را امضا کرد، دست هيتلر را در پاریس اشغال شده فشرد واسارت مادی و روحی یک ملت را پذیرفت. عجب پیرمرد پرحاشیهای ! .
از خودیها هم دیگر نیازی به ذکر نام نیست که قصه نام بعضی از انان که پیش از این خدمتی به مُلک و ملت داشتهاند و بعدها خدمت به جیب را پیشه کردند این روزها بر سر هر بازار جار زده میشود ورسانهها چند روزی است که علَم برداشته و کوس میزنند.
ما شاید هر روز ببازیم ولی هیچکس انتظاری از ما ندارد، چون وقتی مدتی دیگر از این دار فنا درگذشتیم در شمار گمشدگان تاریخ جای خواهیم گرفت. اما بعضیها که سری دارند و سامانی و سلمانی نمیتواند سرشان را سرسری بتراشد اگر ببازند، شاید سرشان بر دار نرود ولی حتما در نزد مردم سردار بازندگی هستند. تا یادم نرفته بگویم که لغت بازندگی به معنای باختن را جعل کردم. این هم این روز جمعهای گناه من و بیخ ریشم!.
بر دل سیاه ابلیس لعین دو صد لعنت!
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
سردار بازندگی
✍ گاهی آدم تو زندگی میبازد، عیبی هم ندارد، چون زندگی یک جاده کوهستانی است؛ بالا که میروی حتما پایین هم خواهی امد. این فلسفه زندگی است؛ زشت و زیبایش کنار هم جلوه میکند. کامیابی، ناکامی، برد و باخت خون زندگی است، همیشه در جریان است، اما بد باختن بداست. وقتی یک تیم فوتبال تا دقایق پایانی یک هیچ جلو است و بعد پشت سر هم دو گل میخورد، بد باخته است؛ خیلی بد.
بعضی آدمها، ایرانی و غیر ایرانی هم ندارد، به خصوص آنها که اسم و رسمی دارند و نانشان از نامشان در میآید، یک دفعه از بالا به پایین میافتند، میشوند سردار بازندگی.
از غیر خودیها میشود به مارشال پتن(petain) فرانسوی اشاره کرد. او که در سالهای پایانی جنگ جهانی اول در کسوت فرمانده سپاه فرانسه افتخارها آفریده بود، در جنگ جهانی دوم و وقتی ۸۴ ساله بود سند تسلیم فرانسه در مقابل آلمان نازی را امضا کرد، دست هيتلر را در پاریس اشغال شده فشرد واسارت مادی و روحی یک ملت را پذیرفت. عجب پیرمرد پرحاشیهای ! .
از خودیها هم دیگر نیازی به ذکر نام نیست که قصه نام بعضی از انان که پیش از این خدمتی به مُلک و ملت داشتهاند و بعدها خدمت به جیب را پیشه کردند این روزها بر سر هر بازار جار زده میشود ورسانهها چند روزی است که علَم برداشته و کوس میزنند.
ما شاید هر روز ببازیم ولی هیچکس انتظاری از ما ندارد، چون وقتی مدتی دیگر از این دار فنا درگذشتیم در شمار گمشدگان تاریخ جای خواهیم گرفت. اما بعضیها که سری دارند و سامانی و سلمانی نمیتواند سرشان را سرسری بتراشد اگر ببازند، شاید سرشان بر دار نرود ولی حتما در نزد مردم سردار بازندگی هستند. تا یادم نرفته بگویم که لغت بازندگی به معنای باختن را جعل کردم. این هم این روز جمعهای گناه من و بیخ ریشم!.
بر دل سیاه ابلیس لعین دو صد لعنت!
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
👍8❤5👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چطور میتوانیم بدون خوردن قرص، به ترشح هورمونهای به اصطلاح شادیآور کمک کنیم؟
نازنین معتمدی توضیح میدهد.
@TreatmentOfGrief
🆔 @Sayehsokhan
نازنین معتمدی توضیح میدهد.
@TreatmentOfGrief
🆔 @Sayehsokhan
❤13👍6
کتاب جیبی - بدن
📻@podchi
پادکست کتاب جیبی - بدن
شگفتیهای بدن انسان
خلاصه کتاب بدن: راهنمای ساکنان
The Body: A Guide for Occupants
نویسنده: بیل برایسون | Bill Bryson
ناشر: مازیار | ترجمه: قاسم کیانی مقدم
📻@podchi
🆔 @Sayehsokhan
شگفتیهای بدن انسان
خلاصه کتاب بدن: راهنمای ساکنان
The Body: A Guide for Occupants
نویسنده: بیل برایسون | Bill Bryson
ناشر: مازیار | ترجمه: قاسم کیانی مقدم
📻@podchi
🆔 @Sayehsokhan
❤6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
🌌 یونگ اینجا به قانون ساده اما سختگیر زندگی اشاره میکند: تجربهها و سختیها بدون دلیل نیستند. اگر از اتفاقات تلخ و شکستها چیزی نیاموزیم، جهان (یا به تعبیر او «وجدان هستی») ما را دوباره با همان درس مواجه میکند تا بالاخره آنچه برای رشد و تحول لازم است، یاد بگیریم.
این نگاه، زندگی را نه به عنوان یک سلسله رویدادهای تصادفی، بلکه به مثابهی معلمی سخت اما منصف نشان میدهد که هر ناکامی در آن، حامل پیام و فرصتی برای تغییر است.
نکتهی طلایی جمله یونگ در پایان است: انکار یا فرار از واقعیتها تنها باعث شکست میشود، اما پذیرش و روبهرو شدن با آنها مسیر رشد را هموار میکند. وقتی سختیها را میپذیریم، آنها دیگر ما را قربانی نمیکنند بلکه به ابزاری برای تحول ما تبدیل میشوند. این همان جادوی «تغییر از درون» است که روانشناسی عمقی یونگ بر آن تأکید دارد. 🌿
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🌌 یونگ اینجا به قانون ساده اما سختگیر زندگی اشاره میکند: تجربهها و سختیها بدون دلیل نیستند. اگر از اتفاقات تلخ و شکستها چیزی نیاموزیم، جهان (یا به تعبیر او «وجدان هستی») ما را دوباره با همان درس مواجه میکند تا بالاخره آنچه برای رشد و تحول لازم است، یاد بگیریم.
این نگاه، زندگی را نه به عنوان یک سلسله رویدادهای تصادفی، بلکه به مثابهی معلمی سخت اما منصف نشان میدهد که هر ناکامی در آن، حامل پیام و فرصتی برای تغییر است.
نکتهی طلایی جمله یونگ در پایان است: انکار یا فرار از واقعیتها تنها باعث شکست میشود، اما پذیرش و روبهرو شدن با آنها مسیر رشد را هموار میکند. وقتی سختیها را میپذیریم، آنها دیگر ما را قربانی نمیکنند بلکه به ابزاری برای تحول ما تبدیل میشوند. این همان جادوی «تغییر از درون» است که روانشناسی عمقی یونگ بر آن تأکید دارد. 🌿
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤19👍4👏2
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش نوزدهم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش نوزدهم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🌿 #فرزندپروری_آگاهانه؛ عشق در قالبِ حضور
✍ یادمان باشد که بچهها چیزی فراتر از لباسهای خوب، اسباببازیهای رنگارنگ یا مدرسههای سطح بالا میخواهند.
آنها مهمترین نیازشان را با زبان سادهای بیان میکنند:
«مامان، بابا... با من باش!»
حضورِ روزانهی پدر و مادر، مثل هواییست که کودک به آن نیاز دارد و در آن رشد میکند.
البته نه حضورِ فیزیکیِ خسته و بیحوصله،
بلکه حضوری که با توجه، نگاه و آغوش باز همراه است.
اگر بتوانیم روزانه فقط بیست دقیقه برای فرزندمان وقت بگذاریم.
بیست دقیقهای که تمامِ حواسمان با او باشد.
یعنی در این زمان کوتاه، کاری را انجام دهیم که او دلش میخواهد،
نه کاری که ما صلاح میدانیم یا فکر میکنیم برایش مفید است.
شاید بخواهد بازی کند، نقاشی بکشد، یا فقط کنارمان بنشیند و سکوت کند.
اما در این بیست دقیقهی طلایی، سه قانون وجود دارد که رعایتش معجزه میکند:
❌ دستور ندهیم.
❌ سؤال نپرسیم.
❌ راهنمایی نکنیم.
فقط باشیم.
با لبخند، با نگاه، با دلِ شنوا.
اگر این تمرین کوچک را هر روز انجام دهیم،
در واقع داریم در بانکِ رابطه عاطفی با فرزندمان سرمایهگذاری میکنیم.
سپردهای که سودش را سالها بعد،
در قالبِ #اعتماد، #گفتگو، #صمیمیت و #احترام پس خواهیم گرفت.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی درک این نکتهی ساده:
کودکان، گوشهای تیزتری از ما دارند.
آنها کمتر به حرفهایمان گوش میدهند و بیشتر به رفتارمان توجه کامل دارند.
وقتی ما #آرام، #شنوا و #مهربان باشیم،
آنها هم یاد میگیرند که چگونه گوش بدهند، چگونه صبور باشند، و چگونه دوست بدارند.
بیشتر پدر و مادرها خوب حرف میزنند،
اما کمتر کسی خوب گوش میدهد.
#فرزندپروری_آگاهانه از همینجا آغاز میشود:
از «شنیدن بیقضاوتِ دنیای کودک».
از پذیرشِ او، نه هدایتش.
از عشق، نه آموزش.
👌انصافا
❓آخرین باری که واقعاً بدون قضاوت به حرفهای فرزندت گوش دادی و با آغوش باز پذیرای او بودی، کی بود؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
📕 #کتاب_مربوطه:
#فرزندپروری_از_درون_به_برون نوشته دانیل جی. سیگل و مری هارتسل؛ ترجمه مهرناز شهرآرای.
ناشر: آسیم. دیجیکالا+2psybooks.ir+2
✍ یادمان باشد که بچهها چیزی فراتر از لباسهای خوب، اسباببازیهای رنگارنگ یا مدرسههای سطح بالا میخواهند.
آنها مهمترین نیازشان را با زبان سادهای بیان میکنند:
«مامان، بابا... با من باش!»
حضورِ روزانهی پدر و مادر، مثل هواییست که کودک به آن نیاز دارد و در آن رشد میکند.
البته نه حضورِ فیزیکیِ خسته و بیحوصله،
بلکه حضوری که با توجه، نگاه و آغوش باز همراه است.
اگر بتوانیم روزانه فقط بیست دقیقه برای فرزندمان وقت بگذاریم.
بیست دقیقهای که تمامِ حواسمان با او باشد.
یعنی در این زمان کوتاه، کاری را انجام دهیم که او دلش میخواهد،
نه کاری که ما صلاح میدانیم یا فکر میکنیم برایش مفید است.
شاید بخواهد بازی کند، نقاشی بکشد، یا فقط کنارمان بنشیند و سکوت کند.
اما در این بیست دقیقهی طلایی، سه قانون وجود دارد که رعایتش معجزه میکند:
❌ دستور ندهیم.
❌ سؤال نپرسیم.
❌ راهنمایی نکنیم.
فقط باشیم.
با لبخند، با نگاه، با دلِ شنوا.
اگر این تمرین کوچک را هر روز انجام دهیم،
در واقع داریم در بانکِ رابطه عاطفی با فرزندمان سرمایهگذاری میکنیم.
سپردهای که سودش را سالها بعد،
در قالبِ #اعتماد، #گفتگو، #صمیمیت و #احترام پس خواهیم گرفت.
#فرزندپروری_آگاهانه یعنی درک این نکتهی ساده:
کودکان، گوشهای تیزتری از ما دارند.
آنها کمتر به حرفهایمان گوش میدهند و بیشتر به رفتارمان توجه کامل دارند.
وقتی ما #آرام، #شنوا و #مهربان باشیم،
آنها هم یاد میگیرند که چگونه گوش بدهند، چگونه صبور باشند، و چگونه دوست بدارند.
بیشتر پدر و مادرها خوب حرف میزنند،
اما کمتر کسی خوب گوش میدهد.
#فرزندپروری_آگاهانه از همینجا آغاز میشود:
از «شنیدن بیقضاوتِ دنیای کودک».
از پذیرشِ او، نه هدایتش.
از عشق، نه آموزش.
👌انصافا
❓آخرین باری که واقعاً بدون قضاوت به حرفهای فرزندت گوش دادی و با آغوش باز پذیرای او بودی، کی بود؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
📕 #کتاب_مربوطه:
#فرزندپروری_از_درون_به_برون نوشته دانیل جی. سیگل و مری هارتسل؛ ترجمه مهرناز شهرآرای.
ناشر: آسیم. دیجیکالا+2psybooks.ir+2
دیجیکالا
کتاب فرزند پروری از درون به برون اثر دکتر دانیل سیگل و مری هارتسل نشر آسیم
خرید اینترنتی کتاب فرزند پروری از درون به برون اثر دکتر دانیل سیگل و مری هارتسل نشر آسیم به همراه مقایسه، بررسی مشخصات و لیست قیمت امروز در فروشگاه اینترنتی دیجیکالا
❤11
میراث توران میرهادی
نسرین محمدباقری، روزنامه شرق، 18 آبان 404
"زندگی یک فرصت است.یک فرصت استثنایی و بسیار ارزشمند"
🔻هر روز از زندگی فرصتی است برای کسب تجربه، فهمیدن و شناختن. آشنایی با شخصیت و اندیشههای توران میرهادی، فرصتی است ارزشمند که ما را به آگاهی عمیقتر و فهم روشنتر از تربیت و زندگی رهنمون میسازد.
🔻توران میرهادی را مادر تعلیم و تربیت ایران مینامند. فعالیتهای ماندگار او در حوزه آموزش و پرورش، ادبیات کودکان و فرهنگنامه کودک و نوجوان از او چهرهای ممتاز و اثر گذار در فرهنگ و ادب ایران ساخته است.
🔻توران خانم، بانوی صلح است. تمام فعالیتهای فرهنگی او بیشتر تلاش برای اشاعه فرهنگ صلح است.به قول خودش زندگی من اساس فعالیتهای فرهنگیم شد.
🔻توران میرهادی بر این باور بود که ریشه جنگ و خشونت و دیگر کشی را باید در نظام آموزش و پرورش و سیستم تربیتی جست و جو کرد. او که همواره به اهداف بلند مدت میاندیشید، مدارس فرهاد را با ایده تربیت انسانهای وارسته و صلح جو بنیان نهاد. مدرسه فرهاد به عنوان مدرسه موفق و تجربی، با روشهای نوین تعلیم و تربیت اداره میشد.
🔻توران میرهادی اعتقاد داشت که "رقابت" به دنبال خود "اسارت " میآورد. در مدرسه فرهاد خبری از نظام رقابتی و شاگرد اولی نبود. هر دانشآموز با پیشرفت خودش سنجیده میشد.
🔻همکاری و همیاری و مشارکت جایگزین رقابت شده بود. کتابهای درسی با مشارکت معلمها و شاگردان نوشته میشد. قوانین مدرسه توسط بچهها وضع میشد و تنبیه در این مدرسه جایی نداشت. در این مدرسه کتابخانه جایگاه مهمی داشت. کتاب و کتابخوانی از نکات شاخص این مدرسه بود و در برنامه بچهها "زنگ کتابخوانی و قصه گویی" وجود داشت. آموزش فرهنگ ایثار و روحیه خدمت کردن و نوعدوستی از اهداف متعالی مدرسه فرهاد بوده است.
🔻با نگاهی به شعارهای سالهای اخیر روز معلم و روز آموزش در مییابیم که اندیشهها و افکار و روشهای تربیتی او بسیار جلوتر از زمان خودش بوده است. شعار روز جهانی معلم (2025) "بازآفرینی تدریس به عنوان حرفهای مشارکتی"، شعار روز معلم سال 2024"بها دادن به صدای آموزگاران" و شعار روز آموزش (2023)" آموزش صلح " برنامههایی است که 60 سال پیش در مدرسه فرهاد اجرایی شده بود. مدرسهای که معلمها برنامه ریز بودند و مدیر، خود را در خدمت معلمها و بچهها میدانست.
🔻علاوه بر تجربه ارزشمند مدرسه فرهاد، تاسیس شورای کتاب کودک و ترویج ادبیات کودک در زمانی که کتاب مناسب برای کودکان کم بود و همچنین فرهنگنامه که منبعی دانشی و مبتنی بر فرهنگ اصیل ایران برای کودکان و نوجوانان ایرانی، از دستاوردهای مهم و ماندگار توران میرهادی به شمار میآید.
🔻فارغ از شیوههای تربیتی و حرفه ای، می توان از زندگی شخصی توران خانم درسهای فراوانی فرا گرفت.
زنی که عاشق گنجشکها، درختها و کودکان بود.
او در دل طبیعت به دنیا آمد و اعتقاد داشت میتوان از طبیعت درسهای بسیار گرفت. یک سال تمام به توصیه استادش یک درخت را زیر نظر گرفت و هر هفته از کوچکترین تغییرات درخت نقاشی میکشید.
توران در برقراری روابط انسانی، همچون مادرش گرتا، منزلت و شان افراد را جدای جایگاه اجتماعی و تحصیلات آدمها میدانست. در مرور خاطرات کودکی و نوجوانی، از کارکنان خانه به عنوان نخستین معلمان خود یاد میکند.
🔻توران زنی با اراده و پشتکار قوی و سخت کوش بود که همواره به اهداف بلند و متعالی میاندیشید. او انسانی مثبت نگر بود و به خصایل نیکِ انسانها توجه ویژه داشت. در برابر سختیها و مشکلات زندگی شکوه و شکایتی نداشت. وی همواره شکرگزار نعمتهایی بوده که خداوند به او ارزانی داشته است. این قدرشناسی درباره انسانها نیز دیده میشود. بارها و بارها موفقیت خود را مدیون خانواده و حمایتهای آنها میداند. او قدردان تمام کسانی است که به نوعی از آنها درسی آموخته و از این انسانهای اثرگذار، به عنوان آدمهای ماندگار یاد میکند.
🔻توران خانم زنی است که عشق را نه در قالب حرف و کلمه بلکه عشق را معنا کرد و با عشق زیست. زنی که زیربنای همه فعالیتهای فرهنگیش توصیه زیبای مادر بود که " غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن." .پایه و بنیان مدرسه فرهاد برخاسته از غم از دست دادن برادر جوانش فرهاد بود و کار عظیم "فرهنگنامه کودک و نوجوان" تحقق وصیتِ یار و همراه زندگیش محسن خمارلو برای انجام کاری فرهنگی و ماندگار بود. او تمام عمر خود را وقف این کار ارزشمند کرد. یادش گرامی
آدرس یادداشت در روزنامه شرق
🆔 @Sayehsokhan
نسرین محمدباقری، روزنامه شرق، 18 آبان 404
"زندگی یک فرصت است.یک فرصت استثنایی و بسیار ارزشمند"
🔻هر روز از زندگی فرصتی است برای کسب تجربه، فهمیدن و شناختن. آشنایی با شخصیت و اندیشههای توران میرهادی، فرصتی است ارزشمند که ما را به آگاهی عمیقتر و فهم روشنتر از تربیت و زندگی رهنمون میسازد.
🔻توران میرهادی را مادر تعلیم و تربیت ایران مینامند. فعالیتهای ماندگار او در حوزه آموزش و پرورش، ادبیات کودکان و فرهنگنامه کودک و نوجوان از او چهرهای ممتاز و اثر گذار در فرهنگ و ادب ایران ساخته است.
🔻توران خانم، بانوی صلح است. تمام فعالیتهای فرهنگی او بیشتر تلاش برای اشاعه فرهنگ صلح است.به قول خودش زندگی من اساس فعالیتهای فرهنگیم شد.
🔻توران میرهادی بر این باور بود که ریشه جنگ و خشونت و دیگر کشی را باید در نظام آموزش و پرورش و سیستم تربیتی جست و جو کرد. او که همواره به اهداف بلند مدت میاندیشید، مدارس فرهاد را با ایده تربیت انسانهای وارسته و صلح جو بنیان نهاد. مدرسه فرهاد به عنوان مدرسه موفق و تجربی، با روشهای نوین تعلیم و تربیت اداره میشد.
🔻توران میرهادی اعتقاد داشت که "رقابت" به دنبال خود "اسارت " میآورد. در مدرسه فرهاد خبری از نظام رقابتی و شاگرد اولی نبود. هر دانشآموز با پیشرفت خودش سنجیده میشد.
🔻همکاری و همیاری و مشارکت جایگزین رقابت شده بود. کتابهای درسی با مشارکت معلمها و شاگردان نوشته میشد. قوانین مدرسه توسط بچهها وضع میشد و تنبیه در این مدرسه جایی نداشت. در این مدرسه کتابخانه جایگاه مهمی داشت. کتاب و کتابخوانی از نکات شاخص این مدرسه بود و در برنامه بچهها "زنگ کتابخوانی و قصه گویی" وجود داشت. آموزش فرهنگ ایثار و روحیه خدمت کردن و نوعدوستی از اهداف متعالی مدرسه فرهاد بوده است.
🔻با نگاهی به شعارهای سالهای اخیر روز معلم و روز آموزش در مییابیم که اندیشهها و افکار و روشهای تربیتی او بسیار جلوتر از زمان خودش بوده است. شعار روز جهانی معلم (2025) "بازآفرینی تدریس به عنوان حرفهای مشارکتی"، شعار روز معلم سال 2024"بها دادن به صدای آموزگاران" و شعار روز آموزش (2023)" آموزش صلح " برنامههایی است که 60 سال پیش در مدرسه فرهاد اجرایی شده بود. مدرسهای که معلمها برنامه ریز بودند و مدیر، خود را در خدمت معلمها و بچهها میدانست.
🔻علاوه بر تجربه ارزشمند مدرسه فرهاد، تاسیس شورای کتاب کودک و ترویج ادبیات کودک در زمانی که کتاب مناسب برای کودکان کم بود و همچنین فرهنگنامه که منبعی دانشی و مبتنی بر فرهنگ اصیل ایران برای کودکان و نوجوانان ایرانی، از دستاوردهای مهم و ماندگار توران میرهادی به شمار میآید.
🔻فارغ از شیوههای تربیتی و حرفه ای، می توان از زندگی شخصی توران خانم درسهای فراوانی فرا گرفت.
زنی که عاشق گنجشکها، درختها و کودکان بود.
او در دل طبیعت به دنیا آمد و اعتقاد داشت میتوان از طبیعت درسهای بسیار گرفت. یک سال تمام به توصیه استادش یک درخت را زیر نظر گرفت و هر هفته از کوچکترین تغییرات درخت نقاشی میکشید.
توران در برقراری روابط انسانی، همچون مادرش گرتا، منزلت و شان افراد را جدای جایگاه اجتماعی و تحصیلات آدمها میدانست. در مرور خاطرات کودکی و نوجوانی، از کارکنان خانه به عنوان نخستین معلمان خود یاد میکند.
🔻توران زنی با اراده و پشتکار قوی و سخت کوش بود که همواره به اهداف بلند و متعالی میاندیشید. او انسانی مثبت نگر بود و به خصایل نیکِ انسانها توجه ویژه داشت. در برابر سختیها و مشکلات زندگی شکوه و شکایتی نداشت. وی همواره شکرگزار نعمتهایی بوده که خداوند به او ارزانی داشته است. این قدرشناسی درباره انسانها نیز دیده میشود. بارها و بارها موفقیت خود را مدیون خانواده و حمایتهای آنها میداند. او قدردان تمام کسانی است که به نوعی از آنها درسی آموخته و از این انسانهای اثرگذار، به عنوان آدمهای ماندگار یاد میکند.
🔻توران خانم زنی است که عشق را نه در قالب حرف و کلمه بلکه عشق را معنا کرد و با عشق زیست. زنی که زیربنای همه فعالیتهای فرهنگیش توصیه زیبای مادر بود که " غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن." .پایه و بنیان مدرسه فرهاد برخاسته از غم از دست دادن برادر جوانش فرهاد بود و کار عظیم "فرهنگنامه کودک و نوجوان" تحقق وصیتِ یار و همراه زندگیش محسن خمارلو برای انجام کاری فرهنگی و ماندگار بود. او تمام عمر خود را وقف این کار ارزشمند کرد. یادش گرامی
آدرس یادداشت در روزنامه شرق
🆔 @Sayehsokhan
شرق
میراث توران میرهادی
«زندگی یک فرصت است. یک فرصت استثنائی و بسیار ارزشمند»
توران میرهادی
توران میرهادی
❤15👏6
❇️چند سال پیش یه مراجع داشتم که تو یه رابطهی عاطفی اشتباه گیر کرده بود. پارتنرش، به احتمال خیلی قوی اختلال شخصیت مرزی داشت و تکلیفش با خودش و رابطه معلوم نبود. یه روز عاشق بود و فرداش فارغ🤨
من سعی کردم آسیبهای ادامهدادن این رابطه رو بهش بگم ولی خوب، مراجع اینجوری بود که: عاشقی کار این دله، دل تو رو خواسته💔
خلاصه، یه بار که معشوق بیوفا برای بار شونصدم😧 عاشق دلخسته رو ترک کرده و اونو غمزده و بیپناه، اشک در چشم و بغض در گلو و معلق میان زمین و آسمون رها نموده بود، پشت درهای بسته اتاق مشاوره، عاشق دلشکسته چنین داد سخن داد:
- مطمئنم اینبار خیلی زود برمیگرده. فالگیر بهم گفته! دفعهی پیش هم گفته بود دوهفتهای برمیگرده، سر دوهفته برگشت!
من:😐
مراجع؛😁
فالگیر:🤪
فروید:😫
https://t.me/Andishe_Sabz_Zanjan
🆔 @Sayehsokhan
#دکتر_فرحناز_رستمی_روانشناس
من سعی کردم آسیبهای ادامهدادن این رابطه رو بهش بگم ولی خوب، مراجع اینجوری بود که: عاشقی کار این دله، دل تو رو خواسته💔
خلاصه، یه بار که معشوق بیوفا برای بار شونصدم😧 عاشق دلخسته رو ترک کرده و اونو غمزده و بیپناه، اشک در چشم و بغض در گلو و معلق میان زمین و آسمون رها نموده بود، پشت درهای بسته اتاق مشاوره، عاشق دلشکسته چنین داد سخن داد:
- مطمئنم اینبار خیلی زود برمیگرده. فالگیر بهم گفته! دفعهی پیش هم گفته بود دوهفتهای برمیگرده، سر دوهفته برگشت!
من:😐
مراجع؛😁
فالگیر:🤪
فروید:😫
https://t.me/Andishe_Sabz_Zanjan
🆔 @Sayehsokhan
#دکتر_فرحناز_رستمی_روانشناس
👍9❤1
Forwarded from 📚فلسفه سیاسی...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍁بنياد ايرانی نظريه اخلاقی سعدی
در بوستان
🐦🔥دکتر اصغر دادبه
❤💫🕊🦁🤍☀️🌬
@OfficialRezaPahlavi ♚
═══════════════
www.instagram.com/officialrezapahlavi |||
📚فلسفه سیاسی...
╔═.🍂.══════╗
🆔 @falsafesiasi 🍂
╚══════.🍂.═
در بوستان
🐦🔥دکتر اصغر دادبه
❤💫🕊🦁🤍☀️🌬
@OfficialRezaPahlavi ♚
═══════════════
www.instagram.com/officialrezapahlavi |||
📚فلسفه سیاسی...
╔═.🍂.══════╗
🆔 @falsafesiasi 🍂
╚══════.🍂.═
❤4
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴
🎭 ژان تولی در پسِ ظاهر سیاه و طنزآمیز داستانش، حقیقتی ساده اما نادیده را پنهان کرده است: زندگی همیشه آمیخته با کمبود، درد و بیعدالتی است، اما همین درهمریختگی و نقصهاست که به آن معنا میبخشد. اگر با زندگی سرِ جنگ داشته باشیم، شکستخوردهایم پیش از آغاز؛ ولی اگر نگاهمان را عوض کنیم، همان موقعیتهای سخت میتوانند سرچشمهی رشد و درک شوند. تولی با زبانی گزنده یادمان میدهد که حتی در تاریکترین مغازه دنیا، هنوز جایی برای لبخند هست.
گاهی زندگی را نباید بیش از حد تحلیل کرد یا از آن توقع کمال داشت. هرچه بیشتر بخواهیم همه چیز «طبق دلخواه» پیش برود، از زیباییهای کوچک و لحظههای بیتکرار غافلتر میشویم. هنر زیستن، در پذیرش و قدردانی از همین نیمهی پر لیوان است؛ همانجایی که معنا، آرامش و امید جریان دارد. 🌿
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴
🎭 ژان تولی در پسِ ظاهر سیاه و طنزآمیز داستانش، حقیقتی ساده اما نادیده را پنهان کرده است: زندگی همیشه آمیخته با کمبود، درد و بیعدالتی است، اما همین درهمریختگی و نقصهاست که به آن معنا میبخشد. اگر با زندگی سرِ جنگ داشته باشیم، شکستخوردهایم پیش از آغاز؛ ولی اگر نگاهمان را عوض کنیم، همان موقعیتهای سخت میتوانند سرچشمهی رشد و درک شوند. تولی با زبانی گزنده یادمان میدهد که حتی در تاریکترین مغازه دنیا، هنوز جایی برای لبخند هست.
گاهی زندگی را نباید بیش از حد تحلیل کرد یا از آن توقع کمال داشت. هرچه بیشتر بخواهیم همه چیز «طبق دلخواه» پیش برود، از زیباییهای کوچک و لحظههای بیتکرار غافلتر میشویم. هنر زیستن، در پذیرش و قدردانی از همین نیمهی پر لیوان است؛ همانجایی که معنا، آرامش و امید جریان دارد. 🌿
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤14👏2
«الهه ناز»
نام ترانهی «الهه ناز» به سبب خاطرهانگیز بودنش در تابلوی بسیاری از مؤسسات فرهنگی و غیرفرهنگی به کار برده شده است، مثل «مُزون الهه ناز» در تهران و یا «مرکز عرضهی محصولات فرهنگی الهه ناز شهرری» و حتی «کلهپاچهی الهه ناز» در حومهی مشهد!
یک رمان ۲۴ قسمتی نیز به نام «الهه ناز» توسط نویسندهای به نام «مریم اولیایی» در بازار نشر وجود دارد که حکایت زندگی دو خواهر شیرازی را به تصویر کشیده است. امّا از همه اینها ماندگارتر کتاب «آوای جاودان» است که به کوشش «هومن صدر» دربارهی زندگی و آثار مرحوم استاد «بنان» نوشته شده است.
این کتاب در تیر ماه سال ۹۰ منتشر شد و همسر استاد بنان در مراسم رونمایی از این کتاب در سالن برج خیام شهرک غرب تهران حاضر شد و به تشریح بخشهایی از زندگی و روابطش با مرحوم بنان پرداخت. مباحث تازهای هم دربارهی این ترانه در کتاب آمده است.
از سوی دیگر، نت این ترانه قدیمی از سالها قبل به عنوان نت ملودی نمونه برای تدریس در هنرستانها و آموزشگاههای موسیقی، به ویژه برای علاقهمندانِ سازهای ویولن و پیانو در نظر گرفته شده است و کمتر نوازندهای است که نواختن را آموخته باشد و این ترانه را ننواخته باشد.
و اما آهنگساز «الهه ناز» …
تا اینجا هر چه گفتیم و نوشتیم، شرحی بر حال و استقبال از این ترانه بود، اما جالب است بدانید که سازنده ملودی و آهنگ این ترانه یک «حاجی» بود؛ آن هم «حاجی تمام عیار» که سالهای قبل از انقلاب تازه از مراسم حج و اقامت در عراق برگشته بود و اساساً همه او را به عنوان «حاج اکبر» میشناختهاند. او کسی نیست غیر از حاج «اکبر محسنی» که تا قبل از ساختن این ترانه، یک نوازندهی گمنام بود و کسی او را چندان نمیشناخت، اما بعد از ساخت و شهرت روزافزون این ترانه، کمپانیهای صفحه پُرکن آن روزگار و نیز دیگر خوانندگان محاصره اش کردند و دیگر آثار او را اجرا کردند؛ از جمله ترانهی «انتظار» با صدای بانو «فرح»،ترانههای «دیگر چه میخواهی»، «دل شکن»، «دخترک فالبین» و «دختر رامشگر» با صدای مرحوم استاد «بنان»، ترانهی «مرا بوسهای ده» با صدای «اکبر گلپایگانی»،ترانههای «شوق دیدار» و «چه میشود؟» هر دو با صدای «کوروس سرهنگ زاده» و چند ترانه دیگر.
ترانه «الهه ناز» در سال ۱۳۳۳ تولید شد و مدت آن برای صفحههای آن روزگار ۷ دقیقه و ۲۲ ثانیه بود و در بدو انتشار از رادیو مورد استقبال شدید مخاطبان و دوستداران صدای «بنان» قرار گرفت. شعر این آهنگ را «کریم فکور» ساخته بود و استاد «روحالله خالقی» که در آن روزگار رهبر ارکستر انجمن موسیقی ملی بود، آن را برای ضبط در استودیو تنظیم ارکستری کرد.
🆔 @Sayehsokhan
نام ترانهی «الهه ناز» به سبب خاطرهانگیز بودنش در تابلوی بسیاری از مؤسسات فرهنگی و غیرفرهنگی به کار برده شده است، مثل «مُزون الهه ناز» در تهران و یا «مرکز عرضهی محصولات فرهنگی الهه ناز شهرری» و حتی «کلهپاچهی الهه ناز» در حومهی مشهد!
یک رمان ۲۴ قسمتی نیز به نام «الهه ناز» توسط نویسندهای به نام «مریم اولیایی» در بازار نشر وجود دارد که حکایت زندگی دو خواهر شیرازی را به تصویر کشیده است. امّا از همه اینها ماندگارتر کتاب «آوای جاودان» است که به کوشش «هومن صدر» دربارهی زندگی و آثار مرحوم استاد «بنان» نوشته شده است.
این کتاب در تیر ماه سال ۹۰ منتشر شد و همسر استاد بنان در مراسم رونمایی از این کتاب در سالن برج خیام شهرک غرب تهران حاضر شد و به تشریح بخشهایی از زندگی و روابطش با مرحوم بنان پرداخت. مباحث تازهای هم دربارهی این ترانه در کتاب آمده است.
از سوی دیگر، نت این ترانه قدیمی از سالها قبل به عنوان نت ملودی نمونه برای تدریس در هنرستانها و آموزشگاههای موسیقی، به ویژه برای علاقهمندانِ سازهای ویولن و پیانو در نظر گرفته شده است و کمتر نوازندهای است که نواختن را آموخته باشد و این ترانه را ننواخته باشد.
و اما آهنگساز «الهه ناز» …
تا اینجا هر چه گفتیم و نوشتیم، شرحی بر حال و استقبال از این ترانه بود، اما جالب است بدانید که سازنده ملودی و آهنگ این ترانه یک «حاجی» بود؛ آن هم «حاجی تمام عیار» که سالهای قبل از انقلاب تازه از مراسم حج و اقامت در عراق برگشته بود و اساساً همه او را به عنوان «حاج اکبر» میشناختهاند. او کسی نیست غیر از حاج «اکبر محسنی» که تا قبل از ساختن این ترانه، یک نوازندهی گمنام بود و کسی او را چندان نمیشناخت، اما بعد از ساخت و شهرت روزافزون این ترانه، کمپانیهای صفحه پُرکن آن روزگار و نیز دیگر خوانندگان محاصره اش کردند و دیگر آثار او را اجرا کردند؛ از جمله ترانهی «انتظار» با صدای بانو «فرح»،ترانههای «دیگر چه میخواهی»، «دل شکن»، «دخترک فالبین» و «دختر رامشگر» با صدای مرحوم استاد «بنان»، ترانهی «مرا بوسهای ده» با صدای «اکبر گلپایگانی»،ترانههای «شوق دیدار» و «چه میشود؟» هر دو با صدای «کوروس سرهنگ زاده» و چند ترانه دیگر.
ترانه «الهه ناز» در سال ۱۳۳۳ تولید شد و مدت آن برای صفحههای آن روزگار ۷ دقیقه و ۲۲ ثانیه بود و در بدو انتشار از رادیو مورد استقبال شدید مخاطبان و دوستداران صدای «بنان» قرار گرفت. شعر این آهنگ را «کریم فکور» ساخته بود و استاد «روحالله خالقی» که در آن روزگار رهبر ارکستر انجمن موسیقی ملی بود، آن را برای ضبط در استودیو تنظیم ارکستری کرد.
🆔 @Sayehsokhan
❤13
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
#وودی_آلن در چند کلمه، تجربهای جهانی را خلاصه میکند؛ تجربهی همهی ما وقتی میفهمیم عشق، همیشه با عقل و تشخیص همراه نیست.
گاهی ما نه به خودِ آدم، بلکه به تصویری که از او ساختهایم دل میبندیم، تصویری از امید، نجات، یا حتی پر کردن خلأهای درونمان. و وقتی آن تصویر فرو میریزد، خودمان میمانیم و زخمِ انتخابی که در لحظه، زیبا و درست به نظر میرسید.
#وودی_آلن با طنز همیشگیاش در واقع از دردِ تکرار حرف میزند؛ اینکه ما بارها در یک مسیر اشتباه قدم میگذاریم تا بالاخره خودمان را بهتر بشناسیم.
اما شاید همین اشتباهات، بخشی از رشد عاطفی ما باشند. انسان بودن یعنی یادگیری از شکستهای احساسی، یعنی هر بار فهمیدنِ اینکه ارزش خود را نباید در دیگری جست. جملهی آلن نه فقط شکایت از بدبیاری در عشق است، بلکه نوعی آگاهی هم در خود دارد: دانشی که از دل تجربههای تلخ زاده میشود و سرانجام به بلوغ میرسد. 💔✨
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
#وودی_آلن در چند کلمه، تجربهای جهانی را خلاصه میکند؛ تجربهی همهی ما وقتی میفهمیم عشق، همیشه با عقل و تشخیص همراه نیست.
گاهی ما نه به خودِ آدم، بلکه به تصویری که از او ساختهایم دل میبندیم، تصویری از امید، نجات، یا حتی پر کردن خلأهای درونمان. و وقتی آن تصویر فرو میریزد، خودمان میمانیم و زخمِ انتخابی که در لحظه، زیبا و درست به نظر میرسید.
#وودی_آلن با طنز همیشگیاش در واقع از دردِ تکرار حرف میزند؛ اینکه ما بارها در یک مسیر اشتباه قدم میگذاریم تا بالاخره خودمان را بهتر بشناسیم.
اما شاید همین اشتباهات، بخشی از رشد عاطفی ما باشند. انسان بودن یعنی یادگیری از شکستهای احساسی، یعنی هر بار فهمیدنِ اینکه ارزش خود را نباید در دیگری جست. جملهی آلن نه فقط شکایت از بدبیاری در عشق است، بلکه نوعی آگاهی هم در خود دارد: دانشی که از دل تجربههای تلخ زاده میشود و سرانجام به بلوغ میرسد. 💔✨
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤13👍5