چالش ایران در پساتوافق نهاد قدرتمند اجرا است
مصاحبه خوب، مفید و مهم مجید شاکری درباره توافق و آینده اقتصادی ایران از آن حرف های کمیاب فارسی است. شاکری عمق دارد و از موضع مشخص اقتصادی به پدیده ها نگاه میکند. ادبیاتش سنگین است متاسفانه. اینجا برش های مهمش را جمع کرده ام که تقریبا 50 درصد مطالبش را شامل است:
- بزرگترین انتقادی که به تیم آقای عراقچی وارد بود و بهنظر میرسد در تیم جدید هم ادامه پیدا کرده، این است که مذاکرهکنندگان ما بهجای انتفاع از منافع اقتصادی بهدنبال رفع تحریم هستند.
- یک مدل دیگر این است که ما بر سر یکسری خواستههای اقتصادی با طرف مقابل عمل میکنیم. آنوقت این خواست سنجشپذیر فارغ از موانعش ضامنی خواهد شد که منافع ما را تامین میکند، که این دو امر دوچیز کاملا متفاوت است.
- خواسته یعنی اینکه تعیین کنیم چه مقدار نفت میخواهیم بفروشیم، به چه طریقی و برای چه موضوعی.
- از اشتباهات بزرگ ما این بوده است که پرونده FATF را در دل برجام حل نکردهایم، بلکه تصور کردیم اگر اکشنپلنی را بگیریم، طبعا در تابستان 95 از لیست سیاه بیرون خواهیم آمد
- زمستان 95 که منجر به افزایش قیمت دلار از 3700 تومان به 4200 تومان شد و بعد با آتش زدن 6 میلیارد دلار در دبی این رقم به 3700 تومان بازگشت، مگر این وقایع ناشیاز اقدامات طرف سوم نبود؟! آیا این اقدامات میتوانست بدون چراغسبز آمریکاییها انجام شود؟ خیلیوقتها طرف مقابل برای اینکه مانع از انتفاع ایران شود، اصلا قانون وضع نمیکند و صرفا سخنرانی میکند.
- کل ماجرایی که باعث شد سرمایهگذاری ایتالیا در ایران در عمل به سرمایهگذاری ایران در ایتالیا تبدیل شود، یک جلسه بین تجار اصلی ایتالیایی با سفیر آمریکا در ایتالیا بوده است. کل ماجرایی که باعث شد علیرغم امضای برجام ایران نتواند پروژهای را با ژاپن جلو ببرد این بود که سفارت آمریکا در این کشور شرکتی را بهعنوان مشاور حقوقی معرفی کرد که به پیچیدهترین صورت ممکن این مفهوم را به طرف ژاپنی انتقال میداد که تو نباید با ایران کار کنی. موارد اینچنینی را نمیشود در داخل متن کنترل کرد. ما نمیتوانیم بگوییم آمریکا حق ندارد چنین جلساتی بگذارد، اما میتوانیم این را بگنجانیم که طرف مقابل بهعنوان ضامن انتفاع شناخته شود.
- اولا اشتباه کردیم، ثانیا نمیدانستیم دنبال چهچیزی هستیم که این ندانستن نیز ناشیاز فقدان برنامه توسعه است.
- در زمان امضای برجام ضمن اصرار ما بر خرید هواپیمای نو ما شانسمان برای نوسازی ناوگانمان را از دست دادیم؛ چراکه تامینکننده مالی پیدا نمیکردیم و طول میکشید تا خرید انجام دهیم. آیا آنروز خرید هواپیماهای خطوط هواپیمایی ورشکسته با میانگین عمر 3 تا 5 سال بهتر نبود؟ ... بلکه ما بهدنبال راهحل دیگری برای تامین مالی بودیم، اول دنبال فایننسری در دبی بودیم و بعدا این گزینه مطرح شد که خود ایرباس فایننسر باشد که درنهایت نیز اتفاقی نیفتاد و صرفا تعداد اندکی هواپیما که اول برجام تحویل داده شده بود باقی ماند و ما شاهد نوسازی ناوگان هواییمان نشدیم.
- ما الآن تقریبا میدانیم که آمریکاییها برای فردای توافق احتمالی چه گزینههایی را برای محدود کردن انتفاع ما از توافق، روی میز دارند. موضوع تهدید FATF برای امارات ... تهدید FATF برای ترکیه، تهدید FATF برای مالزی، موضوع پرونده هواپیمای اوکراینی و... ... ما چه برنامهای برای فردای بعد از توافق داریم؟
- تنها چیزی که باعث دوام و پایداری توافق میشود، همین مورد است، اینکه شما بتوانید برای تجارت دوجانبه و تجارت بینالمللتان، بهصورت جداگانه دو سیستم پرداخت داشته باشید.
- سرمایهگذاری خارجی توافق پایدار ایجاد نمیکند. شما همین موضوع را اخیرا در روسیه دیدید، هم اینکه آمریکاییها این توان را دارند که تحریمهایشان را به نحوی بنویسند که کسی که در ایران سرمایهگذاری کرده است، خودش از سرمایهگذاری متنفع شود اما ما متنفع نشویم. بهترین تجربهاش برای ما، موضوع پرونده شل و اِنی در سال 91 است
- اگر یک اولویت برای فردای توافق وجود داشته باشد این است که شبکههای پرداختی که در زمان تحریم ایجاد کردیم، ... اینها را از بین نبریم.
- دقیقا به همین خاطر، تلاش برای رفع تحریم افراد اجرایی یا سپاهی و افراد نهادها بیفایده است، از این لحاظ که اگر شما یک عاملیتهایی برای تجارت دوجانبه خودتان بخواهید، چه کسی از ستاد اجرایی بهتر؟ چه کسی از بنیاد تعاون سپاه بهتر؟ ... یعنی علیرغم اینکه ما شعار لغو همه تحریمها را میدهیم، یکسری تحریمها را اصلا لازم نیست برداریم و اصلا نباید برداریم.
ادامه👇
-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
مصاحبه خوب، مفید و مهم مجید شاکری درباره توافق و آینده اقتصادی ایران از آن حرف های کمیاب فارسی است. شاکری عمق دارد و از موضع مشخص اقتصادی به پدیده ها نگاه میکند. ادبیاتش سنگین است متاسفانه. اینجا برش های مهمش را جمع کرده ام که تقریبا 50 درصد مطالبش را شامل است:
- بزرگترین انتقادی که به تیم آقای عراقچی وارد بود و بهنظر میرسد در تیم جدید هم ادامه پیدا کرده، این است که مذاکرهکنندگان ما بهجای انتفاع از منافع اقتصادی بهدنبال رفع تحریم هستند.
- یک مدل دیگر این است که ما بر سر یکسری خواستههای اقتصادی با طرف مقابل عمل میکنیم. آنوقت این خواست سنجشپذیر فارغ از موانعش ضامنی خواهد شد که منافع ما را تامین میکند، که این دو امر دوچیز کاملا متفاوت است.
- خواسته یعنی اینکه تعیین کنیم چه مقدار نفت میخواهیم بفروشیم، به چه طریقی و برای چه موضوعی.
- از اشتباهات بزرگ ما این بوده است که پرونده FATF را در دل برجام حل نکردهایم، بلکه تصور کردیم اگر اکشنپلنی را بگیریم، طبعا در تابستان 95 از لیست سیاه بیرون خواهیم آمد
- زمستان 95 که منجر به افزایش قیمت دلار از 3700 تومان به 4200 تومان شد و بعد با آتش زدن 6 میلیارد دلار در دبی این رقم به 3700 تومان بازگشت، مگر این وقایع ناشیاز اقدامات طرف سوم نبود؟! آیا این اقدامات میتوانست بدون چراغسبز آمریکاییها انجام شود؟ خیلیوقتها طرف مقابل برای اینکه مانع از انتفاع ایران شود، اصلا قانون وضع نمیکند و صرفا سخنرانی میکند.
- کل ماجرایی که باعث شد سرمایهگذاری ایتالیا در ایران در عمل به سرمایهگذاری ایران در ایتالیا تبدیل شود، یک جلسه بین تجار اصلی ایتالیایی با سفیر آمریکا در ایتالیا بوده است. کل ماجرایی که باعث شد علیرغم امضای برجام ایران نتواند پروژهای را با ژاپن جلو ببرد این بود که سفارت آمریکا در این کشور شرکتی را بهعنوان مشاور حقوقی معرفی کرد که به پیچیدهترین صورت ممکن این مفهوم را به طرف ژاپنی انتقال میداد که تو نباید با ایران کار کنی. موارد اینچنینی را نمیشود در داخل متن کنترل کرد. ما نمیتوانیم بگوییم آمریکا حق ندارد چنین جلساتی بگذارد، اما میتوانیم این را بگنجانیم که طرف مقابل بهعنوان ضامن انتفاع شناخته شود.
- اولا اشتباه کردیم، ثانیا نمیدانستیم دنبال چهچیزی هستیم که این ندانستن نیز ناشیاز فقدان برنامه توسعه است.
- در زمان امضای برجام ضمن اصرار ما بر خرید هواپیمای نو ما شانسمان برای نوسازی ناوگانمان را از دست دادیم؛ چراکه تامینکننده مالی پیدا نمیکردیم و طول میکشید تا خرید انجام دهیم. آیا آنروز خرید هواپیماهای خطوط هواپیمایی ورشکسته با میانگین عمر 3 تا 5 سال بهتر نبود؟ ... بلکه ما بهدنبال راهحل دیگری برای تامین مالی بودیم، اول دنبال فایننسری در دبی بودیم و بعدا این گزینه مطرح شد که خود ایرباس فایننسر باشد که درنهایت نیز اتفاقی نیفتاد و صرفا تعداد اندکی هواپیما که اول برجام تحویل داده شده بود باقی ماند و ما شاهد نوسازی ناوگان هواییمان نشدیم.
- ما الآن تقریبا میدانیم که آمریکاییها برای فردای توافق احتمالی چه گزینههایی را برای محدود کردن انتفاع ما از توافق، روی میز دارند. موضوع تهدید FATF برای امارات ... تهدید FATF برای ترکیه، تهدید FATF برای مالزی، موضوع پرونده هواپیمای اوکراینی و... ... ما چه برنامهای برای فردای بعد از توافق داریم؟
- تنها چیزی که باعث دوام و پایداری توافق میشود، همین مورد است، اینکه شما بتوانید برای تجارت دوجانبه و تجارت بینالمللتان، بهصورت جداگانه دو سیستم پرداخت داشته باشید.
- سرمایهگذاری خارجی توافق پایدار ایجاد نمیکند. شما همین موضوع را اخیرا در روسیه دیدید، هم اینکه آمریکاییها این توان را دارند که تحریمهایشان را به نحوی بنویسند که کسی که در ایران سرمایهگذاری کرده است، خودش از سرمایهگذاری متنفع شود اما ما متنفع نشویم. بهترین تجربهاش برای ما، موضوع پرونده شل و اِنی در سال 91 است
- اگر یک اولویت برای فردای توافق وجود داشته باشد این است که شبکههای پرداختی که در زمان تحریم ایجاد کردیم، ... اینها را از بین نبریم.
- دقیقا به همین خاطر، تلاش برای رفع تحریم افراد اجرایی یا سپاهی و افراد نهادها بیفایده است، از این لحاظ که اگر شما یک عاملیتهایی برای تجارت دوجانبه خودتان بخواهید، چه کسی از ستاد اجرایی بهتر؟ چه کسی از بنیاد تعاون سپاه بهتر؟ ... یعنی علیرغم اینکه ما شعار لغو همه تحریمها را میدهیم، یکسری تحریمها را اصلا لازم نیست برداریم و اصلا نباید برداریم.
ادامه👇
-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
فرهیختگان آنلاین
چالش ایران در پساتوافق نهاد قدرتمند اجرا است
«فرهیختگان» در گفتوگوی مفصلی با مجید شاکری، پژوهشگر اقتصادی به این موضوع پرداخته که اولا ایران در توافق احتمالی باید بهدنبال چه اهدافی باشد که ماحصل آن، انتفاع حداکثری کشور از توافق باشد. دوم اینکه، در پساتوافق رفتار و مواجهه دولت چگونه باید باشد که نهتنها…
👍2
سلمان معمار / گنجه 🎒
چالش ایران در پساتوافق نهاد قدرتمند اجرا است مصاحبه خوب، مفید و مهم مجید شاکری درباره توافق و آینده اقتصادی ایران از آن حرف های کمیاب فارسی است. شاکری عمق دارد و از موضع مشخص اقتصادی به پدیده ها نگاه میکند. ادبیاتش سنگین است متاسفانه. اینجا برش های مهمش را…
ادامه از👆
- محمدرضا پهلوی همزمان هم یک شبکه تجارت دوجانبه با بلوک شرق داشت –که جداگانه با شوروی، چکسلواکی و... کار میکرد- هم شبکه پرداختی را ذیل آمریکا ساخت. کشوری با ویژگیهای ایران، در جایی که ما از دنیا قرار گرفتیم و جنس همسایگیهایی که دارد، چارهای جز این موضوع ندارد. فارغ از اینکه تحریم باشد یا نباشد.
- نوعی از توزیع قدرت در داخل دستگاه دیوانسالاری ایران رخ داده است که تقریبا دیگر توان مدیریت کردن پروژههای بزرگ را ندارد. اگر من میخواستم در کنار اولویت شماره یک، که بههم نزدن توافقهای قبل از توافق است ... اولویت شماره دوم این است که ما به دنبال خلق آژانس توسعهای برویم که خودش راسا مسئولیت طراحی و تامین مالی و ساخت طرح و بهرهبرداری آن را به عهده بگیرد که بتوانیم درمقابل تغییرات فراوانی که در محیط پیرامونی ما ایجاد میشود، سریع واکنش نشان دهیم.
- در زمان روحانی وقتی برجام امضا شد تصور اولیه این بود که قرارداد بهصورت اتوماتیک کار خواهد کرد، کمی که گذشت دیدند نه، مثل اینکه بهصورت اتوماتیک کار نمیکند.
- توافق کاملا بستگی به مساله تورم دارد، یعنی اگر تورم جهانی کنترل شود، توافق ما بلاموضوع میشود. آن وقت سوال این خواهد بود که انتفاع ما در داخل قرارداد تامین خواهد شد یا خارج از آن. یعنی مثلا آمریکا میتواند داخل برجام باشد و انتفاع ما از آن را صفر کند و از برجام هم خارج نشود یا میتواند خارج از برجام باشد و انتفاع ما را صفر کند. فرق بین دموکرات و جمهوریخواه در این چیزهاست، نه در تفاوت انتفاع ما.
- اگر در حوزه ارزیابی مدل ما این باشد که از حوزههای مختلف بانکی، نفتی و صنعتی (نهادها، دستگاهها و...) توقعشان از توافق را جویا شویم نمیتوانیم ارزیابی کنیم که چه چیزی خوب است و چه چیزی مهم. به این خاطر که این موارد نیاز به یک تجمیع و رویکرد از بالا به پایین دارد و نه از پایین به بالا.
- اگر بنا بود من چشماندازی پیشنهاد بدهم احتمالا جنس ویژن و چشماندازم این بود که ما میخواهیم پیمانکار توسعه خاورمیانه و کارخانه خاورمیانه باشیم، پس احتمالا اِلمانهای اصلی من توسعه شهری و همه چیزهایی خواهد بود که به توسعه شهری وصل هستند؛مثل حوزه انرژی و آب که البته از آب هم شروع میشد و به حوزه تولیدات کارخانهای میرسید. حتی این برنامه توسعه صنعتی عمودیای که رهبر انقلاب هم مطرح کردند همین است. یعنی شما ناچارید بخش مشخصی را از بین بخشهای دیگر انتخاب کرده، بیرون بیاورید و روی آنها متمرکز شوید. دوره برنامه توسعه صنعتی افقی به این معنا که با چند نرخ در اقتصاد بازی کنند و فرض بگیرند که این بهصورت درونزا خودبهخودی و اتوماتیک باعث بهبود شرایط اقتصادی میشود واقعا گذشته است.
- بانک مرکزی باید حتما یک کفی برای نرخ ارز تعیین کند، نیازمند توجه است. یکی از نکات مهمی که به بانک مرکزی این امکان را داد که از 17 مهر 97 تا حدود 15 بهمن 98 نرخ ارز را علیرغم اینکه از زمین و آسمان برای آن بلا میبارید در یک محدودهای کنترل کند، این بود که در 17 مهر 97 برای نرخ ارز یک کفی تعیین کرد و خودش روی آن کف ارز میخرید.
- ما باید یاد بگیریم هم با چینیها و هم با آمریکاییها کار کنیم بدون اینکه قلمروی خاکی و منافع ما نقطه تسویهحساب این دو کشور یا قدرتها باهم باشد. مثلا در پرونده چابهار یکی از چالشها این بود، عملا یک نقطه جغرافیایی به محل تسویهحساب دو قدرت خارجی با هم تبدیل شده بود. در قدم دیگر ما باید یاد بگیریم عمل خلق همکاری ایجابی بکنیم، اگر این اتفاق رخ دهد بعد از مدتی طرفهای درگیر شما را بهعنوان ثمن معامله جابهجا میکنند و در این حالت منافع کشور مستقل از کلیت سیاسیاش اهمیت بیشتری پیدا میکند.
- در نیمه دوم دهه چهل ایران با هر دو قطب همکاری ایجابی داشت، اگر آمریکا در این زمان به ایران در راهاندازی صنعت ذوبآهن کمکی نداشت، ایران این نیاز خود را از طریق شوروی تامین میکرد. توانایی خلق همکاری ایجابی به ما مسیر را نشان میدهد و مشخصکننده این گزاره است که در آینده آیا میتوانیم با آمریکا همکاری داشته باشیم یا خیر.
-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
- محمدرضا پهلوی همزمان هم یک شبکه تجارت دوجانبه با بلوک شرق داشت –که جداگانه با شوروی، چکسلواکی و... کار میکرد- هم شبکه پرداختی را ذیل آمریکا ساخت. کشوری با ویژگیهای ایران، در جایی که ما از دنیا قرار گرفتیم و جنس همسایگیهایی که دارد، چارهای جز این موضوع ندارد. فارغ از اینکه تحریم باشد یا نباشد.
- نوعی از توزیع قدرت در داخل دستگاه دیوانسالاری ایران رخ داده است که تقریبا دیگر توان مدیریت کردن پروژههای بزرگ را ندارد. اگر من میخواستم در کنار اولویت شماره یک، که بههم نزدن توافقهای قبل از توافق است ... اولویت شماره دوم این است که ما به دنبال خلق آژانس توسعهای برویم که خودش راسا مسئولیت طراحی و تامین مالی و ساخت طرح و بهرهبرداری آن را به عهده بگیرد که بتوانیم درمقابل تغییرات فراوانی که در محیط پیرامونی ما ایجاد میشود، سریع واکنش نشان دهیم.
- در زمان روحانی وقتی برجام امضا شد تصور اولیه این بود که قرارداد بهصورت اتوماتیک کار خواهد کرد، کمی که گذشت دیدند نه، مثل اینکه بهصورت اتوماتیک کار نمیکند.
- توافق کاملا بستگی به مساله تورم دارد، یعنی اگر تورم جهانی کنترل شود، توافق ما بلاموضوع میشود. آن وقت سوال این خواهد بود که انتفاع ما در داخل قرارداد تامین خواهد شد یا خارج از آن. یعنی مثلا آمریکا میتواند داخل برجام باشد و انتفاع ما از آن را صفر کند و از برجام هم خارج نشود یا میتواند خارج از برجام باشد و انتفاع ما را صفر کند. فرق بین دموکرات و جمهوریخواه در این چیزهاست، نه در تفاوت انتفاع ما.
- اگر در حوزه ارزیابی مدل ما این باشد که از حوزههای مختلف بانکی، نفتی و صنعتی (نهادها، دستگاهها و...) توقعشان از توافق را جویا شویم نمیتوانیم ارزیابی کنیم که چه چیزی خوب است و چه چیزی مهم. به این خاطر که این موارد نیاز به یک تجمیع و رویکرد از بالا به پایین دارد و نه از پایین به بالا.
- اگر بنا بود من چشماندازی پیشنهاد بدهم احتمالا جنس ویژن و چشماندازم این بود که ما میخواهیم پیمانکار توسعه خاورمیانه و کارخانه خاورمیانه باشیم، پس احتمالا اِلمانهای اصلی من توسعه شهری و همه چیزهایی خواهد بود که به توسعه شهری وصل هستند؛مثل حوزه انرژی و آب که البته از آب هم شروع میشد و به حوزه تولیدات کارخانهای میرسید. حتی این برنامه توسعه صنعتی عمودیای که رهبر انقلاب هم مطرح کردند همین است. یعنی شما ناچارید بخش مشخصی را از بین بخشهای دیگر انتخاب کرده، بیرون بیاورید و روی آنها متمرکز شوید. دوره برنامه توسعه صنعتی افقی به این معنا که با چند نرخ در اقتصاد بازی کنند و فرض بگیرند که این بهصورت درونزا خودبهخودی و اتوماتیک باعث بهبود شرایط اقتصادی میشود واقعا گذشته است.
- بانک مرکزی باید حتما یک کفی برای نرخ ارز تعیین کند، نیازمند توجه است. یکی از نکات مهمی که به بانک مرکزی این امکان را داد که از 17 مهر 97 تا حدود 15 بهمن 98 نرخ ارز را علیرغم اینکه از زمین و آسمان برای آن بلا میبارید در یک محدودهای کنترل کند، این بود که در 17 مهر 97 برای نرخ ارز یک کفی تعیین کرد و خودش روی آن کف ارز میخرید.
- ما باید یاد بگیریم هم با چینیها و هم با آمریکاییها کار کنیم بدون اینکه قلمروی خاکی و منافع ما نقطه تسویهحساب این دو کشور یا قدرتها باهم باشد. مثلا در پرونده چابهار یکی از چالشها این بود، عملا یک نقطه جغرافیایی به محل تسویهحساب دو قدرت خارجی با هم تبدیل شده بود. در قدم دیگر ما باید یاد بگیریم عمل خلق همکاری ایجابی بکنیم، اگر این اتفاق رخ دهد بعد از مدتی طرفهای درگیر شما را بهعنوان ثمن معامله جابهجا میکنند و در این حالت منافع کشور مستقل از کلیت سیاسیاش اهمیت بیشتری پیدا میکند.
- در نیمه دوم دهه چهل ایران با هر دو قطب همکاری ایجابی داشت، اگر آمریکا در این زمان به ایران در راهاندازی صنعت ذوبآهن کمکی نداشت، ایران این نیاز خود را از طریق شوروی تامین میکرد. توانایی خلق همکاری ایجابی به ما مسیر را نشان میدهد و مشخصکننده این گزاره است که در آینده آیا میتوانیم با آمریکا همکاری داشته باشیم یا خیر.
-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
سلمان معمار / گنجه 🎒
و در ادامه برای اونها که فرهادی ملاکشونه: فرهادی در پایان این مقاله خاطرهای از اولین جایزهای که برده را تعریف میکند. یک دوچرخه که در یک جشنواره در اصفهان برده و برای رسیدن به خانه مجبور شده دو ساعت زیر باران پدال بزند تا به خانه برسد. و پدرش در خانه از…
قسمت سوم: بیانیه خداحافظی وار شهاب حسینی
"در مرز پنجاه سالگی خود را در بسیاری از اموری که بایست به آن می پرداختم و زمانش را صرف سینما کردم به شدت خود را جامانده از قافله میبینم. بنابراین مشتاقم ادامه مسیر را در یافته های خود در قالب نوشتار کارگردانی و بازیگری جاری و اجرا کنم و اساسا دیگر علاقه چندانی به حضور در پروژه دیگران ندارم مگر اینکه معنای این سروده زیبا در پروژه ایشان متجلی باشد: حیلت رها کن عاشقا ..."
چه خبره!
"در مرز پنجاه سالگی خود را در بسیاری از اموری که بایست به آن می پرداختم و زمانش را صرف سینما کردم به شدت خود را جامانده از قافله میبینم. بنابراین مشتاقم ادامه مسیر را در یافته های خود در قالب نوشتار کارگردانی و بازیگری جاری و اجرا کنم و اساسا دیگر علاقه چندانی به حضور در پروژه دیگران ندارم مگر اینکه معنای این سروده زیبا در پروژه ایشان متجلی باشد: حیلت رها کن عاشقا ..."
چه خبره!
Telegram
سينمادیلی | CinemaDaily
شهاب حسینی: دنبال حذف من نباشید خودم دنبال راه نجاتم/ از آنچه در حرفه خود میبینم خشمگینم
🔹شهاب حسینی که بعد از حواشی داوریاش در جشنواره فجر واکنشی به این اتفاقات نداشت با انتشار ویدیویی بلند از سینماگران در خواست کرد برای پروژههایشان دیگر سراغ او نیایند…
🔹شهاب حسینی که بعد از حواشی داوریاش در جشنواره فجر واکنشی به این اتفاقات نداشت با انتشار ویدیویی بلند از سینماگران در خواست کرد برای پروژههایشان دیگر سراغ او نیایند…
از اینکه یک سال دیگه کنار هم بودیم تشکر میکنم. بسی لذت بخش و دوست داشتنی بودید.
در پایان سال اگر تعریف و تمجید، تشکر و سپاس، قدردانی و ابراز لطفی هست که روتون نشده مستقیم بگید میشنوم :)
گذشته از شوخی اگر نقدی هم باشه خیلی خوشحال میشم فقط حیف نمی تونم بلاک تون کنم.
جهت سوال، نقد و پیشنهاد:
https://t.me/Harfmanrobot?start=79539781
در پایان سال اگر تعریف و تمجید، تشکر و سپاس، قدردانی و ابراز لطفی هست که روتون نشده مستقیم بگید میشنوم :)
گذشته از شوخی اگر نقدی هم باشه خیلی خوشحال میشم فقط حیف نمی تونم بلاک تون کنم.
جهت سوال، نقد و پیشنهاد:
https://t.me/Harfmanrobot?start=79539781
Telegram
حرفتو ناشناس بزن
ربات اصلی و پیشرفته و امن حرفتو ناشناس بزن
سرور دو: @Harfmanbot
سرور سه: @harfmybot
سرور دو: @Harfmanbot
سرور سه: @harfmybot
😁1
👍3👎1
پر امتیاز ترین فیلمهای دهه گذشته
دوست داشتم در پایان قرن فهرستی از ترین ها تهیه کنم. سیاست، جغرافیا، کتاب، بازی، موسیقی، برنامه، فونت، معماری و ... منتها دیدم دستم کوتاهه و ادعا هم سنگین و به شدت هم وقت گیر. و از همه مهمتر اینکه بعضا برخلاف جذابیت اولیه خیلی مفید نیست و اصلا در برخی موارد هم موجوده. اما به هر حال فیلم رای آورده و با توجه به یادداشتها تهیه اش هم کار سختی برام نبود. چند نکته:
- این رو به احترام شما میگذارم. من کس خاصی در این زمینه نیستم. تبلیغ شخصی نیست.
- واضحه که این فهرست بر اساس معیار شخصی هست.
- با توجه به خالی بودن بالای جدول، سه امتیاز به بعد رو میگذارم. وضعیت سینما داغونه آقا.
- این از مجموع مواردی است که از این دوره دیده ام. (335 عنوان) زیاد نمی بینم.
- سلیقه سینمایی حقیر براساس تجربه خیلی مقبول نیست. پس امتحان کنید، اگر 3 فیلم محبوب دهه قبلتان در این فهرست نیست اشکال از شما نیست بلکه اینها همنوای شما نیستند. نادیده اش بگیرید.
- هر فیلمی درجه بندی سنی و روحی داره و برای همه مناسب نیست. حتما لحاظ کنید و بپرسید. شما اولین تماشاگر نیستید. خود مراقب باشید.
- به طور کلی حتما فیلم را سانسور شده ببینید. چیزی از دست نمی دهید. من طرفدار سلامت مشتری هستم نه احترام فروشنده.
- ارزش گذاری این فهرست عموما سینمایی هست. از نظر محتوایی مورد تایید نیستند.
- برای خوانایی بهتر به صورت کلی دسته بندی شده اند.
- هیچ فیلمی رو توصیه نمیکنم. این فهرست جهت مباحثه است.
🔸 سینمایی
★★★★★
____
★★★★½
____
★★★★
Shoplifters
Whiplash
Judas and the Black Messiah
★★★½
Arrival
Get Out
The Hunt
The Martian
Hacksaw Ridge
The Judge
The Intouchables
Silver Linings Playbook
★★★
Uncut Gems
Nightcrawler
Knives Out
Boyhood
The Corridor دهلیز
Room
Richard Jewell
Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance)
🔸 انیمیشن
★★★★★
_____
...
★★★
Spider-Man: Into the Spider-Verse
Paddington 2
The Lego Movie
🔸 مستند
★★★★★
Acasă, My Home
★★★★½
The Last Dance
The Social Dilemma
★★★★
Apollo 11
★★★½
Making a Murderer
Diego Maradona
پرزیدنت آکتور سینما
Indie Game: The Movie
Women with Gunpowder Earrings زنی با گوشواره های باروتی
★★★
Tower
🔸 کوتاه
★★★★★
_____
...
★★★½
World of Tomorrow
Bao
Happiness
Save Ralph
The Beast
Coffin
★★★
Piper
Burn Out
My Friend Who Shines in the Night
Burrow
به طور کلی در ده سال گذشته سینمایی شاهکاری ندیده ایم. برعکس، مستندهای خوب بیشتر بودند و روزهای خوشی پیدا کرده اند. همچنین این ده سال شاهد فراگیری شدید سریال بودیم. انیمیشن ها هم با وجود پیشرفت فناوری جانی نداشتند.
خوشحال میشم در باره اینها با هم صحبت کنیم. اگر در این فضا پیشنهادی دارید هم بگید.
@salmaneshoon
دوست داشتم در پایان قرن فهرستی از ترین ها تهیه کنم. سیاست، جغرافیا، کتاب، بازی، موسیقی، برنامه، فونت، معماری و ... منتها دیدم دستم کوتاهه و ادعا هم سنگین و به شدت هم وقت گیر. و از همه مهمتر اینکه بعضا برخلاف جذابیت اولیه خیلی مفید نیست و اصلا در برخی موارد هم موجوده. اما به هر حال فیلم رای آورده و با توجه به یادداشتها تهیه اش هم کار سختی برام نبود. چند نکته:
- این رو به احترام شما میگذارم. من کس خاصی در این زمینه نیستم. تبلیغ شخصی نیست.
- واضحه که این فهرست بر اساس معیار شخصی هست.
- با توجه به خالی بودن بالای جدول، سه امتیاز به بعد رو میگذارم. وضعیت سینما داغونه آقا.
- این از مجموع مواردی است که از این دوره دیده ام. (335 عنوان) زیاد نمی بینم.
- سلیقه سینمایی حقیر براساس تجربه خیلی مقبول نیست. پس امتحان کنید، اگر 3 فیلم محبوب دهه قبلتان در این فهرست نیست اشکال از شما نیست بلکه اینها همنوای شما نیستند. نادیده اش بگیرید.
- هر فیلمی درجه بندی سنی و روحی داره و برای همه مناسب نیست. حتما لحاظ کنید و بپرسید. شما اولین تماشاگر نیستید. خود مراقب باشید.
- به طور کلی حتما فیلم را سانسور شده ببینید. چیزی از دست نمی دهید. من طرفدار سلامت مشتری هستم نه احترام فروشنده.
- ارزش گذاری این فهرست عموما سینمایی هست. از نظر محتوایی مورد تایید نیستند.
- برای خوانایی بهتر به صورت کلی دسته بندی شده اند.
- هیچ فیلمی رو توصیه نمیکنم. این فهرست جهت مباحثه است.
🔸 سینمایی
★★★★★
____
★★★★½
____
★★★★
Shoplifters
Whiplash
Judas and the Black Messiah
★★★½
Arrival
Get Out
The Hunt
The Martian
Hacksaw Ridge
The Judge
The Intouchables
Silver Linings Playbook
★★★
Uncut Gems
Nightcrawler
Knives Out
Boyhood
The Corridor دهلیز
Room
Richard Jewell
Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance)
🔸 انیمیشن
★★★★★
_____
...
★★★
Spider-Man: Into the Spider-Verse
Paddington 2
The Lego Movie
🔸 مستند
★★★★★
Acasă, My Home
★★★★½
The Last Dance
The Social Dilemma
★★★★
Apollo 11
★★★½
Making a Murderer
Diego Maradona
پرزیدنت آکتور سینما
Indie Game: The Movie
Women with Gunpowder Earrings زنی با گوشواره های باروتی
★★★
Tower
🔸 کوتاه
★★★★★
_____
...
★★★½
World of Tomorrow
Bao
Happiness
Save Ralph
The Beast
Coffin
★★★
Piper
Burn Out
My Friend Who Shines in the Night
Burrow
به طور کلی در ده سال گذشته سینمایی شاهکاری ندیده ایم. برعکس، مستندهای خوب بیشتر بودند و روزهای خوشی پیدا کرده اند. همچنین این ده سال شاهد فراگیری شدید سریال بودیم. انیمیشن ها هم با وجود پیشرفت فناوری جانی نداشتند.
خوشحال میشم در باره اینها با هم صحبت کنیم. اگر در این فضا پیشنهادی دارید هم بگید.
@salmaneshoon
❤2👍1👎1
از یه چیز اطمینان دارم. قرن بعدی زمان شکوفایی ایرانه به لطف خدا. احتمالا ما در صبح یکی از زیباترین برهه های تاریخی این مملکت باشیم. صبح تون مبارک.
زودتر بلند شید که خیلی کار داریم :)
زودتر بلند شید که خیلی کار داریم :)
❤8👍3👎1
مهم ترین و موثرترین شخصیت قرن 14 به نظرتون؟
تلگرام ده گزینه بیشتر نمیگذاره)
تلگرام ده گزینه بیشتر نمیگذاره)
Final Results
10%
رضا پهلوی
6%
محمدرضا پهلوی
88%
سید روح الله خمینی
29%
سید علی خامنه ای
1%
هاشمی رفسنجانی / روحانی / لاریجانی
8%
محمد مصدق / بازرگان
26%
قاسم سلیمانی
0%
خاتمی/ موسوی /ظریف
0%
احمدی نژاد / قالیباف/ رییسی
1%
سایر (در نظرات میگم)
👍3
#توییت_گشایی
رپ تو ایران گل کرده. خصوصا یه کلیپی اخیرا خیلی دیده شد به نام خانوادگی که از تمام شهرهای ایران با زبان های محلی رپ میکنن. وضعیتی مثل پاپ تو دهه هفتاد و هشتاد. نظرات هم شبیه اون روزها درباره رپ دو قطبیه: "مهم و لازم و نیازه" و "انحرافه".
اما به نظرم دقیق تر اینه که ببینیم جنس تولید و مصرفش چیه. این هم در قیاس مشخص میشه. جایی که کسی شک نداره رپ با کلاسیک فرق داره. چه فرقی؟
- رپ زودمصرفه، تولیدش معمولا سریعه، الزامی نداره کیفیت بیت و موسیقیش بالا باشه، در عوض متنش خیلی خیلی مهم تره. حتی میشه بدون موسیقی هم رپ کرد. متن به شدت متراکم و حجیمه، با این حال دلیلی نداره شعر باشه، یا قافیه بخواد، آهنگین بودن کافیه. حس سازی سریع و صریح و متنی انجام میشه. پیام تقریبا بی واسطه است. بخش قابل توجهی از خروجی هاش حرف خاصی نداره که قابل پیش بینیه (همه حرف زیادی برای گفتن ندارن). انبوهی از حاشیه داره، اینقدر که حاشیه داخل متن قرار میگیره. یعنی بجای مصاحبه علیه فلانی یه ترک براش میخونی. "دیس" کردن جزیی از رپه. متن حاشیه است. موضوعات خیلی به روز اند. سیاست، خیابون و دختر و ... به ملموس ترین و سطحی ترین شکل حاضرند. شاید به همین دلیل نوجوون پسنده. حرفه ای تر ها سعی زیادی برای پیچیده گویی یا پیچیده نمایی دارند. اساسا تلاش آشکاری برای اثبات جدی و مهم بودن میشه. حتی در فرم اجرا و لباس و ایستادن و ...
همه این ویژگی ها برای من آشناست: روزنامه. رپ به شدت شبیه روزنامه است. حتی طولانی بودن متن ها، روزانگی، فراگیری، دم دستی بودن، ارزونی، عمومی بودن، کم عمقی، زود مصرفی، تکرار خوانی، حاشیه، جدی نمایی، تکه پرانی، پراکنده گویی، نکته گویی و ....
- در مقابل کلاسیک شبیه کتاب میمونه، سخت خوانه. همه دوست ندارن، غرق شوندگی داره، دیر مصرفه، جذابیت خصوصی داره،تولیدش طولانی و زمان بره، گرونه، عمق داره، گزیده گویی داره، و در بسیاری از موارد حتی کلام هم نداره، موسیقی بسیار مهمه. همه چیز در کمال باید باشه. شعر عالی، نوا و آواز و اجرا و ... . موضوعات زمان گریزاند. عمومی و فطری اند. اشعار روز آمد نیستند. حس آمیزی بلیغ و سرفرصت و موسیقایی و ادراک پیام در لایه های پایینی انجام میبشه. بازار کوچکی داره.
- پاپ و راک و متال و ... چیزی در این بین قرار دارند: مجله. این ها رنگ و لعاب و عکس و جذابیت دارند. از اشعار کلاسیک هم استفاده میکنند. مثل کلاژ تلفیق میکنن. سعی میکنن عامه پسند باشند، احساسی هستند، زمان درک طولانی ندارند، خیلی سریع نیستند، قیمت متوسط دارند. مخاطب قشری دارند. پیام سازی هم آشکاره هم پنهان. خیلی به اتفاقات روز نمی پردازن. سعی میکنن سبک باشن. البته شاخه هاشون مثل مجلات تخصصی کار میکنن. مجله هایی با مخاطبان خاص پسند اما کماکان مجله.
ممکنه هوادار ها ناراحت بشن از این قیاس. "رپ هم مهمه" "جز هم موثره" "متال خداست" و ... میفهمم ولی هدف از این قیاس حذف نیست، ارزشگذاریه. جامعه هم روزنامه مصرف میکنه هم مجله میخره هم بعضی ها کتاب میخونن. اما همه میدونن کتاب عمق داره. و بعضی از رپ ها حتی ارزش هنری هم نداره. "شما رپ خوب نشنیدی" "فلانی کم از کلاسیک نداره" ... بله مجله و روزنامه نگار خوب هم داریم. حتی هستند مقالاتی از روزنامه ها که بسیار مفید و خاطره ساز بوده اند. اما جنس روزنامه عوض نمیشه، به نظرم کسی که همه عمرش روزنامه میخونه غالبا در سطح میمونه. اگر دقت کنید متنهای خوب روزنامه و مجله بعدا به فرایند کتاب نویسی میرسند. یعنی چون شبیه درجه بالاتر میشوند ارزش پیدا میکنند. غم انگیز است که کسی همه عمر روزنامه نگار باشد چه برسد به روزنامه خوان. ولی همین روزنامه شاید پله ای باشد برای رشد. بسیاری با روزنامه وارد صنعت نوشتن میشوند و کم کم به مجله و کتاب و ... میروند.
روزنامه ها فراموش میشوند. درحالی که انبوه کتاب ماندگار داریم، تک و توک سرمقاله ماندگار داشته باشیم. اون هم بعضا به خاطر ارزش تاریخی شون. من آینده رپ رو نمیدونم ولی آینده صنعت روزنامه معلومه: جایگزینی با موج مصرف جدید (فضای مجازی)
https://twitter.com/salmaneshoon/status/1506563461370855425?s=21
———-
#توییت_گشایی (نانوشته های بیشتر از 280 حرف)
@salmaneshoon
رپ تو ایران گل کرده. خصوصا یه کلیپی اخیرا خیلی دیده شد به نام خانوادگی که از تمام شهرهای ایران با زبان های محلی رپ میکنن. وضعیتی مثل پاپ تو دهه هفتاد و هشتاد. نظرات هم شبیه اون روزها درباره رپ دو قطبیه: "مهم و لازم و نیازه" و "انحرافه".
اما به نظرم دقیق تر اینه که ببینیم جنس تولید و مصرفش چیه. این هم در قیاس مشخص میشه. جایی که کسی شک نداره رپ با کلاسیک فرق داره. چه فرقی؟
- رپ زودمصرفه، تولیدش معمولا سریعه، الزامی نداره کیفیت بیت و موسیقیش بالا باشه، در عوض متنش خیلی خیلی مهم تره. حتی میشه بدون موسیقی هم رپ کرد. متن به شدت متراکم و حجیمه، با این حال دلیلی نداره شعر باشه، یا قافیه بخواد، آهنگین بودن کافیه. حس سازی سریع و صریح و متنی انجام میشه. پیام تقریبا بی واسطه است. بخش قابل توجهی از خروجی هاش حرف خاصی نداره که قابل پیش بینیه (همه حرف زیادی برای گفتن ندارن). انبوهی از حاشیه داره، اینقدر که حاشیه داخل متن قرار میگیره. یعنی بجای مصاحبه علیه فلانی یه ترک براش میخونی. "دیس" کردن جزیی از رپه. متن حاشیه است. موضوعات خیلی به روز اند. سیاست، خیابون و دختر و ... به ملموس ترین و سطحی ترین شکل حاضرند. شاید به همین دلیل نوجوون پسنده. حرفه ای تر ها سعی زیادی برای پیچیده گویی یا پیچیده نمایی دارند. اساسا تلاش آشکاری برای اثبات جدی و مهم بودن میشه. حتی در فرم اجرا و لباس و ایستادن و ...
همه این ویژگی ها برای من آشناست: روزنامه. رپ به شدت شبیه روزنامه است. حتی طولانی بودن متن ها، روزانگی، فراگیری، دم دستی بودن، ارزونی، عمومی بودن، کم عمقی، زود مصرفی، تکرار خوانی، حاشیه، جدی نمایی، تکه پرانی، پراکنده گویی، نکته گویی و ....
- در مقابل کلاسیک شبیه کتاب میمونه، سخت خوانه. همه دوست ندارن، غرق شوندگی داره، دیر مصرفه، جذابیت خصوصی داره،تولیدش طولانی و زمان بره، گرونه، عمق داره، گزیده گویی داره، و در بسیاری از موارد حتی کلام هم نداره، موسیقی بسیار مهمه. همه چیز در کمال باید باشه. شعر عالی، نوا و آواز و اجرا و ... . موضوعات زمان گریزاند. عمومی و فطری اند. اشعار روز آمد نیستند. حس آمیزی بلیغ و سرفرصت و موسیقایی و ادراک پیام در لایه های پایینی انجام میبشه. بازار کوچکی داره.
- پاپ و راک و متال و ... چیزی در این بین قرار دارند: مجله. این ها رنگ و لعاب و عکس و جذابیت دارند. از اشعار کلاسیک هم استفاده میکنند. مثل کلاژ تلفیق میکنن. سعی میکنن عامه پسند باشند، احساسی هستند، زمان درک طولانی ندارند، خیلی سریع نیستند، قیمت متوسط دارند. مخاطب قشری دارند. پیام سازی هم آشکاره هم پنهان. خیلی به اتفاقات روز نمی پردازن. سعی میکنن سبک باشن. البته شاخه هاشون مثل مجلات تخصصی کار میکنن. مجله هایی با مخاطبان خاص پسند اما کماکان مجله.
ممکنه هوادار ها ناراحت بشن از این قیاس. "رپ هم مهمه" "جز هم موثره" "متال خداست" و ... میفهمم ولی هدف از این قیاس حذف نیست، ارزشگذاریه. جامعه هم روزنامه مصرف میکنه هم مجله میخره هم بعضی ها کتاب میخونن. اما همه میدونن کتاب عمق داره. و بعضی از رپ ها حتی ارزش هنری هم نداره. "شما رپ خوب نشنیدی" "فلانی کم از کلاسیک نداره" ... بله مجله و روزنامه نگار خوب هم داریم. حتی هستند مقالاتی از روزنامه ها که بسیار مفید و خاطره ساز بوده اند. اما جنس روزنامه عوض نمیشه، به نظرم کسی که همه عمرش روزنامه میخونه غالبا در سطح میمونه. اگر دقت کنید متنهای خوب روزنامه و مجله بعدا به فرایند کتاب نویسی میرسند. یعنی چون شبیه درجه بالاتر میشوند ارزش پیدا میکنند. غم انگیز است که کسی همه عمر روزنامه نگار باشد چه برسد به روزنامه خوان. ولی همین روزنامه شاید پله ای باشد برای رشد. بسیاری با روزنامه وارد صنعت نوشتن میشوند و کم کم به مجله و کتاب و ... میروند.
روزنامه ها فراموش میشوند. درحالی که انبوه کتاب ماندگار داریم، تک و توک سرمقاله ماندگار داشته باشیم. اون هم بعضا به خاطر ارزش تاریخی شون. من آینده رپ رو نمیدونم ولی آینده صنعت روزنامه معلومه: جایگزینی با موج مصرف جدید (فضای مجازی)
https://twitter.com/salmaneshoon/status/1506563461370855425?s=21
———-
#توییت_گشایی (نانوشته های بیشتر از 280 حرف)
@salmaneshoon
Twitter
سلمان معمار 💙
رپ: روزنامه پاپ: مجله کلاسیک: کتاب #جدی
👍4
مجموعه جالبی از پوستر معماری
به ترتیب:
نصف جهان / طراح: نگین ثقفیان
ماله / طراح: بهنوش نیکپرور
لطفا کامل کپی کنید / طراح: بهنوش نیکپرور
پارادوکس / طراح: محمدرضا سرتیپی
استاد (علیاکبر بنای اصفهانی) / طراح: محمدرضا محمودی
———
#گلچین
@salmaneshoon
به ترتیب:
نصف جهان / طراح: نگین ثقفیان
ماله / طراح: بهنوش نیکپرور
لطفا کامل کپی کنید / طراح: بهنوش نیکپرور
پارادوکس / طراح: محمدرضا سرتیپی
استاد (علیاکبر بنای اصفهانی) / طراح: محمدرضا محمودی
———
#گلچین
@salmaneshoon