ﺭﻭﯼ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭا ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ. ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ "ﮐﻼﻡ" ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ؛ چون ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ می شود ﮐﻪ ﺷﻤﺎ می گویید ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ.
👍1
خزانه شهرداری تهران ارثیه پدری علیرضا زاکانی نیست
🇮🇷 شهر بیکلانتر شود، قورباغه هم ابوعطا میخواند!
🔺آقای زاکانی!
▫️اینکه میگویید «به کسی مربوط نیست چقدر بودجه صرف این کار میشود»، دقیقاً همان جملهای است که باید به آن اعتراض کرد.
▫️خزانه شهرداری تهران ارث پدری شما نیست!
بودجه شهرداری پول شخصی شما هم نیست!
این پول، منابع عمومی و متعلق به شهروندان است و نحوه هزینهکرد آن، قطعاً به مردم مربوط است.
▫️اگر معتقدید هزینهکرد برای اربعین ضروری و درست است، بسیار خوب؛
عدد آن را شفاف اعلام کنید، ردیف بودجهاش را نشان دهید، مصوبه قانونی آن را منتشر کنید و گزارش دقیق هزینهکرد را در اختیار مردم قرار دهید.
▫️اما اینکه بگویید «به کسی مربوط نیست» یعنی چه؟
▫️شما شهردار تهران هستید؛ نه مالک خزانه تهران!
▫️ارادت به امام حسین(ع) محترم و ارزشمند است؛ اما این ارادت، مجوز بیحسابوکتاب هزینه کردن از منابع عمومی نیست.
▫️اتفاقاً اگر نام امام حسین(ع) را میآورید، باید بیش از هر چیز مراقب حقالناس باشید.
🔺مردمی که برای نان، اجارهخانه، درمان، حملونقل و ابتداییترین نیازهای زندگی خود با مشکلات جدی روبهرو هستند، حق دارند بدانند منابع شهرداری چگونه، کجا و با چه مجوزی هزینه میشود.
▫️امام حسین(ع) را نمیشود سپر پاسخگوییگریزی کرد.
▫️آقای زاکانی،
شما صاحب بیتالمال نیستید؛ امانتدار آن هستید.
▫️بنابراین برخلاف آنچه گفتهاید:
اتفاقاً خیلی هم به ما مربوط است که از جیب مردم چقدر، کجا و چگونه هزینه میکنید.
▫️پول مردم، حسابوکتاب مردم و حق پرسش مردم است.
محسن وثوقی
🇮🇷 شهر بیکلانتر شود، قورباغه هم ابوعطا میخواند!
🔺آقای زاکانی!
▫️اینکه میگویید «به کسی مربوط نیست چقدر بودجه صرف این کار میشود»، دقیقاً همان جملهای است که باید به آن اعتراض کرد.
▫️خزانه شهرداری تهران ارث پدری شما نیست!
بودجه شهرداری پول شخصی شما هم نیست!
این پول، منابع عمومی و متعلق به شهروندان است و نحوه هزینهکرد آن، قطعاً به مردم مربوط است.
▫️اگر معتقدید هزینهکرد برای اربعین ضروری و درست است، بسیار خوب؛
عدد آن را شفاف اعلام کنید، ردیف بودجهاش را نشان دهید، مصوبه قانونی آن را منتشر کنید و گزارش دقیق هزینهکرد را در اختیار مردم قرار دهید.
▫️اما اینکه بگویید «به کسی مربوط نیست» یعنی چه؟
▫️شما شهردار تهران هستید؛ نه مالک خزانه تهران!
▫️ارادت به امام حسین(ع) محترم و ارزشمند است؛ اما این ارادت، مجوز بیحسابوکتاب هزینه کردن از منابع عمومی نیست.
▫️اتفاقاً اگر نام امام حسین(ع) را میآورید، باید بیش از هر چیز مراقب حقالناس باشید.
🔺مردمی که برای نان، اجارهخانه، درمان، حملونقل و ابتداییترین نیازهای زندگی خود با مشکلات جدی روبهرو هستند، حق دارند بدانند منابع شهرداری چگونه، کجا و با چه مجوزی هزینه میشود.
▫️امام حسین(ع) را نمیشود سپر پاسخگوییگریزی کرد.
▫️آقای زاکانی،
شما صاحب بیتالمال نیستید؛ امانتدار آن هستید.
▫️بنابراین برخلاف آنچه گفتهاید:
اتفاقاً خیلی هم به ما مربوط است که از جیب مردم چقدر، کجا و چگونه هزینه میکنید.
▫️پول مردم، حسابوکتاب مردم و حق پرسش مردم است.
محسن وثوقی
👍1
به بهلول گفتند که :
فلانی هنگام تلاوت قرآن ، چنان از خود بیخود می شود که غش می کند
بهلول گفت : او را بر سر دیوار بلندی بگذارید تا قرآن تلاوت کند ، اگر غش کرد ، در عمل خود صادق است !!!
برای شناختن ادمها ، آنها را باید در شرایط سخت قرار داد تا چهره واقعیشان را بشناسید.
فلانی هنگام تلاوت قرآن ، چنان از خود بیخود می شود که غش می کند
بهلول گفت : او را بر سر دیوار بلندی بگذارید تا قرآن تلاوت کند ، اگر غش کرد ، در عمل خود صادق است !!!
برای شناختن ادمها ، آنها را باید در شرایط سخت قرار داد تا چهره واقعیشان را بشناسید.
❤1
ریشه اگر ریشه است
خاصیتش دیده نشدن است .
ریشه ای که اصرار بر دیده شدن دارد،
درخت را از بیخ کنده.
خاصیتش دیده نشدن است .
ریشه ای که اصرار بر دیده شدن دارد،
درخت را از بیخ کنده.
👍1
گاه از خود می پرسم؛
پس چه هنگام کاسهها از این آبهای روشن پُر خواهد شد؟ راستی چه هنگام؟
کار من تماشاست و تماشا گواراست.
من به مهمانی جهان آمده ام. و جهان به مهمانی من. اگر من نبودم، هستی چیزی کم داشت. اگر این شاخه بید خانه ما، هم اکنون نمیجنبید، جهان در چشم به راهی میسوخت. همه چیز چنان است که میباید. آموختهام که خُرده نگیرم. شکفتگی را دوست دارم و پژمردگی را هم...
بخشی از نامه سهراب سپهری
به دوستش مهری
تهران، ۲ اردیبهشت ۱۳۴۲
پس چه هنگام کاسهها از این آبهای روشن پُر خواهد شد؟ راستی چه هنگام؟
کار من تماشاست و تماشا گواراست.
من به مهمانی جهان آمده ام. و جهان به مهمانی من. اگر من نبودم، هستی چیزی کم داشت. اگر این شاخه بید خانه ما، هم اکنون نمیجنبید، جهان در چشم به راهی میسوخت. همه چیز چنان است که میباید. آموختهام که خُرده نگیرم. شکفتگی را دوست دارم و پژمردگی را هم...
بخشی از نامه سهراب سپهری
به دوستش مهری
تهران، ۲ اردیبهشت ۱۳۴۲
👍1
برگ در انتهای زوال می افتد و سیب در انتهای کمال.
بنگر چگونه می افتی؟
چون بـرگی زرد!
یـا سیبی سـرخ!
کنفسیوس
بنگر چگونه می افتی؟
چون بـرگی زرد!
یـا سیبی سـرخ!
کنفسیوس
👍1
عدهای در این جهان بهترین لذایذ زندگی را میبرند و به ما وعدهی زندگی در جهان دیگری را میدهند، سادهلوحانه نیست؟
فریدریش نیچه
فریدریش نیچه
❤1
آرامترین آدمها آنهایی هستند که یک روز
در دلشان جهنمی را خاموش کردهاند
و زنده ماندهاند...
داستایفسکی
در دلشان جهنمی را خاموش کردهاند
و زنده ماندهاند...
داستایفسکی
👍1
ما در خیابانها سرگردانیم، در سفارتها سرگردانیم، در مرزها سرگردانیم.
ما چون تکههای چوب بر دریا سرگردانیم و حتی نمیتوانیم غرق شویم.
گروس_عبدالملکیان
ما چون تکههای چوب بر دریا سرگردانیم و حتی نمیتوانیم غرق شویم.
گروس_عبدالملکیان
👍1
آدمها هر کدام
بارِ اندوهی را بر دوش میکشند
گاهی برای زنده ماندن
باید به جهانی پناه برد
که با چشم دیده نمیشود
جهانی که از جنسِ خیال است
رویا خوراک روح است
ما هر یک سربازی هستیم
نه با زره و شمشیر
که با قلبی پر از دلتنگی
با مشتی خاطره
و با اندکی امید که هنوز
در وجودمان نفس می کشد.
جهانِ بیرون،
خشن و بیحوصله است
آفتابش میتابد،
اما گرما نمیبخشد.
بارانش میبارد،
اما چیزی را تازه نمیکند.
درختانش ایستادهاند،
اما سایهای برای
پناه گرفتن ندارند.
آدمهایش لبخند میزنند،
اما پشتِ
نگاهشان غمی عمیق پنهان است.
گاهی ناچار میشویم
در گوشهای از خیال،
خانهای برای روحمان بسازیم.
خیال،
گریز از زندگی نیست
راهی است برای آنکه انسان
زیرِ سنگینیِ رنجِ جهان
تاب بیاورد
و هنوز انسان بماند.
در دنیای خیال
شاید نتوانیم از رنجِ این جهان بکاهیم
اما میتوانیم جهانِ درونمان را
سامان دهیم...خیالی پُر از امید...
اف،ار
بارِ اندوهی را بر دوش میکشند
گاهی برای زنده ماندن
باید به جهانی پناه برد
که با چشم دیده نمیشود
جهانی که از جنسِ خیال است
رویا خوراک روح است
ما هر یک سربازی هستیم
نه با زره و شمشیر
که با قلبی پر از دلتنگی
با مشتی خاطره
و با اندکی امید که هنوز
در وجودمان نفس می کشد.
جهانِ بیرون،
خشن و بیحوصله است
آفتابش میتابد،
اما گرما نمیبخشد.
بارانش میبارد،
اما چیزی را تازه نمیکند.
درختانش ایستادهاند،
اما سایهای برای
پناه گرفتن ندارند.
آدمهایش لبخند میزنند،
اما پشتِ
نگاهشان غمی عمیق پنهان است.
گاهی ناچار میشویم
در گوشهای از خیال،
خانهای برای روحمان بسازیم.
خیال،
گریز از زندگی نیست
راهی است برای آنکه انسان
زیرِ سنگینیِ رنجِ جهان
تاب بیاورد
و هنوز انسان بماند.
در دنیای خیال
شاید نتوانیم از رنجِ این جهان بکاهیم
اما میتوانیم جهانِ درونمان را
سامان دهیم...خیالی پُر از امید...
اف،ار
👍1
آرامش، هنر رها کردن چیزهایی است که نمیتوانی تغییر دهی.
-مارکوس اورلیوس
-مارکوس اورلیوس
❤1
داشت میرفت
و سالهای پس از او
از پشتِ سرش پیدا بود.
- موراتهان مونگان
و سالهای پس از او
از پشتِ سرش پیدا بود.
- موراتهان مونگان
👍1
ای کاش میتوانستم بگویم که با من چه میکنی
تو جانی در جانم میآفرینی
تو تنها سببی هستی که به خاطر آن
روز های بیشتر
شب های بیشتر
و سهم بیشتری از زندگی میخواهم
تو به من اطمینان میدهی که فردایی وجود دارد.
- جبران خلیل جبران
تو جانی در جانم میآفرینی
تو تنها سببی هستی که به خاطر آن
روز های بیشتر
شب های بیشتر
و سهم بیشتری از زندگی میخواهم
تو به من اطمینان میدهی که فردایی وجود دارد.
- جبران خلیل جبران
👍1
تو زیباترین شهری هستی
که در آن قدم زدهام؛
با چشمهایت خیابانها روشن میشوند
و من در تو گم میشوم،
بیآنکه بخواهم پیدا شوم.
- ناظم حکمت
که در آن قدم زدهام؛
با چشمهایت خیابانها روشن میشوند
و من در تو گم میشوم،
بیآنکه بخواهم پیدا شوم.
- ناظم حکمت
👍1