انسان در زندگی و در راه ترقّی و تكامل، باید با دشواری ها و سختی ها دست وپنجه نرم كند و از گردنه های خطرناكی عبور نماید و رنج ها و زحماتی را در این راه متحمّل شود، تا به سرمنزل مقصود برسد؛ و تا بر این دشواری ها پیروز نشده و این گردنه ها را پشت سر نگذارد، به مقام كمال انسانیّت واصل نخواهد گشت.
متاعب، صدمات و خطرات، بشر را آزموده و پخته و خالص می سازد؛ به شرط آنكه بتواند با صبر و شكیبایی با آنها روبرو شود، ثبات ورزد و از میدان به در نرود.
برای اینكه جان انسان به صبر و شكیبایی معتاد و نیرومند شود، اسلام برنامه هایی عالی و مؤثّر پیشنهاد كرده كه از آن جمله «روزه» است.
روزه، انسان را به صبر و تحمّل عادت می دهد و به روح او نیرومندی و توازن و سنگینی خاصّی می بخشد كه در برابر حوادث و ناملایمات عقب نشینی ننماید و به سوی اهداف انسانی پیش برود.
از نظر دیگر در وجود انسان احساسات و غرایز متضادّی است كه باید آدمی بر همه آنها مسلّط باشد و درعین حالی كه آن غرایز را به نحو معقول ارضا و اشباع می كند، بر كارشان نیز نظارت نماید.
وجود بشر منبع خواسته های بسیار است كه هریك در سیر او به سوی كمال، دخالت دارند و عوامل و اسباب ترقّی و سعادت او می باشند.
این غرایز اگر به طور صحیح رهبری نشود، برای انسان دردسرهای بسیار ایجاد كرده و باطن او را از طوفان های نگرانی و وحشت و اضطراب پر می سازد و زندگی را بر او تلخ و ناهنجار و مالامال از عذاب و خطا می كنند و حسد، تكبّر، حرص، طمع، شهوت، هوای نفس، ستمگری، چاپلوسی، تملّق و زبونی، حبّ جاه و ریاست و استثمار دیگران در آن حاكم می شود و اگر به طور خِرَدپسند و در لوای راهنمایی دین و قرآن هدایت شوند، باعث رستگاری و سعادت شده و فرد را به صفات انسانی مانند: تواضع، حلم، قناعت، پارسایی، عفّت، تقوا، عدالت، شرافت، استقامت و شجاعت آراسته می سازد.
انسان برای تسلّط بر غرایز و برقراری نظم و ترتیب در اعمال آن و حفظ اعتدال و هماهنگ ساختن تمایلات و رهبری آنها، محتاج به صبر و شكیبایی است كه یورش های این غرایز از قبیل: حسد، شهوت، حبّ جاه، میل به غذا و یورش های دیگر او را از پا درنیاورد و در او اختلال ایجاد ننماید. این یورش ها بسیار خطرناك و ضربه زننده هستند و اقناع نفس و دفع این یورش ها، با تسلیم شدن و ترك مقاومت كردن و آتش بس دادن در برابر آنها امكان پذیر نیست و این امیال و خواسته های نفس، بیرون از حدّوحصر است.
دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاست
كان به دریاها نگردد، كمّ و كاست
هفت دریا را در آشامد هنوز
كم نگردد سوزشِ این خلق سوز
نفس را هفتصد سر است و هر سری
از ثَری بگذشته تا تحت الثّری
اگر نفس از تسلّط بر این غرایز بازداشته شد و عقل آنها را تحت فرمان قرار داد، انسان به سوی كمال می رود و اگر به خود واگذار شدند، مانند طفل شیرخواری كه اگر او را از شیر بازنگیرند، به همان حال بزرگ می شود، این غرایز نیز در مسیر غیرعقلانی رشد یافته و قوّت سركشی خود را افزون می سازند.
متاعب، صدمات و خطرات، بشر را آزموده و پخته و خالص می سازد؛ به شرط آنكه بتواند با صبر و شكیبایی با آنها روبرو شود، ثبات ورزد و از میدان به در نرود.
برای اینكه جان انسان به صبر و شكیبایی معتاد و نیرومند شود، اسلام برنامه هایی عالی و مؤثّر پیشنهاد كرده كه از آن جمله «روزه» است.
روزه، انسان را به صبر و تحمّل عادت می دهد و به روح او نیرومندی و توازن و سنگینی خاصّی می بخشد كه در برابر حوادث و ناملایمات عقب نشینی ننماید و به سوی اهداف انسانی پیش برود.
از نظر دیگر در وجود انسان احساسات و غرایز متضادّی است كه باید آدمی بر همه آنها مسلّط باشد و درعین حالی كه آن غرایز را به نحو معقول ارضا و اشباع می كند، بر كارشان نیز نظارت نماید.
وجود بشر منبع خواسته های بسیار است كه هریك در سیر او به سوی كمال، دخالت دارند و عوامل و اسباب ترقّی و سعادت او می باشند.
این غرایز اگر به طور صحیح رهبری نشود، برای انسان دردسرهای بسیار ایجاد كرده و باطن او را از طوفان های نگرانی و وحشت و اضطراب پر می سازد و زندگی را بر او تلخ و ناهنجار و مالامال از عذاب و خطا می كنند و حسد، تكبّر، حرص، طمع، شهوت، هوای نفس، ستمگری، چاپلوسی، تملّق و زبونی، حبّ جاه و ریاست و استثمار دیگران در آن حاكم می شود و اگر به طور خِرَدپسند و در لوای راهنمایی دین و قرآن هدایت شوند، باعث رستگاری و سعادت شده و فرد را به صفات انسانی مانند: تواضع، حلم، قناعت، پارسایی، عفّت، تقوا، عدالت، شرافت، استقامت و شجاعت آراسته می سازد.
انسان برای تسلّط بر غرایز و برقراری نظم و ترتیب در اعمال آن و حفظ اعتدال و هماهنگ ساختن تمایلات و رهبری آنها، محتاج به صبر و شكیبایی است كه یورش های این غرایز از قبیل: حسد، شهوت، حبّ جاه، میل به غذا و یورش های دیگر او را از پا درنیاورد و در او اختلال ایجاد ننماید. این یورش ها بسیار خطرناك و ضربه زننده هستند و اقناع نفس و دفع این یورش ها، با تسلیم شدن و ترك مقاومت كردن و آتش بس دادن در برابر آنها امكان پذیر نیست و این امیال و خواسته های نفس، بیرون از حدّوحصر است.
دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاست
كان به دریاها نگردد، كمّ و كاست
هفت دریا را در آشامد هنوز
كم نگردد سوزشِ این خلق سوز
نفس را هفتصد سر است و هر سری
از ثَری بگذشته تا تحت الثّری
اگر نفس از تسلّط بر این غرایز بازداشته شد و عقل آنها را تحت فرمان قرار داد، انسان به سوی كمال می رود و اگر به خود واگذار شدند، مانند طفل شیرخواری كه اگر او را از شیر بازنگیرند، به همان حال بزرگ می شود، این غرایز نیز در مسیر غیرعقلانی رشد یافته و قوّت سركشی خود را افزون می سازند.
اَلنَّفْسُ كَالطِّفْلِ إِنْ تُهْمِلْهُ شَبَّ عَلَى
حُبِّ الرِّضَاعِ وَإِنْ تُفْطِمْهُ یَنْفَطِمُ
كَمْ حَسُنَتْ لَذَّةٌ لِلْمَرْءِ قَاتِلَة
مِنْ حَیْثُ لَمْ یَدْرِ أَنَّ السَّمَّ فِی الدَّسَمِ
وَخَالِفِ النَّفْسَ وَالشَّیْطَانَ وَاعْصِهِمَا
وَإِنْ هُمَا مَحَضَّاكَ النُّصْحَ فَاتَّهِم
یكی از فواید روزه همین است كه برای این پیكار داخلی، انسان را آماده می سازد، و نیروی شكیبایی او را زیاد می كند.
مگر روزه ترك شهوات، غذا و خوردنی های لذید و آشامیدنی های گوارا و خودداری از اِعمال غرایز نیست؟
فردی كه توانست یك ماه و هر روز تقریباً چهارده ساعت، غذا نخورد، تشنگی را تحمّل كند، به غریزه جنسی اعتنا نكند و آزاد زندگی نماید، خواهد توانست در مواقع دیگر نیز از شهوات نامشروع و آلوده دامانی، خود را حفظ كند.
بیشتر آلودگی ها و گرفتاری ها و سقوط در سیاه چال های زندان ها برای همین است كه آدمی نتوانسته است برای مدّت زمانی هرچند كم، خود را در برابر خشم و شهوت نگاه بدارد و شكیبایی پیشه سازد.
روزه این حال و این وزن را به انسان می دهد كه جنبش ها و یورش های نفسانی او را از این سو به آن سو پرتاب كند.
روزه یار و مددكار و راهنمای ماست كه هم بتوانیم هجومی را كه از خارج به ما وارد می شود دفع كنیم و هم حملاتی را كه از داخل ما را تهدید می كند، بشكنیم.
ازاین رو است كه از روزه، به «صبر» تعبیر شده و آیه كریمه ﴿وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ﴾ تفسیر به «صوم» گردیده است.
چنانچه از حضرت امام صادق علیهالسلام روایت شده است كه فرمود: «هرگاه بر كسی پیشامد سختی فرود آمد، پس باید روزه بگیرد؛ زیرا خداوند می فرماید: ﴿وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ؛ از «صبر» و «نماز» یاری جویید)
سپس، فرمود: «صبر یعنی روزه».
از اینجا معلوم می شود كه روزه در حصول صفت صبر، یك علّت و عامل مهم است و به این دلیل است كه از آن تعبیر به «صبر» می شود.
آری، بهترین تقویت كننده صبر و شكیبایی، «روزه» و برترین یاد خدا «نماز» است كه هركس از این دو یار قوی كمك بگیرد، بی شك بر حوادث، مصائب، هوای نفس، و تمایلات شیطانی پیروز می شود.
حُبِّ الرِّضَاعِ وَإِنْ تُفْطِمْهُ یَنْفَطِمُ
كَمْ حَسُنَتْ لَذَّةٌ لِلْمَرْءِ قَاتِلَة
مِنْ حَیْثُ لَمْ یَدْرِ أَنَّ السَّمَّ فِی الدَّسَمِ
وَخَالِفِ النَّفْسَ وَالشَّیْطَانَ وَاعْصِهِمَا
وَإِنْ هُمَا مَحَضَّاكَ النُّصْحَ فَاتَّهِم
یكی از فواید روزه همین است كه برای این پیكار داخلی، انسان را آماده می سازد، و نیروی شكیبایی او را زیاد می كند.
مگر روزه ترك شهوات، غذا و خوردنی های لذید و آشامیدنی های گوارا و خودداری از اِعمال غرایز نیست؟
فردی كه توانست یك ماه و هر روز تقریباً چهارده ساعت، غذا نخورد، تشنگی را تحمّل كند، به غریزه جنسی اعتنا نكند و آزاد زندگی نماید، خواهد توانست در مواقع دیگر نیز از شهوات نامشروع و آلوده دامانی، خود را حفظ كند.
بیشتر آلودگی ها و گرفتاری ها و سقوط در سیاه چال های زندان ها برای همین است كه آدمی نتوانسته است برای مدّت زمانی هرچند كم، خود را در برابر خشم و شهوت نگاه بدارد و شكیبایی پیشه سازد.
روزه این حال و این وزن را به انسان می دهد كه جنبش ها و یورش های نفسانی او را از این سو به آن سو پرتاب كند.
روزه یار و مددكار و راهنمای ماست كه هم بتوانیم هجومی را كه از خارج به ما وارد می شود دفع كنیم و هم حملاتی را كه از داخل ما را تهدید می كند، بشكنیم.
ازاین رو است كه از روزه، به «صبر» تعبیر شده و آیه كریمه ﴿وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ﴾ تفسیر به «صوم» گردیده است.
چنانچه از حضرت امام صادق علیهالسلام روایت شده است كه فرمود: «هرگاه بر كسی پیشامد سختی فرود آمد، پس باید روزه بگیرد؛ زیرا خداوند می فرماید: ﴿وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ؛ از «صبر» و «نماز» یاری جویید)
سپس، فرمود: «صبر یعنی روزه».
از اینجا معلوم می شود كه روزه در حصول صفت صبر، یك علّت و عامل مهم است و به این دلیل است كه از آن تعبیر به «صبر» می شود.
آری، بهترین تقویت كننده صبر و شكیبایی، «روزه» و برترین یاد خدا «نماز» است كه هركس از این دو یار قوی كمك بگیرد، بی شك بر حوادث، مصائب، هوای نفس، و تمایلات شیطانی پیروز می شود.
🔰 دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان :
🔸 اللَّهُمَّ لا تُؤَاخِذْنِي فِيهِ بِالْعَثَرَاتِ، وَ أَقِلْنِي فِيهِ مِنَ الْخَطَايَا وَ الْهَفَوَاتِ، وَ لا تَجْعَلْنِي فِيهِ غَرَضاً لِلْبَلايَا وَ الْآفَاتِ، بِعِزَّتِكَ يَا عِزَّ الْمُسْلِمِينَ.
🔸 خدایا مرا در این ماه بر لغزشها سرزنش مکن، و از خطاها و افتادن در گناهان دور بدار، و هدف بلاها و آفات قرار مده، به عزّتت ای عزّت مسلمانان.
🆔 @Saafi_com
🔸 اللَّهُمَّ لا تُؤَاخِذْنِي فِيهِ بِالْعَثَرَاتِ، وَ أَقِلْنِي فِيهِ مِنَ الْخَطَايَا وَ الْهَفَوَاتِ، وَ لا تَجْعَلْنِي فِيهِ غَرَضاً لِلْبَلايَا وَ الْآفَاتِ، بِعِزَّتِكَ يَا عِزَّ الْمُسْلِمِينَ.
🔸 خدایا مرا در این ماه بر لغزشها سرزنش مکن، و از خطاها و افتادن در گناهان دور بدار، و هدف بلاها و آفات قرار مده، به عزّتت ای عزّت مسلمانان.
🆔 @Saafi_com
🔹رمضان_ماه_تربیت
#يَا_أَيُّهَا_الَّذِينَ_آمَنُوا_كُتِبَ_عَلَيْكُمُ_الصِّيَامُ
🖊 این جمله از آیه :
فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ
🌙 بقره، آیه ۱۸۵
🔰 دلالت ميكند كه در تعاليم اسلام آساني و سهولت، مراعات شده و دشواري در آن وجود ندارد.
🍃 #خداوند #پیامبر صلی الله علیه وآله را بر شريعتي سهل و آسان برانگيخته است؛ كه فرمود:
«مَا بُعِثْتُ بِالرُّهْبَانيَّةِ الشَّاقَّةِ وَلَكِنْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ».
«مبعوث نشدم به گوشهگيري و رياضتهاي سخت، بلکه مبعوث شدم به ديني خالص و آسان».
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
#يَا_أَيُّهَا_الَّذِينَ_آمَنُوا_كُتِبَ_عَلَيْكُمُ_الصِّيَامُ
🖊 این جمله از آیه :
فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ
🌙 بقره، آیه ۱۸۵
🔰 دلالت ميكند كه در تعاليم اسلام آساني و سهولت، مراعات شده و دشواري در آن وجود ندارد.
🍃 #خداوند #پیامبر صلی الله علیه وآله را بر شريعتي سهل و آسان برانگيخته است؛ كه فرمود:
«مَا بُعِثْتُ بِالرُّهْبَانيَّةِ الشَّاقَّةِ وَلَكِنْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ».
«مبعوث نشدم به گوشهگيري و رياضتهاي سخت، بلکه مبعوث شدم به ديني خالص و آسان».
📚 عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰پیشوای علم و جود،
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 14)
🌐https://www.saafi.com/node/8324
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 14)
🌐https://www.saafi.com/node/8324
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
بنابه نقل شیخ مفید در مسارالشیعه ولادت با سعادت حضرت امام محمّد تقی علیهالسلام در پانزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجری قمری اتّفاق افتاد.
تفصیل ولادت آن حضرت و كرامات و معجزاتی كه از آن بزرگوار، هنگام تولّد ظاهر شد در كتب حدیث و تراجم ائمه علیهالسلام بیان شده است.
شخصیت حضرت.
آن حضرت، امامِ نهم، از امامان دوازدهگانه است كه پیامبرصلی الله علیه و آله برحسب روایات متواتر، آنان را به امامت معرّفی كرده و امّت را به رهبری ایشان بشارت داده است.
در اخلاق كریمه و صفات پسندیده و علم و معرفت و دانش و زهد و تقوا، وارث اجداد بزرگوار و در عظمت و جلالت زبانزد خاص وعام بود و شخصیّتهای بزرگ علمی و دینی در برابر او خاضع و فروتن بودند.
محدّثان بزرگ و علمای عالیقدر، افتخار كسب علوم از آن حضرت را داشته و در دشوارترین مسائل علمی او را حلاّل مشكلات مییافتند.
علیّ بن جعفر ـ که از مشایخ و مؤلفان بزرگ و علمای بنیهاشم و علویّین بود؛ از محضر پدرش حضرت صادق علیهالسلام و برادرش موسی بن جعفرعلیهماالسلام و برادرزادهاش حضرت رضا علیهالسلام كسب علم كرده و به جلالت و فقاهت و دانش مشهور بود ـ وقتی كه عمرش در حدود هشتاد سال بود و عمر شریف امام جواد علیهالسلام از پانزده سال شاید تجاوز نكرده بود، به امامت ایشان معترف بود؛ بهحدّیكه دست آن حضرت را میبوسید و میفرمود: «أنَا لَهُ عَبْدٌ؛ من بنده او هستم».
روایات بسیار در فضایل و كرامات و نصوصی كه دلالت بر امامت آن حضرت میكند، وجود دارد.
با اینكه مدّت زندگی امام جواد علیهالسلام دیری نپایید؛ و عمر شریفاش به بیست و شش سال نرسید، علوم بسیار از آن بزرگوار صادر شد و مجالس بحث و مناظراتی بین آن حضرت و علمای بزرگ آن زمان صورت میگرفت؛ مانند مناظره علمی و مباحثهای كه با یحیی بن اكثم قاضی القضاة، در حضور مأمون ـ خلیفه عباسی ـ و جمعی از بنیعبّاس و دیگران فرمود؛ و در پاسخ به سئوال او، شقوق آن را چنان بیان كرد كه قاضی القضاة، حیران و خجل گشت، و حكم تمام آن شقوق را بیان فرموده؛ سپس از یحیی ـ طبق پیشنهاد مأمون ـ مسئلهای پرسید كه از جواب آن عاجز گردید و حلّ آن مسئله را از شخص امام علیهالسلام درخواست كرد و حضرت پاسخ فرمود و بر همه بنیعبّاس واضح شد كه طبق گفته مأمون، آن حضرت با وجود كمی سن، افضل و اعلم از همه علماست و خداوند متعال او را به این فضیلت و كمال مزیّن كرده است.
ازجمله مناظرات و مباحثات آن حضرت، مباحثهای است كه برحسب روایت ابن شهرآشوب از كتاب الجلاء والشفاء در سنّ هشتسالگی با جمعی از دانشمندان فرمود و مسائل مشكل آنها را بهطور علمی پاسخ داد.
امامت در کودکی.
دست یافتن به امامت، پیش از سن بلوغ، گرچه تا آن زمان بهطوررسمی سابقه نداشت؛ و در بین امامان، هیچیك در این سن بر مسند امامت ننشسته بودند، ولی در بین سایر انبیا و پیامبران سابقهدار است و حضرت عیسی و یحیی علیهماالسلام در كودكی به مقام نبوّت رسیدند. قرآن درباره حضرت عیسی علیهالسلام میفرماید:
«إِنّی عَبْدُاللهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلنی نَبِیّاً؛ بهدرستیکه من بنده خدا هستم که خداوند به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر گردانیده است».
و درباره حضرت یحیی علیهالسلام میفرماید: «وَ آتَیْناهُ الْحُكْم صَبِیّاً؛ و فرمانِ (نبوت) را درحالیکه کودکی بیش نبود، به او دادیم».
این مسئله كه علوم و دانشهای امامان علیهمالسلام و قّوت فهم و كثرت معارف آنان بهواسطه آموزش و گذشت زمان و رشد جسمانی نیست، همواره مقبول خواصّ و عوام بوده است و کتب تاریخی قطعی و معتبر آن را اثبات میکند.
از دوران كودكی هریك از ایشان، حكایات و داستانهای شگفتانگیز بسیاری كه حاكی از نبوغ فوقالعاده و فعلیّت كمالات و فضایل آنهاست، نقل شده است؛ حتّی معاویه و یزید و عبدالله بن عمر نیز از علم لدّنی آنها سخن میگفتند؛ و مثل ابوحنیفه، وقتی حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام در سن هفت سالگی بودند، از ایشان مسائل فقهی میپرسید و پاسخ میشنید.
هركس در حالات آن بزرگواران مطالعه کند و علومی را كه در دوران كودكی و بعد از بلوغ از آنها صادر شده را ملاحظه كند، میفهمد كه اینهمه علم و معرفت از راه تحصیل فراهم نمیشود.
تفصیل ولادت آن حضرت و كرامات و معجزاتی كه از آن بزرگوار، هنگام تولّد ظاهر شد در كتب حدیث و تراجم ائمه علیهالسلام بیان شده است.
شخصیت حضرت.
آن حضرت، امامِ نهم، از امامان دوازدهگانه است كه پیامبرصلی الله علیه و آله برحسب روایات متواتر، آنان را به امامت معرّفی كرده و امّت را به رهبری ایشان بشارت داده است.
در اخلاق كریمه و صفات پسندیده و علم و معرفت و دانش و زهد و تقوا، وارث اجداد بزرگوار و در عظمت و جلالت زبانزد خاص وعام بود و شخصیّتهای بزرگ علمی و دینی در برابر او خاضع و فروتن بودند.
محدّثان بزرگ و علمای عالیقدر، افتخار كسب علوم از آن حضرت را داشته و در دشوارترین مسائل علمی او را حلاّل مشكلات مییافتند.
علیّ بن جعفر ـ که از مشایخ و مؤلفان بزرگ و علمای بنیهاشم و علویّین بود؛ از محضر پدرش حضرت صادق علیهالسلام و برادرش موسی بن جعفرعلیهماالسلام و برادرزادهاش حضرت رضا علیهالسلام كسب علم كرده و به جلالت و فقاهت و دانش مشهور بود ـ وقتی كه عمرش در حدود هشتاد سال بود و عمر شریف امام جواد علیهالسلام از پانزده سال شاید تجاوز نكرده بود، به امامت ایشان معترف بود؛ بهحدّیكه دست آن حضرت را میبوسید و میفرمود: «أنَا لَهُ عَبْدٌ؛ من بنده او هستم».
روایات بسیار در فضایل و كرامات و نصوصی كه دلالت بر امامت آن حضرت میكند، وجود دارد.
با اینكه مدّت زندگی امام جواد علیهالسلام دیری نپایید؛ و عمر شریفاش به بیست و شش سال نرسید، علوم بسیار از آن بزرگوار صادر شد و مجالس بحث و مناظراتی بین آن حضرت و علمای بزرگ آن زمان صورت میگرفت؛ مانند مناظره علمی و مباحثهای كه با یحیی بن اكثم قاضی القضاة، در حضور مأمون ـ خلیفه عباسی ـ و جمعی از بنیعبّاس و دیگران فرمود؛ و در پاسخ به سئوال او، شقوق آن را چنان بیان كرد كه قاضی القضاة، حیران و خجل گشت، و حكم تمام آن شقوق را بیان فرموده؛ سپس از یحیی ـ طبق پیشنهاد مأمون ـ مسئلهای پرسید كه از جواب آن عاجز گردید و حلّ آن مسئله را از شخص امام علیهالسلام درخواست كرد و حضرت پاسخ فرمود و بر همه بنیعبّاس واضح شد كه طبق گفته مأمون، آن حضرت با وجود كمی سن، افضل و اعلم از همه علماست و خداوند متعال او را به این فضیلت و كمال مزیّن كرده است.
ازجمله مناظرات و مباحثات آن حضرت، مباحثهای است كه برحسب روایت ابن شهرآشوب از كتاب الجلاء والشفاء در سنّ هشتسالگی با جمعی از دانشمندان فرمود و مسائل مشكل آنها را بهطور علمی پاسخ داد.
امامت در کودکی.
دست یافتن به امامت، پیش از سن بلوغ، گرچه تا آن زمان بهطوررسمی سابقه نداشت؛ و در بین امامان، هیچیك در این سن بر مسند امامت ننشسته بودند، ولی در بین سایر انبیا و پیامبران سابقهدار است و حضرت عیسی و یحیی علیهماالسلام در كودكی به مقام نبوّت رسیدند. قرآن درباره حضرت عیسی علیهالسلام میفرماید:
«إِنّی عَبْدُاللهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلنی نَبِیّاً؛ بهدرستیکه من بنده خدا هستم که خداوند به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر گردانیده است».
و درباره حضرت یحیی علیهالسلام میفرماید: «وَ آتَیْناهُ الْحُكْم صَبِیّاً؛ و فرمانِ (نبوت) را درحالیکه کودکی بیش نبود، به او دادیم».
این مسئله كه علوم و دانشهای امامان علیهمالسلام و قّوت فهم و كثرت معارف آنان بهواسطه آموزش و گذشت زمان و رشد جسمانی نیست، همواره مقبول خواصّ و عوام بوده است و کتب تاریخی قطعی و معتبر آن را اثبات میکند.
از دوران كودكی هریك از ایشان، حكایات و داستانهای شگفتانگیز بسیاری كه حاكی از نبوغ فوقالعاده و فعلیّت كمالات و فضایل آنهاست، نقل شده است؛ حتّی معاویه و یزید و عبدالله بن عمر نیز از علم لدّنی آنها سخن میگفتند؛ و مثل ابوحنیفه، وقتی حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام در سن هفت سالگی بودند، از ایشان مسائل فقهی میپرسید و پاسخ میشنید.
هركس در حالات آن بزرگواران مطالعه کند و علومی را كه در دوران كودكی و بعد از بلوغ از آنها صادر شده را ملاحظه كند، میفهمد كه اینهمه علم و معرفت از راه تحصیل فراهم نمیشود.
علم بیمنتهای اهل بیت علیهمالسلام.
علوم بیپایان امیرالمؤمنین علیهالسلام را در همه رشتههای علوم اسلامی و حقوق و معارف والهیّات و...، چگونه میتوان با تحصیل، به دست آورد و كدام مكتب و مدرسه غیر از مكتب خاصّ حضرت خاتمالانبیاء صلی الله علیه وآله میتوانست در آن زمان چنین فارغ التّحصیلی داشته باشد و كدام استاد میتوانست این شاگرد بینظیر را تربیت كند و غیر از علی علیهالسلام چه كسی میتوانست علوم نبوّت را حمل كند و باب مدینه علوم نبیّ شود؟
علوم تمام اصحاب و شاگردان مكتب پیامبر در برابر علوم علی علیهالسلام قطرهای در مقابل دریا بود.
این علوم از فضل خدا و میراث آنان از رسول خدا صلی الله علیه وآله است و صدور این علوم اگر از خردسالان تعجب داشته باشد، از سالمندان نیز تعجّب دارد. مگر سالمندان دیگر ظرفیّت اینهمه علم را دارند؟ و مگر دانشمندان سالمند، اینگونه بدونسابقه و بالبداهه به مسائل مردم پاسخ دادهاند؟
در این باب فرقی بین كودك هفتساله و پیرمرد هفتادساله نیست؛ هر دو باید استعداد خاص و صلاحیّت تمام و كمال داشته باشند كه بتوانند این علوم را اخذ كرده و مُلْهَمْ وَ مُفَهَّمْ و مُحدَّث به آن شوند.
همانگونه كه منصور (خلیفه) در مورد امام جعفر صادق علیهالسلام گواهی داد كه آن حضرت، از كسانی بود كه خدا در شأن آنان میفرماید: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا...؛ پس کتاب را به بندگانی که آنها را برگزیدیم، به ارث دادیم».
هریك از امامان نیز بنده برگزیده خدا بودند كه خدا كتاب و علم كتاب را به ایشان عطا فرمود و هیچگاه امّت، از چنین شخصیّتی از اهلبیت علیهمالسلام، محروم نخواهد شد.
احادیث «ثَقَلیْن»، «سفینة»، «امان» و حدیث «فی كُلِّ خَلفٍ مِنْ اُمَّتِی» و روایات دیگر، همه مبیّن و مؤیّد این موضوع است.
مرورِ زمان نیز ثابت كرد که غیر از این ذواتِ مقدّسه، فرد دیگری مصداق این احادیث نیست و ایشان هستنند كه علمشان از علم خدا و بصیرتشان، موهبتِ خاصّ خداست و مسلمانان به شرق بروند یا به غرب، علم صحیح را جز در نزد آنها نخواهد یافت.
حضرت زین العابدین علیهالسلام برحسب نقلِ ابنحجر هیتمی شافعی وقتی كه آیه شریفه:
«یآ أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقینَ؛ ای افراد با ایمان از خدا پروا داشته باشید و با راستگویان باشید». را تلاوت میفرمود، دعایی طولانی میخواند و میفرمود:
«وَذَهَبَ آخَرُونَ إِلى التَّقْصیرِ فی أَمْرِنا وَاحْتَجُّوا بِمُتَشابِهِ الْقُرآنِ وَتَأَوَّلُوا بِآرائِهِمْ؛ و دیگرانی نیز نسبت به شأن و مقامِ ما، راه تفریط را پیمودند و با استناد به متشابهات قرآن و تأویلِ آیات، مطابق رأی خویش، استدلال به عقیدهشان نمودند».
تا اینكه فرمود: «فإِلی مَنْ یَفْزَعُ خَلَفُ هذِهِ الْاُمَّةِ، وَقَدْ دَرَسَتْ أَعْلامُ الْمِلَّةِ، وَدانَتِ الْاُمَّةُ بِالْفُرْقَةِ وَالإِخْتِلافِ، یُكَفِّرُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَاللهُ تَعالی یَقُولُ: ﴿ولاتَكُونُوا كَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جائَهُمُ الْبَیِّناتُ﴾
فَمَنِ الْمَوْثُوقُ بِهِ عَلی إِبْلاغِ الْحُجَّةِ، وَ تَأویلِ الْحِکْمَةِ إلّا أهْلَ (أَعْدالَ خ ل) الْکِتابِ وَ أَبْناءَ أَئِمَّةِ الْهُدی وَ مَصابیحَ الدُّجَی الَّذینَ احْتَجَّ اللهُ بِهِمْ عَلی عِبادِهِ، وَ لَمْ یَدَعِ الْخَلْقَ سُدًی مِنْ غَیْرِ حُجَّةٍ. هَلْ تَعْرِفُونَهُمْ أَوْ تَجِدُونَهُمْ إِلّا مِنْ فُرُوعِ الشَّجَرَةِ الْمُبارَکَةِ، وَ بَقایَا الصَّفْوَةِ الَّذینَ أَذْهَبَ اللهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهیراً، وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْآفاتِ، وَ افْتَرَضَ مَوَدَّتَهُمْ فِی الْكِتابِ؟؛ پس آیندگان این امت، به چه کسی پناه برند درحالیکه نشانههای دین مندرس شده و از بین رفته است و این امت، به پراکندگی و اختلاف نزدیک شدهاند تا آنجاکه گروهی از مردم، گروه دیگر را تکفیر مینمایند و خداوند متعال میفرماید: «و همچون کسانی نباشید که پراکنده شده به اختلاف با یکدیگر افتادند، درحالیکه شواهد روشن ما به ایشان رسیده بود.
علوم بیپایان امیرالمؤمنین علیهالسلام را در همه رشتههای علوم اسلامی و حقوق و معارف والهیّات و...، چگونه میتوان با تحصیل، به دست آورد و كدام مكتب و مدرسه غیر از مكتب خاصّ حضرت خاتمالانبیاء صلی الله علیه وآله میتوانست در آن زمان چنین فارغ التّحصیلی داشته باشد و كدام استاد میتوانست این شاگرد بینظیر را تربیت كند و غیر از علی علیهالسلام چه كسی میتوانست علوم نبوّت را حمل كند و باب مدینه علوم نبیّ شود؟
علوم تمام اصحاب و شاگردان مكتب پیامبر در برابر علوم علی علیهالسلام قطرهای در مقابل دریا بود.
این علوم از فضل خدا و میراث آنان از رسول خدا صلی الله علیه وآله است و صدور این علوم اگر از خردسالان تعجب داشته باشد، از سالمندان نیز تعجّب دارد. مگر سالمندان دیگر ظرفیّت اینهمه علم را دارند؟ و مگر دانشمندان سالمند، اینگونه بدونسابقه و بالبداهه به مسائل مردم پاسخ دادهاند؟
در این باب فرقی بین كودك هفتساله و پیرمرد هفتادساله نیست؛ هر دو باید استعداد خاص و صلاحیّت تمام و كمال داشته باشند كه بتوانند این علوم را اخذ كرده و مُلْهَمْ وَ مُفَهَّمْ و مُحدَّث به آن شوند.
همانگونه كه منصور (خلیفه) در مورد امام جعفر صادق علیهالسلام گواهی داد كه آن حضرت، از كسانی بود كه خدا در شأن آنان میفرماید: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا...؛ پس کتاب را به بندگانی که آنها را برگزیدیم، به ارث دادیم».
هریك از امامان نیز بنده برگزیده خدا بودند كه خدا كتاب و علم كتاب را به ایشان عطا فرمود و هیچگاه امّت، از چنین شخصیّتی از اهلبیت علیهمالسلام، محروم نخواهد شد.
احادیث «ثَقَلیْن»، «سفینة»، «امان» و حدیث «فی كُلِّ خَلفٍ مِنْ اُمَّتِی» و روایات دیگر، همه مبیّن و مؤیّد این موضوع است.
مرورِ زمان نیز ثابت كرد که غیر از این ذواتِ مقدّسه، فرد دیگری مصداق این احادیث نیست و ایشان هستنند كه علمشان از علم خدا و بصیرتشان، موهبتِ خاصّ خداست و مسلمانان به شرق بروند یا به غرب، علم صحیح را جز در نزد آنها نخواهد یافت.
حضرت زین العابدین علیهالسلام برحسب نقلِ ابنحجر هیتمی شافعی وقتی كه آیه شریفه:
«یآ أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقینَ؛ ای افراد با ایمان از خدا پروا داشته باشید و با راستگویان باشید». را تلاوت میفرمود، دعایی طولانی میخواند و میفرمود:
«وَذَهَبَ آخَرُونَ إِلى التَّقْصیرِ فی أَمْرِنا وَاحْتَجُّوا بِمُتَشابِهِ الْقُرآنِ وَتَأَوَّلُوا بِآرائِهِمْ؛ و دیگرانی نیز نسبت به شأن و مقامِ ما، راه تفریط را پیمودند و با استناد به متشابهات قرآن و تأویلِ آیات، مطابق رأی خویش، استدلال به عقیدهشان نمودند».
تا اینكه فرمود: «فإِلی مَنْ یَفْزَعُ خَلَفُ هذِهِ الْاُمَّةِ، وَقَدْ دَرَسَتْ أَعْلامُ الْمِلَّةِ، وَدانَتِ الْاُمَّةُ بِالْفُرْقَةِ وَالإِخْتِلافِ، یُكَفِّرُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَاللهُ تَعالی یَقُولُ: ﴿ولاتَكُونُوا كَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جائَهُمُ الْبَیِّناتُ﴾
فَمَنِ الْمَوْثُوقُ بِهِ عَلی إِبْلاغِ الْحُجَّةِ، وَ تَأویلِ الْحِکْمَةِ إلّا أهْلَ (أَعْدالَ خ ل) الْکِتابِ وَ أَبْناءَ أَئِمَّةِ الْهُدی وَ مَصابیحَ الدُّجَی الَّذینَ احْتَجَّ اللهُ بِهِمْ عَلی عِبادِهِ، وَ لَمْ یَدَعِ الْخَلْقَ سُدًی مِنْ غَیْرِ حُجَّةٍ. هَلْ تَعْرِفُونَهُمْ أَوْ تَجِدُونَهُمْ إِلّا مِنْ فُرُوعِ الشَّجَرَةِ الْمُبارَکَةِ، وَ بَقایَا الصَّفْوَةِ الَّذینَ أَذْهَبَ اللهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهیراً، وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْآفاتِ، وَ افْتَرَضَ مَوَدَّتَهُمْ فِی الْكِتابِ؟؛ پس آیندگان این امت، به چه کسی پناه برند درحالیکه نشانههای دین مندرس شده و از بین رفته است و این امت، به پراکندگی و اختلاف نزدیک شدهاند تا آنجاکه گروهی از مردم، گروه دیگر را تکفیر مینمایند و خداوند متعال میفرماید: «و همچون کسانی نباشید که پراکنده شده به اختلاف با یکدیگر افتادند، درحالیکه شواهد روشن ما به ایشان رسیده بود.
پس چه کسی در ابلاغ و اتمام حجت و بیان حکمت بر این امت پراکنده، مورد اعتماد است؟ آیا فرد دیگری جز دارندگان کتاب و فرزندان ائمه هدی و چراغهای فروزان هدایت که خداوند، به وجود آنها بر بندگانش احتجاج نموده است، وجود دارد؟ آری خداوند، خلقش را باطل رها نکرده و آنها را بدون راهنما نگذاشته است. آیا تو آنها را میشناسی و آنها را جز از شاخههای درختِ مبارکة امامت و باقیماندههای برگزیدهای که خداوند، ناپاکی را از آنها دور نموده و آنها را کاملاً پیراسته ساخته و آنها را از آفات و بدیها بهدور داشته و دوستیشان را در قرآن واجب ساخته است، میدانی؟»
این بیانات بلیغ، در نهایت صراحت به این مطلب اشاره دارد كه جز ائمّه هدی و پیشوایان و شخصیّتهایی كه عِدل كتاب خدا هستند، هیچ كس و هیچ مقامی صلاحیّت رهبری امّت را ندارد و فقط آن بزرگواران محل اعتماد و وثوق و از خطا و اشتباه بهدور میباشند، و خدا آنان را از هر رجس و آلایش پاك قرار داده و مودّت آنها را بر همه واجب فرموده است.
این بیانات بلیغ، در نهایت صراحت به این مطلب اشاره دارد كه جز ائمّه هدی و پیشوایان و شخصیّتهایی كه عِدل كتاب خدا هستند، هیچ كس و هیچ مقامی صلاحیّت رهبری امّت را ندارد و فقط آن بزرگواران محل اعتماد و وثوق و از خطا و اشتباه بهدور میباشند، و خدا آنان را از هر رجس و آلایش پاك قرار داده و مودّت آنها را بر همه واجب فرموده است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
🔰 دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان :
🔸 اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ طَاعَةَ الْخَاشِعِينَ، وَ اشْرَحْ فِيهِ صَدْرِي بِإِنَابَةِ الْمُخْبِتِينَ، بِأَمَانِكَ يَا أَمَانَ الْخَائِفِينَ.
🔸 خدایا در این ماه طاعت بندگان خاشع خود را نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما، به حق امان بخشی خود، ای ایمنی دلهای ترسان.
🆔 @Saafi_com
🔸 اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ طَاعَةَ الْخَاشِعِينَ، وَ اشْرَحْ فِيهِ صَدْرِي بِإِنَابَةِ الْمُخْبِتِينَ، بِأَمَانِكَ يَا أَمَانَ الْخَائِفِينَ.
🔸 خدایا در این ماه طاعت بندگان خاشع خود را نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما، به حق امان بخشی خود، ای ایمنی دلهای ترسان.
🆔 @Saafi_com
🔹️بمناسبت میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام
🔸️مرجع ولایی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
((معدن حلم))
آن كه حريمش حَرَم كبريا است
خاك درش كعبه اهل وفا است
آن كه سراپا همه لطف است و مهر
وآن كه دلش منبع فيض خدا است
شخص شرف گوهر بحر كَرَم
وآن كه رُخش آينه حقنما است
اُسوه حلم است و مُدارا و صبر
مظهر بخشايش و صلح و صفا است
عين كمالات و خصال نكو
معدن ايثار و گذشت و حيا است
آنكه پس از شاه ولايت على
مقصد و مقصود ز دو انمّا است
آيه تطهير و فمن حاجّك
سورهاى از منقبتش هل اتى است
عالم تفسير و بطون كتاب
گواه آن كريمه قل كفى است
عارف اسماء و صفات خدا
وارث علم نبى مصطفى است
واقف اسرار حدوث و قدم
ماحصل خلقت ارض و سما است
همچو مسيحا سُخنش روح بخش
گُمشدگان را سوى حق رهنما است
در كف امرش همه كون و مكان
تابع فرمان جنابش قضا است
ز ابر عطايش همگان بهرهمند
غم زدگان را كرمش غم زدا است
همچو نبى صاحب صفح جميل
مُلتزم عهد الست و بلى است
هر كه شد از معرفتش بى نصيب
هر عمل آرد هدر است و هبا است
شبه نبى شبل على شير حق
زاده نيك اختر خيرالنساء است
مرقد پاكش كه كنون در بقيع
مُنهدم از ظُلم گروهى دغا است
مطلع انوار و مطاف ملك
قبله آمال همه اصفيا است
صاحب اين وصف و علامات كيست؟
كاين همهاش قدر و مقام و بها است
سبط مهين حافظ شرع مبين
سيّد خوبان حسن مجتبى است
گرچه به تعظيم مقام حسين
هر چه بگويند بجا و روا است
دين ز فداكارى او زنده است
پيشرو و سيّد اهل ابا است
حلم حسن نيز در احياى دين
نقش عظيمش نه كم از كربلا است
موقف او موقف جانكاه بود
صبر در آن تلختر از هر بلا است
زخم زبان، تير ملامت ز خلق
سختتر از تيغ و سنان عدى است
ديد كه احوال ديگر گونه است
عصر نه عصر على مرتضى است
مالك اشتر شد و عمّار رفت
دين خدا مسخره اشقيا است
غير تنى چند ز اصحاب صدق
كه شيوهشان ثبات عهد و وفا است
بقيه پيمان شكن و دين فروش
خيانت و نفاقشان برملا است
منحرف از حق شده خرد و كلان
قلوبشان اسير جاه و هوا است
حيله و جوّسازى و مكر و فريب
سياست زاده هند دغا است
راه دگر بايد و برنامهاى
دست به پيكار زدن نابجا است
در آن شرايط و چنان جوّ حادّ
كه عقل، مغلوب هوسهاى ما است
عزم رسل بايد و صبر بزرگ
تا بتوان كرد چنانچه سزا است
گروه ظاهرنگر تندرو
كه كارشان زعقل و بينش جدا است
فتنهگر و كجنظر و بىادب
شعارشان نعره و بانگ و صدا است
فضول و بىمايه و مغرور و دون
كه هر چه گويند همه ادعا است
بىخبر از مآل كار امام
كه خير دين است و رضاى خدا است
زخم زبانها به جنابش زدند
كه راه تو نيست صواب و خطا است
ليك نيفتاد به عزمش خلل
مرد خدا را به خدا اتكا است
آنكه خدا را نفروشد به خلق
چه بيمش از سرزنش ماسوا است
خلاف آراء عوام آن كه كرد
شجاعتش شجاعت انبيا است
گزينش موضع حسّاس او
گزينش رنج و غم و ابتلا است
اى مه برج شرف و مجد دين
اى كه به تو عالم امكان بپا است
قدوه ابرار و جمال وجود
پرتوى از نور تو شمس الضحى است
كار تو و راه تو اسلام را
بدون شك مايه عزّ و بقا است
روى شما مصحف انوار حق
بوى شما قوت دل و جان فزا است
در گه توصيف و ثناى شما
منطق و انديشه ما نارسا است
فارغم از فكر بهشت و جحيم
تا كه مكانم سر كوى شما است
اى كرم و لطف و عطايت عميم
خاك درت چشم مرا توتيا است
«لطفى صافى» است كمينه غلام
هر آن كسى را كه ز اهل ولا است
🔸️مرجع ولایی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
((معدن حلم))
آن كه حريمش حَرَم كبريا است
خاك درش كعبه اهل وفا است
آن كه سراپا همه لطف است و مهر
وآن كه دلش منبع فيض خدا است
شخص شرف گوهر بحر كَرَم
وآن كه رُخش آينه حقنما است
اُسوه حلم است و مُدارا و صبر
مظهر بخشايش و صلح و صفا است
عين كمالات و خصال نكو
معدن ايثار و گذشت و حيا است
آنكه پس از شاه ولايت على
مقصد و مقصود ز دو انمّا است
آيه تطهير و فمن حاجّك
سورهاى از منقبتش هل اتى است
عالم تفسير و بطون كتاب
گواه آن كريمه قل كفى است
عارف اسماء و صفات خدا
وارث علم نبى مصطفى است
واقف اسرار حدوث و قدم
ماحصل خلقت ارض و سما است
همچو مسيحا سُخنش روح بخش
گُمشدگان را سوى حق رهنما است
در كف امرش همه كون و مكان
تابع فرمان جنابش قضا است
ز ابر عطايش همگان بهرهمند
غم زدگان را كرمش غم زدا است
همچو نبى صاحب صفح جميل
مُلتزم عهد الست و بلى است
هر كه شد از معرفتش بى نصيب
هر عمل آرد هدر است و هبا است
شبه نبى شبل على شير حق
زاده نيك اختر خيرالنساء است
مرقد پاكش كه كنون در بقيع
مُنهدم از ظُلم گروهى دغا است
مطلع انوار و مطاف ملك
قبله آمال همه اصفيا است
صاحب اين وصف و علامات كيست؟
كاين همهاش قدر و مقام و بها است
سبط مهين حافظ شرع مبين
سيّد خوبان حسن مجتبى است
گرچه به تعظيم مقام حسين
هر چه بگويند بجا و روا است
دين ز فداكارى او زنده است
پيشرو و سيّد اهل ابا است
حلم حسن نيز در احياى دين
نقش عظيمش نه كم از كربلا است
موقف او موقف جانكاه بود
صبر در آن تلختر از هر بلا است
زخم زبان، تير ملامت ز خلق
سختتر از تيغ و سنان عدى است
ديد كه احوال ديگر گونه است
عصر نه عصر على مرتضى است
مالك اشتر شد و عمّار رفت
دين خدا مسخره اشقيا است
غير تنى چند ز اصحاب صدق
كه شيوهشان ثبات عهد و وفا است
بقيه پيمان شكن و دين فروش
خيانت و نفاقشان برملا است
منحرف از حق شده خرد و كلان
قلوبشان اسير جاه و هوا است
حيله و جوّسازى و مكر و فريب
سياست زاده هند دغا است
راه دگر بايد و برنامهاى
دست به پيكار زدن نابجا است
در آن شرايط و چنان جوّ حادّ
كه عقل، مغلوب هوسهاى ما است
عزم رسل بايد و صبر بزرگ
تا بتوان كرد چنانچه سزا است
گروه ظاهرنگر تندرو
كه كارشان زعقل و بينش جدا است
فتنهگر و كجنظر و بىادب
شعارشان نعره و بانگ و صدا است
فضول و بىمايه و مغرور و دون
كه هر چه گويند همه ادعا است
بىخبر از مآل كار امام
كه خير دين است و رضاى خدا است
زخم زبانها به جنابش زدند
كه راه تو نيست صواب و خطا است
ليك نيفتاد به عزمش خلل
مرد خدا را به خدا اتكا است
آنكه خدا را نفروشد به خلق
چه بيمش از سرزنش ماسوا است
خلاف آراء عوام آن كه كرد
شجاعتش شجاعت انبيا است
گزينش موضع حسّاس او
گزينش رنج و غم و ابتلا است
اى مه برج شرف و مجد دين
اى كه به تو عالم امكان بپا است
قدوه ابرار و جمال وجود
پرتوى از نور تو شمس الضحى است
كار تو و راه تو اسلام را
بدون شك مايه عزّ و بقا است
روى شما مصحف انوار حق
بوى شما قوت دل و جان فزا است
در گه توصيف و ثناى شما
منطق و انديشه ما نارسا است
فارغم از فكر بهشت و جحيم
تا كه مكانم سر كوى شما است
اى كرم و لطف و عطايت عميم
خاك درت چشم مرا توتيا است
«لطفى صافى» است كمينه غلام
هر آن كسى را كه ز اهل ولا است
🔹رمضان_ماه_تربیت
#يَا_أَيُّهَا_الَّذِينَ_آمَنُوا_كُتِبَ_عَلَيْكُمُ_الصِّيَامُ
هركس صاحب هر مقام و هر درجه و هر شغل باشد، بايد #روزه بگيرد و از فوايد تربيتي، دنيوي و اخروي آن بهرهمند شود، و دريابد كه #انسان، فقط اين جسم ظاهر نيست و قدرت انسان، فقط نيرومندي جسم نميباشد.
🔰 قدرت واقعي انسان، تسلّط بر #نفس، #شهوت، #غضب و پايداري در برابر مشكلات و صبر و شكيبايي است:
مردي گمان مبر كه به پنجه است و زور كتف
با نفس اگر برآیی، دانم که شاطری
📚عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
#يَا_أَيُّهَا_الَّذِينَ_آمَنُوا_كُتِبَ_عَلَيْكُمُ_الصِّيَامُ
هركس صاحب هر مقام و هر درجه و هر شغل باشد، بايد #روزه بگيرد و از فوايد تربيتي، دنيوي و اخروي آن بهرهمند شود، و دريابد كه #انسان، فقط اين جسم ظاهر نيست و قدرت انسان، فقط نيرومندي جسم نميباشد.
🔰 قدرت واقعي انسان، تسلّط بر #نفس، #شهوت، #غضب و پايداري در برابر مشكلات و صبر و شكيبايي است:
مردي گمان مبر كه به پنجه است و زور كتف
با نفس اگر برآیی، دانم که شاطری
📚عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
🔰خیرخواه امّت،
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 15)
🌐https://www.saafi.com/node/8325
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
📌 سلسله مقالات مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
📍در ماه مبارک رمضان (شماره 15)
🌐https://www.saafi.com/node/8325
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani
👇👇👇👇
بسیاری از مردم، شخصیت حضرت مجتبی علیه السلام و تأثیر بسیار حسّاس و فوق العاده صلح آن حضرت را در حفظ اسلام، آن گونه كه باید نمی شناسند؛ و هنوز شأن و منزلت و سیره آن حضرت، مجهول مانده است.
شخصیت والای آن پیشوای عالیقدر، بس عظیم تر از آن است كه ما بتوانیم با نگارش مقاله ای آن را شرح دهیم.
علاوه بر كتب بسیاری كه در شرح احوال و تاریخ زندگی آن حضرت نوشته شده، در هزاران كتاب تاریخی، روایی، تفسیری، اخلاقی، تراجم و ...، فضایل و مناقب آن بزرگوار درج شده است.
كتب بسیاری از تألیفات شیعه و اهل سنت موجود می باشد كه مآخذ و مدارك معتبر تاریخ زندگی آن امام بزرگ و رهبر جلیل القدر است؛ نظیر: صحیح البخاری، صحیح مسلم، سنن الترمذی، سنن ابن ماجه، الطبقات الکبری ابن سعد، سنن ابی داوود، خصائص امیرالمؤمنین نسائی، الجامع الصغیر سیوطی، مصابیح السنة بغوى، إسعاف الرّاغبین صبان، نورالأبصار شبلنجی، تذكرة الخواص سبط ابن جوزی، الإتحاف بحب الاشراف شبراوی، كفایة الطالب گنجی شافعی، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، مرآة الجنان یافعى، ملتقی الأصفیاء راوه مکى، نظم دررالسمطین زرندی، فرائد السّمطین جوینی، السیرة الحلبیهحلبى، سیره زینی دحلان، الصّواعق المحرقة ابن حجر هیتمى، اسدالغابة ابن اثیر جزری، الاستیعاب ابن عبدالبر، الإصابة فی تمیز الصحابه ابن حجر عسقلانی، تاریخ الخلفاء سیوطی، الفصول المهمّه ابن صباغ مالکی كه از كتب اهل سنّت می باشند.
اینك برای رعایت اختصار، ترجمه قسمت هایی از كتاب اهل البیت علیهم السلام ، تألیف توفیق ابوعلم كه یكی از تازه ترین تألیفات اهل سنّت در سال 1390 هجری قمری است و در مصر نگاشته شده است را با اندك اضافاتی نقل می كنیم:
فضایل بینهایت.
شیعه و اهل سنّت، به اتّفاق براین عقیده اند كه آن حضرت، یكی از اصحاب «كساء» است؛ كه آیه «تطهیر»، در شأن آنان نازل شد. و طبق حدیث متواتر «ثقلین»، عدل قرآن، و نیز یكی از چهار نفری است كه پیغمبرصلی الله علیه و آله او را برای مباهله با نصارای «نجران»، حاضر فرمود. پیغمبر صلی الله علیه و آله او را دوست می داشت و می فرمود: «این پسرم آقا است»
اسامة بن زید روایت كرده كه پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: این دو (حسن و حسین)، پسران من، و پسران دخترم هستند. خدایا! من آنها را دوست دارم؛ پس، آنها را دوست بدار و هر كه آنها را دوست می دارد، دوست بدار.
از زید بن ارقم روایت شده است كه پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ أَحبَّ هؤُلاءِ فَقَدْ أَحَبَّنی، وَ مَنْ أَبْغَضَ هؤُلاءِ فَقَدْ أَبْغَضَنی؛ هرکس اینها (علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام) را دوست دارد مرا دوست داشته، و هرکس اینها را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است».
«عایشه» نقل كرده: اِنَّ النَّبِی کانَ یأخُذُ حَسَناً فَیضُمْهُ إِلَیهِ ثُمَّ یقُولُ: «اللّهُمَّ إنَّ هذا ابْنی وَ أَنَا اُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ وَ أَحِبَّ مَنْ یحِبُّهُ».
به درستی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله حسن را می گرفت و بر سینه خود می چسبانید و می فرمود: «خدایا به درستی که این پسر من است. من او را دوست دارم، پس تو او و دوستدار او را دوست بدار».
انس بن مالك می گوید: حسن علیه السلام بر پیغمبرصلّی الله علیه و آله وارد شد. خواستم او را از پیغمبر صلّی الله علیه و آله دور سازم كه پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «وای بر تو ای انس! پسرم و ثمره زندگی ام را واگذار. هرکس او را اذیت كند، مرا اذیت كرده؛ و هرکس مرا اذیت كند، خدا را اذیت كرده است».
شخصیت والای آن پیشوای عالیقدر، بس عظیم تر از آن است كه ما بتوانیم با نگارش مقاله ای آن را شرح دهیم.
علاوه بر كتب بسیاری كه در شرح احوال و تاریخ زندگی آن حضرت نوشته شده، در هزاران كتاب تاریخی، روایی، تفسیری، اخلاقی، تراجم و ...، فضایل و مناقب آن بزرگوار درج شده است.
كتب بسیاری از تألیفات شیعه و اهل سنت موجود می باشد كه مآخذ و مدارك معتبر تاریخ زندگی آن امام بزرگ و رهبر جلیل القدر است؛ نظیر: صحیح البخاری، صحیح مسلم، سنن الترمذی، سنن ابن ماجه، الطبقات الکبری ابن سعد، سنن ابی داوود، خصائص امیرالمؤمنین نسائی، الجامع الصغیر سیوطی، مصابیح السنة بغوى، إسعاف الرّاغبین صبان، نورالأبصار شبلنجی، تذكرة الخواص سبط ابن جوزی، الإتحاف بحب الاشراف شبراوی، كفایة الطالب گنجی شافعی، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، مرآة الجنان یافعى، ملتقی الأصفیاء راوه مکى، نظم دررالسمطین زرندی، فرائد السّمطین جوینی، السیرة الحلبیهحلبى، سیره زینی دحلان، الصّواعق المحرقة ابن حجر هیتمى، اسدالغابة ابن اثیر جزری، الاستیعاب ابن عبدالبر، الإصابة فی تمیز الصحابه ابن حجر عسقلانی، تاریخ الخلفاء سیوطی، الفصول المهمّه ابن صباغ مالکی كه از كتب اهل سنّت می باشند.
اینك برای رعایت اختصار، ترجمه قسمت هایی از كتاب اهل البیت علیهم السلام ، تألیف توفیق ابوعلم كه یكی از تازه ترین تألیفات اهل سنّت در سال 1390 هجری قمری است و در مصر نگاشته شده است را با اندك اضافاتی نقل می كنیم:
فضایل بینهایت.
شیعه و اهل سنّت، به اتّفاق براین عقیده اند كه آن حضرت، یكی از اصحاب «كساء» است؛ كه آیه «تطهیر»، در شأن آنان نازل شد. و طبق حدیث متواتر «ثقلین»، عدل قرآن، و نیز یكی از چهار نفری است كه پیغمبرصلی الله علیه و آله او را برای مباهله با نصارای «نجران»، حاضر فرمود. پیغمبر صلی الله علیه و آله او را دوست می داشت و می فرمود: «این پسرم آقا است»
اسامة بن زید روایت كرده كه پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: این دو (حسن و حسین)، پسران من، و پسران دخترم هستند. خدایا! من آنها را دوست دارم؛ پس، آنها را دوست بدار و هر كه آنها را دوست می دارد، دوست بدار.
از زید بن ارقم روایت شده است كه پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ أَحبَّ هؤُلاءِ فَقَدْ أَحَبَّنی، وَ مَنْ أَبْغَضَ هؤُلاءِ فَقَدْ أَبْغَضَنی؛ هرکس اینها (علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام) را دوست دارد مرا دوست داشته، و هرکس اینها را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است».
«عایشه» نقل كرده: اِنَّ النَّبِی کانَ یأخُذُ حَسَناً فَیضُمْهُ إِلَیهِ ثُمَّ یقُولُ: «اللّهُمَّ إنَّ هذا ابْنی وَ أَنَا اُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ وَ أَحِبَّ مَنْ یحِبُّهُ».
به درستی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله حسن را می گرفت و بر سینه خود می چسبانید و می فرمود: «خدایا به درستی که این پسر من است. من او را دوست دارم، پس تو او و دوستدار او را دوست بدار».
انس بن مالك می گوید: حسن علیه السلام بر پیغمبرصلّی الله علیه و آله وارد شد. خواستم او را از پیغمبر صلّی الله علیه و آله دور سازم كه پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «وای بر تو ای انس! پسرم و ثمره زندگی ام را واگذار. هرکس او را اذیت كند، مرا اذیت كرده؛ و هرکس مرا اذیت كند، خدا را اذیت كرده است».
علم امام.
لزومی به بررسی علم امام حسن مجتبی علیهالسلام، نیست؛ زیرا آن حضرت به تصریح حدیث «ثقلین» و اخبار دیگر، عِدل قرآن، رهبر و هادی امّت، مفسّر كتاب و وارث علوم پیغمبرصلّی الله علیه و آله بود.
اوّلین شرط اساسی زعامت، علم و دانش است؛ و چنانچه محدّثان روایت كردهاند، از همان آغاز كودكی علم و نبوغ فكری و درك و تیزهوشی بینظیری در امام حسن علیهالسلام پدیدار بود.
وی در مجلس جدّش حضور مییافت و وحی و علومی را كه آن حضرت اِملا میكرد، فرا میگرفت، و بهنزد مادرش سیدة النّساء علیهاالسلام میآمد و برای او بازگو مینمود و هنگامی كه امام علی علیهالسلام به منزل میآمد، فاطمه زهرا علیهاالسلام آنچه را از فرزند خود شنیده بود برای امام علیهالسلام نقل میكرد.
از آن حضرت احادیث و سخنان برگزیده و ممتازی در موضوعات: دعا و موعظه، زهد و تقوا، سیاست، مكارم اخلاق، قضا، فضل قرآن و ... روایت شده است؛ كه قسمتی از آنها در كتب اهلسنّت نیز بیان شده است.
علم آن امام بزرگ تا بدانجا بود كه امیرالمؤمنینعلیهالسلام، پاسخ برخی مسائل را به آن حضرت محوّل میكردند.
ازجمله روایت شده است كه: مردی اعرابی از ابوبكر پرسید: من محرم بودهام، و تخم شترمرغ برگرفته و پخته و خوردهام، كفّارهای كه بر من واجب شده است، چیست؟
ابوبكر متحیر شد و نتوانست به آن سؤال پاسخ دهد. ازاینرو پاسخ گفتن را به عمر ارجاع كرد. عمر نیز از پاسخ به سؤال بازمانده، و پاسخ گفتن به سؤال را به عبدالرّحمن بن عوف
حواله كرد. او نیز از پاسخ به سؤال درماند، هر چهار تن، به باب مدینةالعلم، حضرت علی علیهالسلام پناه بردند. اعرابی سؤال را مطرح كرد و از امام علیهالسلام پاسخ خواست. امام علیهالسلام فرمود: «سَلْ أَی الْغُلامَینِ شِئْتَ، وَ أَشارَ إِلَی الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ؛ از هریک از این دو پسر (حسن و حسین) خواهی سؤال کن». (و این در موقعی بود که سن امام حسنعلیهالسلام از نه و سن امام حسینعلیهالسلام از هشت سال، بیشتر نبود!)
اَعرابی از امام حسن علیهالسلام سؤال كرد. امام علیهالسلام فرمود: آیا شتر داری؟
اعرابی گفت: بلی! امام علیهالسلام فرمود: «به تعدادی كه تخممرغ خوردهای، شترهای مادّه را به شترهای نر بزن و هرچه نتیجه آنها شد، به مكّه بفرست (تا در آنجا به كفّاره این عمل نحر شود)».
امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: «إِنَّ مِنَ النُّوقِ السَّلُوبُ وَ (مِنها) ما یزْلِقُ؛ برخی از شتران ماده، بچه را سقط میکنند و بچه برخی از آنها میمیرند».
امام حسن علیه السلام به پدر بزرگوار، پاسخ داد: «إِنْ یکُنْ مِنَ النُّوقِ السَّلُوبُ وَ ما یزْلُقُ فَإِنَّ مِنَ الْبیضِ ما یمْرِقُ؛ اگر بعضی از شتران مادّه آنچنان هستند كه فرمودید، بعضی تخممرغها هم فاسد میشوند (و جوجه از آنها بیرون نمیآید!)».
این پاسخ با آنچه که در فقه اسلامی و در بحث كفّارات حال احرام مقرّر شده، موافق است. و پیرمردی مانند ابوبكر ـ كه مسند خلافت پیغمبر اسلام صلّی الله علیه و آله را تصرّف كرده بود ـ و عمر و عبدالرّحمن بن عوف به آن جاهل بودند. ازاینرو این پاسخ مورد تحسین امیرالمؤمنینعلیهالسلام واقع شد، و به حضّار مجلس روكرده و غزارت علم، فضل و مواهب خداوند را كه به فرزندش اعطا شده، آشكار و اعلام كرد و فرمود: «مَعاشِرَ النّاسِ إِنَّ الّذی فَهَّمَ هذَا الْغُلامَ هُوَ الَّذی فَهَّمَ سُلَیمانَ بْنَ داوُدَ؛ ای گروه مردم، آنکسیکه به این پسر فهم و علم داده، همانکس است که به سلیمان بن داوود فهم و علم بخشیده است».
یعنی همانگونه كه سلیمان بن داوود، از تفهیم و تعلیم و آموزش غیبی برخوردار گردید، حسن نیز، از همان اِفاضات غیبی و آموزشها، بدون واسطه احدی از خلق، برخوردار است.
نمایش رحمت الهی.
امام حسن مجتبی علیهالسلام مانند جدّش پیغمبرصلّی الله علیه و آله نمونه بارز رحمت الهی بود كه دلهای ناامید و اندوهناك را پر از امید و رحمت میكرد. او به دیدار ضعیفان میرفت؛ بیماران را عیادت میكرد؛ در تشییع جنازهها شركت میفرمود؛ دعوت مسلمانان را اجابت میكرد و اهتمام او بر این بود كه مبادا كسی از ایشان رنجیده خاطر شود. از سوی آن حضرت، به احدی بدی و آزاری نمیرسید. با فقیران همنشین میشد و بدی را با نیكی پاسخ میداد.
امام علیهالسلام شیرینبیان، خوشمعاشرت و باالفت و محبوب بود. پیر و جوان، و عموم مردم او را برای خصایص حمیدهای كه داشت، دوست میداشتند. همواره به مردم عطا و بخشش میكرد؛ چه از او درخواست میكردند و چه تقاضایی نمیكردند.
پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، در تعقیب مینشست، سپس به دیدار كسانی كه میبایست میرفت، و به آنان مهر و محبّت مینمود. وقتی نماز ظهر را میخواند، در مسجد مینشست و به مردم علم و ادب میآموخت.
لزومی به بررسی علم امام حسن مجتبی علیهالسلام، نیست؛ زیرا آن حضرت به تصریح حدیث «ثقلین» و اخبار دیگر، عِدل قرآن، رهبر و هادی امّت، مفسّر كتاب و وارث علوم پیغمبرصلّی الله علیه و آله بود.
اوّلین شرط اساسی زعامت، علم و دانش است؛ و چنانچه محدّثان روایت كردهاند، از همان آغاز كودكی علم و نبوغ فكری و درك و تیزهوشی بینظیری در امام حسن علیهالسلام پدیدار بود.
وی در مجلس جدّش حضور مییافت و وحی و علومی را كه آن حضرت اِملا میكرد، فرا میگرفت، و بهنزد مادرش سیدة النّساء علیهاالسلام میآمد و برای او بازگو مینمود و هنگامی كه امام علی علیهالسلام به منزل میآمد، فاطمه زهرا علیهاالسلام آنچه را از فرزند خود شنیده بود برای امام علیهالسلام نقل میكرد.
از آن حضرت احادیث و سخنان برگزیده و ممتازی در موضوعات: دعا و موعظه، زهد و تقوا، سیاست، مكارم اخلاق، قضا، فضل قرآن و ... روایت شده است؛ كه قسمتی از آنها در كتب اهلسنّت نیز بیان شده است.
علم آن امام بزرگ تا بدانجا بود كه امیرالمؤمنینعلیهالسلام، پاسخ برخی مسائل را به آن حضرت محوّل میكردند.
ازجمله روایت شده است كه: مردی اعرابی از ابوبكر پرسید: من محرم بودهام، و تخم شترمرغ برگرفته و پخته و خوردهام، كفّارهای كه بر من واجب شده است، چیست؟
ابوبكر متحیر شد و نتوانست به آن سؤال پاسخ دهد. ازاینرو پاسخ گفتن را به عمر ارجاع كرد. عمر نیز از پاسخ به سؤال بازمانده، و پاسخ گفتن به سؤال را به عبدالرّحمن بن عوف
حواله كرد. او نیز از پاسخ به سؤال درماند، هر چهار تن، به باب مدینةالعلم، حضرت علی علیهالسلام پناه بردند. اعرابی سؤال را مطرح كرد و از امام علیهالسلام پاسخ خواست. امام علیهالسلام فرمود: «سَلْ أَی الْغُلامَینِ شِئْتَ، وَ أَشارَ إِلَی الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ؛ از هریک از این دو پسر (حسن و حسین) خواهی سؤال کن». (و این در موقعی بود که سن امام حسنعلیهالسلام از نه و سن امام حسینعلیهالسلام از هشت سال، بیشتر نبود!)
اَعرابی از امام حسن علیهالسلام سؤال كرد. امام علیهالسلام فرمود: آیا شتر داری؟
اعرابی گفت: بلی! امام علیهالسلام فرمود: «به تعدادی كه تخممرغ خوردهای، شترهای مادّه را به شترهای نر بزن و هرچه نتیجه آنها شد، به مكّه بفرست (تا در آنجا به كفّاره این عمل نحر شود)».
امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: «إِنَّ مِنَ النُّوقِ السَّلُوبُ وَ (مِنها) ما یزْلِقُ؛ برخی از شتران ماده، بچه را سقط میکنند و بچه برخی از آنها میمیرند».
امام حسن علیه السلام به پدر بزرگوار، پاسخ داد: «إِنْ یکُنْ مِنَ النُّوقِ السَّلُوبُ وَ ما یزْلُقُ فَإِنَّ مِنَ الْبیضِ ما یمْرِقُ؛ اگر بعضی از شتران مادّه آنچنان هستند كه فرمودید، بعضی تخممرغها هم فاسد میشوند (و جوجه از آنها بیرون نمیآید!)».
این پاسخ با آنچه که در فقه اسلامی و در بحث كفّارات حال احرام مقرّر شده، موافق است. و پیرمردی مانند ابوبكر ـ كه مسند خلافت پیغمبر اسلام صلّی الله علیه و آله را تصرّف كرده بود ـ و عمر و عبدالرّحمن بن عوف به آن جاهل بودند. ازاینرو این پاسخ مورد تحسین امیرالمؤمنینعلیهالسلام واقع شد، و به حضّار مجلس روكرده و غزارت علم، فضل و مواهب خداوند را كه به فرزندش اعطا شده، آشكار و اعلام كرد و فرمود: «مَعاشِرَ النّاسِ إِنَّ الّذی فَهَّمَ هذَا الْغُلامَ هُوَ الَّذی فَهَّمَ سُلَیمانَ بْنَ داوُدَ؛ ای گروه مردم، آنکسیکه به این پسر فهم و علم داده، همانکس است که به سلیمان بن داوود فهم و علم بخشیده است».
یعنی همانگونه كه سلیمان بن داوود، از تفهیم و تعلیم و آموزش غیبی برخوردار گردید، حسن نیز، از همان اِفاضات غیبی و آموزشها، بدون واسطه احدی از خلق، برخوردار است.
نمایش رحمت الهی.
امام حسن مجتبی علیهالسلام مانند جدّش پیغمبرصلّی الله علیه و آله نمونه بارز رحمت الهی بود كه دلهای ناامید و اندوهناك را پر از امید و رحمت میكرد. او به دیدار ضعیفان میرفت؛ بیماران را عیادت میكرد؛ در تشییع جنازهها شركت میفرمود؛ دعوت مسلمانان را اجابت میكرد و اهتمام او بر این بود كه مبادا كسی از ایشان رنجیده خاطر شود. از سوی آن حضرت، به احدی بدی و آزاری نمیرسید. با فقیران همنشین میشد و بدی را با نیكی پاسخ میداد.
امام علیهالسلام شیرینبیان، خوشمعاشرت و باالفت و محبوب بود. پیر و جوان، و عموم مردم او را برای خصایص حمیدهای كه داشت، دوست میداشتند. همواره به مردم عطا و بخشش میكرد؛ چه از او درخواست میكردند و چه تقاضایی نمیكردند.
پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، در تعقیب مینشست، سپس به دیدار كسانی كه میبایست میرفت، و به آنان مهر و محبّت مینمود. وقتی نماز ظهر را میخواند، در مسجد مینشست و به مردم علم و ادب میآموخت.
معجزه صلح.
یكی از تعالیم مهمّ اسلام ـ كه در جبهه برنامههای اسلامی، درخشان و هویداست ـ دعوت به صلح و كوشش برای رفع اختلافات و اصلاح ذاتالبین است. قرآن میفرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُو ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كافَّةً؛ ای افراد باایمان، همگی در فرمانبری حق وارد شوید».
و نیز میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَویكُمْ؛ منحصراً افراد مؤمن بایکدیگر برادرند، پس بین برادرانتان سازش برقرار سازید».(16) و در جای دیگر اشاره كرده است: «وَ الصُّلْحُ خَیرٌ؛ سازش، بهتر است». اگرچه جنگ و جهاد یكی از احكام مهمّ اسلام است، ولی هرگز بالذّات وبالاصالة مطلوب نبوده، و بهلحاظ یك ضرورت اجتنابناپذیر، و بهعنوان وسیله اصلاح اجتماعی و عدالت و در راستای اهداف سیاسی اسلام، و احقاق حق و ابطال باطل تشریع شده است.
جهاد، عبادت و اطاعت خداست؛ زیرا جهاد وسیلهای است برای آزادی انسانها، برای برداشتن یوغ استعمار ستمكار از گردن افراد، و برای وارد كردن همگان در حكومت خدا و لغو حكومت مردم بر مردم كه معانی عالی و ارزنده آن در عبارت «جهاد فی سبیل الله» خلاصه شده است.
جهاد، جنگ و كوشش برای پیشبرد نقشههای نجاتبخش اسلام است. جهاد برای نجات ضعفا و ستمدیدگان، برای دفع استثمار اقویا، برای آزادی انسانها، برای برقراری نظم صحیح و عادلانه، برای اعلام تساوی حقوق، برای زندگی و اجتماع هرچه بهتر و انسانیتر است.
اسلام، جنگی كه برای پیدا كردن بازار كالاهای بازرگانان، برای استعمار، برای توسعه قلمرو یك كشور و فتح ممالك و جهانگیری، برای انتقام و كینهتوزی، برای كسب شهرت و قهرمانی، برای بسط نفوذ یك دیكتاتور و غلبه یك ملّت بر ملّت دیگر باشد را محكوم كرده و قهرمانان این جنگها را گمراه و جنایتكار و خائن و گناهكار میداند. بنابراین همه ما باید این آیه را سر مشق زندگی خود قرار دهیم: «تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛ آن خانه آخرت است که آن را برای کسانی که در زمین، اراده برتریجویی و فساد ندارند، قرار میدهیم و سرانجامِ نیک، از آن پرهیزکاران است». برطبق این آیه، هركس بخواهد رجحان و برتری بر كسی یا ملّتی داشته باشد، محكوم است. بهراستیكه سرانِ ملل و رهبرانِ حكومتهای دنیای معاصر، چقدر به اینگونه تعالیم اسلام نیاز مبرم دارند!
جهادی برای اسلام، مقدّس محسوب میشود كه برای دفاع از حقیقت و فضیلت، برای مقاصد و مصالح عموم، برای انحطاط حكّامی كه خود را مالك خلق و مطلقالعنان و صاحباختیار بدون شرط افراد میشمارند، باشد. هدف تمام مجاهدتهایی كه اولیای اسلام، در هر زمان و مكانی انجام دادند، این بوده كه آسایش و آزادی را برای بشر به ارمغان آورند و به یاری افراد مظلوم و محروم بشتابند.
پس با این شرح و تفسیر، مجاهدت در راه اسلام كاری نیست كه كسی بتواند آن را با نیروی هوای نفس و احساسات، و برای فرونشاندن آتش خشم و غضب آغاز كند. گاهی وجود شرایط و مقتضیات و عدم موانع این تكلیف را منجّز و حتمی میکند و گاهی عدم وجود شرایط و مقتضیات، مانع از تنجّز یا توجّه این تكلیف میگردد.
هرگز نمیتوان خون كسی را ریخت و به مال و جان كسی تعرّض كرد؛ مگر در جاهایی كه به ناچار، عقل و شرع انجام چنین اعمالی را قاطعانه اجازه دهد.
اساس همه جنگهایی كه در عصر ما بین ملل جریان دارد ـ اعمّ از جنگ سرد و گرم، جنگهای تبلیغاتی و انتخاباتی و حزبی، جنگهای اقتصادی و تجاری و مبارزهها و رقابتهایی كه دولتها، كارتلهای صنعتی و همهوهمه باهم دارند ـ مقاصدِ پستِ مادّی و حیوانی و ارضای غریزه حبّ جاه و مال و شهوات و به دست آوردن پیروزیهای مادّی و نظامی و اقتصادی را دنبال میكند. بنابراین، چنین جنگهایی، نقطه انتهایی ندارند و بین هر گروه و جمعیتی كه باشد، با شرافت انسانی سازشی ندارد.
یكی از تعالیم مهمّ اسلام ـ كه در جبهه برنامههای اسلامی، درخشان و هویداست ـ دعوت به صلح و كوشش برای رفع اختلافات و اصلاح ذاتالبین است. قرآن میفرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُو ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كافَّةً؛ ای افراد باایمان، همگی در فرمانبری حق وارد شوید».
و نیز میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَویكُمْ؛ منحصراً افراد مؤمن بایکدیگر برادرند، پس بین برادرانتان سازش برقرار سازید».(16) و در جای دیگر اشاره كرده است: «وَ الصُّلْحُ خَیرٌ؛ سازش، بهتر است». اگرچه جنگ و جهاد یكی از احكام مهمّ اسلام است، ولی هرگز بالذّات وبالاصالة مطلوب نبوده، و بهلحاظ یك ضرورت اجتنابناپذیر، و بهعنوان وسیله اصلاح اجتماعی و عدالت و در راستای اهداف سیاسی اسلام، و احقاق حق و ابطال باطل تشریع شده است.
جهاد، عبادت و اطاعت خداست؛ زیرا جهاد وسیلهای است برای آزادی انسانها، برای برداشتن یوغ استعمار ستمكار از گردن افراد، و برای وارد كردن همگان در حكومت خدا و لغو حكومت مردم بر مردم كه معانی عالی و ارزنده آن در عبارت «جهاد فی سبیل الله» خلاصه شده است.
جهاد، جنگ و كوشش برای پیشبرد نقشههای نجاتبخش اسلام است. جهاد برای نجات ضعفا و ستمدیدگان، برای دفع استثمار اقویا، برای آزادی انسانها، برای برقراری نظم صحیح و عادلانه، برای اعلام تساوی حقوق، برای زندگی و اجتماع هرچه بهتر و انسانیتر است.
اسلام، جنگی كه برای پیدا كردن بازار كالاهای بازرگانان، برای استعمار، برای توسعه قلمرو یك كشور و فتح ممالك و جهانگیری، برای انتقام و كینهتوزی، برای كسب شهرت و قهرمانی، برای بسط نفوذ یك دیكتاتور و غلبه یك ملّت بر ملّت دیگر باشد را محكوم كرده و قهرمانان این جنگها را گمراه و جنایتكار و خائن و گناهكار میداند. بنابراین همه ما باید این آیه را سر مشق زندگی خود قرار دهیم: «تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛ آن خانه آخرت است که آن را برای کسانی که در زمین، اراده برتریجویی و فساد ندارند، قرار میدهیم و سرانجامِ نیک، از آن پرهیزکاران است». برطبق این آیه، هركس بخواهد رجحان و برتری بر كسی یا ملّتی داشته باشد، محكوم است. بهراستیكه سرانِ ملل و رهبرانِ حكومتهای دنیای معاصر، چقدر به اینگونه تعالیم اسلام نیاز مبرم دارند!
جهادی برای اسلام، مقدّس محسوب میشود كه برای دفاع از حقیقت و فضیلت، برای مقاصد و مصالح عموم، برای انحطاط حكّامی كه خود را مالك خلق و مطلقالعنان و صاحباختیار بدون شرط افراد میشمارند، باشد. هدف تمام مجاهدتهایی كه اولیای اسلام، در هر زمان و مكانی انجام دادند، این بوده كه آسایش و آزادی را برای بشر به ارمغان آورند و به یاری افراد مظلوم و محروم بشتابند.
پس با این شرح و تفسیر، مجاهدت در راه اسلام كاری نیست كه كسی بتواند آن را با نیروی هوای نفس و احساسات، و برای فرونشاندن آتش خشم و غضب آغاز كند. گاهی وجود شرایط و مقتضیات و عدم موانع این تكلیف را منجّز و حتمی میکند و گاهی عدم وجود شرایط و مقتضیات، مانع از تنجّز یا توجّه این تكلیف میگردد.
هرگز نمیتوان خون كسی را ریخت و به مال و جان كسی تعرّض كرد؛ مگر در جاهایی كه به ناچار، عقل و شرع انجام چنین اعمالی را قاطعانه اجازه دهد.
اساس همه جنگهایی كه در عصر ما بین ملل جریان دارد ـ اعمّ از جنگ سرد و گرم، جنگهای تبلیغاتی و انتخاباتی و حزبی، جنگهای اقتصادی و تجاری و مبارزهها و رقابتهایی كه دولتها، كارتلهای صنعتی و همهوهمه باهم دارند ـ مقاصدِ پستِ مادّی و حیوانی و ارضای غریزه حبّ جاه و مال و شهوات و به دست آوردن پیروزیهای مادّی و نظامی و اقتصادی را دنبال میكند. بنابراین، چنین جنگهایی، نقطه انتهایی ندارند و بین هر گروه و جمعیتی كه باشد، با شرافت انسانی سازشی ندارد.
در اسلام، همه این مبارزات كه باعث گرفتاری بشر، و اساس گناه و ظلم، و مایه استبداد و خیانت شمرده میشود، ممنوع است. مسلمانان باید با همه این مسائل نیز مبارزه نمایند و مبارزه آنان به مقاصد كثیف، آلوده نشود و به این آیه صریح و محكم قرآن، ایمان داشته باشند كه: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِی الْكَبِیرُ؛ آن بهایندلیل است که خداوند حق است و هرچه غیراو را میخواهند باطل است و خداوند بلندمرتبه و بزرگ است». باری، نكته دیگر در حكم جهاد این است كه چون جهاد برای تحقّقِ اهداف اسلام و دفاع از حریم فضلیت و آزادی و نوامیس الهی است، تا وصول به این اهداف، لازم و منجّز است. پس از تشكیل مدینه فاضله انسانیت و جامعه اسلامی و یكپارچه شدن جهان بشری و برداشته شدن فاصلههای جغرافیایی و تبعیضهای گوناگون در سایه تعالیم اسلام، موضوع و زمینه جهاد از بین میرود؛ درحالیكه اساس زندگی اجتماعی تا ابد همان اجتماع فاضل بوده و احكامی مانند احكام عبادات و معاملات و مناكحات ثابت خواهد بود.
بنابراین، جهاد بهمنزله وسیله تأمین و تحصیل اهداف اسلام، نیروی دفاع و نگهبان جامعه اسلامی است و مقصود بالاصالة سایر احكام و به اصطلاح علما، جهاد، تكلیف و واجب للغیر است.
نتیجه مطلب اینكه باید در صلح و سازش و جنگ و جهاد، هدف را در نظر گرفت. اگر مقصد، مقدّس و انسانی وشرافتمند باشد، صلح یا جهادی كه برای آن انجام میگیرد، مقدّس و شرافتمندانه است.
ما نمیخواهیم و نمیتوانیم در اسرار جنگها و صلحهای اولیای دین و در این نوشتار اسرار صلح امام حسن مجتبی علیه السلام شرحی بنویسیم؛ زیرا علاوه برآن كه خود را لایق نمیدانیم، این رشته سر دراز دارد؛ ولی بهطور بسیار فشرده، عرض میشود که خاندان نبوّت، در صلح و آشتی و جنگ و جهاد، یك هدف داشتند و آن، اطاعت خدا، و هدایت و نجات بندگان خدا و اعتلای كلمه خدا بود.
به طور بسیار اجمالی میتوان مهمترین علل و اسرار صلح حضرت را اجرای حکم الهی، ضعف و تفرقه در سپاه امام، اوج انحطاط اخلاقی مردم، خطر سقوط اسلام و کشورهای اسلامی، فریب مردم توسط معاویه، برخورد با سیاست مکر و حیله شمرد.
امام حسن مجتبی علیهالسلام انسانی صادق، باوفا، پرهیزكار و باتقوا، خیرخواه و بزرگوار بود. صلحی كه بین آن حضرت و معاویه برقرار شد، علاوهبرآنكه صلحطلبی و خیرخواهی و گذشت او را نشان داد، ثابت كرد كه خانواده ایشان نیز، ریاستخواه و جاهطلب نیستند؛ و در قیام و نهضت، كنارهگیری و عزلت، صلح و جهاد، رضای خدا و مصلحتِ عموم را میخواهند. در هنگام جهاد، مصداقِ «یجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّٰهِ وَلا یخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» هستند و از كسی باكی ندارند، و در وقت صلح، مرد گذشت و فداكاری میباشند.
بنابراین، جهاد بهمنزله وسیله تأمین و تحصیل اهداف اسلام، نیروی دفاع و نگهبان جامعه اسلامی است و مقصود بالاصالة سایر احكام و به اصطلاح علما، جهاد، تكلیف و واجب للغیر است.
نتیجه مطلب اینكه باید در صلح و سازش و جنگ و جهاد، هدف را در نظر گرفت. اگر مقصد، مقدّس و انسانی وشرافتمند باشد، صلح یا جهادی كه برای آن انجام میگیرد، مقدّس و شرافتمندانه است.
ما نمیخواهیم و نمیتوانیم در اسرار جنگها و صلحهای اولیای دین و در این نوشتار اسرار صلح امام حسن مجتبی علیه السلام شرحی بنویسیم؛ زیرا علاوه برآن كه خود را لایق نمیدانیم، این رشته سر دراز دارد؛ ولی بهطور بسیار فشرده، عرض میشود که خاندان نبوّت، در صلح و آشتی و جنگ و جهاد، یك هدف داشتند و آن، اطاعت خدا، و هدایت و نجات بندگان خدا و اعتلای كلمه خدا بود.
به طور بسیار اجمالی میتوان مهمترین علل و اسرار صلح حضرت را اجرای حکم الهی، ضعف و تفرقه در سپاه امام، اوج انحطاط اخلاقی مردم، خطر سقوط اسلام و کشورهای اسلامی، فریب مردم توسط معاویه، برخورد با سیاست مکر و حیله شمرد.
امام حسن مجتبی علیهالسلام انسانی صادق، باوفا، پرهیزكار و باتقوا، خیرخواه و بزرگوار بود. صلحی كه بین آن حضرت و معاویه برقرار شد، علاوهبرآنكه صلحطلبی و خیرخواهی و گذشت او را نشان داد، ثابت كرد كه خانواده ایشان نیز، ریاستخواه و جاهطلب نیستند؛ و در قیام و نهضت، كنارهگیری و عزلت، صلح و جهاد، رضای خدا و مصلحتِ عموم را میخواهند. در هنگام جهاد، مصداقِ «یجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّٰهِ وَلا یخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» هستند و از كسی باكی ندارند، و در وقت صلح، مرد گذشت و فداكاری میباشند.
🔹گزارش تصویری مراسم جشن ولادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام
🔺شب ۱۵ رمضان المبارک ۱۴۴۵
🔸حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
🌐https://www.saafi.com/node/9089
⭕️https://eitaa.com/joinchat/851705861C0738d08e6a
🆔 @Saafi_com
⭕️https://t.me/+O5uoAqKfzxAySG68
🌐https://m.facebook.com/profile.php/?id=61551890666652
📲https://www.instagram.com/ayatollahsaafigolpayegani