اختلالات جنسی ناشی از مشکلات آناتومیک در خانمها و اصلاح آنها توسط جراحی
اختلالات جنسی در خانمها پدیدۀ خیلی پیچیده ای است، درمان صحیح نیازمند تشخیص صحیح است. اختلالات جنسی در خانمها دارای انواع مختلف هستند، ولی کلاً این اختلالات جنسی می توانند دارای دو منشاء باشند: عضوی یا ارگانیک و روحی – روانی یا سایکوژنیک. ما نباید هر اختلالی را در خانمها به مسائل روحی روانی نسبت دهیم، ضمن اینکه مشکلات روحی روانی به عنوان منشاء اختلالات جنسی در خانمها خیلی پررنگ تر از مردان است.
نه تنها در اختلالات جنسی (Sexual Dysfunction)، بلکه در سایر بیماریها نیز ما موقعی می توانیم منشاء بیماری را به مسائل روحی روانی نسبت دهیم که با بررسیهای لازم، مشکلات جسمی یا ارگانیک را رد کرده باشیم. سازمان بهداشت جهانی داشتن رابطۀ جنسی سالم را جزو حقوق اساسی انسان محسوب می کند.
داشتن اختلال جنسی دارای تبعات زیر است:
• انسان را از یکی از اساسی ترین نیازهای بشری محروم می کند، مثل انسانی که گرسنه است ولی غذا برای خوردن پیدا نمی کند.
• در روابط عاطفی زن و شوهر اثر سوء دارد.
• در تعدادی از موارد منجر به روابط خارج از خانواده که دارای تبعات زیادی است، می شود.
• و گاهاً در کمال تأسف منجر به از هم پاشیدن کانون خانواده ها و طلاق می گردد.
امروزه با پیشرفت شگرف رسانه ها دو امر خیلی مهم اتفاق اقتاده است: نقش روابط جنسی در خانواده ها پر رنگ تر شده است، و با بهم خوردن نرمها (اصول پذیرفته شده به عنوان موارد طبیعی) انتظارات طرفین از همدیگر متفاوت تر شده است. در هر حال جامعۀ پزشکی باید بتواند این نیازها را در مسیر صحیح هدایت کرده و وجود احتمالی هر مشکلی را بر طرف نماید. حال اگر پس از بررسیهای لازم به این نتیجه رسیدیم که اختلال جنسی در یک خانم منشاء روحی روانی ندارد، بلکه از یک مشکل عضوی سرچشمه گرفته است، آن می تواند 4 دلیل اصلی داشته باشد:
• منشاء عروقی
• منشاء سیستم عصبی
• منشاء هورمونی
• منشاء آناتومیک
آناتومی رشته ای از علم پزشکی است که در آن اعضاء بدن به تفصیل بررسی و توضیح داده می شوند. از نظر آناتومی دستگاه تناسلی خانم از 5 قسمت مجزا تشکیل شده است که آنها را رویهمرفته فرج یا Vulve می نامند. این 5 قسمت عبارتند از:
• دو عدد لبهای کوچک
• دو عدد لبهای بزرگ
• کلیتوریس
• مجرای ادرار
• واژن یا مهبل
اختلال آناتومیک در هر یک از اجزاء فرج می تواند سبب کاهش اعتماد به نفس و اختلال جنسی شود.
از خصوصیات اختلالات جنسی (Sexual Dysfunction) ناشی از تغییرات آناتومیک (Anatomic) این است که، این بیماران در بسیاری از موارد دچار استرس و اضطراب روحی روانی نیز می شوند. مثلاً بزرگ شدن کلیتوریس ضمن ایجاد درد در هنگام نزدیکی، بعلت ایجاد ظاهر نامناسب در دستگاه تناسلی, سبب فشار روحی و روانی نیز می گردد، در صورتیکه این مشکل به راحتی با جراحی قابل اصلاح است. اختلالات آناتومیک (Anatomical Sexual Dysfunction) ممکن است مادرزادی باشند، یعنی یک دختر با آن متولد می شود و ممکن است اکتسابی باشند، یعنی فرد در ابتدا مشکلی نداشته است، بلکه بعدها دچار اختلالات آناتومیک شده است. در این مبحث عمده اختلالات آناتومیک در خانمها که سبب اختلالات جنسی می شوند را به زبان ساده بحث می کنیم و راههای درمانی هر کدام را توصیف می کنیم، باشد که کمکی به خانمها در جهت رفع مشکلاتشان و استحکام کانون خانواده گردد. مبحث را با بزرگ شدن کلیتوریس شروع می کنیم. ما در این قسمت قصد نداریم هر یک از مباحث را به تفصیل توضیح دهیم، بلکه بطور مختصر و مفید اطلاعاتی را جهت آگاهی خوانندگان محترم فراهم می نمائیم.
بزرگ شدن کلیتوریس (Clitoromegaly)
علل بزرگ شدن کلیتوریس را به 4 دسته اصلی تفسیم می کنند:
• هورمونی
• غیر هورمونی
• بزرگی کاذب
• نا معلوم
بزرگی کلیتوریس (Clitoromegaly) ممکن است مادرزادی بوده و یا در اثر اختلالات هورمونی و یا مصرف هورمونهای مختلف اتفاق بیفتد. از علل شایع آن تخمدانهای پلی کیستیک و ترشح هورمونهای مردانه توسط غدۀ آدرنال است. گاهاً عده ای نیز از تزریق تستوسترون استفاده می کنند که بیشتر توسط ورزشکاران صورت می گیرد و در ترکیب بسیاری از داروهای چربی سوز و لاغر کننده وجود دارد، بدون اینکه فرد مصرف کننده از آن مطلع باشد. عده ای از موارد بزرگ شدن کلیتوریس ناشی از سرطان تخمدان و یا غدۀ فوق کلیه می باشند. بنابراین این بیماران نیاز به بررسی دقیق دارند.
بزرگ شدن کلیتوریس دارای عوارض زیر است:
• کلیتوریس چون عضو بسیار حساس می باشد، گاهی در مواردیکه بزرگ می شود لمس و تماس با آن دردناک شده طوریکه خانم مبتلا به آن دچار کاهش میل جنسی ثانویه به درد در هنگام نزدیکی می شود.
• گاهی بزرگی کلیتوریس خیلی زیاد بوده و ظاهر مردانه بخود می گیرد که برای بیمار از نظر روانی خیلی آزار دهنده است.
درمان بزرگی کلیتوریس (Clitoromegaly)
اختلالات جنسی در خانمها پدیدۀ خیلی پیچیده ای است، درمان صحیح نیازمند تشخیص صحیح است. اختلالات جنسی در خانمها دارای انواع مختلف هستند، ولی کلاً این اختلالات جنسی می توانند دارای دو منشاء باشند: عضوی یا ارگانیک و روحی – روانی یا سایکوژنیک. ما نباید هر اختلالی را در خانمها به مسائل روحی روانی نسبت دهیم، ضمن اینکه مشکلات روحی روانی به عنوان منشاء اختلالات جنسی در خانمها خیلی پررنگ تر از مردان است.
نه تنها در اختلالات جنسی (Sexual Dysfunction)، بلکه در سایر بیماریها نیز ما موقعی می توانیم منشاء بیماری را به مسائل روحی روانی نسبت دهیم که با بررسیهای لازم، مشکلات جسمی یا ارگانیک را رد کرده باشیم. سازمان بهداشت جهانی داشتن رابطۀ جنسی سالم را جزو حقوق اساسی انسان محسوب می کند.
داشتن اختلال جنسی دارای تبعات زیر است:
• انسان را از یکی از اساسی ترین نیازهای بشری محروم می کند، مثل انسانی که گرسنه است ولی غذا برای خوردن پیدا نمی کند.
• در روابط عاطفی زن و شوهر اثر سوء دارد.
• در تعدادی از موارد منجر به روابط خارج از خانواده که دارای تبعات زیادی است، می شود.
• و گاهاً در کمال تأسف منجر به از هم پاشیدن کانون خانواده ها و طلاق می گردد.
امروزه با پیشرفت شگرف رسانه ها دو امر خیلی مهم اتفاق اقتاده است: نقش روابط جنسی در خانواده ها پر رنگ تر شده است، و با بهم خوردن نرمها (اصول پذیرفته شده به عنوان موارد طبیعی) انتظارات طرفین از همدیگر متفاوت تر شده است. در هر حال جامعۀ پزشکی باید بتواند این نیازها را در مسیر صحیح هدایت کرده و وجود احتمالی هر مشکلی را بر طرف نماید. حال اگر پس از بررسیهای لازم به این نتیجه رسیدیم که اختلال جنسی در یک خانم منشاء روحی روانی ندارد، بلکه از یک مشکل عضوی سرچشمه گرفته است، آن می تواند 4 دلیل اصلی داشته باشد:
• منشاء عروقی
• منشاء سیستم عصبی
• منشاء هورمونی
• منشاء آناتومیک
آناتومی رشته ای از علم پزشکی است که در آن اعضاء بدن به تفصیل بررسی و توضیح داده می شوند. از نظر آناتومی دستگاه تناسلی خانم از 5 قسمت مجزا تشکیل شده است که آنها را رویهمرفته فرج یا Vulve می نامند. این 5 قسمت عبارتند از:
• دو عدد لبهای کوچک
• دو عدد لبهای بزرگ
• کلیتوریس
• مجرای ادرار
• واژن یا مهبل
اختلال آناتومیک در هر یک از اجزاء فرج می تواند سبب کاهش اعتماد به نفس و اختلال جنسی شود.
از خصوصیات اختلالات جنسی (Sexual Dysfunction) ناشی از تغییرات آناتومیک (Anatomic) این است که، این بیماران در بسیاری از موارد دچار استرس و اضطراب روحی روانی نیز می شوند. مثلاً بزرگ شدن کلیتوریس ضمن ایجاد درد در هنگام نزدیکی، بعلت ایجاد ظاهر نامناسب در دستگاه تناسلی, سبب فشار روحی و روانی نیز می گردد، در صورتیکه این مشکل به راحتی با جراحی قابل اصلاح است. اختلالات آناتومیک (Anatomical Sexual Dysfunction) ممکن است مادرزادی باشند، یعنی یک دختر با آن متولد می شود و ممکن است اکتسابی باشند، یعنی فرد در ابتدا مشکلی نداشته است، بلکه بعدها دچار اختلالات آناتومیک شده است. در این مبحث عمده اختلالات آناتومیک در خانمها که سبب اختلالات جنسی می شوند را به زبان ساده بحث می کنیم و راههای درمانی هر کدام را توصیف می کنیم، باشد که کمکی به خانمها در جهت رفع مشکلاتشان و استحکام کانون خانواده گردد. مبحث را با بزرگ شدن کلیتوریس شروع می کنیم. ما در این قسمت قصد نداریم هر یک از مباحث را به تفصیل توضیح دهیم، بلکه بطور مختصر و مفید اطلاعاتی را جهت آگاهی خوانندگان محترم فراهم می نمائیم.
بزرگ شدن کلیتوریس (Clitoromegaly)
علل بزرگ شدن کلیتوریس را به 4 دسته اصلی تفسیم می کنند:
• هورمونی
• غیر هورمونی
• بزرگی کاذب
• نا معلوم
بزرگی کلیتوریس (Clitoromegaly) ممکن است مادرزادی بوده و یا در اثر اختلالات هورمونی و یا مصرف هورمونهای مختلف اتفاق بیفتد. از علل شایع آن تخمدانهای پلی کیستیک و ترشح هورمونهای مردانه توسط غدۀ آدرنال است. گاهاً عده ای نیز از تزریق تستوسترون استفاده می کنند که بیشتر توسط ورزشکاران صورت می گیرد و در ترکیب بسیاری از داروهای چربی سوز و لاغر کننده وجود دارد، بدون اینکه فرد مصرف کننده از آن مطلع باشد. عده ای از موارد بزرگ شدن کلیتوریس ناشی از سرطان تخمدان و یا غدۀ فوق کلیه می باشند. بنابراین این بیماران نیاز به بررسی دقیق دارند.
بزرگ شدن کلیتوریس دارای عوارض زیر است:
• کلیتوریس چون عضو بسیار حساس می باشد، گاهی در مواردیکه بزرگ می شود لمس و تماس با آن دردناک شده طوریکه خانم مبتلا به آن دچار کاهش میل جنسی ثانویه به درد در هنگام نزدیکی می شود.
• گاهی بزرگی کلیتوریس خیلی زیاد بوده و ظاهر مردانه بخود می گیرد که برای بیمار از نظر روانی خیلی آزار دهنده است.
درمان بزرگی کلیتوریس (Clitoromegaly)
درمان آن با جراحی است که به اسم کلیتوروپلاستی (Clitoroplasty) نامیده می شود. بسته به نوع، شدت و علت بزرگی کلیتوریس, روشهای جراحی پلاستیک مختلفی برای کاهش اندازۀ کلیتوریس وجود دارند، که با استفاده از آنها کلیتوریس شکل طبیعی خود را می تواند پیدا کند. اسم این عمل جراحی کاهش اندازۀ کلیتوریس (Clitoroplasty, Clitoral Reduction, Clitoral Hood Reduction) می باشد.
بزرگی بیش از حد لبهای کوچک دستگاه تناسلی (Labia Minora)
از نظر آناتومی، شکل و قرارگیری لبهای کوچک در خانمها بسیار متفاوت است. لبهای کوچک (Labia Minora) معمولاً غیر قرینه هستند. آنها ممکن است توسط لبهای بزرگ کاملا پوشانده و دیده نشوند و یا اینکه قابل رویت باشند. اندازۀ لبهای کوچک از نظر علمی 50-7 میلی متر و بطور متوسط 22 میلی متر است. دو گروه از خانمها بدنبال برطرف کردن مشکل آناتومیک در لبهای کوچک فرج (Labia Minora) هستند: یک گروه آنهائی هستند ک بصورت مادرزادی دارای ابهام در دستگاه تناسلی بوده اند و یک گروه دیگر افراد از نظر ژنتیک خانم هستند که بعلت تغییرات مرضی در لبهای کوچک فرج در زندگی زناشوئی دچار مشکل می شوند. اختلالات آناتومیک در لبهای کوچک فرج زیاد هستند که شایعترین آنها بزرگی بیش از حد و خارج از میزان (Range) طبیعی است. این بیماری نیز نوع مادرزادی و اکتسابی دارد. باید به خاطر داشت مختصر بزرگی لبهای کوچک هیچ مشکلی برای بیمار ایجاد نمی کند و نیازمند اقدام خاصی نیست، فقط بزرگی بیش از حد است که سبب مداخله با فعالیتهای روزانه و روابط زناشوئی می شود.
عوارض بزرگی بیش از حد لبهای کوچک دستگاه تناسلی عبارتند از:
• احساس درد با پوشیدن لباسهای زیر چسبناک
• ایجاد مزاحمت و درد در حین فعالیتهای ورزشی
• سبب مزاحمت در حین رابطۀ جنسی بعلت تا شدن
• ایجاد ظاهر نا مناسب و استرس روانی
درمان بزرگی بیش از حد لبهای کوچک دستگاه تناسلی
برای درمان این بیماری یک عمل جراحی بنام لابیا پلاستی لبهای کوچک (Labiaplasty, Labia Minora Plasty) وجود دارد که در آن با جراحی از اندازۀ لبهای کوچک کاسته می شود. چون برای این عمل جراحی روشهای مختلفی وجود دارد، معمولاً همکاران متخصص زنان و زایمان مقدار زیادی لبهای کوچک را بریده و لبه های آنرا بهم می دوزند. آن سبب می شود که شکل و رنگ طبیعی لبهای کوجک آسیب ببینند، اخیراً روشهای پلاستیک جدیدی ابداع شده اند که سبب حفظ ظاهر و عملکرد طبیعی این عضو می شوند.
روشهای عمل جراحی لابیاپلاستی (Labiaplasty)
• بریدن یک تکه از لبه لب کوچک (Edge Resection) که اولین و قدیمی ترین روش برای لابیاپلاستی است و در کشور ما نیز مرسوم است. این روش دیگر منسوخ شده است، چون سبب ظاهر نامناسب فرج می شود و احتمال آسیب به اعصاب نیز وجود دارد.
• برداشتن یک گوه از وسط لب کوچک (Central Wedge Resection): در این روش از ضخیم ترین قسمت لب کوچک (Labia Minora) یک تکه بشکل گوه (Wedge) برداشته می شود. در این روش ظاهر طبیعی لب کوچک حفظ می شود. چون در این روش نیز یک تکه کامل از لب کوچک برداشته می شود، احتمال آسیب به اعصاب وجود دارد.
• زد پلاستی (Z plasty) که مناسبترین روش لابیا پلاستی (Labiaplasy) است.
معمولاً هر نوع اصلاح لازم در آناتومی دستگاه تناسلی در یک جلسه انجام می شوند. گاها یک پوست اضافی سبب پوشانده شدن کلیتوریس و ایجاد اشکال در رابطه زناشوئی می شود، که همزمان با عمل لابیاپلاستی می توان آنرا نیز اصلاح کرد.
انجام عمل لابیاپلاستی (Labiaplasty) در موارد زیر ممنوع است:
• وجود عفونت
• وجود سرطان
• در خانمهائیکه سیگار می کشند، چون ترمیم محل عمل با مشکل مواجه می شود.
ممکن است بصورت مادرزادی، با گذشت زمان و یا در اثر حوادث مختلف، لبهای بزرگ فرج (Labia Majora) و واژن متحمل تغییراتی شوند که آنها را نیز می توان با جراحی اصلاح کرد، که به ترتیب لابیاپلاستی لبهای بزرگ (Labia Majora Plasty) و واژینوپلاستی (Vaginoplasy) گفته می شوند.
خوانندگان محترم توجه داشته باشند که فرد باید از نظر علم پزشکی به تشخیص پزشک دارای مشکل باشد و این مشکل در زندگی روزمره وی اختلال ایجاد کرده باشد تا تحت اعمال جراحی فوق قرار گیرند.
بزرگی بیش از حد لبهای کوچک دستگاه تناسلی (Labia Minora)
از نظر آناتومی، شکل و قرارگیری لبهای کوچک در خانمها بسیار متفاوت است. لبهای کوچک (Labia Minora) معمولاً غیر قرینه هستند. آنها ممکن است توسط لبهای بزرگ کاملا پوشانده و دیده نشوند و یا اینکه قابل رویت باشند. اندازۀ لبهای کوچک از نظر علمی 50-7 میلی متر و بطور متوسط 22 میلی متر است. دو گروه از خانمها بدنبال برطرف کردن مشکل آناتومیک در لبهای کوچک فرج (Labia Minora) هستند: یک گروه آنهائی هستند ک بصورت مادرزادی دارای ابهام در دستگاه تناسلی بوده اند و یک گروه دیگر افراد از نظر ژنتیک خانم هستند که بعلت تغییرات مرضی در لبهای کوچک فرج در زندگی زناشوئی دچار مشکل می شوند. اختلالات آناتومیک در لبهای کوچک فرج زیاد هستند که شایعترین آنها بزرگی بیش از حد و خارج از میزان (Range) طبیعی است. این بیماری نیز نوع مادرزادی و اکتسابی دارد. باید به خاطر داشت مختصر بزرگی لبهای کوچک هیچ مشکلی برای بیمار ایجاد نمی کند و نیازمند اقدام خاصی نیست، فقط بزرگی بیش از حد است که سبب مداخله با فعالیتهای روزانه و روابط زناشوئی می شود.
عوارض بزرگی بیش از حد لبهای کوچک دستگاه تناسلی عبارتند از:
• احساس درد با پوشیدن لباسهای زیر چسبناک
• ایجاد مزاحمت و درد در حین فعالیتهای ورزشی
• سبب مزاحمت در حین رابطۀ جنسی بعلت تا شدن
• ایجاد ظاهر نا مناسب و استرس روانی
درمان بزرگی بیش از حد لبهای کوچک دستگاه تناسلی
برای درمان این بیماری یک عمل جراحی بنام لابیا پلاستی لبهای کوچک (Labiaplasty, Labia Minora Plasty) وجود دارد که در آن با جراحی از اندازۀ لبهای کوچک کاسته می شود. چون برای این عمل جراحی روشهای مختلفی وجود دارد، معمولاً همکاران متخصص زنان و زایمان مقدار زیادی لبهای کوچک را بریده و لبه های آنرا بهم می دوزند. آن سبب می شود که شکل و رنگ طبیعی لبهای کوجک آسیب ببینند، اخیراً روشهای پلاستیک جدیدی ابداع شده اند که سبب حفظ ظاهر و عملکرد طبیعی این عضو می شوند.
روشهای عمل جراحی لابیاپلاستی (Labiaplasty)
• بریدن یک تکه از لبه لب کوچک (Edge Resection) که اولین و قدیمی ترین روش برای لابیاپلاستی است و در کشور ما نیز مرسوم است. این روش دیگر منسوخ شده است، چون سبب ظاهر نامناسب فرج می شود و احتمال آسیب به اعصاب نیز وجود دارد.
• برداشتن یک گوه از وسط لب کوچک (Central Wedge Resection): در این روش از ضخیم ترین قسمت لب کوچک (Labia Minora) یک تکه بشکل گوه (Wedge) برداشته می شود. در این روش ظاهر طبیعی لب کوچک حفظ می شود. چون در این روش نیز یک تکه کامل از لب کوچک برداشته می شود، احتمال آسیب به اعصاب وجود دارد.
• زد پلاستی (Z plasty) که مناسبترین روش لابیا پلاستی (Labiaplasy) است.
معمولاً هر نوع اصلاح لازم در آناتومی دستگاه تناسلی در یک جلسه انجام می شوند. گاها یک پوست اضافی سبب پوشانده شدن کلیتوریس و ایجاد اشکال در رابطه زناشوئی می شود، که همزمان با عمل لابیاپلاستی می توان آنرا نیز اصلاح کرد.
انجام عمل لابیاپلاستی (Labiaplasty) در موارد زیر ممنوع است:
• وجود عفونت
• وجود سرطان
• در خانمهائیکه سیگار می کشند، چون ترمیم محل عمل با مشکل مواجه می شود.
ممکن است بصورت مادرزادی، با گذشت زمان و یا در اثر حوادث مختلف، لبهای بزرگ فرج (Labia Majora) و واژن متحمل تغییراتی شوند که آنها را نیز می توان با جراحی اصلاح کرد، که به ترتیب لابیاپلاستی لبهای بزرگ (Labia Majora Plasty) و واژینوپلاستی (Vaginoplasy) گفته می شوند.
خوانندگان محترم توجه داشته باشند که فرد باید از نظر علم پزشکی به تشخیص پزشک دارای مشکل باشد و این مشکل در زندگی روزمره وی اختلال ایجاد کرده باشد تا تحت اعمال جراحی فوق قرار گیرند.
عوارض سوء مصرف مواد نیروزا بر روی باروری و عملکرد جنسی
استروئیدهای آنابولیک(Anabolic Steroids) یا داروهای آنابولیک یا مواد نیروزا، برای اولین بار در دهۀ 1930 ساخته شدند و در پزشکی موارد استفاده اندک دارند. در سال 1939، Ruzicka و Butenandt بعلت سنتز تستوسترون در آزمایشگاه، برندة جایزة نوبل شیمی شدند. موضوع مورد بحث این نوشتار مصرف پزشکی این داروها نیست، بلکه سوء مصرف این داروها است که بدون تجویز پزشک و در مقادیر زیاد مورد استفاده قرار می گیرند. استفاده از داروهای آنابولیک در افرادیکه از نظر پزشکی نیازی به آن ندارند اصلاً توصیه نمی شود و پر عارضه است، و تجویز نابجای آنها در خانمها نیز عوارض عدیده ای به همراه خواهد داشت.
امروزه سوء مصرف این داروها در سه گروه بیشتر دیده می شود:
1. افرادیکه جهت بدن سازی و افزایش تودة عضلانی بدن از این داروها استفاده می کنند.
2. ورزشکارانیکه جهت افزایش نیروی خود این داروها را مورد استفاده قرار می دهند که در اصطلاح به آن دوپینگ می گویند.
3. افراد لاغر و ضعیف که به امید افزایش اشتها، وزن و نیروی جسمانی روی به این داروها می آورند.
این داروها کلاً دو نوع اثر در بدن دارند (هم در مرد و هم در زن):
1. اثرات مردانگی که شامل تحریک غدد چربی پوست و ایجاد جوشهای جلدی، افزابش موهای ناحیة عانه، سینه، پشت و دستها و پاها، کلفت شدن صدا، بزرگ شدن کلیتوریس در خانمها، مهار هورمونهای جنسی و ایجاد اختلال در باروری.
2. اثرات متابولیکی که عبارتند از، تحریک مغز استخوان و افزایش تعداد گلبولهای قرمز و افزایش تولید پروتئین توسط. تمامی داروهای آنابولیک دارای هر دو اثر هستند ولی نسبت متفاوت است. به عنوان مقایسه، هورمون تستوسترون اثرات مردزائی و متابولیکی یکسانی دارد که بصورت 1:1 نشانداده می شود. این نسبت در سایر داروهای آنابولیک که در کشور ما مورد استفاده قرار می گیرند، به قرار زیر می باشد (اثرات متابولیک : اثرات مردزائی)
تستوسترون 1:1
متیل تستوسترون 1:1
فلوکسی مسترون 1:2
اکسی متالون 1:3
اوکساندرولون 1:3 تا 1:13
ناندرولون 1:2 تا 1:4
در پزشکی از اثرات متابولیکی این داروها بیشتر در بیماران سرطانی که تحت شیمی درمانی هستند، استفاده می شود. گاهاً در موارد نادر در کم کاری غدد جنسی در مردان نیز تجویز می شوند.
این داروها به 3 شکل مورد استفاده قرار می گیرند: خوراکی، تزریقی، و جلدی.
نوع خوراکی تستوسترون اگر به مدت طولانی مصرف شود، منجر به آسیب کبدی می گردد.
عوارض داروهای آنابولیک (Anabolic Steroids)
استفادة طولانی مدت و یا مقادیر زیاد از این داروها می تواند برای سلامتی خطرناک باشد. بسیاری از این عوارض در مردان و زنان مشترک هستند، ولی این داروها عوارض وابسته به جنس هم دارند که در زیر توضیح داده خواهند شد:
1. این داروها فشار خون را افزایش می دهند، و این افزایش در افرادیکه از قبل دارای فشار خون هستند، بیشتر است.
2. داروهای آنابولیک سبب کاهش چربی مفید خون و افزایش چربی مضر خون می شوند.
3. این هورمونها، بویژه تستوسترون، وقوع بیماریهای قلبی عروقی را زیاد می کنند. از عوارض قلبی عروقی می توان از افزایش ضخامت بطن چپ قلب، نامنظمی ضربان قلب، نارسائی قلب، حملات قلبی و مرگ ناگهانی قلبی نام برد.
4. داروهای آنابولیک بعلت تحریک غدد چربی پوست، سبب ایجاد یا تشدید جوشهای پوستی می شوند.
5. مقادیر زیاد از این داروها به شکل خوراکی سبب آسیب به کبد می شوند. امروزه نوع خوراکی تستوسترون بندرت مصرف می شود. بعضی از انواع این هورمونها سبب افزایش بروز سرطان کبد نیز می گردند. در تعدادی از ورزشکاران، سرطان کبدی ناشی از این داروها گزارش شده است.
6. داروهای آنابولیک (Anabolic Steroids) مغز استخوان را تحریک کرده و سبب افزایش تعداد گلبولهای قرمز خون می شوند، در نتیجه غلظت خون افزایش می بابد.
7. عامل طاسی هورمونهای مردانه است. در خانمها چون مقادیر سرمی این هورمونها اندک هستند، در نتیجه دچار طاسی موی سر نمی شوند. مصرف داروهای آنابولیک سبب تشدید طاسی در مردان و ایجاد طاسی در زنان می شود.
8. یک عده عوارض مختص مردان می باشند که بالقوه خطرناک هستند. آنها عبارتند از:
الف. مقداری از هورمون تستوسترون در بدن مردان تبدیل به هورمون استرادیول (هورمون زنانه) می شود، این هورمون سبب افزایش رشد سینه ها و بزرگی سینه ها در مرد می شود.
ب. تولید هورمون تستوسترون توسط بیضه ها تحت تأثیر مستقیم غدة هیپوفیز در مغز می باشد. تستوسترون سبب مهار ترشح هورمونهای غدة هیپوفیز شده و منجر به ایجاد اختلالات جنسی در مردان می شود که در اصطلاح به آن کم کاری غدد جنسی نیز می گویند.
استروئیدهای آنابولیک(Anabolic Steroids) یا داروهای آنابولیک یا مواد نیروزا، برای اولین بار در دهۀ 1930 ساخته شدند و در پزشکی موارد استفاده اندک دارند. در سال 1939، Ruzicka و Butenandt بعلت سنتز تستوسترون در آزمایشگاه، برندة جایزة نوبل شیمی شدند. موضوع مورد بحث این نوشتار مصرف پزشکی این داروها نیست، بلکه سوء مصرف این داروها است که بدون تجویز پزشک و در مقادیر زیاد مورد استفاده قرار می گیرند. استفاده از داروهای آنابولیک در افرادیکه از نظر پزشکی نیازی به آن ندارند اصلاً توصیه نمی شود و پر عارضه است، و تجویز نابجای آنها در خانمها نیز عوارض عدیده ای به همراه خواهد داشت.
امروزه سوء مصرف این داروها در سه گروه بیشتر دیده می شود:
1. افرادیکه جهت بدن سازی و افزایش تودة عضلانی بدن از این داروها استفاده می کنند.
2. ورزشکارانیکه جهت افزایش نیروی خود این داروها را مورد استفاده قرار می دهند که در اصطلاح به آن دوپینگ می گویند.
3. افراد لاغر و ضعیف که به امید افزایش اشتها، وزن و نیروی جسمانی روی به این داروها می آورند.
این داروها کلاً دو نوع اثر در بدن دارند (هم در مرد و هم در زن):
1. اثرات مردانگی که شامل تحریک غدد چربی پوست و ایجاد جوشهای جلدی، افزابش موهای ناحیة عانه، سینه، پشت و دستها و پاها، کلفت شدن صدا، بزرگ شدن کلیتوریس در خانمها، مهار هورمونهای جنسی و ایجاد اختلال در باروری.
2. اثرات متابولیکی که عبارتند از، تحریک مغز استخوان و افزایش تعداد گلبولهای قرمز و افزایش تولید پروتئین توسط. تمامی داروهای آنابولیک دارای هر دو اثر هستند ولی نسبت متفاوت است. به عنوان مقایسه، هورمون تستوسترون اثرات مردزائی و متابولیکی یکسانی دارد که بصورت 1:1 نشانداده می شود. این نسبت در سایر داروهای آنابولیک که در کشور ما مورد استفاده قرار می گیرند، به قرار زیر می باشد (اثرات متابولیک : اثرات مردزائی)
تستوسترون 1:1
متیل تستوسترون 1:1
فلوکسی مسترون 1:2
اکسی متالون 1:3
اوکساندرولون 1:3 تا 1:13
ناندرولون 1:2 تا 1:4
در پزشکی از اثرات متابولیکی این داروها بیشتر در بیماران سرطانی که تحت شیمی درمانی هستند، استفاده می شود. گاهاً در موارد نادر در کم کاری غدد جنسی در مردان نیز تجویز می شوند.
این داروها به 3 شکل مورد استفاده قرار می گیرند: خوراکی، تزریقی، و جلدی.
نوع خوراکی تستوسترون اگر به مدت طولانی مصرف شود، منجر به آسیب کبدی می گردد.
عوارض داروهای آنابولیک (Anabolic Steroids)
استفادة طولانی مدت و یا مقادیر زیاد از این داروها می تواند برای سلامتی خطرناک باشد. بسیاری از این عوارض در مردان و زنان مشترک هستند، ولی این داروها عوارض وابسته به جنس هم دارند که در زیر توضیح داده خواهند شد:
1. این داروها فشار خون را افزایش می دهند، و این افزایش در افرادیکه از قبل دارای فشار خون هستند، بیشتر است.
2. داروهای آنابولیک سبب کاهش چربی مفید خون و افزایش چربی مضر خون می شوند.
3. این هورمونها، بویژه تستوسترون، وقوع بیماریهای قلبی عروقی را زیاد می کنند. از عوارض قلبی عروقی می توان از افزایش ضخامت بطن چپ قلب، نامنظمی ضربان قلب، نارسائی قلب، حملات قلبی و مرگ ناگهانی قلبی نام برد.
4. داروهای آنابولیک بعلت تحریک غدد چربی پوست، سبب ایجاد یا تشدید جوشهای پوستی می شوند.
5. مقادیر زیاد از این داروها به شکل خوراکی سبب آسیب به کبد می شوند. امروزه نوع خوراکی تستوسترون بندرت مصرف می شود. بعضی از انواع این هورمونها سبب افزایش بروز سرطان کبد نیز می گردند. در تعدادی از ورزشکاران، سرطان کبدی ناشی از این داروها گزارش شده است.
6. داروهای آنابولیک (Anabolic Steroids) مغز استخوان را تحریک کرده و سبب افزایش تعداد گلبولهای قرمز خون می شوند، در نتیجه غلظت خون افزایش می بابد.
7. عامل طاسی هورمونهای مردانه است. در خانمها چون مقادیر سرمی این هورمونها اندک هستند، در نتیجه دچار طاسی موی سر نمی شوند. مصرف داروهای آنابولیک سبب تشدید طاسی در مردان و ایجاد طاسی در زنان می شود.
8. یک عده عوارض مختص مردان می باشند که بالقوه خطرناک هستند. آنها عبارتند از:
الف. مقداری از هورمون تستوسترون در بدن مردان تبدیل به هورمون استرادیول (هورمون زنانه) می شود، این هورمون سبب افزایش رشد سینه ها و بزرگی سینه ها در مرد می شود.
ب. تولید هورمون تستوسترون توسط بیضه ها تحت تأثیر مستقیم غدة هیپوفیز در مغز می باشد. تستوسترون سبب مهار ترشح هورمونهای غدة هیپوفیز شده و منجر به ایجاد اختلالات جنسی در مردان می شود که در اصطلاح به آن کم کاری غدد جنسی نیز می گویند.
ج. بیضه ها محل تولید اسپرم هستند. تولید اسپرم توسط بیضه ها تحت تأثیر هورمونی به نام FSH است که توسط غدة هیپوفیز ترشح می شود. هورمون تستوسترون و هر داروی دیگری که خواص تستوسترون را دارد، بشدت سبب مهار ترشح هورمون FSH توسط هیپوفیز می گردد. مصرف طولانی مدت این داروها دارای یک عارضة بسیار خطرناکی است که آنهم کوچک شدن بیضه ها است. در این مردان بیضه ها تقریباً از بین رفته و تولید اسپرم به صفر می رسد و مرد قدرت باروری خود را از دست می دهد. متأسفانه در این مرحله کمک چندان زیادی نمی توان به بیمار کرد، ولی اگر در مراحل اولیه مراجعه کنند، تا حدود زیادی می توان جلوی تحلیل رفتن بیضه ها را گرفت. بنده زوجهای زیادی را دیده ام که قدرت باروری شوهر بعلت مصرف مقادیر زیادی از این داروها در دورانیکه مجرد بوده است آسیب دیده و پس از ازدواج بعلت ناباروری مرد، کار به جدائی کشیده شده است. بدین جهت توصیه می شود، مردانیکه به مدت طولانی از این داروها استفاده کرده اند، تحت بررسیهای لازم قرار گیرند.
د. در مردان رشد پروستات رابطة مستقیم با هورمون تستوسترون دارد. در مردانیکه از این هورمونها استفاده می کنند، رشد پروستات تسریع می شود و سبب ایجاد مشکلات اداری می گردد. متأسفانه سرطان پروستات در مردان شایع بوده و بسیاری از آنها نیز بصورت مخفی هستند، یعنی فرد اطلاع از وجود سرطان پروستات در خود را ندارد. هورمونهای آنابولیک از جمله تستوسترون هم می توانند بروز سرطان پروستات را افزایش دهند و هم اینکه در صورت وجود سرطان پروستات، رشد آنرا تسریع نمایند.
9. یک عده عوارض هم هستند که در خانمها بیشتر خود نمائی می کنند:
الف: مصرف این هورمونها بشدت سبب افزایش موهای زاید بدن می شود.
ب: مصرف طولانی مدت هورمونهای آنابولیک سبب بزرگی کلیتوریس، کوچک شدن سینه ها و بهم خوردن عادت ماهیانه در خانمها می شود.
ج: هورمونهای آنابولیک در خانمها نیز سبب مهار شدید غدة هیپوفیز شده و آن منجر به عدم ساخته شدن فولیکول، اختلال در تخمک گذاری و ناباروی زن می گردد.
د: در صورت استفاده از داروهای آنابولیک توسط خانمهای حامله، اگر جنین دختر باشد بصورت پسر و اگر جنین پسر باشد، بصورت دختر تکامل می یابد و سبب ایجاد مشکلات عدیده می گردد.
بزرگی کلیتوریس، کلفت شدن صدا و کوچک شدن سینه ها در خانمها، عوارضی هستند که غیر قابل برگشت می باشند.
10. یک عده عوارض هم در جوانانیکه در سن بلوغ از این داروها استفاده می کنند، دیده می شوند:
الف: هورمونهای استروئیدی سبب بسته شدن زودرس اپیفیز استخوانها شده و در نتیجه قد فرد کوتاه باقی می ماند. قد دخترانیکه در سنین پائین عادت ماهیانه می شوند، کوتاه باقی می ماند.
ب: مصرف هورمونهای استروئیدی سبب زودتر ضاهر شدن صفات جنسی ثانویه می گردد.
11. مصرف طولانی مدت این داروها سبب بروز علائم روانی بصورت تهاجم، خشونت، افسردگی، خود کشی و حتی وابستگی داروئی می شود.
اگر فردی بیش ازیک نوع از این هورمونها را همزمان مصرف نماید، عوارض بیشتر و شدیدتر خواهند بود.
در پایان لازم است چند نکته جهت اطلاع خوانندگان گرامی به عرض برسانم. مورد مصرف پزشکی داروهای آنابولیک خیلی اندک است، ولی متأسفانه در جامعه ما سوء مصرف این داروها نسبتاً زیاد است. مصرف این داروها در افرادیکه از نظر پزشکی نیاز به آن ندارند، بویژه در مردان مثل سمّ عمل می کند. نکتة بسیار مهم این است که در رسانه ها بویژه شبکه های ماهواره ای و اینترنت، داروهای مقوی و نیروزا که ادعا می شود گیاهی هستند، بصورت وسیع تبلیغ می شوند. بسیاری از این داروهای به اصطلاح گیاهی، مقایر خطرناکی از انواع هورمونهای آنابولیک دارند که فرد بدون آگاهی از وجود این ترکیبات، اقدام به مصرف آنها می نماید، و در دراز مدت تنها چیزیکه عاید وی می شود، عوارض خطرناک این داروها خواهد بود. هر فردیکه سابقة مصرف طولانی مدت و یا مقادیر زیادی از این داروها دارد باید مورد بررسی قرار گیرد تا در صورت لزوم، اقدامات لازم بعمل آید.
د. در مردان رشد پروستات رابطة مستقیم با هورمون تستوسترون دارد. در مردانیکه از این هورمونها استفاده می کنند، رشد پروستات تسریع می شود و سبب ایجاد مشکلات اداری می گردد. متأسفانه سرطان پروستات در مردان شایع بوده و بسیاری از آنها نیز بصورت مخفی هستند، یعنی فرد اطلاع از وجود سرطان پروستات در خود را ندارد. هورمونهای آنابولیک از جمله تستوسترون هم می توانند بروز سرطان پروستات را افزایش دهند و هم اینکه در صورت وجود سرطان پروستات، رشد آنرا تسریع نمایند.
9. یک عده عوارض هم هستند که در خانمها بیشتر خود نمائی می کنند:
الف: مصرف این هورمونها بشدت سبب افزایش موهای زاید بدن می شود.
ب: مصرف طولانی مدت هورمونهای آنابولیک سبب بزرگی کلیتوریس، کوچک شدن سینه ها و بهم خوردن عادت ماهیانه در خانمها می شود.
ج: هورمونهای آنابولیک در خانمها نیز سبب مهار شدید غدة هیپوفیز شده و آن منجر به عدم ساخته شدن فولیکول، اختلال در تخمک گذاری و ناباروی زن می گردد.
د: در صورت استفاده از داروهای آنابولیک توسط خانمهای حامله، اگر جنین دختر باشد بصورت پسر و اگر جنین پسر باشد، بصورت دختر تکامل می یابد و سبب ایجاد مشکلات عدیده می گردد.
بزرگی کلیتوریس، کلفت شدن صدا و کوچک شدن سینه ها در خانمها، عوارضی هستند که غیر قابل برگشت می باشند.
10. یک عده عوارض هم در جوانانیکه در سن بلوغ از این داروها استفاده می کنند، دیده می شوند:
الف: هورمونهای استروئیدی سبب بسته شدن زودرس اپیفیز استخوانها شده و در نتیجه قد فرد کوتاه باقی می ماند. قد دخترانیکه در سنین پائین عادت ماهیانه می شوند، کوتاه باقی می ماند.
ب: مصرف هورمونهای استروئیدی سبب زودتر ضاهر شدن صفات جنسی ثانویه می گردد.
11. مصرف طولانی مدت این داروها سبب بروز علائم روانی بصورت تهاجم، خشونت، افسردگی، خود کشی و حتی وابستگی داروئی می شود.
اگر فردی بیش ازیک نوع از این هورمونها را همزمان مصرف نماید، عوارض بیشتر و شدیدتر خواهند بود.
در پایان لازم است چند نکته جهت اطلاع خوانندگان گرامی به عرض برسانم. مورد مصرف پزشکی داروهای آنابولیک خیلی اندک است، ولی متأسفانه در جامعه ما سوء مصرف این داروها نسبتاً زیاد است. مصرف این داروها در افرادیکه از نظر پزشکی نیاز به آن ندارند، بویژه در مردان مثل سمّ عمل می کند. نکتة بسیار مهم این است که در رسانه ها بویژه شبکه های ماهواره ای و اینترنت، داروهای مقوی و نیروزا که ادعا می شود گیاهی هستند، بصورت وسیع تبلیغ می شوند. بسیاری از این داروهای به اصطلاح گیاهی، مقایر خطرناکی از انواع هورمونهای آنابولیک دارند که فرد بدون آگاهی از وجود این ترکیبات، اقدام به مصرف آنها می نماید، و در دراز مدت تنها چیزیکه عاید وی می شود، عوارض خطرناک این داروها خواهد بود. هر فردیکه سابقة مصرف طولانی مدت و یا مقادیر زیادی از این داروها دارد باید مورد بررسی قرار گیرد تا در صورت لزوم، اقدامات لازم بعمل آید.
یائسگی در مردان
یائسگی در زنان یا به اصطلاح علمی آن منوپوز یک پدیدة فیزیولوژیک بخوبی شناخته شده ای است، که تقریباً هیچ خانمی را فرار از آن متصور نمی باشد. ولی یائسگی در مردان (Andropause) یک فرایند پیچیده و هنوز مورد بحث و جدل است. امروزه با افزایش طول متوسط عمر در جوامع مختلف، کیفیت زندگی در مردان مسن بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در مردان، افزایش سن همراه با کاهش پیشروندة سطح هورمون مردانه یا همان تستوسترون می باشد. اگر میزان غلظت تستوسترون خون در افراد مسن، کمتر از میزان حداقل در افراد جوان باشد، آنرا اصطلاحاً یائسگی مردانه یا کم کاری غدد جنسی (بیضه ها) می نامند. سازمان بهداشت جهانی (WHO) از یائسگی مردانه تحت عنوان "کم کاری غدد جنسی دیر رس" در مردان یاد می کند.
این تغییر هورمونی سبب ایجاد یک مجموعه ای از علائم جسمی و روانی می گردد. یائسگی مردانه چیزی نیست به جز کمبود هورمون مردانه یا تستوسترون. کاهش تستوسترون وابسته به سن است، و با بالا رفتن سن بیشتر کاهش می یابد. با بالا رفتن سن علاوه از اینکه میزان تستوسترون خون کاهش می یابد، از حساسیت بافتها به تستوسترون نیز کاسته می شود. کاهش طولانی مدت میزان تستوسترون خون، دارای اثرات سوء بر روی استخوان، عضله، مغز و چربیهای خون است. کاهش میزان تستوسترون خون در مردان از حدود 30 سالگی شروع و پس از آن تقریباً هر سال یک درصد از میزان تستوسترون خون کاسته می شود. در هفت درصد مردان 60-40 ساله، و 70 درصد درصد مردان 79-70 ساله، میزان تستوسترون خون کمتر از حداقل آن در افراد جوان خواهد بود. علائم اصلی کاهش تستوسترون در مردان عبارتند از: کاهش میل جنسی، تحلیل رفتن تودة عضلانی بدن به همراه کاهش قدرت عضلانی، کاهش توان عملکرد فیزیکی و گاها ذهنی، افسردگی، تغییر در رفتار، خستگی، تحریک پذیری و گاهاً گُرگرفتگی. غالباً علائم فوق به بالا رفتن سن و پیری نسبت داده می شوند، در صورتیکه مشکل بالا رفتن سن یا پیری نیست.
برخلاف خانمها، شروع یائسگی در مردان غیر قابل پیش بینی و تدریجی است، و این سبب می شود که در تشخیص و درمان اینگونه مردان تعلل پیش آید. ما بین 75-25 سالگی یک کاهش پیشرونده در عملکرد بیضه ها (که محل اصلی تولید هورمون مردانه است) اتفاق می افتد، این کاهش ما بین 50-45 سالگی به حداکثر می رسد، طوریکه میزان تستوسترون آزاد خون 50 درصد کاهش می یابد. موضوع حائز اهمیت این است که در مردان میانسالی (70-40 ساله) که میزان تستوسترون خون کاهش می یابد، خطر تصلب شرائین که پیش درآمد سکتة قلبی و مغزی است، بیشتر می شود. در حقیقت هورمون مردانه یک عامل حفاظتی در مقابل تصلب شرائین است. یک عده عوامل در کاهش میزان تستوسترون خون دخیل هستند، مثل سوء مصرف الکل، چاقی، بیماری قند، و مصرف بعضی از داروها. تشخیص یائسگی در مردان می تواند مشکل باشد، چون تمامی علائم به یک باره ظاهر نمی شوند و بروز علائم تدریجی و در ضمن شدت علایم متغیر است، بررسیها نشان داده اند که تجویز هورمونهای مردانه در این افراد، سبب افزایش میل جنسی، افزایش توده عضلانی بدن و قدرت عضلانی، افزایش عملکرد ذهنی، کاهش LDL (چربی مضر) و افزایش مختصر HDL (چربی مفید خون) می شود. یک بررسی اخیر نشان داده است که یک رابطة معکوس ما بین میزان تستوسترون آزاد خون و علائم افسردگی وجود دارد. یعنی هر قدر میزان تستوسترون خون اندک باشد، میزان علائم افسردگی بیشتر است. یا به عبارت دیگر، مردان مسنی که با علائم افسردگی مراجعه می کنند، لازم است از نظر وجود یائسگی مردانه بررسی شوند، و در صورت لزوم از تجویز بی مورد داروهای ضد افسردگی، که بعضاً هم پر عارضه هستند، اجتناب کرد.
برای تشخیص یائسگی در مردان یک پرسشنامة معتبری از طرف دانشگاه سنت لوئیس ابداع شده است، که در آن 10 پرسش زیر از فردیکه مشکوک به یائسگی مردانه است پرسیده می شوند:
1. آیا میل جنسی در شما کاهش یافته است؟
2. آیا شما احساس نمی کنید که فاقد انرژی هستید؟
3. آیا توان عضلانی و مقاومت شما کاهش یافته است؟
4. آیا شما فکر نمی کنید که قدتان کوتاه شده است؟
5. آیا شما فکر نمی کنید که دیگر از زندگی کمتر لذت می برید؟
6. آیا شما احساس غمگینی یا عصبانیت نمی کنید؟
7. آیا شدت نعوظ در شما کاسته نشده است؟
8. آیا شما اخیراً احساس نمی کنید که از توانائی شما در انجام ورزشهای مختلف کاسته شده است؟
9. آیا شما پس از خوردن نهار به خواب نمی روید؟
10. آیا اخیراً توانائی شما در انجام کارهایتان کم نشده است؟
یائسگی در زنان یا به اصطلاح علمی آن منوپوز یک پدیدة فیزیولوژیک بخوبی شناخته شده ای است، که تقریباً هیچ خانمی را فرار از آن متصور نمی باشد. ولی یائسگی در مردان (Andropause) یک فرایند پیچیده و هنوز مورد بحث و جدل است. امروزه با افزایش طول متوسط عمر در جوامع مختلف، کیفیت زندگی در مردان مسن بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در مردان، افزایش سن همراه با کاهش پیشروندة سطح هورمون مردانه یا همان تستوسترون می باشد. اگر میزان غلظت تستوسترون خون در افراد مسن، کمتر از میزان حداقل در افراد جوان باشد، آنرا اصطلاحاً یائسگی مردانه یا کم کاری غدد جنسی (بیضه ها) می نامند. سازمان بهداشت جهانی (WHO) از یائسگی مردانه تحت عنوان "کم کاری غدد جنسی دیر رس" در مردان یاد می کند.
این تغییر هورمونی سبب ایجاد یک مجموعه ای از علائم جسمی و روانی می گردد. یائسگی مردانه چیزی نیست به جز کمبود هورمون مردانه یا تستوسترون. کاهش تستوسترون وابسته به سن است، و با بالا رفتن سن بیشتر کاهش می یابد. با بالا رفتن سن علاوه از اینکه میزان تستوسترون خون کاهش می یابد، از حساسیت بافتها به تستوسترون نیز کاسته می شود. کاهش طولانی مدت میزان تستوسترون خون، دارای اثرات سوء بر روی استخوان، عضله، مغز و چربیهای خون است. کاهش میزان تستوسترون خون در مردان از حدود 30 سالگی شروع و پس از آن تقریباً هر سال یک درصد از میزان تستوسترون خون کاسته می شود. در هفت درصد مردان 60-40 ساله، و 70 درصد درصد مردان 79-70 ساله، میزان تستوسترون خون کمتر از حداقل آن در افراد جوان خواهد بود. علائم اصلی کاهش تستوسترون در مردان عبارتند از: کاهش میل جنسی، تحلیل رفتن تودة عضلانی بدن به همراه کاهش قدرت عضلانی، کاهش توان عملکرد فیزیکی و گاها ذهنی، افسردگی، تغییر در رفتار، خستگی، تحریک پذیری و گاهاً گُرگرفتگی. غالباً علائم فوق به بالا رفتن سن و پیری نسبت داده می شوند، در صورتیکه مشکل بالا رفتن سن یا پیری نیست.
برخلاف خانمها، شروع یائسگی در مردان غیر قابل پیش بینی و تدریجی است، و این سبب می شود که در تشخیص و درمان اینگونه مردان تعلل پیش آید. ما بین 75-25 سالگی یک کاهش پیشرونده در عملکرد بیضه ها (که محل اصلی تولید هورمون مردانه است) اتفاق می افتد، این کاهش ما بین 50-45 سالگی به حداکثر می رسد، طوریکه میزان تستوسترون آزاد خون 50 درصد کاهش می یابد. موضوع حائز اهمیت این است که در مردان میانسالی (70-40 ساله) که میزان تستوسترون خون کاهش می یابد، خطر تصلب شرائین که پیش درآمد سکتة قلبی و مغزی است، بیشتر می شود. در حقیقت هورمون مردانه یک عامل حفاظتی در مقابل تصلب شرائین است. یک عده عوامل در کاهش میزان تستوسترون خون دخیل هستند، مثل سوء مصرف الکل، چاقی، بیماری قند، و مصرف بعضی از داروها. تشخیص یائسگی در مردان می تواند مشکل باشد، چون تمامی علائم به یک باره ظاهر نمی شوند و بروز علائم تدریجی و در ضمن شدت علایم متغیر است، بررسیها نشان داده اند که تجویز هورمونهای مردانه در این افراد، سبب افزایش میل جنسی، افزایش توده عضلانی بدن و قدرت عضلانی، افزایش عملکرد ذهنی، کاهش LDL (چربی مضر) و افزایش مختصر HDL (چربی مفید خون) می شود. یک بررسی اخیر نشان داده است که یک رابطة معکوس ما بین میزان تستوسترون آزاد خون و علائم افسردگی وجود دارد. یعنی هر قدر میزان تستوسترون خون اندک باشد، میزان علائم افسردگی بیشتر است. یا به عبارت دیگر، مردان مسنی که با علائم افسردگی مراجعه می کنند، لازم است از نظر وجود یائسگی مردانه بررسی شوند، و در صورت لزوم از تجویز بی مورد داروهای ضد افسردگی، که بعضاً هم پر عارضه هستند، اجتناب کرد.
برای تشخیص یائسگی در مردان یک پرسشنامة معتبری از طرف دانشگاه سنت لوئیس ابداع شده است، که در آن 10 پرسش زیر از فردیکه مشکوک به یائسگی مردانه است پرسیده می شوند:
1. آیا میل جنسی در شما کاهش یافته است؟
2. آیا شما احساس نمی کنید که فاقد انرژی هستید؟
3. آیا توان عضلانی و مقاومت شما کاهش یافته است؟
4. آیا شما فکر نمی کنید که قدتان کوتاه شده است؟
5. آیا شما فکر نمی کنید که دیگر از زندگی کمتر لذت می برید؟
6. آیا شما احساس غمگینی یا عصبانیت نمی کنید؟
7. آیا شدت نعوظ در شما کاسته نشده است؟
8. آیا شما اخیراً احساس نمی کنید که از توانائی شما در انجام ورزشهای مختلف کاسته شده است؟
9. آیا شما پس از خوردن نهار به خواب نمی روید؟
10. آیا اخیراً توانائی شما در انجام کارهایتان کم نشده است؟
اگر فردی به سئوالات 1 و 7 و یا سه سئوال از 10 سئوال فوق جواب مثبت دهد، مشکوک به کاهش هورمون مردانه است. بایستی تأکید کرد که صرف داشتن علائم فوق، دلالت بر وجود یائسگی مردانه نیست، تائید تشخیص پس از انجام آزمایشات دقیق خواهد بود. پرسشنامه فوق فقط یک ابزار جهت ارزیابی می باشد.
کمبود هورمون مردانه مختص سنهای بالا نیست، بلکه می تواند در مردان کم سن و سال نیز اتفاق بیفتد. ولی بایستی به این نکته توجه کرد که تجویز نابجای هورمونهای مردانه و در رأس آنها تستوسترون، می تواند همراه با عوارض بالقوه خطرناک باشد. عارضة اصلی تجویز تستوسترون، افزایش تعداد گلبولهای قرمز خون (افزایش غلظت خون) می باشد. افزایش غلظت خون در مردان مسن، سبب افزایش خطر لخته شدن خون در اعضاء مختلف از جمله عروق قلب می شود. در مردان بالای 50 سال، پروستات شروع به بزرگ شدن می کند که منجر به ایجاد مشکلات ادراری در مردان می شود، علاوه از آن، تقریباً 20 درصد مردان بالای 50 سال، دارای سرطان پروستات مخفی هستند. تجویز تستوسترون در مردان، بزرگ شدن پروستات را تسریع می کند و در صورت وجود سرطان پروستات سبب رشد سریع آن می شود. علاوه از آن، تجویز نابجای هورمونهای مردانه می تواند بسیار خطرناک باشد. برخلاف تصور عامة مردم، در مردانیکه سطح تستوسترون خون آنها طبیعی است و مبتلا به کم کاری غدد جنسی نمی باشند، تجویز تستوسترون نه تنها سبب افزایش میل جنسی یا توان جنسی نمی شود، بلکه منجر به تحلیل رفتن بیضه ها، و از بین رفتن قدرت باروری در مردان می گردد. بنده مردان جوان متعددی را ویزیت کرده ام که بنا به توصیة دوستان جهت بدن سازی از هورمونهای مردانه بطور وسیع استفاده کرده اند و موقع مراجعه تقریبا بیضه های آنها از بین رفته بود، که متأسفانه در این مرحله کمک چندان زیادی به این بیماران نمی توان کرد.
تشخیص صحیح کمبود هورمون تستوسترون در مردان مشکل است و نیاز به دقت بالینی و اطلاعات کافی دارد. جهت اطلاع خوانندگان گرامی مختصراً در مورد میزان تستوسترون خون توضیحاتی را ارئه می کنم. تستوسترون در خون به دو شکل می باشد، یک قسمت از آن (98 درصد) که به آلبومین و یا گلوبولین مخصوصی می چسبد وتحت عنوان تستوسترون متصل شده نامیده می شود، و مابقی تستوسترون (2 درصد) که بصورت آزاد در خون در حال گردش است و به تستوسترون آزاد معروف است. مجموع تستوسترون متصل شده و تستوسترون آزاد، نشاندهندة میزان تستوسترون تام خون است. همین تستوسترون آزاد است که اثرات فیزیولوژیک آن را در بدن فراهم می کند. به عبارت دیگر، یکی از ملزومات تشخیصی حالت یائسگی مردانه، اندازه گیری تستوسترون آزاد خون، نه اندازه گیری صرف تستوسترون تام خون می باشد.
تجویز آگاهانه و مقطعی تستوسترون در مردانیکه دچار یائسگی شده اند (مجدداً تاکید می شود که نه در همة مردان) می تواند در بهبود مشکلات فیزیکی، ذهنی، و جنسی آنها کمک بسزائی بکند. در این مردان هورمون درمانی میزان بیماریهای قلبی عروقی را نیز کاهش می دهد. یک بررسی اخیر نشان داده است که در مردانیکه سطح تستوسترون خون آنها بطور مرضی کاهش یافته است، شانس ابتلاء به بیماری آلزایمر در آنها بیشتر از مردان طبیعی است. با بالا رفتن سن تودة عضلانی بدن کاهش می یابد، که این کاهش تودة عضلانی همراه با درد ناحیة دنبالچه و افزایش شکنندگی استخوان دنبالجه می باشد. تجویز تستوسترون در این مردان سبب بهبود قابل ملاحظه در درد ناحیة دنبالچه می شود. حتی در مردانیکه کاهش مرضی هورمون مردانه (یائسگی) توسط بررسیهای دقیق تائید می شود، قبل از تجویز تستوسترون بیمار بایستی بطور کامل معاینه شده و یک عده آزمایشاتی از جمله از نظر سرطان پروستات بعمل آید.
امروزه هورمون تستوسترون به چهار شکل در بازار داروئی دنیا عرضه می شود: خوراکی، موضعی، تزریقی عضلانی و کاشت زیر جلدی. متیل تستوسترون خوراکی بشدت برای کبد سمی است و امروزه مصرف آن منسوخ شده است. تزریق عضلانی تستوسترون هر سه هفته یک بار می باشد، ولی در روزهای اول پس از تزریق میزان تستوسترون خون خیلی بیش از حد طبیعی می شود، و در هفتة سوم کمتر از میزان لازم می گردد. بهترین روش تجویز، استفاده از چسبهای جلدی تستوسترون می باشد، که در این روش یک تکۀ چسب مانند به پوست (مثلا بازو) چسبانده می شود که از آن تستوسترون یصورت آهسته آزاد شده و همان حالت طبیعی بدن را تقلید می نماید. مردانی که تحت درمان با تستوسترون هستند، بایستی بدقت تحت نظر گرفته شوند و بصورت سریال هم معاینه شوند و هم تحت آزمایشات لازم قرار گیرند.
کمبود هورمون مردانه مختص سنهای بالا نیست، بلکه می تواند در مردان کم سن و سال نیز اتفاق بیفتد. ولی بایستی به این نکته توجه کرد که تجویز نابجای هورمونهای مردانه و در رأس آنها تستوسترون، می تواند همراه با عوارض بالقوه خطرناک باشد. عارضة اصلی تجویز تستوسترون، افزایش تعداد گلبولهای قرمز خون (افزایش غلظت خون) می باشد. افزایش غلظت خون در مردان مسن، سبب افزایش خطر لخته شدن خون در اعضاء مختلف از جمله عروق قلب می شود. در مردان بالای 50 سال، پروستات شروع به بزرگ شدن می کند که منجر به ایجاد مشکلات ادراری در مردان می شود، علاوه از آن، تقریباً 20 درصد مردان بالای 50 سال، دارای سرطان پروستات مخفی هستند. تجویز تستوسترون در مردان، بزرگ شدن پروستات را تسریع می کند و در صورت وجود سرطان پروستات سبب رشد سریع آن می شود. علاوه از آن، تجویز نابجای هورمونهای مردانه می تواند بسیار خطرناک باشد. برخلاف تصور عامة مردم، در مردانیکه سطح تستوسترون خون آنها طبیعی است و مبتلا به کم کاری غدد جنسی نمی باشند، تجویز تستوسترون نه تنها سبب افزایش میل جنسی یا توان جنسی نمی شود، بلکه منجر به تحلیل رفتن بیضه ها، و از بین رفتن قدرت باروری در مردان می گردد. بنده مردان جوان متعددی را ویزیت کرده ام که بنا به توصیة دوستان جهت بدن سازی از هورمونهای مردانه بطور وسیع استفاده کرده اند و موقع مراجعه تقریبا بیضه های آنها از بین رفته بود، که متأسفانه در این مرحله کمک چندان زیادی به این بیماران نمی توان کرد.
تشخیص صحیح کمبود هورمون تستوسترون در مردان مشکل است و نیاز به دقت بالینی و اطلاعات کافی دارد. جهت اطلاع خوانندگان گرامی مختصراً در مورد میزان تستوسترون خون توضیحاتی را ارئه می کنم. تستوسترون در خون به دو شکل می باشد، یک قسمت از آن (98 درصد) که به آلبومین و یا گلوبولین مخصوصی می چسبد وتحت عنوان تستوسترون متصل شده نامیده می شود، و مابقی تستوسترون (2 درصد) که بصورت آزاد در خون در حال گردش است و به تستوسترون آزاد معروف است. مجموع تستوسترون متصل شده و تستوسترون آزاد، نشاندهندة میزان تستوسترون تام خون است. همین تستوسترون آزاد است که اثرات فیزیولوژیک آن را در بدن فراهم می کند. به عبارت دیگر، یکی از ملزومات تشخیصی حالت یائسگی مردانه، اندازه گیری تستوسترون آزاد خون، نه اندازه گیری صرف تستوسترون تام خون می باشد.
تجویز آگاهانه و مقطعی تستوسترون در مردانیکه دچار یائسگی شده اند (مجدداً تاکید می شود که نه در همة مردان) می تواند در بهبود مشکلات فیزیکی، ذهنی، و جنسی آنها کمک بسزائی بکند. در این مردان هورمون درمانی میزان بیماریهای قلبی عروقی را نیز کاهش می دهد. یک بررسی اخیر نشان داده است که در مردانیکه سطح تستوسترون خون آنها بطور مرضی کاهش یافته است، شانس ابتلاء به بیماری آلزایمر در آنها بیشتر از مردان طبیعی است. با بالا رفتن سن تودة عضلانی بدن کاهش می یابد، که این کاهش تودة عضلانی همراه با درد ناحیة دنبالچه و افزایش شکنندگی استخوان دنبالجه می باشد. تجویز تستوسترون در این مردان سبب بهبود قابل ملاحظه در درد ناحیة دنبالچه می شود. حتی در مردانیکه کاهش مرضی هورمون مردانه (یائسگی) توسط بررسیهای دقیق تائید می شود، قبل از تجویز تستوسترون بیمار بایستی بطور کامل معاینه شده و یک عده آزمایشاتی از جمله از نظر سرطان پروستات بعمل آید.
امروزه هورمون تستوسترون به چهار شکل در بازار داروئی دنیا عرضه می شود: خوراکی، موضعی، تزریقی عضلانی و کاشت زیر جلدی. متیل تستوسترون خوراکی بشدت برای کبد سمی است و امروزه مصرف آن منسوخ شده است. تزریق عضلانی تستوسترون هر سه هفته یک بار می باشد، ولی در روزهای اول پس از تزریق میزان تستوسترون خون خیلی بیش از حد طبیعی می شود، و در هفتة سوم کمتر از میزان لازم می گردد. بهترین روش تجویز، استفاده از چسبهای جلدی تستوسترون می باشد، که در این روش یک تکۀ چسب مانند به پوست (مثلا بازو) چسبانده می شود که از آن تستوسترون یصورت آهسته آزاد شده و همان حالت طبیعی بدن را تقلید می نماید. مردانی که تحت درمان با تستوسترون هستند، بایستی بدقت تحت نظر گرفته شوند و بصورت سریال هم معاینه شوند و هم تحت آزمایشات لازم قرار گیرند.
ده قاتل نعوظ در مردان
اختلالات جنسی در مردان دارای طیف وسیعی هستند که اختلال در نعوظ یکی از مهمترین آنها است. اختلال در نعوظ دارای علل زیادی است و هر علت درمان مخصوص بخود دارد. یک تعداد مواردی هستند که دارای اثرات مضر خیلی شدید بر عملکرد جنسی مردان می باشند و با اجتناب و یا برطرف کردن موارد فوق می توان از ایجاد اختلال در نعوظ جلوگیری و یا برطرف کرد.
در علم پزشکی "پیشگیری" بهتر از درمان است و با یک زندگی سالم و انجام تمهیداتی می توان از بسیاری از بیماریها از جمله اختلال نعوظ پیشگیری کرد. ده نکته ای که در پائین توضیح داده می شوند دارای چنان اثرات مضر بر روی نعوظ در مردان هستند که به آنها "قاتل نعوظ در مردان" گفته می شود:
1. افسردگی: برای یک نعوظ خوب در مردان باید سیستم عصبی طبیعی باشد. نعوظ در مردان دارای دو نوع رفلکسی و روانی یا سایکوژنیک است. نعوظ رفلکسی با تماس ایجاد می شود ولی نعوظ روانی از طریق ذهن و فانتزی است. در افرادیکه دچار افسردگی هستند، افسردگی، میل و برانگیختگی جنسی را مهار می کند. علاوه از آن افسردگی سبب تاخیر در به ارگاسم رسیدن می شود.
2. مصرف الکل: الکل با تضعیف سیستم عصبی مرکزی بدست آوردن نعوظ در مردها را مشکل می کند. مردانیکه در حالت عادی دارای مشکل نیستند، ممکن است با مصرف الکل در بدست آوردن و نگهداشتن نعوظ مشکل پیدا کنند.
3. مصرف بعضی از داروها: معمولا در اکثر خانه ها یک کابینت از داروهای مختلف گیاهی و شیمیائی وجود دارند. این داروها یا توسط خود فرد بدون تجویز پزشک مصرف می شوند و یا اینکه توسط پزشک برای درمان بیماری خاصی تجویز شده اند. تعدادی از داروها از داروهای سرماخوردگی گرفته تا داروهای ضد فشارخون و روانپزشکی ممکن است عملکرد جنسی مرد را مختل کنند. در همچون مواردی می توان با مشورت با پزشک معالج راه درمان مناسب را پیدا کرد. این روزها مصرف مکملها ما بین مردم خیلی رواج پیدا کرده در صورتیکه استفاده بیمورد از آنها سلامتی را به خطر می اندازد. مواد خیابانی مثل آمفتامین، کوکائین و ماری جوانا اثرات بشدت سوء بر عملکرد جنسی مردان دارند.
4. استرس: استرس با آزاد کردن موادی بنام کاتکول آمینها سبب از بین رفتن نعوظ مرد می شود. استرس امروزه جزو زندگی انسانها شده است و بسیاری از آنها توسط خود ما و اطرافیان ما ایجاد می شوند بدون اینکه نیازی به ایجاد و تحمل آن باشد. یک عده استرسها در زندگی روزمره غیر قابل اجتناب هستند ولی روش برخورد افراد و واکنش افراد در مقابل آنها نیز متفاوت است. افزایش مسئولیت در محیط کار، بدهی، وجود بیمار در خانواده، بیکاری، مرگ عزیزان و غیره همگی سبب وارد شدن استرسهای بزرگ بر انسانها می شوند. گاها تغییر در سبک زندگی سبب کاهش استرسها و بهبود عملکرد جنسی می شود.
5. خشم: خشم سبب برافروختگی چهره بعلت ورود خون زیاد می شود. خشم جریان خون دستگاه تناسلی را کاهش می دهد. اگر این خشم بر علیه شریک جنسی باشد، دیگر برقرار کردن رابطه جنسی غیر ممکن خواهد بود.
6. اضطراب: هر مردی اضطراب داشته باشد که نکند در رابطه زناشوئی ناموفق خواهد شد، حتما ناموفق می شود. اضطراب از هر نوع می تواند بر عملکرد جنسی اثر سوء داشته باشد. مردانیکه بعلت اضطراب از برقرار کردن رابطه زناشوئی طفره می روند، رابطه عاطفی آنها با همسرشان کم کم مختل شده و مرد را وارد یک حلقه معیوب می کند که در آن با بدترشدن رابطه عاطفی عملکرد جنسی نیز بدتر می شود.
7. چاقی: اضافه وزن با چاقی متفاوت است و در علم پزشکی تعریف متفاوت دارد. چاقی و اضافه وزن از جهات مختلف اثر سوء بر عملکرد جنسی مردان دارد. آن باعث کاهش اعتماد به نفس، دیابت، کاهش هورمونهای مردانه، کم تحرکی، افزایش فشار خون، تنگی عروق خونی و کاهش جریان خون ناحیه تناسلی می شود.
8. خود بد انگاری: عده ای از مردان و زنان وقتی در آینه خود را نگاه می کنند فکر می کنند که ظاهر زشت، اندام نامناسب و مورد تمسخر دیگران هستند. عده ای نیز انتظارات بیمورد از خود دارند، در صورتیکه دارای مشکل نیستند. بخاطر داشته باشیم که انسانها بیشتر از آنچه که به ظاهر اهمیت بدهند به باطن اهمیت می دهند. مردان و زنان بزرگ با گذشت زمان چنان در دل همسر خود جای می گیرند که هیچکس نمی تواند جای آنها را بگیرد. بیاد داشته باشید که اگر ظاهر شما سبب جلب افراد شود، به راحتی قابل جایگزین با فرد دیگری خواهید بود.
9. کاهش میل جنسی: کاهش میل جنسی را نباید با ناتوانی جنسی اشتباه کرد، مردانیکه دچار کاهش میل جنسی هستند در عملکرد جنسی مشکل ندارند بلکه تمایلی به برقرار کردن رابطه جنسی ندارند. علل کاهش میل جنسی در مردان و زنان زیاد هستند که در مقاله های جداگانه ای به آنها پرداخته شده است.
اختلالات جنسی در مردان دارای طیف وسیعی هستند که اختلال در نعوظ یکی از مهمترین آنها است. اختلال در نعوظ دارای علل زیادی است و هر علت درمان مخصوص بخود دارد. یک تعداد مواردی هستند که دارای اثرات مضر خیلی شدید بر عملکرد جنسی مردان می باشند و با اجتناب و یا برطرف کردن موارد فوق می توان از ایجاد اختلال در نعوظ جلوگیری و یا برطرف کرد.
در علم پزشکی "پیشگیری" بهتر از درمان است و با یک زندگی سالم و انجام تمهیداتی می توان از بسیاری از بیماریها از جمله اختلال نعوظ پیشگیری کرد. ده نکته ای که در پائین توضیح داده می شوند دارای چنان اثرات مضر بر روی نعوظ در مردان هستند که به آنها "قاتل نعوظ در مردان" گفته می شود:
1. افسردگی: برای یک نعوظ خوب در مردان باید سیستم عصبی طبیعی باشد. نعوظ در مردان دارای دو نوع رفلکسی و روانی یا سایکوژنیک است. نعوظ رفلکسی با تماس ایجاد می شود ولی نعوظ روانی از طریق ذهن و فانتزی است. در افرادیکه دچار افسردگی هستند، افسردگی، میل و برانگیختگی جنسی را مهار می کند. علاوه از آن افسردگی سبب تاخیر در به ارگاسم رسیدن می شود.
2. مصرف الکل: الکل با تضعیف سیستم عصبی مرکزی بدست آوردن نعوظ در مردها را مشکل می کند. مردانیکه در حالت عادی دارای مشکل نیستند، ممکن است با مصرف الکل در بدست آوردن و نگهداشتن نعوظ مشکل پیدا کنند.
3. مصرف بعضی از داروها: معمولا در اکثر خانه ها یک کابینت از داروهای مختلف گیاهی و شیمیائی وجود دارند. این داروها یا توسط خود فرد بدون تجویز پزشک مصرف می شوند و یا اینکه توسط پزشک برای درمان بیماری خاصی تجویز شده اند. تعدادی از داروها از داروهای سرماخوردگی گرفته تا داروهای ضد فشارخون و روانپزشکی ممکن است عملکرد جنسی مرد را مختل کنند. در همچون مواردی می توان با مشورت با پزشک معالج راه درمان مناسب را پیدا کرد. این روزها مصرف مکملها ما بین مردم خیلی رواج پیدا کرده در صورتیکه استفاده بیمورد از آنها سلامتی را به خطر می اندازد. مواد خیابانی مثل آمفتامین، کوکائین و ماری جوانا اثرات بشدت سوء بر عملکرد جنسی مردان دارند.
4. استرس: استرس با آزاد کردن موادی بنام کاتکول آمینها سبب از بین رفتن نعوظ مرد می شود. استرس امروزه جزو زندگی انسانها شده است و بسیاری از آنها توسط خود ما و اطرافیان ما ایجاد می شوند بدون اینکه نیازی به ایجاد و تحمل آن باشد. یک عده استرسها در زندگی روزمره غیر قابل اجتناب هستند ولی روش برخورد افراد و واکنش افراد در مقابل آنها نیز متفاوت است. افزایش مسئولیت در محیط کار، بدهی، وجود بیمار در خانواده، بیکاری، مرگ عزیزان و غیره همگی سبب وارد شدن استرسهای بزرگ بر انسانها می شوند. گاها تغییر در سبک زندگی سبب کاهش استرسها و بهبود عملکرد جنسی می شود.
5. خشم: خشم سبب برافروختگی چهره بعلت ورود خون زیاد می شود. خشم جریان خون دستگاه تناسلی را کاهش می دهد. اگر این خشم بر علیه شریک جنسی باشد، دیگر برقرار کردن رابطه جنسی غیر ممکن خواهد بود.
6. اضطراب: هر مردی اضطراب داشته باشد که نکند در رابطه زناشوئی ناموفق خواهد شد، حتما ناموفق می شود. اضطراب از هر نوع می تواند بر عملکرد جنسی اثر سوء داشته باشد. مردانیکه بعلت اضطراب از برقرار کردن رابطه زناشوئی طفره می روند، رابطه عاطفی آنها با همسرشان کم کم مختل شده و مرد را وارد یک حلقه معیوب می کند که در آن با بدترشدن رابطه عاطفی عملکرد جنسی نیز بدتر می شود.
7. چاقی: اضافه وزن با چاقی متفاوت است و در علم پزشکی تعریف متفاوت دارد. چاقی و اضافه وزن از جهات مختلف اثر سوء بر عملکرد جنسی مردان دارد. آن باعث کاهش اعتماد به نفس، دیابت، کاهش هورمونهای مردانه، کم تحرکی، افزایش فشار خون، تنگی عروق خونی و کاهش جریان خون ناحیه تناسلی می شود.
8. خود بد انگاری: عده ای از مردان و زنان وقتی در آینه خود را نگاه می کنند فکر می کنند که ظاهر زشت، اندام نامناسب و مورد تمسخر دیگران هستند. عده ای نیز انتظارات بیمورد از خود دارند، در صورتیکه دارای مشکل نیستند. بخاطر داشته باشیم که انسانها بیشتر از آنچه که به ظاهر اهمیت بدهند به باطن اهمیت می دهند. مردان و زنان بزرگ با گذشت زمان چنان در دل همسر خود جای می گیرند که هیچکس نمی تواند جای آنها را بگیرد. بیاد داشته باشید که اگر ظاهر شما سبب جلب افراد شود، به راحتی قابل جایگزین با فرد دیگری خواهید بود.
9. کاهش میل جنسی: کاهش میل جنسی را نباید با ناتوانی جنسی اشتباه کرد، مردانیکه دچار کاهش میل جنسی هستند در عملکرد جنسی مشکل ندارند بلکه تمایلی به برقرار کردن رابطه جنسی ندارند. علل کاهش میل جنسی در مردان و زنان زیاد هستند که در مقاله های جداگانه ای به آنها پرداخته شده است.
10. سلامتی عمومی: داشتن جسم و روان سالم لازمه یک عملکرد طبیعی جنسی در مردان است، وزن طبیعی، فشارخون طبیعی، قلب و عروق سالم، سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب و غیره همگی دارای تاثیرات بسزا در روابط زناشوئی هستند.
با توجه به مطالب بالا مشخص می شود که بسیاری از اختلالات جنسی در مردان ریشه در موارد فوق دارند و لزومی ندارد با کوچکترین مشکل به پزشک مراجعه و متحمل هزینه های زیاد شد. کافی است یک نگاهی به اطراف خود بیندازید و خود را از مشکلات مبتلابه خلاصی دهید.
با توجه به مطالب بالا مشخص می شود که بسیاری از اختلالات جنسی در مردان ریشه در موارد فوق دارند و لزومی ندارد با کوچکترین مشکل به پزشک مراجعه و متحمل هزینه های زیاد شد. کافی است یک نگاهی به اطراف خود بیندازید و خود را از مشکلات مبتلابه خلاصی دهید.
مردان زن نما
در علم پزشکی ما دو اصطلاح علمی ژنوتیپ و فنوتیپ داریم. ژنوتیپ بصورت علمی مشخص می کند که یک فرد از نظر ژنتیکی مرد است یا زن. کروموزومها در بدن انسان دو نوع هستند کروموزوم جنسی و کروموزومهای غیرجنسی. کروموومهای جنسی هستند که ژنوتیپ یک فرد را مشخص می کنند. مثلا یک زن داراری کروموزوم جنسی 46XX و یک مرد دارای کروموزوم جنسی 46XY است. فنوتیپ ظاهر افراد است که ممکن است مردانه یا زنانه باشد. اصولا باید ژنوتیپ هماهنگ فنوتیپ باشد یعنی فردیکه دارای کروموزوم 46XX است باید دارای ظاهر زنانه و فردیکه دارای کروموزوم جنسی 46XY است یابد دارای ظاهر مردانه باشد. ولی همیشه اینطور نیست و گاها فنوتیپ یا ظاهر فرد یا ژنوتیپ او هماهنگ نیست. مثلا فردی دارای کروموزوم جنسی 46XY است ولی ظاهر کاملا زنانه دارد.
در بدن انسان هر هورمونی دارای گیرنده مخصوص خود بر روی سلول مربوطه است. هورمون بر روی گیرنده خود نشسته و اثرات خود را اعمال می کند. اگر در دوران جنینی به هر علتی هورمون مردانه وجود نداشته باشد و یا گیرنده آن موجود نباشد، جنین بشکل دختر رشد می کند، یعنی با اینکه ژنوتیپ مردانه و کروموزوم جنسی 46XY است ولی فنوتیپ زنانه است. اینها را Testicular Feminization یا به اختصار TF می گویند. نام علمی دیگر آن سندرم عدم حساسیت به آندروژن (Androgen Insensitivity Syndrome) (AIS) می باشد. این افراد دارای میزان طبیعی هورمون مردانه در خون هستند ولی چون گیرنده تستوسترون وجود ندارد، هورمون تستوسترون نمی تواند اثرات خود را اعمال کند و جنین بشکل دختر بار میاید. بنابراین ما با یک خانمی روبرو خواهیم بود که آزمایشات هورمونی وی کاملا مردانه است. اینها خانمهائی هستند با ظاهر کاملا زنانه فقط رحم و واژن ندارند و تنها چیزی که باید برای آنها درست کرد، واژن از روده بزرگ است که بتوانند رابطه زناشوئی طبیعی داشته باشند. بسیاری از زنان موفق دنیا جزو این دسته از زنان هستند اگر مسائل قانونی نبود بنده چند نفر را با عکس اسم می بردم. در طول دوران المپیک چند نفر از این زنان در رشته های زنانه شرکت کرده و مدال گرفته اند و بعدها که مشخص شده اینها در حقیقت مرد می باشند، مدال آنها پس گرفته شده است.
گاها عدم وجود گیرنده تستوسترون نسبی است. یعنی گیرنده تستوسترون وجود دارد ولی بصورت نسبی به آن پاسخ میدهد، بناراین مردان زن نما دارای یک طیف هستند که در یک طرف مرد تقریبا طبیعی (از نظر فنوتیپ) و در طرف دیگر یک زن تمام عیار جود دارد. تشخبص این بیماری نسبتا مشکل است. یکی از مواردیکه یک نفر خانم طبیعی پریود نمی شود همین بیماری است.
ژن این سندرم بر روی کروموزوم X فرار دارد که سبب ایجاد گیرنده تستوسترون در بدن می شود. اگر این ژن بر روی یک کروموزوم باشد زن دارای واژن و رحم بوده و باردار خواهد شد، ولی 50 در فرزندان وی مبتلا به TF خواهند بود.. در نوع نسبی، فرد دارای هیپوسپادیاس ( سوراخ مجرای ادرار در قسمت پایین آلت تناسلی باز میشود) و دارای سینه های مردانه است.
برحسب شدت این سندرم را به سه دسته تقسیم می کنند:
1. کامل: که در آن عدم حساسیت به آندروژن (هورمون مردانه) کامل بوده و دستگاه تناسلی کاملا زنانه است.
2. نسبی: که در آن دستگاه تناسلی بطور نسبی ولی نا کامل مردانه شده است.
3. خفیف: که در آن دستگاه تناسلی بصورت یک مرد طبیعی تکامل می یابد.
این سندرم شایعترین سندرمی است که در آن یک فرد با ژنوتیپ 46XY دستگاه تناسلی غیر مردانه پیدا می کند. این سندرم توسط متخصصین غدد به شش درجه تقسیم می شود که درجه یک شامل افرادی است که دستگاه تناسلی خارجی بصورت کامل مردانه است و نوع درجه 6 شامل بیمارانی است که دستگاه تناسلی خارجی بصورت کامل زنانه است. از درجه 2 تا 5 از میزان مردانه بودن دستگاه تناسلی خارجی بتدریج کاسته شده و در نهایت در درجه شش بصورت کاملا زنانه تکامل پیدا می کند.
علت این بیماری چیست؟
ایجاد گیرنده آندروژن که یک پروتئین می باشد توسط یک ژنی کنترل می شود که در بازوی بلند کروموزوم X قرار دارد. علت این بیماری یک جهش در این ژن است. جنین انسانی در شش هفته اول در داخل رحم چه دختر و چه پسر یکسان تکامل پیدا می کنند. گوناد همان غدد جنسی است که در مردان بیضه ها و در زنان تخمدانها می باشند. بعد از هفته ششم حاملگی بستگی به ژنوتیپ جنین، گونادها بشکل بیضه یا تخمدان تکامل می یابند. یعنی در جنینی که ژنوتیپ 46XY دارد، گونادها بشکل بیضه و در جنینی گه دارای ژنوتیپ 46XX است گونادها بشکل تخمدان تکامل می یابند این تکامل ربطی به وجود یا عدم وجود تستوسترون یا گیرنده تستوسترون ندارد.
درمان این بیماری چیست؟
در علم پزشکی ما دو اصطلاح علمی ژنوتیپ و فنوتیپ داریم. ژنوتیپ بصورت علمی مشخص می کند که یک فرد از نظر ژنتیکی مرد است یا زن. کروموزومها در بدن انسان دو نوع هستند کروموزوم جنسی و کروموزومهای غیرجنسی. کروموومهای جنسی هستند که ژنوتیپ یک فرد را مشخص می کنند. مثلا یک زن داراری کروموزوم جنسی 46XX و یک مرد دارای کروموزوم جنسی 46XY است. فنوتیپ ظاهر افراد است که ممکن است مردانه یا زنانه باشد. اصولا باید ژنوتیپ هماهنگ فنوتیپ باشد یعنی فردیکه دارای کروموزوم 46XX است باید دارای ظاهر زنانه و فردیکه دارای کروموزوم جنسی 46XY است یابد دارای ظاهر مردانه باشد. ولی همیشه اینطور نیست و گاها فنوتیپ یا ظاهر فرد یا ژنوتیپ او هماهنگ نیست. مثلا فردی دارای کروموزوم جنسی 46XY است ولی ظاهر کاملا زنانه دارد.
در بدن انسان هر هورمونی دارای گیرنده مخصوص خود بر روی سلول مربوطه است. هورمون بر روی گیرنده خود نشسته و اثرات خود را اعمال می کند. اگر در دوران جنینی به هر علتی هورمون مردانه وجود نداشته باشد و یا گیرنده آن موجود نباشد، جنین بشکل دختر رشد می کند، یعنی با اینکه ژنوتیپ مردانه و کروموزوم جنسی 46XY است ولی فنوتیپ زنانه است. اینها را Testicular Feminization یا به اختصار TF می گویند. نام علمی دیگر آن سندرم عدم حساسیت به آندروژن (Androgen Insensitivity Syndrome) (AIS) می باشد. این افراد دارای میزان طبیعی هورمون مردانه در خون هستند ولی چون گیرنده تستوسترون وجود ندارد، هورمون تستوسترون نمی تواند اثرات خود را اعمال کند و جنین بشکل دختر بار میاید. بنابراین ما با یک خانمی روبرو خواهیم بود که آزمایشات هورمونی وی کاملا مردانه است. اینها خانمهائی هستند با ظاهر کاملا زنانه فقط رحم و واژن ندارند و تنها چیزی که باید برای آنها درست کرد، واژن از روده بزرگ است که بتوانند رابطه زناشوئی طبیعی داشته باشند. بسیاری از زنان موفق دنیا جزو این دسته از زنان هستند اگر مسائل قانونی نبود بنده چند نفر را با عکس اسم می بردم. در طول دوران المپیک چند نفر از این زنان در رشته های زنانه شرکت کرده و مدال گرفته اند و بعدها که مشخص شده اینها در حقیقت مرد می باشند، مدال آنها پس گرفته شده است.
گاها عدم وجود گیرنده تستوسترون نسبی است. یعنی گیرنده تستوسترون وجود دارد ولی بصورت نسبی به آن پاسخ میدهد، بناراین مردان زن نما دارای یک طیف هستند که در یک طرف مرد تقریبا طبیعی (از نظر فنوتیپ) و در طرف دیگر یک زن تمام عیار جود دارد. تشخبص این بیماری نسبتا مشکل است. یکی از مواردیکه یک نفر خانم طبیعی پریود نمی شود همین بیماری است.
ژن این سندرم بر روی کروموزوم X فرار دارد که سبب ایجاد گیرنده تستوسترون در بدن می شود. اگر این ژن بر روی یک کروموزوم باشد زن دارای واژن و رحم بوده و باردار خواهد شد، ولی 50 در فرزندان وی مبتلا به TF خواهند بود.. در نوع نسبی، فرد دارای هیپوسپادیاس ( سوراخ مجرای ادرار در قسمت پایین آلت تناسلی باز میشود) و دارای سینه های مردانه است.
برحسب شدت این سندرم را به سه دسته تقسیم می کنند:
1. کامل: که در آن عدم حساسیت به آندروژن (هورمون مردانه) کامل بوده و دستگاه تناسلی کاملا زنانه است.
2. نسبی: که در آن دستگاه تناسلی بطور نسبی ولی نا کامل مردانه شده است.
3. خفیف: که در آن دستگاه تناسلی بصورت یک مرد طبیعی تکامل می یابد.
این سندرم شایعترین سندرمی است که در آن یک فرد با ژنوتیپ 46XY دستگاه تناسلی غیر مردانه پیدا می کند. این سندرم توسط متخصصین غدد به شش درجه تقسیم می شود که درجه یک شامل افرادی است که دستگاه تناسلی خارجی بصورت کامل مردانه است و نوع درجه 6 شامل بیمارانی است که دستگاه تناسلی خارجی بصورت کامل زنانه است. از درجه 2 تا 5 از میزان مردانه بودن دستگاه تناسلی خارجی بتدریج کاسته شده و در نهایت در درجه شش بصورت کاملا زنانه تکامل پیدا می کند.
علت این بیماری چیست؟
ایجاد گیرنده آندروژن که یک پروتئین می باشد توسط یک ژنی کنترل می شود که در بازوی بلند کروموزوم X قرار دارد. علت این بیماری یک جهش در این ژن است. جنین انسانی در شش هفته اول در داخل رحم چه دختر و چه پسر یکسان تکامل پیدا می کنند. گوناد همان غدد جنسی است که در مردان بیضه ها و در زنان تخمدانها می باشند. بعد از هفته ششم حاملگی بستگی به ژنوتیپ جنین، گونادها بشکل بیضه یا تخمدان تکامل می یابند. یعنی در جنینی که ژنوتیپ 46XY دارد، گونادها بشکل بیضه و در جنینی گه دارای ژنوتیپ 46XX است گونادها بشکل تخمدان تکامل می یابند این تکامل ربطی به وجود یا عدم وجود تستوسترون یا گیرنده تستوسترون ندارد.
درمان این بیماری چیست؟
درمان این بیماری بستگی به نوع و شدت بیماری دارد. در نوع کامل که بصورت عدم حساسیت کامل به تستوسترون می باشد، فرد دارای ظاهری کاملا زنانه است ولی دارای رحم و واژن نیست. در این نوع می توان برای بیمار واژن طبیعی درست کرد تا رابطه زناشوئی طبیعی داشته باشد. بهترین روش درست کردن واژن طبیعی، استفاده از روده بزرگ است. در این روش حدود 15 سانتی متر از روده بزرگ برداشته شده و در محل طبیعی واژن قرار داده می شود. چون روده ها ترشح مخاطی دارند، واژن این خانمها مثل واژن خانمهای طبیعی داری رطوبت کافی برای یک رابطه زناشوئی طبیعی خواهد بود. این یک عمل بسیار حساسی است و جراح باید حتما آموزشهای لازم و تجربه کافی در انجام اینگونه اعمال جراحی داشته باشد. هزینه این عمل جراحی با تعرفه دو.لتی در بیمارستان خصوصی در سال 95 حدود 35 میلیون تومان می باشد. با عرض پوزش از خوانندگان محترم هزینه برای این ذکر می شود که وقت بیمار بیمورد گرفته نشده و هزینه بیمورد متحمل نشود، و در صورتیکه امکان انجام این عمل برای وی وجود دارد مراجعه نماید.
تأثیر صرع بر عملکرد جنسی مردان
اگر فردی بدون علت مشخص دو بار یا بیشتر دچار غش شود، می گویند مبتلا به صرع (Epilepsy} است. بدون علت یعنی اینکه عامل برانگیزندۀ مثل بیماریهای قلبی و قطع مصرف الکل وجود نداشته باشد. صرع می تواند ارثی، ناشی از ضایعه به مغز یا با علت ناشناخته باشد. صرع انواع زیادی دارد و به شکلهای مختلفی طبقه بندی می شود.
یک نوع طبقه بندی به قرار زیر است:
• صرع لوب گیجگاهی
• صرع لوب پیشانی
• صرع لوب آهیانه
• صرع لوب پس سری
• صرع عمومی اولیه
• صرع موضعی با علت نامعلوم
• صرع عموم علامت دار
• صرع رفلکسی
هر کدام از صرعهای فوق خصوصیات جداگانه ای دارند که خارج از بحث این نوشتار می باشد. صرع با مکانیسمهای مختلف عملکرد جنسی مرد را تحت تاثیر قرار داده و گاهاً سبب مشکلات عدیده می شود. مغز رفتار جنسی انسان را با مکانیسمهای عصبی و هورمونهای عصبی تحت تأثیر قرار می دهد. مهمترین قسمت مغز که عملکرد جنسی را تحت تأثیر قرار می دهد، لوب گیجگاهی مغز است. بنابراین بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی (Temporal lobe Epilepsy) مغز بیشتر مستعد اختلالات جنسی هستند. صرع لوب گیجگاهی سبب کاهش فعالیت جنسی در مرد می شود. اگر سمت راست مغز گرفتار باشد، میزان اختلالات جنسی بیشتر خواهد بود.
میل و رفتار جنسی تحت کنترل هورمونهای جنسی می باشند. غدۀ هیپوتالاموس و هیپوفیز در مغز تولید هورمون تستوسترون توسط بیضه ها را تحت کنترل دارند. اگر صرع (Epilepsy) سبب قطع ارتباط محور هیپوتالاموس – هیپوفیز – بیضه گردد، تولید هورمون تستوسترون مواجه با مشکل خواهد شد.
کلاً صرع با مکانیسمهای زیر سبب اختلالات جنسی (Sexual Dysfunction) در مردان می شود:
• اثرات سوء صرع بر عملکرد سیستم عصبی
• اثرات سوء صرع بر تولید هورمون مردانه
• اثرات سوء ناشی از مصرف داروهائیکه برای کنترل صرع بکار می روند.
• استرسهای روانی ناشی از صرع
اثرات سوء ناشی از خود صرع:
• صرعهای مکرر در بالغین سبب تغییرات هورمونی و عصبی می شوند.
• صرع ترشح هورمونهای لازم از غدۀ هیپوتالاموس و غدۀ هیپوفیز را مختل می کند.
• صرع لوب گیجگاهی تولید هورمون توسط بیضه ها را مختل می کند.
اثرات سوء ناشی از داروهائیکه برای کنترل صرع (Seizure) مصرف می شوند: اینجا باید خاطر نشان کرد که بیمار به هیچ وجه نباید سر خود اقدام به کم کردن یا قطع مصرف دارو نماید و یا اینکه آنرا با داروی دیگری تعویض کند، چون این اقدام فوق العاده خطرناک بوده و حتی می تواند جان بیمار و دیگران را به مخاطره بیندازد، مثل ایجاد صرع در حین رانندگی. این مطالب فقط جهت راهنمائی خوانندگان محترم و اطلاع آنها می باشند، اگر موضوع با پزشک معالج در میان گذاشته شود، قطعاً وی برای بیمار کمک خواهد کرد:
• فنی توئین، کاربامازپین و فنوباربیتال میزان تستوسترون آزاد خون را کاهش می دهند.
• از طرف دیگر لاموتریژین نه تنها اثر سوء بر عملکرد جنسی ندارد بلکه عملکرد جنسی را بهبود نیز می بخشد.
• برانگیختگی جنسی و میل جنسی با باربیتوراتها بیشتر کاهش پیدا می کنند.
• کاربامازپین بیشتر از همه میزان تستوسترون خون را کاهش می دهد.
متأسفانه میزان افسردگی در بیماران مبتلا به صرع (Epilepsy) بیشتر از جمعیت عادی است. تعدادی از داروهائیکه برای درمان افسردگی بکار می روند نیز دارای اثرات نا مطلوب بر عملکرد جنسی مردان هستند.
اختلالات جنسی کلاً در مردان شیوع زیادی دارند، 30 درصد مردان در دورانی از زندگی مبتلا به یک اختلال جنسی خواهند بود. بررسیها نشانداده اند که میزان کاهش میل جنسی و اختلال نعوظ در مردان مبتلا به صرع (Seizure) بیشتر از جمعیت عادی است.
درمان
برای درمان اینگونه بیماران در ابتدا باید ثابت کرد که مشکلات بیمار ناشی از صرع و موارد مربوط به صرع مثل مصرف دارو می باشد. بنابراین درمان پس از بررسیهای لازم خواهد بود.
در درمان این بیماران باید موارد زیر را در نظر گرفت:
• اگر لازم است داروی بیمار کم و یا تعویض شود اینکار باید توسط پزشک معالج صرع صورت گیرد.
• از تجویز بیمورد هورمون تستوسترون باید اجتناب کرد. موقعی این هورمون باید تجویز شود که بیمار به آن احتیاج دارد.
• در تجویز دارو باید دقت کرد که سبب تشدید تشنج بیمار نشود.
• این بیماران به دارو درمانی به خوبی پاسخ می دهند.
• در صورت لزوم از سایر روشهای درمانی مثل داروهای موضعی می توان استفاده کرد.
اگر فردی بدون علت مشخص دو بار یا بیشتر دچار غش شود، می گویند مبتلا به صرع (Epilepsy} است. بدون علت یعنی اینکه عامل برانگیزندۀ مثل بیماریهای قلبی و قطع مصرف الکل وجود نداشته باشد. صرع می تواند ارثی، ناشی از ضایعه به مغز یا با علت ناشناخته باشد. صرع انواع زیادی دارد و به شکلهای مختلفی طبقه بندی می شود.
یک نوع طبقه بندی به قرار زیر است:
• صرع لوب گیجگاهی
• صرع لوب پیشانی
• صرع لوب آهیانه
• صرع لوب پس سری
• صرع عمومی اولیه
• صرع موضعی با علت نامعلوم
• صرع عموم علامت دار
• صرع رفلکسی
هر کدام از صرعهای فوق خصوصیات جداگانه ای دارند که خارج از بحث این نوشتار می باشد. صرع با مکانیسمهای مختلف عملکرد جنسی مرد را تحت تاثیر قرار داده و گاهاً سبب مشکلات عدیده می شود. مغز رفتار جنسی انسان را با مکانیسمهای عصبی و هورمونهای عصبی تحت تأثیر قرار می دهد. مهمترین قسمت مغز که عملکرد جنسی را تحت تأثیر قرار می دهد، لوب گیجگاهی مغز است. بنابراین بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی (Temporal lobe Epilepsy) مغز بیشتر مستعد اختلالات جنسی هستند. صرع لوب گیجگاهی سبب کاهش فعالیت جنسی در مرد می شود. اگر سمت راست مغز گرفتار باشد، میزان اختلالات جنسی بیشتر خواهد بود.
میل و رفتار جنسی تحت کنترل هورمونهای جنسی می باشند. غدۀ هیپوتالاموس و هیپوفیز در مغز تولید هورمون تستوسترون توسط بیضه ها را تحت کنترل دارند. اگر صرع (Epilepsy) سبب قطع ارتباط محور هیپوتالاموس – هیپوفیز – بیضه گردد، تولید هورمون تستوسترون مواجه با مشکل خواهد شد.
کلاً صرع با مکانیسمهای زیر سبب اختلالات جنسی (Sexual Dysfunction) در مردان می شود:
• اثرات سوء صرع بر عملکرد سیستم عصبی
• اثرات سوء صرع بر تولید هورمون مردانه
• اثرات سوء ناشی از مصرف داروهائیکه برای کنترل صرع بکار می روند.
• استرسهای روانی ناشی از صرع
اثرات سوء ناشی از خود صرع:
• صرعهای مکرر در بالغین سبب تغییرات هورمونی و عصبی می شوند.
• صرع ترشح هورمونهای لازم از غدۀ هیپوتالاموس و غدۀ هیپوفیز را مختل می کند.
• صرع لوب گیجگاهی تولید هورمون توسط بیضه ها را مختل می کند.
اثرات سوء ناشی از داروهائیکه برای کنترل صرع (Seizure) مصرف می شوند: اینجا باید خاطر نشان کرد که بیمار به هیچ وجه نباید سر خود اقدام به کم کردن یا قطع مصرف دارو نماید و یا اینکه آنرا با داروی دیگری تعویض کند، چون این اقدام فوق العاده خطرناک بوده و حتی می تواند جان بیمار و دیگران را به مخاطره بیندازد، مثل ایجاد صرع در حین رانندگی. این مطالب فقط جهت راهنمائی خوانندگان محترم و اطلاع آنها می باشند، اگر موضوع با پزشک معالج در میان گذاشته شود، قطعاً وی برای بیمار کمک خواهد کرد:
• فنی توئین، کاربامازپین و فنوباربیتال میزان تستوسترون آزاد خون را کاهش می دهند.
• از طرف دیگر لاموتریژین نه تنها اثر سوء بر عملکرد جنسی ندارد بلکه عملکرد جنسی را بهبود نیز می بخشد.
• برانگیختگی جنسی و میل جنسی با باربیتوراتها بیشتر کاهش پیدا می کنند.
• کاربامازپین بیشتر از همه میزان تستوسترون خون را کاهش می دهد.
متأسفانه میزان افسردگی در بیماران مبتلا به صرع (Epilepsy) بیشتر از جمعیت عادی است. تعدادی از داروهائیکه برای درمان افسردگی بکار می روند نیز دارای اثرات نا مطلوب بر عملکرد جنسی مردان هستند.
اختلالات جنسی کلاً در مردان شیوع زیادی دارند، 30 درصد مردان در دورانی از زندگی مبتلا به یک اختلال جنسی خواهند بود. بررسیها نشانداده اند که میزان کاهش میل جنسی و اختلال نعوظ در مردان مبتلا به صرع (Seizure) بیشتر از جمعیت عادی است.
درمان
برای درمان اینگونه بیماران در ابتدا باید ثابت کرد که مشکلات بیمار ناشی از صرع و موارد مربوط به صرع مثل مصرف دارو می باشد. بنابراین درمان پس از بررسیهای لازم خواهد بود.
در درمان این بیماران باید موارد زیر را در نظر گرفت:
• اگر لازم است داروی بیمار کم و یا تعویض شود اینکار باید توسط پزشک معالج صرع صورت گیرد.
• از تجویز بیمورد هورمون تستوسترون باید اجتناب کرد. موقعی این هورمون باید تجویز شود که بیمار به آن احتیاج دارد.
• در تجویز دارو باید دقت کرد که سبب تشدید تشنج بیمار نشود.
• این بیماران به دارو درمانی به خوبی پاسخ می دهند.
• در صورت لزوم از سایر روشهای درمانی مثل داروهای موضعی می توان استفاده کرد.
اختلالات جنسی در خانمها
بر خلاف اختلالات جنسی در مردان که تا حدودی در رسانهها به آن پرداخته می شود، تقریباً در مورد مشکلات زناشوئی در خانمها سکوت کامل حکمفرما است. بنده پرونده های متعدد طلاق دارم که از طرف پزشکی قانونی و یا دادگاه بعلت وجود مشکلات زناشوئی جهت اظهار نظر ارجاع شدهاند. بنده پروندههای متعددی دارم که پس از گذشت چند سال از زندگی زناشوئی، زوجها هنوز رابطة زناشوئی موفق نداشته اند (ازدواج به وصال نرسیده). موضوع مشکلات جنسی بویژه در خانمها بشکل تابو درآمده است. در بسیاری از موارد نه بیمار و نه پزشک جرأت صحبت کردن در این مورد را ندارند، و اگر پس از تحمل فشارهای روحی و روانی زیاد، فردی خواست مشکل خود را بیان کند و یا اگر پزشک خواست در مورد وجود یک همچون مشکلی سئوال نماید، باید دنبال کلمات مناسب بگردند که در بسیاری از موارد نیز یافت نمی شود.
این موضوع در مورد نوشتن مطلب علمی در مورد اختلالات جنسی نیز صدق می کند. بنده از ذکر آمار و ارقام بیشتر خودداری می کنم، ولی متذکر می شوم که درصد قابل توجهی از خانمها در طول زندگی زناشوئی خود ارضاء جنسی (ارگاسم) را تجربه نمی کنند. درصد قابل توجهی از مردان نمی دانند که زنان نیز مثل مردان باید به ارضاء جنسی برسند. درصدی از مردان نیز که از وجود ارضاء جنسی در خانمها مطلع هستند، اصولاً حقی برای خانمها قائل نمی شوند. از آنطرف درصد قابل توجهی از مردان از آناتومی و فیزیولوژی جنسی نه تنها در خانمها بلکه در خودشان نیز تقریباً هیچگونه اطلاعی ندارند و این سبب ایجاد مشکلات عدیده در زندگی زناشوئی می شود. علاوه از آن درصد قابل توجهی از خانمها حتی در میان تحصیل کردهها، اطلاعات کافی در مورد آناتومی و فیزیولوژی بدن خود ندارند.
کم نیستند زوجهائیکه اگر بررسی شوند، مشخص می شود که در روابط زناشوئی مشکلات عدیده دارند ولی فکر می کنند که یک مسئلة طبیعی است و سالها با آن کنار می آیند. برای یک رابطة زناشوئی طبیعی و موفق داشتن اطلاعات علمی حداقلی در مورد فیزیولوژی روابط جنسی و باروری و احترام به حقوق طرفین، الزامی است. این اطلاعات بایستی به زبان مناسب هر گروه از مردم در اختیار آنها گذاشته شود. افراد بی اطلاع یا هیچوقت دنبال افزودن به آگاهیهای خود نخواهند بود، و یا اینکه اگر بخواهند آگاهیهای خود را افزایش دهند، ممکن است این اطلاعات را از مبادی بی اعتبار و گاهاً گمراه کننده کسب نمایند. بنابراین، اگر ما نمی توانیم آحاد مردم را در مورد روابط زناشوئی سالم آموزش دهیم، می بایست حد اقل منابعی را که اطلاعات فوق در دسترس عموم باشد، فراهم نمائیم.
در مورد فیزیولوژی روابط جنسی و باروری تفاوتهای عمده ما بین مردان و زنان وجود دارند که به اختصار در زیر توضیح داده می شوند:
1. اولین مرحله در یک رابطة زناشوئی موفق "برانگیختگی" است. این برانگیختگی در مردان به سهولت و توسط موارد متعددی ایجاد می شود. ولی آن در خانمها بسیار پیچیده است. حالت برانگیختگی در خانمها براحتی ایجاد نمی شود. بر خلاف آقایان، جهت برانگیختگی در خانمها یک رابطة عاطفی خوب با شوهر لازم است. بدون وجود این رابطة عاطفی، برانگیختگی در خانمها یا هیچوقت ایجاد نمی شود، یا اگر ایجاد شود به ارضاء جنسی منتهی نمی شود، و یا اینکه آن زود از بین می رود.
2. مدت زمان رسیدن به ارضاء جنسی و ملزومات آن در خانمها و آقایان کاملاً متفاوت است. معمولاٌ مردان گاهاً در عرض چند ثانیه و یا معمولاً در عرض حداکثر چند دقیقه به ارضاء جنسی (انزال) می رسند، ولی بر عکس خانمها جهت رسیدن به ارضاء جنسی (ارگاسم) مدت زمان طولانی تر و معمولاً 10 دقیقه و یا بیشتر زمان نیاز دارند. ولی بر خلاف آقایان تنها زمان کافی برای رسیدن به ارگاسم در خانمها کفایت نمی کند، و در رسیدن به ارگاسم، موارد دیگری لازم و ملزوم یکدیگر هستند. یعنی اگر تمامی موارد لازم فراهم باشند، یک خانم جهت رسیدن به ارضاء جنسی معمولاً حدود 15-10 دقیقه زمان لازم دارد، که این زمان می تواند در افراد مختلف متغیر باشد.
3. موضوع مهم، دورة تحریک ناپذیری است. مردان پس از انزال، بلافاصله نمی توانند رابطة مجدد برقرار بکنند و یک مدت زمان لازم است که مرد مجدداً توانائی برقراری رابطه را پیدا کند و این مدت زمان بسته به سن مرد از چند دقیقه تا چند ساعت و حتی روز متغیر است. این مدت زمان را که مرد قابل تحریک نمی باشد، "زمان تحریک ناپذیری" می گویند. ولی خانمها فاقد این زمان "زمان تحریک ناپذیری" هستند و در یک بار رابطة زناشوئی می توانند حتی چند بار به ارضاء جنسی برسند.
بر خلاف اختلالات جنسی در مردان که تا حدودی در رسانهها به آن پرداخته می شود، تقریباً در مورد مشکلات زناشوئی در خانمها سکوت کامل حکمفرما است. بنده پرونده های متعدد طلاق دارم که از طرف پزشکی قانونی و یا دادگاه بعلت وجود مشکلات زناشوئی جهت اظهار نظر ارجاع شدهاند. بنده پروندههای متعددی دارم که پس از گذشت چند سال از زندگی زناشوئی، زوجها هنوز رابطة زناشوئی موفق نداشته اند (ازدواج به وصال نرسیده). موضوع مشکلات جنسی بویژه در خانمها بشکل تابو درآمده است. در بسیاری از موارد نه بیمار و نه پزشک جرأت صحبت کردن در این مورد را ندارند، و اگر پس از تحمل فشارهای روحی و روانی زیاد، فردی خواست مشکل خود را بیان کند و یا اگر پزشک خواست در مورد وجود یک همچون مشکلی سئوال نماید، باید دنبال کلمات مناسب بگردند که در بسیاری از موارد نیز یافت نمی شود.
این موضوع در مورد نوشتن مطلب علمی در مورد اختلالات جنسی نیز صدق می کند. بنده از ذکر آمار و ارقام بیشتر خودداری می کنم، ولی متذکر می شوم که درصد قابل توجهی از خانمها در طول زندگی زناشوئی خود ارضاء جنسی (ارگاسم) را تجربه نمی کنند. درصد قابل توجهی از مردان نمی دانند که زنان نیز مثل مردان باید به ارضاء جنسی برسند. درصدی از مردان نیز که از وجود ارضاء جنسی در خانمها مطلع هستند، اصولاً حقی برای خانمها قائل نمی شوند. از آنطرف درصد قابل توجهی از مردان از آناتومی و فیزیولوژی جنسی نه تنها در خانمها بلکه در خودشان نیز تقریباً هیچگونه اطلاعی ندارند و این سبب ایجاد مشکلات عدیده در زندگی زناشوئی می شود. علاوه از آن درصد قابل توجهی از خانمها حتی در میان تحصیل کردهها، اطلاعات کافی در مورد آناتومی و فیزیولوژی بدن خود ندارند.
کم نیستند زوجهائیکه اگر بررسی شوند، مشخص می شود که در روابط زناشوئی مشکلات عدیده دارند ولی فکر می کنند که یک مسئلة طبیعی است و سالها با آن کنار می آیند. برای یک رابطة زناشوئی طبیعی و موفق داشتن اطلاعات علمی حداقلی در مورد فیزیولوژی روابط جنسی و باروری و احترام به حقوق طرفین، الزامی است. این اطلاعات بایستی به زبان مناسب هر گروه از مردم در اختیار آنها گذاشته شود. افراد بی اطلاع یا هیچوقت دنبال افزودن به آگاهیهای خود نخواهند بود، و یا اینکه اگر بخواهند آگاهیهای خود را افزایش دهند، ممکن است این اطلاعات را از مبادی بی اعتبار و گاهاً گمراه کننده کسب نمایند. بنابراین، اگر ما نمی توانیم آحاد مردم را در مورد روابط زناشوئی سالم آموزش دهیم، می بایست حد اقل منابعی را که اطلاعات فوق در دسترس عموم باشد، فراهم نمائیم.
در مورد فیزیولوژی روابط جنسی و باروری تفاوتهای عمده ما بین مردان و زنان وجود دارند که به اختصار در زیر توضیح داده می شوند:
1. اولین مرحله در یک رابطة زناشوئی موفق "برانگیختگی" است. این برانگیختگی در مردان به سهولت و توسط موارد متعددی ایجاد می شود. ولی آن در خانمها بسیار پیچیده است. حالت برانگیختگی در خانمها براحتی ایجاد نمی شود. بر خلاف آقایان، جهت برانگیختگی در خانمها یک رابطة عاطفی خوب با شوهر لازم است. بدون وجود این رابطة عاطفی، برانگیختگی در خانمها یا هیچوقت ایجاد نمی شود، یا اگر ایجاد شود به ارضاء جنسی منتهی نمی شود، و یا اینکه آن زود از بین می رود.
2. مدت زمان رسیدن به ارضاء جنسی و ملزومات آن در خانمها و آقایان کاملاً متفاوت است. معمولاٌ مردان گاهاً در عرض چند ثانیه و یا معمولاً در عرض حداکثر چند دقیقه به ارضاء جنسی (انزال) می رسند، ولی بر عکس خانمها جهت رسیدن به ارضاء جنسی (ارگاسم) مدت زمان طولانی تر و معمولاً 10 دقیقه و یا بیشتر زمان نیاز دارند. ولی بر خلاف آقایان تنها زمان کافی برای رسیدن به ارگاسم در خانمها کفایت نمی کند، و در رسیدن به ارگاسم، موارد دیگری لازم و ملزوم یکدیگر هستند. یعنی اگر تمامی موارد لازم فراهم باشند، یک خانم جهت رسیدن به ارضاء جنسی معمولاً حدود 15-10 دقیقه زمان لازم دارد، که این زمان می تواند در افراد مختلف متغیر باشد.
3. موضوع مهم، دورة تحریک ناپذیری است. مردان پس از انزال، بلافاصله نمی توانند رابطة مجدد برقرار بکنند و یک مدت زمان لازم است که مرد مجدداً توانائی برقراری رابطه را پیدا کند و این مدت زمان بسته به سن مرد از چند دقیقه تا چند ساعت و حتی روز متغیر است. این مدت زمان را که مرد قابل تحریک نمی باشد، "زمان تحریک ناپذیری" می گویند. ولی خانمها فاقد این زمان "زمان تحریک ناپذیری" هستند و در یک بار رابطة زناشوئی می توانند حتی چند بار به ارضاء جنسی برسند.
4. با افزایش سن پدیده ای در خانمها اتفاق می افتد که در اصطلاح به آن "یائسگی" می گویند که بعلت قطع شدن هورمونهای تخمدان، تغییرات عمده در دستگاه تناسلی و بدن خانمها اتفاق می افتد. لازم به ذکر است که این تغییرات دلیل از بین رفتن تمایلات و توانائی خانمها نیست، بلکه یک فرایند طبیعی زندگی است، که راه برخورد مخصوص به خود را دارد. ایجاد یائسگی در مردان الزامی نیست، ولی در حدود 70 درصد از مردان نیز با بالا رفتن سن، از میزان هورمونهای مردانه کاسته می شود که به آن "یائسگی" مردانه می گویند.
5. برخلاف مردان که دستگاه تناسلی آنها تا آخر عمر بدون تغییر باقی می ماند، دستگاه تناسلی خانمها در طول زندگی ممکن است دچار تغییرات عمده شود. قطع هورمونها در زمان یائسگی، اختلالات آناتومیک مادرزادی و زایمانهای مشکل و متعدد، ممکن است سبب تغییرات زیاد در دستگاه تناسلی شوند.
کلاً اختلالت جنسی در خانمها را به 6 دستة بزرگ می کنند که هر کدام راههای تشخیص و درمان جداگانه ای دارند. این 6 گروه عبارتند از:
1. اختلال در میل جنسی
2. اختلال در برانگیختگی
3. اختلال در رسیدن به ارگاسم
4. اختلال درد
5. اختلال در ترشحات
6. اختلال در رضایتمندی
خوشبختانه امروزه با پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژی بسیاری از مشکلات جنسی و تغییرات مرضی و آناتومیک دستگاه تناسلی در خانمها با روشهای مختلف از جمله جراحی قابل درمان هستند. مبحث اختلالات جنسی در خانمها یک مبحث بسیار گسترده می باشد. بنده سعی می کنم که نوشتارهای بعدی موضوع اختلالات جنسی در خانمها را به زبانی مناسب ولی علمی مورد بحث قرار دهم. هر قدر دانش زوجهای ما در این مورد بالا رود، روابط زناشوئی بهتر می شود، اختلافات خانوادگی کمتر می گردد، از آمار طلاق کاسته می شود و از سوءاستفادة افراد سودجو و تبلیغات ماهوارهای کم می شود.
5. برخلاف مردان که دستگاه تناسلی آنها تا آخر عمر بدون تغییر باقی می ماند، دستگاه تناسلی خانمها در طول زندگی ممکن است دچار تغییرات عمده شود. قطع هورمونها در زمان یائسگی، اختلالات آناتومیک مادرزادی و زایمانهای مشکل و متعدد، ممکن است سبب تغییرات زیاد در دستگاه تناسلی شوند.
کلاً اختلالت جنسی در خانمها را به 6 دستة بزرگ می کنند که هر کدام راههای تشخیص و درمان جداگانه ای دارند. این 6 گروه عبارتند از:
1. اختلال در میل جنسی
2. اختلال در برانگیختگی
3. اختلال در رسیدن به ارگاسم
4. اختلال درد
5. اختلال در ترشحات
6. اختلال در رضایتمندی
خوشبختانه امروزه با پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژی بسیاری از مشکلات جنسی و تغییرات مرضی و آناتومیک دستگاه تناسلی در خانمها با روشهای مختلف از جمله جراحی قابل درمان هستند. مبحث اختلالات جنسی در خانمها یک مبحث بسیار گسترده می باشد. بنده سعی می کنم که نوشتارهای بعدی موضوع اختلالات جنسی در خانمها را به زبانی مناسب ولی علمی مورد بحث قرار دهم. هر قدر دانش زوجهای ما در این مورد بالا رود، روابط زناشوئی بهتر می شود، اختلافات خانوادگی کمتر می گردد، از آمار طلاق کاسته می شود و از سوءاستفادة افراد سودجو و تبلیغات ماهوارهای کم می شود.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 30 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 18 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.