سلمان معمار / گنجه 🎒
3.83K subscribers
896 photos
115 videos
5 files
348 links
اینجا برا من مثل گنجه است.
بهترین چیزهایی که میبینم رومیگذارم، ترکیب بایگانی و یادگاری. کم کم میگذارم. مخاطبش خودمم.
استفاده مطالب اجازه نمیخواد.

توییتر، اینستا و ... :
Https://yek.link/salmaneshoon
برای پیام دادن دایرکت کانال (گوشه پایین چپ 💬) باز است.
Download Telegram
خلاصه چند مقاله کوتاه حاوی نکات قابل تامل

نتيجه 4 سال درمان اجباري اعتياد 2,5 درصد پاكي است
خلاصه: چند نوع مرکز ترک اعتیاد داریم. یک شیوه که اخیرا اجرا شده جمع آوری و ترک اجباری بوده که حالا مشخص شده بعد از چند سال تنها 2.5 درصد جواب میدهد! البته این مراکز نیمه خصوصی بوده و دولت بابت هر نفر روزی 35 ت به پیمانکار میدهد. در واقع این شیوه در مقابل شیوه ترغیب ترک اختیاری است که عموما توسط مجموعه های کمک رسانی خصوصی انجام میشود. البته این مقاله کمی سوگیری سیاسی دارد اما عمق ناکارآمدی روش فعلی کاملا مشخص است. خود مومنی هم اخیرا امار ترک را 20 درصد ذکر کرده است.

ردیه‌ای بر همجنس‌بازی
مطلب خوبی درباره همجنس بازی
بریده: براساس پژوهش سوین ویلیامز و رئال جی‌ال در سال ۲۰۰۷، بیش از هشتاد درصد همجنسگرایان زن، پس از مدتی به حالت طبیعی باز می‌گردند و به جنس مخالف گرایش پیدا می‌کنند....
این درحالی‌ست که ادعا می‌شود همجنس‌بازی کاملا ذاتی‌ست. ...جست‌وجو برای یافتن ژن و منبع هورمونی و طبیعی برای رفتار‌های همجنس‌بازانه تا امروز ادامه دارد و هنوز هم مدرکی دال بر این مدعا پیدا نشده‌.
https://t.me/startreatments/14441

هزار قلعه صعب و هزار شارستان
خلاصه :به معماری قلعه ای ایران بسیار کم توجه شده است. اینجا مجموعه ای از قلعه های یزد معرفی شده اند. الزامی به خوندن متن نیست. میتونید تصاویرش رو ببینید و تنوع معماری این مملکت رو بفهمید.
-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
قرن یعنی صد سال. صد سال یعنی حداقل سه نسل انسان. تا حالا فکر کردید مهم ترین حادثه قرن قبلی (بیست میلادی/چهارده شمسی) چی بوده؟ بزارید چند تاش رو مرور کنیم: 2 تا جنگ جهانی! میلیون میلیون کشته. پایان امپراطوری بریتانیا، انقلاب کمونیستی، سقوط شوروی، انقلاب اسلامی، فتح ماه توسط انسان، تولد روانشناسی، اختراع کامپیوتر! موبایل، نظریه نسبیت و کوانتوم، ساخت اسرائیل، اختراع هواپیما، جنگ سرد، سقوط اقتصادی، اینترنت، آنتی بیوتیک، ترانزیستور، همه گیری آنفولانزای اسپانیایی، کشف دی ان ای، .....
قرن عجیب و غریب، شلوغ و پلوغ. خیلی سخته، انتخاب شما رو نمیدونم ولی به نظر من اگر نگم مهم ترین، حتما یکی از 3 اتفاق مهم قرن اینه: بمب اتم.

با علم به همه اون اتفاقات بالا انتخاب میکنم. چرا؟
لحظه انفجار بمب اتم از کل 2 جنگ جهانی مهم تره. لحظه انفجار بمب اتم حاصل بسیاری از حوادث مهم قبلی و مادر بسیاری از وقایع بعدیه. لحظه انفجار بمب اتم تولد یک نسل جدید، یک نظم جدید و یک خدای جدیده . لحظه انفجار بمب اتم نقطه عطف تاریخه. لحظه انفجار بمب اتم یک پایانه و یک آغاز.
بمب اتم خروجی علم، فناوری، ایدئولوزی، جنگ و یک کلمه تمدن مدرن غربه. این اولین سلاح در تاریخ بشره که در یک آن صدهزار نفر رو پودر میکنه. تا به حال چنین چیزی ندیدیم. سطح جدیدی از قدرت و گونه نوینی از شیطان متولد شد. لحظه انفجار بمب اتم جاییه که دنیا ایستاد، به دستاش نگاه کرد و فهمید هیچ راه برگشتی نیست. آمریکا به عنوان پادشاه جدید تاج گذاری کرد و دو شهر رو زیر تختش قربانی کرد. در حالی که افراد زیادی معتقدند جنگ عملا تموم شده بود و این جنایت به خاطر نمایش قدرت بود! صحنه بمب اتم بزرگترین جنایت جنگی بشره. صحنه رقص قابیل. اون هم نه یک بار بلکه دو بار. روی زشت فناوری و علم در قارچ انفجار بمب اتم عیان شد. همه اعتبار سابق ساینس ریخت. دانشمند که تا دیروز مفهومی مثبت بود تبدیل شد به قاتل. و نه یک قاتل معمولی. یک ابر قاتل. دنیا قطعا به قبل و بعد از اون روز تبدیل میشه.
اینجا چهره یک نفر برجسته است: اوپنهایمر. مدیر پروژه بمب اتم. قهرمان آمریکا و نابودگر تاریخ.
بگذریم شاید بعدا بیشتر درباره اش بحث کردیم. بریم سراغ بهانه اصلی متن: خبر رسیده که نولان میخواد فیلمی درباره بمب اتم بسازه. یک انتخاب هوشمندانه و جسورانه. با محوریت اوپنهایمر که اولین عکس از کیلین مورفی در این نقش منتشر شد. یعنی من رو هم که دیگه سینمای نولان رو دنبال نمی کردم مشتاق کرده. البته از همه مهم تر اینکه میخوام ببینم چطور نولان به عنوان یک فیلمساز سفارشی ساز حکومتی این فاجعه رو ماله میکشه؟ :))
بهونه اصلی تر هم میتونه معرفی یک مستند قدیمی خوب در این باره باشه: "من مرگ میشوم" از مهدی فیاضی کیا که قدرش شناخته نشد.
مستند کوتاه و خوش ساخت تحقیقی درباره تولد و استفاده بمب اتم با ارجاع به شخصیت اوپنهایمر. اگر علاقه مندید پیشنهاد میشه.
-------
#مستند
@salmaneshoon
👍5🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران کشور سفال و سفالگریه. حالا چطور میشه این فرهنگ رو زنده نگه داشت؟ به روزش کرد و نسل جدید رو در گیر کرد؟ ببینید این استارت آپ هنگ کنگی #ایده چند هزار ساله ما رو چقدر ساده و لذت بخش به خانه می آورد. وسیله ای که میتواند یک تابستان بچه ها را پر کند. و مهمترین چالش سفال را هم حل کند: کثیفی. نیازمند چنین ذهن هایی هستیم.
چند سال پیش یک اسباب بازی ساز ایرانی را دیدم که دار قالی را برای بچه ها طراحی کرده بود. حسن این نمونه آنست که برای بزرگتر ها هم جذاب است.
-------
#گلچین
@salmaneshoon
آن به آن و نفس به نفس حضرت محمد پسر عبدالله مهم است. ما که باشیم که بخواهیم خرمای بر نخیل را ارزیابی کنیم. ولی خورشید هم از نگاه زمین نشینان قابل توصیف است. القصه اگر بخواهیم به طول زندگی آن معنای زندگی نگاه کنیم، چند تاریخ برجسته است:
- تولد
دم روشنایی. مثلا در دل دریای سیاه از دور نقطه ای از فانوس روشن شود. باید هم کنگره های ظلم بلرزد. ولی این اتفاق با همه عظمتش خصوصی است. آگاهان پرسند و نزدیکان دانند. رازواره است. سفره خودمانی است. کار هر کسی نیست فهمش. راهب دیر میخواهد و کاهن معبد. آنها که کتاب های قدیمی می دانند. بقیه باید کم کم صبر کنند تا ابرها را ببینند. بسیاری هم هرگز.
از اینجا تا نقطه بعدی هزار داستان است. یتیمی، بی مادری، ترور، آوارگی، تجارت، عشق، ازدواج، علی، .... تا فرمان کوه.
- بعثت
کوه همنشین پیامبران است. شاید مرحله ای از آموزش، شاید آینه ای از وجود، شاید نمادی از تنهایی، ... هم موسی در کوه با خدا روبرو شد هم محمد در غار. هارونش هم اینجاست. اولین کلام "اقرا" ست. چهار حرف. برو بخوان. معجزه دین جدید "واژه" است. بیان، معنای متصل. اما در اقرا یک فرمان دیگر پنهان است: افشا. بعثت هنگامه ظهور است. از پرده بیرون افتادن. فاش گفتن. یک تفاوت محمدی که از کوه بالا رفت با آن که پایین آمد اقراء است. برو سفره را عمومی کن. محمد کوه را با خود به شهر آورد. شهر را با خود به کعبه آورد. و کعبه را با خود به دنیا آورد. بعثت لحظه ای است که خدا انسان را انسان حساب کرد. من و تو را.
از اینجا تا نقطه بعدی هزار داستان است. دشمنی، غربت، تمسخر، ایمان، دوستی، فاطمه، قرآن، جبرئیل، حمزه، مهاجرت، تبعید، شعب، رفتن خدیجه، ابوطالب، معراج، علی، ... تا شهر
- هجرت
فصل مکه تلخ شد، دشوار مثل بالا رفتن از کوه، و رسیدن به غاری. یثرب اما در دریایی سیاه نقطه فانوس را از دور دید. پارو بزنید که ساحل آنجاست. نزدیک که شدند دیدند ساحل نشینان به فانوس سنگ میزنند! کاش میشد فانوس را ببریم. ببریم؟ در شب برای طلوع پیمان بستند. دلهایشان را گرو گذاشتند. و فانوس ساحل را ترک کرد. چه تاریکی مهیبی ساحل را گرفت. سنگ زنان علی را در جای خالی پیدا کردند. کورقلب ها باز هم کنایه را نفهمیدند. مردمی که به گم کردن عادت دارند سرنوشت شان گم شدن است.
مدینه یعنی شهر. یثرب ولی شهری بود در میان شهرها. مدینه النبی یثرب است به علاوه محمد. حالا شهر یعنی مدینه. مدینه شهری است که کوهی به آن مهاجرت کرده. مدینه مبعوث شده است. این پیامبر شهرساز است، اولین اقدامش یک بنای عمومی است به نام مسجد. این پیامبر معمار است. در معماری جدید رویایی به نام اسلام شکل میابد. فصل مدینه آغاز یک تمدن است.
از اینجا تا نقطه بعدی هزار داستان است. جنگ، شهادت، ایثار، قبله، اقتصاد، مدنیت، نفاق، نامه، سیاست، یهود، صلح، حسن، حسین، حج، علی ... تا کعبه
- فتح
مکه، شهر سیاه در دل شب. کانون همه خیانت ها. جایی که شبانه از آن فرار کردند. حالا خورشید چنان می تابد که ابوسفیان هم مات شده. فتحی بدون جنگ؟ در خواب هم نمی دیدند. حالا در بیداری، بت های افتاده به پای کعبه را می بینند. علی بت می اندازد. معمار به خانه ابراهیم رسید. و یک شهر را به هدیه آورده. بازگشت چه زیباست. و چه زیبا بازگشتی.
از اینجا تا نقطه بعدی هزار داستان است. حنین، تبوک، مباهله، مدینه، نفاق، ترور، حکومت، آینده، دین ... تا علی
-غدیر
پایان نزدیک است. همه میدانند اما هیچ کس نمی خواهد باور کند. راه زیادی آمده اند. راه زیادی مانده. این آخرین حج است. همه میدانند اما هیچ کس نمی خواهد باور کند. تصور جای خالی کوه هم ترسناک است. فصل پایان باید با شکوه برگزار شود. انبوهی آمده اند تا حج واقعی را بیاموزند. جبرئیل هم میرسد: بلّغ. چهار حرف. برسان، کامل کن، افشا کن. روی کوهی از جهاز شتران دو مرد ایستاده. هارون عصای موسی شده. بعثت بالغ شده. واژه کامل شده. کعبه به دنیا آمده.
از اینجا تا نقطه بعدی هزار داستان است. نقطه ای که همه میدانیم ولی نمی خواهیم باور کنیم. فانوس به دریا رفت.
...
سالها گذشت و حوادثی افتاد. مسلمانان نیازمند تاریخ شدند. و تاریخ نیازمند نقطه آغاز. هر کس چیزی میگوید: تولد نور ملاک است. دیگری میگوید مبعث. همه چیز از کوه شروع شد. آن یکی میگوید وفات. خلیفه دوم درمانده شده. پر کردن جای خالی کار هر کس نیست. از علی می پرسند و "هجرت" میشود آغاز تاریخ.
و چه انتخابی. اگر چه نقاط عطف بالا همه حیاتی است اما هجرت است که همه را در خودش دارد: هم تولد است، هم بعثت است، هم شهر است، هم محمد است. این پیامبر تاریخ ساز است، از شهر، مسجد، جامعه، انسان. محمد کوه را با خود به شهر آورد. شهر را با خود به کعبه آورد. و کعبه را با خود به دنیا آورد.
نمیدانیم بعد از این جلسه تاریخ ساز علی چه کرد. احتمالا به ساحل فراموش شده برگشت، در جای خالی فانوس، کنار یک چاه.
#یادداشت
@salmaneshoon
7👍2
سلمان معمار / گنجه 🎒
تکون دهنده توصیف مهمیه. نباید راحت خرجش کرد. بعضی وقتها یه عکس هم میتونه تکون دهنده باشه. درجه داره البته. الزاما هم ۷ ریشتر نیست. حالا بگذریم. یه خبری اخیرا برای من تکون دهنده بود. "خداحافظی بهروز افخمی از سینمای ایران". افخمی برای من آدم ارزنده ایه. نه به…
و در ادامه برای اونها که فرهادی ملاکشونه:
فرهادی در پایان این مقاله خاطره‌ای از اولین جایزه‌ای که برده را تعریف می‌کند. یک دوچرخه که در یک جشنواره در اصفهان برده و برای رسیدن به خانه مجبور شده دو ساعت زیر باران پدال بزند تا به خانه برسد. و پدرش در خانه از او پرسیده «آیا ارزشش را داشت؟» فرهادی می‌گوید:«نمی‌‌خواهم بگویم از راهی که آمده‌ام خوشحال نیستم، اما کسانی که در زندگی موفق می‌شوند، چیزهای دیگری را فدای این موفقیت کرده‌اند. در نتیجه گاهی از خودتان می‌پرسید: آیا ارزشش را داشت؟» فرهادی می‌گوید اگر بتواند و برگردد و به آن پسر 13 ساله که اولین جایزه سینمایی‌اش را برده چیزی بگوید، آن این است:« می‌گویم لازم نیست که اینقدر سخت تلاش و کار کنی، لازم نیست که اینقدر زود شروع کنی. #سینما تمام زندگی نیست. این چیزی است که من کمی دیر فهمیدم.»
اولین گزارش مسیر یاب نشان منتشر شده و این دو قسمتش جالبه:
1/2
-شلوغ ترین روزهای شهرهای مختلف باز هم نشونه پدیده شدن یلدا در فرهنگ ماست. (در باره این تغییر اینجا را بخوانید ) یلدا در تهران، کرج و اصفهان شلوغ ترین وقت بوده و در بقیه نمونه ها به جز مشهد هم جزو پر رنگ ترین هاست.
- در شهر های مشهد، تبریز، شیراز و قم شب شهادت حضرت زهرا (س) شلوغ ترین بوده. در سایر شهر ها هم البته جزو شلوغ هاست.
- عید غدیر در شیراز، ولادت امام علی (ع) در مشهد شلوغ ترن ساعت ها بوده.
- شلوغی روزهای بهمن هم جالب است. به صورتی که اهواز 19 بهمن شلوغ ترین روز بوده.
- آهنگ شلوغی ها در همه نمونه ها تقریبا مشترک هست. و اینطور نیست که بشه دسته بندی خیلی محسوسی ایجاد کرد.
-اثر کرونا در این نمودار ها دیده نشده است.
——-
#داده_کاوی
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
👍1
سلمان معمار / گنجه 🎒
اولین گزارش مسیر یاب نشان منتشر شده و این دو قسمتش جالبه: 1/2 -شلوغ ترین روزهای شهرهای مختلف باز هم نشونه پدیده شدن یلدا در فرهنگ ماست. (در باره این تغییر اینجا را بخوانید ) یلدا در تهران، کرج و اصفهان شلوغ ترین وقت بوده و در بقیه نمونه ها به جز مشهد هم جزو…
2/2
از جالب ترین نمودارهای این گزارش بررسی طرح منع تردد شبانه است.
- صفحه اول ماه های شروع طرح را نشان میدهد. رنگ زرد (99) را با آبی (98) مقایسه کنید. جریان تردد ناگهان در آذر که طرح شروع میشود میریزد.
- صفحه دوم ماه های میانی است. در اسفند و فروردین ضمن اینکه منع تردد شکست خورده اما حجم تردد به قبل از ساعت جریمه منتقل شده. همان هم در اردیبهشت از بین رفته.
- صفحه سوم ماه های آخر است. بسیار زیباست، عملا تفاوتی با قبل ندارد جز جریمه شدن مردم! مطلبی که بعضا خود مسئولین وقت هم میگفتند.
خیلی سخت است که تصور کنیم این داده ها را نداشته اند. ستاد سابق کرونا یک مستند می طلبد.
——-
#داده_کاوی
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
سلمان معمار / گنجه 🎒
فرود آی، موسی پایین به ارض مصر بگو به پیر فرعون مردمم را رها کن بنی اسرائیل در مصر همی‌بود مردمم را رها کن چنان خوار که بی تاب از ایستادن مردمم را رها کن پس خدا گفت: فرود آی موسی پایین به خاک مصر بگو به پیر فرعون مردمم را رها کن پس موسی رفت به خاک مصر…
یه روز دشتای سبز بود
بوسیده ی خورشید
یه روز دره ها بود که
رود توش می دوید
یه روز آسمون آبی بود
بالا ابرای سفید
یه روز همه بودن
بخشی از عشق جاوید
عاشقانه می گشتیم تو
دشتای سبز

دشتای سبز حالا رفتن
سوخته خورشید
رفتن از دره ای که
رود توش می دوید
رفتن با بادی سرد
که تو قلبم وزید
رفتن با عاشق هایی که
رویاشون شد نا پدید

کجان دشتای سبز که ما
می گشتیم؟

نمیدونم هرگز چی تو رو گرفت از من؟
چجور بگردم وقتی ابرها روزو گرفتن؟
من فقط میدونم دیگه چیزی ندارم اینجا
هیچ چیز تو این جهان وحشی واسه تماشا

اما منتظر میمونم
تا تو برگردی
من منتظر میمونم
تا تو بفهمی
نمی تونی باشی شاد
وقتی قلبت می چرخه
نمی تونی باشی شاد
تا نیاریش خونه
خونه دشتای سبز و من
دوباره
بوتیک هتل هفت پیکر
رضا مفاخر
——
#فضاچین
@salmaneshoon
2
دوست خوب واقعا نعمته. تقریبا یه هفته است که اینو تکرار میکنم. چون دوستی دارم که نگاه منو به ازدواج عوض کرد. به کل. من البته فعلا شرایطش رو ندارم ولی درواقع من یاد گرفتم که باید یاد گرفت. ازدواج هم یه چیز آموختنیه نه هندونه دربسته. نه آزمون و خطا. باید کارگاه رفت، مشاوره حرفه ای گرفت و شنید. الان هم به عنوان یک دوست این رو بهتون میگم. از فاز ازدواج کاملا سنتی و کاملا مدرن بیایید بیرون. اگر مجرد هستید برید دوره های آمادگی ازدواج رو ثبت نام کنید. اگر متاهل هستید کلاس والد گری رو برید. اگر پدر و مادر هستید تربیت رو یاد بگیرید. مطمئن باشید زندگی تون تغییر میکنه. خودشناسی یه وظیفه است. پس اگر دوست هستید دوست خوب باشید.
👍5👎1
خلاصه چند مقاله کوتاه حاوی نکات قابل تامل

بندر تاریخی کنگ: بهشت گمشده
تصاویری زیبا از مجموعه دست نخورده معماری بندر کنگ

بازگشت به لایه ازون!
پروژه ترمیم لایه ازون یکی از موفقیت های بشری است. این مقاله طولانی و کمی خسته کننده داستان کشف و ااقدامات بعدی است. منتها نتیجه گیری متن قسمت خیلی مهمی است که میگوید:
"سوزان سولومون، کسی که برای اقناع جامعه جهانی در مواجه با بحران لایه ازون قدم‌های مهمی برداشت، دلایل این موفقیت را در سه P خلاصه می‌کند:
۱٫ دریافت شخصی و ملموس از مسئله (Personal): همه سرطان پوست را درک می‌کردند و متوجه تهدیدِ جانی برای شخص خودشان بودند.
۲٫ قابلیت اندازه‌گیری مستمر (Perceptible): روش‌های گوناگون برای اندازه‌گیری شاخص‌های مختلف و رصد غلظت ازون استراتوسفر و همین‌طور میزان انتشار مواد مخرب ازون مانند CFC وجود داشت و پیوسته منتشر می‌شد.
۳٫ ایده‌های قابل اجرا برای جایگزینی و نوآوری (Practical): ابداعِ ماده‌ای به جای کلوفلوئوروکربن بدون ویژگی‌های مخرب آن در لایه ازون و روانه کردن آن به بازار کار چندان دشواری برای دانشمندان و صنعتگران نبود. آن‌ها موفق شدند ظرف یک سال ماده‌ای به نام هیدروفلوئوروکربن را تولید و روانه بازار کنند. اگرچه این ماده بعدها جزو گازهای گلخانه‌ای طبقه‌بندی شد و در آینده باید برای جایگزینی آن نیز فکری کرد اما دست کم ویژگی‌های خطرناک CFC را نداشت.
سولومون سپس استدلال می‌کند آنچه سه P فوق را به یکدیگر پیوند می‌دهد و حل مسأله را امکان‌پذیر می‌کند یک P بزرگ‌تر است: کشاندن مسئله به حوزۀ عمومی و برانگیختن هوشیاری اجتماعی در سطوح مختلف (Public) در مسئله لایه ازون ابتدا حساسیت عمومی در لایه‌های مختلف اجتماعی برانگیخته شد و در زندگی روزمره بازتاب یافت سپس به صورت برنامه و قانون درآمد و اجرا شد."

Changing Your Diet Can Add Up to 10 Years to Your Life Expectancy, New Study Shows
خلاصه: مطالعه جالبی که نشان میدهد تغییر رژیم غذایی از رژیم رایج آمریکایی میتواند تا ده سال به عمر بیافزاید. تغییر به سمت رژیم های با حبوبات و غلات کامل و مغزیات بیشتر و گوشت قرمز و پرورده کمتر. اگر از ۲۰ سالگی شروع شود ده سال، از ۶۰ سالگی تا هشت سال و حتی از ۸۰ سالگی تا سه و نیم سال امکان افزایش عمر دارد.
نکته جالب قدرت سبک زندگی در سلامت است.

تهدیدهای پیش روی امروز، فرصت های از دست رفته دیروز
پیشنهاد شرکت مدیریت بندر فیلیپینی در ایران رد میشود و می رود در عراق رکورد جابجایی کانتینر را میزند!
بریده: در ادامه «ایجاد راه حمل و نقل زمینی مشترک از داخل خاک عراق» پیشنهاد دیگری است که در فوریه 2022 همزمان با سفر اردوغان به امارات قرار است توافقنامه آن به امضا رسیده و جایگزین مسیر ایران -کریدورشمال-جنوب و کریدور غرب- گردد.

-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
👍3
Forwarded from دوزخ امّا سرد
عکاسی هنر نیست، عکس‌سازی احیانا هنر است.
ثبت واقعیت، به‌هیچ‌ وجه هنر نیست. کار فنی و تکنیکی‌ست که می‌تواند از هنر هم بهره بگیرد.
برای مثال تاریخ‌نویسی؛ ما یک تاریخ‌نویس را هنرمند خطاب نمی‌کنیم اما در نمونه‌ای مثل بیهقی، می‌بینیم او از تکنیک‌های ادبیاتی هم در کارش بهره برده و به مثابه یک تکنسین کار خود را بسیار خوب انجام داده. اما در بررسی آن اول نه به شیوه نوشتارش، به ضبط درست و دقیق واقعیتِ او توجه می‌کنیم. چون یک مورخ است نه یک هنرمند؛ در نگاه بعد می‌توانیم از تکنیک (و نه فرم) هنری او تعریف کنیم.
عکس گرفتن به هر صورت یعنی ثبت واقعیت، چون جهانِ دیدنی، جهان واقعی‌ست و چیزی جدا از آن را نمی‌توان تصویر کرد. مگر با دست‌کاری و ویرایش (ادیت) عکس که از عکاسی چیزی جداست.
این ثبت واقعیت، خود محدوده عکاسی‌ست و باید آن را با همین مسئله تحدید کرد.
یعنی عکاسی (مثل برادر کوچک‌ترش، فیلم‌برداری) ناگریز است همیشه ثبت واقعیت کند تا خود باقی بماند.
بعضی افراد این‌جا یک مغالطه مسخره می‌کنند: "اوه پس نقاشی چی؟ نقاشی رئالیستی هم ثبت واقعیته!"
اما تفاوت دقیقا همین‌جاست که نقاشی هیچ محدودیتی برای ثبت واقعیت ندارد، واقعیتِ نقاشان یک واقعیت برساخته خودشان است و برای همین واقع‌گرایی (رئالیسم) میکل‌آنژ با داوینچی و رامبراند متفاوت است.
چیزی که دوستان باید به آن اشاره کنند نقاشی‌ ابرواقع‌گرایانه (هایپررئالیسم) و واقع‌گرایی‌عکس‌واره (فوتورئالیسم) است که هدفشان نزدیک شدن به واقعیت به هر قیمتی‌ست که در دنیای نقاشی هم کارشان هیچ‌وقت رونقی نداشته و صرفا نشان دهنده بخشی از تکنیکِ هنری ایشان بوده.
به‌تر است این‌جا به سینما و رابطه‌اش با فیلم‌برداری فکر کنیم.
می‌شود سینما را به چهار پاره تقسیم کرد: روایت، میزان‌سن و تدوین.
فیلم‌برداری قسمی از روایت است و ضبط و ارائه آن و تدوین ویرایشش.
یعنی کار هنریِ فرمیک ما در میزان‌سن صورت می‌گیرد و فیلم‌برداری ثبت و ضبط کننده ماجراست، فلذا دوربین و تدوین در تکنیک کار می‌کنند و فرم گرفتنشان هم از پسِ میزان‌سن است. برای همین ما به روندِ این پروسه "فیلم‌سازی" می‌گوییم نه فیلم‌برداری.
برگردیم به عکس؛ دقیقا در عکاسی هم ما با این مشکل مواجهیم، زیرا عکاسی خود تکنیک است و در پاره گستره‌ای از موارد صرفا ثبت واقعیت موجود.
واقعیت ما با عکس معنا پیدا نمی‌کند، بل‌که در بیرون از آن موجود است و کار خود را می‌کند.
اما وقتی ما با "عکس‌سازی" طرف باشیم چی؟
به نمونه "فیلم‌سازی" فکر کنید. آیا می‌توان واقعیتی هنری را برساخت که با عکس‌برداری معنا پیدا می‌کند؟ همان‌طور که میزان‌سن با فیلم‌برداری رابطه مستقیم دارد؟
پاسخ مثبت است. اگر این کار را بکنیم ما توانستیم یک اثر هنری خلق کنیم. زیرا فعالیتی را در واقعیت انجام دادیم که نشان دادنش در قالب این مدیوم هنری به آن معنای تر و تازه و بدیع و "حقیقی‌تری" می‌بخشد.
روی حقیقی‌تر تاکید دارم چون برای مثال کشیدن یک شاهکار هنری و بعد عکاسی از آن در این دسته جای نمی‌گیرد چون به حقیقی‌تر شدنش کمکی نمی‌کند.
بنابراین اگر ما در بحث عکاسی (که یک چیزِ فنی‌ست) به حد اعلا برسیم می‌توانیم از طریق برساخت واقعیت و ایجاد رابطه سگالشی بین آن و عکسی که می‌گیریم اثر هنری خلق کنیم.
@startreatments
👍2
روا نباشه که تو کانالی که اسمش گنجه است (چرا باید فقط یه معنا داشته باشه؟!) روز نظامی گنجوی بگذره و صدایی نیاد. دو بیت کمتر شنیده از خسرو و شیرین هست که بزرگان عرفان و معنا قطعا بیشتر میفهمنش. ما فقط برق زدنش رو میبینم. میفرماد:

ز جان کندن کسی جان برد خواهد
که پیش از دادن جان مرد خواهد

نمانی گر بماند خو بگیری
بمیران خویشتن را تا نمیری

اینجا به روایتی اشاره میکنه از حضرت پیغامبر ص: "موتوا قبل ان تموتوا" که جمعی رو در تاریخ بیچاره کرده. این دو تا رو مثل یه گنجی تو بخش پیش از نتیجه گیری منظومه گذاشته و ادامه داده.
@salmaneshoon
1
چالش ایران در پساتوافق نهاد قدرتمند اجرا است
مصاحبه خوب، مفید و مهم مجید شاکری درباره توافق و آینده اقتصادی ایران از آن حرف های کمیاب فارسی است. شاکری عمق دارد و از موضع مشخص اقتصادی به پدیده ها نگاه میکند. ادبیاتش سنگین است متاسفانه. اینجا برش های مهمش را جمع کرده ام که تقریبا 50 درصد مطالبش را شامل است:

- بزرگ‌ترین انتقادی که به تیم آقای عراقچی وارد بود و به‌نظر می‌رسد در تیم جدید هم ادامه پیدا کرده، این است که مذاکره‌کنندگان ما به‌جای انتفاع از منافع اقتصادی به‌دنبال رفع تحریم هستند.
- یک مدل دیگر این است که ما بر سر یک‌سری خواسته‌های اقتصادی با طرف مقابل عمل می‌کنیم. آن‌وقت این خواست سنجش‌پذیر فارغ از موانعش ضامنی خواهد شد که منافع ما را تامین می‌کند، که این دو امر دوچیز کاملا متفاوت است.
- خواسته یعنی اینکه تعیین کنیم چه مقدار نفت می‌خواهیم بفروشیم، به چه طریقی و برای چه موضوعی.

- از اشتباهات بزرگ ما این بوده است که پرونده FATF را در دل برجام حل نکرده‌ایم، بلکه تصور کردیم اگر اکشن‌پلنی را بگیریم، طبعا در تابستان 95 از لیست سیاه بیرون خواهیم آمد

- زمستان 95 که منجر به افزایش قیمت دلار از 3700 تومان به 4200 تومان شد و بعد با آتش زدن 6 میلیارد دلار در دبی این رقم به 3700 تومان بازگشت، مگر این وقایع ناشی‌از اقدامات طرف سوم نبود؟! آیا این اقدامات می‌توانست بدون چراغ‌سبز آمریکایی‌ها انجام شود؟ خیلی‌وقت‌ها طرف مقابل برای اینکه مانع از انتفاع ایران شود، اصلا قانون وضع نمی‌کند و صرفا سخنرانی می‌کند.
- کل ماجرایی که باعث شد سرمایه‌گذاری ایتالیا در ایران در عمل به سرمایه‌گذاری ایران در ایتالیا تبدیل شود، یک جلسه بین تجار اصلی ایتالیایی با سفیر آمریکا در ایتالیا بوده است. کل ماجرایی که باعث شد علی‌رغم امضای برجام ایران نتواند پروژه‌ای را با ژاپن جلو ببرد این بود که سفارت آمریکا در این کشور شرکتی را به‌عنوان مشاور حقوقی معرفی کرد که به پیچیده‌ترین صورت ممکن این مفهوم را به طرف ژاپنی انتقال می‌داد که تو نباید با ایران کار کنی. موارد اینچنینی را نمی‌شود در داخل متن کنترل کرد. ما نمی‌توانیم بگوییم آمریکا حق ندارد چنین جلساتی بگذارد، اما می‌توانیم این را بگنجانیم که طرف مقابل به‌عنوان ضامن انتفاع شناخته شود.

- اولا اشتباه کردیم، ثانیا نمی‌دانستیم دنبال چه‌چیزی هستیم که این ندانستن نیز ناشی‌از فقدان برنامه توسعه است.

- در زمان امضای برجام ضمن اصرار ما بر خرید هواپیمای نو ما شانس‌مان برای نوسازی ناوگان‌مان را از دست دادیم؛ چراکه تامین‌کننده مالی پیدا نمی‌کردیم و طول می‌کشید تا خرید انجام دهیم. آیا آن‌روز خرید هواپیماهای خطوط هواپیمایی ورشکسته با میانگین عمر 3 تا 5 سال بهتر نبود؟ ... بلکه ما به‌دنبال راه‌حل دیگری برای تامین مالی بودیم، اول دنبال فایننسری در دبی بودیم و بعدا این گزینه مطرح شد که خود ایرباس فایننسر باشد که درنهایت نیز اتفاقی نیفتاد و صرفا تعداد اندکی هواپیما که اول برجام تحویل داده شده بود باقی ماند و ما شاهد نوسازی ناوگان هوایی‌مان نشدیم.

- ما الآن تقریبا می‌دانیم که آمریکایی‌ها برای فردای توافق احتمالی چه گزینه‌هایی را برای محدود کردن انتفاع ما از توافق، روی میز دارند. موضوع تهدید FATF برای امارات ... تهدید FATF برای ترکیه، تهدید FATF برای مالزی، موضوع پرونده هواپیمای اوکراینی و... ... ما چه برنامه‌ای برای فردای بعد از توافق داریم؟
- تنها چیزی که باعث دوام و پایداری توافق می‌شود، همین مورد است، اینکه شما بتوانید برای تجارت دوجانبه و تجارت بین‌الملل‌تان، به‌صورت جداگانه دو سیستم پرداخت داشته باشید.
- سرمایه‌گذاری خارجی توافق پایدار ایجاد نمی‌کند. شما همین موضوع را اخیرا در روسیه دیدید، هم اینکه آمریکایی‌ها این توان را دارند که تحریم‌هایشان را به نحوی بنویسند که کسی که در ایران سرمایه‌گذاری کرده‌ است، خودش از سرمایه‌گذاری متنفع شود اما ما متنفع نشویم. بهترین تجربه‌اش برای ما، موضوع پرونده شل و اِنی در سال 91 است

- اگر یک اولویت برای فردای توافق وجود داشته ‌باشد این است که شبکه‌های پرداختی که در زمان تحریم ایجاد کردیم، ... اینها را از بین نبریم.
- دقیقا به همین خاطر، تلاش برای رفع تحریم افراد اجرایی یا سپاهی و افراد نهادها بی‌فایده است، از این لحاظ که اگر شما یک عاملیت‌هایی برای تجارت دوجانبه خودتان بخواهید، چه کسی از ستاد اجرایی بهتر؟ چه کسی از بنیاد تعاون سپاه بهتر؟ ... یعنی علی‌رغم اینکه ما شعار لغو همه تحریم‌ها را می‌دهیم، یک‌سری تحریم‌ها را اصلا لازم نیست برداریم و اصلا نباید برداریم.
ادامه👇
-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon
👍2
سلمان معمار / گنجه 🎒
چالش ایران در پساتوافق نهاد قدرتمند اجرا است مصاحبه خوب، مفید و مهم مجید شاکری درباره توافق و آینده اقتصادی ایران از آن حرف های کمیاب فارسی است. شاکری عمق دارد و از موضع مشخص اقتصادی به پدیده ها نگاه میکند. ادبیاتش سنگین است متاسفانه. اینجا برش های مهمش را…
ادامه از👆
- محمدرضا پهلوی همزمان هم یک شبکه تجارت دوجانبه با بلوک شرق داشت –که جداگانه با شوروی، چکسلواکی و... کار می‌کرد- هم شبکه پرداختی را ذیل آمریکا ساخت. کشوری با ویژگی‌های ایران، در جایی که ما از دنیا قرار گرفتیم و جنس همسایگی‌هایی که دارد، چاره‌ای جز این موضوع ندارد. فارغ از اینکه تحریم باشد یا نباشد.

- نوعی از توزیع قدرت در داخل دستگاه دیوان‌سالاری ایران رخ داده ‌است که تقریبا دیگر توان مدیریت کردن پروژه‌های بزرگ را ندارد. اگر من می‌خواستم در کنار اولویت شماره یک، که به‌هم نزدن توافق‌های قبل از توافق است ... اولویت شماره دوم این است که ما به دنبال خلق آژانس توسعه‌ای برویم که خودش راسا مسئولیت طراحی و تامین مالی و ساخت طرح و بهره‌برداری آن را به عهده بگیرد که بتوانیم درمقابل تغییرات فراوانی که در محیط پیرامونی ما ایجاد می‌شود، سریع واکنش نشان دهیم.
- در زمان روحانی وقتی برجام امضا شد تصور اولیه این بود که قرارداد به‌صورت اتوماتیک کار خواهد کرد، کمی که گذشت دیدند نه، مثل اینکه به‌صورت اتوماتیک کار نمی‌کند.
- توافق کاملا بستگی به مساله تورم دارد، یعنی اگر تورم جهانی کنترل شود، توافق ما بلاموضوع می‌شود. آن وقت سوال این خواهد بود که انتفاع ما در داخل قرارداد تامین خواهد شد یا خارج از آن. یعنی مثلا آمریکا می‌تواند داخل برجام باشد و انتفاع ما از آن را صفر کند و از برجام هم خارج نشود یا می‌تواند خارج از برجام باشد و انتفاع ما را صفر کند. فرق بین دموکرات و جمهوری‌خواه در این چیزهاست، نه در تفاوت انتفاع ما.

- اگر در حوزه ارزیابی مدل ما این باشد که از حوزه‌های مختلف بانکی، نفتی و صنعتی (نهادها، دستگاه‌ها و...) توقع‌شان از توافق را جویا شویم نمی‌توانیم ارزیابی کنیم که چه چیزی خوب است و چه چیزی مهم. به این خاطر که این موارد نیاز به یک تجمیع و رویکرد از بالا به پایین دارد و نه از پایین به بالا.
- اگر بنا بود من چشم‌اندازی پیشنهاد بدهم احتمالا جنس ویژن و چشم‌اندازم این بود که ما می‌خواهیم پیمانکار توسعه خاورمیانه و کارخانه خاورمیانه باشیم، پس احتمالا اِلمان‌های اصلی من توسعه شهری و همه چیزهایی خواهد بود که به توسعه شهری وصل هستند؛مثل حوزه انرژی و آب که البته از آب هم شروع می‌شد و به حوزه تولیدات کارخانه‌ای می‌رسید. حتی این برنامه توسعه صنعتی عمودی‌ای که رهبر انقلاب هم مطرح کردند همین است. یعنی شما ناچارید بخش مشخصی را از بین بخش‌های دیگر انتخاب کرده، بیرون بیاورید و روی آنها متمرکز شوید. دوره برنامه توسعه صنعتی افقی به این معنا که با چند نرخ در اقتصاد بازی کنند و فرض بگیرند که این به‌صورت درون‌زا خودبه‌خودی و اتوماتیک باعث بهبود شرایط اقتصادی می‌شود واقعا گذشته است.

- بانک مرکزی باید حتما یک کفی برای نرخ ارز تعیین کند، نیازمند توجه است. یکی از نکات مهمی که به بانک مرکزی این امکان را داد که از 17 مهر 97 تا حدود 15 بهمن 98 نرخ ارز را علی‌رغم اینکه از زمین و آسمان برای آن بلا می‌بارید در یک محدوده‌ای کنترل کند، این بود که در 17 مهر 97 برای نرخ ارز یک کفی تعیین کرد و خودش روی آن کف ارز می‌خرید.
- ما باید یاد بگیریم هم با چینی‌ها و هم با آمریکایی‌ها کار کنیم بدون اینکه قلمروی خاکی و منافع ما نقطه تسویه‌حساب این دو کشور یا قدرت‌ها باهم باشد. مثلا در پرونده چابهار یکی از چالش‌ها این بود، عملا یک نقطه جغرافیایی به محل تسویه‌حساب دو قدرت خارجی با هم تبدیل شده بود. در قدم دیگر ما باید یاد بگیریم عمل خلق همکاری ایجابی بکنیم، اگر این اتفاق رخ دهد بعد از مدتی طرف‌های درگیر شما را به‌عنوان ثمن معامله جابه‌جا می‌کنند و در این حالت منافع کشور مستقل از کلیت سیاسی‌اش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
- در نیمه دوم دهه چهل ایران با هر دو قطب همکاری ایجابی داشت، اگر آمریکا در این زمان به ایران در راه‌اندازی صنعت ذوب‌آهن کمکی نداشت، ایران این نیاز خود را از طریق شوروی تامین می‌کرد. توانایی خلق همکاری ایجابی به ما مسیر را نشان می‌دهد و مشخص‌کننده این گزاره است که در آینده آیا می‌توانیم با آمریکا همکاری داشته باشیم یا خیر.
-------
#دستچین (بهترین های وب)
@salmaneshoon