بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی: شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِی اُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ
ماه تجدید عهد با کتاب خدا.
بنابر آیه شریفه، بیان كرامت و شرافت ماه رمضان، به واسطه نزول قرآن مجید است، و بلكه از این آیه، اختیار این ماه از میان ماههای دیگر برای همین شرافت و فضیلت ـ كه قرآن در آن نازل شده است ـ استفاده میشود و شاید یكی از حكمتهای روزه در این ماه، قیام به وظیفه شكر نعمت و بپا كردن سالگرد نزول قرآن و تجدید ارتباط با كتاب خدا و تعالیم و برنامههای قرآنی است تا مسلمانان همه ساله به مدّت یك ماه، سالگرد نزول كتاب مقدّس الهی را در ضمن انجام یك عبادت بزرگ، به نام «روزه» گرامی بدارند، و شكر خدا را به جای آورده و به قرائت و تأمّل در معانی آیات الهی و استفاده از علوم و دانشهای قرآن ـ كه متضمّن سعادت دنیا و آخرت است ـ مشغول باشند.
قرآن، كتاب حكمت، شریعت و قانون، اخلاق، توحید و خداشناسی، تاریخ و عبرت است و اصول علوم زیستشناسی، بهداشت، اقتصاد، زراعت، نجوم و حقوق مدنی، جامعهشناسی، روانشناسی و... در آن درج است.
به مناسبت و به جهت «الْفَضْلُ ما شَهِدت بِه الأَعداءُ»، شهادت چند تن از دانشمندان مسیحی و مادّیون را راجع به عظمت قرآن ذكر میكنیم:
گواهی بیگانگان بر عظمت قرآن
1. دكتر شبلی شمیل، لبنانی، متوفّی 1917 میلادی، مؤلّف كتاب «الحقیقة» در قصیده مشهوری كه در مدح رسول اعظم صلّیالله علیه وآله وسلّم دارد، میگوید:
دَع مِن مُحمد فِی صدی قُرآنِه * ما قَد نَحاه لِلحمةِ الغایاتِ
اِنّی وَاِن اكُ قَد كَفَرتُ بِدِینِه * هَل اَكفُرَنَّ بِمُحْكَمِ الآیاتِ
وَمَواعِظ لَو انَّهم عِملُوا بِها * ما قَیَّدُوا العُمرانَ بِالعادات
2. ناصیف یازجی، مسیحی، متوفی 1871 میلادی نویسنده و ادیب مشهور و مؤلّف كتب «طوق الحمامة» و «مجمع البحرین» به فرزندش ابراهیم یازجی ـ كه از رهبران نهضت علمی، ادبی و لغوی عرب، حافظ قرآن و مؤسّس مجلّه «الضیاء» به شمار میرود ـ چنین وصیّت كرده است: «اذا شِئتَ اَن تَفُوقَ اَقرانَكَ فِی العِلْمِ وَالاَدَبِ وَصَنَاعَةِ الاِنشاءِ فَعَلَیْكَ بِحِفْظِ الْقُرآنِ وَنَهجِ البَلاغَةِ»
3. استاد سنایس میگوید: قرآن، قانون عامی است كه باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد و صالح و شایسته برای هر زمان و مكان است و اگر مسلمانان به آن تمسّك جسته و طبق تعالیم و احكام آن عمل مینمودند، صبح میكردند در حالی كه مانند گذشته بر همه امّتها سیادت داشتند.
4. بوسور سمیث انگلیسی میگوید: در تاریخ این موضوع، یگانه و بیمانند است كه محمّد صلّیالله علیه وآله و سلّم كتابی آورد كه آیتِ بلاغت و دستور شرایع و نماز و دین است.
5. دكتر گوستاولوبون فرانسوی میگوید: تعالیم اخلاقی قرآن، برگزیده آداب عالی و خلاصه مبادی كرایم اخلاق است و از آداب انجیل، به درجات بالاتر است.
6. ادوار لوهارت میگوید: نور حكمت قرآن، نوری است كه بر سینه پیغمبری كه برای ارشاد بشر مبعوث شد، نازل گشت و دستوری باقی گذارد كه هرگز با آن گمراه نمیگردند؛ قرآنی كه جامع مصالح دنیا و خیر آخرت است.
7. كنت هنری دی كستری میگوید: اگر در قرآن، غیر از جلوه و روشنی معانی و جمال و زیبایی مبانی دیگری نبود، كافی بود كه بر افكار مسلّط شود و قلوب را فرا گیرد.
8. ریتورت: واجب است اعتراف كنیم كه: علوم طبیعی و فلك و فلسفه و ریاضیّات كه در اروپا در قرن دهم رواج و رونق یافت، اقتباس از قرآن گردید و اروپا مدیون اسلام است.
9. جویث: قرآن، به جهت كثرت فصاحت و بلاغت، خواننده را به محاسن خود جذب مینماید و شوق و علاقة او را به قرائت، زیاد میكند.
10. دكتر موریس فرانسوی: قرآن فاضلترین كتابی است كه دست صناعت ازلی برای بشر پدید آورده و كتابی است كه در آن شكّ و شبههای نیست.
11. بولاتیتلر: دشوار است كه انسان گمان كند، قوّه فصاحت بشری دارای تأثیر قرآنی باشد. قرآن معجزه است؛ زیرا مردان زمین و فرشتگان آسمان از ساختن مثل آن عاجز و قاصرند.
12. پروفسور دكتر سیلقیوفردیو ایتالیایی میگوید: بیشتر كسانی كه در قرآن بحث و بررسی دارند، در تاریخ شرق متخصّص هستند و از تعصّب بركنارند؛ اجماع دارند بر این كه: بزرگترین عمل ممكن برای خدمت بشر تا این زمان قرآن است.
13. مستركرنیكو انگلیسی، استاد آداب عربی در دانشگاه «الیكره»، وقتی كه اساتید و ادبا در مجمعی از او درباره اعجاز قرآن پرسش كردند، پاسخ داد: قرآن برادر كوچكی به نام نهج البلاغه دارد. آیا در امكان كسی هست كه مانند این برادر كوچك بیاورد تا برای ما جایز باشد كه در امكان آوردن مثل برادر بزرگ، سخن بگوییم.
14. لیون: در جلالت و مجد قرآن، همین بس كه مرور چهارده قرن نتوانسته از آن چیزی بكاهد، و هم چنان تازه و زنده است.
قال الله تعالی: شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِی اُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ
ماه تجدید عهد با کتاب خدا.
بنابر آیه شریفه، بیان كرامت و شرافت ماه رمضان، به واسطه نزول قرآن مجید است، و بلكه از این آیه، اختیار این ماه از میان ماههای دیگر برای همین شرافت و فضیلت ـ كه قرآن در آن نازل شده است ـ استفاده میشود و شاید یكی از حكمتهای روزه در این ماه، قیام به وظیفه شكر نعمت و بپا كردن سالگرد نزول قرآن و تجدید ارتباط با كتاب خدا و تعالیم و برنامههای قرآنی است تا مسلمانان همه ساله به مدّت یك ماه، سالگرد نزول كتاب مقدّس الهی را در ضمن انجام یك عبادت بزرگ، به نام «روزه» گرامی بدارند، و شكر خدا را به جای آورده و به قرائت و تأمّل در معانی آیات الهی و استفاده از علوم و دانشهای قرآن ـ كه متضمّن سعادت دنیا و آخرت است ـ مشغول باشند.
قرآن، كتاب حكمت، شریعت و قانون، اخلاق، توحید و خداشناسی، تاریخ و عبرت است و اصول علوم زیستشناسی، بهداشت، اقتصاد، زراعت، نجوم و حقوق مدنی، جامعهشناسی، روانشناسی و... در آن درج است.
به مناسبت و به جهت «الْفَضْلُ ما شَهِدت بِه الأَعداءُ»، شهادت چند تن از دانشمندان مسیحی و مادّیون را راجع به عظمت قرآن ذكر میكنیم:
گواهی بیگانگان بر عظمت قرآن
1. دكتر شبلی شمیل، لبنانی، متوفّی 1917 میلادی، مؤلّف كتاب «الحقیقة» در قصیده مشهوری كه در مدح رسول اعظم صلّیالله علیه وآله وسلّم دارد، میگوید:
دَع مِن مُحمد فِی صدی قُرآنِه * ما قَد نَحاه لِلحمةِ الغایاتِ
اِنّی وَاِن اكُ قَد كَفَرتُ بِدِینِه * هَل اَكفُرَنَّ بِمُحْكَمِ الآیاتِ
وَمَواعِظ لَو انَّهم عِملُوا بِها * ما قَیَّدُوا العُمرانَ بِالعادات
2. ناصیف یازجی، مسیحی، متوفی 1871 میلادی نویسنده و ادیب مشهور و مؤلّف كتب «طوق الحمامة» و «مجمع البحرین» به فرزندش ابراهیم یازجی ـ كه از رهبران نهضت علمی، ادبی و لغوی عرب، حافظ قرآن و مؤسّس مجلّه «الضیاء» به شمار میرود ـ چنین وصیّت كرده است: «اذا شِئتَ اَن تَفُوقَ اَقرانَكَ فِی العِلْمِ وَالاَدَبِ وَصَنَاعَةِ الاِنشاءِ فَعَلَیْكَ بِحِفْظِ الْقُرآنِ وَنَهجِ البَلاغَةِ»
3. استاد سنایس میگوید: قرآن، قانون عامی است كه باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد و صالح و شایسته برای هر زمان و مكان است و اگر مسلمانان به آن تمسّك جسته و طبق تعالیم و احكام آن عمل مینمودند، صبح میكردند در حالی كه مانند گذشته بر همه امّتها سیادت داشتند.
4. بوسور سمیث انگلیسی میگوید: در تاریخ این موضوع، یگانه و بیمانند است كه محمّد صلّیالله علیه وآله و سلّم كتابی آورد كه آیتِ بلاغت و دستور شرایع و نماز و دین است.
5. دكتر گوستاولوبون فرانسوی میگوید: تعالیم اخلاقی قرآن، برگزیده آداب عالی و خلاصه مبادی كرایم اخلاق است و از آداب انجیل، به درجات بالاتر است.
6. ادوار لوهارت میگوید: نور حكمت قرآن، نوری است كه بر سینه پیغمبری كه برای ارشاد بشر مبعوث شد، نازل گشت و دستوری باقی گذارد كه هرگز با آن گمراه نمیگردند؛ قرآنی كه جامع مصالح دنیا و خیر آخرت است.
7. كنت هنری دی كستری میگوید: اگر در قرآن، غیر از جلوه و روشنی معانی و جمال و زیبایی مبانی دیگری نبود، كافی بود كه بر افكار مسلّط شود و قلوب را فرا گیرد.
8. ریتورت: واجب است اعتراف كنیم كه: علوم طبیعی و فلك و فلسفه و ریاضیّات كه در اروپا در قرن دهم رواج و رونق یافت، اقتباس از قرآن گردید و اروپا مدیون اسلام است.
9. جویث: قرآن، به جهت كثرت فصاحت و بلاغت، خواننده را به محاسن خود جذب مینماید و شوق و علاقة او را به قرائت، زیاد میكند.
10. دكتر موریس فرانسوی: قرآن فاضلترین كتابی است كه دست صناعت ازلی برای بشر پدید آورده و كتابی است كه در آن شكّ و شبههای نیست.
11. بولاتیتلر: دشوار است كه انسان گمان كند، قوّه فصاحت بشری دارای تأثیر قرآنی باشد. قرآن معجزه است؛ زیرا مردان زمین و فرشتگان آسمان از ساختن مثل آن عاجز و قاصرند.
12. پروفسور دكتر سیلقیوفردیو ایتالیایی میگوید: بیشتر كسانی كه در قرآن بحث و بررسی دارند، در تاریخ شرق متخصّص هستند و از تعصّب بركنارند؛ اجماع دارند بر این كه: بزرگترین عمل ممكن برای خدمت بشر تا این زمان قرآن است.
13. مستركرنیكو انگلیسی، استاد آداب عربی در دانشگاه «الیكره»، وقتی كه اساتید و ادبا در مجمعی از او درباره اعجاز قرآن پرسش كردند، پاسخ داد: قرآن برادر كوچكی به نام نهج البلاغه دارد. آیا در امكان كسی هست كه مانند این برادر كوچك بیاورد تا برای ما جایز باشد كه در امكان آوردن مثل برادر بزرگ، سخن بگوییم.
14. لیون: در جلالت و مجد قرآن، همین بس كه مرور چهارده قرن نتوانسته از آن چیزی بكاهد، و هم چنان تازه و زنده است.
15. جیبوس نیز از كسانی است كه اعتراف میكند به این كه قرآن، دستور اساسی و قانون عام برای عالم اسلامی است، دین و دنیا، سیاست و اجتماع، جنگ و تجارت، دادگستری و داوری و آنچه بر آن حیات انسانی دور میزند، در قوانین قرآن فراهم شده است.
16. ادموند یورك: قانون محمّدی، قانونی است كه برای همگان از سلطان تا كمترین فرد مقرّر شده، و استوارترین نظام حقوقی و بزرگترین موازین علمی قضایی و عظیمترین تشریع روشن و منوّری است كه همانند آن در عالم، هرگز پدیدار نشده است.
17. الكس لوازون: محمّد صلّیالله علیه وآله وسلّم كتابی به جا گذارد كه در میان مسایل علمی جدید و نوین، آیت بلاغت و سجل اخلاق و كتاب مقدّس است؛ مسألهای كه با اساس و پایههای اسلامی معارضه نماید، وجود ندارد و بین تعالیم قرآن و قوانین طبیعت مناسبت و سازگاری و مطابقت تمام برقرار است.
18. جیمس متشز: شاید قرآن از هر كتابی در عالم، بیشتر خواننده داشته باشد و به طور حتم از هر كتابی برای حفظ، آسانتر و تأثیرش در دلها بیشتر است، و از مزایای آن این است كه هنگام شنیدن آن، دلها خاشع و ایمان زیاد میشود.
غیر از شخصیّتهای مذكور، دانشمندان، شعرا و ادبای دیگری مانند: «ودیع بستانی»، «خلیل مطران»، «شبلی ملاط»، «سابازاریق» (شاعر فیحاء)، «حلیم دموس»، «تولستوی» روسی، «میس كوك» آمریكایی، «كارلایل»، «ولز» انگلیسی، «مونتیه» فرانسوی و دیگر دانشمندان بزرگ كشورهای اروپایی، آسیایی و آمریكایی ـ كه حتّی آوردن نام آنها در این مجال امكان ندارد ـ از قرآن به بزرگی و اعجاز یاد كردهاند كه یكی از اهل اطّلاع، كتابی بزرگ در این موضوع نگاشته و در آن، اعترافات بیگانگان را از هر ملّت، هر كشور و هر زبان، با همان لغات و خطّ خودشان جمع آوری كرده و كرامت اسلام، جامعیّت، مزایا و مفاخر این دین حنیف را از زبان و قلم آنان شرح داده است.
16. ادموند یورك: قانون محمّدی، قانونی است كه برای همگان از سلطان تا كمترین فرد مقرّر شده، و استوارترین نظام حقوقی و بزرگترین موازین علمی قضایی و عظیمترین تشریع روشن و منوّری است كه همانند آن در عالم، هرگز پدیدار نشده است.
17. الكس لوازون: محمّد صلّیالله علیه وآله وسلّم كتابی به جا گذارد كه در میان مسایل علمی جدید و نوین، آیت بلاغت و سجل اخلاق و كتاب مقدّس است؛ مسألهای كه با اساس و پایههای اسلامی معارضه نماید، وجود ندارد و بین تعالیم قرآن و قوانین طبیعت مناسبت و سازگاری و مطابقت تمام برقرار است.
18. جیمس متشز: شاید قرآن از هر كتابی در عالم، بیشتر خواننده داشته باشد و به طور حتم از هر كتابی برای حفظ، آسانتر و تأثیرش در دلها بیشتر است، و از مزایای آن این است كه هنگام شنیدن آن، دلها خاشع و ایمان زیاد میشود.
غیر از شخصیّتهای مذكور، دانشمندان، شعرا و ادبای دیگری مانند: «ودیع بستانی»، «خلیل مطران»، «شبلی ملاط»، «سابازاریق» (شاعر فیحاء)، «حلیم دموس»، «تولستوی» روسی، «میس كوك» آمریكایی، «كارلایل»، «ولز» انگلیسی، «مونتیه» فرانسوی و دیگر دانشمندان بزرگ كشورهای اروپایی، آسیایی و آمریكایی ـ كه حتّی آوردن نام آنها در این مجال امكان ندارد ـ از قرآن به بزرگی و اعجاز یاد كردهاند كه یكی از اهل اطّلاع، كتابی بزرگ در این موضوع نگاشته و در آن، اعترافات بیگانگان را از هر ملّت، هر كشور و هر زبان، با همان لغات و خطّ خودشان جمع آوری كرده و كرامت اسلام، جامعیّت، مزایا و مفاخر این دین حنیف را از زبان و قلم آنان شرح داده است.
🔰دانستنی هایی از زندگانی و حکومت امیرالمومنین علیه السلام
📌 برگرفته از کتاب «رمضان در تاریخ» اثر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🌐https://www.saafi.com/node/9103
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
📌 برگرفته از کتاب «رمضان در تاریخ» اثر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🌐https://www.saafi.com/node/9103
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
🔰 دعای روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان:
🔸 اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أَبْوَابَ فَضْلِكَ، وَ أَنْزِلْ عَلَيَّ فِيهِ بَرَكَاتِكَ، وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِكَ، وَ أَسْكِنِّي فِيهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِكَ، يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ.
🔸 خدایا در این ماه درهای فضلت را به روی من بگشا، و برکاتت را بر من نازل فرما، و به موجبات خشنودی ات موفقم بدار، و در میان بهشت هایت جایم ده، ای برآورنده خواهش درماندگان.
🆔 @Saafi_com
🔸 اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أَبْوَابَ فَضْلِكَ، وَ أَنْزِلْ عَلَيَّ فِيهِ بَرَكَاتِكَ، وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِكَ، وَ أَسْكِنِّي فِيهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِكَ، يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ.
🔸 خدایا در این ماه درهای فضلت را به روی من بگشا، و برکاتت را بر من نازل فرما، و به موجبات خشنودی ات موفقم بدار، و در میان بهشت هایت جایم ده، ای برآورنده خواهش درماندگان.
🆔 @Saafi_com
🔹رمضان ماه تربیت
🖊 #علي علیه السلام كسي است كه #پيامبر صلی الله علیه وآله او را از كودكي ميخوابانيد و نوازش ميكرد و پرورش ميداد؛ همانكسي كه در غار حرا هنگامي كه #پيامبر صلی الله علیه وآله به پرستش و عبادت #خدا و تفكّر مشغول بود، او را همراهي ميكرد.
▪️#علي علیه السلام همان كسي است كه #پيامبر صلی الله علیه وآله تمام علوم خويش را به او آموخت تا نسخهاي از اصل باشد.
▪️ #علی علیه السلام کسی است كه موحّد به دنيا آمد، و موحّد از اين جهان گذشت، و به پرستش بتها آلوده نگرديد.
هرگز در اسلام كسي به سابقه او نميرسد و هيچگاه از #پيامبر صلی الله علیه وآله و دين و روش او جدا نشد و حتّي هفت سال پيش از ديگران با #پيامبر صلی الله علیه وآله نماز خواند.
🔰 در روايت است، #رسول_خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
«ملائكه بر من و علي هفت سال صلوات ميفرستادند؛ براي اينكه با من احدي غير از او نماز نميگذارد».
📚 رمضان در تاریخ
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🖊 #علي علیه السلام كسي است كه #پيامبر صلی الله علیه وآله او را از كودكي ميخوابانيد و نوازش ميكرد و پرورش ميداد؛ همانكسي كه در غار حرا هنگامي كه #پيامبر صلی الله علیه وآله به پرستش و عبادت #خدا و تفكّر مشغول بود، او را همراهي ميكرد.
▪️#علي علیه السلام همان كسي است كه #پيامبر صلی الله علیه وآله تمام علوم خويش را به او آموخت تا نسخهاي از اصل باشد.
▪️ #علی علیه السلام کسی است كه موحّد به دنيا آمد، و موحّد از اين جهان گذشت، و به پرستش بتها آلوده نگرديد.
هرگز در اسلام كسي به سابقه او نميرسد و هيچگاه از #پيامبر صلی الله علیه وآله و دين و روش او جدا نشد و حتّي هفت سال پيش از ديگران با #پيامبر صلی الله علیه وآله نماز خواند.
🔰 در روايت است، #رسول_خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
«ملائكه بر من و علي هفت سال صلوات ميفرستادند؛ براي اينكه با من احدي غير از او نماز نميگذارد».
📚 رمضان در تاریخ
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰فتح مکّه؛ تجلّی رحمت و مهربانی
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 22)
🌐https://www.saafi.com/node/8333
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی: «إِنّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبیناً؛ ما تو را پیروزی بخشیدیم [چه] پیروزی درخشانی.»
یكی از بزرگترین فتوحات اسلام و دین توحید، «فتحِ مكّه» بود كه برحسب نقل كتاب مسارالشیعة در ماه مبارك رمضانِ سالِ هشتم هجرت اتّفاق افتاد.
تا سال هشتم هجرت، فتوحات و پیروزی های فراوانی نصیب اسلام شده بود؛ امّا شهر مكّه، این مركز شبه جزیره عربستان و جایگاه مسجدالحرام و كعبه معظّمه و قبله گاه اسلام و مسلمین، همچنان در تصرّف بت پرستان و مشركان باقی مانده و بت پرستی، فساد و انحطاط اخلاقی، استثمار و استعبادِ انسان ها در آنجا رایج بود.
رفتار مردم مکّه با پیامبر صلی الله علیه و آله
بسیاری از مردم مكّه كه ندای اسلام را شنیده بودند، آرزومند استقرارِ حكومت اسلامی و دگرگون شدن آن اوضاع پلید و ناسالم بودند. بانگ روح بخش توحید، و ندای دلنوازِ «لا اله إلا الله» دل های آنان را تكان داده، و موقعیت بت ها در قلوبشان سست شده، و اوضاع و احوال گذشته، و رژیم جاهلیت در نگاه آنان محكوم گردید و دیگر زور سرنیزه نمی توانست آن وضع را استوار نگاه دارد، و از نفوذ دین خدا در دل این آرزومندان جلوگیری كند. روزبه روز اشتیاق پذیرش اسلام بیشتر می شد و همه جا سخن از اسلام و محمّد صلی الله علیه و آله بود.
ازاین رو، امثال ابوسفیان در میان چنین مردمی جایگاهی نداشتند و دلباختگان ندای اسلام حاضر به شنیدن سخنان گمراه كننده آنان نبودند.
مردم این شهر، تا آنجا كه می توانستند رسول خدا را اذیت كردند، و مانع از پیشرفت دین خدا و آیین توحید شدند؛ و حتّی پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان را در فشار اقتصادی قرار داده و ارتباط خود را با آنان قطع كرده، و به مدّت سه سال آن حضرت را به همراه خویشاوندانش در «شعب ابی طالب» محصور كردند، و عاقبت، نقشه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله را طرح كردند؛ گرچه آن حضرت به امر خدا با كمك و یاری و از خودگذشتگی و فداكاری تاریخی علی علیه السلام به مدینه طیبه هجرت فرمود، و از اجرای طرح ننگین نامردمان و كفّار در امان ماند.
آیا نباید شهری كه قدر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را نشناخت، هرچه زودتر فتح شود؟ و مردمش به خاطر جرایم و جنایاتی كه مرتكب شدند به كیفر برسند، تا سبب تسكین آلام درونی ستمدیدگان گردد و بر آن همه زخم ها و جراحات وارده بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله مرهمی گذارده شود؟
به نظر مردم عادّی یادآوری آن دورانی كه پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی آن مردم مورد آزار و اذیت قرار می گرفت، اقتضا می كرد كه آن حضرت هرچه زودتر اهل مكّه را مجازات كرده و از آنها انتقام بگیرد و شوكت و قدرت و نیروی خود را به آنها نشان داده، و شهر و دیار و زنان و اموالشان را به عنوان غنایم جنگی میان سپاه خود تقسیم كند؛ امّا پیامبر اسلام، پیامبر رحمت بود و آیات: «وَما أَرْسَلْناكَ إِلّا رَحْمَةً لِّلْعالَمینَ؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.» و «وَ إنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ؛ و به راستی كه تو را خویی والاست.» در خطاب به ایشان نازل شده بود.
از كینه توزی و گرفتن انتقام منزّه و مبرّا بود؛ هرگز برای گرفتن انتقام یا مقابله به مثل لشكركشی نمی كرد.
خواستار خیر برای عموم و توفیق و سعادت و هدایت برای دشمنانش بود؛ توبه وحشی را قبول كرد و با خوش رویی از هر یك از دشمنانش كه دین اسلام را می پذیرفت، استقبال نمود.
برای اثبات سخن خویش و حاكم كردن عرب بر عجم یا قبیله ای بر قبیله دیگر، پیكار نمی كرد. هدف تمام اقدامات وی، از قیام و جنگ و صلح، عالمگیر نمودن نام خداوند متعال بود.
او برای آزادی انسان ها، گسترش حق و عدالت، رواج دین توحید و رساندن دعوت خدا به جهانیان بپاخاسته، و از اینكه در جنگ و صلح اندیشه های شخصی داشته باشد، مبرّا بود؛ و به همین جهت، در فتح مكّه شتاب نداشت و منتظر امر خدا و فرصت مناسب بود.
با این اوصاف، آیا بهتر نبود كه این شهر، خودش تسلیم شود؟ و فتح این شهر، با فتح قلوب مردم آن توأم باشد؟! و آیا بهتر نبود كه برای فتح این شهر، خون های زیادی ریخته نشود؟!
پیامبر صلی الله علیه و آله تا سال هشتم هجرت ـ كه كار اسلام در شبه جزیره بالا گرفت ـ صبر كرد؛ و قبایل و جماعاتی كه در بیرون مكّه بودند به آن گرویده، و اسلام را از جان و دل پذیرفتند.
شهر مكّه تنها مانده و دیگر نگاهداری آن در ظلمت كفر و شرك و آن رژیم فاسد، برای مشركانی چون ابوسفیان دشوار بود.
در این هنگام و فرصت مناسب، به امر خدا، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با ده هزار نفر از مسلمانان آهنگ شهر مكّه فرمود.
ابوسفیان و گروه او از مخالفت و مقاومت ناامید شدند و مكّه بدون هیچ مقاومتِ قابل توجّهی آزاد شد، و به دین خدا و آیین جدید و قوانین آزادی بخش اسلام گروید.
قال الله تعالی: «إِنّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبیناً؛ ما تو را پیروزی بخشیدیم [چه] پیروزی درخشانی.»
یكی از بزرگترین فتوحات اسلام و دین توحید، «فتحِ مكّه» بود كه برحسب نقل كتاب مسارالشیعة در ماه مبارك رمضانِ سالِ هشتم هجرت اتّفاق افتاد.
تا سال هشتم هجرت، فتوحات و پیروزی های فراوانی نصیب اسلام شده بود؛ امّا شهر مكّه، این مركز شبه جزیره عربستان و جایگاه مسجدالحرام و كعبه معظّمه و قبله گاه اسلام و مسلمین، همچنان در تصرّف بت پرستان و مشركان باقی مانده و بت پرستی، فساد و انحطاط اخلاقی، استثمار و استعبادِ انسان ها در آنجا رایج بود.
رفتار مردم مکّه با پیامبر صلی الله علیه و آله
بسیاری از مردم مكّه كه ندای اسلام را شنیده بودند، آرزومند استقرارِ حكومت اسلامی و دگرگون شدن آن اوضاع پلید و ناسالم بودند. بانگ روح بخش توحید، و ندای دلنوازِ «لا اله إلا الله» دل های آنان را تكان داده، و موقعیت بت ها در قلوبشان سست شده، و اوضاع و احوال گذشته، و رژیم جاهلیت در نگاه آنان محكوم گردید و دیگر زور سرنیزه نمی توانست آن وضع را استوار نگاه دارد، و از نفوذ دین خدا در دل این آرزومندان جلوگیری كند. روزبه روز اشتیاق پذیرش اسلام بیشتر می شد و همه جا سخن از اسلام و محمّد صلی الله علیه و آله بود.
ازاین رو، امثال ابوسفیان در میان چنین مردمی جایگاهی نداشتند و دلباختگان ندای اسلام حاضر به شنیدن سخنان گمراه كننده آنان نبودند.
مردم این شهر، تا آنجا كه می توانستند رسول خدا را اذیت كردند، و مانع از پیشرفت دین خدا و آیین توحید شدند؛ و حتّی پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان را در فشار اقتصادی قرار داده و ارتباط خود را با آنان قطع كرده، و به مدّت سه سال آن حضرت را به همراه خویشاوندانش در «شعب ابی طالب» محصور كردند، و عاقبت، نقشه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله را طرح كردند؛ گرچه آن حضرت به امر خدا با كمك و یاری و از خودگذشتگی و فداكاری تاریخی علی علیه السلام به مدینه طیبه هجرت فرمود، و از اجرای طرح ننگین نامردمان و كفّار در امان ماند.
آیا نباید شهری كه قدر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را نشناخت، هرچه زودتر فتح شود؟ و مردمش به خاطر جرایم و جنایاتی كه مرتكب شدند به كیفر برسند، تا سبب تسكین آلام درونی ستمدیدگان گردد و بر آن همه زخم ها و جراحات وارده بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله مرهمی گذارده شود؟
به نظر مردم عادّی یادآوری آن دورانی كه پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی آن مردم مورد آزار و اذیت قرار می گرفت، اقتضا می كرد كه آن حضرت هرچه زودتر اهل مكّه را مجازات كرده و از آنها انتقام بگیرد و شوكت و قدرت و نیروی خود را به آنها نشان داده، و شهر و دیار و زنان و اموالشان را به عنوان غنایم جنگی میان سپاه خود تقسیم كند؛ امّا پیامبر اسلام، پیامبر رحمت بود و آیات: «وَما أَرْسَلْناكَ إِلّا رَحْمَةً لِّلْعالَمینَ؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.» و «وَ إنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ؛ و به راستی كه تو را خویی والاست.» در خطاب به ایشان نازل شده بود.
از كینه توزی و گرفتن انتقام منزّه و مبرّا بود؛ هرگز برای گرفتن انتقام یا مقابله به مثل لشكركشی نمی كرد.
خواستار خیر برای عموم و توفیق و سعادت و هدایت برای دشمنانش بود؛ توبه وحشی را قبول كرد و با خوش رویی از هر یك از دشمنانش كه دین اسلام را می پذیرفت، استقبال نمود.
برای اثبات سخن خویش و حاكم كردن عرب بر عجم یا قبیله ای بر قبیله دیگر، پیكار نمی كرد. هدف تمام اقدامات وی، از قیام و جنگ و صلح، عالمگیر نمودن نام خداوند متعال بود.
او برای آزادی انسان ها، گسترش حق و عدالت، رواج دین توحید و رساندن دعوت خدا به جهانیان بپاخاسته، و از اینكه در جنگ و صلح اندیشه های شخصی داشته باشد، مبرّا بود؛ و به همین جهت، در فتح مكّه شتاب نداشت و منتظر امر خدا و فرصت مناسب بود.
با این اوصاف، آیا بهتر نبود كه این شهر، خودش تسلیم شود؟ و فتح این شهر، با فتح قلوب مردم آن توأم باشد؟! و آیا بهتر نبود كه برای فتح این شهر، خون های زیادی ریخته نشود؟!
پیامبر صلی الله علیه و آله تا سال هشتم هجرت ـ كه كار اسلام در شبه جزیره بالا گرفت ـ صبر كرد؛ و قبایل و جماعاتی كه در بیرون مكّه بودند به آن گرویده، و اسلام را از جان و دل پذیرفتند.
شهر مكّه تنها مانده و دیگر نگاهداری آن در ظلمت كفر و شرك و آن رژیم فاسد، برای مشركانی چون ابوسفیان دشوار بود.
در این هنگام و فرصت مناسب، به امر خدا، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با ده هزار نفر از مسلمانان آهنگ شهر مكّه فرمود.
ابوسفیان و گروه او از مخالفت و مقاومت ناامید شدند و مكّه بدون هیچ مقاومتِ قابل توجّهی آزاد شد، و به دین خدا و آیین جدید و قوانین آزادی بخش اسلام گروید.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درحالی كه سوره «اِنّا فَتَحْنا» (فتح) را قرائت می فرمود، وارد مكّه و مسجدالحرام شد، و خانه كعبه از بت ها پاك گردید.
علی علیه السلام بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله.
اَبَر دوش پیغمبرِ پاك رای
خدا دست سود و خداوند پای
برای انداختن چند بت بزرگ از فراز دیوار كعبه، به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیهالسلام پا بر كتف پیامبر صلی الله علیه و آله گذارد و بت ها را به زیر افكند و این گونه، پیامبر صلی الله علیه و آله را در این عمل شكوهمند و افتخارآمیز، یاری داد.
و این است آن فضیلتی که شعرای عرب و عجم آن را به نظم درآورده و نغزترین اشعار را در مورد آن حضرت سروده اند، ازجمله این اشعار است:
قیلَ لی قُلْ لِعَلِی مَدْحاً ********** حُبُّهُ یخْمِدُ ناراً مؤْصَدَةً
قُلْتُ: هَلْ أَمْدَحُ مَنْ فِی فَضْلِه********** صارَ ذُو اللُّبِّ إِلى أَنْ عَبَدَه
وَالنَّبِی الْمُصْطَفى قالَ لَنا********** لَیلَةَ الْمِعْراجِ لَمّا صَعَدَه
وَضَعَ اللهُ عَلى ظَهْری یداً********** فَأرانِی الْقَلْبَ أَنْ قَدْ بَرَدَه
وَعَلی واضِعٌ رِجْلَیهِ لی********** بِمَكانٍ وَضَعَ اللهُ یدَه
«به من گفتند كه در مدح علی علیه السلام شعری بگو؛ زیرا كه محبّت علی، آتش برافروخته را خاموش می كند. گفتم: آیا مدح كسی را گویم كه صاحب عقل از زیادی فضلش بر پرستش او رسیده و پیامبر برگزیده به ما گفت كه: در شب معراج وقتی به آسمان رفتم، خداوند بر پشت من دستی گذاشت كه در نتیجه آن، قلب من سرد شد، و علی علیه السلام دو پایش را در همان مكان گذاشت كه خداوند دستش را در همان جا گذارده بود.»
عفو و گذشت بی نظیر در تاریخ.
همه می دانند كه مردم مكّه تا چه حد، پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله و یاران و اصحاب ایشان را آزار داده و از استهزا و تمسخر و تكذیب و جسارت و بی ادبی های قولی و عملی كوتاهی نكردند. او و یارانش را در «شِعبِ ابی طالب» محصور و در فشار اقتصادی و منع آذوقه گذاردند و گروهی از مؤمنان، ناچار به حبشه هجرت كردند.
پس از آن همه آزار و اذیت، برای كشتنِ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، هم پیمان شدند و حتّی جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله ترك وطن و حَرَم كرد و به یثرب هجرت فرمود، باز هم از اذیت او دست برنداشتند و به سوی او لشکركشی كردند.
در این شرایط، پیامبر صلی الله علیه و آله این شهر را فتح می كند. خانه و دیار و همه چیز مردم این شهر در اختیار سپاه اسلام درآمده و هر فرمانی را كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله درباره آنها بدهد، فوراً و بدون چون وچرا اجرا می شود.
اگر بفرماید: «اَلْقَتْل»، همه اهل مكّه كشته می شوند؛ و اگر بفرماید: «اَلنَّهْب»، تمام اموالشان به غارت می رود؛ و اگر بفرماید «الْاَسْر»، همه را اسیر می سازند؛ ولی آن معدن حلم و گذشت و عفو و رحمت، وقتی شنید كه «سعد» می گوید: «أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَلْحَمَةِ»؛ «أَلْیوْمُ تُسْتَحَلُّ الْحُرْمَةُ»
«امروز روز خون ریختن و كشتار است؛ امروز حرمت اهل مكّه حلال می شود.»
فرمود: «بَلِ الْیوْمُ یوْمُ الْمَرْحَمَةِ؛ بلکه امروز روز مهر و رحمت است.»
و به علی علیه السلام فرمود: «سعد را دریاب، و لِوا را از او بگیر و با رفق و مدارا وارد مكّه شو».
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مكّه شد، بزرگان قریش گمان می كردند، همه قتل عام می شوند؛ ولی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بر در خانه معظم كعبه ایستاد و گفت: «لا اِلهَ إِلّا اللهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَهَزَمَ الْاَحْزابَ وَحَدْه؛ نیست معبودی جز خدای یکتا و یگانه، آنکه وعده اش را وفا کرد و به انجام رسانید، و بنده اش را یاری کرد، و سپاهش را عزت بخشید و دیگر گروه ها را شکست داد.»
سپس خطاب به آنها فرمود: «ماذا تَقُولُون، وَماذا تَظُنُّونَ؟؛ چه می گویید، و چه گمان می برید؟.»
عرض كردند: «نَقُولُ خَیراً، وَنَظُنُّ خَیراً. أَخٌ كَریمٌ وَابْنُ أَخٍ كَریمٍ قَدْ قَدَرْتَ؛ سخن به خیر می گوییم و گمان خیر و نیکویی می بریم. برادری كریم و پسر برادر كریمی هستی كه بر ما قدرت یافته ای.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله و مظهر رحمت، از این سخنان رقت فرمود و دیدگان وی اشك آلود شد. مردم مكّه كه پیغمبر صلی الله علیه و آله را به این حال دیدند، صدایشان به گریه بلند شد و زار می گریستند. آنگاه حضرت فرمود: من آن گویم كه برادرم یوسف گفت: «لا تَثْریبَ عَلَیكُمُ الْیوْمَ یغْفِرُ اللهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمینَ. اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقاءُ؛ امروز بر شما ملامت و سرزنشی نیست. خدا شما را بیامرزد او رحم کننده ترین رحم كنندگان است. بروید، همه آزادید.»
علی علیه السلام بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله.
اَبَر دوش پیغمبرِ پاك رای
خدا دست سود و خداوند پای
برای انداختن چند بت بزرگ از فراز دیوار كعبه، به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیهالسلام پا بر كتف پیامبر صلی الله علیه و آله گذارد و بت ها را به زیر افكند و این گونه، پیامبر صلی الله علیه و آله را در این عمل شكوهمند و افتخارآمیز، یاری داد.
و این است آن فضیلتی که شعرای عرب و عجم آن را به نظم درآورده و نغزترین اشعار را در مورد آن حضرت سروده اند، ازجمله این اشعار است:
قیلَ لی قُلْ لِعَلِی مَدْحاً ********** حُبُّهُ یخْمِدُ ناراً مؤْصَدَةً
قُلْتُ: هَلْ أَمْدَحُ مَنْ فِی فَضْلِه********** صارَ ذُو اللُّبِّ إِلى أَنْ عَبَدَه
وَالنَّبِی الْمُصْطَفى قالَ لَنا********** لَیلَةَ الْمِعْراجِ لَمّا صَعَدَه
وَضَعَ اللهُ عَلى ظَهْری یداً********** فَأرانِی الْقَلْبَ أَنْ قَدْ بَرَدَه
وَعَلی واضِعٌ رِجْلَیهِ لی********** بِمَكانٍ وَضَعَ اللهُ یدَه
«به من گفتند كه در مدح علی علیه السلام شعری بگو؛ زیرا كه محبّت علی، آتش برافروخته را خاموش می كند. گفتم: آیا مدح كسی را گویم كه صاحب عقل از زیادی فضلش بر پرستش او رسیده و پیامبر برگزیده به ما گفت كه: در شب معراج وقتی به آسمان رفتم، خداوند بر پشت من دستی گذاشت كه در نتیجه آن، قلب من سرد شد، و علی علیه السلام دو پایش را در همان مكان گذاشت كه خداوند دستش را در همان جا گذارده بود.»
عفو و گذشت بی نظیر در تاریخ.
همه می دانند كه مردم مكّه تا چه حد، پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله و یاران و اصحاب ایشان را آزار داده و از استهزا و تمسخر و تكذیب و جسارت و بی ادبی های قولی و عملی كوتاهی نكردند. او و یارانش را در «شِعبِ ابی طالب» محصور و در فشار اقتصادی و منع آذوقه گذاردند و گروهی از مؤمنان، ناچار به حبشه هجرت كردند.
پس از آن همه آزار و اذیت، برای كشتنِ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، هم پیمان شدند و حتّی جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله ترك وطن و حَرَم كرد و به یثرب هجرت فرمود، باز هم از اذیت او دست برنداشتند و به سوی او لشکركشی كردند.
در این شرایط، پیامبر صلی الله علیه و آله این شهر را فتح می كند. خانه و دیار و همه چیز مردم این شهر در اختیار سپاه اسلام درآمده و هر فرمانی را كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله درباره آنها بدهد، فوراً و بدون چون وچرا اجرا می شود.
اگر بفرماید: «اَلْقَتْل»، همه اهل مكّه كشته می شوند؛ و اگر بفرماید: «اَلنَّهْب»، تمام اموالشان به غارت می رود؛ و اگر بفرماید «الْاَسْر»، همه را اسیر می سازند؛ ولی آن معدن حلم و گذشت و عفو و رحمت، وقتی شنید كه «سعد» می گوید: «أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَلْحَمَةِ»؛ «أَلْیوْمُ تُسْتَحَلُّ الْحُرْمَةُ»
«امروز روز خون ریختن و كشتار است؛ امروز حرمت اهل مكّه حلال می شود.»
فرمود: «بَلِ الْیوْمُ یوْمُ الْمَرْحَمَةِ؛ بلکه امروز روز مهر و رحمت است.»
و به علی علیه السلام فرمود: «سعد را دریاب، و لِوا را از او بگیر و با رفق و مدارا وارد مكّه شو».
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مكّه شد، بزرگان قریش گمان می كردند، همه قتل عام می شوند؛ ولی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بر در خانه معظم كعبه ایستاد و گفت: «لا اِلهَ إِلّا اللهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَهَزَمَ الْاَحْزابَ وَحَدْه؛ نیست معبودی جز خدای یکتا و یگانه، آنکه وعده اش را وفا کرد و به انجام رسانید، و بنده اش را یاری کرد، و سپاهش را عزت بخشید و دیگر گروه ها را شکست داد.»
سپس خطاب به آنها فرمود: «ماذا تَقُولُون، وَماذا تَظُنُّونَ؟؛ چه می گویید، و چه گمان می برید؟.»
عرض كردند: «نَقُولُ خَیراً، وَنَظُنُّ خَیراً. أَخٌ كَریمٌ وَابْنُ أَخٍ كَریمٍ قَدْ قَدَرْتَ؛ سخن به خیر می گوییم و گمان خیر و نیکویی می بریم. برادری كریم و پسر برادر كریمی هستی كه بر ما قدرت یافته ای.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله و مظهر رحمت، از این سخنان رقت فرمود و دیدگان وی اشك آلود شد. مردم مكّه كه پیغمبر صلی الله علیه و آله را به این حال دیدند، صدایشان به گریه بلند شد و زار می گریستند. آنگاه حضرت فرمود: من آن گویم كه برادرم یوسف گفت: «لا تَثْریبَ عَلَیكُمُ الْیوْمَ یغْفِرُ اللهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمینَ. اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقاءُ؛ امروز بر شما ملامت و سرزنشی نیست. خدا شما را بیامرزد او رحم کننده ترین رحم كنندگان است. بروید، همه آزادید.»
اعلان ِآزادی و مساوات حقوقی.
پس از این اعلان عفو و گذشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه ای خواند و حمد و ثنای خدا را به جای آورد و از شنوندگان خواست كه سخنانش را به كسانی كه غایب هستند، برسانند.
فرمود: «إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی قَدْ أَذْهَبَ عَنْکُمْ بِالْإِسْلامِ نِخْوَةَ الْجاهِلِیةِ وَ التَّفاخُرِ بِآبائِها وَ عَشائِرِها. أَیهَا النّاسُ! إِنَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ طینٍ أَلا إِنَّ خَیرَکُمْ عِنْدَاللهِ وَ أَکْرَمُکُمْ عَلَیهِ الْیَوْم أَتقاکُم واَطْوَعُكُمْ لَهُ...؛ خدا به واسطه اسلام از شما نخوت جاهلیت و افتخار به پدران و خویشاوندان را از میان برد. ای مردم شما از آدم هستید، و آدم از گِل است، آگاه باشید بهترین و گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و آن که از خدا بیشتر اطاعت کند.»
در مسجِد خیف هم خطبه ای خواند، و در ضمن آن فرمود: «اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَکافَئُ دِمائُهُمْ، وَ هُمْ یدٌ عَلى مَنْ سِواهُمْ، یسْعى بِذِمَّتِهِمْ أَدْناهُمْ؛ افراد مؤمن برادر یکدیگرند، خون های آنها باهم برابر است و آنها قدرتی علیه بیگانگان و دشمنانشان می باشند، کمترین فردشان برای امان دادن به پناه جویان کفّار اقدام می کند.»
و به روایتی این آیه را هم قرائت كرد: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ؛ ای مردم، به درستی که ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به درستی که گرامی ترین شما در نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست»
به این وسیله، مساوات همه اصناف و طبقات و افراد را در دنیایی كه در هیچ نقطه ای از نقاط آن، برابری و مساوات وجود نداشت، اعلام كرد؛ و سید قریشی را با سیاهِ حبشی و عرب را با عجم در حقوق و كسب فضیلت و امتیازِ تقوا و علم و معرفت، برابر ساخت، و برنامه ای را كه از روز اوّل به مردم عرضه می داشت، در مكّه نیز اعلام كرد و از همین جا كاخ های رفیع و عظیم سلاطین را كه در روم و مدائن، براساس استعبادِ بشر و امتیازاتِ موهوم و با اِتلافِ نفس ها و بیچاره و محروم كردن خلایق ساخته شده و همواره در آنجا، بزم های عیش و نوش و باده، گسترده می شد، ویران ساخت؛ و عالی ترین نظام انسانی را به بشریت پیشنهاد كرد.
درود بر آن پیشوای بزرگ انسان ها! درود بر یگانه آزادكننده بشر! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
پس از این اعلان عفو و گذشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه ای خواند و حمد و ثنای خدا را به جای آورد و از شنوندگان خواست كه سخنانش را به كسانی كه غایب هستند، برسانند.
فرمود: «إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی قَدْ أَذْهَبَ عَنْکُمْ بِالْإِسْلامِ نِخْوَةَ الْجاهِلِیةِ وَ التَّفاخُرِ بِآبائِها وَ عَشائِرِها. أَیهَا النّاسُ! إِنَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ طینٍ أَلا إِنَّ خَیرَکُمْ عِنْدَاللهِ وَ أَکْرَمُکُمْ عَلَیهِ الْیَوْم أَتقاکُم واَطْوَعُكُمْ لَهُ...؛ خدا به واسطه اسلام از شما نخوت جاهلیت و افتخار به پدران و خویشاوندان را از میان برد. ای مردم شما از آدم هستید، و آدم از گِل است، آگاه باشید بهترین و گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و آن که از خدا بیشتر اطاعت کند.»
در مسجِد خیف هم خطبه ای خواند، و در ضمن آن فرمود: «اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَتَکافَئُ دِمائُهُمْ، وَ هُمْ یدٌ عَلى مَنْ سِواهُمْ، یسْعى بِذِمَّتِهِمْ أَدْناهُمْ؛ افراد مؤمن برادر یکدیگرند، خون های آنها باهم برابر است و آنها قدرتی علیه بیگانگان و دشمنانشان می باشند، کمترین فردشان برای امان دادن به پناه جویان کفّار اقدام می کند.»
و به روایتی این آیه را هم قرائت كرد: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ؛ ای مردم، به درستی که ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به درستی که گرامی ترین شما در نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست»
به این وسیله، مساوات همه اصناف و طبقات و افراد را در دنیایی كه در هیچ نقطه ای از نقاط آن، برابری و مساوات وجود نداشت، اعلام كرد؛ و سید قریشی را با سیاهِ حبشی و عرب را با عجم در حقوق و كسب فضیلت و امتیازِ تقوا و علم و معرفت، برابر ساخت، و برنامه ای را كه از روز اوّل به مردم عرضه می داشت، در مكّه نیز اعلام كرد و از همین جا كاخ های رفیع و عظیم سلاطین را كه در روم و مدائن، براساس استعبادِ بشر و امتیازاتِ موهوم و با اِتلافِ نفس ها و بیچاره و محروم كردن خلایق ساخته شده و همواره در آنجا، بزم های عیش و نوش و باده، گسترده می شد، ویران ساخت؛ و عالی ترین نظام انسانی را به بشریت پیشنهاد كرد.
درود بر آن پیشوای بزرگ انسان ها! درود بر یگانه آزادكننده بشر! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
🔰گزارش تصویری
📌۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۵
دسته عزای علوی
در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام
به توصیه مرجع ولائی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
با حضور علمای اعلام و خیل عظیم شیفتگان اهل بیت علیهم السلام برگزار شد
📌۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۵
دسته عزای علوی
در روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام
به توصیه مرجع ولائی
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
با حضور علمای اعلام و خیل عظیم شیفتگان اهل بیت علیهم السلام برگزار شد