ساسان حبیب‌وند
7.47K members
452 photos
85 videos
68 files
124 links
کانال رسمی ساسان حبیب‌وند
محقق و نویسنده خودشناسی

این قلم بر آن است تا با آوردن فلسفه به زندگی، نگاهی نو را در مخاطب متولد سازد.

آثار:
- «بندباز»
- «از رنج تا رهایی»
- «بیگانه درون»
- مقالات

تهیه آثار:
۰۲۱- ۶۶۴۹۶۴۱۰ ۶۶۴۹۵۲۸۰

تماس:
@sasan_habibvand
Download Telegram
to view and join the conversation
ساسان حبیب‌وند
زندگی_در_زمان_حال؟_درسگفتار_ساسان.mp3
🌀 دیدگاه شما
یکی از همراهان همیشگی در مورد فایل "زندگی در زمان حال" (در اینستاگرام) نوشته اند:
آقای حبیب وند عزیز
درود و سپاس از شما. مبحث بسیار مهمی را مطرح کردید، چیزی که زیاد در موردش گفتگو می کنیم بدون اینکه این طوری که شما بهش پرداختید بدونیم معنی و مفهومش چیه.
🔸 سپاس و صد سپاس که مانند همیشه مسائل را اینقدر عمیق و در عین حال به زبان ساده توضیح می دهید.
خواهش دارم که درباره دو موضوع دیگر که امروزه خیلی باب هست و فکر آدم ها رو مشغول کرده هم توضیح بدهید:
۱. این که می گویند: "شما به هر چه که فکر کنید خواهید رسید." البته به نظر خودم، امکان پذیر نیست اما مباحث و کتاب های زیادی امروز در این باره صحبت می کنند.
🔸 ۲. معنی واقعی زمان، این که واقعا زمان چیست؟
با عرض پوزش از کامنت طولانی. آرزوی بهترین ها رو براتون دارم.

🔷 سلام و تشکر بسیار از محبت شما.
مفهوم زمان را قبلا در چند فایل صوتی دیگر از جمله یک درسگفتار، شرح داده ام که در کانال موجود هست. کتاب کوچکی هم با موضوع زندگی در زمان حال در دست انتشار دارم که به زودی منتشر خواهد شد.
در مورد سوال دوم، به نظر من انسان به معنای مطلق کلمه "هر کاری" را که بخواهد نمی تواند بکند- احتمالا چنین چیزی لازم هم نیست.
با این حال، دامنه توانایی ها و قابلیت های انسان بی اندازه وسیع است و باید آنها را تا حد امکان شناخت و کشف کرد و شکوفا ساخت.
🔹 مطلب مهم دیگر این که وقتی به ارزش یا ضرورت انجام یک کار یا دست یافتن به یک هدف برای ما مسلم شد، نباید از مشکلات و موانع ترسید یا کاهلی و سستی به خود راه داد.
کمال، شادی و شکوفایی انسان در گرو تلاش و پویایی اوست.
سپاس از همراهی تان.
@sasanhabibvand
🔶 نوبت شما
همراهان گرامی کانال سلام.
توسط یکی از رسانه ها، مصاحبه ای با من در مورد این کانال تگرامی و اهداف و فعالیت های آن در دست تهیه است.
با توجه به این که هدف این مصاحبه، طرح سؤالات و دیدگاه‌های شماست، از شما خواهشمندم هر گونه پرسش، دیدگاه یا نقدی را از طریق نشانی مستقیم من در میان بگذارید تا در این مصاحبه مطرح و به آن پاسخ داده شود، سوالاتی از این دست که:
هدف از تشکیل این کانال چیست؟
مطالب کانال از چه منابعی تهیه می شود؟
آیا ارسال پست‌ها از نظم و قاعده خاصی پیروی می کند؟
و این که جای چه مطالبی در کانال خالی است.
و یا هر نوع پرسش مرتبط دیگر که از من دارید.
طرح دیدگاه‌های شما عزیزان به پربارتر شدن کانال خودتان کمک خواهد کرد.
منتظر دریافت نظرت شما هستم.
لینک تماس:
@sasan_habibvand

با مهر بسیار،
ساسان حبیب‌وند
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ 🌀 "سیری کاذب"
فکر کرده‎اید چرا بیشتر ما به اندیشیدن بی‌علاقه‌ایم؟‌ چرا اشتیاقی نداریم که مطالعه کنیم و چرا نیازی نمی‌بینیم که بپرسیم و بیاموزیم؟‌ چرا دیگر مثل دوران کودکی، لذت کشف کردن و دانستن برای‌مان جذابیتی ندارد؟‌ آیا سبب، این نیست که دیگر نیازی به یادگرفتن احساس نمی‌کنیم؟ مگر ما همه چیز را می‌دانیم؟‌!

🔹 ممکن است بگویید: «خیر، معلوم است که همه چیز را نمی‌دانیم». البته درست می‌گویید اما واقعیت این است که اکثر ما ناخودآگاه چنین تصور مضحک و خطرناکی داریم، تصور اینکه همه چیز را می‌دانیم و آنچه را هم که نمی‌دانیم مهم نیست و ارزش آموختن ندارد! این چیزی است که رفتار و زندگی ما به خوبی گواهی می‌دهد. اما چرا؟‌

🔹 اگر دقت کنیم خواهیم دید که ذهن ما انباشته از تعاریف، القاب و رنگ‌هایی است که جامعه، سنت، تبلیغات و نیازهای خود ما بر چهره جهان زده‎اند. آن‌ها با این کار همه چیز را به سلیقه خود برای من و تو تعریف کرده‎اند. آن‌ها با "پیش‌تعریف" پدیده‌ها ما را دچار معضل بزرگی کرده‎اند که باید آن را "سیری فکری" نام داد، یک سیری کاذب. ذهن ما طوری از تعاریف و دانسته‌های تلقینی مملو است که خیلی اوقات در عین ندانستن، احساس دانستن و آگاهی می‌کنیم، تصور می‌کنیم همه چیز را می‌دانیم.

🔹 از این روست که نیازی به تفکر و پرسیدن نمی‌بینیم. ما بر اساس همین دانش قرضی و عاریتی زندگی می‌کنیم و این دانسته‌ها را وارد همه روابط و تصمیمات ریز و درشت خود می‌کنیم. من و تو عینک‌هایی را که در جامعه و اطراف‌مان رایج است به عنوان واقعیت مسلم، بر چشم زده‌ایم. و اکنون از پس همین عینک‌هاست که با همه کس و همه چیز در ارتباطیم، نه از طریق بینش و داوری خودمان؛ و اگر نیک بنگری این عین اسارت و نادانی است.

🌀 "از رنج تا رهایی"
ساسان حبیب وند
🔸 نشر "سایه سخن"، با یک تماس، آثار این قلم را به نشانی شما در هر کجای ایران پست می کند:
۶۶۴۹۶۴۱۰ ۶۶۴۹۵۲۸۰ ۶۶۹۶۲۴۵۶
@sasanhabibvand
🌀 "زخم‌های کودکی"
وقتی از "ضربه‌های زمان کودکی" حرف می‌زنیم به چه چیز اشاره می‌کنیم؟ این "ضربه" دقیقا چیست و جنس آن کدام است؟
کسانی که وقتی کوچک و بی‌دفاع بودیم با ما بدرفتاری کردند دقیقا چه تاثیری در ما به جا گذاشته‌اند؟
این "رنج ها" چیست که اکنون هم با ماست؟
نقش خود ما در تداوم یا توقف این مساله چیست؟
در مقالۀ "زخم‌های کودکی" که قبلا از من منتشر شده، به این موضوع پرداخته‌ام.
در زیر، متن مقاله را مجددا برای علاقمندان قرار می‌دهم. همچنین فایل صوتی جلسه شرح و بررسی مقاله را به زودی تقدیم می‌کنم.
از پرسش‌ها و دیدگاه‌های شما عزیزان استقبال می‌کنم.
شاد و شکوفا باشید.
@sasanhabibvand
ما و زخم‌های‌ کودکی.pdf
124.4 KB
🌀 مقاله
"ما و زخم‌های کودکی"
ساسان حبیب‌وند
@sasanhabibvand
🌀 "آرامش با انکار عقل؟"

🔹 هرگز آرامش خود را بر پایه فرار از عقلانیت بنا نکنید. در آرامشی که اساس آن بر عقل گریزی و خیال بافی بنا شده باشد همواره جرمی از توهم، ضعف و اضطراب، نهفته است.
واقعیات دنیا را هر چه که هست باید پذیرفت و بر اساس آن چاره اندیشید و تصمیمات، خواسته ها و آرزوهای خود را بر آن بنا کرد. جز زندگی با واقعیت، هر شیوه دیگری محکوم به شکست است.
🔹 اگر به خیال بافی و آرزواندیشی پناه ببرید، روزی خواهد رسید که به ناچار با واقعیت های عریان زندگی روبرو شوید که همچون سیلی سختی شما را از خواب خوش خیال بیدار کنند.
تنها راه زیستن در آرامش و روشنی، عقل و دانش و خرد است. این شعار فریب آمیز که "عقل ناقص است و همه جا قابل اتکا نیست" یک سخن تناقض آمیز و یک مغلطه قدیمی است.
🔹 ناتوان خواندن عقل و نتیجه گرفتن به این که "پس از راه دیگری برویم"، خود، ادعایی عقلانی است! این نوع استدلال، دامی کهنه است برای فریفتن انسان ها و سوء استفاده از نیازهای روحی و عاطفی آنها. انسان موجودی اندیشه گر است و از اندیشه و عقلانیت گزیر و گریزی ندارد.
در واقع نگری، آزادی، آگاهی و خردمندی هست و در واقعیت گریزی، اسارت، خودفریبی و درد.
انسان آگاه، تلخ ترین واقعیت ها را بر شیرین ترین توهم ها ترجیح می دهد.
@sasanhabibvand
ساسان حبیب‌وند
🌀 "زخم‌های کودکی" وقتی از "ضربه‌های زمان کودکی" حرف می‌زنیم به چه چیز اشاره می‌کنیم؟ این "ضربه" دقیقا چیست و جنس آن کدام است؟ کسانی که وقتی کوچک و بی‌دفاع بودیم با ما بدرفتاری کردند دقیقا چه تاثیری در ما به جا گذاشته‌اند؟ این "رنج ها" چیست که اکنون هم با…
Audio
🌀 "ما و زخم‌های کودکی"
جلسه شرح و بررسی مقاله
ساسان حبیب‌وند

وقتی از "ضربه‌های زمان کودکی" حرف می‌زنیم به چه چیز اشاره می‌کنیم؟ این "ضربه" دقیقا چیست و جنس آن کدام است؟
کسانی که وقتی کوچک و بی‌دفاع بودیم با ما بدرفتاری کردند دقیقا چه تاثیری در ما به جا گذاشته‌اند؟
این "رنج ها" چیست که اکنون هم با ماست؟ نقش خود ما در تداوم یا توقف این مساله چیست؟
در مقالۀ "زخم‌های کودکی" (فایل pdf در بالا) به این موضوع پرداخته‌ام.
آنچه در اینجا می شنوید، جلسۀ شرح و بررسی این مقاله است.
@sasanhabibvand
🌀 دلقک!
از کتاب "بندباز"
ساسان حبیب‌وند

تام گفت: اینها یادگار روزهای نمایشه. آخه من قبلاً توی سیرک کار می‌کردم.
پیتر پرسید: چه جالب! چه کاره بودید؟
- دلقک.
- عجب! اصلاً فکرش رو نمی‌کردم.
- می دونی، آدم توی سیرک خیلی چیزها یاد می‌گیره. من هم توی سیرک چیزهای زیادی یاد گرفتم. هم از شغل خودم، هم از همکارهام و حتی از تماشاچی‌ها ....
- من همیشه فکر می‌کردم سیرک فقط جای خوشی و خنده است.
- بستگی داره. حقیقت اینه که همۀ دنیا پر از درسه و کسی که اهل یاد گرفتن باشه هر روز تو زندگی چیزهای تازه‌ای یاد می‌گیره.
- پس چرا شغل‌تون رو عوض کردین؟
- آخه من همیشه دوست داشتم چیزهایی رو که یاد می‌گیرم به مردم هم یاد بدم. اما توی سیرک نمی‌شه. توی سیرک تو همیشه همونی که هستی، یک بازیگر، با یکی دو تا نقش کم و بیش ثابت. دیدم اگه بخوام چیزهایی رو که یاد گرفتم با دیگران قسمت کنم باید از سیرک بیرون بیام. اینه که رفتم و معلم شدم...

🔸 نشر "سایه سخن"، با یک تماس، آثار این قلم را به نشانی شما در هر کجای ایران پست می‌کند:
۶۶۴۹۶۴۱۰ ۶۶۴۹۵۲۸۰ ۶۶۹۶۲۴۵۶

@sasanhabibvand
'غلبه_بر_عادات_منفی'_ساسان_حبیب.mp3
15.7 MB
🌀 "غلبه بر عادات منفی"
(شیوه "تمرکز افقی و عمودی")

چرا با وجود مطالعه و رسیدن به آگاهی، باز هم دچار عادات و حالات ناخواسته هستم؟
چگونه می‌توانم رفتار و احساسم را با دانش و آگاهی‌ام هماهنگ کنم؟
در فایل صوتی فوق، به این سوال به‌طور خلاصه جواب داده‌ام.
@sasanhabibvand
💠 دیدگاه شما:
علی عزیز از استرالیا نوشته اند:

سلام.
امروز روز تولد من هست و حدود ۲ سال هست که با کارهای شما آشنا شدم.
می تونم واقعا بگم بعد از خوندن کتاب "بندباز" دوباره متولد شدم.
دقیقا مثل یه بچه که تازه میخواد راه رفتن یاد بگیره، من هم دارم در این مسیر و با این نگرش جدید، پیش میرم و هر روز به جلو حرکت میکنم.
واقعا ممنون بخاطر نوشته های شما و از اون با ارزش تر آموزش بی دریغ یافته هایی که در این مسیر داشتید.
امیدوارم روزی بیاید که قدر و ارزش نویسنده و معلم به جایگاهی که شایسته اش هست برسد.

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

@sasanhabibvand
💠 "حرف آخر"
حرف آخرم این است که کتاب، سرچشمۀ آگاهی، آزادی و شادمانی است.
بزرگترین ثواب، ارزشمندترین عمل و مؤثرترین خدمت به خود و به بشریت، کتاب خواندن و حمایت کردن از کتاب و قلم و اندیشه است.
(بخشی از مصاحبه با سایت "آی‌آی کتاب"، در دست انتشار)
@sasanhabibvand
🌀 "اشغال شدگی"
این که کسی اهل فکر و اندیشه نیست، معنی‌اش این نیست که او فکر نمی‌کند یا اندیشه‌ای ندارد. انسان، موجودی اندیشنده است و آدمی بدون فکر نمی‌شود. معنایش این است که دیگران به جای او فکر می‌کنند و به عوض او تصمیم می‌گیرند.
عمه و دایی و مدرسه و فرهنگ، یک مایکروچیپ یا تراشه را در مغز او نشانده‌اند و از راه دور، مدام فکر و ذهن و احساس او را راهبری می‌کنند. زندگی او با فکر و سلیقه و خواست دیگران اداره می‌شود و خود او از میانه غایب است.
من اسم این را گذاشته‌ام "اشغال‌شدگی"، که بدترین شکل اسارت است. یک اسارت پنهان، عمیق و رقت آور. این است بهایی که بابت نخواندن و نپرسیدن و نیندیشیدن می‌دهیم.
@sasanhabibvand
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌀 سمینار "معمای زمان حال"
۱۲ اکتبر، شهر پرت استرالیا

از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده ست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

(حکیم عمر خیام)

🔸 "زیستن در زمان حال" دقیقا به چه معناست؟
آیا می توان فارغ از غم گذشته و هراس آینده زیست؟ این پند کهن و آرزوی همیشگی تا چه اندازه قابل دسترسی است؟
در سمینار "معمای زمان حال" به این سوال همیشگی خواهیم پرداخت و زوایای پنهان آن را خواهیم کاوید.

🔸️برنامه ها، شامل:
سخنرانی
شعرخوانی
پرسش و پاسخ
پذیرایی
و عرضه آثار خواهد بود.

تهیه بلیط و اطلاعات بیشتر:
۰۴۰۴۹۰۹۹۰۴
۰۴۱۵۸۹۴۲۶۸
@sasanhabibvand
⭕️ "خودشکوفایی به چه چیزهایی وابسته است؟"

✍️ مصطفی ملکیان

🔹می دانیم که اخلاق، دو بخش کاملا متمایز از همدیگر دارد که یک بخش اخلاق مربوط است به ارتباط من با خودم و یک بخش دیگر مربوط است به ارتباط من با دیگران (انسانها، حیوانات و نباتات و حتی جمادات) این دو وظیفه که در رابطه با خودم دارم و در رابطه با دیگران دارم، کاملا متمایز از همدیگرند ؛ اخلاقی که در آن انسان با خودش در ارتباط است، اخلاق خودشکوفایی هست و اخلاقی که در ارتباط با موجودات دیگر است، اخلاق نیکخواهی است.

🔹برای نیل به اخلاق خودشکوفایی باید معین بکنید که آیا من تک ساحتی هستم یا دو ساحتی یا سه ساحتی ام یا چهار ساحتی و یا .... آیا من فقط بدنم هستم یا غیر از بدنم هستم. اگر من تک ساحتی باشم و خودم را فقط بدنم لحاظ کنم، پس باید همه کوششم این باشد که به بدنم برسم و آیا غیر از بدنم، ذهن هم دارم، اگر دوساحتی باشم، باید علاوه بر بدن، به ذهنم هم برسم. آیا ساحت نفس هم دارم؟ آیا ساحت روح هم دارم؟

🔹 انسانهای درون گرا با انسانهای برون گرا، سنخ روانی متفاوتی دارند. انسانهای حساس، متفکر، شهودی ، آدمهای حسی، دریافت گر و قضاوت گر و ... همگی متفاوت از همدیگر هستند و همین ها باعث می شوند نسخه ای که آن فرد برای خود می پیچد با نسخه ای که فرد دیگر برای خود می پیچد، متفاوت باشد.

🔹نکتۀ دیگری که اخلاق خودشکوفایی به آن بستگی دارد، مراحل رشد انسان و تفاوت های آن است، انسانی که در دوران بچه گی است، خود شکوفایی اش با دوران نوجوانی متفاوت است و همینطور دوران نوجوانی با دورۀ جوانی و هکذا.

🔹نکته بعدی در این جا این است که خودشکوفایی به ایماژ زندگی وابسته است. این یعنی چه؟ هرکسی چه حواسش باشد و چه نباشد، یک ایماژ از زندگی دارد یعنی یک استعاره ای از زندگی برای خودش دارد. ایماژها نزدیک به ۴۰ مورد هستند. مثلا ممکن است یک نفر ایماژش از زندگی، ایماژ بازار باشد و می گوید من باید بگونه ای رفتار کنم که زیان نکنم و سود بکنم در قرآن به این مورد اشاره شده مثلا فردی که جانش را به خدا می فروشد، فردی که مالش را به خدا می فروشد و ... فردی دیگر ممکن است ایماژ نمایشنامه و نمایشخانه را داشته باشد و معتقد باشد در این زندگی یک نقشی به هر فرد عطا شده که هر کسی نقش خودش را بازی می کند و سپس از صحنه خارج می شود.

🔹 گروهی دیگر مثل افلاطونیان و برخی عرفای ما، ایماژ پرنده در قفس را دارند که انسان اسیر قفس تن است و گروهی نیز ایماژ مولانا را دارند یعنی ایماژ فرد محبوس در زندان که این دنیا زندان است و باید رخنه ای پیدا کرد و از این دنیا و زندان آزاد شد. گروهی ایماژ الاکلنگی دارند که برای اینکه من بالا بروم، تو باید پایین بروی و بالعکس (ایماژ رقابت) و .....

🔹خودشکوفایی به خیلی چیزها وابسته است. گویی که هر انسانی یک صخره است و یا صخره ای را در اختیارش قرار داده اند و گفته اند که پیکره ات را بتراش که به این نظریه، نظریه پیکرتراشی می گویند. هر کدام از ما به مثابه صخره ای عظیم به دنیا آمده ایم و یک تیشه به دست ما داده اند و ما همچون یک مادۀ خام هستیم که برای بیرون کشیدن تصویری خاص، نوع صخره و نحوۀ تیشه زدن های ما بسیار تعیین کننده اند.

🔅سخنرانی استاد مصطفی ملکیان
تحت عنوان "چرا باید اخلاقی زیست"
جلسه ی اول
@mostafamalekian
@sasanhabibvand
🌀 "برگزاری اولین دوره خودشناسی آنلاین"

سلام و درود.
به تقاضای جمع زیادی از علاقمندان، برای نخستین بار، قصد برگزاری دوره جامع خودشناسی و فلسفه زندگی را دارم.
اساس مطالب دوره، نظریه "خودشناسی خردگرا"ست که نظریه ای مستقل است و توسط این قلم معرفی شده است.
چنان که خوانندگان این قلم می دانند، ''خودشناسی خردگرا" نظریه ایست دارای بنیادهای فلسفی و نتایج عاطفی و روانشناختی.
دوره به صورت آنلاین و از طریق رسانه واتس آپ برگزار خواهد شد و علاقمندان از هر کجای دنیا امکان ثبت نام و شرکت در آن را خواهند داشت. جزییات دوره قبلا اعلام خواهد شد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در چنین دوره ای پیام بگذارید.
(ارسال پیام برای شما الزامی ایجاد نخواهد کرد بلکه هدف از این کار، یک نظرسنجی اولیه است تا امکان برگزاری، سنجیده شود).
پیشاپیش از محبت شما متشکرم.
لینک پیام مستقیم:
@sasan_habibvand
بدون شرح.
@sasanhabibvand
⭕️ "هر چه درد و رنج انسان ها بیشتر شود احساس مسئولیت اشخاص بالا می رود."

✍️ مصطفی ملکیان

🔹کسانی که بخواهند ملتزم به اخلاق شوند ، ایستادن در برابر هریک از پدیده های سرمایه داری و حکومت های توتالیتر مورد هزینه های وحشتناک قرار می گیرند. اگر زندگیِ خیلی آرامی برقرار بود، آنوقت می شد گفت که اخلاقی زیستن هزینه های خاصی تحمیل نمی کند. در اخلاقی زیستن به معنای واقعی کلمه نمی توان از هزینه های آن برکنار بود ، چون هر چه درد و رنج انسانها بیشتر شود، احساس مسئولیت هم بالاتر می رود.

🔹در مورد اخلاقی زیستن برتراندراسل فیلسوف معروف اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ اینگونه تقریر می کرد:
او می گفت: اخلاقی زیستن از منظری دیگر سود اجتماعی فردی دارد. او یک مثال می زد : فرض کنید من یک اسب در اصطبل دارم و همسایه ام نیز یک اسب دارد. من انسانی هستم که اخلاق را می خواهم زیر پا بگذارم و از این رو اسب همسایه ام را می دزدم و صاحب دو تا اسب می شوم. شکی نیست که من از این غیر اخلاقی بودنم سود برده ام چون صاحب دو تا اسب شده ام ولی من که اخلاق را زیر پا می گذارم، نباید فقط تا نوک بینی ام را ببینم بلکه باید دورترها را نیز ببینم که در اینصورت به این نتیجه می رسم که اگر بنا باشد هر کسی اسب همسایه اش را بدزدد یعنی من اسب همسایه ام را بدزدم و او نیز اسب همسایه دیگر را بدزدد و آن یکی نیز اسب همسایه اش را بدزدد، در آن صورت بالمآل و در آخر کار همۀ اسب ها به اصطبل کسی که از همه قدرتمندتر است خواهد رفت.

🔹 این امر، نتیجۀ آن متداول شدن دزدی است که کسی که از همه بی رحم تر و پر زورتر است همۀ اسب ها را صاحب خواهد شد و از آنجایی که هیچ معادله ای ثابت نکرده است که تو قلدرترین هستی، معنایش این است که بالمآل این یک اسبی را هم که داشته ای از دست خواهی داد . پس عقل من دایر بر این است که یا باید به همین یک اسب قانع باشم و نباید اسب همسایه را بدزدم و یا اگر خواستم بدزدم، باید این را مدنظر داشته باشم که چند صباحی نمی گذرد مگر آنکه یک قلدری پیدا می شود و همۀ اسب ها از جمله اسب من را هم صاحب می شود. پس بهتر است اخلاقی زندگی کنم و همین اسب را هم نگه بدارم.

🔹پیش فرض های راسل در این بحث عبارتند از اینکه اولا اگر تو رفتی اسب همسایه ات را دزدیدی، این اندیشه را ترویج کرده ای که هر کسی می تواند اسب همسایه اش را بدزدد. پیش فرض دومش این است که تو هرگز نمی توانی اثبات کنی که خودِ تو قوی ترین عضو جامعه هستی و آخرالامر نیز همین یک اسب را نیز از دست خواهی داد و با غیراخلاقی زیستن، سرمایۀ افراد از دست شان می رود و سوم این که انسانهای غیر اخلاقی به این دلیل غیر اخلاقی اند که نگاه کوتاه مدت دارند و اگر نگاه بلند مدت می داشتند، می دیدند که در بلند مدت، خود آنها از همین داشته هایشان نیز محروم می شوند.

🔹راسل می گفت در همۀ امور جامعه باید ترویج عقلانیت کنیم، چون ترویج عقلانیت موجب می شود انسانها دوراندیش شوند و از این طریق اخلاقی زیستن ترویج می یابد. در نگاه راسل، اخلاقی زیستن، بالمآل به نفع ماست.(عقلانیت یعنی اخلاقی زیستن با توجه به دوراندیشی) من ممکن است از طریق دروغگویی منفعتی را در طول یک روز، دو روز، یک هفته، یک ماه ببرم ولی بالمآل سودی برایم ندارد. همۀ انسانها را می توان در کوتاه مدت فریفت ولی در دراز مدت نمی توان ، و دروغ در دراز مدت، شروع به زیان دهی می کند.

🔹نقد: این ورژن هم قابل دفاع نیست. اگر من اخلاق را زیر پا بگذارم و اخلاق را در خفا زیر پا بگذارم، چطور؟ جوری که اصلا آشکار نشود، در آن صورت تا آخر و سرانجام چیزی از دست نمیدهم. شماها تصور می کردید بالاخره یک روزی دیگران متوجه می شوند و از من یاد می گیرند و مثلا شروع به اسب دزدی می کنند اما اگر ماجرا به آن صورتی باشد که گفتم چطور؟ در داستان و رمان کارگران دریا اثر ویکتور هوگو می بینید افرادی وجود دارند تا آخر عمرشان غیراخلاقی زندگی می کنند ولی هیچ کس متوجه نمی شود و جلوۀ زندگی شان کاملا اخلاقی است.

🔹نقد دیگر: اگر من خواستم شروع به غیراخلاقی زیستن بکنم، درست است که هیچ معادله ای اثبات نکرده من قوی ترین خواهم بود ولی از آن طرف هم اصلا اثبات نشده که من قوی ترین نخواهم بود. گفتید که شما یقین نداری که قوی ترین هستی ولی من می گویم یقین هم نداریم که قوی ترین نیستیم. هر دو احتمال، بالاست. ممکن است شروع کنم به دزدی و در نهایت اثبات شود من قهارترین دزد اسبها هستم.

🔹نقد سوم: این دراز مدت که می گویید، تا چه مدت زمانی را مدنظر دارید؟
مگر من چقدر می خواهم زندگی کنم؟ این حد و حدود دراز مدت که شما می گویید، تا چه حد است؟ چون حدود را معین نکرده اید، محاسبه گری نیز از دست رفته و مشکل را حل نمی کند.

🔅سخنرانی استاد مصطفی ملکیان
تحت عنوان "چرا باید اخلاقی زیست؟"
(جلسه ی دوم)
@mostafamalekian
@sasanhabibvand
🌀 کانال "جیدو کریشنامورتی"
سلام و درود به همه دوستان عزیز کانال.
قبلا مطالبی از کانال تلگرام "جیدو کریشنامورتی" در این کانال درج شده است. نشانی این کانال خوب را برای دسترسی مستقیم علاقه مندان در زیر قرار می دهم.
شاد و شکوفا باشید.
t.me/krishnamurti
💠 با غم گذشته چه کنیم؟
آیا می توان زندگی را بدون اضطراب آینده سپری کرد؟
زیستن در زمان حال دقیقا به چه معناست؟

🌀 در سمینار "معمای زمان حال" با ما همراه شوید.
۱۲ اکتبر ۲۰۱۹
شهر پرت
مرکز همایش های کامیونتی اینگلوود

تهیه بلیط و اطلاعات بیشتر:
0415894268
0404909904
🔸 لینک صفحه ویژه سمینار:
https://www.facebook.com/events/383655952299283/?ti=cl
@sasanhabibvand
Forwarded from اتچ بات
🌀"اولین رمان فارسی با موضوع خودشناسی

"بندباز"، یک رمان است که تصویری نو و نقادانه را نسبت به زندگی و جامعه پیش روی خواننده می‌گذارد. داستان، پرده های تقلید و عادت را درهم می‌درد و ما را به سفری ژرف و بی‌سابقه به درون خود می‌برد.
🔸 "بندباز" قصد دارد نگاه خودشناسانه را به خواننده نشان دهد و تجربۀ احساسی نو و تحول‌آفرین را به او هدیه کند. در این ماجرا، با مسیر زندگی یک انسان همراه می‌شویم، آنچه را که فرهنگ و تربیت با او می‌کند شاهد هستیم و می‌بینیم که نگاه او به خود و به زندگی چگونه به دست جامعه قالب زده می‌شود. دست آخر سعی می‌کنیم راه رهایی از اسارت و اضطراب و نیل به شادی پایدار را به او نشان دهیم. و این انسان خود ما هستیم....
🔸 یکی از ویژگی‌های خاص "بندباز" آن است که این کتاب، یک نظریۀ نوین فلسفی و خودشناسانه را در قالب یک داستان ساده معرفی کرده است. "بندباز"، با تلفیقی از علوم روانشناسی، فلسفه و عرفان و به‏ خصوص پیام مولانا، خواننده را با داستانی آشنا، جذاب و اثرگذار روبرو می‌کند، ماجرایی که ممکن است خواندن آن، نگاه و احساس مخاطب را برای همیشه تغییر دهد.
🔸 نشر "سایه سخن"، با یک تماس، آثار این قلم را به نشانی شما در هر کجای ایران پست می‌کند:
۶۶۴۹۶۴۱۰ ۶۶۴۹۵۲۸۰ ۶۶۹۶۲۴۵۶
@sasanhabibvand