📽معرفی کتاب فریدریش نیچه: زندگینامهای فلسفی
مشاهده ویدیو در یوتیوب:
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
https://youtu.be/V2blvZiOtAk?si=N5YFPh5VsWZm1cKJ
🆔 @sayehsokhan
مشاهده ویدیو در یوتیوب:
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
https://youtu.be/V2blvZiOtAk?si=N5YFPh5VsWZm1cKJ
🆔 @sayehsokhan
YouTube
معرفی کتاب فریدریش نیچه: زندگینامهای فلسفی/جولیان یانگ؛ محمد دهقانی ._ تهران: نشرنی؛ ۱۴۰۲؛ ۸۳۲ ص.
#کتاب_فریدریش_نیچه_زندگینامهای_فلسفی
#فریدریش_نیچه_زندگینامهای_فلسفی
#فریدریش_نیچه
#جولیان_یانگ
#محمد_دهقانی
#نشرنی
#محمل_گفتار
#محمد_دهدشتی
#فریدریش_نیچه_زندگینامهای_فلسفی
#فریدریش_نیچه
#جولیان_یانگ
#محمد_دهقانی
#نشرنی
#محمل_گفتار
#محمد_دهدشتی
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیداد
• آواز :محمدرضا شجریان
• کمانچه: کیهان کلهر
• تنبک: همایون شجریان
• شعر :مهدی اخوان ثالث
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر ِ پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی،در بگشای
🌐 @Avayemehregan
🆔 @sayehsokhan
• آواز :محمدرضا شجریان
• کمانچه: کیهان کلهر
• تنبک: همایون شجریان
• شعر :مهدی اخوان ثالث
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر ِ پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی،در بگشای
🌐 @Avayemehregan
🆔 @sayehsokhan
❤11
✍️ مصطفی ملکیان
🖊 نیچه مىگويد:
مثال فيلسوفان با حقيقت، مثَلِ جوان روستايى است كه تازه به شهر آمده است و با يك زن خيلى بدكاره سابقهدار، كار كشتهاى مواجه مىشود. اين جوان روستايى به خاطر سادهلوحى فكر مىكند وقتى اين زن لبخندى به او مىزند، عاشق و دلمرده او شده است. فكر مىكند تمام وجودش را در اختيار او خواهد نهاد. آنوقت دستپاچه مى شود كه عجب به ما دلبسته! و در مورد قدر و منزلت خود به توهم مى افتد و پيش خود مى گويد عجب من خوشگل و خوش تيپم، چقدر خوش قد و بالا هستم.
خبر ندارد كه آن زن كارش اين است.
او دلبسته كسى نيست، نسبت به همه همينطور است. به همه لبخندى مىزند.
فيلسوف نيز نسبت به حقيقت همينجور است، فكر مىكند كه میتواند حقيقت را به تور بيندازد.
گاهى حقيقت، لبخندى به او زده، مثلا به يك واقعيتى رسيده، و نهايتش اينست كه مثلا به اين واقعيت رسيده كه«آب در صد درجه به جوش مى آيد» و «شيره شيرين است .» در واقع، به نظر نيچه ما هيچوقت نمى توانيم هم به لحاظ ذهنى و هم به لحاظ روحى به حقيقت دسترسى پيدا كنيم. اولا ذهن ما همه وقت دست اندركار گزينشها است. وقتى حقايق هم بر او عرضه مى شوند، فقط آنهايى را پذيرا مى شود كه نيازهاى او را برآورده مى كند. دليل اينكه درصد اقناع يك برهان هم در افراد مختلف، متفاوت است همين است. چرا يك برهان را متقاعد كننده مىبينید ولى وقتى همين برهان را بر رفيقتان ارائه مىكنيد، مىگويد من كه دلم سكون پيدا نمىكند.
به نظر نيچه، ساختار ذهنى ما انسانها متفاوت است. فرض كنيد انسانى در زندگى اين جهانىاش دائماً مورد ظلم قرار گرفته است، هيچوقت قدرت نداشته است كه بتواند از خودش دفاع كند. هر وقت در مقام دفاع از خودش قرار گرفته باز هم سيلى ديگرى خورده است. او تمام اميدش را به زندگى بعد از اين جهان بسته است و مىگويد: بعد از اين جهان، جهانى هست كه در آن جهان فرد ظالم معاقب خواهد بود. اين شخص در برابر برهانى كه در مقام اثبات اينكه «زندگى پس از مرگ وجود ندارد» به مقابله بر مىخيزد و طبيعتاً واكنشى نشان خواهد داد و نمىتواند قبول كند. اگر قبول كند ساختار روحىاش در هم مىريزد. اگر چنين آدمى فيلسوف باشد، تمام جد و جهد عقلانىاش را به كار مىاندازد تا ادله محكم معاد را اثبات كند.
آن طرف مسأله را هم در نظر بگيريد. كسى مثل معاويه باشد كه هر نوع عيش و نوش و ظلم و كامروائى بوده در زندگى بخرج داده است. حالا اگر بگويند جهانى ديگرى هست كه ما در آن جهان معاقبيم، او در برابر باور به عالم معاد مقاومت میورزد. اگر اثبات شود معادى وجود دارد، تعادل روحىاش از دست مىرود. چارهاى جز اين ندارد كه تلاش كند ادله باور به معاد را به گونهاى رد كند. پس ما در برابر واقعيتها بى طرف نيستيم. اگر ديديم كه در كنار قبول رأيى، وضع روحى مطلوبى پيدا مىكنيم، در اين صورت، از به اثبات رسيدنش استقبال مىكنيم، و اگر ديديم وضع روحى نامطلوبى پيدا میكنيم، ادبار مىكنيم.
اما از لحاظ روحى، نيچه معتقد بود اصلا انسان تاب تحمل تمام واقعيتها را ندارد. واقعيت يك حضور شكننده حائلى دارد. اين نظير حرفى است كه عرفاى ما هم مى زدند كه انسانها ظرفيت شنيدن همه آراء و نظرات را ندارند. مولانا مىگفت مريدى به مرشدى گفت تمام اسرار عالم ملك و ملكوت را براى من بگو. او گفت حتماً ولى به شرط اينكه اول اين جعبه اى را كه به تو مى دهم به بازار ببرى و به فلان كس بدهى و در راه نبايد در آن را باز كنى. او در راه با خود مى گويد در اين جعبه چيست؟ و بالاخره تاب نمى آورد و در آن را باز مى كند، موشى در آن بوده، كه به محض باز شدن درب بيرون مى پرد و فرار مى كند. وقتى قضيه را براى مرشد تعريف مى كند مرشد مى گويد تو تحمل نداشتى نيم ساعت اين موش در اين جعبه مخفى بماند، آنوقت چه انتظارى دارى كه من تمام اسرار را براى تو بگويم.
نيچه مى گفت اصلا روح ما تحمل مواجهه، با واقعيات را ندارد. ظرفيت روحى ما انسانها كمتر از آن است كه بتواند تمام واقعيتها را پذيرا باشد. اگر چنين ديدى را داشته باشيد كه
«حقيقت خادم مصلحت است»
آنگاه به نظر شما به طور نسبى همه همين طورند; مثلا دو برهان به شما عرضه شود: يكى در باره اثبات وجود خدا و يكى در نفى وجود خدا (فرض مى كنيم) شما به خاطر آن اعتقادى كه داريد سعى مى كنيد آن دليل نفى وجود خدا را موشكافانه يك جور ارائه بدهيد كه عيبى داشته باشد و بگوئيد اين مخدوش است. اما ادلّه وجود خدا را، آن همه موشكافى نمى كنيد. حالا اگر كسى عقيده اش خلاف عقيده ما باشد، تمام موشكافى هايى را كه ما در قسمت ادله نفى خدا مى كنيم، او به ادله اثبات وجود خدا منتقل مى كند.
📌 منبع
🌐 @sokhanranihaa
🆔 @sayehsokhan
🖊 نیچه مىگويد:
مثال فيلسوفان با حقيقت، مثَلِ جوان روستايى است كه تازه به شهر آمده است و با يك زن خيلى بدكاره سابقهدار، كار كشتهاى مواجه مىشود. اين جوان روستايى به خاطر سادهلوحى فكر مىكند وقتى اين زن لبخندى به او مىزند، عاشق و دلمرده او شده است. فكر مىكند تمام وجودش را در اختيار او خواهد نهاد. آنوقت دستپاچه مى شود كه عجب به ما دلبسته! و در مورد قدر و منزلت خود به توهم مى افتد و پيش خود مى گويد عجب من خوشگل و خوش تيپم، چقدر خوش قد و بالا هستم.
خبر ندارد كه آن زن كارش اين است.
او دلبسته كسى نيست، نسبت به همه همينطور است. به همه لبخندى مىزند.
فيلسوف نيز نسبت به حقيقت همينجور است، فكر مىكند كه میتواند حقيقت را به تور بيندازد.
گاهى حقيقت، لبخندى به او زده، مثلا به يك واقعيتى رسيده، و نهايتش اينست كه مثلا به اين واقعيت رسيده كه«آب در صد درجه به جوش مى آيد» و «شيره شيرين است .» در واقع، به نظر نيچه ما هيچوقت نمى توانيم هم به لحاظ ذهنى و هم به لحاظ روحى به حقيقت دسترسى پيدا كنيم. اولا ذهن ما همه وقت دست اندركار گزينشها است. وقتى حقايق هم بر او عرضه مى شوند، فقط آنهايى را پذيرا مى شود كه نيازهاى او را برآورده مى كند. دليل اينكه درصد اقناع يك برهان هم در افراد مختلف، متفاوت است همين است. چرا يك برهان را متقاعد كننده مىبينید ولى وقتى همين برهان را بر رفيقتان ارائه مىكنيد، مىگويد من كه دلم سكون پيدا نمىكند.
به نظر نيچه، ساختار ذهنى ما انسانها متفاوت است. فرض كنيد انسانى در زندگى اين جهانىاش دائماً مورد ظلم قرار گرفته است، هيچوقت قدرت نداشته است كه بتواند از خودش دفاع كند. هر وقت در مقام دفاع از خودش قرار گرفته باز هم سيلى ديگرى خورده است. او تمام اميدش را به زندگى بعد از اين جهان بسته است و مىگويد: بعد از اين جهان، جهانى هست كه در آن جهان فرد ظالم معاقب خواهد بود. اين شخص در برابر برهانى كه در مقام اثبات اينكه «زندگى پس از مرگ وجود ندارد» به مقابله بر مىخيزد و طبيعتاً واكنشى نشان خواهد داد و نمىتواند قبول كند. اگر قبول كند ساختار روحىاش در هم مىريزد. اگر چنين آدمى فيلسوف باشد، تمام جد و جهد عقلانىاش را به كار مىاندازد تا ادله محكم معاد را اثبات كند.
آن طرف مسأله را هم در نظر بگيريد. كسى مثل معاويه باشد كه هر نوع عيش و نوش و ظلم و كامروائى بوده در زندگى بخرج داده است. حالا اگر بگويند جهانى ديگرى هست كه ما در آن جهان معاقبيم، او در برابر باور به عالم معاد مقاومت میورزد. اگر اثبات شود معادى وجود دارد، تعادل روحىاش از دست مىرود. چارهاى جز اين ندارد كه تلاش كند ادله باور به معاد را به گونهاى رد كند. پس ما در برابر واقعيتها بى طرف نيستيم. اگر ديديم كه در كنار قبول رأيى، وضع روحى مطلوبى پيدا مىكنيم، در اين صورت، از به اثبات رسيدنش استقبال مىكنيم، و اگر ديديم وضع روحى نامطلوبى پيدا میكنيم، ادبار مىكنيم.
اما از لحاظ روحى، نيچه معتقد بود اصلا انسان تاب تحمل تمام واقعيتها را ندارد. واقعيت يك حضور شكننده حائلى دارد. اين نظير حرفى است كه عرفاى ما هم مى زدند كه انسانها ظرفيت شنيدن همه آراء و نظرات را ندارند. مولانا مىگفت مريدى به مرشدى گفت تمام اسرار عالم ملك و ملكوت را براى من بگو. او گفت حتماً ولى به شرط اينكه اول اين جعبه اى را كه به تو مى دهم به بازار ببرى و به فلان كس بدهى و در راه نبايد در آن را باز كنى. او در راه با خود مى گويد در اين جعبه چيست؟ و بالاخره تاب نمى آورد و در آن را باز مى كند، موشى در آن بوده، كه به محض باز شدن درب بيرون مى پرد و فرار مى كند. وقتى قضيه را براى مرشد تعريف مى كند مرشد مى گويد تو تحمل نداشتى نيم ساعت اين موش در اين جعبه مخفى بماند، آنوقت چه انتظارى دارى كه من تمام اسرار را براى تو بگويم.
نيچه مى گفت اصلا روح ما تحمل مواجهه، با واقعيات را ندارد. ظرفيت روحى ما انسانها كمتر از آن است كه بتواند تمام واقعيتها را پذيرا باشد. اگر چنين ديدى را داشته باشيد كه
«حقيقت خادم مصلحت است»
آنگاه به نظر شما به طور نسبى همه همين طورند; مثلا دو برهان به شما عرضه شود: يكى در باره اثبات وجود خدا و يكى در نفى وجود خدا (فرض مى كنيم) شما به خاطر آن اعتقادى كه داريد سعى مى كنيد آن دليل نفى وجود خدا را موشكافانه يك جور ارائه بدهيد كه عيبى داشته باشد و بگوئيد اين مخدوش است. اما ادلّه وجود خدا را، آن همه موشكافى نمى كنيد. حالا اگر كسى عقيده اش خلاف عقيده ما باشد، تمام موشكافى هايى را كه ما در قسمت ادله نفى خدا مى كنيم، او به ادله اثبات وجود خدا منتقل مى كند.
📌 منبع
🌐 @sokhanranihaa
🆔 @sayehsokhan
👍6
Audio
پوشهٔ شنیداری نشست مجازی "نیمایی بودن یعنی چه؟" با سخنرانی آقای دکتر سامان جواهریان
🌐 @AnjomaneElmi
🆔 @sayehsokhan
🌐 @AnjomaneElmi
🆔 @sayehsokhan
👍3
همراهان عزیز سایه سخن درود
سال نو مبارک🌺
با آرزوی سالی توام با سلامتی و حال خوب برای شما عزیزان🌺🌺
🆔 @sayehsokhan
سال نو مبارک🌺
با آرزوی سالی توام با سلامتی و حال خوب برای شما عزیزان🌺🌺
🆔 @sayehsokhan
❤22👍2👏2
فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه جمشید جم بر همه ی ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد 💐🌷🌹
با آرزوی سالی پر از شادی و بهروزی برای شما و خانوادههای ارجمندتان 🥀🌿
بهارا ، زنده مانی ، زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا، جوانی دلنشین است
هنوز اینجا، نفسها آتشین است
مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است
چو فردا بنگری، پر بید مشک است
مگو کاین سرزمینی شوره زار است
چو فردا در رسد ، رشک بهار است
اگر خود عمر باشد، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار
#هوشنگ_ابتهاج
🆔 @sayehsokhan
با آرزوی سالی پر از شادی و بهروزی برای شما و خانوادههای ارجمندتان 🥀🌿
بهارا ، زنده مانی ، زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا، جوانی دلنشین است
هنوز اینجا، نفسها آتشین است
مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است
چو فردا بنگری، پر بید مشک است
مگو کاین سرزمینی شوره زار است
چو فردا در رسد ، رشک بهار است
اگر خود عمر باشد، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار
#هوشنگ_ابتهاج
🆔 @sayehsokhan
❤20👍4
توصیه و صحبتای طلایی استیو جابز (بنیانگذار اپل) در پایان عمرش:
- غذاتون رو مثل دارو بخورید وگرنه مجبور میشین داروتون رو مثل غذا بخورین
- بچه هاتون رو برای پولدار شدن تربیت نکنین، اونا رو برای شاد بودن تربیت کنین تا وقتی بزرگ شدن ارزش چیز هارو بدونن نه قیمتشون رو.
- هفت تا از بهترین دکترای دنیا اینا هستن: نور خورشید، استراحت، ورزش، رژیم غذایی سالم، مطالعه، دوستان خوب و اعتماد به نفس
ـ اگه میخوای تند بری تنهایی برو، ولی اگه میخوای جای دوری بری با یه همسفر خوب برو، کسی که واقعا دوستت داره هرگز رهات نمیکنه
🆔 @sayehsokhan
- غذاتون رو مثل دارو بخورید وگرنه مجبور میشین داروتون رو مثل غذا بخورین
- بچه هاتون رو برای پولدار شدن تربیت نکنین، اونا رو برای شاد بودن تربیت کنین تا وقتی بزرگ شدن ارزش چیز هارو بدونن نه قیمتشون رو.
- هفت تا از بهترین دکترای دنیا اینا هستن: نور خورشید، استراحت، ورزش، رژیم غذایی سالم، مطالعه، دوستان خوب و اعتماد به نفس
ـ اگه میخوای تند بری تنهایی برو، ولی اگه میخوای جای دوری بری با یه همسفر خوب برو، کسی که واقعا دوستت داره هرگز رهات نمیکنه
🆔 @sayehsokhan
👍17❤6👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توصیههای ساده طب کل نگر، تاثیر ترس بر عملکرد کلیه سالم، بدون نشانی در آزمایشها، تاثیر خشم بر کبد، هیجان بر قلب، اندوه بر ریه، نشخوار فکری بر طحال، تاثیر کلی سبک زندگی آرام بر سلامت کلی بدن
🌐 @sadevapak
🆔 @sayehsokhan
🌐 @sadevapak
🆔 @sayehsokhan
👍5
تصویری از چهرهی #قیصر_امینپور که در قسمت بیستوچهارم دربارهی او و شعرش صحبت کردم.
🌐 @rirapodcast
🆔 @sayehsokhan
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
🌐 @rirapodcast
🆔 @sayehsokhan
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
روز ناگزیر
Saman Javaherian
پادکست ریرا، قسمت بیستوچهارم
قیصر امینپور
🔸 منابع مربوط به قسمت بیستوچهارم پادکست ریرا:
🔹 اغلب اطلاعات مربوط به زندگی #قیصر_امینپور از این دو منبع هستند:
«حرف آخر عشق» (گفتوگوی امینپور با مرکز اسناد ملی ایران)، چاپشده در کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان (انتشارات مروارید).
«آن لحظهی در نهایت» (قیصر امینپور به روایت همسرش)، نوشتهی ایثار قنواتی (بر اساس گفتوگو با زیبا اشراقی)، همشهری داستان، ش. ۶۵ (اردیبهشت ۹۵).
🔹 مطالب مربوط به مجلهی سروش نوجوان از دو منبع زیر نقل شدهاند:
«روز ناگزیر» نوشتهی بیوک ملکی، تجربه، ش. ۷۶، (اردیبهشت ۹۰).
«قرار بود همه چیز متفاوت باشد» (سروش نوجوان به روایت جمعی از همکاران)، از کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان.
🔹 نوشتهی قیصر امینپور دربارهی مهدی اخوان ثالث (لحظهی دیدار) و نقل قول اخوان دربارهی شعر آب سپهری در کتاب باغ بیبرگی (انتشارات زمستان) آمدهاند.
🔹 دربارهی سبک شعر قیصر امینپور و تحول آن به دو مقالهی زیر نگاهی داشتم که هر دو در کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان چاپ شدهاند.
«درآمدی بر بوطیقای قیصر»، حمیدرضا توکلی
«آینه دانی که تاب آه ندارد»
🌐 @rirapodcast
قیصر امینپور
🔸 منابع مربوط به قسمت بیستوچهارم پادکست ریرا:
🔹 اغلب اطلاعات مربوط به زندگی #قیصر_امینپور از این دو منبع هستند:
«حرف آخر عشق» (گفتوگوی امینپور با مرکز اسناد ملی ایران)، چاپشده در کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان (انتشارات مروارید).
«آن لحظهی در نهایت» (قیصر امینپور به روایت همسرش)، نوشتهی ایثار قنواتی (بر اساس گفتوگو با زیبا اشراقی)، همشهری داستان، ش. ۶۵ (اردیبهشت ۹۵).
🔹 مطالب مربوط به مجلهی سروش نوجوان از دو منبع زیر نقل شدهاند:
«روز ناگزیر» نوشتهی بیوک ملکی، تجربه، ش. ۷۶، (اردیبهشت ۹۰).
«قرار بود همه چیز متفاوت باشد» (سروش نوجوان به روایت جمعی از همکاران)، از کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان.
🔹 نوشتهی قیصر امینپور دربارهی مهدی اخوان ثالث (لحظهی دیدار) و نقل قول اخوان دربارهی شعر آب سپهری در کتاب باغ بیبرگی (انتشارات زمستان) آمدهاند.
🔹 دربارهی سبک شعر قیصر امینپور و تحول آن به دو مقالهی زیر نگاهی داشتم که هر دو در کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان چاپ شدهاند.
«درآمدی بر بوطیقای قیصر»، حمیدرضا توکلی
«آینه دانی که تاب آه ندارد»
🌐 @rirapodcast
👍3❤1