Saafi.ir
1K subscribers
2.87K photos
126 videos
48 files
1.74K links
© تنها کانال اختصاصی و رسمی سایت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (قدس سره)

▪️پیشنهاد، انتقاد، سؤال شرعی و ... را در سایت معظم‌له مطرح نمایید

ایتا
Eitaa.com/Saafi_com
سایت
https://www.saafi.ir
Download Telegram
بهترین روش.
بهترین روش‎ها برای ترمیم و جبران گناه و اعاده حیثیّت و شرافت گناهكار ـ ‎كه از عوامل مهمّ تربیت و تهذیب اخلاق و تصفیه ارواح نیز هست و درعین‌حال از سهولت و آسانی و وسعت دین اسلام حكایت می‎كند و شرافت و آبروی گناهكار را در نزد دیگران نمی‎ریزد و وجدان و قلب او را از تاریكی و كدورت پاك می‎سازد‎ ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت به‌سوی خداست.
اسلام درضمن بسیاری از تعالیم اجتماعی، حفظ شرف و موقعیّت و مقام اجتماعی و حرمت و آبروی افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان‌ كاری‌های مردم را نخواسته و افشای معایب و اشاعه فحشا را به‌شدّت ممنوع كرده است.
نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصیتی خورد و لغزشی او را به زمین انداخت، باید به‌پا خیزد و در راه خدا و به‌سوی خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نایستد.
هر فردی باید خود به‌حساب خویشتن رسیدگی كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود ‎شود.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ»
جبران گناه و آمرزش معاصی، به رفتن نزد كشیش، و اقرار به گناه در نزد او احتیاج ندارد؛ شكنجه بدنی و مقراض‌كردن و قطع اعضا نمی‎خواهد.
جبران گناه و آمرزش و پذیرش توبه، بیش از بیداری ضمیر و شعور و توجّه به زیان گناه و پشیمانی و تصمیم به پاك‌شدن از گناه، بازگشت به راه خدا، ادای حقوق و خلاصی از مظالم، شرط دیگری ندارد.
اگر مؤمن مرتكب گناهی شد، چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشیمان می‎شود؛ همان‌طور كه اگر فردی ندانسته یا در حال عصبانیّت سم بخورد، یا اموالش را آتش بزند، یا فرزند خود را به قتل رساند، یا به ولی‌نعمت خود توهین كند، پشیمان می‎شود و اگر پشیمان نشود برحسب حدیث: «فَمَنْ لَمْ یَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ یَرْتَكِبُهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ».
اثر «ایمان»، ندامت و پشیمانی از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافی است: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
وقتی مؤمن گناهی را مرتكب شد، پشیمانی او را به استغفار و آمرزش‌خواستن وادار می‎سازد و تعالیم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّیدوار و از ناامّیدی و یأس نجات می‎دهد. این مژده الهی و بشارت قرآنی در كالبد مرده، روح تازه می‎دمد:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: ای بندگان من ـ‎ كه بر خویشتن زیاده‎روی داشته‎اید‎ ـ از رحمت خدا نومید مشوید. درحقیقت، خدا همه گناهان را می‎آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
آری، خدا غفار، رحیم، ستّار، توّاب و واسع‌المغفرة و الرّحمة است. بنده توبه‌كار را دوست می‎دارد؛ و هیچ انسانی محكوم به بدبختی نیست.
در برخی اخبار و روایات آمده است كه وقتی بنده‎ای از گناه پشیمان شد و به‌سوی خدا بازگشت و گفت:
«إِلَهِی أَنَا أَسَأْتُ؛ خدای من! من بد كردم».
خدا می‎فرماید: «وَأَنَا سَتَرْتُ؛ من آن را پوشاندم».
«فَیَقُولُ: إِلَهِی أَنَا نَدِمْتُ؛ و چون می‎گوید: خدای من! من پشیمان شدم».
خدا می‎فرماید: «وَأَنَا قَبِلْتُ؛ من قبول كردم».
«أَیُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْی أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْنَا؛ ای جوان، اگر توبه كردی و شكستی، حیا نكن كه دیگربار به‌سوی ما برگردی!»
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِیاً فَلَا تَسْتَحْی، أَوْ یَمَنَعُكَ الْحَیَاءُ أَنْ تَأْتِیَنَا ثَالِثاً؛ و هرگاه دوباره توبه را شكستی، حیا نكن. آیا حیا تو را از اینكه سه‌باره به‌سوی ما بیایی، منع می‎كند؟ (حیا نكن و بیا)».
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَیْنَا رَابِعاً؛ و هرگاه برای سوّمین‌بار توبه را شكستی، برای چهارمین‌بار به‌سوی ما بیا».
«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِی لَا أَبْخَلُ؛‌ من بخشنده‎ای هستم كه بخل نمی‌ورزم».
دعاهای مأثوره، عذرخواهی و پوزش‌طلبی را به بندگان گناهكار یاد می‎دهد.
در این جمله از دعا دقّت كنید كه چگونه معاذیر بنده را در درگاه خدا عرضه می‎دارد و او را با خدا آشنا می‎سازد: «إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَغَلَبَنِی هَوَایَ وَأَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَغَرَّنِی سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَیَّ‎؛ خدای من! معصیت تو را نكردم در هنگامی ‌كه معصیت كردم؛ درحالی‌كه پروردگاریت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و یا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و یا تهدید تو را سست گرفته باشم؛ ولی خطایی روی داد و نفس من، آن را از برای من زینت داد و شقاوتم كمك كرد و پرده‎پوشی تو بر من، مغرورم نمود».
در این جمله نیز دقّت كنید که می‌فرماید «إِذَا رَأَیْتُ مَوْلَایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ، وَإِذَا رَأَیْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ، فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَیْرُ رَاحِمٍ، وَإِنْ عَذَّبْتَ فَغَیْرُ ظَالِمٍ؛ وقتی گناهانم را می‎بینم، می‎هراسم، و وقتی كرم تو را می‎نگرم به آن طمع می‎كنم. پس اگر عفو كنی بهترین رحم‌كننده‎ای و اگر عذاب كنی، ستمگر نیستی!».
این جملات از دعای «ابی‌حمزه ثمالی» است. تمام جمله‎های این دعا روح‌بخش است و خواننده را به عالم روحانی و ملكوتی سیر می‎دهد. انتخاب جمله‎های این دعا ممكن نیست؛ چون تمام جمله‎هایش منتخب است. این جملات، انسان را به‌سوی خدا می‎برد؛ و او را از گناه به توبه حقیقی روانه می‎كند.
توبه در اسلام برای همه انسان‎ها فراهم است. هر شخص در هركجا كه باشد؛ می‎تواند اگر گذشته تاریك و ندامت‎انگیز دارد، آن را با توبه و استغفار فراموش سازد و اگر چند قطره اشكی هم بریزد و به درگاه خدا اظهار بندگی و عجز نماید، خوشا به حال او.

ماه توبه و استغفار.
در ماه رمضان برنامه توبه و استغفار، تازه می‎شود و مسلمانان عموماً درهرحال و در هر شرایطی كه هستند باید بر سر این خوان و سفره گسترده آمرزش و مغفرت خدا بنشینند و هر فردی به فراخور حال خود به استقبال آینده بهتر و شرافتمندانه‎تری برود. چرا كه در غیر این ‌صورت: «فَالشَّقِیُّ مَنْ حَرُمَ غُفْرَانَ اللهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ؛ بدبخت كسی است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم بماند [و نتواند خود را عوض كند و گناه و معصیت را كنار بگذارد]».
از اوّل ماه رمضان تا پایان آن باید زبان مؤمن روزه‎دار، به استغفار باز باشد.
ادعیه شب‎ها، سحرها و روزها و هنگام افطار، همه متضمّن طلب مغفرت است. مخصوصاً شب‎های قدر برای توبه و اصلاح حال و تغییر روش و حركت فكری و اخلاقی، فرصت‎های عزیزی است كه فوت آن فرصت‎ها، نشان بی‎لیاقتی است.
پاینده باد اسلام! كه با چنین تعالیم و برنامه‎های نجات‌بخش به كمك بشریّت آمده و او را به عالی‎ترین اخلاق انسانی رهبری می‎نماید.
نویسنده‎ای به نام «فرانز ستال» در مقاله‎ای كه در یكی از مجلاّت منتشر نموده، بعد از مقایسه‎ای كه بین حركت تسلیح اخلاقی و نظر «دكتر فرانك بكمان» مؤسّس «جمعیّت تسلیح اخلاقی» كرده، نتیجه گرفته است كه اسلام از جهت تسلیح اخلاقی اسبق است. وی می‎نویسد:
«توبه در اسلام وسیله‎ای است كه افراد خودشان، خود را تغییر دهند و سلاح اخلاقی بزرگی است؛ زیرا متضمّن پشیمانی و تغییر حال و تحوّل است.»
اگر این نویسنده از برنامه‎های ماه رمضان و از ادعیه‎ای كه مؤمنان می‎خوانند و از حالات، گریه‎ها، مناجات‎ها و زاری‎های آنها آگاه بود، می‎دانست كه وسایل تسلیح اخلاقی آن‌چنان‌كه در اختیار مسلمانان است در اختیار هیچ ملّت و جامعه‎ای نیست.
حیف كه از این وسایل چنانچه بایدوشاید استفاده نمی‎شود و افسوس كه از این مكتب تربیت، قدردانی نشده و به حقایق و مقاصد آن آشنا نمی‎شویم.
برادر و خواهر عزیز! قدر این‌همه درهای رحمتی را كه به‌سوی تو گشوده شده است، بدان. توبه و استغفار كن، تغییر حال بده و رفتار خود را با تعالیم اسلام منطبق ساز. حال ‌كه خدا به تو توفیق داده و ماه رمضان را درك كرده‎ای و در مجالس قرائت قرآن، دعا، موعظه و اخلاق و در مساجد و نمازجماعت و مراسم دیگر شركت می‎كنی، استفاده كن. میان بنده‎ای كه به‌سوی خدا كوچ می‎كند، چندان مسافتی نیست. «وَإِنَّ الْقَاصِدَ إِلَیْكَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ»
حقیقتاً توبه كن. تصمیم بگیر كه خود را عوض كنی و تغییر وضع بدهی. تصمیم بگیر كه از گناه و گناهكاران فاصله بگیری.
بی‎شك اگر در صف توبه‎كاران و استغفاركنندگان در نیایی و فقط بر زبان «أَسْتَغْفِرُ اللهَ» جاری كنی، توبه حاصل نمی‎شود.
گناهان خود را به ‌یاد آور و به حافظه‎ات مراجعه كن و بین خود و خدا به معاصی اقرار و اعتراف كن و از همه گناهان توبه نما و یك‌لحظه نیز توبه را تأخیر نینداز كه بسا پس از آن، دیگر توفیق توبه حاصل نخواهد شد.
گریه كن، اشك بریز و فرصت را غنیمت شمرده و با دل سوخته خدا را بخوان و بگو:
«سَیِّدِی أَنَا أَسْأَلُكَ مَا لَا أَسْتَحِقُّ وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقْوَی وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، فَاغْفِرْ لِی وَأَلْبِسْنِی مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً یُغَطِّی عَلَیَّ الذُّنُوبَ وَالتَّبِعَاتِ، وَتَغْفِرُهَا لِی، وَلَا اُطَالَبُ بِهَا، إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِیمٍ وَصَفْحٍ عَظِیمٍ وَتَجَاوُزٍ كَرِیمٍ».
🔰 دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان:

🔸 اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيهِ مَا يُرْضِيكَ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِمَّا يُؤْذِيكَ، وَ أَسْأَلُكَ التَّوْفِيقَ فِيهِ لِأَنْ أُطِيعَكَ وَ لا أَعْصِيَكَ، يَا جَوَادَ السَّائِلِينَ.

🔸  خدایا در این ماه آنچه تو را خشنود می‌کند از تو درخواست می‌کنم، و از آنچه تو را ناخشنود می‌کند به تو پناه می‌آورم، و از تو در این ماه توفیق اطاعت و ترک نافرمانی‌ات را خواستارم، ای بخشنده به نیازمندان.

🆔 @Saafi_com
🔹#رمضان_ماه_تربیت

🖊 با توجّه به برنامه‎هاي ماه #رمضان مي‎توانيم نقاط ضعف و نواقص امور خود را برطرف كنيم.

🔰 ماه #رمضان، ماه #روزه، قرائت #قرآن، #دعا و #ذكر #خداوند، #توبه و اعاده حيثيّت، ماه #كمك به مستمندان و... است كه ارزش آن را با جواهرات و اموال اين دنيا نمي‎توان سنجيد.

⚡️ به همراه اینکه ثواب تمام اعمال حسنه و كارهاي نيك در اين ماه بيش از ماه‎هاي ديگر است.


📚 عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
دعا و خواندن خدا به اسما و صفات جمال و جلال، یكی از اركان عبودیت و بندگی و توجّه به كمال و یكی از وسایل مهم ترقّی و سیر معنوی و سفر به عالم ملكوت و لاهوت است و فاصله‌ای بین خواندن بنده و پاسخ خدا نیست، ولی بنده باید خود را برای گرفتن جواب، آماده نماید و بداند كه در چه مشهد عظیم و مقام اعلایی قرار می‎گیرد و با گوش دل جواب خدا را بشنود و اگر از حال خود احساس كرد كه جواب نگرفته است باید به اصلاح حال معنوی و اخلاقی خود بپردازد و موانع صدور جواب یا شنیدن جواب را رفع نماید.
در مورد حاجات مادّی و دنیوی گاه ـ چنان‌كه از احادیث شریفه استفاده می‎شود ـ سرعت اجابت، علامت استدراج و خذلان و تأخیر در اجابت و دادن حاجت، برای حضور بیشتر بنده در مشهد دعاست كه از اعظم مشاهد است.
ابن‌فهد حلی در كتاب عدّة‌ الداعی از جابر بن عبدالله انصاری روایت كرده است كه: قَالَ النَّبِی صلی الله علیه و‌آله: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیدْعُو اللهَ وَهُوَ یحِبُّهُ فَیقُولُ لِجَبْرَئِیلَ: اقْضِ‏ لِعَبْدِی‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَأَخِّرْهَا فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ لَا أَزَالَ أَسْمَعُ صَوْتَهُ وَإِنَّ الْعَبْدَ لَیدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ یبْغِضُهُ فَیقُولُ: یا جَبْرَئِیلُ اقْضِ‏ لِعَبْدِی‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَعَجِّلْهَا فَإِنِّی أَكْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ؛ بنده‌ای خدا را می‎خواند درحالی‌که خدا او را دوست می‎دارد، پس خدا به جبرئیل می‎فرماید: حاجت بنده‌ام را برآور و آن را به تأخیر انداز؛ زیرا من می‎خواهم همواره صدای او را بشنوم و بنده‌ای خدای عزّوجل را می‎خواند درحالی‌که خدا او را دشمن می‎دارد پس خدا به جبرئیل می‎فرماید: حاجت این بنده‌ام را زودتر برآور؛ زیرا كراهت دارم صدایش را بشنوم».
چنان‌كه می‎دانیم دعا گاه متضمّن درخواست و تقاضای حاجتی از حوایج دنیا یا آخرت است، یا درخواست و حاجت در آن نیست و فقط بنده به خواندن خدا و گفتن یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا خالق، یا رازق، یا قاضی‌الحاجات، یا كافی‌المهمّات، یا سمیع، یا بصیر و سایر اسماءالله الحسنی اكتفا می‎كند؛ هرچند در گفتن این اذكار هم به‌ مناسبت حالی كه بنده دارد و اسمی را كه خدا را به آن ندا می‎كند حاجت‌مندی و قبله دعای او معلوم می‎شود.
مثلاً بیمار و مریض «یا شافی» و «یا سلام» می‎گوید. فقیر «یا غنی» و جاهل «یا علیم» می‎گوید. گناهكار «یا غفّار» و «یا توّاب» و «یا ستّار» می‎گوید.
در اینجا هم اگرچه حاجت بر زبان آورده نمی‎شود ولی معلوم است كه بیماری كه «یا شافی» می‎گوید، یا گمراهی كه خدا را به اسم «یا هادی» می‎خواند حاجتشان، شفا و هدایت است.
اقسام دعا.
دعاهایی كه مشتمل بر عرض حاجت‌ها و نیازهاست بر دو قسم هستند:


قسم اول:
مشتمل بر درخواست حاجت‌های مادّی و دنیوی است، مثل طول عمر، وسعت رزق، صحّت بدن، تندرستی و سلامتی در سفر، شفای بیمار، بركت كسب‌وكار، موفّقیت در شغل و امنیت و امور دیگر.
چنان‌كه می‎دانیم بیشتر دعاهای مردم از این قسم است یعنی خدا را می‎خوانند برای این حوایج جسمی و مادّی كه دارند و گرایش آنها به دعا احساس ضعف خود و احتیاج به ارتباط با قدرت قادر متعال و مددگرفتن از اوست كه این خود از جهاتی مفید، سودمند و موجب امیدواری به موفّقیت و پیشرفت و درعین‌حال جلب عنایات الهیه و از عبادات است؛ چون مفهوم آن اعتراف به عجز و ناتوانی بنده و فقر به خداوند متعال است و لذا باید انسان همه‌چیز و هر نعمتی را از خدا بخواهد و خدا را در رسیدن به تمام نعمت‌ها مؤثّر بداند حتّی اگر وسایل ظاهری موفّقیت در امری و مقصدی ازهرجهت فراهم شده باشد بنده عارف، اهل بینش و بصیرت آن را از خدا می‎خواهد؛ چون علاوه ‌بر آنكه فراهم‌شدن وسایل و اصل وسایل همه از خداست، بقای آنها نیز تا حصول مقصود با عنایت خدا می‎باشد.
باید همه‌چیز را حتّی ـ چنان‌كه در بعضی اخبار است ـ نمك طعام را هم از خدا خواست و این برنامه‌ای است كه تأثیر آن در كمال نفس، ترقّی و سیر معنوی بسیار مؤثّر است.
مع‎ذلك در این‌گونه موارد گاهی برخی به‌عنوان رضا به قضای الهی و تسلیم امر او زبان به دعا باز نمی‎كنند و ثمرات تحمّل بلا را بر دفع یا رفع آن برمی‎گزینند و مانند حضرت سیدالشّهدا‌(علیه‌السلام) كه در روز عاشورا هرگز خلاصی خود را از آن مصائب جانكاه كه مفهومش عدم نیل به درجه رفیعه شهادتی بود كه آن‌همه آثار عالیه و بركات متعالیه در احیای دین اسلام و بقای شرع داشت، طلب نكرد، بلكه برحسب روایات هرچه مصائب بیشتر بر او وارد می‎شد چهره نورانیش بازتر و روشن‌تر می‎شد و حالت رضایش ظاهرتر می‎گشت.
بلی! گاهی حال، اقتضای دعا دارد مثل نفرین بر ظالم؛ یعنی اگر نفرین كند خلاف تسلیم و رضا نیست ولی دعاكننده از بیم اینكه دعایش به داعی و غرض تشفّی قلب و انتقام‎گیری آلوده نشود، دعا نمی‎كند ولی ناله درونش تا عرش یار می‎رسد.
و گاهی همین نفرین نیز از باب اینكه اظهار حقّ و اعلان بیزاری و تنفّر از ظالم و سبب هلاك او می‎گردد لازم می‎شود.
خلاصه برحسب موارد و حالات، مظاهر و صُوَر دعا متفاوت می‎شود. چنان‌كه برحسب روایات نیز دعاهای مناسب این حالات از پیغمبر اكرم و ائمّه طاهرین علیهم‌السلام ـ كه معلّمان الهی مكتب دعا هستند ـ رسیده است. اما اینكه بعضی متصوّفه می‎گویند:
یك گُره دارم خبر از اولیا * كه زبانشان بسته باشد از دعا
خامشند و ناله‌های زارشان * می‎رسد تا زیر عرش یارشان
به‌طورمطلق، به‌طور یك روش دائمی، خلاف سیروسلوك شرعی و سیره رسول خدا صلی الله علیه و‌آله و ائمّه معصومین علیهم‌السلام است كه فقط باید به آنها اقتدا و تأسّی كرد و از آنها كسب تعالیم اخلاقی و عبادی را نمود.

قسم دوّم: از دعاهای مشتمل بر درخواست‌ها و رفع نیازمندی‌ها، دعاهایی است كه مربوط به كمال نفس، تعالی روح، امور معنوی، حصول معرفت، تقرّب به درگاه الهی، تكامل در عبودیت و حسن ارتباط بنده با خدا و چیزهایی است كه هرچه در آنها انسان ترقّی و رشد داشته باشد، ارزش انسانی او افزوده می‎شود و وجهه خدایی و رحمانی او را قوّت می‎دهد و از حَضیض حُظوظ عالم حیوانی به‌سوی اوج مرتبه ملكوتیت و حقیقت انسانیت و آدمیت پرواز می‎نماید.
لذّت این دعا قابل توصیف نیست و تا انسان آن را درنیابد نمی‎فهمد. روح را قانع می‎نماید و آرام‌بخش دل و موجب صفا و روشنی باطن و رفع تیرگی‌ها و تاریكی‌های قلب است.
وقتی انسان در مراتب و منازل این دعا سیر می‎نماید احساس می‎كند كه آنچه را خواسته است به او عطا می‎كنند و اجابت دعایش با دعایش هم‌زمان است. در این دعا انسان تلاش می‎كند كه چیزی نگوید و نخواهد جز آنچه ارتباط او را با صاحب این عالم كه كمال مطلق است محكم‌تر سازد تا آنجا كه فقط منقطع به‌سوی او می‎شود و برای او می‎شود و در حال این دعا هرچه می‎بیند جمال و كمال است و هرچه درك می‎كند حضور و وصال و هرچه دعا می‎كند تمنّایش و عشقش به دعا بیشتر می‎شود و از آن سیر نمی‎شود.

بهترین دعاها.
یكی از مهمترین حوائجی كه انسان در همه اوقات مخصوصاً در ماه مبارک رمضان باید از خداوند بخواهد، عافیت در بدن و دین است؛ كه هر كسی این دو نعمت خداوند را داشته باشد، سعادت دنیا و آخرت را دارا شده است.
عافیت در بدن.
عافیت در بدن، عبارت از تندرستی و سلامتی از بیماری ها و نقص های عضوی و كمال استوای خلقت و آفرینش است كه از نعمت های بزرگ خداست كه با توجه به انواع و اقسام امراض، سلامتی از هر یك از آنها نعمتی جداگانه به شمار می‎رود و غالب مردم از شكر این نعمتها غافلند چون از خود نعمت غافلند؛ یا اصلاً آن را نمی‎شناسند؛ زیرا اطلاع بر این نعمت ها نیاز به اطلاع وافی و كامل در علوم متعدده دارد كه همه مربوط به جسم انسان از گوشت، پوست، استخوان، رگ، پیه، خون، مفاصل، سلولها، اعضا و جوارح ظاهره و باطنه می‎باشد كه به فرض اینكه كسی از این همه علوم مطلع باشد چون این علوم كامل نشده است باز هم از شناخت نعمت های خدا در این رابطه و شكر آنها قاصر است.

عافیت دین و انواع آن.
و امّا عافیت در دین كه اهمیت آن بیشتر است و اگر آن نباشد عافیت در بدن وسیله احتجاج بر عبد و استحقاق توبیخ و معاقبه زیادتر است بر سه قسم است:

- عافیت فكری و اعتقادی.
عافیت فكری و اعتقادی این است كه شخص در شناخت خدا و صفات و اسماءالحسنای او در شناخت ملائكه و مسائل نبوّت پیغمبران و وحی و امامت خصوصاً شناخت حضرت خاتم‎الأنبیاء ‎صلی الله علیه وآله و اوصیا و خلفای آن حضرت و در شناخت معاد و خلاصه كلّ امور اعتقادی، ایمانش سالم از انحرافات و پاك از بدع و شبهه‌ها باشد و از خطی كه انبیاء خصوصاً حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وآله ترسیم فرموده‌اند بیرون نباشد و همه را با معیارهای صحیح عقلی و نقلی تحصیل كرده باشد و به آنچه بر حضرت محمّد بن عبدالله ‎صلی الله علیه وآله نازل شده است؛ اعم از اصول یا فروع ایمان داشته باشد كه حتّی به جزئی‎ترین امری از امور اعتقادی و كوچكترین فرع از فروع و احكام شرعی و عملی، ایمان مطمئن داشته باشد و میل نفس خود را در همه امور، تابع شرع قرار دهد، بدیهی است گاه یك انحراف و انكار یك موضوع مسلّمِ دینِ اسلام، شخص را زیر سؤال برده و موجب كفر او می‎شود.

- عافیت اخلاقی.
و امّا عافیت اخلاقی عبارت از اتّصاف انسان به اخلاق اسلامی است كه در قرآن مجید و احادیث مرویه از پیغمبر و ائمه ‎صلوات الله علیهم بیان شده است. مثل: صبر، زهد، تواضع، صداقت سخاوت، شجاعت، عدالت، ترحّم، حلم، عفّت، مروّت، حرّیت، فتوّت، عفو و گذشت، ایثار، صله رحم، رعایت حقّ همسایه حق پدر و مادر، مواسات، احسان، انصاف، كظم غیظ، صدق وعده، تفویض، توكّل، رضا و تسلیم و سایر صفات حمیده و مكارم اخلاق كه در قرآن مجید و احادیث شریفه و ادعیه بر آنها ترغیب و توصیه شده است.
و بر حسب حدیث معروف: «اِنّما بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاق» پیغمبر اكرم ‎صلی الله علیه وآله برای اتمام و آموزش كامل اخلاق مبعوث شده است.
در موضوع اخلاق، تعالیم اسلام كاملترین و سازنده‌ترین تعالیم است. بسیاری از حكما هم كه علم اخلاق را حكمت عملی می‎نامند در حكمت عملی وارد نمی‎شوند؛ زیرا معتقدند با تعالیم اسلام در این موضوع دیگر جایی برای كلام و مقال دیگران نیست.
كتاب‌های اخلاق و اشعار شعرا و حكایاتی كه از مسلمانان تربیت شده در مكتب اسلام نقل شده، مسلمانان را در اخلاق به قدری غنی و صاحب افتخار نشان می‎دهد كه بالاتر از آن تصور نمی‎شود.
شخص پیغمبر اكرم ‎صلی ‎الله علیه وآله كه خدا به او خطاب فرموده است: «اِنَّكَ لَعَلی خُلُق عَظیم» دارای عالیترین اخلاق انسانی بود و یكی از علل عمده نفوذ دعوت آن حضرت در اعراب جاهلیت كه تغییر عادات آنها امری ناممكن به نظر می‎آمد همان اخلاق كریمه آن حضرت بود.
همچنین اهل بیت آن حضرت امیرالمؤمنین و سایر ائمه طاهرین ‎علیهم‌‎السلام همه نمونه اعلی و مثل اكمل اخلاق انسانیت بودند كه دوست و دشمن به آن اعتراف داشتند و این اخلاق سرّ و رمز محبوبیت فوق‌العاده آنها در قلوب مردم بود.

- عافیت عملی.
و امّا عافیت عملی به این است كه انسان در اعمال و كارهای خود خواه فردی، اجتماعی، سیاسی و مالی و همچنین در عبادات و تكالیف و فرایض، رعایت كامل احكام شرع مقدّس را بنماید و نسبت به این دستورات كه عمده آنها در كتاب‌های فقه مدوّن است، تعهّد كامل داشته باشد و از معصیت و مخالفت پرهیز كند و تقوا پیشه سازد و حتی در گناهان صغیره نیز اگر چه وعده گذشت از آنها در صورت اجتناب از گناهان كبیره داده شده بپرهیزد و چنان عمل كند كه شاعر در این شعر می‎گوید:
خلّ الذنوب صغیرها و كبیرها فهو التقی
كُن مثل ماش فی طریق الشوك تحذر ماتری
لاتحقرن صغیرة ان الجبال من الحصی؛

از گناهان كوچك و بزرگ پرهیز كن كه این كار، تقوی است. مانند رونده‌ای باش كه در یك راه پر از خار، با احتیاط گام بر می‌دارد و هیچ كوچكی را حقیر مشمار كه كوه‌ها از سنگریزه‌ها تشكیل شده است.
🔰 دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان:

🔸 اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِيهِ مُحِبّاً لِأَوْلِيَائِكَ، وَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ، مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خَاتَمِ أَنْبِيَائِكَ، يَا عَاصِمَ قُلُوبِ النَّبِيِّينَ.

🔸 خدایا مرا در این ماه دلبسته اولیاءات، و دشمن دشمنانت قرار ده، و آراسته به راه و روش خاتم پیامبرانت گردان، ای نگهدارنده دل های پیامبران.

🆔 @Saafi_com
🔹#رمضان_ماه_تربیت

🖊 ادعيّه‎اي كه در اين ماه #رمضان خواندن آنها توصيه شده، رشد فكري، علمي، اخلاقي و اجتماعي #مسلمانان را قوّت مي‎بخشد و آنان را به مصالح اجتماع و كوشش در قضاي حوايج مردم، علاقه‎مند مي‎سازد؛ و آتش حرص و آز را فرو مي‎نشاند.

🔰 دعاي «#افتتاح»، معارف اسلام و عقايد حقيقي و حمد و سپاس #خداوند و كيفيّت صلوات و عرض ادب به محضر #پيامبر صلی الله علیه وآله و ائمه طاهرين‌ علیهم السلام را مي‎آموزد.

📚 عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
مرجع ولائی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
در میان تكالیف و فرایض اخلاقى، كم تكلیفى مانند امر به معروف و نهى از منكر مؤثر در اصلاح امم و تكامل طوایف است. زنده ترین ملّت ها آن ملّتى است كه موقعیت امر به معروف و نهى از منكر در میان آنها محفوظ‌تر و محترم تر باشد. میزان رشد و بلوغ هر طایفه از درجه توجّه و عنایتشان به امر به معروف و نهى از منكر معلوم مى شود.
آری، دین اسلام كه جامعه را به هر مصلحت و كار نیك فرمان داده و از هر مفسده و كار زشت، نهى فرموده، شأن امر به معروف و نهى از منكر را بسیار بزرگ شمرده و راجع به آن انواع تأكیدات و ترغیبات نموده و انتظام تمام تشكیلات اجتماعى و سیاسى و حفظ شوكت و عظمت مسلمانان را به آن موقوف كرده است.
تا موقعى كه مسلمانان در امر به معروف و نهى از منكر و برطرف ساختن معایب و مفاسد، بذل همت مى نمودند و حدود و رسوم و قواعد عالى اسلامى در بین آنها پابرجا بود و ضعیف و قوى یكسان و یكنواخت از حقوق خود استفاده مى كردند و یك شخص عادى قدرت داشت كه از بالادستِ مقتدر حق خود را بگیرد و فقیر بینوا با ثروتمند متشخص برابر بود و پادشاهان، سخت ترین سخنانى را كه به نام موعظه و امر به معروف به آنها مى گفتند مى شنیدند، تجاهر به فسق و فجور و معاصى نبود.
البته ذكر تمام آیات قرآن كریم و اخبار و احادیث شریف كه در موضوع امر به معروف و نهى از منكر و تنبیه غافل و تعلیم جاهل و دفاع از حق وارد شده است ما را از وضع اختصارى كه در این رساله در نظر داریم خارج مى نماید، ولى براى آن كه معلوم شود مسامحه و كوتاهى در انجام این وظیفه ما را از چه مصالح و فواید بزرگى محروم و به چه مصایب و مفاسدى مبتلا مى سازد به ذكر بعض از آیات قناعت نموده و براى اطلاع بیشتر، خوانندگان محترم را به مطالعه كتب مفصله حدیث مانند كافى، وسایل، بحار و غیره سفارش مى كنیم.
 
رستگارى در گرو نظارت همگان.
خداوند متعال مى فرمایند: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ باید از شما جماعتى باشند كه مردم را دعوت به خیر كنند و به نیكى امر، و از بدى نهى نمایند و چنین مردم رستگارند.»
 
ملاك امتیاز امت اسلامى.
«كُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّه؛ شما (مسلمانان حقیقى) بهترین امّتى هستید كه در جهان پدید آمده اید، [چرا كه ] به خوبى، امر مى كنید و از بدى باز مى دارید و به خدا ایمان دارید.»
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ؛ مردان مؤمن و زنان مؤمنه بعض ایشان یار و ناصر بعض دیگرند؛ امر مى كنند به معروف و نهى مى كنند از منكر و بر پا مى دارند نماز را، و اداى زكات مى كنند و خدا و رسول را اطاعت مى نمایند، ایشانند كه به زودى مشمول رحمت الهى مى شوند، به درستى كه خداوند، عزیز و حكیم است.»
و در وصف مهاجرین مى فرماید: «الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ؛ (مهاجرین) آنچنان كسانى هستند كه اگر آنها را در زمین تمكین دادیم، اقامه كنند نماز را و اداى زكات كنند و امر به معروف و نهى از منكر نمایند.»
در كتاب وسایل الشیعه از حضرت ثامن الحجج علیه السلام روایت نموده كه فرمود: «لتأمرن بالمعروف ولتنهنّ عَن المُنكر او لیستعملنّ علیكم شراركم فیدعو خیاركم فلایستجاب لهم؛ هر آینه البته امر به معروف و نهى از منكر كنید، و اگر نه، بر شما، بَدان مسلّط گردند و نیكانتان دعا كنند و دعایشان مستجاب نشود.»
و از حضرت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم نقل نموده كه فرمود: «انّ الله عزّوجلّ لیبغض المؤمن الضعیف الذی لادین له، فقیل: وما المؤمن الضعیف الّذی لادین له؟»
قال: الّذی لاینهى عن المنكر؛ خداوند [با عزت و جلال ] دشمن مى دارد مؤمن ضعیفى را كه دینى براى او نیست. پس [به آن حضرت ] عرض شد: كیست مؤمن ضعیفى كه دینى براى او نیست؟
فرمود: آن كسی كه نهى از منكر نمى كند.»
و از حضرت ابى عبدالله علیه السلام روایت نموده كه فرمود: «قال النّبی صلّى الله علیه وآله: «كیف بكم إذا فسدت نسائكم وفسق شبابكم ولم تأمروا بالمعروف ولم تنهوا عن المنكر؟»
فقیل له: ویكون ذلك یا رسول الله؟
فقال: نعم وشرّ من ذلك، كیف بكم إذا امرتم بالمنكر ونهیتم عن المعروف؟
فقیل له: یا رسول الله ویكون ذلك؟
قال: نعم وشرّ من ذلك، كیف بكم إذا رأیتم المعروف منكراً والمنكر معروفاً؟:
پیغمبر خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمود: چگونه خواهید بود زمانى كه زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند و شما نه امر به معروف و نه نهى از منكر كنید.
پس [به ایشان ] عرض شد: یا رسول الله! آیا چنین چیزى خواهد بود؟
فرمود: [بلى و] بدتر از این خواهد شد؛ آن موقعى كه به بدى امر كنید و از خوبى نهى نمایید.
پس عرض شد: آیا چنین چیزى مى شود؟
فرمود: [آرى و] بدتر از این [نیز] خواهد شد؛ آن هنگامى  كه نیكى را بد و بدى را خوب ببینید.»
و به نقل از شیخ مفید رضوان الله علیه، از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده كه فرمود: «من ترك انكار المنكر بقلبه ولسانه ویده فهو میّت بین الأحیاء؛ هر كس ترك كند انكار منكر را، به توسط دل و زبان و دستش، مرده اى است در میان زندگان! (ترك نهى از منكر نشانه مرگ و نیستى و فعل آن علامت حیات و زندگى است).»
و به نقل از ابن ادریس علیه الرحمه از حضرت ابى جعفر علیه السلام روایت كرده كه فرمود: «قال: من مشى الى سلطان جائر فأمره بتقوى الله ووعظه وخوفه كان له مثل اجرالثّقلین الجنّ والإنس ومثل أعمالهم: هر كس برود به سوى پادشاه ستمكارى و او را امر به پرهیزكارى كند و پند دهد و بترساند، مى باشد از براى او مثل اجر ثقلین جنّ و انس و مثل اجر عمل هاى ایشان.»
و از شیخ الطائفه رضوان الله علیه نقل نموده كه مرسلًا از حضرت پیغمبر صلّى الله علیه وآله روایت شده كه فرمود: «لایزال امّتی بخیر ما امروا بالمعروف ونهوا عن المنكر وتعاونوا على البرّ، فإذا لم یفعلوا ذلك نزعت منهم البركات وسلّط بعضهم على بعض ولم یكن لهم ناصر فی الأرض ولا فی السماء؛ [پیوسته ] امّت من كارشان خوب خواهد بود مادام كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و یكدیگر را بر نیكى یارى و مساعدت كنند، پس وقتى كه این كارها را انجام ندهند، بركت ها از ایشان گرفته مى شود، و بعض ایشان بر بعضى مسلّط شوند و بر ایشان یاورى در آسمان و زمین نباشد.»
 
بالاترین اعمال.
و در نهج البلاغه از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت نموده است كه در ضمن بیاناتى راجع به امر به معروف و نهى از منكر فرمود: «وما أعمال البرّ كلّها وَالجهاد فی سَبیل الله عند الأمر بالمعروف والنهی عن المُنكر الّا كنفثة فی بحر لجی؛ تمام اعمال نیك و برّ و [حتى ] جهاد در راه خدا، در پیش امر به معروف و نهى از منكر نیست مگر مانند قطره در پیش دریاى بزرگى.»
و علّامه قدّس سره در كتاب تذكرة الفقهاء از حضرت صادق علیه السلام روایت نموده است كه فرمود: «ما قدّست امّة لم تأخذ لضعیفها من قویها بحقّه  غیر مضیّع؛ پاكیزه و مقدس نشد امّتى كه حق ضعیف خود را از قویش كامل و تمام نگرفت.»
 
ضررهاى ترك امر به معروف و نهى از منكر.
حكومتِ عدالت در هر قوم و حصول نعمت امنیت و آسایش، و بالاخره سعادت افراد و اقوام، به میزان احترام آنها از حقّ و مواظبت آنان در حق گذارى است. اگر این صفت در میان مردم قوى و زنده باشد و همه قولاً و عملاً از حقّ طرفدارى و حمایت كنند، نه حقّ كسى پایمال مى گردد، و نه از كسى كارى بر خلاف حقّ صادر مى شود، و حق بر همه چیز و همه كس مقدّم مى گردد.
در این جهت دین اسلام از آنچه لازمه تأكید است دریغ نفرموده و به مسلمانان دستور داده است كه حق را بالاتر از هر چیز بدانند و در رعایت آن و حق گذارى و طرفدارى از حقّ خدا را در نظر گرفته حتّى ملاحظه سود و زیان شخصى خود را هم ننمایند.
خداوند در قرآن مجید مى فرماید: «قُلْ انْ كانَ آبائُكُمْ وَأَبْنائُكُمْ وَاخْوانُكُمْ وَازْواجُكُمْ وَعَشیرَتُكُمْ وَامْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَتِجارَةٌ تَخْشَونَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها احَبَّ الَیْكُمْ مَنَ اللهِ وَرَسُولِهِ وَجَهاد فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّى یَأْتِی اللهُ بِامْرِهِ وَاللهُ لایَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقینَ؛ بگو اگر شما پدران، فرزندان، برادران، زنان، عشیره، دودمان و مال هایى كه جمع و ذخیره نموده اید، و تجارتى كه از كساد آن مى ترسید و خانه هایى كه اختیار كرده اید، آنها را بیشتر دوست دارید از خدا و پیغمبر او و جهاد در راه او، پس منتظر فرمان خدا، (یعنى عذاب او) باشید؛ و خداوند مردم فاسق را هدایت نمى كند.»
در این آیه شریفه خداوند نسبت به كسانى كه راجع به امور اجتماعى و اداى تكلیف و تحصیل خشنودى خدا و پیغمبر، بى قید و سهل انگارى مى كنند و منافع شخصى دنیوى را بر مصالح نوعى و اخروى ترجیح مى دهند، شدیدترین تهدیدات را فرموده است.
مراقبت در اداى وظیفه امر به معروف هم مربوط به همین حس احترام از حق و پشتیبانى از حق گذاران است. اگر حاكم بر قلوب و نفوس مردم «حق» باشد، نسبت به امر به معروف و نهى از منكر توجه و اعتنا خواهند داشت. و اگر از حاكمیت و نفوذ آن در قلوب جامعه كاسته شود، به همان حدّ به شأن امر به معروف بى اعتنایى مى شود. و هرگاه حق و عدالت در میان قومى مورد رعایت نباشد، از تمام فوایدى كه در امر به معروف و نهى از منكر است بى نصیب و به ضدّ آن مبتلا شده، عوض حقّ، باطل، و به جاى راستى و امانت، دروغ و خیانت، و عوض علم و معرفت، نادانى و جهالت، و به جاى عدل و داد، ستم و بیدادگرى، و عوض طهارت و عفّت و تقوا، ناپاكى و فسق و فجور رواج خواهد یافت. اهل فساد و ستمكارى، گستاخ و بى شرم گردیده، همّت ها پست و رغبت ها در تحصیل علوم، كمالات و اعمال حسنه از میان مى رود.
اهل خیر و نیكوكارى كم مى شوند و در عوض، اشرار و ستمكاران بسیار مى گردند و- همانطور كه در اخبار وعده داده شده، اشخاص نالایق و بَدمنش بر جامعه مسلط مى شوند- و درهاى بركت هاى آسمان و زمین مسدود و از معاشرت ها و كسب ها و عبادات و طاعات و مواعظ و پندها و كوشش ها، خیر و بركت برداشته خواهد شد.
بر چنین مردمى هر دشمنى غالب و به آسانى آنان را استعباد و استثمار نموده، حیثیت و قومیت آنها را پایمال هوس و منفعت خود مى كند. چنین قومى به جاى آنكه دیگران را استخدام كنند، مستخدم بیگانگان مى شوند.
شاید بعضى گمان كنند كه اگر در میان اهل معاصى خود را حفظ كنند، یا از حقوق خود دفاع نمایند، كفایت مى كند و بیش از این مسئولیتى ندارند، و حال اینكه این اشخاص شرعاً و عقلًا مسئول اند.
در كتب اخبار به این مضمون رسیده است كه خداوند به حضرت شعیب وحى فرمود: «از قوم تو صدهزار نفر را هلاك مى كنم؛ چهل هزار از بَدان و اشرار ایشان و شصت هزار نفر از نیكان و اخیار آنها!
[شعیب ] عرض كرد: خدایا اشرار بجاى خود عذاب مى بینند، ولى اخیار به چه سبب هلاك مى گردند؟
خطاب شد براى آن كه مداهنه نمودند با گناهكاران و براى غضب من غضب نكردند».
حال که جایگاه امر به معروف و نهی از منکر و ضررهای ترک آن را دانستیم، باید بدانیم در ماه مبارک رمضان، احیای این فریضه بسیار اهمیت دارد.
ماه رمضان، ماه امر به معروف و نهی از منکر است. مردم با شرکت در جلسات و محافل وعظ و خطابه و صفوف نماز جماعت و با شنیدن و نشر معارف نورانی قرآن و روایات، به این فریضه عمل می‌کنند و یکدیگر را توصیه به نیکی و خوبی و پرهیز از حرام و زشتی می‌کنند آن هم با بیان نرم و مناسب و از روی دلسوزی که:
چو کاری بر آید به لطف و خوشی * چه حاجت به تندی و گردن‌کشی
خطبا و وعّاظ و مسئولان هم، باید این فریضه بزرگ را در این ماه احیا نمایند و بیش از پیش آن را گرامی دارند تا وضع فردی، خانواده و جامعه اصلاح شود و از برکت انجام این فریضه بزرگ، مردم طعم حیات طیّبه را بچشند.
اگر بخواهیم همه ثمرات اخروى و دنیوى انجام این فریضه حیات‌بخش مانند: تقرّب به درگاه الهى، و آمرزش گناهان، و اجر و ثواب فراوان، نظارت در اجراى حدود و قوانین، حمایت از حقوق ضعفا و بینوایان، نگاهدارى بیچارگان و افتادگان، تهذیب اخلاق و بسط و توسعه علم و فرهنگ، پیشرفت صنایع و اختراعات، تأسیس سازمان هاى خیریّه و عام المنفعه، عمران بلاد و شهرستان ها، تأمین عدالت اجتماعى و خدمات نوعى، نیكوكارى و احیاء حس تعاون و همكارى، سعى در قضاى حوائج و انتظام امور كسب و معاملات، دادرسى به ستمدیدگان و منع زمامداران و ارباب مناصب و مشاغل از تجبّر و ستمكارى و تضییع حقوق افراد و جلوگیرى از فحشاء و منكرات و صدها فایده دیگر را در اینجا احصاء نموده، و در اطراف هر یك توضیحاتى بدهیم، از مقصود دور مى شویم، لذا به ذكر قسمتى از حدیث شریفى كه از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت شده قناعت مى كنیم.
شیخ كلینى رضوان الله علیه در كتاب كافى در ضمن حدیثى از امام پنجم حضرت باقر العلوم علیه السلام روایت نموده است كه فرمود: «انّ الأمر بالمعروف والنهی عن المنكر سبیل الأنبیاء، ومنهاج الصلحاء، فریضة عظیمة بها تقام الفرائض وتأمن المذاهب، وتحلّ المكاسب، وتردّ المظالم، وتعمّر الأرض وینتصف من الأعداء ویستقیم الأمر؛ امر به معروف و نهى از منكر، راه پیغمبران و طریقه روشن صلحا و شایستگان است. واجب بزرگى است كه به سبب آن واجبات دیگر به‌ پا داشته مى شود و راه ها امن، و كسب ها حلال مى گردد و اموال و حقوقى كه به ستم و غصب گرفته شده به صاحبانش ردّ مى شود و زمین، معمور و آباد مى گردد و از دشمنان انتقام گرفته مى شود و كارها راست و مستقیم مى گردد.»
🔰 دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان:

🔸 اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيِي فِيهِ مَشْكُوراً، وَ ذَنْبِي فِيهِ مَغْفُوراً، وَ عَمَلِي فِيهِ مَقْبُولاً، وَ عَيْبِي فِيهِ مَسْتُوراً، يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ.

🔸 خدایا کوششم را در این ماه مورد سپاس، و گناهم را آمرزیده، و عملم را پذیرفته، و عیبم را پوشیده قرار ده، ای شنواترین شنوایان.

🆔 @Saafi_com
🔹#رمضان_ماه_تربیت

🖊 بهترين و بزرگ‎ترين خدمتي كه هر
مسلمان بايد به اسلام و #قرآن بنمايد،
اين است كه با محدودكردن #قرآن در
دايره عبادات و مساجد و... و جداكردن
#قرآن از امور دنيا مبارزه كند و مفاهيم
اسلامي را ترويج و تبليغ نمايد؛

🔰 قَالَ‌ اللهُ تَعَالَى:
﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ
أَقْدَامَكُمْ﴾
«اگر خدا را ياري كنيد ياريتان مي‎كند
و گام‎هايتان را استوار مي‎دارد».


📚 عالي‌ ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک
مرجع ولائی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
س1. آيا از زکات فطره روزه براي ساخت و ساز مسجد مي‌توان هزينه نمود شرط آن؟
ج1. احتياط واجب آن است که زکوة فطره به فقراء شيعه اثناعشري داده شود.والله العالم


س2. احتراماً با توجه به وجود بيش از 80000 دانش‌آموز در ناحيه 4 آموزش و پرورش شهر .... که بعضی از آنها در حد فقر يا زير حد فقر زندگي اوليه را به سختي مي‌گذرانند و يا براي يک وعده غذا يا جهت هزينه لوازم‌التحرير مضطر مي‌باشند. مستدعي‌است اجازه فرمائيد زکات فطره خانواده دانش‌آموزان از طريق مدارس جمع‌آوري و زير نظر خيريه دانش‌آموزي بين دانش‌آموزان فقير و بي بضاعت تقسيم گردد.
ج2. به نظر اينجانب به احتياط واجب، مصرف زکات فطره فقط فقراء شيعه اثني عشري هستند و بايد دهنده زکات فطره يقين داشته باشد که زکاتي که مي‌دهد فقط به دست آنها مي‌رسد و هيچ مقداري از آن در مورد ديگر مصرف نمي شود و نيز اگر دهنده زکات سيد نيست زکاتش به سيد داده نشود و اگر دهنده زکات چنين يقيني حاصل نکند مبرئ ذمه نيست. موفق باشيد


س3. بعرض مي رسانم کسي که براي يک روزه ماه مبارک رمضان عمدا افطار نموده بايد شصت مسکين طعام بدهند مي تواند وجه 60 نفر طعام را به يک فقير بدهد يا به نانوا بدهد که او به 60 نفر فقير بدهد
ج3. کفاره شصت مسکين بايد به شصت فقير پرداخت شود و پرداخت پول به فقير کافي نيست فقط بايد طعام مانند گندم و جو و يا نان پرداخت شود. والله العالم.


س4. چنانچه يک زن باردار نتواند بخاطر جلوگيري از سوء تغذيه جنين، روزه بگيرد و تا آغاز ماه رمضان سال بعد از آن هم به دليل لزوم شيردهي به بچه تازه متولد، نتواند قضاي آنرا بجا آورد؛ تکليف چيست آيا بايد قضاي آنرا در سالهاي بعد از شيرخوارگي کودک، حتما بجا آورد؟ و اگر چنين است، آيا بايد علاوه بر قضا، کفاره هم بدهد؟
ج4. اگر روزه ضرر به حال جنين داشته است علاوه بر قضاء احتياط پرداخت دو کفاره است: اول کفاره روزه براي هر روز يک مد طعام دوم کفاره تأخير.


س5. کفّاره تأخير روزه در چه مواردي است؟
ج 5.اگر در ماه رمضان به واسطه عذری روزه نگیرد، و بعد از رمضان عذر او برطرف شود، و تا رمضان آینده عمدا قضای روزه را نگیرد باید روزه را قضا کند و برای هر روزه یک مد گندم یا جو ومانند این ها را بدهد.


س6. در مورد فديه روزه قضاء اگر چند سال از زمان روزه قضا بگذرد و فرد قضا و فديه را بجا نياورد آيا مقدار فديه افزايش مي يابد؟ يا اينکه براي هر روز فقط يک مد طعام فديه بدهد؟
ج6. همان يک مد کافي است و افزايشي ندارد. والله العالم.


س7.اگر پس از اين که متوجّه شد بايد قضاي روزه را تا قبل از رمضان سال آينده گرفت و باز به تأخير انداخت ، آيا قضاء يا کفّاره تأخير زيادتر مي شود يا نه ؟
ج7. کفّاره تأخير قضاء فقط يک مرتبه است.


س8. در مورد کفاره جمع واقعا گرفتن 60 روز روزه در هر مورد امکان پذير نيست. آيا امکان پرداخت مالي کفاره جمع وجود دارد؟ و در اين صورت کل مبلغي که براي کفاره جمع بايد پرداخت کنم دقيقا چقدر است؟
ج8. در کفاره جمع لازم است علاوه بر اطعام 60 فقير 60 روز روزه بگيرد که 31 روز آن بايد متوالي باشد و اين کفاره تبديل به جزاي نقدي نمي‌شود و اگر کسي واقعا تمکن از 60 روزه بنحوي که معين شده را نداشته باشد تا زمان عدم تمکن تکليفي ندارد. والله العالم.


س9. آيا مي توان براي کفاره روزه ماکاروني به فقير داده بشه؟
ج9. اگر ماکاروني از آرد گندم به مقدار750گرم باشد مي‌توان بعنوان کفاره پرداخت کرد والله العالم.


س10. اشخاص سن بالا که نمي توانند روزه انجام دهند در توضيح المسائل فرموده ايد يک مد طعام به فقير بدهند حاليه در منطقه آنطور فقير نمي باشد که کفاره روزه را بدهيم چه کنيم مي توانيم در اماکني مانند مسجد مصرف کنيم؟
ج10. کفاره روزه را لازم است 750 گرم گندم يا جو يا کشمش يا خرما و يا يک کيلو نان براي هر روز به فقير غير سيد بدهيد و اگر در آنجا فقير نيست به محلهاي ديگر که فقير دارند بدهيد و مصرف در مسجد کفايت نمي‌کند. انشاء الله موفق باشيد. والله العالم.
یکی از برنامه های مهمّ عبادی مخصوصاً در ماه مبارک رمضان، تجدید عهد با صاحب الامر حضرت بقیة الله الاعظم ارواح العالمین له الفدا است که مؤمنان روزه دار در ادعیه و مجالس و محافل وعظ و ارشاد و نیز در لیالی مبارکه قدر، یاد آن حضرت را فراموش نمی کنند و با آن حضرت عهد می بندند که خود و اطرافیان و جامعه در مسیر تحصیل رضایت خاطر انور حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف گام بردارند و می دانند آن شخص و جامعه‌ای سعادتمند است که در تحصیل رضایت آن حضرت، موفّق باشد.

عصر امتحان و آزمایش.
باید این نکته را در این ماه یادآور شد که عصر غیبت، عصر امتحان و آزمایش و عصر تمحیص و تخلیص است. سعادتمندان و مؤمنانی را که در ایمان، ثابت قدم می‌باشند و در این مکتب انسان‌ساز غیبت، خود را می‌سازند، حوادث گوناگون، فشارها و سختی‌ها تکان نمی‌دهد؛ ایمانشان را متزلزل نمی‌سازد و مانند کوه در برابر بادهای تند و شدید، پایدار و برقرارند و از افراد سست ایمان و ضعیف الاراده، جدا و ممتاز می‌گردند.
هر چه تمسّک به دین و دینداری دشوارتر شود و با انواع محرومیت‌های ظاهری توأم گردد، ایمان و تعهّد آنها قوی‌تر می‌شود و صدق و راستی احادیثی که در آنها از وقایع دوره غیبت، شیوع بعضی معاصی و ملاهی، از وضع بعضی جوانان و بانوان، از اختلاط زن و مرد و امور دیگر خبر داده‌اند بر ایشان روشن‌تر می‌شود.
در آن شرایط بر حسب بعضی روایات، تا آنجا نگهداری دین، سخت و دشوار می‌گردد که مانند نگهداشتن آتش در کف دست می‌شود، یا چنان که در حدیث دیگر است: «إن لصاحب هذا الامر غیبة المتمسّک فیها بدینه کالخارط للقتاد»
در این عصر، مردمان ثابت الإیمان، ثواب کسانی را دارند که در پیش روی رسول اعظم اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم، با شمشیر، جهاد می‌نمودند و به قدری بلند پایه هستند که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، ایشان را برادر خود خوانده و به دیدارشان بر حسب احادیث، اظهار اشتیاق فرموده است.
مؤمنان به غیبت و حزب الله، منتظران حقیقی ظهور و حکومت جهانی اسلام‌اند که در احادیث شریفه فرموده‌اند:
«اولئک هم المخلصون حقّا و شیعتنا صدقاً و الدّعاة الی دین الله و جهرا اُولئک الذین یومنون بالغیب ثم اولئک حزب الله ألا إنّ حزب الله هم المفلحون» و بر حسب حدیث شریف «المنتظر لأمرنا کالمتشحِّط بدمه فی سبیل الله» مانند کسی هستند که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد.
اینها همه فضایل شما شیعیان، زنان و مردان منتظر و متعهد و ملتزم به احکام و وفادار به امام زمان علیه‌السّلام، است.

وظایف منتظران.
باید منتظران آن حضرت، به هوش باشند و از این فضایل، پاسداری کنند. مبادا تحت تأثیر تلقینات سوء و الفاظ فریبنده، تسلیم خود را به احکام الهی از دست بدهند یا از تحت حکومت الله و حکومت قرآن و امام زمان علیه السّلام، خارج شوند.
حقوق بشر و حقوق انسان‌ها و مرد و زن همان است که خدای بشر، خدای زن و مرد، معیّن فرموده است؛ غیر از آن همه ضلالت، گمراهی، فساد و تباهی و سیر به سوی زندگی حیوانی است.
هر زن و مرد و پیر و جوان که هر کدام از احکام خدا را قبول نداشته باشد یا چون آن احکام، مخالف فرهنگ بی‌بند و بار غرب است، آنها را مناسب وضع زمان نداند، ایمانش مخدوش می‌شود و به همین دلیل در احادیث شریفه وارد است که«در عصر غیبت، شخص مؤمن در حال ایمان، صبح می‌کند و شب می‌کند در حالی که از دین خارج شده است.»
به خصوص به جوانان و بانوان، سفارش می‌کنم که مواظب باشند تا در مسایلی که برخی می‌خواهند احکام اسلام را با فرهنگ غرب، لاییک، لادینی و حکومت مردم بر مردم تطبیق و تأویل کنند به اشتباه نیفتند؛ اینها دوره جاهلیت دیگر را پی‌ریزی می‌نمایند.
دوره غیبت بر حسب روایات به درازا می‌کشد تا حدّی که حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام، می‌فرماید: «ما أطول هذا العناء و أبعد هذا الرجاء»
انسان‌ها در مسیر تحولات شگرف و تغییرات بنیادی، مکتب‌ها و نظام‌های گوناگون را تجربه می‌نمایند و همه را برای تأمین سعادت عمومی بشر فاقد شرایط لازم می‌یابند و از برقراری قسط و عدل، عاجز و ناتوان می‌بینند و هر چند عالم پر از ظلم و جور و فساد و نا امنی و تباهی می‌گردد، اما به حکم اَلشَّیءُ اِذا جاوَزَ حَدُّهُ اِنْعَکَسَ ضِدّه، جوامع بشری برای برقرار شدن آن نظم الهی ـ اسلامی و حکومت عدل واحد جهانی آماده می‌شوند و با ظهور آن حضرت، جهان به نقطه کمال و ذروه ارتقا نایل می‌شود.
ماه تجدید عهد با حضرت.
روزه داران گرامی!
عصر غیبت، عصر عمل و کار، تحمل مسئولیت، انجام وظیفه و عصر مقاومت، حرکت، استقامت، صبر و شکیبایی در امر دین است.
در ارتباط با تعظیم شعایر، اعلای کلمة الله، با تبلیغ اسلام، فراهم کردن موجبات استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و رهایی از وابستگی به کفّار، شکوفایی علم و صنعت و بسط و نشر تعلیم و تربیت، امر به معروف و نهی از منکر، تعاون بر نیکی و تقوا، رسیدگی به وضع مستمندان، قضای حوایج نیازمندان، دستگیری از افتادگان، دفاع از مرزها و ثغور جغرافیایی وطن اسلامی و حدود فکری و عقیدتی، رفع بدع و رویارویی با اهل شکوک و شُبَه ومبارزه با مظاهر فساد و ملاهی و هتک احترام احکام الهی همه مسؤولیم و همه مسلمانان متعهّدند.
در این ماه مبارک باید همه با آن ولیّ خدا عجّل الله تعالی فرجه الشریف تجدید عهد نماییم و منتظران حضرت، خطراتی که جوامع اسلامی را تهدید کرده و تا حد زیادی، بسیاری از جوامع را در ورطه ضعف و زبونی و اطاعت از کفار گرفتار کرده، شناسایی کنند و نگذارند جامعه ما و نسل جوان عزیز ما به آن مبتلا شوند. عصر غیبت، عصر تکلیف است؛ عصر اقدام و عمل، عصر امید به آینده و پیروزی حق بر باطل است. منتظر باشید و عمل کنید که خداوند می فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَری اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ»