Saafi.ir
1K subscribers
2.87K photos
126 videos
48 files
1.74K links
© تنها کانال اختصاصی و رسمی سایت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (قدس سره)

▪️پیشنهاد، انتقاد، سؤال شرعی و ... را در سایت معظم‌له مطرح نمایید

ایتا
Eitaa.com/Saafi_com
سایت
https://www.saafi.ir
Download Telegram
اعلان ِآزادی و مساوات حقوقی.
پس از این اعلان عفو و گذشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه ای خواند و حمد و ثنای خدا را به جای آورد و از شنوندگان خواست كه سخنانش را به كسانی كه غایب هستند، برسانند.
فرمود: «إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی قَدْ أَذْهَبَ عَنْکُمْ بِالْإِسْلامِ نِخْوَةَ الْجاهِلِیةِ وَ التَّفاخُرِ بِآبائِها وَ عَشائِرِها. أَیهَا النّاسُ! إِنَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ طینٍ أَلا إِنَّ خَیرَکُمْ عِنْدَاللهِ وَ أَکْرَمُکُمْ عَلَیهِ الْیَوْم أَتقاکُم واَطْوَعُكُمْ لَهُ...؛ خدا به واسطه اسلام از شما نخوت جاهلیت و افتخار به پدران و خویشاوندان را از میان برد. ای مردم شما از آدم هستید، و آدم از گِل است، آگاه باشید بهترین و گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و آن که از خدا بیشتر اطاعت کند.»
در مسجِد خیف هم خطبه ای خواند، و در ضمن آن فرمود: «اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَکافَئُ دِمائُهُمْ، وَ هُمْ یدٌ عَلى مَنْ سِواهُمْ، یسْعى بِذِمَّتِهِمْ أَدْناهُمْ؛ افراد مؤمن برادر یکدیگرند، خون های آنها باهم برابر است و آنها قدرتی علیه بیگانگان و دشمنانشان می باشند، کمترین فردشان برای امان دادن به پناه جویان کفّار اقدام می کند.»
و به روایتی این آیه را هم قرائت كرد: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ؛ ای مردم، به درستی که ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به درستی که گرامی ترین شما در نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست»
به این وسیله، مساوات همه اصناف و طبقات و افراد را در دنیایی كه در هیچ نقطه ای از نقاط آن، برابری و مساوات وجود نداشت، اعلام كرد؛ و سید قریشی را با سیاهِ حبشی و عرب را با عجم در حقوق و كسب فضیلت و امتیازِ تقوا و علم و معرفت، برابر ساخت، و برنامه ای را كه از روز اوّل به مردم عرضه می داشت، در مكّه نیز اعلام كرد و از همین جا كاخ های رفیع و عظیم سلاطین را كه در روم و مدائن، براساس استعبادِ بشر و امتیازاتِ موهوم و با اِتلافِ نفس ها و بیچاره و محروم كردن خلایق ساخته شده و همواره در آنجا، بزم های عیش و نوش و باده، گسترده می شد، ویران ساخت؛ و عالی ترین نظام انسانی را به بشریت پیشنهاد كرد.
درود بر آن پیشوای بزرگ انسان ها! درود بر یگانه آزادكننده بشر! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره

🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
🔰گزارش تصویری
📌۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۵

دسته عزای علوی
در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام
به توصیه مرجع ولائی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
با حضور علمای اعلام و خیل عظیم شیفتگان اهل بیت علیهم السلام برگزار شد
🔰 دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان:

🔸 اللَّهُمَّ اغْسِلْنِي فِيهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ طَهِّرْنِي فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ، وَ امْتَحِنْ قَلْبِي فِيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ، يَا مُقِيلَ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِينَ.

🔸 خدایا در این ماه از گناهانم شست وشویم ده، و از عیبها پاکم کن، و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازمای، ای نادیده گیرنده لغزش های اهل گناه.

🆔 @Saafi_com
🔹#رمضان_ماه_تربیت

🖊 بديهي است افرادي كه #قرآن را از دنيا جدا ساخته و اسلام را در فكر و عمل تجزيه كرده‎اند، گمراه هستند؛

🔰 زيرا برحسب آيات #قرآن و سيره #رسول اعظم و #ائمه‌ علیهم السلام، دين از دنيا جدا نيست و تعاليم #قرآن محدود به امور عبادي، اعتقادي و اخلاقي نمي‎باشد.

⚡️ جدايي دين از دنيا به‌هيچ‌وجه با تعاليم اسلام سازگار نيست و معناي آن، نقص دين و وافي‌نبودن آن برای حوايج و نيازمندی ‎ها است.

📚 عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
قال الله تعالی: «وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای مؤمنان، همگی [از مرد و زن] به درگاه خداوند توبه كنید، امید كه رستگار شوید.»

بنده گناهكار به هیچ‌چیز مثل رحمت و آمرزش و مغفرت خدا احتیاج ندارد و چیزی جز توبه و مغفرت خدا، درون تیره او را روشن نمی‎سازد.
چنین بنده‎ای خود را آلوده گناه، و شرافت خویشتن را لكّه‎دار می‎بیند و دلش می‎خواهد تا آثار گناه را محو كند و پرونده سیاهی را كه از زشت‌كاری برایش باز شده، ببندد.
آیا می‎شود با گذشته خود وداع كند و سوابق ننگین خود را فراموش ساخته و از بین ببرد؟
آیا می‎شود این مجرم جنایت‌كار، یك فرد باشرف و وظیفه‌شناس شود؟!
آیا این‌همه نواقص و كمبودها و این لكّه‎های ننگ همیشه با او خواهد ماند و یا می‎توان خرابی‎ها را ترمیم و عیب‎ها را برطرف كرد؟ آیا می‎تواند در صفِ نیكوكاران و خداپرستان قرار گیرد؟ آیا این ناراحتی‎های درونی و پریشانی وجدان از میان می‎رود؟ آیا راهی برای اعاده حیثیّت او پیدا می‎شود و یا برای همیشه محكوم به بدبختی و ناپاكی است؟
حال‌ كه نمی‎تواند مانند انسان‎های شرافتمند زندگی كند، برای او زندگی چه مفهوم و ارزشی دارد؟
فرض كنیم كه به‌طورموقّت و با سرگرمی‎هایی، تبهكاری‎ها را از یاد ببرد، و یا به‌وسیله موادّ مخدّر ازخودبی‎خود شود؛ امّا خود می‎فهمد كه این یك زندگی سالم نیست؛ بلكه منتهای پستی و سقوط و بیچارگی است. هرچه گناه عظیم‎تر باشد، تراكم این افكار و فشار وجدان، بیشتر او را رنج می‎دهد، و بسیاری از گنهكاران از شدّت این اندیشه‎ها گرفتار جنون و امراض عصبی می‌شوند.

چه باید كرد؟
امّا واقعاً چه باید كرد و چگونه باید این بیچاره گناهكار و سرافكنده تبهكار را آزاد ساخت؟
شاید بوده و هستند افرادی كه عقیده دارند خلاصی از آثار گناه و ننگ و پستی آن ممكن نیست و پلیدی آن از گناهكار جدا نمی‎شود.
بعضی از ملل هم، راه نجات از این حالت و اعاده شرافت و حیثیّت خود را تعذیبات شدید بدنی می‎دانند و گمان می‎كنند كه اگر عضوی از اعضای بدن را قطع كنند نفس خود را تأدیب، و از هوای‌نفس انتقام كشیده، و آن را به مجازات رسانده‎اند. افرادی هم خودكشی كرده، و راه خلاص‌شدن از پستی و احساس ننگ و عار رذیلت و آلوده‌دامانی را «انتحار» می‎دانند.
اكنون هم در میان بعضی از طوایف، تعذیبات بدنی شدید رایج است و گناهكاران نگون‎بخت برای راحتی از عذاب وجدان و انجام مراسم توبه، خود را شكنجه می‎دهند و میخ و سوزن و مانند آن در بدن خود فرو می‎برند.

ملل دیگر.
برخی از ملل، مانند: مسیحی‎ها، شرط آمرزش گناه را اقرار و اعتراف در حضور كشیش و رهبر روحانی می‎دانند. این نوع تكفیر گناه و توبه سبب بیرون‌افتادن رازها و اسرار و افشای عیب در نزد كسانی كه به آن آگاهی ندارند، می‎شود و باعث می‎گردد كه گناهكار علاوه‌ بر آنكه در پیشگاه وجدان، خویشتن را شرمنده و بی‎آبرو ببیند، در نزد دیگران نیز حیثیّت و شرافتش لكّه‎دار و سوء‌سابقه‎اش آشكار گردد و نیز سبب می‎شود كه كشیش‎ها و پاپ‎ها به‌عنوان مالكان دروغینِ عفو و بخشش گناه و ولی‌نعمت گناهكاران مطرح شوند.
بهترین روش.
بهترین روش‎ها برای ترمیم و جبران گناه و اعاده حیثیّت و شرافت گناهكار ـ ‎كه از عوامل مهمّ تربیت و تهذیب اخلاق و تصفیه ارواح نیز هست و درعین‌حال از سهولت و آسانی و وسعت دین اسلام حكایت می‎كند و شرافت و آبروی گناهكار را در نزد دیگران نمی‎ریزد و وجدان و قلب او را از تاریكی و كدورت پاك می‎سازد‎ ـ استغفار، طلب آمرزش و توبه و بازگشت به‌سوی خداست.
اسلام درضمن بسیاری از تعالیم اجتماعی، حفظ شرف و موقعیّت و مقام اجتماعی و حرمت و آبروی افراد را منظور داشته و كشف و آشكارشدن نهان‌ كاری‌های مردم را نخواسته و افشای معایب و اشاعه فحشا را به‌شدّت ممنوع كرده است.
نظر اسلام آن است كه هركس قدمش به سنگ معصیتی خورد و لغزشی او را به زمین انداخت، باید به‌پا خیزد و در راه خدا و به‌سوی خدا قدم بردارد و از مجاهده و كوشش باز نایستد.
هر فردی باید خود به‌حساب خویشتن رسیدگی كند، و به پرونده اعمال خود نظر نموده، و در محكمه وجدان، بازپرس خود ‎شود.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ»
جبران گناه و آمرزش معاصی، به رفتن نزد كشیش، و اقرار به گناه در نزد او احتیاج ندارد؛ شكنجه بدنی و مقراض‌كردن و قطع اعضا نمی‎خواهد.
جبران گناه و آمرزش و پذیرش توبه، بیش از بیداری ضمیر و شعور و توجّه به زیان گناه و پشیمانی و تصمیم به پاك‌شدن از گناه، بازگشت به راه خدا، ادای حقوق و خلاصی از مظالم، شرط دیگری ندارد.
اگر مؤمن مرتكب گناهی شد، چون به آثار شوم و خطرناك گناه آگاه است، پشیمان می‎شود؛ همان‌طور كه اگر فردی ندانسته یا در حال عصبانیّت سم بخورد، یا اموالش را آتش بزند، یا فرزند خود را به قتل رساند، یا به ولی‌نعمت خود توهین كند، پشیمان می‎شود و اگر پشیمان نشود برحسب حدیث: «فَمَنْ لَمْ یَنْدَمْ عَلَى ذَنْبٍ یَرْتَكِبُهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ».
اثر «ایمان»، ندامت و پشیمانی از گناه است و ندامت از گناه در «توبه» كافی است: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
وقتی مؤمن گناهی را مرتكب شد، پشیمانی او را به استغفار و آمرزش‌خواستن وادار می‎سازد و تعالیم اسلام گناهكاران را به رحمت خدا امّیدوار و از ناامّیدی و یأس نجات می‎دهد. این مژده الهی و بشارت قرآنی در كالبد مرده، روح تازه می‎دمد:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: ای بندگان من ـ‎ كه بر خویشتن زیاده‎روی داشته‎اید‎ ـ از رحمت خدا نومید مشوید. درحقیقت، خدا همه گناهان را می‎آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
آری، خدا غفار، رحیم، ستّار، توّاب و واسع‌المغفرة و الرّحمة است. بنده توبه‌كار را دوست می‎دارد؛ و هیچ انسانی محكوم به بدبختی نیست.
در برخی اخبار و روایات آمده است كه وقتی بنده‎ای از گناه پشیمان شد و به‌سوی خدا بازگشت و گفت:
«إِلَهِی أَنَا أَسَأْتُ؛ خدای من! من بد كردم».
خدا می‎فرماید: «وَأَنَا سَتَرْتُ؛ من آن را پوشاندم».
«فَیَقُولُ: إِلَهِی أَنَا نَدِمْتُ؛ و چون می‎گوید: خدای من! من پشیمان شدم».
خدا می‎فرماید: «وَأَنَا قَبِلْتُ؛ من قبول كردم».
«أَیُّهَا الشَّابُّ إِذَا تُبْتَ ثُمَّ نَقَضْتَ فَلَا تَسْتَحْی أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْنَا؛ ای جوان، اگر توبه كردی و شكستی، حیا نكن كه دیگربار به‌سوی ما برگردی!»
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَانِیاً فَلَا تَسْتَحْی، أَوْ یَمَنَعُكَ الْحَیَاءُ أَنْ تَأْتِیَنَا ثَالِثاً؛ و هرگاه دوباره توبه را شكستی، حیا نكن. آیا حیا تو را از اینكه سه‌باره به‌سوی ما بیایی، منع می‎كند؟ (حیا نكن و بیا)».
«وَإِذَا نَقَضْتَ ثَالِثاً فَارْجِعْ إِلَیْنَا رَابِعاً؛ و هرگاه برای سوّمین‌بار توبه را شكستی، برای چهارمین‌بار به‌سوی ما بیا».
«فَأَنَا الْجَوَادُ الَّذِی لَا أَبْخَلُ؛‌ من بخشنده‎ای هستم كه بخل نمی‌ورزم».
دعاهای مأثوره، عذرخواهی و پوزش‌طلبی را به بندگان گناهكار یاد می‎دهد.
در این جمله از دعا دقّت كنید كه چگونه معاذیر بنده را در درگاه خدا عرضه می‎دارد و او را با خدا آشنا می‎سازد: «إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ جَاحِدٌ، وَلَا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌ، وَلَا لِعُقوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلَا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ، وَلَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَغَلَبَنِی هَوَایَ وَأَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَغَرَّنِی سَتْرُكَ المُرْخَی عَلَیَّ‎؛ خدای من! معصیت تو را نكردم در هنگامی ‌كه معصیت كردم؛ درحالی‌كه پروردگاریت را منكر باشم و فرمان تو را سبك شمرده باشم و یا آنكه خود را در معرض عقاب تو قرار دهم و یا تهدید تو را سست گرفته باشم؛ ولی خطایی روی داد و نفس من، آن را از برای من زینت داد و شقاوتم كمك كرد و پرده‎پوشی تو بر من، مغرورم نمود».