🔰گزارش تصویری
📌۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۵
دسته عزای علوی
در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام
به توصیه مرجع ولائی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
با حضور علمای اعلام و خیل عظیم شیفتگان اهل بیت علیهم السلام برگزار شد
📌۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۵
دسته عزای علوی
در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام
به توصیه مرجع ولائی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
با حضور علمای اعلام و خیل عظیم شیفتگان اهل بیت علیهم السلام برگزار شد
🔰 دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان:
🔸 اللَّهُمَّ اغْسِلْنِي فِيهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ طَهِّرْنِي فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ، وَ امْتَحِنْ قَلْبِي فِيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ، يَا مُقِيلَ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِينَ.
🔸 خدایا در این ماه از گناهانم شست وشویم ده، و از عیبها پاکم کن، و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازمای، ای نادیده گیرنده لغزش های اهل گناه.
🆔 @Saafi_com
🔸 اللَّهُمَّ اغْسِلْنِي فِيهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ طَهِّرْنِي فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ، وَ امْتَحِنْ قَلْبِي فِيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ، يَا مُقِيلَ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِينَ.
🔸 خدایا در این ماه از گناهانم شست وشویم ده، و از عیبها پاکم کن، و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازمای، ای نادیده گیرنده لغزش های اهل گناه.
🆔 @Saafi_com
🔹#رمضان_ماه_تربیت
🖊 بديهي است افرادي كه #قرآن را از دنيا جدا ساخته و اسلام را در فكر و عمل تجزيه كردهاند، گمراه هستند؛
🔰 زيرا برحسب آيات #قرآن و سيره #رسول اعظم و #ائمه علیهم السلام، دين از دنيا جدا نيست و تعاليم #قرآن محدود به امور عبادي، اعتقادي و اخلاقي نميباشد.
⚡️ جدايي دين از دنيا بههيچوجه با تعاليم اسلام سازگار نيست و معناي آن، نقص دين و وافينبودن آن برای حوايج و نيازمندی ها است.
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🖊 بديهي است افرادي كه #قرآن را از دنيا جدا ساخته و اسلام را در فكر و عمل تجزيه كردهاند، گمراه هستند؛
🔰 زيرا برحسب آيات #قرآن و سيره #رسول اعظم و #ائمه علیهم السلام، دين از دنيا جدا نيست و تعاليم #قرآن محدود به امور عبادي، اعتقادي و اخلاقي نميباشد.
⚡️ جدايي دين از دنيا بههيچوجه با تعاليم اسلام سازگار نيست و معناي آن، نقص دين و وافينبودن آن برای حوايج و نيازمندی ها است.
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰توبه، عامل تحوّل در حیات؛🌐https://www.saafi.com/node/8335
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 23)
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
قال الله تعالی: «وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای مؤمنان، همگی [از مرد و زن] به درگاه خداوند توبه كنید، امید كه رستگار شوید.»
بنده گناهكار به هیچچیز مثل رحمت و آمرزش و مغفرت خدا احتیاج ندارد و چیزی جز توبه و مغفرت خدا، درون تیره او را روشن نمیسازد.
چنین بندهای خود را آلوده گناه، و شرافت خویشتن را لكّهدار میبیند و دلش میخواهد تا آثار گناه را محو كند و پرونده سیاهی را كه از زشتكاری برایش باز شده، ببندد.
آیا میشود با گذشته خود وداع كند و سوابق ننگین خود را فراموش ساخته و از بین ببرد؟
آیا میشود این مجرم جنایتكار، یك فرد باشرف و وظیفهشناس شود؟!
آیا اینهمه نواقص و كمبودها و این لكّههای ننگ همیشه با او خواهد ماند و یا میتوان خرابیها را ترمیم و عیبها را برطرف كرد؟ آیا میتواند در صفِ نیكوكاران و خداپرستان قرار گیرد؟ آیا این ناراحتیهای درونی و پریشانی وجدان از میان میرود؟ آیا راهی برای اعاده حیثیّت او پیدا میشود و یا برای همیشه محكوم به بدبختی و ناپاكی است؟
حال كه نمیتواند مانند انسانهای شرافتمند زندگی كند، برای او زندگی چه مفهوم و ارزشی دارد؟
فرض كنیم كه بهطورموقّت و با سرگرمیهایی، تبهكاریها را از یاد ببرد، و یا بهوسیله موادّ مخدّر ازخودبیخود شود؛ امّا خود میفهمد كه این یك زندگی سالم نیست؛ بلكه منتهای پستی و سقوط و بیچارگی است. هرچه گناه عظیمتر باشد، تراكم این افكار و فشار وجدان، بیشتر او را رنج میدهد، و بسیاری از گنهكاران از شدّت این اندیشهها گرفتار جنون و امراض عصبی میشوند.
چه باید كرد؟
امّا واقعاً چه باید كرد و چگونه باید این بیچاره گناهكار و سرافكنده تبهكار را آزاد ساخت؟
شاید بوده و هستند افرادی كه عقیده دارند خلاصی از آثار گناه و ننگ و پستی آن ممكن نیست و پلیدی آن از گناهكار جدا نمیشود.
بعضی از ملل هم، راه نجات از این حالت و اعاده شرافت و حیثیّت خود را تعذیبات شدید بدنی میدانند و گمان میكنند كه اگر عضوی از اعضای بدن را قطع كنند نفس خود را تأدیب، و از هواینفس انتقام كشیده، و آن را به مجازات رساندهاند. افرادی هم خودكشی كرده، و راه خلاصشدن از پستی و احساس ننگ و عار رذیلت و آلودهدامانی را «انتحار» میدانند.
اكنون هم در میان بعضی از طوایف، تعذیبات بدنی شدید رایج است و گناهكاران نگونبخت برای راحتی از عذاب وجدان و انجام مراسم توبه، خود را شكنجه میدهند و میخ و سوزن و مانند آن در بدن خود فرو میبرند.
ملل دیگر.
برخی از ملل، مانند: مسیحیها، شرط آمرزش گناه را اقرار و اعتراف در حضور كشیش و رهبر روحانی میدانند. این نوع تكفیر گناه و توبه سبب بیرونافتادن رازها و اسرار و افشای عیب در نزد كسانی كه به آن آگاهی ندارند، میشود و باعث میگردد كه گناهكار علاوه بر آنكه در پیشگاه وجدان، خویشتن را شرمنده و بیآبرو ببیند، در نزد دیگران نیز حیثیّت و شرافتش لكّهدار و سوءسابقهاش آشكار گردد و نیز سبب میشود كه كشیشها و پاپها بهعنوان مالكان دروغینِ عفو و بخشش گناه و ولینعمت گناهكاران مطرح شوند.
بنده گناهكار به هیچچیز مثل رحمت و آمرزش و مغفرت خدا احتیاج ندارد و چیزی جز توبه و مغفرت خدا، درون تیره او را روشن نمیسازد.
چنین بندهای خود را آلوده گناه، و شرافت خویشتن را لكّهدار میبیند و دلش میخواهد تا آثار گناه را محو كند و پرونده سیاهی را كه از زشتكاری برایش باز شده، ببندد.
آیا میشود با گذشته خود وداع كند و سوابق ننگین خود را فراموش ساخته و از بین ببرد؟
آیا میشود این مجرم جنایتكار، یك فرد باشرف و وظیفهشناس شود؟!
آیا اینهمه نواقص و كمبودها و این لكّههای ننگ همیشه با او خواهد ماند و یا میتوان خرابیها را ترمیم و عیبها را برطرف كرد؟ آیا میتواند در صفِ نیكوكاران و خداپرستان قرار گیرد؟ آیا این ناراحتیهای درونی و پریشانی وجدان از میان میرود؟ آیا راهی برای اعاده حیثیّت او پیدا میشود و یا برای همیشه محكوم به بدبختی و ناپاكی است؟
حال كه نمیتواند مانند انسانهای شرافتمند زندگی كند، برای او زندگی چه مفهوم و ارزشی دارد؟
فرض كنیم كه بهطورموقّت و با سرگرمیهایی، تبهكاریها را از یاد ببرد، و یا بهوسیله موادّ مخدّر ازخودبیخود شود؛ امّا خود میفهمد كه این یك زندگی سالم نیست؛ بلكه منتهای پستی و سقوط و بیچارگی است. هرچه گناه عظیمتر باشد، تراكم این افكار و فشار وجدان، بیشتر او را رنج میدهد، و بسیاری از گنهكاران از شدّت این اندیشهها گرفتار جنون و امراض عصبی میشوند.
چه باید كرد؟
امّا واقعاً چه باید كرد و چگونه باید این بیچاره گناهكار و سرافكنده تبهكار را آزاد ساخت؟
شاید بوده و هستند افرادی كه عقیده دارند خلاصی از آثار گناه و ننگ و پستی آن ممكن نیست و پلیدی آن از گناهكار جدا نمیشود.
بعضی از ملل هم، راه نجات از این حالت و اعاده شرافت و حیثیّت خود را تعذیبات شدید بدنی میدانند و گمان میكنند كه اگر عضوی از اعضای بدن را قطع كنند نفس خود را تأدیب، و از هواینفس انتقام كشیده، و آن را به مجازات رساندهاند. افرادی هم خودكشی كرده، و راه خلاصشدن از پستی و احساس ننگ و عار رذیلت و آلودهدامانی را «انتحار» میدانند.
اكنون هم در میان بعضی از طوایف، تعذیبات بدنی شدید رایج است و گناهكاران نگونبخت برای راحتی از عذاب وجدان و انجام مراسم توبه، خود را شكنجه میدهند و میخ و سوزن و مانند آن در بدن خود فرو میبرند.
ملل دیگر.
برخی از ملل، مانند: مسیحیها، شرط آمرزش گناه را اقرار و اعتراف در حضور كشیش و رهبر روحانی میدانند. این نوع تكفیر گناه و توبه سبب بیرونافتادن رازها و اسرار و افشای عیب در نزد كسانی كه به آن آگاهی ندارند، میشود و باعث میگردد كه گناهكار علاوه بر آنكه در پیشگاه وجدان، خویشتن را شرمنده و بیآبرو ببیند، در نزد دیگران نیز حیثیّت و شرافتش لكّهدار و سوءسابقهاش آشكار گردد و نیز سبب میشود كه كشیشها و پاپها بهعنوان مالكان دروغینِ عفو و بخشش گناه و ولینعمت گناهكاران مطرح شوند.
بهترین روش.
بهترین روشها برای ترمیم و جبران گناه و اعاده حیثیّت و شرافت گناهكار ـ كه از عوامل مهمّ تربیت و تهذیب اخلاق و تصفیه ارواح نیز هست و درعینحال از سهولت و آسانی و وسعت دین اسلام حكایت میكند و شرافت و آبروی گناهكار را در نزد دیگران نمیریزد و وجدان و قلب او را از تاریكی و كدورت پاك میسازد ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت بهسوی خداست.
اسلام درضمن بسیاری از تعالیم اجتماعی، حفظ شرف و موقعیّت و مقام اجتماعی و حرمت و آبروی افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان كاریهای مردم را نخواسته و افشای معایب و اشاعه فحشا را بهشدّت ممنوع كرده است.
نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصیتی خورد و لغزشی او را به زمین انداخت، باید بهپا خیزد و در راه خدا و بهسوی خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نایستد.
هر فردی باید خود بهحساب خویشتن رسیدگی كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود شود.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ»
جبران گناه و آمرزش معاصی، به رفتن نزد كشیش، و اقرار به گناه در نزد او احتیاج ندارد؛ شكنجه بدنی و مقراضكردن و قطع اعضا نمیخواهد.
جبران گناه و آمرزش و پذیرش توبه، بیش از بیداری ضمیر و شعور و توجّه به زیان گناه و پشیمانی و تصمیم به پاكشدن از گناه، بازگشت به راه خدا، ادای حقوق و خلاصی از مظالم، شرط دیگری ندارد.
اگر مؤمن مرتكب گناهی شد، چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشیمان میشود؛ همانطور كه اگر فردی ندانسته یا در حال عصبانیّت سم بخورد، یا اموالش را آتش بزند، یا فرزند خود را به قتل رساند، یا به ولینعمت خود توهین كند، پشیمان میشود و اگر پشیمان نشود برحسب حدیث: «فَمَنْ لَمْ یَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ یَرْتَكِبُهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ».
اثر «ایمان»، ندامت و پشیمانی از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافی است: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
وقتی مؤمن گناهی را مرتكب شد، پشیمانی او را به استغفار و آمرزشخواستن وادار میسازد و تعالیم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّیدوار و از ناامّیدی و یأس نجات میدهد. این مژده الهی و بشارت قرآنی در كالبد مرده، روح تازه میدمد:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: ای بندگان من ـ كه بر خویشتن زیادهروی داشتهاید ـ از رحمت خدا نومید مشوید. درحقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
آری، خدا غفار، رحیم، ستّار، توّاب و واسعالمغفرة و الرّحمة است. بنده توبهكار را دوست میدارد؛ و هیچ انسانی محكوم به بدبختی نیست.
در برخی اخبار و روایات آمده است كه وقتی بندهای از گناه پشیمان شد و بهسوی خدا بازگشت و گفت:
«إِلَهِی أَنَا أَسَأْتُ؛ خدای من! من بد كردم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا سَتَرْتُ؛ من آن را پوشاندم».
«فَیَقُولُ: إِلَهِی أَنَا نَدِمْتُ؛ و چون میگوید: خدای من! من پشیمان شدم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا قَبِلْتُ؛ من قبول كردم».
«أَیُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْی أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْنَا؛ ای جوان، اگر توبه كردی و شكستی، حیا نكن كه دیگربار بهسوی ما برگردی!»
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِیاً فَلَا تَسْتَحْی، أَوْ یَمَنَعُكَ الْحَیَاءُ أَنْ تَأْتِیَنَا ثَالِثاً؛ و هرگاه دوباره توبه را شكستی، حیا نكن. آیا حیا تو را از اینكه سهباره بهسوی ما بیایی، منع میكند؟ (حیا نكن و بیا)».
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَیْنَا رَابِعاً؛ و هرگاه برای سوّمینبار توبه را شكستی، برای چهارمینبار بهسوی ما بیا».
«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِی لَا أَبْخَلُ؛ من بخشندهای هستم كه بخل نمیورزم».
دعاهای مأثوره، عذرخواهی و پوزشطلبی را به بندگان گناهكار یاد میدهد.
در این جمله از دعا دقّت كنید كه چگونه معاذیر بنده را در درگاه خدا عرضه میدارد و او را با خدا آشنا میسازد: «إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَغَلَبَنِی هَوَایَ وَأَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَغَرَّنِی سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَیَّ؛ خدای من! معصیت تو را نكردم در هنگامی كه معصیت كردم؛ درحالیكه پروردگاریت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و یا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و یا تهدید تو را سست گرفته باشم؛ ولی خطایی روی داد و نفس من، آن را از برای من زینت داد و شقاوتم كمك كرد و پردهپوشی تو بر من، مغرورم نمود».
بهترین روشها برای ترمیم و جبران گناه و اعاده حیثیّت و شرافت گناهكار ـ كه از عوامل مهمّ تربیت و تهذیب اخلاق و تصفیه ارواح نیز هست و درعینحال از سهولت و آسانی و وسعت دین اسلام حكایت میكند و شرافت و آبروی گناهكار را در نزد دیگران نمیریزد و وجدان و قلب او را از تاریكی و كدورت پاك میسازد ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت بهسوی خداست.
اسلام درضمن بسیاری از تعالیم اجتماعی، حفظ شرف و موقعیّت و مقام اجتماعی و حرمت و آبروی افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان كاریهای مردم را نخواسته و افشای معایب و اشاعه فحشا را بهشدّت ممنوع كرده است.
نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصیتی خورد و لغزشی او را به زمین انداخت، باید بهپا خیزد و در راه خدا و بهسوی خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نایستد.
هر فردی باید خود بهحساب خویشتن رسیدگی كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود شود.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ»
جبران گناه و آمرزش معاصی، به رفتن نزد كشیش، و اقرار به گناه در نزد او احتیاج ندارد؛ شكنجه بدنی و مقراضكردن و قطع اعضا نمیخواهد.
جبران گناه و آمرزش و پذیرش توبه، بیش از بیداری ضمیر و شعور و توجّه به زیان گناه و پشیمانی و تصمیم به پاكشدن از گناه، بازگشت به راه خدا، ادای حقوق و خلاصی از مظالم، شرط دیگری ندارد.
اگر مؤمن مرتكب گناهی شد، چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشیمان میشود؛ همانطور كه اگر فردی ندانسته یا در حال عصبانیّت سم بخورد، یا اموالش را آتش بزند، یا فرزند خود را به قتل رساند، یا به ولینعمت خود توهین كند، پشیمان میشود و اگر پشیمان نشود برحسب حدیث: «فَمَنْ لَمْ یَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ یَرْتَكِبُهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ».
اثر «ایمان»، ندامت و پشیمانی از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافی است: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
وقتی مؤمن گناهی را مرتكب شد، پشیمانی او را به استغفار و آمرزشخواستن وادار میسازد و تعالیم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّیدوار و از ناامّیدی و یأس نجات میدهد. این مژده الهی و بشارت قرآنی در كالبد مرده، روح تازه میدمد:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: ای بندگان من ـ كه بر خویشتن زیادهروی داشتهاید ـ از رحمت خدا نومید مشوید. درحقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
آری، خدا غفار، رحیم، ستّار، توّاب و واسعالمغفرة و الرّحمة است. بنده توبهكار را دوست میدارد؛ و هیچ انسانی محكوم به بدبختی نیست.
در برخی اخبار و روایات آمده است كه وقتی بندهای از گناه پشیمان شد و بهسوی خدا بازگشت و گفت:
«إِلَهِی أَنَا أَسَأْتُ؛ خدای من! من بد كردم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا سَتَرْتُ؛ من آن را پوشاندم».
«فَیَقُولُ: إِلَهِی أَنَا نَدِمْتُ؛ و چون میگوید: خدای من! من پشیمان شدم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا قَبِلْتُ؛ من قبول كردم».
«أَیُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْی أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْنَا؛ ای جوان، اگر توبه كردی و شكستی، حیا نكن كه دیگربار بهسوی ما برگردی!»
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِیاً فَلَا تَسْتَحْی، أَوْ یَمَنَعُكَ الْحَیَاءُ أَنْ تَأْتِیَنَا ثَالِثاً؛ و هرگاه دوباره توبه را شكستی، حیا نكن. آیا حیا تو را از اینكه سهباره بهسوی ما بیایی، منع میكند؟ (حیا نكن و بیا)».
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَیْنَا رَابِعاً؛ و هرگاه برای سوّمینبار توبه را شكستی، برای چهارمینبار بهسوی ما بیا».
«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِی لَا أَبْخَلُ؛ من بخشندهای هستم كه بخل نمیورزم».
دعاهای مأثوره، عذرخواهی و پوزشطلبی را به بندگان گناهكار یاد میدهد.
در این جمله از دعا دقّت كنید كه چگونه معاذیر بنده را در درگاه خدا عرضه میدارد و او را با خدا آشنا میسازد: «إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَغَلَبَنِی هَوَایَ وَأَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَغَرَّنِی سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَیَّ؛ خدای من! معصیت تو را نكردم در هنگامی كه معصیت كردم؛ درحالیكه پروردگاریت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و یا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و یا تهدید تو را سست گرفته باشم؛ ولی خطایی روی داد و نفس من، آن را از برای من زینت داد و شقاوتم كمك كرد و پردهپوشی تو بر من، مغرورم نمود».
در این جمله نیز دقّت كنید که میفرماید «إِذَا رَأَیْتُ مَوْلَایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ، وَإِذَا رَأَیْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ، فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَیْرُ رَاحِمٍ، وَإِنْ عَذَّبْتَ فَغَیْرُ ظَالِمٍ؛ وقتی گناهانم را میبینم، میهراسم، و وقتی كرم تو را مینگرم به آن طمع میكنم. پس اگر عفو كنی بهترین رحمكنندهای و اگر عذاب كنی، ستمگر نیستی!».
این جملات از دعای «ابیحمزه ثمالی» است. تمام جملههای این دعا روحبخش است و خواننده را به عالم روحانی و ملكوتی سیر میدهد. انتخاب جملههای این دعا ممكن نیست؛ چون تمام جملههایش منتخب است. این جملات، انسان را بهسوی خدا میبرد؛ و او را از گناه به توبه حقیقی روانه میكند.
توبه در اسلام برای همه انسانها فراهم است. هر شخص در هركجا كه باشد؛ میتواند اگر گذشته تاریك و ندامتانگیز دارد، آن را با توبه و استغفار فراموش سازد و اگر چند قطره اشكی هم بریزد و به درگاه خدا اظهار بندگی و عجز نماید، خوشا به حال او.
ماه توبه و استغفار.
در ماه رمضان برنامه توبه و استغفار، تازه میشود و مسلمانان عموماً درهرحال و در هر شرایطی كه هستند باید بر سر این خوان و سفره گسترده آمرزش و مغفرت خدا بنشینند و هر فردی به فراخور حال خود به استقبال آینده بهتر و شرافتمندانهتری برود. چرا كه در غیر این صورت: «فَالشَّقِیُّ مَنْ حَرُمَ غُفْرَانَ اللهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ؛ بدبخت كسی است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم بماند [و نتواند خود را عوض كند و گناه و معصیت را كنار بگذارد]».
از اوّل ماه رمضان تا پایان آن باید زبان مؤمن روزهدار، به استغفار باز باشد.
ادعیه شبها، سحرها و روزها و هنگام افطار، همه متضمّن طلب مغفرت است. مخصوصاً شبهای قدر برای توبه و اصلاح حال و تغییر روش و حركت فكری و اخلاقی، فرصتهای عزیزی است كه فوت آن فرصتها، نشان بیلیاقتی است.
پاینده باد اسلام! كه با چنین تعالیم و برنامههای نجاتبخش به كمك بشریّت آمده و او را به عالیترین اخلاق انسانی رهبری مینماید.
نویسندهای به نام «فرانز ستال» در مقالهای كه در یكی از مجلاّت منتشر نموده، بعد از مقایسهای كه بین حركت تسلیح اخلاقی و نظر «دكتر فرانك بكمان» مؤسّس «جمعیّت تسلیح اخلاقی» كرده، نتیجه گرفته است كه اسلام از جهت تسلیح اخلاقی اسبق است. وی مینویسد:
«توبه در اسلام وسیلهای است كه افراد خودشان، خود را تغییر دهند و سلاح اخلاقی بزرگی است؛ زیرا متضمّن پشیمانی و تغییر حال و تحوّل است.»
اگر این نویسنده از برنامههای ماه رمضان و از ادعیهای كه مؤمنان میخوانند و از حالات، گریهها، مناجاتها و زاریهای آنها آگاه بود، میدانست كه وسایل تسلیح اخلاقی آنچنانكه در اختیار مسلمانان است در اختیار هیچ ملّت و جامعهای نیست.
حیف كه از این وسایل چنانچه بایدوشاید استفاده نمیشود و افسوس كه از این مكتب تربیت، قدردانی نشده و به حقایق و مقاصد آن آشنا نمیشویم.
برادر و خواهر عزیز! قدر اینهمه درهای رحمتی را كه بهسوی تو گشوده شده است، بدان. توبه و استغفار كن، تغییر حال بده و رفتار خود را با تعالیم اسلام منطبق ساز. حال كه خدا به تو توفیق داده و ماه رمضان را درك كردهای و در مجالس قرائت قرآن، دعا، موعظه و اخلاق و در مساجد و نمازجماعت و مراسم دیگر شركت میكنی، استفاده كن. میان بندهای كه بهسوی خدا كوچ میكند، چندان مسافتی نیست. «وَإِنَّ الْقَاصِدَ إِلَیْكَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ»
حقیقتاً توبه كن. تصمیم بگیر كه خود را عوض كنی و تغییر وضع بدهی. تصمیم بگیر كه از گناه و گناهكاران فاصله بگیری.
بیشك اگر در صف توبهكاران و استغفاركنندگان در نیایی و فقط بر زبان «أَسْتَغْفِرُ اللهَ» جاری كنی، توبه حاصل نمیشود.
گناهان خود را به یاد آور و به حافظهات مراجعه كن و بین خود و خدا به معاصی اقرار و اعتراف كن و از همه گناهان توبه نما و یكلحظه نیز توبه را تأخیر نینداز كه بسا پس از آن، دیگر توفیق توبه حاصل نخواهد شد.
گریه كن، اشك بریز و فرصت را غنیمت شمرده و با دل سوخته خدا را بخوان و بگو:
«سَیِّدِی أَنَا أَسْأَلُكَ مَا لَا أَسْتَحِقُّ وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقْوَی وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، فَاغْفِرْ لِی وَأَلْبِسْنِی مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً یُغَطِّی عَلَیَّ الذُّنُوبَ وَالتَّبِعَاتِ، وَتَغْفِرُهَا لِی، وَلَا اُطَالَبُ بِهَا، إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِیمٍ وَصَفْحٍ عَظِیمٍ وَتَجَاوُزٍ كَرِیمٍ».
این جملات از دعای «ابیحمزه ثمالی» است. تمام جملههای این دعا روحبخش است و خواننده را به عالم روحانی و ملكوتی سیر میدهد. انتخاب جملههای این دعا ممكن نیست؛ چون تمام جملههایش منتخب است. این جملات، انسان را بهسوی خدا میبرد؛ و او را از گناه به توبه حقیقی روانه میكند.
توبه در اسلام برای همه انسانها فراهم است. هر شخص در هركجا كه باشد؛ میتواند اگر گذشته تاریك و ندامتانگیز دارد، آن را با توبه و استغفار فراموش سازد و اگر چند قطره اشكی هم بریزد و به درگاه خدا اظهار بندگی و عجز نماید، خوشا به حال او.
ماه توبه و استغفار.
در ماه رمضان برنامه توبه و استغفار، تازه میشود و مسلمانان عموماً درهرحال و در هر شرایطی كه هستند باید بر سر این خوان و سفره گسترده آمرزش و مغفرت خدا بنشینند و هر فردی به فراخور حال خود به استقبال آینده بهتر و شرافتمندانهتری برود. چرا كه در غیر این صورت: «فَالشَّقِیُّ مَنْ حَرُمَ غُفْرَانَ اللهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ؛ بدبخت كسی است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم بماند [و نتواند خود را عوض كند و گناه و معصیت را كنار بگذارد]».
از اوّل ماه رمضان تا پایان آن باید زبان مؤمن روزهدار، به استغفار باز باشد.
ادعیه شبها، سحرها و روزها و هنگام افطار، همه متضمّن طلب مغفرت است. مخصوصاً شبهای قدر برای توبه و اصلاح حال و تغییر روش و حركت فكری و اخلاقی، فرصتهای عزیزی است كه فوت آن فرصتها، نشان بیلیاقتی است.
پاینده باد اسلام! كه با چنین تعالیم و برنامههای نجاتبخش به كمك بشریّت آمده و او را به عالیترین اخلاق انسانی رهبری مینماید.
نویسندهای به نام «فرانز ستال» در مقالهای كه در یكی از مجلاّت منتشر نموده، بعد از مقایسهای كه بین حركت تسلیح اخلاقی و نظر «دكتر فرانك بكمان» مؤسّس «جمعیّت تسلیح اخلاقی» كرده، نتیجه گرفته است كه اسلام از جهت تسلیح اخلاقی اسبق است. وی مینویسد:
«توبه در اسلام وسیلهای است كه افراد خودشان، خود را تغییر دهند و سلاح اخلاقی بزرگی است؛ زیرا متضمّن پشیمانی و تغییر حال و تحوّل است.»
اگر این نویسنده از برنامههای ماه رمضان و از ادعیهای كه مؤمنان میخوانند و از حالات، گریهها، مناجاتها و زاریهای آنها آگاه بود، میدانست كه وسایل تسلیح اخلاقی آنچنانكه در اختیار مسلمانان است در اختیار هیچ ملّت و جامعهای نیست.
حیف كه از این وسایل چنانچه بایدوشاید استفاده نمیشود و افسوس كه از این مكتب تربیت، قدردانی نشده و به حقایق و مقاصد آن آشنا نمیشویم.
برادر و خواهر عزیز! قدر اینهمه درهای رحمتی را كه بهسوی تو گشوده شده است، بدان. توبه و استغفار كن، تغییر حال بده و رفتار خود را با تعالیم اسلام منطبق ساز. حال كه خدا به تو توفیق داده و ماه رمضان را درك كردهای و در مجالس قرائت قرآن، دعا، موعظه و اخلاق و در مساجد و نمازجماعت و مراسم دیگر شركت میكنی، استفاده كن. میان بندهای كه بهسوی خدا كوچ میكند، چندان مسافتی نیست. «وَإِنَّ الْقَاصِدَ إِلَیْكَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ»
حقیقتاً توبه كن. تصمیم بگیر كه خود را عوض كنی و تغییر وضع بدهی. تصمیم بگیر كه از گناه و گناهكاران فاصله بگیری.
بیشك اگر در صف توبهكاران و استغفاركنندگان در نیایی و فقط بر زبان «أَسْتَغْفِرُ اللهَ» جاری كنی، توبه حاصل نمیشود.
گناهان خود را به یاد آور و به حافظهات مراجعه كن و بین خود و خدا به معاصی اقرار و اعتراف كن و از همه گناهان توبه نما و یكلحظه نیز توبه را تأخیر نینداز كه بسا پس از آن، دیگر توفیق توبه حاصل نخواهد شد.
گریه كن، اشك بریز و فرصت را غنیمت شمرده و با دل سوخته خدا را بخوان و بگو:
«سَیِّدِی أَنَا أَسْأَلُكَ مَا لَا أَسْتَحِقُّ وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقْوَی وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، فَاغْفِرْ لِی وَأَلْبِسْنِی مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً یُغَطِّی عَلَیَّ الذُّنُوبَ وَالتَّبِعَاتِ، وَتَغْفِرُهَا لِی، وَلَا اُطَالَبُ بِهَا، إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِیمٍ وَصَفْحٍ عَظِیمٍ وَتَجَاوُزٍ كَرِیمٍ».
🔰 دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان:
🔸 اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيهِ مَا يُرْضِيكَ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِمَّا يُؤْذِيكَ، وَ أَسْأَلُكَ التَّوْفِيقَ فِيهِ لِأَنْ أُطِيعَكَ وَ لا أَعْصِيَكَ، يَا جَوَادَ السَّائِلِينَ.
🔸 خدایا در این ماه آنچه تو را خشنود میکند از تو درخواست میکنم، و از آنچه تو را ناخشنود میکند به تو پناه میآورم، و از تو در این ماه توفیق اطاعت و ترک نافرمانیات را خواستارم، ای بخشنده به نیازمندان.
🆔 @Saafi_com
🔸 اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيهِ مَا يُرْضِيكَ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِمَّا يُؤْذِيكَ، وَ أَسْأَلُكَ التَّوْفِيقَ فِيهِ لِأَنْ أُطِيعَكَ وَ لا أَعْصِيَكَ، يَا جَوَادَ السَّائِلِينَ.
🔸 خدایا در این ماه آنچه تو را خشنود میکند از تو درخواست میکنم، و از آنچه تو را ناخشنود میکند به تو پناه میآورم، و از تو در این ماه توفیق اطاعت و ترک نافرمانیات را خواستارم، ای بخشنده به نیازمندان.
🆔 @Saafi_com
🔹#رمضان_ماه_تربیت
🖊 با توجّه به برنامههاي ماه #رمضان ميتوانيم نقاط ضعف و نواقص امور خود را برطرف كنيم.
🔰 ماه #رمضان، ماه #روزه، قرائت #قرآن، #دعا و #ذكر #خداوند، #توبه و اعاده حيثيّت، ماه #كمك به مستمندان و... است كه ارزش آن را با جواهرات و اموال اين دنيا نميتوان سنجيد.
⚡️ به همراه اینکه ثواب تمام اعمال حسنه و كارهاي نيك در اين ماه بيش از ماههاي ديگر است.
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🖊 با توجّه به برنامههاي ماه #رمضان ميتوانيم نقاط ضعف و نواقص امور خود را برطرف كنيم.
🔰 ماه #رمضان، ماه #روزه، قرائت #قرآن، #دعا و #ذكر #خداوند، #توبه و اعاده حيثيّت، ماه #كمك به مستمندان و... است كه ارزش آن را با جواهرات و اموال اين دنيا نميتوان سنجيد.
⚡️ به همراه اینکه ثواب تمام اعمال حسنه و كارهاي نيك در اين ماه بيش از ماههاي ديگر است.
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰ماه رمضان؛ ماه عافیتخواهی در دین و دنیا؛
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 24)
🌐https://www.saafi.com/node/8337
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 24)
🌐https://www.saafi.com/node/8337
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
دعا و خواندن خدا به اسما و صفات جمال و جلال، یكی از اركان عبودیت و بندگی و توجّه به كمال و یكی از وسایل مهم ترقّی و سیر معنوی و سفر به عالم ملكوت و لاهوت است و فاصلهای بین خواندن بنده و پاسخ خدا نیست، ولی بنده باید خود را برای گرفتن جواب، آماده نماید و بداند كه در چه مشهد عظیم و مقام اعلایی قرار میگیرد و با گوش دل جواب خدا را بشنود و اگر از حال خود احساس كرد كه جواب نگرفته است باید به اصلاح حال معنوی و اخلاقی خود بپردازد و موانع صدور جواب یا شنیدن جواب را رفع نماید.
در مورد حاجات مادّی و دنیوی گاه ـ چنانكه از احادیث شریفه استفاده میشود ـ سرعت اجابت، علامت استدراج و خذلان و تأخیر در اجابت و دادن حاجت، برای حضور بیشتر بنده در مشهد دعاست كه از اعظم مشاهد است.
ابنفهد حلی در كتاب عدّة الداعی از جابر بن عبدالله انصاری روایت كرده است كه: قَالَ النَّبِی صلی الله علیه وآله: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیدْعُو اللهَ وَهُوَ یحِبُّهُ فَیقُولُ لِجَبْرَئِیلَ: اقْضِ لِعَبْدِی هَذَا حَاجَتَهُ وَأَخِّرْهَا فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ لَا أَزَالَ أَسْمَعُ صَوْتَهُ وَإِنَّ الْعَبْدَ لَیدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ یبْغِضُهُ فَیقُولُ: یا جَبْرَئِیلُ اقْضِ لِعَبْدِی هَذَا حَاجَتَهُ وَعَجِّلْهَا فَإِنِّی أَكْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ؛ بندهای خدا را میخواند درحالیکه خدا او را دوست میدارد، پس خدا به جبرئیل میفرماید: حاجت بندهام را برآور و آن را به تأخیر انداز؛ زیرا من میخواهم همواره صدای او را بشنوم و بندهای خدای عزّوجل را میخواند درحالیکه خدا او را دشمن میدارد پس خدا به جبرئیل میفرماید: حاجت این بندهام را زودتر برآور؛ زیرا كراهت دارم صدایش را بشنوم».
چنانكه میدانیم دعا گاه متضمّن درخواست و تقاضای حاجتی از حوایج دنیا یا آخرت است، یا درخواست و حاجت در آن نیست و فقط بنده به خواندن خدا و گفتن یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا خالق، یا رازق، یا قاضیالحاجات، یا كافیالمهمّات، یا سمیع، یا بصیر و سایر اسماءالله الحسنی اكتفا میكند؛ هرچند در گفتن این اذكار هم به مناسبت حالی كه بنده دارد و اسمی را كه خدا را به آن ندا میكند حاجتمندی و قبله دعای او معلوم میشود.
مثلاً بیمار و مریض «یا شافی» و «یا سلام» میگوید. فقیر «یا غنی» و جاهل «یا علیم» میگوید. گناهكار «یا غفّار» و «یا توّاب» و «یا ستّار» میگوید.
در اینجا هم اگرچه حاجت بر زبان آورده نمیشود ولی معلوم است كه بیماری كه «یا شافی» میگوید، یا گمراهی كه خدا را به اسم «یا هادی» میخواند حاجتشان، شفا و هدایت است.
در مورد حاجات مادّی و دنیوی گاه ـ چنانكه از احادیث شریفه استفاده میشود ـ سرعت اجابت، علامت استدراج و خذلان و تأخیر در اجابت و دادن حاجت، برای حضور بیشتر بنده در مشهد دعاست كه از اعظم مشاهد است.
ابنفهد حلی در كتاب عدّة الداعی از جابر بن عبدالله انصاری روایت كرده است كه: قَالَ النَّبِی صلی الله علیه وآله: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیدْعُو اللهَ وَهُوَ یحِبُّهُ فَیقُولُ لِجَبْرَئِیلَ: اقْضِ لِعَبْدِی هَذَا حَاجَتَهُ وَأَخِّرْهَا فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ لَا أَزَالَ أَسْمَعُ صَوْتَهُ وَإِنَّ الْعَبْدَ لَیدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ یبْغِضُهُ فَیقُولُ: یا جَبْرَئِیلُ اقْضِ لِعَبْدِی هَذَا حَاجَتَهُ وَعَجِّلْهَا فَإِنِّی أَكْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ؛ بندهای خدا را میخواند درحالیکه خدا او را دوست میدارد، پس خدا به جبرئیل میفرماید: حاجت بندهام را برآور و آن را به تأخیر انداز؛ زیرا من میخواهم همواره صدای او را بشنوم و بندهای خدای عزّوجل را میخواند درحالیکه خدا او را دشمن میدارد پس خدا به جبرئیل میفرماید: حاجت این بندهام را زودتر برآور؛ زیرا كراهت دارم صدایش را بشنوم».
چنانكه میدانیم دعا گاه متضمّن درخواست و تقاضای حاجتی از حوایج دنیا یا آخرت است، یا درخواست و حاجت در آن نیست و فقط بنده به خواندن خدا و گفتن یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا خالق، یا رازق، یا قاضیالحاجات، یا كافیالمهمّات، یا سمیع، یا بصیر و سایر اسماءالله الحسنی اكتفا میكند؛ هرچند در گفتن این اذكار هم به مناسبت حالی كه بنده دارد و اسمی را كه خدا را به آن ندا میكند حاجتمندی و قبله دعای او معلوم میشود.
مثلاً بیمار و مریض «یا شافی» و «یا سلام» میگوید. فقیر «یا غنی» و جاهل «یا علیم» میگوید. گناهكار «یا غفّار» و «یا توّاب» و «یا ستّار» میگوید.
در اینجا هم اگرچه حاجت بر زبان آورده نمیشود ولی معلوم است كه بیماری كه «یا شافی» میگوید، یا گمراهی كه خدا را به اسم «یا هادی» میخواند حاجتشان، شفا و هدایت است.