ㅋ ㅋ ㅋ ㅋ
میگه باشگاه رفتن واسه چیته آخه؟ گفتم: برای محافظت کردن از تو دیگه، آخه من شوالیه سوار بر اسبِ سفیدتم!
گفتم بیا منو ببر خونتون، دخترِ تو بشم.
گفت تو دخترِ منی، از اولش بودی و همیشه هم میمونی.
گفت تو دخترِ منی، از اولش بودی و همیشه هم میمونی.
قشنگترین بخش زندگیم جلوی چشمهام ذره ذره آب شد و من هیچکاری نتونستم بکنم.
یک لطفی به خودم میکنم و انقدر مزخرف تموم شدن پارت اول my dearest اون هم فقط بهخاطر داشتن یک بهانه موجه برای ساختن پارت دوم رو ندید میگیرم.
استاد یبار گفت چیزی به اسم اختلال وسواس فکری عملی وجود نداره و من هنوزم که هنوزه آرزو میکنم ای کاش میتونستم این دهن سرویس کنی رو توی یک جعبه بذارم و برای سال نو بهش هدیه کنم.
بعد امتحان تو بوفه نشسته بودیم و اسما فکتهای مربوط به زودیاک ساینهامون رو برامون میخوند، رسید به اونجایی که هر ساین رو چهچیزهایی اذیت میکنه و فرض کنید اولین چیزی که برای پایسیز نوشته بود چی بود؟
نفهمی و بیشعوری آدمها:')
نفهمی و بیشعوری آدمها