باشه! من هم میرم خودمو با آهنگ و تروکرایم و هزارتا کوفت زهرمار دیگه خفه میکنم و ذرهای به روی خودم نمیارم که چقدر از اینکه جوابمو نمیدی عصبانی و ناراحتم و میخوام دهنتو سرویس کنم.
مامانم میگه دیروز کشوی لباساتو باز کردم یه لحظه خیلی متاسف شدم برات، فکر کنم درست نبود بخندم.
با یه اعصاب داغون نشستم سر کلاس و آخرین دونههای بادوم تندو میریزم تو معدهی بیچارم
میتونستی اینجا باشی و با هم با آهنگ جدیدی که پیدا کردم برقصیم و تنای برهنهمون تا خود صبح رو هم بلوله، ولی تو قلبمو پر از غم میکنی و حتی رقص هم بلد نیستی.
Forwarded from Highway of tears (théo)
سر میز همه ساکت بودن بعد بابام اومد بحث فلسفی راه بندازه گفت "انسان موجودی دو پاست"، یهو مامانم داد زد "کاش هر دوتا پاش از ناحیه لگن میشکست و میرفت تو کونش" و دوباره همهجا ساکت شد
امروز اگه میتونست بخاطر آشغال بودن نمرهای کسب کنه قطعا نمرهش ۹.۵/۱۰ میشد.
دیروز عصر یه دختر با سن احتمالی ۱۴ سال به اسم پروانه درحالیکه قشنگترین موهای رنگ شدهی کل دنیا و خوش فرم ترین چشما رو داشت بهم گفت خیلی خوشگلی