ماهنامه سرمشق
133 subscribers
313 photos
782 links
⁦ماهنامه فرهنگی اجتماعی سرمشق

🔻نشانی سایت ماهنامه🔻

https://sarmashqmag.ir/
Download Telegram
✔️طنز منثورِ دورۀ مشروطه در ترازوی نقد

🔻معرفی کتاب: «مقدمه‌ای بر بلاغت طنز منثور» پژوهشِ محسن قائمی

✍🏻سیدعلی میرافضلی

◀️پژوهشگر کوشای کرمانی، محسن قائمی، در کتاب مقدمه‌ای بر بلاغت طنز منثور که اخیراً منتشر شده (کرمان، باران کلوت، 1401) یازده اثر دورۀ مشروطه را از جنبۀ بلاغی مورد بررسی دقیق قرار داده است...مقدمه‌ای بر بلاغت طنز منثور، کتابی پاکیزه و شسته رُفته و کامیاب در رسیدن به مقاصد خود است و مخاطب را با وضعیت طنز منثور در دورۀ مشروطه و چراییِ طنزآمیز بودنِ این متون آشنا می‌کند. روش پژوهشِ علمی در این کتاب، به‌خوبی رعایت شده و نویسنده در اغلبِ موارد، از زیاده‌گویی دوری کرده و کمابیش دیدگاه‌های انتقادی خود را در بابِ هر موضوع و هر اثر، بیان داشته است.کثرت نقل‌قول‌های کتاب، هم نشانۀ جستجوی دامنه‌دارِ نویسنده در منابع حوزۀ تحقیق و امانت‌داری در ادای سهم محققان دیگر است و هم گاهی راه را بر استنتاج‌های شخصیِ مؤلف بسته است.

🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻


https://srmshq.ir/nevws5

@sarmashqmag
✔️ایران امــروز در نگاه دانشجویان

✍🏻عباس تقی‌زاده
روزنامه‌نگار، دکترای علوم ارتباطات

◀️ اوضاع اقتصادی در ایران ثبات ندارد نوسانات قیمت ساعتی و یا حتی دقیقه‌ای شده است اگر کالایی را الآن نخریدی ساعت بعد و یا روز بعد باید با قیمت بیشتری آن را بخری و همه چیز را به برجام گره زده‌اند حالا آنکه برخی هیچ ارتباطی به تحریم و برجام ندارد
از نظر امید به زندگی هم اصلاً با وجود گرانی‌ها زندگی برایمان باقی نمانده که امیدی باشد یا نباشد جوانی که نتواند حداقل امکانات را داشته باشد آیا می‌تواند زندگی داشته باشد ...؟؟؟؟

🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻


https://srmshq.ir/4ouqmf

@sarmashqmag
✔️هنرجوی عکاسی باید دانش‌جو باشد
⬅️عکاسی ســــواد بصـری و نگاه هنری می‌خـواهد
🔻بررسی چالش‌های آموزش عکاسی در کرمان

✍🏻شیما هاشمی
🔸🔹🔸
🟠قسمت سوم، حمید صادقی:

در این سال‌هایی که آموزش داده‌ام خیلی افراد، عکاسی را به عنوان شغل ادامه داده‌اند که اکثراً آتلیه زدند و کار و درآمدشان هم در سطح خوبی است اما در ژانرهای دیگر، اصلاً خروجیِ قابل‌توجهی نداشتیم. افرادی هستند که در عکاسی مستند پیش می‌روند اما آن‌قدر جسارت ندارند که بخواهند ادامه دهند؛ مثل نسل ما نیستند که جاهای مختلف بروند، روی موضوعات گیر بدهند و عکس بگیرند و دغدغه‌مند باشند. هنرجوها از هرگونه ژانر عکاسی گریزانند و حاضر نیستند دنبال تعریف‌های دیگری از هنر عکاسی بروند؛ همه دنبال مدلینگ و نورپردازی و نورسنجی هستند که تحت تأثیر فضای مجازی، عکس پرتره و چهره بگیرند و بیشتر با این ذهنیت به سمت عکاسی می‌آیند؛ این نوع عکاسی خیلی زیاد شده، ولی نوعی از عکاسی که در جامعه تأثیر داشته باشد و ما دنبالش هستیم چه در خروجی دانشگاه‌ها و چه در خروجی آموزشگاه‌ها وجود ندارد.

🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻

⬅️عکس: رحیم بنی‌اسد آزاد

https://srmshq.ir/s960uq
✔️برای آینده ایرانِ خود چه خواهی کرد؟

🔻یادی از فیلم «پاپیون» محصول 1973

✍🏻محمد علی حیات‌ابدی

◀️با منتفی شدن انتخاب شغل پدر برای آینده مجبور بودم به گزینه‌های دیگری فکر کنم، این امر یکی از دل‌نگرانی‌های روزمره‌ام و در رده یکی از مباحث اصلی صحبت با دوستانم در زمان رفت و برگشت به مدرسه و زنگ‌های تفریح بود، «رضا» که انگار از زمان بریده شدن بند ناف تصمیمش را برای شغل آینده گرفته بود، خمیرگیری دکان پدری! می‌توانست در خصوص اهمیت این کار و میزان غیرقابل‌تصور مهارت و تخصص مورد نیاز برای انجامش ساعت‌ها حرف بزند و به هیچ وجه برخلاف نظر ما ارزش این کار را کمتر از شاطرِ نانوا نمی‌دانست، البته او هم در باطن آرزوهای خودش را برای شغل دلخواه در سر می‌پروراند

🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻


https://srmshq.ir/971036

@sarmashqmag
✔️داوران بخش شعر کوتاه سنتی در گفت‌وگو با سرمشق
🔻به جسـتجوی «آن» در رباعی و دوبیتی

✍🏻دبیر گروه ادبیات
🔸🔹🔸
🟠قسمت سوم، حسن رجبی بهجت:

نمی‌توان جز تعدادی انگشت‌شمار «آن و جرقه» شاعرانه در این انبوه شعر به دست آورد. در بخش سنتی که کار تأسف‌بارتر بود. زبان فرسوده و به‌کارگیری نهادها و واژگان تکراری و دم‌دستی، گرفتاری در قافیه‌های کهنه و اجراشده، مفاهیم پیش‌پاافتاده و عدم نوآوری وضعیت را مصیبت‌بار کرده بود و داوران به‌ندرت توانستند چند رباعی منسجم و استوار را بیابند. روی‌هم‌رفته آنچه به نظر بنده داور می‌رسد مشکلات در عدم آگاهی و مطالعه شاعران از سیر تاریخ شعری ما ایرانی‌ها بوده است که نشانه فراوانی از این عدم آگاهی در شعرها دیده می‌شد که مانع از آن می‌شود که در جستجوی شاخص‌هایی باشیم که بکر و نوآورانه باشند.



🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻


https://srmshq.ir/ckj0tf

@sarmashqmag
✔️هنرجوی عکاسی باید دانش‌جو باشد
⬅️عکاسی ســــواد بصـری و نگاه هنری می‌خـواهد
🔻بررسی چالش‌های آموزش عکاسی در کرمان

✍🏻شیما هاشمی
🔸🔹🔸
🟠قسمت چهارم، مینا ولی بحرینی:

خودم این آموزشگاه را 20 سال پیش با یک مهارت فنی و حرفه‌ای راه‌اندازی کردم؛ اما هنرجویان، دوره‌های تخصصی شامل عکاسی پرتره، هنری، مستند اجتماعی و سایر ژانرهای عکاسی را که زیر نظر سازمان فنی و حرفه‌ای با مدرک بین‌المللی داریم، ادامه نمی‌دهند، با وجودی که در کرمان خیلی به عکاسی تبلیغاتی و صنعتی نیاز است. معمولاً تقاضای زیادی برای عکاس تبلیغاتی یا صنعتی جهت همکاری هست، ولی ما کسی را نداریم که معرفی کنیم چون از طرف هنرجویان مورد استقبال قرار نمی‌گیرد و نمی‌دانیم چرا؟

🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻

⬅️عکس: رحیم بنی‌اسد آزاد

https://srmshq.ir/s960uq

@sarmashqmag
✔️تماشــا کردن رکن بنیادین بازیگری

✍🏻مینا اخوان
بازیگر، کارگردان و مدرس تئاتر

◀️مسئله دیدن و تماشا کردن و شناختی که ما از طریق حواسمان و بینایی می‌توانیم درک کنیم و تحلیل کنیم مهم است و این مشاهده در وسعت بی‌انتهایش در جامعه است.تماشای مردم یعنی تماشای نقش و تماشای بازیگری. نکته مهم این است که شاید مردم از نظر خودشان بازی نمی‌کنند اما منِ بازیگر که دارم آن‌ها را می‌بینم می‌دانم که همه به‌طور ناخواسته در یک بازی واقعی هستند. برای رسیدن به نقش شاید من کم به هنرجویان می‌گویم فیلم نگاه کنند زیرا بیشتر از آن‌ها می‌خواهم که چیزهای عینی ببینند زیرا باور دارم که جامعه واقعی و مردم بدردشان می‌خورد.

🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻


https://srmshq.ir/o75s0p

@sarmashqmag
✔️داوران بخش شعر کوتاه سنتی در گفت‌وگو با سرمشق
🔻به جسـتجوی «آن» در رباعی و دوبیتی

✍🏻دبیر گروه ادبیات
🔸🔹🔸
🟠قسمت چهارم، جلیل صفربیگی:

رباعی امروز ادامه منطقی رباعی فارسی در ادوار پیشین است و رباعی امروز تفاوت زیادی با رباعی قرون گذشته ندارد. مهم‌ترین مؤلفه‌های رباعی امروز، توجه بهزبان، استفاده از ترکیبات و اصطلاحات امروزین، گریز از کلی‌گویی و کلی‌نگری و توجه به جزییات، دامنه وسیع موضوعات و متنوع‌تر شدن مضامین، استفاده از مؤلفه‌های دیگر قالب‌های نوین شعر فارسی مثل شعر نیمایی و سپید می‌باشند. تقلید و تکرار، سطحی‌نگری و فانتزی بازی نیز از مهم‌ترین آسیب‌های آن است.



🔸منتشرشده در ماهنامۀسرمشق شمارۀ ۵۹🔸
🔻🔻🔻


https://srmshq.ir/ckj0tf

@sarmashqmag
✔️شماره ۶۰ ماهنامه فرهنگی‌اجتماعی «سرمشق» منتشر شد.

توزیع در:


✔️دکه‌های مطبوعاتی شهر تهران و جزیره کیش

نشر مانوش/ بولوار جمهوری اسلامی، بعد از سه‌راه هوانيروز، مجتمع برج اول، طبقه دوم، واحد ۴۱


کتابفروشی شهرکتاب/ خیابان شریعتی، نرسیده به چهارراه کاظمی


کتاب‌سرای اردیبهشت/ خیابان شریعتی- رو به روی سه راه تجلی (گنجعلی‌خان)- کوچه شماره ۱۷


کتاب‌فروشی ماهور/ بلوار آزادگان، نرسیده به بلوار شیراز


جزیره کیش. برج صدف. طبقه همکف. واحد ۵ .کتاب‌فروشی خط سوم


🔻شهرستان‌ها:


سیرجان: كتابفروشی مستطاب و حافظ


رفسنجان: کتاب‌فروشی پستو (چهارراه شهید نوری ابتدای بلوار شهید نوری)

و دکه‌های مطبوعاتی

🗞🌹خوانندگان گرامی می‌توانند برای دریافت هر شماره از مجله به وسیله ارسال پستی به تمام شهرهای ایران، با ارسال پیام در دایرکت صفحه اینستاگرام ماهنامه و ارائه مشخصات خود، نسبت به خرید مجله اقدام فرمایند.
🪴مراکز توزیع نشریه
🪴مراکز توزیع نشریه در شهرستان‌ها
🔸🔸🔸با انتشار ۶۰ شماره از ماهنامه فرهنگی اجتماعیِ سرمشق،
می‌توانید گزیده‌ای از تمام مطالب این شماره و همچنین شمارگان قبلی مجله را در سایت نشریه مطالعه بفرمایید.

🔻 آدرس سایت:
https://sarmashqmag.ir

@sarmashqmag
✔️شماره ۶۲ ماهنامه فرهنگی‌اجتماعی «سرمشق» منتشر شد.

توزیع در:


✔️دکه‌های مطبوعاتی شهر تهران و جزیره کیش

نشر مانوش/ بولوار جمهوری اسلامی، بعد از سه‌راه هوانيروز، مجتمع برج اول، طبقه دوم، واحد ۴۱


کتابفروشی شهرکتاب/ خیابان شریعتی، نرسیده به چهارراه کاظمی


کتاب‌سرای اردیبهشت/ خیابان شریعتی- رو به روی سه راه تجلی (گنجعلی‌خان)- کوچه شماره ۱۷


کتاب‌فروشی ماهور/ بلوار آزادگان، نرسیده به بلوار شیراز


جزیره کیش. برج صدف. طبقه همکف. واحد ۵ .کتاب‌فروشی خط سوم


🔻شهرستان‌ها:


سیرجان: كتابفروشی مستطاب و حافظ


رفسنجان: کتاب‌فروشی پستو (چهارراه شهید نوری ابتدای بلوار شهید نوری)

و دکه‌های مطبوعاتی

🗞🌹خوانندگان گرامی می‌توانند برای دریافت هر شماره از مجله به وسیله ارسال پستی به تمام شهرهای ایران، با ارسال پیام در دایرکت صفحه اینستاگرام ماهنامه و ارائه مشخصات خود، نسبت به خرید مجله اقدام فرمایند.
شماره ۶۳ ماهنامه فرهنگی‌اجتماعی «سرمشق»  منتشر شد.

توزیع در:


✔️دکه‌های مطبوعاتی شهر تهران و جزیره کیش

نشر مانوش/ بولوار جمهوری اسلامی، بعد از سه‌راه هوانيروز، مجتمع برج اول، طبقه دوم، واحد ۴۱


کتابفروشی شهرکتاب/ خیابان شریعتی، نرسیده به چهارراه کاظمی


کتاب‌سرای اردیبهشت/ خیابان شریعتی- رو به روی سه راه تجلی (گنجعلی‌خان)- کوچه شماره ۱۷


کتاب‌فروشی ماهور/ بلوار آزادگان، نرسیده به بلوار شیراز


جزیره کیش. برج صدف. طبقه همکف. واحد ۵ .کتاب‌فروشی خط سوم


🔻شهرستان‌ها:


سیرجان: كتابفروشی مستطاب و حافظ


رفسنجان: کتاب‌فروشی پستو (چهارراه شهید نوری ابتدای بلوار شهید نوری)

و دکه‌های مطبوعاتی

🗞🌹خوانندگان گرامی می‌توانند برای دریافت هر شماره از مجله به وسیله ارسال پستی به تمام شهرهای ایران، با ارسال پیام در دایرکت صفحه اینستاگرام ماهنامه و ارائه مشخصات خود، نسبت به خرید مجله اقدام فرمایند.
شماره ۶۴ ماهنامه فرهنگی‌اجتماعی «سرمشق»  ویژه نوروز ۱۴۰۲ منتشر شد.

توزیع در:


✔️دکه‌های مطبوعاتی شهر تهران و جزیره کیش

نشر مانوش/ بولوار جمهوری اسلامی، بعد از سه‌راه هوانيروز، مجتمع برج اول، طبقه دوم، واحد ۴۱


کتابفروشی شهرکتاب/ خیابان شریعتی، نرسیده به چهارراه کاظمی


کتاب‌سرای اردیبهشت/ خیابان شریعتی- رو به روی سه راه تجلی (گنجعلی‌خان)- کوچه شماره ۱۷


کتاب‌فروشی ماهور/ بلوار آزادگان، نرسیده به بلوار شیراز

کتاب‌فروشی سرو/ خیابان شهيد بهشتی،
بعد از پاساژ صالح‌المهدی


جزیره کیش. برج صدف. طبقه همکف. واحد ۵ .کتاب‌فروشی خط سوم


🔻شهرستان‌ها:


سیرجان: كتابفروشی مستطاب و حافظ


رفسنجان: کتاب‌فروشی پستو (چهارراه شهید نوری ابتدای بلوار شهید نوری)

و دکه‌های مطبوعاتی

🗞🌹خوانندگان گرامی می‌توانند برای دریافت هر شماره از مجله به وسیله ارسال پستی به تمام شهرهای ایران، با ارسال پیام در دایرکت صفحه اینستاگرام ماهنامه و ارائه مشخصات خود، نسبت به خرید مجله اقدام فرمایند.
نگاهی به بخش جامعه ماهنامه سرمشق شماره شصت و پنجم
بخش اول
◀️ما چگونه ما شدیم

در بخش جامعه سرمشق به دانشگاه پرداخته ایم... به تب و تابی که شاید خیلی از ما را به مسیری می برد که علاقه ای به آن نداریم. به فشار خرد کننده برای دانشجوی رشته های خاص شدن و کمرنگ بودن دانشگاه از معنای واقعیش برای رساندن "ما" به بهترین "ما". به تداوم این فشار و تب و تاب در این سال ها و روزها که روح بچه ها را می آزارد. در ما چگونه ما شدیم، وحید قرایی، دبیر بخش جامعه سرمشق از چرایی عدم اقناع هزاران هزار ایرانی از تحصیلشان در دانشگاه نوشته... از تب دکتر و مهندس شدن و دور شدن از علاقه ها... از عمرهایی تلف شده و نرسیدن به رویاها...

امیرحسین فدایی، دانش آموخته علوم سیاسی، به کارکردهای مختلف دانشگاه پرداخته و از اینکه مدارج دانشگاهی به مسلخ نمایش و پرستیژ برده شده اند انتقاد کرده. نوشته است به جز ایران کدام رییس دولت را می شناسیم که دکتر صدایش کنند؟ چه کسی می داند که مدرک تحصیلی جو بایدن، اوباما و یا امانوئل مکرون چیست...؟ او، سیاسی بودن دانشجو را نیز نیکو می داند و می نویسد: سیاسی بودن دانشجو تمرین وطن دوستی است. برای دانشجوی سیاسی مهم است چه کسی و با چه تدبیری چه نقشه ای برای وطن کشیده...

رضا علوی و نوید فردوسی پور در مطلبشان با عنوان "جایی برای بهروزی" نوشته اند: اگرچه کهر اصلی دانشگاه تولید علم است اما آموختن به دانشجویان و پروراندن آنها برای رویارویی با مسائل نیز از جمله نقش های کلیدی دانشگاه است...اگر جامعه پیرامون دانشگاه دچار ریزگردها، آب آشامیدنی نامناسب، خودروهای نا ایمن، افسردگی و... باشد اما دانشگاه به مسائل بی ارتباط با حل این مشکلات بپردازد، یک جای کار می لنگد.
ندا اصغری که روانپزشک و روان درمانگر است در مطلبی با نگاه از منظری متفاوت به دانشگاه سوالات قابل توجهی را مطرح کرده است: به نظر می رسد این روزها دانشگاه به مفری برای برخی نوجوانان تبدیل شده است. جایی که برای مدتی بدون رویارویی با دغدغه های معمول زندگی می توانند سرگرم باشند. لیکن، آیا دانشجو می داند بعد از فارغ التحصیلی از علمی که آموخته چگونه استفاده کند؟ آیا می تواند آن را به منصه ظهور و عمل برساند؟آیا به هویت شغلی آینده خود امیدوار است یا باید فکر کند عمرش را در داشنگاه تلف کرده است...؟
نازنین خیاط زاده، وکیل دادگستری نیز نوشته است: اگر امروز در کشور با کمبود تفکر خلاق و فعال مواجهیم نتیجه نظام آموزشی منفعلی است که خلاقیت و تفکر را در همان کودکی در ما کشت. کلیشه دانش آموز خوب در دانشگاه نیز تکرار می شودو دانشجوی خوب کسی است که ساکت و سر به زیر می نشیند و گوش فرا می دهد و صرفا شنونده است و اعتراضی نمی کند... نه در دسری دارد و نه هزینه ای...
◀️ مرد ناتمام قصه‌ها...

بخش ادبیات شماره شصت و پنجم سرمشق در یادنامه‌ای به "محمدعلی آزادیخواه"، نویسنده و معلم سیرجانی پرداخته است.
احمد علی صفا در قالب داستانی کوتاه رنج و تلاش مادر آزادیخواه را برای معلم شدنِ تنها پسرش نقل کرده است.
حمید نیک‌نفس نیز در مطلبی همراه با عکسهای قدیمی و خاطره انگیز از بزرگان ادبیات سیرجان به چگونگی تشکیل کانون نویسندگان استان کرمان در سال ۶۶ و حضور آزادیخواه در این کانون اشاره کرده است نیک‌نفس در این مطلب به نقش ارزشمند وی، برای آگاهی دادن به نسل جوان و جامعه‌ی فرهنگی سیرجان اشاره کرده و اینکه مرگ حقیرتر از آن است که یاد و خاطره‌ی خدمات و بزرگی‌های انسان‌های این چنین را به دست فراموشی بسپارد...
محمد شکیبی در مطلبی تحت عنوان "همیشه معلم" به این موضوع اشاره کرده است که محمد علی آزادیخواه جزو آن دسته از نویسندگان کشور بود که تحت تاثیر داستان های صمد بهرنگی و با زبانی تمثیلی، برای رشد آگاهی اجتماعی و سیاسی مخاطبانش قالب ادبیات کودک و نوجوان را انتخاب کرده بود.
مرجان عالیشاهی هم در مطلب خود به نقش آزادیخواه در روند نویسندگی خودش اشاره کرده و مطلب خود را با عنوان "اول شاگرد آزادیخواه بودم بعدش شدم شاگرد داستایوفسکی" نوشته است.
"کتاب های خوانده نشده" عنوان مطلب احمدرضا‌ تخشید است. او در نوشته خود عنوان کرده آن زمان که تقریباً همه کسانی که می شناختم وارد بحث‌های سیاسی می‌شدند و راحت هم به افراد انگ زده می‌شد. محمدعلی آزادیخواه هم که با آن سبیل پرپشت و صحبت‌هایش درباره قشر پایین جامعه و نقد سرمایه‌داری جان می‌داد چپ باشد و همراه کمونیست‌ها...
حسام الدین اسلاملو، دیگر نویسنده بخش ادبیات سرمشق، یادداشت خود را با عنوان جدا شد زِ درد و زِ درد آورده است که آزادیخواه خود را فرزند کهکین‌ها می‌دانست و می‌گفت با داستان مرادو خواسته به آنها ادای دین کند.
مهدی محبی کرمانی و سید علی میر افضلی نیز هر کدام در یادداشت هایی کوتاه، خاطرات خود با استاد را مرور کرده‌اند.
"آزادی خواهی که میراث فرهنگی شهری شد" عنوان مطلب ابوالفضل عماد آبادی است و به این نکته پرداخته که میراث حقیقی محمدعلی آزادیخواه برای سیرجان نقش او در ایجاد فضایی فرهنگی است که در آن نویسنده به عنوان یک فرد ارزشمند و قابل احترام در جامعه شناخته می‌شود.
"تقدیری که مقدر نشد" از رضا مسلمی زاده و "میم مثل مرادو میم مثل محمدعلی" از حامد حسینی پناه مطالب دیگر در یادنامه محمدعلی آزادیخواه هستند.
بخش ادبیات با یادداشت مجتبی شول افشارزاده با عنوان "آزادیخواه مرد ناتمام؟" به پایان می رسد که گفته است همیشه‌ی خدا منتظر بودم تا از دل آن نگاه داستان‌منش که در "کوتوله ای در تنگ" موج می‌زند مجموعه داستانی دیگر بیرون بیاید و حسرتی از جهان داستان‌های آزادیخواه به دلمان نماند. حسرتی که به دل ماند و آزادیخواه مرد ناتمام قصه هاست...