اعلان ِآزادی و مساوات حقوقی.
پس از این اعلان عفو و گذشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه ای خواند و حمد و ثنای خدا را به جای آورد و از شنوندگان خواست كه سخنانش را به كسانی كه غایب هستند، برسانند.
فرمود: «إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی قَدْ أَذْهَبَ عَنْکُمْ بِالْإِسْلامِ نِخْوَةَ الْجاهِلِیةِ وَ التَّفاخُرِ بِآبائِها وَ عَشائِرِها. أَیهَا النّاسُ! إِنَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ طینٍ أَلا إِنَّ خَیرَکُمْ عِنْدَاللهِ وَ أَکْرَمُکُمْ عَلَیهِ الْیَوْم أَتقاکُم واَطْوَعُكُمْ لَهُ...؛ خدا به واسطه اسلام از شما نخوت جاهلیت و افتخار به پدران و خویشاوندان را از میان برد. ای مردم شما از آدم هستید، و آدم از گِل است، آگاه باشید بهترین و گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و آن که از خدا بیشتر اطاعت کند.»
در مسجِد خیف هم خطبه ای خواند، و در ضمن آن فرمود: «اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَکافَئُ دِمائُهُمْ، وَ هُمْ یدٌ عَلى مَنْ سِواهُمْ، یسْعى بِذِمَّتِهِمْ أَدْناهُمْ؛ افراد مؤمن برادر یکدیگرند، خون های آنها باهم برابر است و آنها قدرتی علیه بیگانگان و دشمنانشان می باشند، کمترین فردشان برای امان دادن به پناه جویان کفّار اقدام می کند.»
و به روایتی این آیه را هم قرائت كرد: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ؛ ای مردم، به درستی که ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به درستی که گرامی ترین شما در نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست»
به این وسیله، مساوات همه اصناف و طبقات و افراد را در دنیایی كه در هیچ نقطه ای از نقاط آن، برابری و مساوات وجود نداشت، اعلام كرد؛ و سید قریشی را با سیاهِ حبشی و عرب را با عجم در حقوق و كسب فضیلت و امتیازِ تقوا و علم و معرفت، برابر ساخت، و برنامه ای را كه از روز اوّل به مردم عرضه می داشت، در مكّه نیز اعلام كرد و از همین جا كاخ های رفیع و عظیم سلاطین را كه در روم و مدائن، براساس استعبادِ بشر و امتیازاتِ موهوم و با اِتلافِ نفس ها و بیچاره و محروم كردن خلایق ساخته شده و همواره در آنجا، بزم های عیش و نوش و باده، گسترده می شد، ویران ساخت؛ و عالی ترین نظام انسانی را به بشریت پیشنهاد كرد.
درود بر آن پیشوای بزرگ انسان ها! درود بر یگانه آزادكننده بشر! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
پس از این اعلان عفو و گذشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه ای خواند و حمد و ثنای خدا را به جای آورد و از شنوندگان خواست كه سخنانش را به كسانی كه غایب هستند، برسانند.
فرمود: «إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی قَدْ أَذْهَبَ عَنْکُمْ بِالْإِسْلامِ نِخْوَةَ الْجاهِلِیةِ وَ التَّفاخُرِ بِآبائِها وَ عَشائِرِها. أَیهَا النّاسُ! إِنَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ طینٍ أَلا إِنَّ خَیرَکُمْ عِنْدَاللهِ وَ أَکْرَمُکُمْ عَلَیهِ الْیَوْم أَتقاکُم واَطْوَعُكُمْ لَهُ...؛ خدا به واسطه اسلام از شما نخوت جاهلیت و افتخار به پدران و خویشاوندان را از میان برد. ای مردم شما از آدم هستید، و آدم از گِل است، آگاه باشید بهترین و گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و آن که از خدا بیشتر اطاعت کند.»
در مسجِد خیف هم خطبه ای خواند، و در ضمن آن فرمود: «اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَکافَئُ دِمائُهُمْ، وَ هُمْ یدٌ عَلى مَنْ سِواهُمْ، یسْعى بِذِمَّتِهِمْ أَدْناهُمْ؛ افراد مؤمن برادر یکدیگرند، خون های آنها باهم برابر است و آنها قدرتی علیه بیگانگان و دشمنانشان می باشند، کمترین فردشان برای امان دادن به پناه جویان کفّار اقدام می کند.»
و به روایتی این آیه را هم قرائت كرد: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ؛ ای مردم، به درستی که ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به درستی که گرامی ترین شما در نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست»
به این وسیله، مساوات همه اصناف و طبقات و افراد را در دنیایی كه در هیچ نقطه ای از نقاط آن، برابری و مساوات وجود نداشت، اعلام كرد؛ و سید قریشی را با سیاهِ حبشی و عرب را با عجم در حقوق و كسب فضیلت و امتیازِ تقوا و علم و معرفت، برابر ساخت، و برنامه ای را كه از روز اوّل به مردم عرضه می داشت، در مكّه نیز اعلام كرد و از همین جا كاخ های رفیع و عظیم سلاطین را كه در روم و مدائن، براساس استعبادِ بشر و امتیازاتِ موهوم و با اِتلافِ نفس ها و بیچاره و محروم كردن خلایق ساخته شده و همواره در آنجا، بزم های عیش و نوش و باده، گسترده می شد، ویران ساخت؛ و عالی ترین نظام انسانی را به بشریت پیشنهاد كرد.
درود بر آن پیشوای بزرگ انسان ها! درود بر یگانه آزادكننده بشر! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
🔰گزارش تصویری
📌۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۵
دسته عزای علوی
در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام
به توصیه مرجع ولائی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
با حضور علمای اعلام و خیل عظیم شیفتگان اهل بیت علیهم السلام برگزار شد
📌۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۵
دسته عزای علوی
در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام
به توصیه مرجع ولائی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
با حضور علمای اعلام و خیل عظیم شیفتگان اهل بیت علیهم السلام برگزار شد
🔰 دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان:
🔸 اللَّهُمَّ اغْسِلْنِي فِيهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ طَهِّرْنِي فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ، وَ امْتَحِنْ قَلْبِي فِيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ، يَا مُقِيلَ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِينَ.
🔸 خدایا در این ماه از گناهانم شست وشویم ده، و از عیبها پاکم کن، و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازمای، ای نادیده گیرنده لغزش های اهل گناه.
🆔 @Saafi_com
🔸 اللَّهُمَّ اغْسِلْنِي فِيهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ طَهِّرْنِي فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ، وَ امْتَحِنْ قَلْبِي فِيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ، يَا مُقِيلَ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِينَ.
🔸 خدایا در این ماه از گناهانم شست وشویم ده، و از عیبها پاکم کن، و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازمای، ای نادیده گیرنده لغزش های اهل گناه.
🆔 @Saafi_com
🔹#رمضان_ماه_تربیت
🖊 بديهي است افرادي كه #قرآن را از دنيا جدا ساخته و اسلام را در فكر و عمل تجزيه كردهاند، گمراه هستند؛
🔰 زيرا برحسب آيات #قرآن و سيره #رسول اعظم و #ائمه علیهم السلام، دين از دنيا جدا نيست و تعاليم #قرآن محدود به امور عبادي، اعتقادي و اخلاقي نميباشد.
⚡️ جدايي دين از دنيا بههيچوجه با تعاليم اسلام سازگار نيست و معناي آن، نقص دين و وافينبودن آن برای حوايج و نيازمندی ها است.
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🖊 بديهي است افرادي كه #قرآن را از دنيا جدا ساخته و اسلام را در فكر و عمل تجزيه كردهاند، گمراه هستند؛
🔰 زيرا برحسب آيات #قرآن و سيره #رسول اعظم و #ائمه علیهم السلام، دين از دنيا جدا نيست و تعاليم #قرآن محدود به امور عبادي، اعتقادي و اخلاقي نميباشد.
⚡️ جدايي دين از دنيا بههيچوجه با تعاليم اسلام سازگار نيست و معناي آن، نقص دين و وافينبودن آن برای حوايج و نيازمندی ها است.
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰توبه، عامل تحوّل در حیات؛🌐https://www.saafi.com/node/8335
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 23)
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
قال الله تعالی: «وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای مؤمنان، همگی [از مرد و زن] به درگاه خداوند توبه كنید، امید كه رستگار شوید.»
بنده گناهكار به هیچچیز مثل رحمت و آمرزش و مغفرت خدا احتیاج ندارد و چیزی جز توبه و مغفرت خدا، درون تیره او را روشن نمیسازد.
چنین بندهای خود را آلوده گناه، و شرافت خویشتن را لكّهدار میبیند و دلش میخواهد تا آثار گناه را محو كند و پرونده سیاهی را كه از زشتكاری برایش باز شده، ببندد.
آیا میشود با گذشته خود وداع كند و سوابق ننگین خود را فراموش ساخته و از بین ببرد؟
آیا میشود این مجرم جنایتكار، یك فرد باشرف و وظیفهشناس شود؟!
آیا اینهمه نواقص و كمبودها و این لكّههای ننگ همیشه با او خواهد ماند و یا میتوان خرابیها را ترمیم و عیبها را برطرف كرد؟ آیا میتواند در صفِ نیكوكاران و خداپرستان قرار گیرد؟ آیا این ناراحتیهای درونی و پریشانی وجدان از میان میرود؟ آیا راهی برای اعاده حیثیّت او پیدا میشود و یا برای همیشه محكوم به بدبختی و ناپاكی است؟
حال كه نمیتواند مانند انسانهای شرافتمند زندگی كند، برای او زندگی چه مفهوم و ارزشی دارد؟
فرض كنیم كه بهطورموقّت و با سرگرمیهایی، تبهكاریها را از یاد ببرد، و یا بهوسیله موادّ مخدّر ازخودبیخود شود؛ امّا خود میفهمد كه این یك زندگی سالم نیست؛ بلكه منتهای پستی و سقوط و بیچارگی است. هرچه گناه عظیمتر باشد، تراكم این افكار و فشار وجدان، بیشتر او را رنج میدهد، و بسیاری از گنهكاران از شدّت این اندیشهها گرفتار جنون و امراض عصبی میشوند.
چه باید كرد؟
امّا واقعاً چه باید كرد و چگونه باید این بیچاره گناهكار و سرافكنده تبهكار را آزاد ساخت؟
شاید بوده و هستند افرادی كه عقیده دارند خلاصی از آثار گناه و ننگ و پستی آن ممكن نیست و پلیدی آن از گناهكار جدا نمیشود.
بعضی از ملل هم، راه نجات از این حالت و اعاده شرافت و حیثیّت خود را تعذیبات شدید بدنی میدانند و گمان میكنند كه اگر عضوی از اعضای بدن را قطع كنند نفس خود را تأدیب، و از هواینفس انتقام كشیده، و آن را به مجازات رساندهاند. افرادی هم خودكشی كرده، و راه خلاصشدن از پستی و احساس ننگ و عار رذیلت و آلودهدامانی را «انتحار» میدانند.
اكنون هم در میان بعضی از طوایف، تعذیبات بدنی شدید رایج است و گناهكاران نگونبخت برای راحتی از عذاب وجدان و انجام مراسم توبه، خود را شكنجه میدهند و میخ و سوزن و مانند آن در بدن خود فرو میبرند.
ملل دیگر.
برخی از ملل، مانند: مسیحیها، شرط آمرزش گناه را اقرار و اعتراف در حضور كشیش و رهبر روحانی میدانند. این نوع تكفیر گناه و توبه سبب بیرونافتادن رازها و اسرار و افشای عیب در نزد كسانی كه به آن آگاهی ندارند، میشود و باعث میگردد كه گناهكار علاوه بر آنكه در پیشگاه وجدان، خویشتن را شرمنده و بیآبرو ببیند، در نزد دیگران نیز حیثیّت و شرافتش لكّهدار و سوءسابقهاش آشكار گردد و نیز سبب میشود كه كشیشها و پاپها بهعنوان مالكان دروغینِ عفو و بخشش گناه و ولینعمت گناهكاران مطرح شوند.
بنده گناهكار به هیچچیز مثل رحمت و آمرزش و مغفرت خدا احتیاج ندارد و چیزی جز توبه و مغفرت خدا، درون تیره او را روشن نمیسازد.
چنین بندهای خود را آلوده گناه، و شرافت خویشتن را لكّهدار میبیند و دلش میخواهد تا آثار گناه را محو كند و پرونده سیاهی را كه از زشتكاری برایش باز شده، ببندد.
آیا میشود با گذشته خود وداع كند و سوابق ننگین خود را فراموش ساخته و از بین ببرد؟
آیا میشود این مجرم جنایتكار، یك فرد باشرف و وظیفهشناس شود؟!
آیا اینهمه نواقص و كمبودها و این لكّههای ننگ همیشه با او خواهد ماند و یا میتوان خرابیها را ترمیم و عیبها را برطرف كرد؟ آیا میتواند در صفِ نیكوكاران و خداپرستان قرار گیرد؟ آیا این ناراحتیهای درونی و پریشانی وجدان از میان میرود؟ آیا راهی برای اعاده حیثیّت او پیدا میشود و یا برای همیشه محكوم به بدبختی و ناپاكی است؟
حال كه نمیتواند مانند انسانهای شرافتمند زندگی كند، برای او زندگی چه مفهوم و ارزشی دارد؟
فرض كنیم كه بهطورموقّت و با سرگرمیهایی، تبهكاریها را از یاد ببرد، و یا بهوسیله موادّ مخدّر ازخودبیخود شود؛ امّا خود میفهمد كه این یك زندگی سالم نیست؛ بلكه منتهای پستی و سقوط و بیچارگی است. هرچه گناه عظیمتر باشد، تراكم این افكار و فشار وجدان، بیشتر او را رنج میدهد، و بسیاری از گنهكاران از شدّت این اندیشهها گرفتار جنون و امراض عصبی میشوند.
چه باید كرد؟
امّا واقعاً چه باید كرد و چگونه باید این بیچاره گناهكار و سرافكنده تبهكار را آزاد ساخت؟
شاید بوده و هستند افرادی كه عقیده دارند خلاصی از آثار گناه و ننگ و پستی آن ممكن نیست و پلیدی آن از گناهكار جدا نمیشود.
بعضی از ملل هم، راه نجات از این حالت و اعاده شرافت و حیثیّت خود را تعذیبات شدید بدنی میدانند و گمان میكنند كه اگر عضوی از اعضای بدن را قطع كنند نفس خود را تأدیب، و از هواینفس انتقام كشیده، و آن را به مجازات رساندهاند. افرادی هم خودكشی كرده، و راه خلاصشدن از پستی و احساس ننگ و عار رذیلت و آلودهدامانی را «انتحار» میدانند.
اكنون هم در میان بعضی از طوایف، تعذیبات بدنی شدید رایج است و گناهكاران نگونبخت برای راحتی از عذاب وجدان و انجام مراسم توبه، خود را شكنجه میدهند و میخ و سوزن و مانند آن در بدن خود فرو میبرند.
ملل دیگر.
برخی از ملل، مانند: مسیحیها، شرط آمرزش گناه را اقرار و اعتراف در حضور كشیش و رهبر روحانی میدانند. این نوع تكفیر گناه و توبه سبب بیرونافتادن رازها و اسرار و افشای عیب در نزد كسانی كه به آن آگاهی ندارند، میشود و باعث میگردد كه گناهكار علاوه بر آنكه در پیشگاه وجدان، خویشتن را شرمنده و بیآبرو ببیند، در نزد دیگران نیز حیثیّت و شرافتش لكّهدار و سوءسابقهاش آشكار گردد و نیز سبب میشود كه كشیشها و پاپها بهعنوان مالكان دروغینِ عفو و بخشش گناه و ولینعمت گناهكاران مطرح شوند.
بهترین روش.
بهترین روشها برای ترمیم و جبران گناه و اعاده حیثیّت و شرافت گناهكار ـ كه از عوامل مهمّ تربیت و تهذیب اخلاق و تصفیه ارواح نیز هست و درعینحال از سهولت و آسانی و وسعت دین اسلام حكایت میكند و شرافت و آبروی گناهكار را در نزد دیگران نمیریزد و وجدان و قلب او را از تاریكی و كدورت پاك میسازد ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت بهسوی خداست.
اسلام درضمن بسیاری از تعالیم اجتماعی، حفظ شرف و موقعیّت و مقام اجتماعی و حرمت و آبروی افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان كاریهای مردم را نخواسته و افشای معایب و اشاعه فحشا را بهشدّت ممنوع كرده است.
نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصیتی خورد و لغزشی او را به زمین انداخت، باید بهپا خیزد و در راه خدا و بهسوی خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نایستد.
هر فردی باید خود بهحساب خویشتن رسیدگی كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود شود.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ»
جبران گناه و آمرزش معاصی، به رفتن نزد كشیش، و اقرار به گناه در نزد او احتیاج ندارد؛ شكنجه بدنی و مقراضكردن و قطع اعضا نمیخواهد.
جبران گناه و آمرزش و پذیرش توبه، بیش از بیداری ضمیر و شعور و توجّه به زیان گناه و پشیمانی و تصمیم به پاكشدن از گناه، بازگشت به راه خدا، ادای حقوق و خلاصی از مظالم، شرط دیگری ندارد.
اگر مؤمن مرتكب گناهی شد، چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشیمان میشود؛ همانطور كه اگر فردی ندانسته یا در حال عصبانیّت سم بخورد، یا اموالش را آتش بزند، یا فرزند خود را به قتل رساند، یا به ولینعمت خود توهین كند، پشیمان میشود و اگر پشیمان نشود برحسب حدیث: «فَمَنْ لَمْ یَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ یَرْتَكِبُهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ».
اثر «ایمان»، ندامت و پشیمانی از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافی است: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
وقتی مؤمن گناهی را مرتكب شد، پشیمانی او را به استغفار و آمرزشخواستن وادار میسازد و تعالیم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّیدوار و از ناامّیدی و یأس نجات میدهد. این مژده الهی و بشارت قرآنی در كالبد مرده، روح تازه میدمد:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: ای بندگان من ـ كه بر خویشتن زیادهروی داشتهاید ـ از رحمت خدا نومید مشوید. درحقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
آری، خدا غفار، رحیم، ستّار، توّاب و واسعالمغفرة و الرّحمة است. بنده توبهكار را دوست میدارد؛ و هیچ انسانی محكوم به بدبختی نیست.
در برخی اخبار و روایات آمده است كه وقتی بندهای از گناه پشیمان شد و بهسوی خدا بازگشت و گفت:
«إِلَهِی أَنَا أَسَأْتُ؛ خدای من! من بد كردم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا سَتَرْتُ؛ من آن را پوشاندم».
«فَیَقُولُ: إِلَهِی أَنَا نَدِمْتُ؛ و چون میگوید: خدای من! من پشیمان شدم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا قَبِلْتُ؛ من قبول كردم».
«أَیُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْی أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْنَا؛ ای جوان، اگر توبه كردی و شكستی، حیا نكن كه دیگربار بهسوی ما برگردی!»
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِیاً فَلَا تَسْتَحْی، أَوْ یَمَنَعُكَ الْحَیَاءُ أَنْ تَأْتِیَنَا ثَالِثاً؛ و هرگاه دوباره توبه را شكستی، حیا نكن. آیا حیا تو را از اینكه سهباره بهسوی ما بیایی، منع میكند؟ (حیا نكن و بیا)».
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَیْنَا رَابِعاً؛ و هرگاه برای سوّمینبار توبه را شكستی، برای چهارمینبار بهسوی ما بیا».
«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِی لَا أَبْخَلُ؛ من بخشندهای هستم كه بخل نمیورزم».
دعاهای مأثوره، عذرخواهی و پوزشطلبی را به بندگان گناهكار یاد میدهد.
در این جمله از دعا دقّت كنید كه چگونه معاذیر بنده را در درگاه خدا عرضه میدارد و او را با خدا آشنا میسازد: «إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَغَلَبَنِی هَوَایَ وَأَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَغَرَّنِی سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَیَّ؛ خدای من! معصیت تو را نكردم در هنگامی كه معصیت كردم؛ درحالیكه پروردگاریت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و یا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و یا تهدید تو را سست گرفته باشم؛ ولی خطایی روی داد و نفس من، آن را از برای من زینت داد و شقاوتم كمك كرد و پردهپوشی تو بر من، مغرورم نمود».
بهترین روشها برای ترمیم و جبران گناه و اعاده حیثیّت و شرافت گناهكار ـ كه از عوامل مهمّ تربیت و تهذیب اخلاق و تصفیه ارواح نیز هست و درعینحال از سهولت و آسانی و وسعت دین اسلام حكایت میكند و شرافت و آبروی گناهكار را در نزد دیگران نمیریزد و وجدان و قلب او را از تاریكی و كدورت پاك میسازد ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت بهسوی خداست.
اسلام درضمن بسیاری از تعالیم اجتماعی، حفظ شرف و موقعیّت و مقام اجتماعی و حرمت و آبروی افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان كاریهای مردم را نخواسته و افشای معایب و اشاعه فحشا را بهشدّت ممنوع كرده است.
نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصیتی خورد و لغزشی او را به زمین انداخت، باید بهپا خیزد و در راه خدا و بهسوی خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نایستد.
هر فردی باید خود بهحساب خویشتن رسیدگی كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود شود.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ»
جبران گناه و آمرزش معاصی، به رفتن نزد كشیش، و اقرار به گناه در نزد او احتیاج ندارد؛ شكنجه بدنی و مقراضكردن و قطع اعضا نمیخواهد.
جبران گناه و آمرزش و پذیرش توبه، بیش از بیداری ضمیر و شعور و توجّه به زیان گناه و پشیمانی و تصمیم به پاكشدن از گناه، بازگشت به راه خدا، ادای حقوق و خلاصی از مظالم، شرط دیگری ندارد.
اگر مؤمن مرتكب گناهی شد، چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشیمان میشود؛ همانطور كه اگر فردی ندانسته یا در حال عصبانیّت سم بخورد، یا اموالش را آتش بزند، یا فرزند خود را به قتل رساند، یا به ولینعمت خود توهین كند، پشیمان میشود و اگر پشیمان نشود برحسب حدیث: «فَمَنْ لَمْ یَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ یَرْتَكِبُهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ».
اثر «ایمان»، ندامت و پشیمانی از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافی است: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
وقتی مؤمن گناهی را مرتكب شد، پشیمانی او را به استغفار و آمرزشخواستن وادار میسازد و تعالیم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّیدوار و از ناامّیدی و یأس نجات میدهد. این مژده الهی و بشارت قرآنی در كالبد مرده، روح تازه میدمد:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: ای بندگان من ـ كه بر خویشتن زیادهروی داشتهاید ـ از رحمت خدا نومید مشوید. درحقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
آری، خدا غفار، رحیم، ستّار، توّاب و واسعالمغفرة و الرّحمة است. بنده توبهكار را دوست میدارد؛ و هیچ انسانی محكوم به بدبختی نیست.
در برخی اخبار و روایات آمده است كه وقتی بندهای از گناه پشیمان شد و بهسوی خدا بازگشت و گفت:
«إِلَهِی أَنَا أَسَأْتُ؛ خدای من! من بد كردم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا سَتَرْتُ؛ من آن را پوشاندم».
«فَیَقُولُ: إِلَهِی أَنَا نَدِمْتُ؛ و چون میگوید: خدای من! من پشیمان شدم».
خدا میفرماید: «وَأَنَا قَبِلْتُ؛ من قبول كردم».
«أَیُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْی أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْنَا؛ ای جوان، اگر توبه كردی و شكستی، حیا نكن كه دیگربار بهسوی ما برگردی!»
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِیاً فَلَا تَسْتَحْی، أَوْ یَمَنَعُكَ الْحَیَاءُ أَنْ تَأْتِیَنَا ثَالِثاً؛ و هرگاه دوباره توبه را شكستی، حیا نكن. آیا حیا تو را از اینكه سهباره بهسوی ما بیایی، منع میكند؟ (حیا نكن و بیا)».
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَیْنَا رَابِعاً؛ و هرگاه برای سوّمینبار توبه را شكستی، برای چهارمینبار بهسوی ما بیا».
«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِی لَا أَبْخَلُ؛ من بخشندهای هستم كه بخل نمیورزم».
دعاهای مأثوره، عذرخواهی و پوزشطلبی را به بندگان گناهكار یاد میدهد.
در این جمله از دعا دقّت كنید كه چگونه معاذیر بنده را در درگاه خدا عرضه میدارد و او را با خدا آشنا میسازد: «إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَغَلَبَنِی هَوَایَ وَأَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَغَرَّنِی سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَیَّ؛ خدای من! معصیت تو را نكردم در هنگامی كه معصیت كردم؛ درحالیكه پروردگاریت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و یا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و یا تهدید تو را سست گرفته باشم؛ ولی خطایی روی داد و نفس من، آن را از برای من زینت داد و شقاوتم كمك كرد و پردهپوشی تو بر من، مغرورم نمود».