Saafi.ir
1K subscribers
2.87K photos
126 videos
48 files
1.74K links
© تنها کانال اختصاصی و رسمی سایت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (قدس سره)

▪️پیشنهاد، انتقاد، سؤال شرعی و ... را در سایت معظم‌له مطرح نمایید

ایتا
Eitaa.com/Saafi_com
سایت
https://www.saafi.ir
Download Telegram
🔰 دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان :

🔸 اللَّهُمَّ وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوَافَقَةِ الْأَبْرَارِ، وَ جَنِّبْنِي فِيهِ مُرَافَقَةَ الْأَشْرَارِ، وَ آوِنِي فِيهِ بِرَحْمَتِكَ إِلَى [فِي] دَارِ الْقَرَارِ، بِإِلَهِيَّتِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ.

🔸 خدایا مرا در این ماه به همراهی و همسویی با نیکان توفیق ده، و از همنشینی با بدان دور بدار، و به حق رحمتت به خانه آرامش جایم ده، به پرستیدگی‌ات، ای پرستیده جهانیان.

🆔 @Saafi_com
🔹رمضان_ماه_تربیت

🖊 #اسلام دين #خدا و #دين عقل و منطق است. مكتب #روزه، كلاس خودسازي است كه همه مسلمانان بايد از آن بهره ببرید.

به استقبال ماه مبارك #رمضان بشتابيد و از رحمت‎های #خداوند متعال استفاده بريد.

🔰 بدا به ‌حال كسي‌كه ماه #رمضان را به #گناه و #معصيت سر برد و از آمرزش #خدا محروم گردد. بكوشيد تا علاوه ‌بر مراسم و آداب ظاهري روزه و فكر و انديشه خود را نيز از افكار پليد و انديشه‎هاي ناپاك و شيطاني، پاك و منزّه سازيد.
📚عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
مرجع ولائی حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
نقش علم در ایمان.
به گواهى دانشمندان بزرگ غرب و شرق، پیشرفت هاى علمى و صنعتى روز افزون- كه حكایت از استعداد وسیع و توان اندیشه بشر دارد- به هیچ وجه موجب سستى ایمان به خداى جهان و برنامه هاى آسمانى و هدایت هاى اخلاقى و اجتماعى پیامبران نمى شود؛ و اصولا تا آنجا كه فكر دوربین بشر به كاوش هاى بزرگ علمى توفیق یافته و به كشف مجهولات بسیار نایل شده، هیچ رابطه اى میان ترقّى دانش و صنعت، و كاهش نیروى ایمان یافت نشده و پس از این هم رابطه اى پیدا نخواهد شد؛ بلكه هر چه بشر در ناحیه كشف قواى طبیعت و تسخیر زمین و آسمان قدم به جلو بر دارد، نیروى ایمان او استوارتر و احساس او به آن وجود بزرگ (خدا)- كه تمام این نظامات جهان، از كهكشان ها تا ذرّه و اتم را برقرار كرده- بیشتر مى شود.
تاریخ سیر ادیان نشان مى دهد كه به موازات ترقّى علم و دانش، ایمان واقعى بشر نیز همواره رو به تكامل بوده است.
تمام اقداماتى كه دانشمندان در زمینه كشف خواصّ پدیده هاى این عالم دارند و تمام دانش هایى كه در رشته هاى گوناگون این پدیده ها شب و روز دانشمندان را به بررسى و تحقیق وادار كرده- از دانش پزشكى، گیاه شناسى، زیست شناسى، زمین شناسى، كیهان شناسى و ...- همه دلایل خداشناسى قرآن مجید و معارف دین اسلام را تأیید مى كنند؛ و آن چه را در قرآن و احادیث اسلام درباره تمام موجودات به طور عام بیان شده، این دانش ها آن را به طور استقراء و بررسى در هر رشته، بیان مى دارند. قرآن مى گوید: تمام عالم، تحت یك نظام دقیق قرار داد.
دانش هاى بشرى نیز، از هر یك از نظام ها و ارتباطى كه میان این پدیده هاى جهانى بر قرار است، سخن مى گویند.
به طور مثال: اگر نظام دقیق و ارتباط بین اجزاى این جهان وجود نداشت، امكان موفقیت بشر براى تسخیر ماه و كرات دیگر خرد پسند نبود.
تمام دانش ها، روى نظم و ارتباط اجزاى این جهان پیدا شده است؛ حتّى دانش پزشكى بر اساس نظام جسمى بدن انسان پیشرفت كرده و بیمارى ها را علاج مى كند.
این نظم همان است كه در قرآن مجید مكرّر از آن یاد شده است. دانش امروز امكان تسخیر كرات را عملى كرد. قرآن هم چهارده قرن پیش تمام كرات و مخلوقات را صریحاً مسخّر انسان معرفى فرموده است.
اسلام، تمام افراد بشر را عضو یك جامعه و همه حیوانات و نباتات و جمادات را اعضاى یك جامعه بزرگتر و بالاخره تمام مخلوقات كوچك و بزرگ را با هم مرتبط و عضو جامعه بزرگ ممكنات- كه یك اراده بر همه آنها حكم فرما، و یك نظام در همه آن ها برقرار است- مى داند. علوم امروز نیز همه این ارتباطات و هم بستگى ها را كشف مى كنند.
از نظر دانشمندان و علما، علم مؤید ایمان، و ایمان مشوّق علم است؛ ولى افرادى نادان كه از علوم و دانش هاى قدیم و جدید بى اطّلاع مى باشند، گمان مى كنند كه چون وسایل زندگى مادّى عوض شده، مسایل اخلاقى و معنوى و برهانى نیز عوض مى شود؛ و چون مظاهر زندگى مادّى دستخوش تحوّل و تغییر است، همه چیز قابل تحوّل و تغییر مى باشد و چون از ابتدا ایمان پا برجا و با اساس نداشته اند و از حدود تقلید جلوتر نرفته اند، نسبت به تعالیم اخلاقى و دستورات انبیا، بى اعتنا شده اند و گمان مى كنند كه مثلا چون بشر، اسب و ... را كنار گذارده و از اتومبیل و هواپیما و ... استفاده مى كند، باید ایمان، امانت، صداقت، محبّت، عفاف، پاكدامنى و سایر تعالیم اخلاقى را كنار بگذارد. این تفكّر نتیجه جهل ونادانى و بى اطّلاعى از حقایق دین و دعوت دین، و خلط و اشتباه بین امور روحانى، معنوى و اخلاقى و اجتماعى با امور صناعى است. و با اندك توجّه، این اشتباه برطرف مى شود؛ زیرا اگر بین ضعف ایمان و پیشرفت صنعت و تغییر مظاهر زندگى مادّى رابطه اى بود و به موازات ترقّى و تحوّلات مادّى و صنعتى، ایمان ضعیف شده و در قوس نزولى حركت مى كرد، قرن ها پیش از این، فاتحه ایمان خوانده شده و همه جا بى ایمانى، حاكمِ مطلق شده بود؛ چرا كه تمام مظاهر زندگى بشر از خانه، لباس، خوراك، كسب و تجارت، زراعت، آلات و ادوات، خواندن و نوشتن، كتاب و چاپ، نقل و انتقال، ریسندگى و بافندگى، همه به تدریج و در اثر پیشرفت صنعت و اختراع و كشف مجهولات، ساخته و تكمیل شده و هر روز، بشر قدمى به جلو برداشته و در جهان علم و صنعت اطّلاعات تازه اى كسب كرده است. و در حالى كه این مظاهر زندگى از هزاران سال پیش تاكنون در حال تغییر بوده و هست، ایمان و لوازم آن همواره ثابث و برقرار باقى مانده است؛ به طورى كه اگر یك مؤمن و یك موحّد حقیقى چند هزار سال پیش، مانند: ابراهیم خلیل على نبینا و آله وعلیه السّلام به این دنیاى ما باز گردد، اصلا و ابداً چیزى از ایمانش كاسته نمى شود و با همان ادلّه اى كه قرآن از آن ها حكایت كرده، اكنون هم مردم را به خدا راهنمایى مى كند؛ و همان طور كه آن روز بشرپرستى و شرك را محكوم مى كرد، امروز هم بشرپرستى را كه به صُور دیگر رایج شده، محكوم مى كند؛ زیرا هیچ فرق و تفاوتى پیدا نشده، جز ترقّى علم و افزایش اطّلاع بشر، كه آن هم مؤید ایمان و سبب نیاز بیشتر انسان به یك نظم دینى و وجدانى شده است.

نکته مهمّ.
نكته اى كه در این جا باید به آن توجّه داشت این است كه: برخى از ملل به جاى عقاید صحیح و حق، و كیش معقول و دین خردپسند، و توحید خدا، خرافاتى را پذیرفته و به آن ایمان دارند.
این ملّت ها یا از اساس، عقاید خرافى داشته؛ یعنى، كیش آن ها مبناى منطقى و پاك نداشته و یا اگر داشته به واسطه علل و دسایس و حوادث و تحریفات خرافاتى كه داخل آن دین شده، به شرك و پرستش غیر خدا آلوده گشته است؛ كه چون تاریخ روشن و كتاب دست نخورده و مورد اعتماد هم در دست ندارند، نمى توانند آن خرافات را از حقایق جدا كنند؛ مانند: كیش مسیحیت كنونى. از این جهت ناچار به ضدیت با علم برخاسته و در میدان مبارزه با دانش هاى بشر، شكست خورده و ایمان پیروان آن مذاهب، سست و بى اثر گردیده است.
تاریخ كلیسا كاملا این موضوع را نشان مى دهد كه علّت بزرگ و اساسى زوال حكومت كلیسا بر قلوب و تسلّط افكار مادّى گرى در جهان مسیحیت، خرافاتى بود كه به اسم دین به آن معتقد شده و ترقّى علم، بى مایگى آن عقاید خرافى را آشكار كرد. از این جهت اروپا تا مدّتى به اساس مذهب و دین بى عقیده شده و دین را از ریشه و پایه، بى اساس مى پنداشت.
اسلام و خرافات.
امّا اگر دینى مثل اسلام خالى از خرافات باشد و راه اجتهاد و بررسى در آن دین به واسطه وجود كتابى مانند قرآن مجید، و احادیث و سنّت و سیره پیغمبر و ائمه علیهم السّلام براى همه باز، و تاریخ روشن و معتبر آن در دسترس مطالعه عموم باشد، با پیشرفت علم و صنعت از ارزش و نفوذ آن چیزى كاسته نمى شود؛ بلكه بر اهمیت و اعتبار آن افزوده مى گردد؛ چرا چنین دینى با خرافات به شدّت مبارزه كرده و بشر را به عقل و تفكّر و تعلیم و تعلّم دعوت نموده و تمام بدبختى هاى او را معلول جهالت و نادانى مى شمرد.
خدایى كه اسلام معرّفى مى كند و به سوى او مى خواند، اگر صدها میلیون سال و با سرعت هر چه شگفت انگیزتر، بشر در كشف مجهولات به پیش برود، به جایى و نقطه اى كه او را به انكار این خدا وادار كند یا از پرستش او باز دارد، نخواهد رسید.
خداى بشر همان خداى یگانه اسلام است؛ همان خداى ناپیدا؛ همان خدایى كه نظم جهان ها، كیهان ها، ذرّه ها و همه را او برقرار كرده؛ همان خدایى كه همه را آفریده است؛ خواه انسان در ناحیه علم و در یك نقطه بماند و تغییر وضعى ندهد، یا هر آن و هر روز با نیروى كوشش و تأمّل و تفكّر، گام هاى وسیعى بردارد و خواه بیابان نشین باشد، یا در آسمان خراش ها زندگى كند، او خدا و معبود و مسجود همه و بى نیاز و تواناى مطلق، و پاك و منزّه از شرك و انباز است.
سایر عقاید اسلامى و فروع و اصول و تعالیم این دین- كه جنبه هاى گوناگون آدمى زاد و جامعیت او را از هر جهت رعایت كرده و جسم و روح او را در یك میزان قرار داده و با هم، هماهنگ مى سازد- همین گونه است؛ یعنى مرور زمان آن را متزلزل و كم اعتبار نخواهد كرد.
اگر دنیا با این ترقّى هاى شگرف و عمیق مادّى، از تعالیم و هدایت هاى اسلام و قرآن و روش تربیتى اولیا و رهبران اسلام و توجّه آن ها به عدالت گسترى و تساوى حقوق و تأمین رفاه و آسایش واقعى بشر الهام مى گرفت، به طور قطع زمین نمونه اى از بهشت برین بود.
قرآن را بخوانید؛ نهج البلاغه را مطالعه كنید و اصول عالى و همیشه نوین اسلام را در قسمت هاى اجتماعى و سیاسى بررسى فرمایید تا بدانید هر آنچه در ستایش این دین و تعالیم و اصول و فروع آن گفته شود، گزاف نیست و یگانه راه نجات بشر از اضطراباتى كه به واسطه پیشرفت صنعت و غلبه مادیات بر روحانیات و ادغام جامعه ها در یكدیگر و اصطكاك منافع پیش آمده، التزام به احكام اسلام و جهانى شدن این نظامات است.

فواید عالی روزه.
از باب نمونه، یكى از احكام اسلام همین «روزه ماه رمضان» است. هر چه اعصار مترقّى تر، جلو بیاید، نه از حكمت ها و فواید روزه چیزى مى كاهد و نه نقش روزه را در تربیت روح و جسم و تهذیب اخلاق انكار مى كند. و همان طور كه چهارده قرن پیش، روزه ماه رمضان از كامل ترین و آموزنده ترین مكتب هاى اخلاقى و انسانى و آموزنده تقوا و پرهیزكارى و رشددهنده فضایل و ملكات شریفه بود، امروز هم همین منافع و مصالح را دارا است.
اگر چهارده قرن پیش آن طور كه باید نوع مردم از فواید آن آگاه نبودند، در عصر ما فواید صحّى و بهداشتى و روانى و تربیتى و اجتماعى آن آشكارتر شده است.
🔰 دعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان :

🔸 اللَّهُمَّ اهْدِنِي فِيهِ لِصَالِحِ الْأَعْمَالِ، وَ اقْضِ لِي فِيهِ الْحَوَائِجَ وَ الْآمَالَ، يَا مَنْ لا يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ وَ السُّؤَالِ، يَا عَالِماً بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ.

🔸 خدایا مرا در این ماه به سوی کارهای شایسته هدایت فرما، و حاجتها و آرزوهایم را برآور، ای آن که نیاز به روشنگری و پرسش ندارد، ای آگاه به آنچه در سینه جهانیان است، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست.

🆔 @Saafi_com
🔹رمضان ماه تربیت

🖊 #امام_حسن علیه‌السلام يكي از #اصحاب «#كساء» است؛ كه #آيه «#تطهير»، در شأن آنان نازل شد. و يكي از چهار نفري است كه #پيغمبر صلی الله علیه وآله او را براي #مباهله با نصاراي «نجران»، حاضر فرمود.

🔰 از زيد بن ارقم روايت شده است كه #پيغمبر صلی الله علیه وآله  فرمود:
«مَنْ أَحبَّ هؤُلاءِ فَقَدْ أَحَبَّني، وَ مَنْ أَبْغَضَ هؤُلاءِ فَقَدْ أَبْغَضَني»؛

«هرکس اینها (#علي، #فاطمه، #حسن و #حسين علیهم السلام) را #دوست دارد مرا دوست داشته، و هرکس اينها را #دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.


📚 رمضان در تاریخ
آيت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
در هفدهم یا نوزدهم ماه مبارك رمضانِ سال دوّم هجرت، غزوه بدر اتّفاق افتاد.

بدر و پیروزی مسلمانان.
پیروزی اسلام و مسلمانان در زیر پرچم توحید و فرماندهی وجود شریف پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله در جنگ بدر، از پیروزی های بسیار چشمگیر و با عظمت و اهمیت تاریخ اسلام است. این غزوه، نخستین مقابله سپاه اسلام با كفر و نبرد اهل توحید با اهل شرك بود.
مشركان در این جنگ، از جنبه ساز و برگ و اسلحه و مهمّات بر مسلمانان برتری داشتند و نفرات و افراد آنها تقریباً، سه برابر سپاه اسلام بود.
پیروزی سپاه اسلام در این جنگ، برای آینده اسلام، از ارزش و اهمیت ویژه ای برخوردار بود و در تعیین مسیر تاریخ اسلام، به حسب ظاهر تأثیر فراوان داشت.
این جنگ، برای دین توحید و آیین جهانی اسلام، ارزش حیاتی داشت و فتحی كه در آن نصیب مسلمانان شد، پایه و مادر تمام فتوحاتِ آینده گردید و اهمیت آن تا حدّی بود كه رسول خدا صلی الله علیه و آله دست به دعا برداشت و به درگاه خداوند متعال عرض كرد:

«اللّهُمَّ هذِهِ قُرَیشُ قَدْ أَقْبَلَتْ بِخُیلائِها وَ فَخْرِها تُحادُكَ وَ تُکَذِّبُ رَسُولَكَ اللّهُمَّ فَنَصْرَكَ الَّذی وَعَدْتَنی اللّهُمَّ أَحْسِنْهُمُ الْغَداةَ؛ خدایا این قبیله قریش اند که با همه تکبر و تفاخرشان، با تو به مبارزه برخاسته، پیامبرت را تکذیب می نمایند. خدایا نصرت و پیروزی را که به من وعده فرموده ای برسان، خدایا صبحگاهان، به آنها نیکی خویش را ارزانی دار».

و در حدیث دیگر است كه وقتی آن حضرت، كثرتِ مشركان و قلّت مسلمانان را دید، روی به قبله نموده، عرض كرد: «أَللّهُمَّ أَنْجِزْلی ما وَعَدْتَنی أَللّهُمَّ إِنْ تُهْلَكُ هذِهِ الْعِصابَةُ لاتُعْبَدُ فِی الْاَرْضِ؛ خدایا آنچه را که به من وعده فرمودی به انجام رسان، که اگر این گروه هلاک شوند، دیگر در روی زمین پرستش نخواهی شد».
و آن قدر دست هایش را به دعا بلند نگاه داشت كه ردایش از دوش مبارك افتاد.

پرچم دار و قهرمان نمونه جنگ بدر.
پرچم دار و علم دارِ رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ بدر علی علیه السلام بود.
ابن سعد در الطبقات الکبرى از قتاده روایت می كند كه: صاحب لِواء رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز بدر و در هر جنگ دیگر، علی بن ابی طالب علیه السلام بود.
طبری در تاریخِ خود نقل كرده است كه، صاحبِ لواء رسول الله صلی الله علیه و آله، علی بن ابی طالب علیه السلام و صاحب رایتِ (پرچم) اَنصار، سَعْدِ بْنِ عُباده بود.
قهرمان و یگانه مجاهد و فداكارِ این غزوه و غزواتِ دیگر، امیرالمؤمنین علیه السلام بود. بااینكه هنوز سنّ آن حضرت به بیست نرسیده و پیش از این غزوه در جنگ و نبرد دیگری شركت نكرده بود، مردانگی ها و شجاعت هایی كه از او ظاهر شد، از افراد باسابقه و رزمندگان و مردان سالخورده ظاهر نگشت. سهم آن حضرت در این میدانِ جهاد، از لحاظ عددِ كسانی كه مجاهدان اسلام، از مشركین كشتند تقریباً برابر با سهام دیگران شد. طبق روایتِ الإرشاد، سی و شش نفر از نامداران مشركین، به اتّفاق اَقوال، به دست امیرالمؤمنین علیه السلام كشته شدند؛ به جز گروهی دیگر كه در قاتلان آنها اختلاف شده، و غیر از كسانی كه آن حضرت با دیگران در قتلشان شركت داشت.
آیه: «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فی رَبِّهِمْ؛ این دو [گروه] دشمنان یكدیگرند كه درباره پروردگارشان باهم ستیزه می كنند»، در مورد مبارزه حضرت علی علیه السلام با وَلید بن عُتْبه و حمزه با عُتْبه و عبیدة بن حارث بن عبدالمطلب در این غزوه نازل شد.
معاویه گفت: «علی را در این غزوه دیدم مانند شیر، هیچ كس در نبرد با او ایستادگی نمی كرد، مگر آنكه او را می كشت؛ و بر چیزی نمی زد مگر آن كه آن را پاره می‌ساخت.
در این غزوه بود که صدای آسمانی شنیده شد: «لا سَیفَ إِلّا ذو الْفَقارِ وَلافَتی إِلّا عَلِی»
در غزوه بدر بود كه جبرئیل، میكائیل و اسرافیل، هریك با گروه خود از فرشتگان، هنگامی كه علی علیه السلام برای آوردن آب برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و اصحاب رفته بود، ادای احترام كرده و سلام كردند.
سید حمیری در این اشعار به این فضیلت اشاره كرده است:

اُقْسِمُ بِاللهِ وَآلائِهِ
وَالْمَرءُ عَمّا قالَ مسْؤُولٌ
إِنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ
عَلَی التُّقی والبِرُّ مَجْبُولٌ

«به خداوند و نعمت هایش قسم یاد می کنم که هرکس نسبت به گفته خویش مسئول است، به درستی که طینت علی بن ابی طالب بر تقوا و نیکی سرشته شده است».
وی به خداوند و نعمت هایش قسم یاد می كند كه هركس نسبت به گفته خویش مسئول است و به درستی كه طینت علی بن ابی طالب علیه السلام بر تقوا و نیكی سرشته شده است. تا آن‌كه می گوید:

«ذاكَ الَّذی سَلَّمَ فی لَیلَةٍ
عَلَیهِ میكالُ وَجبْریلُ
میكالُ فی أَلْفٍ وَجَبْریلُ فی
أَلْفٍ وَیتْلُوهُمُ سرافیلُ
او آن كسی است كه در یك شب بر او میكائیل و جبرئیل درود فرستادند؛ میكائیل همراه با هزار ملك و جبرئیل هم با هزار ملك كه اسرافیل به دنباله آنها آمد».

درس‌های غزوه بدر.
۱- تنها قوّتِ دلیل و برهان، وضوح علمی و استیلای سلطان حق در ضمایر و قلوب، بدونِ استیلای آن بر عالم خارج و ظواهر اجتماع، سبب حكومت مطلق حق، و محو باطل نخواهد شد و تنها عقیده به اینكه امری حق و امر دیگر باطل است، حق را در دنیای مردم و زندگی جامعه، میزان و مرجع نساخته و باطل را از دنیای انسان ها بیرون نمی راند. مادامی كه سلطنت باطل باقی باشد و مانند عصر فرعون، اهل حق، استضعاف شوند، جامعه از بركات حكومت حق محروم خواهد بود. باید باطل رانده و كوبیده شود، و حق جانشین آن گردد؛ باید حق و حق پرستان غالب، و سپاه باطل مغلوب شود، و معنای: «لِیحِقَّ الْحَقَّ وَیبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ» ظاهر شود.
اسلام، دینِ حركت و انقلاب علیه چهره های ظلمانی و باطل پرستان است؛ و یك نظریه و عقیده ساده ایجابی و علمی نیست.
این درس، از دروس بسیار مهمِّ این واقعه است كه مسلمانانِ عصر ما ضرورت آن را باید درك كنند و علّت انحطاط مسلمانان را در عدمِ توجّه به آن جستجو نمایند.
اسلام در عصر حاضر، برای صدها میلیون از پیروانش به صورت یك عقیده ساده و نظریه صحیح و استوار، كه منطق و علم و برهان آن را تأیید كرده، درآمده است، و مفاهیم دیگر و لزوم ارتباطش با عالم خارج منظور نمی شود. مسلمانان، با كثرت جمعیت و نفوذ و كشورها و ممالكی كه در اختیار دارند، حركت و نهضت، تشكیل حكومت و ترقّی صنعتی وعلمی و تطبیق اسلام را با واقعیت اوضاع واجتماع خود، عملاً جزء مفاهیم اسلام نمی گیرند.



۲- مؤمنان باید متّكی به تدبیر خدا و یاری او باشند، و با توكّل در برابر كثرتِ اهل باطل، خود را نبازند، و شكسته نگردند، و بدانند كه نیرومندترین عاملی كه در جهاد حق پرستان با اهل باطل، سبب غلبه و پیروزی است، ایمان به مبدأ و حقیقت، ثبات، استقامت، شرافت، هدف و مقصد است.
مجاهدانِ غزوه بدر، با روحیه قوی، عزم و شوق به یاری حق، میل به شهادت و لقاء الله و اینكه جهاد، منتهی به «اِحدى الحُسْنَیینْ»، یا نصر و پیروزی و یا شهادت و بهشت است، نبرد می كردند و از غرور به اسلحه و زیادی مهمّات و تكبّر و خودخواهی پرهیز داشتند.
با این پشتوانه ها، اهل حق همیشه پیروزند، اگرچه به ظاهر هم مغلوب شوند. اهل باطل مغلوبند، اگرچه به ظاهر غالب شوند.
به طور خلاصه، اسباب نصر و پیروزی ـ چنانچه از آیات مربوط به غزوه بدر استفاده می شود ـ عبارت است از:
۱- ثبات در هنگام جهاد و دیدار دشمن و در هرگونه مبارزه با اهل باطل.
۲- اتّصال به ذكر خدا و اتّكا به كمك و تدبیر او.
۳- اطاعت خدا و رسول.
۴- پرهیز از نزاع و اختلاف.
۵- صبر و شكیبایی بر خطرات و مصائب جهاد.
۶- پرهیز از ریاكاری، ستم و خودبینی.
اینها صفاتی است كه تقریباً مسلمانان امروز كمتر دارا هستند و عامل شكست و ضعف آنها در برابر كفّار، فقدان این صفات است.
مسلمانانِ صدر اسلام اگر در جنگی شكست می خوردند، یا از نظر ضعف اقتصادی، یا اسلحه و مهمّاتِ جنگی دشمن را قوی تر می دیدند، از نظر روحی عقب نشینی نكرده و تسلیم نمی شدند و دارایی های خود را با ارزش تر از دارایی دشمن می دانستند و نعمت ایمان را برتر از هر چیز می شمردند؛ و نیروی معنوی و فكری خود را بر قدرت مادّی و ظاهری دشمن غالب و برتر از آن می دیدند.
مسلمانان عصر ما، به جای اتّكا به یاری خدا و سرمایه های فكری و معنوی و شجاعت روحی، بیشتر به نیرو و قدرت مادّی بیگانگان اعتماد كرده، و فریب وعده های پوچ و نیرنگ های سیاسی آنها را می خورند و در تقلید از عادات زشت آنها با یكدیگر به رقابت پرداخته، با پشت پا زدن به عادات دینی و بی اعتنایی به التزامات اسلامی، خود را به بیگانگان نزدیك می سازند. عدّه ای به گونه ای غربزده و خودباخته شده اند كه نمی توانند به طور فرض در یكی از مجامع بین المللی با لباس ملّی و اسلامی شركت كنند و حتّی از بستن كراوات كه بندی از بندهای رقیت است، غافل نمی شوند؛ و در مجالس رسمی خویش هم به كسی كه این بند را نبسته باشد، حقّ شركت نمی دهند؛ در حالی كه می بینیم ملل دیگر، با همان لباس ملّی خود در هر مجلس رسمی و بین المللی شركت می كنند و هیچ كس این التزام را علامت عقب ماندگی آنها نمی شمارد.
۳- اتّحاد و اتّفاق اسلامی كه بزرگترین وسیله قوّت و شوكت و پیروزی مسلمانان بود، امروز به نفاق و تجزیه و تقسیم ممالك مبدّل شده و در هر نقطه و اقلیمی، اجتماعی مجزّا، منفرد و مستقل تشكیل گردیده و حكومت های كوچك و ضعیف، تشتت و تفرّق را در عالم اسلام رهبری كرده و برای مصالح و منافع شخصی خود هرگز حاضر نیستند واقعاً علیه منافع استثمارگران شرق و غرب قدمی بردارند و به سوی وحدت اسلامی و برداشتن این فاصله های دروغین و جعلی پیش بروند و بدین سان عالم اسلام را از قوّه مركزی و مركز ثقل و یك مجمع یا هیئت یا حكومت واحدی كه جهان اسلام را رهبری می كند، محروم می سازند.
هر جا نغمه ای و در هر نقطه صدایی بلند است، صدای ناسیونالسیم غربی و ناسیونالیسم های دیگر، گوش ها را كر كرده و ملل اسلام را به نفع بیگانگان رودرروی هم قرار داده است.
بزرگترین عامل بقای دولت یهودی در قلب كشورهای اسلامی، همین تجزیه و پراكندگی است، و این رهبران حكومت ها می باشند كه مانع پیروزی مسلمانان هستند.
در آن روز، مسلمان ها تحت رهبری پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، حكومتی واحد و ملّتی یكپارچه داشتند، و در سرتاسر عالم اسلام، چیزی به نام «قومیت گروهی»، «تجزیه طلبی» و... وجود نداشت.
هیچ كس در فكر تصاحب منطقه یا ناحیه ای برای خویش نبود. آنان كه علیه حكومت ها قیام می كردند، هركدام مسلمان و پیرو افكار اسلامی بودند، هدفشان تجزیه نبود؛ بلكه تعدیل، اصلاح و برقرار كردن حكومت اسلامی بود.
روزی نیز برای مسلمانان فرا رسید كه در هر نقطه ای، فردی زورمند یا دست نشانده بیگانگان و استعمارگران، خود را رهبر محلّی معرّفی كرده و مردم مسلمان یك نقطه را رودرروی مسلمانان دیگر ـ كه دروغ و تحریكات اجانب، آنها را از هم جدا كرده است ـ قرار داده و این مستمندان را فدایی و قربانی حكومت خود می كند.
پس آن امّت واحده و جامعه یگانه ای كه قرآن، ما را به آن دعوت می كند، كجاست و كدام یك از این ملل می باشد؟ و آن امّتی را كه آیه: «أَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ» و نیز: «اَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ اَعِزَّةٍ علَى الْكافِرینَ» وصف می كند، در كجا باید جُست؟
نظایر این نقایص و عیوب است كه جامعه مسلمانان را بیمار ساخته، و مسلمانان صدر اسلام از آن، مصون بودند و تا این بیماری ها درمان نشود، امّتِ اسلام توانایی تجدید مجد و عظمت گذشته را نخواهد داشت.
سوال 1:
شخصي در بيابانهاي بندر ماهشهر کار مي‌کند که قبلاً روزه مي‌گرفت ولي الان به علت شرجي هوا توانايي روزه گرفتن را ندارد چه حکمي دارد؟
جواب:
انسان نمى‌تواند براى ضعف، روزه را بخورد ولى اگر ضعف او بقدرى است که معمولاً نمى‌شود آن را تحمل کرد، خوردن روزه اشکال ندارد و بعد قضاي آن را بگيرد.


سوال 2:
1-من در سن 14 سالگي به تکليف رسيده بودم اما نمي دانستم به تکليف رسيدم و بعد از يکي دو سال فهميدم که به تکليف رسيده بودم و در همان سال 14 سالگي چند روز، روزه مستحبي گرفتم و فکر مي کردم سن تکليف 15 سالگي است و غسل را در سن 14 سالگي اشتباه انجام مي دادم مي خواستم تکليف نماز و روزه آن سال را بدانم.
2-و در سال بعد يعني 15 سالگي کل روزه آن سال را گرفتم اما باز هم غسل را اشتباهي انجام مي دادم حالا مي خواستم تکليف اين دو سال روزه و نماز را بدانم.
جواب:
1- اگر در 14 سالگي واقعا مکلف بوده‌ايد بايد نمازهائي را که با چنين غسلي انجام داده‌ايد قضا کنيد و قضاي روزه‌هائي را که نگرفته‌ايد بگيريد ولي کفاره ندارد.
2-روزه‌ها صحيح واقع شده و اين حکم در صورتي است که در حال ترديد نبوده اید و الا اگر در حال ترديد بوده‌ايد بايد حکم مسئله را مي‌پرسيديد و چون نپرسيده‌ايد بايد قضاي روزه‌ها را بجا آوريد.


سوال 3:
بفرمائيد که اگر خانمي قبل از زوال ظهر عمداً روزه واجب رمضان را باطل نمايد بعد از ظهر حائض گردد آيا بعد از رفع عذر فقط قضا دارد و يا اينکه کفاره نيز دارد؟
جواب:
به احتیاط قضا و کفاره عمد بر شخص مذکور(خانم) است.


سوال 4:
اگر زني عمداً غسل‌هاي استحاضه شبانه و روزانه رمضان را انجام نداده آيا علاوه بر قضاء کفاره هم دارد؟
جواب:
بلي، کفاره هم دارد.


سوال 5:
کسي که روزه قضا به عهده دارد، آيا می تواند روزه استيجاري قبول نمايد؟
و اگر روزه استيجاري قبول کرد آيا بايد روزه قضاي خودش را بر روزه استيجاري مقدم بدارد يا فرقي نمي کند؟
جواب:
روزه استيجاري براي کسي که روزه قضا به گردن دارد در وسعت وقت جهت انجام روزه قضا اشکال ندارد و چنانچه مدّت خاصي براي استيجار روزه ها از طرف اجير معين نشده، تقديم هر کدام بر ديگري جايز است.


سوال 6:
اينجانب اهل تبريز مي باشم من چند سال است که سنگ کليه به اندازه هاي 2 سانتيمتر و 1.2 سانتيمتر و 1 سانتيمتر در کليه سمت چپ دارم. من تا به حال روزه هايم را گرفتم نمي خواهم روزه هاي امسال را نگرفته باشم با اينکه روزه دار بودن در اين سالهاي بلند و کمبود آب کليه هايم را در معرض خطر کم کاري و از بين رفتن کليه ها قرار مي دهد. لطفا راهنمائيم کنيد.
جواب:
اگر خوف ضرر داريد روزه واجب نيست ولي در فرض يقين به ضرر، روزه باطل بوده و مبرء ذمه نمي باشد.


سوال 7:
شخصي در گذشته خوف ضرر داشته و چند سال روزه نگرفته و الان يقين کرده که آن خوف بي مورد بوده و روزه براي او ضرر نداشته حال آيا بايد روزه هاي گذشته را قضا نمايد؟ و حال بايد کفاره تاخير هم بدهد؟
جواب:
در فرض سؤال فقط قضاء لازم است.


سوال 8:
من به جهت ناراحتي معده و سرگيجه و ضعيفي نتوانستم روزه بگيرم تکليف روزه‌هاي گرفته نشده من چيست؟ لطفاً کامل توضيح دهيد.
جواب:
ميزان در جواز افطار احتمال عقلائي است که موجب خوف ضرر باشد پس اگر چنين خوفي براي مريض حاصل شود افطار جايز است و بعداً بايد قضاي آن را بجا آورد و چنانچه مرض از ابتداي ماه مبارک رمضان تا ماه مبارک رمضان بعد ادامه داشته باشد قضاء ندارد و کفاره مجزي است.


سوال 9:
الف من به همراه خانواده ام در اندونزي زندگی می کنم و تحت پوشش سازمان ملل هستم و خرج ما را مي دهد مي خواستم بپرسم که پرداخت فطریه برای ما هم واجب می باشد؟
و اگر مي گيرد ما ۳ سال هست که فطريه نداديم بايد فطريه سالهاي قبل را بدهيم و کفاره هم دارد يا نه؟
ج و يک سوال ديگر هم که ما بايد طبق کشور اندونزي عيد فطر بگيريم يا به طبق شيعيان در کشور ايران عمل کنيم؟
جواب:
الف . درفرض سؤال چنانچه فقير نباشيد موظفيد زکات فطره خود و کسانی که نان خور شما هستند را پرداخت کنيدو زکاتهاي قبل راهم پرداخت نمائيد.
ب .معيار يقين به رؤيت هلال ماه است و درهر بلدي ديده شود در شهرهاي ديگري که با بلد رؤيت اشتراک در شب داشته باشند ثابت خواهد شد. والله العالم.


سوال 10:
آيا خانمي که وضعيت شوهرش براي امرار معاش متوسط پائين است، مي تواند فطريه و يا کفّاره روزه اش را به شوهر دهد تا نان خانه را تأمين کند؟
جواب:
اگر زن در نفقه شوهرش باشد، فطريه او بر عهده شوهرش مي باشد و چنانچه مرد فقير باشد زن مي تواند کفاره خود را به همسرش بدهد.


سوال 11:
بنده تا 3 ماه ديگر صاحب 2 فرزند می شوم. می خواستم بدانم آيا به فرزندان بنده که هم اکنون 5 ماهه هستن فطريه تعلق میگيرد؟
جواب:
بر جنين که در شکم مادر است فطريه تعلق نمي گيرد.