ناخوداگاه یاد اون جملهه افتادم که میگفت حتی اگه دستمم بشکنی، بازم حداقل انقدری اهمیت دادی که نگهش داری ( دستم رو ول نکنی )
آره همینطوری پیش برو، از مکالمه ها و هرگونه تماس چشمی و فیزیکی اجتناب کن، مردم رو نادیده بگیر و اگه کسی چیزی پرسید کوتاه ترین جواب ممکن رو تحویل بده حتی اگه دروغ بود.
میتونستم آدم خوب و مثبتی باشم، با یه زندگی خوب و با ثبات و یه آیندهی موفق، اگه فقط من نبودم.
تا وقتی قرص معدهم اثر کنه میتونم بخوابم و حتی بمب هم تکونم نده، ولی وای به وقتی که اثرش بره و باز اسید معدهم بزنه بالا.
هیچوقت قرار نیست این دلشوره گرفتن برای اتفاقاتی که احتمال رخ دادنشون پایین ترین حد ممکنه رو کنار بذارم