امروز صبح تیم ملی بسکتبال #ایران اولین بازی حساس خود را در #المپیک_توکیو در مقابل چک در ورزشگاه خالی از تماشاگر سایتاما انجام داد
اما بسکتبالیستهای ایرانی تنها نبودند و یک خانم در طول بازی مدام بچهها را ایستاده تشویق میکرد!
بچههای تیمملی فکر میکردند که بستگان یکی از بچههاست اما با کمال تعجب هیچکس او را نمیشناخت
بازی تمام شد...
هنگام خروج کسی پرسید؛ خانم شما ایرانی هستید؟
لبخندی زد و گفت؛ من #سمیرا_اصغری عضو تیم ملی بسکتبال #افغانستان و جوانترین عضو کمیته المپیک هستم، شنیدم بازی دارید آمدم تشویقتان کنم تا احساس غریبی نکنید
#انسانم_آرزوست
@GreenFlag
اما بسکتبالیستهای ایرانی تنها نبودند و یک خانم در طول بازی مدام بچهها را ایستاده تشویق میکرد!
بچههای تیمملی فکر میکردند که بستگان یکی از بچههاست اما با کمال تعجب هیچکس او را نمیشناخت
بازی تمام شد...
هنگام خروج کسی پرسید؛ خانم شما ایرانی هستید؟
لبخندی زد و گفت؛ من #سمیرا_اصغری عضو تیم ملی بسکتبال #افغانستان و جوانترین عضو کمیته المپیک هستم، شنیدم بازی دارید آمدم تشویقتان کنم تا احساس غریبی نکنید
#انسانم_آرزوست
@GreenFlag
اینفوگرافی_بیانات_رهبری_درباره_طالبان.jpg
2.7 MB
#اینفوگرافی
♦️بیانات رهبر انقلاب درباره طالبان
برگرفته از سخنرانیهای دو دهه اخیر مقام معظم رهبری درباره گروه طالبان در سایت khamenei.ir
♦️بیانات رهبر انقلاب درباره طالبان
برگرفته از سخنرانیهای دو دهه اخیر مقام معظم رهبری درباره گروه طالبان در سایت khamenei.ir
پرچم سبز
اینفوگرافی_بیانات_رهبری_درباره_طالبان.jpg
۱_ رهبرانقلاب با نگاه به آینده اظهارنظر میکنند
۲_ نظرات ایشان در دو دهه گذشته(از ۷۷ تا ۹۴) نسبت به گروه تروریستی #طالبان همواره ثابت، صریح و آشکار بوده
۳_ درصورت تغییر در نظرشان، بصورت رسمی اعلام میکنند
۴_ همیشه مسئولینی هستند که با اصرار میخواهند نظرشان را به رهبری تحمیل کنند
۲_ نظرات ایشان در دو دهه گذشته(از ۷۷ تا ۹۴) نسبت به گروه تروریستی #طالبان همواره ثابت، صریح و آشکار بوده
۳_ درصورت تغییر در نظرشان، بصورت رسمی اعلام میکنند
۴_ همیشه مسئولینی هستند که با اصرار میخواهند نظرشان را به رهبری تحمیل کنند
روزهایی که مهاجرین زیر نگاه غفلت و تبعیض فراموش شده بودند و بسیاری از بزرگان هجرت دور خود پیلهی سکوت کشیده بودند، یکی بود که دائما از ثبت و بازگویی تاریخ پر افتخار #مهاجرین_افغانستانی صحبت میکرد
افتخاراتی که از خاک دشت لیلی در افغانستان تا آبهای جزیره مجنون در ایران گواهش بودند، ولی مشکل اینجا بود کسی انگیزه نداشت زبان آب و خاک شود
#محمدسروررجایی ده سال از عمرش را وقف کرد تا گوشهای کوچک از جانفشانی افغانستانیها را در مسیر #انقلاب_اسلامی بیان کند، تلاش ده سالهای که هر روزش آغشته به طعنه و زخم زبان دوستان بود
اما رجایی از آنان نبود که بنشیند و عقدهای شود، در میان آنهمه غبار ایستاد و کارش را انجام داد.
کسی که غربت، شجاعت و رشادت شیعیان مظلوم #افغانستان را فریاد کرد و گوشهای از خاک غربت را از چهره آنان زدود، در روز #عیدغدیر پاداش خود را گرفت و آسمانی شد
افتخاراتی که از خاک دشت لیلی در افغانستان تا آبهای جزیره مجنون در ایران گواهش بودند، ولی مشکل اینجا بود کسی انگیزه نداشت زبان آب و خاک شود
#محمدسروررجایی ده سال از عمرش را وقف کرد تا گوشهای کوچک از جانفشانی افغانستانیها را در مسیر #انقلاب_اسلامی بیان کند، تلاش ده سالهای که هر روزش آغشته به طعنه و زخم زبان دوستان بود
اما رجایی از آنان نبود که بنشیند و عقدهای شود، در میان آنهمه غبار ایستاد و کارش را انجام داد.
کسی که غربت، شجاعت و رشادت شیعیان مظلوم #افغانستان را فریاد کرد و گوشهای از خاک غربت را از چهره آنان زدود، در روز #عیدغدیر پاداش خود را گرفت و آسمانی شد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا چند ماه قبل تصاویر نیروهای چچنی طالبان(بازماندگان داعش) خبرساز بود و امروز صحبت از همکاری #جیش_الظلم با طالبان است
چطور به این روز رسیدیم؟
در روزهایی که طالبان با چند موتورسوار بیابانگرد ولایات افغانستان را یکی پس از دیگری تصرف میکند جای سوال است که چرا مقاومتی صورت نمی پذیرد؟
جواب را باید در عملکرد بیست سال اخیر جستجو کرد
با ورود #امریکا و متحدانش به افغانستان اکثریت #رهبران_جهادی که دارای جایگاه مردمی بودند برنامهها و آرزوهای خود را به حضور غربیها گره زدند
آمریکاییها هم آنان را در قدرت خود شریک کرد و با چشمپوشی و رانت، رهبران مردمی را یکباره به تاجران و میلیاردرهای مناطق خود تبدیل کرد.
حالا رهبران جهادی اسم خود را به دبیرکل احزاب سیاسی تغییر دادند و باور کردند که غربیها با صرف میلیاردها دلار هزینه هیچگاه افغانستان را بلاتکلیف رها نمیکنند!
رهبران جهادی که روزی با فرمانشان صدها جوان به میدان میرفتند و جان میدادند، بیست سال فرصت داشتند روی جوانان آیندهساز کار کنند و ظرفیتها را بسازند و جایگاه مردمی خود را(با خدمترسانی) تقویت کنند اما آنها تکیهگاهی غیر از مردم پیدا کرده بودند
سیاسیونی که روزی با مردم خود سر یک سفره بودند و با حمایت و فداکاری همین مردم بالا رفته بودند حالا برای دیدارشان و بیان مشکل روزها باید در نوبت ایستاد.
"چطور به اینجا رسیدیم" را باید از مردمی پرسید که در این بیست سال نیازمند #اتحادملی بودند ولی بخاطر منافع حزبی و کسب قدرت با شعار #قومیت و #نژاد رو در روی هم قرار گرفتند و این تفکر را تا عمق ارتش سیصدهزار نفری افغانستان هم گسترش دادند.
"چطور به اینجا رسیدیم" را باید در کاخها و شرکتهای بزرگ تجاری رهبران سابق(سیاسیون امروز) و سفرههای خالی و دردهای ناشنیده مردم جستجو کرد.
و بیچاره مردمی که خود را بین آینده تاریک در حکومت #طالبان و بقای رهبران و دولتمردان فاسدی میبینند که نتیجه هر دو برایشان تباهی است
@GreenFlag
در روزهایی که طالبان با چند موتورسوار بیابانگرد ولایات افغانستان را یکی پس از دیگری تصرف میکند جای سوال است که چرا مقاومتی صورت نمی پذیرد؟
جواب را باید در عملکرد بیست سال اخیر جستجو کرد
با ورود #امریکا و متحدانش به افغانستان اکثریت #رهبران_جهادی که دارای جایگاه مردمی بودند برنامهها و آرزوهای خود را به حضور غربیها گره زدند
آمریکاییها هم آنان را در قدرت خود شریک کرد و با چشمپوشی و رانت، رهبران مردمی را یکباره به تاجران و میلیاردرهای مناطق خود تبدیل کرد.
حالا رهبران جهادی اسم خود را به دبیرکل احزاب سیاسی تغییر دادند و باور کردند که غربیها با صرف میلیاردها دلار هزینه هیچگاه افغانستان را بلاتکلیف رها نمیکنند!
رهبران جهادی که روزی با فرمانشان صدها جوان به میدان میرفتند و جان میدادند، بیست سال فرصت داشتند روی جوانان آیندهساز کار کنند و ظرفیتها را بسازند و جایگاه مردمی خود را(با خدمترسانی) تقویت کنند اما آنها تکیهگاهی غیر از مردم پیدا کرده بودند
سیاسیونی که روزی با مردم خود سر یک سفره بودند و با حمایت و فداکاری همین مردم بالا رفته بودند حالا برای دیدارشان و بیان مشکل روزها باید در نوبت ایستاد.
"چطور به اینجا رسیدیم" را باید از مردمی پرسید که در این بیست سال نیازمند #اتحادملی بودند ولی بخاطر منافع حزبی و کسب قدرت با شعار #قومیت و #نژاد رو در روی هم قرار گرفتند و این تفکر را تا عمق ارتش سیصدهزار نفری افغانستان هم گسترش دادند.
"چطور به اینجا رسیدیم" را باید در کاخها و شرکتهای بزرگ تجاری رهبران سابق(سیاسیون امروز) و سفرههای خالی و دردهای ناشنیده مردم جستجو کرد.
و بیچاره مردمی که خود را بین آینده تاریک در حکومت #طالبان و بقای رهبران و دولتمردان فاسدی میبینند که نتیجه هر دو برایشان تباهی است
@GreenFlag
مراقب #جنگ_نرم امریکاییها در #افغانستان باشید!
.
دیروز که سخنگوی طا..لبان از کابل به سوالات جهانیان پاسخ میداد من بیست شبکهی ایران را جستجو کردم و غیر از خبر ممنوعیت تردد بین شهری و گزارشات آن چیزی نبود!
بالاخره سراغ بیبیسی فارسی رفتم و دیدم تمام شبکه را وقف تحولات افغانستان کردهاند و هرآنچه مخاطب سوال دارد آنجا به جواب(دلخواه بیبیسی) میرسد
همزمان شبکه سعودی ایراناینترنشنال خبر آغاز به کار شبکه جدیدش را داد؛ افغانستان اینترنشنال
.
در بیست سال گذشته صداوسیما و سیاستگزاران رسانهای ایران نتوانستند عملکرد مناسبی در افغانستان داشته باشند، حتی نتوانستند از آزادی بیانی که امریکا خودش آورده بود به نفع خود استفاده کنند(بنده در تلویزیونهای افغانستان کار کردم و میدانم چقدر بودجه از ایران میآمد و دریغ از یک جمله که امریکا را زیرسوال ببرند!)
حال میدان را در افغانستان با حمایت ایران و دیگر کشورهای منطقه پیروز شدهاند ولی تداوم این پیروزی با چهار تا کلیپ طال..بان از خوشرفتاری با شیعیان درست نمیشود
هدایت افکار عمومی رسانه میخواهد وگرنه خیلی زود میدان مصادره میشود و چهبسا فرصت تبدیل به تهدید خواهد شد
.
دیروز که سخنگوی طا..لبان از کابل به سوالات جهانیان پاسخ میداد من بیست شبکهی ایران را جستجو کردم و غیر از خبر ممنوعیت تردد بین شهری و گزارشات آن چیزی نبود!
بالاخره سراغ بیبیسی فارسی رفتم و دیدم تمام شبکه را وقف تحولات افغانستان کردهاند و هرآنچه مخاطب سوال دارد آنجا به جواب(دلخواه بیبیسی) میرسد
همزمان شبکه سعودی ایراناینترنشنال خبر آغاز به کار شبکه جدیدش را داد؛ افغانستان اینترنشنال
.
در بیست سال گذشته صداوسیما و سیاستگزاران رسانهای ایران نتوانستند عملکرد مناسبی در افغانستان داشته باشند، حتی نتوانستند از آزادی بیانی که امریکا خودش آورده بود به نفع خود استفاده کنند(بنده در تلویزیونهای افغانستان کار کردم و میدانم چقدر بودجه از ایران میآمد و دریغ از یک جمله که امریکا را زیرسوال ببرند!)
حال میدان را در افغانستان با حمایت ایران و دیگر کشورهای منطقه پیروز شدهاند ولی تداوم این پیروزی با چهار تا کلیپ طال..بان از خوشرفتاری با شیعیان درست نمیشود
هدایت افکار عمومی رسانه میخواهد وگرنه خیلی زود میدان مصادره میشود و چهبسا فرصت تبدیل به تهدید خواهد شد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظام سیاسی ط.ال...بان مشخص شد
.
رهبر نظام: امیرالمومنین ملا هبتالله آخوندزاده(رهبری که ولایت بر مسلمین دارد و جزء دین است)
شورای اداری کشور:
رئیس شورا(یا معاون رهبر) رئیس جمهور میشود و همه وزرا توسط رئیس شورا انتخاب میگردد
.
رهبر نظام: امیرالمومنین ملا هبتالله آخوندزاده(رهبری که ولایت بر مسلمین دارد و جزء دین است)
شورای اداری کشور:
رئیس شورا(یا معاون رهبر) رئیس جمهور میشود و همه وزرا توسط رئیس شورا انتخاب میگردد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#طالبان #شبکه_افق و چند نکته
یک:
محسن اسلامزاده(که رفیق قدیمی هستیم) در تمام این سالها علاوه بر فیلمش، داستانهای زیادی هم برای ما افغانستانیها نقل کرد که به حقیقت شبیه نبود ولی احترام کردیم
امشب از تجربه شخصی خود در برخورد با طالبان گفتم و محسن بدون درنگ #دروغگو خطابم کرد(و آنچه چند سال قبل برایش گفته بودم را در مقابل چشمانم تحریف کرد و دروغ خواند)
دو:
سخنگوی طالبان و اسلامزادهی عزیز هر دو تاکید کردند که چهره طالبان در این سالها توسط رسانهها مخدوش شده و سیاهنمایی کردند
عرض کردم؛ قبل از سیاهنمایی رسانهها، این خود طالبان بودند که با #نسل_کشی و کشتار هزاران هزاره(شیعه) در مزار، بامیان و یکاولنگ کارنامه سیاهی رارقم زدند
سه:
دوست عزیزمان اسلامزاده چندی قبل هم به رزمندگان #فاطمیون که از طالبان انتقاد کردند واکنش نشان داد و گفته بود بجای فلافلفروشی(کارگری) در تهران بروید و در کشورتان بجنگید
امشب هم تکرار کردند که عدهای منتقد در قم و مشهد نشستند و نمیروند در کشورشان دفاع کنند!
عرض کردم: وقتی پروژه تطهیرسازی را شکل میدادید این بچهها در حلب، زینبیه و تدمر سوریه مشغول دفاع از انقلاب اسلامی بودند
سیدمجاهد
یک:
محسن اسلامزاده(که رفیق قدیمی هستیم) در تمام این سالها علاوه بر فیلمش، داستانهای زیادی هم برای ما افغانستانیها نقل کرد که به حقیقت شبیه نبود ولی احترام کردیم
امشب از تجربه شخصی خود در برخورد با طالبان گفتم و محسن بدون درنگ #دروغگو خطابم کرد(و آنچه چند سال قبل برایش گفته بودم را در مقابل چشمانم تحریف کرد و دروغ خواند)
دو:
سخنگوی طالبان و اسلامزادهی عزیز هر دو تاکید کردند که چهره طالبان در این سالها توسط رسانهها مخدوش شده و سیاهنمایی کردند
عرض کردم؛ قبل از سیاهنمایی رسانهها، این خود طالبان بودند که با #نسل_کشی و کشتار هزاران هزاره(شیعه) در مزار، بامیان و یکاولنگ کارنامه سیاهی رارقم زدند
سه:
دوست عزیزمان اسلامزاده چندی قبل هم به رزمندگان #فاطمیون که از طالبان انتقاد کردند واکنش نشان داد و گفته بود بجای فلافلفروشی(کارگری) در تهران بروید و در کشورتان بجنگید
امشب هم تکرار کردند که عدهای منتقد در قم و مشهد نشستند و نمیروند در کشورشان دفاع کنند!
عرض کردم: وقتی پروژه تطهیرسازی را شکل میدادید این بچهها در حلب، زینبیه و تدمر سوریه مشغول دفاع از انقلاب اسلامی بودند
سیدمجاهد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی در حمایت از ط!لبان استدلال میکنند که آنها مکتب #دیوبندی هستند و اهلبیت و زیارت قبور را قبول دارند
♦️اما مهم نگاه آنان به #شیعیان است
آقای مهدی فرمانیان(کارشناس ارشد مذاهب اسلامی) توضیح میدهد؛
دیوبندیها(منجمله ط!لبان) نسبت به #شیعه دو نظر دارند:
یک: منتقد افراطی به شیعیان هستند(تکفیر نمیکنند ولی قائلند که شیعه بدعتگزار است، شیعه ربطی به اهلبیت ندارد، شیعه یک فرقه منحرف است!)
دو: شیعیان را تکفیر میکنند(چون به صحابه دشنام میدهند)
♦️اما مهم نگاه آنان به #شیعیان است
آقای مهدی فرمانیان(کارشناس ارشد مذاهب اسلامی) توضیح میدهد؛
دیوبندیها(منجمله ط!لبان) نسبت به #شیعه دو نظر دارند:
یک: منتقد افراطی به شیعیان هستند(تکفیر نمیکنند ولی قائلند که شیعه بدعتگزار است، شیعه ربطی به اهلبیت ندارد، شیعه یک فرقه منحرف است!)
دو: شیعیان را تکفیر میکنند(چون به صحابه دشنام میدهند)
پرچم سبز
موتَر کِلینَر و پیامبر
موتَر(ماشین) آماده حرکت بود
کِلینَر(شاگرد ماشین) مثل بند بازها خود را به درب آویزان کرده بود، عملی که در موتَرهای عمومی سطح شهر #کابل عادی است و مثل یک کاست ضبط شده صدا میزد؛ شارو، شارو، شارو(یعنی "شهر رو" سوار شود)
موتَر نرمنرمک حرکت میکند تا پلیس ترافیک(راهنمایی و رانندگی) با باتومش یک قور دیگر بر بدنهاش اضافه نکند
مسافت باقی مانده را میدوم و از دستگیره کنار درب میگیرم و یک پا در رکاب با چند حرکت لِیلِی سوار میشوم
هنوز یک صندلی چرکمُرده خالیست، مینشینم و با شال(چفیه) عرقی که حالا با گرد و خاک زمخت شده را از پیشانی میگیرم
موتَر حرکت کرد و کلینَر به سراغ تکتک مسافرین آمد و کرایهها را جمع کرد
اولین ایستادگاه(ایستگاه) چند نفری سوار شدند، چشمم روی نوجوان ۱۲_۱۳ سالهای در پیادهرو قفل شد که با دقت داخل موتَر را نگاه میکرد، شاید شخصی توجه او را جلب کرده
موتَرها با هر سرعتی بخواهند میروند و فقط زخمهای سَرَک(جاده) آنان را به رعایت وا میدارد تا آرام بگذرند
ایستادگاه دوم رسیدیم، چند نفری سوار شدند، حین جابجایی مسافرین یکلحظه همان نوجوان را دیدم، با خودم گفتم شاید شبیهش بوده، با جابجایی سر یک روزنه پیدا کردم و دوباره نگاه کردم، خودش بود با همان نگاه ممتد و شانههایی که با نفسهایش بالا و پایین میشدند
موتَر راه افتاد، از اولین زخمجاده که آرام گذشت به پیادهرو نگاه کردم، نوجوان به موازات موتَر در حال دویدن بود!
کلینَر در هر ایستادگاه با دقت زیاد از مسافرین جدید کرایه میگرفت و آنها را مانند خشت کنار هم میچید، لابلای چینش مسافرین باز نوجوان را دیدم که دست از زانو گرفته و بهشدت نفسنفس میزند
چند ایستادگاه به همین منوال گذشت، هوش و حواسم آن نوجوان شده بود، به میانه راه رسیدیم و ایستادگاه شلوغی که به محلهای مستضعف ختم میشد، تعداد زیادی از مسافرین میخواستند پیاده شوند، نوجوان هم نفسزنان به ایستادگاه رسید و با توقف موتَر خود را به یکی از پنجرهها رساند و با صدای بلند گفت؛ آقاجان پایان شوید(پدربزرگ پیادهشوید)...
مسیر نگاهش را دنبال کردم، به پیرمرد محاسن سفیدی رسیدم که به سختی از روی صندلی بلند شد، پیرمرد عصا بر دست وارد رود خروشان مسافرینی شد که میخواستند پیاده شوند و رود آرام گرفت، پای پیرمرد که به زمین رسید نوجوان نفس عمیقی کشید و دست پدربزرگش را گرفت و شروع کرد با او به سخنگفتن...
موتَر به آرامی حرکت کرد و من تا آخرین لحظه از قاب پنجره به پیامبری نگاه میکردم که تنها پیروش بخاطر اینکه فقط کرایه یکنفر را داشته تمام مسیر را دویده بود
@GreenFlag
کِلینَر(شاگرد ماشین) مثل بند بازها خود را به درب آویزان کرده بود، عملی که در موتَرهای عمومی سطح شهر #کابل عادی است و مثل یک کاست ضبط شده صدا میزد؛ شارو، شارو، شارو(یعنی "شهر رو" سوار شود)
موتَر نرمنرمک حرکت میکند تا پلیس ترافیک(راهنمایی و رانندگی) با باتومش یک قور دیگر بر بدنهاش اضافه نکند
مسافت باقی مانده را میدوم و از دستگیره کنار درب میگیرم و یک پا در رکاب با چند حرکت لِیلِی سوار میشوم
هنوز یک صندلی چرکمُرده خالیست، مینشینم و با شال(چفیه) عرقی که حالا با گرد و خاک زمخت شده را از پیشانی میگیرم
موتَر حرکت کرد و کلینَر به سراغ تکتک مسافرین آمد و کرایهها را جمع کرد
اولین ایستادگاه(ایستگاه) چند نفری سوار شدند، چشمم روی نوجوان ۱۲_۱۳ سالهای در پیادهرو قفل شد که با دقت داخل موتَر را نگاه میکرد، شاید شخصی توجه او را جلب کرده
موتَرها با هر سرعتی بخواهند میروند و فقط زخمهای سَرَک(جاده) آنان را به رعایت وا میدارد تا آرام بگذرند
ایستادگاه دوم رسیدیم، چند نفری سوار شدند، حین جابجایی مسافرین یکلحظه همان نوجوان را دیدم، با خودم گفتم شاید شبیهش بوده، با جابجایی سر یک روزنه پیدا کردم و دوباره نگاه کردم، خودش بود با همان نگاه ممتد و شانههایی که با نفسهایش بالا و پایین میشدند
موتَر راه افتاد، از اولین زخمجاده که آرام گذشت به پیادهرو نگاه کردم، نوجوان به موازات موتَر در حال دویدن بود!
کلینَر در هر ایستادگاه با دقت زیاد از مسافرین جدید کرایه میگرفت و آنها را مانند خشت کنار هم میچید، لابلای چینش مسافرین باز نوجوان را دیدم که دست از زانو گرفته و بهشدت نفسنفس میزند
چند ایستادگاه به همین منوال گذشت، هوش و حواسم آن نوجوان شده بود، به میانه راه رسیدیم و ایستادگاه شلوغی که به محلهای مستضعف ختم میشد، تعداد زیادی از مسافرین میخواستند پیاده شوند، نوجوان هم نفسزنان به ایستادگاه رسید و با توقف موتَر خود را به یکی از پنجرهها رساند و با صدای بلند گفت؛ آقاجان پایان شوید(پدربزرگ پیادهشوید)...
مسیر نگاهش را دنبال کردم، به پیرمرد محاسن سفیدی رسیدم که به سختی از روی صندلی بلند شد، پیرمرد عصا بر دست وارد رود خروشان مسافرینی شد که میخواستند پیاده شوند و رود آرام گرفت، پای پیرمرد که به زمین رسید نوجوان نفس عمیقی کشید و دست پدربزرگش را گرفت و شروع کرد با او به سخنگفتن...
موتَر به آرامی حرکت کرد و من تا آخرین لحظه از قاب پنجره به پیامبری نگاه میکردم که تنها پیروش بخاطر اینکه فقط کرایه یکنفر را داشته تمام مسیر را دویده بود
@GreenFlag
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلاس دوم دبستان بود که یک روز معلم دفترهای نقاشی بچهها رو نگاه میکنه، سیدمحمد هم با شور و اشتیاق زیاد لحظهشماری میکند تا معلم نقاشیهای او را ببیند
بالاخره نوبت سیدمحمد میرسد و معلم نقاشیهایش را سریع ورق میزند و هیچ نمیگوید
زنگ که میخورد معلم محمد را نگه میدارد و کلی نصیحتش میکند که دیگر کپی نکن و هرچه بلدی را بکش، اصرار محمد بر اینکه تمامی نقاشیها را خودش کشیده بیفایده بود و معلم او را سرزنش کرد که هم کپی میکنی و هم دروغ میگویی...
سیدمحمد امسال کلاس چهارم میرود، حالا نقاشیهایش را(بدون هیچگونه آموزشی) با نرمافزار پینت در کامپیوتر میکشد و دفتر نقاشی مدرسهش پر است از تکالیفی که معلمها به آن راضی میشوند
پینوشت؛
این نقاشی را به اصرار من کشید و خیلی سریع و بیحوصله انجام داد
کامپیوتر گازوئیلی قدیمی را مدتی هست راه انداختیم و به تلویزون منزل وصل کردیم
میز را تازه برایش آوردیم و تا امروز موس را روی زمین میگذاشت(پد موس حولهایش منو کُشته😅)
بالاخره نوبت سیدمحمد میرسد و معلم نقاشیهایش را سریع ورق میزند و هیچ نمیگوید
زنگ که میخورد معلم محمد را نگه میدارد و کلی نصیحتش میکند که دیگر کپی نکن و هرچه بلدی را بکش، اصرار محمد بر اینکه تمامی نقاشیها را خودش کشیده بیفایده بود و معلم او را سرزنش کرد که هم کپی میکنی و هم دروغ میگویی...
سیدمحمد امسال کلاس چهارم میرود، حالا نقاشیهایش را(بدون هیچگونه آموزشی) با نرمافزار پینت در کامپیوتر میکشد و دفتر نقاشی مدرسهش پر است از تکالیفی که معلمها به آن راضی میشوند
پینوشت؛
این نقاشی را به اصرار من کشید و خیلی سریع و بیحوصله انجام داد
کامپیوتر گازوئیلی قدیمی را مدتی هست راه انداختیم و به تلویزون منزل وصل کردیم
میز را تازه برایش آوردیم و تا امروز موس را روی زمین میگذاشت(پد موس حولهایش منو کُشته😅)
ولادت اختالحسین زینب کبری(س) را تبریک عرض میکنم
https://www.instagram.com/p/CXS0CFhqWuB/?utm_medium=copy_link
https://www.instagram.com/p/CXS0CFhqWuB/?utm_medium=copy_link
این قبر مادربزرگم در فریمان است
ایشان پدرم هستند روی ویلچر
خودم عکاس هستم
و فرزندم در حال بازی است
چهار نسل است اینجاییم
همینجا به دنیا آمدیم
همینجا به میدان رفتیم
همینجا خاک شدیم
و هیچ جای دیگری نرفتیم
پینوشتِ بیربط؛
مدرک پسرم مثل کسی است که همین دیروز وارد ایران شده و اقامت گرفته
هر سال احتمال دارد دیگر تمدید نکنند که در آنصورت طبق قانون باید ایران را ترک کند
ایشان پدرم هستند روی ویلچر
خودم عکاس هستم
و فرزندم در حال بازی است
چهار نسل است اینجاییم
همینجا به دنیا آمدیم
همینجا به میدان رفتیم
همینجا خاک شدیم
و هیچ جای دیگری نرفتیم
پینوشتِ بیربط؛
مدرک پسرم مثل کسی است که همین دیروز وارد ایران شده و اقامت گرفته
هر سال احتمال دارد دیگر تمدید نکنند که در آنصورت طبق قانون باید ایران را ترک کند
متاسفانه بدون هماهنگی با گروه مشاوران رسانهای(اعزامی)، وزارت خارجه #طالبان بیانیه داده و حمله #حوثی های ظالم را به اماراتیهای مظلوم محکوم کرده و نوشته؛
ما از این حمله اندوهگین هستیم!
@GreenFlag
ما از این حمله اندوهگین هستیم!
@GreenFlag
برخلاف تبلیغات مشهور اصلیترین روش مبارزه #طالبان در ۲۰ سال اخیر تخریب گسترده زیرساختهای #افغانستان بود که توانست با این روش دولت را تحت فشار قرار دهد
حالا همین گروه از حمله #حوثی ها به زیرساختهای #امارات اندوهگین شده و حمله به تاسیسات آن کشور را محکوم میکند!
یاللعجب!
@GreenFlag
حالا همین گروه از حمله #حوثی ها به زیرساختهای #امارات اندوهگین شده و حمله به تاسیسات آن کشور را محکوم میکند!
یاللعجب!
@GreenFlag
پرچم سبز
روزت مبارک خواهرم
اصرارهایم فایدهای ندارد
میگوید؛ فقط یک راه دارد و آنهم اینکه بیش از پنجاه هزار دلار در ایران سرمایهگذاری کند تا یکسال اقامت بدهیم
میگویم؛ از کابل فراری آمدند و هیچ ندارند، حداقل دو ماه دیگر ویزاشان را تمدید کنید تا با این دو کودک در این زمستان سرد به افغانستان برنگردند
میگوید؛ سقف تمدید برای ایشان تمام شده
میگویم؛ شما که میتوانید برای موارد ویژه تمدید کنید، خواهر بنده طبق مدارکی که نشانتان دادم دانشجوی مامایی دانشگاه کابل است و در سالهای اخیر فعال اجتماعی زنان در افغانستان بوده، این بازگشت میتواند برایش خطر جانی داشته باشد
...مثل اینکه از این موارد در این چند ماه زیاد دیده و اثری ندارد، گذرنامهها را روی میز شیشهای به سمت من سُر میدهد و به بیرون اتاق راهنمایی میشوم، هنوز درب کامل بسته نشده که میشنوم؛ فکر کردن اینجا کمیته امداد است... نمیدانم از سرمای مشهد است یا حرفآخر او که عمق جانم میسوزد
به سمت خواهرم میروم، آنها فکر میکردند اگر من پاپیش بگذارم کار درست میشود اما فهمیدند که هیچ مهاجری آنقدر اعتبار ندارد که بتواند خواهر و دو کودکش را یک زمستان در مشهد نگه دارد
نقطه صفر مرزی است، خواهرزادهها ساکها را جلو جلو میبرند، دستهای یخزده خواهر را میگیرم، کمی روحیه میدهم و میگویم؛ راستی یادمون رفته بود که فردا روز شماست، تعجب میکند و میگوید؛ روز چی؟ با خنده میگویم؛ ولادت حضرت زهراست و #روز_زن
روزت مبارک
میگوید؛ فقط یک راه دارد و آنهم اینکه بیش از پنجاه هزار دلار در ایران سرمایهگذاری کند تا یکسال اقامت بدهیم
میگویم؛ از کابل فراری آمدند و هیچ ندارند، حداقل دو ماه دیگر ویزاشان را تمدید کنید تا با این دو کودک در این زمستان سرد به افغانستان برنگردند
میگوید؛ سقف تمدید برای ایشان تمام شده
میگویم؛ شما که میتوانید برای موارد ویژه تمدید کنید، خواهر بنده طبق مدارکی که نشانتان دادم دانشجوی مامایی دانشگاه کابل است و در سالهای اخیر فعال اجتماعی زنان در افغانستان بوده، این بازگشت میتواند برایش خطر جانی داشته باشد
...مثل اینکه از این موارد در این چند ماه زیاد دیده و اثری ندارد، گذرنامهها را روی میز شیشهای به سمت من سُر میدهد و به بیرون اتاق راهنمایی میشوم، هنوز درب کامل بسته نشده که میشنوم؛ فکر کردن اینجا کمیته امداد است... نمیدانم از سرمای مشهد است یا حرفآخر او که عمق جانم میسوزد
به سمت خواهرم میروم، آنها فکر میکردند اگر من پاپیش بگذارم کار درست میشود اما فهمیدند که هیچ مهاجری آنقدر اعتبار ندارد که بتواند خواهر و دو کودکش را یک زمستان در مشهد نگه دارد
نقطه صفر مرزی است، خواهرزادهها ساکها را جلو جلو میبرند، دستهای یخزده خواهر را میگیرم، کمی روحیه میدهم و میگویم؛ راستی یادمون رفته بود که فردا روز شماست، تعجب میکند و میگوید؛ روز چی؟ با خنده میگویم؛ ولادت حضرت زهراست و #روز_زن
روزت مبارک
چند خط با رفقای فرهیخته همشهری(افغانستانی) خودم در ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران
سالهاست نخبگان شیعه افغانستانی برای برونرفت از مشکلات کشور دو نسخه ارائه میکنند؛ گروهی آینده و آرامش کشور را در گرو پیروی از مدل #لیبرال_دموکراسی غرب میدانند و دسته دوم سعادت و رستگاری را در مدل #ولایت_فقیه اجرا شده در ایران قلمداد میکنند
هر دو گروه نسخه خود را شفابخش دردهای پنجاه ساله افغانستان میدانند اما از یک نکته غافل شدند و آن اینکه هیچ تضمینی نیست که مدل و الگوی موفق یک کشور بتواند صددرصد در کشوری دیگر با شرایط خاص آن کشور به موفقیت برسد!
مثالش خود ایران است که امام راحل با مدل بومی که براساس شرایط کشور و باورهای مردم با حمایت نود و هشت درصدی جامعه به پیروزی رسید
حال در افغانستان مدل غربی در این بیست سال اجرایی شد که نقاط ضعف و قوتی داشت و به دلایل متعدد دوام نیاورد، امروز دسته دوم نخبگان شیعه(که تعدادشان کم است اما انگیزه بالایی دارند) بدون در نظرگرفتن جمعیت حدود بیست درصدی شیعیان افغانستان و جغرافیای مناطق و مسئله قومیتها و نژادها به دنبال اجرای مدل خود هستند
یادآوری این بخش از تاریخ خالی از لطف نیست که عراق و لبنان نمونههایی است که با شرایط خاص خود شیعیان در اداره کشور مشارکت میکنند، دقت کنیم که عراق میتوانست نظریه ولایتفقیه را بگیرد و در مراحل مختلف هم میتوانست اجرایی کند اما به دهها علت مختلف داخلی بهسوی #مرجعیت_اجتماعی رفت و در بزنگاه ها نیز موفق بود، یا شیعیان لبنان که براساس جمعیت و جغرافیا با شیوه ملیگرایانه(دفاع از کشور در مقابل دشمن غاصب) و خدمات عامالمنفعه جلو رفتند و امروز در جامعه خود پذیرفته شده و موفقند
امیدوارم بتوانم در این مجال اندک مقصودم را بیان کنم که هیچ کدام از این دو نظر نمیتواند آینده #شیعیان_افغانستان را تضمین کند، امروز باید فرهیختگان ما با نگاهی باز و با درنظرگرفتن مسائل مختلف و شرایط کشور به نسخهای(که میتواند برگرفته از نقاط مثبت نظامهای رایج باشد) برسند و اصرار بر اجرای مدلهای موفق در سایر کشورها نمیتواند گرهگشای کامل مشکلات شیعیان باشد و ممکن است بیست سال دیگر بگذرد و باز برگردیم به نقطهی آغاز
سالهاست نخبگان شیعه افغانستانی برای برونرفت از مشکلات کشور دو نسخه ارائه میکنند؛ گروهی آینده و آرامش کشور را در گرو پیروی از مدل #لیبرال_دموکراسی غرب میدانند و دسته دوم سعادت و رستگاری را در مدل #ولایت_فقیه اجرا شده در ایران قلمداد میکنند
هر دو گروه نسخه خود را شفابخش دردهای پنجاه ساله افغانستان میدانند اما از یک نکته غافل شدند و آن اینکه هیچ تضمینی نیست که مدل و الگوی موفق یک کشور بتواند صددرصد در کشوری دیگر با شرایط خاص آن کشور به موفقیت برسد!
مثالش خود ایران است که امام راحل با مدل بومی که براساس شرایط کشور و باورهای مردم با حمایت نود و هشت درصدی جامعه به پیروزی رسید
حال در افغانستان مدل غربی در این بیست سال اجرایی شد که نقاط ضعف و قوتی داشت و به دلایل متعدد دوام نیاورد، امروز دسته دوم نخبگان شیعه(که تعدادشان کم است اما انگیزه بالایی دارند) بدون در نظرگرفتن جمعیت حدود بیست درصدی شیعیان افغانستان و جغرافیای مناطق و مسئله قومیتها و نژادها به دنبال اجرای مدل خود هستند
یادآوری این بخش از تاریخ خالی از لطف نیست که عراق و لبنان نمونههایی است که با شرایط خاص خود شیعیان در اداره کشور مشارکت میکنند، دقت کنیم که عراق میتوانست نظریه ولایتفقیه را بگیرد و در مراحل مختلف هم میتوانست اجرایی کند اما به دهها علت مختلف داخلی بهسوی #مرجعیت_اجتماعی رفت و در بزنگاه ها نیز موفق بود، یا شیعیان لبنان که براساس جمعیت و جغرافیا با شیوه ملیگرایانه(دفاع از کشور در مقابل دشمن غاصب) و خدمات عامالمنفعه جلو رفتند و امروز در جامعه خود پذیرفته شده و موفقند
امیدوارم بتوانم در این مجال اندک مقصودم را بیان کنم که هیچ کدام از این دو نظر نمیتواند آینده #شیعیان_افغانستان را تضمین کند، امروز باید فرهیختگان ما با نگاهی باز و با درنظرگرفتن مسائل مختلف و شرایط کشور به نسخهای(که میتواند برگرفته از نقاط مثبت نظامهای رایج باشد) برسند و اصرار بر اجرای مدلهای موفق در سایر کشورها نمیتواند گرهگشای کامل مشکلات شیعیان باشد و ممکن است بیست سال دیگر بگذرد و باز برگردیم به نقطهی آغاز