📩 #از_شما
به نام حضرت دوست
💐🌿 امروزتان به طراوت طبیعت زیبا و درخشش خورشید بیهمتا 🌼🌾
💠 زمان گرانبهاترین سرمایهای است که در اختیار داریم، اما بسیاری از ما آن را بیآنکه متوجه باشیم از دست میدهیم. زندگی هدفمند یعنی آگاهانه از لحظاتمان استفاده کنیم، به سمت اهدافمان حرکت کنیم و هر روز را فرصتی برای رشد و پیشرفت بدانیم.
کسی که برای زندگی خود هدف مشخصی دارد، مسیر خود را با انگیزه و امید طی میکند. او میداند که هر ثانیهای که میگذرد، فرصتی است که یا در جهت ساختن آیندهای بهتر صرف میشود یا به سادگی از بین میرود. بنابراین، برنامهریزی، تلاش مستمر و اولویتبندی امور، لازمهی یک زندگی پربار و موفق است.
✅ زندگی ارزشمندتر از آنست که در بیهدفی و روزمرگی هدر رود. اگر میخواهیم در پایان راه حسرت نخوریم، باید امروز را به بهترین شکل بسازیم. زمان را صرف یادگیری، رشد، عشقورزی و خلق لحظات ارزشمند کنیم، زیرا آنچه باقی میماند، نه ساعتهایی که گذراندهایم، بلکه تأثیری است که بر خود و جهان گذاشتهایم.
✍محمد حسین فرقانی
🆔 @sayehsokhan
به نام حضرت دوست
💐🌿 امروزتان به طراوت طبیعت زیبا و درخشش خورشید بیهمتا 🌼🌾
💠 زمان گرانبهاترین سرمایهای است که در اختیار داریم، اما بسیاری از ما آن را بیآنکه متوجه باشیم از دست میدهیم. زندگی هدفمند یعنی آگاهانه از لحظاتمان استفاده کنیم، به سمت اهدافمان حرکت کنیم و هر روز را فرصتی برای رشد و پیشرفت بدانیم.
کسی که برای زندگی خود هدف مشخصی دارد، مسیر خود را با انگیزه و امید طی میکند. او میداند که هر ثانیهای که میگذرد، فرصتی است که یا در جهت ساختن آیندهای بهتر صرف میشود یا به سادگی از بین میرود. بنابراین، برنامهریزی، تلاش مستمر و اولویتبندی امور، لازمهی یک زندگی پربار و موفق است.
✅ زندگی ارزشمندتر از آنست که در بیهدفی و روزمرگی هدر رود. اگر میخواهیم در پایان راه حسرت نخوریم، باید امروز را به بهترین شکل بسازیم. زمان را صرف یادگیری، رشد، عشقورزی و خلق لحظات ارزشمند کنیم، زیرا آنچه باقی میماند، نه ساعتهایی که گذراندهایم، بلکه تأثیری است که بر خود و جهان گذاشتهایم.
✍محمد حسین فرقانی
🆔 @sayehsokhan
❤6👍4
دو خاصیت عجیب در کلام حافظ عبارت است از تنوع وتکرار. تنوع وتکرار؟ آری، دو امر متضاد.
تکرار در بعضی سخنانش هست وگویی بیشتر مربوط است به اندیشههایی ثابت. بیبقایی عمر، ناپایداری جهان، و ضرورت کامجویی، یک قسمت ازاین اندیشه هاست. اینکه دنیا تکرار مکررات است و ازین فسانه و افسون هزار دارد یاد، اینکه چون فرجام کار جهان روشن نیست، بهتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟ و اینکه چون آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد، پس باید حالیا فکر سبویی کرد و بادهیی؛ همهی اینها اندیشههایی است که شاعر را به هرجا میرود و به هر چه میاندیشد دنبال میکند و این است سر تکرار در کلام او. امّا شاعر نیز به تفکرش محدود است نه سیرش. با دقت در همه چیز تامّل میکند، با علاقه همه چیز را درک و بررسی میکند و از هیچ چیز سرسری نمیگذرد.
زاهد نیست که فقط به دوزخ و بهشت خویش بیندیشد و به گناه و ثواب. صوفی نیست که همه از وحدت و حلول دم زند و از کشف و شهود. نه شاعر ستایشگر است که فقط بخواهد حس تملق جویی یک ممدوح از خود راضی را ارضا کند نه ندیم بذله گوست که تنها در صدد باشد با شوخی و لطیفه اوقات خالی یک مفتخور بیکاره را پُر کند. رندی است که زندگی را چنانکه هست تلقی میکند و میکوشد از تمام زوایا و اسرار آن سر در بیاورد. زندگی را تحقیر نمیکند اما برای خاطر آن نیز حاضر نیست خویشتن خویش را عرضهی تحقیر سازد. زندگی را نمیپرستد اما برای اندیشههای موهوم هم دلش نمیخواهد آن را تباه کند.
کتاب از کوچهی رندان
نویسنده عبدالحسین زرینکوب
صفحه ۷۲
🆔 @sayehsokhan
تکرار در بعضی سخنانش هست وگویی بیشتر مربوط است به اندیشههایی ثابت. بیبقایی عمر، ناپایداری جهان، و ضرورت کامجویی، یک قسمت ازاین اندیشه هاست. اینکه دنیا تکرار مکررات است و ازین فسانه و افسون هزار دارد یاد، اینکه چون فرجام کار جهان روشن نیست، بهتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟ و اینکه چون آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد، پس باید حالیا فکر سبویی کرد و بادهیی؛ همهی اینها اندیشههایی است که شاعر را به هرجا میرود و به هر چه میاندیشد دنبال میکند و این است سر تکرار در کلام او. امّا شاعر نیز به تفکرش محدود است نه سیرش. با دقت در همه چیز تامّل میکند، با علاقه همه چیز را درک و بررسی میکند و از هیچ چیز سرسری نمیگذرد.
زاهد نیست که فقط به دوزخ و بهشت خویش بیندیشد و به گناه و ثواب. صوفی نیست که همه از وحدت و حلول دم زند و از کشف و شهود. نه شاعر ستایشگر است که فقط بخواهد حس تملق جویی یک ممدوح از خود راضی را ارضا کند نه ندیم بذله گوست که تنها در صدد باشد با شوخی و لطیفه اوقات خالی یک مفتخور بیکاره را پُر کند. رندی است که زندگی را چنانکه هست تلقی میکند و میکوشد از تمام زوایا و اسرار آن سر در بیاورد. زندگی را تحقیر نمیکند اما برای خاطر آن نیز حاضر نیست خویشتن خویش را عرضهی تحقیر سازد. زندگی را نمیپرستد اما برای اندیشههای موهوم هم دلش نمیخواهد آن را تباه کند.
کتاب از کوچهی رندان
نویسنده عبدالحسین زرینکوب
صفحه ۷۲
🆔 @sayehsokhan
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...
#محمود_دولت_آبادی
🆔 @sayehsokhan
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...
#محمود_دولت_آبادی
🆔 @sayehsokhan
👏22❤9👍5
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی
مصطفی ملکیان
از رنج فردی تا اجتماعی
▫️رنج، نقطه آغاز علوم انسانی و اجتماعی است. هرجا که انسان از یک وضعیت روانی و ذهنی گریزان باشد و استمرار آن را نخواهد، آنجا پرسش از رنج شکل میگیرد.
▫️مصطفی ملکیان فیلسوف و پژوهشگر اخلاق، معتقد است رنج فقط یک تجربه فردی نیست؛ بسیاری از رنجها در بستر اجتماع، نظامهای اقتصادی و مناسبات سیاسی شکل میگیرند. پس آیا بررسی رنج، نوعی کنش سیاسی است؟در پاسخ به این پرسش مارال لطیفی پژوهشگر جامعه شناسی اینگونه بیان می کند که هر حالت ذهنی یا روانی که فرد بخواهد از آن رها شود و از استمرارش گریزان باشد، همان نقطه شروع علوم انسانی و اجتماعی است.
▫️رنج، بهعنوان یک مفهوم، قابل مقایسه است؛ برخی رنجها در برابر خوشی معنا پیدا میکنند. پرداختن به رنج، خود یک کنش سیاسی است. تنها انسان میتواند رنج ببرد، اما اغلب رنجها، اجتماعی هستند. در واقع، بسیاری از رنجهایی که تجربه میکنیم، نتیجه شرایط اجتماعی و اقتصادی ما هستند. اگر در جامعهای دیگر زندگی میکردیم، شاید این رنجها را تجربه نمیکردیم.
🌐@sokhanranihaa
🆔 @sayehsokhan
مصطفی ملکیان
از رنج فردی تا اجتماعی
▫️رنج، نقطه آغاز علوم انسانی و اجتماعی است. هرجا که انسان از یک وضعیت روانی و ذهنی گریزان باشد و استمرار آن را نخواهد، آنجا پرسش از رنج شکل میگیرد.
▫️مصطفی ملکیان فیلسوف و پژوهشگر اخلاق، معتقد است رنج فقط یک تجربه فردی نیست؛ بسیاری از رنجها در بستر اجتماع، نظامهای اقتصادی و مناسبات سیاسی شکل میگیرند. پس آیا بررسی رنج، نوعی کنش سیاسی است؟در پاسخ به این پرسش مارال لطیفی پژوهشگر جامعه شناسی اینگونه بیان می کند که هر حالت ذهنی یا روانی که فرد بخواهد از آن رها شود و از استمرارش گریزان باشد، همان نقطه شروع علوم انسانی و اجتماعی است.
▫️رنج، بهعنوان یک مفهوم، قابل مقایسه است؛ برخی رنجها در برابر خوشی معنا پیدا میکنند. پرداختن به رنج، خود یک کنش سیاسی است. تنها انسان میتواند رنج ببرد، اما اغلب رنجها، اجتماعی هستند. در واقع، بسیاری از رنجهایی که تجربه میکنیم، نتیجه شرایط اجتماعی و اقتصادی ما هستند. اگر در جامعهای دیگر زندگی میکردیم، شاید این رنجها را تجربه نمیکردیم.
🌐@sokhanranihaa
🆔 @sayehsokhan
👍4
دلهای ما که به هم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم؟
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودنهای دور میترسم...
#شاملو
🆔 @sayehsokhan
دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم؟
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودنهای دور میترسم...
#شاملو
🆔 @sayehsokhan
❤22👍6👏3
همهی هستی من من آیهی تاریکیست
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد
من در این آیه تو را آه کشیدم، آه
من در این آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند زدم
آه...
سهم من این است
سهم من این ست
سهم من،
آسمانیست که آویختن پردهای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پلهی متروک است
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطرههاست
و در اندوه صدایی جان دادن که به من میگوید:
"دستهایت را
دوست میدارم"
بدینسان است
که کسی میمیرد
و کسی میماند
من
پری کوچک غمگینی را میشناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
می نوازد آرام، آرام
#فروغ_فرخزاد
🆔 @sayehsokhan
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد
من در این آیه تو را آه کشیدم، آه
من در این آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند زدم
آه...
سهم من این است
سهم من این ست
سهم من،
آسمانیست که آویختن پردهای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پلهی متروک است
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطرههاست
و در اندوه صدایی جان دادن که به من میگوید:
"دستهایت را
دوست میدارم"
بدینسان است
که کسی میمیرد
و کسی میماند
من
پری کوچک غمگینی را میشناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
می نوازد آرام، آرام
#فروغ_فرخزاد
🆔 @sayehsokhan
❤13👍2
Audio
🔴 فایل صوتی میزگرد «گفتوگو پیرامون تعقّل و تدیّن»
در این نشست که در سنندج برگزار شد، #مصطفی_ملکیان ، #حسین_امامی ، #کیوان_بلندهمتان ، #فرزاد_حاجیمیرزایی و #مولود_بهرامیان به بحث و تبادل نظر پیرامون نسبت میان تدیّن و تعقّل پرداختند.
▪️آغاز سخنرانی مصطفی ملکیان در این نشست: 1:18:50
🌐 @mostafamalekian
🆔 @sayehsokhan
در این نشست که در سنندج برگزار شد، #مصطفی_ملکیان ، #حسین_امامی ، #کیوان_بلندهمتان ، #فرزاد_حاجیمیرزایی و #مولود_بهرامیان به بحث و تبادل نظر پیرامون نسبت میان تدیّن و تعقّل پرداختند.
▪️آغاز سخنرانی مصطفی ملکیان در این نشست: 1:18:50
🌐 @mostafamalekian
🆔 @sayehsokhan
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواب ابریشم، بخش دوم.
جان دیویی فیلسوف آمریکایی میگوید:
«مدرسه جامعهای کوچک است»
مستند «خواب ابریشم» مهر تاییدیست بر این حرف. در این مستند فیلمساز به سراغ مدرسه رفته تا به عنوان مشتی نمونهی خروار به نظم پادگانی، نگاه کنترلگر، سانسور، سرکوب، یکدستسازی ماشینی و از پس آن نامیدی سرازیر شده که از مراکز فکر جامعهای فاسد به سمت مدارس سرازیر میشود و پشت هم مرداب میسازد پرده بردارد. انگار این مستند ادامهی مستند «مشق شب» کیارستمیست.
عمق فاجعه جاییست که دانشآموزی دزدکی آینهی شکستهای را مثل میوهای ممنوعه با خود حمل میکند مباد او را جلب کنند و در پاسخ چرایی کارش میگوید: ممنوع کردهاند. چرا؟ لابد چون هرگاه حرف از زیبایی میان آمد همان لحظه عدهای لنگ زدند.
🎬 مستند «خواب ابریشم»، ناهید رضایی (۱۳۸۲)
🆔 @sayehsokhan
جان دیویی فیلسوف آمریکایی میگوید:
«مدرسه جامعهای کوچک است»
مستند «خواب ابریشم» مهر تاییدیست بر این حرف. در این مستند فیلمساز به سراغ مدرسه رفته تا به عنوان مشتی نمونهی خروار به نظم پادگانی، نگاه کنترلگر، سانسور، سرکوب، یکدستسازی ماشینی و از پس آن نامیدی سرازیر شده که از مراکز فکر جامعهای فاسد به سمت مدارس سرازیر میشود و پشت هم مرداب میسازد پرده بردارد. انگار این مستند ادامهی مستند «مشق شب» کیارستمیست.
عمق فاجعه جاییست که دانشآموزی دزدکی آینهی شکستهای را مثل میوهای ممنوعه با خود حمل میکند مباد او را جلب کنند و در پاسخ چرایی کارش میگوید: ممنوع کردهاند. چرا؟ لابد چون هرگاه حرف از زیبایی میان آمد همان لحظه عدهای لنگ زدند.
🎬 مستند «خواب ابریشم»، ناهید رضایی (۱۳۸۲)
🆔 @sayehsokhan
👍13👏4
📩 #از_شما
بله با کمترین هزینه خوش بودند. غذای سادهای که زنان میپختند و چای و احیانا اندکی میوه.
میوه در آن وقت فقط پرتقال و نارنگی بود که همه هم از آن برخوردار نبودند.
لازم نیست پول زیادی خرج کرد تا شاد شد، شادی خریدنی نیست، حس کردنی است. با نزدیکان جمع شدن، دور از هیاهوی جاری زندگی، بوی طبیعت تازه بیدار شده، عطر چمنهای جوانه زده، شکوفههای آویزان زیبا و از همه مهمتر مردم شاد، کودکان شاد، جوانان لبریز از امید به زندگی، مردان و زنانی که شادی را مدیریت میکردند و کهنسالان که با دیدن فرزندان و نوادگان و جستوخیز آنان احساس رضایت میکردند، گرچه چند دندانی بیشتر در دهان نداشتند و شاید نوروز سال بعد را نمیدیدند.
آن روزها باز نمیگردد، چون آن آدمها دیگر باز نمیگردند. حالا میخواهند با انواع کباب و نوشیدنیهای عجیب و غریب استوایی و مدیترانهای و... شاد باشند و نمیشود. شادی در دل رویش میکند با حس خوب طبیعت نو، روزگار نو، امید به روزهای بهتر. شادیهای مصنوعی هم که باشد، باشد. خنده بر روی لبان باشد، چه از ته دل برآید یا گذری. شادی حق ماست، روز و روزگار بر همه خوش
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
بله با کمترین هزینه خوش بودند. غذای سادهای که زنان میپختند و چای و احیانا اندکی میوه.
میوه در آن وقت فقط پرتقال و نارنگی بود که همه هم از آن برخوردار نبودند.
لازم نیست پول زیادی خرج کرد تا شاد شد، شادی خریدنی نیست، حس کردنی است. با نزدیکان جمع شدن، دور از هیاهوی جاری زندگی، بوی طبیعت تازه بیدار شده، عطر چمنهای جوانه زده، شکوفههای آویزان زیبا و از همه مهمتر مردم شاد، کودکان شاد، جوانان لبریز از امید به زندگی، مردان و زنانی که شادی را مدیریت میکردند و کهنسالان که با دیدن فرزندان و نوادگان و جستوخیز آنان احساس رضایت میکردند، گرچه چند دندانی بیشتر در دهان نداشتند و شاید نوروز سال بعد را نمیدیدند.
آن روزها باز نمیگردد، چون آن آدمها دیگر باز نمیگردند. حالا میخواهند با انواع کباب و نوشیدنیهای عجیب و غریب استوایی و مدیترانهای و... شاد باشند و نمیشود. شادی در دل رویش میکند با حس خوب طبیعت نو، روزگار نو، امید به روزهای بهتر. شادیهای مصنوعی هم که باشد، باشد. خنده بر روی لبان باشد، چه از ته دل برآید یا گذری. شادی حق ماست، روز و روزگار بر همه خوش
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
🆔 @sayehsokhan
👍14❤3