Saafi.ir
1K subscribers
2.87K photos
126 videos
48 files
1.74K links
© تنها کانال اختصاصی و رسمی سایت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (قدس سره)

▪️پیشنهاد، انتقاد، سؤال شرعی و ... را در سایت معظم‌له مطرح نمایید

ایتا
Eitaa.com/Saafi_com
سایت
https://www.saafi.ir
Download Telegram
🔰 دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان :

🔸اللَّهُمَّ زَيِّنِّي فِيهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ، وَ اسْتُرْنِي فِيهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْكَفَافِ، وَ احْمِلْنِي فِيهِ عَلَى الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ، وَ آمِنِّي فِيهِ مِنْ كُلِّ مَا أَخَافُ، بِعِصْمَتِكَ يَا عِصْمَةَ الْخَائِفِينَ.

🔸خدایا مرا در این ماه به پوشش و پاکدامنی بیارای، و به لباس قناعت و اکتفا به اندازه حاجت بپوشان، و بر عدالت و انصاف وادارم نما، و مرا در این ماه از هرچه می ترسم ایمنی ده، به نگهداری ات، ای نگهدارنده هراسندگان.

🆔 @Saafi_com
#رمضان_ماه_تربیت

َا_أَيُّهَا_الَّذِينَ_آمَنُوا_كُتِبَ_عَلَيْكُمُ_الصِّيَامُ

🖊  این جمله از آیه :

(لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)

تا پرهیزکار شوید.

🌙 بقره، آیه ۱۸۳

🔰 اشاره است به فوايد بزرگِ #روزه و تأثير آن در تهذيب اخلاق و حصول ملكه تقوا و تسلّط بر غرايز حيواني، كه از اين لحاظ آنچه از #روزه به روزه‎دار مي‎رسد، داراي فوايد و بركاتي است كه شرح اهميّت و عظمت آن ممكن نيست و شخص سالك و فردي كه در مقام اصلاح باطن و تصفيه و تزكيه نفس و رياضت‌دادن آن به #تقوا و پارسايي است، حتماً بايد ماه رمضان را #روزه بدارد.


📚  عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
یکی از مناسبت‌ها و اتفاقات تاریخی که در ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست، عقد اخوّت و برادری بود.
بنا به نقل«شیخ مفید» در روز دوازدهم ماه رمضان، پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم بین اصحاب، عقد اخوّت بست و بین خود و علی علیهماالسّلام نیز پیوند برادری برقرار كرد.
اسلام، دین برادری و اخوّت، برابری و همفكری، هم‌قدمی و مساوات است؛ و اهل جهان را اعضای یك خانواده می‌داند. رنگ و نژاد، توانگری و تهی‌دستی، حكومت و عناوین دنیوی را سبب امتیاز فرد بر افراد، نشناخته؛ و فاصله‌ها را ازمیان برداشته، و تنها امتیاز و ملاك برتری را «تقوا» دانسته است؛ امتیازی كه هرگز سبب غرور و تكبّر و سوء استفاده و فاصله‌گرفتن از دیگران نمی‌شود.
عقیده توحید و یكتاپرستی، هسته مركزی این دین، و منبع احساس برادری با خلق خدا است. هیچ مادّه و غذا و هیچ عقیده و خوی و خصلتی، مانند عقیده توحید در نیك‌بختی و سعادت افراد بشر، سودمند نیست. قرآن كریم می‌فرماید: «إِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُمْ اُمَّةً واحِدَةً وَاَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»
قرآن، بین افراد، به مال و ثروت، مقام و حكومت، جمعیّت و تعداد، رنگ و جنس، مقایسه و مسابقه قرار نداده است.
عرب با عجم، و سفید پوست با سیاه پوست برابر است؛ چرا كه این افراد از نظر قرآن و حقوق انسانی و اسلامی با هم برابرند، و انسانیّت انسان و كمال آدمیّت، به این امور وابسته نیست.
قرآن، هنگام مقایسه میان افراد، علم و تقوا و عبادت و ایمان را میزان فضیلت قرار داده است.
رنگ اسلام و رنگ ایمان به خدا، رنگی است كه برای هر كسی اعمّ از زن و مرد، غنی و فقیر، آسیایی و اروپایی، و عرب و عجم شایسته است؛ رنگ فطرت بشر است و هر انسانی آن را در فطرت خود دارد و نباید رنگ‌های دیگر را حجاب و حایل آن قرار داد.
این رنگ، مثل رنگ وطن، نژاد، قوم و زبان سبب تفرقه و جدایی نیست؛ زیرا به قوم خاصّ و اهل یك كشور اختصاص ندارد.
اسلام اعلام کرد که خدا یک شعب و جیل و ملّتی را از جهت حقوق، بر دیگران برنگزیده و رستگاری را در انحصارِ اهل یک کشور، یا یک نژاد قرار نداده است و هم اعلام کرد که انسان‌ها، همه در کرامتِ انسانیت، علی السواء و شریک می‌باشند، و این کرامت، در انحصارِ لَون یا نژاد یا یک ملّتِ به خصوص نیست.
فریادهای قومیّت و ملّیت از هر حلقومی بیرون بیاید، بر خلاف اصل شرافت و كرامت انسان‌ها است و خلاف منطق صحیح و مكتب ادیان راستین و تعالیم مقدّس اسلام است.
این صداها، تخم نفاق و دورویی، كینه‌توزی و جدایی و تفرقه را بین بشر كاشته است. كسانی كه این صداها را بلند می‌كنند، باید بدانند كه منادی نفاق و اختلاف‌اند.
تعالیم اسلام، تخم محبّت و مودّت را در قلوب می‌افشاند؛ و انسان‌ها را به همكاری و همدردی راهنمایی می‌كند.
قرآن مجید، اخوّتی را كه در سایه اسلام، نصیب مسلمانان شد و اختلافات و دشمنی‌ها را از بین برد و دل‌ها را به هم الفت داد، یادآوردی كرده، و مسلمانان را به اِعْتِصامِ بِحَبْلِ الله مأمور فرموده و با جمله كوتاه و پر معنای «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ» برادری آنان را انشاء و یا اخبارِ به اخوّت و برادری آنها داده است.
پس اگر مردمی با هم برادری و اخوّت نداشته باشند، مؤمن نیستند.

عقد اخوّت بین اصحاب پیامبر.

پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم از آغاز دعوت، به مسأله اخوّت دینی عنایت و توجّه تمام داشت و آن را از اركان مهمّ و پایه‌های استوارِ اجتماعِ زنده مسلمانان می‌دانست و به وسیله آن، كینه‌ها و دشمنی‌های دیرینه اقوام و قبایل مختلف را از بین برد.
از جمله كارهایی كه به منظور جوشش و همبستگی كامل‌تر، و بیدار شدن شعور اسلامی و حكمت‌های دیگر انجام دادند، این بود كه بین هر دو نفر از مهاجرین، عقد اخوّت بست؛ چنان‌كه بین هر دو نفر از مهاجرین و انصار نیز پیمان برادری برقرار كرد.
بین هر دو نفر كه با هم تجانس داشتند و از لحاظ افكار و آرا به هم شبیه بودند، عقد اخوّت برقرار شد و با این كار در حقیقت، خانواده‌ها و قبایل و عشایر، به هم مرتبط و متّصل شدند.
این اقدام پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم هم از جنبه سیاسی و اجتماعی، و هم از جهت به‌هم‌پیوستن جامعه نوزاد اسلامی، بسیار با ارزش و سودمند بود و زمینه‌ای برای اخوّت عامّ مسلمانان و برادری همگانی و جهانی جامعه بشریّت شد.

تكرار عقد اخوّت.

چنان‌که از کتب تاریخ و حدیث استفاده می‌شود، عقد مؤاخاة مکرر واقع شد.
1. یک مرتبه بین مهاجرین چنان‌که در بحار الانوار، ج38 طبع جدید، ب68، ص333 از «ابن عمر» روایت کرده است.
2. در مدینه طیّبه بین مهاجر و انصار، در ابتدای ورود به مدینه، چنان‌که در بحار و سیره ابن هشام و کتاب‌های دیگر نقل شده است.
3. هنگام نزول آیه «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَة» چنان‌که در بحار از امالی شیخ روایت کرده است.
4. در «یَوْمُ الْمُباهَلَة». چنان‌که در سفینة البحار، ج1، ص12 روایت شده است.
موضوع مهمّ و جالب.

موضوعی كه در این صحنه‌های مودّت ساز و محبّت آفرین، جالب و با اهمّیّت بود، انتخاب حضرت علی علیه السّلام توسّط پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم به برادری خود بود.
پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم همه را با هم برادر كرد و به گفته بسیاری از مورّخان و محدّثان، افرادی را كه هم طراز و هم رتبه بودند، برادر قرار داد.
بر این اساس، برای خود نیز باید برادری انتخاب می‌كرد. به راستی آن كس كه لایق و شایسته این مكرمت باشد، كیست؟ و آن كس كه بتواند، قرین و هم طراز پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم باشد (جز در مقام نبوّت) چه شخصیّتی است؟
آری، به غیر از علی، كسی لایق چنین مقامی نبود كه پیامبر در حقّش فرمود: «اَنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِیّ بَعْدی»
این انتخاب، بر اساس وحی و انتخاب خدا بود. خدا بین پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و علی علیه السّلام برادری قرار داده بود؛ چنان‌كه در «لَیْلَةُ المبیت»، شبی كه مشركان می‌خواستند پیغمبر را بكشند، و علی جان خود را فدای جان پیامبر كرد و در بستر آن حضرت خوابید ـ به شرحی كه در كتب معتبر اهل سنّت است ـ خدا در ضمن وحی كه به جبرییل و میكاییل كرد، فرمود: «اَفَلا كُنْتُما مِثْلَ عَلیّ بْنِ اَبی‌طالِب آخَیْتُ بَیْنَهُ وَبَیْنَ مُحَمَّد»
سوال 1:
حکم استفاده از اسپريهاي خوشبو کننده دهان در ماه مبارک رمضان و حالت روزه چيست؟

جواب:
اگر داخل حلق شود مبطل روزه است.


سوال 2:
اينجانب در طول روز بعلت تنگي نفس يک يا دو نوبت از داروي اسپري ضد احتناق ريه (اسپري سالبوتامول وينتالکس) به ناچار استفاده مي‌شود که باعث گشايش راه تنفسي مي‌شود نظر آن مرجع گرامي در خصوص حکم استفاده نمودن از اسپري در ايام ماه مبارک رمضان و صحيح يا ابطال بودن روزه را اعلام فرمائيد؟

جواب:
در مفروض سؤال چنانچه ناچار از استفاده آن در روز باشد اشکال ندارد و روزه را بگيرد لکن اگر قبل از ماه مبارک رمضان بعد عارضه اش برطرف شود بنابر احتياط قضاي روزه ها را نيز بگيرد و اگر عارضه تا ماه رمضان بعد ادامه يافت بنابر احتياط براي هر روز يک مدّ طعام (750گرم) گندم يا جو بعنوان کفاره به فقير غير سيّد بدهد و ديگر قضا ندارد


سوال 3:
آيا قرص زير زباني (فشار خون) براي روزه دار اشکال دارد (چيزي از آن پائين نمي رود ولي از طريق زير زبان جذب مي شود.

جواب:
چنانچه چيزي واردحلق نشود ضرري به روزه ندارد.


سوال 4:
. آيا اگر قطره در بيني يا گوش يا چشم بريزيم و طعمش در دهان بيايد و دهان را تلخ کند و مزه دهان تغيير کند روزه اشکال پيدا مي کند؟ راه معالجه چيست؟

جواب:
چنانچه داخل حلق نشود روزه اشکال ندارد.


سوال 5:
. انسان روزه دار مي تواند به جاهايي مثل سونا که هوا کاملاً با بخار آب اشباع شده برود يا اينکه مانند گردوغبار محسوب مي شود يا اينکه مانند آب محسوب مي شود؟

جواب:
اگر بخار موجود درآنجا غليظ باشد به احتياط واجب روزه دار نبايد به آنجا برود. واگر بخار به قطرات آب تبديل شود و فرو رود مبطل روزه است.


سوال 6:
اگر براي شستن دهان و دندان که بد بو شده است و دهان داراي بوي بدي است، مضمضه کنيم و آب بي اختيار فرو رود، آيا قضا لازم است؟

جواب:
بنا بر احتياط قضاء لازم است.


سوال 7:
در ماه رمضان بعض از اوقات از روي اختيار يا عدم اختيار آب وارد دهان ميشود ( گاه براي شستن و گاه براي آب کشيدن ). سؤال اينکه معيار و ملاک بيرون ريختن اين آب از دهان چقدر است؟ و چند مرتبه بايد آب را از دهان خارج کنيم تا يقين حاصل شود که آبي که در دهان است مترشّح از بزاق دهان است و از خارج نيست؟ ( بنده خود گاهي بيش از 3 مرتبه اين عمل را انجام ميدهم.

جواب:
حدّ معيّني ندارد بايد به قدري بيرون بريزد که بطور متعارف يقين کند آب در دهان نمانده ولي نبايد تکرار آن از جهت وسوسه باشد.


سوال 8:
اگر شخص روزه دار،داراي مرضي است که روزه براي او ضرر ندارد (مثل کمردرد) و ليکن مجبوراست که براي بهبودي آن روزانه قرص مصرف کند. آيا بعد از استفاده از قرص، امساک در بقيه روزه واجب است؟ و آيا از صبح مي تواند يکي از مفطرات را انجام بدهد؟

جواب:
اگر براي بيماري ناچار به مصرف قرص در روز است، روزه گرفتن بر او واجب نيست و امساک هم لازم ندارد.


سوال 9:
خانمي در سحر ماه مبارک رمضان بدون اينکه اختبار کند که پاک است، وارد صبح مي شود و يک ساعت بعد از اذان خود را پاک مي بيند ولي يقين ندارد که قبل از اذان صبح پاک شده است آيا روزه اين روز براو واجب است؟.

جواب:
با فرض عدم يقين به طهارت قبل از اذان روزه بر او واجب نيست و احتياط در امساک و قضاء ترک نشود.


سوال10:
شخصي در ماه مبارک مسافر بوده است و در حين برگشت به وطن خوابش مي رود لذا وقتي از خواب بيدار مي شود که به وطن رسيده است و شک دارد که هنگام اذان ظهر در وطن بوده است و يا خارج از وطن. آيا روزه او صحيح است؟

جواب:
در فرض سؤال احتياط امساک آن روز و قضاء آن است.


سوال11:
فرموده ايد که اگر کسي بدون تحقيق مشغول خوردن سحري شود و بعد بفهمد که صبح شده است بايد اين روز را قضا کند وليکن اين روز را بايد تأدبا امساک داشته باشد حال اگر کسي اين امساک را رعايت نکند آيا بايد کفاره بدهد؟

جواب:
کفاره دارد
🔰 دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان :

🔸 اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي فِيهِ مِنَ الدَّنَسِ وَ الْأَقْذَارِ، وَ صَبِّرْنِي فِيهِ عَلَى كَائِنَاتِ الْأَقْذَارِ، وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِلتُّقَى وَ صُحْبَةِ الْأَبْرَارِ، بِعَوْنِكَ يَا قُرَّةَ عَيْنِ الْمَسَاكِينِ.

🔸 خدایا مرا در این ماه از آلودگیها و ناپاکیها پاک کن، و بر شدنیهای مورد تقدیرت شکیبایم گردان، و به پرهیزگاری و هم‌نشینی با نیکان توفیقم ده، به یاری‌ات،ای نور چشم درماندگان.

🆔 @Saafi_com
🔹رمضان_ماه_تربیت

َا_أَيُّهَا_الَّذِينَ_آمَنُوا_كُتِبَ_عَلَيْكُمُ_الصِّيَامُ

🖊 جمله:
﴿شَهْرُ رَمَضَانَ...‌﴾

🌙 بقره، آیه ۱۸۵

🔰 بيان فضيلت و بركت ماه مباركي است كه در آن #روزه واجب شده است.

💫 اين ماه به‌علّت نزول #قرآن مجيد، مبدأ بزرگ‎ترين تحوّلات تاريخ زندگي انسان و آغاز عالي‎ترين نهضت‎هاي ديني و اجتماعي و سرفصل حيات نوين علمي و اخلاقي است.

#قرآن در اين ماه نازل گرديده؛ ازاين‌رو، اين ماه بر تمام ماه‎هاي سال، فضيلت دارد. روزهايش از همة روزها با ارج‎تر و شب‎هايش از همه شب‎ها گرامي‎تر است.



📚 عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
انسان در زندگی و در راه ترقّی و تكامل، باید با دشواری ها و سختی ها دست وپنجه نرم كند و از گردنه های خطرناكی عبور نماید و رنج ها و زحماتی را در این راه متحمّل شود، تا به سرمنزل مقصود برسد؛ و تا بر این دشواری ها پیروز نشده و این گردنه ها را پشت سر نگذارد، به مقام كمال انسانیّت واصل نخواهد گشت.
متاعب، صدمات و خطرات، بشر را آزموده و پخته و خالص می سازد؛ به شرط آنكه بتواند با صبر و شكیبایی با آنها روبرو شود، ثبات ورزد و از میدان به در نرود.
برای اینكه جان انسان به صبر و شكیبایی معتاد و نیرومند شود، اسلام برنامه هایی عالی و مؤثّر پیشنهاد كرده كه از آن جمله «روزه» است.
روزه، انسان را به صبر و تحمّل عادت می دهد و به روح او نیرومندی و توازن و سنگینی خاصّی می بخشد كه در برابر حوادث و ناملایمات عقب نشینی ننماید و به سوی اهداف انسانی پیش برود.
از نظر دیگر در وجود انسان احساسات و غرایز متضادّی است كه باید آدمی بر همه آنها مسلّط باشد و درعین حالی كه آن غرایز را به نحو معقول ارضا و اشباع می كند، بر كارشان نیز نظارت نماید.
وجود بشر منبع خواسته های بسیار است كه هریك در سیر او به سوی كمال، دخالت دارند و عوامل و اسباب ترقّی و سعادت او می باشند.
این غرایز اگر به طور صحیح رهبری نشود، برای انسان دردسرهای بسیار ایجاد كرده و باطن او را از طوفان های نگرانی و وحشت و اضطراب پر می سازد و زندگی را بر او تلخ و ناهنجار و مالامال از عذاب و خطا می كنند و حسد، تكبّر، حرص، طمع، شهوت، هوای نفس، ستمگری، چاپلوسی، تملّق و زبونی، حبّ جاه و ریاست و استثمار دیگران در آن حاكم می شود و اگر به طور خِرَدپسند و در لوای راهنمایی دین و قرآن هدایت شوند، باعث رستگاری و سعادت شده و فرد را به صفات انسانی مانند: تواضع، حلم، قناعت، پارسایی، عفّت، تقوا، عدالت، شرافت، استقامت و شجاعت آراسته می سازد.
انسان برای تسلّط بر غرایز و برقراری نظم و ترتیب در اعمال آن و حفظ اعتدال و هماهنگ ساختن تمایلات و رهبری آنها، محتاج به صبر و شكیبایی است كه یورش های این غرایز از قبیل: حسد، شهوت، حبّ جاه، میل به غذا و یورش های دیگر او را از پا درنیاورد و در او اختلال ایجاد ننماید. این یورش ها بسیار خطرناك و ضربه زننده هستند و اقناع نفس و دفع این یورش ها، با تسلیم شدن و ترك مقاومت كردن و آتش بس دادن در برابر آنها امكان پذیر نیست و این امیال و خواسته های نفس، بیرون از حدّوحصر است.

دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاست

كان به دریاها نگردد، كمّ و كاست

هفت دریا را در آشامد هنوز

كم نگردد سوزشِ این خلق سوز

نفس را هفتصد سر است و هر سری

از ثَری بگذشته تا تحت الثّری

اگر نفس از تسلّط بر این غرایز بازداشته شد و عقل آنها را تحت فرمان قرار داد، انسان به سوی كمال می رود و اگر به خود واگذار شدند، مانند طفل شیرخواری كه اگر او را از شیر بازنگیرند، به همان حال بزرگ می شود، این غرایز نیز در مسیر غیرعقلانی رشد یافته و قوّت سركشی خود را افزون می سازند.
اَلنَّفْسُ كَالطِّفْلِ إِنْ تُهْمِلْهُ شَبَّ عَلَى

حُبِّ الرِّضَاعِ وَإِنْ تُفْطِمْهُ یَنْفَطِمُ

كَمْ حَسُنَتْ لَذَّةٌ لِلْمَرْءِ قَاتِلَة

مِنْ حَیْثُ لَمْ یَدْرِ أَنَّ السَّمَّ فِی الدَّسَمِ

وَخَالِفِ النَّفْسَ وَالشَّیْطَانَ وَاعْصِهِمَا

وَإِنْ هُمَا مَحَضَّاكَ النُّصْحَ فَاتَّهِم
یكی از فواید روزه همین است كه برای این پیكار داخلی، انسان را آماده می سازد، و نیروی شكیبایی او را زیاد می كند.
مگر روزه ترك شهوات، غذا و خوردنی های لذید و آشامیدنی های گوارا و خودداری از اِعمال غرایز نیست؟
فردی كه توانست یك ماه و هر روز تقریباً چهارده ساعت، غذا نخورد، تشنگی را تحمّل كند، به غریزه جنسی اعتنا نكند و آزاد زندگی نماید، خواهد توانست در مواقع دیگر نیز از شهوات نامشروع و آلوده دامانی، خود را حفظ كند.
بیشتر آلودگی ها و گرفتاری ها و سقوط در سیاه چال های زندان ها برای همین است كه آدمی نتوانسته است برای مدّت زمانی هرچند كم، خود را در برابر خشم و شهوت نگاه بدارد و شكیبایی پیشه سازد.
روزه این حال و این وزن را به انسان می دهد كه جنبش ها و یورش های نفسانی او را از این سو به آن سو پرتاب كند.
روزه یار و مددكار و راهنمای ماست كه هم بتوانیم هجومی را كه از خارج به ما وارد می شود دفع كنیم و هم حملاتی را كه از داخل ما را تهدید می كند، بشكنیم.
ازاین رو است كه از روزه، به «صبر» تعبیر شده و آیه كریمه ﴿وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ﴾ تفسیر به «صوم» گردیده است.
چنانچه از حضرت امام صادق علیه‌السلام روایت شده است كه فرمود: «هرگاه بر كسی پیشامد سختی فرود آمد، پس باید روزه بگیرد؛ زیرا خداوند می فرماید: ﴿وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ؛ از «صبر» و «نماز» یاری جویید)
سپس، فرمود: «صبر یعنی روزه».
از اینجا معلوم می شود كه روزه در حصول صفت صبر، یك علّت و عامل مهم است و به این دلیل است كه از آن تعبیر به «صبر» می شود.
آری، بهترین تقویت كننده صبر و شكیبایی، «روزه» و برترین یاد خدا «نماز» است كه هركس از این دو یار قوی كمك بگیرد، بی شك بر حوادث، مصائب، هوای نفس، و تمایلات شیطانی پیروز می شود.
🔰 دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان :

🔸 اللَّهُمَّ لا تُؤَاخِذْنِي فِيهِ بِالْعَثَرَاتِ، وَ أَقِلْنِي فِيهِ مِنَ الْخَطَايَا وَ الْهَفَوَاتِ، وَ لا تَجْعَلْنِي فِيهِ غَرَضاً لِلْبَلايَا وَ الْآفَاتِ، بِعِزَّتِكَ يَا عِزَّ الْمُسْلِمِينَ.

🔸 خدایا مرا در این ماه بر لغزشها سرزنش مکن، و از خطاها و افتادن در گناهان دور بدار، و هدف بلاها و آفات قرار مده، به عزّتت ای عزّت مسلمانان.

🆔 @Saafi_com
🔹رمضان_ماه_تربیت

َا_أَيُّهَا_الَّذِينَ_آمَنُوا_كُتِبَ_عَلَيْكُمُ_الصِّيَامُ

🖊 این جمله از آیه :

فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ
 
🌙 بقره، آیه ۱۸۵

🔰 دلالت مي‎كند كه در تعاليم اسلام آساني و سهولت، مراعات شده و دشواري در آن وجود ندارد.

🍃 #خداوند #پیامبر صلی الله علیه وآله را بر شريعتي سهل و آسان برانگيخته است؛ كه فرمود:
«مَا بُعِثْتُ بِالرُّهْبَانيَّةِ الشَّاقَّةِ وَلَكِنْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ».

«مبعوث نشدم به گوشه‌گيري و رياضت‌هاي سخت، بلکه مبعوث شدم به ديني خالص و آسان».

📚 عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره
بنابه نقل شیخ مفید در مسارالشیعه ولادت با سعادت حضرت امام محمّد تقی ‌علیه‌السلام در پانزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجری قمری اتّفاق افتاد.
تفصیل ولادت آن حضرت و كرامات و معجزاتی كه از آن بزرگوار، هنگام تولّد ظاهر شد در كتب حدیث و تراجم ائمه‌ علیه‌السلام بیان شده است.

شخصیت حضرت.
آن حضرت، امامِ نهم، از امامان دوازده‌گانه است كه پیامبر‌صلی الله علیه و آله برحسب روایات متواتر، آنان را به امامت معرّفی كرده و امّت را به رهبری ایشان بشارت داده است.
در اخلاق كریمه و صفات پسندیده و علم و معرفت و دانش و زهد و تقوا، وارث اجداد بزرگوار و در عظمت و جلالت زبانزد خاص‌ وعام بود و شخصیّت‌های بزرگ علمی و دینی در برابر او خاضع و فروتن بودند.
محدّثان بزرگ و علمای عالی‌قدر، افتخار كسب علوم از آن حضرت را داشته و در دشوارترین مسائل علمی او را حلاّل مشكلات می‌یافتند.
علیّ بن جعفر ـ که از مشایخ و مؤلفان بزرگ و علمای بنی‌هاشم و علویّین بود؛ از محضر پدرش حضرت صادق علیه‌السلام و برادرش موسی بن جعفر‌علیهماالسلام و برادرزاده‌اش حضرت رضا‌‌ علیه‌السلام كسب علم كرده و به جلالت و فقاهت و دانش مشهور بود ـ وقتی كه عمرش در حدود هشتاد سال بود و عمر شریف امام جواد علیه‌السلام از پانزده سال شاید تجاوز نكرده بود، به امامت ایشان معترف بود؛ به‌حدّی‌كه دست آن حضرت را می‌بوسید و می‌فرمود: «أنَا لَهُ عَبْدٌ؛ من بنده او هستم».
روایات بسیار در فضایل و كرامات و نصوصی كه دلالت بر امامت آن حضرت می‌كند، وجود دارد.
با اینكه مدّت زندگی امام جواد علیه‌السلام دیری نپایید؛ و عمر شریف‌اش به بیست و شش سال نرسید، علوم بسیار از آن بزرگوار صادر شد و مجالس بحث و مناظراتی بین آن حضرت و علمای بزرگ آن زمان صورت می‌گرفت؛ مانند مناظره علمی و مباحثه‌ای كه با یحیی بن اكثم قاضی القضاة، در حضور مأمون ـ خلیفه عباسی ـ و جمعی از بنی‌عبّاس و دیگران فرمود؛ و در پاسخ به سئوال او، شقوق آن را چنان بیان كرد كه قاضی القضاة، حیران و خجل گشت، و حكم تمام آن شقوق را بیان فرموده؛ سپس از یحیی ـ طبق پیشنهاد مأمون ـ مسئله‌ای پرسید كه از جواب آن عاجز گردید و حلّ آن مسئله را از شخص امام‌‌ علیه‌السلام درخواست كرد و حضرت پاسخ فرمود و بر همه بنی‌عبّاس واضح شد كه طبق گفته مأمون، آن حضرت با وجود كمی سن، افضل و اعلم از همه علماست و خداوند متعال او را به این فضیلت و كمال مزیّن كرده است.
ازجمله مناظرات و مباحثات آن حضرت، مباحثه‌ای است كه برحسب روایت ابن شهرآشوب از كتاب الجلاء والشفاء در سنّ هشت‌سالگی با جمعی از دانشمندان فرمود و مسائل مشكل آنها را به‌طور علمی پاسخ داد.

امامت در کودکی.
دست یافتن به امامت، پیش از سن بلوغ، گرچه تا آن زمان به‌طوررسمی سابقه نداشت؛ و در بین امامان، هیچ‌یك در این سن بر مسند امامت ننشسته بودند، ولی در بین سایر انبیا و پیامبران سابقه‌دار است و حضرت عیسی و یحیی‌ علیهماالسلام در كودكی به مقام نبوّت رسیدند. قرآن درباره حضرت عیسی علیه‌السلام می‌فرماید:

«إِنّی عَبْدُاللهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلنی نَبِیّاً؛ به‌درستی‌که من بنده خدا هستم که خداوند به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر گردانیده است».
و درباره حضرت یحیی ‌علیه‌السلام می‌فرماید: «وَ آتَیْناهُ الْحُكْم صَبِیّاً؛ و فرمانِ (نبوت) را درحالی‌که کودکی بیش نبود، به او دادیم».
این مسئله كه علوم و دانش‌های امامان ‌علیهم‌السلام و قّوت فهم و كثرت معارف آنان به‌واسطه آموزش و گذشت زمان و رشد جسمانی نیست، همواره مقبول خواصّ و عوام بوده است و کتب تاریخی قطعی و معتبر آن را اثبات می‌کند.
از دوران كودكی هریك از ایشان، حكایات و داستان‌های شگفت‌انگیز بسیاری كه حاكی از نبوغ فوق‌العاده و فعلیّت كمالات و فضایل آنهاست، نقل شده است؛ حتّی معاویه و یزید و عبدالله بن عمر نیز از علم لدّنی آنها سخن می‌گفتند؛ و مثل ابوحنیفه، وقتی حضرت موسی بن جعفر‌ علیهماالسلام در سن هفت سالگی بودند، از ایشان مسائل فقهی می‌پرسید و پاسخ می‌شنید.
هركس در حالات آن بزرگواران مطالعه کند و علومی را كه در دوران كودكی و بعد از بلوغ از آنها صادر شده را ملاحظه كند، می‌فهمد كه این‌همه علم و معرفت از راه تحصیل فراهم نمی‌شود.
علم بی‌منتهای اهل بیت علیهم‌السلام.
علوم بی‌پایان امیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام را در همه رشته‌های علوم اسلامی و حقوق و معارف والهیّات و...، چگونه می‌توان با تحصیل، به ‌دست آورد و كدام مكتب و مدرسه غیر از مكتب خاصّ حضرت خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه و‌آله می‌توانست در آن زمان چنین فارغ التّحصیلی داشته باشد و كدام استاد می‌توانست این شاگرد بی‌نظیر را تربیت كند و غیر از علی‌‌ علیه‌السلام چه كسی می‌توانست علوم نبوّت را حمل كند و باب مدینه علوم نبیّ شود؟
علوم تمام اصحاب و شاگردان مكتب پیامبر در برابر علوم علی‌‌ علیه‌السلام قطره‌ای در مقابل دریا بود.
این علوم از فضل خدا و میراث آنان از رسول خدا‌ صلی الله علیه و‌آله است و صدور این علوم اگر از خردسالان تعجب داشته باشد، از سالمندان نیز تعجّب دارد. مگر سالمندان دیگر ظرفیّت این‌همه علم را دارند؟ و مگر دانشمندان سالمند، این‌گونه بدون‌سابقه و بالبداهه به مسائل مردم پاسخ داده‌اند؟
در این باب فرقی بین كودك هفت‌ساله و پیرمرد هفتادساله نیست؛ هر دو باید استعداد خاص و صلاحیّت تمام و كمال داشته باشند كه بتوانند این علوم را اخذ كرده و مُلْهَمْ وَ مُفَهَّمْ و مُحدَّث به آن شوند.
همان‌گونه كه منصور (خلیفه) در مورد امام جعفر صادق‌ علیه‌السلام گواهی داد كه آن حضرت، از كسانی بود كه خدا در شأن آنان می‌فرماید: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا...‌؛ پس کتاب را به بندگانی که آنها را برگزیدیم، به ارث دادیم».
هریك از امامان نیز بنده برگزیده خدا بودند كه خدا كتاب و علم كتاب را به ایشان عطا فرمود و هیچ‌گاه امّت، از چنین شخصیّتی از اهل‌بیت ‌علیهم‌السلام، محروم نخواهد شد.
احادیث «ثَقَلیْن»، «سفینة»، «امان» و حدیث «فی كُلِّ خَلفٍ مِنْ اُمَّتِی» و روایات دیگر، همه مبیّن و مؤیّد این موضوع است.
مرورِ زمان نیز ثابت كرد که غیر از این ذواتِ مقدّسه، فرد دیگری مصداق این احادیث نیست و ایشان هستنند كه علمشان از علم خدا و بصیرتشان، موهبتِ خاصّ خداست و مسلمانان به شرق بروند یا به غرب، علم صحیح را جز در نزد آنها نخواهد یافت.
حضرت زین العابدین ‌علیه‌السلام برحسب نقلِ ابن‌حجر هیتمی شافعی وقتی كه آیه شریفه:
«یآ أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقینَ؛ ای افراد با ایمان از خدا پروا داشته باشید و با راستگویان باشید». را تلاوت می‌فرمود، دعایی طولانی می‌خواند و می‌فرمود:
«وَذَهَبَ آخَرُونَ إِلى التَّقْصیرِ فی أَمْرِنا وَاحْتَجُّوا بِمُتَشابِهِ الْقُرآنِ وَتَأَوَّلُوا بِآرائِهِمْ؛ و دیگرانی نیز نسبت به شأن و مقامِ ما، راه تفریط را پیمودند و با استناد به متشابهات قرآن و تأویلِ آیات، مطابق رأی خویش، استدلال به عقیده‌شان نمودند».
تا اینكه فرمود: «فإِلی مَنْ یَفْزَعُ خَلَفُ هذِهِ الْاُمَّةِ، وَقَدْ دَرَسَتْ أَعْلامُ الْمِلَّةِ، وَدانَتِ الْاُمَّةُ بِالْفُرْقَةِ وَالإِخْتِلافِ، یُكَفِّرُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَاللهُ تَعالی یَقُولُ: ﴿ولاتَكُونُوا كَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جائَهُمُ الْبَیِّناتُ﴾
فَمَنِ الْمَوْثُوقُ بِهِ عَلی إِبْلاغِ الْحُجَّةِ، وَ تَأویلِ الْحِکْمَةِ إلّا أهْلَ (أَعْدالَ خ ل) الْکِتابِ وَ أَبْناءَ أَئِمَّةِ الْهُدی وَ مَصابیحَ الدُّجَی الَّذینَ احْتَجَّ اللهُ بِهِمْ عَلی عِبادِهِ، وَ لَمْ یَدَعِ الْخَلْقَ سُدًی مِنْ غَیْرِ حُجَّةٍ. هَلْ تَعْرِفُونَهُمْ أَوْ تَجِدُونَهُمْ إِلّا مِنْ فُرُوعِ الشَّجَرَةِ الْمُبارَکَةِ، وَ بَقایَا الصَّفْوَةِ الَّذینَ أَذْهَبَ اللهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهیراً، وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْآفاتِ، وَ افْتَرَضَ مَوَدَّتَهُمْ فِی الْكِتابِ؟؛ پس آیندگان این امت، به چه کسی پناه برند درحالی‌که نشانه‌های دین مندرس شده و از بین رفته‌ است و این امت، به پراکندگی و اختلاف نزدیک شده‌اند تا آنجاکه گروهی از مردم، گروه دیگر را تکفیر می‌نمایند و خداوند متعال می‌فرماید: «و همچون کسانی نباشید که پراکنده شده به اختلاف با یکدیگر افتادند، درحالی‌که شواهد روشن ما به ایشان رسیده بود.
پس چه کسی در ابلاغ و اتمام حجت و بیان حکمت بر این امت پراکنده، مورد اعتماد است؟ آیا فرد دیگری جز دارندگان کتاب و فرزندان ائمه هدی و چراغ‌های فروزان هدایت که خداوند، به وجود آنها بر بندگانش احتجاج نموده است، وجود دارد؟ آری خداوند، خلقش را باطل رها نکرده و آنها را بدون راهنما نگذاشته است. آیا تو آنها را می‌شناسی و آنها را جز از شاخه‌های درختِ مبارکة امامت و باقی‌مانده‌های برگزیده‌ای که خداوند، ناپاکی را از آنها دور نموده و آنها را کاملاً پیراسته ساخته و آنها را از آفات و بدی‌ها به‌دور داشته و دوستی‌شان را در قرآن واجب ساخته است، می‌دانی؟»
این بیانات بلیغ، در نهایت صراحت به این مطلب اشاره دارد كه جز ائمّه هدی و پیشوایان و شخصیّت‌هایی كه عِدل كتاب خدا هستند، هیچ‌ كس و هیچ ‌مقامی صلاحیّت رهبری امّت را ندارد و فقط آن بزرگواران محل اعتماد و وثوق و از خطا و اشتباه به‌دور می‌باشند، و خدا آنان را از هر رجس و آلایش پاك قرار داده و مودّت آنها را بر همه واجب فرموده است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵
حسینیه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره

🔰استاد عالی قدر حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی دام ظله العالی
🔰 دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان :

🔸 اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ طَاعَةَ الْخَاشِعِينَ، وَ اشْرَحْ فِيهِ صَدْرِي بِإِنَابَةِ الْمُخْبِتِينَ، بِأَمَانِكَ يَا أَمَانَ الْخَائِفِينَ.

🔸 خدایا در این ماه طاعت بندگان خاشع خود را نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما، به حق امان بخشی خود، ای ایمنی دلهای ترسان. 

🆔 @Saafi_com
🔹️بمناسبت میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

🔸️مرجع ولایی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره

              ((معدن حلم))

آن كه حريمش حَرَم كبريا است
خاك درش كعبه اهل وفا است

آن كه سراپا همه لطف است و مهر
وآن كه دلش منبع فيض خدا است

شخص شرف گوهر بحر كَرَم
وآن كه رُخش آينه حق‌نما است

اُسوه حلم است و مُدارا و صبر
مظهر بخشايش و صلح و صفا است

عين كمالات و خصال نكو
معدن ايثار و گذشت و حيا است

آن‌كه پس از شاه ولايت على
مقصد و مقصود ز دو انمّا است

آيه تطهير و فمن حاجّك
سوره‌اى از منقبتش هل اتى است

عالم تفسير و بطون كتاب
گواه آن كريمه قل كفى است

عارف اسماء و صفات خدا
وارث علم نبى مصطفى است

واقف اسرار حدوث و قدم
ماحصل خلقت ارض و سما است

همچو مسيحا سُخنش روح بخش
گُمشدگان را سوى حق رهنما است

در كف امرش همه كون و مكان
تابع فرمان جنابش قضا است

ز ابر عطايش همگان بهره‌مند
غم زدگان را كرمش غم زدا است

همچو نبى صاحب صفح جميل
مُلتزم عهد الست و بلى است

هر كه شد از معرفتش بى نصيب
هر عمل آرد هدر است و هبا است

شبه نبى شبل على شير حق
زاده نيك اختر خيرالنساء است

مرقد پاكش كه كنون در بقيع
مُنهدم از ظُلم گروهى دغا است

مطلع انوار و مطاف ملك
قبله آمال همه اصفيا است

صاحب اين وصف و علامات كيست؟
كاين همه‌اش قدر و مقام و بها است

سبط مهين حافظ شرع مبين
سيّد خوبان حسن مجتبى است

گرچه به تعظيم مقام حسين
هر چه بگويند بجا و روا است

دين ز فداكارى او زنده است
پيشرو و سيّد اهل ابا است

حلم حسن نيز در احياى دين
نقش عظيمش نه كم از كربلا است

موقف او موقف جانكاه بود
صبر در آن تلخ‌تر از هر بلا است

زخم زبان، تير ملامت ز خلق
سخت‌تر از تيغ و سنان عدى است

ديد كه احوال ديگر گونه است
عصر نه عصر على مرتضى است

مالك اشتر شد و عمّار رفت
دين خدا مسخره اشقيا است

غير تنى چند ز اصحاب صدق
كه شيوه‌شان ثبات عهد و وفا است

بقيه پيمان شكن و دين فروش
خيانت و نفاقشان برملا است

منحرف از حق شده خرد و كلان
قلوبشان اسير جاه و هوا است

حيله و جوّسازى و مكر و فريب
سياست زاده هند دغا است

راه دگر بايد و برنامه‌اى
دست به پيكار زدن نابجا است

در آن شرايط و چنان جوّ حادّ
كه عقل، مغلوب هوس‌هاى ما است

عزم رسل بايد و صبر بزرگ
تا بتوان كرد چنانچه سزا است

گروه ظاهرنگر تندرو
كه كارشان زعقل و بينش جدا است

فتنه‌گر و كج‌نظر و بى‌ادب
شعارشان نعره و بانگ و صدا است

فضول و بى‌مايه و مغرور و دون
كه هر چه گويند همه ادعا است

بى‌خبر از مآل كار امام
كه خير دين است و رضاى خدا است

زخم زبان‌ها به جنابش زدند
كه راه تو نيست صواب و خطا است

ليك نيفتاد به عزمش خلل
مرد خدا را به خدا اتكا است

آن‌‌كه خدا را نفروشد به خلق
چه بيمش از سرزنش ماسوا است

خلاف آراء عوام آن كه كرد
شجاعتش شجاعت انبيا است

گزينش موضع حسّاس او
گزينش رنج و غم و ابتلا است

اى مه برج شرف و مجد دين
اى كه به تو عالم امكان بپا است

قدوه ابرار و جمال وجود
پرتوى از نور تو شمس الضحى است

كار تو و راه تو اسلام را
بدون شك مايه عزّ و بقا است

روى شما مصحف انوار حق
بوى شما قوت دل و جان فزا است

در گه توصيف و ثناى شما
منطق و انديشه ما نارسا است

فارغم از فكر بهشت و جحيم
تا كه مكانم سر كوى شما است

اى كرم و لطف و عطايت عميم
خاك درت چشم مرا توتيا است

«لطفى صافى» است كمينه غلام
هر آن كسى را كه ز اهل ولا است